Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  ترور و قتل های پیهم در افغانستان    نویسنده:  افغان جرمن آنلاین

 
اسم: Lina Rozbih   محل سکونت: USA    تاریخ: 04.10.2011

نقش ایران در مصالحه با طالبان

برداشت من از مقاله جدید واشنگتن پست در مورد ملاقات محرمانه میان نمایندگان طالبان و مقامات ایرانی این است که رقابت تازه یی در بخش افغانستان در منطقه ابراز وجود کرده است، ایران تصمیم داشت تا این کنفرانس را حین سفر برهان الدین ربانی رئیس سابق شورای عالی صلح به تهران حین کنفرانس جوامع اسلامی دایر کند تا ربانی نیز در ان سهم بگیرد ولی این ملاقات در طول سفر اقای ربانی دایر نشد و ربانی سریعا بعد از بازگشت...ش به کابل توسط بم گذار انتحاری که انتظار او را میکشید کشته شد، واضحا هدف قرار دادن وی میتواند روی این موضوع صورت گرفته باشد که گروه شمول در پلان طرح قتل وی ممکن بر این نظر بوده اند که ربانی در طول این کنفرانس با نمایندگان طالبان در تهران مذاکره کرده است. در حالیکه ایران در گذشته هر گونه رابطه را با طالبان رد کرده و موضع کاملا متفاوت از انها را اتخاذ نموده بود حال اینطور بنطر میرسد که ایران تنها راه خروج قوای خارجی را از منطقه که تهدیدی به رژیم انها محسوب میگردد در مصالحه با طالبان و بازگشت انها به افغانستان تلقی میکند تا بدین صورت این تهدید را که هر روز با حضور عساکر امریکایی علیه ایران شدت می یابد دفع کند، از جانب دیگر پاکستان که زمانی از جانب ایالات متحده در تمام مذاکرات و تصامیم سیاسی مرتبط به افغانستان به ان ارجعیت داده میشد، اعتبار خود را به همتای قوی خود از دست داده است و بعد از کشته شدن اسامه بن لادن در ابت اباد پاکستان و اظهارات شدید اقای مایک مولن لویی درستیز امریکا در مورد رابطه شبکه حقانی با آی اس ای، خود را در حاشیه می یابد و نگران است که اگر موضوع مصالحه با طالبان توسط کشور دیگری انجام گیرد از نقش و اقتدار پاکستان کاسته خواهد شد و با مصالحه با این گروه دیگر دلیلی برای دریافت کمک های بیشتر از جانب امریکا را نخواهد داشت، اینکه این رقابت جدید که بنظر میرسد اولین قربانی ان اقای ربانی بود باعث چی واقعات دیگری در افغانستان خواهد شد باید منتظر ماند ولی تاسف در اینجاست که کشوری که باید خود در امور مصالحه با مخالفین خود موثر واقع شده و نقش اساسی را بازی کند نهاد های سیاسی ان بشمول استخبارات انقدر ضعیف است که دو کشور همسایه به اسانی میتوانند از ان بنفع خود استفاده کنند.


اسم: Qasem   محل سکونت: Germany    تاریخ: 04.10.2011

Mohtaram barez saheb, Famile Rabani ta jai ke tawanest az Mau-judiat Wai estefada kart, az har negah

Pe-ssare wai Safir Turkia ast wa digar azai familash dar harja ba moqam hai moft wa raia-gan rassida and

Tassaliat ba anha yak tarafe qazia, ama tabriki goftan ba melat Afghanstan az tarafe shoma en-tezar me raft

Shoma ba aan ha Tassaliat goftin, ama Tabrik ba melat ra faramosh kardid

Ba gofta Mohtaram Hashem Sadeed, Tassaliat ba Qateline Melat rawa nist

Siassat shoma bessiar lerzan ast

Dida shawat ke ba az bein raftane Saiaf, Mohaqeq, Khlalili, Gulbidin shoma ham ba khanawade shan Tassaliat me goid wa dobara Melat ra faramosh mekonid

Dida shawad ke aia shoma rasti yak Siasaat madar khob astid wa ia ba nerkhe ros me ssanjid

Ws
Qasem Qasemi


اسم: ارشد حقگو   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 02.10.2011

ښاغلي استاد برهان الدین ربانی مړینه یوه لویه اونه جبرانوونکی ضایعه ده

ګران استاد پروفیسور برهان الدین ربانی مړینه زموږ د هیواد او ولس لپاره یوه لویه او نه جبرانوونکی ضایعه ده ، رښتيا د افغانستان پخوانی ولسمشر ، جهادی رهبر ، متدین ، جید عالم او دسولی دعالی شورا مشر ددین اووطن په دفاع او دسولی د راستلو لپاره د دښمنانوو لخوا په ډیر بی رحمانه ، ظالمانه او ناځوانمردانه توګه په شهادت ورسید.

ښاغلی استاد برهان الدین ربانی ځواکمن هوډ درلود ترڅو په خپلوهلو ځلو سره په دي هیواد کې دسولی د ټینګښت لپاره پراخه هڅی ترسره کړی . نوموړی یو زړه سواندی اوسوله غوښتونکی انسان وه چې خپل خوږ ژوند یی په هیواد کې دتل پاتی سولی د ټينګښت لپاره قربانی کړ، چې په دي لاره کی یی نه ستړی کیدونکی هڅی وکړی چې نن ورځ هغه زموږ اوستاسی په مينځ کې نه شته ،افغان ولس به تل د استاد برهان الدين ربانی دا بی ساری او نه ستړیکدونکی زحمات هیواد ته دسولی راوستلو په هکله هیرنکړي ، او دافغانستان خلک له حکومت څخه غواړی تر څو د استاد د مړيني په هکله خپلوڅيړنوته ادامه ورکړی تر څو د دغی ناوړه پيښي اصلی عاملین پيدااو د قانون منگلوته وسپارل شی .

افغان ولس پوهیږی چې ځیني کسان غواړی ترڅو د استاد له مړیني څخه شخصی ګټه پورته کړی لکه دا کوم کسان چی پخوا په حکومت کی دندي ترسره کولی اوس د حکومت منتقدین ا ومخالفین دی نو په دی موضوعاتوباندی د افغانستان خلک ښه پوهیدلی اوهيڅکله به د دوی ملگرتیا ونکړی لکه څنګه چې د تيرو ورځولاريون د دی موضوع ښکارندوي دي چي د ګوتو په شمیر کسانو په دي لاریون کښی برخه اخیستی وه نو افغان ولس نه دا هیله کیږی ترڅو د سولی دشهید احترام د ساتلو لپاره په داسی لاریونونوکې چې دشخصی موخو په خاطر ترسره کيږي ګډون ونکړي اوښه به دا وی ترڅو دصبراوزغم څخه کارواخلواودپيښي داصلي عاملينوپه لټه کي شو اودښمن ته داموقع ورنکړوترڅوزموږداحساساتوڅخه ناوړه ګټه پورته کړي .

په درناوي

ارشاد


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ورجنیا    تاریخ: 02.10.2011


قتل برهان الدین ربانی، دفترعمری که بسته شد


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 02.10.2011


در باره شخصیت و کارکرد های استاد برهان الدین ربانی در گذشته چیزهای زیادی گفته و نوشته شده است، بعد از مرگش بازهم گفته و نوشته خواهد شد. ولی در فرصتیکه وی از جانب دشمنان خارجی افغانستان ترور شده و هنوز جنازه اش بخاک سپرده نشده است، آنهایی که گپ از وحدت ملی و همبستکی می زنند و از کشته شدن وی اظهار خوشی کرده و با کلمات زشت و رکیک از وی یاد میکنند، در واقعیت امر بدفاع از تروریزم می پردازند لذا معلوم است که نه از سیاست چیزی میدانند و نه از آداب اخلاق افغانی و انسانی زیرا برهان الدین ربانی لا اقل یک فرد افغان بوده و اگر من بمناسبت مرگ وی به خانواده اش اظهار تسلیت گفته ام باید دریافت که او هرچه بوده و هرچه کرده، مسئولیت وی متوجه خانواده، قوم و نژاد وی نمیشود.
بهر حال میتوان گفت بعضی ها به همچو مسایل از موضع قوم ستیزی و غریزه ای برخورد می کنند پس به تکرار باید گفت این دور از هر نوع سیاست و اخلاق افغانی و انسانی است. بااحترام


اسم: داکتر خسرو سنگروال   محل سکونت: کابل    تاریخ: 01.10.2011


د برهان الدین رباني وژنه د چا په سیاسي ګټه تمامه شوه؟


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی    محل سکونت: دخاو    تاریخ: 01.10.2011

بجواب محترمه خانم ملالی نظام!

با عرض معذرت که من در نوشتۀ شما دو کلمه چنگیز مغل را پی هم دیدم. و وقتی به متون نوشته هایم توجه نمائید، ممکن با یک دید دیگر بپذیرید که من چیزی نا درست ننوشته ام. قبل از شما محترم پیرمحمد بابر سوالاتی را که کاملاً مفهوم متفاوت نسبت به آنچه من نوشته ام، داشته است.

نهایت محترمه و گرامی!

در جهان امروز چیز دان و چیز مدان هر دو می توانند از منابع اطلاعاتی و میدیای امروزی، در صورتیکه بخواهند، خود را آگاه سازند. اینکه کسی چیز دان است و یا چیز دان نیست، مورد توجه من نبوده است. امروز در جوامع ایکه هر سه ما زندگی می کنیم، در قطار چیز دان ها و چیز مدان ها، هم بیکار و فقیر و هم صاحب مقام و ثروت و جلال موجود اند.
من خود را خیلی خوشحال احساس می نمودم، هر گاه همه هموطنانم، با قدم گذاشتن به جهان غرب متوجه می شدند، که درین جوامع کس در رابطه با کرامت انسانی، معیار راچیز بدان و چیز مدان نمی بینند. من غیر ازین دو کلمۀ لاتینی، با موضوعات مطروحۀ اضافی شما هیچ تماس نگرفته ام و خودم با این عمر تا حدی قادر به فورمولبندی نظرم هستم، نیازی به تبلیغ ندارم. خیلی نا راحت ام ازینکه چرا درین مطلب موضعگیری های دیگر خود را تبلیغ کرده اید. اگر هدف شما جواب دادن ، به تذکر کوتاه من بوده است، من به توضیحات اضافی شما نیاز نداشتم. باید می گفتید که اظهار من که ساختۀ خودم نبوده است، درست نیست.

خیلی متاسف هستم که در رابطه با نوشتۀ شما در نظر خواهی این تذکر کوتاه را داشته ام، راست بگویم بازی یکی از دوستان را خوردم که گفت شما این چنین جزئیات را تحمل می کنید. در حالیکه نادرست نگفته بودم و اختراع خودم هم نبود، باز هم وعده می دهم که در رابطه با نوشته های شما این سهو را در آینده اگر زنده بودم تکرار نخواهم کرد.
با احترام
01.10.2011
دخاو


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ورجنیا    تاریخ: 30.09.2011

ملالی موسی نظام ورجنیا، ایالات متحدۀ امریکا
بعد از عرض احترام به برادران گرامی، محترم داکتر محمد اکبر یوسفی، محقق افغان و محترم پیر محمد بابر، تا از صفحات تاریخ بیاد داریم اخلاف چنگیز که خود ممثل ظلم، بیداد، تعدی و کشتار بوده و از صحرای گوپی واقع مغلستان امروزی با سوارکاران وحشی تر از خود به سمت جنوب حمله ور گردیده و با قساوت شهر ها و مدنیت ها را نابود ساخته، مردم را از دم تیغ کشیدند.
همچنان که دیدیم اولادۀ چنگیز بعداً مدنیت بیمانندی را چه در عصر تیموری های هرات (اولادۀ تیمور لنگ) و چه در امپراطوری مغلیۀ هند، بعد از مهاجرت بابر به آن سامان تشکیل دادند.
منظور این هیچ مدان درین مثال دقیقاً این بود که علی الرغم تلاش های بیهودۀ اولیای امور افغانستان و اقدامات دایمی برای مغز شویی ملت در شناخت و قضاوت آنان در مورد جنایت کاران، جاسوسان، مفسدین و غارت گران دارایی های عامه، مخصوصاً تحریف و تغییر واقعات و روی داد ها، تاریخ همه را ثبت وحفظ مینماید.
چنانچه با درنظرداشت تمدن های عالی ایکه اخلاف چنگیز وحشی در ماوراالنهر، هند و سرزمین ما روبراه نمودند، باز هم در قضاوت و شناخت، چنگیز چنگیز است و خواهد بود.
بیایید برادران محترم از موضوع دور نرویم، برهان الدین ربانی توسط یکی از عمال آی اس آی که خود هم سال ها در سایۀ این دستگاه مخوف و دشمن دایمی مردم افغانستان، دهه ها فرمان برداری نمود، به قتل رسید.
افغان جرمن آنلاین میخواهد هموطنان درین زمینه نظرات بی طرفانۀ خویش را ارائه نمایند.همین.
به عزت باشید!


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: دخاو    تاریخ: 30.09.2011

بجواب محترم پیر محمد بابر!
تشکر از اینکه نوشته ام را مطالعه نموده اید. اگر متوجه شده باشید، کلماتی را که شما ذکر نموده اید، در نوشته ام وجود ندارد. شما از کلماتی نام می برید که ممکن مملکت را به این شکل کلمه نام ببرند، شما نام کشور را گرفته اید. من فقط متوجه اصطلاحی شده بودم که چنگیز مغل پی هم ذکر شده بود. تذکرات من از یک منبع است. خود اختراع نکرده ام. منگول و مغل به حساب ایتنیک و یا یک نژاد ذکر شده است، آنطوریکه مؤرخین بکار می برند. چیزیکه شما می نویسید، فکر میکنم که نام مملکت، به ارتباط قلمرو است. تاریخ رشتۀ علمی ام نیست. ولی اینرا از مؤرخین شنیده ام که چنگیز، قریب 13 قبیلۀ مستقل را با هم متحد ساخت و به لشکر کشی ها دست زد. روشن هم نیست که همه از یک نژاد بوده باشند، یا خیر. اینکه چنگیز چه کرد، من ننوشته بودم. ولی منابعی که دیدم، چنگیز را در هندوستان نشان نداده بود. از جانب دیگر من دوره های حاکمیت را رونویس کردم که دیده می توانید. فاصلۀ زمانی وجود دارد. باز هم من دو کلمۀ جداگانه را بزبان یا حروف لاتین نوشته بودم که خود اختراع ننمودم. ولی در بارۀ بابر بخوانید: که بابر خود را از نژاد ترک که چغتای - ترک یاد کرده است می شناسد.
( Babur identified his lineage as Timurid and Chaghatay-Turkic )، منابع روابط خونی او را از طرف مادر به آن نسل، منگول گفته اند، که در آن تحقیقات نکرده ام. بابر با اشغال کابل، فتوحات خود را از اینجا آغاز کرده است. روابط ایتنیک او هم تا حدی معلوم است. ولی اینکه در رگ های او خون شخص چنگیز انتقال کرده باشد، نمیدانم. اینرا هم میتوان درک کرد که بابر که زن یوسفزی پشتون داشت، جسد او را به کابل انتقال داد، و همه میدانند که در باغ بابر دفن است. میگویند که پس از بابر بنام مغل و یا مغل اعظم و غیره سلسلۀ پادشاهی ها در هند که همچنان از پادشاه لودی یا لودین (پشتون) قدرت را گرفت.
ختم


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 29.09.2011

به ارتباط با تذکر کوتاۀ شاغلی محترم دوکتور یوسفی :

- آیا بین مغولستان و منگولیا فرق است ؟

- تیموریان و مغل ها اخلاف چنگیز و قوای او بودند. بابر اولین امپراطور مغل یکی از اخلاف چنگیز خان بود. آنها فقط مذهب اسلام و کلتور و رسوم اهالی خطۀ ما را پذیرفتند.

این هم یک مقالۀ خوب در همین زمینه:

http://www.class.uidaho.edu/ngier/mm.htm


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 29.09.2011

سه روز ماتم برای جمعیت اسلامی


اسم: ګلاب شاه عالمی   محل سکونت: مزارشریف    تاریخ: 29.09.2011

سلام و درود به افغانان حقیقت کو...
از برای خدا جسد قاتل و جانی و خاین ملی برهان الدین ربانی را در تپه مسما به یک وطن پرست واقعی غازی وزیر محمد اکبر خان زیر خاک کردند و روح مطهر آن قهرمان مردم افغانستان را آزرده کردند...؟!.
دوستان! من این مبحث مربوط به *** شدن ربانی را مرور کردم. درین محکمه ملی من به:
جناب عالی حمید انوری و به زحمات و نظر واقعبین ایشان آفرین بیکران میفرستم. کرچه او را از نزدیک نمیشناسم. به تعقیب محترمه ملالی موسی نظام، سید حامد صاحب محترم از سویس، کلالی صافی مقیم آلمان، خواهر عزیزم فرزانه جان از آلمان، سید هاشم و عبدالله صاحب از آلمان ، پیر محمد بابر صاحب از لندن، محترم کوهزاد علی از جرمنی و دیګر هموطنان حقیقت پرست باور کنید شما قهرمانان عصر ما هستید که چنین قضاوت عادلانه به آدرس یک قصاب ملت افغانستان بحران الدین کرده ای. و ننک باد به آنانیکه با اظهارات مریض و عقده مند ایشان که در کناه های یک جانی خویش را ملوث میکنید...
با احترام
کلاب شاه عالمی


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: دخاو    تاریخ: 29.09.2011

تذکرکوتاه در ارتباط با نوشتۀ محترمه خانم ملالی موسی نظام!

از محتوای متن طوری فهمیدم که چنگیز مغل یاد شده است. لطفاً به منابع انتر نیت مراجعه نمایند. درین جا دو مفهوم یکی منگول ( (Mongoleکه چنگیز خان در قطار آنها امپراتوری بزرگی ایجاد نموده بود. در قلمرو اشغالی آنها نیم قارۀ هند شامل نبوده است. دورۀ حاکمیت آنها را 1155/1162 -1227 تخمین نموده اند. افغانستان و ایران وغیره به نقشه ها توجه شود.
مفهوم دیگر Mughal که از افغانستان آغاز ودر هندوستان امپراتوری مشهور مغل را ساخته اند.Mughal Empire. شاهان مغل (15261858) فقط یک تذکر کوتاه که اگر دیگران هم مانند من از متن غلط فهمیده باشند، تصحیح شده بتواند.
ختم


اسم: احمد علی مراد   محل سکونت: خیرخانه - کابل    تاریخ: 28.09.2011

وطنداران عزیزم !
نوشته های منورین پاک سرشت ودرد رسیدهٔ وطنم مرا هم مکلف ساخت تا بصورت مؤجز چند مطلبی را بدون تعصب و دور از جانبداریها بشما عرضه کنم !
مگر بهر حال اين نکات را به توجه جناب شان و دیگر دوست داران اوستاد میرسانم که ممکن است مورد توجه (نه پسند )شان قرارگیرد: 1- قرار خبر اخیر محترم نبیل مسکینیار؛به استناد راپور یکی از اقارب (عقارب)اوستاد متوفی از کانادا داشتند - یکی گک ازذخیره گک متوفی در يک حساب بانکی درسنگاپوربرملا شده که فقط ۶۰۰۰۰۰۰۰۰(ششصد میلیون دالرک است و بس !
2- ميگويند جانک بیکس شان از ده سال قبل يک هوتلکی را در مالیزیا فقط به مبلغک ۹۰۰۰۰۰۰۰۰(نهصد میلیون دالر خریده بودند ) که خدا داناست تیغهٔ قیمت آن از امپایر استیت امربکا بلندتر رفته و آسمان خراشتر شده باشد!
3-بیچاره بعد از شکستاندن کمر ببرکیها( بزور دال و چپاتی )و با رسیدن به کابلی که خود سرپناهی نداشت مجبوراً از ذخیره وخیرات جهاد مقدس و ملی يک خانه گک چندین اطاقهٔ چندین تشنابهٔ را در جوار دواخانهٔ محمد و شفاخانهٔ صحت طفل از افغان بیچارهٔ ما( انجنبر خیر محمد)در آن وقت فقط به مبلغ ۱۶۰۰۰۰۰۰۰۰( يک میلیارد و ششصد میلیون )افغانئ خريد که درهمان خانه گک (سرپناه) ازبرکت لنگی ملا عصمت الله ازشر زندگی نگبت بار نجات يافت !
اگر اين نوشته را باور ندارید لطفاً به مقالهٔ مفصل جناب قادر هوتکی در جريدهٔ ملی ( مردم افغانستا -با صاحب امتیازی جناب وحدت در کلیفونیای جنوبی سال ۲۰۰۶ )برويد !
4-لطفاً در کابل بامن به وزير اکبرخان مينه - ازسرک ۱۵ بطرف تپهٔ حالا حضیره و فردا مسما شده بنام نامی شان!!! قدری بالا برويد و نظر کنيد که آن دو هوتل جانانهٔ بلند بالای چپ و راست تحت ادارهٔ جلال جان ربانی پسر جوان مجرد خوشگذران غیراز اوستاد ما مال کيست؟
۵-بیچاره تقليد مار( آیت الله آصف محسنی قم ساز کارتهٔ ۳ )کرد و تصميم به پوهنتون سازی اسلامی گرفت! که کرزی صاحب طی فرمانی اورا مفت ِ برای خدا صاحب همين زمين ها ساخت، ولی جلال جان به تاخت از کانادا رسیده ولب اوستاد را تاب داده آنهارا هوتلهای ۶X۶ ستاره ساخت و عشرتکدهٔ خوشگذران های جهاني با پای کوبی و سر خوشی ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۶-درهر گوشه و کنار و مساجدافغانستان خاک توده کردگی اوستاذ ما چه- که شنيدیم در تمام مساجد جهان - برای اين جگر گوشهٔ افغانستان برباد رفته امراً و حکماً - ن م ا ز ج ن ا ز هٔ غ ی ا ب ی - خوانده شده؟؟؟ یعنی چه ؟؟ و چون سوالم جواب نداشتم از چند عالم اسلامی خپ و چپ پرسيدم که او برادران - آخر اين سر زمين خاک توده از ۷ ثور ۱۳۵۷ تا امروز میلیون شهيد گمنام و لادرک داده - و از طفل رحم مادر تا شیرخوره تا نو بالغ و بسر رسيده از زن تا مرد و پدرتا مادر قتل عام درين ۳۳ سال قتل عام شدند آیا ما امروز مسلمان و تابع حکم آن شده ايم که برای اوستاد و فقط شخص شخیص خودشان نماز جنازهٔ غیابی بخوانیم و اگر گذشتهٔ در اسلاميت خود داریم - جمعیت ا لعلما ی ما چرا درين ۳۳ سال خاموش بودند مخصوصاً برای یکنفر همان میلیونهای کشتهٔ روس غدار که گور و کفن را ندیدند نماز غیابی نخواندند!!؟؟
فرمودند- دهن ببند و دَم مزن !!! که همه ریش کشيده و مقام دار است !ورنه سخن بسیار و امر سرکار و شورای نظار زار است !

اوشان فرمودند که اين نوع جنازهٔ غيابی یک مرتبه به امر خداوندو اختصاصیی خوانده شد است که :
((درروزیکه نجاشی علیه رحمه پادشاه با ديانت حبشه وفات کرده و ملتش اورابه شرايط خودی یعنی غیر اسلامی و بدون جنازه دفن کرده بودند (زیرا او با مواصلت اولين گروپ مهاجرين اسلام به حبشه بدين مبين اسلام مشرف شده بود و مردمش بي خبربودندکه داستان طویلی دارد )- خداوند توسط جبرئيل امين به حضرت محمد صلی الله علیه وسلم خبر و هدايت دادند که چون نجاشی مسلمان راستینی بوده وبی جنازه اسلامی دفن شده - حال در غياب او نمازجنازهٔ غيابی بخوانيد و چنين کردند که اين امر هرگز در حیات شان بازتکراری نداشت و نه درين ۱۴۰۰ سال بعد ازان !!! که حال اين امر و اعزاز اوستاذانه دو دليل دارد :
الف - اسلاميت ما هم سرکاريست و نظاری !!!
ب - در مراسم دولتی ارگی ممکن نماز جنازه را ناپاکان خوانده و ج م ع ی ت ع ل م ا ی ما متوجه اين جرم شده اند .
ولی سوال مهم اين است که چه وقت ما مسلمان ميشويم و خدا شناس ؟؟؟

البته سخن به درازا ميکشد ورنه لست نکیرین بالاتراز قالبک اين پورتال است و هم دردسر دوست داران آن متوفی !!!!!


اسم: سید حامد   محل سکونت: سویس    تاریخ: 28.09.2011

با عرض سلام و ادب خدمت هموطنان عزیز
یک ضرب المثل ما افغانها است که میگوید: مرغ کم....اش کم.
امید با مردار شدن ملا ربانی این خاین ملی و قاتل هزاران هزار هموطن بیگناه ما, به خصوص اهالی شریف کابل, آغاز از بین رفتن "مردار شدن"جمله این خاینین جهادی وغیر جهادیی که درین طول سی سال گذشته وطن عزیز مارا فروختند و به خاکدان خاک تبدیل کردند باشد.
سید حامد


اسم: ملالی موسی نظام    محل سکونت: واشنگتن امریکا    تاریخ: 27.09.2011

در مورد اظهار نظر هموطنان بر قتل برهان الدین ربانی یکی از چهره های شناخته شدۀ تاریخ دهه های اخیر، باید از پورتال افغان جرمن آنلاین ممنون بود که چنین فرصت هائی را همیشه در اختیار همگان میگذارد. در پهلوی روشنی اندازی ها بر آنچه برهان الدین ربانی کرد و بود، دهه هاست که می بینیم و میخوانیم و میشنویم، ولی در پهلوی احترام به نظریات آزاد هموطنان، گاهی میشود از قلم بدستان ملی گرا با عقایدی برخورد مینماییم، مانند نوشتۀ جناب نعیم بارز در همین نظر خواهی که بیاد مثلی می افتیم که میگوید: از کس که ندانی، بدان.
درین مختصر ایشان فرموده اند که بهتر است به فامیل ربانی تسلیت گفته و حالا که وی نیست، از بدگویی در مورد وی دست برداریم. البته آنانیکه شوهر، پدر و فامیل از دست داده اند، همیشه به تسلیت محتاج اند، ولی گمان نمیکنید که در همین مقطع تاریخی که همه شاهدان عینی بوده ایم، ترکی، امین، ببرک، نجیب و اسامه بن لادن و عدۀ زیاد دیگر که به ملت بیچاره، بیوسیله، جفا دیده، مظلوم و بیوسیلۀ افغانستان جنگ زده ای ویران، مانند ربانی و امثال وی آنچه کرده اند که کوه و دشت آن سرزمین خون و آتش به ناله و فغان آمده است، هم تسلیت فرستاده و آنها را نیز به بزرگواری خویش(!) عفو نماییم؟!
روی سخن من به سوی جناب بارز است، آیا شما معتقد هستید که اشخاص فوق الذکر را هم بخشید و به فامیل های شان تسلیت گفت؟ می بینید که بعد از هفت قرن هنوز آنچه را چنگیز مغل بر مملکت ما و منطقه وارد نمود، تاریخ فراموش نمی نماید، ولو که اولادۀ چنگیز در افغانستان و هند یکی از بزرگترین مدنیت های جهان را تشکیل دادند که بیشترین افتخار آن به مملکت ما راجع میگردد.
حق بخشیدن حکمروایان جنایتکار را که به ملت و مملکت ظلم، تعدی و جفا نموده اند، صرف مردم یک سرزمین دارند و بس، آنهم در صورتی که صلح و مصلحت ملی چنین عملیه ایرا تقاضا نماید، مثال آن عفو عمومی ملت افریقای جنوبی است که بعد از معذرت خواهی امرای جنایتکار صورت گرفت. کاملاً مطلع هستیم که ربانی به سلسلۀ ارتباطات دوام دار با شوروی، غرامت ده سال تجاوز جنایتکارانۀ آنرا با خون بهای یکنیم ملیون شهید افغان بدون داشتن کوچکترین حقی،( از کیسۀ خلیفه) به ( پوتین) بخشید!
تاریخ در مورد کار روایی های برهان الدین ربانی از دهۀ ۶۰ میلادی که نامبرده بعد از فرار از افغانستان، به خدمت دستگاه و تشکیل مخوف آی اس آی پاکستان همیشه خائن و دشمن واقعی ملت افغان در آمده است، هیچ رویداد و شمه ای از کار روائی های نامبرده را از قلم نینداخته و نمی اندازد، مطمئن باشید!
دور نمیرویم، جناب بارز صاحب، شما در زمرۀ ملی گرایان و دانشمندان افغان هستید و به یقین در همین پورتال معظم و آموزنده، مطالعات و دسترسی همیشگی دارید. به یقین راجع به (پروزۀ عدالت افغانستان) که با مصاحبه با ۶۰۰۰ هموطن دردمند شما از سر تاسر افغانستان جنگ زدۀ ویران به همت یک مؤسسۀ حقوق بشر هالندی با نهایت بیطرفی تهیه گردید و در سال ۲۰۰۳ به دست حامد کرزی رئیس جمهور بیکفایت جهت تآمین عدالت انتقالی سپرده شد، کاملاً مطلع میباشید. درین راپور به وضاحت کامل واقعات جنگ های افغانستان را از کودتای منحوس ثور در ۱۹۷۸ تا شکست طالبان در سال ۲۰۰۱ از زبان شاهدان عینی بیان میکند.
مطمئناً که شخص صاحب مطالعه و وطن دوستی مانند شما، به راپور کمیتۀ نظارت بر حقوق بشر، یکی از تشکیلات فعال مؤسسۀ ملل متحد تحت عنوان( دست های آغشته به خون) که مامورین آن از جریانات خونبار و قتل عام های مرگبار در یکسال حکمروایی برهان الدین ربانی، یعنی ۱۹۹۳-۱۹۹۴ بحیث شاهدان عینی تهیه نموده و هزاران نسخه را بدست جهانیان و وبسایت های خود مؤسسه سپرده است، تمام و کمال مطلع هستید.

حقیقتاً مرگ هیچ انسان و هموطنی خوشی ندارد، ولی آیا جناب شما متوجه هستید که چه بهره برداری ها و مغز شوئی هایی را حکومت کرزی، تلویزیون های دولتی و غیر دولتی، شورای نظار و جمیعت ربانی ازین یک حملۀ انتحاری که همانند آن، منجر به کشته شد و معیوب گشتن هزاران هموطن معصوم، مظلوم و بیخبر بیگناه، در مملکت شما گردیده و میگردد، براه انداخته اند؟! آیا با اعلام ماتم عمومی چندین روزه، جلوگیری از تحصیل اولاد معارف، مراسم ختم و فاتحه گیری ها در اقصی مناطق سرزمین تان و فلج کار اداری حکومتی و غیر حکومتی بخاطر کشته شدن برهان الدین ربانی، را هم تائید می نمایید؟! البته احترام شما هموطن خردمند همیشه نزد اینجانب معلوم و محفوظ بوده است.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 27.09.2011


سه روز ماتم برای" جمعیت اسلامی"


اسم: گلالی صافی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.09.2011

هیچگاهی قبل از این از مرگ کسی تا این حد احساس آرامش برایم دست نداده بود. لطفآ مرا بی رحم خطاب نکنید... برای این گفته هایم دلایلی دارم که ذیلآ ارائه میگردند.
من یکی از پنج خواهری که اولادۀ یک منصبدار اردوی افغانستان بود هستم. پدر ما در اثر یک سکتۀ قلبی در سال 1977 این دنیای فانی را پدرود گفت. ما برادری نداشتیم، نه کوچک و نه هم بزرگ. ما هیچ مردی دیگری در منزل نداشتیم. منبعد همۀ روزنۀ امید ما یک مادر افغان، مهربان، بگذار کم سواد اما شجاع با عزت و با اراده بود!
او با قبول هزاران مشقات زندگی ،هریک ما را به پا ایستاده کرد، به هر یک ما سواد داد و تا لحظۀ مرگ در سعادت و خوشبختی اولادهایش کوشید.
از سال 1979 الی 1992من با چهار خواهر دیگر و مادری که به اندازۀ کافی سالخورده و سختی های روزگار او را بیمار ساخته بود از درک کرایۀ سه منزل و سرآچۀ که در قسمت سرک سوم شاه شهید (قبل از مسجد اتفاق) که از پدر جان و اجداد به ما میراث رسیده بود امرار حیات میکردیم. برخی از خواهران که در این زمان به بخت رسیده بودند، شوهران نچندان متمول داشتند و بدین علت عواید منازل میان همۀ ما عادلانه تقسیم میشد. این روال تا زمانی که تفنگداران ربانی به منازل ما چشم ندوخته بودند ادامه داشت. ما به طور غیر مترقبه آگاهی یافتیم که خانه های ما هدف دعوا !!!!، آنهم از طرف کی!!؟؟ از طرف زن ربانی "صاحب"!!! قرار گرفته اند. ربانی همه خانه های ما را به نام زن خود در آورده بود!! حقیقت گفته های مرا از باشندگان سرک سوم شاه شهید میتوانید جویاشوید.
محکمه های لایتنهای،متعدد ، بی مفهوم و درد آور به راه افتادند... حین یکی از محکمه ها، یکی از نمایندگان زن ربانی "صاحب" به ما با تمام گستاخی و خدا ناترسی گفت : " با شما حرف زده نمیشود. اگر شما مردی در خانه دارید بگذار او بیاید. زن ربانی مردی دارد که از او دفاع میکند و او ریئس جمهور است، فهمیدید!!."
وقتی نوشتۀ دوست و شاعر فرهیخته فرزانه جان فارانی را در همین دریچۀ نظر خواهی خواندم، آنقدر تحت تآثیر آن قرار گرفتم که نخواستم خاموش بمانم و تصمیم گرفتم شمۀ نهایت تراژیکی از زنده گی خانوادۀ خویش را با شما در میان بگذارم.
حیف به ملتی که شخصی بیکاره و جلادی همچون ربانی را به صفت "شهید صلح" بپذیرد و در کشور خویش "سه روز" سوگواری را به خاطر مرگ این شیاد تآریخ متقبل گردد.
شرم به ما!
نفرین به ربانی و ربانی پرستها!
گلالی صافی
آلمان


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: دخاو    تاریخ: 26.09.2011

نظر دهی های انحرافی درین نظرخواهی!

وقتی بعنوان فراخوان پورتال افغان جرمن آنلاین نظر انداختم، مشاهده نمودم که عنوان بدین متن است: ترور و قتل های پیهم در افغانستان. ازین جمله من طوری دانستم که باید در رابطه با عمل ترور و قتل بدین شیوه نظر داده شود. در حقیقت فکر میشود که نه بخاطر ارسال پیام تسلیت به خانواده و نه بخاطر شرح زندگی و گذشتۀ مقتول و کارنامه های وی. هرگاه عمل ترور ایکه بر فرد انجام یافته است، محکوم گردد، معنی آنرا نمیدهد، که همه اعمال گذشتۀ مقتول فراموش می شود. توضیح زندگینامه و رسالت ها وظیفۀ مؤرخین رسیده و مؤمن است، قضاوت در رابطه با خیانات و جرایم، کار محاکم عدلی است. قضاوت فرد را در کشور های پیشرفته عدالت فردی می دانند. اگر احیاناً مقتول به ثروت اندوزی با استفاده از مقام و سایر اعمال غیر قانونی دست زده باشد و یا سبب مرگ انسان شده باشد، باید از طریق قانونی خیلی دقیق و عادلانه بررسی گردد.
ختم


اسم: نجیب منلی   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 26.09.2011

ښکنځل
د افغانستان د سولې د عالي شورا رییس او پخوانی ولسمشر په یوه ناځوانه، ځانمرګي برید کې ووژل شو. استاد رباني څوک و، د افغانستان په تاریخ کې یې څه وړ نقش لوبولی، دریځونه یې د خلکو او سیاستوالو له خوا څرنګه ارزول کېږي، او دې ته ورته په لسګونو نورې پوښتنې شته چې که څوک و غواړي ، که و یې نه غواړي، مطرح کېږي او د افغانستان تاریخ به ورته ځواب وایي.
بله پوښتنه چې ځواب یې باید د امکان تر حده په لنډ وخت کې و پلټل شي دا ده چې استاد رباني چا شهید کړ؟ د افغانستان د حکومت وسله والې مخالفې ډلې چې د دې ډول په سلو کې نهه نوي پېښو مسوولیت مني په دې خاص مورد کې مشخص دریځ نه نیسي. د یوې مخالفې ډلې ویندوی اعلان وکړ چې دوی ځکه څه نه وایي چې د دوی معلومات لابشپړ نه دي. بلې ډلې ځان ناخبره وښوده او د اسلامي ګوند مشر، ګلبدین حکمتیار، پړه پر امریکایي استخباراتو واچوله. له دې څرګندونو داسې ښکاري چې د سولې د عالي شورا د رییس د وژنې طراحي د افغان حکومت د پېژندل شویو وسله والو مخالفینو له خوا نه وه شوې. آیت الله محسني بیا په خپلو څرګندونو کې داسې څه وویل چې نورې ګڼې پوښتنې یې هم را منځ ته کړې. د آیت الله محسني په وینا استاد رباني په خپله، له ده سره، یو لړ اندېښنې شریکې کړې دي چې دی یې افشا کول بل وخت ته پرېږدي. آیت الله محسني به خامخا، کله چې ده ته مناسبه ښکاره شي، د استاد دغه اندېښنې له ولس سره شریکوي، ځکه چې هم یې د دې کار ژمنه کړې او هم کېدای شي چې سیاسي ګټه په کې وويني.
د سولې له روانې پروسې سره ملتیاوې او مخالفتونه، دواړه، د ښاغلي کرزي د حکومت دننه هم شته، په سیاسي اپوزیسیون کې هم څرګند دي، د وسله والو مخالفینو په منځ کې هم د ځينو کړیو له خوا متضاد دریځونه ليدل کېږي او د سیمې په استخباراتي ادارو کې هم دواړه لوري پلویان لري. دا په دې مانا ده چې د استاد رباني وژنه، چې د سولې د پروسې د مختل کولو تر ټولو بریالۍ هڅه ده، په دغو بېلابېلو کړیو کې هرې یوې ته منسوبېدلای شي. تر څو چې پلټونکي له پوره او کره شواهدو سره د خپلو پلټنو پایلې اعلان نه کړي یو لوری هم د ګومان له لومو بهر نه پاتې کېږي. که د تل په څېر د افغانستان عدلي ادارې یو وار بیا په نيمه خوله، نيمګړي ځوابونه ووایي، دا به د دغې ادارې د بې اعتباره کېدلو یو بل فرصت وي.
د استاد برهان الدین رباني د مړینې پر مهال ډېری افغانانو، په صداقت و او که د منافقت له مخې، خپګان څرګند کړ. هر چا په يو ډول د استاد شخصیت ته درناوی وکړ او د ده مړینه یې د ټول ملت له پاره یوه غمیزه وبلله. ولسمشر د ملګرو ملتونو داسې یوه غونډه چې کېدای شي تاریخي اهمیت ولري (د پلستین د برخلیک خبره مطرح کېږي) پرېښوده او هېواد ته راستون شو. حکومت درې ورځې ملي ماتم اعلان کړ. په بې ساري توګه د افغانستان په ګوټ ګوټ کې د جنازې غایبانه لمونځونه ادا شول او فاتحې واخیستل شوې. له هغه اصل سره سم چې په ولسونو کې، خصوصاً په افغانانو کې، ښه ژوندی او بد مړی نه شته، د څو شېبو له پاره یوه ظاهري همغږي ولیدل شوه خو دا ځل دغه همغږي نسبي وه. د افغانستان د سیاسې صحنې یو لوبغاړی - چې د ولسمشرۍ په ټاکنو کې له بایللو وروسته یې د اوباشانو د اصطلاحاتو کارولو ته یو خاص تمایل پیدا کړی د سولې هغه پروسه چې استاد برهان الدین رباني یې مشري کوله د ملي منافعو سره په ټکر کې وبلله او ولسمشر ته په خطاب کې يې وویل چې ته دې خپلو وروڼو سره کېنه او موږ پرېږده چې خپلې ستونزې حل کړو. په سیاست کې هېڅ خبره پرته له انګېږې نه وي. د تغیر او امید ډله له لومړي سره د سولې د پروسې سره مخالفه ده، د دغه مخالفت څرګندول څه داسې نوې خبره نه وه چې د ملي وحدت په یوه غمجنه شېبه کې دې پرې ټينګار وشي. د هغې پروسې غندل چې استاد یې نه یوازې دا چې استازیتوب کاوه، لا مشري یې هم په غاړه اخیستې وه ، د استاد د مړینې پر مهال بله کومه مانا درلودای شي، پرته له دې چې ډاکټرصاحب عبدالله او د ده د لارې ملونه استاد په ډېره سپين سترګۍ د ملي مصالحو دښمن بولي. بیا نو په دې شرایطو کې د استاد پر مزار په درواغو لړلې، ناوللې اوښکې تویول څه مانا لري.
که څوک د استاد رباني مړينه ملي فاجعه بولي او که نه یې بولي، که څوک استاد ته د یو ملي اتل په سترګه ګوري که نه ورته ګوري، باید دومره پوه شوی وي چې د هېواد په سیاسي صحنه کې د قدرت داسې تږې څېرې هم شته چې پر هماغه لاس خوله لګوي چې یو عمر یې ترې روزي اخیستې.


اسم: فرزانه ف   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.09.2011

برای مرگ ربانی متأسفم!
برای مرگ ربانی متاسفم که این گونه ساده از این دنیا رفت. او یکی از کسانی بود که تلاش کرده بود علیه ملتی بجنگد که برای آزادی می رزمید. زندگی سیاسی او بر ضد دموکراسی آغاز شد و با نقض حقوق بشر درتمام فعالیت های به اصطلاح جهادی اش ادامه پیدا کرد.
او یکی از عاملین مستقیم جنایات جنگی و یکی از عوامل توطئه های پاکستان و بعدا ایران و بعدتر . . . به شمار میرفت .
شهریان کابل هنوز زخم های تازه از هر یک این جنایتکاران جنگی که ربانی وگلبدین در رأس شان بودند،بر تن و روان خود دارند .زخم های که به این سادگی نمیتوان به باد فراموشی سپرد . آنها اگر امروز و فردا یکی پی دیگری ترک دنیا میکنند اما خاطره ها و زخم های مردم درد دیده من ترک دنیا نخواهند کرد .
به هر یک از این داستان های نگفته باید توجه کرد و به ارزش های انسانی مردم افغانستان به خصوص شهروندان کابل و قربانیان آن بخصوص از سال 1992 احترام گذاشت .
امروز اگر این جنایت کاران جهادی سر سینه های پر زخم مردم جشن میگیرند و آقای کرزی با مرگ هر کدام شان از کیسه خلیفه القاب تازه و مفشن میسازد و هدیه میکند ..سیاست امریکاست و بازی های روزمره است .
اما روشن فکر و انسان امروزی چرا با بهانه آوردن اینکه "پشت مرده گپ زدن خوب نیست ... "چشم از همه جنایت و خیانت میپوشاند و یک بار دیگر سلسله فراموش کاری اجتماعی را رسما رایج میسازند . همین است که نسل ها فاجعه را تکرارا تجربه میکنند .
بحث من متوجه آنانیست که خارج از افغانستان زندگی راحت و بی درد سر دارند و از قوانین اجتماعی به مراتب بهتری بهره مند میباشند . د رمجموع اروپا به خصوص آلمان .
زمانیکه جنگ جهانی دوم ختم شد . محکمه نورنبرگ (که همه کتاب به دستان افغان بدان آشنایی دارند) دایر شد .تمام کسانیکه دست به جنایت جنگی زده بودند هم از بالاهای رژیم تا پاین رتبه های آن حتی کسانیکه د راین دنیا نبودند را به محکمه کشاندند .چرا که خط درشت و روشنی بین جنایت و جنایت کار و مردم عوام کشیده باشند .
این است ارزش و احترام به مقام انسان و انسانیت که نباید نادیده گرفته شود .
حال اگر شما تاریک اندیشان کهنه گرا و روشنفکران محترم با هم یکجا، این مفهوم را به میان می برید و صدا می کنید که" آدم پشت مرده گپ نمیزند .... " درحقیقت همه و همه چشم پوشی از حق انسان کشور است .همان کلوخ ماندن و از آب گذشتن است. من به حال حاضر آقای ربانی مرده کاری ندارم که د رگور سیاه خود خوابیده و نکیر و منکر چی میکند و چی میپرسد و آیا ربانی جواب های قانع کننده میدهد یا خیر؟ وآیا گژدم های قبر و آتش دوزخ چه برسرش میارند و یا اینکه در بهشت برین برایش چه امتیازاتی فراهم شده است ؟کاری ندارم. من در مورد یک بخش از تاریخ کشور که آقای ربانی د رقید حیات بود و انجام داده است و حق انسان سرزمین مرا زیر پا کرده است حرف میزنم و تقاضای محکمه او و سایرینی چون او را دارم.
جای بس تاسف است که آقای نعیم بارز با نظر کوتاه خود ازین مسئله مهم شانه خالی کرده و چشم ازهمه خیانت این جهادی ها میپوشاند .او بنام اینکه پاکستان در این قتل ها دست دارد می خواهد دوسیه آقای ربانی بسته بماند.اما باید گفت آقای ربانی از جمله اولین های بود که دست پاکستان را در کشور ما دراز نمود.مگر او نبود که به عنوان آلت دست آی اس آی در تخریب مادی و معنوی کشور دست زد و در آخر مستقیما از خانه نواز شریف وظیفه یافت تا بر تخت قدرت افغانستان بنشیند؟ و مگر او و احمد شاه مسعود و گلبدین حکمتیار و غیره نبودند که آرزوی پاکستان را در درهم شکستن دولت و اردوی افغانستان تحقق بخشیدند؟
به من فرقی ندارد که اربابان میانه شان خراب شده و به همدیگر خود حمله می کنند؟برای ما این مسئله مهم باشد که باید بر منافع ملی خود تکیه نماییم ،به مردم بیاندیشیم و جنایتکار را از هر قوم قبیله یی که باشد در محاکمه تاریخ بسپاریم.
در شرایطی که دیگران مردم را به خواب و فراموشی دعوت می کنند برخلاف آقای سید هاشم سدید با افتخار و بزرگی در مقاله بنام در مرگ جانیان وطن فروش ماتم روا نیست! در سایت گفتمان از حق ملت و مردم کشورم به دفاع بر می خیزند. صدای رسای خود را بلند می کند.صدای که باعث خرسندی و افتخار است .
آرزو دارم مردم سر زمین من جنایت را به فراموشی نسپارند جنایت کاران را به محکمه بکشنند تا بتوانند صفحه تازه و جدیدی برای فردای بهتر باز نمایید .
از دوستان ارجمند تقاضا می نمایم ،این نوشته شجاعانه و شریفانه آقای سید هاشم سدید را در سایت وزین گفتمان مطالعه نمایند:


اسم: سید هاشم    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.09.2011


در مرگ جانیان وطن فروش ماتم روا نیست!


اسم: ن. قلمداد   محل سکونت: جمهوری فیدرال آلمان    تاریخ: 26.09.2011

به پاس زحمات آغای انوری به خاطر تبصره پائین تقدیم است.

شمع وار آینهْ راستی از دست مده
کور هم پیش و پس خود به عصا میبیند
(بیدل)

ناتوان رنګم سراغ شعله ام از دود پرس
نیست جز آه حزین چون ناله لاغر میشود
(بیدل)


اسم: عبدالله   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 25.09.2011

دوست گرامی آقای بارز
ابراز تسلیت به کس میشود که قابلیت آنرا داشته باشد.
آیا شما همه قتل های ربانی و باندش را در سلهای 92/96 فراموش کردید که حالا بیک خائین ملی مانند ربانی ابراز تسلیت میکنید.
فکر میکردم که شما یک روشن فکر هستین اما حالا روشن شد که از کدام جنا پشتیبانی میکنید.
سلامت باشید.


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 25.09.2011

محترم یما مرشد،
اگر چه جزیات قتل ربانی تا هنوز بکلی معلوم نیست، نتیجه گیری شما بسیار جالب است. نه جمعیت نماینده مردم شمال اند و نه طالبان نماینده گی از مردم جنوب میکنند. باید خاطرنشان بسازم، تقسیم غیر پشتونها به شمال و پشتونها به جنوب دور از واقعیت کنونی افغانستان است. به یک قوم، که از افراد مختلف با خوی و خصلت متفاوت تشکیل میشود، خصلت بی رحمی دادن را راسیزم یا تبعیض نژادی میگویند.


اسم: یما مرشد   محل سکونت: کابل    تاریخ: 25.09.2011

قتل استاد ربانی بدون شک توسط دشمنان افغانستان بخاطری صورت گرفت تا تضادهای قومی رادر افغانستان تشدید نمایند و راه را برای جنگ های داخلی بعد از خروج عساکر امریکایی باز نمایند. آنها می توانستند که عبدالله و یا امرالله و یا فهیم را مورد هدف قرار دهند ولی به کشتن شخص سالخورده و زهیری که روزی چندی از عمرش باقی مانده بیشتر باعث جریحه دار ساختن احساسات مردم باالخصوص اعضای جمعیت اسلامی و شورای نظار و مردم شمال در کل شود و از طرفی هم پشتون ها را بی رحم و قصی القلب جلوه دهند.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 24.09.2011



ای کشته کی را کشتی ؟ تا کشته شدی زار

بخش دوم و اخیر

براساس گزارش ها و راپور های متعدد سازمان حقوق بشر، بین سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۶ موارد زیادی از قتل، ناپدید شدن افراد، شکنجه و تجاوز جنسی نیز صورت گرفته است . اندر همین سال ها بود که " رقص زنده" و " رقص مرده "، بینی بریدن ها و گوش بریدن ها ،پختن شوربا از گوشت انسان و به خورد اسیران جنگی دادن ها و هزار ویک جنایت و بربریت دیگر اتفاق افتاد و ربانی را خمی بر ابرو نیآمد.

بعد از ظهور طالبان و پیشروی آنان بصوب کابل، ربانی آنان را " فرشته های صلح " نامید و با رسیدن آنان به دروازه های کابل، احمد شاه مسعود و ربانی با تمام ساز و برگ نظامی شان و تمام لشکر جنگجویان ایله جار شان، فرار را برقرار ترجیح داده و به درۀ پنجشیر و بعداً کولاب تاجکستان پناه بردند.

پس از کشته شدن احمد شاه مسعود در اثر یک توطئه داخلی ، ربانی با یک زد و بند نهانی با روس ها ، قسیم فهیم یک خادیست خزیده در شورای نظار را جانشین وی تعیین کرد. ربانی در همان زمان مدعی گردیده بود که احمدشاه مسعود در آخرین دقایق زندگی ، فهیم را جانشین خود ساخته بود، در حالیکه احمد شاه مسعود در همان دقیقۀ نخست انفجار راکت ، پارچه پارچه شده بود.

بعد از حملۀ قوای امریکائی و ناتو به افغانستان و با سقوط طالبان، ربانی طبق عادت دیرینه با عجلۀ تمام خود را به کابل رسانیده و به فکر اینکه هنوز هم رئیس جمهور است به قصر ریاست جمهوری قدم رنجه فرمود، اما بزودی با یک اخطار از سوی مقامات امریکائی و سازش فهیم و عبدالله و قانونی ، از مسند قدرت بزیر کشیده شد.

ربانی در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۴ شرکت کرد، اما در اثر اخطار امریکا و فشار رقبای درون حزبی خود، مجبور به انصراف از تصمیم خود گردید. او در سال ۲۰۰۵ در چوکی وکالت شورای ملی نصب گردید تا از تفتین و توطئه وی جلوگیری شود.

در دور دوم انتخابات پارلمانی ، با اعطای چوکی فرمایشی و نمایشی " شورای صلح "، ربانی از چوکی شورا گذشت و چوکی شورای صلح کرزی را پذیرفت که هم سفر های خارج داشت و هم پول سرشار و بی حساب و کتاب و هم یک ریاست گویا مستقل بود.

وی در این مقام بجز جمع آوری پول های بیشتر و نصب پسر خود به سفارت ترکیه، هیچ کاری را از پیش نبرد و هیچگاهی هم خواهان صلح و آرامش در افغانستان نبود، چه با ایجاد صلح و آرامش و قطع جنگ در کشور، سوداگری های او و هم تبارانش پایان میگرفت و مرگ سیاسی شان آغاز و بعداً هم تشکیل محکمۀ جنایتکاران جنگی .
و اما قتل ربانی رئیس شورای نام نهاد" صلح"، درست یک روز قبل از روز جهانی صلح و اندکی قبل از برگزاری کنفرانس دوم بن ، خود پیام روشنی است بر آنانیکه میخواهند سرنوشت مردم افغانستان را با یک مشت جنایتکار و جنگ سالار، به بازی بگیرند.
مردم افغانستان در طی ده سال گذشته بجز چور و چپاول و وحشت و کشتار و انفجار و انتحار چیزی ندیده اند. ربانی هم نه اولین قربانی انتحار است و نه آخرین آن خواهد بود. قتل ربانی و امثال او، مردم جنگزدۀ افغانستان را یک قدم به صلح نزدیک می سازد. ربانی و دار و دستۀ جنایت گستر و توطئه گر او در آخرین روز های زندگی ننگین و پر نکبت شان، توطئه شوم و نفرت آور دیگر را طرح و به اجرا گذاشتند که بوی گند آن قاره ها را در نوردیده و باعث آزار و اذیت هموطنان گردیده است. آن توطئه شوم و سخت سخیفانه و انزجار آور ، اختطاف جناب " نبیل غمین مسکینیار"، متصدی تلویزیون جهانی "آریانا افغانستان"، در قلب کابل بود بوسیلۀ عمال دون صفت ربانی - فهیم و شورای نظار شان و یک مصاحبه بزور برچه و تفنگ، تا " قهرمان" خیالی شان را کمی حیثیت بخشند که کاریست دور از امکان و غیر ممکن. شورای وزیران حکومت دست نشانده طی یک جلسه، به احمد شاه مسعود لقب " قهرمان ملی " اعطا میکند، غافل از اینکه این نام و این نشان و این لقب را باید مردم بدهند و این مردم اند که قهرمان می سازند نه حکومت و پارلمان. اگر آن توطئه گران و دستور دهندگان مسند نشین شان ذره ای عقل و فراست میداشتند، میدانستند که همچو اعمال پست و متعفن، حیثیت نداشتۀ "قهرمان" خیالی شان را بر زمین زده و ذره ذره می سازد.برهان الدین ربانی که در بین عوام به " بحران الدین جنگانی "، شهرت داشت، در بیش از سی سال گذشته تا توانست بحران آفرید و خون ریخت و کشور را به جنگ کشانید. "جهاد" این جمع خونریز و توطئه گر در حقیقت جنگ قدرت بود و پول اندوزی، به قیمت خون بیش از دو میلیون شهید و تخریب کامل مملکت و به یغما بردن هست و بود و دار و ندار کشور. آنان غافل از این بودند و هستند که راه کج به سر منزل مقصود نمی رسد و سرانجام به سرنوشت احمد شاه مسعود و داوود داوود و بحران الدین جنگانی خاتمه می یابد. از جانب حکومت کج دار و مریز کابل، سه روز "عزای ملی"، اعلان گردیده است که جای خجالت است. مردم افغانستان در راه آزادی و عدالت در سه دهۀ گذشته بیش از دو میلیون قربانی داده اند، اما حتی یک روز هم برای بزرگداشت از آن جانباختگان، عزای ملی اعلان نگردید و حتی یک روز را که "روز شهید" اعلان نموده اند هم در روز بقتل رسیدن قوماندان شورای نظار است، تو گوئی در تمام افغانستان صرف یک نفر مبارزه کرده است و دیگران همه در خواب بوده اند و در این ملک و این مملکت خونی نریخته است. شاید از مرگ ربانی هم این حکومت کجدار و مریز در کابل، پیراهن عثمان ساخته و "قهرمان" نمبر دو سازد. اما هر آنکه خون ریخت، خونش ریخته خواهد شد و به یقین ربانی آخرین نخواهد بود. قهرمانان دیگر منتظر باشند.

شبانگه سر جنگ و تاراج داشت

سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 24.09.2011

برخورد نهایت طفلانه عبدالله مربع و امرالله صالح در روز تدفین استاد جنگ، نشان داد که اگر (بحران الدین جنگانی)، گلب الدین جنایتکار، xxxxxxxxxxxxx احمد شاه مسعودوف، امیر الشیاطین ملا عمر و شیطان الدین حقانی دانسته و مستقیماً پلان های پنجابی های دالخور را عملی میکردند و میکنند،اینها با وصف شکوه و فریاد از اعمال کشور مصنوعی پاکستان، غیر مستقیم و ندانسته در همان راه روان اند که پنجابی ها آرزو دارند.

اینها اگر واقعاً سیاستمدار میبودند باید به جای انتقاد، توهین و نکوهش کرزی، او را قدر میکردند که هشت سال قبل امریکا و ناتو را هشدار داد که مراکز، کمپ ها، پناهگاه ها، مدارس و تمویل کنندگان تروریست ها در افغانستان نه بلکه در آنطرف خط نامنهاد یورند و تحت حمایت کامل اردو و آی اس آی پنجاب قرار دارند.

عبدالله مربع، امرالله صالح و دیگر شورای نظاری ها باید از قتل ربانی بیاموزند و اگر واقعاً میخواهند که چنین قتل ها دیگر صورت نگیرد تمام فشار شانرا به جای کرزی و تیم او بالای قوای امریکا و ناتو وارد کنند و به آنها بگویند که اگر در امر مبارزه بر علیه تروریزم صادق اند و به خاطر امحای آن به افغانستان آمده اند پس باید به عوض بمباران قرا و قصبات افغان، بر ضد کمپ ها و پناهگاه های تروریستها در آنطرف خط نامنهاد دیورند بخصوص در پشتونخواه و بلوچستان اشغالی داخل اقدام شوند.

امحای تروریزم، مراکز و حامیان شان با حملات طیارات بی پیلوت امکان پذیر نیست. این نوع حملات ممکن یکعده از تروریستها را از بین ببرد ولی تروریزم را از بین نمیبرد.

برای امحای تروریزم قبل از همه ادارۀ استخبارات پاکستان در کل و جنرالهای متقاعد چون حمید گل، اسلم بیگ و غیره باید شامل لست سیاه سازمانهای تروریستی و حامیان شان گردند.

به امریکایی ها باید گفته شود که بین اداره استخبارات پاکستان یعنی آی اس آی و سازمانهای تروریستی چون القاعده، لشکر طیبه، گروه تروریستی حقانی، جهش محمد، حزب المجاهدین و ده ها گروه تروریستی دیگر که بر ضد افغانستان و دوست تاریخی ما هند عمل میکنند اصلاً هیچ فرقی موجود نیست.

من بار ها گفته ام و باز هم تکرار میکنم که تهداب پاکستان بر اساس بنیاد گرایی اسلامی گذاشته شده است. این کشور مصنوعی با دامن زدن به افراطیگری سازمانداده شده اسلامی و تروریزم دولتی و بلاخره از اسلام آنهم ترکیب افراطی آن بحیث یک وسیله برای بقا و برای سیاست خارجی از جمله برای داشتن تاثیر و بی ثبات ساختن افغانستان و هند استفاده میکند.
تداوم جنگ در افغانستان و برهم زدن ثبات در کشمیر برای قشر حاکم در پاکستان بزرگترین منابع و منافع مالی برابر میکند که در صورت ختم جنگ این کشور مصنوعی، از لحاط مالی کاملا ًورشکسته میشود.



اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 24.09.2011


از دید من پرداختن در بارۀ شخصیت و اعمال گذشتۀ استاد برهان الدین ربانی فرصت مناسب نیست همه میدانیم که ترور شخصیت های افغان و ادامۀ جنگ و عملیات انتحاری و انفجاری بدستور نظامی های پاکستانی صورت می کیرد. لذا قاطعانه این نوع عمل شوم و غیر انسانی حکومت پاکستان را محکوم نموده به بازماندگان استاد ابراز تسلیت می نمایم بس


اسم: یما مرشد   محل سکونت: کابل    تاریخ: 24.09.2011


اخوانی ها که یک وقت بخشی از پروژه انگلیس - امریکا بشمار میرفتند دیگر مانعی در راه گلوبالایزشن استند و باید از صحنه خارج گردند.
ربانی بالای دو شاخ (امریکاو ایران) پای مانده بود. از یک سو برادران عقیدتی - اخوانی خود را در کام مرگ بدست امریکا سپرد و از طرفی هم در دایرۀ قومگرایی و لسان گرایی به دامان ایران چسپیده بود. بناءً مرگ وی یک پدیده طبعی بشمار می رود و امید سلسله جنایتکار کشی همچنان ادامه پیدا کند. بااحترام
یما از کابل


اسم: محمد امین بسمل   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.09.2011



عجیبه غوندې رهبر و په ورځ مل و دشپې غل
هم شهید شو هم غازي شو هم دسولې شو اتل
په مقام او په چوکۍ پسې لا لهانده و تر مړینې
دمذهب او قومیت نیلي یې دواړه ځغلول

یوه ورځ مو چېرې ونه لید چې ګرد ورباندې ناست وي
نه مو ولید په خپل عمر هسې یو ځل په مرچل
له شماله تر سویله له ختیځه تر لوېدیځه
دنفاق اوریې ور واچاو وروڼو وروڼه ووژل

د زمزم په اوبو پاک نشو هر څو یې که پرې توی کړې
له لمنې ترغوږو و رنګ په وینو د کابل
هوښیارتوب او مکار توب دواړه یو نه دي سره بېل دي
دچالاکې مرغۍ وي اخېر په دوو لومو اجل

د رمې لپاره هر څوک ګلالی شپونکی پیدا کړي
خو کرزي صاحب لېوه باندې زموږ ګډیان ساتل
پاچا بند په پنجرو کې را وتی نه شي بهر
جنازې ور وړې حرم ته پې را ټول شي لکه دل

دوزیر اکبر په مټ کې یې دبوی مرۍ کړه خښه
یتیمان شول ټول خوابدي له کابله تر زابل
ها په ځان پورې تړلې دکولاب چوکۍ یې څه شوه
هغه هم وروړئ چې بیا پسې را جګ نه شي له تل

شهیدان به یې نن شپه په کاڼو ولي په لحد کې
ټوپکیان به ورتلای نه شي بس پرې جوړ به وي غوبل
خدایه تا ته مې توبه ده ته غفار یې ته قهار
قاتلان نېست اونابود کړه چې را خوشی شي محل

هم یې مړ کړ هم پرې ژاړي خپل خړ سترګي لنډغر یې
سبوتاژ په سبوتاژ پسې پر مخ وړي مسلسل
رښتیا هم کډه یې بار شوه او که خوب مې دی لیدلی؟
عجیبه ده کور یې خپل سپا هي،وزیر، پاچا یې خپل

آزان وشو دلمانځه وخت دی دا دوه رېنیان درواخلئ
عبدالله او امرالله ښیم جومات به کړي چټل
چې دپلار اونیکه ملک خرڅوي څوک په اجنبیانو
ای بسمله دهغو سزأ ده دار ته خېژول

عجیبه غوندې رهبر و په ورځ مل و دشپې غل
هم شهید شو هم غازي شو هم دسولې شو اتل


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 24.09.2011

به نظر من (بحران الدین جنگانی) زمانی نابود شد که بعد از اعلان جمهوری بوسیله سردار شهیدان محمد داود خان به کشور مصنوعی پاکستان فرار کرده و رسماً در خدمت اداره تروریستی آی اس آی قرار گرفته تحت رهبری جنرال نصیر الله بابر عملیات جنگی و تخریبی را بر ضد وطن و مردم خودش بر اساس پلان پنجابی ها براه انداخت.

او را همان های کشتند که در سال 1974 رسماً غلامی شانرا قبول کرده، بدون کوچکترین توجه به منافع ملی افغانها در راه تطبیق وعملی کردن دساتیر آنها از هیچ تلاش دریغ نورزید.

برای من قتل او در زمان فعلی فقط نشان دهنده آن است که اگر از سالهای دهه 1974 تا سقوط دولت داکتر نجیب الله ، ربانی و شرکا (از جمله گلب الدین راکتیار و مسعودوف سارق دارایی های عامه و ویرانگر اردوی پر افتخار افغانیتان که همین کار به تنهایی خودش یک جنایت است) دساتیر پنجاب را در کشور عزیر ما عملی میکردند حالا شیطان الدین حقانی و امیر الشیاطین ملا عمر بر ضد مردم و کشور شان عمل کرده- پنجابی ها آنها را با استفاده از قران و اسلام مانند برده های کور و کر مورد استفاده قرار میدهند.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: دخاو    تاریخ: 23.09.2011

وقتی در ابیت آباد؟ پاکستان قدرت بزرگ جهانی، در نتیجۀ عملیات نظامی، فرد مورد نظر خود را، پس از ده سال، در حالیکه رسماً بلند ترین جایزه برای زنده و یا مرده آوردن او تعین نموده بود،از بین برد، در جاده های انکشور افرادی هم به پایکوبی و سرور پرداختند. در یکی از برنامه های تلویزون آلمان تعدادی از صاحبان عقیدت مذهبی عیسوی، اظهار داشتند که بقتل انسان نباید خوش شد. از جانب دیگر در جهان پر حوادث ما که در تحت نام قوانین جنگی،انسانهای بی شمار بقتل می رسند، در سیستم های حقوقی حتی چنین مرگ های شرایط جنگی را باز هم تحت بررسی قرار می دهند. خود را مکلف به توضیح می بینند و متخلفین مجازات می شوند.
همین اکنون، سیستم های حقوقی وجود دارند که در قلمرو آنها اعدام صورت نگرفته، بلکه به حبس ابد محکومیت مرعی الاجرا می باشد. ولی کشور های د یگری هم وجود دارند که مانند کشور های گروپ قبلی، حتی پیروان مذهب واحد اند، امادر سیستم حقوقی اعدام را پذیرفته اند. در طی مدت بیش از سی سال همۀ ما جگر گوشه ها و اعضای فامیل را از دست داده ایم ولی اینرا هم باید بدانیم که خون با خون شسته نمی شود

حال بدون آنکه بر نظرات دیگران اعتراض نمایم، بحیث یک انسان، نظر خود را ارایه می دارم که چه راه و روش را برای انسان و جامعه مفید می دانم. من ترور فزیکی و روانی انسان را محکوم می کنم ولو از جانب هر کس علیه هر کسی که باشد. ترور اخیر را هم که به مرگ استاد برهان الدین ربانی انجامید محکوم می نمایم. بدلیل آنکه من مخالف قانون جنگل، مخالف باندیتیزم و قضاوت فردی کسانی می باشم که بدون صلاحیت و رسالت قانونی عمل کنند. بدین معنی که ترور انسان محکوم نموده این چنین عمل را قابل توجیه نمی دانم. قضاوت خود راتابع ترشحات ذهنی خودم نه، بلکه تابع قوانین اجتماعی و نورم های انسانی میدانم. . بدون حکم یک قانون مروج در یک قلمرو، قتل دلخواه، چه از جانب فرد و چه از جانب کدام گروپ باشد جنایت است، جنایت جنایت دیگری را به عقب می داشته باشد. با کسی دشمنی فردی ندارم ولی وقتی با اندیشۀ کسی موافق نباشم، از آن پیروی نمی کنم. با محو فزیکی، فرد از جامعه نابود می گردد، ولی مکتب سیاسی و پیروان باقی می مانند.
ختم


اسم: حمید انوری   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 23.09.2011

ای کشته کی را کشتی ؟ تا کشته شدی زار

برهان الدین ربانی سر انجام به " قهرمان ملی " خود پیوست. "ربانی" بعد از سه دهه جنگ و خونریزی، تجاوز و بربریت و بعد از آنکه کابل زیبا را تنظیم جنگی های خونین او با رقبا، به ویرانۀ کامل مبدل ساخت و بیش از شصت هزار افغان مظلوم و دربند را از دم تیغ شقاوت شان کشیدند، سرانجام به تاریخ (۲۰سپتمبر/۲۹ سنبله)، به گودال تاریخ سپرده شد. ربانی بعد از جنگ های مرگبار وخونین کابل بین سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۶، و بعد از آنکه بیش از شصت هزار باشندگان مظلوم کابل را در جنگ های خانمانسوز قدرت طلبی خویش بی رحمانه کشتار نمودند، در بین مردم به " بحران الدین جنگانی " شهرت یافت. طومار جنایات ربانی بعد از سه دهه بسته شد.
برهان الدین ربانی زمانیکه در سال ۱۹۹۲زمام امور کشور را بدست گرفت، در نخستین روز های ارگ نشینی مؤقت خویش، از امارت جمعیت اسلامی بصورت رسمی استعفی داد و یاد آور گردید که از آن تاریخ به بعد رهبر جمعیت اسلامی نبوده و تنها به آن جمعیت تعلق ندارد، بلکه به همه مردم افغانستان تعلق دارد. او اندر همان روز، مولانا محمد موسی توانا، معاون جمعیت اسلامی را جانشین خود تعیین نمود.
اما در حقیقت ربانی صرف از یک ترفند سیاسی کارگرفته و عملاً هیچگاهی موسی توانا را به عنوان رهبر جمعیت اسلامی به رسمیت نشناخت و در خفا رهبری جمعیت را همچنان در تصرف و اختیار خویش نگهداشت. بعد ها موسی توانا چون یکه تازی های ربانی و باند او را تحمل کرده نتوانست، به جنبش رشید دوستم پیوست و سمت مشاور سیاسی دوستم را بدوش گرفت.
ربانی در زمان تحصیلات خود در پوهنتون الازهر مصر(۱۹۶۸)، به سازمان اخوان المسلمین پیوست و طریقت وهابی را پذیرفت. او بعد از برگشت به کشور دست به تخریب و توطئه زده و با همکاری تنی چند، زهر اخوانیت را در پوهنتون کابل پاشید. گفته میشود شخص خود پرستی بوده است و از بلند پروازی های احمد شاه مسعود دل خوشی نداشته و در توطئه قتل او نقش اساسی را بازی کرده است.
او در سال ۱۹۷۱ حزب تروریستی جمعیت را بنیان گذاشت. حزب ایکه در لجن توطئه و تفتین غرق بود و خون های بیشماری را برزمین ریخت. در زمان حکومت جمهوری محمد داوود خان، به پاکستان فرار نموده و در خدمت سازمان جاسوسی آن کشور ( آی اس آی ) قرار گرفت و حملات مسلحانه علیه حکومت افغانستان را اساس نهاد. در همان زمان بود که سازمان استخبارات پاکستان ( آی اس آی ) احمد شاه مسعود را استخدام کرد تا در وادی پنجشیر به حملات مسلحانه بپردازد، ولی آن حملات از طرف مردم خود منطقه سرکوب گردیده به شکست مواجه شد.
در جریان مبارزات آزادیخواهانۀ مردم افغانستان در مقابل اشغالگران روسی و ایادی داخلی آنان، پاکستان دست به ایجاد حزب اسلامی و جمعیت اسلامی زده و بعداً هر کدام را نظر به پالیسی های فتنه انگیز خود، به پارچه های خورد و بزرگ دیگر منقسم ساخت.
جمعیت اسلامی " بحران الدین جنگانی"، و حزب اسلامی " گلبدین حکمتیار"، مشهور به "راکتیار"، در زمان جنگهای آزادیبخش ملی مردم افغانستان، بیشترین قدرت چریکی و زیادترین انسان های ساده و خوش باور را در مبارزه و جنگ و جدل با همدیگر بکار گرفتند، تا مبارزه و مقاومت در مقابل تجاوز گران روسی.
بعد از فرار خفت بار متجاوزین روسی از سرزمین آزادۀ ما، در اثر قدرت طلبی های بی حد و مرز ربانی - حکمتیار، رژیم دست نشاندۀ روس به عمر ننگین خویش ادامه داد و تنظیم های هفت گانه و هشت گانه در پاکستان و سازمان های چندین گانۀ دیگر در ایران، قادر به سقوط دادن رژیم نجیب نگردیدند و سر انجام در اثر خیانت ملیشه های گلم جم مربوط به رشید دوستم و پیوستن او و افراد زیر فرمانش به احمد شاه مسعود، رژیم کابل از هم پاشید و تنظیم های پشاوری و تهرانی با عجلۀ بینظیری به کابل هجوم آوردند.
ربانی تا کودتای روسی در افغانستان، شخص ناشناسی بود، اما بعد از تجاوز شوروی بر افغانستان و بعد از آنکه (سی آی ای) و (آی اس آی) دست به ایجاد تنظیم های هفت گانه و هشت گانه در پاکستان زدند و مبارزات آزادیخواهانۀ مردم افغانستان را رنگ و بوی مذهبی داده و به کجراه بردند، به شهرت رسانیده شد.
بعد از آنکه احمد شاه مسعود، با نیرنگ و خدعه به حکومت فرمایشی - تنظیمی و دو ماهۀ (صبغت الله مجددی) پایان داد، (برهان الدین ربانی)، برای مدت چهار ماه در این چوکی نصب گردید. ربانی درهمین چهار ماه اجاره داری خود، جنگ های وحشت آوری را با تنظیم های رقیب آغاز کرد و از کشته ها پشته ها ساختند. بعد در جریان جنگ های کوچه بکوچه در کابل، به فرمایش ربانی که اکنون دیگر به (بحران الدین جنگانی)، شهرت یافته بود، شورای فرمایشی (اهل حل و عقد) را با مصرف صد ها میلیون افغانی باد آورده، براه انداخت و اجاره داری خود در کابل را برای چهار سال تمدید نمود. در همین چهار سال جنگ های مدهشی را به سردمداری احمد شاه مسعود، عبدالرسول سیاف، عطا محمد نور، تورن اسماعیل و. . .، در سرتا سر افغانستان براه انداخت و کشتار بیرحمانه ای را شروع کرد که چهار سال به درازا کشید و تنها و تنها در کابل بیش از شصت هزار کشته و ده ها هزار زخمی و معیوب بجا گذاشت و کابل با خون و خاک و خاکستر عجین گشت.

ادامه دارد


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: هلند    تاریخ: 23.09.2011

سلام
عمل انتحاری قابل تقبیح است و خاطرات جنگ های 1992 الی امروز برای نسل های آینده غیر قابل فراموشی است. بفکر من بدتر از زمان تجاوز روسها که ما شاهد آن استیم.
من یک نظر بخصوص خودرا دارم که بعضی هارا خسته میسازد سوال برانگیز هم است.
زمانیکه فوای مسلح یک کشور در خدمت یک حزب سیاسی و مذهبی قرار میگیرد ماهیت ملی خودرا از دست میدهد. زیرا از اجیر عسکر و افسر جسماً در فوای مسلح و فکراً در چوکات گروپ های سیاسی و مذهبی قرار میگیرد که قوای مسلح را بپارچه های خورد و کوچک سیاسی و مذهبی قرار داده وملی بودن قوای مسلح را زیر سوال می برد. البته دولت (حکومت، پارلمان و قوۀ قضائیه)اداره ملکی (اقتصادی و سیاسی و کلتوری و فرهنگی و اجتماعی و مذهبی)را در کنترول دارد. ولی نباید فراموش کرد که قوای مسلح کلید ادارۀ کشور (شاهی و جمهوری)است که هرکس رهبر کشور است دروازه ادارۀ حکومتداری را با همان کلید در اختیار میگیرد.افغانستان این کلید را ندارد و رهبر کشور هم کسی نیست که این همه ادارات را با نظم و انظباط ثوق و اداره کند.

جنگ افغانستان از زمان محمد داود خان بعد از کودتاعلیه نظام شاهی شروع شد. واز همان اول هم این مخالفت ها صبغه مرهبی داشت. ولی رئیس جمهور همان وقت رهبران مذهبی را گرفتار و محبوس و بقتل و عده ایرا هم فراری ساخت. و کسانیکه فرار نموده بودند به کشور پاکستان رفتند. و پاکستانی که از غرش صدای یک سرباز پشکی بیسواد خودرا در هفتمین طبقه زمین پنهان میکرد. و کشوری که مناقشات ارضی با کشور ما داشت. کشوری که همزبان هند و بنا بر ملاحظات مذهبی و بکمک برتانیۀ کبیر بشکل یک کشور مصنوعی بوجود آمده بود. و این پاکستان بکمک امریکا و کشور های عربی ازین طیف مذهبی بهترین استفاده جانانه نمود. و آنها را کمر بسته باسلاح های مروج همان وقت مورد استفاده قرار داد. چون رئیس جمهور داود خان با همسایه بزرگ یعنی اتحاد شوروی قرار داد های مهم و ستراتژیک داشت. و این بمزاق امپریالیزم در جنگ سرد برابر نبود. پاکستان خودرا در دامن غرب انداخت و بیک متحد ستراتژیک غرب تبدیل شد. ولی محمد داود خان در زمان ریاست جمهوری خود مشکلات فراوان رااز قبیل (مخالفت باخاندان حاکم خود((محمد زائی))و با جنبش اسلامی افراطی - و باسازمان های چپ افراطی - و با لیبرال دیموکرات ((اصلاح طلبان))و جنبش ملیتگرا ها)و مشکلات بیسوادی و فقر و نو گرائی داشت. و در مناسبات بین المللی هم نمیتوانست بداند که چگونه وزنه سوسیالیزم و امپریالیزم را بنفع افغانستان مورد استفاده قرار بدهد. و دیموکراسی ملی را که در نظام شاهی تولد شده بود مرحوم محمد داود خان از بین برد. و منجر بکودتا توسط جناح های خلق و پرچم گردید. و بین امریکا و شوروی رقابت آغاذ شد و زمینه برای ورود عساکر اردوی سرخ مساعد گردید. و افغانستان مانند بره در مناقشه دو قضاب(امریکا و شوروی)آماده بقربانی گردید.

جنگ بین مجاهدین که چاکران پاکستان و غرب و جناح های خلق و پرچم چاکران شوروی ملت افغانها را ببهانه های مذهبی و سیاسی کشتند و خانه های ایشان را خراب کردند و استاد برهان الدین ربانی هم از همان قماش رهبران جنگجوی مذهبی است که مانند سایر جنگجویان سیاسی جزای اشتباهات خوذرا دید. و یک تاسف وجود دارد که این رهبر در یک محاکمه مردمی محکوم به اعدام نشد بلکه بواسطه یک تروریست بقتل رسید.

من و کسانیکه مانند من درین جنگها استعمال شده بودیم و برای ملت خود خدمت و شاید هم خیانت عمر گرانبهای خودراادامه میدهیم موقع نیافتیم که بمردمی که با پول مالیه خود 27 سال مصرف تحصیل مرا و دیگران را داده است خدمت نکردیم و تنها مصیبت بزرگ و خانه ویرانی را بان ملت متقبل شده ایم. و بدا بحال نسل آینده که 17 ملیون بیسواد و فقیر و گرسنه و بی همه چیز را بی سرنوشت رها کردیم. من هر بار که افغانستان میروم می بینم که در کجا کار کردم و کجارا امنیت اش را گرفتم و کجا را تخریب کردم و حالا بجز اشک چارۀ دیگر نیست. آیا چنین چیزی که من نوشتم کسی دیگر بشمول ربانی گاهی گفته است و شما شنیده اید. نه جنگ و نه جهاد افتخار ما بود و هر دوی آن از طرف کشور های خارجی بر کشور ما تحمیل و تمویل شده بود. ما امروز کشور های غربی و سوسیالیستی و اسلامی خصوصاً عرب ها و پاکستان و ایران را مسئول ادامه جنگ و خونریزی در افغانستان میدانیم که کشوری زیبای را بنام افغانستان بخاک و خون کشیده اند در حالیکه ماشین تروریزم را خودشان گردانندگی میکنند بنام تروریزم بی پروا فراموش خواهند کرد.

من هیچ دیگر پلان و پروگرام در زندگی اجتماعی ندارم و شما ها هم مانند من. فقط ممکن این جنگ در افغانستان تا ابد در افغانستان ادامه خواهد داشت و یا هم ما با کشور خود یکجا محو خواهیم شد.
بااحترام


اسم: Qasem   محل سکونت: Germany    تاریخ: 23.09.2011

Oh Mardom ba lehaz Khuda yak kame bidar shawid wa yak kame Akhlaq Siassi ta ra Taghier be dehid

In Moalla Rabani ba digar Sagbaz hai-ash molk ma ra ba tabahi kashand wa ta-iara Mossafbari ma ra ba Iran .a qimat 450.000 Dollar forocht wa ... liaqat in ra nadarad ke bari-ash hata 1 sa-at matam gereft.

In Karzai Ahmaq Molk ra ba in ha Kharab kard

WS


اسم: کوهزادی علی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.09.2011


سلام به تمام وطنخواهان گرامی !
بنازم خداره یگ بام و دوهواره
بخاطر شصت هزار کشته در حادثه بازی های جنگی اطفال مثل مسعود پنجشیر و کلب الدین حکمتیار و دو ملیون یا زیاده شهید واقعی درین چهل سال اخیر یک ساعت عزای ملی گرفته نشد بخاطریکه خون آنها شاید بی ارزش بوده باشند!!! ولی بخاطر ربانی یکی از مسببین حوادث خون درافغاستان وقاتل هزاران افغان ،سه روز عزای ملی اعلام میشود. انصاف در کجاست؟
این سه روز عزاداری توهین آشکار به شهدای واقعی کشور است
در جواب باید عرض شود که شهدای یاد شده چون بازخواستگری ندارند باید چنین میشد؟
باند های جهادی بخاطر رعب وترس که این کشتار در دل آنها ایجاد کرده است ، باید برای بقای شان سک را سالار بگویند بز را آمر ودزد را نیکو کار.
اما هرچه بگویند وماست مالی نمایند سیاه سفید نمی شود . یقین داشته باشند که بالاتر از دزد بنام بچه سقا (گماشته انکلیس برای ویرانی افغانستان) نمیشوند . دوران سیاه کلکانی بچه سقا ،دوران سیاه نادر خان و برادرانش و همچنان دوران سیاه خلق و پرچم ودوران سیاه جهادی ها چون آفتابیی نفرین شده اند، پس با دو انگشت آفتاب پنهان نمی شود. بگذارید ربانی های باقیمانده درد مادران وزنان وخواهران شهدای واقعی را یک اندازه بچشند. در آرزوی نابودی تمام جنگ سالاران و سرفرازی ملت آزادۀ افغان


اسم: Amin   محل سکونت: Paris    تاریخ: 23.09.2011

ترور استاد ربانی ضایعه ای اسفناک برای برای مردم افغان و دوروبر است ایشان در مبارزه علیه شوروی و طالبان و تروریسم منطقه ای پاکستان و ایران پیشگام بودند و باید وی را پدر آشتی افغان نامید قبل از ترور در ایران بوده و با توجه به اینکه حمایت رژیم تهران از طالبان و تروریسم امری مسلم است و ایران به هیچ روی از صلح در افغانستان خوشنود نیست به احتمال قریب به یقین این جنایت با طراحی و بودجه ایران و اجرای القاعده صورت گرفته است . مردم افغان باید روابط دوستانه کرزی با ایران را مورد بازخواست قرار دهند .


اسم: میهن زرغون   محل سکونت: کابل    تاریخ: 23.09.2011

از آن همه قتل هائی که تا کنون در این کشور صورت گرفته اند، این یگانه قتل بجائی بوده که روح پاک شهدای میهن که بدست ربانی و حامیانش بیرحمانه بشهادت رسیده اند شاد گردیده و آه یتیمان بجا مانده از جانب خدا شنیده شد.
ربانی به سزائی رسید که مستحقش بود و خداوند متعال تمام جنایتکاران جهادی و رهبران جنایتکار شانرا به همین سرنوشت برساند، عمال امپریالیستی در کشور بنام دیموکراسی قلابی همه جنایت کاران را برائت داده اند ولی این یگانه راهی است که جنایت کاران را بعدالت خواهد کشاند، انشاءالله تعالی بعد از مرگ ربانی شاهد مرگ سیاف، خلیلی، محقق، فهیم، گلب الدین، عبدالله، قانونی و... و... و جنایت کاران دیگر خواهیم بود. البته که مجددی هم شایسته چنین مرگ است ولی او همین اکنون مرده است.


اسم: نحیبه قانع   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 23.09.2011

تا جاایکه من دانسته ام ، منظور از افغان جرمن آنلاین این است که هموطنان بصورت عام در بارۀ قتل ها و ترور ها -که اکثراً در نتیجۀ حملات انتحاری صورت میګیرد - نظر بدهند اما به نظر میرسد که حالا این بخش به یک همه پرسی در باره برهان الدین ربانی نبدیل شده است
او و همقطاران او را همه میشناسند خوب است بحث هایی صورت بګیرد که چیزی بیاموزیم


اسم: امیری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 23.09.2011

گرچه تروربهر نوع محکوم است.
ولی برهان الدین ربانی کیست؟ وی یکی ازبنیانگذاران حرکت ارتحاعی عقبگرا و مرتجع اخوان المسلیمین است که مدت حدود 20 سال را در پاکستان همراه با استخبارات پاکستان پلان تخریب افغانستان را طرح وعملی ساخت. او یک شخصیت خیلی ضعیف داشت و درزمان ریاست جمهوری نام نهاد او تاریک ترین دوران معاصر افغانستان بود. او باسوءاستفاده های غیرمشروع از دارایی های عامه بنام خانم خویش دها قصر وساختمان را در منطقه وزیراکبرخان کابل تصاخب نمود.
او یکی از مهره های بود که باید میرفت.


اسم: اسدالله جعفری   محل سکونت: کارته سخی، کابل    تاریخ: 23.09.2011

اسدالله جعفری



کشته شدن آقای برهان الدین ربانی وبار مکافات عمل

انسان نباید بدخواه هیچ انسانی باشد. در متون دینی اسلام از پیشوایان دینی نقل شده : مؤمن کسی است که برای دیگران همان را بخواهدکه برای خود می خواهد.

در انجیل چهارگانه ودر انجیل متی از قول عیسای مسیح آمده است :کسی که غذای نجس می خورد جانش نجس نمی شود اماکسی که بَدِ همسایه اش را در دل داشته باشد جانش نجس می شود

عقل فطری انسان هم حکم می کند که انسان عاقل بد خواه دیگران نباشد.

بنابر این نباید از کشته شدن ربانی خوشحالی کرد. چنان که از کشته شدن هیچ انسانی در جهان ومخصوصا هیچ هموطن افغانستان نباید لبخند زد وباید اشک ریخت وبافرهنگ خشونت وکشتار، مبارزه قلمی وعملی کرد.

اما همه ی ادیان (دینی-بشری) وعقل وفطرت انسان دستوراتی جهادی برای پاکسازی جامعه از انسانهای گرگ منشِ انسان نما دارند.

آقای ربانی به عنوان یک انسان هموطن افغانستان برای من محترم بود واز آنجا که سال ها در پوهنتون الازهر درس دینی خوانده بود من بحیث یک عالم دینی وانسان صاحب کمال درچشم ودل ما بزرگ بود.همچنین سال ها رهبری جهاد قوم برادر ومؤمن ومسلمان تاجیک ما راعلیه اشغالگران روسیه ملحد واستعمارگر بعهده داشت، به عنوان یک جهادی ورهبر قوم برادران عزیز تاجیک،به حرمت احترام به مردم عزیز وشریف تاجیک، به ربانی حرمت قائل بودم.

اما چرا ازکشته شدن اوسرشک ماتم نمی ریزم وکشتن اورا به ملت بزرگ افغانستان(افغانستان سرزمین همه ی اقوام ساکن) تبریک می گویم؟

آقای ربانی در سه برهه زمانی باسه چهره ظهور پیداکرد:

1- در برهه اول از حیات خود، به عنوان یک شخصیت علمی درس خوانده در پوهنتون الازهر وعضو سازمان اخوان المسلمین ومترجم شهیر آثار قرآنی سید قطب واستاد شرعیات ، یک چهره علمی واز سران احیاگران تفکر دینی ومبارزه گر با الحاد والتقاط، چهره ملی ومورد احترام همه ی اقوام افغانستان بود وبرچهره های بزرگ اقوام افغانستان مخصوصا برادران پشتون وچهره مشهور قوم پشتون امیر حزب اسلامی برادر گلبدین حکمتیارحق استاد ی وسمت رهبری داشت.

2- برهه دوم زندگی آقای ربانی در زمان جهاد مقدس ملت شهیدداده وآزاده افغانستان رقم خورد.آقای ربانی در این برهه ی اززندگی خود رهبری جهاد قوم برادر تاجیک را علیه روس های اشغالگر بر عهده داشت وچهره مشهور دوران جهاد آمر صاحب احمدشاه مسعود در جبهه ی او قرار داشت و فرماندهی کل نیروهای جهادگر تاجیک را امیری می کرد وباقبول رهبری سیاسی ربانی، جایگاه ربانی در میان نیروهای جهادی افغانستان اعم از شیعه وسنی وپشتون وهزاره وتاجیک وازبک، جایگاه خاص بود چون چهره سرکش وتکتاز پشتون آقای حکمتیار به ربانی احترام استادی وشاگردی داشت وتند روی ها وانحصار گرایی امیر حزب اسلامی برادر مجاهد حکمتیار،باعث شد که چهره های جهادی قوم هزاره نیز براساس ذهنیت تاریخی، با ربانی وحزب تحت رهبری او جمعیت اسلامی رابطه حسنه داشته باشند .

3 - برهه سوم حیات سیاسی وعلمی ربانی بعد از پیرزی غرور آفرین وتاریخی ملت افغانستان براشغالگران شرق سرخ، با خون ونفاق وشقاق رقم خورد.

با اینکه جهادی های پیشاور نشین ، بدون درنظرداشت مصالح عام افغانستان وبا هدف حذف گروه های جهادی شیعه وهزاره افغانستان دولت موقت وعبوری تشکیل دادند.از آنجا که مهندسی آن دولت را امریکا وعربستان برعهده داشتند، نتیجه ی در نظرگرفته در دوره حکومت موقت وشش ماهه ربانی تحقق یافت وبا کناره گیری حضرت صاحب صبغت الله مجددی واستقرار ربانی در قصر ریاست جمهوری، جنگ های داخلی وقومی وجنگ خانه به خانه در کابل شروع وحکومت شش ماهه ربانی، حکومت شاهنشاهی وهمیشگی شد.

اشتباهات بزرگ ونابخشودنی ربانی را می توان چنین فهرست کرد:

1 آقای ربانی بااستقرار در کاخ ریاست جمهوری، خدایی را آغاز کرد واز یک مجاهد جهادگر واستاد شرعیات بدل به یک دیکتاتور وفرعون ودقیانوس شد .

2 باپشت کردن به همپیمانان جهادی خود، آتش جنگ داخلی وجنگ خانه به خانه را در کابل راه انداخت وجوی خون جاری نمود وراه را برای نفاق وشقاق قومی در افغانستان هموار کرد.

3 باوزیر دفاع شدن آمر مسعود، تصفیه قومی در دولت ربانی آغاز شد واز حضور آقای حکمتیاربه عنوان نخست زیر دردولت جلوگیری نمود وبه کشتار قوم ازبک به عنوان ملیشه وقوم هزاره به عنوان کافر ومشرک ورافضی پرداخت وخود ربانی علیه قوم ازبک وهزاره فتوای جهاد داد وشدآنچه که نباید می شد.

4 آقای ربانی وآیت الله شیخ محمد اصف محسنی از ظهورطالبان به عنوان نیروهای خدایی استقبال نمودند وطالبان را تادروازه های کابل همراهی کرد تا بتواند دو رقیب نیرومند وسرسخت خود امیر حزب اسلامی برادر حکمتیار ورهبر حزب وحدت اسلامی شهید عبدالعلی مزاری را از سرراه پادشاهی مدام العمری خود بردارد.ولی نمی دانست خدا داغ پادشاهی همیشگی افغانستان رابردل او واحمدشاه مسعودخواهند نهاد واین آرزورا به گور خواهند برد.

5 علاوه بر این که پادشاهی گری وانحصار گرایی وتمامیت خواهی وپاک سازی قومی ربانی باعث بدبختی مردم افغانستان ونابودی زیر ساخت های کشور شد وکشور در جوی خون شناور بود ودر آتش جنگ ونفاق وبرادر کشی می سوخت، آقای ربانی به عنوان رئیس جمهور افغانستان ورهبر ائتلاف شمال، اشغال مجدد افغانستان راامضا نمود .

6 آقای ربانی می توانست یک جهادگر صادق وشخصیت علمی ومصلح ملی باقی بماند وهمچنان مورد احترام اقوام شخصیت های جهادی وملی افغانستان باشد، اگر ریاست جمهوری عبوری خود را بدل به پادشاهی نمی کرد وعلیه اقوام ساکن افغانستان فتوای جهاد نمی داد وطالبان را تا دروازه های کابل همراهی نمی کرد وآتش جنگ های داخلی را روشن نمی کرد وحذف دیگر اقوام را در سرنمی پروراند وبه جای تاجیک سازی افغانستان به ملت سازی می پرداخت وافغانستان را خانه مشترک همه ی اقوام در افغانستان می دانست.

چنان که قبلا عرض شد باکناره گیری حضرت صاحب صبغت الله مجددی ازریاست جموری موقت افغانستان دردوران حکومت مجاهدین واستقرار ربانی در قصر ریاست جمهوری، جنگ های داخلی وقومی وجنگ خانه به خانه در کابل شروع شد وحکومت شش ماهه ربانی، حکومت شاهنشاهی وهمیشگی شد، لذا افغانستان سرفراز درچنگال دیو هفت سر جنگ خانگی وقومی گرفتار شد همه ی افتخارات جهادی واستقلال خواهی ملت برباد رفت وقبرستان های افغانستان آباد شدند وگلستان های وطن خون رنگ گشت ولاله های وطن را در آغوش گرفتند ونصیب ملت، رنج مضاعف، ویرانی خانه ، آوارگی وبیخانمانی شد . لذا همه ی بدبختی وخون ریزی و...در افغانستان توسط ربانی بر ملت تحمیل شد وربانی اکنون که کشته شده است، این همه گناه را چگونه پاسخ خواهد دادوبا مکافات عمل چه خواهد کرد؟

باکشته شدن ربانی، جنگ وناامنی وبدبختی ملت پایان نمی یابد وممکن است که حلقات خاص این کشته شدن ربانی را سرآغاز پروژه جدید در به خاک وخون کشیدن مردم افغانستان قرار دهند چنان که هم اکنون تلویزیون همسایه، ایران وچهره های مسئله دار در داخل افغانستان برای ربانی اشک می ریزند واو راشهید نامیدند ویقینا آقایان کرزی وخلیلی وفهیم وعبدالله عبدالله پیام های بلند بالا می دهند واز ربانی به عنوان شهید تجلیل می کنند وبا اینکه ربانی هم مثل هزاران انسانی افغانستان قربانی سیاست های توسعه طلبانه بیگانگان ودشمنان کرامت وسربلندی افغانستان شدند اما یقین دارم که سیاست بازان بسیاری برای ربانی اشک های بسیاری خواهند ریخت.

آیا ان اشک های تزویر ونفاق وخشم ولبخند، می تواند باری ازدوش ربانی بردارند وذره ی ازآن همه گناه فرافردی بردارند؟

کاش دیگر سیاستمداران از کشته شدن آقای برهان الدین ربانی عبرت می گرفتند ودرمحراب خلق خدا توبه می کردند ودرمعبد خدا وخلق عذر تقصیر پیشکش می نمودند ودست از سرملت بر می داشتند.


اسم: ذبیح الله مجاهد   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 23.09.2011

تيره ورځ ناوخته دکابل ښار وزیر اکبرخان په سيمه کې دکابل ادارې په اصطلاح دسولې دکميسيون مشربرهان الدین ربانې په قتل ورسید ، دا چې په دې اړه زموږ معلومات لا ندي بشپړشوي نوزموږ موقف هم داده چې موږ په دې مسئله کې هيڅ هم نشو ويلای اوکومو رسنيو چې په دې برخه کې زموږ په حواله کومي خبري خپرې کړي دي هغه ټولي بې اساسه دي اويوځل بيا په دې باره کې دا وايو چې موږ دم ګړۍ په دې اړه هيڅ ويل هم نه غواړو.درویترله نړیوال خبري اژانس نه موغو ښتنه دا ده چي دهغي نا سمي ادعا په اړه چي درباني دقتل په مو ضوع کې یې زموږ په حواله دمسئولیت منلوخبر نشرکړی ژر تر ژره پلټنه وکړي موږ ته وضاحت را کړي او په را تلونکي کې دداسي بي اساسه خبرو دخپریدو مخه ونیسي دیا دوني وړ ده چي نو موړي اژا نس ځو ځله مخکې هم دا ډول خبرونه په نا سم ډول داسلامي امارت مسئو لینوته منسوب او خپاره کړي چي دا دی دا ځل یې موږ دي ته اړ کړوتر څو ټو لو نړئ والو ته وښيو چي دا اژا نس له ځانه خبرونه خپروي .


اسم: فرهنگ   محل سکونت: کابل    تاریخ: 23.09.2011

اگر ربانی بعد از شش ماه که باید قدرت را تسلیم میکرد همین جنگهای خانمانسوز در کابل نمیشد طبق پلان که بین احزاب شده بود پیش میرفت حالا افغانستان یک کشور میبود که نام مواد مخدر و تروریست از افغانستان در رسانه ها گرفته نمیشد همه اینها بخاطر منفعت شخصی خود منفعت ملت را پایمال کردند و حالا بخاطر اینطور اشخاص که خائن ملت هستند اعزای عمومی گرفته میشود


اسم: نیما   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.09.2011

مردم افغانستان در طی ده سال گذشته بجز چور و چپاول و وحشت و کشتار و انفجار و انتحار چیزی ندیده اند.ربانی هم نه اولین قربانی انتحار است و نه آخرین آن خواهد بود.قتل ربانی و امثال او، مردم جنگزدۀ افغانستان را یک قدم به صلح نزدیک می سازد.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved