Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  چه طرحی برای نجات افغانستان؟؟    نویسنده:  عبدالولی ذکی

 
اسم: دوکتورعبدالولی ذکی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 03.04.2010

مبصرین محترم و دانشمندی که در مورد « چه طرح برای افغانستان » در سایت وزین «افغان جرمن آنلاین» به نشر رسیده و در معرض مباحثۀ دانشمندان قرار گرفته بود اظهار تشکر و امتنان میکنم.

از لا بلای نظریات هموطنان که در این مباحثه سهم گرفته اند و از جهات مختلف سوال مطروحه را ارزیابی نموده اند بعضی ها از اصل موضوع دور رفته اند.
بناءً عرایض خودرا به همان مضامینی که مستقیماً بموضوع ربط دارد ابراز مینمایم. و در بدایت امر یاد آور میگردم که جواب فوری برای هریک بعلت انتظار نظرهای سائرین و جهت جلوگیری تکرار از عین سوالها به تأ خیر افتاد که جداً معذرت میخواهم.
عده ای از مضامین حاوی مطالب و نظریات سیاسی است از قبیل روش دوجانبۀ پاکستان، یا استفادۀ مادی از امریکا، استعمال طالبان بحیث ابزار، و خطرات حاکمیت پاکستان بر افغانستان. بعضی ها با بی علاقگی تمام مسؤولیت ها را بدوش افغانها انداخته اند. برویت این نبشته ها، جوابات من متوجه نویسندگانی است که مستقیماً به اصل موضوع رفته و متحمل زحمات زیادی گردیده اند وهمچنان متوجه اشخاصی میباشد که بعضی سؤالاتی را درمیان گذاشته اند. ضمناً از آقای فضل احمد افغان از کانادا که از طرح شان واقف نبودم معذرت میخواهم. محترمه خانم ملالی موسی نظام که با وضاحت بیان و دید عمیق از اصل سؤال تحلیل بعمل آورده و گفته اند چگونه میتوان اگر بیکی یا دوی آن «طرح» رجوع نموده و آنرا واقعا" تحلیل نمود. پلان کاروان صلح آقای نبیل مسکینیار را طور مثال انتخاب نموده و امکانات عملی شدن آنرا در شرایط عینی تشریح و در نتیجه امکانات آنرا در شرائط که نظر دید شان است مورد سؤال قرار میدهد.
بهمین منوال در مورد طرح آقای محمدعارف عباسی که روی یک هدف ملی و مردمی استوار گردیده، با مطالعه گذشته میگوید که افغانستان بعد از خروج قوای شوروی سابق و فجایعی که از آن بمیان آمد و با تفرقه اندازی قومی، منطقوی، مذهبی و لسانی تمام اساسات برهم خورده و نمیتوان یک تشکیل دوامدار به میان آورد.
در موردعدم اطلاع از مکتوب سر گشاده جناب محترم دانشمند سید عبدالله کاظم بعرض میرسانم که بسی موضوعات و نوشته هائیکه از امریکا صورت میگیرد افغانهای اروپا کمتر با خبر میباشند طوریکه افغانهای امریکا از تشبثات اروپا چندان با خبر نیستند. چنانچه من هم بنوبه خود دو مکتوب سر گشاده توسط آقای دوکتور سید محمد امین فاطمی، وزیر صحت عامۀ وقت خدمت آقای حامد کرزی تقریبا ً با عین مطالب ارسال نموده بودم و متأسفانه جواب نگرفتم. نامۀ سرکشادۀ جناب محترم دانشمند سید عبدالله کاظم را در سایت شان که شما بمن معرفی نموده بودید مطالعه کرده و از آن مستفید گردیدم واقعا ً مطالب جالب و قابل قدر در آن یافتم. نظریات شان برای آقای حامد کرزی به مثابۀ یک روش دولت داری مفید تلقی میگردد.
محترم دوکتور صلاح الدین سعیدی از انگلستان مضمون عالمانه شما در این آوانیکه کشور ما مراحل خطرناک را می پیماید، بمنظور طرح ریزی و عملی ساختن وسیلۀ راه نجات آن نهایت مثمر خواهد بود. من با شما هم عقیده هستم که حالت بحران کنونی افغانستان زاده عواملی است که هم منشأ داخلی دارد وهم خارجی. من فکر میکنم که در مقابل هر دو عامل بی کفایت باقی مانده ایم. واضح است که واقعاتیکه در جهان صورت میگیرد با یک دیگر رابطه دارند و هر کشور با آزمایش و نتیجه گیری از نهاد های دیموکراتیک ممالک مترقی استفاده مینماید. مسلما ً هرگونه تلاش با دائر کردن جرگه ها و کنفرانسها، دیموکراسی را تقویه خواهد کرد. هم عقیده با شما هستم که فعلا" به جز همدستی و همبستگی راه دیگری وجود ندارد.
محترم آقای محمد فرید صالح از کانادا، یکعده از هم میهنان با شما هم عقیده هستند که آقای دوکتور زلمی خلیل زاد یک مهره مثبت برای حل مسائل افغانستان میباشد. اگر آقای دوکتور زلمی خلیل زاد کدام پروگرام معقول و یا طرح درست داشته باشد که مورد مطا لعه قرار گیرد، شخصا" مخالفتی ندارم چه موصوف شخصیت سیاسی و با تجربه است و به افغانستان علاقه دارد. اما باید دانست که خود خواهی ها در افغانستان یک مانع بزرگی ایجاد خواهد کرد.
محترم حقبین ، واضحاً منطق مشروعیت نظام یک اصل مسلم است. به همین منظور افغانها از انتخابات ریاست جمهوری گذشته انتظار زیاد داشتند که متاسفانه به یآس و نا امیدی مبدل گردید. اما این ناکامی دلیل شده نمیتواند که افغانها دست از مجادله و مبارزه بر دارند. بجواب محترم آقای محمد نعیم بارز که پنج سوال را مطرح کرده اند با عرض حرمت نظر خویش را تقدیم میکنم.
1- این یک وا قعیت است که عدم امنیت، موجودیت فساد، قاچاق مواد مخدره، خرابی اوضاع اقتصادی مردم، زاده بی کفایتی دولت است که در رأس آن آقای کرزی قرار دارد. طبعا" در این مسؤولیت اعضای کابینه که خود آقای کرزی انتخاب کرده و بشکل یک تیم امور محوله را بدوش دارند شامل میباشند و از این لحاظ وقتیکه نام رئیس دولت تذکر داده میشود مسلم است که نام تمام همکارانش در میان میباشد و چون اشخاص نا سالم را درکنار خود قرار میدهد مسؤولیت آن مستقیما" به رئیس دولت مواجه میگردد.
2- در مورد توقعات مردم و فراهم نمودن امکانات برای شان این مربوط به دولت است که با برگذاری پلانهای قصیر و طویل المدت و در حال حاظر با استفاده از کمکهای بین المللی و در آینده از عایدات خود کشور مانند سائر ممالک این امکانات را میسر سازد.
3- در مورد طرح آقای نبیل مسکینیارکه گویا من آنرا پراگماتیک و خوب یاد نموده ام، باید بگویم که شاید شما مضمون من را بدقت مطالعه نکرده اید زیرا من هیچ طرحی را تعریف و توصیف نکرده ام و کلمه «خوب» را که شما بدان اشاره کرده اید در مضمون من یافته نمیتوانید. کلمه پراگماتیک از متن طرح آقای نبیل مسکینیار گرفته شده است. از اینکه در مورد شخص آقای مسکینیار که از شخصیتهای کشور ماست هرگونه اهتهام گناه است.
4- شما یاد آور شده اید که من به تلخی جمله زیر را نگاشته ام «متآسفانه افغانها باوجود درک وخامت اوضاع نتوانستند نفاق، خودخواهی، جاه طلبی، رقابتهای شخصی ، قبیلوی، تفاوتهای مذهبی، وابستگی به گروهای استفاده جوی جهادی را برای احیای وطن کنار بگذارند و دست همبستگی و اتحاد بهم دیگر بدهند». من اصلا" در این جملۀ خود تلخی نمی بینم و تنها یادآوری از دردهای ملت خود میکنم. شما میگوئید که افغانستان نسبت بدیگر ممالک استثنا نیست، یقین در کشورهای عقب مانده مانند ممالک افریقائی شرائط خرابتر از کشور عزیز ما میباشد. اما بدانید که هر کس مسؤول خانۀ خود میباشد وهم باید تذکر داد که کرکتر، کلتور و طرز زندگی افغانها از سائر کشورها فرق دارد. نمیدانم آیا شما میخواهید که هیچ اقدامی غرض رفع این بحران از طرف افغانها صورت نگیرد؟
5- در مورد سوال پنجم کاملا" با شما موافقم که آقای کرزی سیاست کجدار و مریز که من آنرا سیاست منفعل یاد کرده ام، دلیل آنست که همان سیاست قدیم یعنی در ظاهر با همه دوست و در باطن با همه دشمن، اما امروز افغانستان از یکطرف ضعیف و ناتوان است و از جانب دیگر موجودیت قوای اجنبی در کشور و حملات پاکستان و ایران بصورت مستقیم و با در نظر داشت اوضاع سیاسی در منطقه ایجاب تغیر در سیاست خارجی میکند که البته بحث در مورد آن طولانی است.
در نتیجه هر آنچه از این مباحثه آموختم دریافتم : «آنچه فهمیده بودم فهمیدم که نفهمیده بودم».
با عرض احترام برای همه شما هموطنان عزیز.


اسم: محمد افضل کندهاری   محل سکونت: ویر جینیا- امریکا    تاریخ: 02.04.2010

سلام به همه!

گذشته از اضهارات مالیخولیائی که بعضی ما افغانها عزیز داریم - عرض بنده اینست که:

سایت وزین به مرور کننده گان توصیه نمایند تا هر کس ، نظر خود را در مورد موضوع که در سایت مشخص شده است ابراز دارند و بس، زیرا در اعتراض به نوشتار نظر دهنده، غبار تناقضات فضای مطلوب را مکدر نموده و اصل موضوع را به حاشیه میراند.
و درین مورد من با انجنیر صاحب فضل احمد افغان کاملا موافقم
باعرض حرمت.


اسم: انجینیر فضل احمد افغان    محل سکونت: کانادا    تاریخ: 01.04.2010

دانشمندان گرانقدر جناب داکتر صاحب ولی زکی پرسش مشخصی داشته اند که باید جواب گفته میشد اما متآسفانه ما اصل موضوع را کنار میزنیم و در عوض جر و بحث های را آغاز میکنیم که بلاخره اصل مطلب بکلی فراموش و وقت ضایع شده و به نتیجه نیز نمیرسیم.
خواهش من از دانشمندان بسیار گرامی و وطندوست این است که اصل پیشنهاد محترم زکی را یکبار دیگر بخوانند و با دقت تام مروری به جوابات محترمان فرموده و از لابلای آنها راه را برای حل مشکل امروزی که ملت مظلوم و بیچاره افغان با آن دست و پنجه نرم میکند جستجو فرماید و نیز از جناب محترم داکتر صاحب زکی که سوال را مطرح فرموده اند اگر در مورد سوالی از نزد شان شده باشد و یا توضیحات بیشتری خواسته شده باشد لطفآ آنرا جواب بدهند ممنون میشویم تا هموطنان عزیز ما در روشنی بیشتر جوابات خود را بدهند با تشکر و عرض حرمت
انجینیر فضل احمد افغان.


اسم: محمد صدیق   محل سکونت: المان    تاریخ: 01.04.2010

آقای محمد افضل کندهاری سلام !
جناب محترم اگر من برای رفع بحران کشورم راه حل میداشتم، قبل از تقاضای تعنه آمیز شما ارائه میداشتم. اما باارائه شعر شاعر دل خوش نمی کنم، شما که نعوذ بالله از مو لانابلخی وشمس تبریزی خدا ساخته اید، خواسته بودم تا اقلاً حرف خود رابه نثر بنویسید نه به شعر آنهم شعر دیگران نه از خود تان. اقلاً اینرا قبول کنید که شعر در ردیف هنر شناخته شده و اساساً با احساس و عاطفه ارتباط دارد. و مسایل سیاسی مربوط به منطق و علم است .
به تکرار باید گفت نمیشود مسایل سیاسی حقوقی را با شعر شاعر حل وفصل کرد.


اسم: محمد افضل کندهاری   محل سکونت: ویر جینیا- امریکا    تاریخ: 31.03.2010

اقای محمد صدیق!سلام بشما:پس معلوم است که شما آنچه که من نوشته ام نخوانده ایدو نفهمیدن معانی شعر مولانا نیز مشکل دیگریست که به فهم خودشما تعلق میگیرد.
قاعده اینست که: هر چیز بمثال روشن میگردد. ما وشما سی سالست که فیلسوف مأبانه اوضاع افغانستان را زیر نقد و تحلیل داریم وهیچ مشکلی را حل نکرده ایم و چه بسا مطالب که دشنام گونه حتی حد و مرز کرامت انسانی و حرمت دین راشکسته ومیشکندوخرابی های خانمان بر اندازی را در کشور سبس گر دیده است.
باز هم بگفته مولانا ( هر چه گوئی ای دم هستی ازان - پرده ای دیگر بروبستی بدان- لطفا شما بگوئید که با همفکران تان چه راه حل مشکل را برای نجات افغانستان ارائه کرده اید؟ جز اینکه مخاصمات را تشدید و گره مشکل را محکم تر کرده باشند!!در دو بیتی های فوق هیچ نوع ابهام و ایهامی وجود ندارد واینکه شما نمی خواهید بفهمید تجاهل عارفانه میکنید

باز هم بگفته مولانا _ هرچه میگویم بقدر فهم تست- مردم من در حسرت فهم درست-


اسم: غلام فاروق   محل سکونت: هالند    تاریخ: 31.03.2010

سلام!
آفرین جناب محمد صدیق شما حرف دل مرا گفته اید ، من در مسایل سیاسی وارد نیستم بهمین لحاظ چیزی نمی نویسم اما به این سایت سر میزنم و از مطالعه مطالب خوب استفاده می برم، از مسایل سیاسی خوشم می آید بخصوص که کشورم جای داغ مسایل سیاسی جهان شده است . با عرض ادب


اسم: محمد صدیق   محل سکونت: المان    تاریخ: 30.03.2010

جناب محترم افضل قندهاری سلام !
هرگاه دریک موضوع سیاسی میخواهید اظهار نظر نمائید بهتر خواهد بود بر داشت خود و حرف خود را بگوئید، آوردن شعر شاعر آنهم بصورت پیچیده با ماهیت ایماو اشاره و ابهام چه میتوان از آن فهمید؟ آخر اگر حرفی برای گفتن از خود ندارید ضرور نیست که به شعر شاعر توسل جوئید . هر چیز جای خود را دارد مسایل سیاسی را نمیشود با شعر شاعر حل کرد.


اسم: افضل کندهاری   محل سکونت: ویر جینیا- امریکا    تاریخ: 30.03.2010

سلام بدوستان!

مشکل افغانستان نه پاکستان است و نه ایران، نه روس و نه امریکا است - حقیقت اینست که خود افغانها به مملکت خود خیانت میکنند و اینکه مشکل افغانستان جرا حل نمیشود آنهم بُعد داخلی دارد، باآنکه از خارج نیز مداخلات پیهم صورت گرفته و میگیرد. قضیۀ افغانستان معنای را در ذهنم تداعی میکند که در چند بیت مثنوی مولانا در قضیۀ شاه و کنیزک مطلب دل انگیزی ارائه شده است تا عاقلان از آن پند گیرند و ناقصان در سر در گمی خود در وادی حیرت باقی بمانند.

و عقول ناقص را چنین بمثال میکشاند که:

چون کسی را خار در پایش خلد - پای خود را بر سر زانو نهد
گر نیابـد می کند با لب ترش - و ز سر سوزن همی جوید سرش
خار پاشداین چنین دشوار یاب - خار دل را کی بود داده جواب

در بیت های فوق روش تدبیر را نشان میدهد و در بیت های زیر بلاهت و نارسائی ناقصان را به این ترتیب شرحه میکند:

کس بزیر دم خر خاری نهد - خر نداند دفع وی بر می جهد
خر ز بهر دفع خار از سوز و درد - جفته می انداخت صد جا زخم کرد
بر جهد آن خار مجکم تر کند - حاذقی باید که مر گز تند
این لگد کی دفع خار او کند - عاقلی باید که خاری بر کند
( پس حکیم خار کن باید گزید - تا تواند خار دل بیرون کشید


اسم: نیک محمد   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 29.03.2010

بعد از عرض سلام و احترام :

بنظر من یک تعداد بی جهت زور میزنند تا با جملات و کلمات و منطق فکری خود راه حل بیابند و افغانستان را به زعم خود از بحران نجات دهند ولی اینقدر نمی اندیشند تا بدانند که مشکل افغانستان کمبود شناخت سیاسی از افغانستان و منطقه نیست و کمبود تئوری هم نیست، قضیه افغانستان و منطقه کاملاً روشن است، دولت پاکستان دو پهلو بازی میکند. از یکسو مخالفین خود و کسانیرا که عام و تام از فرمان نظامی های پاکستان اطاعت نمیکنند ضربه میکند و از سوی دیگر که هدف اصلی قدرتمندان پاکستانی است، اینست تا بااستفاده از طالب های فقیر بصورت ابزار استفاده کرده توجه جهان و بخصوص دولت امریکا را جلب نماید که پاکستان رااز نظر دور نداشته به آنها باج بپردازد و الی از اینجا وزارت دفاع و مراکز تجارتی اش را به آش می کشند.
بنا بر این پای زور گوئی و باج خواهی در میان است نه عدم شناخت از قضایای منطقه، تا چیز فهمان در مورد باندیشند و راه حل ارائه نمایند.
اگر امریکائی ها از به راه اندازی جنگهای زرگری در افغانستان اهداف پنهانی دیگری نداشته باشند باید توجه خود را به حامیان اصلی تروریزم که همانا نظامی های پاکستانی اند معطوف نمایند نه اینکه اینجا و آنجا بیمورد افغانهای بدبخت را به قتل رسانند.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: USA    تاریخ: 29.03.2010


برای ايجاد صلح در افغانستان چی بايد کرد؟


اسم: عبدالخالق   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 27.03.2010

سلام و احترام به همه!

کاش مانند هریک محترم محمد صادق ار غتدیوال، محمد نعیم بارز و انجنیر فضل احمد افغان دیگران نیز بر اصل موضوع پرداخته ولو اگر به اندازه توان و حوصله آنهاهم نباشد، زیرا اگر این نظرات بجائی هم نرسد حد اقل برای درک مسایل سیاسی میشود افراد مثل من از آن استفاده برند و این نوع نوشته ها است که آگاهی افراد جامعه را بالا برده و زمینه را جهت دریافت راه حل صحیح برای کشور مساعد مینماید.
مشکل جامعه ما همین است که متاسفانه سطح آگاهی سیاسی نهایت پائین است که انسانهای با افکار قرون وسطائی شان سر نوشت مردم را در دست میگیرند و زندگی مردم را به جهنم تبدیل میکنند، بهر حال امید که جناب داکتر صاحب ولی زکی به سوالاتی که دیگران مطرح نموده اند، به آن بپردازند. با احترام


اسم: محمد صادق ارغندیوال   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 26.03.2010

سلام به همه افغان های عزیز وگرامی!

نظریات محترم داکتر ولی ذکی به ارتباط اوضاع واحوال کشور عزیز، و بیرون رفت از بن بست جاری، قابل غور وتعمق است. داکتر صاحب مینگارند که "مردم باهر رنج و فقر و بیچارگی و مشکلات زندگی و با دادن قربانی های حملات تروریستی و ازعدم کفایت حامد کرزی درامور اداری و امنیتی و سیاست خارجی نرم و منفعل ..."

با تائید سخنان محترم محمد نعیم بارز در زمینه و اینکه شرایط و اوضاع خاص افغانستان حامد کرزی را مجبور به اجرای سیاست های کجدار و مریز نموده است. اضافه میگردد که حامد کرزی مسامحه را دراجرای سیاست های داخلی و خارجی به سرحد افراط رسانیده است؛ در متون کلاسیک زبان دری آمده است که « نه آنقدر نرمی کن که برتو دلیر شوند، و نه آنقدر درشتی کن که از تو سیر شوند». که بدون شک این افراط گرایی های جناب کرزی زیانها و آسیب های شدید به اجرای قانون وعدالت در داخل کشورما وارد ساخته؛ و همزمان سردمداران همسایه های مترصد را در زمینه آنقدر ذلند نموده که با استفاده از مکوفون ریاست جمهوری افغانستان خلاف تمام نورم ها و نزاکت دپلوماتیک به هزیان گویی و پند و اندرز به مردم افغانستان و قوت های حافظ صلح ملل متحد درافغانستان بپردازند. و جالب هم اینست که جناب کرزی و بعضی از وزرای کابینه اش به تائید چنین هزیان گویی ها، کله شور میدادند. و مسخره تر اینکه دراجرای چنین یک درامه رئیس جمهور ایران از کرزی میپرسد که " بودجه یکساله شما چند ملیارد دالر است؟" و کرزی هم بلا فاصله جواب میدهد"یک و نیم ملیارد". و بعد هم احمد نژاد به استناد جواب کرزی به هزیان گویی اش ادامه میدهد. که اینرا میگویند مسامحه وافتضاح.
محترم ذکی در جای دیگری میفرمایند" عده ای از افغانهای مقیم امریکا و اروپا تحریک طالبان را نهضت آزادیخواهان دانسته و بحیث جبهه مقاومت ملی یاد میکنند. اهداف شان خروج قوای دول غربی و روی کار آوردن یک حکومت مؤقت و بلاخره انتخابات آزاد برای تشکیل نظام و قانون اساسی جدید میباشد."

دراین مورد باید گفت که هر کسی هر فکری که میکند، بکند ولی حرکت به اصطلاح طالبان را نضهت آزادی دانستن، خیانت و توهین مطلق به آزادی میباشد. زیرا تجربه حکومت طالبان بین سالهای 1996-2001 در افغانستان ثابت ساخت که گروه مذکور حتی آزادی های فردی و خصوصی مردم را زیر سؤال میبرند؛ چه رسد به آزادی های اجتماعی وسیاسی. و ما دیدیم و ثابت گردید که در هنگام حکومت طالبان کرام مردم اجازه نداشتند تا به موسیقی گوش فرا دهند، تلویزیون ها به دار کشیده شد، داشتن سر و موی منظم جرم شمرده میشد، لباس پوشیدن مردم کنترول میگردید، زنها درخانه محبوس گردیدند، و...

چندی قبل بعد از حمله جاسوسان سازمان استخبارات نظامی پاکستان زیر نام طالب به مهمانخانه داکتران هندی در کابل و قتل نه نفر از دکتوران مذکور، یکی از هفته نامه های که مدیر مسؤول آن یک روزنامه نگار و نویسنده با نام ونشان افغان میباشد، با عنوان بزرگ نوشت" حرکتی بنام طالبان وجود ندارد" و در متن مقاله مذکور آمده بود که سازمان استخبارات نظامی پاکستان جهت دست یابی منافع دراز مدت کشور پاکستان در افغانستان، داستان و درامه طالبان را خود آفریده است و هر قتل – جنایت، حملات انتحاری و ماین گذاری کنار جاده ها که در افغانستان صورت میپذیرد و بعدا ًهم مسؤولیت آنرا در یک پیام تلفونی یک مزدور آی. اس. ای زیر نام گروه طالبان بعهده میگیرند، طراح اصلی آن سازمان استخبارات نظامی پاکستان یا آی.اس .آی میباشد.
از سوی دیگر منظور آنهائیکه با راه انداختن سایتهای انترنتی و روزنامه ها نعره آزادی از گلو بر میآورند و خواستار خروج قوت های غربی از افغانستان میشوند، از آزادی چیست؟
ببینم در کشور همسایه ماایران که سر کردگان رژیم اش لاف و پتاق آزادی را زده و در این مورد تا لایتنهایی هم گزافه گویی میکنند، مردم و روشنفکران آن به مقایسه مردم و روشنفکران کشور افغانستان به اصطلاح اشغالی چقدر آزادی دارند؟ که اگر یک ، یک این تناقض میان مردم دو کشور را مقایسه کنیم سخن بدرازا میکشد. و همچنان قابل بیادآوریست که هم اکنون در کشور آلمان به تعداد چهل هزار عسکر امریکایی وجود دارد؛ ولی هستند افغانهای که درآلمان زندگی دارند از پول سوسیال آن اعاشه واباته میکنند ولی باز هم نسخه های بیرون رفت قوت های حافظ صلح ملل متحد را از افغانستان به سایت ها و پورتال های انترنتی میدهند.

محترم داکتر ذکی !
این قسمت مقاله شما "افغانها امروز نه اسلحه، نه قوای نظامی و نه تجهیزات حربی دارند تا برعلیه دستگاه استخباراتی آی اس آی بجنگند و از حملات انتخاری که مردم را به خاک وخون کشانیده جلوگیری کنند. باید با تأثر گفت که یگانه وسیله ایکه میتوانست افغانستان را در طول مدت هشت سال گذتشه براه سعادت؛ امن و خیر و صلاح مردم رهنمایی کند استفاده از سیاست خارجی آن بود. بیش از یک قرن است که حکومت های افغانستان در سیاست خارجی خود بیطرفی و داشتن روابط حسنه را بصورت عنعنوی به پیش میبرند و در نتیجه کشور را در انزوا و عدم تحرک قرار دادند. امروز سوالهای بوجود میآید آیادولت کنونی سیاست خارجی مشخصی دارد که ملت از آن آگاه نیست ؟ چطور میتوان کردکه دولت با داشتن تعهدات و روابط دوستی با پاکستان میخواهد افغانستان را باز سازی کند و ظرفیت نظامی آنرا دوباره آنقدر بلند ببرد که متوازن با دشمنانش باشد تا بتواند از خود دفاع نماید" را من ندانستم که هدف تان دراین جا چه است اگر لطف نموده و بیشتر توضیح بدهید. و همچنان با پاراگراف اخیر نامه تان کاملا ً و صد در صد موافقم.

دراخیر با تائید پاراگراف اخیر سخنان محترم محمد نعیم بارز علاوه میدارم که بدون توقف دستان مداخله گر ناپاک و شیطانی سازمان استخبارات نظامی پاکستان درامور داخلی کشور ما هیچ طرح صلح و هیچ جرگه ای جهت ختم جنگ در میهن باستانی ما به هدف نخواهد رسید. والسلام


اسم: انجینیر فضل احمد افغان    محل سکونت: کانادا    تاریخ: 26.03.2010

دانشمند فاضل و وطندوست جناب دوکتور ولی زکی با تقدیم سلام و احترامات صمیمانه عرض میدارم که.
پیشنهاد جناب شما که سرچشمه آن عشق سرشار به مادروطن عزیز ما است نهایت قابل قدر است.و باید راه بیرونرفت با ارائیه طرح عملی که جوابگوی همه مشکلات امروزی که مجموعه از میراث سی ویکسال گذشته میباشد و در طول این مدت گره های بالای گریها خورده جستجو گردد. تا افغانستان آزاد-مستقل-بیطرف- سربلند و مترقی با صلح-امنیت-مساوات - عدالت حاکمیت قانون- دیموکراسی مطابق به شرایط اجتماعی افغانستان و احترام به حقوق بشر داشته باشیم.

بی مورد نخواهد بود که برای معلومات جناب شما عرض نمایم که بنده نیز برای رسیدن به آرزوهای فوف الذکر از سال 1984م الی امروز مطابق شرایط مسلط بر افغانستان - منطقه و جهان طرح های مختلف صلح را به هموطنان عزیز و جوامع بین المللی تقدیم داشته ام که اخیر آن یگانه طرح صلح من در کانفرانس دوم جنوری سال جاری در هیوارد کالیفورنیا بود که به تعقیب آن بتاریخ پنج جنوری در مصاحبه دوساعته زنده که با جناب محترم عمر خطاب در پروگرام وزین سپینی خبری(سخنان عریان) تلویزون بین المللی پیام افغان داشتم مفصل صحبت شد و همچنان در ویب سایتهای وزین چون آفغان جرمن آنلاین- دعوت- ویسا-آزمون ملی - هیواد- صدای افغان و گوگل به نشر رسید که یقین به توجه جناب شما و بعضی هموطنان نرسیده که از طرح من ذکری بعمل نا آمده لهذا میخواهم توجه جناب شما و دیگر دانشمندان گرانقدر که به پیشنهاد نهایت مهم و ارزشمند شما دراین موقع حساس و تاریخی جواب میدهند وجیبه ملی هر فرد افغان میباشد که پاسخهاو پیشنهادات مثبت و خیر اندیشانه خودرا بدون حب و بغض برای ختم جنگ خانمانسوز و تباه کن سی و یکساله وا یجاد صلح دایمی- بر قراری وحدت ملی و آشتی ملی و رسیدن به آرزوهای فوق ارائیه بدارند. اگر جناب محترم دوکتور ولی زکی و دیگر دانشمندان به خواندن طرح صلح من علاقه داشته باشند میتوانند آنرا به رفتن به لست نویسنده گان همین ویب سایت وزین با کلک کردن اسم من مقاله را که تحت عنوان ( کانفرانس طرح صلح برای افغانستان)است مطالعه فرمایند و نیز اگر علاقمندی به شنیدن صحبت من با جناب خطاب صاحب داشته باشند میتوانند به گو گل مراجعه و با تیپ اسم من به انگلیسی ENGINEER FAZEL AHMED AFGHAN صحبت من را با خطاب صاحب و هموطنان عزیز نیز بشنوید. در اخیر من به این باور میباشم که باید طرح های مختلف ارئیه شده توسط چند دانشمند محترم بدقت تام خوانده شود و سپس از لا بلای همه یک پیشنهاد یا طرخ را که جوابگی حل همه مشکلات باشد ترتیب و سپس به نظر خواهی در ویب سایتها و تلویزونهای افغانی مطرح بحث قرار گیرد در آنصورت ممکن به یک نتیجه مثبت و معقول که جوابگوی سوال جناب شما باشد برسیم.
باعرض حرمت خداوند نگهدار شما و همه وطندوستان عزیز.


اسم: عبدالخالق   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 26.03.2010

بعد از تقدیم سلام واحترام بر همه ً

نمیدانم این چه تاثیریست که بعضی افغانهای محترم، اصل موضوع را رها کرده دنبال اختلاف نظرهای میروند که بصورت غیر مترقبه مطرح میشوند. مثلا متنی که به نظر خواهی گذاشته شده راجع به سه نوع طرح راه حل بحران افغانستان است اما به سویه جناب داکر صاحبزاده از آن عدول کرده به مطلبی پرداخته اند که از سوی جناب زاهد بیان گردیده است.
بهر حال چه بهتر بود که جناب شان به اصل مسئله می پرداختند تا دیده میشد که ایشان چه فکر میکنند.
بهر حال تا جائی که عقل بنده قد میدهد نظرات جناب داکتر زلمی خلیل زاد در این مقطع بسیار مهم و ارزنده است زیرا دولت پاکستان بار دیگر امریکا را در موقعیت ضعف دیده و تلاش دارد که به نفع خود بهره برداری نماید البته همیشه از بحران افغانستان استفاده مالی و تسلحاتی نموده ولی به آن قانع نیست میخواهد جهان نفوذ دولت پاکستان را در دولت افغانستان بپذیرد.


اسم: زاهد صاحبزاده   محل سکونت: لاناکن بلجیم    تاریخ: 26.03.2010

سلامهایی گرم خدمت دست اندرکارانی افغان جرمن تقدیم است
به حضور هم تخلصم صاحبزاده صاحب نیز سلام می گویم.داکتر صاحب خواهشمندم که از چوکات ادب و نزاکت خارج نشوید.اینجا ما وشما جر وبحث بسیار دوستانه را به کمک افغان جرمن باید براه بیاندازیم ولی با تاسف دیده میشود که شما وقتی یک نظری مخالف عقیده ای خود را به خوانش می گیرید شمارا بسیار بر آشفته میسازد امروز در تمام جهان بالخصوص جامعه ای غرب معمول است که با حفظ عفت کلام هرکه نظر واندیشه ای خود را بیان می کند.حودتان باشنده ای اروپا هستید واز همه گپ ها خبر دارید ولی بازهم طالب مآبانه فکر می کنیدو بخاطر اصلاح جامعه ودولت ما بر ماست تا حقایق تلخ جامعه ای خود را بدون هراس بیان بداریم آن وقت ها را گاو خورده که کسی جرهت بیان بیدالتی ها بیشمارا در جامعه ای ما نداشته باشد.آیا این گپ دروغ است که پست هایی کلیدی کابینه به یک قوم تعلق گرفته؟وبحث اکثریت واقلیت کماکان از طرف برخی حلقات حاکم هنوز هم شنیده میشود؟

مسله دیورند را که شما بسیار در موردش حساس هستید وغیرت تان را به جوش آورده ودیگران را به بیغیرتی متهم می کنیدآیا از مردمانی آنطرف سرحدپرسیده شده که شما در چوکاتی دولت پاکستان خود را خوشبخت احساس می کنید یا می خواهید با کشور جنگزده وبی همه چیز افغانستان بخاطر داشتن متعلقات فرهنگی وخونی یکجا شوید؟

جواب شان اظهرمن اشمس است که با پاکستان.باید به حدود فعلی جغرافیایی سرزمین خود ومردمانی سرزمین خود اندیشید هرآن بسوی قهقرا می روند.ما پنجده مرو وبعضی نقاطی دیگری را در غرب کشور به نفع ایران از دست داده ایمپس باشنده گانی آن نقاطی از دست رفته نیز باید آزادانه بدون ویزه در کشورمارفت و آمد کند که مشترکاتی خونی وفرهنگی داریم نه جانم هر کشور حد ومرزی دارد در دنیا تعدادی زیادی کشور هایی عربی وجود دارد پس باید بخاطر مشترکاتی فرهنگی رژیم ویزه ای ومقراتی رفت وآمد را ازمیان بردارند؟

یکی از علل بدبختی ما مسله حل ناشده ای دیورنداست. که کشور پاکستان از سر ما دست بردار نیست وهروز گل هایی جدیدی برای ما می شگفاند گاهی طالب می آفریند گاهی انتحاری ومعلوم نیست که دیگر چه نوع بدبختی ها را برایمان رقم زده است واین مسله هرچه زود تر باید حل وفصل شودواین مربوط مردمانی سرزمین هایی پشتونستان وبلوچستان می شود که استقلالی خود را از پاکستان می گیرندویا با پاکستان میمانند ویا با ما یکجا میشونداگرازمردمانی آنجا درینمورد سوال شود که آیا با ما یکجا میشوید چونکه متعلقاتی مشترکی فرهنگی وملی داریم بالای ما تمسخر خود را نیز می کنند چراکه سطح زنده گی آنها نسبت به ما به مراتب بهتر است اولا کوشش کنیم که ما نیز همچو پاکستان از یک زنده گی نسبتا مرفه بر خوردار شویم باز به فکر سرزمین هایی ازدست رفته ای خود شویم.خدا شما هم تخلص گرامی ام را انصاف بدهد که مرا مجبور ساختید از اصل موضوع کمی دور بروم.درضمن باید عرض کنم که بنده ذره ای نه تعصب زبانی دارم ونه تعصب قومی لعنت به آن کس که تعصباتی زبانی وقومی را دامن می زند تاجیک پشتون هزاره ازبک ترکمن ودیگر اقوام محترم وطن ما جز لاینفک یکدیگرند وهیچیک نسبت به دیگری برتری ندارد با احترام زاهد صاحبزاده


اسم: داکتر صفی الله صاحبزاده   محل سکونت: کوپنهاگن دنمارک    تاریخ: 26.03.2010

سلام هموطنان محترم :
خدمت محترم زاهد از بلجیم : خداوند شما را انصاف دهد که با نوشته تان مجبورم کردی تا چند سطر مختصر بنویسم ، زیرا با خود تعهد نموده بودم که در مباحثات کمتر دخیل شوم .

جناب زاهد صاحب نوشته شما روح و روان مرا رنج داد ، من از هیچ افغان شرافتمند توقع نداشتم تا چنین نا جوانمردانه و بیغیرتانه ملت افغان را به پذیرفتن خط استبدادی و استعماری بریطانیا توصیه نماید و بدتر از آن بین افغان های افغانستان امروزی وافغان های افغانستان مقبوضه ( پشتونستان و بلوچستان )فرق قایل شود .

من در مورد خط استبدادی و ظالمانه دیورند با شما بحث ندارم زیرا شما نه از ساخته شدن کشوری بنام پاکستان میدانید و نه از پلان های دراز مدت امپریالیزم غرب ، همینقدر برای تان تذکر دهم که تنها فرق بین حاکمان بریطانیا دوران مستعمره نیم قاره هند آنروز و حاکمان امروزی بریطانیا در منطقه ارضی بنام پاکستان اینست که در سابق نام های شان انگریزی بود مثلآ لارد کرزن ، لارد برنس و غیره یاد میشدند اما بعدآ به نام های اسلامی خطاب میشوند مثلآ علی جناح ، لیاقت علی ، و بلاخره لارد زرداری و غیره .
اقای زاهد صاحب تا جائیکه من سایر صاحبزاده ها را میشناسم به فضل خداوند تبارک و تعالی از تعصبات قومی و زبانی پاک و منزه میباشند ، اما وقتی از شما از قوم و قوم بازی میشنوم از صاحبزاده بودن خود خجالت میکشم .

آقای زاهد :
این قسمت نوشته تانرا که نوشته اید " پست های کلیدی و اساس در اختیار یک قوم گذاشته میشود و پست های فاقد صلاحیت به و سمبولیک به دیگر اقوام واگذاز میشود " را دوباره بخوانید و بعد وجدان تانرا قاضی سازید که چنین نوشته شایسته یک افغان است ؟؟

نخیر ، نخیر چنین سخنان تراوش های گنده ذهنی ستم ملتی های خائین است ، یک افغان صالح و وطندوست همیشه تائکید دارد که اهل شایسته کشور بیدون ارتباط با زبان و منطقه به وظایف مهم وکلیدی کشور استخدام شوند تا مصدر خدمت به مردم کشور خود شوند ، آقای زاهد مناصب دولتی برای خدمت است نه برای امتیاز ، آقای زاهد فرق بین خدمت و امتیاز را بدانید .

شما از پورتال آفغان جرمن آنلاین درخواست کرده اید که بعضی نظرات را سانسور نکند ، اما در پاسخ به شما نوشت که وظیفه هر رسانه وطندوست است تا از نشر نظرات مخرش ، خلاف وحدت ملی و منافقانه و خائینانه جلوگیری نماید .

امیدوارم زاهد صاحب ازین نوشته ام نا راحت نشوند و این قسمت شعر رحمان با با را به خدمت شان پیشکش میکنم :

بد خوا هانو ته سوک نیک نصیحت نه کا
رحمن ستا په غم شریک دی که باور کری


اسم: زاهد صاحبزاده   محل سکونت: لاناکن بلجیم    تاریخ: 25.03.2010

سلام به دست اندر کاران افغان جرمن آنلاین تقدیم است

بعد از عرض سلام باید عرض کنم که موضوع جالب و حیاتی را آقای ذکی مطرح نموده که واقعا قابل بحث است لاکن پیش ازینکه این ناچیز نیز نظریات ناگفتنی ها، درد دلها و بالاخره حرفهایی دل خود را بیان نمایم خدمت باید عرض شود در ارتباط طرحی برای نجات افغانستان هر هموطن طرح ها و نقشه های مشخص خودرا در قبال صلح و شگوفایی میهن خود داشته و دارد حرف مهم اینست تااولاً گوش شنوا وجود داشته باشد، ثانیااین نظریات متعددی که از طرف هموطنان ما ارائه میشود به مقامات مسؤول رسانیده شود و ثالثا از طرف هیات محترم سانسور افغان جرمن (good)بعضی نظریات که به مذاق یکعده برابر نیست حذف نشود.

بنده به طور پراگنده یگان پیشنهاداتی که میتواند برای بیرون رفت ازین مصیبت 30 ساله ممد واقع شود دارم یکی از پیشنهاداتی که قبلا نیز از طرف بعضی حلقات ارائه شده به رسمیت شناختن خط دیورنداما با گرفتن امتیاز راه بحری و در صورت امکان بدست گرفتن بندر گوادر است

واحدی بدون اخذ ویزه نباید داخل و یا خارج کشور های متذکره شود. و بالاخره باید فرق بین پشتون های افغانستان و پشتون های پاکستان قایل بود. باید پذیرفت که آنها اتباع کشور دیگری هستند درست است که مشترکات فرهنگی با پشتون های وطن ما دارند ولی برای آنها منافع پاکستان مقدم تر از پشتونوالی است که همه افغانها عملا این را در طول سالهای مهاجرت در پاکستان احساس کردند و اضافه ازین نمی گنجد که درین مورد بحث کنیم ازینکه بگذریم هزاران هزار مشکلات دیگر گریبانگیر مردم مااست اگر دولتمردان ما سیاست های درست و اصولی رادر پیش می گرفتند و یا اگر حالا هم دست بکار شوند منابع کاری ایجاد کنند. به طور مثال بارها از تلویزیون های داخل کشور مشاهده نموده ایم که به صدها نفر مردم برای پیدا نمودن کار در نقاط مزدحم شهر مثل سرچوک، کوته سنگی، پل سرخ، خیرخانه و دیگر حصص شهر از صبح تا به شام ایستاده میشوند تا اگر کسی پیدا شود تا آنها را برای کاری ببرد بارهادیده شده که جوانان رشیدی از طریق تلویزیون آریانا که دل هرکه به حال شان میسوزد حتی هفته ها بیکار بودند و کسی آنها را به کاری نبرده آیا نمیشود که دولت در داخل شهر حوزه های کاری ایجاد کند این صفوف بیکار را در داخل این حوزه ها جذب کند ولی در اینجا وظیفۀ دولت است تا در پهلوی جذب آنها در حوزه های کاری مدد معاشی و یا سوبسایدی و کوپون برای این انسانها تعیین کند.

چر امکان ندارد که هر روز کاری پیدا شود و همه این صفوف کسبی نیستند. و تعداد کثیری بخاطر مزدور کاری به نقاط مزدحم شهر می آیند و در صورتیکه کسی کار پیدا میکند باید به همان حوزه ایکه درآن ثبت است مقداری مالیه بپردازد و برای کسانیکه کسبی را بلد نیستند در چوکات همین حوزه های کاری کورسهایی برای فراگرفتن فنون مختلف ایجاد شود و هر کسیکه به کارگر، نجار، معمار و دیگر کسبه کاران ضرورت داشته باشد در آنصورت میتواند به یکی از حوزه های کاری مراجعه کند و این نیرو غیر از کارهای شخصی در پروژه هایی دولتی نیز نقش عالی را میتواند ایفا کند. در جلب و جذب به صفوف قوای مسلح نیز با توجه به اینکه بیشتر جوانان ما از فرط بیکاری با قبول مشقت ها راهی ایران و کشور های خلیج میشوند که بعضا در جریان سفر دچار حوادث المناکی میشوند داغ ابدی به فامیل هایی خود می گذارند. چرا دولت ما که همیشه از نبود پرسونل کافی در قوای مسلح داد میزند با ایجادی مراکز تعلیمی در شهر های بزرگ و مطرح کشور و دادن امتیازات عالی به کمک جامعۀ جهانی به این جوانان کشور این ها را جلب وجذب نمی کند.

به با ایجاد مراکز نظامی وایجاد کورس های در شقوق مختلف نظامی درآینده ممکن است که صاحب یک اردوی پروفشنال شویم وآهسته آهسته سربازان خارجی را دوباره به کشور هایشان روان کنیم. در قسمت مسایل فرهنگی باید یک نکته را یادآور شوم در همه جا داد از وحدت ملی زده میشود گپ از ملت شدن زده میشود در صورتیکه در یک کشوریکه داد از دموکراسی رده میشود ولی جمع کثیری از ساکنان آن واژه هایی مربوط به زبان مادری خود را استعمال کرده نمی توانند و واژه ها به دار زده میشوند. و اگر کسی یا کسانی جرئت استعمال این واژه های قدغن شده از سوی دولت را بخود میدهند هزار و یک عیب و لقب بالایشان گذاشته میشود. پست های کلیدی و اساس در اختیار یک قوم گذاشته میشود و پست های فاقد صلاحیت به و سمبولیک به دیگر اقوام واگذاز میشود و کسی اگر صدای اعتراض را بلند کند مهر و تاپه های مختلف بالایش زده میشود و بنام ناقضین وحدت ملی نامش در لیست سیاه نوشته میشود بارها دیده شده که انتحار کننده بالفعل دستگیر شده ولی از طرف کرزی خان بعضا با دادن تحفه و تارطق دوباره رها شده گویا که این خون های ناحقی که ریخته میشود نزد کرزی خان و دار ودسته اش هیچ ارزشی ندارد تا کنون دیده نشده که تروریستان طالب که در همه جا وحشت می آفرینند مورد محکمه ای علنی قرار گرفته باشند وبه سزای اعمال خود رسیده باشند تا درس عبرت برای هم مسلکان شان شود برخلاف از طرف استخاره گر دولت یعنی مجددی بنام پروسه صلح نامنهاد و یک طرفه رها میشوند تا بیشتر از پیش وحشت بیافرینند.

آقای ذکی بااین همه بیعدالتی هاییکه درکشور ما وجود دارد و بنده تنها بخش های کوچک آنرا برشمردم چگونه میتوانداقوام محروم کشور مابه این کشور دلگرمی پیدا کنند. و در صورتیکه دامن این بیعدالتی ها برچیده نشود هیچ طرح وطن مارا نجات داده نمیتواند. و باید دست جنگ سالاران از دولت گرفته شود فساد اداری از بین برود جلو بمباردمان های کور قوای ائتلاف گرفته شود کرزی خان یا چپن خود را بطور صحیح بپوشد و یا آنرا از تن کشیده دست وآستین هارا برای رفاه کشور بر بزند واز ناز دادن جنایتکاران طالب دست کشیده قاطع عمل کند واز کیسه خلیفه نه بخشد و جنایتکاران رااز هر قوم و تباری که باشند به سزای اعمالشان برساند. بازهم آفرین به دولت ایران که جنایتکار را آنا اعدام می کند ود یگر الترناتیفی برایش باقی نمی ماند به همبن خاطر درآنجا ثبات وجود دارد وطوریکه عرض کردم پرابلم ها بیشمار است ولی کو گوش شنوا گوش کر بفروش گوش خر بخر گوش خر بهتر بود از گوش کر با احترام


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 24.03.2010

Mr. G. W. Bush announced regular that we want to bring peace, security, freedom into Afghanistan and prosperity for the Afghan nation, Mr. Khalilzad was assigned for Afghan issue as important guy from the group of Mr. Bush, Mr. Dick Cheney, Mr. Rumsfeld and Mr. Wolfowitz, he was special representative of those mentioned people in Afghanistan, he united all known killers in Bonn in year 2001, he was put at the end as USA ambassador for Afghanistan.

USA, EU, Canada, Australian, Japan and another countries transferred huge money into Afghanistan, of course they sent their own robber into country too, but unfortunately he let all those known Afghan killers (communists, shulaiis, setamis, Dostumis, Afghan mellatis and all type of trained Mullahs) to rob those money and the country in additional and he started his business through his relatives too, he can preach now like his boss did it in the past, he can remind the Afghans that the present of foreigner should be used for the country in proper way but he and little amount of his follower forgot it that Mr. Khalilzad is the cause of all present disaster, he was coordinator in Pakistan during the occupation of former UdSSR, he coordinated together with Mr. Bin Laden the distribution of money among the artificial Moslem Mujahiddeen leaders, he was it that through his dirty distribution mechanism created with support of ISI huge deeply conflict among those leaders, he was it that each Afghan refuge has to register in cooperation with ISI in Pakistan base on his/her ethnic otherwise it was not possible to get a refuge status in Pakistan.

He had contact persons by the two religion groups, namely by Mr. Hekmatyar was Mr. Qutbuddeen Hilaly, by Mr. Rabani was Mr. Ahmad Zia Masoud.

Mr. Khalilzad is a barbaric enemy of Afghan nation, he drooped the country into such disaster, he supported Taliban together with Mr. Karzai in the past, he was the contact person between Taliban and Unical Company.

Mr. Khalilzad is a big cheater, yes, it exist possibility to bring peace, security, stability into country and prosperity for the Afghan nation during the present of foreigner, if the foreigner start to play an open and honest role and give up to support those killer and let patriot Afghans to setup a foundation frame for the future of country Afghanistan.

The nation of Afghanistan had and has always honest, clean, qualified, professional personalities among the nation, if the foreigner will not appoint their trained people by power and money!

All those killer are announcing free, Islamic and democratic election but we was witness of those killer that they have given oath in Meka not to follow their own interest but after returning to Kabul, they ( all of them) started to kill more than 65000 innocent Afghans and they destroyed the city almost fully, in fact those and including Taliban are the production of Mr. charlatan and cheater Khalilzad!


اسم: محمد رحیم    محل سکونت: هالند    تاریخ: 24.03.2010

سلام و احترام به هر یک گردانندگان افغان جرمن آنلاین!
همه در جریان خواهند بود که در این شب و روز گردانندگان اصلی دولت پاکستان به ایالات متحده امریکا دعوت شده اند، واقعاترس از آن است که مبادا بار دیگر سرنوشت کشور افغانستان به دست نظامی ها و رژیم منحط پاکستان محول گردد، فرصت بسیار حساس فرا رسیده که بعضی دار ودسته طالبان و اعضای حزب اسلامی برای سهم گرفن در دولت متشکل از همه جنگ جو وجنایتگران راه مذاکره را با کرزی در پیش گرفته اند، خدا خیر کند زیرا از این مذاکرات بسیار بوی متعفن بمشام میرسد، وقت آن است که هرکس به افغانستان و مردم مظلوم آن می اندیشد و میتواند صدایش را بگوش زمام داران جهان و امریکا برساند باید لحظۀ درنگ نکند. شاد وموفق باشید_.


اسم: احمد غنی   محل سکونت: المان    تاریخ: 24.03.2010

با عرض حترام به همه!
ارائه یک طرح همه جانبه جهت رفع بحران موجود افغانستان کار آسان و کار هر کسی نیست اما راجع بیک طرح که از سوی افراد واقعاً وارد بمسایل سیاسی ارائه میگردد هر کس میتواند در مورد نکات مثبت و منفی آن با درک خویش ابراز نظر نماید.
اینجانب با اعتراف به اینکه اهل سیاست نیستم ولی اینقدر گفته میتوانم که طرح آقای خلیل زاد به عنوان یک وسیله فشار علیه دولت جنگسالار اقای کرزی و جلب توجه دولت های بزرگ جهان و در راس دولت امریکا به عواقب خطر ناک حال و آیندۀ افغانستان و منطقه بسیار ضروری و موثر دیده میشود. اگر طوریکه در این اواخر گفته میشود شاید بار دیگر پاکستانی ها دولت امریکا را راضی به این نمایند که با پرداخت باج و خراج کافی به پاکستان، راه برگشت قوای خود را در پیش گیرند .البته اینکه بعد چه خواهد شد معلوم است که یا دولت پاکستان دولت جنگسالاران افغانستان را تحت نفوذ خود قرار خواهد داد ویا بار دیگر در اثر رقابتهای دولت های منطقه جنگهای گروهی در افغانستان آغاز خواهد شد. اما منافع امریکا و جهان در این خواهد بود تا وضع افغانستان را بصورت اطمینان بخش آرام نموده که در آینده از در گیریهای خونین و عملیات تروریستی در سطح جهان جلو گیری شده بتواند. من بیشتر از این حرفی ندارم . با عرض احترام مجدد


اسم: محمد فرید صالح   محل سکونت: کانا دا    تاریخ: 23.03.2010

سلام به همه کسانیکه به سرنوشت مردم افغانستان می اندیشند!

مصاحبه محترم آقای عمر خطاب متصدی تلویزیون که اخیراً مصاحبۀ بسیار مهمی را با داکتر زلمی خلیل زاد انجام داده است ، افسوس که افغانهای یه اصطلاح روشنفکر و چیز فهم ما در مورد آن کمتر فکر کرده اند، لازم بود بحث های فراوانی را براه می انداختند تا روشن می شد که آیا بقول خلیل زاد خطری از بیرون رفت قوای بین المللی متوجه افغانستان میشود و یاخیر؟
او گفته نباید این خطر را از نظر دور داشت . همچنان او گفته است موجودیت قوای بین المللی و کمک های دولت امریکا یک شانس و فرصت خوبی بوده که می باید افغانها از آن به نفع کشور خود استفاده نمایند.
اما طوریکه دیده میشود هم در داخل کشور و هم در خارج افغانها چندان بفکر آینده کشور خود نیستند، این گفتار خلیل زاد را وقتی افغانها خواهند فهمید که قوای امریکا از افغانستان خارج شود و پاکستانی ها بار دیگر بوسیله طالبها کشور و دولت را به چنگ آورند، ولی آنگاه بسیار دیر شده خواهد بود و این بار بمراتب نسبت به دفعه اول ویرانی و خونریزی بیشتر بر پا خواهد شد، بهر صورت تشکر از داکتر صاحب ولی ذکی که اقلاً ً چند طرح صلح را خلص کرده و افغان جرمن هم آنرا به معرض نظر خواهی گذاشته است، امید که دیگران نیز بی تفاوت باقی نمانده در مورد ابراز نظر نمایند.


اسم: عبدال خالق خلیق    محل سکونت: مونشن المان    تاریخ: 23.03.2010

سلام و احترام به گردانندگان محترم افغان جرمن !

از طریق نوشته جناب محمد نعیم بارز دانستم که داکتر ولی ذکی چه گفته است اما یک چیز را در نوشته جناب بارز هم نیافتم که وی برای خارج شدن از بحران موجود افغانستان، به غیر از قطع دخالت پاکستان چه اقدامات را از سوی آگاهان سیاسی و دول طرف دار رفع بحران افغانستان مطرح میکنند، اگر درین مورد چیزی می نوشت چقدر خوب می شد، با عرض معذرت من شخص سیاسی نیستم و به نوشتن هم چندان بلد نمی باشم. با احترام


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 23.03.2010

رفیق نجیب کامل:

مرحبا و هزاران هورا بر این نظریات عالی تان ولی بیک شرط اگر اخوانی ها شما را اجازه دهد که شما باین خیال و خواب تان برسیذ.
هر انسان باید از تاریخ خویش پند بگیرد ولی شما از اینکه از سرنوشت نکبت بار حزب دموکراتیک خلق افغانستان و شکست فضیحت آمیز آنان پند نگرفتید، جای بس تاسف است.

بجای نوشتن چنین چرندیات لطفا بفرمائید و بگوئید چه عوامل سبب گشت که رفیق نجیب یک شبه مسلمان شد و خواب دید پیری با دستمال سبز کمر او را می بندد و او را بالای اسب سفید سوار می کند و میبرد مستقیما بالای سه پایه اخوانی ها در مسجد پلخشتی کابل! حماقت و لجاجت هم باید میزان داشته باشد.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 23.03.2010

It existed already an Afghan plan in year 1995 which could bring peace and establish stability, and to develop the country of Afghanistan, this kind of plan was supported by EU and USA and for this purpose started deceased former General Mr. Abdul Wali to fly together with Mr. Waziry speaker of former deceased King Zahir Shah to Pakistan to create a group for weapon collection over the the whole country in year 1995, it is important to mention it that Mr. Ahmad Zia Masoud was send by martyr Ahmad Shah Masoud to London to discuss this topic to get his cooperation for managing this plan.

Mr. former General Abdul Wali created together with Mr. Waziry a group with LOGO TALIBAN in year 1995( he was asked why he has given to such group the name of TALIBAN, he said, because to give the islamic lesson to the Mujahideen groupsleader. Six months went the collection of weapon very well but unfortunately Mr. Khalilzad and Mr, Karzai changed with help of their special supporter such existed plan after six months in such a way that a new group was appeared under leadership of Mr. Mullah Omar, Rome was contacted in connection to this unexpected dangerous changing.

If you are interested to know in details then please go to the following link: It is written in English language.

http://community.zeit.de/user/k-gharwal?page=0%2C8#comments

It was presented again a plan at beginning in year 2001 to avoid the present disaster and the written plan was passed to USA and the copy of it to Mr. General Abdul Wali ( on his advise it was faxed to Mr. Hamid Sadiq, he is working for Mr. Zalmay Rasoul now) to start to eliminate the Al Qaida from souht east and east Afghanistan but it was refused again a such Afghan made plan, although the mentioned regions was prepared for it.

Mr. Bush administration wanted to use the dirty game and they succeed but Afghan nation is suffering very much now.

The Bonn dirty arrangment was planed from beginning and it was planed too that the south east and east areas along the Pakistan boarder should be use as target for their blind bombing and Al Qaidas have to be secure in selected region any way.

Thank Mr. Karzai and his arrounds Afghanistan is depth in debt for present time, it means Afghan nation distrained already, before to try to find the solution for the existed disaster, Mr. Karzai and his arround have to publish all agreements with the Bush administration in the past.

All created and existed groups are receiver of foreigner and Mr. Hekmatyar will join those groups soon and Mullah Omar is in waiting, also the nation will have all kind of sold people on its neck in the near future and the foreigner can play then their game more easier!


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 22.03.2010

طرح من
وحدت ملی بشکل اجباری و اخراج تمام خارجی ها و تعطیل تمام سفارت خانه های خارجی
حکومت نظامی برای هفت سال
انحلال احزاب جهادی و غیر جهادی
اعدام تمام کسانیکه مسلحانه در جنگ ها باعث قتل هموطنانم شده اند.
انتقال تمام مردم افغانستان بشکل اجباری به مناطق دیگر
لغو سیستم نظام سرمایداری
جدا سازی مذهب از سیاست
و در آخر یک نظام فدرالی منضبط و دموکراسی
تحصیل اجباری و بدون امتحان کانکور الی در جه ماستری
کار برای همه، معاش برای همه و کوپون برای
دموکراسی بعد ازین دوره بیشک که بهترین دموکراسی خواهد بود و مداخله در امور داخلی پاکستان و کشور های عربی و ایران تا سرحد انفجار تمام زیر بنا های اقتصادی ایشان
و در آخر یک جنگ تمام اعیار علیه پاکستان، و بعد از آن هم دیده شود که چه خواهد شد
نا گفته نماند که این نظر من و یک مهمان عزیز من است که از کابل تشریف آورده که تمام چشم دیدش را بیان کرده است


اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 22.03.2010

محترم آقای دوکتور ولی ذکی سلام !
شما بوجه شایسته ای جمعبندی چند طرحی را در ارتباط به راه حل بحران افغانستان ارائه داشته اید، اما با معذرت به صراحت باید گفت :
1 - شما تقریباً همه مسایل بی امنیتی، فساد اداری و... را صرف به بی کفایتی آقای کرزی نسبت داده اید و نه گفته اید که چرا آقای کرزی و همکاران نزدیک وی تا حال چنین روش و سیاستی را دنبال نموده اند؟ باید پرسید آیا واقعاً اینهمه بحران، ناشی از عدم درک و درایت آقای کرزی بوده ویاواقعاً شرایط عینی داخلی وخارجی چنان وضعیتی را ببار آورده که حل آن از اراده و توان یکی دو فرد ولو بسیار با درایت هم باشند بدور است ؟
2 - از مظلومیت و توقعات مردم سخن گفته اید اما راجع به امکانات که جوابگوی توقعات مردم باشد ذکری بعمل نیاورده اید.
3 - از طرح آقای نبیل مسکین یار به عنوان پراگماتیک، « کاروان صلح» ویک طرح خوب یاد نموده اید، مگرفراموش ویا نادیده گرفته شده که برای عملی کردن هر طرحی قبل از هرچیز نیاز به حمایت دول خارجی و بالاخص ضرورت به حمایت همه جانبه دولت امریکا است، زیرا قضیه افغانستان از آغاز کودتای 7 ثور بدینسو اساساً یک مساله خارجی بوده نه صرفاً داخلی.
4 - در آنجای از نوشته تان که گفته شده « متاسفانه افغانها با وجود درک وخامت اوضاع نتوانستند نفاق، خود خواهی، جا طلبی، رقابتهای شخصی، قبیله ای، تفاوتهای مذهبی، وابستگی به گرو های استفاده جوی جهادی را برای احیای وطن کنار بگذارند و دست همبستگی و اتحاد بهمدیگر بدهند».
باید گفت اینها که به تلخی از آن یاد نموده اید، مسایلی هستند که تنها مربوط ودامنگیر افغانها نیستند . باید با در نظر داشت همین خصایل و واقعیت ها، راه حل گرفتاریهای موجود را دریافت .
5 - بنظر من سیاست حامد کرزی با تمام کمی و کاستیهایش یک سیاستی بوده بر مبنای واقعیت های عینی یعنی بر پایه موجودیت نیروهای متخاصم داخلی و سیاست های کجدار ومریز دولت های غربی و در راس دولت ایالات متحده امریکا .
لذا تمایلات و اراده یک شخص ولو هر قدر کار دان وفهیم باشد نمیتواند در تغییر وضعیت موجود افغانستان تعیین کننده باشد.
و بالاخره باید گفت مشکل اساسی وضعیت ناهنجار افغانستان بیشتر ازهر مشکل دیگر ناشی از دخالت آتش بر افروزی دولت پاکستان در افغانستان است که اخیراً بر اساس اظهارات کای آی دی نماینده سابق سازمان ملل در امور افغانستان به صراحت بیان و آشکار گردیده است. بنااً تا دخالت بیشرمانه پاکستان در امور کشور ما قطع نشود، اگر صدها طرحی چون طرح های که شما در نوشته خود از آن نام برده اید بوجود آید کار ساز رفع بحران موجود افغانستان نخواهد بود.


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 21.03.2010

جناب دوستان معزز و محترم:
جای بسا خوشیست که افغان ها در مورد سرنوشت شان نظر می دهند ولی جای بسا تاسف است که نظریات کم در این مورد که حیاتی ترین موضوع افغانستان است، به نشر می رسد یا ارائه می گردد. حق مسلم هر کس است که نظر خود را درین مورد داشته باشد و هر نظر بکر و تازه بخواندنش می ارزد ولی حل مشکل افغانستان باید یک شکل واقعی داشته باشد نه یک شکل دلخواهی!
حل معضله افغانستان صرف و صرف یک راه واقعی دارد و آنهم مشروعیت است و بس . هیچ حکومت در افغانستان مشروعیت ندارد مگر آنکه هر تشکیل سیاسی یا حکومت یا نظامی که درین کشور حاکم می گردد دو موضوع حیاتی را باید مد نظر گرفته و بر اساس همین دو نظر تشکیل گردد و عمل نماید:
مشروعیت داخلی:
این نظام حتما بر اساس خواست اکثریت افغان ها در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک بدون چون و چرا گوئی ها ... بوجود آمده و مطابق آن کار نماید. مشروعیت خارجی:
این نظام حتما باید در چوکات حقوق بین الدول در همزیستی با تمام مملکت ها و ملل جهان بصورت عام و همسایگان بصورت خاص کار نموده و با هیچ کشوری یا دین و مذهبی به بهانه های قومی، مذهبی، .... خصومت نداشته باشد. مثالی را خدمت تان عرض می نمایم. اگر افغانستان براستی هم می خواهد همسایگان، مثلا پاکستان، در امور داخلی افغانستان مداخله نکند، افغانستان استقلال و تمامیت ارضی پاکستان را حتما در نظر داشته باشد. اگر افغانستان به هر بهانه ای در امور داخلی پاکستان مداخله کند، در حقیقت باین معناست که پاکستان را دعوت کردن به مداخله در امور داخلی افغانستان است.
بیائید با دادن مثال واضحتر صحبت نمائیم. سردار محمد داود خان در اوج قدرت خویش مساله پشتونستان را که ریشه قومی دارد مطرح کرد که بر اساس آن مناطق پشتون نشین و بلوچ نشین را دعوت به خصومت علیه پاکستان می کرد که یک اقدام صریح مداخله در امور داخلی پاکستان بود اما پاکستان غافل ننشست و از طریق مطرح سازی مسائل دینی داخل اقدام شد و مداخله در امور داخلی افغانستان را شروع کرد. آی اس آی پاکستان سوختاندن کابل را مطرح ساختند. آنها با حمایت از گلبدین حکمتیار و احمد شاه مسعود اخوانی توانستند موفقانه کابل را به بهانه جهاد اسلامی آتش بزنند!
دوستان عزیز: می خواهم عین مطلب را با دادن مثال زنده توضیح بیشتر دهم. منطق بزرگ قرآن کریم بحیث کلام الهی تعیین "میزان" است. در قرآن کریم رعایت "میزان" مهمترین مکلفیت یک مسلمان تعیین گردیده است. شرائط و وضعیت میزان نیز در این کتاب مطابق شان نزول واضح گردیده است. در شرائط جهان کنونی "میزان" چیزی جز مشروعیت و رعایت اصول دموکراسی و همزیستی مطابق منشور سازمان ملل متحد نیست. برای حل معضلات افغانستان لازمست ما افغان ها خود را از محدوده افغانیت و مسلمانیت خویش خارج سازیم و جهان را بشکلی که است دیده و زندگی نمائیم، نه بشکلیکه ما افغان ها می خواهیم.


اسم: حقبین   محل سکونت: از کوچه منطق کل    تاریخ: 20.03.2010

چه طرحی برای نجات افغانستان؟
در این مقاله سه طرح که اصلا معلوم نیست که چیست ارائه گردیده است. مثلا جناب عباسی می گوید که هر طرح از طرف افغان ها باشد ولی واضح نیست که طرح افغان ها چیست؟ افغان ها باندازه نفوس افغانستان طرح دارند. همین کارهائیکه در سه دهه در افغانستان می گذرد طرح افغانهاست. ما نمی توانیم حقیقت را پنهان کنیم. خوب واضح نیست که مقصد این جنابان از کلمه افغان و طرح افغان ها کیست و چیست؟ آیا احزاب جهادی که برای نجات افغانستان از شر کمونیزم متجاوز اقدام کردند یک کار افغانی نبود؟ آیا طالبان که علیه شرارت مجاهدین اقدام کردند، یک کار افغانی نبود؟ آیا نجات افغانستان از لوث و شرارت نظام قرون وسطائی طالبی یک طرح افغانی نبود؟ ........

تا زمانیکه طرح واضح نباشد، اقدام مطابق آن طرح و نتایج اجرای آن طرح برای افغانستان فاجعه آفرین خواهند بود. اگر مقصد از طرح افغانی تطبیق سیاست های قبل از سه دهه فاجعه در افغانستان باشد، آیا این خود یک حرکت بدور دائره شیطانی نیست؟ آیا شما می توانید این حقیقت را انکار کنید که همان سیاست ها بود (سیاست های دوران ظاهر خانی و داود خانی) که منتج به فاجعه سه دهه اخیر گردید؟ چرا ما سیاست هائی را بار دیگر اجراء کنیم که ما را بسوی یک فاجعه دیگر رهنمون باشد؟

گپ کوتاه: کدام طرح و از طرف کدام افغان ها؟ اگر خلقی ها و پرچمی ها بخاطر نوکری شان برای روس ها مردود باشند، اخوانی ها بخاطر مزدور بودن ایران و پاکستان و طالبان بخاطر وهابی های سعودی، پس چه تضمینی وجود دارد که این دوستان امریکائی افغانی الاصل ما بتوانند مورد قبول مردم افغانستان بحیث افغان های ملی و وطنپرست قبول گردند؟


اسم: Dr. Salalahuddin Sayedi    محل سکونت: UK    تاریخ: 20.03.2010

برادر محترم د. ولی ذکی و خوانندګان ګرامی خدمت هر یک شما سلامها و احترامات تقدیم است.
باوجودیکه سوال بزرګ و جواب بس طولانی ضرورت دارد اما خدمت شما بسیار مختصر و تلګرافی میخواهم به سوال مطروحه تحت عنوان: چه طرحی برای نجات افغانستان و مردم آن؟ تقدیم بدارم.
جستجو و تعمق بر راههای حل مسایل مطروحه کشور یک اقدام انسانی و عالی است و قابل ستایش میباشد خداوند شما را اجر نصیب نماید. تلاشهای عده ای از هموطنان ما درین راستا جداً قابل توجه و تمجید است. متأسفانه فضای عدم اعتماد و تجارب تلخ مردم ما در موارد سبب سوء تفاهمات شده و تحت فضای بی اعتمادی به هر دست دراز شده به خاطر خیر نیز به دیدۀ تردید نګریسته میشود. اما برای بهتر شدن وضع باید دست بدست هم داد و کار کرد. در موارد عده ای تلاش دارند این بحث های نیک را به بد راهه بکشانند که با جرﺋت و برخورد اصولی باید جلو آنرا ګرفت.
به موضوع بحث: شما میدانید که طرح نجات افغانستان و مردم آن راه های عملی آن ضرورت به شناخت عمیق مسایل دارد. مشکل را باید شناخت و بعدا به تداوی پرداخت. به فهم من عوامل وضع موجود و ادامه رنج مردم ما به دوکتګوری تقسیم میشوند : عوامل داخلی و خارجی. عوامل که حل آن در دست مردم ماست و عوامل و مسایلیکه خارج از اراده ماست. در موارد عوامل و فکتور های داخلی و مطالبات مردم ما به مطالبات و ستراتیژی های مراجع معین خارجی مطابقت ندارند. برای بعضی مراجع مصروفیت جهان به منطقه جهان تا فرصت برای حل مسایل شرق میانه نداشته باشد یک خواست و حالت مطلوب است.
در مجموع مورد این موضع نوشته ۱۶ صفحه ای و نوشته های عریض و طویل داشتیم و داریم که بخش آن قبل از کنفرانس لندن امسال تحت عنوان : عدم موفقیت ها در افغانستان، عوامل و راههای بیرون رفت) به نشر رسید. یک هموطن من که وی را دوست نیز دارم سه، چهار صفحه اول این نوشته را چندی قبل ګرفت و تحت عنوان دیګر در سایت افغان جرمن آنلاین به ذکر اسم شان به نشر رسانید که سبب خوشی من نیز ګردید.
میخواهم بګویم که شما میدانید که در علوم ساینسی یک جمع یک دو است. اما در علوم اجتماعی وضع بدین منوال نیست. نسخه ها با تغییر شرایط، زمان و مکان و امکانات فرق نموده و قابل تکمیل، تغییر و تبدیل در تجاویز است. هست اصول، قواعد و نسخه هائیکه قابل تغییر نیست و دست آورد های دایمی است. اما هست مواردیکه با تغییر شرایط تدابیر و محتوی آن نیز فرق میکنند. مثلا در مبداء دموکراسی و انستیوت های دیموکراسی مانند یک دست آورد بشری اصل، نسخه و راه کرد است که برای جوامع بشری امروزی برای ایجاد نظام های سیاسی نسبتا عادلانه پیشنهاد و سفارش میشود. اما محتوی این اصل حاکمیت مردمی و ارزشهای که باید حاکمیت دیموکراتیک در افغانستان در خدمت آن باشد با ارزشهای که مثلا در جامعه جرمنی در خدمت باید حاکمیت باشد متفاوت است. عدم فهم این مسأله و مسایل مشابه خود مشکل برانګیز است تا حل کننده.
لذا یکی از نسخه ها و طرح های اساسی حل مسأله افغانستان همین تصحیح فهم خویش از مفاهیم معین مروج جهان امروز است. باید درک کرد که تقویت و نهادینه ساختن انستیوت های دیموکراتیک افغانی الترناتیف، عوضی و قایمقام دیګر ندارد. باید درک کرد که هر نوع آسان سازی درین راستا مشکل برانګیر است تا حل کننده. مثلا تشکیل جرګه ها، ګردهم آیی ها، کنفرانس ها، سیمینارها، احزاب، و ... و... برای تکمیل فهم خود و دیګر ضرورت و خوب است. اما هیچ یک ازین فعالیت ها و تلاش ها نباید قایمقام انستیوت های قبول شده دموکراتیک و مروج جهان امروز ګردد. لذا تشکیل دولت موقت، تشکیل شورای امنیتی موقت، تشکیل جرګه که حکومت موقت و رهبری موقت و ... و... تعیین کند و افغانستان به مرحله هشت ده سال بعد واپس ګرداند یک اندیشه عقب ګرا و عصر خفتن است.
من به این باورم که حاکمت فعلی با سیاسیت غلط و نابکار اقتصادی، با سیاست غلط کادری، با سیاسیت در موارد غلط، غیر مسلکی و نابکار داخلی و خارجی فرصت های زیاد خوبی را از دست داد. اما افغانستان در مرحله دیګر از انکشاف خویش قرار دارد که درین راستا با تمام نقد نګری باید به آن سازنده برخورد کرد. باید سیستم ساز بود تا سیستم برانداز. ضرورت است با یک خوشبینی به آینده بدون ضیاع وقت با قوت و اراده متین متمرکز شد.
افراد خیر خواه بدون تعصب و پیشداوری، بدون لجاجت و سخت سری با حوصله فراخ و اراده قوی با ګذشت و تسلییم شدن به ګپ و سخن حق باید دست بدست هم بدهند. اندیشه او افراد خیر را با تمام وسایل دست داشته کمک و مساعدت خیر کرده و درین راستا منافع و مصالح علیای کشور و مردم خویش را بر سمپتی های و انتی پیتی های شخصی خویش برتریت داد و برای آن با تمام حوصله مندی کار کرد. نګذاشت که افراد مخرب ، مامورین شر و معذورین مارا از مسیر خیر کې انتخاب کرده ایم به بیراهه بکشانند.
این بود نکات چندی که بالمواجه خدمت شما احترامانه در رابط این موضوع تقدیم ګردید. تفاصل و جزییات به بحث طولانی ضرورت خواهد داشت. دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغانی – ۲۰/۳/۲۰۱۰


اسم: پو هنمل د ا کتر هما یو ن کا مر ا ن   محل سکونت: هالند    تاریخ: 20.03.2010

برادران گرامی و مسئولین سایت وزین انترنتی افغان جرمن آنلاین،

درین اواخر آقای هولبروک فرستادۀ خاص امریکا برای افغانستان و پاکستان با اظهارات غیر مسئولانه و دور از هرگونه عرف و رسم دیپلوماتیک , کینه و دشمنی شخصی خود را علیه ملت افغان و باالاخص پشتون ها آشکار ساخت. این در واقع تمهیدی بود بر آغاز یک ستراتیژی جنگ تمام عیار نسل کشی پشتون های دو طرف سرحد از جانب امریکا و بکمک نظامی، استخباراتی و لوژستیکی پاکستان.

توقع وطنپرستان افغان از جناب شما اینست که در افشای چهره های واقعی این حیوان درنده و دیگر شرکای جرمی اش، از طریق سایت پر خواننده ای افغان جرمن آنلاین دریغ نفرمایید.

البته آن کودکان، مادران و محاسن سپیدان هموطن ما که قربانی تجاوز آشکار و دسایس پشت پرده ظالمانی آزمندی چون هولبروک جنایتکار میگردند، اینقدر حق را بر ما دارند.

با تقدیم احترامات،
پوهنمل داکتر همایون کامران


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 20.03.2010

رهایی افغانستان از اسارت های مختلف، کدام طرح؟

نوشته جناب محترم دکتور صاحب ولی ذکی یاد آوری مسئولانه و ملیگرایانه بوده، بینهایت بجا و منطقی است. فرصت ها بدون شک از دست میرود و با گذشت هر لحظه میهن را بحران ، قهقرا، سقوط و حتی تجزیه تهدید میکند.
اینکه کدام طرح، توسط کدام افراد بادرک، مسئول، دانسته، پاک و منزه و در کجا بچه ترتیب آغاز گردد. قابل اندیشه جدی است.

اما بحیث یک فریضه ملی و مسئولیت تاریخی این جنبش باید توسط فرزندان صالح و وطندوست با توافق نسبی در مسائل عمده در خارج و یا داخل و یا با پیوند و همکاری هر دو جهت، بدون تإخیر، زمینۀ ایجاد یک قشر فشار ملیگرا اقدام فوری صورت گیرد تا این جنبش در کلیه امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور نقش قوی، فعال و متبارزی داشته و متدرجا" تدابیر رهایی کشور از اسارت های حاکم اتخاذ گردد.

با عرض حرمت. محمد عارف عباسی



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved