Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  تبصرۀ شما در مورد مطالب نشر شده، سال 2013    نویسنده:  افغان جرمن آنلاین

 
اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 31.12.2013

دوستان محترم سلام و سال نوی عیسوی خوش و صحت برایتان آرزومندم!

گرچه چندین بار جلو خود را گرفتم که در مورد"سکوت مرموزحامد کرزی" نوشته آغای عباسی فکر خود را ننویسم اما آمده را ردی نیست.

1-آغای عباسی می نویسد:" دلیل تبارز دو طرز دید متضاد از یک مرجع ایران معلوم نیست، چرا سفیر ایران آنرا موضوع داخلی افغانستان خواند و سخنگوی وزارت خارجه مخالفت حکومت خودرا به عقد این پیمان اظهار نمود." به نظر بنده ایران نمی خواهد قطعه خود را نشان بدهد در موضوع. اما چیزی عیان بیان کار ندارد. از نظر طبیعت موضوع باید تما م همسایه ها و حتی کشور های منطقه مخالف باشند اما همه به یک شکلی با امریکا روابط اقتصادی و سیاسی دارند.

2- عباسی صاحب بعد از تبصره کوتاه می نویسد": به اصطلاح عامیانه سوز نمایی بچگانه به امریکا است،که اینجانب حامد کرزی رئیس جمهور خود مختار منتخب مردم افغانستان به کشور مخالف سیاسی امریکا سفر نموده مشورۀ اولیاء امور ایران را در مورد امضای توافقنامۀ امنیتی گرفته..." سفر کرزی جنبه جاسوسی به امریکا را داشت و به هدایت خود امریکایی ذیدخل در امور افغانستان صورت گرفته تا موضع جدی ایران را در موضوع معلوم کند. گپ از شاید و امکان دارد خارج است. امریکا هدف خود را تعقیب می کند و به آن هم می رسد به هر قیمتی شده.

3-"مداخلۀ نظامی و حضور نظامیان ایرانی تحت هر مؤافقتنامۀ که باشد مسلماً،اگر امریکا مخالفتی نکند، با مخالفت جدی پاکستان و ممالک عربی مواجه شده افغانستان میدان نبردی دیگری خواهد شد."
من به حیث یک فرد عادی علاقمند به سیاست و سیاست جهانی از نگاه روانشناسی سیاسی به عباسی صاحب اطمینان می دهم که ایران به این فکر نیست.

4- اگر ما سران مدبر در کشور می داشتیم به غیر از روابط عادی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران هیچ گاه در امور کشور ما مداخله کرده نمی توانست و اگر هم کرده به کمک خود افغان ها کرده نباید کور خود و بینای مردم باشیم.

5- هر کس که موقع را مناسب دید در امور دیگران مخصوصاٌ در مسایل سیاسی دخالت می کند. شما هم به یک شکلی با انتقاد از کرزی در امور وی دخالت می کنید. متاسفانه این پدیده را در اجتماع سیاسی انسان ها نمی شود از بین برد مگر خود انسان کافی قوی باشد که انرا دفع به انواع مختلف کند مخصوصاٌ صلح امیز.

6-از اینکه من در امور فکری شما دخالت کرده ام معذرت می خواهم و روی تان را می بوسم.

بسکه سر تا سر این بادیه خارستان است
دامنی نیست که بی گرد خراشش یابند

الله محمد


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.12.2013

محترم عارف عزیز !
نخست سلام و احترام عرض است. با همین مشکل زمانی اینجانب هم بر خوردم. در آنزمان، «ورژن» ( (version، «ادوبه ریدر» ( Adobe Reader) مطابقت نداشت. از «انترنت» می توانید، جدید ترین را مجانی، «داونلود» کنید. بعد «انستلیشن» را انجام دهید. امید است، مشکل حل شود.

با احترام مکرر

یوسفی


اسم: عارف عزیز   محل سکونت: لیموژ فرانسه    تاریخ: 29.12.2013

سلام بر همه دوستان پورتال افغان جرمن
چندیست که من در تحلیل ها هیچ کدام فایل پی دی اف را نمی توانم بخوانم وقتی یک مقاله را باز میکنم صفحه سفید است و در بالا یک به آلمانی نوشته میکندforbiden 403 امیداست که انجنیرهای افغان جرمن در این مورد مرا مشوره دهند که آیا نقص از کامپیوتر من است و یا کدام مسئله تخنیکی دیگر.
منتظر هدایت شما دوستان هستم.
عارف عزیز


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشاان    تاریخ: 28.12.2013

سلام بر همه و تذکر تنها برای «فارو»
6جدی 1358 هجری شمسی برابر است با 27 دسمبر 1979 م نه 1980 طوری که در اعلامیه ایشان آمده است. این روز منحوس را نباید فراموش کرد.


اسم: Dr. S Sayedi    محل سکونت: انګلستان     تاریخ: 27.12.2013

د جدي شپږمه/ ششم جدی:
بد - بدتر - بدترین: خدا کفن کش سابقه خیر بته - قصهء خرکار و مُلي و زردک و اینکه شخص می ګفت عاقبت به خیر. مردم پرسیدند چرا ګفت درزیر این زردګ ها مُلی است. امید بقیهء قصه را خود بدانید.. کلمات و مقایسه های فوق به فکرم زمانی خطور کرد که نوشتهء سازمان فارو رادر ارتباط شش جدی درمتن افغان جرمن آنلاین خواندم.
اما واپس که کدام روز وکدام تجاوز سیه ترین تجاوز و بدترین تجاوز درتاریخ افغانستان است درین امر معیار چیست؟ به فکر من معیار باید تلفات و قربانی های باشد که متوجه مردم افغانستان وامر صلح شده. با امار و ارقام دست داشته معلوم میشود که روز های سیاه درتاریخ کشور ما و قربانی مردم ما در طول تاریخ و حاضر کم نبوده و نیست. تبصرهء ذیل درین مورد داشتم که آنرا از جای دیګر کاپی کرده وذیلاً اضافه میکنم:
تاريخ ښودلې او ثابته کړې چې په زور کلي نه کیږي. تاریخ ثابته کړې چې هغه به کیږي چې ملت يې غواړي. دخلکو زور او خواست د الله تعالی د هدایاتو سره سم هغه زور دی چې هیځ یو بل قدرت ورته تغییر نه شي ورکولای. د افغان ملت په عمل کې وښودله چې دهر متجاوز په مقابل کې ولاړ او جګړه يې وړې خو کله چې د میز خبرې او مذاکرو وخت راشي نو بیا ډیر ځلي يې په نامه مشرانو ورسره خیانت کړای دی. هغه رهبرانو اومشرانو چې خیانت نه دې منلای بیا په مشکلاتو مواجه شوي او بلوا ګانې پرې راپارولو شوي دي. د افغان ملت په خپله خاوره ټول تجاوزونه غندلي او سخت مقاومت ورسره کړای. شپږم د جدی هم په دې سلسله کې هغه اجرا شوی کار وه چې ډیر يي حیران کړل او دا ملت له یوه سره د امکاناتو په چوکاټ کې ورسره مبارزه کوله. الله تعالی دې ددې لارې ټول شهیدان غریق رحمت کړي. کورنیو ته دي ورته صبر جمیل او ټولو ته ددې درسونو نه عبرت پکار دی.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.12.2013

بعد از عرض سلام و تبریکی عید برادران و خواهران عیسوی ما به همه می خواهم سخنی چند در ارتباط مشاجره ادبی آغای عمر صاحب و انوری صاحب عرض کنم:
1- به نظر من ضرورت اصلی پیدایش زبان در اصل خود فهماندن است.
2-گرچه تفاوت در بعضی مسایل زبان و ادبیات فارسی، دری و یا هر نامی بالایش است موجود است اما واقعیت این است که قریب به صد فیصد هم زبانان این زبان در منطقه مطلب یکدیگر را می فهمند و یا می توانند یکدیکر را بفهمانند.
3- نظر به خصلت های منطقوی طرز تکلم و اصطلاحات خاص در هر منطقه ظهور کرده مانند لهجه ایرانی ، هزاره گی، تاجکی، هراتی، شمالی و غیره و غیره.
قسمیکه آغای انوری نوشته اند"دست شما درد نکناد" که به اساس فقره اول مطلب خود را به مخاطب فهما نده وآغای عمر هم مطلب را فهمیده و انتقاد کرده که ما "تشکر" می گویم.
4-آغای انوری صاحب هم کوچه بدل کرده و فقطه در قسمت "کناد" توجه آغای عمر را خواسته در حالیکه آغای عمر طرز تفهیم "تشکر" به قسم مردمان سر زمین دیگر به این زبان را خوش نکرده یعنی موضوع را سیاسی ساخته و یخن انوری صاحب را بی مورد قایم گرفته بود.

به سخن کشف معمای عدم ممکن نیست
خاموشی نیز نفهمید کلام دل ما را

الله محمد


اسم: غزنوی غلزی   محل سکونت: ویرجینیا - اضلاع متحده امریکا    تاریخ: 26.12.2013

حسین حقانی سفیر سابق پاکستان در امریکا در کتاب خود (اغفال باشکوه- Magnificent Delusions ) مطالب ارزنده در مورد افغانستان – پاکستان و امریکا نوشته است که مطالعه آن برای هر افغانی که به آینده افغانستان در سایه مطالعه علمی و عینی گذشته علاقه دارند ؛ ضرور است. در این کتاب جزئیات فریبکاری دولت و اردوی پاکستان و فریب خوردن متواتر و دائمی امریکا تشریح شده است. از همه مهمتر برای اولین بار از ترس پاکستان و نقشه ها و تخریب مداوم پاکستان برضد افغانستان و فریبدادن امریکا بصورت مستند تشریح شده است. برای جلب توجه هموطنان یک قسمت کوتاه و بسیار جالب این کتاب در ذیل ترجمه گردیده است:
حسین حقانی در آخر صفحه ۹۳ و اوایل صفحه ۹۴ کتاب (اغفال باشکوه- Magnificent Delusions مطالب جالب ذیل را نوشته است:
«جالبترین قسمت تبادل نظر بین رئیس جمهور امریکا و رهبر پاکستان ایوب خان در موقعی بود که ایوب خان گفت:” افغانها چندان مسلمان هم نیستند بلکه آنها زیاده تر از هر چیز فرصت طلب هستند.” ۶‍۰- این تذکر ایوب خان دریچه ای میباشد در مورد طرز تفکری که در پاکستان عرض وجود میکرد. چون که در حقیقت افغانها بسیار زیاد پیشتر از چندین قوم موجود در پاکستان مسلمان بودند. و یک قسمت بزرگ پاکستان کنونی تا سال ۱۸۹۳ قسمتی از خاک پادشاهی افغانستان بود که بعدا توسط انگلیسها غصب گردید. پاکستان در دوازده سال اخیر [در موقع این تبادل نظر ایزنهاور و ایوب خان] بوجود آمده بود در حالیکه افغانستان مملکتی بود که قرن ها در این منطقه وجود داشت. مگر در آن سال ۱۹۵۹ دیکتاتور عسکری پاکستان خیال میکرد که او میتواند همسایه شمالغربی خود را به عنوان فرصت طلب و مسلمانان نامکمل بی اهمیت نشان بدهد.»
معلومات در مورد کتاب و نقل قول نمره ۶۰ فوق از قرار ذیل میباشد:
Magnificent Delusions: Pakistan, the United States, and an Epic History of Misunderstanding Hardcover
by Husain Haqqani (Author)
• Hardcover: 432 pages
• Publisher: PublicAffairs (November 5, 2013)
• Language: English
• ISBN-10: 1610393171
• ISBN-13: 978-1610393171


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 23.12.2013

هموطن محترم و گرامی آقای امان الله عمر سلام هایم را بپذیرید!
چه خشوقتم من که چند جملۀ مختصر و عرض سپاسی خدمت یک هموطن عالی قدرما، این همه توجه را جلب کرد. من البته که از همه هموطنان خود ، همیشه بسیار می آموزم. از شما هم یک دنیا تشکر که ذره ذره، و نه ( زره زره )، چند سطر مختصر این هموطن تان را مورد ارزیابی قرار دادید.
خدمت شما عاجزانه عرض کنم که استفاده از این طرز تحریر در ادبیات دری از اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری قمری رایج بوده است و هیچ ارتباطی با تقلید از فرآورده های صادراتی ایران ندارد.
به این شعر رابعۀ بلخی توجه کنید:
دعوت من بر تو آن شد، کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نا مهربان چون خویشتن
تابدانی درد عشق و داغ مهر و غم خوری
تا به هجر اندر بپیچی و بدانی قدر من
البته این شعر رابعۀ بلخی به گونه های اندک متفاوتی ذکر گردیده است که بر طرز درست آن متیقن نیستم و بر من ببخشائید.
یک مثال دیگر از منوچهری دامغانی شاعر قرن پنجم هجری قمری که در مدح سلطان مسعود غزنوی سروده است:
تا جهان باشد، خسرو به سلامت ماناد
ایزد از ملکت او چشم بدان دور کناد
تن او تازه جوان باد و دلش خرم و شاد
پیشۀ او طرب و مذهب او دانش و داد
دشمن و دوست به کام دل این خسرو باد
مرساناد خداوند به رویش تعبی
امیدوارم قناعت شما را فراهم کرده باشم، البته یک بار دیگر تکرار باید کرد که این هیچمدان، در ادبیات دری حتی در حد شاگرد ابتدائیه هم نیستم و هنوز از خم یک کوچه هم اندرین راه نگذشته ام. به اصطلاح وطنی ما و شما" قد بلندک" مرا با بزرگواری تان نادیده گیرید.
در خاتمه خدمت عرض شود که نه کدام اشتباه در کار بوده است و نه هم سخنی از اشتباه عمدی و غیر عمدی تواند بود. ممنون از توجه و محبت تان.


اسم: ف،هیرمند   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 23.12.2013

دوستان عالیقدر، ارجمند ولی نامهربان هریک جناب سراج وهاج و جناب
امان الله عمر سلام وارادت!
اولاً در دلهره ام که نکند، حرف و نقطه ای را تاحال اشتباه کرده باشم و یا بعد از این اشتباه کنم که برایم خواهید نوشت: « برادر اول نوشتن ته یاد بیگی باز بیا از ماگِله کو» مگر گلایۀ بنده این است که بعد از سال ها یک عزیز و نگارندۀ در سطح بلند و دانشور حمید انوری گرامی از من بیچاره تحسین و نوازشی به عمل آورد و شما دوستان نازنین نگذاشتید که به جانم بگیرد و آن را زهر و زقوم ام کردید،

مگر عزیزان اگر خواستید که حالا دستم درد کند، که فی گرفتن های شما عزیزان دست درد چه که سر دردی هم می آورد.
اما سروران من بیایید اینقدر هم سختگیر نباشیم، میدانم هر یک از شما گُل های سر سبد هم وطنان شریف من هستید و مجهز به فرهنگ تحمل، شکیبایی و انتقاد پذیر، من از هریک شما می آموزم و اگر گاهی تصحیح ام فرمایید، به آموختن ام می بالم که فرا گرفتم.

ولی اگر زبان - حال هر زبانی - عرصۀ لا محدود دارد، پس داشتن حیطه بر یک زبان نیز لا محدود خواهد بود، من فکر نمی کنم متخصص و زبان شناسی مدعی باشد که بر تمام قلمرو یک زبان حیطه دارد بناءَ فرصت و حق اشتباه کردن محدود و مدلل را برای همگان قائل باید بود. قربان شما اگر شوخی من ناراحت تان ساخته باشد از قبل پوزش می خواهم. زنده و کامگار باشید.


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 22.12.2013

قابل توجه هموطن عزیز، حمید انوری
شما در دریچه نظر خواهی خطاب به محترم ف هیرمند چنین نبشته اید، (دست شما درد نکناد)
در فرهنګ و تکلم روزمره ما افغانها این جمله چنین ګفته می شود، ممنون از شما، و یا تشکر از شما و غیره.

این طرز نوشته از جمله اصطلاحات مردم ایران است، که برای یک افغان اګاه قابل غور فرهنګی است، بدین معنی، ایران از طریق زبان و فرهنګ می خواهد، در فرهنګ غنی مردم افغانستان رخنه کنند که به طور نسبی کرده اند، نباید از همچو الفاظی که در ګفت و شنود روزمره ایرانیان تکلم می شود، استفاده شود، برای ادم ها دانا افغان ساز ګار نیست است که همچو جملات را در خور مردم دهند.
پورتال وزین و ملی افغان جرمن انلاین که در خدمت مردم افغانستان است، باید متوجه همچو اشتباهات عمدی و یا غیر عمدی شوند.
به عرض احترام


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 22.12.2013

وهاج صاحب بزرگوار سلام های گرم و احترامات بی پایان مرا بپذیرید!
از اینکه چند سطر مختصر این کمترین مورد توجه شما قرار گرفت و با وجود مصروفیت های بیش از حد، ذره نوازی نموده و این حقیر فقیر سراپا تقصیر را متوجه اغلاط املائی و انشائی ام ساختید، یک جهان سپاس.
من همیشه از استادان و نویسندگان و بزرگوارانی چون شما و امثال شما می آموزم و اندر این راه هنوز در خم یک کوچه هم نیستم.
افتخار می بخشید تا با ذکر یکی دو مثال در مورد تفاوت بین ( جهان سپاس و جهانی سپاس)، اگر اندک فرصتی برای تان دست داد، مرا از تشویش در زمینه بدر سازید.
سپاسگزارم که با ذکر بیت زیبا، یک اشتباه املائی را در ذهن ما جاگزین ساختید تا در آینده از تکرار آن خودداری گردد.
بجواب بیت شما با اجازه این بیت تقدیم میشود.
ما نماز خود پیشین خوانده ایم
هرکه دیگر می گذارد، کافر است
با عرض احترامات فائقه


اسم: سراج وهاج   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 21.12.2013

به تأسی ازانتقاد ِ بجای محترم کاندید اکادمیسن، سیستانی صاحب ، بنده هم با استفاده از چند لحظه فراغت، ( فراغت از تراکم کارهای شاقه که خودم برای خود روا داشته ام)، توجه دوست عزیز آقای حمید انوری را به چند اشتباه املایی و انشایی که در چند سطر نوشتۀ شان به نظر می رسد، جلب می کنم.

اول - : از زره نوازی تان (از ذره نوازی تان).
دوم - : جهان سپاس ( جهانی سپاس - یا یک جهان سپاس).
سوم -: از لطف شما سپاسگذارم (از لطف شما سپاسگزارم... با حرفی که حمید جان نوشته است، چنین معنی می دهد: از لطف شما ممنون نیستم... سپاسی به لطف شما قایل نیستم)

یادداشت : متأسفانه بسیاری از نویسندگان عزیز، بین « سپاسگزار» و « سپاسگذار» فرقی قایل نبوده، غالبا ً یکی را بجای دیگر استعمال می کنند. بنا بران - اگر خواسته باشند – فورمولی را در قالب ِیک بیت، خدمت شان تقدیم می کنم؛ بیتی که خودم در جایی خوانده و از آن استفاده کرده ام:

نماز را بگزار (ادا کن)، نیاز را مگذار (ترک مکن)
هزار لعنت ِ حق باد بر نماز گذار (ترک کنندۀ نماز)


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.12.2013

بزرگوار محترم جناب ف. هیرمند عرض سلام و ادب خدمت تان!
از زره نوازی تان جهان سپاس. من واقعاً از نوشته های پر محتوی حقوقی شما بسیار می آموزم. دست شما درد نکناد.
از همین نوشتۀ مختصر توضیحی تان به اصل مرام و مقصد پاراگراف متذکره، رسیدم. از لطف شما سپاسگذارم و متذکر میشوم که کوتاهی در درک مرام شما، تقصیر این کمترین بوده است.
صحتمند و سر فراز باشید


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 19.12.2013

از محترم داکتز صاحب کاظم دنیای سپاس و امتنان دارم که قبول زحمت فرموده یادی از رفته ای نیکو نام کشور مرحوم دانشمند محترم داکتر ولید حقوقی نمودند، و نگذاشتند که گذشت زمان نیکویی ها، سجایای اخلاقی، استعداد سرشار، صداقت، پاکی و خدمات ماندگار این فرزند صدیق وطن را از یاد ببرد. داکتر ولید حقوقی مرد صاحب فهم، دانش و درایت از معماران و مؤسسین اولین دموکراسی کشور بوده همانطوری که تذکر رفت برای نهاد قضاء وڅارنوالی کشور تهداب های محکم و اساسی گذاشتند و در ایجاد هر یک سهم بارز داشتند. با صداقت و امانت داری خدمت نمودند. مرحومی واقعاً از ستاره های تابناک دور خود بودند علاوه بر دانش مسلکی غاور بودن شان بر بیان و سلاست شان در تحریر برای شان برازندگی خاصی داده بود. روح شان شاد و فردوس برین جایگاه شان باد
چه نیکو خواهد بود که دانشمندان ما در پهلوی دیگر مصروفیت ها و مسؤولیت ها با پیروی از این روش از خدمتگاران صدیق و شریف جامعه با تحقیقاتی در مورد سوانح و گذشته های شان از آنها یاد نمایند و نگذارند که باد های تند زمان خاطرات شان را با خود ببرد و به فراموشی بسپارذ.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 19.12.2013

خواهر گرامی صالحه جان وهاب سلام!

نوشته ها وبخصوص اشعار شما لذت خاصی دارد، معلوم میشود زنی پر احساس وبا مطالعه ای هستی. داستان قصاص زنی درکابل در نیمه های یک شب سال1368 و شعر قهرمانان شما هوش از سر خواننده می پراند. خدا به تعداد شما زنان قلم بدست و آگاه در کشور ما بیفزاید. کاش در پهلوی شما زنان دری نویس خوب چند تا از خواهران پشتو نویس هم می داشتیم تا دیده میشد که خواهران ودختران ما هم دوش بدوش مردان برای خیر و بهبود امور وطن تلاش میورزند و در راه تربیت نسل جوان کشور از سعی وتلاش دریغ نمیورزند.

همانگونه که خود نوشته اید، پورتال افغان جرمن آنلاین واقعاً محل تبادل افکار و آموزش است ، خوانندگان نه تنها از دانش هموطنان خود بهره مند میشوند، بلکه از طریق نوشته های شان با شیوه وسبک و سطح نویسندگی و دانش وحتی املا وانشای همدیگر نیز آشنائی پیدا میکنند. در نوشته اخیر تان چند اشتباه املائی نظرم را جلب کرد که اگر یکی دو تا می بود، از آن در میگذشتم ولی چون به پنج شش تا رسید ودیدم که جناب دوست محمد بدخشانی تا هنوز صورت درست آنها را گوشنزد نفرموده اند، خواستم من اینکار انجام دهم تا در آینده متوجه شیوۀ درست نویسی آن کلمات باشید.

من کلمات نادرست را در قوس ناخنک میگذارم ودرست آن را در قوسین نشانی میکنم تا به آن توجه نمائید.

1-«حدالامکان»(حتی الامکان)،2-«قلب فراغ»(قلب فراخ )،3-«احذاب سیاسی»4-(احزاب سیاسی)،
5-«میانجگر»(میانجیگر)،6«حراس»(هراس)،6-«ثوق»(سوق)،7-«زجه های یک زن»( ضجه های یکزن)
امیدوارم تا از من به عنوان یک خواننده نوشته های تان آزرده خاطر نشوید.
با درود وحرمت فراوان برادرت سیستانی 19/ 12/ 2-13


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 19.12.2013

قابل توجه کمیته محترم فارو
نخست سلام خویش را تقدیم داشته، بعدآ به ابراز قدرداني از قطعنامه کنفرانس دسمبر ۲۰۱۴ کمیته فارو که نیاز مبرم و کنوني ماحول داخلي و خارجي کشور عزیز ما افغانستان بوده که همچو کنفرانس ها دایر تا روند محاکمه جنایتکاران پرچم و خلق میها شود، امید است افغانها مقیم افغانستان و امریکا با الهام از کنفرانس کمیته محترم فارو، ابتکار نمایند تا در همچو مسایل ملی و مبرم کنفرانس ها و اجلاس را دایر نموده، و رسالت وطنی خود را ادا نمایند.
بعدآ می خواهم به طور مختصر و دوستانه نظر خود را بشما چنین شریک سازم اینکه، در قطعنامه کنفرانس در مورد اقتصاد و شیوه فکري ان چنین امده است،
( نظام حاکم اقتصادی در کشور که برشیوۀ فکری نیولیبرالیسم برقرار میباشد
کشور را به لبۀ پرتگاه سوق داده است. روشهای اقتصادی بایستی به شکل خالق آن در جامعه افغانستان
عملی و تطبیق گردد. راه برونرفت از این بن بست میتواند در طرح ستراتیژی انکشاف ملی خالصه شود که
استوار برخودکفائی نسبی٬ سبد اموال٬ احتیاجات اولیه٬ تشویق صادرات عاری از تک محصولی صادراتی و
برنامه های تشویق صنایع با در نظرداشت جلوگیری نسبی از انتقال ارزش اضافی به خارج از کشورطرح
واجرا گردد. )
باید ګفت که مناسبات تولیدي و اقتصادی افغانستان روی کدام پلان مطروحه اقتصادی منسجم به پیش برده نمی شود، و شیوه تولید عقب مانده است.
روشهای اقتصادی به شکل خالق ان در افغانستان وقتی عملی شده می تواند که ما نظام دیموکراتیک داشته باشیم که بتواند سرمایه داري ملی را در کشور رشد بدهد، و این شیوه اقتصاد می تواند افغانستان را بسوی خود کفایی سوق دهد،در این راستا تشویق و رشد شیوه مدرن زراعتی و صنایع قابل یاداوری است، ما دیدیم که راه رشد غیر سرمایه داری در افغانستان نتیجه منفی ببار اورد، و اینک شیوه اقتصادی حاکم در شکل انحصاری ان به ضرر رشد و انکشاف کشور انجامیده است.


اسم: ف،هیرمند   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 18.12.2013

نوسندۀ متعهد و قلمبدست هدفمند، حمید انوری گرامی!
مطالعۀ مقالات با ماهیت و تحقیقی مانند مقالۀ جناب شما چشم دل را روشن میسازد، نگارش تان سطح آگاهی هر رسانۀ را صیقل میدهد.مسرورم که نوشتۀ ناچیز این حقیر افتخار نقد اصولی شما را دریافت میدارد، نشانه گیری شما در کوتاهی ادای مطلب وافادۀ موضوع در آن نگارش بنده کاملاً وارد است، ولی من می خواستم،متذکر شوم که:از جانب پاکستان نوازان در پارلمان کشور ما برای شاد کردن عناصر ضد هندو وضد سیک در پاکستان،(مخصوصاً احزاب آن کشور که در این خط وتمایل اند)نقض و پشت کردن به حقوق هندو ها وسیک های ما رنگ ضد هند نیز داده میشود نه انکه عملاً چنین واقعیتی وجود داشته و کدام رابطۀ میان هموطنان هندو و سیک های ما و هندوستان وجود داشته باشد
حرمت وادب نثار تان باد


اسم: داکتر خلیل الله قدیری   محل سکونت: بن، آلمان    تاریخ: 17.12.2013

مقاله جناب پروفیسور بشیر احمد زکریا " در صورت اخراج کلی قوای خارجی از افغانستان"

باقبول تشریح جناب شان پیشنهاد میکنم که:

پشک یا خدمت عسکری در وطن عزیز ما بایست دوباره برای همه افغانها دارای سن 22 سالگی قانونی شود یعنی عسکر افغان مربوط همه شودودیگر محدود به کدام قوم یا منطقه نباشد.

باسلام به جنابشان و گردانندگان سایت عالی افغان جرمن آنلاین


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس فرانسه    تاریخ: 17.12.2013

استاد گرانقدر جناب دوست محمد بدخشی!
عرض سلام و ارادت دارم.
خدا شما را از ما نویسندگان غافل از صرف عربی نگیرد. تصحیحات شما استاد ارجمند از خطاء های صرفی ما نه تنها افتخار آفرین برای ماست بلکه ارزش نگارش های ما را بیشتر می سازد. آرزوی ما اینست که تصحیحات لازمی صرفی و انشایی را از ما دریغ نفرمائید.
قلمرو زبان انتها ندارد، و دشوار است بگوئیم که شخصی بر تمام این قلمرو حیطه داشته باشد و بناءً کوتاهی ها در کار نوشتاری زبانی در آن عرصه های قلمرو زبان که حیطه موجود نیست روی میدهد. همین است که به مصحح های عالیقدر نظیر شما توسعه و شفافیت قاعده یی زبان نیاز میداشته باشد. شما زنده باشید. دوستدار همیشگی شما


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 17.12.2013

برادر محترم و گرامی آقای جلیل غنی!
شما با چند سطر از نوشتۀ خود بمن یک دنیا افتخار عنایت نموده اید. این حقیر ممنون از لطف تان بوده و احترامات بی شائبه خودرا بشما و اعضای خانوادۀ عزیز تان در عالم ناشناسی تقدیم مینمایم. سلامتی تان را از بارگاه خداوند عالمیان التجاء مینمایم. با محبت و احترامات فائقه مایار


اسم: جلیل غنی   محل سکونت: کالیفرنیا/ ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 16.12.2013

دانشمندگرامی و نویسنده و پژوهشگر پر توان جناب مایار.
از مقالۀ پرمحتوا و روشنی که در مورد مقالۀ من در رابطه باقبر دسته جمعی شهدای هرات انداخته اید جهانی سپاس. گرامی داشت و یاد بود از شهدای گلگون کفن افغانستان در جریان سی و پنج سال گذشته و مستند نمودن این جنایات بشری وظیفۀ هر افغان با درد است. گشودن مباحث و ابراز نظر های عالمانه و بیطرفانه زمینۀ افشا گری های این جنایات و نشر حقایق را بیشتر میسر میسازد. از اینکه معلومات بیشتری در بارۀ این تراژیدی با تصویری از این قبر دسته جمعی نمودید جهان سپساس. خدمات ارزندۀ شما با مقالات عالمانه و تاریخی شما در بارۀ اوضاع افغانستان و پیشینۀ تاریخی برخی انکشافات روشنگر واقعیت های عینی افغانستان و رهنمای ملتی است که سر نوشت آن در دست کسانی است که جز به منافع شخصی و گروپی شان به منفعت دیگری و منافع و مصالح علیای کشور نه می اندیشند و نه هم توجه دارند ولی جای هیچ شک و شبۀ نیست که تاریخ با قضاوت های بیرحمانه اش پرده از روی آنها بر خواهد داشت . همین اکنون هم ملت افغانستان بیدار است و این چهره ها را خوب تشخیص کرده و یقین کامل است که دیگر نخواهد گذاشت که قبر های دسته جمعی دیگری حفر شود و عاملین این جنایات را به محاکمه خواهد کشانید. با محبت و احترام
جلیل غنی


اسم: تكسي ران از المان   محل سکونت: المان    تاریخ: 16.12.2013

نام گزاري جاده بنام قربانيان سه دهه:
هموطنان عزيز، قبل از همه ازتمام انهايكه تبصره ام را دراين مورد بيجا وگستاخي مي پندارند
پوزش ميخواهم.
نام گزاري جاده بنام قربانيان حماقت است، حقارت است ، جفا وازاردهنده است. اين راميگويند پوپوليسم ، ايره ميگن ساديسم ، به اي ميگن ريتو اليسم و بربريت.
اخر اين برانگيختن احساسات اقارب قربانيان است، كه حين گزشتن ازاين جاده حسادت، بغض ،
كينه وتنفر را بوجود اورده سبب إزار واذيت شان ميگر دد .
مشوره من به انهايكه چنين ابتكار را بخرچ داده اينست ، تا بخاطر ياد بود شان يامنار يادگاري
( همچون سپاهى گمنام ) ويا هم موزيم را اعمار نمايد .


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 13.12.2013

سلام بر خوانندگان محترم !
برخی کلمات دارای ریشه ء عربی در زبان های رسمی و ملی ما وجود دارد که نویسندگان صاحب نام و با تجربه هم در طرز نگارش درست آن کلمات ، اشتباه می کنند ؛ از جمله یکی هم کلمه « قریه» است که جمع آن «قری» می باشد یعنی به ضم قاف و حرف را مفتوح و بعد آن الف مقصوره . شهر مکه مکرمه را « ام القری» یعنی مادر قریه ها و روستاها می نامند؛ اما برخی از نویسندگان ما آن را به شکل« قراء» می نویسند که جمع قاری است به معنای خوانندگان ؛ نه به معنای قریه ها.


اسم: تكسي ران از المان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.12.2013

ميگن ؛ باارزش ترين چيز درزندگي اين نيست كه چه چيزهايي را داريم ؛ بلكه اين است كه چه كساني را داريم .
اينجانب درحال حاضر،كه كشور بايد احياء مجدد شود قسماً مخالف سيستم جاري تعليم وتربيه ( بالخصوص تحصيلات عالي ) هستم.
چرا ؟
بخاطر اينكه فعلاً ما ضرورت اشد وعاجل به اشخاص مسلكي ومتخصص در رشته هاي بخصوص همچون
ولدنگ كاري، نل دواني ، رنگ مالي ، كاشي شاني ، قيرريزي ، لين دواني ، پيپ دواني ، درايوري ، ترميم كاري ،....................وصدها مسلك وتخصص خورد وريزه ديگر داريم واين رشته هاضرورت به تحصيلات عالي وحتى متوسط نه ، بلكه به كورس هاي مسلكي قصير المدت دارد.
هموطنان عزيز! المانهابعد ازجنگ عمومي دوم كه كشور شان به يك خرابه تمام عيار تبديل شده بود ازهمين رويش وميتود (ايجاد كورس هاي مسلكي قصير المدت Ausbildung ) كار گرفت ، كه توانست ظرف پانزده سال كشورشانرا احياء مجدد نمايد. نا گفته نماند كه همين سيستم تا الحال دوام دارد.
ضرب المثل پشتون هاست كه ميگويند ( تره كاني دبيزو كارنه دي ) دركشورما هر جنگ سالاريكه بقدرت رسيد قبل ازهمه دوادعا رامطرح ميسازد، اول اينكه ولسوالي اش بايد به ولايت ارتقا يابد . دوم حتماً داراي پوهنتون باشد ، بدون در نظر داشت اين واقيعت كه پوهنتون قبل ازهمه به استادان ماهر وباتجربه ضرورت دارد، پوهنتون به لابراتوارهاي مجهز و مواددرسي مدرن ضرورت دارد.
اقايون جنگسالاران! شما كه به ده هاپوهنتون را دراين وان كنج كشور اعمار نموده ايد ايا ميدانيد كه اين محصلين بايد روزي فارغ گردند؟ اخر دولت نميتواند به اين تعداد فارغ التحصيل راجزب نمايد، اينجاست كه بعد ازچند سال لشكري ازبيكاران جوان تحصيل كرده بوجود مي ايد واين يك فاجعه است .
هنوز كجا؛ اينها دركشوري كه شصت درصد ان نان خوردن نه دارند پوهنتون هاي را اعمار نمودند ، كه محصل بايد پول تحصيل را بپردازد، اينجاست كه سوال پيدا ميشود ، كدام محصل ؟ البته كه خويشاوند جنگسالار.
امروز ما شاهد صدها محصل ( افغان ) ازهمين جنس در كشورهاي پيشرفته جهان هستيم كه ازهمين پوهنتون ها از حساب خليفه (دولت)براي تحصيلات اعزام شده اند .
خلاصه اينكه افغانستان براي 15 -20 سال اينده به اين تعداد پوهنتون ها اصلاً ضرورت ندارد.
من دراين خصوص نظر نخبگان گرامي راارزومندم.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.11.2013

آقای عابد!
نوشتۀ تان را دریافت کردیم، چون نگارش تان به طور کلی با اخلاق رسانه یی این پورتال در تضاد قرارداشت ما نتواستیم آنرا به نشر بگذاریم، ما چنین تحریریه های را بد ست نشر نمی سپاریم.


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 30.11.2013

سلام و ارادت به جناب شما وهاج صاحب محترم پیر کهن مطبوعات کشور!

با وصف آشوب های سر گران کننده و قیل و قال اهل مدراس سیاسی و ندانستن رموز ناز و کرشمۀ رئیس صاحب جمهور افغانستان و انتظار بیحد امریکا که می کوید« کرزی صاحب بالآخره ما باشیم یا برویم» مطرج کردن این چنین مباحث و توضیح صورت درست اشعار پیر خرابات تا چه حد دلچسپ و موزون است و خود برای مستان میخانۀ معنا تا چه حد جالب توجه است که در یک فرد مختصر دنیای رمز و معنی را می یابند و عمق فلسفۀ آنرا درک نموده که راستی خواننده را مبهوت ساخته و واقعیت آنرا قرن ها بعد در جوامع انسانی عملاً مشاهده می کنند . اگر روج حافظ بزرگوار را نیازرده باشم و دوستان حافظ شیراز را قهر نساخته باشم چنین می گویم:

ایزار تنگ غلامی که بیم رسوایی در آن درج است
پوشاک بس دلکش است ولی به درد ..... نمی ارزد


اسم: سراج وهاج   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 29.11.2013

نویسندۀ عزیز ، سید حمیدالله روغ!
بعد از عرض سلام مسنون ، توجه دقیقتر شما را به « فرد » مقبولی از غزلسرای معروف ( خواجه حافظ شیرازی) جلب می کنم ؛ فــردی که شما آن را در قسمت اول ِِبخش چهارم نوشتۀ تحقیقی خویش ( تحت ِعنوان : روایت های قومی افغانستان) منتشر ساخته اید .
ظاهرآ دلیل توجه شما به این فرد، استناد ِ بجا به یک اصل معتبر است تا ثابت شود که « در ادب دری، کلمۀ تاج به کلاهی اطلاق می شود که شاهان به سر می کرده اند »... ولی علت ِ این که آن فرد توجه بنده را جلب کرد ، نادرستیء وزن مصراع ِ دوم است که احساس می شود کمر بیتِ جذاب غزلسرا را به شدت شکسته است. ( اگر این نادرستی را شوخی آمیز بسازیم: خوب شد حافظ مرحوم که گویا حافظۀ قوی هم داشت، زنده نبود . اگر می بود ... یقینا بجای وزن ِشعر، خودشً« سکته» می کرد!)
این است فردی که شما اقتباس کرده اید:
شکوه تاج سلطانی که بیم موج درو درج است
کـلاهی خوش است ، لیکن به درد سر نمی ارزد

تنها عیب سکتگیء مصراع ِ دوم نیست که شاعر پـُرآوازۀ شیراز را( اگر زنده می بود ) شدیدا ً آزار می داد ، بلکه این فرد انتخابی شَما (روغ ِعزیز) ، به اساس کنجکاوی ها و تصحیحاتی که در حدود هفت سال قبل دردیوان حافظ صورت گرفت، دارای«هفت» عیب ِ روشن ِ دیگرهم است که این عیوب عبارت اند از: اول - « موج» ، دوم - « درو » ، سوم - « درد سر » ، چهارم - « کلاهی » ، پنجم - « خوش » ، ششم - « لیکن » ، هفـتم - « به درد »... که هیچ یک ازاین هفت کلمه به درد ِفرد ِمورد بحث نمی خورند .
فردی که در موزون ترین وکاملترین دیوان حافظ درج شده ، این است :

شکوه ِ تاج ِسلطانی که بیم ِ جان دران درج است
کـــلاه ِدلکـش است اما بـترک ِ سر نمی ارزد
***
فرد ِدیگری از لسان الغیب [ در قسمت ِ سوم نوشتۀ شما (محقق ِ عزیز) ] نیز بی عیب منتشر نشده است: یارب این نو دولتان را برخـر ِخودشان نشان - کاین همه ناز ازغلام ترک و استرمی کنند
صورت درست ( یا تصحیح شدۀ آن ) چنین است:
یارب این نو دولـتان را بر سر جاشان نشان
ناز ِ بیحد از غلام ِ ترک و استر میکنند


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشاان    تاریخ: 27.11.2013

داکتر صاحب سید حمید الله روغ ! السلام علیکم
نوشته های تحقیقی شما را به دقت و گاهی هم به تکرار می خوانم و واقعا حظ می برم و بهره ؛ و از اینکه همه حرف ها مستند اند ومآخذ و منابع را نیز یادآور می شوید ، اهمیت مقاله را دوچند بالا می برد؛ فقط یک پرسش کوتاه دارم اگر مختصر بیان فرمایید. چون در مقالهء تان از نقش ابو مسلم خراسانی و برمکی ها یادآور شده اید ، آیا امیر کرور هم در این افتخار آفرینی ها و مبارازات ملی ضد سلطهء خارجی نقشی داشته است و مهمتر از همه اینکه آیا نام امیر کرور در تواریخ گذشته به جز کتاب « پته خزانه» هم آمده است؟ شما سلامت باشید. با سلام و احترام دوباره


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 21.11.2013

محترم حمید انوری
شما تحریر داشته اید اینکه لوي جرګه و کوچني جرګه!
افغانها کوچني جرګه در همچو مسایل ملی نداشته اند، و لحن شما در مورد درست نبوده است.
در مورد لوي جرګه مشورتي که از نام ان پیدا است، صرف برای مشوره دهي دایر می شود و تصامیم و مشوره های ان الزامي نمی باشد.
اما شما سوال کرده اید که لوي جرګه های دیګر تحمیلی بوده و یا مشورتي؟
باید ګفت که ماهیت لوي جرګه و فصیله ان الزامي بوده اند و در تاریخ افغانستان هر چی لوي جرګه ها فصیله نموده اند، ملت و یا مردم افغانستان انرا در عمل اجرا کرده اند، که از لوي جرګه زمان احمدشاه بابا، و میروس نیکه باید ګفت که فصیله هر دو جرګه نزد افغانها الزامی و قابل اجرا بود.
تا نام افغانستان زنده است و یک افغان زنده است اصل لوي جرګه پا بر جا است، اینکه چی کسانی از ان سود می برند موضوع جداګانه است، پارلمان، جای لوي جرګه را ګرفته نمی تواند.
لوي جرګه اصل دموکراسی است که افغانها تجربه غنی در مورد دارند.
امید است ازرده نشده باشید.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.11.2013

Jenny will be out of the lock box soon

Two days ago I was listening to president Karzia in one of his lion moment speech mode stating that “ we eliminated the sentence from Bilateral Security Agreement “ that he didn’t want it to be there further stating that “ the final draft are acceptable to both parties”. Let’s find out briefly what is in it for the two nations:

For the USA it provide an opportunity seeking since 1950’s to establish military bases not only to monitor the activities of Afghanistan’s neighbors such as China and Iran but ultimately access and re-rout huge underground energy resources from Central Asia to Indian Ocean not to mention the demand of energy poor billion people strong South Asians. Such an outcome will eliminate Russia’s Energy choke-hold on Europeans, change present political structure and status-quo with potential of huge earnings. It is worth mentioning that the political value of energy resources such as oil far exceeds the market value of oil as a commodity. The profit in that sector is not 5% or even 100% but more than 1000% and the demand is so huge that presently no nation can survive without it.

For Afghanistan - if it plays right – will not only become a strategic economical bridge between Central Asia and South Asia but need to be developed in order to transfer such a huge resources through it is territory. In Such outcome, Kabul will replace New Delhi and Islamabad as a hub of political and economical activities.

Bilateral Security Agreement between Afghanistan and USA will become public in just a few days and President Karzia signing it will be judged by Afghans at worst to get a safety green light building Presidential Palace for himself within the “Kingdom Arg” or at best to keep Afghanistan sovereignty and economical interest relatively intact.

My take is that Bilateral Security will be signed and will be a “codified” agreement in order to expand and broaden the interpretation of it and will be far short of “Mutual Defense “agreement. Furthermore, there is more than $4 billion a year on the balance sheet and none of the parties want to get their hand off of it.


اسم: نجیب الله نجیب   محل سکونت: از علاوالدین کابل    تاریخ: 17.11.2013

سخنان بیجا و اضافی واقعاً دلم را بد ساخت
در مورد تبصره بر شعر « افق گنگ» میرمن شیما غفوری

هموطن گرامی م، شیوا !
با عرض احترام و ادب خدمت شما، نوشتهٔ تند و احساساتی تان را خواندم و باور کنید نه تنها قناعتم را فراهم نتوانستید بلکه بیشتر مأیوس و دلگیرم ساختید. زیرا درین عصر دیموکراسی و آزادی عقیده وبیان، کسی که نظر شخصی خود و عده ای از رفقای خود را در مورد نوشته یا شعری صادقانه و بدون تکلف و غرض شخصی ابراز می دارد، نباید تا این حد با حملات شدید و این طور متعصبانه برایش جواب داده شود.

شما با جوابی که برای من تهیه نمودید مرا به این تشویش انداختید که شماها اهل دانش و اشخاص ادیب و ادب و فاضل کشور ما که در دنیای مرفه، در فضای امن و آرامش زندگی تان را بسر می برید، اگر اینگونه بیباکانه و قهر آمیز بر یک اظهار نظر دوستانهٔ هموطن تان حمله ور می شوید و با یک جواب تند و تخریش کننده تاخت و تاز می نمائید، نمی دانم دیگران را چگونه ملامت کنیم. .....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: شیما غفوری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.11.2013

دوستان گرامی و معزز سلام.
میخواهم در مورد شعر"افق گنگ" تذکرات چندی خدمت تان تقدیم نمایم. من این شعر را خیلی دوست میدارم، زیرا توسط آن تصویر های را که در مخیله ام داشتم ترسیم نمودم. بعداً احساس کردم که هنوز بعضی پرداس های ضرورت دارد که این کار را هم نمودم.
ولی این شعر به طبع یکی از دوستان پورتال افغان جرمن موافقت نداشت، که ایشان نظر خود راهم نوشتند و در صفحۀ نظر خواهی به نشر رسید. متعاقباً دو نفر ازهموطنان هنر پرور به جواب ایشان پرداختند. من بدینوسیله از هر سه دوست عزیز که هیچ کدام شان را شخصاً نمیشناسم، اظهار سپاس مینمایم. زیرا هر سه مکثی در مورد سروده ام نموده و وقت گرانبهای شان را وقف آن نموده اند. از جناب شیوا صاحب و عابد صاحب ممنونم که در حق بنده خیلی الطاف نموده و سروده ام را ستوده اند.
باید خدمت عرض شود که من برداشت هایم را با صداقت تمام مینویسم. قلبم در قلمم است و عمر را کوتاه تر از آن میدانم تا چیزی بنویسم که با منافع انسان که من جز آنم ومصالح ملی کشورم، که بالایم دَین دارد، موافق نبوده و از روی عقده مندی به تحریر درآید. در تمام ملک خدا کسی را دشمن خود نمیدانم و اگر کسی به من با انگشت انتفاد اشاره کند، با صمیمیت میپذیرم و انتقاد را وزن مینمایم که آیا بجا و یا غیر آن است. در هرصورت از آن خوش میشوم، زیرا برایم صفحۀ دیگری از تفکر را باز مینماید. از اینرو از محترم نجیب از کابل گلایه ای ندارم، بر خلاف ممنون شان هستم، زیرا باعث سرودن شعر جدیدی در من شدند که امیدوارم این جاربیتی مورد قبول خاطر شان واقع گردد:

جسته از وابستگی ها خاک پای دل شدم
وه دلم نازم که در دربش سرم آسوده شد
از فراق خویش در خود، خانه ام آتش گرفت
آتشم نازم که از سوزش تنم آسوده شد

با حرمت و محبت خواهرانه
شیما غفوری


اسم: گل محمد عابد   محل سکونت: کابل/ افغانستان    تاریخ: 12.11.2013


قابل توجۀ جناب نجیب از کابل که مبتلا به بیماری حسادت می باشند هر آئینه خدا ایشان (را) را ازین بیماری بد رستگاری بخشاید.

دیدگاه قرآن در بارۀ (ی) حسودان:
حسود از نظر قرآن کسی است که آرزوی زوال (نابودی، کم شدن و از بین رفتن)نعمت دیگران را دارد.
قرآن، ریشۀ (ی) بسیارى از گناهان را «بغیاً» به معناى حسادت دانسته است؛ از جمله نفاق.
اولین قتلى که در زمین واقع شد به خاطر حسادت میان فرزندان آدم بود و اولین گناهى که در آسمان واقع شد، حسادت ابلیس به آدم بود.

کلمۀ (ی) حسد با مشتقاتش چهار بار در قرآن آمده است: فتح ۱5، فلق 5، بقرة 109، نساء 54
از نظر قرآن کریم حسد صفت زشتی است که هم به شخص و هم به جامعه ضرر می زند. خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “بگو از شرّ حسود آن گاه که حسد کند، به خدا پناه می برم” (فلق 5)
قرآن همچنین متذکر داستان های درس آموز خود؛ همانند حسادت قابیل به هابیل (آیات 27 تا 31 مائده) و حسادت برادران یوسف و پی آمد های آن شده است (سوره ی یوسف)
در آیۀ (ی) 54 سوره نساء نیز از مردمان می خواهد که نسبت به عطا و فضل الهی به دیگران حسادت را پیشه خویش نکنند و از حسدورزی نسبت به دیگری خودداری ورزند که امری ناپسند است؛ چرا که حسود، در مقابل ارادهۀ (‏ى) خدا قد علم مى‏ کند.
طبق این آیه شعلۀ (‏ى) حسادت، چنان خطرناک است که بعد از علم و آگاهى نیز فرو نمى‏ نشیند.
و در بعضی آیات از جمله آیۀ (ی) 90 بقره، بصورت غیر مستقیم به حسودان اشاره شده است: "بد معامله‌ای با خود کردند که به نعمت قرآن که خداوند بر آنها نازل کرد کافر شدند از روی حسد و ستمگری که چرا خدا فضل خود را مخصوص بعضی از بندگان گرداند


اسم: م، شیوا   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.11.2013

کسی نامعلومی بنام نجیب مینویسد که :
ارسال این پیام روی کدام عقده و یا ملاحظهٔ خاص صورت نگرفته بلکه فقط یک یاد آوری دوستانه است. ؟؟؟
گفته اند که زیاده گو حافظه ندارد ومی افزاید که از خواندن آن نه تنها چیزی نفهمیدم بلکه نشر این نوع اشعار غامض و واقعاً «گنگ» را در صفحات زیبای این پورتال بدنمود یافتم. فوران حسادت ودشمنی
در جواب باید عرض کرد که :

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: نجیب    محل سکونت: کابل    تاریخ: 10.11.2013

دست اندرکاران معزز پورتال افغان جرمن آنلاین

سلام بر شما.

پورتال ملی و ارزشمند تان را همیشه می بینم و از خواندن تحلیل های بیطرفانه و جامع، خبر های تازه و هکذا از مطالب فرهنگی دلچسپ آن لذت می برم.

تشکر از تلاش های قابل قدر یک یک شما. ارسال این پیام روی کدام عقده و یا ملاحظهٔ خاص صورت نگرفته بلکه فقط یک یاد آوری دوستانه است.

در بخش کلتوری اخیراً شعری تحت عنوان «افق گنگ» به نشر رسیده. شاعر آن هم یک خواهر ماست که رتبهٔ علمی پوهندویی دارند که برای یک خانم سر زمین ما و برای همهٔ ما قابل افتخار هستند.
اما نمی دانم پای فهم و سواد من می لنگد یا اینکه این شعر نواقص دارد، خلاصه از خواندن آن نه تنها چیزی نفهمیدم بلکه نشر این نوع اشعار غامض و واقعاً «گنگ» را در صفحات زیبای این پورتال بدنمود یافتم.

امیدوارم خواهر عزیز ما آزرده نشوند و اشعار زیباتری را در آینده برای خوانندگان آماده نمایند. ممنون از توجه تان.


اسم: کبیر   محل سکونت: ننګرهار    تاریخ: 09.11.2013

زمانیه وروره!
مونږخوپه جلال ابادکی ورته کیراړه وایو.
نه پوهیږم چی دا کرهاله دچااختراع ده.


اسم: ع٠توخي   محل سکونت: sweden    تاریخ: 08.11.2013


محترم تفسيرخان ته

که د داکتر عبدالرحمن زمانی ليکنه په همدغه افغان جرمن آنلاين کي تر نظر تیره کړی هلته هم هغه دغه ځای په کرهاله سره نومولی دی او په ضمن کي پر يو خاورين دېوال باندي داسي ليکل سويدي ( دکرهالې د شهيدانو٠٠٠٠)
چي زه فکر کوم چي دغه دېوال به په کرهاله او ليکونکی به ئې هم د کرهالې اوسیدونکۍ وی چي دغه د محترم سیدعبدالله کاظم نظر هم داسي ؤ ، ما چي ستا مصممه او قاطع تبصره ولوستل (یوه خبره غواړم دلته یاده کړم هغه داچې ژمونږ ځینې هیوادوال که زده کړی وي اوکه نازده کړي پښتو نومونه هغسې یادوي چې یې زړه غواړي، نو ځکه یې ددغې غمیزې دپېښېدو ځای چې نوم یې کیراړه ده کراله لیکلې. ښه به وي چې تاسې یې کیراړه ولیکۍ، اوکه یې کیراله لیکۍ چې کیدای سی دکیراړې دری بڼه به وي نو بیا هرومرو په لیندۍ کې باید کیراړه ولیکې، چې په دې توګه به دټولو لپاره دغه نوم د پوهیدلو وړ سي. کرهاله چې ویاړلی استاد کاظم لیکلې فکر کوم هم له کومې داسې سرجینې څخه به یې اخیستې وي چې له پښتو سره به یې ستونزه لرله. ) داسي مي وانګیرل چي ستا خبره به مستنده وي، ولي اوس تر ډېره حده په کرهاله باندي باورمند سوم او غواړم چي پوه شم چي ستا د اطمناني نظر سرچشمه څه وه٠ په ډېره مينه


اسم: داکترخلیل الله قدیری   محل سکونت: بن، آلمان    تاریخ: 06.11.2013

به هیأت محترم اجرائیه فارو!

بتاریخ 27 اگست 2013 به سفیر کبیر جمهوریت اسلامی افغانستان در برلین پایتخت آلمان، جناب دکتور عبدلرحمن اشرف مکتوبی در مورد حق انتخاب ما افغانهای مقیم اروپا، مخصوصا" آلمان، فرستاده ام، تا جنابشان با مقامات ذیصلاح انتخابات در کابل به تماس شده این حق مسلم ما را از جانب ایشان تقاضاکنند و به قسمی به ما فرست بدهند تا در انتخابات مذکور اشتراک کرده بتوانیم.
به عقیدۀ من نبود بودجه برای این منظور بهانۀ بیش نیست.
باعرض حرمت مجدد به شما و سایت افغان جرمن آنلاین


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 31.10.2013


یارا دا ټول ببولالي دي چې کرزی ماما یې وایي.

هلکه ته بیا څوک یې چې امریکا ته وایې دا زما قانون ومنه او یا خپل عسکر زما رشوت خواره قاضی ته ودروه چې محاکمه یې کړي.
دا د تا د جیب نه شروع بیا د تا تر چپړاسي پورې دا ټولې پیسې د اوباما د جیب نه راځي او ته هم د ده لخوا دلته راغلی یې بیا اوس په ده حکم کوې.

هغه اوس ته او دا ملت یې د خوږ ګوتې نیولي چې که دا زما سند لاسلیک نشي نو زه بیا دا پیسې او نورې مرستې درباندې دروم.

دا په خپله یوه اخطاریه ده او هغه پوهیږي چې امریکا دلته داسې یو غلط نظام یې جوړ کړی چې که دی یې وغواړي نو په یوه شپه کې به ړنګ وي،
اول دلته په دې فقیر او کمزوري هیواد کې د اجیر اردو جوړونه یو ستره غلطی ده، ته په کومو پیسو دا چلوې بیا، خو چې دا نن دا پیسې درباندې بندې سي سبا ته به د تا یو عسکر هم په خپله فرقه کې نوي. ولې چې دوی خو خاص د معاش په خاطر عسکري کوي نو د یو مکلف شخص په توګه. او همداسې نور ټول ارګانونه دې.

بله خوا یوه جنګي الوتکه نلرې، ټانک نلرې، د یو هوایي برید په وړاندې هیڅ شی نلرې او هغه ښایسته ملي اردو مجاهد صاحبان ړنګه کړه او ټوله شتمنۍ یې خرڅه کړه نو ته اوس په کوم توان امریکا ته دا خبره کوې.


اسم: محمد آصف یوسف   محل سکونت: کابل ماتم سرا    تاریخ: 31.10.2013

محمدآصف یوسف از کابل ماتم سرا ۳۰ اکتوبر۲۰۱۳

ورق پاره ای از یاداداشت های گذشته

دوستان ارجمند!
صفحه ای از یادداشت های گذشته را ورق میزدم که آه دل خرا ش اشتری نظرم را جلب کرد و وقتی که خواستم شمارا هم در ماتم اشتر سهیم سازم، این شاه فرد:

در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست *** یا سخن دانسته گو ای مرد دانا یا خموش

خودرا به رخم کشید تا لب بخموشی بزنم.
ولی محرکهٔ غیر مر ئیی که همیشه جلودار ذهنم است و محک ابراز واقعیت نکری ها، بازهم مرا وادار ساخت تا دست به کمپیوتر ببرم و شمارا غمشریک آن اشتر مهار شده سازم و این است آه نامهٔ آن اشتر بی زبان . بی دفاع.

البته به قلم شاعر توانائی که متأسفانه اسمش را نمیدانم ولی میدانم که ندای نعش وزارت های خارجه یی ها و بی آب و برق را بخوبی تمثیل میکند:

یکی کرد روزی ز اشتر سؤال *** که ای آهنین پیکر خوش خصال
ترا کشتی دشت خوانند از آن *** که داری تحـمل به بار گران
برندت به صحرا و کوه و کمر *** کشندت به هر وادی پر خـطـر
نمانند یک لحظه ات بی مهار *** بخوردت دهند بجای کنجاره خار
بگو با چنین خصلت مردمی *** بـه دل شکـوه داری از آدمی؟
بگــفتا ندارم شکایت از آن *** که بارم کنند بیشتر از توان
بر آرند از روز گارم دمار *** بخردم دهند بجای کنجاره خار
ولی شکوه دارم از آن بی هنر *** که بندد مهارم به دنبال خر
از آن است بر من هزاران جفا *** که خر پیش باشد و من از قفا!


اسم: Sayedi   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 28.10.2013

سلام مجدد خوانندهء عزیز و جناب هوشمند سلام دوباره!

امریکا بیش از ۸۰۰ پایګاه نظامی در جهان دارد. قانون اساسي امریکا محاکمهء متخلف نظامی درین پایګاه ها را تحت قضاي امریکا مطابق به قوانین حاکم نافذ در امریکا قرارداده.

آقای اوباما و جناب جان کیری صلاحیت تغیر (تغییر) و تخلف از آن را ندارند. جناب جان کیری ګفت یا شرط محاکمهء متخلف توسط محاکم امریکایی قبول میشود و یاهم موافقه و قرارداد نمی شود. صریح و صریح. لذا افاده های شما مبنی به مصؤنیت (مصونیت) قضایی مطرح نیست. آقای جان کیری هم این را در کابل ګفت که مصؤنیت (مصونیت)وجود ندارد متخلف محاکمه میشود. صرف کي و در کجا؟ جانب امریکایی ګفت و قانون امریکا میګوید در امریکا و توسط قاضی امریکايي.

در مورد جرایم مشخص مسأله محاکمه در افغانستان مطرح است مانند مسایل ترافیکی.
نمی دانم در صورتیکه این قواعد و مطالب کاملاً روشن است این ریش سفید وطن من که متولی و ارادتمند جناب حامد کرزی و به اساس من تورا کوتوالدار (کوته احوالدار) میګویم و تو مرا حوال دار بګو تا به جرګه دعوت شوي از موضوع چه خبر دارد. مسلماً که این کار متخصصین فن است.

جرګه و جرکه ها در قانون روشن شده و مراجع تصویب قانونی هم روشن اند. لذا مصارف بې جا و سوء استفاده از صلاحیت ها و تبلیغ است و همچو لویه جرګه که لویه جرګه نیست، قطعاً مردود است.
و ها در لویه جرګهء مشورتی قبلی این مسأله فیصله شده اما بعد جناب ح کرزی به اختیار خود این بخش امنیتی را بعد از لویه جرګهء قبلی از جمله کشید. اګر مشوره باشد مشوره داده شد و فیصله شده حتی در جرګهء قبلی. فیصله به مفهوم مشوره برای جناب رییس جمهور.

و ها یک ګپ دیګر: که اصل ګپ است و آن اینکه هست مواردیکه استدلال می شود وعدهء(عده ای) مخالف این توافقنامه اند و این به این ترتیب با چالاکی و فریب عمل مشابه صورت میګیرد وآن اینکه: متهم دستګیر، چیزی علیه وی از سرقت ثابت نیست. و مستنطق سوال(سؤال) میکند: خوب طلا و دستبند را که از خانه برداشتي از در(باب) خارج شدی و یا از کړکین (کلکین)؟ در حالیکه متهم تاحال صلاً (اصلاً) به چیزی اقرار نکرده و مستطنق سوال (سؤال) میکند که عمل انجام شده و متهم ګویا اقرار کرده و صرف مسایل تخنیکی مطرح است.

در عدالت چنین سؤال و جواب مجاز نیست. تا حال اصل مسأله یعنی سرقت ثابت نشده و شما از راه خارج شدن با مکاری و چالاکی سوال (سؤال) دارید. درین صورت به صورت قیاسی چالاکی قابل درک است.
فکر نمی کنم این کار درست و ضرورت باش (باشد). یا ما به متحدین قوی و توافقات خوب ضرورت داریم و یانه؟ باید چنه زنی داشت اما چنه زنی بی معنی که خطوط سرخ معلوم است. وآن عسکر امریکایی در ۸۰۰ پایګاه امریکایی توسط قاضی امریکایی محاکمه میشود. درین راستا چه چنه زنی وجود دارد؟

باشه ما همین نوشته خود مینویسم و خود میخوانیم و حوادث از کنار ما میګذرند و ما درآن نقش نداریم. ګوش کر و چشم بابینا(نابینای) حاکمیت عواقب بد خواهد داشت. جبروت های (هایی) ګذشت واین هم خواهد ګذشت.


اسم: Sayedi   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 28.10.2013

خوانندهء محترم معزز سلام! جناب احمد ذکي هوشمند (مأمور دفتر مطبوعاتی دفتر جناب محترم حامد کرزی) سلام
نوشتهء شما را تحت عنوان (لویه جرګه، بهترین انتخاب برای حل وفصل مسایل ملی!) خواندم متأثر شدم. دوستانه سفارش میکنم لطفا قانون اساسي کشور را بخوانید تا مفهوم و تعریف لویه جرګه ایکه در نظام حقوقی ما مفهوم وجایګاه دارد بدانید. لطفا کشور وعنعنه های های کشور را با فریب و خدعه خلط و مزج نسازید. لویه جرګه تعریف شده درسیستم حقوقی ما ونبودن شورا های ولایتی و ولسوالی و .... و دیګر شرایط تدویر لویه جرګه با این لویه جرګه که خود آنها را مشورتي میخوانند مطابقت ندارد. لطفا جو و ګندم و سیاه دانه و زهر دانه راګډوود به خور خواننده نه دهید.
وها تعامل در قرار داد های بین المللی و بین الدول جنین است که طرح های دوجانبه برای قرار داد توسط متخصصین فن مسوده شده به مراجع رسمی داده میشود و متخصصین طرفین و با هم نشسته و برای امضای سران دول سند را اماده میکنند. سران دول بعد از امضاء به پارلمان های مربوط پیش کش میدارند و بعد از تصویب ثبت مراجع ملی و بین المللی شده و نهایی میشود. اینکه ما پولهای زیاد قرض ګرفته و مساعدت شدن وخیرات داده شده و مدیون و مرهون شده بدست اورده و به بانکهای اشخاص ریخت وکابل بانک غارت شد و بنا بر بی کفایتی صرف از کمپنی سویریم بیش از ۴ ملیارد دالر تکس ګرفته نه شده و حق السکوت های این حاکمیت بدست اورده و این کمپنی کماکان آزادانه ګشت و ګذار و رفت و امد میکند و ما (حاکمتی جناب حامد کرزی) مصروف این چیزهای اضافی و غیر ضروری بوده شما هم برای آن کار میکنید واین احساسات وطنی و تاریخ و.... را بکار میګیرید تأسف آور است. اما این همه فریب و دوکه و خدعه است. وشما و عدهء دیګر متعهد به نطام چون ..... تحت نوشتهء ...عنوان (بلاخره آقای .... خواسته های خویش را عملی کرد) به تبلیغات میپردازید اولاً کاری درست نیست ودوم کسې قبول نمی کند. بقیه اختیار به شما. دیموکراسی و آزادی بیان. اما سر باید به ګریبان کرد و کلاه خود را به پیش خود مانده قضاوت کنید.


اسم: زمری   محل سکونت: اروپا     تاریخ: 28.10.2013

نن می د افغان جرمن آنلاین په خبرونوکی د ښاغلی ذبیح الله مجاهد د طالبانو و د نطاق مصاحبه ولوستله ښاغلی مجاهد په سیاسی برخه کی د کرزی حکومت لاسپوڅی بولی که ریښتیا شی حقیقت وایی خو آیا د طالبانو او مجاهدینو دولت یو مذدور دولت نه وه؟ که چیرته د ربانی دولت ملی وه نو د آی.ایس.آی مشر حمید ګل بیا به ارګ کی ولی دفتر درلوده؟

د طالبانو په وخت کی خو ډیری صاحب منصبان بیا په پښتو او دری هم نه پوهیدل نو معنی دا وه چی پاکستان افغانستان اشغال کړی وه.اوس هم پاکستانی مقامات وایی چی طالبان زمونږ ستراتیژیکه ذخیره ده موږ ولای شو هروخت چی وغواړو هغوی د افغانستان او هند په مقابل کی استعمال کړو.

په سیاسی لحاظ صرف پاکستان، سعودی عربستان، او کویت په رسمیت پیژانده نور دنیا حتی مسلمانان د هغوی کړو وړ حیران کړی وه.

عرب ترورستان یی زموږ په خاوره را ګډ کړل چی د دی سبب شوامریکا دلته راشی.

ښاغلی مجاهد ادعا لری چی دامریکی سره امنیتی قرار داد د افغانستان په سیاست باندی بده اغیزه لری هلته چی امریکایان وی څوک ورسره سیاسی علاقه نه ښه یی خو مجاهد صاحب باید پوه وی چی په جرمنی، جاپان، کوریا، عربی عماراتو کی د امریکا پوځی اډی شته او دغه هیوادونه غښتلی اقتصادی قدرتونه هم دی

د کلتور په برخه کی د طالبانو رژیم هغه افغان مړی چی په بهر کی حق ته رسیدل او هیواد ته د شخیدو د پاره راوړل کیدل په تورخم کی طالبانو د هغوی طابوت کاته کی چیرته ژیره یی خرولی وه بیا یی مړی په دورو واهه.دمعیت خپلوانو به ژړل او ویل به یی د هغه په ځای ما ووهی

د طابانو رژیم د پردیو په حُکم په بامیانو کی د افغنستان د عظمتونو ویاړ په خاورو سره یو کړل. خلک یی او په سل ها نور کلتوری شتمنۍ یی بربادی کړی. او تر ټولو مهم داچی په جوماتو کی په بمی حملو خلک ووژل چی د الله عبادت ته راغلی وو.

د بیا رغونی په برخه کی طالبان تل د هغه عام ګتو پروژو حمله کوی چی بهرنی هیوادونه یی نه غواړی لکه په پکتیا کی د مچغلو بند، د سلما بند، د کجکی بند د پُلونو او پلچکونو ورانول د عادی غریبو کارګرانو وژل او داسی نور.


نو دغه د طالبان يوه ډیره ناچیزه بیګه وه.



اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 25.10.2013

کرزی میگوید که بعد از 2014 امریکایی ها فقط در توافق و همکاری با جانب قوای افغان عملیات نظامی انجام دهند

کرزی میگوید که قوای امریکا نباید به تلاشی خانه های افغانها ، عملیات خود سرانه و بمبارد های کورکورانه قرا و دهات افغان متوسل شوند.

کرزی میگوید که سر از همین اکنون ولی بخصوص بعداز 2014 تمام مسؤولیت های امنیتی ، تلاشی خانه ها ، عملیات نظامی، محاربوی و تصفیوی به قوای افغان سپرده شود تا هم ظرفیت ها و قابلیت های محاربوی- نظامی شان بالا رود هم به پای خود ایستاده شوند و هم به مردم این احساس را دهند که قوای خود شان از برکت دوستان بین المللی شان آماده دفاع از خاک و نوامیس ملی افغانها اند.

کرزی میگوید که تعریف تجاوز باید معلوم شود . اینکه نظامیان تور پنجاب سی کیلومتر داخل خاک افغانستان پیش آمده و قوای توپچی آن از دو سال بدینسو خاک ما را بمبارد میکنند و امریکا برایشان چک چک میکند برای افغانها غیر قابل قبول است

کرزی میگوید که امریکایی ها خود میگویند که جنگ آنها برعلیه القاعده است . پس اگر واقعا ً چنین است در مورد مراکز ، پناهگاه ها ، حامیان ، کمپ های تربیوی و مدارس دینی که در پشتونخواه و بلوچستان اشغالی تحت نظر کامل نظامیان تور پنجاب قرار داشته و تروریست تربیه و برای عملیات به افغانستان صادر میکنند موقف شانرا مشخص سازند. چرا القاعده که تعداد شان در افغانستان به صد نفر هم نمیرسد برای امریکا معضله بزرگ است که به خاطر شان هزاران هزار افغان بیگناه ، قرا و قصبات شان وحشیانه بمبارد میشود ولی القاعده که تعداد شان به هزاران هزار در آنسوی خط تحمیلی دیورند میرسد و تمام رهبران و مراکز شان در آنجا قراردارند، نادیده گرفته شده- فقط برای نمایش هر ماه یکبار با طیارات بی پیلوت آنهم آن طالبان که «تروریست بد» اند و به اشاره تورپنجاب، هدف قرار میگیرند؟ (واشنگتن پست دیروز افشا کرد که تمام حملات طیارات بی پیلوت به موافقت نظامیان پنجاب و بر اساس معلومات که آنها به امریکایی ها میدهند صورت میگیرد).


این لیست طولانی است . منظور من این است تا از آن هموطنانی که از هیچ موقع برای انتقاد و محکوم کردن ولسمشر کرزی دریغ نمیورزند بپرسم که کدام یکی از پیشنهادات فوق به نفع شخص کرزی است و کدام شان بر ضد منافع ملی افغانها ؟

من میگویم اگر نمایندگان لویه جرگه و هر دو جرگۀ شورای ملی با در نظرداشت این واقعیت که امریکا به قرارداد ستراتیژیک که لویه جرگه مشورتی و ولسی و مشرانو جرگه آنرا تایید کرده بود به اندازه کاغذ تشناب هم اهمیت قابل نشدند باز هم این قرارداد امنیتی را بدون در نظرداشت خواست های که ولسمشر با درایت ، با درنظرداشت منافع ملت و با قاطعیت بیان داشته است تصویب کنند، آنها شرمسار تاریخ شده و به نام غلامان ترسو و خاین ثبت خواهند شد.

با اغتنام از فرصت میخواهم ضمن تشکر از شاغلی محترم جناب هاتف به خاطر مقالۀ نهایت عالی شان عرض کنم که طالبان واقعاً چیزی دیگری جز « سربازان ریزرفی اردوی پاکستان» نیستند. یکی از رهبران بلوچ پسر رهبر بزرگ بلوچستان اشغالی نواب خیربخش مری هم مانند ایشان در مورد طالبان ابراز نظر کرده اند که لینک گفته های شانرا در ذیل برای مطالعه شما و دیگر هموطنان احترامانه تقدیم میکنم.


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: کریم پوپل   محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 25.10.2013

سلام دوستان: گرچه بنده آرزو ندارد در مورد سیاست جهان که یک چیز یده میشود ودیگر چیز ی براید نمی خواهم بنویسم . ولی ضرورت شد نوشتم خدا نکند که کسی خفه شود.

اخیراً آقای کرزی انتقادات خودرا در موجودیت قطعات امنیتی ناتو ابراز داشته است. طوریکه دیده میشود امتیاز طلبان در دور رئیس جمهور جمع شده چنین موافقتنامه را بمنظور بدست آوردن امتیازات شخصی خود معطل قرار داده است. معطل نمودن موافقتنامه امنیتی افغانستان به یک تشویش بین المللی تبدیل شده است. بنده با مایکل تافت یکی از ژورنالست دنمارکی که در مورد افغانستان تجربه کافی دارد مصاحبه نموده سوال نمودم که اگر موافقتنامه امنیتی بین دولت افغانستان و امریکا به امضا نرسد چه واقعه رخ خواهد داد .
*او گفت امریکا به افغانستان نیاز ندارد بلکه افغانستان به جهان نیاز دارد. الی ورود ناتو در افغانستان این کشور از جمله بی امن ترین کشور ضیف ترین دولت بشمار می آمد که توانائی کوچکترین پروژه حیاتی را نداشت.. امضا ننمودن موافقتنامه با این معنی است که دولت افغانستان با طالبان در حال اتحاد است. امضا ننمودن چنین موافقتنامه به یک فاجعه بزرگ برای افغانستان کشوررهای آسیای میانه بلاخره اروپا خواهد بود. تندروان از جوانان مسلمان که در اروپا زندگی دارد استفاده نا جائیز خواهد نمود. و امکان انتحار زیاد خواهد بود. دولت های اروپا مجبوراً بالای مسلمانان فشار وارد خواهد نمود. تا آنها را در کنترول داشته باشند. امکان آن میرود که دروازه غرب بروی مسلمانان نو وارد مسدود خواهد شد. ما به مسلمانان هیچ نیاز نداریم بلکه آنان به ما نیاز دارند. کنون گروه زیادی مسلمانان در جهان فقد وحشت و جنایت و اختناق را بر پا داشته است. ناتو بر پایه این اساس به هر کشور ومحل که برای جهانیان ایحاد خطر نماید حمله خواهد نمود. اگر دولت افغانستان هم نظر با ناتو و واشنگتن عمل نکند و مردم افغانستان دوباره برای جهانیان خطر وارد کند . ناتو دوباره با یک دست آویز بزرگ به افغانستان حمله خواهد نمود. شاید دیگر برای سالها در افغانستان کدام دولت وجود نخواهد داشت. واین کشور در کنترول ناتو قرار خواهد گرفت. وچنین نظریه سر زبانها سیاستمداران غرب وقرار دارد.***
بتاریخ 23 اکتبر وزرای دفاع ناتو در بروکسل گردهم آمده‌اند تا بر سر آمادگی‌ها برای خروج نیروهای پیمان ناتو از افغانستان در پایان سال 2014 گفت‌وگو کنند. ناتو در نظر دارد تا پس از ختم خروج قوا در پایان سال ۲۰۱۴، نقش آموزشی و مشورتی برای نیروهای امنیتی افغانستان داشته باشد اما بحث بر سر این نقش جدید ناتو در افغانستان نیز به دلیل گفت‌وگوهای دشوار کابل و واشنگتن برای امضای موافقتنامه امنیتی به تاخیر افتاده است. حامد کرزی در نزدیک شدن پایان کارش مطالب را از واشنگتن میخواهد مانند اینکه امریکا در افغانستان مجبوریت شدید داشته واز افغانستان قزضدار است. واشنگتن در نظر دارد در افغانستان 9 پایگاه نظامی بسته را ایجاد نماید . اردو افغانستان را مجهز با سلاح خفیفه و خود مجهز با سلاح ثقیله باشد. درین صورت خروج قطعات خارجی نمیتواند برای افغانستان بی امنی را ببار آورد. بدین منوال از شدت جنگ کاسته خواهد شد. واردوی افغانستان بتدریج قوی شده توانائی آنرا می یابد که از کشور خود دفاع کند. اردو افغانستان تا یک مدت زیادی از تنگناه ها خواهد گذشت و بودن قطعات ناتو در عقب آن ضروری است. زیرا با بودن پایگاه ناتو حملات دسته جمع به شهرها وجود نخواهد داشت. کار وفعالیت که در طی دوازده سال شده است در حفاظت قرار خواهد گرفت. از قرارداد مس عینک ، معدن آهن حاجیگک و تیل کنار دریای آمو معلوم میشود که امریکا به منابع طبعی افغانستان علاقمند نبوده در صورت عدم موافقتنامه مانند عراق خارج خواهد شد. تمام فلاکت وتشویش بالای افغانها به یک بار خواهد آمد. و اولین قربانی کرزی صاحب خواهد بود.


اسم: محمد   محل سکونت: اروپا    تاریخ: 24.10.2013

قابل توجه هاتف ایمان!
برادرم هاتف جان ایمان مقاله شما را که از طالبان خیلی دلخور بوده اید خواندم، به همین ترتیب خیلی ها وشخصاً نیز از طالبان سوالاتی دارم ،ولی دیګر افغانستان از اکتوبر سال ۲۰۰۱ میلادی بدین سو در دست ایالات متحدهء امریکا ومتحدین اش اداره میشود واولیای امور دولتی در تمام عرصه ها اعم از امور ملکی، نظامی، سیاسی، اقتصادی واجتماعی وهمه وهمه در دست ادارهء ایالات متحدهء امریکا و شرکا است و اینکه چند تن از افراد وابستهء خودرا که از ګذشته ها در زرخرید خود داشتند به توظیف ظاهری امور دولتی پوشالی مهر زدند و جامعهء غافل و بیچارهء ما را از اینکه به مرض اصلی بدبختی جامعه پۍ ببرند مشغول و مصروف انتقاد های بی مورد و بیجا بر کسانی که در ردیف فرعیات قرار میګیرند میسازند، چنانچه توقعاتی از طالبان که از سیزده سال بدین سو دیګر از سمت ادارهء کشور محروم اند، و غول سرمایه و قدرت نظامی واقتصادی جهان با تمام شرکایش در افغانستان حضور باالقوهء نظامی واستخباراتی دارند که در تاریخ کرهء زمین نظیرش دیده نشده، ولی با آنهم در این سیزده سال آرامش به کشور باز نمی ګردد برعکس روز تا روز بر هجم جنایات، چور، چپاول و غارت دارایی عامه،غصب نزدیک به دو ملیون جریب زمین های دولتی، قاچاق هزارها تُن مواد مخدر از افغانستان، قتل های نسل کُشی، اختطاف های افراد، رشوه های آزاد، تعرض بر نوامیس مردم، نفوذ روز افزون فرهنګ بازاری و بی ارزش آخوند های ایرانی بر جای فرهنګ اصیل دری افغانی، و خطرناکتر از همه تشویق نسل جوان کشور برای جاسوسی استخبارات کشورهای دیګر در برابر دالر، و همچنان تشویق جامعه برای بیګانه پرستی وده ها ده ها خیانت و جنایت دیګری که بر هر یک از آنها میشود کتابی نوشت، که همهء این بدبختی ها در تحت حاکمیت این رژیم پوشالی که پشتوانهء جهانی استعمار ایالات متحدهء امریکا و شرکاء را دارد، بر مردم ما و کشور ما روا داشته شده است و سبب اصلی بدبختی و همهء نا بسامانی از این رژیم بدبخت بر سر این ملت بیچاره نازل ګردیده است، ولی ما عوض اینکه علت اصلی مرض را در ریشه جستجو کنیم، مصروف ملاحظه در برګ های درخت هستیم که این امر جز بر ادامهء حیات این طفیلی های حاکمیت نامیمون و پوشالی ثمر دیګر ندارد!

در صورتی که حاکمیت پوشالی افغانستان با داشتن یک دولت در قلمرو جغرافیایی معین نمی تواند برای مردم خود مثمر ثمر واقع شود، و از خود ارده ای برای تأمین منافع ملی کشور و مرمش ندارد و از جانبی همه ساز و برګ یک دولت را در خود می بیند ولی عوض اینکه برای منافع ملی خود بیندیشند، بلی ګوی منافع کشور های بیګانه است و بدتر اینکه جامعه را نیز بدان جهت سوق میدهد که تبلیغات علیه طالبان نیز نمی تواند جز این دسیسه ها نباشد!

با وسف اینکه شخصاً با طالبان سر سازګاری ندارم و سخت مورد سؤالم اند! بناءً عوض اینکه در جزیات و فرعیات مصروف شویم چرا به تبدیل مقامات کلیدی و رهبری دولت پوشالی را با افراد سالم و تونمند جامعه که تا کنون در هیچ یکی از جنایات و خیانت های دخیل نبوده اند مصروف نشویم؟

من در شرایط کنونی با حضور امریکایی ها موافقم ولی ملاحضاتی هم دارم که در چند سطر نمی توانم همه را خلاصه کنم ولی صرف اشارتاً یاد آور می شوم که این امر در وجود این حاکمیت پوشالی که از کرزی تا والی هایش سراسر جاسوس خارجی اند و نمیتوانند ممثل حاکمیت مردم افغانستان باشند کذا در وجود این ها هر توافقنامه ای طبعاً بر ضد منافع ملی خواهد بود!


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 24.10.2013

قابل توجه امان الله جان عمر !

چه فایده که قلم بدستان افغان در مورد جنایات تور پنجاب و آخوند ها بنویسند وقتیکه « دوستان امریکایی» شما به نظامیان پنجاب و کشور مصنوعی و تروریستی پاکستان میلیارد ها دالر کمک نظامی و مالی میکند ؟

و این کمک ها به چه معنی است ؟

مگر باز هم ولسمشر کرزی را تقدیر نکنیم که گفته بود « امریکا دست به دست با تروریستان کار میکند» و «در عرصه امنيت، تمام عملکرد ناتو باعث رنج افغانستان شد، جان‌هاي بسياري از دست رفت و هيچ دستاوردي حاصل نشد زيرا افغانستان از امنيت برخوردار نيست.»؟

آیا کمک های میلیارد دالری نظامی و مالی امریکا که طی سفر صدراعظم تور پنجاب اعلان شده و اوباما آنکشور تروریستی را متحد قوی امریکا خوانده است همکاری با تروریستان و شراکت در جرم معنی نمیدهد؟

هر زمانی که « دوستان امریکایی» شما صداقت شانرا در امر مبارزه بر علیه تروریزم ثابت کردند من به شما اطمینان میدهم که همان لحظه مداخلات تور پنجاب و آخوند های شیاد به صفر می رسد و به بسیار آسانی عقیم خواهد شد.

وسلام


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا     تاریخ: 24.10.2013

قابل توجه قلم بدستان افغانستان
اکثرآ قلم بدستان ما از مداخلات پاکستان و دستګاه ای اس ای در امور افغانستان متذکر و در این راستا معلومات کافی ارایه شده است و این کار خوب و برجا است.
لیکن قلم بدستان برجسته افغان از مداخلات ایرانیان و پاسداران بی رحم و جنایت کار در امور افغانستان به اندازه کافی متذکر نشده اند و این وضع در مورد مداخلات دستګاه استخباراتی قدس که یک اداره جنایتکار و قاتل است، به نفع افغانستان نبوده است،یک عده به بهانه اینکه علیه مداخلات دستګاه جنایتکار قدس قرار ګرفته به تاسف به حکومت شیطانی ایران ، بنام اخوندیها ایران یاداوری می نمایند که این خود در توصیف نظام فاسد که خمینی قاتل بیناد انرا ګذاشته بوده می تواند،
دستګاه فاسد و جنایتکار قدس تحت عناوین مختلف از جمله کمیته خیریه خمینی قاتل در افغانستان باعث کشتار مردم بی ګناه ما شده و این جریان ادامه دارد، دستګاه جنایتکار قدس و پاسداران ایران به بی شرمی و فریبکاری تروریستها را تریبه و به افغانستان غرض کشتار مردم بی ګناه افغانستان سوق داده، و در این راستا قدس در داخل افغانستان نشرات تصویری و چاپی نیز در اختیار دارد، و توسط جاسوسان ایرانی در ساحه فرهنګ مداخلات به حد رسیده که قابل لمس است.
مردم افغانستان از دانشمندان و قلم بدستان می خواهند علیه جاسوسان ایرانی در افغانستان و بیرون از افغانستان قلم زنی نمایند و برای جوانان ګوشزد شود که ایران در طول تاریخ دوست مردم افغانستان نبوده و نستند.
کسانی هستند که در خارج از افغانستان به نفع ایران قلم می زنند و در سیعی اند تا مردم افغانستان را علیه غرب تشویق نمایند اینها جاسوان ایرانی هستند که ګاهی بنام قوم و زبان و ګاهی علیه روشفنکران ملی ما قدعلم می نمایند.
باید توجه جدی داشت
ایا در طول این ۱۱ سال ایران و دستګاه جنایتکار قدس باعث شهادت هزارها و ده هزار افغان بی ګناه نشده اند؟
دستګاه فاسد و جنایتکار قدس تنها در بند سلما صدها کارګر، پولیس و انجنیر را به شهادت نه رسانده اند؟
چرا باید خاموش بود و همه توجه را به طرف دیګر معطوف داشت؟


اسم: عبداله   محل سکونت: کالیفرنیا    تاریخ: 21.10.2013

آقای اشرف غنی احمدزی در انتخابات گذشته عبدالرشید دوستم را جنایتکار خطاب نمود. اما کسی به آن توجه ننموده و احمدزی 2.8 فبصد آرا را بدست آورد. و با حمایت دوستم کرزی صاحب برنده گردید. و قدرت دوستم زیادتر گردیده رفت.

لذاانتخاب دوستم به حیث معاون متأسفانه واقیعتی از شرایط فعلی افغانستان بوده که احمدزی بالاخره آنرادرک نموده اینکه چقدر از آن استفاده به نفع مردم می گردد منتظر به آینده باشبم.

امید است با استفاده از یک جابتکار نفوذ جناینکاران دیگر کاسته شده برود.


اسم: حنیف رهیاب رحیمی   محل سکونت: ولایت کندهار    تاریخ: 20.10.2013

جناب محترم حمید انوری، سلام بر شما.
نوشتهٔ پرمحتوای تان تحت «عنوان ناقضین حقوق بشر و خواب ریاست جمهوری» را خواندم. بی انصافی دانستم که از تحلیل همه جانبهٔ تان قدردانی و تمجید ننمایم. شما در مورد این مجاهدین راه قدرت و شهرت، این آدمهای خودخواه و جاه طلب، آنچه را که هر هموطن درد کشیده و بلا دیدهٔ ما میخواست فریاد کند، به زیبایی به قلم کشیده اید. بخصوص این موش مُرده اسماعیل را که به گفتهٔ شما اگر شهر به همین گونه شغالی شده برود، دیر نخواهد بود که با شکل و شمایل عجیب و غریب خودرا برای احراز کرسی ریاست جمهوری این مُلک بی صاحب، کاندید نکند، به نحو لازم معرفی نموده اید. قلم تان رساباد.


اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 20.10.2013

برادر محترم زرنج صاحب اول سلام بعد کلام و بعد هم خاطر نشانی ذیل:
اگر جان را در آینده بنامم آویزان می کردید لطفاٌ آنرا بعد از محمد یعنی "خان الله محمدجان خان" و یا "خان جان الله محمد خان" بنوسید در غیر آن نام اصلی ام دو تکه می شود که رشخند است.

عنوان ها مغلق نیست زمانیکه شما مفهوم هر کلمه را با هم وصل بدهید از آن منظور فهمیده می شود. شما درست می گویید این نا رسایی فهم تان است اگر یک کمی خود را زحمت بدهید و چورت بزنید فهم تان می رسد. مظمون برادر ما بسار پخته است که باید ادامه آنرا هم تفدیم کند با وجودیکه شما آنرا مشوره نداده اید.

من نه دانشمند فهیم و نه دراک هستم اما چیزی را زندگی و طبعیت برایم آموختانده مانند دیگران در اینجا به شراکت می گذارم. قصه آن ملا بود که غرق می شد و یک برادر برایش می گفت دستت را بده که نجاتت دهم اما ملا در آب شتنگ می زد و عکس العمل نشان نمی داد بلاخره یک نفر دیگر پیدا شد و گفت ملا صاحب بگیر دستم را که ملا فوراٌ این کار را کرد و نجات پیدا کرد. ملا را نگو بده بگو بگیر.

یعنی من نمی خواهم مانند ملا عمل کنم. این پورتال برایم زیاد فهم داده و همیشه طرف استفاده من مجانی بوده که با بعضی نظریاتم حق خود را ادا می کنم و بس.

اگر خودت بتوانی تیلیفونت را بدهی من همرایت تماس می گیرم.

گر نیست حضور چمنت دسترسم
یادیست هما ن مونس کنج قفسم
زنار وفا که دل به گردن دارد
پیداست ز پیچ و تاب تار نفسم

با احترام
خان جان الله محمد خان


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 19.10.2013

جناب محترم هموطن عزیز خان الله جان محمد خان!

درین شکی نیست که سطح دانش اشخاص متفاوت است، پی نبردن به پینج عنوان مغلق طرج شده حتماً نارسایی فهم من است، خداوند شما دانشمندان فهیم و دراک را از سر ما نگیرد. اگر نمرۀ تلفون تان دستگیری کرد بدون زحمت دادن این دریچه سوالات خودرا درین مورد با شما مطرج نمایم.


اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.10.2013

برادر محترم عبداالله جان زرنج سلام!
من مقاله را سراپا فهمیدم و قسمیکه من از نوشته شما فهمیدم بر عکس آن است.

حالا باید شما مشخص یک دو سوال طرح کنید در ارتباط مقاله تا روشن شود چه فهمیده نشده تا در اینجا داکتر انصاری و در صورت لزوم من فعال شوم اگر هدف شما فهمیدن است در غیر آن دایر کردن کورس من فکر می کنم غیر ممکن است با این فاصله ها که از هم داریم.

کوتاه ترین فاصله برای کورس همین دریچه است.

بی نقطه نشد معنی بی رنگ نمودار
جایی که پری مایل اظهار بر آمد

خان الله محمد خان


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 19.10.2013

جناب داکتر صاحب عبداله کاظم
احترامات بنده را بپذیرید
شما و امثال شما بزرګان و قلم بدستان افغانستان عزیز بوده اید و مردم کشور از شما و از قلم بدستان مخلص می طلبند تا در مورد اوضاع جاری ذهنیت جوانان و مردم افغانستان را روحآ تقویه نماید و راه بیرون رفت را ګوشزد نموده و مردم افغانستان را بسوی یک اینده درخشان رهنمود نماید.
من از نوشتار علمی و سیاسی تان به طور کل الهام ګرفته، و در این راستا از شما و دیګران می خواهم تا از روی لطف و وطن دوستی ذهن ما را برای یک اینده مطمین رهنمود نماید، اکنون انتخابات نزدیک است و در این راستا کسانیکه به طور نسبی می توانند این وطن را نجات دهند نظریات شما و دیګر قلم به دستان برای جوانان و ما مفید است، امروز در بین دو نامزد اصلی اینده افغانستان رقم می خورد و در این بخش نظریات شمایان مردم افغانستان را نوید داده می تواند، نباید خاموش سیل بین باشیم، من از محترم اسدالله مایار صاحب که ګفته اګر رای من در کار باشد من به داکتر لودین رای می دهیم من انرا استقبال می نمایم و لیکن خوب است که نظر خود را به مردم افغانستان شریک ساخته اند و لیکن ما می دانیم که جریان از چه قرار است، بین دو انتخاب ما روشنفکران قرار داریم، یکی از دوستان من که در کنار داکتر صاحب لودین در پوهنتون کابل قرار دارد مشوره دادم که باید از سیاست کار ګرفت و سیاست خود هنر است، هر ان سیاست که به نفع افغانستان باشد باید ما انرا درک کنیم و ګر نی این کشور بسوی تجزیه خواهد رفت.


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 18.10.2013

داکتر صاحب غلام جان انصاری!

ای کاش شرائط برای تدویر یک کورس توسط شما مساعد می بود که ما هیچ مدان ها در آن شامل شده بعد خواندن هر سطر این نوشتۀ فلسفی و پنجل پاوو سر اپا حکمت دست عجز بالا نموده توضیح می خواستیم.
غلام جان! بسر هر کسی که دوست داری ما را سر گردان نساز و چیزی بنویس که محتوایی داشته ما قادر به فهمیدن آن باشیم. اگر در مقالۀ اول برک بزنی و از ادامه بگذری ثواب دارین کمایی کردی، حوصلۀ تحمل اینقدر ظلم نیست.


اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 18.10.2013

بعد از عرض سلام و احترامات خاص به آغای داکتر انصاری به عرض میرسانم که:
از مطالعۀ مضمون تان تحت عنوان "پنج قدم در جهت تغییر و تکامل توسط شعور آگاه" بی نهایت لذت بردم بسیار تشکر از این ملهم پر ارزش روحی تان.

متأسفانه مایان زیاد و یا کم همه بندی خود هستیم که نوشتۀ شما لااقل زنجیر های من را بعد از خواندن پراند که امید است موفق شوم که دو باره یکجا نشوند.

بدین سپاس که مجلس منور است به دوست
گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز

خان الله محمد خان


اسم: صوفیه عمر   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 18.10.2013

هموطن گرامی سلام و احترام تقدیمت
آیا انتخابات و کاندیدهایی که دستان شان تا شانه در خون ملت آغشته است میتوانند مصدر خدمتی شوند؟ امریکا زیر عنوان مبارزه با تروریزم و احیای دیموکراسی و حقوق زن به کمک ائتلاف شمال و عده ای از فروخته شدهگان سیاسی بر حریم کشور حمله ور شدند و تا امروز به کمک رهبران فروخته شدۀ ائتلاف نامیمون و منحوس شمال و عده ای انگشت شمار از روشنفکران دیوانۀ قدرت و پول حلقۀ اسارت افغانستان را تنگتر ساخته میروند!!
آیا بیگانگان و اشغالگران به ما استقلال و آزادی عرضه میدارند؟ آیا ادامۀ اشغال و حضور نظامی به ما همت بلند، امنیت و افتخار ملی به ارمغان میاورد؟ یا ذلت و بردگی؟
ملت نجیب ما خوب میداند عدۀ وطنفروش و رهزن باز دست و آستین برزده و پلان بدبختی ملت را زیر عنوان نجات ملت رقم میزنند و قمار های سیاسی شان را دوباره تکرار میکنند!! چون میدانند ضرری به ایشان نمیرسد !! این ملت است که باز غرقه در خون میشود و باجان و مال و خون فرزندش، برد و باخت قمار های این شیاطین و شیادان را میپردازد. ممکن در جمع کاندید ها یک عدۀ بسیار محدود از مردم نمایندگی کنند که با کمال تأسف اگر کاندید خوب است معاون اول و یا دومش قابل اعتماد نیست و اگر یکی از معاونین خوب است، خود کاندید قابل اعتماد نیست، خلاصه برای ملت ما بسیار مشکل است که با اطمینان خاطر رأی دهند. چنانیکه یک تعداد از مداحان آمدن و ازدواج سیاسی داکتر اشرف غنی و قصاب معروف جنگسالار عبدالرشید دوستم ( گلم جم) را علامت مؤفقیت و درایت اشرف غنی میدانند!! مگر همه میدانیم ابن خوشبینی ها جز وایه سرائی و توهین به شهدای وطن و مردم ما چیز دیگری نیست!! مردم و تاریخ این سازش ناجوانمردانه را هرگز نخواهد بخشید.
هموطن بزرگوار: لطفاً به لینک های ذیل مراجعه نماید و جنایات جنایت پیشگان را تماشا و خود قضاوت فرمائید.
با عرض حرمت
خواهر تان /صوفیه عمر

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.10.2013

Dear Mr. Bariz,

I hope this note find you at your best.
I have went through your previous subject writing once again and I still believe you were ahead of time naming heroes:

Based on Washington Post leak, the language of guaranteeing Afghanistan’s security from foreign invasion would be “codified”. And as such- if it is true- in a simple lexicon may mean that the interest of Pakistan need to be factored. You see the head is still under the blanket but you have already opened your bottle of “ sharbat “ a little too early.

In regard to your comment about pending US soldiers immunity provision, President Karzai has already accepted that when he was in Washington.As such he is just seeking either political cover or to ratify his decision. Therefore you were wrong there too.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 18.10.2013


محترم عبدالحلیم حکیم سلام»!

از توجه تان به نوشته اینجانب ضمن اظهار تشکر می پرسم شما که توانسته اید به دری نوشته ام را بخوانید چرا تبصرۀ تانرا در آن باره به دری ننوشته اید؟ با اینحال خدمت تان بعرض رسانم که اگر کمی دقت فرموده بودید میدانستید که من گفته ام تا اینجا که موضوع رسیده یعنی همینکه رئیس جمهور کرزی با وزیر خارجه امریکا بر سر مسایل کلی قناعت نموده اند صرف روی یک ماده توافق نکرده اند، با آنهم لویه جرگه به آن تمکین خواهد نمود و بعد رؤسای جمهور دوکشور آنرا امضاء خواهند نمود.
بهر صورت من پیش بینی نموده ام و شما خواهید دید که در ظرف دوسه ماه سند مذکور به همین گونه که آقای کرزی و جان کری وزیر خارجۀ امریکا در کنفرانس مطبوعاتی از رسیدن به توافق روی مسایل کلی خبر داده اند، سند مذکور روال بعدی خود را خواهد پیمود و به مرحلۀ نهائی خواهد رسید لذا بهتر دیدم که از همین حالا اظهار خوش بینی نمایم تا بد بینی . تشکر


اسم: سراج وهاج   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 16.10.2013

با عذرخواهی از نداشتن ِ سعادت ِ « وقت کافی » برای عرض حال طولانی... ، سه دقیقه فرصتی را که برای « نفس کشیدن» تخصیص داده ام، وقف ابراز احساسات و توصیف ِ نوشتۀ اخیر آقای عبدالله زرنج می سازم تا بنویسم که: « بسیار بجا و خیلی عالی است » . با احترام.


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیای    تاریخ: 16.10.2013


خدمت جناب آقای امان الله عمر باید عرض شود که هدف اصلی این ستون تبادل افکار است در هر مورد چه تأریخی و یا حالات موجود.

اگر کسانی میخواهند در بارۀ اوضاع جاری کشور نظر دهند، نه تنها این ستون بلکه صفحۀ تحلیل ها به روی شان باز است.

بگذارید به اصطلاح جدید «گفتمان» در این ستون آزاد باشد و مقید به حدود اوضاع جاری نگردد.

اینکه به ریشه کلمۀ «وزیر» تماس گرفتید، کاری خوبی کردید ولی بحث در مورد کاربرد این کلمه بود که در گذشته چه معنی را افاده میکرد، ولی بعداً به مفهوم عضو کابینه چه وقت متداول گردید. یقیین دارم که شما نیز از اینکه این کلمه در قانون اساسی زمان امانی رسماً بیک عضو کابینه اطلاق گردیده است، نیز آگاهی داشته اید.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 16.10.2013

Dear Mr. Bariz,

I was searching everywhere to find something officially about the Status of Force Agreement but failed. Because there is none available yet. May I ask where did you get all of your information that enable you to present it in such a detail and positive note as if already have been signed and disclosed.

The heros of an action are usually named after the event but you seems to be in a hurry.

Are you an available Delores Mr. Bariz?


اسم: ع٠توخي   محل سکونت: sweden    تاریخ: 16.10.2013

د محترم نوري صاحب ليکنه ډېره په زړه پوري وه ، او رښتيا هم داسي ده که پر يو چا باندي څه ويل غواړو که ښه ويل وي او يا بد بايد د هغه شخص دعمل او کردار په اړه وي نه دا چي د چا زوی دی ، په کومه ژبه ږغيږي، او ياپه کوم قوم او يا د کوم ولايت دی، يو وخت يو چا په همدغه افغان جرمن آنلاين کي د کرزي د پاکۍ ، صداقت او شهامت لپاره داثبوت را وړاندې کړی ؤو چې زه کرزی پيژنم دا د عبدالاحد خان زوی دی ، د عبدالاحد خان زوی یعني څه؟
موږ شاته روان يو اما خوشحاله يو چې څومره مخته تللي يو ٠


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 15.10.2013


هموطنان عزیز سلام

در نوشتار بعضی صاحب نظران اکثراَ از وقایع صدها سال پیش یاداوری شده که اکثرآ در دادن القاب چنین و چنان چسپیده اند و یا اینکه ذات ملوکانه چه کرد و مرد اهنین چه ببار اورد، و حال اینکه وزیر و ناظر القاب که صد ها سال قبل مروج بود در ان حلاجی کردن درد مردم افغانستان را دوا کرده نمی تواند، وقتکه از وقایع کنوني عاجز شویم به عقب میرویم، این بدان معنی نیست که من نقش شخصیت را در تأریخ انکار می کنم و یا حوادث ګذشته را نا دیده می ګیرم. و لیکن امروز افغانها از صاحب نظران می طلبند تا راه های صلح، آرامش، ترقی و وحدت ملی و سراسري را ګوشزد نمایند نه اینکه در بت پرستي و کلمه وزیر و امثال ان جوانان خود را مشغول سازند.

اصلا اینها در مورد کلمۀ وزیر نګفته اند که از کدام کشور وارد افغانستان و یا خراسان شده است؟
دولت و وزیر کلمۀ دری نبوده است در زمان فتوعات عرب به این سر زمین داخل و کلمات عربی نیز بوده اند هر چند بحث در مورد بی جا است.


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 15.10.2013


بارز صاحب محترم !

به شما مبارک باشد و خداوند قدومش را بر سر تان نیک بگرداند. خداوند این بزرگواران، دانشمندان دلسوز ملی گرا و چنین رهبر مهربان و با شهامت را از سر مردم وطن کم نکند و کاری شود که چنین دور خیزان و جستان و درخشان برای پنج سال دیگر تمدید شود انشاءالله تدبیر رهبر دانا سر انجام کاری کرده شما هواخواهان را نا امید نخواهد ساخت.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 15.10.2013


تصحیحی یک موضوع مهم در حقیقیت ارائۀ معلومات دقیقتر و مؤثق تر پیرامون مطلب مورد بحث است نه خدای نا خواسته تحقیر و توهین نویسنده و یا مترجم اگر چنین لطفی در حق من صورت گیرد از صمیم قلب و صادقانه از منقد و یا مصحح اظهار امتنان می نمایم.

با نوشته و بیان در نهایت امر منظور خود خواهی و شهرت طلبی نبوده بلکه خدمت به مردم است.

ارائۀ معلومات درست و مستند مکمل این خدمت است بر افروختگی و شخصی تلقی کردن همچو همکاری ها از قلم بدستان آگاه توقع نمی رود.

هر هموطنی لطفی نموده دربارۀ مضمونی معلومات بیشتر پیشکش نموده و تصحیحاتی را بجا بیاورد قابل قدر بوده باید به دیدۀ احترام و قدر نگریسته شود.

با اغتنام از این فرصت عید سعید قربان را به هیأت محترم تحریریۀ پورتال وزین افغان جرمن آنلاین و همه هموطنان عزیز تبریک گفته برای سعادت و رفاه همه دعا نموده و مخصوصاً رهایی هموطنان عزیزم را در داخل کشور از زنجیر اسارت جنایتکاران و دشمنان علنی بشریت میخواهم.

باشد که مردم افغانستان اعیاد خودرا در فضای صلح و آرامش با مصونیت بدون هراس و دلهره با شادمانی تجلیل نمایند.


اسم: الف.فرمند   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 15.10.2013

امتنان از توضیحات داکترصاحب سیدعبدالله کاظم ودوست محمدبدخشانی

بدینوسیله از توضیحات استادانه دانشمند ممتاز کشور جناب سید عبدالله کاظم اظهار امتنان میکنم که با بزرگواری لطف کردند ونکات بسیار ارزنده را به ارتباط بکار گرفتن کلمات «وزیر» بجای «ناظر » در قانون اساسی عهدامانی از روی آن قانون اساسی اقتباس ودر اختیار ما خوانندگان قرار دادند. من آن نکات را برای خود کاپی گرفتم تا از آن یاد بگیرم ودر اینده بکار ببرم و برای جناب داکتر صاحب کاظم طول عمروصحت کامل آرزو میکنم ودر ضمن از آقای دوست محمدبدخشانی نیز که متوجه اشتباه نوشته من شده وکلمه سده را بجای کلمه هزاره تصحیح فرموده نیز سپاس گزاری مینمایم.اصلاً این سپاسگزاری را باید دیروز میگفتم ولی از آنجای که مقدمه وموخرۀ نوشته ام چنان اصلاح شده بود که مرا در حیرت فروبرد، بنابرین فراموش کردم دیروز به این نکته اشاره کنم. ختم


اسم: دوکتور محمداکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.10.2013

آقای الف. فرمند از آلمان و یا سویدن!

بجواب شما در رابطه با «مترجم آگاه»

ترجمۀ یک مطلب، کار تحقیقاتی و تصحیحی متن اصلی نه، بلکه انتقال محتوای آن با حفظ امانتداری است. دیگر لازم نیست که با شما مکاتبه شود.ختم


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 14.10.2013

با تشکر از توضیحات جناب الف. فرمند و تصحیحات لازم جناب دوست محمد. فقط یک نکتۀ کوچک را میخواستم برنظر شان افزود نمایم اینکه:

لقب «وزیر» همانطوریکه گفته شده سابقۀ طولانی دارد، ولی مفهوم آن قبل از دوره امانی بیشتر به یک شخص صاحب قدرت اداری بعد از پادشاه اطلاق میگردید، در حالیکه در دوره امانی وقتی «نظامنامۀ اساسی دولت علیه افغانستان در لویه جرگه جلال آباد (1301) به تصویب رسید، لقب «ناظر» به «وزیر» تبدیل گردید، چنانکه در آن نظامنامه ادارۀ حکومت زیر عنوان «وزراء» از ماده 25 تا 35 توضیح شده واین اولین باریست که لقب «وزیر» به یک عضو کابینه اطلاق میگردد.
دراین نظامنامه که در حقیقت اولین قانون اساسی کشور محسوب میشود، در ماده 25 آمده است که: «در افغانستان وظیفۀ ادارۀ حکومت مفوض است به هیئت وزراء و ادارۀ مستقله. درحین اجتماع هیئت وزراء ریاست مجلس را ذات ملوکانه ایفا مینمایند و اگر ذات شاهانه تشریف نداشته باشند، صدراعظم بوظیفۀ ریاست میپردازد و اگر صدراعظم اثبات وجود نداشت، از جملۀ وزراء، وزیر وزارت اول وظیفه ریاست را اجراء میدارد». ماده 29 می افزاید: مجلس وزراء مرجع امور مهمۀ داخلی و خارجی دولت است، مذاکرات مجلس وزراء و قراردادهائیکه محتاج تصدیق میشوند، بعد از امضای اعلیحضرت همایونی در معرض اجراء گذاشته میشوند». ماده 35: «مقدار وزارات و تشکیلات دوائر و وظایف شان در نظامنامۀ تشکیلات اساسی توضیح یافته». (مقصد از «مقدار» همانا تعداد میباشدـ نویسنده) (برگرفته از: نظامنامۀ اساسی دولت علیه افغانستان، در مطبعۀ دائرۀ تحریرات مجلس وزراء طبع شد، مورخ 8 حمل 1302، طبع اول)
تبصره : البته این نظامنامه در لویه جرگه پغمان مجدداً مطرح بحث قرار گرفت و بتاریخ 8 دلو 1303 کلاً تائید گردید.


اسم: الف. فرمند   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.10.2013

برادرارجمند وآگاه دوست محمداز بدخشان سلام بحضور شما!

از توجه شما به نوشته ناچیزم سپاسگزارم و منظورم از مثالهای یاد شده، تفهیم نظام نامه اساسی به جای قانون اساسی به مترجم است.وبا تائید از نظرتان علاوه مینمایم که بلی کلمۀ وزیراز عهد سلطان حسین بایقرا هم سابقه دارتراست ولی نه به معنی وزیر امروزه، بلکه از لحاظ حیطۀ صلاحیت خود به مثابۀ صدراعظم امروزه بوده است. وزیرفتح خان ووزیراکبرخان هردو با آنکه به القاب وزیر یاد شده اند، ولی در واقع وظایف صدراعظمی داشته اند،هرچند که وزیرفتح خان به لقب اشرف الوزراء نامیده میشد ولی بیشتر به وزیر شهرت یافت. یعنی مقام وزارت بعد ازمقام پادشاه بود که امروزه آن وظایف از صلاحیت صدراعظم میباشد.
درعهد امیر حبیب الله خان به وزیر "امین " ودرعهد امانی بقول شما به "ناظر"تعویض شد. اعتماد الدوله باوجودیکه القابی بودکه از سوی شاه به افراد اعطا میگردید، ولی صلاحیت اعتمادالدوله در اداره کشور شبیه صلاحیت صدراعظم بود.سردار عبدلقدوس خان اعتماد الدوله عهد امیر عبدالرحمن خان وعهد امانی تقریباً از چینین صلاحیتی برخوردار بودهرچند که درنظام های مطلقه، صدراعظم حیثیت شلاق شاه را داشت ونه چیزی بیشتر.
شما سرفراز باشید.


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 13.10.2013

سلام به متصدیان پورتال افغان جرمن آنلاین و خوانندگان محترم آن!

سه ملاحظه بر نوشتهء آقای الف - فرمند
واقعا کابینه و شورای وزیران آن گونه که ما امروز از آن برداشت داریم، قبل از اعلیحضرت امان الله خان موجود نبوده است؛ اما کلمه «وزیر» لقب آشنا برای مردم افغانستان است و وزیر فتح خان، وزیر محمد اکبر خان و وزیر یار محمد خان نام های اشنایی در تأریخ افغانستان اند و قبل از ایشان نظام الملک و امیر علی شیر نوایی همین لقب را داشتند. شاهد دم نقد من کتاب «نوای معارک» تالیف میرزا عطامحمد خان است که در سال 1271 هجری قمری یعنی 164 سال قبل نوشته شده است و 61 سال قبل با مقدمۀ استاد احمد علی کهزاد از طرف انجمن تأریخ در کابل به چاپ رسیده است. در صفحۀ 18 کتاب یاد شده آمده است: « در بیان رفتن وزیر فتح خان در اندرون قلعۀ هرات به جهت خوردن ضیافت و ....» و لی اعتماد الدوله، به معنای صدر اعظم نبوده مثل عین الدوله و عضد الدوله و صنیع الدوله و ...القابی بود که پادشاه بر معتمدان خود عطا می کرد. در اوایل سلطنت امان الله خان عوض کلمه وزیر «ناظر» مروج بود. مثل ناظر امور خارجه که در مذاکرات محمود طرزی با دابس بار بار تکرار شده است.

آقای الف - فرمند دوبار از هزارۀ چهاردهم هجری خورشیدی، در نوشته شان یاد آور شده اند که بهتر است به سدۀ چهاردهم تصحیح گردد.

اما در سراسر نوشتۀ ایشان جمله ای که بایست اصلاح گردد، جملۀ ماقبل سطر آخر نوشته شان است؛ آنجایی که می فرمایند «...شاه امان الله فقید، شاهی که کمترین دست آوردش به مردم افغانستان « استقلال» بود...» به گمان من و شاید شمار زیاد هموطنان با من همنظر باشند که استقلال کمترین دستاورد شاه امان الله خان نه؛ بلکه بزرگترین و بالاترین دستاورد او بود؛ خدا کند این ملاحظات، به هدفی که نوشته شده است؛ به خواننده برسد.


اسم: الف. فرمند   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.10.2013

توقع آقای داکترصاحب کاظم از یک مترجم آگاه ومطلع بسیاربجا است که باید اشتباه نویسنده را با یک تذکر کوتاه تصحیح میکرد ولی وقتی مترجم خود نداند که متن اصلی ناقص است وخواننده را گمراه میکند، پس توقع اصلاح غلطی نویسنده مقاله از مترجمی که نداند، نخستین قانون اساسی افغانستان پس از حصوص استقلال کشور در 1919/1298ش، در نخستین سال آغازهزاره چهاردهم هجری خورشیدی به تاسی از قانون اساسی ترکیه بنام "نظام نامه اساسی دولت علیه افغانستان" تدوین ودر لویه جرگۀ جلال آباددر1301ش/1922 تصویب گردید ، توقعی خوش بینانه ای خواهد بود.

درعهد امیر حبیب الله وامیرعبدالرحمن خان برای اعضای کابینه کلمات صدراعظم و وزیربکارنمیرفت، به صدراعظم اعتماد الدوله و به وزیر کلمه «امین» گفته میشد، بعد ها در عهد امانی کلمات صدراعظم و وزیر بجای کلمات اعتماد الدوله و «امین" رایج گردید، همانگونه که نام های صاحب منصبان اردو درعهد شهید داود خان از تولی مشر وغند مشرولوا مشر وفرقه مشر به تورن ودگرمن ودگروال وبریدجنرال وتورن جنرال ودگر جنرال وغیره تغییر شکل یافت.درعهد نادرشاه فقط نام این وثیقۀ ملی تعویض شد وبجای نظامنامۀ اساسی ، قانون اساسی گفته و رایج شد.

بهتر است مترجم کمی بخود زحمت بدهد و کتب آنزمان بخصوص سراج التواریخ را مرور کند. یااگر سراج التواریخ را در اختیار ندارد، باری به تاریخ غبار، تاریخ فرهنگ، تاریخ جنبش مشروطیت درافغانستان ، اسلام وسیاست درافغانستان ازاستا اولسن(دانشمند دنمارکی) ومقالات متعدد داکتر حسن کاکر وداکتر صاحب کاظم وغیره نویسندگان داخلی وخارجی مراجعه کند تا بفهمد که نخستین قانون اساسی افغانستان در عهد امانی ودر 1922 از سوی لویه جرگه 700 نفری درجلال آباد تصویب گردید وبعد در لویه جرگۀ پغمان در1924 برخی مواد آن تعدیل شد.

چون در افغانستان لویه جرگه بزرگترین مرجع تصمیم گیری درمسایل کلان ملی شمرده میشود، بنابرین لویه جرگه حیثیت ومنزلت"مجلس مؤسسان" در کشورهای اروپائی منجمله فرانسه را دارا میباشد. کار برد اصطلاح «مجلس موسسان» نیز به نظرمترجم مقاله (انکشاف قانون اساسی درافغانستان) چیز عجیب وعریبی آمده ودر برابر کار برد آن از خود عکس العمل شدید نشان داده است که معلوم میشودبا ترمبنولوژی حقوق اساسی واصطلاحات قوانین اساسی آشنائی چندانی نداشته باشد.

بنابر تذکرات فوق، آنچه آقای داکتر کاظم در رابطه به نخستین قانون اساسی وصلاحیت لویه جرگه در افغانستان به مثابۀ مجلس موسسان تذکر داده اند، بنیاد علمی وتاریخی دارد وآنرا بخاطر «مریدی» و«پیروی » از شاه امان الله فقید، شاهی که کمترین دست آوردش به مردم افغانستان "استقلال" بود، ننوشته است، بلکه یک حقیقت تاریخی را بیان کرده است تا خواننده را از گمراهی نجات داده باشد. ختم


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 13.10.2013

قابل توجه هموطنان افغان
نوکران ایرانی و پاکستانی مقیم افغانستان ګویا ګفته اند که نیروهای امریکایی لطیف مسعود را به زور از دست منسوبین افغان ربوده اند، و این چرند ګویی نوکران ایرانی و پاکستانی بیرون مرزی ګویا اینکه خود را افغان یاد می نمایند در حقیقت مزدوران بیش نستند، و طوطی وار به نفع ایران و پاکستان علیه دوستان افغانستان قرار می ګیرند، و دور از حقیقت چرندګویی می نمایند، در این راستا مسولین افغان جرمن انلاین باید توجه ملی داشته باشند.
حقیقت موضوع این است که در ولایت لوګر منسوبین امنیت ملی افغانستان و سپیشل فورس امریکا مقیم افغانستان مشترکآ عملیات را انجام داده اند، و در نتیجه موصوف دستګیر شده، لطیف مسعود متهم به جنایات علیه قواوی امریکایی بوده و موصوف اکنون در بګرام تحت تحقیق قرار دارد.


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 12.10.2013

بلی، همانگونه که روسیه آزادیخواهان چیچین را تروریست گفته به استفاده از مدهش ترین قوای هوایی و زمینی این نهظت را ازهم پاشید و یک ببرک مانندی را بر مردم چیچین جاگزین ساخت.
امریکا و اروپا که در اوائل مقاومت چیچنیا را مثل دیگر ایالات تحت استعمار شوروی مبارزۀ آزادی خواهی خواندند ولی بعداً برای کسب موافقه روسیه در حمله بر عراق از پشتی بانی این مقاومت منصرف شده در تروریست گفتن چیچنیایی با روسیه همنوا شدند.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 12.10.2013

«تروریست خوب و تروریست بد» و ثبوت دیگر در مورد بازی کثیف امریکا زیر نام «جنگ بر علیه تروریزم»

چند روز قبل وزیر خارجه روسیه سرگی لاوروف طی مصاحبۀ در شهر بالی اندونیزیا اظهار کرد که « در جهان این نظریه روز تا روز قوت میگیرد که « تروریست خوب و بد» وجود نداردو کشور ها در جنگ بر علیه تروریزم باید قوانین بین المللی را احترام بگذارند».

او اضافه کرد که « یکی از دلایل که ده سال به خاطر گفتگو های بی ثمر در مورد طرح فعالیت های ضد تررویستی مصرف شده و هنوز هم نتیجه نداده این است که بعضی ها به این عقیده اند که آنانی که از تروریزم برای دستیابی به مقاصد سیاسی استفاده میکنند نباید تروریست خطاب شوند زیرا آنها « مبارزان راه آزادی » به شمار میروند.»

به قول او این ضد و نقیض گویی ها در تاریخ نه چندان دور ما هم دیده شده است.« چند دهه قبل اصطلاح « مبارزان راه آزادی» برای توصیف مجاهدین در افغانستان و دیگر کشور ها به کار برده میشد و بعد این مبارزان راه آزادی به سازمانی مبدل شدن که اکنون ما آنرا القاعده خطاب میکنیم - آنکه 9/11 محصول دست شان است».


اما چرا از از مصاحبه لاوروف یاد کردم :

دیروز و امروز مطبوعات افغان و جهان خبر داده اند که لطیف مسعود یکی از رهبران به اصطلاح پاکستانی طالبان که از یکماه بدینسو در دست منسوبین ریاست امنیت ملی افغانستان بوده است با زور بوسیله قوای جنایتکار امریکایی مقیم در افغانستان ربوده شده است.

ریاست امنیت ملی میگوید که مسعود را برای شروع مذاکرات با طالبان آماده کرده بودن و این عمل امریکا یکبار دیگر پروسه صلح را بر هم میزند.

در حالیکه ما همه میدانیم که همین امریکایی ها در دوحه برای رهبران طالبان آرگاه و بارگاه آماده کرده و حتی بیرق و نام امارت شیطانی شانرا اجازه داده بودند پس گرفتاری و ربودن لطیف مسعود به چه معنی است ؟

بدون شک دیگر هیچ معنی ندارد به جز از اینکه بگوییم که هر طالب که خلاف اراده امریکا و غلام شان تور پنجاب عمل کند طالب بد یا « تروریست بد» است و آنانی که به دستور غلام امریکا یعنی تور پنجاب متعلم و معلم ، داکتر و نرس بیگناه ما را سر میبرند طالب خوب « تروریست خوب » اند که حتی برایشان در دوحه قصر به کرایه گرفته میشود.

هر چند مطمئن ام محترم ولسمشر کرزی عکس العمل شدید در مورد نشانداده و خواهند داد ولی از تمام افغانهای که هنوز هم به این بازی کثیف امریکا زیر نام « جنگ بر علیه تروریزم» پی نبرده اند میخواهم صدای شانرا بلند کنند والی برای چندین دهه دیگر زیر این بازی کثیف مردم و کشور ما آماج حیوانی ترین حملات و توطئه ها قرار خواهد داشت .

در ضمن باید سوال شود که با چنین یک کشوری که در زبان خود را متحد کشور دولت ما دانسته ولی اعمال شان در یازده سال گذشته از بدترین دشمن هم وحشی تر بوده چگونه میتوان قرارداد امنیتی امضا کرد و مفاد آن چه خواهد بود ؟

وسلام


اسم: دوست محمد    محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 12.10.2013

بزرگوار محترم جمیلی صاحب ! السلام علیکم:
خداوند شما را و داکتر صاحب روان فرهادی را سلامت و صحتمند داشته باشد و طول عمر با عزت عنایت فرمایاد!
اگر سوال من بیجا بوده و بر آیینهء قلب پاک تان به خاطر آن غباری نشسته باشد، پوزش می خواهم.
به برکت این ایام ذوالحجة الحرام، خداوند بر گذشتگان ما ببخشایاد و ما را اجر و شکیبایی نصیب کناد!اما پاسخ روشنگرانهء شما به نسل جوانی که آن مصیبت ها را ندیده اند، درس و تذکری است از آن جنایات ننگین .
مجددا برای شما سلامتی و عافیت تمنا می کنم.


اسم: عبدالجلیل جمیلی   محل سکونت: کلیفورنیا - امریکا    تاریخ: 11.10.2013

برادر محترمم آقای دوست محمد!

بعد از تقدیم سلام بشما-ازینکه چند روزی شما را منتظر نوشتن جوابم ساخته ام معذرت میخواهم و حال نوشتهٔ بسیار بی آلایشانه ام را برای شما ازین جا شروع میکنم که:

۱- به هدف اینکه در مورد سؤال اول شما جواب قناعت بخش و مطمئن داده باشم – با دوست گرامی ام جناب دکتور روان فرهادی تماس گرفته ام و منتظر نظر شان میباشم، که به محض حصول نظر شان، آنرا عیناً بشما ارائه میدارم.

۲- در مورد اینکه نوشته اید : <<اگر من مثل شما شارژدافیر می بودم در همان زمان تره کی و امین استعفی می دادم و هیچ گاه صبر نمی کردم تا روس ها بیایند و کارمل رئیس دولت شود و نجیب هم رئیس خاد و البته تقدیر همین بوده است!! خداوند اجر تکالیف زندان را نصیب کند. زندان برای مسلمان ریاضت است.>>
گر چه مطالب ترحم آمیز شمارا بکلی درک کردم و تشکر از آن! و اما بر مبنای دلیلی چند و رسیدن بر سر دو راهی که موضوع را یا مسکوت عنه و نادیده انگارم و در نتیجه لاجواب بمانم! و یا حداقل برویت تبصره های لطف کارانهٔ مسلسل تان چند جملهٔ بنویسم که شاید به مصداق این فرد:
( محمد(ص) دیده و موسی (ع) شنیده- شنیده کیَ بوَد مانند دیده)
قناعت شما را فراهم آورم که واقعیت نه آن است که شما تخمین کرده اید بدین لحاظ شمه ای از آن یادداشت های شخصی دیروزی (بطاق نسیان سپرده ام را) که مربوط به همان ایام اقامتم در صوفیه میباشد (مکلفیتاً برای روشن شدن ذهنیت شما واما نه برای ابرای ذمه)بشماارائه نموده شمارا بیش ازین چشم براه نگذارم!! که شاید مورد قبولیت تان واقع گردد.

زیرا ورق زدن مجدد و بروی نشر آوردن آنرا؛ بحیث یک افغان بیوطن بی توقعی که کوچکترین انتظاری برای شاباس شنیدن و کریدیت گرفتن هم ندارم خودم این تذکرات رااضافی می پنداشتم اما چه باید کرد؟
برادر گرامی ام! باارائهٔ جواب تذکرات دوستانهٔ با انتظار تان در حالی خموشی را شکسته و چند سطری نوشته و تقدیم میکنم که بذهن خودم باز یک بار دیگر خود و همسر و فرزندان معصومم را فکراً و ذکراً در شکنجه گاه تأریخ زدهٔ محاصره شده ٔما در شهر صوفیه و در حصار چوکات بندی کور دیپلوماتیک ِبظاهر آزاد ولی در زیر مراقبت شباروزی چشم و گوش های مترصد حتی در دفتر (سفارت ما!) تا محافل و دعوات و شب زنده داری ها و دق الباب های نیم شبانه بی خبر و شنیدن های هدایات و مکالمات بعد از نصف شب پرخاش گرانهٔ حلوا مانند زهر آلود و مباحثات و حتی بگو بگردان مستقیم دردآور پیوستهٔ مستقیم مؤظفین سفارت شوروی (با سرحدات مسدود بودهٔ کشور بلغاریه در برابر پاسپورت سیاسی افغانی ام!)که تنها خداوند توانا ممد روحیه و استقامت بخش ما و پاسداری مکلفیت های وطنی ام مخصوصاً در رابطه باآن عده محصلین بادیانت و وطن دوستی بوده که پیوسته شاهد جریانات زندگی مصیبت بار شان در مقابل دستگاه فروخته شدهٔ بلغاری و خاصتاً گروه محصل خلقیی بکلی دور از انسانیت و مسایل تحصیلی شان؛ بوده ام. سفارت ِبنام افغانستان را که در اواخر نه سفیر داشتم و نه اعضای همکار افغانی!و لزوماً و رسماً خودرا در حالی مرجع آمال شان می پنداشتم که همه شان زجر افغان مسلمان بودن و صداقت ملی را کشیده و اما تن به ذلت نمی دادند و من وجداناً خود را مکلف میدانستم که بصورت محرم و غیر محسوس در جریان روزگار شان قرار داشته باشم که با تجربهٔ گذشتهٔ کاری ام و درک ماهیت امتیاز و نازکی های پاسپورت خدمت رسمی شان؛ این ندا ها و رهنمائی های محرم شفاهی بدون اسنادی را منظماً بگوش شان می رسانیدم که تا فرصت دارند ازین موهبت استفاده کرده خودرا ازین مصیيت و کشور بردهٔ روس و ممکن زندان و حتی کشته شدن نجات بدهند که چنین هم کردند و البته کمک مالی ناچیزم قابل یادآری نیست.
و اگر شما به اروپای غرب و خاصتاً آلمان تشریف داشته باشید یا ارتباط، لطفاً از آن عده محصلین با شخصیت مهاجر شدۀ افغان از بلغاریه به آلمان – که تعداد شان محدود هم نیست - بپرسید امید است که شما شاهدَین شرعئ اضافی بکار نخواهید داشت. دوست بسیار نزدیکم، سابق محصل افغان در صوفیه در رشتهٔ سینماتوگرافی - جناب دکتور نظری که مدتی رئیس عمومی تلویزیون ملی افغانستان در کابل بودند و حال مشاور مسلکی آن وزارت چندی قبل با سفر رسمیی به واشنگتن دی سی برایم تلفون کرده و چقدر خوش شدم که بعد از سالیانی آن محصل جوان پاک سرشت از کوره بر آمدهٔ دیروز را با خاطرات همان ایامش شنیدم و روزیکه با حصار کشیدن سفارت – خانمم را رسماً با قوای پولیس؛ تا یونیورستی صوفیه بدرقه کردند تا دو فرزند بزرگم (محصل بوده در آن یونیورستی)را از جریان مطلع ساخته و به حصار سفارت افغانستان بیاورند و غریوی از جمعیت موجود محصلینی برآمد که فردای آن زمانیکه من و فامیلم را سکورت رسمی پولیس همراهی میکرد - جمعیتی از محصلین شجاعانه و بدون ترس در میدان هوائی ما را بدرقه کردند و شما باور کنید و حال از ایشان بپرسید و عرایضم را خواب و خیال نپندارید و نه افسانهٔ تا شمارا سرگرم سازم !
البته مایهٔ مغضوبیت بیشتر خودم و انتقال دادن تسلسلی خودم از طریق مسکو به خاد کابل که مسبب عدم همکاری و عدم اطاعت به وصایائ غمخوران شوروی! و فرار نا به هنگام تعداد محصلینی ( به اصطلاح شان غرب زده!) سؤالات کورگره شده بود که میخواستند زمر آنرا در ادارهٔ دکتر نجیب بر من باز کنند که نشد!
گرچه شما قضاوت تانرا به آغاز دور ببرکی حواله میکنید ولی خودم ماهیت آنها را خو ب می شناختم زیرا همهٔ آنهارا که مثلاً در سال ۱۳۳۲ دور تحصیل در پوهنحی حقوق و علوم سیاسیی که من به صنف دوم بودم و کارمل به صنف سوم و شاه محمد دوست به صنف اول؛ همدیگر را بدرستی می شناختیم (که بحث طولانی بکار دارد و ببرک در جریان انتخابات شورای ملی در ماه ثور همان سال به زندان رفت.

ولی همین قدر برای شما (که باور و قضاوت آزاد آنرا باز هم بشما مربوط میدانم!) می نویسم که باوجوداستواری شخصی باعزم خودم و درک کامل قدرت پاسپورت سیاسی شاژدافری ام در جمع کور دیپلوماتیک در بلغاریه که موضوع را لزوماً عندالموقع بخوبی تمثیل کرده بودم و مخصوصاً درک مشکل محصلین جوان وطنم مایهٔ همهٔ نحوست دفتر نجیب بود - اماامید است باور کنید که آن یک و نیم سال خفت بار ِدر بیگانه و بلغاریه را بمراتب بدتر و زجر دهنده تر از ایام کوته تحقیقی قفلی خاد در وطن را می پنداشتم و هنوز می پندارم زیرا باز هم مستنطقم بنام افغان و به لسان خودم جریان داشت!
برادرم! درین جا و قبل از ختم کلامم با شمااز آن ۵۰۰ جوان محصل نووارد وزارت زراعت و مخصوصاً قسمت بادیانت غیر حزبی پاک سرشتی قربان و ستمکش شان اشارهٔ بسیار مختصر ولی دل خراشی دارم که با تمام سبوعیتی که با رفتار می شد ولی آنها مردانه و استوار؛ و خودم و دوام ماموریت و مکلفیتم را بدان منسؤب میدانستم که یک عدهٔ چیز فهم و وطن دوست شان فدای گروه خلقی درنده خو نشوند و به لطف خداوند و جلب رضائیت مسالمت آمیز ایشان و مقامات بلغاری توانستم که با موافقت کابل ایشان را دوباره بکابل اعزام داریم

برادر هموطن گرامی ام!
اگر عواقب تصمیم چند ماه بعد از وزارت خارجهٔ حفیظ الله امین را- که مرحوم محمد گل جهانگیری مدیر شعبهٔ اول سیاسی را مستشار در لندن و محترم عبدالاحد ناصر ضیائی مدیر قلم مخصوص را مستشار در قاهره و مرحوم دکتور محمد رفیق شمعریز را مستشار در اسلام آباد و.و...و........خلاصتاً این جانب مدیر روابط اقتصادی را بحیث مستشار در بلغاری معرفی کردند– از قبل میدانستم یقین کنید که با قناعت کامل به مشی اللهی؛ بمراتب عواقب خراب اقامت در وطنم را؛ تا پذیرفتن این وظیفه ؛؛؛؛؛ با پیشانی باز استقبال میکردم.
لطفاَ با خواندن این مطالب اگر ممکن است! موضوع را خاتمه یافته و کانَ لم یکن حساب کرده و ممنون سازید زیرا آنچه را خودم متحمل شدم بسیار ناچیز و کوچکتر از آنست که فامیل شهید پرور ما چندین عضو نیک فامیلی خودرا در زیر تیغ جلادان روس و نوکرانش از دست داده و همچنان تا حال بیشتر از ده نفر دیگر از اعضای فامیلی بی وطن شده و سرگردان داخل و یا و خارج از وطن را (بشمول والدهٔ مرحومه و سه برادر جوان تر از خود و خواهر خواهر زاده را) به خانهٔ ابدیت و رضای خداوند سپرده ایم.
با تقدیم سلام مجدد و عرض حرمت بشما !


اسم: شبکه اطلاع رسانی افغانستان   محل سکونت: به خدا معلوم    تاریخ: 09.10.2013

اشرف غنی احمد زی کسی را به عنوان معاون اول خود برگزیده است که پیش از این وی را در مقاله ای قاتل شناخته شده نامیده بود.

به گزارش طلوع، اشرف غنی احمد زی در مقاله ای در انتخابات ریاست جمهوری گذشته در لندن تایمز به چاپ رسیده بود جنرال دوستم را یک قاتل گفته است و نیز از رییس جمهور کرزی انتقاد کرده بود که چرا جنرال دوستم را در حکومت جا داده است.

از سویی حزب جنبش ملی اسلامی می گوید: اشرف غنی احمد زی در آن زمان شناخت دقیقی از جنرال دوستم نداشت و اکنون که آقای غنی جنرال دوستم را خوب شناخته است وی را به عنوان معاون خود برگزیده است.

جنرال عبدالرشید دوستم از چهره های پر نفوذ کشور است و حضور وی در کنار یک نامزد ریاست جمهوری بسیار اثر گذار گفته می شود. در انتخابات سابقۀ ریاست جمهوری، آقای کرزی از پشتیبانی جنرال دوستم برخوردار بود.


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 05.10.2013

محترم جمیلی صاحب! السلام علیکم.وزارت اطلاعات و کلتور افغانستان در سال 1353 سیمیناری داشت تحت عنوان « د بلخی امیر خسرو د علمی او ادبی مقام د یادونی د مجلس په مناسبت» که تجلیل از مرور هفت قرن بر شاعری امیر خسرو بلخی بود. در سیمینار های آن وقت افغانستان معمولا کتاب های مفیدی چاپ می شد . در سیمینار یادشده نیز یک کتاب سه جلدی مفیدی به نام " گزیدهء آثار امیر خسرو بلخی» به کوشش داکتر صاحب روان فرهادی توسط انتشارات موسسه بیهقی به چاپ رسیده است که من در این اواخر جلد سوم آن را پیدا کرده ام. داکتر صاحب روان مثل همه محققان زبده، در آخر کتابش به مراجع خود و به بحث هایی که توسط دیگران در مورد ، صورت گرفته است،اشاره کرده اند ؛ در جمله نوشته اند : «دیوان های امیر خسر، از باسط موسی یف؛ مقاله تحقیقی بر محتویات دیوان های امیر خسرو . ارتباط غزل ها به دیوان ها - اصل مقاله به زبان روسی است. ترجمه دری آن توسط جلیل جمیلی در مجله ادب چاپ کابل دیده شود.1349» بناء احتمال آن وجود دارد که نوشته از شیون صاحب باشد و طوری که من از نوشته های جناب نوری صاحب در مورد شیون صاحب درک کرده ام رابطه اش با خاندان حاکم در افغانستان خوب نبود، شاید جهت استفاده هم میهنان گفته باشد که مقاله اش به نام شما چاپ شود. واالله اعلم. چون نام نوری صاحب ذکر شد، مقاله شان را در مورد 5000 شهید مطالعه کردم ، یاد آور شوم که « سکتاریست» اصطلاحی بود که از زبان تره کی و امین زیاد شنیده می شد و هدفش جریان محفل انتظار یا ستمی ها بود که یک گروه مارکسیست لنینیست است و رهبرانش طاهر بدخشی و بحرالدین باعث بودند و اشراف معمولا بر پرچمی ها اطلاق می گردید و مجاهدان هم نام شان اشرار بود. چون ذکری از مقالهء نوری صاحب و آن 5000 شهید شد خدا را شکر که شما از آن دوران و جنایات آگسا و کام نجات یافتید و تنها شنکنجه خاد را دیدید و تکایف طاقت فرسای زندان را. اگر من مثل شما شارژدافیر می بودم در همان زمان تره کی و امین استعفا می دادم و هیچ گاه صبر نمی کردم تا روس ها بیایند و کارمل رئیس دولت شود و نجیب هم رئیس خادو البته تقدیر همین بوده است !! خداوند اجر تکالیف زندان را نصیب کند. .زندان برای مسلمان ریاضت است.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 05.10.2013

هموطنان عزیر سلام و احترام تقدیم است !

دیروز باز هم یکی از آن روز های بود که شیر بچه های افغان بر لبان من و تمام مردم ما تبسم کاشتن و بیرق سه رنگ افغانستان را به اهتزار درآوردند.

آنها با موفقیت چشمگیر بر تیم ملی کریکت کینیا توانستند در کنار تیم های مقتدر جهان چون هند ، انگلستان ، افریقای جنوبی ، استرالیا و غیره به مسابقات جام جهانی 2015 راه یابند.

این موفقیت بزرگ را برای همه تبریک میگویم


اسم: عبدالجلیل جمیلی   محل سکونت: ۴ اکتوبر ۲۰۱۳    تاریخ: 05.10.2013

برادر گرامی و محترمم آقای دوست محمد ! باز هم با سلام بشما, در مورد سوال شما همین قدر بخاطر دارم و فکر میکنم که آن مقالات توسط من نه بلکه بوسیلهٔ دوست بزرگوار مرحومم سردار محمد رحیم شیون کابلی در مسکو ترجمه شده و قسماً نزد من هم بود ولی زما نیکه در دوران رژیم خلق و پرچم؛ مغضوباً از وظیفهٔ مستشاریت و شارژدافری سفارت افغانستان از بلغاریه ( سفیر ی هم نداشتم ) منفک و تحت الحفظ و زیر نظارت پولیس بلغاریه و شوروی از راه مسکو با فامیلم به کابل آورده شده و از میدان هوائی کابل خودم را راساً به زندان خاد صدارت ( ریاست دکتور نجَیب ) بردند؛ همه دار وندار و کتب واسنادم را بشمول کستهای موسیقی افغانی ؛ با تلاشی بکسها وکالاهای ما کامل بکلی ضبط کردند .
ازینرو با کمال تآسف از برآورده شدن خواهش شما معذرت میخواهم
و اگر احیاناً در آینده مقدور و میسر شد بازهم بخدمت شما و علاقه مندان میرسم . با سلام مجد د و تشکر


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 04.10.2013

جمیلی صاحب بزرگوار با سپاس از لطف همیشگی شما و درود بر شهیدان وطن .
جناب شما چهل و چند سال قبل راجع به سروده های امیر خسرو بلخی معروف به دهلوی، مقالتی از منابع روسی ترجمه نموده بودید، اگر آن مقاله را در اختیار داشته باشید، لطفا برای استفاده نسل جوان از فرهنگ پربار شان؛ از طریق صفحات افغان - جرمن آنلاین در اختیار علاقمندان بگذارید و ثواب کمایی کنید. با احترام بسیار زیاد و فراوان


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 04.10.2013


در روشنایی مقالۀ جناب محترم شاغلی میرعنایت الله سادات و نکاتی را که در مورد «سردرگمی» ما اظهار داشته اند عرض میکنم که دیروز مطابق اخبار نشر شده، وزارت امور داخلۀ افغانستان طی اعلامیۀ از قوای ناتو خواسته است تا «در مورد انتقال چند کانتینر "مشکوک" به ولایت ارزگان توضیح دهد».

این اولین بار نیست که قوای ناتو با نقل و انتقال موادوافراد به این یا آن منطقه کشور و یا هم به خارج باعث «سردرگمی» دولت و ملت میشوند.

رئیس جمهور کرزی چند سال قبل شجاعانه گفته بود که قوای انگلیس « بخش راه حل نه بلکه بخش پرابلم اند». او این سخنان را زمانی ابراز نمود که مردم و مقامات دولتی در شمال کشور از انتقال طالبان و سلاح و مهمات برای آنها توسط هلیکوپتر های انگلیسی اطلاع داده بودند.

آن سخنان همچنان زمانی ابراز شد که مشران و بعضی مقامات محلی در هلمند گفته بودند که از زمان که قوای خارجی بخصوص امریکایی و انگلیسی در هلمند ، ارزگان و قندهار جابجا شده اند کشت و زرع تریاک نه صد فیصد بلکه هزار فیصد رشد کرده است.

حالا مردم و دولت باید یکبار دیگر بپرسند که این کانتینر های مشکوک در ارزگان حاوی چه بود و به چه مقصدی ؟ افراد طالبان به مقصد زیر فشار قرار دادن کرزی برای امضای قرارداد امنیتی یا هیروئین ، چرس و تریاک؟

ما از « مثلث طلایی » بخصوص در زمان جنگ ویتنام و نقش سی آی ای در آن خوب آگاه هستیم. آنانی که آگایی ندارند لطفاً در گوگل به انگلیسی جمله ذیل را بنویسند و در مورد نقش دولت امریکا در تجارت مواد مخدر و تامین مالی گروه های جنگی از جمله جهادی های افغانستان در جریان حضور اردوی سرخ شوروی خود را باخبر سازند: The Golden Triangle and CIA drug trafficking

در کنار خبر کانتینر های مشکوک در همین دو یا سه روز گذشته و باز هم در رابطه با مسله قرارداد امینتی اظهارات نهایت طفلانۀ یکی از قومندانان امریکایی توجه آنانی را که ناظر بر اوضاع کشور اند جلب کرده است. این قومندان گفته است که تا زمانیکه القاعده در افغانستان است عملیات آنها هم ادامه دارد.

این گفته ها به علت طفلانه است که رئیس جمهور این قومندان چندی قبل با طمطراق اعلان کرد که القاعده در افغانستان شکست خورده است و از همینرو قوای امریکا در سال آینده میلادی افغانستان را ترک میکنند.

حالا با در نظر داشت اینکه یک طفل پنج ساله هم میداند که تور پنجاب به قول صدراعظم هند « مرکز ثقل تروریزم» است و پناهگاه ها ، مراکز و کمپ های گروه های تروریستی و رهبران شان از جمله القاعده در آن کشور تروریستی و مصنوعی قرار دارد این اظهارات این قومندان امریکایی را مردم ما باید به حیث توهین به هزاران هزار شهید ، زن ، طفل و فامیل های باید بدانیم که زیر نام این بازی کثیف امریکا یعنی « جنگ بر علیه تروریزم» جان هایشان را ، خانه و کاشانه ، اقارب و داشته و نداشته شانرا از دست داده اند.



اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 03.10.2013

جناب محترم عباسی صاحب !

کاش مسلۀ مربوط به سند تولد اوباما را مثال نمی آوردید. زیرا این مسله از همه بیشتر بوسیله اشخاصی مطرح و به حیث یک وسیله از آن کار گرفته شد که در سیاست و منطق نمیتوانستند با رئیس جمهور اوباما رقابت کنند.

افرادی چون پالین ، بچمن ، ترومپ که در همان امریکا به نام اشخاص نادان و احمق فکاهی روز اند یا کسانی که قانون بیمه صحی امریکا را که برای میلیون ها انسان بیچاره تضمین صحی فراهم میکند رد میکنند. در کنار اینها عیسویان افراطی ، نژادپرستان و گروه های چون تی پارتی ( جنبش اعتراضی چای) که فیصدی اندکی آرأ را هم نتوانستند در انتخابات از آن خود کنند و با دامن زدن به سند تولد ، مذهب و رنگ پوست اوباما خواستند به مقامی برسند.


از همینرو است که بنده حقیر با در نظرداشت اوضاع کنونی کشور که گروه های افراطی، نوکران بیگانه و جهادی های خون آشام که از یکسو داد از همنوع بودن و مسلمان بودن میزنند ولی از همه بیشتر به تضاد ها و مشکلات قومی و لسانی در کشور دامن زده اند خواهش کردم که به جای قوم و سمت عبدالله عبدالله به کار کرد های او به اینکه در کنار دو قصاب دیگر ( محمد خان و ملا محقق) در ویرانی کابل و قتل عام افشار، در نابودی داشته و نداشته مردم و وطن ما چه نقش داشت توجه کنیم.

وسلام


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 02.10.2013

آقای محترم بابر !

شاید بسیار موضوعات نزد شما فرق نداشته مهم نباشد ولی از جنبه های قانونی و حقوقی بسیار فرق می کند، بخاطر خواهید داشت که سند رسمی تولدی Birth Certificate اوباما چه سر و صدایی را در امریکا ایجاد نمود تا که حقیقت آشکار شد. در بسی اوراق رسمی امریکا موضوع نژاد و اصلیت ذکر شده، سفید، سیاه، آسیایی و یا هسپانوی الاصل( لاتین). اگر سیاهی بنویسد سفید است این یک تقلب شمرده شده بحیث جرم Felony تصنیف گردیده قابل مجازات شمرده می شود.
اگر فورمۀ مخصوص انتخابات ریاست جمهوری ستونی برای قومیت داشته باشد ارائۀ معلومات غلط تقلب شمرده شده جرم است. سلیقه ها شخصی نباید جاگزین اصول قانونی گردد. اگر سؤال ملیت باشد بلی همه پشتون، تاجک بلوچ، هزاره ازبک، ترکمن، ایماق، نورستانی افغان اند.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 02.10.2013

یک تبصره کوچک و یک تصحیح در مورد دو نوشتۀ شاغلی محترم استاد هاشمیان:

1: کاش به جای قومیت ، سمت و اینکه پدر واقعی داکتر عبدالله کی است بر اعمال ، کارروایی ها و جنایاتی که او در چوکات شورای نظار مرتکب شده است تاکید صورت گیرد. همانطوریکه خود محترم هاشمیان می فرمایند که همۀ ما افغان هستیم و هر افغان حق دارد و میتواند خود را به مقام ریاست جمهوری کاندید کند و هیچ فرقی بین اقوام با هم برابر و برادر افغان وجود ندارد.

اگر عبدالله یا هر شخص دیگر خود را پشتون، بلوچ، ترکمن، هزاره، پامیری و یا پشه ای معرفی کند برای من هیچ فرق ندارد حتی اگر به خاطر کسب محبوبیت در بین مردم هم باشد.

و بلاخره در فورمولی که جناب ایشان در این پورتال معرفی کرده اند به جای «چهار سال حکومت در کابل» باید پنج سال حکومت در کابل نوشته شود چون مطابق صلاحیت های مندرج در قانون اساسی برای رئیس جمهور یک افغان میتوند خود را برای پنج سال و فقط دو دوره به مقام ریاست چمهوری کاندید کند.


2:اگر اشتباه نکنم لقب قهرمان ملی به جنایتکار ملی مسعودوف هر چند در لویه جرگه قانون اساسی داده شده است ولی در قانون اساسی درج نیست. یگانه لقبی که در قانون اساسی درج است همانا لقب بابای ملت به مرحوم اعلیحضرت محمد ظاهر شاه است که گفته شده « مادام الحیات برای شان محفوظ میباشد» که متأسفانه باعث شده یکعده بگویند که با وفات ایشان دیگر این لقب برای آن شاه بزرگ نباید به کار برده شود.


اسم: مسعود    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 01.10.2013

با تقدیم احترام به تمام ملت رنجدیدۀ افغانستان!
قبل از همه باید عرض شود که نباید در هر سلیقه و نوشته و خواست خویش، حضور مردم رنج دیده افغانستانرا نادیده گرفت.
اینکه شعر جناب لودین دور از وضع حضور مردم جاری میشود و شخصی را که در جاسوسی و وطنفروشی دست طولی دارد بخاطر بند نه انداختن شعر شان دشمن مردم را ارج میگزارند، دور از انصاف است.
جناب رهین که ادعای اختلاس کرده را خصلتا ً با اختلاس تازه رد میکنند جای تعجب دارد. توجه فرمائید که رسانه درجه اول کشور(تلویزیون ملی افغانستان ) که حیثیت وقار جامعه ومردم را ممثل باید باشد وبه تمام باشندگان یک کشور مربوط است، نباید دررفع جنایات شخصی کسی مورد استفاده قرار گیرد. بدبختانه جناب رهین این رسانه را شخصی دانسته با سؤ استفاده ازین ارزش والای مردم به نفع شخصی شان طولانی در خدمت میگیرند تا اختلاس شانرا مستور کرده باشند. این یک اختلاس آشکار و سؤ استفادۀ نابکارو زیر پاگذاشتن حق مردم، آشکار است. در تمام جهان دیده نشده که رسانه اول کشور به دفاع یک شخص طولانی در خدمت شخص باشد که مسؤلیت آنرا به عهده دارد. کلمه اختلاس در معنی کلی اش « ربودن و دزدیدن» از حق عامه است اینکه جناب ایشان بخش طولانی تلویزیون را به نفع شخصی شان دزدی میکنند و در اختیار قرار میدهند، خود اختلاس آشکار است.
این یک سؤ استفاده از حق عامه است. ضرب المثل عام است که تا نباشد چیزکی مردم نگوید چیز ها وقتی رهین میخواهند آلودگی هایش را پاک جلوه دهد، نباید حق عامه را در خدمت خود قراردهد و از آن سؤ استفاده کند.
همانطوریکه در تبصره های پاک نشان دادن شان، از طریق تلویزیون ملی که آنرا تلویزیون شخصی ساخته اند گفتند که این اخبار از جانب ارگ ریاست جمهوری ساخته شده است. این گفته نشان میدهد که پشتیبانان خارجی رهین به چه پیمانه ازوی حمایت و پشتیبانی میکنند که ارگ نشینان ریاست جمهوری (مقام اول کشور) در برابر او عاجز اند.
اگرارگ نشینان این خبر را بزرگواری کرده برای رفع مسؤلیت شان آفتابی ساخته اند. کاریست بسیار عالی که ازاز آنها سرزده است وسلام


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا، امریکا     تاریخ: 30.09.2013

برادرم دیپلوم انجنیر قیس کبیر!
شاید از نشر انتقادات شما در مورد دوست بسیار عزیزم، مرد شایسته و روشنفکر افغان، داکتر عزیزالله لودین ساعتی نگذشته باشد که شما توسط سکایپ با من تماس گرفته و در مورد نوشتۀ تان صحبت کردیم. بشما گفتم که دیشب بعد از نشر مصاحبۀ داکتر لودین چند نفر از دوستان و آشناها که از دوستی داکتر و من اطلاع دارند با من تلفونی تماس گرفتند و از بعضی نکات از گفتار داکتر لودین دربارۀ سید مخدوم رهین انتقاد نموده و در مورد معلومات خواستند. برای همه محترمان گفتم که من از مصاحبه اطلاع ندارم، زیرا دسترسی به چاینلهای تلویزیون افغانی ندارم. وعده سپردم که با داکتر لودین تماس میگیرم و گلایه شمارا بسمع وی میرسانم.
برادر محترم قیس جان! مختصر کلام با داکتر لودین تلفونی تماس گرفتم و موضوع را با وی مطرح نمودم.
خوشبختانه نوشتۀ دوست دانشمندم جناب داکتر سیدعبدالله کاظم که با داکتر لودین از چندین دهه سر دوستی دارد و در راه مبارزات شان زجر کمونیستهای لعنتی را در یک اطاق تنگ و تاریک پلچرخی باافتخار بی نهایت بزرگ برای و بنام قشر روشنفکر افغانستان گذشتانده است، بازگوی صحبتهای من با داکتر لودین را منعکس می بینم.
نوشتۀ دوست عزیز دیگرم جناب عباسی بیشتر بالای این مسئله روشنی انداخته و هرگونه شک و تردید را از بین برده است که هر جملۀ شانرا تأئید میکنم. و نوشتۀ امروز صبح جناب امان الله عمرکه متأسفانه افتخار آشنائی شان را ندارم، مختصر و با محتوی موضوع را تذکر داده است.
قیس جان عزیز! این قلم از سال 1981 م با داکتر لودین رشتۀ دوستی را سر کرده ام و منحیث یک افغان تعلیم یافته و اگر اجازه باشد گفته میتوانم روشنفکر بدوستی و پاکی و اخلاق نیک لودین خودرا خوشبخت میشمارم.
بیآئید باهم بشمریم که در افغانستان چندنفر مانند لودین داریم؟ من که حق رأی ندارم و اگر داشته باشم یک رأی دارم و انرا یقیناَ به داکتر لودین خواهم داد.
برادر نگذارید که ریشۀ ضعیف یک آینده، اگرآیندۀ وجود داشته باشد، افغانستان بنابر یک اشتباه در گفتار از همرزمی منبعث به خرابی روابط یک قشر پاک افغانستان گردد.
به لودین گفتم که اظهاراتش در مورد رهین باعث گلایه دوستان گردیده و من هم در آن زمره هستم بجوابم گفت: شعرم آمد دیگر بندش نماندم. مختصر بجوابش گفتم لطفاَ در اینده چنین شعری نه سرای! با عرض حرمت


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 30.09.2013

محترم قیس کبیر
یک دوست نزدیکم از کابل در مورد محترم داکتر عزیزالله لودین برایم ګفت که نامبرده همرا محترم مسکینیار در کابل همرای روشنفکران پوهنتون، استادان و علما و یک عده مردم در مورد اینکه می خواهد خود را برای چوکی ریاست جمهوری کاندید نماید مشوره نموده اند، و دوستم برایم ګفت که داکتر عزیزاله لودین یک شخص پاک و دوست داشتنی است.
اینکه چرا در مورد رهین چنین و چنان اظهار داشته، ممکن اصل موضوع چنان نباشد،و یا تحت شرایط کنونی که داکتر صاحب لودین در مشوره است تا اګر بتواند خود را کاندید ریاست جمهوری نماید.
ما نباید به عجله قضاوت کنیم.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 29.09.2013

دوست عزیزم آقای قیس کبیر!

بعضی مصروفیت ها مجال تبصرۀ زودتر را روی نوشتۀ شما در مورد محترم داکتر عزیزالله لودین برایم نداد، خوشبخانه بیشترین گفتنی هایم به وجه بهتر توسط جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم اظهار گردید.
داکتر لودین سوابق نهایت پاک توآم با صداقت، مناعت، عزت نفس، صراحت لهجه و شهامت داشته که حالا با کمال افتخار در برابر ملت افغانستان می ایستد و حساب میدهد.
برای مدت یک سال داکتر لودین درین وظیفه نبود نه تنها دوسیه آی ترتیب نگردید بلکه سوء استفاده هایی هم صورت گرفت. اما لودین در چوکات صلاحیت های قانونی خدمات بسیار ارزشمندی انجام داده است. آیا کسی جرأت داشت که دوسیۀ علیه مقتدر ترین جنگ سالار و وزیر بر حال یعنی امیر اسمعیل خان ترتیب و آنرا در رسانه ها به نشر بسپارد و یا دوسیه بروی اسناد برای وزیر مالیۀ بر حال ترتیب و بی هراس آنرا به اطلاع عامه برساند. اینکه دوسیه ها به علت فقدان اسناد و مدارک قوی از طرف څارنوالی حفظ گردید، دیگر تقصیر لودین نیست، صلاحیت های ادارۀ مبارزه با فساد اداری نظر به قانون ( که مرعی الاجرا نیست) تعیین گردیده و حق مداخله را در امور څارنوالی و قضاء ندارد.
داکترلودین بارها در مجالس بزرگ بحضور رئیس جمهور و اعضای دولت به صراحت گفته که در امر مبارزه با فساد ارادۀ قوی و لازم سیاسی، همکاری بین ارگان های دولت وجود ندارد.
اما موجودیت شخصی چون داکتر عزیزالله لودین درین موقف عامل مطلع شدن ما و شما با این نوع فساد های زور آوران گردید.
داکتر لودین از څارنوالی رسماً خواست که اسنادی که ضعیف پناشته شده برای غور مجدد و تکمیل دوباره به اداره اش فرستاده شود ولی څارنوالی به تقاضایش ولو که رسمی بوده وقعی قائل نشد و دوسیه ها را مسترد نکرد.

آقای قیس کبیر! اگر شما بجای داکتر لودین می بودید چه می کردید؟ بعضی اوقات موجودیت اشخاص پاک در ادارۀ ناپاک خوبی هایی دارد که در کنار رفتن و استعفی میسر نیست.
در مورد رهین با معلومات ارائه شده از طرف داکترلودین ولو که متعلق بهر که باشد بروی اسناد مؤافقم اما در مورد تعریف و توصیف رهین نظر شخصی داکتر لودین بوده به آن جداٌ مخالفم. این عضو قدیمۀ پرچم که در ایام تحصیل در ایران هنگام پخش اوراق تبلیغاتی حزب تودۀ ایران در زمان شاه دستگیر و توقیف گردیده بود فعلاً در فروش ارزش های فرهنگی افغانستان سهم مستقیم دارد و زمینۀ تجاوزات فرهنگی ایران را وسیله گردیده وفاداری سوگند خورده اش را به آنکشور نگه میدارد.


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 29.09.2013

محترم جناب آقای کبیر سلام
در مورد قضاوت شما دربارۀ جناب داکتر عزیز الله لودین میخواهم چند نکته را خدمت به عرض برسانم:
1 ـ من با داکترصاحب لودین از 50 سال بدینسو شناخت و دوستی بسیار نزدیک دارم. او یک انسان پاک، صادق، وطندوست، فداکار و دانشمند با دیانت است. کاش مثل او چند شخصیت پاک دیگر در حکومت می داشتیم.
2 ـ اینکه دوسیه های ترتیب داده شدۀ او ارزش پرکاهی را ندارد، نظر شما است ولی اگر همین دوسیه ها مطرح و مورد تحقیق قرار نمی گرفت، من و شما چطور از آن اگاهی پیدا میکردیم؟ این آگاهی و آشکار شدن موضوع و افشای آن نتیجۀ کارکرد و جرأت داکتر لودین است. اینکه کار چرا به تعقیب عدلی نرسیده، باید از جناب رئیس جمهور و لوی سارنوال آن پرسید، زیرا با تدقیق همین نوع قضایا و ارسال آن به مراجع مربوط کار ادارۀ مبارزه با فساد برطبق قانون پایان می یابد. اگر جناب شماو یا من هم بجای داکتر لودین می بودیم، در شرایط موجوداز این بیشتر کاری راانجام داده نمی توانستیم.
2 ـ اینکه داکتر لودین اهلیت «بیشتر ازیک مدیریت اوراق را ندارد»، گمان میکنم که این قضاوت شما سخت زیر تأثیر احساسات شما صورت گرفته است.
3 ـ آنچه در مورد داکتر رهین نوشته اید، کاملاً بجا و من موصوف را نیز ازمدتها بدینسو می شناسم و باچهرۀ صد گونۀ او شاید هم بیشتر از شما آشنا باشم و کارنامه های او نزد همه آشکار است.
4 ـ آنچه را شما از قول داکتر لودین در مورد داکتر رهین اقتباس کرده اید، متنی است که که به احتمال قوی توسط خبرنگار ترتیب شده است. تاجائیکه من مصاحبۀ داکتر لودین را شنیدم، او به سه نکته اشاره کرد: یکی مبلغ مورد بحث اختلاس نه یک ملیون دالر، بلکه برطبق اسناد بانک 229 هزار دالر بوده و از طریق بانک انتقال یافته است؛ دیگر صورت مصرف مبلغ مذکور مورد تدقیق هیئت موظف قرار دارد و باید منتظر نتیجۀ آن بود؛ در مورد شخصیت داکتر رهین گفته است که او را از زمان جهاد می شناسد، شخص پاک است و اکنون در یک اپارتمان دو اتاقه زندگی میکند و خانمش نیز سخت مریض است و اینکه رهین را یک شخصیت ملی نامیده است، من مثل شما با این نظر لودین موافق نیستم.
5 ـ کاش کسانیکه امروز خود را برای ریاست جمهوری کاندید میکنند، شمه ای از اوصاف ، دانش و شهامت داکتر لودین را داشته باشند. اینکه داکتر لودین پول و زور و سلاح و حامیان قومگرا ندارد، یک حقیقت مسلم است.
امید است این تبصره را دال بردوستی شخصی من با داکتر لودین ندانید، بلکه تا جائیکه شما از این کمینه شناخت دارید، با عقل قاصر خود برای دفاع از واقعیت هیچگاه کوتاهی نخواهم کرد. با عرض حرمت، این بود برداشت من


اسم: ق کبیر   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 28.09.2013


عزیز الله لودین رئیس مبارزه با فساد اداری زمانی اسمعیل خان وزیر آب و برق کنونی را به جرم غصب میلیون ها دالر جایداد مرحوم زابلی در هرات متهم کرد و قرار گفتۀ خودش دوسیۀ اسمعیل خان را به ستره محکمه فرستاده است، اما تا امروز هیچ کاری صورت نگرفت و هیچ قدرتی پیدا نشد که اسمعیل خان را حتی یکبار هم مورد سؤال و جواب قرار دهد.

جناب لودین همیشه داد از ترتیب نمودن دوسیه ها و سپردن به ستره محکمه می زند. کار و وظیفۀ ایمانی و وجدانی و میهنی لودین در همین جا خاتمه می یابد. دوسیه های ترتیب داده شده توسط لودین در واقعیت ارزش پرکاهی را هم ندارد. آقای لودین صرف به همان معاش دالری خوش است.

در این اواخر سر و صدای فساد اداری و اختلاس های بزرگ توسط سید مخدوم رهین بسیار داغ شده است و عاقبت رهین همه را رد نموده و تبلیغات مخالفین خواند و امروز دیده می شود که عزیز الله لودین نیز در صدد دفاع از مخدوم رهین برآمده و میگوید :

(دى د اطلاعاتو او فرهنګ وزير ته د صادق او هيواد پال شخص په توګه خطاب کوي او له ډله ييزو رسنيو څخه غواړي چې د ملي شخصيتونو له ترور څخه ډډه وکړي او د ډاکتر رهين په شان د صادقو او زړه سواندو اشخاصو تر څنګ و دريږي او د هغوى ملاتړ وکړي.)

سید مخدوم رهین یک گماشتۀ شناخته شدۀ دولت ایران است و زمانیکه در امریکا بود و باش داشت در همکاری بسیار نزدیک با اخبار (نا امید) به مدیریت قوی کوشان قلم می زد و ظاهر شاه و خانوادۀ شاهی را بد و بیراه می گفت و دشنام میداد و بعد که یک چپه گرمک شد، در خدمت کمیتۀ روم و ظاهر شاه قرار گرفت و به همان اساس به حکومت موجوده جذب شد.

در اولین دور وزارت خود آنقدر ایرانی بازی کرد که از طرف وکلای پارلمان بی صلاحیت تشخیص داده شده و سلب اعتماد گردید و به سفارت افغانستان در دهلی فرستاده شد.

در این بار دوم هم که نظر به معامله گری های ارگ بار دگر به وزارت اطلاعات و فرهنگ نصب گردید. جناب لودین که عمر ریاست مبارزه با فساد اداری خود را ختم شده می داند، در صدد دست و پا کردن چند متحد سیاسی است که اقلاً توانسته باشد در دورۀ بعدی یک چوکی کگ ریاست در یک گوشه و کنار برای خود دست و پا کند.
او خوب می داند که در هیچ صورت چانس و اهلیت بیشتر از یک مدیریت اوراق را ندارد، از این رو او در کلاه مخدوم رهین پر می زند و او را یک شخص صادق، وطن دوست و در جملۀ شخصیت های ملی کشور قلمداد می کند.

پیشنهاد کسانی که وی را به حیث کاندید ریاست جمهوری تشویق می نمایند واقعأ تعجب آور است.


اسم: عبداسلجلیل جمیلی    محل سکونت: ۲۷ سپتمبر ۲۰۱۳    تاریخ: 28.09.2013

هموطن ارجمند و گرامی ام آقآی دوست محمد ! با رسانیدن سلامم بشما از تبصرهٔ شما ممنونم وطرز قضاوت تانرا هم به دیده می پذیرم.ولی و اما کا ش درین روزگار پر تلا طم وطن و زندگی سر سام آور مردم بیچارهٔ ما؛ بعضیها تنور را داغ دیده؛ نان خودرا نپزندو یا عقده های قرابتی خودرا باز نکنند و یا متهم و مدافع راعوضی نگرفته؛ عادله و باانصاف قضاوت کرده و با تشخیص خوب از بد - بد را خوبترین گفته به کرسی ننشانند !
امروز که بدبختانه ، ما حواس بجا و گوش رسا نداریم - هرنغمهٔ را دل نشین شمرده با آن بوجد میا ئیم و به آن شاخ و برگها هم میدهیم. و وا حسرتا که با حوالهٔ تیشه به بنیاد افتخارات شخصیتهای تاریخی و تاریخ ساز خود! خود میخواهیم آنراخراب کنیم .

برادر جوانمردم ! همیشه موفق و مسعود باشید
اگر شما داستان را از آغاز دنبال کرده باشید به یقین و به خوبی درک میکنید که تقدیم آخرین اکلیل گلم بر مزار آن راد مرد شهید وطن! مفهوم ختم کلامم را با جنابانی دارد که شاید و ممکن ؟!؟! ورنه تا حیات دارم از تقدیم سلام و تحیات بر روح پاکش و تقدیم گلهای چون خون پاک افغانیتش بر مزار مبارکش هیچ وقت دریغ نمیکنم. دوستدار شما جوان منور و بادرک افغانستان عزیز و همقطاران پاک طینت تان ! عبدالجلیل جمیلی


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 26.09.2013

جناب محترم جمیلی صاحب ! السلام علیکم
تبصرهء تان در مورد موسس نخستین جمهوریت افغانستان و نخستین شهید مقاومت و جهاد افغانستان ، بسیار دلسوزانه و رقت انگیز بود؛ تنها عنوان آن مناسب نبود. بایست آن را تازه ترین اکلیل گل می خواندید، مثل اینکه از شاعری بپرسند که آخرین سروده ات را بخوان و یا نویسنده ای را بگویند که آخرین کتاب یا مقاله ات کدام است؟ حتما پاسخ روشن این خواهد بود که من تا کنون آخرین شعر خود را نسروده ام و نه هم آخرین مقاله خویش را نوشته ام؛ بلکه این تازه ترین شعرم است و این هم جدیدترین مقالهء من و آرزومندم که آن اکیل گل، از طرف شما تازه ترین اکلیل گل ، باشد و بار بار که به زیارت آرامگاه آن زعیم مقاوتگر می روید، گل های تازه نثارش کنید. روان پاک همه شهیدان خاک پاک افغانستان ما شاد باد.


اسم: داکترخلیل الله قدیری   محل سکونت: بن، آلمان    تاریخ: 25.09.2013

مضمون جناب هاشم انوری: افشای لست پنجهزار شهید گلگون کفن درزمان چپیها:
بر علاوۀ صدمات بیشمار جانی و مالی و ویرانیها توسط بالخصوص سران حزب کمونست با شاخۀ های خلقی و پرچمی اش، از اپریل 1978 به اینسو خسارات بیشمار دیگر نیز به افغانستان فعلی و آینده توسط آن گروهِ بیخرد رسیده اولین و مخربترینِ خسارات آنها به قدرت رسیدن اشخاص بعد از آنها بود واست که خودرا عقب نام مقدس مجاهدین پنهان کرده اند و کشتند، ویران کردند،آواره ساختند، دزدیدند و هزاران جنایات ایگر را مرتکب شدند. وقتیک فشارحس میکنند هنوز هم میگویند به کوه بالا میشوند. ایکاش به کوه بالا شوند و مردم ما را آرام بگزارند!!!
با احترام به شما و افغان جرمن آنلاین


اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: کابل    تاریخ: 24.09.2013

اقای هاشم انوری،
جنایت جنایت است صرفنظر از ینکه مرتکبین انها کیها اند. جرم یک جنایتکار نبایست سبب توجیه جرم مرتکبه توسط دیگری شود. این لیت چند ماه بعد از قتل تره کی توسط امین نشر شد. اما پنهان نگهداشتن ان تاحال سوال بر انگیز است. اما این افراد کشته شده اند، زنان این شهیدان بیوه اولاد شان یتیم شدند و یا والدین جوانان بقتل رسیده بدست جانیان بسوگ نشستند.

بعضی میتود های استدلال جز توجیه جنایت چیزی دیگری تعبیر شده نمیتواند. چپی ها برای کم اهمیت نشان دادن جرایم خود تنظیم های پیشوری یا تهرانی را سرزنش میکند و برعکس تنظیمی ها اذعان میدارند که کمونست ها چه ها بود که نکردند. هر دو مرتکب جنایت علیه بشریت شده اند و هردو باساس کنوانسیون جرایم علیه بشریت قابل محاکمه اند. و دعوی علیه شان در هر کشور جهان دایر شده میتواند و کشوریکه مجرم جرم علیه بشریت در ان زندگی میکند مکلف به سپردن ان به کشوریکه در ان علیه وی دعوی دایر شده میباشد.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 24.09.2013

بیایید در هشتم میزان شهدای واقعی ملت را ارج گذاشته و یاد کنیم

بعد از نشر لیست قربانیان سالهای ۵۷ و ۵۸ رئیس جمهور کشور شاغلی کرزی حکم صادر کرده است تا «به تاریخ ۸ میزان سال روان مراسم فاتحه‌خوانی به‌خاطر دعا به روان پاک این شهدا و سایر شهدای شناخته شده و گمنام کشور، در سرتاسر افغانستان برگزار گردیده، بیرق کشور به رسم عزا برای دور روز به حالت نیمه برافراشته در آورده شود.».

من در حالیکه این فیصله و اقدام رئیس جمهور را به جاه ، مناسب و قابل قدر میدانم به حیث یک تبعۀ افغان از تمام هموطنان میخواهم تا در سراسر کشور در روز هشتم میزان به روان پاک تمام شهدای بیگناۀ سه دهه اخیر بدون در نظرداشت اینکه بوسیله کدام گروپ ، کدام حزب، کدام باند یا کدام تنظیم به شهادت رسیده اند دعا کرده یاد شانرا گرامی بدارند و به بازماندگان شهدا و آنانی که از شکنجه ها ، محابس، سیاه چالها ، تجاوزات ، راکت پراگنی ها و بمباران وحشیانه جان به سلامت برده اند صبر جمیل و شکیبایی آروز میکنم. همۀ ما باید به یاد داشته باشیم که عفو و بخشایش یعنی « محو کردن کینه » است و محو کردن کینه باعث میگردد که حتی در اوج توانایی از انتقام گیری دست برداریم زیرا آنانی که کینه را به دل راه نمیدهند و برای اهداف و آمیال بزرگتر چون حب وطن از انتقام گیری ابا میورزند در ردیف « بهترین بندگان خداوند» قرار میداشته باشند. برعکس آنانی که از اعمال زشت گذشتۀ شان معذرت نخواسته و ابراز پشیمانی ندارند « نوعی احساس ندامت درونی و احساس گناۀ دایمی باعث میشود خود را همیشه شکست خورده، تحقیر شده و منزوی از جامعه بدانند و مملو از خشم و غضب باشند».

امیدوارم هموطنان ما در داخل و خارج از کشور با مراسم وسیع فاتحه خوانی از شهدای بیگناۀ کشور گرامیداشت به عمل آورده به روح پاک شان دعا کنند.

طوریکه در پیام های قبلی خویش عرض کرده ام بندۀ حقیر با در نظر داشت اوضاع کشور و جنایات خونین و وسیع که در کشور ما طی سه دهۀ گذشته صورت گرفته است در حالیکه مانند اکثریت مردمان این مرزبوم خواهان « عدالت انتقالی» هستم ولی این عدالت نباید به معنی انتقام گیری های فردی و سراسری شده که ما را به جای اعمار مجدد کشور برای صد ها سال دیگر مشغول کینه ورزی ، انتقام جویی و دشمنی سازد.

در اخیر میخواهم قسمتی از نوشتۀ نهایت عالی محترمه میرمن حسینه شیرجان را که چند روز قبل مطالعه کردم به امید اینکه برای همه ما بخصوص مرتکبین جنایات سه یا چهار دهۀ اخیر درسی باشد نقل کنم:

« افغان‌هایی که جنایاتی را در ۴۰ سال گذشته مرتکب شده‌اند یا بخشی از گروه‌هایی بوده‌اند که در فعالیت‌های جنایتکارانه دخیل بوده‌اند، باید با روند‌های سازنده همکاری کنند و برای گشودن دروازه‌ها به نسل بعدی و یک افغانستان مرفه، قربانی بدهند. این هدیه‌ای است که آن‌ها می‌توانند به مردم خودشان و کشوری که بسیار دوست دارند، عطا کنند. آن‌ها باید از موقف‌های خود استعفا داده و موافقه کنند تا دیگر هرگز در روندهای سیاسی یا فعالیت‌های جنایتکارانه، دخیل نشوند و خود را در امور اجتماعی یا تجاری که برای هزاران افغان، ایجاد کار کند، دخیل بسازند. خلاقیت، جرات می‌خواهد و اینک زمان آن است که از خود بگذریم تا یک زندگی پرمعناتر و شادتر را تجربه کنیم و مثالی باشیم برای نسل‌های بعدی».



اسم: ص سعیدی   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 24.09.2013

سلام به شما دوستان محترم در سازمان فارو وخوانندهء عزیز

پیام کمیتهً حقوق بشر سازمان فارو با که دوستان نزدیک من نیزدین سازمان از جملهء فعالین اند با اشتیاق کامل خواندم و مانند همیش موضع استوار، قاطع و پیګیر این سازمان برای الهام بحش حق ګوی و حق پسندی وعدالت بوده. از به سرعت واشتیاق این پیام را خواندم علت آن بود که اګر به یک سطر برسم که این سازمان از جنایات بعدی تا امروز کدام تذکر ولو غیر مستقیم داده باشد. متأسفانه لو یک جمله هم درین راستا نیافتم ومتأثر شدم. با به کجا رسیدیم. دیګران، میکارند، درومیکنند، میپزند و در بیشقاب ما می اندازند و بدست ما میدهند و ما همان میخوریم و خوشیم.
جنایت جنایت است ودادن هویت سمتی، قومی، حزبی، سازمانی، این و آن به آن درست نیست. به جنایت و تخلف باید مانند جنایت و تخلف نګاه کرد و هر متخلف باید معنقدشود که روز حساب است. وبد را باید بد ګفت. درین نوشته وپیام یک کلمه هم درمورد جنایات بعدی تذکر به عمل نه آمده واین برای خود این سازمان ووزن خود این سازمان خوب نیست. شاید بګویند ارتباط نداشت و این و آن. اما یک جمله اقلاً جای داشت. باشه ما ناظریم که آخر چه میکنند. و کی به کجا تنزل میکند و به کدام مدارج عدالت و حق پروری خویش را میرساند. هرزمان اګر کاری و نظر خویش را تصحیح کنیم بهتر است تا هیچ تصحیح نه کنیم. تشکر


اسم: Sayedi   محل سکونت: uk    تاریخ: 24.09.2013

سلام به شما
از تهوع را به ح حلو (تحوع) نوشتم ممکن ناخود آگاه ممکن شفارش شخص به نام مستعار علی سینا برمن تأثر کرده باشد که با استعمال مشترک کلیمه حلوا و تحوع همان خیال شیرینی را درحلق خواننده ایجاد کنم. اما ایکاش چنین میشد. وضعیت جاری و عواقب آن سخت پریشان کننده است. همسایه های طماع، نوکران حلق به ګوش معاش خورداخلی و ګروه های متعصب ضد افغانی با عمال دشمن شکست خوردهء دیروز همه دست به دست هم داده و به فرصت های مناسب دقیقه شماری میکنند. عدهء در خواب رسیدن به قدرت و عدهء در خوب بقای قدرت به هر خس وخاشاک دست میاندازند و چهرهء واقعی مردم و افغانستان شدیداً تحت تاثیراین امیال و حرص شان مغشوش ومدفون است. ترش دارم که با عدم باخبری و عدم جلب توجه به این وضع فلاکتبار ګناه است. اګر بینی که نابینا و چاه است ګر خاموش بنشینی ګناه است. الساکت عن الحق شیطان اخرس - الحدیث (ساکت شونده از کفتن حق به مانند شیطان ګنګ است.)
ظالم و مظلوم هردو درآتش اند - ظالم بخاطرظلمش و مظلوم بخاطر عدم مقاومت درمقابل ظلم ظالم و همچنان مطابق حدیث دیګر: انصر اخاک ظالماً او مظلوماً - مساعدت کن برادرت را که ظالم باشد یا مظلوم. پرسیدن. ظالم را چطور؟ جواب فرمودند اینکه از ظلم دستش را بازداری. از دست ما چیزی دیګری پوره نیست همین که حقایق ومنطق سخن را باید عام کرد ومشکل را ګفت و راه حل را پیشنهاد کردو همینکه درهرکجای ولو ارګ باشی مزهء مرګ را چشیدنی اید و امثال آن با نشست ها ودید و باز دیدها و مصاحبه ها و .... تلاش داریم که در راه حل ممد واقع شویم. ما به این باوریم که حق و حقایق تلخ پذیرفتن عذاب و زجر تصحیح را کم و تأثیرات منفی ان کم خواهد وبود و است. به این فهم وین فکر باید ادای رسالت کرد و خوشا به حال کسانی که مشکل را با راه حل به هدف خیر و خدمت پیشکش میکنند و درین راستا از دسایس رویاروی و عقبی و برنامه های متعدد فتنه ګر طرف انتقاد که حتی از کابل پرس ها و.... نیز استفاده می برند - حراس نداشته و بدون هیچ طمع و توقع شخصی ادای رسالت میکنند.مسلماً خوانندهء امروز کدام شخص از پشت کوه نیست که به هر جفن قناعت کند و از خود عقل ومنطق و قضاوت دارد و خوب، منطق و درست را از جفن به خوبی تمیز میتواند. لذا با قبول مسوولیت و قبول مراعات اعتدال عادل باید ما نند ابریشم محکم و استوار و قوی و قاطع بود. همه رانمی توان از خود خوش ساخت. آنهایکه چنین تصور میکنند که همه باید راضی باشند خطا میکنند. لذا فرصت ها از دست رفتنی است و فرصتهای خوب از دست رفته ووقت برای ضایع کردن وجود ندارد و مردم وکشور ما مراحل سخت دشوار اما با ارادهء متین با امید را درپیش دارد و مردم بیدار شده اند و باید بیشتر بیدار ساخته شوند که دیګر فریب نخورند. این راه و این را باید پیګیری کرد. این است محرک کار و این است انګیزه که مارا به نوشتن وامیدار و تلاش مانند قطره درین راه که صدها قلم بدست افغانی برای آن تلاش دارند و از امتیازات ممکن ګذرکرده اند و ثابت قدم خواهند رفت. افتخار به کار و تنویر ګری شان این منفی بافی و ذهنیت بد ایجاد کردن نیست. بلکی ادای رسالت است. والسلام. سعیدی لندن ۲۴/۹/۲۰۱۳


اسم: Sayedi   محل سکونت: uk    تاریخ: 24.09.2013

سلام به خوانندهء محترم و معزز
سایت افغان جرمن آنلاین واقعاً مرجع و مظهر به نمایش کشیدن و پیکش کننده نظریات مختلف از جوانب مختلف رسالتمند با حوصله مندي ادای رسالت میکند وجداً قابل قدر است.
این نظر زمانی درمن قوت ګرفت که حتی نظر دیدګاه حاکمیت کابل را نیز در ین سایت یافتم. مثال مشخص و صریح آن نوشتهء جناب علی سینا (۲۴/۹/۲۰۱۳ )تحت عنوان (به مردم نباید ذهنیت منفی داد).
وضع نامناسب وغیر قابل قبول را با وجود فرصت های طلایی غیر قابل تکرار عصر حاکمیت با سیاسیت کدری غلط، سیاسیت اقتصادی غلط(بدون بوجود آوردن بستر ها لازم حقوقی بودن موجودیت توانایی های رقابت ازاد، روابط مافیایی حاکم به تمام ساحات اقتصادی سیاسی و ...) مفاهیم غلط از مصالحه و مفاحمه سیاسی، فریب در انتخابات و دهها تخلف دیګر که وقت زیاد مردم افغانستان و جامعه جهانی ضایع و تراژیدی ادامه دارد و جناب شان فرمایش دارندد که زهر پراکنی ومنفی بافی ما نه کنیم و ګوش به فرمان بی کفایتی باشیم. شرم آور وتحوع اور است.


اسم: ایوب سایبان    محل سکونت: از هیوارد کالیفورنیا    تاریخ: 23.09.2013

خدمت گردانندگان محترم سایت افغان جرمن آنلاین !
با تقدیم احترام وسلام عرض شود که :
ضرب المثل مشهور و معروف است که اگر در خانه کس است فقط یک حرف بس است . خوانندگان محترم دیدند و دانستند که کی از این سایت به نفع شخصی برای شهرت سؤ استفاده میکند.

وسلام


اسم: عبدالجلیل جمیلی   محل سکونت: کلیفورنیا - امریکا    تاریخ: 23.09.2013

با عرض احترام بهمه هموطنان ارجمندی که بموضوع سفرنا میمون ۱۹۷۷ شهید محمد داود خان بمسکو!
علاقه گرفته وابراز نظر فرموده اند: همچنان با ادای احترام به گردانندگان گرامی پورتال وزین افغان جرمن آنلاین که اگر بمفهوم ختم کلام و(نه ابرای ذ مه! ) این مطلب مختصرم را به نشر برسانند، بدین وسیله آن را بشما هموطنان گرانقدرم پیکش میکنم :

۱- با اعتراف به یک حقیقت مُسلمی که ِسناً درجملهٔ بزرگ سالان وطنم بشمار میایم، وجداناً بشما اطمینان مید هم که خود را جسماً کاهل و فکراً معلول و احساساً دور از وطن و وطن داران هردم شهیدم ندانسته و البته در فواصل ایام و سالیان متعدد جاری با وجود ضعف مالی، سری بوطنم زده و میزنم . لطفاً بحرفم باور کنید!

۲- بحیث برادر مسلمان هموطن تان! که با مشیت اللهی و تعین سر نوشت انسانی که به ید قدرت خالق ماست عاجزانه اعتراف میکنم که هرگز هیچ نوع جانبداری و تعصبات خویشاوندی! و شخصیت پرستی و مقام طلبیی نداشته و به لطف خداوند بزرگ، بزرگان مرحوم قبل از خود و اکنون فرزندان و نواسه ها و دوَر و بَرم را از آن منزه میدانم .

۳-در هیچ یک از ادوار زندگیم – چه مکتب و چه پوهنتون و چه ماموریت و حتی مهاجرت با پا و عصای احدی راه نرفته ام و اساساً از چشیدن تلخی های زندان دور نوکران روس در وطن خاطره گکی هم دارم !

۴- اگر داستان سفر شهید محمد داود خان بمسکو بمطبوعات ما کشانیده شده ؛ نه قلم زن نه خیالباف و نه منحرف کنندهٔ آن بوده ام و تبصره های مکلفیتی ام را همه با حضور خالق توانا و بر بنیاد معلومات ثابت چشم دیدم ! و با مسئوولیت وجدانی ام نوشته ام که بازهم تا جهان است مسئوولیت آنرا میپذیرم و چون مدت سه سال مسئوولیت مدیریت مامورین آن وزارت را داشتم، میدانم که کی کیست و سوابق علمی شان چه بوده ؟ و هم سه سال پیشتر از آغاز کار مرحوم صمد غوث، با شهادت و هم دورهٔ کاری ام که تا ئید جناب دکتور عبدالغفور روان فرهادی از سال ۱۹۵۴م را دارم بازهم از بحث بر آن میگذرم
۵- و اگر هموطنانم چند صفحهٔ نوشتهٔ ناچیزم را می پذیرند و یا تنقید و حتی تقبیح میکنند ! و یا آن را به کهولت سن و خستگی دماغی ام و بالنتیجه عصبانی شدن یا طول کلامم توجیه می فرمایند هیچ حق تکدر و تنقید و تبصرهٔ ( خاصتاً بعد ازین همه جر و بحث ها اضا فی ) را خودم بخود نمیدهم .
با عرض حرمت ج . جمیلی


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.09.2013

جناب محتر غوربندی از جرمنی!

شما حق دارید که از آزادی بیان، بخصوص که خود ترازوی توازن در دست دارید، استفاده نمائید. خوب شد، روشن شد که شما درین «پورتال» مقامی هستید، و من فرستندۀ مطالب خواندنی. بار دیگر برداشت نا درست را که گویا عبدالمنان کریم، در جواب خود به «شخصیت» آقای «قیس کبیر» «تعرض» کرده باشد. باز «نام او را بحیث مجرم» تکرار می کنید. هدف شما چیست؟ مقالات عبدالمنان کریم در تحت همین نام موجود است. امکان تعبیر اشتباه آمیز تانرا از نظر دور نداشته باشید. مقالات موجود است و در اختیار شماست. یقین داشته باشید که عبدالمنان کریم، هیچنوع علاقمندی خدمت و هم خاصیت و ضرورت «تعرض» بر کدام شص را ندارد. مقاله را می توانید دوباره بخوانید. اگر خود علاقمند به استخراج مفهوم دلخواه از آن باشید، در برابر چنین یک وضعیت ناتوان خواهم بود. فکر می کنم که کسانی هم موجود خواهند بود، که مقالات را بخوانند و معنی اصلی کلمات را در پیوند، بیابند، که شما و احتمالاً «آقای قیس کبیر» چه هدفی داشته بوده باشید.

با احترام

کریم


اسم: Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 23.09.2013

سلام به شما
مختصر:
محاکمهء اسدالله سروری فضیحت در تاریخ محاکمات بود. تیاتر بیش نبود و بی کفایتی محض مقامات عدلی وقضایی از ددها تخلف درین محاکمه یک تخلف اساس. سروری به اتهام مطالب محکوم شناخته شد که د اتهام اولی برایش ابلاغ نه شده بود. ګرفتن به یک اتهام و ابلاغ یک اتهام و محکوم کردن به اتهام دیګر از لحاظ حقوقی نادرست است. جریان محکمه با تیاتر میماند که از کار ګردان ګرفته تا بازی ګران همه ابتدایی و مسخره بود.

واما در بازی های استخباراتی، روابط این مراجع و علایق شان و درین مشکل را نمی ماند که به فرمایش که باید باشد. برداشت هردوی ما مشابه است اما منطق سخن نمی پذیرد که د ۱۳ سال ګپ چیزی نه شد وهمه متخلفین که نقل به استاد ماندن مشکل نبود و جنایت کار قهرمان شد اما اګر نقل نماند مورد سوال باقی ماند و در وقت مناسب به رویش کسې میکشد که خود از آن بدتر مرتکب شد. از هرلحاظ اخلاقی هردو مسول اند از لحاظ سیاسی و جنایی هردود مسول اند از لحاظ وجدانی مسوول اند. من و تو مسوولیم که ساکت ماندیم و بد را بد نه ګفتم و یا کف هم زدیم. این است اصل سخن. تراژیدیی ملت ادامه دارد.


اسم: غوربندی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 23.09.2013

ښاغلی محترم پیر محمد بابر!
به نظر بنده سایت افغان جرمن آنلاین به آزادی بیان پا بند است و این خود نمایانگر سینهٔ فراخ آن است.
شما که خود این سایت را مطالعه میکنید، اگر متوجه شده باشید، محترم قیس کبیر از طرف ښاغلی «عبدالمنان کریم» مورد اهانت قرار گرفت. وبه شخصیت شان تعرض شد، این سایت مقاله و نظریات ښاغلی محترم «عبدالمنان کریم» را بدون کم و کاست نشر کرد.
همچنان محترم نبیل عزیزی یکی از همکاران پُر کار این پورتال که خدمات ایشان مثل اظهرمن الشمس ازچشمان پوشیده نیست مورد انتقاد شخصی قرار گرفت و پورتال آنرا نشر کرد.
عزیزی صاحب و دیگر دوستان که حق جواب را داشتند به آن پرداختند. پورتال افغان جرمن آنلاین همه را آنلاین ساخت.
بنده غوربندی که عضو ناچیز این پورتال استم، نه با شما دشمنی دارم و نه اودرزاده گی، آنچه جناب شما خواندید نظر شخصی خودم بود. من مثل بعضی ها مجهول الهویت هم نیستم.
خواهش این بندهٔ قاصر، هیچ مدان از جناب شما این است که یک مقاله را عمومی انتقاد نکنید جا های مورد تبصره را یاداشت کنید با دلایل روشن آنرا نقد و برسی کنید. تا موضوع به همه خوانندگان روشن شود.
همچنان خواهشمند است تا ایمیل یا شمارهٔ تیلفون تان را برای پورتال ارسال کنید تا عندالموقع حل مشکل گردد.
با عرض احترام


اسم: عبدالحکیم سامع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.09.2013

بجواب یک «خوانندۀ شورشی» در عصر و زمان نو.

بتاریخ 19/09/2013 ، از جانب محترم «ایوب سایبان» از «هیوارد کالیفورنیاامریکه»، به این عنوان:« خدمت گردانندگان محترم سایت افغان جرمن آنلاین !»، مطلبی را مرور نمودم. درین متن در صف نویسندگان محترم دیگر نام «عبداحکیم سامع» (عبدالحکیم سامع) را هم یافتم. جناب ایشان بعد از ذکرچند نام می نویسد:«... با مطالب بسیار کم ارزش میخواهند برای اینکه نامشان بیشتر جلوه کند حق وناحق بقلم زنی می پردازند آرزومندم که این بی غم باشی ها وبی مسؤلیتی ها در سایت محترم شما، بلاخره بیک کشمکش تبدیل نشود که سبب از بین بردن این سایت گردد...». تا اکنون عدۀ ازهموطنان، جواب داده اند. چند روزی بعداز آن، منتظر قضاوت و عکس العمل «گردانندگان محترم پورتال افغان جرمن آنلاین» بودم. بدون نمایندگی از دیگر نویسندگان محترم، بعرض می رسانم که فقط بخاطر احترام عمیق به خوانندگان عزیز هموطن، به تهیۀ «مطالب» معلوماتی پرداخته م.

ازینکه تا اکنون، چه امتیازات و شهرت نصیب من شده باشد، نمی دانم. این کار راهم، بحساب «نویسندگی» آغاز ننموده ام. بعد ازین کلمات «خوانندۀ یاد شده»، یکبار دیگر، بر عناوین و فهرست مطالبی که تهیه شده است، مرور کردم. همه «مقالات» ازخلال اخبار ونشرات خارجی، عمدتاً در رابطه با «بحران» افغانستان، با یک شیوۀ متفاوت از بسیاری از دیگر نویسندگان محترم هموطن، بعضاً با «تصاویر» هم، به اجازۀ «پورتال» به چاپ رسیده است. در مدت قریب 15 ماه گذشته، بتعداد 72 مطلب، تهیه شده است. در بارۀ «کیفیت» خوب و خراب آن، حق قضاوت را به خوانندگان محترم می شناسم.

کاش ایشان اقلاً یک عنوان را یاد می نمودند، که در کجا، از دید ایشان، اشتباه و یا حرکت «حق و ناحق» در «قلم زنی» دیده شده است، تا می توانستم در آینده آنرا اصلاح کنم. درین عصر هیچ یکی از ما، از استعمال اتهامات و تخریب، مصوونیت نخواهد داشت. فقط بعضی قضاوتها، و حملات نا شایسته علیه «نویسندگان»، که در عین زمان برای «خوانندگان» هم می تواند مضر باشد، مربوط ساحۀ کنترول رهبری ادارۀ «پورتال» بوده می تواند.

با احترام

عبدالحکیم سامع


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 22.09.2013

نکات ذیل را احترامانه عرض میکنم:

1: در رابط با نوشتۀ ایوب سایبان اگر منظور جناب محترم شاغلی قدوسی را درست درک کرده باشم من هم تعجب میکنم که مسؤلین این سایت وزین چرا نوشته هائی اشخاصی را که به گمان اغلب زیر نامهای مختلف ظاهر شده و به جای بحث در مورد مطالب نشر شده و اوضاع کشور به نام علی و امین و کوهستانی و غوربندی ...یکبار به جان محترم دوکتور یوسفی میچسپند و یکبار به جان من میچسپند و گاهی هم به جان این و آن هموطن دیگر که اوضاع کشور را از دید و مطابق توانایی شان بررسی میکنند ؟

طوریکه قبلا ذکر کردم یا اینها اشخاصی اند که با یوسفی صاحب یا جناب قدوسی صاحب خصومت شخصی دارند یا وکلای مدافع دشمنان کشور اند و یا هم دلیل دیگر که در هر صورت قابل قبول نیست زیرا با این کار توجه از موضوعات مهم منحرف میشود.

2: نوشتۀ کوتاهی جناب محترم شاغلی سعیدی را در مورد لیست «قربانیان زمان امین ترکی» خواندم و تعجب کردم که لیست را څارنوالی کشور شاهی هالند به نشر رسانده ولی مقصر در همین مسله هم کرزی دانسته میشود.

اول خدمت ایشان احترامانه عرض میکنم که اسدالله سروی که اکنون به حیث یگانه محبوس از جمله رهبران دوران حاکمیت حزب دیموکراتیک خلق در پلچرخی کابل به سر میبرد رئیس ادارۀ اگسا بود نه خاد. زیرا بعد از اگسا آن اداره به کام و بعد از تجاوز روسها به خاد تغییر نام کرد. اسدالله سروری که هنوز رئیس برحال اگسا بود بوسیله مامورین کا جی بی نسبت اینکه امین میخواست او را مانند تره کی به دیار عدم بفرستد در داخل صندوق های سلاح همراه با گلابزوی و شیرجان مزدوریار مخفیانه به مسکو انتقال داده شد. بعد از برگشت به کابل او رئیس اگسا نه بلکه معاون وطنفروش کبیر کارملوف گردید.

دوم اینکه من هم در موردمقصداصلی و زمان نشر این لیست شک دارم و تعجب میکنم و بازی های استخباراتی را در عقب آن میبینم ولی نمیدانم که کرزی از این بازی و آنهم نشر لیست قربانیان زمان تره کی -امین چه سود خواهد برد ؟

آیا کدام خلقی امکان برد یا موفقیت در مقابل کدام کاندید مورد علاقه کرزی را دارد ؟ اگر چنین است لطف کرده بگویید که کیست در غیر آن چرا ما بدون دلیل انگش اتهام را همیش متوجه کرزی میسازیم ؟

برای معلومات شما باید عرض کنم که در انتخابات قبلی یکی از کادر های سابق حزب دیموکراتیک خلق به نام حبیب منگل خود را کاندید ریاست جمهوری کرده بود که حتی صفر اعشاریه یک فیصد آرأ را هم کمایی نکرد. هرچند در ختم انتخابات نسبت اختلافات بزرگ که بین گروه های مختلف جدا شده از پیکر آن حزب موجود است گفته میشد که یکی از علل این فیصدی ناچیز آن بود که جناب منگل یک جوان شناخته ناشده بنام محمد داوود راوش را که هم از لحاظ دانش و هم مسایل اخلاقی نهایت ضعییف میباشد به حیث معاون اول خود انتخاب کرده بود. ولی به هر دلیل که بود کرزی و تیم او خوب میدانند که در شرایط کنونی بدون نشر لیست قربانیان هم، اعضای حزب حاکم گذشته هیچ چانس موفقیت در مقابل کاندیدان مورد علاقۀ آنها را ندارند. یکی از علل هم همان مسله اختلافات نهایت شدید بین فراکسیون های جدا شده از بدنۀ حزب دیموکراتیک خلق است.

وسلام


اسم: ص سعیدی   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 22.09.2013

انا لله وانا الیه راجعون:
اعلام لست قربانیان زمان امین ترکی:
جنایت جنایت است و من به ګذشت به معنای فراموش کردن موافق نیستم و آنرا توهین به خون شهدا میدانم. اما این لست ها یګانه لستهای نیست و این قربانیان یګانه قربانی جنایات بشری در افغانستان نیستند. یک دومثال در دشت لیلی زنده به ګور کردن و تیرباران کردن طالبان اسیر جنایت است که صدمرتبه شنیع تر از آن جنایات. ویرانی کابل در جنګ های سالهای نود جنایات نه بخشودنی. این حاکمیت نه توانست رییس خاد واګساء (اسدالله سروری)را محاکمه کند. بمباردمان های روسها و امروزی.
لذا این بازی بازی استخباراتی وسیاسی حاکمیت جناب کرزی است و عدهء درخدمت قرار میګیرند. دقیقاً پلان شده وزمینه سازدستګیری کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری آینده به فرمان حاکمیت ګوش نه کنند. به مجردوارد شدن به کابل درصورتیکه دولت حامد کرزی و برنامه های آن احساس خطر کنند دستګیر و باز هم از احساسات نیک مردم مافیای قدرت سوء استفاده خواهد کرد. بازی سیاسی است ونباید ساده شد. درین مورد نوشتهء مفصل داشتم میدانم سبب آشفتګی عدهء خواهد شد اما نمی دانم حین مراجعه دوباره به آن یکی از صفحه کمپیوترم مفقود شد باز نخواستم دوباره آنرا بنویسم.


اسم: عبدالرشید قدوسی    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 21.09.2013

بجواب محترم « ایوب سایبان» از «هیوارد کالیفورنیا امریکه »!

میدیای جدید و امکان «تفتیش عقاید»!

اخیراً یکی از «خوانند گان» محترم بنام:« ایوب سایبان» از «هیوارد کالیفورنیا امریکه »، با ذکر نام بنده در صف نویسندگان محترم افغان، مدعی شده است، که گویا در ساحۀ نفوذ «صلاحیت های ایشان»، تلاش کسب «شهرت» و «منفعت» ازینطریق کرده باشم. وقتی خواستم تعداد نوشته هایم را که اگر در «پورتال» افغان جرمن آنلاین نشر شده باشد، دوباره بیابم، مؤفق نشدم، زیرا اسم خودم را در لیست نویسندگان پورتال نیافتم. به نسبت تخریب کمپیوتر و هم اینکه «روی «سی. دی.» نداشتم، مطمئن نیستم، که بر طبق ادعای انتقاد کننده، که می نویسد:«... مطالب بسیار کم ارزش میخواهند برای اینکه نامشان بیشتر جلوه کند حق وناحق بقلم زنی می پردازند آرزومندم که این بی غم باشی ها وبی مسؤلیتی ها در سایت محترم شما،.... »، چنین بوده باشد. وقتی حال خودم نمی توانم، تعداد نوشته هایم را حساب کنم و یا دوباره امکان خواندن آنرا نداشته باشم، پس چگونه محترم نویسنده، با این بد گمانی از نام من تذکر می دهد. از جانب دیگر، مسئولین «پورتال» چرا چنین مطلب تخریبی را نشر می کنند، در صورتیکه در صف آنها هم، افرادی باچنین ذهنیت وجود نداشته باشد. آنچه مرا متعجب می سازد، اینست که چگونه ممکن بوده است، که ایشان از جملۀ تعداد بی شمار، نویسندگان، نام این «بنده» را ذکر کرده است، که نه از نگاه استعداد نویسندگی و نه هم از نگاه تعداد «مقالات» با نویسندگان محترم دیگر همسری کرده می توانم. حال فقط یک احتمال می تواند در کار بوده باشد، که موضوعات نا چیز نوشته هایم، به طبع شخص برابر نبوده باشد. اگر در ساحۀ نفوذ و صلاحیت خود، حدس زده باشد، که ممکن ازین مقالات و اظهارات، روزی، مدال «افتخاری»مستحق شوم، از همین اکنون از قبول آن صرفنظر می نمام.

وقتی اگر ثابت شود که «کارکنان» این «پورتال» در همچو اظهارات نقش داشته باشند، لازم شمرده خواهد شد، تا از ارسال «مطلب» به آدرس آنها، خودداری نمایم.

با احترام

قدوسی


اسم: دوکتور محمداکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 21.09.2013


بجواب هموطن محترم ایوب جان سایبان از هیوارد کلیفورنیا!

ازینکه اسم اینجانب را در صف عده ای از هموطنان محترمی که، مورد «انتقاد» شما قرار گرفته اند، تذکر داده اید، حتماً احساس جواب در ذهنم بوجود نیاورده است. پس از یک روز تأمل و بخصوص بعد از اینکه محترم عباسی صاحب، جواب صمیمانه و معقولی به شما ارائه داشته اند، با کمی تفاوت و تأئید از همه تذکرات پر ارزش و آموزندۀ ایشان، تحت تأثیر دو فرضیه خدمت خوانندگان محترم مختصراً و بالنوبه چند کلمه ای بعرض می رسانم.
در عصر و زمان «الکترونیکی» و امکان «مشاهدات» و «کنترول اطلاعاتی»، توسط «وسایل مودرن»، باید بخود حق دهیم، تا احتمال برداشت و حکم «تبلیغاتی» و تخریبی، سازمان ها و اورگان های «مرموز» را هم از احتمال خارج ندانیم.
در پرنسیپ تفاوت نمی بینم که آیا «حمله» از جانب یک «روبوتر» با استفاده از «پروگرام های کمپیوتری» صورت می گیرد و یا از جانب «موجودات گردن چرمی انسانی» مانند خود اینجانب، چه با نام «مستعار باشد» و یا با «نام اصلی»، فقط برای جلب توجه خوانندگان محترم، به این قضاوت شما همین یک مفهوم را خدمت بعرض می رسانم، که در نیات شخص خود، نه هدف شهرت داشته ام و نه هم از آن، منفعت مادی و معنوی داشته ام.
محترم شما خود می نویسید، که «نویسنده نیستم». اقلاً اگر به سوانح اینجانب و سوانح تعدادی از هموطنان که از آنها، با نام یاد نموده اید، درین «کبر سن»، توجه نمائید، در هیچ یک از آنها، از «مدرک» و عاید «نویسندگی» الی سن تقاعد، زندگی خود را تمویل ننموده اند. خیلی از احتمال مطالعۀ شما بدور بوده می تواند، که قضاوت خود را بعد از تدقیق و مطالعۀ متون مقالات، مستدل بیان داشته باشید. اینکه «کیفیت» مقالات اینجانب بطور نمونه، از دید شما ارزش ندارد، از روز نشر تا امروز، بدون تغییر در پورتال موجود است، شما می تواند خریدار، نباشید. اگر احیاناً این نام ها را بعد از طرح، «سؤال» از «داتا بیس» پورتال افغان جرمن آنلاین، و یا «سرور» دست داشتۀ ممکن خود تان، از روی شباهت کلمات در مقالات حاصل نموده باشید، لطفاً مسؤولین محترم افغان جرمن آنلاین و خوانندگان محترم را هم ازین حقیقت ممکن واقف سازید. اگر در جملۀ مفاهیم سؤال شده، موضوع انتقالات «پولی» را ازین مدرک، با «جوائز» ایکه نویسندگان مورد نظر شما، به آدرس های خود بدست آورده اند، تذکر دهید، خدمت اطلاعاتی شریفانه خواهد بود.

با احترام

یوسفی


آلمان


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 21.09.2013


هموطن محترم ایوب جان سایبان از هیوارد کلیفورنیا!

باید خاطر نشان ساخت که «ارزش» یک مفهوم نسبی بوده نه مطلق مثلاً فوتوی شب عروسی شما از ارزش خاصی که نزد شما برخوردار است برای دیگران حائز چنین ارزشی نیست.
قضاوت شما در مورد نوشته های بعضی همکاران بشمول این جانب بر معیار ارزش است که آنها را بی ارزش و یاکم ارزش خوانده اید. چون تنها از خود وکالت می نمایم من برای جلوه نمایی نام خود هرگز نمی نویسم، قلم شکسته و دانش محدودم و بلدیت اندک در نوشتن پناه گاهم است. در گوشۀ غربت و&