Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  آیا تاریخ...تحریف، تحذیف، مسخ و یا کتمان شده میتواند؟    نویسنده:  سیدال هومان

 
اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 21.02.2012

بعد از اطلاع از تصمیم وزارت معارف درین مورد خاص ، گرچه نظر من قبلا" نشر شده، برایم مجال تفکر بیشتر پیدا شد وبا یک تعداد از دانشمندانی که در امور نصاب تعلیمی تخصص دارند درین موضوع تماس گرفتم، میخواهم نظر شان را غرض روشنی انداختن مزید به عرض برسانم. متخصصین که در امور معارف مملکت خدمت نموده و به جهات مختلف نصاب تعلیمی وارد اند همه متفق الرأی اند که وزارت معارف صلاحیت حزف تأریخ سی سال درخشان !!!! کشور را ندارد احتمالا" بنابر حاکمیت فرهنگ زورگویی، جنگ سالاری، قهرمان سازی های جعلی و تحمیل جبری آن بالای جامعه و سخن سرایی از میلۀ کلاشینکوف واقعیت های تأریخی سال های پیشین تحریف گردیده، مخصوصا" در دوران وزارت معارف آقای قانونی موادی در کتب درسی گنجانیده شده که به حیث ابزار سیاسی بیانگر منافع یک گروه خاص بوده طفل معصوم افغان را در یک مرجله حساس زندگی شستشوی مغزی می نماید.
شاید تصمیم وزارت معارف روی این ملاحظه باشد که تا به میان آمدن تأریخ واقعی و راستین کشور تاکدام حدود برای شاگردان و در کدام مراحل تأریخ را در شرایط فعلی تدریس نمایند.
نوشتن تأریخ مخصوصا" از دوران پر آشوب سی سال گذشته وظیفه انجمن نخبگان واقع بین، روشن نگر، غیر وابستۀ ملی گرا است تا بر مبنای دَین و وظیفۀ ملی حقایق را از عقب پرده های منافع حزبی ، گروهی و قومی بیرون آورده و جنایاتی که توسط گروه های خاص درحق ملت افغانستان صورت گرفته بدون کم و کاستی طور شفاف به جامعه عرضه کنند.
شاید تصمیم وزارت معارف نیت سوء نباشد، شاید، و تحت شرایط حاکم یک تصمیم درست باشد و ارتباطی به پیوند وزیر به حزبی نداشته باشد.
برادر عزیز ما مصطفی به زبان انگریزی تا حدی به این پهلوی قضیه تماس گرفته اند.
لازم می افتد که در قضاوت روی این تصمیم جهات ذیدخل موضوع طور آفاقی در نظر گرفته شود. بازهم موقف من همان است که بود، نه وزارت معارف و هیچ مرجع دیگر حق حزف تاریخ هیچ دوره را نداشته و اولاد افغانستان باید حقایق را بدانند اما سؤوال درین جاست که تا حال واقعیت ها نوشته شده؟.


اسم: Mustafa   محل سکونت: Kabul    تاریخ: 21.02.2012

Hi Mr K. Gharwal
Thanks good you agreed with me , I amm 100% agree with you no one can omitt the history no mater is done good or bad .
another important issue is the written history according the history science each history era should publish with complation of 50 years still we have 10 more years to go .
Mr K. Gharwal lets accepet the culture of tolerance and we should support the good statment or action and condem the bad no matter who is who right now in our beloved country we will not be able to find a angel to take care of this proud country so we have to accept some one who is realy
working for this country no matter belong to which party .
Thanks


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 20.02.2012

I am sorry to write in English but I am outside from home therefore please accept my excuse! I know it to which Tanzim Mr. Faroq Wardak belongs and this Tanzim is known as killer too but what Mr. Mostafa mentioned as reason for refusing to modify through education ministry the history of Afghanistan during the sold Tanzims ruling specially with influence of Shorai Nizar! this should never happen, yes, if the nation of Afghanistan get the chance to have a national government then it should include all horrible actions of those killers durind their ruling and before including sold communist regime. Shorai Nizar is acting thanks USA; IRAN and RUSSIAN to use triple games to achieve its dirty targets it means to get absolut power and influence the history of Afghanistan regarding its dirty dream as well!!Emotion needs control specially at present very sensitive time.

Ihave to mention too that Iran regime started to support young people with money for starting projects in Kabul and over all Afghanistan. It is thankful that courageos Afghan patriot journalist acted as patriot Afghans against interfering in Afghan issues of Ambassador of Iran regime, we will see it know the reaction of Mr. Karzai in this case, is he willing to act as slave for Iran regime Euros or will he appear as President of Afghanistan?


اسم: Mustafa   محل سکونت: Kabul    تاریخ: 19.02.2012

Asalamualikum to AG online and other brothers and sisters
I think some of us misunderstand or less understand the current position of Mr Faroq Wardak as far as I know this man is very smart, for the past 10 years SHOORAYA TAZAR has been trying very hard to enter there *** I mean Ahmadsha Na Masood as hero in Afghanistan history and put his picture in every book of history and trying to brain wash our young generation with artificial history and so on so Mr Wardak never want these kind of things happen in his ministery time so this was a strong massage to Mr Na Qanoony who is trying hard to modifiy these 40 years for his own party .
No one can omit the 40 years from Afghanistan history already too many people recording the events time to time so Mr Systany take it easy I am sure as historian you already collected alot of ducoments of these 40 years but please do not mix the fact with your emotion and ideology .
Once again please do not misunderstand the education ministry stament regarding this issue.
Thanks


اسم: فارو   محل سکونت: هالیند    تاریخ: 18.02.2012

اعلامیه

کتمان تاریخ چهار دهۀ اخیر خیانت به کودکان افغان است!

آگاهی از تاریخ کشور متبوع حق هر تبعۀ افغانستان است. بدون شناختن تاریخ کشور، شناخت از خود و شناخت از جهان برای یک فرد نا ممکن میباشد. حذف قسمتی از تاریخ از کتب درسی مکاتب یکی از طرفه اقداماتیست که در دورۀ حکومت کرزی اتفاق می افتد. در گذشته ها ممکن تاریخ مسخ و تحریف شده باشد. ولی حذف قسمتی از تاریخ حرکت بیسابقۀ ایست که جز کوشش برای فرار از عدالت و ترس از واقعیت نام دیگری بران صدق نمیکند. حلقات حاکم فعلی از عدالت ترس داشتند و با تصویب منشور منفور عفو، عدالت را از عقب خنجر زدند. حالا بخاطر جلوگیری از لعنت شدن توسط نسل های جدید، می کوشند بر اعمال ننگین گذشتۀ خود پرده اندازند. این دوحرکت، عین هدف را دنبال میکنند.. . . . .

یادداشت پورتال
بقیۀ این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/faro_katman_tarikh_khiyanat_ba_kodakan_ast.pdf


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 17.02.2012


خوانندﮤ معزز و خواهر محترم خانم ن. ن سلام به شما
من ازین رنج میبرم که اکثر بحث های خوب به کجراه ها و دور از موضوع کشانیده میشود و اینرا باید مانع شد. اما اینکه بحث از تاریخدان و صاحب نظر است و شما تلاش دارید شخصیت سازی کنید که تاریخ را ګویا به اساس نظریات عالمانهء ؟! جناب مرادی شما بنویسند میخواهم اضافه کنم:
تاریخ دانی و صاحب نظری با کاپی کردن و پِست کردن (کاپی کردن) از کتب و منابع متعصب و دشمنانۀ ایرانی که تا هنوز قهر و دشمنی احمدشاه ابدالی را با ما دارند که چرا احمدشاه ابدالی از امپراتوری وقت ګسست و مستقل شده. این دشمنی و دلایل چندې دیګری است که هی میګویند سه صد سال قبل تاریخ افغانستان و ... قابل قبول نیست و درین راستا همه میدانیم چه میخواهند بګویـند؟ چرا میګویم این صدا ها و جملات از حنجره های دشمن و ایرانی متعصب بر میخزد؟ و عده ای طوطي وار آنرا تکرار میکنند؟ جواب این سوال را ساده زمانی خود خواهند داد که جواب بګویند آیا قبل از سه صد سال و تحت زمامداری نادر افشار و سلاسلۀ قبلی آن پادشاهان عادل بودند که شما صرف به تاریخ و یا ظلم همین سه صد سال ګذشته چسپیده اید؟ و میخواهید تاریخ را از سر بنویسید و به زعم خویش عادلانه اصلاح کنید؟ به یقین که نه قبل از سه صد سال و نه بعد از آن عدالت درست و مطلوب با درنظرداشت حقوق بشر قرن بیست ویک (حقوق بشر روی ورق )وجود داشت. آیا حین مطالعۀ تاریخ باعظمت روم در عصر بردګي میتوان از حقوق هموطنان و باشندگان و ... با عینک های قرن بیست و یک دید و آنرا مورد بررسي قرار داد؟ و یا هم نتیجه ګیری های کرد که مردم را به جان هم انداخت؟ این نوع برخورد اصلا خطا خواهد بود و خطا است. مسلم اینکه با در نظر داشت اصول، قواعد و قوانین امرزی زندګي و اجتماع شاهان و حکمای آن وقت به نحوی ظالم بودند و مسایل به اصول و قواعد دیګر رهبری میشد و به پیش برده میشد. اما چرا به این سه صد سال اخیر اعتراض دارند؟ به صورت عمده علت اینکه قبل ازآن امپراتوری فارس و افشاری ها و ... و بعد از آن افغانستان مستقل بوجود آمده و ایرانی های امروزی که همه تمدن این سرزمین ها به نام آریانا را منحصر به حیطۀ ایران امروز جلوه میدهند، این را دیده نمیتواند. بلند ګویان معین این منافع را از منابع ایرانی و دیدګاه ایرانی کاپی و پیست میکنند و نامش ګویا تاریخ دان و صاحب نظر و متفکر و برایش شخصیت سازی میشود و فکر میکنند که این تعصبات را توانستند به خورد خواننده بدهند. این محاسبه محاسبۀ خطا و نادرست است. مردم خدمت ګاران حق و نوکران اندیشه های اجیر را میشناسند واین پروسه ادامه دارد.
و یک سفارش کوتاه: لطفاً باین تاریخ دانان صاحب نظر، خراسانی های، مبارزان اروپایی حقوق بشر در افغانستان، و دیګر متعصبین و تئوریسیئن های خویش که با وسایط مختلف برای شخصیت سازی کاذب شان کار وسیع و پول هنګفت ایرانی، دفاتر مجلل، تشکیلات و بطور غیر مستقیم و مستقیم (بطور مثال نشست و بازدید خانم حنا کهر وزیر خارجۀ پاکستان به عده ای از تجزیه طلبان و خدمتګاران اهداف ستراتیژیک پاکستان در افغانستان مانند ستون پنجم) بګوید:
لطفاً از حلقــﮥ خورد قومی خارج شوید و به اصل انسان و انسانیت و دیدید ظالم و مظلوم و در جانب ګیری از مظلوم داخل شوید. جنایتکاران و آنهایی را که از هر وسیله به شمول قوم مرتکب ظلم شده بصورت مشخص افشا و برای انسان و انسانیت، برادري و همیاری خیر کار کنید. لطفاً فتنه و به جان انداختن مردم را کنار بګذارید. اما تمام نوشته ها و مصاحبه های آنها پُر از این تخلفات نا بخشودنی است.
به یقین ګفته میتوانم که اګر از تعصب و فتنــﮥ قومی و منطقوی خارج شوند و از کاپی و پيست دست بردارند دیګر چیزی برای ګفتن و نوشتن ندارند. طلسم شان ختم و عده ایرا که نا آګانه فریب میدهند و بجان هم می اندازند دیګر نخواهند توانست فریب بدهند. بلی با خارج شدن از فتنه های قومی و خارج شدن از انحطاط باین حلقات خورد تعصب دیګر چیزی برای ګفتن ندارند.
اینها بااین افکار خویش نه تاریخ دان اند نه صاحب نظر خیر و نه به مراد خود خواهند رسید.
خوب اینها توانستند با افکار مشابه مثلا کانفرانس برلین را به حضور چهار کنګرس مین امریکایی و یک عضو پارلمان آلمان دایر و اینجا و آنجا برای دشمن ستون پنجم را بازی کننده. بلی اینها توانستند نام افغانستان را از کمپیوتر های وزارت داخلـﮥ انګلستان خارج ساخته و بجای آن کلمه «افغانستانی» به وزن پاکستانی و خراسانی داخل سازند. اما ما را هرچه بګویند افغان افغان خواهد ماند و افغانستان افغانستان. انشاءالله تعالی.
اینها آب به آسیاب کسانی میرزند که همه انسانان خیرخواه نمی خواهند آنها به قدرت برسند. اما اګر وضع به همین منوال که در ده سال ګذشته به کمک باداران خارجی تان ادامه پیدا کرد عدهء زیادی از ملت مجبورا با کسانی مواضع مشترک خواهند ګرفت تا همچو حرام نمکی و خیانت به وطن را خاتمه بدهند. بلی همچو حالت و نظریات این تاریخ دادنان و خبره ګان تاریخی؟! شما اندیشه های را بلند ګویی میکنید که تأثیر معکوس آنرا (کنترپرودکتیف) را جمع خواهید کرد. ازین ترس دارم که این بلند ګویان (تاریخ دان و صاحب نظر؟!؟!)شر بازهم به راه های مختلف مانند همیشه خود را نجات خواهند داد اما مردم بې ګناه را به جان هم خواهند انداخت و بې راه خواهند کشید که عوض تمرکز قوا به امر صلح و برادری قوای مردم ما و لو یک نفر به شر و فتنه، تعصب و شراشره خواهد افتاد. در جنګ که انشاءالله برنده معلوم است. مسلماً عواقب این بس خطر ناک و مسؤولیت ایمانی و اخلاقی و جنایی آن بدوش همچو حرکات خاینانه و تجزیه طلبانه وبلند ګویان شر و تاریخ دانان؟! کاذب خواهد بود. بلی همان تاریخ دانان کې به صورت غیر واقعی مسایل وحوادث اقلا ده سال اخیر را در کتب درسی بصورت غیر واقعی درج کرده اند و حکومت فعلی قادر نیست که مسایل را بصورت واقعی باین کتب درسي تصحیح داشته و دراختیار شاګردان مکاتب قرار دهد.
باز ګردم به صاحب نظر مرادي که خانم ...آنرا مرجع و صاحب نظر میداند و به خورد من خواننده میدهد:
این صاحب نظر و تاریخ دان خانم .... درین بحث تحت عنوان (پیدایش قبایل افغان – پشتون – در خراسان – افغانستان ) اباطیل و مطالب را بلندګویی میکند که دور از واقعیت و به درد ما اصلا نمی خورد بلکه خلاف واقعیت و ریسرچ های دقیق است. از جانب دیګر بازګشتن به حجرات یک سلولی و اینکه انسان از نسل شادی است و . . . افکار توهین به انسان و انسانیت و فتنه است.
لطفا باین افاده های این چیز فهم تاریخدان؟ خویش آقای مرادی که من آنرا افاده های فتنه ګر پُر از تعصب قومی میخوانم نګاه وتعمق نموده وقضاوت کنید:”.... تکامل اجتماعی در موجودیت نظام قبیلوی مسلط در میان ایشان، با دستیابی به اقتدار دولتی در قندهار در سال1747 در پی حملات احمدشاه ابدالی مؤسس اقتدار دودمانی آنها در پهنای هند و خراسان، دست به قبضه نمودن حاکمیت های سیاسی محلی و احمال قدرت بر مسکونان و طوایف همجوار که سالها و سده قبل از آنها از مرحله مناسبات زندگی قبیله ای گذشته اند؛ زدند و با قرار گرفتن در مسند قدرت و به کارگیری خصایل و سلیقه های قبیلوی بن بست ها و چلنج های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را بروی اقوام همزیست وهمجوار شان مسبب گردیدند.
باین تشکیل کشوری بنام "افغانستان" با یکنوع حاکمیت ستیزه گرانه جنگ سالار قبیلوی و انارشیسم ناشی از مجموعۀ تضاد های قبیلوی و دومانی سلاطین و سرداران ( سدوزایی ها، بارکزایی ها و محمد زایی ها) پا به صحنۀ قدرت و تاریخ گذاشته است. نه بر پایۀ تکامل تاریخی و دست آوردها و کارهای فرهنگی که غالباً دودمان های دیگر دولت ساز را به صحنۀ تاریخ آورده است.“
تاریخ را نمیتوان با چنین تعصب به بررسی ګرفت.

به یقین که انتخاب راه و خیر و شر و کار برای آن با عقل سلیم مربوط ماست. انتخاب شر و فساد و انتخاب خیر و برادری و حاکمیت عقل و منطق سلیم و در نظر داشت منافع علیای کشور، مردم و امر خیر را برای خویش و همه رههروان حق جو سفارش میکنم.
بیایید به سفارش های خیر خواهان و خدمتګاران خویش و به سفارش عقل و منطق، انسان و انسانیت سرا پا ګوش شویم و جایګاه خود و مواضع سلیم خویشرا شناخته و پیګیر در راه خیر روان شویم. بیایید بشنویم و عملا برای آن کار کنیم که تأکید و سفارش میکنند:”. . . افغانستان د ټولو افغانانو ګډ کور دی. راځی په ټولو يې جوړ کړو اود بیا تباهی او د تل لپاره دورانیدو مخه يې ونیسو.” ب - جهانی - افغان جرمن آنلاین ۱۶/۲/۲۰۱۲ “
تشکر


اسم: زهرا کوهدامنی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 16.02.2012

به گردانندګان پورتال وزین و هموطنان سلام!
از قدیم الایام گفته اند سنګی را که برداشته نمیتوانی ببوس و در جایش بګذار.
وزارت معارف کشور با در نظر داشت همین مقوله تاریخ را نوشته نتوانست آنرا بوسیده در جایش ګذاشت، اګر ما احساساتی برخور د نکنیم و شرایط عینی و ذهنی مملکت خود را ببینیم آنګاه میدانیم که وزارت معارف شاید هم ناآګاهانه ولی کار خوبی کرده است.
در ظاهر امر دیده میشود که ما چهل سال تارخ غیر حاضر داریم. این زمان را چطور بی تفاوت و خالی تحمل کنیم. ولی آنانیکه نتوانند واقیعت را طوری که است بیان دارند، یا بنا بر مجبوریت های که فکر می کنم اکثریت هموطنان ما میدانند نتوانند بنویسند غیر حاضری شان بهتر از حاضر بودن شان است.
فکر کنید اګر تاریخ حاضری را امضاء کرده باشد و بګوید که زندګی تان مدیون جنګ سالاران و جنایت کارانی چون احمد شاه مسعود، کریم خلیلی، رشید دوستم، بحران الدین ربانی، عبدالرسول سیاف، ګلبدین و سایرین است آنګاه خواهی ګفت لعنت برین تاریخ خدا ګم و ګورش کند.
عرض این هیچ مدان به روشنفکران ما این است که صبر و حوصله داشته باشند هر آنچه اتفاق می افتد فکر کنند خوبی و ضرر آنرا محاسبه کنند بعداً شمشر را از غلاف کشده جهاد نمایند.
هرګا خدا خواست وطن ما آزاد و آباد شد اشخاص فهمیده دلسوز بر سرنوشت آن حاکم شد.آنها خانه حاضری تاریخ را قید کردند باز میتوانیم ګله و ګذاری نمایم.


اسم: داکتر خلیل الله قدیری   محل سکونت: بن، آلمان    تاریخ: 16.02.2012

سلام به خواهران و برادران افغان جرمن آنلاین!

دیروز تلویزیون ملی کتابی را برای شاگردان مکاتب افغانستان بنام " خطر ماین ها" معرفی کرد. آیا شاگردی که این کتاب را مطالعه خواهد کرد از استاد یا پدرش نخواهد پرسید که اینقدر ماین های کشنده در وطن ما از کجا شده ؟ ؟
تاریخ را کسی انکار کرده نمی تواند.


اسم: رحمن غوربندی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 15.02.2012

یکی از علل مهم این نابسامانی ها ، نهفته درین است که به اصطلاح روشنفکران وصاحب قلمان محترم ما در نظرات شان دقت لازم را ندارند و همیشه تحت تاثیرمیدیا، قیچی را بر میدارند وبرش کاری را انجام میدهند. دشمن نیز این خلاء را احساس کرده که در میدان صاف بدون موانع توسن اش را بجولان آورده است وانچه دلش میخواهد انجام میدهد. چرا که دشمن مطمئن است و میتواند به وسیلۀ میدیا حساب به اصطلاح روشنفکران جامعه را به نفع خود تنظیم و سوق دهد زیرا تعدادی ازاین صاحب قلمان گویی سر دو زانو نشسته اند تا شایع پخش شود که آنها بتواند گردونۀ قلمشان را به چرخش درآورند. این صاحب قلمان ما به تاسی از میدیا به دنبال پشک قلم برمیدارند.نه اینک دماغ خود را لمس نمایند. درینجا جای دارد تا احترامانه ازین صاحب قلمان پرسیده شودکه گاهی ما قلمداران هم اشتباه میکنیم یا اینکه از جملۀ بی خطا ها می باشیم؟

یادداشت پورتال
بقیۀ این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/rahman_gurbandi_hazefe_tarich_hazfe_tariche_az_makateb.pdf


اسم: روح الله عابد   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 14.02.2012

روح الله عابد از: سندییگو، کلیفورنیا

اگر پژوهشگرانی چون مرادیان در سرزمین افغانستان به وفرت بروید ما نه تنها صاحب تإریخ بروی اسناد و واقعیت ها نخواهیم شد بلکه همچو محققین راه ما را گم کرده افکار ما را مغشوش گردانیده رهنمای سالم نخواهند بود. این که میفرمایند احوال کشور بدتر در دوران قبل از چهل سال مورد بحث بود. یک غلط نگری و اشتباه بزرگ است . گذشته های پیشین با همه زشتی ها ، تاریکی ها و نا برابری ها با چهل سال گذشته قابل مقایسه نیست . این چهل سال موجد بدبختی ها و سیاه روزی های بود که از لحاظ تلفات جانی ، ورشکستگی ، ویرانی و عمق فاجعه حتی در سطح جهانی استثنی بود.
با ایشان موافقم که تأریخ افغانستان محتاج باز نگری است ، باید انجمن تإریخ نویسان دو باره احیاء و کلیه اسناد منابع داخلی، بشمول قدیمترین آثار و تأریخ های نوشته شده قدیمه ، آثار مؤرخین معاصر تحت مطالعۀ علمی ( عاری از تعصبات) قرار گرفته و قدیمترین آثار منابع خارجی مثلا" زائرین چینایی، یونان باستان ، اعراب ، اروپای غرب و نیم قارۀ هند مورد مطالعه عمیق قرار گرفته واین انجمن با صلاحیت علمی فیصله نماید که تا چه حدودی این رویداد ها در کتب درسی به سویه های مختلف گنجانیده شود ، دیگر به روی محصل شعبه تأریخ پوهنځی ادبیات درب کسب دانش تأریخی کشور بسته نشود. فیصله های انجمن به شورای ملی تقدیم شده مراحل قانونی خود را برای فیصلۀ نهایی بپیماید.
مرادیان تأریخ چند هزار سالۀ ایران باستان را به رخ ما می کشد که خود بحیث پژوهشګر باید شرایط افغانستان را از لحاظ غنای مالی،عوامل سیاسی، جغرافیایی و احتماعی با ایران مقایسه نماید. اول این که ایران باستان نیست و فارس باستان بود و دوم در همین تأریخ چند جلدی و چند هزار صفحه ای به حدی جعل کاری و دروغ پراگنی است که واقعیت ها را تحت شعاع خود قرار میدهد.
تا حال پژوهشگر نداشتیم حالا که یافتیم جون مرادیان از ما هیچ و پوچ می سازد و ایران باستان را به رخ ما می کشد.
تأریخ گذشته های منطقه آسیای میانه، جنوب آسیا و تا حدی شرق میانه بشمول ایران امروز، افغانستان و ممالک آسیای مرکزی و نیم قارۀ هند بحدی درهم پیچیده و گره خورده است که تأریخ ساختن را برای یک حدود جغرافیایی معین از لحاظ قدامت دشوار می سازد، مثلا" تأریخ مستقل پاکستان کدام است ؟ دوره بندی ها بیشتر محصول کار قدرت ها جهانکشای وقت و مؤرخین اروپایی است .
مشکل کلان بحث روی وقایع سی سال گذشتۀ افغانستان نوشتن بالای حقایق مبتنی بر اسناد موثق ، بیطرفانه و آفاقی بودن است که البته آسان نیست، مخصوصا" که تأریخ را نمی توان از بازی گران و سازندگان آن جدا کرد. امروز قهرمان یک جناح نزد جناح دیگر خائن و جنایت کار است.
اگر اسناد را محو نکنند شاید نسل های آینده تأریخ شفاف تر و واقعی تر وطن را بنویسند.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 14.02.2012

آیا شاغلی فاروق وردک یا وزارت معارف افغانستان میتواند در شرایط کنونی که مراکز اصلی قدرت در دست جنایتکاران چهار دهۀ گذشته است برای متعلمین مکتب حوادث این سالها را بصورت مختصر ولی استوار بر حقایق در کتب تاریخ شان جاه دهند ؟

آیا او یا مقامات وزارت او میتوانند در تاریخ بنویسند که کسیکه به نام قهرمان ملی ؟؟!! یاد میشود در کنار معاونین فعلی رئیس جمهور به دستور روسها و ایران در اتحاد با نوکران دیگر روس ازجمله وطنفروش کبیر کارملوف پلان صلح ملل متحد برای افغانستان را ناکام کرده ، مسول شروع جنگهای تنظیمی بوده و از برکت جنایات او اردو ، پولیس ، ارگانهای دولتی و داشته و نداشتۀ افغانستان از بین رفت ، کابل ویرانه شد و تنها در افشار هزاران هزار بیگناه به شکل فجیع به شهادت رسیده و به عفت زنان ، دختران و پسران تجاوز جنسی صورت گرفت ؟


تاریخ واقعی زمانی نوشته میشود که حد اقل این جنایتکاران بر سر قدرت نباشند. این نظر این حقیر است.



اسم: عبدالحکیم معصوم    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.02.2012

باز هم برخورد مسئولانه با تاریخ کشور!
هموطنان آگاه ما درین اواخر بیکی از رسواترین بی شرمی و بیسوادی زمامداران قراردادی متوجه شده اند، که توسط قدرت های حاکم خارجی بر سینۀ وطن پر خاک و خون ما وزنه انداخته اند. دزدی های مادی را بخوبی هر جایی خواستند بردند. حال دست به دزدی تاریخ برده اند. به به چه عقل و چه فراست؟. نمیدانند که همه مادیات رامی توانند بربایند ولی آنچه در مغز وطندوستان باشد، قادر به دزدی آن نخواهند شد. خوشبختانه چنین عقل و خرد و نیرو ندارند، که همه مقاومت ها را درهم کوبیده بتوانند. اینجا وطن افغان هاست. وقتی 10 سال قبل، قوای اضلاع متحدۀ امریکا و برتانیه. . . . . .

یادداشت پورتال
بقیۀ این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.



http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/masum_a_h_barkhord_masulana_ba_tarikh.pdf


اسم: هاشم انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 14.02.2012

باز هم یک خیانت ملی، تاریخی و نابخشودنی دیگر
مگر اینبار در حق تاریخ مادر وطن، توسط اولادان ناخلف اش

با تشکر و امتنان فراوان از نویسندگان وطندوست و با احساس ما هر یک محترم حمید انوری و محترم کاندید اکادمسین سیستانی که همیشه با مقالات جامع و ملیگرایانه شان هموطنان با احساس ما را در روشنی مطالب ارزندۀ خود قرار می دهند، اینبار هم در رابطه به خیانت اخیریکه توسط یک گروپ خائن به وطن و نوکران نظامیان پاکستانی، آخوند های ایرانی و بقایای کمونیستی روسی در حق تاریخ مملکت ما عملی و یا در شرف عملی کردن هستند، نوشته های خوبی را پیشکش هموطنان ما نموده اند که به گفتۀ شخص سیستانی صاحب نوشتن این مقالات مشت های محکمی به دهن فاروق وردک و امثال وی خواهد . . . .

یادداشت پورتال
بقیۀ این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.



http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/anwari_hashem_baz_ham_khiyanat_mili.pdf


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 14.02.2012

سلام به شما خواننده ګرامی و خواهر ناجیه نوری.
مستقیم این محقق، صاحب نظروتاریخ دان والای شما که شما وی را ګویا مرجع ساخته وبه خور خواننده میدهید به نوشته ها ونظریات فتنه و شر که صرف وصرف بر قوم و قوم و قوم متمرکز است و اینکه پشتون ها مهاجر اند واینکه پشتون ازکلمه ګرفته شده که چوب زیرین کشتی است و پیامبراسلام محمد ص این نام را ګذاشته است و اصل پشتون را یهودی پنداشته و امثال آن ګویا تلاش دارد تا مهاجربودن پشتون و.... فتنه های قوی متمرکز میشود و درین راستا تحقیقات دارد میشناسیم ومیدانیم. لذا تلاش شما برای شخصیت های مانند وی صاحب نظر به خور خوانند دادن تلاش است بی جا وما به نظریات وی که دربالا شمهء آنرا ګفتم و دیګر برداشت های منحط قومی وی بلد هستم تشکر از شما اما درین راستا مردم فریب نه خواهند خورد خیر که درین ده سال اخیر به زور اجانب این ګونه اندیشه ها به شمول تجزیه و فدرالی و ... برای کشور ما تجویز میشوند واشخاص مانند جناب مرادی شما بلند ګوی آن است. بیاد باید داشت که دشمنان درطول تاریخ روسها دروقت خروج ودیګر ها هم دروقت خروج راه های حل بجویند که به کمک ستون پنچم به نحوی منافع خویش را به محاسبهء خویش تأمین کنند اما زمان ثابت ساخت و ثابت خواهد شد که خس وخاشاک درملت جای نه خواهند داشت و چیزی ازدست شان نه خواهد امد. صرف سوال وقت است. تشکر


اسم: ناجیه نوری   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 13.02.2012

تاريخ افغانستان به بازنگری جدی نیاز دارد


تاريخ افغانستان از آغاز تا كنون به دليل نداشتن منابع، اسناد و شواهد لازم و كافي، به لحاظ علمي معتبر نيست و نياز جدي به بازنگري دارد.
صاحب ‌نظر افغان جناب مرادي نويسنده و محقق مسايل تاريخي با اظهار اين موضوع میگويد، تاريخيکه تاكنون در افغانستان نگاشته شده، مثل زمان ماست كه ميخواهند چهل سال آنرا ناديده بگذرند؛ بنا بر اين تاريخ ما نه تنها نياز به بازنگري مجدد دارد، بل نياز به علمي‌ شدن، دسترسي به منابع و مآخذ نيز دارد.
اين اظهارات در پي حذف تاريخ چهل سال اخير كشور از كتاب‌هاي درسي مكاتب توسط وزارت معارف، بيان ميشود. وزارت معارف میگوید، بخشی از تاریخ چهل سال اخیر را که به خشونتها مربوط میشود، از کتابهای درسی تاریخ مکاتب حذف کرده است.
مسؤولان وزارت معارف میگویند، دلیل این اقدام، «تأمین وحدت ملی» در میان نسل جدید و جلوگیری از گسترش فرهنگ خشونت و کینه ‌توزی در میان افغانهاست.
صاحب نظر مرادي در يك مصاحبه اختصاصي به روزنامۀ ماندگار گفت: تاريخ قبل از چهل سال گذشته هم تاريخي نبوده استكه اقوام بصورت برادر زند‌گي كرده و داراي حقوق مساوي بوده باشند.
او تاكيد كرد، دوره‌هاي گذشته حتی بدتر از چهل سالي است كه قرار است حذف شود، پس كسانيکه خود را در اين چهل سال مفتخر حساب نميکنند، به بهانۀ تأمين وحدت ملي، در صدد حذف تاريخ چهل سال اخير كشور هستند.
او اضافه كرد، اما سوال اصلي اينست كه در چهل سال گذشته كدام قوم عليه قوم ديگر اعلام جنگ كرد؟ و يا كي عليه كي جنگ كرده است كه آنرا به عنوان دوران «جنگ قومي» مطرح ميکنند؟
اين نويسنده و محقق مسايل تاريخي اظهار داشت، تاريخ هيچگاه نميتواند با مقطوعات و يا برش‌هايي از هم گسيخته تضمين شود.
به گفتۀ اين صاحب نظر، تاريخ خوب يا بد، كارنامۀ يك ملت است و بصورت سيستماتيك بايد ثبت شود. او افزود، هرچند ما در چهل سال اخير شاهد جنگها و ناگواري‌هايي در كشور خود بوده ‌ايم؛ اما در عين زمان ملت افغانستان با شهامت و دادن قرباني‌هايي زياد براي باز پس گرفتن آزادي وطن شان، مبارزه كردند.
مرادي همچنان گفت، آموزش اين مسأله كه يك ابرقدرت تادندان مسلح افغانستان را اشغال كرد و مردم ما توانستند با آنان مبارزه كنند و كشورشان را آزاد كنند، براي نسل جوان و آينده بسيار ضروري است.
مرادي اضافه ميکند: تاريخ علمي براساس رخدادها، واقعه‌ها و منابع دست داشته تدوين ميشود، يعني در تاريخ علمي منبع به عنوان يك اصل اساسي و كار تحقيقي در تاريخ نگاري وجود دارد.
مرادي در ادامه گفت، تاريخ نگاري بايد براساس واقعيت‌هاييکه بدنبال هم مي‌ آيند نگاشته شود، چون در تاريخ‌ نگاري هيچگاهي برزخ نميتواند وجود داشته باشد و يا مقطوعات و يا هم فاصله‌هاييكه خلاهايي حوادث در آن خالي باقي بماند.
اين پژوهشگر در مورد نوشتن تاريخ معاصر گفت، تاريخ معاصر تنها دورۀ زند‌گي يك مؤرخ نيست؛ ما از دوران احمد شاه ابدالي تا كنون را تاريخ معاصر ميگويم، در حاليکه اين تاريخ يك تاريخ تحقيقي و تحليلي است.
مرادي ميافزايد، ما ميگوييم كه تاريخ پنج‌ هزار ساله داريم، ولي اين تاريخ پنج‌ هزار ساله را در زند‌گي عملي خود حساب نميکنيم، چون تاريخ ما يكنواخت، متسلسل و يكي بدنبال ديگر نيامده است.
اين پژوهشگر تاريخي اضافه كرد، به همين دليل تاريخ ما نه تنها نياز به بازنگري مجدد دارد، بل نياز به علمي‌شدن، دسترسي به منابع و مآخذ نيز دارد.
به گفته‌ْ او، در طول تاريخ جنگها و حوادث زيادي رخ داده است كه تمدنها، واقعيتها و دولتها را نابود كرده است؛ اما متأسفانه كسي آن را ننوشته، بنا براين هيچگاه احساس نميشود
كه ما در افغانستان تاريخ پنج‌ هزاره ساله داشته باشيم. مرادي همچنان اضافه كرد، كشورهاي ديگر كه تاريخ پنج ‌هزار ساله دارند، در زند‌گي عملي خود نشان‌ ميدهند كه صاحب تاريخ بسيار كهن و وارث يك تمدن هستند.
مرادي گفت، تاريخ ايران باستان در سه جلد و در هر جلد بيشتر از هزار صفحه نگارش يافته است؛ اما همين دورۀ تاريخي را در كتاب « افغانستان در مسير تاريخ » نزديك به صد صفحه يعني به مراتب كمتر و بدون اسناد، مدارك و شواهد داريم.
اين پژوهشگر تاكيد كرد، متاسفانه ما از زمان آريانا تا دوران خراسان صاحب يك تاريخ به تمام معنی علمي و مشرح نيستيم.
او تصريح كرد، اين تاريخ بايد براساس منابع و مأخذ نوشته شود؛ اما تاريخ‌هاييکه ما داريم كمتر اين صفات را دارا هستند، در حاليکه تاريخ‌ نگاري امروز بدون اسناد و مآخذ و استفاده از شواهد، مدارك خود و بيگانه، كشورهاي همسايه و همجوار، امكان پذير نيست.


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 13.02.2012

سلام به خواننده ګرامی.
فهم و درک من از اقدام اخیر وزارت معارف کشور مبنی بر برداشتن وقایع جنګ ۴۰ سال اخیر از کتب درسي!
تاریخ به مفهوم واقعه نګاری (کرونولژی)یک بخش از تاریخ به مفهوم واقعی کلمه است. این بخش را نمی تواند تغییرداد.
اما خاطره وبرداشت از تاریخ وتحلیل های مربوط به آن به شمول عوامل داخلی و بیرونی حوادث و نقش شخصیت ها،زمان ، فرصت های طلایی عصر و ......... دیدوبرداشت از آن حد اقل دوګانه است. مثلا یکی تاریخ از نګاه استعمار کننده ګان و یکی هم تاریخ از نګاه استعمار شده ګان.تاریخ بادید های چپي (ساده سازی) طبقاتی هم به همین منوال ازدیدګاه طقبات حاکم و محکوم هریک به جایګاه خویش باقی و تغییر نمی کند.
آمدیم به اقدام اخیروزارت معارف کشور که میګویند که ما صرف بخشي تاریخ ۴۰ سال ګذشتهء کشور یعنی بخش حوادث جنګی ۴۰ سال قبل را از مکاتب و کتب درسي برداشتیم.
ما چندان از پشت پرده خبر نداریم ما صربخش از حقایق را پهلوی هم ګذاشته و تصویر از حوادث و جریانات میدهیم.درین راستا چه امکانات وجود دارد؟ کدام برخورد ممکن وکدام درست است و بجا؟ مسایل اند قابل بحث.
اولترازهمه بدون تردید تاریخ پند است و عبر ت و آموزش وبرماست تا اولاد وطن را در روشني قرار داد. وباید این برداشت عینی باشد و آموزنده. نباید تحریف شود و درین راستا باید امانت داربود و اګر تلاش هم برای تحریف شود مردم ،سینه ها وخاطره های مردم آنرا با خود خواهند وقضاوت درین مورد سخت بې رحم ودرواقعیت آنرا کسې نې آنرا تغییر داده و نه هم خریده ونه هم پاک کرده میتوان. دورکردن از کتب درسي که درست نیست به معنای دورکردن از تاریخ کشور نیست ونه آنرا کسی کرده میتواند.
اینه دقیقامیګویند صرف بخش جنګ ۴۰ ساب را از کتب درسی برداشتیم. میخواهم یک توجیه بکنم تا انتخاب به خواننده داده باشم. اګر تصور بکنیم که درده سال ګذشته دربخش های مختلف سیاسیی بې عدالتی های بوده و درقدرت و ستیج سیاسی خلاهای غیر قابل قبول وجود داشت ودارد که یکی از عوامل وسبب وسعت و ادامهء جنګ است و به تأسی ازان دستبرد های درکتب درسي وتوضیحات حوادث ۴۰ سال جنګ اخیر شده و هریک بنابر قدرت که درحاکمیت داشت مسایل را به نحوی تغییرداده وبخشی از آن بنابر بر وضع و امکانات موجود غیر عادل درحاکمیت نمی تواند تصیحیح شود و حاکمیت ناتوان و غیر عادل وجود دارد. پس درین صورت همین اقدام هم به نحوی قابل توجیه بوده که اګر تصحیح کرده نمی توانند حداقل حذف کردند. این حالت مطلوب نیست اما ازین حاکمیت بیشترازین توقع کردند توقع بزرګتراز توان آن است.
آنچه باید باشد همه میدانیم وآنرا اصلا قابل تردید نمی دانم. وبرادر محترم عارف عباسی و جناب اکادمیسن اعظم سیستاتی و دیګر دوستان آنرا به صورت احسن وبهتر توضیح کرده اند که ضرورت به تکرار نمی بینم تشکر


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: امریکا     تاریخ: 13.02.2012

نه تنها گنهی است نا بخشودنی بلکه جنایتی است بس عظیم

دشمنان قسم خوردۀ افغانستان آخرین ضربات وحشیانۀ خودرا بر پیکر خون آلود افغانستان وارد می نمایند. حذف تأریخ چهل سال پارینه نه تنها داستان های غم انگیز خون و آتش و بربریت وحشت را در سینه دارد بلکه راوی مبارزۀ باور نکردنی سترگ ملت قهرمانی است که علی الرغم نابرابری آشکار قوت متجاوز و نیروی مقاومت ملی که هیچ منطقی پیروزی اش را گمان نمی برد برسم نیاکان حماسه آفرین خویش سر بکف نهاده در برابر این تجاوز بیرحمانه و برهنه چون شیران غران ایستادند، دیگر در برابر عزم آهنین حفظ حریت، شرافت، دین و آئینش غرش تانک ها و شیون هیبتناک طیارات بمباردمان ها اهمیت نداشته چون مرگ را داوطلبانه پذیرفته بودند و ارزش زندگی را در آزادگی دریافته بودند لذا مرگ را بر زنده بودن در بردگی و اسارت ترجیح دادند.
بی باکانه، شجاعانه رزمیدند که هر دشت و دمنی هر کوه پایه و دره یی حماسه های غیرت و شهامت این مبارزه تإریخی را در بغل دارد که بدبختانه مجال ثبت این حماسه ها با جزئیات آن میسر نشد. این یک قیام سرتاسری و مملکت شمول بود که نوای الله اکبر چون زنجیری این قیام را سرتاسری ساخته پیوند بخشید و در انجام آن تاجک و ازبک و پشتون و هزارۀ مطرح نبوده همه بنام ملت قهرمان افغان در صف مقاومت پیوستند.
گروهی به میدان نبرد شتافت و دیگران شامل همه اقشار به انواع گوناگون مبارزه نمودند.

پروفیسور، داکتر، معلم، ملا، مولوی، روحانی، اهل کسبه، انجنیر، صاحب منصب، سپاهی، شاگرد و بچه های تبنگ والا همه و همه زن و مرد درین رستاخیز ملی شرکت نمودند.
بسی کشته شد و بسی با زجر و شکنجه و تعذیب و استنطاق های وحشیانه روانۀ زندان ها شدند. شکنجه گاه های دستگاه های جاسوسوسی به درهم شکستن روحیات آزادی خواهان با استفاده از انواع شکنجه مصروف بودند.

نه توپ و نه تانک و نه هلیکوپتر و نه بمبارد و نه شکنجه و غل و زنجیر ارادۀ این ملت را درهم نشکست ولی دسایس خائنین، دزدان، رهزنان و جهاد فروشان با سوء استفاده های مالی لکۀ سیاه بزرگ را بر دامان مبارزۀ این ملت قهرمان گذاشته آنرا توهین و تحقیر نمودند و افتخارات واقعی آنرا در بازار گرم سیاست سودا نمودند. و برای پوشاندن این جنایات خود آنرا از صفحۀ تأریخ می زدایند.

حال اقدام وزارت معارف مبنی بر مسخ تإریخ چهل سال گذشته نمودار مصلحتی است که با تفاهم وطن فروشان چپی و راستی، مزدوران اجنبی برای پوشاندن جنایات بی حد و حصر خویش اولاد افغانستان را محروم دانستن واقعیت های تأریخی چهل سال گذشته می نمایند.

استقلالش فروختند، نانش را دزدیدند، عزت و آبرویش را در بازار های سیاسی واشنگتن، لندن، پاریس، برلین، ماسکو، اسلام آباد و تهران سودا کردند حالا برای استمرار قدرت خود چون لُچکان محله به همدیگر می گویند برو اندیوال هیچ تو و هیچ من.

در تأریخ چهل سال گذشته برای اولین بار نظام سلطنتی دو صد ساله توسط کودتای نظامی به رهبری یکی از اعضای خانواده شاهی از بین رفت حالا وظیفۀ علمای واقعی و نخبگان است که با مشورۀ هیأت با صلاحیت این تحول را مورد غور قرار داده عوامل این کودتا را به روی اسناد مؤثق منابع داخلی و خارجی بر رسی نموده، اشتباهات رهبر آنرا و مداخله همسایۀ شمالی و چرخش رئیس جمهور وقت را در موقف سیاسی اش با عواقب و تأثیرات آن در پیدایش حوادث بعدی به شکل درس تأریخی به اولاد وطن بیاموزاند.

کودتای خونین و منحوس هفت ثور و نهضت مقاومت ملی مردم افغانستان چه از لحاظ داخلی و چه از جهات بین المللی از مهمترین رویداد های تإریخی کشور و جهان بشمار میرود که پدیده های آن تحولات بس بزرگ سیاسی را ایجاد نمود.

آیا این گناه نیست که وقایعی با چنین اهمیت را از نظر اولاد افغانستان مکتوم نگهداشت و کدام افتخاری را به نسل های آینده تدریس کرد.

بدین منوال ورود تنظیم های پشاوری و حکومت نام نهاد مجاهدین با جمیع مصائبی که برای افغانستان و ملت آن خلق کرد، وحشت، بربریت، قتل عام، ویرانی شهر کابل و درهم شکستن وحدت ملی با اشتعال تفرقه های قومی، زبانی و منطقوی، سازش های خائنانه با گروه هایی که چهارده سال با آنها جنگیدند، و عقد قرار داد های ننگین با عدوی اصلی و آتش بس ها و در برابر دیگر مجاهدین سنگر گرفتن ها، مداخلات علنی کشور های دور و نزدیک در کلیه امور افغانستان.

عروج طالبان با طرز حکومت داری و شیوه های قرون اوسطایی شان، وضع قیودات سنگین بر مردم و بستن درب معارف و محو فرهنگ و هویت ملی ، تخریب گنچینه های باشتان شناسی و تاریخی و زمینه سازی برای نفوذ مستقیم یک همسایه، تبدیل افغانستان به لانه و کاشانۀ دهشت افگنی و برهم زدن صلح و استقرار جهانی.

آیا اولاد افغان باید از فهم این حوادث که همه در میهن خودش رخ داده محروم ساخته شود.
این دسیسۀ بسیار هولناکی است که با مصلحت جانیان جنگی طرح گردیده همدیگر را تبرئه نموده و می خواهند جلو محاکمۀ مردمی را که آمدنی است بگیرند.

تجویز چنین مسائل حاد حیاتی و ملی ایجاب رإی عامه و ریفرندم را می نماید و اگر شورای واقعا" با وجدان و ملی وجود داشته باشد باید از این حق ملت دفاع نموده مانع این خیانت گردد.

این موضوعات در نوشته های دانشمند محترم سیستانی و نویسندۀ چیره دست آقای حمید انوری بمراتب عالی و عالمانه مطرح گردیده.
بازهم من به ملت افغان، به دانشمندان افغان به استادان پوهنتون ها به جوانان درون و بیرون وطن رو می آورم و از ایشان می خواهم این موضوع بس مهم را سطحی ننگریسته جداً علیه آن اقدام مسالمت آمیز نمایند.

ملتی اگر صدا ندارد و به حقش هر خیانتی صورت میگیرد بهتر است از طرف چند ملیون شاگرد مکتب رو در تلویزیون ها اعلان فوتی اش را بنمائیم زیرا که این ملت دیگر زنده نیست و شایسته هرنوع ظلم و ناروا است.

پایان


اسم: صبور واقف   محل سکونت: شیرشاه مینه کابل    تاریخ: 13.02.2012

سلام
در حالیکه با نوشته های عمیق محترم سیستانی و محترم انوری بدون شک و تردید کاملاٌ موافقم، به نظر بنده نکتهٔ کوچک مثبتی هم در این کار ښاغلی ننګ نهفته است که تا یک اندازه حایز اهمیت نیز میباشد.

در حقیقت این اقدام وزارت معارف از قوماندان سازی و قوماندان پرستی و دروغ پردازی و غلط را راست تزریق کردن و از کاهی کوهی ساختن که بدون شک و بصورت حتم مرتکب آن میشدند نیز جلو ګیری میکند.

ولی به ګفتهٔ سیستانی صاحب آیا میشود از چهل سال تاریخ یک کشور صرف نظر کرد؟ آیا میشود قربانی هایی را که حماسه ها آفریده اند به فراموشی سپرد و به روح ګلګون کفنان به خاک خفته خندید؟ هرګز . . .


اسم: محمد اعظم سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 13.02.2012

هموطنان عزیز،
نمیدانم این چه مصایبی است که برسر این کشور یکی پی دیگری نازل میشود؟ ما واقعاً نمیدانیم چه کاری مفید برای نجات این وطن بلا کشیده کرده میتوانیم؟

حذف حوادث خونین چهل سال اخیر، که دورۀ جمهوریت مرحوم محمد داوود خان را نیز در بر میگیرد، خبری تکاندهنده ایست که هر قدر آدم بی احساس باشد نمیتواند از کنار آن سرسری و بی تفاوت عبور کند. این اقدام به معنی این است که در این چهل سال هیچ حادثۀ مهمی در افغانستان روی نداده است، به کلام دیگر در این چهل سال کشوری به نام افغانستان وجود نداشته است؟؟
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . .

یادداشت پورتال
بقیۀ این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/a_sistani_chelsal_ghiyabate_dayemi_tarikh.pdf


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 13.02.2012

" اشکی در گذرگاه تاریخ ! "

هرودت (heroodotus) که پدر تاریخ لقب گرفته است، تاریخ را به عنوان مطالعه و بررسی روزگاران گذشته معرفی می نماید.
به عبارت دیگر تاریخ عبارت از مطالعه در احوال گذشتگان است.
تاریخ را نمیشود تحریف، مسخ و یا سانسور نمود. آنانیکه به همچو اعمال ناصواب مبادرت میورزند، در حقیقت در حق فرزندان کشور خیانت بزرگی را روا میدارند.
چگونه میشود یک قسمت تاریخ را که همانا مطالعه در احوال گذشتگان است و روزگاران گذشته را مورد بررسی قرار میدهد، از صفحات تاریخ یک کشور، زدود؟
آیا حذف یک برهۀ زمانی تاریخ و یا سانسور آن، خود یک جنایت تاریخی نیست؟

یادداشت پورتال
بقیۀ این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/h_anwari_ashki_dar.pdf


اسم: Dr. Sal Sayedi    محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 13.02.2012

سلام به خوانندهء ګرامی
بحث مذکور بحث جالب است و تاحدی مهم میخواهم مختصر درین موردبا شما نظر خویش را تلګرافی شریک سازم.

تفاوت بین انسان ودیګر حیوانات درین است که انسان از ګذشته خویش (تاریخ)تجربه میګیردو میاموزد و از یک دیګر میاموزد و به تجارب خوب ادامه میدهد واز بدي ها برحذر میباشد. میګویند تعلیم و تربیه. علت آن این است که تعلیم بدون تربیه مضراست. تخنیک خوب و مدرن دردست انسان بی تربیه خطرناک شده میتواند و به تباهی انسان میانجامد. لذا از تاریخ باید اموخت و درتمام مراجع تحصیلی باید بر بخش تاریخ بیشتر تأکید شود.

آمدیم به این که چه تاریخ است و چه نه؟ به فکر من ګذشته مثلا تا ۵۰ سال تاریخ به آن مفهوم نیست که باید تدریس شود. علت اینکه انګلیس های صرف مطالب نیم قرن ګذشته را افشا میکنند هم منطق دارد. اما آمدیم برین که دور کردن تاریخ جنګ ۴۰ سال قبل چې منطق دارد؟ باید بګویم که درین زخم های باز کوتاه مدت قهرمان یکی خاین دیګر وخاین دیګر قهرمان آن دیګر است. میګویند حافظه از تاریخ حد اقل دوګانه است. یکی تاریخ مثلا استعمار شوندګان ویک تاریخ از نګاه استعمارشده ګان. یک تاریخ از نګاه ظالم ویکی تاریخ از نګاه مظلوم. درچهار دههء اخیر قهرمان یکی خاین دیګر و خاین دیګر قهرمان دیګر است و درده سال اخیر بنابر امکانات که بخش معیین از نیرو های ساسی در افغانستان قدرت داشتند و دارند مطالب را در کتب دری ګنجانیده اند که بخش آن حقایق نیست اما زور دارند. اما این تصمیم یک دلیل دیګر هم میتواند داشته باشد که مخالفت مخالفین مسلح حاکمیت حامد کرزی مبنی بر حریق و تخریب مکاتب ممکن به توافقات انجامیده باشد که درنتیجه ما مکتب را غیر سیاسی میکنیم و شما مکاتب را نه سوزانید. و یک معلومات دیګر در انګلستان زمانی معلم به رشته معلمی ګماشته میشود وقبلا درحزب سیاسی بودبایداز عضویت درحزب سیاسی استعفا بدهد که منطق خود را دارد.

ویک معلومات دیګر زمانیکه درجامعه وسیستم سیاسی انتخابات وجود دارد و مردم اهداف سیاسی خویش را ازطریق دیګر براورده میسازند درآن نظام و جامعه استفاده سیاسی از مراجع تحصیلی ممنوع است که منطق خود رانیز دارد. هیچ حزب وسازمان سیاسی باید حق نداشته باشد تا محصلان پوهنتون و مکاتب را به نفع خویش به مظاهرات بکشند وبرای اهداف سیاسی استفاده ببرند. با تمام معلومات تلګرافی فوق استدلال براینکه تاریخ نباید حذف شود استدلال است جداګانه. معلوم شود که چه چیزتاریخ است و چه چیز حرف دیروز به درخاطره ماندګار نسل موجود و کار مراجع اکادمیک که آن هم توحید نمی شود و هرکس خود به فهم خود مینویسد. تاریخ شش بخش دارد یکی ان واقعه نګاری یا کرونولوژی است و دیګر تحلیل و ارتباط دادن حوادث و .... لدا درنتیجهء نهایی خویش هستم و موافقم که چنین تصمیم ګرفته شده و حوادث جنګهای ۴۰ ګذشتهء افغانستان از کتب درسی حذف شده.این مصلحت وبهتر است. ګفتنی ها زیاد دوباره مراجعه به خواندن نه کردم امید با بزرکواری از خطاء و جمله بندی های التقاطی معذورم دارید. با احتراما د. ص سعیدی لندن ۱۰/۲/۲۰۱۲



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved