Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  کرزی و وداع با مصلحت گرایی    نویسنده:  فارو

 
اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 25.07.2012


سلام به خواننده معزز

بحث و بحث برای بحث و یا بحث برای فضل فروشی و اغواگری نادرست است.
ټاپیک و موضوع بحث روشن است و یا به آن موافقم ویا مخالف. بحث را از موضوع اصلی کشیدن و به بدراه و به موضوعات شخصی و غیر از موضوع بحث کشاندن تصادفی نیست. این افراد که بحث را برای بحث و فضل فروشی میکنند و یا بحث را شخصی می سازند یا مریض اند یا مأمور که در هر دو صورت انګیزه های مختلف داشته میتواند و دارند. ما باید به بحث و دلایل قبول و عدم قبول آن برای خواننده چیزی بدهیم و در صورت داشتن منطق و قوت سخن جانب مقابل قبول کنیم. در غیر آن ما در دنیای فتنه و حیله زندګی میکنیم و دهها و صدها مشکل درین راستا وجود دارد که درین راستا استوار قدم ګذاشتن مشکلات خویش را دارد. ما در درین بحث نه بر حصه و حق وی از ارکابل بانک و نه هم از کدام مرجع دیګر ون از تعصب و عناد و مریضی کس خبر داریم و نه برای ما کدام راپور مواصلت میکند ویا نه کدام انتروپولیم!؟ نه از قلب کسی خبر داریم و نه به پوشیدګي های قلبی آګاهی داریم. ما بانیک نګری به مقابل خوب خطاب میکنیم و آنرا دارای ارادهء نیک میدانیم و به همین نیک ګری مقابل را خطاب میکنیم. اما اګر دیدیم که نجاست اش در افاده ها روشن میشود میدانیم که اراده وفتنه ای در کار است و بحث صادقانه نیست. بحث به کج راه کشیده میشود و از موضوع خارج میشود که درین صورت هم آموزنده است و باید به همچو فتن و حیله ها توجه داشت و از آن آموخت ومن در هر قدم می آموزم.
اینکه ما (افغانها) منافع و مصالح و اولویت های خویش را داریم و آنها (روسها، امریکایی ها، ایرانی ها، پاکستانی ها و .... کسانی که کج بحثی میکند، فتنه ګران، مریضان روانی، معتقد به یک ایده از جمله اینکه این حاکمیت میتواند از مصلحت ګرایی خارج شود، اینکه این حاکمیت کار خوب در ده سال ګذشته کرده و .... دهها -آنها-) یک واقعیت غیر قابل انکار است.
اینکه من در روی سایت و مسقیم مینویسم و به سطح دانش و فهم این و آن مغرض برابر نیستم تمنا دارم که معاش مکمل من را روان نه کنند و صرف نیم آنرا ارسال بدارند؟!
اما انشاءالله که به کار خویش به هدف خیر و تنویر با تمام قوت ادامه خواهیم داد و هیچ خس و خشاک با کج بحثی روی آنرا ګرفته نه خواهد توانست. انشاء الله.
تشکر


اسم: تفسیر خان   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 25.07.2012

محترم محمد قاسم سلیمي سلام!
ګرچه مصلحت در زبانهای افغاني چه پښتو وچه دري معنا یی مثبت دارد ولې اینکه در راس ادارا ت وانستتیوتهای فرهنګی افراد قرار دارند که یا در خارج از کشور اموزش دیده اندویا کمسواد هستند و با شنیدن هرکلمه طوطی وار به تکرار ان میپردازند، که در نتیجه امروز به عوضکلمه معامله که درکنتکست فعلی باید به کار بر ده میشد مصلحت را بکار میبرند.
خدمت شما عرض بکنم اینکه داکتر جه مینویسد ویا چګونه مینویسد کار انها است ا ګر شما نظر بهتر دارید لطفن انرا ارائه نمایید. اما شما به جای اینکه نظر داکتر سال را رد ویا پشتیبانی نمایید شما خود سال را ارزیابی مینماید، که نه تنها موضوع مورد بحث ما نیست کار پسندیده نیز نمیباشد.
با احترام دوستانه


اسم: محمد قاسم سلیمی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.07.2012


جناب Dr. Sal Sayedi ! اول سلام !

می بینید، دلم واقعاً برای شما میسوزد. شما قبلاً آشفتگی خود را افشاء میکنید، کس دیگر محتاج نخواهد بود که در فکر آشفته ساختن شما شود. شما بزبان سطح تعلیمی خود صحبت نمیتوانید و یا نمیخواهید. من نیازی به آشفتگی شما ندارم و به چنان اعمال شیطانی عادت ندارم. من به شما اتهام نزدم. سؤال مطرح کردم، شما جواب سؤالم را ندادید، به تبلیغ و پروپاگند دست بردید. حال مانند «چسپک» به این و آن دست می اندازید. اگر من از کدام نوشتۀ شما انتقاد میکردم، ممکن حالت طور دیگری می بود. باور کنید، من نوشته های شما را پس از جملۀ اول، دیگر نمیخوانم. شما خوش دارید، زیاد بنویسید. حال هم، بحیث انسان، در آغاز از شما، توضیح مفاهیم را خواستم، شما خارج از موضوع، به «یاسین» تیز کردن آغاز کردید. شما «طوطی» وار، کلمات را بزبان می آورید. من فکر کردم یک فرد اکادمیک هستید. نام خدا، از تمام دنیا خبر دارید. پس یک «مسئول امنیتی» و کارمند «انترپول» نباشید، که حسابات بانکی را قید نکنید. خوانندگان محترم، جناب داکتر، به ارتباط کلمۀ «ما» که پرسیده بودم، می نویسد: «ماافغانها منافع و مصالح کشوري داریم». اگر برای سؤال «ما»، که در نوشتۀ اول اینجانب طرح شده است، همین تعریف ایشان باشد. به به به این صراحت. (پس چرا این سی سال همین افغانها می جنگند؟ آیا درینجا دقیق جواب داده است؟)
در برابر «آنها»، اسمای کشور ها را می گیرد. خود قضاوت کنید.
ختم
سلیمی


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 23.07.2012

محترم قاسم سليمي سلام
بي جهت تلاش دارید که من را آشفته سازید. به این آرمان نه خواهید رسید. نظر من و نظر شما و قضاوت خواننده. نمی دانم منطق سخن شما درچه است اما هست. من به خاطر لقب اکادمیک خویش از شما و از کسی کدام امتیاز نه خواسته ام آشفته شدن شما همان برنامه قبلا آماده شده شما است. به خیالم از اختلاس کابل بانک برای شما هم حق و حصهء رسیده باشد و بودیجهء داشته باشید. اما به هرصورت من از همچو برخورد ها کاملا مستحضرم وآنرا و امثال آنرا کاملا قابل پیش بینی می دانم. مافیا وکار مافیایی روش های متعدد دارد و جدال سیاه و سفید ، حق و ناحق ابعاد بس ګسترده داده واین برخورد شما کدام چیزی نو نیست. من به بی وجدان بودن هیچ کس معتقد نیستم دروجود هرکس این ملکه است که با ممارست آنرا میتوان جلایش داد و روشن تر ساخت و با کدورت انرا سیاه و سیاه تر ساخت که میګویند اربین رفته درحالیکه چنین نیست. انسان همان قسمی که اشرف المخلوقات است ودرجهء کرامت به سیر صعودی به بالاها رفته میتواند ومقام بس عظیم کسب کرده میتواند این سیر به طرف پایین و نزولی هم داشته میتواند که به پائین ترین موجودات کرهء زمین نزول کرده میتواند درین سیر صعودی و نزولی واختیار آن انسانها اختیار دارند تا با نظر داشت هدایت موجود وعقل خویش هرچه را لازم دانند انتخاب کنند. اینکه شما کدام را انتخاب کرده اید انتخاب به شماست. الهی شما و همه ای ما را هدایت نیکی کند.


اسم: محمد قاسم سلیمی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 22.07.2012

جناب داکترDr. Sal Sayedi !

من متأسفم سؤالاتی را که از شما طرح کردم. فکر میکردم واقعاً «داکتر» هستید. نمیدانم که این «تایتل» را بنا بر کدام اساسات علمی بدست آورده اید. من از شما جواب علمی مبتنی بر «ترمینولوژی » های علمی انتظار داشتم، حال یک انسانی که صنف های ابتدائی یک مکتب را سپری نموده باشد، میداند، که شما ممکن یک روز هم «لکچر» یک استاد را نشنیده باشید. با علم آشنا نیستید. یک مبلغ «عام گوی و عوامفریب و لفاظ»، نمیدانم، «پدر دوکتورای» شما با چه وجدان شب و روز خواهد خوابید. در اروپا، در سال گذشته، از چندین انسان، «امتیاز استعمال همچو درجۀ اکادمیک» گرفته شد. این موضوع برایم اهمیت ندارد. اگر میخواهید مردم افغانستان را «مفت بخرید» اشتباه میکنید. مردم افغانستان، بسیار قربانی داده اند. اگر مرا مانند، «پدر دکتورای خود میخواهید، فریب دهید»، وقت خود را ضایع نکنید. ممکن است، بااین طرز دید و استعداد، «سر کلاوه» را گم کنید. شما اصلاً اهلیت علمی جواب سوالاتم را ندارید. ضیاع وقت با شما، ظلم بر خود انسان است.
با اخترام
محمد قاسم سلیمی


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 22.07.2012


خوانندۀ معزز و جناب محمد قاسم سلیمی سلام و احترامات تقدیم است. از نظر نیک شما تشکر. خوشوقتم آنچه در دل دارم و در مختصر نویسی آنرا افاده کرده نتوانستم حالا خدمت شما ارایه میدارم.

ماافغانها منافع و مصالح کشوري داریم. دفاع از وطن و مردم و اهداف خیر شان از جمله زندگی آرام و مرفه و زندگی مانند تمام جوامع متمدن و پیشرفته و زندگی در عدالت و آرامی و رسیدن به زندگی و خانواده و اطفال و ...... منافع ما افغان هاست که رسیدن باین اهداف و اولویت های ما و در مقام اول صلح عادل و شامل را اولویت ما افغانها در بر می گیرد. حالا اگر درین اولویت کسی با ما دست همکاری و مساعدت بدهد مانباید با پیش داوری ها و قضاوت های دیروز دست دوستی را باین مفهوم و باین دلیل رد کنیم که دیروز با ما مثلا دست کمک ندادی و یا هم حتی دیروز با ما چنین کرده ویا چنان. لذا دوست و دشمن دایمی درمنافع ومصالح وطنی وکشوری ما با اساس منافع و مصالح کشور ومردم ماست. ونستون چرچل صدراعظم وخت انګلستان ګفته بود. انګلیسی دوست و دشمن دایمی ندارد اما منافع ومصالح دارد که باید آنرا درنظر بګیرد(کلمات دقیق نخواهد بود اما به همین مفهوم تأکیدات داشته).

آنها: انها مثلا پاکستان، مثلا ایران، مثلا امریکا، مثلا روس و .... هرکسی که حتمی نیست بر منافع و مصالح کشور ومردم ما اولویت بدهند. علت آن حتمی نیست همیشه منفی باشد. مثلا جنرالان پاکستانی وپالیسی سازان پاکستانی منافع و مصالح دارند که با منافع و مصالح افغانی مطابقت ندارد. خونریزی درافغانستان، نارامی درافغانستان و حکومت ملی و قوی درافغانستان با منافع و مصالحه (آنها) مطابقت ندارد. صلح درکشور (ما) ومنطقه به نفع جنرالان پاکستان (به نفع آنها) نیست.

همفکران شما هم ثابت اند؟
من آنها را همفکران میدانم که به خیر وطن و مصالح افغانی و مردم ما اولویت میدهند واین مانند سمارق ایجاد و نازل نه شده اند. اینها درهر طیف افراد که سابقه ای هر راست و چپ (آسان سازی کنم - بخاطر اینکه این مفهوم راست و چپ دیګر بی معنی شده و حدود وٍثغورآن تغییر کرده)دارند شامل شده میتواند. همفکر من شما خواهید بود و هستید که برمنافع ومصالح افغانی اولویت میدهید و به آن می اندیشید.
منافع و مصالح ما دربالا مثال اوردم.

مختصر مینویسم و شما را کاملا درک میکنم و حق شما میدانم که کسب نفقهء حلال وجیبه است وعبادت و برحق شما وعدهء زیادی از هموطنان به آن مصروف اند.
شما میدانید که همینکه این چند سطر رانوشته اید و اینکه وخت خویش را درین مورد مصرف کرده اید اجر و پاداش دارد.

من تلاش میکنم که مختصر باشم اما آنچه دردل دارم نسبت جلوګیری از طویل بودن بحث از تفصیل جلوګیری میکنم اما درموارد زیادی درهمان مطلب که اختصار کرده ام به اعتراض مواجه شده ام.
احتمام شما به مسایل کشوری و این بحث ها نشانهء از علاقهء به سرنوشت مردم و کشور ما افغانستان و امرخیر است که برای من جدا قابل ارج واحترام است. سلامت باشید. احترامات مجدد من را بپذیرید.


اسم: محمد قاسم سلیمی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 21.07.2012

جناب داکتر « Dr. Sal Sayed » !

عکس العمل شما در برابر هر نوشته شهرت دارد. احصائیۀ عناوین و نام شما، در لیست مقام بلند اتخاذ نموده است. این تذکر شما:
«ما منافع داریم و مصالح و درین راستا دوست و دشمن دایمی وجود دارد. دوست دایم ما همفکر ما در مصالح ماست و دشمن دایم ما دشمن ما در مصالح و منافع ماست.» مرا به طرح سؤال مجبور ساخت.

لطفاً اجازه بفرمائید، تااز حضور شما سؤالی را طرح نمایم:

مفهوم «ما» را چه تعریفی دارید؟ آیا نزد شما مفهوم «آنها» هم وجود دارد؟ اگر وجود داشته باشد، لطفاً این مفهوم را هم تعریف نمائید!
آیا «فکر» شما هم «دایم» ثابت است؟
آیا «همفکران» شما هم «ثابت» اند؟
«مصالح و منافع» خود را چگونه تعریف می کنید؟
لطفاً جواب کوتاه بدهید. زیرا ما با غم دریافت لقمۀ نان گرفتاریم، شکم سیر شما، در خانۀ ما، جای ندارد. صراحت در لهجه و کلمات عادت ماست، نه حجم اوراق.

با احترام
سلیمی


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 21.07.2012


سلام به خواننده معزز

کوتاه و تلګرافی بر یک دو مطلب از عنوان (آیا وداع بامصلحت ګرایی ممکن است؟ نوشته جناب نعیم بارز)

ما منافع داریم و مصالح و درین راستا دوست و دشمن دایمی وجود دارد. دوست دایم ما همفکر ما در مصالح ماست و دشمن دایم ما دشمن ما در مصالح و منافع ماست. این موضع ګاهی به نحوی برعدم استقرار ما و پله بین بودن نیز با کج بحثی معین میتواند تعبیر شود. اما این تعبیر درست نیست. علت اینکه یک وطن خواه و خدمتګار وطن درین دوست و دشمن همیشه معیار وطنی را اساس قرار میدهد و بس.

در مورد مصلحت ګرایی و تعبیری که حاکمیت جناب کرزی کرده اند کی کج بحثی و جانب منفی کار مطرح و فهم مسأله مطرح بوده وهست.

در نظام دیموکراتیک مصلحت های معین بنا بر اصول دیموکراتیک و نتایج انتخابات ملحوظات و خواسته های احزاب برنده در انتخابات تاحدی تحت عنوان مصلحت ګرایی به نحوی در نظر ګرفته میشود که این موضع عبور از خطوط سرخ و قبول شده نباشد. اما در افغانستان ازین حالت برای بقا و دوام بی درد سر حاکمیت خویش از خطوط سرخ با برخورد های مصلحت ګرایی اما در واقعیت دامن زدن به فتنه و درد و آلام طویل المدت دامن زده شده و افغانستان و مردم به درد وآلام بس خطر ناک مواجه ساخته شد.
این درست که با تقسیمات قومی و منطقوی درپُست های دولتی تا حدی دهن تفنگ سالار و تاجر بر خون وآلام قوم ګرا و تاجر سیاسی به مفهوم بد (دهن سګ به لقمه دوخته به) عمل شد و جناب حامد کرزی خود را در لحظه ای از شر آن تاجر سیاسی قوم ګرا در امان کرد اما در افغانستان پایه و اساس فتنه ګری های قومی را دامن زده و نهادینه کرد.

بلی معافیت قانون را بنا بر مصلحت رایج ساخت اما در جامعه ذهنیت اینکه مربی داری مربا بخور را تقویت کرد و کسی دیګر وفاداری و خدمت را اصل نمی پندارد بلکی در صدد پایه و روابط شخصی است تا معیاری.
از نظام دیموکراتیک و حاکمیت عرضه و تقاضا بدون رعایت حاکمیت قانون وهها اصل انسانی قرن بیست یک جامعه بشری سوء استفاده و منحرف استفاده صورت ګرفت که تفصیل بس عریض و طویل است.

درین جا دیده میشود که در موارد نمک ګندیده که نمی تواند مداوا باشد.
من مثال های مشخص در بحث کوتاه ذیل ګفته ام آیا این حاکمیت خواهد توانست سیاسیت کدری خویش را تغییر دهد که تغییرات را عملا وارد سازد من فکر میکنم که نه؟
جست و خیز ها هر روز با آنقدر خطاها مواجه است که ناتوانی های عملی شان برای پایان دادن به این وضع هویدا است.
اینکه این وضع از داخل و یااز بیرون ازین سیستم ممکن خواهد بود سوالاتی است که باید به بحث طویل و مشخص روی آن پرداخت. خود آغاز این تلاش مانند نقطۀ صفر نشانۀ خوب است اما برداشتن قدمهای بعدی ازین نقطۀ صفر ضرورت به قدمهای عملی و امکانات عملی دارد که در موارد زیاد من آنرا از حیطۀ این اداره و توانایی های عملی شان بعید میدانم.
شواهد و بررسی های روزمره واقدامات عملی نشانۀ بارز آن است که اینجانب را به آن معتقد میسازد.
ما وقت برای ضایع کردن نداریم و حوادث به سرعت به پیش میروند. ترس ها و تشویش های بس فراوان گریبان گیر ملت ماست. ترس ها و تشویش های که قربانی ها آنرا صلح جهانی و ملت مظلوم ما می بینم. نباید بدبین بود اما خطرات را نام گرفت و درحل آن کوشید واین رسالت خیر وانسانی را ادا کرد.
تشکر


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 20.07.2012


سلام او احترامات درنو لوستونکو

زه غواړم په دې ځای کې تأکید وکړم او ووایم چې یو نیت دی، یو عمل کوی، بل هم امکانات لرل. دا امکانات لرل هم فني اومسلکی امکانات لرل او دسیاسي او عینی وضعی سره په ځیړلو عملی امکانات لرل. دا هغه جوانب دي چې ددې حاکمیت د وعدو په هکله باید وڅیړل شي.

په نورماله ټولنو او دولتداری کې داچې یو څوک دې ددې جوګه شي او داسی مقام ته ځان ورساوی چې په خپله ګناه او ناتوانی اعتراف وکړي دا ښه خبر ده خود ددې مانا داده چې خلک دلابراتوار خرګوشان ندي چې څوک دې پری تجربی کوي. دصادقانه اعتراف مانا داده چې لاره نوروته پريښودل او کنار تلل اړتیا لری او د معیینو حالاتو په راتللو سره سیاسی، ایماني، وجدانی او جزایی مسؤولیت مطرح کیږي. او که غل هم وایی مه پريږدې او کور والا و هم او دواړه شاکي دي نو دا په ځای خبر نه ده. داملت تکړه بچیان لری چې د مسایلو او مشکلاتو په تحلیل او دحل به لارو بلد او پوه دي. نو اعتراف دنورو عملی تدابیرو نه پرته په تخلف کې ادامه او پاتی کیدل دي.

یو ځل بیا ددې موجوده امکاناتو او د عصر دطلایی جانس را داحاکمیت په خپله بی کفایتی او په ډیر مواردو کې غیر مشروع والی دډیر وخت او ښوفرصتونو د بیځایه تیریدو او عبثیدو جوګه شو. داسی ستر خطراتو سره مخامخ یو چې دافغانستان دموجودیت سوال مطرح دی. د قومی او کورنیو قومی و سمتی اختلافات ته ضعیف حاکمیت لمنه ووهله او داپروسه ادامه لری. عوامل به زیاد وی خو ضعیفه او بی کفایته دولتداری یی یو ستر عامل ګڼم.
دلته ښه سړي والی اصل نه دی اصل دادې چې عملی امکانات لری که نه؟
مثال راوړم: دا حاکمیت توانایی لری خپل کدری سیاسیت اصلاح کړي او هغه خاندانیانی افراد چې حتی ډیر پخوا باید دسترو دیپلوماتیکو پستو او نور پُردرامده وظایفو دقرابت، فامیل، جیب په اساس ګمارل شوي دوظایف لیری کړي. وګوری دافغانستان سفارت ته په امریکی کی دهغوی ددیپلومانو قرابتی ترکیب ته.
وګورئ په امنیتی ادارو کې وزارت داخله، دفاع، او امنیت ملی کې مقرری د قوم حزب، منطقې او جیبی روابطو پربنا. فیصدی وګورئ. دا ارګانونونه باید فنی او مسلکی اصولو په اساس دقانون او شایستګی پر اساس توظیف وای خو عملا داسی نه ده. آیا دلته به معیاری برخورد وشئ؟ عملا دې نظام ته مشکله خبر ده چې دا کار وکړي.
دقانون حاکمیت، معلوماتو ته دسترسی او .........
دمعلوماتو ته ددسترسی قانون باید له هماغه سره لس کاله پخوا پاس او تطبیق شوای وای. درسانو قانون عملا تخلف او عملی کیږی نه. دتعجب او تأسف خیر ده چې یو څوک هم متخلف او هم قاضی شي. د اطلاعات او فرهنګ وزیر دتمامو دیموکراتیکو اصلو دهغه کمیتې رئیس دی چې رسانه ای تخلفاتو ته باید رسیدګی وکړي. د ملی تلویزویون دشاهی نظام دتلویزیون سره څه تفاوت لري؟ ملی او دخلکو تلویزیون او اصولو باندی ولاړ نه دی......

له کوه سره يی را ونیسو؟ کار ډیر او وخت لږ او توانایی ګانی دحاکمیت محدودی او په ډیر مواردو کې وعدې او فرمان وااظهارات دې چې دعمل جوګه دې او یا له سره نه شي کیدای. مننه
اسفارت


اسم: روفی   محل سکونت: انګلند    تاریخ: 19.07.2012

درنو دوستانو سلام .
زه لیکوال نه یم او په سیاست هم نه پوهیږم مګر تورته تور او سپین ته سپین وایم.
دجناب حامد کرزی وروستی څرګندونی تاریخی وی مګر له ۲۰۰۱ کال را پدی خوا مو دحامد کرزی څخه ډیر واوریدل او لږ مو ولیدل زه پدی باور نلرم چه حامد کرزی به خبلو ژمنو ته ژمن پاته شی بیا هم سترګی په لاره به اوسو هغه متل دی وایی (اختر پټ میړه ندی).
مننه


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 18.07.2012

سطحی نگری ها در قبال تغییر ظاهری
در موقف زمامدار

یک سلسله مصروفیت ها برای مدتی مرا از نوشتن در پورتال وزین افغان جرمن آنلاین دور نگهداشت، اما بر سبیل عادت هر روز دو سه بار صفحه را می گشایم و از پدیده های قلمی صاحب نظران فیض می برم و می آموزم و در نوشته هایی که روشنگری واقعی و بیان حقایق را می یابم، از طی دل با نویسنده هم نظر گردیده تحسین و آفرین میگویم.

همانگونه که آزادی بیان حق ابراز نظر را به هر فرد و در جمله به من داده است، احترام به عقاید دیگران را نیز بر من واجب گردانیده و حتی از غلط پنداشتن نظریات و طرز تفکر دیگران منع نموده است، زیرا ساختار اندیشۀ هر صاحب نظر بر مبنای برداشت ها و نتیجه گیری های شخصی او از گزارشات، تحولات و و قایع جاری استواراست و ارائۀ آن حق قانونی و مسلم او است.

موافق نبودن به نظر ارائه شده و نقد کردن آن همچنان حق مشروع و قانونی گیرندگان مطلب است که بایستی مطابق موازین قبول شده با حفظ احترام و مبری از اهانت و بستن اتهامات صورت گیرد.

به همین منوال گاهی که نظر ما مورد بررسی و انتقاد قرار میگیرد، نباید آنرا شخصی تلقی کرد و موجب صعود فشار خون و خشکی حلق و گلو گردد.
یکی از فرایض و رسالت سالم یک قلم بدست تحمل پذیری و مراعات صادقانۀ همین اصول است.

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/abasi_a_sathi_negari_dar_qebal_taghir.pdf


اسم: تفسیر خان   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 17.07.2012

خوږو دوستانو!
خبرې که عملی نه شي نويې باد وګڼه چې تر هر شي ارزانه دی. او کرزي صیب دغه ارزانه ماده دخپل مهارت له کبله په ډېره لوړه بیه څو څو واره زمونږ په ولس لا څه چې زمونږ په پوهانو وپلورله او لا یې پلوري. که نه دکرزي دنده داده چې کاري تیم جوړ، قانون پلی او هېواد د پرمختګ په لور شېوه کړي، اوهغه لوړپوړې جارواکی چې په صداقت او ایماندارۍ سره یا کار نه کوي او یا یې استعداد نه لري له کاره لرې او پرځای يې په کار پوه او صادق سړیتوبونه وګماري. نه داچې قانون او اصول تر خپلو احساساتو اوعواطفو قربان اودولت او حاکمیت دولاړو اوبو په ډنډ بدل کړي. که په دغه ډول چارې پرمخ تللی شوې نو اوس به هېوادوالو په سوله اوسوکالې کې ژوند کاو‌ء. خو وروستۍ پېښې ښیی چې کرزی لا تر اوسه دولس د خدمت جوګه شوی نه ده، او وعدې به یې چې زه ورته باد وایم لکه دتېرې لسیزې په شان وعدې( باد ) پاتې شي.
پای


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 16.07.2012

محترم مصطفی له کابله او درنو لوستونکو ته سلامونه او احترامات وړاندې کوم
زمونږه لمړنی مشکل همدا دې چې مونږه غربی او بهرنی زده کړې کړي او دوطن په رموزو او حتی خپلو ژبو او د وطن په نبض ښه بلد نه یو. امید چې د ښاغلی مصطفی به انګلیسی دتخنیکی ستونزو له کبله وي او په اصلی نوم وي خو په هرصورت که دولت کوم استازی هم وي باک نه کوي مونږته منطق دخبری او لوستونکي او حقایقوعامول مطرح دي بحث دبحث لپاره نه بلکې داصلاح او رغونې لپاره وه او دی.
راشو نیغو به نیغ د محترم مصطفی ورور ملاحظاتو ته:
تقاعد په مفهوم دواقعی د کلمی یعنی دردولتی پروسیجرو سره سم یو ارزش قایلدل او داحترام سره دپاتې ژوند لپاره د خدماتو په مقابل کې مساعد او ارام ژوند ته زمینه برابرول دي. تقاعد په معنای د ژوند او علمی کارونه تقاعد او حتی ددولت په چوکات کې د یو تقاعدی تضمین شوي کار په څنګ کې د ژوند هلو ځلو ته دوام ورکول دي.
عمر او دهغه طبیعی پروسه، مطالبات او امکانات فرقی کوي او مونږه داطبعی پروسه نه شو درولای. داچې تقاعد دې په ۶۰ کلو کې وي که ۶۵ کلو کې دا توافق ته په قانون کې ضرورت شته او قوانین دتطبیق لپاره دي که قوانین خراب دي باید تغییر شی که شته باید تطبیق شي اما که شته او هغه او دغه سیاسي قدرتمند یی په خپل واک خلاف کوی دا دمنلو وړ نه ده.
یووخت به اروپا کې په یو سیمه کې سیل راغی. یو فابریکه یی له هرڅه سره سیل ویوړه. رئيس جمهور او صدراعظم راغلل لیدنی ته او دلیدو په وخت کې دفابریکی خاوند د ټکس اومالیاتو دکمښت غوښتنه وکړه. صدراعظم ورته وویل ته غواړې ما جیل ته ولیږئ. داتکس او مالیه پارلمان پاس کړی او داقانون دی. اودقانون خلاف زما حق نه دی. نو راشو افغانستان ته هروالی او هروزیر اورئیس جمهور خو لاپریږده په هرقدم کې داسی تخلفات کوي او حتي د قضایی او پارلمان وظایف سر ته رسوی او پارلمان بیا دکلیدي قضایاوی به ځای دخلکو انفرادی کیسونه او قضایا بررسی او کتنې کوي. مشکل لوی دې. داچې جناب کرزی صیب دشورای وزیرانو اداری رئیس ته هدایت ورکړې چې داستادان دې بیرته داسیستانت تر روزلو واپس کارته داوم ورکړي او ..... خطا خطا خطا او نادرسته مداخله ده. پورتني اداری مقامات او حتي پورتني محاکم (مرافعه او تمیز او .. ) داحق نه لري دابتدایه محاکمو په ځای حکم صادر کړي او هغه دی تعویض کړي یواځنی کار چې کولای شي لاندی مراجعو ته قضایا راجع کوي او دنوو حالاتو پر برسیره کیدو اویا هغه جوانب چې په نظر کې نه دي نیول شوی دبیا غور وکړي نه داچې نوی حکم او .... داتفاصیل زیاد دي.
بلی تقاعد عمر باید قانون کې فیصله شي او چې قانون کې وی باید تطبیق شي.بله انتخاب غلط انتخاب دی.
داکادمیک دتقاعد معنا دژوند نه دتقاعد معنا نه ده او متقاعد کولای شي په نورو انواعو قراردادو عملی او علمی کارته ادامه ورکړي او افغانستان په دې برخه کې کومې اختراع ته اړتیا نه لری داسې تجاربو نه نوری نړۍ کې هم استفاده کیږي.
دلته د حاکمیت مطلب او برخورد صرف عوام غولونه او یو عده افراد چې خاندانی دي او دادی دعمر په وروستیوپړاووکې دسفارتو او پُردرامده دولتی پُوستو خاندان دي، د ژغورولو هڅې دي. نور عوامل به هم لري. خو دقانون سره سم تقاعد ورکړل شوي کې داسې مداخله غیر قانوني ده او هیچ څوک يې دراګرڅولو صلاحیت نه لري.
داچې دا دې شیطانی پلان د همسایه ګانو وي له سره پرې پوه نه شوم چې دا دهمسایګانو دشیطاني پلانو سره څه اړه لري.
داچې ښاغلې عبیدي د غاښو ډاکتردې او که کوم بلی دهمدې حاکمیت له خوا دشخصی او جیبی او یا قومی روابطو په اساس چې ددې حاکمیت اصلی معیارونه دې مقرر شوی او داسی مقرری او وفاداری دداسی اشخاصو ملت ته نه بلکی معینو افرادو او غیر ستندرروابطو ته ده چې د معضلی او اداری فساد یو عمده عامل دې.
مشکلات او ستونځی زیاتی چې عوامل يی همدا بې کفایته او په ډیرو مواردو غیر مشروع حاکمیت دی. نور عوامل به لري خو مونږ همدا او همدوی داوسني تراژیدی او توقف عامل ګڼو. تاریخي عوامل، تیر رژیمونه او زړې تاریخ وهلی ایدیولوژی او همسایګان او سرتمبه ګې او داسې نور. خو زماپه تحلیل اصلی عامل همدا بې کفایته نظام دې. تفصیل زیاد دې څه به مو سرخوږوم.
۲۰۱۴ کال رانږدې کیدوونکی دی اوظالم همسایګان خپلی برنامې عملی کول غواړي. فرصتونه له لاسه ځي او ژړا اوواویلا او فرمان او غلطو مداخلو څه نه کیږي. مخکی له دې نه چې نور هم ناوخته شي بې کفایته او غیر مشروع افرادو او حاکمانو ته باید دهغوی خطاګانې ورپه ګوته شي او خلک پرې خبر شي. مونږ وخت دضیاع او عبث تیرولو لپاره نه لرو. مننه سعیدی لندن


اسم: mustafa   محل سکونت: Kabul    تاریخ: 14.07.2012

To Dr Sayedi
Retaiment is not a compulsory espcially for accademic in realty in western countries the governments trying to keep people in job as much as possable despite the certain age mentoined in law for retairment.
unfortunately in our poor country we have few accademics and Mr Obead give them the retairment promotion in western countries despite high number of accademics with big competitions non of the UN give compulsory retairment to theire academics. It is part of devill plan of our .
neighbours
with this plan they want to empty our UNs from Accademics than we have to haire there accademics to teach our children
It is part of plan we lost army and police now is time for demolitioning of our education system by Mr Dentist
Obayad by the order of his Iranian boss.
Good luck to you Afghanistan as you become nest of poppets


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 13.07.2012

دوکتور صلاح الدین سعیدي
نمونـﮥ مشخص از مداخلات نادرست حاکمیت کابل

به حواله از آژانس های خبری به نقل از اعلامیۀ دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری بتاریخ ۱۳/۷/۲۰۱۲ جناب حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان با تقاعد دسته جمعی ۳۲ از استادان پوهنتون های دولتی مخالفت کرد.

درین خبر برعلاوﮤ مطالب دیگری را هم می خوانیم که حد اقل تعجب آور اند «. . . که به تقاعد سوق دادن اخیر ۳۲ تن از استادان با سابقۀ کشور، بی سابقه خوانده شده. . . . تقاعد را می پذیرند اما در شرایط ی که هنوز بسیاری از پوهنتون های کشور به استاد نیاز دارد. . . . که این اقدام باید در آغاز سال تعلیمی و در ختم آن انجام میګرفت. . . . هیچ تقاعد اجباری در کار نیست. . . و به ریاست ادارۀ امور هدایت داد تا در رابطه به تقاعد استادان تجدید نظر صورت ګیرد و استادان رشته های مورد ضرورت الی تربیه اسیستانت ها و افراد جایګزین به کار خویش ادامه دهند. ....»

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/saidi_s_modakhelat_nadorost_hakemiyat.pdf


اسم: روفی   محل سکونت: انګلند    تاریخ: 13.07.2012

بارکزی صاحب یریالی اوسی
زه خپل نظر په څو ټکو کی لنډ لیکم زه له اوسنی او پخوانی اداری سره کوم تړاو او دنده هم نلرم.
کارکول به زما په نظر جرم نه وی که دپرچم ډله مطلب وی هغوی اوننی دشمال دله سره یوه متحده ډله دی امکان ولری چه تاسی جناب هم له هغی سره تړاو ولری که په کار سره وی زما په نظر دومره خیانت چه بیت المال سره اوسنی حکومت کړی چیری چه سقاو ټیر پنچر شیر فروش شورنخود فروش وه نن وزیر جنرال اوسفیران دی دا نن بلند منزل شرکتونه په کابل کی له کومه شول زه له ډاکتر صلاح الدین سعیدی سره کومه پیږند ګلوی نلرم مګرزه دهغوی دکورنی له نوم سره دمکتب له وخته چه دډیرو تعلمی کتابونو مولف وه اشنا یمه اما عالمانه لیکنو ته یی زه درناوی لرم.
جناب بارکزی صاحب ستاسی نوم می هم دریاست مبارزه با فساد اداری په یوه لست کی ولیده راځی چه له تیرو څخه پند او دروشانه را تلونکی لپاره سره یوبل ته لاس ورکړو
مننه


اسم: زرنګ   محل سکونت: هالند    تاریخ: 10.07.2012

برادران عزیز ودوستان ګرامی،
کرزی در مدت ده سال دولت داری و حکومت داری بازهم توا نسته اند که ذهنیت بعضی از روشنفکران افغان مقیم داخل و خارج را بخود جلب کرده است.
بیبنید؛ کرزی شخص اول و شخص درجه دولت افغانستان است. تمام جنایات که در ادارات افغانستان صورت میګرد مسؤل درجه اول کرزی است.فساد اخلاقی، جنایات تجاوز جنسی و سلب حقوق زنان تو سط اعضای کابینه ، وکلا ووالیان منطقه در حکومت کرزی صورت میګیرد. وقتیکه نام قضیه دوسیه غصب زمین در هرات از طرف څارنوالی اعلان میشود و تورن اسمعیل وزیر اب وبرق را درین قضیه مجرم وداخل میدانند، کرزی در کنفرانس مطبوعاتی اورا یک شخص بیګناه و مجا هد نام میبرند. وقتیکه دوستم به استخراح نفت شمال متهم به غصب و لت وکوب کارګران داخلی و اخطاریه به مشاورین و انجنیران چینایی میشوندکرزی اورا در مقابل رسانه ها و ژور نالستان باز هم نجات میدهند.
در طول ده سال هیچ یکی از قضیه اشخاص زورګو تصفیه نشده است. هیچ یک از وزرا و مقام های بلند رفته تا بحال به محکمه سپر ده نشده است.پس کجا است وجدان و صداقت اقای کرزی.
کرزی در محضر عام نګفت که پول ودالر و پیسه را بیرون نکشید ودر داخل هر چه میکنید بکنید و بلند منزل ها را جور کنید . مردم دیګر به تنګ آمده است.در وجود کرزی هزار ها اشخاص جنایت کاران پنهان شده است.کرزی اګر به زبان هر چه بګو یند ولی در عمل انرا عملی نمیکند.
کرزی یک هنر پیشه فعال است که رول خویش را خوب بازی میکند.با وجود 110 مشاور رسمی کرزی تا هنور نتوانسته است جلو بیکاری و فقر را کمی کاهش دهند. 88 میلیارد دالر نقد با حضور ۴۸ دولت کمک نظامی در خاک افغانستان کدام تغیر قابل ملا حظه صورت نګرفته است.
نمیدانم چطور بعضی از دو ستان کرزی را یک شخص بادرک مسؤلیت و صادق می نا مند. افسوس و بازهم افسوس به حال کرزی که این شانزده میلیارد دالر امریکایی کمک جدیددر کنفرانس جاپان را به کجا خواهند رفت.و این پیسه مفت در کدام بوجی وجوالها اشخاص نا معلوم بی هویت خواهند ریخت.
با عرض احترام


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 07.07.2012

سلام به خواننده معزز
تخلف و جنایت تخلف است هرکه کند و درهر زمان کند. رژیم قبلی از رژیم های بعدی بهتر نبود ونیز. حتی اندیشه های توتالیته و یکحزبی به ذات خود بدی است. دیدطبقاتی و اقتصاد رهبری شده و درمجموع سیستم سوسیالیستی به ملت چیزی نداده و داده نمی تواند. درمورد مورد اظهارات متعصب و اینکه کسی درمقطع زمانی درمکانی بود و یا مسایل مشابه دلیل بدی و خوبی نیست. بررسی کذشته و بازدید به آن باید از لحاظ اخلاقی، سیاسی و جنایی و ایمانی بررسی شود. هر کس به بدی ګف زده از لحاظ اخلاقی مسؤل است. مقایسهء امکانات بیشتر ازیک دهه وارزش های که مدعی آن ایم با ارزشهای قیل قابل مقایسه نیست. کج بحثی درین راست و اینکه دلیل و پایداری ان وجود ندارد بحث را به حانب دیګر بردن از همان فتنه ګری های خواهد بود که شایسته نیست.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 06.07.2012

آفرین بر کرزی !

دیروز ضمن سخنرانی به جرگۀ سراسری جوانان افغان در کابل کرزی از عاملین اصلی تخریب و ویرانی های سه دهۀ گذشته نامبرد که زیر نام اسلام و وطنپرستی مرتکب بزرگترین جنایات بر علیه افغانستان ، مردم وطن و منافع ملی کشور گردیده اند و دست های مداخله گرانۀ کشور مصنوعی پاکستان ، پاسداران ایران و دیگر بیگانه ها را در امور کشور دراز ساختند.

شاغلی کرزی در این بیانیه که من آنرا تاریخی میخوانم جمعیت اسلامی و حزب اسلامی را که باید جمعیت و حزب شیطانی خطاب شوند و طالبان را که با " سلاح استخبارات " پاکستان در دست بر علیه وطن و مردم ما میجنگند، به حیث عاملین اصلی جنگهای خانمانسور، ویرانی ها و جنایات دیگر نامبرد.

بیایید دعا کنیم که خداوند متعال او را از گزند جنایتکاران جمعیت شیطانی، حزب شیطانی، جنبش شیطانی، وحدت شیطانی و طالبان پنجابی دور بدارد و قدم اول و استوار در راه ختم مصلحت گرایی باشد.



اسم: حمید عطا   محل سکونت: هالند    تاریخ: 05.07.2012

در برابر این عنوان ووعدۀ آن که بنظر من بگونه خینه بعد از عید پیشکش گردیده است، برای کرزی صاحب میگویم " آآآآمییین ! أما باورم نمیشود !!".


اسم: اکبربارکزی   محل سکونت: هلمند    تاریخ: 05.07.2012

"داکتر" صاحب صلاح الدین سعیدی!
فکر میکنم ضرور است سوال قبلی خود را تکرار کنم. چون جوابی از شما دریافت نکردم. شما و خانوادۀ تان به رژیم فاسد، مزدور و خون آشام پرچمی ها تا آخر وفادار ماندید. رژیم فعلی واقعأ فاسد است ولی بهر حال از رژیم پرچم بدتر نیست. چرا همین روحیۀ انتقادی کنونی را در آن زمان از خود تبارز ندادید؟ چرا تا حالا راجع به جنایات رژیم پرچم سکوت میکنید وحتی به سوالات که که حزب منحوس پرچم را افشأ میکند، جواب نمیدهید؟ متوجه باشید که همین سکوت تان هم کافیست تا مردم در مورد تان نتیجه گیری کند.


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: uk    تاریخ: 02.07.2012

محترم نعیم بارز خوانندۀ معزز سلام به شما،
نوشتۀ آشفتۀ جناب نعیم بارز را که بتاریخ ۳۰/۰۶/۲۰۱۲ در سایت افغان جرمن آنلاین در برابر نوشتۀ من آورده اند به دقت مطالعه کردم. این نوشته دو بخش دارد یکی مطالبی که قابل بحث اند دوم مطالبی ه سطح بحث آنرا اقلا طفلانه میسازد.
از بخش دوم میګذرم و ب بخش اول میپردازم.
ما مینویسم و برداشت خویش را به خواننده پیشکش می کنیم. یا سخن ما منطق دارد و خواننده آنرا می پذیرد و یا نمی پذیرد. که کاملا نورمال است.

نوشته های با جد و جهد زیاد و اهتمام خاص بنام جناب نعیم بارز در دفاع از حاکمیت کابل که تصور میشود که از یک انستیتوت و یک ادارۀ مجهز می برایند چنان تصور در من ایجاد کرد که در مورد نوشتم و جناب بارز آنرا رمل اندازی نام ګذاشتند. بلی در علوم اجتماعی در تفاوت با علوم سیاسی چنین است که با مشاهده و مقایسه و احصائیه ګیری ها نتیجه ګیری هایی میشود که ممکن این نتیجه ګیری ها در علوم اجتماعی مثلا در صد حالت درست باشد و در حالت صدو یکم درست نباشد.
کاش چنین باشد که در مورد خطا کرده باشم و چنانچه جناب بارز نیز نقیه میکنند من هم قبول دارم. خدا کند که اشتباه کرده باشم و جناب بارز این زحمات را لله فی الله برای ادای رسالت انساني متقبل میشوند که مسلماً قابل اجر و پاداشت برزګ نزد مردم والله تعالی خواهد بود.

نفی مطلق آن مسلماً که عدالت نیست. اګر اشتباه کرده باشم امید مرا ببخشد. این حالت است که برای خود جناب بارز معلوم خواهد بود اما ما بر ظواهر امر با ګذاشتن بخشی از حقایق قضاوت می کنیم.
من این همیشه به همان بازی پوزل که قطعات کوچک تصویر بزرګ در جای های مناسب ګذاشته میشود که اګر ما قطعات کوچک تصویر بزرګ را درجای های مناسب قرار دهیم تصویر داده شده در صورت درست نمایان میشود که قطعات خورد تصویر بزرګ در جای های درست ګذاشته شده باشد.

بلی من بالمواجه و اکثر درین ګونه تبصره ها در روی سایت می نویسم و اکثر دوباره هم به آن نوشته مراجعه نمی کنم و یا آنرا بعد از نشر میخوانم. بلی ګاهی غلطی های املایی دارند که همان سطح صنف شش هم نمی کند. جناب بارز راست میګوید.

جناب بارز قبول کنید که نوشتۀ اولی بس دقیق کار شدۀ شمارا که درآن تلاش نموده اید از چیزی دفاع کنید که دفاع اش فریب خود است و از آن دفاع شده نمیتواند، همان برداشت من بوده که نګاشته ام، ممکن خطا کرده باشم. من در یک مثال در مورد ستنګر آنرا مستدل ساخته ام که ضرورت است باز هم به آن دقت کنید.

آنچه فرهنګی عالیقدر رازق مآمون، من و یا شما می نویسم کدام حرافی، مریضی روانی و هدف توهین و تحقیر کسي نیست. تعجب میکنم که دفاع از حاکمیت کابل را برای خود توهین و تحقیر تلقی میکنید. چیزیکه در نوشته های خویش به آن مي پردازید. این انتخاب من نه بلکه انتخاب شما است.
من به این باورم که حکومت داشتن از بی حکومتی بهتر است. من باور دارم که این چوکات این نظام، انستیتوت های دیموکراسی بوجود آمده در دهۀ اخیر ولو اګر در اکثر موارد تقلبی است، قابل رد بوده نمی توانند.

من باور دارم که افغانستان دست آورد هایی هم دارد. مشکل من درین است و تأکید دارم که امکانات و هدیۀ طلایی عصر، فرصت ها، و مساعدت های جامعۀ جهاني در مقابل دست آورد ها و قربانی های داده شده اصلا قناعت بخش نیست.

هست ده ها موارد که اګر کار به نحوی دیګر میشد، دست آورد بهتر و قربانی کمتر میبود.
هستند مواردی که اګر تعریف دقیق و تصویر درست از مسایل داده شود این رنچ و عذاب ملت و جامعۀ جهانی و قربانی های غیر ضروری کمتر خواهد شد.
هستند موارد زیادی که مسایل را باید واقعی نوشت نباید ماست مالی کرد و نباید فریب داد. نباید آغابلی بود و نباید فریب داد. این برخورد اخیر سبب ادامه خون و اشک مردم ما و جامعۀ جهانی است و به این باید خاتمه داد.

میدانم نباید ناامیدی ایجاد کرد و باید امید داد اما برخورد نباید کاذبانه باشد. باید تصویر درست داد و راه حل درست پیشنهاد کرد. به نوشته من که در انترنت هست.
افغانستان امروز – پرابلمها و راه حل - مراجعه کنید. ما تنها نقص را برنمی شماریم بلکه راه حل هم پیشنهاد میکنیم. در موارد آنچه از حکومت داران و مسؤولین امور میشنویم واقعاً ګاه ګاه تصور میکنم که افغانستان به قحط الرجال مواجه است. اما من ایمان دارم که افغانستان هزار ها هزار فرزند با فکر و خبره دارد و این فرزندان کشور توانایی های حل مسایل را دارند.

مشکل این است که شخصیت های کشور ما که سرمایه های ملت اند به هر قیمت نمی خواهد به هر در و دیوار دست بیاندازند تا به هر قیمت امکان تطبیق نسخۀ قابل علاج درست خویش را تطبیق کنند. عده ای از افراد چالاک و فریبکار این فرصت را یافته اند و افراد سالم و مستعد کشور را با دهها ټاپه به مشکلات مواجه ساخته و نمی ګذارند در سرنوشت کشور شان سهیم باشند.
و باز هم اګر به تمام نوشتۀ قبلی شما بپردازم چندین صفحه باید بنویسم. لذا باز هم در یک مثال توضیح میکنم که شما در برابر نوشته های جناب رازق مأمون استدلال قوی نداشته اید و توضیحات شما و یا انستیتوت مربوطه در واقعیت دفاع از چیزی کرده اید که قابل دفاع نیست.

پراګراف (۱) (۲) و (۳) نوشتۀ جناب رازق مأمون آنقدر قوی و درست است که حتی ګنجایش بحث بیشتر را کم می بینم.
و اما اینکه در مورد شما و دوستان شما چه انعکاسات بد در مورد من خواهند داشت کاملا ً درک میکنم و قضاوت را به خوانندۀ معزز و وجدان شما میګذارم. خود قاضی شوید و در تنهایی و قضاوت بی طرفانه خود به نتیجه ګیری های من به اساس ظواهر امور که ما دیګر وسیله ای نداریم. خواهید رسید. بقیه انتخاب با شما

تشکر


اسم: محمد کریم دقیق   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 02.07.2012

ابراز تحسین و آفرین
به ارتباط جواب محترم محمد نعیم بارز!

چندی قبل من هم، متوجه نوشتۀ شخصی بنام «Dr. Sal Sayedi» که از لندن آدرس داشت و با کلمات و شیوۀ خاص خودش، «سلام به شما خواننده معزز و گرامی» و بعد با کلمات غیر «نورمال» و خارج از آداب نویسندگی و انسانی، «اتهامات» و «مهر» ها، نه تنها به نویسندۀ محترم محمد نعیم بارز، بلکه همان «مهر» نا جائز را به آدرس، «پورتال افغان جرمن آنلاین» نیز زده بود. در حال حاضر به این پورتال، انسان های تحول طلب و ملی کشور چشم امید دارند، تا این «پورتال» بحیث «میدیای ملی» برای همه افغانها از اعتبار بیشتر برخوردار گردد، تا شود نظرات همدیگر را تبادله نمایند. به همچو انسانها، ما در طفولیت از موی سفیدان و عاقلان جامعۀ ما شنیده بودیم، که میگفتند: «XXXX» را خاموشی. از چنین افراد، خطر آن متصور است که ولو خود را مذهبی هم بدانند، میشود با کمال بی شرمی، برای مشهور شدن، حتی به مسجد، یعنی خانۀ خدا هم بی عزتی کنند.

با وجود آنکه جواب خیلی شایسته و با فرهنگ از جانب محترم بارز صاحب، بوی حواله گردیده است، از حضور محترم بارز صاحب و پورتال وزین افغان جرمن جرمن آنلاین اجازه میخواهم، تا متن ذیل را به اجازۀ ایشان، به آدرس همچو «دزدان احتمالی اکادمیک» بفرستم.

« دیپلوم فروشی»

در افسانه های کوتاه مردمی اروپائیان، به نقد از زمانه های قبل از تولید و اختراع وسایط نقلیه، نظیر موتر و بایسکل و غیره، زمانی یک دانشمند و پروفیسور یکی از پوهنتون ها، حکایت نمود که . . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/daqiq_m_k_ebraz_tahsin_wa_afarin.pdf


اسم: اکبربارکزی   محل سکونت: هلمند    تاریخ: 01.07.2012

تحلیل فارو در نوشتۀ "مرزی ووداع با مصلحتگرائی" همه جانبه است. من هم به این عقیده ام که آقای کرزی به این وعدۀ بزرگ خود هم وفاع کرده نمیتواند. شاید، استثناءً، با زدن یکی دو متهمی که مخالف سیاسی اش اند، با یک تیر دو فاخته را بزند. ولی در مجموع مصلحتگرا میماند.

از جانب دیگر در میان تبصره ها متوجه شدم که آقای صلاح الدین سعیدی بر آقای نعیم بارز میتازد و آرزو میکند که بالای حکام کنونی روزی عدالت تطبیق گردد یا درآخرت به مجازات خداوندی برسند. این موضوع مرا بفکر جنایات روسها و رژیم دست نشندۀ شان انداخت. بیاد آنانیکه خود را در خدمت آن رژیم فاسد قرار داده بودند و جنایات آن رژیم را توجیه مذهبی میکردند.

نمیدانم نظرآقای صلاح الدین سعیدی در مورد آن خائنین چیست؟ آیا آرزو میکنند که دست عدالت گلوی آن غلامان وغلامان شان را بفشارد یا خیر؟


اسم: Nasser Temori   محل سکونت: Bonn    تاریخ: 30.06.2012

در ارتباط بہ نوشتہء ” کرزی و وداع با مصلحتگرایی”

من در برخی از موارد با تحلیل و ارزیابی نگارندہء ھموطن همنوا میباشم۰
من بہ این اصل سخت باورمندم کہ قلمرو مملکت عزیز ما افغانستان غیر قابل تجزیہ بوده و خواھد بود و جناب کرزی نباید از این و یا آن شخص نقل قول می نمودند چہ دفاع از تمامیت ارضی و حفظ وحدت ملی وجیبہ و وظیفہ ھر فرد از اتباع افغانستان است و بالخصوص شخص رہیس جمہور کہ ممثل اراده آزاد مردم افغانستان میباشند۰

شاید جناب کرزی با عنوان نمودن تجزیہء ذھنی می خواستند کہ وجوہ مشترک را میان جناب معاون اول؛ جمعیت اسلامی و شورای نظار از یک طرف و طالبان و حزب اسلامی جہت تفاھم فیمابین این گروہ ھای متخاصم ؛ متبارزتر نمایند؛ بہ ھر رو انگیزہء جناب کرزی ھر چہ بودہ باشد؛ اما من با مطرح نمودن ھر آنچی تمامیت ارضی را خدشہ دار و روحیہء ملی را تضعیف نماید مخالفم۰

رہیس جمہور بہتر آگاھی دارد کہ اوضاع و شرایط کشورھای ھمسایہ بہ مراتب شکنندہ تر و بحرانی تر از افغانستان است؛ پاکستان با دہ ھا مشکل مواجہ است و حتی نام کشور را نمیتوان بالای آن گذاشت چہ انارشی مطلق در پاکستان حکم فرماست؛ ایران حالت بہتری از پاکستان ندارد با تمام کشور ھای ھمسایہ بہ استثنای افغانستان جنجال ھای ارضی دارد و اوضاع کشورھای آسیای میانہ بسیار شکنندہ و بی ثبات است؛ پس شرایط تجزیہ در آن کشور ھا با توجہ بہ بافت اتنیکی و تباری شان؛ مساعدتر است نسبت بہ کشور عزیز ما۰

این سخن رہیس جمہور باید مورد تایید کافہء افغان ھا باشد: اینکہ خودخواھی ھا و جاہ طلبی ھا ی حزبی ؛ گروھی، ؛ قومی و سمتی باعث این ھمہ ویرانی و آوار گی گردیدہ۰

در مورد مصلحت گرایی بہ گمان من ؛ ھم میتوان از جناب کرزی تحسین و ستایش نمود و ھم میتوان شخص وی را مورد انتقاد و سرزنش قرار داد؛ ستایش از توانایی اش در قناعت دادن و ھمراہ ساختن این ھمہ گروہ ھا و اشخاص غیر متجانس و حتی مخالف یکدیگر در دولت تحت زعامت اش؛ و سرزنش از این جہت کہ مصلحت ھا موجب گردیدہ تا مردم رنجدیدہ صاحب دولت پاسخگو و متعہد نبودہ باشند۰

بہ اعتقاد من رہیس جمہور طوریکہ خودش ھمیش از قانونمندی و احترام بہ قوانین صحبت مینماید؛ باید بہ قانون پایبند و مکلف باشد؛ و زیادتر بہ اصل مجازات و مکافات مامورین دولت تاکید نماید۰

پر اھمیت ترین وظیفہ و مسو’لیت جناب کرزی و دیگر اراکین دولت فعلی نوید دادن و امید دادن بہ مردم برای آیندہء بہتر و تقویت روحیہ و مورال مردم افغانستان در جھت دفاع از دیموکراسی و حق انتخاب آزاد می باشد۰

با عرض حرمت
ناصر تیموری










اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 30.06.2012

به این ارتباط قصۀ طنز گونۀ بیادم آمد.
گویند در قریه مردی زیستی بدنام، رسوا و مشهور با الفساد و مبتلا به انواع فسق و فجور و گرفتار چهار عیب شرعی. از قضا این مرد در اثر زیاده روی در شراب می میرد و بر حسب معمول پسر نیکو کارش بالای گلیم فاتحۀ پدر می نشیند.

هر فاتحه دهنده بعد از بیان الحکم الی الله میگفتند « خدای تعالی دتا پلار وبخشی »
پسر که اعمال پدرش بیادش می آمد مکثی کرده « آمین را بلند میگفت ولی زیر لب میگفت اما گمان نکوم»


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 29.06.2012

اسم: Dr. Sal Sayedi محل سکونت: UK تاریخ: 29.06.2012

سلام به شما خواننده معزز وگرامی
نوشتۀ جناب نعیم بارز تلاشګر و تعقیب کنندۀ مسایل کشور را در مورد نوشتۀ جناب رارق مامون که در مورد بیانات و اظهارات جناب حامد کرزی تحریر داشته بودند، با دقت مطالعه کردم این بحث به بحث مشابه و عین چیز می ماند که درهمین سایت سازمان فارو تحت عنوان (کرزی وداع با مصلحت گرایی) باز نموده و مورد بحث و مداقۀ هموطنان قرار دارد.

ګاهی تصور میکنم که جناب نعیم بارز به دستور و تمویل حاکمیت امروزی یعنی حاکمیت جناب حامد کرزی به موافقه سایت افغان جرمن آنلاین بخش تبلیغاتی کار برای حاکمیت امروز جناب حامد کرزی را به عهده داشته باشد. به هر صورت حین تمرکز به نوشتۀ جناب نعیم بارز در مورد نوشتۀ جناب رازق مأمون فرهنګی بس عالیقدر کشور توجه میکنیم در میابیم که نوشته ها و منطق سخن و بلندی سخن و منطق جناب رازق مأمون با استدلال و با کمی تعمق کج بحثی های جناب بارز که در نظر اول صادقانه جلوه میکند بسیار فرق دارد. جناب نعیم بارز تلاش بس زیادی کرده به هر قیمت از چیزی و به نحوی دفاع کند که دفاع شده نمی تواند و قابل دفاع نیست. مقایسه و امکانات و فرصت طلایی عصر بیشتر از یک دهه اخیر و نظام و حاکمیت دیموکراتیک و همبستګی جهانی این دهه را به هیج صورت ایدیولوژی تاریخ زدۀ ګذشته و امکانات ګذشته نمیتوان مقایسه کرد. دست آورد ها درین دهۀ اخیر با مصارف و امکانات موجود و فرصت های طلایی اصلا قابل مقایسه و به هیچ وجه قابل قبول نیست و کسی به شمول جناب بارز توان دفاع ازآن را ندارد.

اګر مطلب ګفتی دلیل اش را بیاور.
خوب بحث طویل و حرف به حرف و جمله به جمله و پراګراف به پراګراف که چه را جناب مامون ګفته و چرا درست است و چې را جناب نعیم بارز تلاش به رد کردن میکند و ګندم را با سیاه دانه و سنګچل ګدود زده و به خورد خواننده میدهد بحث بس طولانی، عریض و طویل میخواهد. اما یک مثال را توضیح و خطا بودن تحلیل و برداشت جناب نعیم بارز را مثال میاورم.

من به این باورم اکر به مسایل و کشیدن تصویر از مسایل دقیق، عینی و قبول واقعیت ها برخورد عینی و واقعی کرد و برداشت درست چه مطابق خواست ما است و چه نه درین صورت چارۀ ممکن و راه حل درست و ممکن را میتواند سراغ و جستجو کرد. اګر ماست مالی و فریب و همه چیز را در حرفها درست و در عمل مخالف و غیر ان باشد معرفی کرد خود و دیګران را فریب دادن است که دیګر ان دیګر فریب نمی خورند.

جناب نعیم بارز ! در بخش اول نوشته شما در مورد تحلیل از بخشی از مجاهدین در فرانسه ارایه شد که چطور روس ها بر کشور مسلط اند و قدرت دارند و... و...
بلی اګر چنین تصویر از مسایل ارایه نمی شد امریکائیان به دادن ستنګر اماده نمی شدند و وضع را تغییر نمی دادند. لذا تحلیل همان وخت این رهبران مجاهد در فرانسه دقیق و عینی بوده که در نتیجه تدبیر ګرفته شد و همانا راکت های ستنګر بود که کمر روس را شکست و وضع جنگ تغییر کرد.

خواهد ګفت که تلاش و جهاد مجاهدین اصل بود که مسلماً اما عوامل آن دران مقطع همان ستنګر وسیله شد. لذا اګر حالا هم حل میخواهید مسایل را بصورت عینی ببینید تاحل شود واین کشتی از غرق شدن نجات پیدا کند و ګر نه دیر خواهد شد.
تشکر


اسم: سلام غوريانی   محل سکونت: Kabul    تاریخ: 27.06.2012

دوستم ، بخاطر القاب دهان پرکن و تعارفاتی که هرگز پشتوانه حقيقی ندارد ، به خود مغرور و ياغی شده است. برخی رسانه ها اورا « پادشاه گردان يا پادشاه ساز» لقب داده بودند!
دوستم نه فنون عسکری ( نظامی) را بلد است نه از سياست، چيزی ميفهمد ! او فقط يک ضابط ماشينی است و به قول شاعر معروف کمباور کابلی« فقط يک دهان بزرگ دارد برای بلعيدن و يک شکم کلان برای شهوترانی »!
من نميدانم که کرزی چرا ازين جنگ سالارها ، محقق و دوستم و ... اينقدر می ترسد که يک ملت بزرگ را فدای منافع اين آدم های کوچک ميکند!


اسم: zalmay   محل سکونت: Kabul    تاریخ: 27.06.2012

سيد انور سادات از سخنگويان و مشاوران ژنرال دوستم ، امروز گفته است، وزير دفاع و معاونان رييس جمهور حق بازخواست و مکاتبه (!) با ژنرال دوستم را ندارند!
گويا وزارت دفاع از دوستم طی نامه ای خواسته است تا به عنوان يک افسر عاليرتبه وزارت دفاع، از فعاليت سياسی، اجتناب کند!
جواب متفرعنانه دوستم ، کرزی را با چلنج تازه ای روبرو ميکند! گمان ميبرم مارشال شاه وليخان که جنگ استقلال را ديده بود، اينهمه دنگ و فنگ و تشکيلات و ناز و ادا نداشت که دوستم دارد!
معلوم شود که کرزی صاحب ( که اينک مصلحتگرا نيست!)
با ژنرال طاغی و باغی چه ميکند!


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 27.06.2012

دوکتور صلاح الدین سعیدي – سعیدافغاني ۲۷/۰۶/۲۰۱۲

آیا حاکمیت کابل با مصلحت ګرایی وداع کرده ميتواند؟

توبه و پشیماني کردن از ګناه و تخلف به معنای تعهد به عدم تکرار آن، تلاش وعمل برای اصلاح خطا، اشتباه وتخلف، تصحیح آنچه تصحیح شدني است و اخذ تدابیر وبرنامــﮥ عملی برای جلوګیري ازتکرار و ادامهء همچو اعمال آغاز خوب و قابل پاداش است. درهمچو حالات قبول و پذیرش تخطی به منظور تذکیه و پاکي داوطلبانه که عملا برتریت معیین برخورد معتقدین با غیر معتقد به خالق این کون ومکان وصاحب روز عدالت را نشان میدهد، مطالب و مسایل اند جدا قابل دقت و ستایش.
این برخورد و رسیدن به این مرحله به صورت صادقانه و از عُمق ایمان به انتخاب راه درست و دست کشیدن از تخطی برای آغاز کار ضرورت و آغاز خوب است. توبه و پشیماني و قلبا تعهعد اصلاح به این مفهوم به معنای اصلی کلمه بوده و پذیرفتني است.
اما بردلهای الله تعالی عالم است و ما ظواهر را مبینیم.
همین جملــﮥ اخیر یکی ازمسایل اساسی برای ما انسانها است ودرین رابط سوالهای نیز مطرح میګردد که درمدت بیشتر از یک ده وقت ضایع شده و فریاد های مردم درین عرصه وعملکرد تخلفات صریح درین عرصه را میتواند درین یکی دوسال باقی مانده دورﮤ زمامداری با همچو تعهدات ترمیم و تصحیح کرد و عملا شواهد درین راستا برصداقت این برخورد ګواهی میدهد ویا هم این تاکتیک دیګر باقی ماندن درقدرت به طریق و حیلـــﮥ دیګر است؟
و آیادرین مدت کوتاه حاکمیت امروز خواهد توانست تصحیحات درتخلفات صریح درسیاسیت کدری واداری ، اقتصادي و سیاسي که سبب این بُن بست شده و افغانستان دارد سیر قهقرایی میپیاید و درمحاسبات جهانی از کشور هفتم فساد به کشور ششم تنزل کرده چیزی ازدست اش ساخته باشد؟
آیا با تمام اراده و صداقت آیا این حاکمیت میتواند و ظرفیت های مسلکی و مشروعیت وی را چنین فرصت و امکان خواهد داد که درین مورد تدابیر مؤثر اصلاحی درعمل اتخاذ کند؟
وی خواهد توانست دیګر انتصاب دیپلومات ها و چوکي های پُـردرآمد خانواده ګي و حلقات مافیایی حاکم را براصول دولتداری مُدرن به اساس مشروعیت سیاسی و مشروعیت مسلکی ووفاداری به آرمانهای ملی و مردم استوار سازد؟
آیا خواهد توانست درمسایل اقتصادی شفافیت لازم را برقرار و بستر های لازم حقوقی ایجاد کند که منافع و مصالح کشور اولویت پیدا کنند و سیستم چنان عیار ساخته شود که مانع تخلفات و عدم شفافیت های درمسایل اقتصادی کشور باشد؟
آیا خواهد توانست که سیستم ایجاد شود که عوض افراد سیستم عیار شده و قانون حاکمیت داشته و دست قوی حاکمیت قانون برهمه دست ها بالا باشد؟ درصورتیکه حاکمیت قانون به مفهوم معین حاکمیت به معنای حاکمیت اجرا کنندهء قانون پنداشته میشود و مجری قانون به معیار های روابط شخصی، خانوادګي و جیبي صورت ګرفته باشد، چنین حُکام میل و توانایی برای تطبیق درتوانایی این حکام خواهد بود؟
و بلاخره درصورتیکه از مفاهیم دیموکراسی و کودکس های آن برداشت وتعابیر غلط شده باشد و مصلحت ګرایی درنظام دیموکراتیک به مفهوم درنظرګیری خواسته ها ومطالبات مشروع احزاب سیاسی برنده درانتخابات آزاد و شفاف درنظر ګرفته نه شده، بلکی مصلحت به مفهوم نادرست کلمه و عوض مصلحت نظام و مصلحت سیاسی به مفهوم مصلحت حلقات مافیایی، قومی ، خانوادګی ومعافیت های غیر مشروع دربیشتراز یک دهه عملی شده و به این ترتیب دیموکراسی و ارزشهای ها درنظر مردم منفور و ناکارآمد معرفی و تجسم شده، و به این ترتیب حالت غیرقابل قبول و ایجاد کنندهء مشکلات بزرګ درآینده های نزدیک ودورکشور و جامعهء جهانی شده باشد و مصلحت ګرایی عملا دامن زدن به تفرقه های قومی و لساني و منطقوی دامن زده باشد و آنرا عملا چاق نموده و برای خانه جنګی های آینده عملا آماده کرده باشد، میتواند آنرا درین مدت کوتا اصلاح کند، خاتمه بدهد و به آن وداع صورت ګیرد؟

ما به صورت واضح میبینم که فرصت های طلایی از دست میرود. سال ۲۰۱۴ نزدیک شدني است و جوانب مختلف، کشورهای همسایه، سازمانهای و احزاب سیاسی مطرح با زمان بازی دارند و انتظار آنرا با اهداف خاص و امکانات وسیع خویش ، روز شماری میکنند.

توصیه میکنند و میګویند نباید بدبینی را اشاعه کرد، قلم بدستان درامرخیرو خوش بینی را باید تشویق و ترغیب بدارند. بزعم شان ګویا قلم بدستان نباید زهر پراګني کنند و و... و اینک ګویا ما دیګر تخلف نمی کنیم و دست از مصلحت ګرایی برمیداریم و....

اما به یقین ودرعمل چنین امید واری ها وجود دارد وامکانات عملی شان به ایشان چنین اجازه را خواهد داد تا از چرخ مافیایی که خود ایجاد کرده اند و براه انداخته اند، بیرون شوند و یا برعکس آن عمل کنند؟
شواهد تاریخی و تجارب مشابه نشان داده که درهمچو حالات خود این مخالفین درصورتیکه درتعهد خویش صادق باشندومقابل چرخ مافیایی عمل کنند ازآن افراز شده و به بیرون پرتاب خواهند شد وچرخ مافیایی کماکان به فساد وتخلف ادامه داده.
شواهد نشان داده که این چرخ مافیایی ازخارج از سیستم قابل شکستن است تا از داخل. اما اګر درین راستا معجزه شود که تقریبا غیر ممکن است کار دیګر خواهد بود.
ما می بینیم که سیاست مصالحه و تفاهم سیاسی، اقتصاد بازار آزاد و دهها انستیتوت دیموکراسی به مفهوم غلط و جعل شده استفاده برده شده و این پروسه ادامه دارد و درموارد زیاد تصحیح و ترمیم عملا به نحوی ماستمالی شده و تدابیر برای فریب بکار میرود.
اګر واقعا درراستای تصحیح امور صادق اند باید زمینه این را مساعد کنند که احزاب قوی سیاسی و جامعهء مدني رشد نموده و دردیموکراسی و نظام دیموکراتیک جایګاه خویش را داشته باشد.
درپارلمان و دولت احزاب سیاسی دارای سخن اساسي بوده و روابط شخصی وقومی و خانوادګي و جیبی به روابط همفکری وتوافق درنسخه ها برای حل مسایل کشوری سخن اصلی را داشته باشد.
انتخابات آزاد و شفاف صورت ګیرد وبرای این عملا تدابیر لازم ګرفته شده، تذکرهء تابعیت مدرن و دیګر اصول و قواعد تجربه شده درکشور ها وجوامع دارای سطح انکشاف مشابه کار ګرفته شود. انتخاباتیکه درنتیجــﮥ آن حزب برنده حاکمیت کند و حزب که ارای لازم را برای حاکمیت و مشروعیت نسخهء خویش بدست نه آورد قلبا قانع باشد که درین راستا تقلب اساسي صورت نه ګرفته وسیستم برای اجرای انتخابات آزاد و شفاف عملا تمام مساعی را به خرچ داده است و درنتیجه حاکمیت ایجاد شود که درآن حزب برنده و حزب بازند و تمام اتباع کشور حاکمیت خویش و ملت را درآن متبلور دیده و از آن خود بداند.
اما شواهد نشان میدهد که چنین تلاش صادقانه وجود ندارد و اکثریت مردم افغانستان و تحلیل ګران عینی ګرا میدانند که مسؤولین موجود این دولت و حکومتی و از جمله دررأس شخص اول ادارﮤ مبارزه با فساداداری آقای داکتر لودین خود تأکید دارد که ارادﮤ سیاسی برای محوی فساد اداری وجود ندارد. معنای دیګر این سخن این است که حاکمیت روابط مافیایی بر ادارﮤ کشور مسلط است.
تعجب آور این است آنهای که خود این سیستم وحالت را ایجاد کرده اند و خود عامل آن اند و درحالت خوب این حالت را به اثر بی کفایتی و غیر مشروع بودن به میان آورده اند و عامل این وضع ناهنجار وغیر قابل تحمل شده اند شکایت دارند و ازآن ناراض اند وافاده میکنند که ګویا مرجع دیګر عامل آن است.
این فریب است و این غیر قابل قبول. افاده های افغانستان ګورامپراطوری های بزرګ و .... ازدهن کساني که به شانه ها ومیله های تانک شان درافغانستان دیسانت شدند و برشانه های ملت مسلط شدند، واقعا تعجب آور و حالت مسخ بودن را نشان میدهد.
ما میبنیم و مسلم است که بخش از کشور های منطقه ، احزاب ، سازمان های سیاسی مطرح مخالف حاکمیت موجود ادارهء جناب حامد کرزی با وقت بازی میکنند و منتظر سالهای بعد از ۲۰۱۴ اندو این حاکمیت فرصت های طلایی را از دست میدهد، توقع دیګر غیر از انتظار حوادث ناګوار را نمی تواند کشید.
بلی وضع ازین قرار و این و دهها سوال دیګر به صورت یقینی و منطقی نشان میدهد که این اقرار ها به تخلف و تعهد به بهتر شدن یک قدم دیګر درتلاش برای بقای قدرت به اشکال و انواع دیګر است و عملا از حیطه و صلاحیت این اداره تصحیح و وداع کردن به آن عملا ممکن نیست. بلی این وداع درتناقض به ماهیت آنها بوده و ازین چرخ ایجاد شده خارج شدن برای شان تقریبا محال به نظر میرسد. لذاباید منتظر حوادث بس ناګوار بود.
اګر اینها درین اقرار خویش صادق اند انتخاب و انتصاب افراد درپست های پُــردرآمد دولتی و سفارتخانه را باید معیاری سازند. اما انتخاب سفیرافغانستان درکانادا د دهها مقرری دیګر عکس این ادعا ثابت میکند.
اګر اینها واقعــاً دراقرار و تعهد خویش صادق اند مفاهم مصالحــه ومذاکرﮤ سیاسی را نباید برای فریب و محوی یکدیګر وبه این ترتیب برای فریب و اغوای یکدیګر بکار نه برند.
اګر اینها دراقرار خویش صادق اند باید مسأله کابل بانک که بعد از افشاء شدن به تصفیه آن دیـر بعد تعهد کردند به صورت درست و عادلانه تصفیه نه کردند و نمی توانند واز غارت بردن پول ها و قرضه های ګرفته شده به نام ملت افغان باید عملا واررسی و بررسی کنند. تمام شواهد نشان میدهد که چنین توانایی دروجود شان نیست و بوده نمیتواند.
اګر صادقانه اقرار دارند و عملا خدمت کردن و تصحیح اعمال غیر قانونی و نامشروع خویش را توقف دادن میخواهند باید درین راستا صادقانه دردهها مورد عمل کنند.
مردم افغانستان به کنه، عُمق و بُعد تمام اقوال و افعال آګاه اند و فریب نمی خورند. فهم، بینش و دانش مسلکی دارند و تجارب زیاد اندوخته اند. دیګر فریب نه می خورند.
از همه مهمتر ما یقین کامل داریم وبیاد داشته باشید که اګرحالا دست ملت به ګریبان شما جباران و متخلفین نمی رسد مرګ حق است و مزﮤ آنرا همه خواهد چشید و دردرګاه ایزد متعال از اعمال خویش جوابګو خواهید بود (..اینماتکونوا یدرککم الموت ولوکنتم فی البروج المشیده.- درهرجای باشید مزهء مرګ را چشیدني اید و لو اګر درقصر های محکم هم باشد. وماعلینا الا البلاغ المبین)
پایان


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 27.06.2012

کرزی صاحب غښتلی مشر نه دی
افغانستان اوس یو بی طرف هیواد نه دی او خپل جهت لری د اوسنی جهت څخه باید د افغانستان د پرمختیګ له پاره ګټه واخستل شی


اسم: الیاس    محل سکونت: کابل    تاریخ: 26.06.2012

دوستان افغان جرمن آنلاین سلام!
همچنان به خوانندگان این سایت عرض ادب
من نوشتهء فارو را دراین سایت خواندم .
در بارهء مصلحت گرایی محترم کرزی من بیاد یک قصه افتادم،
میګویند دو برادر ازدواج کردند یکی از انها روزگار خوبی داشت خانمش همیشه به گفتش می کرد کار های خانه را به خوبی انجام میداد.
برادر دومی خیلی اوقاتش باخانمش تلخ بود. وقتی خانه می آمد همه چیز برهم و درهم بود.
این دوبرادر باهم مشوره کردند. که چند روزخانم ها خانه تبدیل کنند.
این کار شد، خانم کاری آهسته آهسته بیکاره شد و خانم بیکاره کاری
یکی از برادرها به دیگرگفت توباید سر زن باید اتکه و پتکه کنی کمی سام خود را بالایش بشانی.
برادر زمانیکه خانم خود را به خانه می برد، خانمش بالای خر سوار بود خر بیچاره را محکم زد متعاقب آن دم خر رابرید ،بعدآ گوش خر را برید.
زن که این حالت را دید با عصبانیت گفت او مردکه از اول این کار نکردی حالا فایده ندارد.
من هم به محترم کرزی می گویم چون از اول مصلحت گرایی کردی حالا فایده ندارد .بهتر است چهار صباح دیگر شولهء خود را بخوری و پردهء خوده کنی.
با عرض حرمت
الیاس


اسم: انجنیر داوری   محل سکونت: تورنتو - کانادا    تاریخ: 26.06.2012

معلوم نیست که کرزی واقعاً وصادقانه حرف میزند ویا اینکه بازهم کدام چال وفریب در راه است. اگر کرزی صادقانه حرف میزند. باید عمل را از همین اکنون آغاز کند؛ و در مرحله اول وزرای غیر متخصص و ناکار آمد را به شخصیت های متخصص ومسؤلیت پذیر عوض نماید؛ که نخواهد کرد. زیر کسی که، عادتی در خون اش عجین شده باشد. محال است که با آن وداع گوید؛ وکرزی هم از همان آدم هایست که مصلحت گرایی در خون اش عجین است. لازم به یاد آوریست که حامد کرزی در چند صد متری محلی که احمد شاه بابای کبیر در آنجا به حیث پادشاه افغانستان تعین گردید، تولد شده است. ولی با تأسف که کرزی، چیزی از جرئت، شهامت و غیرتِ سایه دیوار احمد شاه بابا به ارث نبرده است.

از طرف دیگر حامد کرزی از خارجی ها و به خصوص امریکایی ها خواست که با اراکین دولتی و بستگان آنها، قراردادهای ساختمانی، تجارتی و بازسازی نبندند. او گفت آن ماموران دولتی که با خارجی ها قرارداد ساختمانی و بازسازی دارند، به رییس جمهور افغانستان پاسخگو نیستند.
در مورد باید گفت که زمینه این زد وبند ها را شخص کرزی و دارو دسته اطراف ریاست جمهوری خود ایجاد کرده اند. بخاطر بیآوریم که در سال 2004 رمضان بشر دوست وزیر پلان وقت خواهان کنترول و بررسی این قرار داد ها وهمچنان خواهان مراقبت کار انجو ها و ملغی انجو های مفت خور وغیر فعال شد. ولی کرزی در آنوقت بجای حمایت از طرح بشر دوست؛ نه تنها ویرا مجبور به استعفی از وزارت پلان نمود، بلکه حتی نام وزارت پلان را از قطار وزارت های افغانستان پاک کرد. حالا که تمام بند ها ره آب برده است. به حرف های میان خالی و وعده های مفت، نمیشه که افغانستان را از خطر سقوط حتمی نجات داد. در شرایط احساس کنون افغانستان به یک رهبر قاطع، وطنپرست، دلسوز، مسؤلیت پذیر و همزمان دکتاتور،نترس و مدبر اشد ضرورت دارد. تاریخ به کرات ثابت نموده است که آدم های مسامحه کار، معامله جو، استفاده جو و ترسو کاری را از پیش برده نمیتوانند.


اسم: safdar   محل سکونت: Balkh    تاریخ: 26.06.2012

پس چرا مساله دوستم ، مسکوت ماند؟ پس چرا کارمندان اکادمی علوم با عجله، برکنار شد؟ پس چرا يک نفر از سهمداران کابل بانک به زندان نرفت؟ پس چرا هر روز از زير چپن کرزی « ملی » بيرون ميشود؟
آيا مصلحت اين است که جاسوس های خرد و کلان، سرنوشت کشور و آينده ملت را در گروگان گيرد؟
آيا فقط بايد عربده کشی و چاقو کشی محمد محقق ، مورد توجه قرار گيرد و صدای سی مليون افغان، شنيده نشود؟
امروز کبير رنجبر تبرئه شد و فردا، از دوستم ، معذرت خواهی ميشود و پس فردا، همان آش است و همان، کاسه!



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved