Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  سیاستمداران و استخبارات پاکستان مسبب بقای آن کشورند    نویسنده:  لینا روزبه حیدری

 
اسم: افضل کندهاری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 13.10.2009

سخن بسیار میگوئیم عمل زیرو(0)بود جانا

نمیدانم چه واقع شده میان اقوم مختلف وطن که ملت افغانستان را تشکیل میدهند.
هر اتهامیکه مابر کشور همسایه خود پاکستان وارد کنیم حقیقت چیزی دیگریست: وآن اینکه: پاکستانی ها برای وحدت و بقای مملکت خود وحدت دارند و بزرگ ترین کشورهای جهان را برای منافع خود فریب میدهند و ایشان را به نفع کور خود استعمال میکنند, مضرات ایشان را ماهرانه دفع می نمایند.
اگر کس قبول کند و یا نه. این جزئی از سرشت تدبیری آنان است و ما هیچ گروهی را از ایشان بیاد نداریم که وطن خود را به این کشور و یا آن کشور سودا نموده باشد. بر عکس ما چه میکنیم ؟
به مجرد پزیرفتن ایده های بیگانه اجیر میشویم و کشورک جانانه خود را رایگان به این و آن با بهای اندک میفروشیم و مردم خود را گاه به نام بسمچی و اشرار به کشتن میدهیم، گاه زیر نام طالب و تروریست به شمول زن و اطفال به دیار نابودی میفرسیتم و با افتخار اسم خود را مدرن و مترقی میگداریم.
نمی میدانم شرف و وجدان و افغانیت ما چه شد؟


اسم: نجیب الله- داوری    محل سکونت: تورنتو - کانادا    تاریخ: 12.10.2009

این یک واقعیت محض است که سیاست مداران پاکستانی با زیرکی و کاردانی تمام ، نبض جریانات سیاسی را در منطقه به ارتباط مسایل افغانستان کاملا ً در دست داشته، و در این راستا تا آنجا پیشرفت نموده اند که حتی حضور سیاسی ونظامی ایالات متحده امریکا و غیره کشورهای عضو ناتو را در افغانستان به چالش و اذیت تمام عیار گرفته و در پس پرده با تمام قوا میخواهند که به حضور نظامی کشورهای عضو ناتو در افغانستان پایان داده، تا سرنوشت این کشور را خود دردست گیرند. ناگفته پیداست که حلقات وابسته به سازمان استخبارات نظامی پاکستان با وارد کردن فشار بالای قوتهای نظامی ناتو میخواهد به آنها بفهمانند که هر چه زود تر منطقه را ترک ، والا به سرنوشت شوروی سابق درافغانستان دچار خواهند شد. این در حالیست که شبکه های تبلیغاتی پاکستان نیز با بکار گیری ازهر امکان در دست داشته موذیانه قویا ً درتلاش اند که پاکستان را در امر خرابکاری گروه های طالبان و القاعده علیه قوتهای ناتو، ارتش، پولیس ملی و مردم افغانستان ، کاملا ً بیگناه و بیغرض جلوده داده و پیوسته میکوشند تا تمام تقصیرات را بالای مردم افغانستان بخصوص بالای پشتونهای افغانستان حواله نمایند؛ که موجودیت چنین یک واقعیت تلخ، اگر ازیکطرف مربوط میشود به سیاست گذاری شیطنت آمیز و ماهرانه پاکستانی ها در زمینه سیاست خارجی و دپلوماسی آنکشور، از طرف دیگرهم نتیجه ای است ازناکامی، ضعف ، مسامحه و عدم کار دانی مقامات دولت افغانستان در موارد مربوط به دپلوماسی، تبلیغاتی و امنیت ملی.

قبل از کودتای ثور پاکستان هرگز توان اینرا نداشت تا از نگاه سیاسی و اقتصادی بالای جانب افغانی زورگویی نماید و تا آنجاکه دیده میشد - کشورما ، بخصوص در زمان جمهوری مرحوم داوود خان، نبض حالات سیاسی میان دو کشور را قسما ً در دست داشت، و پاکستان تلاش داشت که درهر موردی با طرف افغانستان آب اش رابه اصطلاح پف کرده بخورد ؛ چنانچه در سال 1355 هـ ش وقتی دولت افغانستان طرح تغیر مسیر دریای کنر، و وصل آنرا به بند آبگردان درونته وهمچنان طرح ساختمان بند عظیم آب گردان دیگری را در دشت گمبیری ولایت ننگرهار روی دست گرفت ؛ دولت پاکستان با وجود آنکه میدانست اجرای طرح مذکور، جریان آب دریای سند را که برای زراعت مناطق پنجاب و سند پاکستان مهم وحیاتی پنداشته میشود ، کاهش خواهد داد ، با آنهم درمقابل تصمیم دولت افغانستان صدایش را در نیآورد. ولی متأسفانه با وقوع کودتای ثور اجرای طرح مذکور نا تمام ماند. اما وقتی، چندی قبل دولت فعلی افغانستان بعد از گذشت نزدیک به سه دهه خواست تا طرح ساختمان بند آبگردان گمبیری را مجددا ً روی دست گیرد ، دولت پاکستان فورا ً اخطار صادر نمود که کشورافغانستان اجازه اجرای چنین طرحی راندارد. همچنان باساس قرارداد ترانزیتی میان دو کشور که در سال 1356 میان کشورهای افغانستان – پاکستان امضا شده و به تجار افغانی استفاده سهلتر از بندر کراچی و شاهراه های پاکستان را میداد، مقامات پاکستانی تا کنون بارها مفاد قرار داد مذکور را زیر پا گذاشته و مزاحمت های جدی برای تجار و امتعه وارداتی افغانستان ببار آورده اند. حتی اسناد و شواهدی در دست است که پاکستانی ها از طریق مزاحمت و ایجاد فشار بالای آنعده تجار افغانی ، که اموال شانرا از طریق بندر کراچی وارد مینمایند ، میخواهند تفهیم نمایند - تا بجای وارد نمودن اموال از کشورهای دیگر، جنس مشابه تولیدات پاکستان را خریداری وبه افغانستان بفرستند.

آنچه مبرهن است، اینست که در کشورهای عقب مانده و جهان سوم پُِست اجرای وظیفه در سفارت های مقیم خارج از کشور، یکنوع امتیاز خاص شمرده میشود که به افراد خاص تعلق میگیرد ، ولی در کشور ما تا قبل از کودتای ثور اگر از یکطرف این پست به افراد خاص سپرده میشد از طرف دیگر در موارد زیادی دانش و توانای فرد مورد نظر در زمینه نیز ارزیابی میگردید و وزارت خارجه افغانستان کمتر به خاطر دارد که تا قبل از کودتای ثور افراد فاقد دانش دپلماسی و لسان انگلیسی به حیث سفیر ، قنسل ، شارژ دافیر وغیره به یکی از سفارت های خارج از کشور فرستاده شده باشد ؛ چنانچه قرار شنیده گی از زبان شخصیت های محترم و قابل اعتبار، که شهید سردار محمد نعیم در هنگام تصدی اش بحیث وزیر امورخارجه افغانستان ، پیهم مامورین وزارت خارجه را به دفتر اش احضار و در باره اوضاع و حالات سیاسی جهان، منطقه و جغرافیای سیاسی جهان از آنها سؤالاتی مینمود ، و در این صورت وای به حال ماموریکه در برابر سؤالات موصوف لا جواب میماند. مگر بعد از کودتای ثور این فرمول بکلی تغیر کرد. و کودتا گران تازه بقدرت رسیده هفت ثوری با بیرون کشیدن عقده های آماسیده درونی شان، دیگر برای رسیدن به چوکی وزارت ، سفارت و ریاست هیچ قاعده و قانونی را نمی شناختند؛ و بد بختی مردم ما هم از همین جا شروع میشود که بعد از کودتای ثور، کودتا چیان بدون درنظر داشت منافع ملی کشور، با ایجاد فضای ترور و اختناق ، کشتن و به زنجیر کشیدن دانشمندان و شخصیت های طراز اول، نظم عادی کشور را در عرصه های گوناگون چون علم ، فرهنگ ، سیاست ، هنر ، اقتصاد، زراعت وغیره، به زودی ازهم پاشاندند ؛ که نبض سیاست خارجی و دپلوماسی کشورما هم از این پاشیده گی درامان نماند. چه رژیم کودتا بعد از دزدی مسلحانه قدرت سیاسی تمامی کادرهای اداری، سیاسی و فنی رژیم محمد داوود را به زیر کشیده و به عوض آنها افراد نالایق ، بی تجربه و بعضأ عقده مند اعضای حزب - حتی با دانش ابتدائیه ، متوسطه ، خورد ضابط و دریم بریدمن را که غالبا ً از سواد اندک برخوردار بودند بالا کشیده ، بحیث وزیر، معین، سفیر، رئیس و... منصوب ومقرر نمود. لازم بیاد آوریست که درنخستین روزهای کودتای ثور وفی الله سمیعی وزیرعدلیه رژیم قبلی بدون تثبیت جرم اعدام گردید. موصوف کسی بود که در سال 1354بحیث نماینده افغانستان درکنفرانس وزاری خارجه کشورهای اسلامی منعقده لاهور اشتراک نمود ، که ریاست این کنفرانس را ذوالفقار علی بوتو صدراعظم وقت پاکستان به عهده داشت ، در روز اول و افتتاح کنفرانس مذکور، بوتو به مناسبات دوکشور اسلامی افغانستان – پاکستان تماس گرفته و افغانستان را مقصر تیره گی روابط میان دوکشور قلمداد نمود. بعد از ختم سخنان بوتو، مرحوم سمیعی بلافاصله از جایش بلند شده و با درنظر داشت اینکه بیشترین اعضای مجلس مذکور را نماینده گان کشورهای عربی زبان تشکیل میداد ، بزبان عربی تمام اتهامات بوتو را علیه کشور اش با دلایل محکم و قوی رد نموده و رهبری پاکستان را در زمینه کاملاً مقصر دانست. که این اظهارات مرحوم سمیعی با کف زدن های ممتد و استقبال حاضرین همراهی شد، و بوتو دیگر حرفی برای گفتن نداشت. مرحوم سمیعی در بازگشت مورد پاداش و تفقذ شهید داوود خان قرار گرفته و به حیث وزیر عدلیه مقرر گردید. ولی همین شخص در اولین روز های کودتای ثور توسط حفیظ الله امین، یعنی کسیکه افغانستان بزرگ را از آمو تا اتک و از اباسین تا گوادر شعار میداد ، اعدام گردید.

بعد از آنکه بر خورد ددمنشانه رژیم خلقی امین – تره کی علیه پدیده های چون دین ،مذهب ، دگراندیشی و تجدد گرایی ، کشور را به سرا شیبی هولناکی مواجهه نمود، رژیم های بعدی کوشیدند تا در زمینه نوعی اصلاحاتی را درعمل پیاده نمایند ، ولی دیگر کاملا ً دیر شده بود ؛ با آنهم دادن چوکی سفارت نوع امتیازی بود که رژیم کودتا تا آخرین روز های عمرش به تعدادی از افراد کودتاچی ، منحیث پاداش ارزانی میداشت. چنانچه فرستادن دگروال عبدالقادر ، دوهم بریدمن سید محمد گلاب زوی، جگتورن اسدالله سروری و جگړن شیر جان مزدور یار وغیره بحیث سفیر کبیر افغانستان در تعدادی از کشورهای خارج ، با وجودیکه افراد مذکور از دانش دپلوماسی و لسان انگلسی کاملا ً بی بهره بودند ، مثال های دراین راستا میباشد.

بعد از سقوط رژیم داکتر نجیب الله و بقدرت رسیدن مجاهدین اوضاع اداری و سیاسی کشور بدتر از قبل پریشان و پاشان گردید. زیرا تقرر اشخاص بی تحصیل و کم سواد منحیث سهیمه سمتی و تنظیمی بمقام های وزارت و ریاست و فرستادن افراد فاقد دانش سیاسی و لسان انگلیسی به حیث سفیر ، شارژ دافیر ، قنسل وغیره ، دیگر کاملا مد شده بود ، که متأسفانه در رژیم کنونی و در جریان تصدی داکتر عبدالله عبدالله و داکتر رنگین دادفر اسپنتا به حیث وزیر خارجه افغانستان با تمام قوت این پروسه کاملا ً حفظ شده است ، تنها با این تغیر که تعداد زیادی از کارمندان واسطه دار وزارت خارجه که اکنون به عنوان های مختلف درسفارت های افغانستان مقیم خارج توظیف اند و درحالیکه فاقد دانش سیاسی و دپلوماسی اند ، دپلوم های تقلبی تحصیلات عالی را از بازار های ارباب رود ، جهانگیر آباد و قصه خوانی شهر پشاور پاکستان در دست دارند ، و به جرئت میتوان گفت که دراین میان افرادی وجود دارد که حتی حدود اربعه افغانستان را نمیدانند.

اگر چنین نباشد، درحالیکه پاکستان لانه تروریستان القاعده و طالب بوده و سازمان استخبارات نظامی پاکستان جهت ضربه زدن به امنیت ملی کشورهای افغانستان وهند ، از هیچ کمک و یاری نسبت به سازمان های مذکور دریغ نمیورزد ، بازهم دپلوماتان و مبلغین سیاسی پاکستان درسراسر جهان قویا ً در تلاش اند تا کشورشانرا درزمینه بی غرض و بیگناه جلوه داده، و حتی خود شانرا قربانی حملات طالبانی قلمداد نمایند که گویا جهت عملیات تروریستی از کشور افغانستان به پاکستان میروند؟ چنانچه یکی از مقامات بلند پایه دولت برتانیا اخیرا ً اظهار نمود که " جهت ساختن یک پاکستان مترقی و دموکراتیک لازم است که مرز افغانستان و پاکستان بسته شود" ( یا علی العجب!)؟! ، هموطنان عزیز ما خود توجه نمایند که دگران چگونه درحق ما بازی شیطنت آمیز میکنند. همچنان دو دسته گی درمیان اعضای کانگره امریکا و طرفداری تعدادی ازاعضای مذکور از پاکستان بدون در نظر داشت واقیعات عینی منطقه ، و فراموشی اهمیت افغانستان در زمینه های مختلف نشانگر نتیجه همان تبلیغاتی است که دپلومان و مبلغین پاکستانی جدا ً آنرادنبال مینمایند. چنانچه حضور گسترده این ملبغان و دپلوماتان را همین چند روز قبل بمناسبت هشتمین سالگرد ورود قوای ناتو به افغانستان ، در تلویزیون های معروف امریکا مشاهده نمودیم . ولی با درد، دریغ، افسوس و کمال تأسف که خاموشی ، حالت پسیف و نظاره گری اکثریت نسبت به تمام دپلوماتان افغانی در موارد فوق سخت باعث تشویش ونگرانی است .

آنچه دراین جا قابل یاد آوریست، که سازمان های اطلاعاتی ، تبلیغاتی و دپلوماسی پاکستان در تبانی با هم ، روی یک پلان سنجیده شده ، و به شکل تمام عیار جهت تغیر اذهان عامه در جهان و بخصوص درجهان غرب وظایف حساب شده ای را به پیش میبرند ، طوریکه آنها حتی درمیان روزنامه پرتیراژ ومعروف غربی هم رخنه نموده، و پی هم مقالات شانرا درین راستا به چاپ میرسانند ، چیزی که طرف افغانی فاقد آنست. گرچه درمیان نویسنده گان و مفسران سیاسی افغان شخصیت های چون محترم اعظم سیستانی ،محترم کریم پیکار پامیر ، محترم مرادزی ، محترم محمد صادق ارغندیوال، محترم محمد نعیم بارز ، محترم حفیظ الله خالد ،محترمه لینا روزبه حیدری ، محترم احمد سعیدی ، محترم محمد اکرام اندیشمند، محترم میرحیدرمطهر وغیره هریک کوشیده اند تا بنوبه خود با استفاده از سایت ها وپورتال های افغانی و بزبان های پشتو و دری ، سیاست های شوم پاکستان را علیه مردم وکشورما افشا نمایند. ولی این کافی نیست ، بنا ً لازم و ضروری بنظر میرسد تا تمام نویسنده گان و قلم بدستان متعهد ، آگاه و وطنپرست ، در چنین یک شرایط حساس و بحرانی وقت را از دست نداده ، جهت افشای دسایس مخرب و مزورانه سردمداران پاکستان علیه میهن ومردم مظلوم ما قلم های شانرا به کارانداخته ، وکوشش نمایند تا مثل نویسنده گان پاکستانی مقالات روشنگر شانرا در مورد- در روزنامه پر تیراژ انگلیسی ، فرانسوی و آلمانی زبان کشورهای غربی چاپ وبه نشر برسانند. و دراین مورد لازم است که مقامات اطلاعاتی وامنیتی ودپلوماسی افغانستان مثل پاکستانی نویسنده گان متعهد افغانی را درسراسر دنیا کمک ویاری رسانند.

همچنان ارگان های اطلاعاتی و تبلیغاتی افغانستان بخصوص ارگان های امنیتی در تبانی با وزارت اطلاعات و فرهنگ با درک وظایف ومسؤلیت های شان در قبال مردم ، جهت رد و افشای بموقع و همه جانبه توطئه ها و تبلیغات سؤ و زهرآگین پاکستانی ها، دیگر هرگونه مسامحه کاری را کنار گذاشته با اجراات قاطع و همه جانبه اقدامات مقتضی را بعمل آورند.

در عین زمان، این وظیفه ایمانی و وجدانی مقامات وزارت امور خارجه افغانستان، بخصوص شخص داکتررنگین دادفر اسپنتا است که یک پاک کاری اساسی و بینادی را در وزارت خارجه افغانستان روی دست گرفته ، و کوشش بعمل آید تا افراد و شخصیت های ملی گرا، وطنپرست و متعهد را که مجهز با دانش سیاسی ، دپلوماسی و لسان انگلیسی باشند، بدون در نظر داشت تعلقات قومی، گروهی، سمتی و تنظیمی به پست های حساس وزارت خارجه در داخل وخارج کشور توظیف ومنصوب نمایند .

درغیرآن با ادامه راه و روش کنونی بنا به گفته خواهرگرامی لینا جان و با تائید مقاله روشنگر و وطن پرستانه شان، دیری نخواهد گذشت که پاکستانی ها تمام امکانات را از دست ما بنفع خودشان ربوده ، و افغانستان وابسته به پاکستان ظهور خواهد کرد. با احترام


اسم: محمد قاسم هاشمی   محل سکونت: 11/10/2009    تاریخ: 11.10.2009



پاکستان ازخود مصرف میکند


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدنSWEDEN    تاریخ: 11.10.2009

لینا جان روزبه سلام !

مقاله تحلیلی جالب نویسنده دلسوز افغان، لیناجان روبه را در بخش نظرخواهی پورتال افغان جرمن آنلاین خواندم، و تشیویش وی رااز اینکه بازهم رهبران سیاسی پاکستان در همسویی با سازمان استخبارات نظامی آنکشور توانستند توجه دولتمردان و سناتوران امریکائی را ۱۸۰ درجه بسوی پاکستان معطوف کنند و کمک وسیع و بدریغ امریکا را برای کشور خود جلب نمایند و احتمالاً سرنوشت اینده افغانستان را بدست نظامیان پاکستان بسپارند، درک میکنم و خودم را دراین تشویش شریک میدانم.
هرگاه چنین بشود، فکر میکنم پاکستان کشور مارا دچار بحران سخت و پیچیده تا مرز تجزیه و سقوط کند. با توجه به نظرات سایر هموطنان منجمله آقای حفیظ الله خالد و محترمه ملالی جان نظام و دیگر هموطنان وطندوست، باید به عرض برسانم که:

حکومت پاکستان از زمان ایجادش در ۱۹۴۷ خود را با دشمنی دو همسایه غربی و شرقی خود یعنی افغانستان و هند روبرو دید، و بنابرین اولاً خود را زیر چتر حمایت امریکا قرار داد و در پیمان نظامی سنتو شامل گردید و از طرف دیگر به سازمان استخبارات نظامی خود "ای اس آی" وظیفه سپرد تا آخرین شیوه های استخباراتی را برضد این دو کشور بکار گیرد.
این سازمان که امروز از قوی ترین سازمانهای استخباراتی منطقه است، مرکز ثقل تلاش خودرا روی اسلام سیاسی آنهم در عقب مانده ترین شکل آن بنیاد گرایی ؛ متمرکز ساخت و ازآن برای رسیدن به اهداف سیاسی، نظامی و ملی خود وسیعاً استفاده نمود.
پاکستان در سر تا سر مناطق قبایلی و بلوچستان به تاسیس مدارس مذهبی پرداخت تا بدینوسیله مردم قبایل را مشبوع از اندیشه های بنیادگرائی بار آورده از تعلیمات و آموزش های مدرن و عصری به دور نگهدارد، زیرا در اینصورت فرزندان قبایل با دسترسی به علوم عصری، مجهز بادانش وعلوم معاصر بار می آمدند وآنگاه احساسات ملی گرایانه پیدا میکردند و توجه خودرا به احقاق حقوق ملت پشتون، معطوف و برای پشتونها همان حقوق و امتیازاتی رااز حکومت پاکستان تقاضا میکردند که مردمان پنجاب وسند ازآن حقوق برخوردار هستند.
استخبارات نظامی پاکستان در راستای تضعیف ناسیونالیزم پشتون، ده ها سال است که در میان قبایل سرحدی ایدیولوژی بنیادگرائی را ترویج نموده تا ذهن آنهارا از هرگونه داعیه حق طلبی و یا حق تعیین سرنوشت خویش منحرف سازد و فقط با پافشاری بر اسلام و اسلامیت به پاکستان هویت بدهند، و از مبارزه برضد استبداد و بی عدالتی های اجتماعی و سیاسی غافل بمانند.
پاکستان برای بی ثبات کردن اوضاع افغانستان، هم در زمان تجاوز شوروی وهم بعد از حادثه ۱۱ سپتمبر و حمله امریکا به افغانستان، گروه های تندرو مذهبی مشتمل بر طالبان و القاعده و نيروهای حکمتيار و مولوی حقانی را، مورد حمايت خود قرار داده و با تخطی از تمام موازين حقوق بين الدول و معاهدات حسن همجواری و احترام به استقلال و تماميت ارضی کشور ما، از آنسوی مرز بداخل افغانستان میفرستد تا برمواضع نيروهای دولتی وايتلاف بين المللی حمله کنند و ثبات و امنيت را در کشور برهم زنند و ياری و همنوايی پشتونهای اين سوی خط ديورند را که به دليل به حاشيه رانده شدن شان از حاکميت چندان دل خوش از دولت حامد کرزی ندارند ، به ياری پشتونهای آنسوی خط ديورند فرا بخواند و افغانستان را که بسيار آسيب پذير شده، بسوی تجزيه و نابودی بکشاند.
پاکستان شورش طالبان را بحیث سرچشمه فوران پول و دالر و امتیاز از غرب تشخیص داده و هرگز حاضر نیست این چشمه خون و سود مسدود شود. پاکستان همانگونه که در دهه ۸۰ قرن بیستم، به بهانه جهاد با شورویها مردم افغانستان را لقمه دهن توپ و تانک روسی میساخت و در عوض برای تقویت نظامی خود از غرب و کشورهای اسلامی عرب پول دریافت میکرد، اکنون هم با براه اندازی عملیات انتحاری فرزندان افغان بنام طالبان و جهاد با کفار صلیبی آنهارا به کشتن میدهد و غرب را میترساند و از آنها پول وامتیاز میگیرد، بنابرین پاکستان اکنون به یک تجارت گوشت و خون انسان روی آورده است و از مدرک قربانی کردن فرزندان پشتون چه در مناطق قبایلی آنسوی خط دیورند و چه در افغانستان، کم از کم سالانه یک و نیم ملیارد دالر تنها از امریکا بدست می آورد، و بنابرین چنین تجارت پرسود را سیاستمداران و استخارات نظامی آنکشور که در خواب خودهم نمیدیدند هیچگاهی از دست نخواهند داد؟
بدبختانه افغانستان که فاقد چنین سیاستمداران هوشیار است، بعد از سقوط داوود خان برای قبول هر بدبختی آغوش گشوده است. از کمونست تا مجاهد و از طالب تا حکمروان دموکراسی همگی در فکر جیب خود اند تا در فکر مصالح علیای کشور. مدعیان فعلی حکمرانی در فکر نقش خود و نقش ایوان(مقام) اند، در حالیکه خانه از پای بند در حال ویران شدنست.
امیدوارم مقاله هوشمندانه خانم لینا، شلاقی بر پهلوی دولتمردان کنونی افغانستان باشد. سیستانی ۱۱/ ۱۰/ ۲۰۰۹


اسم: حفیظ الله خالد   محل سکونت: اتریش    تاریخ: 11.10.2009

به تائید نظر محترمه لینا روزبه, نگارنده نیز به این عقیده بوده که سردمداران پاکستانی اعم از سیاسیون و دستگاه ای اس ای پاکستان توانسته اند زیرکانه آنکشور را مجددا در محراق توجه جامعه بین المللی قراد داده و همانگونه که در دهه هشتاد از قضیه افغانستان بمثابه گاوی شیری استفاده نموده اینک موجودیت طالبان و القاعده در مناطق سرحدی را به منبع درامد و دریافت کمک های بلیون دالری به آنکشور مبدل نموده اند.
تا کنون بارها اتفاق افتاده که در آستانه سفر مقامات عالیرتبه امریکائی به پاکستان و یا مسافرت مقامات پاکستانی به امریکا و اروپا یکی دو نفر از سران گروه طالبان رااز محل اختفا بیرون آورده چنین اعلام گردیده که افراد متذکره بوسیله پولیس آنکشور دستگیر گردیده اند، همچنان بیشترین عملیات تصفیوی علیه طالبان پاکستانی نیز در همان مقطع زمانی انجام میگیرد، چند هفته قبل هنگام اقامت هلبروک نماینده خاص امریکا برای افغانستان و پاکستان عملیات شدید تصفیوی در مناطق قبائلی براه افتاده بود ولی همینکه آقای بروک منطقه را ترک نمود عملیات نظامی نیز پایان یافت.
در ماه مارچ ۲۰۰۷ مقامات پاکستانی ملا عبیداله وزیر دفاع طالبان را فقط چند ساعت قبل از مواصلت دیک چینی معاون جورج بوش به پاکستان از مخفیگاه آن بیرون و گویا توسط مقامات امنیتی آنکشور دستگیر گردید.
بناء میتوان حدس زد که آی اس آی محل بود و باش اکثر اعضای گروه های دهشت افگن را با تفکیک اهمیت آن افراد در اختیار داشته و آنها را عنداللزوم در اوقات معین جهت گرفتن امتیاز و کمک از کشور های غربی از محل اختفا آن بیرون آورده تا از سهمگیری خویش در جنگ علیه دهشت افگنی به اینکشور ها اطمینان و کشور پاکستان را مستحق دریافت کمک های بیشتر مالی وانمود نماید.
به همین منوال دولت پاکستان در برخورد با افغانستان نیز از شیوه های ماهرانه استفاده نموده بدین معنی که سیاستمداران آنکشور در شرایطی از دوستی با افغانستان حرف میزنند که در حجم فعالیت های خصمانه آی اس آی علیه افغانستان نه تنها کاهشی صورت نگرفته است بلکه به مقایسه سالهای قبل بیشتر نیز گردیده است هدف ازین برخورد دوگانه که سیاستمداران آنکشور دست دوستی و نظامیان آن از مشت و ضربه علیه افغانستان استفاده می نمایند اینست تا اعتراض وانتقادات جانب افغانستان را که در گذشته بعضا از طریق چینلهای دپلوماتیک صورت میگرفت نیز خاموش نمایند، دراین رابطه حمله انتحاری اخیر به سفارت هند را میتوان بحیث یک مثال ارائه نمود: حمله انتحاری هفته گذشته بر سفارت هند بدون شک توسط آنهای طرح ریزی گردیده که سال گذشته این جنایت را انجام داده بودند در حالیکه سال گذشته افغانستان رسما آی اس آی پاکستان را مسئول این حمله دانسته و سفیر آنکشور را بوزارت امور خارجه احضار نمود ولی اینبار باوصف آنکه همه میدانند که در عقب این حمله باز هم آی اس آی پاکستان قرار دارد ولی بخاطر گل روی سیاستمداران پاکستانی که نرنجند در مورد دست داشتن مقامات آی اس آی خاموشی اختیار گردید مگر حالتی بدتر ازین وجود دارد که ارگانی را که در عقب یک جنایت هولناکی علیه ده ها انسان بیگناه وطن قرار داشته باشد حتی رسما علیه آن یک اعتراض خشک و خالی نیز صورت نگیرد.
بناء در چنین حالتی اگر بگوئیم که افغانستان به پاکستان باخته است شاید حرفی گزافی نباشد. والسلام


اسم: ملالی موسی نظام    محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 10.10.2009

لینا جان روزبه سلام بر شما،
جای شكر است كه جوانان افغانی مثل شما كه در جلای وطن بزرگ شده اند از ینهمه احساس عمیق وطنپرستی و دقت و توجه به مشكلات اساسی مادر وطن، این سرزمین ویران كه در كشمكش های سیاسی و دیپلوماسی های داخلی و خارجی چون كشتی شكسته ایكه ساحل را گم كرده و به چپ و راست متمائل است، بستگی و توجه دارند. در مورد معضلۀ پاكستان در جوار افغانستان و چالبازی های متهورانۀ دایمی آن باید گفت كه این مملكت بی خاصیت كه بقای آن صرف بر همان بازی های كثیف سیاسی ای استواراست كه عندالضرورت در قید زمان از همان بدو تشكیل آن در سال ۱۹۴۷ میلادی، مطرح میگردد. باید اعتراف نمود كه مامورین ورزیده ای اعم از میان تشكیل آی اس آی و هم از كدر دولتی، اكثراً با تـــعلیمات عالی، راه و روشی را تــعقیب مینمایند كه یــا از فرمانبرداری دو قرنه ازانگلیس آموخته اند یا از زارنالگی ها ووخیم نشان دادن « اوضاع » سرحد شمال غربی به ایالات متحدۀ امریكا!
همانطوریكه شما با فراست تمام ازتكیه بر تصامیم سناتور جان كاری وهمكار وی ریچارد لوگروارائۀ ارقام جدید پول واریز شده در خزانۀ دولتی پاكستان از بودجۀ امریكا، بیان نموده ائید، این كشور از همان بدو اشغال افغانستان توسط قوای سرخ، در جواروطن ما، چه با تشكیل گروپ های تنظیم های بی خاصیت جهادی توسط آی اس آی و چه ازاستفاده از موجودیت اجباری ای پناهگزینان بی پناه افغان درخاك خود، آنچه در قاموس سوء استفاده و چپاول گری بیان گردیده است، مستفید گشته است. بعد از اخراج قوای شوروی، با نقشه های دقیق آی اس آی، گماشته گان تنظیمی افغان آن، آنچه بر اهالی شهر كابل رواداشتند، در تاریخ نظیر نداشته است. امحای اردوی مجهز و آراستۀ افغان و قوای پولیس آن كه به هدایت آی اس آی در عصرجمهوریت ربانی و وزارت دفاع مسعود صورت گرفت، تا امروز ثبات و امنیت افغانستان رادر خود كفائی از بنیاد متزلزل نموده است! تربیت و تشكیل گروپ عقب گرا و تاریك نظر طالبان هم به كمك همین همسایۀ سیاه نظر برای بربادی و شكست یك افغانستان با ثبات بوده و شكوفائی و صلح جامعۀ ویران ما، با فعالیت های عمال داخلی وابسته و دسیسه های آنطرف سرحدات چیزی نیست كه هرگز آجندای حكومت و دستگاه مقتدر جاسوسی پاكستان به آن علاقمند باشند!
به تائید مطالعۀ دقیق شما، دست های فعالی كه در جلب كمك های غرب مخصوصاً ایالات متحده بازی مینمایند، با لابی كردن در كانگرس امریكا و بقیه مقامات بلند پایه، مثل همیشه مشغول و موفق اند، چنانچه با تلاش گروهی به سر كردگی سفیر سابق پاكستان« ملیحه لودی» در امریكا این تلاش و فعالیت منجر به کمک 1.5 بلیون دالر اخیری به پاكستان گردیده است که نتیجۀ خیرات سناتورجان كری وریچارد لوگر محسوب میگردد، درحالیكه مقام افغانی درعوض، به سادگی بمباردمان شاه ولی كوت و بالابلوك را که امریکا خود اشتباه می داند جزء لایتجزای «حالت » فعلی جنگ و مقابله با «اشرار» قلمداد مینماید.
باری امروز هم حقایق راچنانچه قلم روشن وآموزندۀ شمامطرح نموده است، بقای این همسایۀ خدا نشناس و مخرب به اتكا به كمك های بدون حساب امریكا بوده كه بازهم پاكستان را در درجۀ اول اهمیت به مقابل افغانستان ویران و نا به سامان در منطقه قرار میدهد!


اسم: غوث جانباز   محل سکونت: مسکو    تاریخ: 08.10.2009

خانم مهربان و دانشمند روزبه, سلام بر شما!
میخواهم چند کلمه ی در باره ی نوشته ی دلچسپی شما بنویسم.
در باره ی ستراتیژی سابق و تازه ی امریکا(ستراتیژی اوباما)باید گفته شود که هیچگونه تفاوت بنیادیی در میان این ستراتیژی ها نمیتواند پدید آید.پولهای سرسام آوری در افغانستان و حوزه ی اطراف آن به مصرف میرسند...

البته تغییرات تاکتیکی و شکلی در طرز العمل غربیها هم اکنون وهم در آینده محسوس خواهند بود.غربیها(کشور های عضو پیمان ناتو و امریکا)بدون دست یابی به پیروزی منطقی در این ناحیه,منطقه را به هیچوجه ترک نخواهند کرد.
نگرانی شما به مثابه ی یک افغان برای من کاملا قابل درک است.از برکت "شهکاری های"دولتمردان افغانستان چه در امور داخلی و چی هم در امور روابط بین المللی,به کشور ما حتی در همان امریکای "دوست"به نظر دوم چی که به نظر یکصدو دوم هم شاید ننگرنند.
پاکستانیها با تمام مهارت از اشتباهات ویا سختر بگویم جنایات هم میهنان ما علیه یکدیگر و علیه سرزمین آبائی شان استفاده میکنند.مهارت همسایه های مکار ما و به خصوص پاکستان, این روز ها آنقدر بالا رفته است که آنها میتوانند اذهان غربیها را در باره ی افغانها واقعا هم تغییر دهند و ماوشمارا به عنوان مردمان "بیکاره",و "ستیزه گر"معرفی نمایند.

و اما حالا بیائید ببینیم که دیپلوماتها و دولتمردهای کشور ما در ساحه ی کار با اذهان عامه ی دنیا چی برنامه های را به راه انداخته اند؟چی دست آورد های دارند؟کی ها,چی وقت و به کجا سفر نموده اند؟به کدام سطح با زبانهاخارجی بلدیت دارند؟آیا حین صحبت ها و گفنگو هابا خارجی ها, آنها گاهی مسائل مربوط به منافع ملی کشور خویش را با آنها در میان میگزارند؟و یا مانند بیماران (نرسیس)فقط دوست دارند خود را تبارز بدهند و در باره ی خود گپ چرانی بکنند!؟

روزبه محترم!
اگر روش کنونی ادامه بیابد,شما یقین داشته باشید که مادر جنگ دیپلوماتیک برای به دست آوردن اذهان عامه ی دنیا کاملا ناکام خوهیم بود.
اینکه ما اظهار پریشانی کنیم که سیاسیون غرب و به ویژه دولتمردان پر قدرت و پر نفوذ امریکا-انگلیس به پاکستانیها پول های بی شماری میدهند ,از فعالیت آنها در "مجادله"با اغتشاشیون حمایت مینمایند فقط خویشتن را ناراحت خواهیم ساخت.
به جای آنکه از همسایه ها گله و شکوه نمائیم (البته گله ها و شکوه ها شاید به جا باشند و در این جا من با شما همنوا استم)که آنها موجودیت یک افغانستان با ثبات و شگوفا را هرگز به نفع خود نمیبینند,بیائید یک بار دیگر از همدیگر بپرسیم که آیا به چه تعداد از "سیاستمداران","نخبه های جامعه","دولتمردان"...در افغانستان همین امروز واقعا طرفدار یک افغانستان واحد,با ثبات,شگوفا و متکی به منافع ملی و تاریخی خویش استند؟آنها کی ها استند؟در کجا استند؟...
با احترام
غوث جانباز


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: USA    تاریخ: 08.10.2009

نوشته های محترمه لینا روزبه همواره مورد علاقه و دلچسپی من بوده است.تحلیل واقعبینانه شان پیرامون موقف پاکستان که از آغاز ماجرای تاریخی افغانستانتا امروز در نفع برداری قرار دارند مسلما"درست ومنطقی است. سیر حوادث کنونی حاکی از مطرح شدن مجدد پاکستان بارتباط آینده وطن ما بحیت یک مهره قوی وسازندهاست.

بیجا نخواهد بود که میان درایت ومهارت سیاسی وجهالت سیاسی فرق قائل شد. علیالرغم همه فداکاری , ویرانی و بربادی ها وایجاد شرائطی که میتوانستیم منفع ملی خویض را رجحان دهیم ما پیوسته محکوم قرار داشته درباخت علنی بوده ایم. اجنبیان از خون ریخته شده و احساسات پاک افغان سود برده اند .
تا باشد که اولاد صدیق وغمخوار وطن درک مسئولیت نموده در صدد جسجوی را مسالمت آمیز رهایی میهن مقدسش ازین منجلاب بدبختی و سیاه روزی قیام نماید.
با عرض حرمت.


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 08.10.2009

سلام به همه هموطنان عزیزم.
نوشته لینا جان را خواندم کوشش کردم که کمی کوتاه بنویسم ولی تا حال 10 ورق کاغذ را من کاملاً پشت و رخش را پر کردم ونمیدانم بکجا نوشته های من تمام خواهد شد و از لینا جان تشکر میکنم که با شلاق بیدار کننده اش یک کتاب دیگری را بنویسم که نسبت غربت موفق بچاپ هیچ کدام کتابهای خود نیستم .که ارزو دارم اندیشه ناچیز خودرا بین هموطنانانم نصف کنم .بفکر افتادم که اگر برای خوانندگان محترم درین سایت بنویسم شاید بعضی هارا خوشش نییاید که نظرات طولانی را بخوانند.وهم امکان سانسور از جانب هیئت مدیره سایت افغان جرمن انلاین برده میشد.چون اکثر نوشته های من شاید پالیسی این سایت را مقبول نیاید بناءً من مختصر مینویسم.برای من آنقدر خوش آیند نیست که تبصره ای را زمزمه کنم که فلان کشور سخاوتمندانه فلان کشور را کمک میکند.چون از جیب من کمک نمیکند .هر که آب از دم شمشیر خورد نوشش باد.و من در زندگی خود دیدم که شورویها تا دندان افغانستان را مسلح ساختند ولی کمکی بما نشد و آزادی و آرامی ملت مارا تضمین نکرد .حالا ما نه تانکی از شوروی داریم نه طیاره و نه تفنگ .

همه اش را که یک بخش ملت افغانستان خدای په جات خیرات گرفته بود و بخش دیگر ملت آمد همان سلاحهای شوروی را بپاکستان برد و بنرخ آهن سودا کرد و پولش را بجیب انداخت وکاکه این پول را در تولید مواد مخدر در جریان انداخت و حالا شده رهبر در رابطه به روابط افغانستان و پاکستان که فکر کنیم پاکستان یک کشور ایست که بر پایه مذهب اسلام استوار بوده و هیچ طرح ملی در پاکستان طرح نیست و اندیشه اسلامی را از کشور های عربی کاپی کرده و هم چنان پاکستان یک کشور نیست زیرا این مردم یک لشکر است بخاطر کنترول منطقه که گاهی پایگاه علیه هند قرار گرفت و گاهی علیه شوروی .که صادقانه در جنگ هند 4 ملیون پاکستانی را قربان کرد.و در جنگ علیه شوروی هم 180 هزار پاکستانی را قربان کرد واین کشور در آینده بخاطر تقسیم کردن چین هم مورد معامله قرار دارد.ناگفته نماند که اول باید کشور بزرگ ایران را که در آجندای امپریالیزم است و پاکستانی هارا تیار سی کرده اند.وتمام سلاح های مستعمل خودرا برای پاکستان که هم میزبانی القاعده را داشت و هم امریکا از پاکستان هدف پلان شده القاعده قرار گرفت.بیشتر از ملیونها ایرانی در کمپ های اسلامی تحت نظر آی اس ای تعلیم نظامی و تروریستی میبینند.چینا ئیان مسلمان امسال تعداد ایشان در پاکستان دو برابر افزایش یافته است که بیش از 300 هزار میرسد و مدرسه ها از مجاهدین ایرانی و چینائی پر شده است.ولی اینرا فراموش نکنیم که در پاکستان مجاهدین افغان هم تعلیمات تروریستی آموختند ولی رهبران جهادی نتوانستند صفوف خودرا نزد خود نگه دارند و اکثراً پولهای ایکه از طرف امپریالیزم و ارتجاع عرب و پاکستانی برای رهبران پرداخته میشد خوشبختانه آنرا برای خود ذخیره کردند و سهم خود آی اسی ای را هنوز هم قرضدار باقی ماندند و مجاهد بیچاره وغریب را در میدان خداورسول گرسنه و تشنه رها کرده و بخاطر حفظ قدرت خود یک تعداد این گرسنگان پابرهنه را علیه رقیبان خود بجنگ انداخته ویک تعداد بی گناه و بی طرف غریب که نسبت بی پولی در افغانستان بند مانده بودند کشته و زخمی گردیدند.و پاکستان افراد ناراضی مجاهد را برنگ طالب مسلمان مدرسه ای سیقل داده و چنان اندیشه را در مغز ایشان تزریق نمود که آفغانیت خودرا در مقابل اسلامیت صد فیصد متعصبانه فراموش کردند و از اسپین بولدک قندهار شروع و تا دره پنجشیر و بدخشان مجاهدین قهرمان را کوته قلفی کردندآنقدر که توانستند کشتند .وآنقدر که توانستند تخریب کردند.آی اس ای و سی آی ای بفکر من کدام فرق ندارد.فقط سی آی ای فرقش اینست که با اندیشه اسلامی و قرانی ( الجهاد )پیش میرودویکی از شعبات تروریستی در منطقهاست و یک مرکز اشاعه اخوانیزم و وهابیت در منطقه و سخاوت های عربستان سعودی را هم بهمراه دارد.بیشترین پول آی اس آی از کشور های مسلمان برای دبل مسلمان سازی افغانستان بمصرف میرسد .و از اینکه میزبان گروه های القاعده (عرب های مبارز ) که برای پاکستان یک کشتزار سرمایه است هر گز آسیبی را بپاکستان نمیرساند.من یک حرکت جدید پاکستان راکه تقویه افکار حزب التحریررابسیار از نزدیک در قبال افغانستان زیر نظر دارم که عنقریب از طریق اخبار جهان افشا خواهد شد یک لشکر چند صد هزاری دیگر افغان را هم پاکستان تحت تعلیم و تربیه گرفته تا اگر طالبان با دولت افغانستان صلح نماید امکان است توسط این افراد در افغانستان تحت پیگرد و ترور قرار گیرد واگر موفق نشود شاید یک جنگ نوین و حساب شده ( بیک جنگ شیمیاوی و بیو لوژیکی) بزند.و انتهاری با سلاح شیمیاوی و بیو لوژیکی که یک پدیده نوین جهاد است ومواد آن مخفیانه به پاکستان و کشور های عربی انتقال یافته بود حالا دارد بزودی مورد امتحان قرار خواهد گرفت که این مزاق نیست و من مژده میدهم که عنقریب در جهان اتفاق مییافتد .تکتیک جزیه گرفتن از جوامع غربی توسط پاکستان بسیار ساده و حیاتی است .

اتفاقی ایکه در 11 سپتامبر بوقوع افتاد و یا در میتروی لندن .من فکر میکنم یک هشدار بود از جانب سی آی ای که اگر حق جزیه مقرر شده را غربی ها فراموش کند اینبار بازور سلاحهای شیمیاوی و بیولوژیکی حصول خواهد کرد .وغربی ها مانند دیروز بعد از واقعه سپتامبر که بعراق و افغانستان حمله کردند و زمینه حمله ایشان توسط پاکستانی ها مهیا شده بود شاید نتوانند یک کشور دارای سلاح اتمی را که پاکستان باشد مستقیماً زیر ضربات قرار بدهند چون ایران و سوریه ما نند عراق و افغانستان کشور های ریزرف استند که مانند عراق و افغانستان بخاک یکسان شوند و این پاکستان است که بازهم سیل ملیارد ها دالر را قرت میکند و عارق هم نمیزند.چون پاکستان کشور اصلی نیست بلکه یک کشور ساخته شده از طرف انگلیس است که برای غول امپریالیزم ( امریکا فروخته شده و فقط بمقصد اینکه چین (رقیب عمده اقتصادی غرب) باید تجزیه گردد.وقتی امپریالیزم باین هدف خود نایل شود .بناءً افغانستان مانند یک کیک مزه دار و فیشن شده تحفه ایست که در دو انگشت امپریالیزم قرار دارد که در گلوی پاکستان خواهد انداخته شد.زیرا نا برده رنج گنج میسر نمیشود و پاکستانی ها در خدمت امپریالیزم و عرب ها فقط منافع خودرا جستجو میکنند برای ایشان اسلام فقط یک ظاهر است که از باطن پاکستانی ها شیطان هم خبر ندارد.

پس من منحیث یک افغان چه کنم من میدانم که کشورم افغانستان است و یک هموطنم میرود بخاطر اسلام در پاکستان تربیه میشود و در طرف دیگرم هم که میبینم در واقیعت تمام دنیا ایستاده است و یک تعداد هموطنانم رفته بنام نظام سیکولار و دموکراسی تربیه میشوند و من با چار تا رهبران قبایل و ملیت های بهم دشمن و بی اتفاق همسایه و همکوچه ام.و اردو و پولیس و امنیت هم که ملیشه ای و دالری شده و افغانی و وطنپرستی همه در شرکت های خصوصی امنیتی قرار گرفته مردم را انجو معاش میدهد که همه سرتفکیت پاکستانی و مواد پاکستانی و سبزیجات پاکستانی و همه پوشاک و خوراک ما پاکستانی و چگونه ما میتوانیم خودرا از چنگ آی اس ای پاکستان خلاص کنیم .باور کن من هیچ امید بآینده ندارم تا زمانیکه همین دست پروردگان کشور های خارجی را دوباره به آغوش ولینعمتان اصلی ایشان نفرستاد من فکر نمیکنم که افغانستان یک کشور 200 ساله دوامی بیابد .و ما بخاطر اخوت اسلامی و افغانیت را در حال باخت استیم.آزادی را سی سال است که باخته ایم و پاکستان به هزار ها چند بیشتر از ما برده است نوش جان پدر و پدر کلانش نا گفته نماند که بازنده تنها ما افغانهای که خیلی مریض و ضعیف نیستیم .بلکه غربی های چاق و نیرو مند هوشیارانه بپاکستان باخته اند که هیچ برد ندارند اگر سر عقل نیایند والسلام


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 08.10.2009

خانم لینا روزبه ! بار اول است که تحلیل واقعی افغانی را، در یاره چگونگی تفکر موزون مسوولین نظام پاکستان در قبال منافع کشورشان، با توانائی کلام شما میخوانم. هر باریکه شکوه و گلایه ما افغانها رادر باره عملکرد پاکستانیها و یا یک قدم بیشتر بروم ایرانیها میخوانم تعجب میکنم که چرا ما همیشه انداختن برف خودرا بالای بام دیکران با نظر قدر مینگریم و همسایه های ما که از علایق و منافع ملی خود دفاع مبکنند خمیازه کشیده بد و رد میگوئیم.
پاکستانیهااز آوان جنگهای افغانستان به منافع خود می اندیشیدند و حق داشتند و دارند که رفاه و بقای خودرا بیشتر از منافع مردم افغانستان ترجیح دهند. من از اوائل سالهای 80 عیسوی به پاکستان رفت و آمد داشتم و فکر میکنم سهم کوچکس در روند جهاد افغانستان داشتم. روزیکه در دینز هوتل اطاق گرفتم و باافغانهاگفت و شنود داشتم انکشاف روزمره شهر پشاور را بچشم سر میدیدم. از چند تعمیر کوچک حیات آباد ، شهر زیبای حیات اباد به وجود آمد و ما افغانها در خلال همین مدت تا قدرت داشتیم وطن خودرا به خاکدان برابر کردیم.
اگر روس امد با همکاری افغانها ، افغان را کشت و اگر کمگ دنیای ضد روس دست مارا گرفت توسط ما افغانها افغانستان را خراب کرد و مردم آنرا کشت و فرار کشور های بیگانه کرد. بیائید که کلای خودرا قاضی قرار دهیم، سوال کنیم چه داریم و چه کردیم که بالای آن افتخار کنیم؟
من با شما همنوایم که پاکستانیها با علاقه ایکه به وطن و مردم خود دارند، استفاده اعظمی میکنند و باید مردانه وار اعتراف کنیم که نوش جان شان.
ما که مرد نشدیم در طول هشت سال فرزندان، مادران و مو سفیدان خودرا که جز بی عزتی و توهین کشورهای بیگانه هارا هر روز میکشند، سر پناهی به وطن شان میسر گردانیم، نمیدانم که گناه پاکستانیها و ایرانیها چیست. ما هر روز شاهد جنایات بیحد در وطن خود هستیم، چرا نمیتوانیم فرزندان آزرده خودرابه وطن شان پذیریم.( مداخله کشورهای خارجی را عمدآ در قوس میگیرم).
فجایع امروزی در انتخابات را که یالای ما تحمیل کرده. اگر دست خارجیها در این قضیه شامل بود و یااست چرا ما تا این سرحد سخیف و بی عرضه باشیم که آنرا بپذیریم.
نمیخواهم بیشتر بنویسم، صرف در اخیر میگویم، خانم لینا شاد باشی.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved