Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  پیوند مقامات عالی رتبۀ افغان در کُشتار های دسته جمعی دهۀ نود،    نویسنده:  عارف عباسی

 
اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 05.09.2012


پورتال افغان جرمن آنلاین محترمانه به اطلاع خوانندگان و نویسندگان گرامی می رساند که دریجۀ نظر خواهی در مورد نوشتۀ جناب محمد عارف عباسی پیرامون (پیوند مقامات عالی رتبۀ افغان در کشتار های دسته جمعی دهۀ نود) به تاریخ هشتم سپتمبر 2012 به ساعت 11.59 شب وقت اروپای غربی مسدود میگردد.

هرگاه دانشمندان، صاحب نظران و علاقه مندان هنوز هم خواسته باشند پیرامون این موضوع داغ و ملی کشور بنویسند از این فرصت اسفاده فرمایند.
با عرض احترام و ارادت

کمیتۀ نشراتی پورتال افغان جرمن آنلاین


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 04.09.2012

شمۀ از سرگذشت انارگل قندهاری
و جنایت باند های خلق و پرچم

نوشتۀ جناب سید آقا خسروی را در پنجرۀ نظر خواهی پورتال افغان جرمن آنلاین خواندم که حکایت از جنایات جانکاه باند های خلق و پرچم داشت و قلب هر خوانندۀ حساس و وطن پرست را سخت می فشرد.
جناب خسروی! آفرین بر شما برادری که این رویداد های غم انگیز و رقتبار را به حیث شاهد عینی بیان نمودید و از جنایات و قتل های دسته جمعی و خیانت های باند های خلق و پرچم، این فرزندان ناخلف مادر وطن پرده برداشتید. رحمت به مادریکه شما را شیر داده است.
مرا هم جرئت دادید که بعضی از خاطره های جانگداز سال های جنگ آزادی خواهی فرزندان با شرف این خطه را در برابر اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و خیانت ها، خشونت ها و بی بند و باری های فرزندان ناخلف، دنی و فروخته شدۀ وطن را حکایه کنم.
من در سال هـای اول جنگ مـقـاومت مـردم شیر صفت و دلیر افغانستان با تعاون و همکاری تعدادی از هموطنان افغان و فرانسوی های عاشق افغانستان و با کمک و حمایت یک انجمن خیریۀ بین المللی به نام «I.C.M.» (Intergovernmental Committee for Migration) که مرکز آن در شهر ژنیو سویس بود، زخمی های جنگ را از پاکستان و صحنه های نبرد داخل وطن برای تداوی و عملیات به اروپا می آوردیم. امروز از آن روزگاران نزدیک سی سال سپری شده و متأسفانه یک تعداد نام های کسانیکه به این پروگرام انسانی و افغانی کمک و همکاری کرده اند فراموشم شده ولی از کسانی که هنوز بیاد دارم نام میبرم. . . . .

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/walinouri_sargozasht_anargol_kandahari.pdf


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 02.09.2012

خدمت هیأت محترم تحریریۀ افغان جرمن آنلاین!
بعد از مطالعۀ چند توشته در نظر سنجی خواستم پیشنهاد نمایم که اگر بخشی برای بیان وقایع چشم دید و مستند جنایات علیه مردم افغانستان در سه دهۀ گذشته تخصیص داده شود، که هموطنان بروی مسؤولیت اخلاقی و وجیبۀ ملی وقایع مستند و مؤثق را که در هر دورۀ که بوقوع پیوسته باشد ، چه در زمان فرمانروایی حزب دموکراتیک خلق و تجاوز شوروی، جنگ های قدرت طلبی تنظیمی ها و امارت اسلامی طالبانی که حاکی از انواع جنایت علیه آدمیت باشد در قید قلم بیاورند و به پورتال جهت نشر بفرستند .

درین بخش صداقت و غیر وابستگی شرط اساسی بوده از افواهات که شاه کوکو گفت و آغاشیرین فرمود، قصه پردازی ها و زیاده گویی ها و تهمت بستن های غیر مستند پرهیز گردد و انگیزۀ این نوشته ها خصومت های شخصی، حزبی، قومی لسانی ، مذهبی و منطقوی نبوده و تبرئۀ خود و گنهکار دانستن دیگری نباشد بلکه تحت حکومت وجدان بیدار صادقانه ابراز گردد .
مثلاٌ بسیاری از هموطنان از دوران حبس در پلچرخی و محابس دیگر و جریان تحقیقات خود خاطرات تلخ و دردناک دارند، ولی چرا این خاطرات ناگفته بماند ، نه بر سبیل تفرقه اندازی و منافقت، بلکه برای بیان واقعیت های انکار ناکردنی، که طور ثقه در زندگی ما اتفاق افتاده و این رویداد های چشم دید را تا به کی در سینه جزء اسرار نگهداشته با لآخره با خود زیر خاک ببریم.
همینطور بسی هموطنان ما در زمان جنگ های تنظیمی در کابل حضور داشتند و بسی صحنه ها را به چشم سر مشاهده نموده اند، قبول کنید که نگفتن این حوادث خونبار گناه است و ترس آن میرود که توسط دسیسه های متنفذین برای کتمان حقایق و تبرئه جنگ سالاران خود عمداٌ تحریف گردیده معلومات نادرست و غیر واقعی به نسل های آینده داده شود.
همچنان بسی از هموطنان ما که در ظلمتکدۀ طالب زیستند و انواع مظالم و حنایات را عملاٌ مشاهده کردند از کشتار های دسته جمعی تا زمین سوزی و امثالهم.
اگر این دریچه توسط افغان جرمن آنلاین باز گردد در صورت علاقه مندی و همکاری هموطنان بعد از یک سال کتابی بحیث بهترین مؤخذ ماندگار مورد استفاده قرار گرفته و شاید یک سناریوی مستند برای فلمی باشد.
راویان وقایع اگر نخواسته باشند که نام اصلی خودرا ذکر کنند استفاده از نام مستعار جائز است بشرطیکه روایت ثقه باشد.
البته این نظر شخصی من بوده به تصمیم و فیصلۀ پورتال احترام می گذارم.


اسم: سید آقا خسروی    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 02.09.2012

قتل مجید کللکانی بدست دوکتور نجیب الله صورت گرفت
رییس جمهور اسبق افغانستان!

در سال (1359 شمسی برابر با 1980 میلادی) ببرک کارمل ملعون سوار بر تانک روسی و حمایت اردوی سرخ اشغالگر به کابل آورده شد و بر تخت کابل نشانده شد. در همین دوره، ریاست دستگاه آدم کشی «خاد» (خدمات اطلاعات دولتی) را به داکتر نجیب الله سپردند.
بتاریخ 18 جوزا همین سال (جون 1980م) شخصی بنام حکیم الله از قریه کلکان کوهدامن از جریان گرفتاری عبدالمجید کلکانی توسط دستگاه خاد برای من سید آقا خسروی چنین حکایت کرد.
ملک نیک محمد فرد سر شناس در کوهدامن و شوهر همشیره داکتر نجیب الله که به نام «وکیل نیک محمد» هم یاد می شد در همین سال 1359 در یکی از بلاک های مکررویان اول زندگی میکرد.
ملک نیک محمد همچنان دوست سر سخت عبدالمجید کلکانی بود. در ماه حمل این سال دختر خورد ملک فوت میکند و عبدالمجید کلکانی جهت فاتحه نزد ملک نیک محمد به مکروریان می آید. بعد از دعای فاتحه ملک رو به مجید می کند و می گوید « آغا صاحب نان خوردید» مجید می گوید نخیر/ ملک فوراً پسر خود را به نان وایی ایکه در نزدیک بلاک شان بود می فرستد که نان خشک بیاورد.....

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/khosrawi_sa_dr_najib_qatel_majid_kalakanist.pdf


اسم: فطرت   محل سکونت: كندها ر    تاریخ: 01.09.2012

برادر شريفم، برادرى كه درد اين خاك و اين ملت را در دل پاك خود جاداده است.
جنايات اين جانيان در حدى نيست كه آنرا در يكى دو صفحه بنوشت بلكه به نوشتن كتب نياز است، بعد از كودتاى منحوس ثور تا امروز اين ملت زجر ميكشد و خدا ميداند تا كدام روز دوام خواهد داشت. من همه را به خاطر دارم، هم ظلم و ستم نوكر هاى روس را و هم ظلم و ستم نوكر هاى امريكا، انگليس، پاكستان، ايران و فرانسه و چندين مملكت ديگر را. هر كدامى به نوبه خود اين ملت را كشته است، فريب داده است، زمينش را غصب كرده است و هزاران جنايت ديگر. آنها كه خود را كمونيست ميخواندند به تناسب به اين دزدان ديگر ملامت نبودند چون شعار شان نيز نوكرى روس بود و مردم هم چندان گله مند نخواهد بود و اما نوكران انگليس و نوكران امروزى آى اس آى كه خود را مسلمانان درجه يك قلمداد ميكنند اينها بد تر از آنهاست، يك ماه نميگذرد كه در ولسوالى اندر ولايت غزنى نوكر هاى آى اس آى يك نفر را در آب جوش پايين كردند و كشتند البته به جرم اينكه پسرش در صف اربكى ها قرار گرفته است، اينست اسلام وى پس از كمونيست چه گله؟
اين قاتلين ملت تا زمانى بر اريكه قدرت تكيه خواهند زد كه بادارش به هدف برسد، بالاى هر كدامى پول و وقت زياد را به مصرف رسانيده اند، ويا تا زمانى كه اين ملت خود بر عليه اين قاتلين اقدام نكنند.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 31.08.2012

هموطن عزیز سید آقا خسروی!
در دل و دماغ هزاران هموطن ما و شما چنیین خاطرات بس دردناک حاکی ا ز جنایات علیه مردم افغانستان ثبت است. شما بحیث شاهد عینی رویداد های چشم دید خودرا بیان داشتید، مثل شما شاهدان عینی بیشمار است که خدای ناخوسته با رفتن شان از این جهان اسنادی به این اعتبار و ارزش فوق العاده محو میگردد.
چه خوب می بود که اگر انجمنی تشکیل می شد که مسؤولیت ثبت و درج این وقایع چشم دید ،راکه شما بنحو مستند بیان داشته اید، میداشت، و چنین سندی مهم تأریخی را برای نسل های آینده می گذاشت .
در یکی از یادداشت های من از قول شاهد عینی که بحیث سپاهی در بغلان خدمت میکرد، در یک حملۀ ناگهانی قوت های حکومتی یکتعداد زیاد مبارزین ملی ( اکثراٌ جوانان طلاب مکتب ) دستگیر شده توسط لاری های ترپال دار در محلی که در آن گودال عمیق خشک وجود داشت آوردند . در حالی که دست و پای اسیران بسته بود چشم های شان را هم بستند و درین گودال عمیق پرتاب نمودند و اطراف گودال تا نیمه های شب توسط یک قطعه مسلح پهره داری می شد ، حوالی دوازدۀ شب دو تانکر پترول آمد و محمولۀ آن بالای اسیران در گودال پاشانیده شده و همزمان پارچه های شعلور به آتش به گودال پرتاب شد ، گودال چشم زدنی به کورۀ جهنم آتشین که شعله ها فوران میکرد مبدل شد ، اسیران فریاد می کشیدند صدای چیغ ،ناله ، وفغان شان آسمان را فرا گرفته بود که آرام آرام بخموشی گرایید و شعله های برنگ سبز و آبی و سرخ از سوختن گوشت و پوست و استخوان شان با صدا های چون فیر گلوله بگوش میرسید و بوی مشمئز کننده از سوختن اعضای بدن انسان در فضا پیچید. جلادان حزب دموکراتیک خلق مظفرانه با غرور وتبختر این جنایت خودرا تماشاه میکردند که چگونه آزادیخواهان و پاسداران شرف و عزت و ناموس وطن خودرا به چنین شکلی نابود کردند.
شاهد عینی اعصاب خودرا از دست داده برایش حالت دیوانگی دست داده چهار ماه در شفاخانه بستر و بعد از امضای تعهد نامه که راجع به این موضوع چیزی نگوید از خدمت عسکری معاف و مادر بیوه زنش وسایل فرارش را مهیا ساخت.


اسم: سید آقا خسروی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 31.08.2012

افشای جنایات وکشتاردستجمعی باند خلق و پرچم درولایت پکتیا)

در سال 1358در قطعه 304 تانگ فرقه 12 مربوط قول اردوی نمبر 3 پکتیا به صفت سرباز در دفتر پیژند وظیفه دار و ضمنآ دریوری قوماندانی کندک تانگ را نیز عهده اول باید از کارمندان قوماندانی کندک نام ببرم.
1/عبدالطیف للندری دگرمن
2/ شرین خان معاون سیاسی لومړی بریدمن
3/عبدالخالق که صورتش پر از چیچک مدیر استخبارات لومړی بریدمن
4/غلام نقشبند مدیر پیژند دگروال در همین سال وظیفه داشتند.
ماه جوزا فرا رسید روز اول جوزا ساعت پنج دیگر عبدالخالق مدیر استخبارات مرا نزد خود خواست و چنین گفت:
« من با موتر جیپ در پیشروی نظام قراول با انضباط کندک منتظر هایت باشم.»
بعد از یکساعت دو موتر مینی بس با مردمان هموطن پکتیایی که شامل اکثرآ ریش سفیدان بودند در داخل موتر ها بود. خالق آمد بمن گفت که چهار چهار نفر در داخل موتر جابجا و مدیر استخبارات فرقه 12 و قوماندان قول اردو گلرنگ دگرمن آمدند و به من گفتند که این اشخاص باید به تعقیب موتر ما بیایید. حرکت کردیم و به جائی رسیدیم در جوار کندک تانگ در چاه های که ریاست جنگلات حفر نموده بود برده و یک یک نفر در لب چاه خالق میبرد و من میدیدم که به نوبت مدیر استخبارات فرقه 12 و قول اردو و خالق مدیر استخبارات کندک تانگ با تفنگچه مکروف ابتدا یک مرمی به فرق شان و بعدآاز دست یا پا گرفته داخل چاه می انداختند. در این شب حدوداً با چهار مراتب از زندان گردیز افراد را آوردند و بقتل رسانیدند و تعداد آنها بیشتر از شصت نفر می رسید این وضیعت کشتار مردم پکتیا تا آمدن حفیظ الله امین هر شب صورت می گرفت و در اخیر حسابی که گرفته بودم بیشتر از 495 نفر به همین منوال کشته شده بودند. و خاطر نشان کنم که تنها عبدالطیف للندری و مدیر پیژند در این قتل ها بکلی دست نداشتند. من با قبول تمام خطرات بربادی و مرگ چندین بار به کابل در نمایندگی ملل متحد رفتم و این واقعات را برای شان گفتم ولی اصلآ کسی گوش شنوائی نداشت.
پایان


اسم: م. ص. اندړ   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 31.08.2012

چه جفاییست با بشریت هینیکه خاینین را بستاییم

عجب است حالت آنهایی که ضمیر در درون وجدان شان بمیرد و آنگاه نخواهـد توانست خوب را از بد تفکیک کند و حتی خار ها را گل انگارد و فهمش از زهر کشنده عبارت باشد از آب گوارا.
در یکی از سایت های انترنیتی چشمم به بعضی از مقالاتی خورد که در ستایش یکی از فاشیست های قرن بیست نوشته است ، مرا به کلی به حیرت انداخت چون من هیچگاهی چنین احساس نمیکردم که کسی برخیزد و در مورد شخصیکه من آنرا حیض تاریخ مملکت نازنینم میخوانم ، چیز هاییرا بنویسد که انسانرا چنان به حیرت اندازد که به کلی مبهوتش کند.

البته قابل یاد آوریست اینکه، رد من اثباتی را در پی ندارد، چون معمولست اینکه هنگامی که کسی را رد کنی، آنگاه شخص مقابل چنان گمان میکند که رد وی به خاطر اثبات کسی دیگریست، اما چنین نیست بلکه رد من دیدگاه من نه بلکه دیدگاه ملتم است، عاملین اینهمه بدبختی ها، رنجها و ستم ها، آوارگی ها، مهاجرت ها وهمه آنچه دور از عقل انسانی بر سر این ملت میگذرد، آنهایی است که بنام انقلاب ثور کودتایی خونینی را به اشاره بادارهای روسی شان براه انداختند که تا امروز این خاک و این ملت زجر میکشد، مردمم هنوزهم راهی آوارگی های است، ملتم هنوزهم در بازار قاچاقچیان بفروش میرسند، هنوز هم مردمم در دشت های پهناور و ریگستانهای سوزان راهی ایران و ممالک دیگر اند تا لقمه نانی بدست آورند. عاملین بقدرت رسیدن قاتلین این ملت هم همان هایی اند که دیروز بنام خلقی ها و پرچمی ها بالای این ملت ظلم کردند و اینک امروز هم قاتلینی مانند خلیلی ها و محقق ها، سیاف ها و صدهای دیگر ازین قاتلین بر اریکه قدرت نشسته اند و هنوز هم تلاش دارند این خاک را باشکال گوناگون به بیگانگان بفروشند. وآن مزدور دیروزی که باشاره «سی. آی. ای.» و «آی. اس. آی.» زیر نام طالب گلوی جوانان را میبرد، پل و پلچک و سرک و همه آنچه بنام دارایی این وطن یاد میشود، از بین میبرد هم زاده ای همان کودتای ثور است که کسانی مانند تره کی و امین و کارمل و نجیب و مزدک و وطنجار و هزاران نوکر روس براه انداخته بودند. نظامی را که تازه بفعالیت آغاز کرده بود و ما شاهد بودیم که این مملکت را بسوی بهبود درحال حرکت دادن بودند، هزاران پروژه های عمرانی در همه ولایات کشور در حال فعالیت بود و اما نوکران روس همان نظام را بکمک بادارهای روسی شان ازبین برد و راه بربادی مملکت را از همه جهات باز کردند و اینک سی و پنج سال است که این ملت زجر میکشد، میمیرد، بی عزت میشود، اطفال شان از مکتب و همه آنچه برای انسان ضرورت پنداشته میشود محروم است و محروم تر میشود.

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.



http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/andal_ms_chi_jafayeast_ba_bashariat.pdf


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 30.08.2012

پیوند مقامات بلند رتبۀ افغان
در کُشتارهای دسته جمعی دهۀ نود،

وطنداران عزیز !
بر حسب تعهد قبلی من نظریات شخصی خود را پیرامون موضوع مطروحه بعرض می رسانم، البته فیصلۀ ختم این بحث از صلاحیت پورتال ملی و معزز افغان جرمن آنلاین است.

نیویارک تایمز در نشر این مضمون ابتکاری بخرچ نداده و یا موضوع بکری را که مردم افغانستان از آن بی خبر بوده باشند به اطلاع نرسانیده بلکه یاددهانی از فجایع و جنایاتی است که ما و شما در درون و بیرون مملکت از آن آگاهی کامل داریم چون این خونریزی ها در زمان حیات اکثریت ما در سرزمین خود ما بوقوع پیوسته یا پدر از دست داده ایم یا برادر یا اقارب و یا اهل شهر و قریه و قصبه که همه وطندار ما بوده با همه حقوق مشروع انسانی.
این فجایع و جنایات ضد بشری از بامدادان منحوس روز هفت ثور سال ۱۳۵۷ آغاز و تا امروز جریان دارد، نظام مستبد و سفاک و ضد مردمی به رهبری ظاهری حزبی بنام دیموکراتیک خلق و پیشوایان مزدور و گماشته شدۀ آن در تحت شعارهای زیبا و خواستنی مدت چهارده سال مظالمی برحق این ملت روا داشتند که بعد از تهاجمات چنگیز و تیمور لنگ در تأریخ نظیر نداشته، یادداشت های شخصی دارم که .......

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/abasi_a_koshtar_dastajamhi_dahae_90.pdf


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 27.08.2012

محاکمۀ جنایتکاران مرده را تأکید میکنم

بلی من نوشته خود تحت عنوان «مکثی بر راپور "راد نوردلند" را که بتاریخ دهم آگست 2012 که همزمان در پورتال افغان جرمن آنلاین و فیس بوک به چاپ رسیده است، با تمام قوا و با وجدان بیدار تأئید میکنم. منظور من از یاد آوری اسمای اعضای خط اول احزاب «خلق» و «پرچم» طویل شدن لیست جنایتکاران و خود مطرح سازی نبوده است. ولی در یاد آوری و معرفی کسانیکه به توطئه ، دسیسۀ و قوت اجنبی بر افغانستان تحمیل گردیده و در کشتار صد ها هزار انسان هموطنم، در ویرانی نظام سیاسی دو صد و چند سالۀ میهنم، در احیای مجدد افراطیون مذهبی و تشکیل تنظیم های جهادی در خارج سرحدات افغانستان، در تجاوزات بر نوامیس ملی، در فراهم آوری زمینۀ اشغال نظامی کشورم و برآورده ساختن آرزوی دیرینۀ روس و هزاران اعمال شرم آور و ننگین دیگر نزد ملت افغانستان سیاه رو اند و مسؤولیت دارند، اصرار دارم. این تنها فریاد من نیست بلکه فریاد ملتی است که چهارده سال در دوزخ کمونیزم سوختند و آهی هم کشیده نتوانستند. اگر اسم این قهرمانان؟! انقلاب ظفرنمون؟! و برگشت ناپذیر؟! ثور خاصتاً اسم رهبر کبیر؟! خاطر کسی را ناراحت کرده باشد نمیدانم ایجاب معذرت خواهی می نماید؟ . . . .


بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/walinouri_mahakemae_jenayatkaran_morda.pdf


اسم: فخرالنسا فيضانى   محل سکونت: کلفورنيا    تاریخ: 24.08.2012


جناب عباسى صاحب و جميع دست اندرکاران طريق مسالمت آميز عدالتخواهى را مجدداً عرض سلام و
احترامات فايقه تقديم است.

اولاً از حسن نظر و ارزيابى نيک شما نسبت مضمون قبلى سپاسگزارم و بايد علاوه کنم، که نوشته مختصر قبلى ام را بنا بر تنگي فُرصت به عجله نوشته و ارسال کرده بودم، بناءً اگر نتوانسته بودم در خلال آن هدفم را خوب تصريح کنم معذرت ميخواهم.

ثانياً بايد حضور جناب شما و ساير عزيزان توضيحاً بعرض برسانم که من از مدت بيشتر از يکسال همکارى ام را بنا بر عوامل بخصوص مطبوعاتى با تلويزيون نور قطع کرده و متعاقبآ از طريق تلويزيون اسلامى آرمان در خدمت هموطنان عزيز قرار داشتم که آنهم بنا بر معاذير مالى از مدتى باينسو متوقف واخيرآ وعده داده شده که شايد بزودى تحت نام تلويزيون ايمان مجددآ بفعاليت آغاز کند که انشاءالله بيارى خداوند کريم در حدود بضاعت اندک فهم اسلامى و علمى خويش در خدمت خانواده هاى عزيز هموطن قرار خواهم گرفت.

ثالثآ خدا را شکر گزارم که من در عصرى زندگى ميکنم که هنوز هم در آن انسانيت باقيست و افراد با وجدانى چون شما از روى احساس مسئوليت تاريخى باب همچو مذاکرات سودمند را مي گشايند تا فرصتـى باشد براى ابراز احساسات سرکوب و مخفى نگاه داشته شده مظلوم ترين مظلومان.

البته هدف من در ابراز نظر قبلي ام اين بود که نبايد همه الا و بلا را بقول عوام الناس بگردن ملا بيندازيم و جنايتکارى را فقط از آن مسئولين کشتار هاى دهه نود پنداريم. بلکه بنظر من و عده ای زيادی از هموطنان تا جايی که من از خلال گفتار شان برداشت نمودم بايد کمى پيشتر رفته جنايتکاران را بايد دقيقتر ريشه يابى نمائيم و اين معقولتر است، زيرااين مرض مهلک و خانمانسوز قتل و کشتار دسته جمعى بيگناهان در معاصر حتى قبل از انفلاق کبير ثور آغاز گرديده بود. بما که معلوم است بايد از جهانيان و کليه سازمانهاى عدالتخواه ملى و بين المللى بخواهيم تا نه تنها عده ای از جهادى نمايان قلدر و جفاکار را که امروز با استفاده از مقام و مکنت بباد آوردۀ خارجى و ياهم با استفاده از پیوندهاى نامقدس دولتى باکمال قباحت در مصؤنيت کامل و رفاه و تنعم بسر ميبرند بحيث مجرمين جنگى شناخته بمحاکم عدلى و قضايی کشانند، بلکه آنعده از جنايت پيشگان چپى را که در سطوح بالاى رهبرى سازمانهاى بدنام آدمکشى چون رياست اگسا، کام و خاد قرار داشتند نيز نبايد فراموش کنند و از لست جنايتکاران جنگي حذف نمايند.

در اخير اميدوارم که بيارى خداوند و همکارى مشترک خود بتوانيم باين هدف سترگ يعنى عدالتخواهى متمدنانه بشرى نايل آئيم.

ومن الله التوفيق
باعرض امتنان مجدد


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 21.08.2012


عرض امتنان !

خواهر محترمه و دانشمند ما فخر النساء فیضانی اولین زن خبرۀ افغان است که درین بحث با ابراز نظر معقول، منطقی و مرتبط سهم گرفته اند. ایشان که داکتر طب بوده در امور دینی تبحر داشته و برنامۀ هفته وار بسیار آموزنده و جالب در تلویزون نور دارند.

نوشتۀ شان مبین قربانی است که خانوادۀ محترم شان مثل ده ها هزار خانوادۀ افغان توسط جنایت یک دوره شناخته شده متحمل شده و پدر عالم، دانشمند و با فضیلت خود را از دست داده اند.
در حالیکه از مهربانی شان در مورد خودم کمال امتنان دارم، نظر عالی و برازندۀ شان که بیانگر احساس شریفانۀ اولین خواهرم است برای ما بیشتر قابل قدر و احترام است.



اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلنان    تاریخ: 21.08.2012

چرا نباید جنایات و جنایتکاران بعد از هفت ثور
را فراموش کرد؟

تاریخ بشریت پر است از جنایات هولناکی که بدست انسان های خودخواه، نامعقول و تشنه بخون، انسان هائیکه خواهان اِعمال خواست و ارادۀ خویش با اجبارِ تا حد قتل عام ها، پاکسازی های قومی و نسل کشی های بسیار شرم آوری بوده اند، اتفاق افتیده است.
قتل عام یا پاک سازی قومی سرخ پوستان بوسیلۀ تازه واردین سفید در قارۀ امریکا؛ از بین رفتن کم و بیش سی میلیون سیاه پوست، از جمله شصت میلیون افریقائی که قرار بود از قارۀ افریقا، پا در زنجیر، به وسیلۀ اروپائیان به امریکا انتقال داده شوند*، در میان راه؛ قتل عام های صد ها هزار سنی در عصر صفوی ها در ایران؛ قتل عام هزار ها سامورائی بدست نظامیان جاپانی در دوران حاکمیت میجی ها؛ قتل عام در حدود دو صد هزار ارمنی بدست ترکان عثمانی در جریان جنگ جهانی اول؛ قتل عام هزار ها ـ یکصدوپنجاه هزار ـ آذربایجانی بدست ارمنی ها**؛ قتل عام بیست تا چهل میلیون انسان بنام انقلاب فرهنگی در چین؛ کشتار کم و بیش بیست میلیون انسان در شوروی در دوران استالین؛ قتل عام در حدود چهارصد نفر طفل و زن و مرد سیک در امرتسر هند بدست انگلیس ها؛ قتل عام سه میلیون انسان در کامبوج بدست خمرهای سرخ؛ کشتارِ ـ بنابر بعضی روایات ـ یک و نیم میلیون انسان در اندونیزیا بنام پاک سازی سیاسی؛ قتل عام مردم توتسی وهوتو در سال 1994 در روندا؛ قتل عام بیشتر از هشت هزار مسلمان بوسنیایی در منطقه سربنیستا در ماه جولای سال 1995 بدست صربها؛ قتل عام ده ها هزار افغان در زمان حاکمیت خلق ـ پرچم؛ قتل عام های کابل در زمان یورش احزاب اسلامی؛ قتل عام های شبرغان و مزار و دشت لیلی و قندوز بدست طالب ها، وحدتی ها و بدست دوستمی ها ـ در زمان حمله امریکائی ها به کشور ما و بعضاً در حضور و موجودیت عساکر امریکائی ـ و قتل عام بیشتر از 18000 انسان بیگناه در عرض کمتر از یکنیم سال در سوریه به سلسلۀ قتل عام های آتیلا ها، چنگیز ها و هلاکو ها و تیمور ها و... همه جنایاتی ننگین و شرمگین و خونباری هستند که بدست همین انسانی که من نویسنده و توئی خوانندۀ این مقاله هم به این نام یاد میشویم، اتفاق افتیده است.
شرمناکتر از همه، اما، کشتار در حدود شش میلیون انسان در کوره های آدم سوزی و . . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.




http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/sadid_s_h_jenayat_wa_jenayatkaran_bad_7_saor.pdf


اسم: ز.کوهدامنی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 18.08.2012

به سایت افغان جرمن (صرف برای کار کنان)
من از شما کدام گلۀ ندارم سایت ملکیت شخصی شماست، در نشرو سانسور شما مختارید.
میگویند شنیدن کی بود مانند دیدن من از بعضی دوستان وهمکاران دور وپیشم می شنیدم،دربعضی سایت ها می خواندم که افغان جرمن سانور می کند. حالا من خودم تجربه کردم،من نویسنده نیستم استعداد آنرا هم ندارم،صرف بعضی اوقات دور دور نظرم را می نوشتم ولی بعد از این نمی خواهم وقت خود را ضایع کنم سایت تان مبارک خود تان باشد.
ز.کوهدامنی


اسم: فخرالنسا فيضانى   محل سکونت: کلفورنيا    تاریخ: 17.08.2012


عيد آمد و عيد آمد وان بخت سعيد آمد
برخيز و طرب ميکن کان ماه نويد آمد

دانشمند پر درد و درک و دلسوز جامعۀ افغان، جناب عباسى صاحب را هزارن درود و سلام گرم نثار باد و چون آمد آمد عيد است شادباش هاى عيدانه ام را نيز آرزومندم پذيرا باشيد;

اولآ جزاک لله خيرآ احسن الاجزا باين حسن عمل و اقدام نيک تان که مانند هميشه پرباراست.
آرى جناب عباسى صاحب; شما باترجمه راپور "راد نوردلند" چنانچه از تبصره هاى نيک دوستان بر ميآيد قادر شده ايد افکار متشطت هموطنان مارا که در ديار غربت به انواع گوناگون امراض نفاق، خود خواهى و عصبيت هاى پوچ قومى و لسانى ملوث گرديده، تاجاى امکان جانب مثبت يعنى قيام در برابر زور گويان و عدالتخواهى متمدانه بشرى سوق دهيد. بناءً اين فعاليت مؤفقيت آميز تانرا تبريک ميگويم.
بنظرم شما با ترجمۀ اين مطلب در واقع باب مذاکرات موثر و سازنده را ميان چيز فهمان خيرخواه جامعه ما گشوده ايد از خداوند التجا مندم تا متقابلآ اجر جزيل مرحمت تان کند.

ثانيآ بنظرم مقاله پر محتواى تحليلى داکتر صاحب سيد عبدالله کاظم، مانند يک طبيب حاذق، هم درد، هم عامل درد و بلاخره هم تشخيص نهايى و راهکار مداوا را به بسيار مهارت حکيمانه مطرح کرده اند. تا حدودى زياد جوابگوى نيازمندی هاى موجود ما درين عرصه است و من واقعآ بوجود شما و همچو خبرگان خير انديش جامعه خويش مي بالم و مي آموزم.

آرى، اين واقعيت است که با افشاى نام جنايتکاران جنگى معاصر نبايد جنايتکاران جنگى قبلى را که بانى بحرانهاى اسفناک انسانى و اقتصادى جارى کشور اند نميتوان ناديده انگاشت.

هرچند اين جانيان و قاتلان حرفوى دهه هاى ٧٠ و ٨٠ که بدستور اربابان خونخوار شان بامهارت و تردستى کامل همه اسناد و شواهد جرايم نابخشودنى جنگى شانرا يا کاملآ محو و ياهم مخفى کرده اند و خود امروز زير لحاف دیموکراسى غرب لميده و گمان برند مردم آنها را فراموش کرده و نام شان از لست جنايتکاران جنگى افغانستان حذف گرديده است. مگر اينان کور خوانده اند و آگاه باشند که ملت هردم شهيد و با شهامت افغان هرگز جنايات شان را که شامل قتل و کشتار دستجمعى زن و مرد پير و جوان، عالم و عامى عمال دستگاه جهنمى اگسا، واد و خاد بود تاهنوز از ياد نبرده اند. کشف گورستان هاى جمعى کابل، هرات و مزارشريف خود گواه کامل است چطور ميتوانيد انکار کنيد.

علاوه بر آن اين جنايتکاران جنگى حتى زندانيان سياسى حکومت قبلى را که بدستور مستقيم کرملين بلوسيله عمال مخفى استخباراتى يکبار ذريعه در محاکم پوشالى نظامى رژيم حکومت دکتاتورى سردار داوود بدون ارائه دفاعيۀ محاکمه و بحبس ابد محکوم شده بودند، خلاف تمام موازين حقوق بشرى و مدنى از داخل زندان زنده اختطاف و مفقود الا ثر نمودند و باز بيشرمانه گفتند ما باين اسم زندانى در اينجا نداريم مثل اينکه آنها آب شده بقعر زمين فرو رفته و ياهم عنقا شده بفضا بيکران پرواز کرده بودند.
آه و حسرت که هرگز کسى از آنها بجز خانواده هاى يادى نکرد و فرياد داد خواهى شان را جز رب السموات کسى نشنيد.

من فرزند يکى از همان قربانيان گمنام ولى خوشنام افغانم که پدرم علامه فيضانى در سال ١٣٥٢ بدستور مستقيم کرملين و بلوسيله دسيسه عمال ک. ج. ب. در افغانستان دستگير و بحبس ابد محکوم و در زندان منحوس دهمزنگ محبوس گرديد.البته پس از کودتاى منحوس ٧ ثور از آنجا بزندان جهنمى پلچرخى منتقل و بعدآ مانند هزاران هزار هموطن ديگر از آن جهنم مفقود الاثر گرديدند. ما تلاش فراوان غرض رديابى شان چى در زمان حکومت چپى ها و چى از وارثينبى مروت شان کرديم تا سرنوشت پدر عزيز را پيدا کنيم ولى متاسفانه با وصف تلاش تقريبا ٤٠ ساله هيچگونه نتيجه ای جز مايوسى بدست نيآورديم.

اکنون هدفم از نگارش اين مطلب اينست که من در طى اينمدت ٣٩ سال هرگز نتوانسته ام درد فراق پدر را لحظه ئى از دل و دماغم دور کنم پس چطور ميشود انتظار داشت ساير مظلومين فراموش کنند و داد عدالتخواهى سر ندهند؟

در خاتمه بنظر من، اکنون وظيفه کليه افغانهای وطندوست و کافۀ انسانهاى دلسوز و عدالتخواه جهان است تا فرياد اعتراض آميز شانرا بطور منسجم و مشترک از طريق همچو مباحثات سازنده بلند نموده و جهانيان را متوجه جفاى بزرگ جارى در افغانستان نمايند.

باميد روزى که بخاطر اهداف و دردهاى مشترک ما بهم نزديکتر شويم و دل و دماغ را خدمت نجات وطنداران مظلوم قرار دهيم.

ومن الله التوفيق


اسم: روستار تره کی   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 17.08.2012

په افغانستان کي د شوروې اتحاد د يرغل نه وروسته تر اوسه پوري يعني په دري لسيزه کي د جګړي اور بل دي .
بيشمير افغانان وژل يا ژوبل شويدي . دري مليون افغانان کډي ته اړ شوي . د نړي په کچه افغانستان د کدواليتوب او بيوزليتوب لمړي درجه مقام لري.
د کورنيو او بهرنيو دشمنانو په واسطه ، زموږ د تولني د ثبات ، سياسي ، فرهنګي او تولنيز ارزښتونه تر سوال لاندي راوستل شوي .

پاملرنه:
د دی په زړه پړری مضمون بشپړ متن د افغان جرمن آنلاین د تحلیلاتو په څانګه کی کولای شی ولولی. او یا هم لاندی لینک کاپی کړی او د خپل په براوزر کی یی نصب کړی او لیکنه ولولی.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/taraki_os_de_gangi_genaekaran_mahkama.pdf


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 17.08.2012

قابل توجه محترمه زهرا کوهدامنی!
سلام های صمیمانۀ مسؤلین پورتال افغان جرمن آنلاین در ساعت نیک تقدیم شما باد!
هموطن عزیز!
ادارۀ پورتال به آن عقیده است که ملاحظات اخیر شما خوانندۀ گرانقدر میتوانند خوانندگان و علاقمندان را از اصل موضوع که عبارت است از " پیوند مقامات عالی رتبۀ افغانستان در کشتار های دسته جمعی دهۀ نود" منحرف ساخته و به نظریات بیشتر خصلت شخصی و عقده گشایانه بدهد.
بناًء با در نظر داشت آنچه در بالا ذکر گردید، از شما و از همه خوانندگان محترم پورتال با حرمت تمام خواهشمندیم نظریات، پیشنهادات، ملاحظات و افکار خود را صرف و مستقیماً پیرامون اصل موضوع نظر خواهی که به عقیدۀ ما برای حیات امروز و آیندۀ میهن ما نهایت مهم می باشد فرستاده و بدینترتیب در این پروسۀ ملی فعالانه سهم بگیرند.
با اغتنام از فرصت به اطلاع شما رسانیده میشود که نوشتۀ اخیر شما (مورخ 17/08/2012) مستقیماً به آدرس ای میل شاغلی عباسی ارسال گردیده و سائر نظریات که ارتباط مستقیم با موضوع مورد بحث ندارند از دریچه حذف شدند.
با عرض حرمت
ادارۀ پورتال افغان جرمن آنلاین


اسم: عبدالرشید قدوسی    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 16.08.2012

گفته شده انجام شده نیست!

اینک از تاریخ 27/02/2012 ، تا همین لحظه، 16/08/2012 درست 22 روز سپری گردیده است، که مطلب ترجمه شدۀ «نیویارک تایمز» تحت عنوان :« پیوند مقامات عالی رتبۀ افغان در کُشتار های دسته جمعی دهۀ نود،» در دریچه نظر سنجی، «افغان جرمن آنلاین» افتاده است. مفکورۀ تعیین این عنوان برایم نا گهان ایجاد شد. بعد از روزها، بحیث روز مزدور، کاری یافتم. در مسیر راه، بسوی یک مکلفیت چند ساعته، سوار ریل بین شهر ها بودم. وقت انجام وظیفه 40 دقیقه، طول زمانی سفر رفت و آمدم، بیش از 4 ساعت. بناءً وقتی صبح وقت قبل از ساعت پنج، از خانه بیرون شدم، کتابی را جهت تقویت زبان انگلیسی برای مطالعه در ریل در جمع ضروریات با خود گرفتم. عنوان کتاب است « Practical English Usage»، از نویسنده: «Michael Swan». چون خود در حالت آموختن این زبان خارجی هستم، از ترجمه اگر فهما نباشد، معذرت می خواهم. برای من «استعمال کلمات انگلیسی در عمل» مفهوم است. بهر صورت فکر نمی کردم، که درین کتاب، جمله ایرا بیابم، که مرا بفکر تعیین عنوان کدام موضوع مورد علاقه، بیندازد. آن جمله چنین بوده است که در ذهن سپردم. جست و جوی دوبارۀ جمله بزودی ممکن نشد، تا صفحۀ کتاب را خدمت خوانندگان محترم تقدیم کنم. اما چون مطمئن هستم که . . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/qodusy_ar_gofta_shoda_anjam_shoda_nest.pdf


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 16.08.2012

I know it very well that it is my huge weakness not to write in our two lovely languages, although my English writting is not perfect and I announced already my existing weakness to " Afghan German "! I can use our both languages in another Web Sites but by Afghan German appearing Afghan letters as QUESTION signs!

It was excellent initiative from you to translate the article of Mr. Rod Nordland in Newyorktimes, but as Afghan patriot and journalist you had to realize it that in his article is missing to mention the horrible dirty politic game of USA GOVERNMENT in year 2001 and he did not put in his article and asked why our government put all those killer and kriminell together with another pseudo democrats in Bonn in year 2001 and why our government is keeping those elements still? Yes he did not mentioned in his article because there is a new plan to establish the dynasty of madari Karzai Clan, CIA is every where in connection Afghanistan very active too!

Now with help of USA joined into dirty cycle Communists, Hekmatyar People and Talibans too and the dirty cycle is completed now with help of madari Karzei. The USA made them reach and powerful, Afghans should not believe daily announcement through medias regard Afghanistan, USA policy tried and is trying with its dirty tactics to keep educated people busy with such incompleted announcements!

The Afghans are expecting from such patriot and journalist
to ask youself why mr. Lod Nordland avoided to put in his article the dirty game of USA in year 2001? After translation you had to comment the dirty game of USA in year 2001, but you did not!

If we would have at least during 11years widely movement then could be used beside to another activities even such incompleted article and similar other to put pressure on USA and west countries to separete themselves from those poisen elements and let Afghans to take their future in their own hands!! Archieves are very useful for historians in the future, educated people have to act practical and not chatting like we did it already during 11 years.

I was not and I am not friend of SHAF SHAF, Shaf Shaf is our huge weakness, I was in Afghanistan end of December till beginning of January, I spoke very open to the warlords words and Talibans( like I did it in Arg in year 2003) and said to them very open, your time is over you have to stop your unpatriot actions and announce to the nation like Afghans your treacherous actions in the past and at the current time and separate yourselves from policy, the result of our talk was very bitter for me but so is live.


Another very known guy announced to me in Kabul I am with you and your cycle and I am ready to sacrifice my soul for the nation but as he heard about my bitter happening in north of Afghanistan, then he told I do not have tolerance, so we are just talking and writing and do not care about the practical actions!!!


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 16.08.2012

سلام خوانندهء معزز و محترم
بحث بس جالب و ضروری بحث حقوقی و سیاسي که درین راستا هست موارد که بخش ازمسایل ممکن بنابرمصروفیت های دیګر ما آنقدر به دقت افاده نمی شوند. مسایل حقوقی و جزئیات آن دقیقا افاده هایرا میطلبد که عدم دقت به آن مشکل آفرین است.
بحث ما درین راستا کدام فضل فروشي، عقده ګشایی، توهین و تحقیر و یا بحث برای بحث نیست. بحث ما برای تنویر، تنویر خود و دیګران و چیزی برای دادن و چیزی برای ګرفتن است. درین راستااین کار همه ای کار نیست و نباید از آن چنین توقع داشت. بحث ما بحث زمینه سازی و کار برای تأمین عدالت و ادای رسالت درچوکات آنچه میتوانیم.
بحث به این مفهوم ضروری، مفید و به این مفهوم کار بس عظیم بوده ونافع است. باید صورت ګیرد. همین را دراختیار داریم.
درین راستا شکر رنجي ها وسوء تفاهمات و کمی ها در افاده ها باید با یک نیک نګری، درمیان ګذاشتن و ارادهء نیک زود حل شود. بلی همین که ما مسأله را درمیان میګذاریم و با شخص مطرح میکنم درواقعیت قدم اول برای ګذشت برداشته ایم.
بلی ازیک جانب ما دولت را معامله ګرومفسد و دست نشانده میدانیم اما از جانب دیګر از رحمت الهی ناامید نیستیم ودروجود هر انسان بد میتوان خوبی ها رانیز تشویق کرد. ما عفوه را ما عفوه را سفارش میکنیم واز ګذشت سخن داریم اما درین راستا حق العبد و حق الله را فراموش کرده نمی توانیم. مابه ضرورت تأمین عدالت تأکید داریم و ازجانب دیګر به تطبیق حتمی جزا و به صورت حتمی درتأمین عدالت به انتقام تأکید نمی نمی کنیم. ما از دعابرای مردګان که خداوند متعال که ګناهان شان بګذرد مانند مسلمان تأکید داریم اما فراموش کردن ګناهان و خطا ها را دقیق نمیدانمی وبه به تأکید داریم که باید خطا ها واشتباهات و عاملاین آنرا باید همیشه در حافظه داشت. ما ازمخطی بر عفو تأکید داریم ما مخطی را شایستهء زندګی عادی میدانیم و حق نمی دهیم که باز به جای پشواو امام ما قرار ګیرد. ما از تأمین عدالت صحبت داریم واین امر را بس شکننده، حساس و ضروری میدانیم.
ما به این باوریم که تأمین عدالت بشری صرف و صرف در داخل محکمه صورت میګرد و درخارج از محکمه وآن هم در روی میدیا صورت ګرفته نمی تواند. عدالت کور است وعدالت واقعی نزد پرودګار متعال ممکن است. بشریت در چوکات آنچه دارد در داخل محکمه با ګذاشتن اسناد درترازوی عدالت کور صورت میګیرد. تصادفی نیست که سمبول عدالت خانم بلند بالای چشم بسته با ترازوی عدالت دردست تمثیل میشود.
عدالت با تطبیق قوانین برهمه یکسان و نبودن معافیت بهتر و خوبترتطبیق شده میتواند و درکم کردن جرایم تأثیر دارد و فکر اینکه مربی داری مربا بخور را از بین میبرد و یا آنرا تقلیل میدهد. لذا اینکه دست عدالت ویا دراروپا میګویند آسیاب دولتی ارد میکند حتما ارد میکند اګرچه دیر اما حتما. به همین مفهوم است.
تأکید براینکه تأمین عدالت تطبیق قوانین نافذ کشور است یک تأکید غیر دقیق است. این استدلال باعث میشود که هیتلری و نازی بګوید و چنانچه میګوید که من قوانین واوامر حاکمیت مشروع ونافذ وقت را تطبیق کردم پس چرا مورد مواخذه و پیګرد قرار میګرم؟ این استدلال غیر دقیق است. لذا ما میګویم تطبیق قوانین نافذ که مطابق به ارزش هاقوانین جهانی موجود حقوق بشر و دست اوردهای انسانی باشد است سخن است. درتطبیق قوانین جزای جهان که همان قوانن قابل تطبیق است که دروقت وقوع جرم نافذبود و سکوت تعقیب عدلی و تقسم جرایم به درین راستا بحث را بس طویل و عریض میسازد. عدم دقت به این مسایل عدالت لازم ودرست را که بشریت دراخیتار دارد منجر به بی عدالتی ساخته میتواند. ام یک جمله درمورد سکوت جرایم. جرایم و تخلف به سه کته ګوری تقسیم میشود جرایم ضد بشری وجرایم جنګی برعلاوه این است که مسکوت نمی شوند و برعلاوه این اینکه مطالبه وجود دارد اما قدرت برای پیګرد وجود ندارد مساله را به این جانب سمت مید هد که سکوت و عدم سکوت ازمقطع امکان تعقیب عدلی وجود داشت اما صورت نه ګرفت که میتواند مسأله سکوت مطرح شود. بحث طولانی به همین اکتفا میکنم تشکر


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 16.08.2012

باعرض ارادت و سلام به همه خوانندگان محترم این بحث!
نخست از همه حلول عید سعید فطر را به همه هموطنان عزیز صمیمانه تبریک گفته از بارگاه ایزدی که دیرگیر و سخت گیر است، استدعا دارم ترازوی عدالت را در همه جا و بخصوص در کشور جنگزده ما استوار نگهدارد و به ما توان دهد که حق مظلوم را از ظالم گرفته برای ظالم دیگر مجال ظلم ندهیم.
جای شک نیست که اکنون دستگاه عدلی و قضائی ما فاقد توانائی لازم برای محاکمه جنایتکاران جنگی و ضد بشری است، ولی این وضع موچب نمیشود که ما داعیه عدالتخواهی را به دلیل ضعف دستگاه به طاق نسیان بگذاریم. شاید روزی این توانائی در کشور ایجاد شود و اما داعیه چنان از خاطره رفته باشد که هیچکس به آن علاقه نگیرد. لذا امروز وظیفه ما جستجوی رویدادها ی است که طی سی سال هزارها هزار هموطن مظلوم و بیدفاع ما را به مرگ و نابودی کشانیده و عاملان آن با سربلند و حتی افتخار ضرب شصت نشان میدهند و با استفاده از قدرت با تصویب «منشور» نام نهاد خود را بری ألذمه اعلام میدارند.
کسانیکه امروز در مورد جنایات گذشته طی دوره های مختلف می نویسند و یا تحقیق میکنند، در حقیقت میخواهند این داعیه را تا روزی بازخواست مردمی زنده نگهدارند. امروز اگر امکانات محاکمه جنایتکاران در دست نیست، اقلاً میتوانیم در مورد برکناری آنها از قدرت اقدام کنیم و نگذاریم که بجای مجازات، برای آنهاالقاب (!!) تراشیده شود و آنها راتاج سر همه سازند. این خود یک بی عدالتی و سؤ استفاده از قدرت است که اولیای امور با آن معامله میکنند.
وعده میدهم که هر نوشته، تحقیق و مطلبی مهم را که پیرامون جنایات جنگی و ضد انسانی طی سه دهه اخیر در کشور بدستم برسد، آنرا فوری به آرشیف پورتال ارسال خواهم کرد و اینکار را وظیفه هر هموطن عدالتخواه می شمارم و السلام


اسم: تفسیر خان   محل سکونت: ګاناډا    تاریخ: 16.08.2012

دوستان عزیز دانشمند، نویسنده و عدالت پرور سلام!
دولت فعلی افغانستان در دست آنهااست که در سی و چند سال اخیر به نام های مختلف مرتکب جنایات شده اند.چګونه شما وتوسط کدام قوه شما آنهارا به محاکمه میکشانید. در راس دولت کرزی قرار دارد وشما یکروز او را معامله ګر وبازینګر معرفی میداریدوروز بعد از او میخواهید که جنایتکاران را به محاکمه بکشاند. ګفته ها و نوشته های شما فقط مردم بیچاره وپاک وجدان را میرنجاند، ولی هیچ جای را نمیګیرد.
من یکمرتبه دیګر وتکراراً خدمت دوستها عرض مینمایم که به کار عملی روی بیاورید. راه دیګر وچاره دیګر وجود ندارد.
علاوه بر این باید ګفت که هزاران جوان وطنپرست در حزب خلق وپرچم وجود داشت که هرګز مرتکب دزدی وو طنفروشی نشده، چنانچه همه مجاهدین مرتکب خیانت نشده اند. بنابر آن اولتر باید یک حاکمیت ملی ایجاد شود تا بتواند حسابرا براه بیاندازد. کرزی واتحادشمال به اصطلاح معروف جنګ زرګری را به پیش میبرند و یکی پښتون بیچاره را به این نام که پشتون است فریب میدهد ، دیګر تاجک،بنوبه هزاره وزبک.
با احترام


اسم: عبدالباري جهاني   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 15.08.2012

برادر نهایت ګرامي و محترم جناب عباسي صاحب سلام
از دانشمندي مانند شما غیر ازین دیګر انتظاري نداشتم. امید است همه نویسندګان انتقاد نمودن و جواب نوشتن رااز شما بیاموزند
جهان سپاس
برادر شما جهاني


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 15.08.2012

برادر محترم و طندار عزیزم جهانی صاحب!
از توضیحات شما متشکرم. مضمون بسیار عالی شما را( موږ څه لیکو؟) با علاقۀ خاص سراپا خواندم، متن مضمون شما نه تنها مورد قبول و تائید اینجانب قرار گرفت بلکه واقعاٌ قابل تحسین و تمجید است، و جناب شما حقایق را با احساس پاک وطندوستی خود ابراز نموده اید، ولی آنچه مرا واداشت که توضیحی بعرض برسانم فرمایشات شما در پاراگراف اول مضمون است که من آنرا به دری نقل نمودم، خوانندگانی که پشتو بلد اند میدانند که من چیزی از خود نگفته ام.
بهر حال تبادل نظریات به ارتباط درد ها، غم ها، رنج ها و غصه های بیکران وطن بین همکاران دوستانه و صمیمانه بوده و نیت سوئی در بین نیست، به تأسی از این اصل ما تبصره های همدیگر را با سینۀ فراخ، حوصله مندی و وسعت نظر می پذیریم چون خصومتی اندر کار نیست. تبادل نظر ذرۀ از احترام من به جناب شما نمی کاهد.
برادر شما
عارف عباسی


اسم: Dr. K. Gharwal    محل سکونت: Vienna     تاریخ: 15.08.2012

Mohtaram Jahani Article ` MONG ZA LIKO ` spezified very well the real weaknesses of some proficient writers, since 1978 installed foreigners the governments in our country and since that time so called patriots writers was not be able to motivate the educated people for uniting to come out from existing disaster! Each family lost its relatives already through known Afghan murderers and foreigners barbaics, nation will never forget it and the names of those killers are recorded already in their hearts, it means the educated patriots have the obligation and responsibilty to work for uniting the educated people to get the country free from those murderer and sold elements, then it will be possible to bring thos element to national court and to international court as well! Some of writers are praising each other in Web Sites, I hope they could get soon AMANULLAH medals too, if Madadari Karzai get advising from his speaker AIMAL KHAN FAIZI ( Member of Hezbi Islami)! I allowed me to tell to all of you ` EID MO MUBARAK ; EID SHUMA MOBARAK`!


اسم: عبدالباري جهاني   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 15.08.2012

به جواب محترم عباسي صاحب
مضمون انتقادي شما را خواندم. تشکر! عباسي صاحب محترم و ګرامي من هیچ وقت نګفته ام که از محاکمه نمودن جنایتکاران پیش از دهه نود چشم پوشي شود و یا محاکمه نشوند. اګر مضمون مرا مطالعه نمایید من به صراحت ګفته ام که جنایت نو و جنایت کهنه معنی ندارد بلکه هرکسی که جنایت مرتکب شده باشد باید در دادګاه محاکمه شود. من ګفته ام که ما محاکم نداریم. اول باید نظام و محاکم داشته باشیم باز به محاکمه نمودن جانیان اقدام نماییم. و اګر ما این جانیان را فرضا به محاکم بین المللی می سپاریم باییست یک اوازی داشته باشیم که نمایندګي از همه افغان ها او یا یک کتله بزرګ افغان ها نموده و به اواز ما وزن بدهد. وبه این صورت بلکه بتوانیم پشتونو و تاجیک و هزاره را یکي نموده و اواز خود را به مراجع بین المللی برسانیم.
عباسی صاحب ګرامي و نهایت محترم. لطفا مضمون مرا که مانند همیشه، پیغام همبستګي تمام افغان ها را در بر دارد مکمل مطالعه نموده و قضاوت نمایید. از توجه شما قلبا ممنونم
برادر شما جهاني


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 15.08.2012

مکثی بر تبصره های دو نویسنده

جناب محترم جهانی صاحب در نوشته ای تحت عنوان «موږ څه لیکو؟» می فرمایند که بعضی از نویسندگان در امریکا و اروپا به ارتباط مقالۀ نیویارک تایمز پیرامون محکمۀ جنایتکاران جنگی هنگامه برپا نمود و با ذکر نام اشخاص دیگر لست را طویل ساخته اند.
به جهانی صاحب توضیح میدارم که هدف هیچیک از نویسندگانی که در این مورد نظر داده اند هنگامه برپا کردن نبوده برعکس بروی مسؤولیت اخلاقی، انسانی، افغانی و رسالت ملی گرایی نویسندگی و تأمین عدالت واقعی بیان حقایق بوده.
آیا نادیده گرفتن جنایات مدهش علیه انسانیت در دورۀ زمامداری حزب نام نهاد دیموکراتیک خلق و تهاجم برهنۀ شوروی بر حریم افغانستان و قتل عام دو ملیون هموطن من و جهانی صاحب خلاف توقع عدالت خواهان نیست و آیا کسی حق دارد که این . . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/abasi_ma_makse_bar_do_tabsera.pdf


اسم: صلاح الدین سعیدی   محل سکونت: UK    تاریخ: 15.08.2012


سلام او احترامات خدمت جناب محترم عارف عباسی و خوانندهء معزز تقدیم است.

نوشتۀ عریص و طویل من که در بخشی از موارد به نګرش دوباره ضرورت داشت و در بخشېی موارد مسایل را وسیع تر از آنچه بحث این دریچه بود از نشر باز ماند. اما من نیز درین راستا به خود زحمت ندادم که آنرا مختصر و مطابق به پالیسي نشراتی پورتال و حوصلمندي خواننده بسازم.

اما تبصره و نوشتۀ محترم باری جهانی و بخشی از نوشته ها درین عرصه مرا باری دیګر واداشت که این مختصر را خدمت تقدیم کنم:

زما مفصله لیکنه ددي او مشابه مطالبو په هکله په افغان جرمن آنلاین کې نشر نه شوه علت به یی هم داوي چې زما مطلب اوږد او یا د موضوع نه پراخ او یا د بیا کتنې اړتیا لرله. په هر تقدیر ما هم په دې برخه کې تأکید ونکړ. اما داهم احتمال لري چې زما نظر او تحلیل لږ څه بل غوندې او پر پرګمتیک او د مفاد او عدم مفاد پر اصولو ولاړ وه.

دجهانی صیب د لید لوري په هکله په دې برخه کې تأکید کول غواړم چې که جنایت کار مړ وي که ژوندی د عدالت تأمینول په معین حقوقی او اخلاقی اصولو برابر پکار دې. د عدالت نه منظور دا نه دی چې د انتقام په خبره تأکید کوو. دعدالت تأمین او د جزا تطبیق دا دوه جدا خبرې دي.

ملت، ټولنه او خلک باید معتقد شي چې او ایمان پیدا کړي چې حق حقدار ته رسیږي. په حقوقی او رواني لحاظ دا د نورو جنایاتو مخه نیسي.

راشو پرونیو جنایاتو او نننیو جنایاتو ته: د مزار شریف د لیلي په دشتو کې د انسانانو دسته جمعي وژنه او د کابل په پُل چرخي - پلیګون کې ژوندي خښونې تفاوت نه لري. جنایت جنایت دې. خو تفاوت يې دومره دی چې د مزار شریف دلیلي د دسته جمعی وژنو او قتلونو نړیوال شریکانو لا لوبه نه ده بایللی او د پلچرخي د دپلیګون د جنایاتو اوس اوس لوبه بایللې او لازم قوت او توان الحمد لله نه لري.

په تأسف او خواشینی سره باید ووایم چې د جرم او جنایت، خاین او خادم او د عدالت او بې عدالتی، دیموکراسی او دیکتاتوری او .... مفاهیم مغشوش شوي او ډیر څلی او په خاص ډول به اوسنی نړۍ کې او په خاص دول په تیرو دوه لسیزو کې سره سخت او په صریح توګه سره مغالطه کیږي او په ډیره سپین سترګې د خلکو په سترګو کې خاورې پاشل کیږي. د ښاغلی امرالله صالح اعترافاتو ته چې د (بعد از مسعود) ترعنوان لاندې وړاندې شوي له یوې خوا د قدر وړ اعترافات دي اما له بلې خوا د عملی مسخ والی ژوندی مثال او جوګه ده.

د تیرې په قضاوت کې سیاسي مسؤولیت، وجداني مسؤولیت، اخلاقي مسؤولیت او جزایی مسؤولیت باید په نظر کې ونیول شي. بدي ته که څوک غلی پاتی او یا چک چکی کړي او بی تفاوته پاتی دی هم مسؤول دې اما جزایی مسؤولیت د فزیکی شخص کار دی.

په دې برخه کې کار ځانته اسانول او ټول هغه احزاب چې په افغانستان کې په قدرت کې وه او یا ټول هغه کسان چې په یوې دورې کې شمول د نن په حاکمیت کې دي ټول جنایت کاره او دجرم شریکان ګڼل نادرسته، د معکوس تأثیر، کنتراپرودکتیف، غیر عادلانه او مضر کار دی. ددې نه داسې افاده نه شي چې ګویا تاسې دا اسان سازی کړې ده او داسې قضاوت کوی. اما ضرورت ګڼم چې پردې خبرو او تفکیک باندې تأکید وکړم.

خبرې ډیرې خو په همدې اکتفا کوم. مننه


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 14.08.2012

عدالت دریک جامعه یا یک کشور فقط با تطبیق قوانین نافذۀ آن تحقق می یابد. بدون تطبیق یکسان قانون بالای افراد یک جامعه نه امنیت تأمین میشود ونه از صلح وثبات خبری خواهد بود.فقط عدالت است که مصئونیت جانی ومالی را به ارمغان می آورد وجلو فساد مالی و رشوه خواری وتجاوز برجان ومال وناموس مردم را میگیرد ومانع زورگوئی واجحاف قدرتمندان وسوء استفاده های مالی واخلاقی و روانی در جامعه میگردد.

مردم افغانستان از بی عدالتی وحق تلفی وبی بازخواستی مستمر اراکین دولت به جان رسیده اند، اما کسی نیست که به داد شان برسد وحقوق شان را از کسانی که با کرزی سوگند وفاداری وخدمتگزاری به مردم خورده اند ، بگیرد.

مردم افغانستان بيش ازهر کارى به صلح و امنيت جانى نياز دارند و بدين باوراند: تا زمانيکه جنايتکاران و ناقضین حقوق بشر به پاى ميز محاکمات ملى يا بين المللى کشانده نشوند، عدالت تأمين وتمثیل نخواهد شد و ثبات و امنيت به کشور برنخواهد گشت .
بقیۀ این مظمون را در بخش تحلیل ها مطالعه کنید.

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/a_sistani_adalat_bedoone_mahakema_e.pdf


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 12.08.2012

دانشمند گرانمایه جناب داکتر صاحب کاظم با عرض ارادت وسلام خدمت شما!
من هم از شما سپاسگزارم که مرا متوجه یک نقیصۀ قابل دقت در این خصوص نمودید. واقعاً در سالهای پس از سقوط طالبان و روی کار آمدن حامدکرزی بروی صحنۀ سیاسی افغانستان، بسیاری از قلم بدستان و آگاهان وآنهائی که انتظار بهبودی اوضاع سیاسی واجتماعی کشور را در سایۀ حمایت جامعه بین المللی می کشیدند،دانش وقلم خود را متوجه مجرمین جنگی وناقضین حقوق بشردر سه دهه اخیر نمودند وتاجای که برای شان مقدور بوده به آدرس ناقضین حقوق بشروجنایت علیه بشریت مقالات پرمایه ومستندی از طریق رسانه های جمعی بخصوص تلویزیونها وروزنامه ومجلات وکتابها وسایت های انترنتی منجمله سایت وزین افغان جرمن آنلاین بدست نشر سپردند وازاین طریق گویا دین ملی خود را ادا نمودند.

من نیز ده ها مقاله در این ارتباط از قلم آقایان : رحمت آریا، نعیم بارز،حمید انوری، خانم ملالی نظام،داکتر روستار تره کی، جنرال عبدالقدوس سید، داکتر عبداله کاظم،هاشم سدید، باری جهانی، غوث جانباز،استاد نگارگر، داکتر اکرم عثمان،آقای عبدالجلیل جمیلی،آقای سراج وهاج،سرلوچ مرادزی،ف. هیرمند، حفیظ الله خالد،هاشم انوری،معصوم مشایع، عالیه راوی، صوفیه عمر، داکتر ربی زیرکیار، محمدآصف خواتی وغیره همکاران این پورتال دیده وخوانده ام.من نیز ادعا کرده میتوانم که بیش از ده مقاله در مورد ناقضین حقوق بشر وجنایتکاران جنگی در افغانستان نوشته ودر همین پورتال به نشر سپرده ام، اماهمه مقالات این نویسندگان دارای عین عنوان نیستند بلکه زیرعناوین مختلف به این موضوع عطف توجه نموده اند وکم یا زیاد احساس وطنی خود را تبارز داده اند.

وطبعاً همه یا اکثریت ایشان توقع داشتند که دولت افغانستان با حمایت جامعه بین المللی روزی جنایتکاران وخاطیان را به پای میز محاکمات ملی یا بین المللی بکشاند وداد مظلومان را از ظالمان بگیرد وبه مردمان کشوروجهان نشان بدهد که نظام جانشین نظام طالبی یعنی دموکراسی حامی حق وعدالت است وضوابط قانون بالاتر از روابط اشخاص ومقامات عمل میکند.اما متاسفانه که جامعه بین المللی ودر رأس امریکا، چنانکه خود برشمرده اید، خواست پلیدی را باپلیدی پاک کند وبنابرین از وجود وحضور پررنگ جنگ سالاران در دولت کرزی برای سرکوب طالبان والقاعده وحتی باشندگان بومی همزبان وهم تبار طالبان در حد اعظمی استفاده نماید،درحالی که میداند مردم افغانستان از امریکا چنین انتظاری نداشتند تا از مارهانیم جان ائتلاف شمال، اژدهاهای هفت سر بسازد وآنها را دوباره به جان ومال وناموس مردم رها نماید.

برگردم به انتقادبرجای شما در مورد نقیصۀ کمی وکاستی مطالب دربارۀ ناقضین حقوق بشرومحاکمۀ جنایتکاران جنگی در پورتال افغان جرمن که در حال حاضر آرشیف این موضوع مهم خالی است.

تاجائی که برای من معلوم است، کسی که این بخش را پیش می برد آقای قیس کبیر است که با هزار ویک گرفتاری دیگرخود، این بخش را نیزکار میکند. تا قبل ازنشر ترجمۀ مقالۀ نیویارک تایمز توسط جناب عباسی صاحب و درنظر خواهی گذاشتن آن ،چندان توجهی به این موضوع نمیشد و بعد از فعال شده کتابخانۀ آثار علمی وتاریخی حبیبه در پورتال کسی هم نوشته ای دراین رابطه بدست نشر نسپرد، اما با نشر مقالات با محتوای آقای سدید وجناب شما، دیده میشود که این موضع بیش از گذشته کسب اهمیت نموده ومثل قمچین برپهلوی قیس جان اثر بخشیده تا آنکه کم از کم دو روز خود را وقف جمع آوری وجابجائی نوشته هایی نموده که دراین باره از سوی همکاران قلمی به نشرر سیده اند. اما فکر میکنم برای قیس جان بسیار مشکل است که هزاران مقاله ای را که پس ازروی کار آمدن دولت سهامی کرزی دراین سایت به نشر رسیده اند یکایک را بخواند واز میان آنها، همانهای را که به موضوع نقض حقوق بشر ویا محاکمۀ جنیاتکاران جنگی ارتباط داشته باشند، برگزیند وبعد در آرشیف مخصوص آن بگذارد. وحتی اگر این کار را با کمک جستجوگر گوگل هم انجام بدهد، بازهم ناقص میماند. فرض شوداگر آقای کبیر از طریق جستجوگر گوگل بخواهد تنها مقالاتی را پیدا نماید که دارای عنوان (ناقضین حقوق بشر) باشد، دراین صورت مقالات دیگری که مثلاً زیرنام (فاجعۀ افشار یا محاکمۀ جنایتکاران است ) ازنزد جستجوگر باز میماند واگردنبال جنایتکاران بگردد، مقالاتیکه با عناوین دیگری به این امر پرداخته اند ازجمع آوری باز میمانند. این کار نه تنها از توان یک نفر خارج است بلکه اسباب ازردگی خاطر بعضی را هم فراهم خواهد ساخت که مثلاً چرا اول مقالات مرا بجای مقالات فلان شخص در این آرشیف نگذاشته است؟ به نظرم راه بهتر ومعقول تر اینست که نویسندگان محترمی که دراین عرصه قلم زده اند ونوشته های به نشر سپرده اند، خود به آرشیف مقالات خود مراجعه کنند ومقاله ایرا که موضوع ومضمونش برمحور جنایات جنگی ومحاکمۀ ناقضین حقوق بشر درافغانستان دور میزند نشانی کنند وتوسط ایمل شماره مقاله خود را به ایمیل آدرس قیس جان بفرستند، این کار نه تنها سهولتی درگزینش و غنامندی آرشیف موضوع حقوق بشر ومحاکمه جنایتکاران جنگی رونما خواهدکرد، بلکه جلوهرنوع گلایه وشکوه را نیز خواهد گرفت.
در فرجام اجازه بدهید به حضور آن دانشمند گرانمایه به عرض برسانم که لطف کنید واین پورتال را افتخار ببخشید وبا همکاری های مستقیم خویش این آرشیف را کامل تر وبا محتوا تر بسازید تا از برکت همکاری شما، فرزندان ما وجوانان وطن در حال وآینده به آن رجوع کنند واز بحر نوشته های خوب دل ودماغ خود را سیراب نمایند ، بدون تردید همکاران پورتال افغان جرمن آنلاین وخوانندگان قدر شناس پورتال تا ابد ممنون ومشکور لطف شما خواهند بود.
با ختم حرمت. سیستانی


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 12.08.2012

جنایات فراموش نمیشوند، ولی عاملان آن چطور؟؟

نشر گزارش «راد نوردلند» تحت عنوان «پیوند مقامات عالی رتبه افغان در کشتار های دسته جمعی دهه نود» در روزنامه نیویارک تایمز بتاریخ 22 جولای 2012 که متعاقباً توسط جناب محمد عارف عباسی به دری ترجمه و در پورتال افغان جرمن آنلاین به نظر خواهی گذاشته شد، یک اقدام مفید بود که بوسیله آن از یکطرف هموطنان علاقمند به موضوع از متن منتشره اطلاع حاصل کردند و از طرف دیگر زمینه تبادل افکار و ابراز نظر ها فراهم گردید. البته نشر این گزارش در رسانه های افغانی وبین المللی نیز وسیعاً انعکاس یافت و بحث های جالب پیرامون آن صورت گرفت، از آنجمله میتوان از دو نوشته مهم نام برد: یکی از احمد رشید ـ ژورنالیست مشهور پاکستانی و دیگر از کیت کلارک که هردو کمبودها و نارسائی گزارش را به طور نقد گونه مورد بررسی قرار دادند و با برشمردن خلاهای آن از روزنامه خواستند تا اشتباهات مندرج مقاله را اصلاح نماید. (1)

در رابطه با مسائل جنایات جنگی و جنایات ضد بشری در افغانستان که طی دوره های مختلف از کودتای ثور تا سالهای اخیرصورت گرفته است، باید گفت که. . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/kazem_s_a_jenayat_faramosh_nameshawand.pdf



اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 11.08.2012

دانشمند گرامی جناب سیستانی صاحب سلام!
تشکر از تبصره پر لطف شما و نیز تشکر از اینکه مرا متوجه قسمت مربوط به جنایات جنگی در کتابخانه حبیبه ساختید. وقتی آثار مندرج در آن قسمت را دیدم، به مقایسه اهمیت موضوع بسیار ناقص و کم محتوا بود. در حالیکه تعداد زیاد نوشته ها در زمینه طی چند سال در همین پورتال به نشر رسیده ولی درج این قسمت نشده اند. امید میکنم که برای انکشاف این قسمت تلاش بیشتر صورت گیرد تا روزی به حیث یک مخزن مهم و مکمل موضوع تبدیل گردد و کوشش شود که برعلاوه آثار منتشره پورتال، آثار و راپور های مهم دیگر نیز در آن گنجانیده شود و یا لا اقل نام و لینک مربوطه آنها درج گردد. با ارادت


اسم: امید وحدت   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.08.2012

امید وحدت 11اگُست 2012
ترجمه روزنامه نیویورک تایمز توسط فرزند صدیق، مبارز و ملی گرا و وطن دوست جناب عارف عباسی، ادامه کاری تعهدش در برابر ملت و مردمش است، که صادقانه، پیوسته، بدون ادعا و با داشتن آگاهی،هدف‌مند برای نجات وطن و مردم خود عاشقانه سرگرم نبرد با دشمنان رنگارنگ بوده، آقای عباسی علاوه بر نوشته ها و تحلیلات روشن گرانه اش چند سالی در تلویزیون جهانی پیام افغان یگانه برنامه سیاسی که هموطنان را مسؤلانه و دلسوزانه در راه نجات وطن و بیرون رفت از بحران کشور، سمت دهی و برای ایجاد یک تشکُل سیاسی تلاش های خیرخواهانه نمودند.

آقای عباسی در کنار تعداد دیگری از وطن پرستان کشور نیک میدانند و تشخیص نموده اند که جنبش اصیل مترقی و نهضت ملی گرایان کشور که از نهضت امانی به میراث مانده بود، توسط نیرو های اجیر وابسته به حلقات ارتجاع داخلی و خارجی در دو مسیر( چپ و راست افراطی) به یغما بُرده شد و کاملاً بی خردانه ملت مظلوم، مسلمان، ناآگاه در قضایای سیاسی و فقیر ما را عمداً به دستور اجانب تلاش نمودند تا به اصطلاح به انقلابیون دو آتشۀ مارکسیستی !؟ بدون مرز و اسلامیستان بدون مرز جبراً تقسیم نمایند.

خوشبختانه امروز اکثریت مطلق وطنداران ما نیک میدانند که: یکی از این دلقکان چپ و راست نه تنها رهبران مردم نبودند بلکه نمایندگان تحمیلی ولی نعمتان خارجی شان باوجود غصب قدرت و کودتا بازی های پیهم و انقلابات !؟ کارگری و اسلامی تا الحال از تدویر انتخابات درون حزبی و گنگره های شان طفره میروند. یگانه معیار و افتخار!؟ ارتباط داشتن با دوستان !؟ بین المللی، بر رُخ رقبای خودارجعیت دادن، رابطه و پیوند با خارجی ها و استخبارات کشور های بیگانه است که در معیار وطن پرستان و عرف جامعه ما جزایش اعدام بود.
از آن جاییکه در سیاست دوستی دوامدار و دُشمن همیشگی وجود ندارد، بلکه یگانه هدف دایمی همانا منافع است و بس که پیوسته باید در دنبالش بود، استعمار با شناخت عمیق که از کشور و مردم ما دارند باید از اقلیت خاین، جاسوس، قاتل، ناقض حقوق بشر و... سوء استفاده نمایند.

اقلیت جنایت کار و حامیان خارجی ایشان به منظور اهداف نهایت خطرناک تا سرحد نابودی و تجزیه کشور ما پلان های در سر دارند، بناءً اکثریت خاموش بهتر است هرچه عاجل خویشتن را از افتراق بی حاصل که در نتیجۀ آن کشور روز تا روز در بحران غرق میگردد، باید نجات داد. به عقیدۀ من اتحاد و اتفاق وطن دوستان ملی گرا که هیچ زمانی از موقف ملی و منافع ملی دور نبودند و در هیچ معاملۀ ضد ملی سهمی نداشته و ندارند، باید در ایجاد یک تشکُل ملی گرایانه که بتواند از مجرای آن در اشتراک پروسه تحولات بعدی کشور نقش مسؤلانه را عهده دار شوند. که در انتها زمینۀ ایجاد یک دولت ملی فارغ از جنگ و جنگسالار و ناقض حقوق بشر مساعد شده بتواند.
با احترام امید وحدت


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 11.08.2012


خوانندگان ارجمند افغان جرمن آنلاین سلام
امروز در پورتال افغان جرمن آنلاین ،توجهم را یکی از مقالات بامحتوا و دلچسپ و استوار بر منطق عینی جامعۀ افغانی، بخود جلب کرد که بلا معطلی آنرا باز کردم و خواندم. این مقاله از سوی دانشمند فراخ نظرافغان، داکتر صاحب کاظم به ارتباط جنایات جنگی، جنگ سالاران افغان لمیده برکرسی های قدرت در افغانستان نوشته شده است. این مقاله به دنبال مقالت سودمند و عالمانۀ جناب هاشم سدید، بیشتر از نامه ای مایه میگیرد که نویسنده آنرا پنج سال قبل عنوانی حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان نوشته و از طریق همین پورتال به سمع وی رسانده است و در آن به رئیس جمهور هوشدار داده بود که مصلحت گرائی های بیجا و غیر ضروری، به جنگ سالاران زورگو و کم سواد و فاسد سهیم در حاکمیت، آنانرا بیش از پیش حریص و تشویق به اجحاف و ظلم و ناروائی میکند و دولت و حاکمیت ملی را ضعیف و نزد مردم بی اعتبار می سازد و سرانجام آنرا بسوی سقوط رهنمونی میکند.

دولت باید برای پند وعبرت دیگران، چند تا از مهره های بزرگ فاسد را از کار برطرف و در صورت لزوم به محاکمه سوق دهد تا هم سبب عبرت دیگران گردند و هم به اعادۀ اعتبار از دست رفتۀ دولت کمک کرده بتواند.

نویسندۀ مقاله ضمن توصیه های عالمانه و عاملانه به رئیس دولت در برخورد با جنگ سالاران و ناقضین حقوق بشر، به بی تفاوتی نیروهای بین المللی و بخصوص عدم علاقمندی امریکا به مسالۀ محکمۀ جنایتکاران جنگی نیز اشاره کرده و علت تیر آوردن امریکا را از به محاکمه کشاندن مجرمین جنگی بخاطر کشیده شدن پای خودش در قتل هزاران اسیر جنگی طالبان از سوی نیروهای جنرال دوستم بیان میکند که منطقی تلقی میگردد ولی مؤلف همانند نویسندۀ مقالۀ «خواستن همیشه توانستن نیست» تاکید میکند که تعقیب موضوع جنایات جنگی وافشای چهره های جنایتکاران باید پیوسته ادامه یابد تا فراموش نسل های جوان و آیندگان نشود و برای این کار از پورتال تقاضا شده تا آرشیف خاصی برای مطالب جنایات جنگی در افغانستان اختصاص بدهد.

مسئولان پورتال افغان جرمن آنلاین خوشبختانه در آرشیف "کتابخانه حبیبه" در زمرۀ آثار تحقیقی و تاریخی، تحت عنوان « حقوق بشر و نقض حقوق آن در افغانستان" بخشی را تخصیص داده است و مقالاتی از این دست در آن آرشیف حفظ و نگهداری میشوند. همین اکنون با فشار دادن بر عنوان آرشیف کتابخانۀ حبیبه، دریچه ای باز می شود که بخشی از آن به همین موضوع اختصاص شده است و مقالاتی را که از سوی همکاران پورتال به نشر رسیده اند، اگر چه بطور کامل نه، ولی قسماً دراین بخش زیر همان عنوان حقوق بشر و نقض آن میتوان دید و مطالعه نمود.

برای داکتر صاحب کاظم و آقایان دیگری که دراین راه قلم و خرد و تجربه خود را بکار گرفته اند، توفیق مزید میخواهم. ختم


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 10.08.2012

مکثی بر راپور «راد نوردلند»
روزنامۀ نیویارک تایمز و ترجمۀ جناب عارف عباسی

جناب عارف عباسی نویسندۀ با نام و مبارز وطن،

شما را نه تنها، من حقیر بلکه همه افغان های چیز فهم و وطن پرست افغانستان، یک نویسندۀ چیره دست، دانشمند واقعی، دارای احساس عالی ِ حُب وطن و به یک سخن مبارز خستگی ناپذیر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می شناسند.

بلی جناب عباسی، شما با کار ها و خدمات بی شائبه، مثمر و ارزشمند سیاسی و فرهنگی تان چه در برنامه های تلویزیونی که در خدمت هزاران هزار افغان روی زمین قرار دادید و چه در نوشته های گهربار تان که زینت بخش صفحات رسانه های کاغذی و انترنتی گردیده، جاویدان شده اید. فکر میکنم ښاغلی «سید محمد عمر خطاب» با از دست دادن شما، ارزش و بهای انگشتر الماسی را که در انگشت خود داشته، ندانسته است و یا هم کلکش لیاقت یک چنین انگشتری را نداشته است و وزن ِ مسؤولیتی را که از درگ محروم ساختن مردم خود از خدمات با ارزش مطبوعاتی و روشنگری اجتماعی شما بدوش کشیده است متوجه نمی باشد.

ترجمۀ با ارزش شما از مقالۀ «نیویارک تایمز» در مورد راپور «راد نوردلند» پیرامون نقض حقوق بشر در افغانستان که با وجود گرفتاری ها با برجستگی خاص و امانت داری صورت گرفته نزد همه افغان های حق شناس، قدر می شود، و این کاری است ماندگار که در تاریخ معاصر افغانستان ثبت می گردد. . . . .


توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/walinouri_makse_bar_rapport_new_yorl_tims.pdf


اسم: سیدهاشم سدید    محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 09.08.2012

تصور کنید که دو انسان، یکی جوان، متمول، قوی، با ارادۀ محکم و از هر نگاه سالم و دیگری مرد میانه سالی که هم قلب ضعیف دارد و هم به بیماری "آسما" مصاب است و هم برای تأمین مصارف عادی زندگی خود و فامیلش با مشکلات زیادی روبروست، خواهش رفتن به بلندترین نقطۀ زمین، یعنی کوه ایورست، در سلسله کوه های هیمالیا را، دارند.

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/h_sadeed_khwastan_tawanestan_nist.pdf


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 09.08.2012

سلام به محترم عباسی صاحب
به قلم شما برکت که به حوصله مندی مقاله را ترجمه و در خدمت مردم تان قرار دارید.
کودتا هفت ثور مبدا همه جنایت که بعدا بوجود امده بوده و قلم بدستان باید در مورد جنایت خادستان خلق و پرچم چیزهای زیادی به رشته تحریر در اورند تا کشورهای غربی ان عده خادستان و اعضای بیرو سیاسی و دیګر جانیت کاران را در خود جا داده اند انها را در زمان مناسب به میز محاکم بکشانند و به افغانستان تسلیم نمایند
این عده جنایت کاران تا دیروز در حاکمیت حزب دیموکراتیک بنام امپریالیزم و نوکر امریکا هزارن و هزار روشنفکر بی ګناه را اعدام و ترور کردند و امروز بی شرمانه جیره خور غرب و در کشورهای غربی لمیده اند اینها هیچ نوع شرم و غیریت افغانی ندارند و بسیار به اسانی جامه بدل منمایند.
در عوض اګر از جنایت کاران دیروزی که در اطراف مایان قرار دارند در مورد اینها چیزی بیان شود بهتر خواهند بود این وطن فروشان و بی شرمان قابل عفو نبوده اند و از غفلت ماست که اینها ارام اند


اسم: عبدالباری جهانی    محل سکونت: امریکا    تاریخ: 06.08.2012

جون په میاشت کي، چی زه لا په کابل کي وم، د جبهه مشارکت ملي موسس او مشر او د امروز په نوم ټلویزیون مالک نجیب کابلي، چي پخپله هم د مشکوک شخصیت څښتن او ترډیري اندازې بدنامه سړی دی، د شمشاد ټلویزیون سره په مرکې کي ادعا وکړه چي جنرال عبدالرشید دوستم او محمد محقق هغه ته، د یوې ماښامنۍ په ترڅ کي، بلنه ورکړه چي په افغانستان کي د فیډرالي نظام په جوړولو کي ورسره ملګری سي.

پاملرنه:
د دی په زړه پړری مضمون بشپړ متن د افغان جرمن آنلاین د تحلیلاتو په څانګه کی کولای شی ولولی. او یا هم لاندی لینک کاپی کړی او د خپل په براوزر کی یی نصب کړی او لیکنه ولولی.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/gahani_ab_bari_sa_khabari_di.pdf


اسم: تفسیر خان   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 05.08.2012

دوستان ګرانقدر به همه یی شما سلام!!
همه چیز واصح است؛دزدها،ادم کشان، جانیان،ارزا مفسدین ومتعصبین ناخبر ازدین ودنیا تحت نام جهاد و اسلام کشور را تسخیر نموده که برای همه روشن است. با سخنهای تکراری که عملی نشود انسان عادت میکند وبګونه یی بی تفاوت و نا امیدمیشود.
ایا نوشته های ما وشما منجر به کدام تغییربر ضد جنایتکاران جنګي، جاسوسان ومفسدین شده؟ جواب حتمن نه خیر خواهد بود.
ما وشما که در رابطه با حل مشکلات کشور و راه های بیرون رفت متفق هستیم وتعداد هم کم نیست ایا کدام کار عملی را تا هنوز انجام داده ایم؟ جواب باز هم مه خیر خواهد بود.

یګانه راه بیرون رفت از این مشکل ایجاد یک سازمان سراسری است که چند قبل ښاغلی جهانی در رابطه با ان در یکی از نوشته های خویش توضیحات مفصل اراءيه نموده بود که پیشنهاد اهسته اهسته به فراموشی سپرده شد.
اګراز جمله تجارت پیشه ګان نیستیددر انصورت در چوکات یک سازمان متحد ګردیده به مبارزه عملی ر وی بیاورید ور نه نوشته هاو ګفته های تکراری شما هیچ جای نخواهد ګرفت.
با احترام


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 04.08.2012

برادر محترم و دوست همدل و همزبانم جناب احسان الله مایار

احساسات شریف و سترگ انسانی شما بر قلم توانای شما حکم صادر نمود که نهفته های قللبی شما را تبارز دهد، قلم کار خود کرد و به مردم فهماند که اینجا یکی از فرزندان اصیل، نجیب و عاشق جگر سوختۀ افغانستان الحمد لله زنده است.

نوشتۀ عالی شما کار مرا آسان ساخت و من اسناد خوب بدست آوردم.
شما زنده و بسلامت باشید مایار صاحب

دوستدار عارف عباسی


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ورجینیا امریکا    تاریخ: 04.08.2012

تولد قاتلین ملت افغان
خاطرات زندگیم از زمان پارینه تا روزیکه از وطنم رانده شدم، مملو از زیبائی ها و سپری کردن روزهای خوش در حلقۀ خانواده و ماحول محیطم بود. تهداب این بناء بزرگ زندگی بالای امنیت سرتاسری در کشور گذاشته شده بود. روزی را بخاطر دارم که مرحوم امان الله منصوری، وزیر معادن و صنایع مرا، رئیس بورد متخصصین، در دفترش احضار کرد و بمن هدایت داد تا برای اجرای وظیفه ای به قندهار سفر کنم. مرحوم رمضان علی خان ، رئیس اداری وزارت بدفترم آمد و مامور مربوط سفر خرچم را برایم داد و دریور وزارت را برایم معرفی کرد. چون شب در منزلم دوستان را دعوت داشتم لذا مجبور بودم تا حوالی 9 شب از آنها پذیرائی کنم و بعد از خداحافظی با آنها با دریور به تنهائی بصوب قندهار حرکت کردم. در نزدیکی شیخ آباد وردگ متوجه شدم که بالای دریور خواب زور آورده لذا خودم عقب جلو موتر نشستم و لحظۀ بعد صدای خر و پف دریور در سیت عقب موتر سکوت شب را مختل می گردانید. لیک با خیالپردازی در دنیای آرام بالای شاهراه اسفالت در حرکت بودم و همه حرکات را از زاویۀ زیبائی جهان در ماحو لم احساس میکردم و ازآن لذت می بردم. بعد گرفتن . . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/e_mayar_tawalod_qatelin_melat_afghan.pdf


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 03.08.2012

خوانندگان محترم افغان جرمن آنلاین!
باعرض سلام و احترام و استدعای حوصله مندی برای روزه داران درین روز های دراز تابستان، تصمیم داشتم نوشته های وقفه یی را درین موضوع بیحد مهم و حیاتی افغانستان متوقف گردانیده در ختم این نظر خواهی نظریات شخصی خودرا در کل پیرامون این راپور بطور ارزیابی نظرات ارائه شده و نتیجه گیری خدمت هموطنان تقدیم نمایم.
اما نوشتۀ آقای ف. هیرمند که بعضی سؤوالات شان متوجه شخص من بحیث مترجم مقالۀ نیویارک تایمز بود مستلزم جواب بود که تأمل در آن مؤجد سؤوالات بیشتر گردیده و احتمالاٌ اذهان را مغشوش می ساخت.
محترم هیرمند صاحب !
در سطر اول مقالۀ تان نوشته اید که « آقای عارف عباسی که به ترجمۀ متنی از یک مقالۀ نیویارک تایمز پرداخته اند» و باز میفرمایید که « شخص من دقیقاٌ نتوانستم بفهمم که سراپای مقالۀ ایشان متن کامل ترجمه شدۀ آن مقاله است و یا بخش های از آن و یا اضافاتی از جناب ایشان نیز در متن دری است؟»
به اطلاع محترم هیرمند صاحب می رسانم که شما خود در سطر اول با ذکر کلمۀ «متنی» حکم تان را صادر نموده و به خواننده انتباه داده اید که مضمون نیویارک تایمز بصورت مکمل ترجمه نشده و بعضی متون آن بر حسب دلخواه ترجمه شده و بازهم سؤال می کنید، البته که حق مسلم شما است، که آیا مقاله سراپا مکمل ترجمه شده و یا بخش هایی از آن و اگر من در متن دری اضافاتی آورده باشم.
برای رفع شکاکیت شما یک راه ساده وجود داشت که اصل مضمون نیویارک تایمز را پیدا میکردید و با ترجمه باصطلاح سر میدادید و این عملیۀ سادۀ فزیکی به پرسش های شما جواب گفته شکاکیت و تشوشات شمارا رفع مینمود. باآنهم بعرض شما میرسانم که من مقاله را سراپا بصورت مکمل ترجمه نموده ام و مطابق اصول و اخلاق اطلاعاتی در چنین موارد بخود حق تزیید و تصرف را نداده ام.
اگر بازهم بحرف من باور ندارید لطفاٌ آدرس ایمیل تانرا برایم بفرستید تا برای فراهم آوری قناعت خاطر مبارک مضمون نیویارک تایمز را خدمت بفرستم که با ترجمه مقایسه نمایید، بازهم اگر ملاحظه ای بود من در خدمت هستم.
ترجمۀ افسانه، قصه، داستان و خبر کار ساده بوده و مترجم دست آزاد دارد بشرطیکه در محتوا و مفهوم دستبردی نزند. اما ترجمۀ موضوعات حساس و مهم سیاسی، اسناد و اوراق رسمی امانت داری خاصی را ایجاب می نماید و موازین اطلاعاتی اجازۀ تصرف را نمی دهد. من بنا بر اهمیت نهایت فوق العاده این موضوع و رعایت اخلاق اطلاعاتی با حفظ امانت داری به این ترجمه مبادرت ورزیدم. مسؤولیت متن نشر شده بدوش نیویارک تایمز است، من مثل سائر هموطنان حق ابراز نظر را بخود محفوظ نگه میدارم وهمچنان اظهار نظرات متفاوت حق مسلم هر افغان است.
هیرمند صاحب !
آرزومندم مرا در زمرۀ کسانی نشمارید که باور افراطی به رسانه های خارجی دارم، بحیث شاگرد دیرینه و آستین کهنه کردۀ این مکتب با کمال افتخار از نعمت قضاوت سالم و اندیشه های ملی برخوردار بوده و به سن و سالی رسیده ام که تمیز نیک و بد را نموده و بدانم که کدام تبلیغ منابع خارجی خلاف منافع ملی ما بوده و نیت سوء دارد. ورنه بر سبیل عادت هر روز صفحات نشراتی که شما از آن نام بردید می گشایم و می خوانم، اینکه چرا این موضوع را برای ترجمه برگزیدم دلایل خود را در مضمون آخری بعرض خواهم رسانید.
از سال 1978 تا امروز ما نانوایان غافل، تنور را سوزان نگه داشتیم و دیگران آمدند و نان خاصه و جوره یی خود پختند.
در مورد تبصره های دیگر شما بعداً تماس میگیرم، انشاءالله.
با عرض حرمت. عارف عباسی


اسم: م، نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 02.08.2012

ضرورت محاکمۀ مرتکبین جنایات جنگی
بر پایۀ دفاع از حقوق بشر!

این نوشته بتاریخ 16 اکتوبر 2005 در نشریه « مردم افغانستان» بنشر رسیده بود اینک بنا به خواست محترم دوکتور سید عبدالله کاظم درسایت «افلغان جرمن آنلاین» بنشر سپرده می شود.

در تار یخ هر کشوری به مبارزات طولانی مردمی بر میخوریم که برای بدست آوردن حقوق بشری و آزادیهای طبیعی و اجتماعی خود، حماسه ها آفریده اند، هر چند حکاییت این مبارزات در هر کشوری متفاوت اند، اما کم وبیش در همه جا مردم بدنبال یک چیز هستند و آن حقوقی است که خود رامستحق آن میدانند.
دراین ارتباط دولتهای که خود را حامی حقوق مردم میدانند وبه تعهد در دفاع از منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد ادعای احترام دارند توقع میرود به هیچ عنوان و بهانه نباید بخود اجازه دهند که از اجرای این حق مردم طفره رفته و یا مردم را از احقاق حق شان بگذشت و فراموشی فرا خوانند.. . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/n_barez_zarurat_mahakemaye_jenayatkaran.pdf


اسم: ف ، هیرمند   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 02.08.2012

نکاتی پیرامون نشر قضایای مربوط به
جنایات علیه بشریت در افغانستان
آقای عارف عباسی که به ترجمۀ متنی از یک مقالۀ نیویارک تایمز پرداخته اند، با نثر خوب ایشان حق مطلب را نیک اداً نموده اند. بنده پیرامون متن موضوع در چند مورد تأمل و مکثی دارم بدین شرح :
شخص من دقیقاً نتوانستم بفهمم که سراپای مقالۀ ایشان متن کامل ترجمه شدۀ آن مقاله است و یا بخش های از آن و آیا اضافاتی از جناب ایشان نیز در متن دری است...؟؟
و بعد اینکه ما افغان ها که سخت باور مفرطی به نوشته جات و نظرات خارجی ها و روزنامه های شان (مثل نیویارک تایمز، واشنگتن پوست، تایمز لندن، لوموند پاریس، دیلی تیلگراف و...) داریم گاهی هم توجه داشته ایم که آنان نیز در صدد پخته کردن نان ایشان در تنور سوزان کشور ما خواهند بود، یا با ابزار های همانند نگارش های ایشان سعی به اشاعه و تبلیغ سیاست و اهداف معینی خواهند کرد، و یا لااقل با فن و مهارت ایشان متاع ظاهراً کاغذ پیچ ولی بدل خویش را بالای ما سودا خواهند نمود، اگر چنین موجبه هایی در کار نبوده باشند چطور ممکن است چنان با بی مبالاتی در شرایط پیچیدۀ کنونی پیرامون یکی از موضوعات حساس و تکان دهندۀ مردم کشور ما نشراتی صورت بپذیرد، من به آن کارمند صادق عرصۀ حقوق بشری که از ایشان نام برده اند
عمیقاً ابراز حرمت می کنم، ولی من. . . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/f_hermand_jenayat_zed_bashari_dar_afg.pdf



اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 01.08.2012

دانشمند گرامی دوکتور صاحب کاظمی سلام!

هر زمان که هر نوشته شما را از نظر می گذرانم به حیرت فرو میروم، حیرت به حافظه عالی، استعداد و دانش علمی تان. بواقعیت من از نوشته های ناب شما می آموزم و لذت فراوان میبرم
آرزومند اگر فرصت داشتید در مورد فرمان اخیر آقای کرزی در بخش تحلیلات نیز قدری بنویسید، قبلاً تشکر


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 01.08.2012

محترم جناب بارز صاحب سلام!
هفت سال قبل هنگامیگه موضوع تعقیب و محاکمه جنایتکاران جنگی از سوی کمسیون دفاع از حقوق بشر به رئیس جمهور کرزی ارائه شد و مورد غور ایشان قرار گرفت، موجی از تبصره ها و نظریات در زمینه در رسانه ها انعکاس یافت. یکی هم مقاله پر محتوای جناب شما بود تحت عنوان « ضرورت محاکمه مرتکبین جنایات جنگی بر پایه دفاع از حقوق بشر » که در شماره 93 نشریه « مردم افغانستان » مورخ 24 میزان 1384 (مطابق 16 اکتوبر 2005) به چاپ رسید. امید میکنم این مقالۀ خود را دوباره جهت مطالعه هموطنان به نشر بسپارید تا همه از آن مستفید شوند. اگر شما کاپی آنرا نداشته باشید من میتوانم آنرا از نشریه سکن کرده و به آدرس ایمیل شما ارسال دارم. اگر میخواستید لطفاً مرا در جریان بگذارید و آدرس ایمیل خود را فراموش نکنید.
ایمیل جدید من:
Drkazemsa@yahoo.com


اسم: عبدالرشید قدوسی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 31.07.2012


«دانستن قدرت است»

در حلقات «روشنفکری» و «دانشمندان» جامعۀ آلمان با این افادۀ عنوان، یعنی «دانستن قدرت است»
(«Wissen ist Macht») که بزبان می آورند، زیاد شنیده ام. هر جامعه از خود دارای تکیه کلام ها، «مقوله ها»، یا «ضرب المثل» ها و غیره اندرز ها و افاده های کوتاه و طویل اند، که در حیات اجتماعی و فرهنگی از آن کار می گیرند و مستفید میشوند. البته تعداد جملات کوتاهِ بی شمار دیگر، هم میتواند، لیست طویلی را بسازد. اصطلاح «حقیقت یکی است و دروغ هزار» و یا یکی از نویسندگان و ژورنالیستان آلمانی کتابی نوشته است، تحت عنوان «صادق احمق است» (Der ehrliche ist der Dumme).

اینکه صاحبان قدرت از کلمۀ «دانستن» چگونه استفاده می نمایند، آشنائی دقیق را نمیتوانم درین نوشته . . . .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید



http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/qodusy_ar_danestan_qodrat_ast.pdf


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 31.07.2012

سلام به همه!

زیبائی و شفافیت ترجمه و چیره دستی محترم آقای عباسی در نویسندگی جای بسا ستایش دارد. اما در مورد موضوعی تحت عنوان « پیوند مقامات عالی رتبۀ افغان در کشتار های دسته جمعی دهۀ نود» که کلا ً نطفه و ریشه بسی رویداد های ناگوار و خونباری را در افغانستان ساخته و تا امروز دامنگیر مردم ما شده و در جنگ و بحران کشور های منطقه و پای بخشی از دولت های جهان در آن گیرمانده، نیز جای بحث فراوان دارد ولی در اینجا فقط به ذکر چند نکته اکتفا میکنم:

1 - موضوع تعقیب و تحقیق جنایتگران علیه بشریت در افغانستان چیز تازه ای نیست؛ چند سال قبل در کنفرانسی که از سوی کنفدراسیون مهاجرین افغان مقیم هالند بکمک بعض نمایندگان پارلمان آنکشور در یکی از شهر های این کشور دایر شده بود و درآن افراد و شخصیت های زیادی از سراسر جهان حضور بهم رسانیده بودند از جمله محترم آقای نادر نادری، شکریه بارکزی و ملالی جویا و غیره شرکت ورزیده بودند از اینجانب نیز دعوت شده بود.
آقای نادر نادری ضمن سخنرانی مفصل گفت که در مورد مرتکبین جنایت علیه بشریت در افغانستان کار های بسیاری تا حال صورت گرفته است و مستند سازی زیادی بعمل آمده و هنوز هم ادامه دارد، بناءً گفته میشود برکناری هیأت نمایندگی دفاع از حقوق بشر سازمان ملل از جانب رئیس جمهور کرزی به خواست مارشال فهیم و دیگران در همین ارتباط بوده است.

2 - در اینجا مطلب اصلی اینست که محترم آقای عباسی راجع به نشر و یا عدم نشر اسناد تحقیق شده نظر خواهی فرموده اند، لذا موضع اینجانب بطور خلص اینست که بیش از سی سال از جنگ و جنایات در افغانستان می گذرد، سالها قبل چهره هر یک از جنایتگران برای مردم افغانستان و دست اندرکاران خارجی در افغانستان آشکار و شناخته شده بودند، اگر میخواستند و می شد که قبل از تشکیل اداره مؤقت چهره های ناقضین حقوق بشر در افغانستان افشا و از سوی نهاد های بین المللی مورد تعقیب و محاکمه قرار می گرفتند احتمالاً تشکیل دولتی از ترکیب جنگسالاران بوجود نمی آمد و اقلا ً در مدت ده سال اخیر شاهد این همه جرم و جنایات نمی بودیم ولی اکنون که آنها در تمام تار و پود دولت قدرت یافته اند و هر کدام از سوی دولت های منطقه مثل ایران و پاکستان از هر لحاظ حمایت می شوند باید گفت:
اولاً بسیار دشوار است کس و مقامی بتواند آنها را رسماً افشا و مورد تعقیب قرار دهد؛
دوم این موضوع برای مردم افغانستان به علت عدم آگاهی از اهمیت چندانی بر خور دار نیست زیرا باآنکه همه از گذشتۀ آنها و جرم و جنایات شان تا حدود زیادی خبر دارند باآنهم باساس پیوند های قومی و غیره بدنبال آنها روانند، مثلاً در انتخابات ریاست جمهوری همین آقای عبدالرشید دوستم هشتصد هزار رأی و حاجی محمد محقق یک ملیون رأی مردم را بدست آوردند.

3 - بهر حال بنظر اینجانب تا جنایتگران به عمر طبعی خود نمرده و بگور نرفته اند، اگر هویت جنایتکارانه شان رسماً افشا شود اقلاً این وجه مثبت را دارد که دل دردمند مظلومان اندکی تسکین خواهد یافت و اگر مؤسسات بین المللی بتوانند فیصله ای صادر کنند که تا حکم محاکم جنایتگران حق کاندید شدن برای نمایندگی مردم افغانستان را در ولسی جرگه و مقام ریاست جمهوری نداشته باشند چه بهتر .


اسم: عبدالرشید قدوسی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 31.07.2012

دوستان نهایت گرامی، هیآت رهبری پورتال افغان جرمن آنلاین!

با ابراز تشکر از نشر مقالۀ اخیرم تحت عنوان« آیا برداشتن قدم دوم قبل از قدم اول ممکن است؟»، که در عین حال در «دریچۀ» نظر خواهی نیز گذاشته اید. میخواهم حضور دوستان بعرض رسانم که من قبلاً هم بتاریخ 27.07.2012 تحت عنوان: «دانستن قدرت است» عنوانی پورتال، فرستدم که همچنان لطف نموده نشر نمودید. اما در «دریچۀ» نظر خواهی ظاهر نشده است. اگر ممکن باشد، پیشنهاد می نمایم که این مقالۀ گذشته را هم، در دریچه گذاشته ممنون سازند.

با احترام
عبدالرشید قدوسی


اسم: عبدالرشید قدوسی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 31.07.2012

آیا برداشتن قدم دوم قبل از قدم اول ممکن است؟

درین اواخر بار دیگر پس از نشر مطلبی تحت عنوان «پیوند مقامات عالی رتبۀ افغان در کُشتار های دسته جمعی دهۀ نود،»، که بعنوان ترجمه از روزنامۀ «نیویارک تایمز» یاد شده و در «پورتال افغان جرمن آنلاین» در «دریچۀ نظر خواهی» گذاشته شده است، موضوع «جنایات جنگی» در اذهان و گوش های مردم ما طنین انداز گردیده است.

محتوای مطلب این روزنامه، که بعضاً شاید به آن «مدال» و یا جایزه پیشنهاد نمایند، برای هر افغان بشر دوست و وطندوست، باید قابل اندیشه باشد. خصوصاً وقتی، در نخسین «پراگراف» می نویسد:
« حوادثی است که مولود زمین سوزی و نبرد های ناشی از اختلافات قومی، تنظیمی و فرقوی بوده....»،
اختلافات قومی را . . .. .

توجه:

بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/qudusi_ar_qadam_dowom_qabl_az_qadam_awal.pdf


اسم: م، خـبـير وهابزاده   محل سکونت: بن ، آ لمان     تاریخ: 30.07.2012

.......کشتارهاي دسته جمعی دهُه نود، ترجمه محترم عباسی

خوانندگان محترم افغان جرمن انلاين اسلام عليکم....

روشن ساختن جنايات جنگی “کشتار های دسته جمعی...“ بين سالهای ۱۹۷۸ ـ ۲۰۰۱م و بعد از آن واقعاً مستلزم تحقیق، برسی و بلاخره محکوم کردن مسؤولین و جنايتکاران به نفع همه است. پنهان کردن يا به اصطلاح عامیانه بالايش خاک پاشیدن در حل مشکلات آینده ملک نه تنها زهر است بلکه راه را برای جنایت بعدی در آينده باز نکه میدارد و تکرار آن حتمی است چون وقتیکه مجازات نسبت به جرم وجود نداشته باشند و مردم و حکومت آن از اجرای قوانین شرعی و مدنی عاجز بیایند آن اجتماع دیگر ظاهراً زنده اما در اصل مرده است. جنایت معنی اصلی خود را در یک ملک از دست میدهد و هیچ منبع در آن ملک ادعاع حق و عدالت را کرده نمیتواند یعنی یک اجتماع وحشی و خارج از مدنیت باقی میماند.

در واقع کلماتی مانند حکومت اسلامی، امارت اسلامی، عدالت اجتماعی، اجتماع مدنی و امثالهم معنای اصلی خود را از دست داده مردم ملک را به بیراهه میبرد و در انتها بربریت را حکمفرما ساختن است.
در افغانستان در ۳۳ سال اخیر نه تنها جنایت جنگی و کشتار های دسته جمعی صورت گرفته بلکه ملت افغان مواجه به قتل عام بوده که از آن به هیچ صورت صرف نظر شده نمیتواند چون هیچ فامیلی در افغانستان وجود ندارد که متضرر نشده باشد. این حساب پس یا پیش آمدنی و از مقتظيات قرن ۲۰ و ۲۱ است با، يا بی معامله گران کوتا فکر.
تاریخ جهان خصوصاً تاریخ بعد از جنگ جهانی دوم نشان میدهد که ممالکی که جنایات جنگی را دقیق بررسی و زنده نگاه داشته اند، امروز حائز نظام های قوی قانونی و اقتصادی میباشند.

دلایلی مانند روشن ساختن جنایات سبب هرج مرج اجتماعی در افعانستان میشود با کمال احترام به کلام اين یک حماقت محض است. بی نظمی آنوقت امکان دارد که مجازات یک جانبه باشد که این طور یک روش شايسته يک افعان مسلمان عادل و یا يک منبع بين المللی نیست.

در اخیر این سؤال به جا خواهد بود که بلاخره زمامداران افعان این ملک را به کجا میکشانند؟ آیا ایشان و حامیان شان مسیر تاریخ عدل و انصاف را تغییر داده میتوانند. و همچنان جای بسا تعجب است که خارجی ها که در ملک های خود عدل و انصاف را برای خود سرمشق زندگی قرار داده اند در افغانستان بررسی به تخطی های حقوق بشر را خطرناک و بي موقع تلقی میکنند تا باشد در مدت حضور شان جنایات همه جانبه که ممکن خودهم به نحوی در ان دخیل باشند در اين ملک درد سر به ايشان خلق نکند.
اينکه چند میلیون افغان در دهُه های گذشته قتل عام شده اند، نزد شان آنقدر ارزش نداشته باشد. در واقيعت اين نه ملک شان و نه مردم شان، ناچار منتظر باشيم تا يک افغان اصیل، وطن پرست، عادل و با شهامت زمام امور را بدست بگيرد.
وسلام


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 30.07.2012

دانشمند محترم، محقق و مؤرخ واقعبین سیستانی صاحب !

شما که مثل همیشه عالی، علمی، مستند و پر محتوا می نویسید و هر پدیدۀ قلمی شما مبین واقعیت های تلخ و شیرین وطن است، شما بی هراس و دلیرانه حقایق جاری و تأریخی را آشکار می سازید. نظریات عالمانۀ شما که بیانگر احساسات نیک یک افغان شریف است، آیندۀ مطمئنی برای وطن نمی یابید تا مجریان قانون در تأمین عدالت شجاعانه عمل نموده بر روی اسناد و شواهد مطابق قانون جانیان و ناقضین حقوق بشر را با دستان آغشته بخون شان مورد مؤاخذه و محاکمه قرار داده و حق پایمال شدۀ مردم مظلوم افغانستان را اعاده کنند.

اینکه مضمون نیویارک تایمز را کی ترجمه نموده مهم نیست، ولی از لحاظ ارزش های انسانی و آرمان های دیرینۀ عدالت خواهی فوق العاده حائز اهمیت است و ایجاب می نماید نویسندگان محترم با درک مسؤولیت و رسالت، قلم در خدمت مردم، درین نظر خواهی سهم بگیرند. من از جناب محترم شما قلباٌ بخاطر نظریات ملی گرایانۀ تان درین مورد اظهار امتنان می نمایم.

نوشته های دو دانشمند محترم انجنیر صاحب افغان و بارز صاحب محترم درین پورتال عزیز به این نظر خواهی مستقیماٌ پیوند میگیرد.

طبق وعده مننظر نوشته های مستند دانشمند محترم داکتر صاحب کاظم درین مورد هستم.

ع


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 30.07.2012

خوانندگان گرامی پورتال افغان جرمن آنلاین سلام!

ترجمۀ مقاله نیویارک تایمز در موقع مناسب آن توسط مترجم چیره دست جناب عباسی صاحب یکی از کارهای مهم و ماندگار مطبوعات آزاد و بخصوص نیویارک تایمز است. در این مقاله پنجصد تن از جنایتکاران جنگی در افغانستان بشمول رشید دوستُم، کریم خلیلی، قسیم فهیم و احمدشاه مسعود، عطامحمد نور، گلبدین حکمتیار و غیره افشا و نشانی شده است.
این عناصر خبیث که طی سه دهۀ اخیر زندگی و جان هزاران تن از مردم شریف و بیگناه افغانستان را بیباکانه گرفته اند واکثریت شان تا امروز هم بر کرسی های پر درآمد دولتی از مرکز تا ولایات لم داده اند و باز هم بدون پروا و دغدغه از چنگ قانون و عدالت، خون می ریزند و خون می آشامند، تصور میکنند که تاریخ از زور و قدرت شان بیم دارد و از افشای چهره های منحوس شان چشم پوشی خواهد کرد، اما بالاخره صدای مظلومان این کشتار ها و این تجاوزات به مال و ناموس مردم این سرزمین از آنسوی اوقیانوس ها بلند گردید و زمین را در زیر پای شان به جهنمی مبدل کرده که هر آن ممکن است دهن باز کند و تک تک آنهارا ببلعد.
انسان های باوجدان در هر کجای جهان که باشند چشم از کردار ضد بشری مجرمین جنگی و ناقضین حقوق انسان ها بر نمیدارند و در هر کجا و هر زمانی که باشد، آنهارا افشا میکنند و به یاد جهانیان و مردمی که این تخطی ها در حق آنها صورت گرفته میدهند.

نیویارک تایمز اینک این رسالت را بجا آورد و اکنون وظیفۀ دولت مردان افغان است تا به یکی از هزاران خواست مردم افغانستان جامۀ عمل بپوشد و با کومک جامعه جهانی جنایتکاران را به کته گوری های مختلف تقسیم و بعد یک یک آنهارا به پنجۀ قانون در محاکم ملی و بین المللی بسپارد. بدون تردید تا زمانیکه مجرمین جنگی و ناقضین حقوق بشر مجازات نشوند و یا اقلاً از کرسی های پر درآمد دولتی برطرف نگردند، و از حق کاندید شدن در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری محروم نگردند، عدالت و امنیت به این کشور بر نمیگردد و ناامنی و فساد و ته جیب زدن پول کمک های بین المللی و ظلم و تجاوز به حقوق دیگران از سوی همین جنایتکاران همچنان دوام خواهد یافت و فقر و بیکاری و آوارگی و هردم شهیدی همچنان در کشور دوام خواهد داشت.

در پایان از آقای عباسی بخاطر ترجمۀ این مقاله تاریخی و با محتوااظهارامتنان می نمایم

ختم


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 27.07.2012

وطنداران عزیز !
ترجیح میدهم خود بنویسم و از ترجمه بپرهیزم، ولی بنابر اهمیت بی نهایت خاص این موضوع به ترجمۀ آن عاجل مبادرت ورزیدم. بعد از مستفید شدن و آگاهی به نظریات هموطنان حق طلب و عدالت خواه من تبصره های خودرا طی مقالۀ پیرامون کمبودی ها و نواقص راپور و دلایل نشر شدن و نشر نشدن آنرا خدمت تقدیم خواهم کرد.
از دانشمندان محترم داکتر صاحب سید عبدالله کاظم و سید هاشم سدید و برادر محترم آقای طارق که تا حال نظر داده اند متشکرم، گر چه در نوشته طارق صاحب که دری را به لاتین نوشته بودند مشکل داشتم، نظر شان قابل قدر است.
سدید صاحب محترم! از لطف، کلمات مهربانانه و ذره نوازی شما دنیای سپاس، درین احوال، بینوا همین دارد.


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 27.07.2012

جناب عباسی صاحب،
لطفاًاحترامات عمیق و بی شائبۀ مرا بخاطر انبوهی از کار های مثمر و ارزشمند سیاسی ـ اجتماعی تان چه در تلویزیون و چه بشکل نوشته ها بپذیرید.

ترجمۀ راپور"راد نوردلند"باقاطعیت یکی از اینکارهای باارزشی است که در امتداد کار های بی شماری، علیرغم همه مصروفیت ها، بابرجستگی خاص صورت گرفته است.

شما مطمئن باشید که خیلی انسان های حق شناسی هستند که قدر کار های شما رامیدانند. عیبی نیست،اگر یکی دو نفری که بیشتر به پول فکر میکنند تا به مردم متوجه اهمیت کار های تان نشوند. یکی از این انسانهارااز زمانیکه من در کابل، در کنار کار رسمی، کورسی داشتم ـ درحدود چهل سال پیش ـ و او درآن کورس برای آموختن زبان می آمد میشناسم. بهر حال!

در نوشتۀ تان دو موضوع است که به نظر من باید بدانها پرداخته شود:
1ـ راپور مذکور در هر حالت باید نشر گردد، منتها نه در وضعیت فعلی که ما فاقد یک دولت مرکزی قوی برای جلوگیری از آشوب ها و سرکوب اخلالگران احتمالی هستیم. نیرو های خارجی هم مصلحت شانرا در همین دیدند که از سال 2001 تا حال دست به این لانه های زنبور نزنند.
من مطمئن هستم که اکر سرکوب اینها برای خارجی ها سودمند و میسر میبود، آنها قبلاً اینکار را میکردند.
وضعیت کشور با موجودیت ده ها و صدها گروپ، تنظیم، سازمان و حزب و حزبچه ای که تقریباً همۀ شان ذخایری بیشماری از سلاح های سبک و سنگین دارند واز جانبی دسته هائی قابل ملاحظه ای از افراد اینها فعلاً ـ و عملاً ـ در ارتش و پولیس و سازمان امنیت کشور وجود دارند و میتوانند به بسیار سادگی سبب آشوب و جنگ در کشور شوند، بسیار شکننده است. گذر از این مرحلۀ اساس صبر و تدبیر می خواهد، ولی گذشت در برابر جانیان را نباید تبلیغ کرد!
من فکر میکنم که تا وقت مناسب برای نشر این راپور و وجود ظرفیت های لازم برای پیگیری آن باید مقالاتی، همانند نوشتۀ شما ـ گاه و بیگاه ـ در این خصوص نوشته شوند تا مردم کماکان در جریان قرار داشته باشند و زمان گرد فراموشی بر روی این همه جنایات نپاشد.

2ـ فکر می کنم بهتر بود که آقای منصور حیات تنظیم های به اصطلاح جهادی را به دوره های متعددی تقسیم می کردند! دورۀ مجاهدۀ این تنظیمهاعلیه دولت دست نشانده شوروی و خود اشغالگران شوروی دوره ای است که من هم از آن با همه کمی و کاستی ها پشتیبانی کرده ام و هنوز هم پشتیبانی میکنم.
از آقای منصور تمنا داریم که با روشن بینی یک انسانی که شیفتۀ حقیقت و شیفتۀ مردم است کار نامه های ننگین رهبران تنظیم ها را بعد از سرنگونی رژیم نجیب مورد مداقه قرار دهند و بعنوان انسان مسئول دربرابر خداومردم در موردآنان قضاوت کنند!
جنایات رهبران و فعالین این تنظیمها چیزی نیستند که بتوان آنرا به سادگی و با یک "نه" گفتن انکار کرد!
برای دیدن واقعیت ها تنها کاری که باید کرد اینست که وجدان های خوابیده و بیمار را بیدار یا مداوا کنیم!



اسم: Tariq   محل سکونت: Germany    تاریخ: 27.07.2012

Ba arze salam wa adab ba hama hamwatanaan,tamine adalat dar yak jamia az jomla zaroriate bonyadi sakhtare manawi yak jamia ast.Jamiaye ma neez ba tamine eyn zaroorat motaaj ast AMMA tamine aan dar saliane ke dar peesh ast taqreeban na momken ba nazar merasad.
Jamiaye jahani masroofe rah paymaye dar jehat tameene manafe daraz modate khod hast wa hale masayele dakheli Afghanistan dar sadre wazayefe shan qaraar nadarad bar aks aabe aloodaye feli dar jamia baraye "mahi giri anha besyaar monaseb ast. USA wa NATO khorsand ast ke jenayat karaane jangi ra dar yak teame dast neshanda dar ekhtiar darad ke NEE goftan ra yaad nadarad wa homan mekonad ke gharb mekhwahad.
Arzo besyaar ast wale sharayete aini jamia baraye tamine adalat door ba nazar merasad.

Tajdeede hormat


اسم: داکتر سید عبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 26.07.2012

از جناب آقای عارف عباسی تشکر که این گزارش مهم نیویارک تایمز را به سرعت ترجمه و برای پورتا ل غرض نظر خواهی ارسال داشتند. با اینکه راجع به موضوع جنایات جنگی و به خصوص قتل های دسته جمعی تاحال مقالات و گزارش های مهم به نشر رسیده است، ولی نشر راپور اخیر اهمیت زیاد دارد،
آنهم به دو دلیل:
یکی اینکه بحث مجدد را راجع به تکمیل تحقیقات کمسیون حقوق بشر افغانستان «ترسیم منازعه...» مژده میدهد:
و دیگر اینکه نفوذ عاملین این جنایات را در دستگاه دولت و اقدامات شانرا مبنی بر جلوگیری از ارائۀ رسمی و نشر این گزارش به وضاحت نشان میدهد.

بهر حال امید است هموطنان گرامی با ابراز نظر های آفاقی مراجع مسؤول را وادارند تا در اینکار بس مهم اقدام فوری نمایند و نگذارند که دست های مرئی و غیر مرئی از داخل و خارج این موضوع را تحت الشعاع قرار دهند. باید علاوه کرد که ابراز نظر های احساساتی و جانبدارانه موجب خواهد شد تا مخالفین آنرا به بیراهه و جر و بحث های بی لزوم کشانیده و از اهمیت آن بکاهند.
بدینوسیله وعده میدهم که بزودی در زمینه به نشر یک سلسله نوشته ها بپردازم که در شرح مزید این موضوع ممد واقع شوند. با احترام



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved