Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  اسدالله سروری رئیس دستگاه استخباراتی اگسا: من خواهان عدالت هستم!    نویسنده:  محمد صدیق مصدق

 
اسم: س. علم   محل سکونت: USA    تاریخ: 12.09.2008

Please click on the following link:


عدالت به سبک سروری


اسم: عثمانی   محل سکونت: هرات    تاریخ: 12.09.2008

جناب محمد نعیم بارز:

قانون شکل عام را دارد. قانون اعمال جرمی را مورد تحقیق قرار می دهد نه افراد را. این موضوع را می خواهم طی دو مثال خدت تان توضیح دهم. در صورتیکه گلابزوی، وزیر داخله رژیم کمونیستی بحیث وکیل در پارلمان مشغول باشد، محاکمه اسد الله سروری چه معنی دارد؟ اگر مسعود بحیث قهرمان ملی تجلیل گردد، محاکمه و مجازات گلبدین چه معنی خواهد داشت. در حالیکه مسعود و گلبدین مشترکا بدستور آی اس آی پاکستان کابل را بخاک و خون کشید.

امید است افغان ها به این مطلب توجه داشته باشند. محاکمه افراد بر اساس تعلقات خود یک عمل جرمی است.


اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 11.09.2008

سلام به همه خوانندگان عزیز ومحترم افغان جرمن آنلاین!

محاکمه اسدالله سروری ضروریست اما اعدامش نه!

محاکمه متهمین به جرم و جنایت وقتی خوب و عادلانه است که در جامعه سیستم خوب و حاکمیت قانون برقرار باشد و متهم بتواند به دلخواه خود وکیل مدافع داشته باشد و قاضی دارای وجدان آگاه و صاحب صلاحیت باشد.

تعیین جزا نیز به خاطر جلو گیری از ارتکاب بیشتر جرم و جنایت به حال جامعه مفید است نه عفوه جنایتکار.

اما اعدام در هر صورت عملی است و حشیانه که زیر نام تامین حق و عدالت و حفظ امنیت سیاست بازان در اجرای آن پا می فشارند، خلاصه در هر صورت محاکمۀ متهم به خیانت و جنایت امر حتمی است بخصوص محاکمه افرادی مثل اسدالله سروری تا وقایع و حقایق روشن گردیده و راز های پوشیده معلوم شده و همرای متهم بگور نرود.

بااحترام


اسم: تابش   محل سکونت: دنمارک    تاریخ: 07.09.2008

باسلام و درود مزید خدمت همه خوانندگان و به خصوص آقای ا.ر.بارکرزی.
یقیناحرفهای را که محترم بارکزی به آن اشاره فرمودند ؛حرف های ناگفته هزاران هزار انسان درد دیده افغانستان است؛که هنوز بازماندگان آن دوره شوم و سیاه جنایات جناح خلق وپرچم چشم براه مفقودین و شهدای گمنام شان استند.افسوس که دراین وطن مخروبه یک انسان واقعی و مردم دوست به قدرت نمیرسد؛انانیکه به قدرت رسیده ومیرسند همه گدیگک های کوکی شرق و غرب اند والا سروری ها و امثالهم خیلی وقت به همون عدالت خلقی گونه وپرچمی گونه توسط مردم بپاخاسته تناب عدالت و حقانیت ،به گردن اش آویخته میشد.اما چه بگویم که کلمه عدالت تا هنوز در جامعه به خون نشسته ما یک کلمه نامانوس و نا آشناست والا سروری ها دیگر خواب و رویای رهبری بسر نمیپروراند.فقط ...افسوس


اسم: آزادی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 07.09.2008

اواسط سال 1358 بود سکوت شب را صدای فغان و گریه مادری درهم شکست هنوز چند لحظه نگذشته بود که ناله های بیداد اطفال نیز همراه با ناله مادر یکجا شد. همسایه ها فهمیدند که حادثه بدی باید اتفاق افتاده باشد. همه به عجله خود را به خانه "انجنیر صاحب" رسانیدند. چه بلای دیگری میتواند براین فامیل آمده باشد؟ همه در جستجوی این بودند که دریابند چه اتفاقی افتاده. مادر و اطفال گریه میکردند و کسی دیگری نبود که به سوال همسایه های جواب میداد. فقط مادر در گریه و ناله اش فریاد میزد که اولاد هایم یتیم شدند.

صبح دریافتیم که لست 18000 "محکومینی" که اعدام شده اند اعلام شده. و مادر وقتی این خبر را در رادیو شنیده تصور کرده نام شوهرش که چند ماهی پیش زندانی شده بود در میان لست خواهد بود. چند نفر از موسفیدان تصمیم گرفتند کابل بروند تا ببینند که آیا واقعا در آن لست نام "انجنیر صاحب" است یا خیر؟

روز بعد وقتی موسفیدان برگشتند در حالیکه کوشش میکردند غم و انده شان را پنهان کنند مستقیم خانه "انجنیر صاحب " رفتند و بر خانم و اولاد هایش اطمینان دادند که نام "انجنیر صاحب " در آن لست نبود. ولی مادر که در ماتم نشسته بود حاضر نبود قبول کند که آنها راست میگویند. وقتی موسفیدان اسرار کردند که آنها راست میگویند مادر فریاد زد که اگر شما راست میگویید پس چرا ماتم در سیمای شما ست. آنوقت آنها مجبور شدند بغض قلب شان را آشکار کنند که ماتم آنها بخاطر یست که نامهای "شجاعی" و "حسین جان" را در لست دیده اند. غلام غوث "شجاعی" داکتر در فلسفه دیالتیک بود و در پوهنتون کابل تدریس میکرد و محمد حسین "طغیان" فارغ التحصیل فاکولته حقوق بود. این دونام در کنار "انجنیر صاحب" نه تنها دراین قریه بلکه در تمام ولایت اشخاص قابل احترام بودند. دانش/برخورد/ و فهم شان اینها را در قلوب مردم جای داده بود و از احترام خاصی در میان ریش سفیدان و جوانان برخوردار بودند.

با شنیدن این خبر مادر یکبار دیگر به فریاد شروع کرد. شاید غم "حسین جان" و "شجاعی" قلب اورا فشرده باشد و یا اینکه مطمین شده که اگر این دو اعدام شده اند پس "انجنیر صاحب" هم اعدام شده چون این دو دوستان بسیار صمیمی شوهرش بودند.

واقعا نام "انجنیر صاحب" در آن لست نبود. ولی اطمینان آن مادر هم بجا بود چون از شوهرش تا هنوز خبری نیست و مانند هزاران تن دیگر سر به نیست شده بود.


اسم: افغانستان واچ    محل سکونت: هالند    تاریخ: 07.09.2008

محکمه استیناف نظامی عنقریب بخاطر رسیدگی بر دوسیه نسبتی سروری دایر میگردد. در مورد تاریج انعقاد مجلس محکمه با تلفن شماره 0202104149 (2104149 20 93 ++) در تماس شوید. منحیث متضرر شما مینوانید عریضه تانرا کتباً به محکمه استیناف نظامی واقع چهارراهی صدارت سپرده و حین مجلس محکمه شخصاً بر علیه سروری شهادت بدهید.
afghanistanwatch@yahoo.com


اسم: ا.ر.بارکزی   محل سکونت: هالند    تاریخ: 06.09.2008

ابتکار آقای مصدق را بدیده قدر مینگرم. حدس میزنم که راجع ساختن دوسیه سروری به محکمه نظامی یک توطه علیه مردم افغانستان است. احتمال آن وجود دارد که محکمه نظامی حبس گذشته را بحال این جانی بزرگ کافی دانسته وویرا رها کند. قربانیان جنایات سه دهه اخیر باید هوشیارانه و فعالانه دست بدست هم بدهند و از این فاجعه بزرگ جلوگیری کنند.

جالب است که حتی آقای سروری از عدالت صحبت میکند. از آقای سروری باید سوال میشد که اگر عدالت خلقی بالایش تطبیق گردد موافق خواهد بود؟ اگر سرنوشت آقای سروری بدست شخصی با مشخصات روحی و شیوه مجازات قوماندان عبدالله قوماندان خلقی پل چرخی و یا قوماندان حنیف شاه پرچمی سپرده شود به عدالت دلخواه اش خواهد رسید؟

اینکه چرا احمدشاه مسعود ششصد و چهل و نه نفر زندانی دیگر را که از کابل به پنجشیر انتقال داده بود از بین برد و صرف جانی بزرگی جون سروری را زنده نگهداشت یک سوال بزرگ است. فکر میکنم مسعود سروری را بخاطر گل روی روسها زنده نگهداشت. همین موضوع در مورد حکومت ضعیف کرزی نیز صدق میکند. کرزی چندی قبل پنجاه نفر را بخاطر جرایم که میلیونها بار کوچکتر از جرایم سروری بود اعدام نمود ولی این جنایتکار قرن را زنده نگهداشته است. من با کمسیون مستقل حقوق بشر درین مورد موافق هستم که سروری نباید بحیث یک فرد (ویک نظامی عادی) بلکه بحیث یکی از سران حزب دموکراتیک خلق افغانستان و مسسول دستگاه شکنجه و آدمکشی اگسا محاکمه گردد. و میخواهم اینرا هم اضافه کنم که محاکم ملکی یا نظامی کنونی ظرفیت آن را ندارند که سروری و جانیان همردیف او را محاکمه کنند. غرض تحقیق درست و محاکمه شفاف سروری، نور احمد نور، شفیق توده یی دستگیر پنجشیری، خیال محمد کتوازی، جنرالهای خاد مقیم هالند، یار محمد وبرادرش فریدمزدک، و عارف سخره، بشیر بغلانی وزیر عدلیه کارمل، جنرال غنی میرغضب رییس تحقیق خادکه اکنون مقیم مونشن است، خادیستهای مقیم کشورهای سکاندناوی و ده ها جانی دیگر را که در داخل کشور همچون سروری خواب دوباره بقدرت رسیدن را می بینند جون ملا قسیم فهیم، ملیشیه رشید دوستم، جنایت سالار رسول سیاف، مسوول درجه اول خرابی کابل ملا ربانی، آقای قانونی، آقای گلابزوی، آقای علومی،ملا خلیلی وغیره وغیره یک محکمه مختلط (افغانی-بین المللی) تحت نظارت موسسه ملل متحد تشکیل گردد.

در اخیر این تبصره پیامی دارم برای آقای صبغت الله مجددی. آقای مجددی اگر فامیل شما در جمله قربانیان جنایات سروری نمیبود یقینأویرا نیز چون دوستم ها، ربانی ها، گلابزوی ها، سیاف ها و غیره معاف میکردید و در پهلوی شان در چوکی پارلمان می نشستید. آیا گاهی با وجدان تان مشوره کرده اید که قربانیان جنایات ایشان هم همچون اعضای فامیل شماانسان، افغان و مسلمان بوده اند؟ سایر قربانیان هممی خواهند قاتلین عزیزان خود را در پشت میله های زندان ببینند!


اسم: گرد راه   محل سکونت: هامبورگ/جرمنی    تاریخ: 05.09.2008

درود بر همه.من موافقم که محکمه اقای سروری ,بگونه ای باشد که بتواند زمینه ساز محکمه تمامی جانیانی شود که سبب قتل افراد گردیده اند.نباید فراموش کرد که نخستین مشکل ,تعریف جنایت و جنایت جنگی است.در افغانستان هنوز مفهوم جنایت کار جنگی روشن نیست.اگر قرار شود که یک محکمه اختصاصی در این مورد به وجود آید,بدون شک تکیه کردن به اصول جهانی لازمی پنداشته میشود. شاید محکمه دن هاگ بتواند در همچو حالات به کمک نیرو های بین المللی بسان بوسنیا ویا روندا با قدرت خوب عمل کند.یاد ما نرود در آنوقت یک لیست اضافه از 500 نفری را باید تصور کنیم.


اسم: سليمان شاه صوفی زاده   محل سکونت: هالند    تاریخ: 04.09.2008

هموطن عزيز پوهاند صاحب گمنام!
اينکه نوشته ايد: "... درین روزها فردی از افراد را بنام جنایت کار و قاتل دسته جمعی مردم بی گناه که از سالها با یک ناتوانی در قید زندان حیات بسر می برد..." برای بنده وشايد هم به هموطنان ديگر خيلی جالب بوده باشد.
چون زندانی ای که با توان وقدرت در قيد زندان حيات بسر برد، را کم سراغ داريم وشايد هم از نادرات باشد.
نکتۀ دومی ای که شما تذکر داده ايد ( ... تا جائی که دیده میشود اشخاص و افراد تعلیم یافته و صادق به ملت و میهن با تاپه مهر کمونستی در پيشانی شان به زندان فرستاده می شوند. و یا بدون داشتن و ظیفه و اعتماد بالای آنها در گوشۀ بداخل و یا خارج از کشور امرار حیات داشته در فراق محبت به کار و خدمت به میهن و کسب اعتماد اراکین دولت ساخته و میسازند...) نيزخيلی جالب ودور از حقيقت به نظر ميرسد، چون اگر واقعاً تاپه ومهر کمونيستی باعث رفتن به زندان ميبود ، پس امروز تمام کارمندان دورۀ حکومات کمونيستی که در حکومت فعلی وظيفه وفعاليت دارند در زندان بسر ميبردند.
در نکات بعدی که ذکر فرموده ايد نيز دچار سرگيچگی وتناقض در نظرات تان شده ايد، چون جايی با الفاظ " ... نمی گویم که اسدالله سروری و امثالش با داشتن جر م و جرایم مشهود و مستند حتمی بخشیده شوندو به آنها فرصت فعالیت ها و کرسی های بالا داده شود. نه خیر.جزای عمل شرط است و سزای قروت آب گرم... " خود تان خواهان محکمۀ سروری شده ايد، در جای ديگری از آن با الفاظ " ... سروری نیز از ارگان های بالا مقام زمام وقت بود که به آن دستور داده میشد و وی حسب ایجاب وظیفه به آن عمل می نمود..." از جنايات وی دفاع نموده ايد، ودر جايی هم سخنان اولی تان ( ... چنین تقاضا و پشنهاد از هیچ فرد صادق به خاک و مردم در مورد اشخاص خاین و قاتل که منافع خود را بالا تر از منافع مردم دانسته باعث چور و چپاول و تباهی شده و میشوند قابل قبول نبوده و نباید این چنین اشخاص عفو گردند...) را اينگونه رد نموده ايد که: " ... و یا اگر همین فیصله حکم محکمه بالای آن عملی میگرد. کدام بخش از دردهای ملت مداوا و پاک سازی از وجود دشمنان مردم صورت میگیرد...".
حالا شما جناب گمنام که خود از غم رفيق!!! زندانی تان سرگيچ شده ايد ميخواهيد با اين سخنان ضد ونقيض تان ديگران را نيز سرگيچ نماييد، ولی چنين نيست. خداوند (ج) ما همه را از آه مظلوم و ملامتی وجدان در حفظ وپناه خويش داشته باشد.آمين
شما بايد بدانيد که محکمۀ عادلانۀ اشخاص همچو سروری بدون شک درد های ملت مظلوم ما خصوصاً يتيمان وبيوه زنانی که پدرها وشوهران خويش را به اثر ظلم وجنايات اين جانی و رفقايش از دست داده اند، را مداوا نموده وراه را برای محکمۀ جنايت کاران ديگر بعدی هموار وصاف ميسازد.
بلی من وهمۀ هموطنان عزيز با شما در مورد محکمۀ جنايتکاران همۀ ادوار موافق هستيم، ولی چون از لحاظ زمان دورۀ جنايات کمونستان و اين وحشی قصی القلب که در زندان هنوز هم خواب های زمامداری آئنده وبعد از رهايی را ميبيند، قبل از همه و آغاز گر همه بدبختی ها بوده است، بناءً بايد محکمۀ آنها نيز قبل از همه و آغازگر اين مسير گردد.تشکر
با احترام سليمان شاه صوفی زاده


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.09.2008

شاغلی پوهاندگم نام باشنده زمین!
ماشمارا خوب می شناسیم که اسم تان ظاهر حکمی و باشنده بلغاریا هستید. این نوشته را شما ماهای قبل حینی که اعدام سروی از طرف محکمه اعلان شده بود، ارسال داشته اید. آنگاه سخن از آن درمیان بود که شما چطور از یک انسان جانی پشتی بانی می دارید؟ اکنون این نوشته تان را زیر نام مستعار -گمنام- باز به دیده می زنید. نوشته تان بازهم برای قضاوت خوانندگان گرامی به نشر رسید.
با احترام.


اسم: پوهاند گم نام   محل سکونت: زمین    تاریخ: 03.09.2008

خدمت مقامات زیربط و ذیعلاقه احتراما عرض است اینکه جمهور ی اسلامی افغانستان به اصطلاح با داشتنن سرعت عمل در کار و فعالیت های صادقانه و عادلانۀ روز مرۀ خود درین روزها فردی از افراد را بنام جنایت کار و قاتل دسته جمعی مردم بی گناه که از سالها با یک ناتوانی در قید زندان حیات بسر می برد با یک سر و صدای بلند محکوم به اعدام اعلان نموده و از جانب دگر سایر خاینین ملی را که اعمال ننگین شان منحیث قومندان سالاران و به اصطلاح مدافعین دین مبین اسلام به جهان و کشور مانند آفتاب روشن و ثابت است با دادن کرسی ها معاشات بلند و موترهای لوکس در کنار خود جا داده به فعالیت های آنها افتخار نموده شاباش میگوید. همچنان دولت همیشه با ندای رسا گفته و میگوید که اجرات دولت برطبق قانون در جهت آرامی و نابودی خائنین به ملت و وطن یکسان صورت گرفته بی انصافی در آن وجود ندارد.

درحالیکه عمل کرد کنونی مغایر با گفتار آن بوده یکسانی عدالت اجتماعی در آن دیده نشده قابل قبول مردم نمی باشد. به همین ترتیب دولت داد از دیموکراسی و تطبیق قوانین مدنی و عدالت منطقی حرف میزند که باید با آن سراپا گوش داده شود. درحالیکه واقعیت ها دگرگون بوده اگر به رسانه ها و جراید ملی و راپورهای حقوق بشر گوش داده شده نظر انداخته شود نظرات و پشنهادها در مورد عمل کرد دولت چیز دگری میگوید. تا جائی که دیده میشود اشخاص و افراد تعلیم یافته و صادق به ملت و میهن با تاپه مهر کمونستی در پشانی شان به زندان فرستاده می شوند. و یا بدون داشتن و ظیفه و اعتماد بالای آنها در گوشۀ بداخل و یا خارج از کشور امرار حیات داشته در فراق محبت به کار و خدمت به میهن و کسب اعتماد اراکین دولت ساخته و میسازند.

نمی گویم که اسدالله سروری و امثالش با داشتن جر م و جرایم مشهود و مستند حتمی بخشیده شوند و به آنها فرصت فعالیت ها و کرسی های بالا داده شود. نه خیر. چنین تقاضا و پشنهاد از هیچ فرد صادق به خاک و مردم در مورد اشخاص خاین و قاتل که منافع خود را بالا تر از منافع مردم دانسته باعث چور و چپاول و تباهی شده و میشوند قابل قبول نبوده و نباید این چنین اشخاص عفو گردند. جزای عمل شرط است و سزای قروت آب گرم. نسبت شرایط نا همگون و نا امییتی که همین اکنون هر روز به ده ها نفر ذریعه این و ان بقتل می رسند و پروسه نا امنی در تشدید بوده و جریان دارد و در پهلوی آن اشخاص مظنون بقتل و چپاول در کرسی ها نشسته جریانات را نظاره می کنند. هرگاه تطبیق قانون محاکمات وغیره در مورد آنها حسب وجدان پاک کندی میکند و قلم کار نمیدهد پس اعدام اسد الله سروری بر کدام زخم کهنه و نو مردم مرحم گذار خواهد شد که حتمی باید اعدام گردد. شواهد مبارزات سیاسی حکم اعدام سروری را یک جانبه و ذریعه تفاهم های سیاسی ضد مفکوره آن و براورده شدن عقده های حزبی و عقیدتی و مبارزات قدرت طلبی که جنایات شان به مراتب نسبت به جنایات سروری بیشتر و خطرناک تر است دنبال گردیده و به اعدام سوق داده شده است. تا باشد که بشکلی ازاشکال چنین اشخاص برچیده شده سد راه نگردند. مردم بلا کشیده کشور در اضطراب تشنه خون خاینین و قاتلین و چپاول گران دیروز و امروز بوده با صدای حقوق بشر همنوا استند. خواهان عمل کرد سریع وعادلانه دولت در زمینۀ پاک سازی کشور از وجود خاینین و وطن فروش و دزدان ولو من باشم و یا خودت هر چه زودتر مبیاشند.
د عدالت په تله ناستی * د ندی وهلو کی د لاس خارخت کوینه .
اسدالله سروری
مبر هن و معلوم تان است که در تمام نظام ها و لو قبلی کنونی و یا اینده باشد جهت بقای زمام داری و زندگی پر شکو میکوشند تا رقیبان و مخالفین که سد راه میشوند ولو به مرگ فردی و یا گروپی آنها تمام شود به شکلی از اشکال از بین ببرند. سروری نیز از ارگان های بالا مقام زمام وقت بود که به آن دستور داده میشد و وی حسب ایجاب وظیفه به آن عمل می نمود. که این سیاست در تمام جهان و کشور ما هم مورد تطبیق بوده و اکنون انجام میگردد. بطور مثال اگر گلبدین یا ملاعمر و یا سیاف ربانی وهم مانند آنها به گیر دولت زمان سروری می افتیدند فکر میکنید که دولت به آنها کرسی ها و موترها میداد و یا به سرنوشت دگران میرسیدند. در حالیکه امروز اکثر این اشخاص متذکره در کرسی ها نشسته حکم فرمائی میکنند. هرگاه همین امروز یعنی گلبدین ها ربانی ها سیاف ها محقق ها دوستمی ها وعدۀ از نظامیان آن وقت وغیره وغیره به محکمه عدالت دولت کنونی غرض جواب دهی کشانیده شوند به هزاران هزار از بازماندگان مقتولین آن زمان با اسناد و شواهد غرض اثبات جرم آنها حاضر به شهادت شده به ثبوت میرسانند.

میدانیم که دولت اکنون بنا بر نامساعد بودن شرایط و به جزا رسانیدن تمام مجرمین و کشانیدن آنها به محکمه نا ممکن بوده جز باعث بروز اشکال سیاسی و سد راه اجرات و یقای دولت شده دگر سودی نمیبخشد. ممکن در میسر شدن فرصت دولت در مورد محکمه آنها اقدامی نموده حق را به حقدار بسپارد. در صورتیکه دولت اکنون فرصت محاکمه خائنین اشخاص متذکره فوق را بنا برعواملی که ذکر شد ندارد. پس محکوم به اعدام یک نفر که از سالها بخاطر رفع و اکمال جرم خود به زندان افتیده و بقدر کافی جزای اعمال خود را کشیده و میکشد در زنده ماندن آن در ادامه بقای دولت چه خطری را پیش خواهد کرد و یا اگر همین فیصله حکم محکمه بالای آن عملی میگرد. کدام بخش از دردهای ملت مداوا و پاک سازی از وجود دشمنان مردم صورت میگیرد. فکر میکنم با اعدام سروری فقط و فقط انعده اشخاص خوشنود و خاطر آرام میابد که به آن اختلاف عقیدتی و سیاسی دارند. چون سروری را منحیث کمونیست میدانند و مخالف نظر آنها است بدین لحاظ به اعدام آن تاکید و پای کوبی ممکن نمایند. در حالیکه سیاست دیموکراسی که سیاست دولت کنونی است این چنین مفکوره ها و روش های غیرعادلانه و یک جانبه را نپذیرفته در تساوی حقوق اجتماعی وعفو مقصرین اجراآت تحمیلی سابق نظر نیک داشته عمل مینماید.

یک بار دگر امید واریم در مورد حکم اعدام سروری که یک جانبه و تنها درحصه وی صورت گرفته غور مجدد بصورت عادلانه آن با سایر خائنین و فاتلبن ایکه در موترها چکر می زنند و حکم فرمایی میدارند یکجا و موازی پروسه مکحمه آغاز و فیصله جامع که واقعاً درد مردم درد دیده به آن مداوا گردد انجام شود تا باشد که ملت نادار و ستم دیده از چنگ خون خواران چوکی طلب نجات یابند. وهمه مردم بخاطر آرام درعمران و آبادی کوشیده و از خطر جنگ کشت و خون چپاولگری وغیره دور بوده زیست باهمی خویش را از سر گیرند.


اسم: فرشته کامیار   محل سکونت: کابل    تاریخ: 03.09.2008

سروری راست میگوید باید عدالت عملی گردد:
- گردن سروری و رفقای پلید سرکرده خلقی و پرچمی اش بخاطر وطنفروشی و قتل و غارت از سر جدا گردد

- باید رهبران خودساخته خاین جهادی مثل سیاف، ربانی، گلبدین، قانونی، فهیم، عطامحمد، اسماعیل، خلیلی، انوری، خدایداد، دوستم، عبدالله، ملا عزت، محقق و غیره بخاطر فروش وطن به اجانب و قتل دهها هزار هموطن بیگناه ما و بخاطر ادامه جنایت و خیانت و وطنفروشی تا امروز، در غازی استدیوم شهر کابل در مقابل چشمان دهها هزار بیوه زن و یتیم و بی خانمان و دربدری به دار آویزان شوند.

- باید رهبران طالبان جانی مثل ملاعمر کور، ملا متوکل و سایر ملاها و مولوی های خاین و تاریک اندیش و قاتل شان اولا دست بریده شوند، بعد زنده زیر دیوار شوند، تا کام شان به آن همه فاشیزمی که مقابل مردم شریف ما انجام داده اند آشنا شود.

- باید باداران امریکایی و ناتوی این همه جانیان و خاینان و ستمکاران به زور بازوان توانای مردم تمامی ملیت های ما دوانده شوند تا داستان برایدن یکبار دیگر تازه گردد و تاج افتخار دیگری بر سر مردمی که سالها منکوب و تحقیر و توهین شده اند گذاشته شود.

اینست مفهوم عدالت واقعی، تا عملی شدن این دادخواهی، افغانستان روز خوشی و آرامش و بهروزی را نخواهد دید.


اسم: احمدزی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 03.09.2008

در مورد اینکه آقای سروری مسئول قتل هزاران بیگناه است، هیچ کس شکی ندارد. حتی اگر اسنادی در این زمینه موجود نباشد، ما افغانها همه میدانیم که واقعیت چیست.و اما اینکه آقای سروری خواهان عدالت میباشند، آرزومندم که این عدالت، به مفهوم واقعی کلمه اجرا گردد.
گذشته از آن میخواهم بگویم که همه مجرمین جنگی، صرفنظر از هر نوع عقایدی که دارند و بدون در نظر داشت اینکه به کدام جناح تعلق دارند باید محکمه گردیده و جواب همه عملکرد های خود را بدهند.

اسد الله سروری تنها جنایتکار تاریخ افغانستان نیست،کسان دیگری نیز هستند. سال های 92 تا 94 هرگز فراموش کابلیان نمیگردد. من شخصا، بحیث یک کابلی ایکه در آن سالها در کابل میزیست خواهان عدالتم. گلبدین حکمتیار، یکی از بزدلترین رهبران تاریخ، فعلا منفور خاص و عام این کشور است، ولی یک تعداد از همقطاران جنایتکارش به نام جهادی و قهرمان علنا تجلیل میگردند و یک تعداد از آنانی که در کشمکش بی پایان قدرت شخصی بدون در نظر گرفتن مردم بیچاره، به قتل رسیدند، به نام قهرمان ملی ستایش میگردند.ما هرگز فراموش نمیکنیم که حفیظ الله امین نام شهر جلال آباد را به ترون شار تغیر داده بود، این اسامی گذراست و با تغیر رژیم سیاسی از بین خواهد رفت.مادام رولان همگامی که سوار بر ارابه بسوی گیوتین برده میشد گفت : ای آزادی چی جنایت هایی که بنام تو انجام میشود.

من نیز میخواهم بگویم که به نام اسلام، جهادو مسلمانی خیانت هایی در کشور انجام گرفته است که هر انسانی خجالت میکشد.
در تاریخ کشور ما،به نام اسلام همیشه اشخاصی وجود داشته اند که جلو سیر تکامل طبیعی جامعه ما را گرفته اند، چی بنام طالب و چی بنام مجاهد.خواهان آنروزی استم که تمام کسانی که دست شان به خون مردم بیگناه ما آغشته است محکمه و به جزای اعمال شان برسند.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 02.09.2008

The nation of Afghanistan is suffering very much since 1978, we have communists killer, we have selected Mujahideen leader and commander killer, whos are working for ISI and Iran Mullah regime and we have new selected Taleban and their supporter, all of them killed lot of innocent people, they destroyed the areas, they put more than 3000 people into containers and they (special killer Dostum) killed all of them them, it is going still horrible bombing attacks by supporting and by giving wrong informations through those killer(Alliance of Nation, communists) to USA force, Afghan Mellat is carring out the dirty task of translations including north Alliance, they are marking all national dressed people as Taliban, USA force is acting as barbarian and bombing the whole areas, lot innocent people are losing their life and living people will be insulted, tortured and they are taking all men(adult, young and old) with under criminal conditions.

Those killer robbed all money of reconstructions, they occupied the properties of helpless people, they are dealing with drugs. If we have such member of government and parliament, where lot communists are sitting too, then it is clear, that criminals and killer can not select among themselves some of them and say they or he killed innocent people. All of them should be brought to justic. Mr. Chakeri killer is announcing very open, we ar reconciled and he is saying further, that our killing actions are coming under the statute of limitation.

The nation has the right to bring all those killer to court and they have not the right to use here the fasicst methodes too.


اسم: سليمان شاه صوفی زاده   محل سکونت: هالند    تاریخ: 02.09.2008

کسی که در زمان قدرتش اصلاً عدالت را نمی شناخت و صداهای هزاران انسان بيگناه را که فرياد کنان ميگفتند:" بامن عدالت کنيد!!" با کبر وغرور فرعونی پاسخ منفی ميداد،هزاران طفل معصوم را بی پدر،هزاران زن افغان را بيوه و هزاران خانواده را تا امروزدر غم وماتم نشانده است ،امروز چطور خواهان عدالت ميشود؟!!

نفرين بر اينگونه انسانهای ذليليکه بعد از همه قتل وقتال، کبر وغرورو همه اعمال غير عادلانۀ خويش امروز برای نجات خويش عدالت شناس ميشود.

بلی، بايد بااين جنايتکار وخائن ملی عدالت واقعی صورت گيرد. اما برای عدالت واقعی اشخاص عادل وبا احساس بکار است تا باعملی نمودن عدالت واقعی با اين خونخوار، روح پاک تمام شهدای مظلوميکه به دست اين جانی ورفقايش ناجوانمردانه وبدون هيچ نوع جرم و محکمه به قتل رسيده اند، شاد وآرام گردد.

گرچه در شرايط امروز محکمۀ عادلانۀ اين جانی بعيد به نظر ميرسد، ولی اميدوار هستيم که قدرتمداران وقت آنگونه که بخاطر منافع شخصی وحفظ قدرت و چوکی خويش با اين جنايتکاران بار ها معامله کرده اند، اينبار هموطنان مظلوم خويش را که قربانی جنايات نابخشودنی اين جانی وامثالش گرديده اند وهر لحظه چشم اميد به ايشان دوخته اند تا با ايشان عدالتی که در هنگام شهادت شان صورت نگرفته است، امروز صورت گيرد، به باد فراموشی نسپارند و اينبار با محکمۀ عادلانۀ اين جنايت کار معروف مرهمی بر زخمهای ناسور ملت مظلوم خويش گردند.

والسلام
با احترام
سليمان شاه صوفی زاده


اسم: Arbab   محل سکونت: Denmark    تاریخ: 02.09.2008

Taso wgorae che pa spina jamake loe aw badtarin jnayat karan de dawlat pa lwaro postuno kar kawi aw watan khalak aw namus kharsawi kho la bada margha che hesook ee nom na akhli hata la hagha na palawi kawi zaka che kom paiwand war sara lari de misal pa toga Rabani ,Sayaf,Marshal Fahim,Qanooni,Dostum,Gulbudin,Esmael,Mohaqeq aw dase nor ka yaw Sarwari jenayat kar wee kho der jhar de eadam shi kho da nor lewan sanga kawae che suk de Amreka sok de Rus sok de Iran aw sokde Pakistan aw sok de London sara de watan aw namus pa mamela akhta di.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved