Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  نقد وتحلیل چند نکته از‎ ‎تاریخ فرهنگ ‏(بخش آخر)    نویسنده:  محمد اعظم سيستانی

 
اسم: محمد یونس   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 12.02.2017

ادارۀ محترم افغان جرمن آنلاین!
امید که در حفظ خدا باشید. خواه من از شما اینست، معلومات قبلی را که خدمت شما در مورد فرهنگ نگاشته و شما آنرا سانسور کردید، دوباره آن را به نشر بسپارید تا هم وطنان ما به عمق شخصیت کاذب وی پی ببرند. به شما اطمینان میدهم که یک کلمۀ آن دروغ نیست. ببینید که از آن روز تا حال در مورد فرار این فرد بی هویت به شوروی چقدر معلومات جمع آوری شده است. تشکر از همکاری شما.


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ویرجینیا امریکا    تاریخ: 12.02.2017

دیپلمات مجرب ورزیده،باجرات، حقیقتګو و حقیقتجو جناب اقای جملیلی صاحب !
قد قامت و قلم تان رسا باد.


اسم: عبدالجلیل جمیلی   محل سکونت: کلیفورنیا - امریکا    تاریخ: 11.02.2017

جناب سیستانی صاحب محترمم سلام !
امروز و بعد ازچند سالی و با مجبوریت و مکلفیت وجدانی ام و آنهم بر اساس گفتار مستند دوست متوفای عزیزم که جسد مبارکش در جوار خانهٔ خدا مدفون است مطلب دقیقی را برای تان مینویسم. و چون نه یک بلکه چند ملحوظی داشتم که ازاین موضوع و از ایشان و ارتباطات شان لزوماً خرف زده نمتوانستم زیرا حتی پیشتر از ده سال این مطلب را مفصل نوشتم که در سایت معتبری نشر شود ولی باز به ملحوظات برخورد و قرنطین شد ومن هم خاموشی اختیار کردم.
و جریان ازینجا شروع میسشود که در سال ۱۹۶۲ آن دوست گرانقدرم برای دوام معالجهٔ خود بمسکو / که خودم سکرتر دوم سفارت بودم / آمد روزی در جریان سخن این قصه را برایم گفته و منهم آنرا پیش خود نوت کرده بودم گفتند که:«
شام روزی بدیدن و خانهٔ خسر مرحومم .../ از تذکر اسم شان معذورم/ رفتم که در دفتر قونسلگری سفارت شوروی - باغ علم گنج نزدیک مسجد شاه دوشمیره کار میکرد -اورا بسیار متآثر ومغموم یافتم گفتند صحتم خوب است ولی احوالا تی پیش میاید که از خودم نفرتم میاید .و خلاصه چنین گفتند :
بعد از ظهر امروز / که البته بمرور سالها حسب معمول همان معین فراموش شان شده بود / قونسل سفارت شوروی یک پاسپورت سفید و مکمل نا شدهٔ روسی را با دو قطعه عکس برایم داد که باید با تا فردا صبح آنرا تکمیل کرده برایش پس بدهم زیرا گفت این شخص با طیارهٔ کوریر شوروی که فردا از شهر ترمز بکابل میاید و با تسلیمدهی پستهٔ سیاسی و گرفتن پستهٔ سیاسی وقتیکه از کابل به ترمز پس پرواز میکند این مسافر را هم با خود به شوروی میبرد. وقتیکه به عکس توجه کردم تمام بدنم لرزید که آخر این میر محمد صدیق شاگر صنف ۱۱ لیسهٔ استقلال پسر سید حبیب خان مستوفی همسایهٔ ما است که این طور بی صدا و کمُ نام بروسیه برده میشود //
به قونسل خود بلی گفته پاسپورت را تکمیل و عکس چسپانده و روز کارم را تمام کردم ولی وجدانم درد میکرد و با توکل بخدا آن پاسپورت را به جیب زده دفتر را بسته و عازم خانه شدم البته ازینکه بسیار بیقرار یودم نه بخانهٔ خود و بلکه پشت در خانهٔ سید حبیب خان مستوفی رفته و دق الباب کردم - نوکرش آمد و مرا شناخته سلام کرد و گفتم که مستوفی صاحب را کار دارم و دیدم که مستوفی صاحب برا آمد و مرا بخانه دعوت کرد.
گفتم - مستوفی صاحب من خانهٔ شما کار نداذرم آمدم که شما را مبارکی بدهم که بخیر بچه گک تان شوروی میرود و درین وقت پاسپورت روسی را با عکس باز پسرش برای شان نشان دادم و مختصر قصه را برایش گفتم - رنگ از روی پدر پرید و چیغ زد -قاسم قاسم/ سید قاسم رشتیا / این جا بیا - او دویده آمد پدر گفت صدیق کجاست - قاسم
گفت در خانه است پدر گفت اورا بیاور - قاسم رفته و صدیق را با خود آورد مستوفی صاحب با کلمات بسیار رکیک صدیق / میر محمد صدیق / را مخاطب قرار داده گفت ببی این عکست در پاسیپورت روسی چه میکند ... و دگر مدارش نداده با مشت و لگد و چوب و هرچه بدستش میامد هم خودش اورا لت میکرد و / هم قاسم بحکم پدر / فامیلی بر آمدند ولی کسی جرأت حرف زدن ندالشت .
سپس به قاسم امر کرد که یک قفل کلید از خانه بیاورد و توسط قاسم و نوکر اورا با مرغهای خانگی داخل مرغانچه / که معمول هر خاواده در قدیم بود /انداخته دربش را قفل کرده و کلید آنرا بجیب خود کرد و امر کرد که هیچ کس برایش آب و نان ندهد تا همین طور بمیرد و ازتوجه لطف خصوصی برادرانه ام بسیار تشکر کرد - و من بمزل خود رفتم و فردا صبح پاسپورت تکمیل شده را بیصدا به قونسل دادم.
ام در روزهای بعد همین قدر فهمیدم که برای چند روز مادر و برادر و فامیلش در غیاب پدر از قات و قتُ کلکینچه اورا اب و نان میدادند تا اینکه همه روزی پیش پدر نشسته و قرآن کریم را برایش پیش کردند که صدیق بد و توبه کرده و قران را بما داده که عذرش را از شما بخواهیم و او با توبه نامه برهمین قرآن کریم از شما هم عذر میخواهد .
تا اینکه تمام فامیل پدر را راضی ساخته اورا از مرغانچه کشیدند و فوری زیر پای پدر افتاده و پاهایش را بوسیده و توبه کرد.
اما اینکه بعد بیاد دارم که در مظاهرات انتخابات پارلمانی ۱۳۳۲ با جمله ۱۷ نفر یک زندانی او بود - در وقت کارملی مشاور کارمل و هم سفیر در یوگوسلاوی بود

اما امروز برویت اقسام استدلالها و باز ازینکه همچو واقعیتی را از زبان انسان نیکی با حضور خدواند شنیده بودم و براست بودن آن ایمان دارم بکلی واقعیت دانسته مطلقاً بیطرفانه نوشتم . با سلام بشما


اسم: عبدالله فکور   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 08.02.2017

من نظر محمد یونس را در مورد میر محمد صدیق فرهنگ و گذشته های وی تأئید می کنم. شخص فرهنک در جوانی اعمال ناشایسته در منزل خود مرتکب شد که نام و شهرت فامیل خود را به زمین زد. نظر به گذشتۀ تاریکش، فرهنگ شخص عقده ئی بار آمد که خواست این عقده های خود را از طریق حمله بر پشتون ها بکفاند. شوهر خواهرش یک پشتون قندهاری بود که فرهنگ چند ماه در یک سال در خانه اش در قندهار زندگی می کرد و مهمانی می خورد. انسان بسیار نمک حرام و ناسپاس است و به هیج کسی وفادار نیست. زمانی که در خدمت ببرک کارمل بود، از او ستاایش می کرد. به مجردیکه راه فرار برایش میسر شد، دهن به دشمنام دادن ببرک باز کرد. او یک انسان بی خاصیت بود


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 08.02.2017

اظهارامتنان
از دوستان وهمدلانی که از اندیشه واحساس پاک خویش مایه گذاشتند و در رابطه به نقد من برنکاتی ‏از کتاب فرهنگ، با جرئت وانصاف ابراز نظرکردند و علاوه برنکاتی که من روی آنها انگشت گذاشته ‏بودم، نکات دیگری را افزودند، قلباً سپاسگزارم.

دراینجا بطورخاص از آقای احمدفوادارسلا، آقای رحمت آریا ، آقای قیس کبیر، داکرصاحب سید خلیل الله هاشمیان ، اقای ‏قاسم جان باز، آقای محمدانورآڅړ،آقای صفی الله شاکر، آقای زلمی کرزی،آقای محمدیونس ،آقای غلام ‏حضرت، اقای داکتر روستارتره کی، ومحترمه نصیبه جان اکرم حیدری وسایر دوستانی که از طریق ‏تلیفون یا فیسبوک ابراز همنوایی وهمدلی کردند، تشکر وامتنان می نمایم. امیدوارم بتوانم بزودی این ‏مجموعه مقالات را یکجا با نظریات ومقالات مرتبط به این موضوع در یک رسالۀ مستقل نیز بچاپ ‏برسانم.‏

نکته ایکه باید بدان اشاره نمایم، اینست که بدون شک درمیان اهل تحصیل و اهل سواد قوم وقبیل پشتون ‏کسانی که کتاب افغانستان درپنج قرن اخیر را مطالعه کرده اند، و پس از مطالعه آن احساس ‏ناخوشنودی ونا رضایتی کرده اند، خیلی بیشتر از آنهایی اند که دراینجا ابراز نظر کرده اند. شرایط ‏طوری آمده است که هریک از ناراضیان این کتاب، یا بخاطر ملحوظات خویشاوندی با مولف، یا ‏بخاطرمحافظه کاری ویا شایدهم به دلیل اوضاع ناهنجار وطن ،احساس خستگی مینمایند وحوصلۀ ‏نوشتن چند سطر نظریات خود را ندارند.وشاید فکرمیکنند که نوشتن چند سطر به عنوان نظر کدام درد ‏این وطن واین جامعه جنگ زده را علاج میکند؟ شاید وضع نابسامان وطن آنهارا دلسرد ومایوس کرده ‏باشد. ‏

با در نظرداشت وضع خستگی مردم ازاوضاع، این ادعا زیر سوال میرود که گفته میشود به علت ‏علاقمندی مردم به این کتاب تا کنون 25 بار تجدید چاپ شده است؟ همین نظرسنجی در پورتال افغان ‏جرمن نمونه خوبی ازعلاقمندی مردم ما به این کتاب شمرده شده میتواند. اشخاصی که تا کنون دراین ‏نظر سنجی سهم گرفته اند،خانه شان اباد و آنهایی که قبلا مکرر از من خواهش نگاشتن چنین نقدی را داشتند، آگاه باشند که من وظیفه ایمانی خود را به حیث شاگرد تاریخ ادا کردم، امید است بدرد جوانان وطن بخورد.
در اخیراز انجنیر صاحب قیس کبیرخواهشمندم تا مقاله ام را که بدون موافقتم در نظر سنجی گذاشته اند ‏از دریچه نظر سنجی بردارند.‏
با احترام سیستانی 8/ 2/ 2017‏


اسم: زلمی کرزی   محل سکونت: مونشن،جرمنی    تاریخ: 05.02.2017

د ښاغلی محترم کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی تحلیل او کره کتنه د فرهنگ دتاریخ پر ‏څوټکو،ما 6برخی ولوستلي، په رشتیا چی ډیره په زړه پوری کره کتنه او تحلیل ده.ډیر نوی ټکی او ‏دملی وحدت پرخلاف،خورا دپام وړټکوته ګوته نیولی ده چی ښایی تر اوسه ډیر پښتانه لوستونکی ‏ورته متوجه سوی نوی. واقعیت دا دی چی د فرهنگ اصلی هدف او موخه یی د دی کتاب د تالیف ‏څخه د ځینو قومونو د لمسون او د ملی وحدت ته صدمه رسول دی، څو قومونه په دښمني او مخالفت ‏کي سره واچوي، د ده ټول کتاب چي سړی ولولي یوازي اویوازي سمتي، ژبني، مذهبي او قومي ‏اورته لمن وهي. د ده کتاب د شیطاني روایتونو او زهرو ډک کتاب دی.‏
ادامه در لینک ذیل
http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/z_karzai_da_sistani_naqd_pa_ada.pdf


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 04.02.2017

مهمترین موضوعاتی که در تحقیق عالمانه محترم استاد سیستانی در مورد کتاب صدیق فرهنگ تذکر داده شده است جملات ذیل است:
"چاپ ھرساله تاريخ فرھنگ و يا ھر يک ونيم سال بعد آن برای چنين جامعه يی سوال برانگيز نيست؟
فرھنگ در لفافۀ روايات تاريخی، زيگنالھا وپيامھايی به اقوام غير پشتون مخابره ميکند که اثرات آن پيامھا در سالھای پس از سقوط نظام چپی درافغانستان، برای اقوام وسازمانھای قومی ومذھبی غير پشتون دستاويزی جھت ستيزه جوئی وجنگ ھای قوی درشمال ھندوکش گرديده است"
اگر این مسائل در ارتباط با نقش شوروی ها و ببرک کارمل در همان سال های چاپ اصل کتا ب فرهنگ در سال های 90 و خراسان بازی در نظر گرفته شود، در حد اقل یک ارتباط غیر مستقیم و در حد اکثر رابطه مستقیم با این نقشه تخریب و تجزیه افغانستان داشته و دارد.
آیا شوروی ها و کارمل به فرهنگ وظیفه داده بوده اند که با تخریب بافت اجتماعی افغانستان وظیفه اجرا کن؟
پشتون ها را قوم خانه به دوش مهاجم به افغانستان خواندن بهترین خدمت صدیق فرهنک به شوروی وکارمل و بازماندگان آن ها در چوکات های امروزی لطیف پدرام وغیره انجام داده است.


اسم: محمد یونس   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 04.02.2017

دشمنی و دوستی خلیلی و فرهنگ
خلیل الله خلیلی و صدیق فرهنگ در دورۀ شاهی دشمن یک دیگر بودند. وقتیکه هر دوی این خاینان در ولسی جرگه تشریف داشتند، علیه یک دیگر توطئه می چیدند. خلیلی از دولت حمایت می کرد و فرهنگ ظاهراً مخالف دولت تبارز می نمود. بعد از حوادث افغانستان و صف آرائی های قومی، این دو دشمن قدیم به دوستان صمیمی بدل شدند. عمر صمد نواسۀ فرهنگ و سید مخدوم رهین کتاب "عیاری از خراسان" خلیلی را در میان مردم توزیع می کرد و مسعود خلیلی پسر خلیلی کتاب تاریخ فرهنگ "افغانستان در پنج فرن اخیر" را در میان مردم شمالی پخش میکرد. این دو دشمن قدم یک وجه مشترک یافتند: ضد پشتون و حامی تجزیۀ افغانستان.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 04.02.2017

شاید تنها موردی که فرهنگ دربارۀ امیر عبدالرحمن خان درست وبجا سخن رانده است، همین ‏باشد که او را «مستبد باکفایت» خوانده است و صاحب همان خصایل وکرکتری دانسته که پطرکبیر ‏امپراتور روسیه در قرن 18داشته است. سپس فرهنگ می افزاید که امیرعبدالرحمن خان « ‏میخواست هر مانعی را خواه واقعی می بود، خواه وهمی و تصوری، با خون و آتش و آهن از میان ‏بردارد. »‏ ‏.‏
واقعیت اینست که جغرافیای سیاسی تمامی کشورهای جهان در آغاز از راه اعمال زور و جبر و ‏خشونت یا به اصطلاح مرحوم فرهنگ" آهن، آتش ، خون" شکل گرفته است.‏
برای مطالعه کلمل به لینک ذیل رجوع کنید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: رحمت آریا   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 03.02.2017

جناب استاد سیستانی صاحب!‏
عرض ادب و سلام حضور مبارک تقدیم است. آرزومندم جنابعالی ملبس با لباس صحت و عافیت ‏باشند.‏

منحیث یک مبتدی بحر بیکران تأریخ بخصوص تأریخ معاصر افغانستان با صراحت و جسارت تمام ‏میخواهم اعتراف نمایم که تا کنون چنین مقاله و مطلب سنگین و مملو از منطق را در تمامی کتب ‏قطوری که خوانده ام مطالعه نه کرده ام. من هرگز این جسارت را در خود نمی بینم که پیرامون ‏محتویات این مقاله چیزی بنویسم.‏

مطالعه مقایسوی کتب تأریخی ایجاب حوصله و وقت فراوان و مهمتر از همه دانش و فهم وسیع و ‏تجربه می نماید و برداشتن این بار گران کاریست نهایت سنگین. من گرانی این کار را تا حدودی ‏تجربه کرده ام و میدانم که چه می گویم.

به نظر بنده با توافق با نظر شما دانشمند گرامی کتاب افغانستان در مسیر تأریخ تألیف مرحوم غبار ‏هرگز قابل مقایسه با تأریخ افغانستان در پنج قرن اخیر نوشته میر محمد صدیق فرهنگ نیست. من ‏هر دو کتاب را بار ها خوانده ام و هر دو کتاب تا کنون در میان کتابهای من موجود اند. فرهنگ نه ‏توانسته تأریخ کشور را منحیث یک شخص بیطرف و موشگاف بنویسد، وی نتوانسته است تا عقده ‏های شخصی ناشی از زندگی خود را پنهان نماید و یا آنرا یکطرف بگذارد و در مورد حوادث تأریخی ‏تحلیل اکادیمیک نماید. مقاله شما آنقدر جالب و دلنشین است که مرا وا داشت تا آنرا تا کنون سه بار ‏بخوانم. بدون تردید این مقاله یکی از مراجع ریفرنس در آتیه خواهد بود. به قلم پر بار تان برکات!‏
ارادتمند تان
رحمت آریا


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 03.02.2017

از قلم وافکارصدیق فرهنگ که مطالعات اوسرسری وغیراکادمیک بود، کتابی باقیمانده که مملواز ‏بدبینی وغرض وحق ناشناسی ازخاک و نمک افغانستان میباشد.این کتاب را نمیتوان "تاریخ" نامید، ‏زیرا نویسندۀ آن صلاحیت نگارش اثری را که بتوان آنرا (تاریخ) نامید، نداشت.
کتاب فرهنگ به ‏ارتباط حق وطن بدتر ومضرتر ازآثاریست که از تره کی، امین، ببرک، نجیب الله، سلیمان شاعر ‏وسایرکمونستها بجامانده است، کمونستها علنا از ایدیالوژی خود دفاع کرده اند، اما از کتاب فرهنگ ‏نفاق، بدبینی، تفتین ومضرت جاودان به تاریخ ونسلهای افغانستان بجامانده است.
برای مطالعه کامل مقاله به لینک ذیل رجوع شود

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد یونس   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 02.02.2017

ادارۀ محترم افغان جرمن!
خدمت شما عرض کنم که یک کلمۀ تبصرۀ من دروغ نیست. در مورد فرار فرهنگ به روسیه، آقای قاسم باز هم نوشته اند که هنوز هم در نظرات موجود است. در مورد تجاوزش به ****** علت اینکه یک عده از اعضای فامیلش بنای اعتراض را گذاشتند هم همین است که جطور این موضع افشا شده است. این نه اتهام است نه بهتان و تخطی از عفت کلام.
با احترام


اسم: محمد یونس   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 02.02.2017

برادر گرامی جناب یونس از امریکا سلام خدمت شما تقدیم است
ادارۀ پورتال افغان جرمن آنلاین تصمیم گرفت نظر شما را مبنی بر دو ایمیلی که از فامیل و نزدیکان جناب فرهنگ به ما رسید برای فعلاً از دریچه نظر سنجی حذف نماید. زیرا این دوستان گفته های شما را درین دریچه به ارتباط جناب فرهنگ بهتان محض و گفتار نادرست خوانده اند لهذا از شما و تمام دوستان عزیز دیگری که درین دریچه نظرات شان را می گذارند صمیمانه خواهش می کنیم تا از دقیق بودن و مستند بودن گفته های تان صد در صد مطمئن باشند و از بستن اتهامات خودداری نمایند. همچنان در نوشته های تان لطفاً عفت کلام را مراعت نموده به حریم شخصی اشخاص تجاوزات لفظی ننمائید. تا ما مجبور به حذف نظرات تان نگردیم. تشکر


ادارۀ پورتال افغان جرمن آنلاین


اسم: صفی الله شاکر   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 01.02.2017

ازدیاد اوباش های سر گردنه ثمرۀ قلم خلیلی و فرهنگ

مقاله جناب سیستانی را تحت عنواند " نقد وتحلیل چند نکته از‎ ‎تاریخ فرهنگ ... " ‏ خواندم، الحق که با درایت خاص وتوجه به اوضاع کنونی توانسته است چهره صدیق فرهنگ را مستند به جامعه بشناساند که صدیق فرهنگ کی بود وبا جعل کردن تاریخ چه منظور داشت و نتیجه اعمال او منجر به چه شد.
تشکر از توجه ودقت خاص جناب سیتانی صاحب به این امر مهم.
اینک میخواهم به نکاتی در ذیل بپردازم که شاید مؤید نوشته با ارزش ایشان خواهد شد.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد اعظم سيستانی   محل سکونت: سویدن     تاریخ: 01.02.2017

تفاوت دیدگاه فرهنگ با غباردر مورد امیرعبدالرحمن خان

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 31.01.2017

با عرض سلام.
جناب اقای سیستانی می نویسد:
" ژرنده که د پلار ده هم په وار ده".
متأسفانه نرخنامۀ روز چنین است:
" ژرنده که د مور ده هم په زور ده".
عرض شود که:
برای منِ پشتون این مهم نیست که فرهنګ و بی فرهنګ و کوبندۀ آب در آونګ و راګ های سرآهنګ و سایر مزدوران فرنګ در مورد اجداد و نیاکان من چه می ګویند و چه می نویسند که از کجا آمده بودند و که ها بودند بلکه برای منِ پشتون این نکته مهم است که سایر هموطنان عزیز ما بدانند که پدر من و پدران ما زاده و پروردۀ این سرزمین اند در راه حفظ این خاک با استعمار ګران سُرخ و سیاه جنګیده اند و همین امروز نیز فرزندان صدیق و صالح این وطن از استعمارګران دیروزی و امروزی سخت نفرت دارند بناً تشویش در مورد نوشته های این و آن یک تشویش بیجا می باشد و برجسته ساختن نکات منفی بعضی نوشته ها، موجب بیداری منفی بعضی از وجدان های خُفته و فرصت طلب میګردد.
و امّا:
زما ګرانه پښتون ورورکه!
د تاریخ مخ تورو څیرو ستا د خوبجن حالت څخه په ګټه اخیستو، ستا فرهنګ او عقاید او احساسات او عواطف او پوخ معنویت د خپلو خیرنو ګټو د تأمین پخاطر کلونه کلونه یرغمل کړی وه او یرغمل کړیدی.
ګرانه!
د بلوغ نه مخکی دوره کی د کومی ګناه ارتکاب، جرم نه کڼل کیږی او نه کوم مسئولیت لری. د بیشماره جفاکاریو په وړاندی ستا پنځوس کلنه شپیته کلنه اویا کلنه اتیا کلنه او سل کلنه خاموشی به د بلوغ نه مخکی د ګناه پتوګه وشمېرل شی خو نن ورځ یو بالغ شمېرل کیږی او د یو بالغ شخص توقع او هیله در نه کیږی.نن ته مکلف ئې چه ځانته یو علمی او معقول فورمول غوره او تعقیب کړې.د بلوغ نه مخکی غُسل او لامبو د بلوغ د غُسل او لامبو سره ډېر توپیر لری.
د توری او قلم او خُطبې د دروغجنو خاوندانو هوسونو ته ځان مه سپاره.
نور د استاد اولمیر او ګُل زمان او ملنګ جان او غنی خان او اجمل خټک او سلیمان لایق او بی بی سی او نورو بد خواهانو په خړو ترانو مه غولېږه هغوی تا د تاریخ تورو کونجونو ته لېږی.
د افغانیت او انسانیت د ستر کتاب څخه فقط همدا یوه جمله ستا د سمون او نېکمرغی لپاره کفایت کوی، هغه جمله داده:
د انسانیت په ډګر کی:
تشعرون و تتفکرون و تعلمون و تعقلون.
د افغانیت په ډګر کی:
که د ګران افغانستان د تجزئې د بېری سایه دی ځوروی نو لطفاً تر هر څه د مخه خپل افکار او احساسات د قوم پرستی او غلجی پرستی او درانی پرستی د پلیدی تجزئې د خطر څخه وژغوره چه په هغه صورت کی کولای شې خپل مشروع او مسلّم او ضایع شوی حقوق په مشروع توګه ترلاسه او خوندی کړې.همدومره.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 31.01.2017

فرهنگ درکتاب خود،نه تنها از امیر عبدالرحمن خان سخت ابراز نفرت میکند، بلکه نواسۀ او، شاه امان الله غازی ‏را که برخلاف جد خود شخص رؤوف ومهربان و بسیار پرعطوفت بود، ودرعین حال صاحب افکار ‏مترقی استقلال طلبانه وحامی جدی معارف و تحصیل زنان وحقوق شان درکشور بود، نیز متهم به قتل ‏پدرش نموده مینویسد: «باحتمال قوی میتوان گفت که قتل امیر در اثرتوطئۀ دربار وبدست یک نفر از ‏عملۀ آن صورت گرفته که طرح کنندۀ آن غالباً امان الله خان ومادرش علیا حضرت و اجراء کنندۀ آن ‏شجاع الدوله بوده است.» (فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ج1، ص 470)‏
‏[ برای تردید این اتهام به بخش 22 مقاله :اسرار قتل امیرحبیب الله خان، از قلم داکتر سید عبدالله کاظم، درپورتال افغان ‏جرمن رجوع شود.]‏

‏ چنین اتهامی،برای کسرشأن شخصیت امان الله خان، نه تنها تکرارتتبلیغات انگلیس برضد ‏شاهی است که بخاطر حصول استقلال کشور به روی استعمار شمشیرکشیده بود، بلکه بطور صریح ‏تردید قول وگفته های مؤرخ دربار امیر حبیب الله یعنی فیض محمدکاتب شمرده میشود که از زبان ‏محافظ خیمه امیر کرنیل شاه علی رضاخان،وسایرمحافظان خیمه امیر، اسم قاتل راشنیده وضبط کرده ‏است.کرنیل شاه علی رضا خان شخص سردار احمدشاه خان پسرکاکای جنرال نادرخان را قاتل امیر ‏دانسته وکاتب دلایل وقرینه های را بیان میکند، که نشان میدهد دست سپهسالار نادرخان در قتل دخیل ‏بوده است.
برای مطالعه کامل موضوع به لینک ذیل رجوع شود:‏

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمدانور آڅړ   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 31.01.2017

د‎ ‎استاد اکاډمیسین سیستاني صاحب د نقد په اړه

د میرمحمدصدیق فرهنګ په تاریخ(افغانستان در پنج قرن اخیر) باندې د دروند استاد اکاډمیسین ‏سیستاني صاحب د نقد په اړه:‏
زیان رسوونکي دروغ، یا تور(تهمت) لګول د نړۍ په ټولو ادیانو کې منع ګرځول شوي دي، په ‏اسماني کتابونو، تورات، انجیل، قرآن حکیم او په نور دیني کتابونو کې دروغ ویل جواز نه لري.‏
‏ په تورات کې د موسَی(ع) په لسو فومانونو کې له ناوړو او بدو کړنو څخه د مخنيوي په اړه ‏لاندې هدایات راغلي دي، چې موږ یوازې پنځه حکمونه لیکو او نهم حکم د دروغو په تړاؤ دی چې په ‏اړونده موضوع پورې اړه لري:‏
‏۵ــ د خپل مور او پلار احترام کوه ... .‏
‏۶ــ قتل مه کوه.‏
‏۷ــ زنا مه کوه.‏
‏۸ــ غلامه کوه.‏
‏۹ــ د هیڅ چا پر ضد د دروغو شاهدي مه وایه.‏
‏۱۰ــ د بل سړي کور ته د طمعې په سترګه مه ګوره، د هغه ښځې، غلامان، غوایانو، خرونو یا ‏هر څه چې هغه یې لري، د طمعې په سترګه مه ورته ګوره. (د هجرت سِفر، ۲۰، باب،۱۲/۱۷پورې؛ ‏د تثنیه سِفر، ۵، باب، ۱۶/۲۱، ایت)‏
بقیه را لینک ذیل مطالعه فرمائید:

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: قیس کبیر   محل سکونت: المان    تاریخ: 31.01.2017

در جهان پیشرفته و مدرن، دانشمندان در بخش های مختلف، ازعلوم ساینس گرفته تا به علوم اجتماعیات خود را با causal research مصروف می دارند تا علل اصلی یک پدیده را تحقیق نموده، نتایج مطلوب از آن بدست بیاورند و همه را آنها را به جامعۀ خود تقدیم نمایند.

تاریخدان محترم جناب سیستانی توانستند توسط causal research یکی از دلایل عمدۀ تجزیه طلبی، قوم گرائی، سمت گرائی و ... را با معرفی چهره های آقایون خلیل الله خلیلی و صدیق فرهنگ روشن برملا سازند که خدمت بزرگی را تقدیم جامعۀ افغانی نمودند.
محمد ظاهر شاه همین طوریکه نه از خود یک اولاد صالح و تحصیل کرده که امروز به درد وطن می خورد گذاشت و نه یک قصری و یا جایگاهی که امروز مردم از آن مستفید می شدند بلکه اشخاص وچاپلوسین مانند خلیل الله خلیلی، صدیق فرهنگ، روان فرهادی و ... دور خود جمع کرد که امروز نتیجه ای کارنامه هایشان را سیستانی صاحب روشن ساخت.


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ویرجینیا امریکا    تاریخ: 31.01.2017

جناب محترم استاد بزرګوار کاندید اکادمیسین سیستانی صاحب !
همیشه قد و قلم تان رسا باد.
حقیقت یک موضوع را میتوان برای مدت تحریف کرد، ولی برای همیش نمی توان انرا پنهان کرد.
تاریخ یک کتله عظیم مردم یک کشور را نمی توان به نوشتن چند جلد کتاب ، مجله و اخبار تحریف کرد، انهایکه که فکر میکردند به این ګونه نوشتهای غرض الود میتوان افتخارات یک قشر عظیم نفوس یک کشور را محوه و نابود سازد خواب است خیال است جنون است و محال.این ګونه افراد و اشخاص میتواند برای یک مدت معین حقایق را کتمان کند. ولی نه برای ابد.
خوانندګان ګرامی. چرا جناب اقی صدیق فرهنګ و اقای ریشتیا کتابهای خود را یا واضح بګویم ( تواریخ ؟ زهرالوده ) خود را در زمانیکه محمد ظاهر شاه هم زنده و شخص نیم مطرح در قضیه افغانستان بود این برادران به چاپ کردن کتابهای خود توسط برادران پشتون ما اقدام کرد.
نه ومه خبر پرده می لږ شانته چی پورته کړه
نه دی ده ویلو هاغه څه چی ما لیدلی دی.
چون شخص ظاهر شاه و جنرال عبدالولی افراد با مطالعه نبودند که درک کند کی از طی دل وطن و مردم خود را دوست دارد و کی بر عکس ان. در درباره سلطنتی انوقت معمول بود هر ان شخص که خوب نرم و چرب صاحب صاحب کیګوفتند به موقیفهای بلند میرسید.
اقای صدیق فرهنګ و برادر محترم دیګر شان جناب سید قاسم ریشتیا از این جمله افراد مقرب به درباره بودند.
جناب میر محمد صدیق فرهنګ، از زمان نو جوانی خود وی شفته روسها و سوسیالیزم روسی بود، چنانچه وی یعنی اقای صدیق فرهنګ در ایام جوانی خود پاسپورت روسی را از سفارت شوروی ان وقت بدست اورده بود و داشت، حتی یک وقت که وی میخواست از کشور خود افغانستان فرار کند که خوشبختانه وی توسط موظفین امنیتی همرای پاسپورت روسی ګرفتار میشود. و برای چند روز محبوس میګردد.
اینکه امروز اقای داود موسی نظام، خانم ملال موسی نظام، محمد امین فرهنګ و جنابان دیګر از وی بت میتراشد کار انها است. جناب اقای داود موسی امروز باید بر ضد مرحوم شهید محمد داود خان که وی دستهای این ګونه افراد را از چور و چپاول دارایی عامه قطع میکرد باید بر ضد مرحوم محمد داوودخان جفنګ بګوید.
یک شاعر پشتو زبان میګوید.

هغوی چه مونږ ته د جنت وعدی راکوی
همدا نړی یی مونږ ته دوزخ کړی ده.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن     تاریخ: 31.01.2017

دانشمند گرامی آقای ار سلا از لطف وحمایت ودقت تان به نکات حساس تاریخ فرهنگ سپاسگزارم.‏

درتاریخ فرهنگ درچاپ اول در مشهدایران1371ش، درفصل خراسان،در صفحه 36 این دوسوال شما ‏اینطورآمده است:‏

‏«درهنگام گشوده شدن خراسان بدست مسلمانان بخش بزرگ ساکنین این سرزمین را مردمانی تشکیل میدادند که از ‏شاخه هند واروپائی نژاد آرین بودند وبعداً به نام تاجیک شهرت یافتند.»( ص 36)‏

فرهنگ بعد ازآرائۀ دلایلی در بارۀ وجه تسمیه وسابقه کلمه تاجیک، میگوید:«علاوه برتاجیکان در آن هنگام اقوام ‏دیگری هم در خراسان زیست میکردند که بعضی از بقایای مهاجمان سابق بودند وبرخی از مردم خانه بدوش محلی ‏مانند اجداد پشتونها وبلوچها ونورستانی های کنونی.اینان (این سه قوم) بعلت سکونت در مناطق دشوار گذار از آمیزش ‏با عناصر مهاجم و نو وارد محفوظ مانده زبان وعرف وعادات ودر مورد مردم نورستان دین آبایی خود را برای مدت ‏دراز حفظ نمودند و در اغلب اوقات از یک نوع آزادی محلی بهرمند بودند.»(ص 37 همان چاپ،ج1)‏

اتفاقاً من در زیر هردوجمله متذکرۀ آقای ارسلا در جلد اول تاریخ فرهنگ ، خط کشیده بودم، گویا از اول در نظرداشتم ‏پیام این دوجمله را مورد تحلیل وارزیابی قرار دهم، ولی چون نام افغانستان در چند دهه اخیر بیشترمورد گفتگوی انتی ‏پشتونها بود، من خواستم درآن بخش بیشتر توجه خواننده را جلب نمایم. از سوی دیگر فکر کردم که بحث تثبیت سابقه حضور پشتون ‏مهاجم یا کوچی وتفکیک آنها از سایر اقوام مسکون در افغانستان یک بحث طولانی است وبه طوالت مقاله می افزود.به این ملحوظ من از بحث روی آن صرف نظرکردم.

بگذار این بخش را آنهای جواب ‏بدهند، که اتفاقاً به زبان پشتو صحبت میکنند، و دعوای دفاع از پشتووپشتون وفرهنگ آنرا هم دارند. فکر میکنم من ‏به حد کافی از تاریخ وفرهنگ ملی کشوردفاع کرده ام، بقول معروف پشتو: ژرنده که دپلار ده هم په وارده!. بعد ازاین میگذارم تانویسندگان و اهل قلم پشتون از زبان وتاریخ خود دفاع ‏نمایند.‏
با عرض احترام


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: امریکا     تاریخ: 31.01.2017

تحلیل و نقد شجاعانه، منطقی و مفصل استاد سیستانی را بر کتاب صدیق فرهنگ که به وسیله قوی کوشان تایپ شده است تبریک عرض میدارم و نظر استاد سیستانی و دیگر عالمان بیغرض را در مورد قسمت ذیل کتاب فرهنگ در این موارد میپرسم:
1. لطفاً این قسمت ذیل را در ارتباط مقصد فرهنگ در نوشتن این کتاب تحلیل نمائید
2. لطفاً این قسمت ذیل را از نظر واقعیت های تاریخی و درستی این ادعا تحلیل نمائید
در صفحه 13 چاپ اول ( نه چاپ ایران محترم احسان مایار) فرهنگ زیر عنوان باشندگان خراسات چنین نوشته است:
" ساکنین این سرزمین را مردمانی تشکیل میدادند که از شاخه هندو اروپائی نژاد آرین بودند و بعداً بنام تاجک شهرت یاقتند."
در ادامه همین قسمت در صفحه 14 چاپ اول ( نه چاپ ایران محترم احسان مایار) فرهنگ زیر عنوان باشندگان خراسات چنین نوشته است:
"علاوه بر تاجکان در آن هنگام اقوام دیگری هم در خاسان زیست میکردند که بعضی از بقایای مهاجمان سابق بودند و برخی مردم خانه بدوش محلی مانند اجداد پشتون ها و بلوچ ها و نورستانی های کنونی."



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved