Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  مفکورۀ تجزیۀ افغانستان خیانت ملی است    نویسنده:  ولی احمد نوری

 
اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 01.10.2010

دوستان و هموطنان گرانقدر!
از اشتراک وطن پرستانۀ شما عزیزان و محترمین جهان سپاس دارم که در چنین بحث مهم و حیاتی کشور عزیز ما افغانستان اشتراک نمودید و خوانندگان این پورتال وزین، و اینجانب را از نظرات صائب تان مستفید ساختید.
بنا بر صوابدید مسؤولین پورتال دریچۀ این نظر خواهی از ساعت 12امشب بسته شده است و دیگر امکان نوشتن نظر در آن میسر نیست.
صرف برای ثبت هویت نویسندگان محترمی که در آن حصه گرفته اند و میخواهند نوشته های شان در رساله ایکه عنقریب چاپ خواهد شد درج گردد، برای 24 ساعت دیگر باز است. تا بتوانند هویت مکمل و ایمیل آدرس خویش را در آن درج نمایند.
در صورتیکه در این 24 ساعت درج نام و آدرس شان میسر نباشد می توانند با آدرس ایمیل شخصی من بفرستند.
احترامات و ارادت خویش را به همه تجدید می نمایم.


اسم: عبدالجلیل جمیلی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 30.09.2010


پبشنهاد قابل توجه ودوستانه

به گردانندگان وصاحب امتياز ارجمند پورتال وزين افغان جرمن آنلاين
درمورد مضمون جناب محترم ولي احمد نوری

هموطنان بادرک و با احساس و پاک نهاد ما! ازينکه شما يک برادر وطن دوست ما (جناب محترم ولي احمد نوری) را فرصت داديد تا زنگ خطر (مفکورهٔ سخيف و ميان تهي دشمنان بيرون از وطن و يا عمال داخلي ما را در مورد تجزيهٔ خنده آور افغانستان سربلند !؟) برای ما بصدا بیاورد و خاصتاً گوشهای پنبه خوردهٔ عده ای از مارا شنواتر و دقيق تر ساختيد - کمال امتنان را دارم و چنانچه خود شما هم شاهد بوده ايد که فرزندان با درد و حساس آن سرزمين باستاني نظرات بس سازندهٔ شانرا ارائه کرده و برويت آن پبشنهادات و حتي قدمهای وسيعتر عملي آنرا از طرف دانشمندان نيک ما- مانند جناب جهاني شاهد بوده ايم و ازینکه از همان آغاز نشر نوشتهٔ با درد جناب نوری انکشافات نوين و منفي تری هم رونما شده و چهره های سياسيون تيره نگری مانند " بلک ویل" ها و "بریژنسکی" ها و "کسنجر" ها تا "حميد گل" ملا عمر پرور و خود بي همه چیز! از هيچ نوع شيطنت و تزویری دريغ نکرده و از آبریزیی هم به آسياب تفرقه اندازان ضد مردمی و يا فیؤدال يا فدرال بازی های افغانستانی دريغ نکرده و نميکنند.
اعلامیهٔ نا بهنگام شما مبنی بر بسته کردن اين نظرخواهي یعني بستن زبان ناقص و قلم شکستهٔ ما که بذات خود نه آنقدر دوائ بوده است در برابر درد های کشنده ملی ما و روش تجزيه طلبانه بازیهائ ديگران! راستي من و يقين دارم عده ای زيادی را بهت زده ساخته و به تعجب انداختید که نکند - خدا ناخواسته شما را اين سر و صدا هم به مأیوسيتی کشانيده باشد که تصميم به بستن این روزنهٔ ندای ملت پاکنهاد افغان گرفته باشيد ورنه و بازهم با ايماني به شهامت و پاکي شما و مؤثريت فرياد ما از طريق شما داشته ام و داشته ايم اين بستنها و خموش ساختن هارا نه شايستهٔ شما هموطنان با درد و پاکنهاد ميشمارم و نه به خیر آن هموطنان چيز نويس و با دردیکه تا جهان است و جان دارند وهمين فرياد را دارند که - تا زنده يک افغان است - زنده افغانستان است !!! و نه به خیر افغانستان نیم نفس ما!!
پس از شما عزيزان محترمانه خواهش همين است که لطفاً هنوزهم که هنوز است و بسيار قبل از وقت - اين روزهٔ ندای غلبهٔ حق بر باطل و آزادگی بر بردگي و خودارديت بر اسارت را؛؛ که نه مقاله ايست قابل آرشيف و نه ندائیست بر آمده از حلقوم يک کتلهٔ مرده !! بلکه مرهميست بر جگرهای سوخته و قلبهای نشتر خورده !!-- آنرا نه بنديد و بگذاريد که اين نداهای حقیقت و حقيقت گستر- استوار تر و قویتر شود تا دون همتان جبون را ذليل تر سازد و سرافگنده تر ورنه آن ابن الوقتان تيره اختریکه سعادت دنیوی را در ذخيرهٔ جيب بد ضميران کوته نظر بيگانه جستجو ميکنند و حتي صدای طوطئه آمیز خود را (مانند نشرات آغایی بنام رحيل دانشور؟ بساعت ۵ عصر شنبه ۲۵ سپتمبر از چينل تلويزيون نور- با پرسش بي دردا‌نهٔ دربارهٔ ‌نظر خواهی هموطانش يا ممکن بي مسلکانش ؟!؟! که در مورد تجزيهٔ اوغانستان چیست ؟؟ که آبیست در آسیاب بيگانه!!) مضبوحانه بلند ميکنند - که البته از خموشی قبل از وقت شما ( چه درمورد ندای بوقت جناب نوری باشد و يا متعاقباً صدای جناب جهاني) هم سؤ استفادهٔ بيشتری خواهند کرد و اميد است امروز کاری را انجام ندهيد که فردا و قبل ازهمه ؛ خود تان پشيمان شويد و مطمئن باشید که : دشمن اگر قويست، نگهبان و آزاد منشی افغان قوی تر است. انشالله ! با تقديم سلام بشما


اسم: حبیب الرحمن الفت   محل سکونت: المان    تاریخ: 29.09.2010

وحدت ملی و خطر تجزیۀ افغانستان


اسم: محب الله زهیر   محل سکونت: کابل    تاریخ: 28.09.2010

من از تمام افغان های وطندوست تقاضادارم تا اینگونه شایعات را که در بارۀ تجزیۀ کشور تاریخی ما گاه و بیگاه آغاز میشود و کشورهای بزرگ گردانندگان اصلی این سناریو هستند، آنرا نادیده نگیرند و کم بها ندهند.
آنها ابتدا منحیث مقدمه؛ افکار و عکس العمل های مردم را در مورد پلانیکه در نظر دارند به آزمایش میگیرند و اگر وضعیت را مناسب دیدند در آنصورت سعی به عملی نمودن پلان خود میکنند.
نگرانی مردم ما از اینست که بعضی حلقات در داخل کشور نیز زمینه ساز بوده و قرار اطلاعات اخیر، احمد ضیا مسعود، حاجی محمد محقق، معاون محقق حسین علی یاسا، مشاور دوستم و عضو ولسی جرگه، ذکی الله ذکی با چهار تن از اعضای کانگرس امریکا در شهر برلین دیدار و گفتگو نمودند تا گروه های مربوط آنها را تشویق کنند که بیشتر در مناطق شان خود مختار تر شده و حکومت مرکزی را کمزور سازند.
اعضای کانگرس هر یک روهر باکر، دانکان هنتر، لویی گوهمرت و دچ ریسبرگ بودند که به گفتۀ آنها در این جلسه برخی دیپلوماتان و اعضای استخبارات امریکا نیز شامل بودند که این خود مقدماتی برای تطبیق پلان خاینانۀ تجزیۀ افغانستان شمرده میشود و امریکایی ها نیز دقیقاً همانهایی را انتخاب کرده اند که بهتر میشود از طریق آنها پلانهای شانرا عملی سازند.
باید گفت که اکثریت مردم افغانستان مخالف همچو طرح های خاینانه بوده و با قاطعیت آنرا محکوم مینمایند.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: المان    تاریخ: 27.09.2010

افغان جرمن آنلاین برای آخرین بار به اطلاع دوستان و علاقه مندان می رساند.
صفحۀ نظر خواهی در بارۀ نوشتۀ شاغلی ولی احمد نوری تحت عنوان (مفکورۀ تجزیۀ افغانستان خیانت ملی است)بتارخ 5 شنبه 30 سپتامبر 2010 بساعت 23.59 شب بسته می شود.

از همه افغان های وطندوست، محترمانه تقاضا داریم تا قبل از مسدود شدن این دریچه هر چه بیشتر در این نظر خواهی مهم و سرنوشت ساز کشور اشتراک نمایند.
باعرض حرمت
تیم کاری افغان جرمن آنلاین


اسم: خ، زرمتی   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 26.09.2010

مکثی بر نوشتۀ جناب ملا داد بخش دوم


اسم: خلیل زرمتی   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 26.09.2010

مکثی بر نوشتۀ جناب ملا داد


اسم: Mola dad   محل سکونت: Kabul    تاریخ: 23.09.2010

خلیل جان ضربتی سخنان شما به چند دلیل  روشن متناقض است.
اول اینکه گفته اید تنظیم جمعیت ربانی و ببرک کارمل در تبانی با هم خواهان تجزیه کشور بوده اند که این سخن بیشتر از اینکه از روی حقایق باشد از روی تعصب است.
دوم در مورد صلح دو ساله مسعود با روسها متنی را از کتاب گروموف آورده اید و آن وا تفسیر به رای می نمایید.
سوم باز هم خدا خیرتان بدهد که برای نظر خود بخشی از متن خود نوشته گروموف را آوردید که نشان میدهد سیاست مسعود مستقلانه بوده است و بر خلاف نظر شما کدام تبانی با روسها نداشته است. در غیر آن گروموف بدون ابا ان کمک ها و تبانی را با افتخار در جمله دست آوردهای اردوی سرخ درج میکرد.
آتش بس برای روسها و برای مسعود یک تاکتیک جنگی بود. و در کتاب وی نیز این امر مشهود است. اما خواست تجزیه و تاپه زدن غیر مسولانه(مسؤولانه)دیگران به تجزیه طلبی آثار نا گوار دارد. به اذعان بسیاری از افغانهای خبره و اهل مسولیت(مسؤولیت)و آگاه که آقای نوری نیز آنرا در نوشتن خود منعکس نموده اند، با وجود بحران و جنگ و نا بسامانی در کشور تا امروز هیچ گروه قومی یا سیاسی خواهان تجزیه کشور نشده است.
این سخن از وی مسولیت (مسؤولیت)و واقعیات تاریخ کشوما(کشور ما) گفته می شود. اما یک عده مثل شما می خواهند این ذهنیت را در بین مردم ایجاد کنند که که گویا  آنها که در زندگی خود قدمی در این راه بر نداشته اند و تماما بر ضد آن بوده اند نیز خواهان تجزیه کشور بوده اند.
دوست عزیز این سخن از روی تعصب است و دردی را که تو می خواهی درمان نمی کند که هیچ، بلکه شعله آنرا افروخته تر هم میکند.

شما اختلاف سیاسی و بازی بر سر تصاحب قدرت را، وارد موضوع تجزیه که امر خطرناک است نکنید. دشمنی با مسعود از لحاظ  اختلاف با وی امری است و متهم کردن وی به تجزیه طلبی امری دیگر که در زندگی و کردار و گفتار وی نمونه ای از این خواست را نمیتوان سراغ کرد.
اگر شما این وصله را از روی تعصب و دشمنی به وی می چسپانید به عواقب آن نیز فکر کنید. همه ملت از مسعود یا ربانی بدش نمی آید و نظر شا(شما) را هم در مورد آنها ندارد. تصور کنید پیروان مسعود که تعداد آنها کم نیست از راه هین القاها و تاپه زدن به این نتیجه برسند که وی خواهان تجزیه بوده است، مطمئن باشید این وضع خطرناک را برای کشور در دراز مدت ایجاد خواهد نمود. کمی مسئوولانه نظر بدهید.
مسعود برای حفظ یکپارچگی این کشور زحمت کشید و در همین راه هم کشته شد. جنگ بر ضر شوروی امری ضروری بود، در ایر این جنگ ساختار قدرت از هم پاشید و کشور وارد مرحله نوینی شد. مسعود نیروی نظامی منظمی داشت که بیشتر از روی نبوغ نظامی وی شکل گرفته بود و در اثر جنگ و مبارزه برای همین کشور در بین مردم کسب مشروعیت نموده بود. همه حقیقت جنگ و مبارزه در نزد هیچ گروهی نبود، اما برای دفع تجاوز خارجی در هر بخشی از کشور استعدادهای بومی شکل گرفته و به میزان آگاهی آنها شکل جنگ و مبارزه شان نیز متفاوت بود. رقابت برای کسب قدرت امری داخلی است، و از نظر نباید دور داشت که با سقوط حکومت کمونیستی نیرویی که خوبتر از مسعود می بود وجود نداشت که قدرت را تصاحب می کرد. خوبترینش حکمتیار صاحب بود که همراه قاضی حسین احمد و جنرالان آی اس آی نقشه حمله به کابل را از پشاور و چهار آسیاب می کشیدند. قوماندان عبدالحق و حقانی همراه مسعود بودند، ....


اسم: خلیل زرمتی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 21.09.2010


به تائید نظر هموطنان باید به عرض رساند که مبتکرین تجزیه افغانستان باند جنایتکار کارمل و تنظیم جمعیت اسلامی ملا بحران الدین ربانی بودند. بمجرد اشغال کشور ذریعه خرسهای قطبی و با ابراز نظر در اولین بیانیۀ محمود بریالی برادر ببرک کارمل در زندان پلچرخی با صراحت لهجه گفت که به تسلط 250 ساله فاشیزم در کشور خاتمه دادیم و این کار را به همه تبریک میگویم.
ببرک کارمل بسیار علاقه داشت تا نام کشور را به خراسان تغیر دهد که بخت با وی یاری نکرد و این ارمان را یکجا باارمان تجزیۀ کشور به گورستان تاریخ برد.
تنظیم جمعیت اسلامی از آغاز اشغال تاانجام آن با قوای اشغالگر قرار داد داشت و خود رااز تلفات "به گفته مسعود نجات از تلفات احمقانه" خودرا نجات داد و تنظیم خودرا به کمک خرسهای قطبی چنان نیرومند ساخت که بعداً جای باند کارمل را برای خرسها پُر کرد و بعوض پرچمیهای سرخ جمعیتیهای سیاه جانشین شدند.
درینمورد اقتباس میکنم از جلد دوم توفان در افغانستان
موصوف در صفحه 96 جلد 2 ادامه داده مینویسد که:
"مسعود بخاطر جلو گیری از نابودی کامل گروپ خویش با پیشنهاد فرماندهی شوروی حاضر گردید موافقتنامۀ آتش بس و مصالحه در پنجشیر را تا اپریل 1984 به امضا برساند.
مسعود یکبار دیگر اطمنان داد تا پروپاگند خصمانه را پیش نبرد و وعده داد به جنگ در برابر سپاهیان شوروی و نیروهای دولتی افغانستان در پنشیر پایان دهد. وی همجنان وعده داد تا در اینده مانع عملیات مشابه از سوی شورشیان دیگر احزاب گردیده و به دسته های آنها با کاروانهای اسلحه و مهمات از طریق منطقه مسئولیت خود اجازۀ عبور ندهد و جلو بازگشت باشندگان محل به روستاها و رفتن مردم به کابل و دیگر ولایات را نگیرد.
موصوف در صفحه 97 جلد 2 ادامه داده مینویسد که:
حالا پس از گذشت سالیان دراز میتوان با قاطعیت گفت که همانا ما با گامهای ناسنجیدۀ خود زمینه مبدل شدن احمد شاه مسعود به جنگجوی افسانوی ارمان اسلام، مردم و آزادی را فراهم کردیم.
مسعود با بهره گیری از مصالحه، گروه های خود را تقویت نموده ساحه نفوذ خود را بیرون از پنشیر توسعه بخشید. و به تحکیم سنگرهای خود در خوست و فرنگ، نهرین و نواحی جنوبی ولایت تخار پرداخت.
در اوایل سال 1984 شمار دسته های مسعود به 3500 نفر میرسیدند.
موصوف در صفحه 100 جلد 2 ادامه داده مینویسد که:
در بارۀ سیاست مستقلی که مسعود در پیش گرفته بود، این بود که اقتصاد مستقل داشت که بر استخراج معادن کانهای زمرد، لاجورد، و دیگر سنگهای قیمتی و فلزات کمیاب در ساحه کنترول خود داشت، بنا یافته بود که به او این امکان را فراهم کرده بود تا خود را مستقل وانمود سازد.
ذخایر عمدهً درهً پنشیر سنگهای گرانبهای زمرد میباشد که 50 فیصد مجموع ذخایر کشور را احتوا میکند.
موصوف در صفحه 102 جلد 2 ادامه داده مینویسد که:
دوکتور نجیب الله رهبر افغانستان پیوسته تلاش میکرد تا توجه مشاورین و قومندانان قوای شوروی را به روحیه آشتی ناپذیری مسعود جلب نموده و تاکید میکرد که به هر بهایی که باشد به "یاری روسها" عملیاتی بر ضد او اجرا کنند و بار ها این موضوع را در کمیسیون دفتر سیاسی کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی در افغانستان مطرح کردند. که در حقیقت بطور آشکار موضوع نابودی شخص مسعود بود، چون به باور رهبر افغان، مسعود تکراراً انحراف خواهد کرد و جنگ را از سر خواهد گرفت ولی اگر نابود شود احیای مجدد قوای شان در صورت نابودی وی غیر ممکن میشود.
رهبران گروه عملیاتی اتحاد شوروی و فرماندهی سپاه چهلم با اجرای عملیات بر ضد دسته های مسعود مخالف بودند، زیرا آنها این را بیهوده میدانستند."
خرسهای قطبی بخاطر آن این عملیات را بیهوده میدانستند که باند مسعود باید جای باند کارمل را بگیرد ازین سبب بود که علیه مسعود عملیات نمیکردند.
چیزیکه بسیار دلچسپ است محمود بریالی از پشتونهای انتی پشتون زیاد کار میگرفت تا علیه پشتونها تبلیغ بکند وی یکجا با نجم الدین کاویانی افراد و اشخاصی ضعیف البنیاد را که خواستار امتیازات بودند تشخیص میکردند و آنرا تنظیم میکرد که در راس گروپ، بریالی و نورالحق علومی قرار داشتند و در راس گروپ کاویانی غلام دستگیر خروتی که حالا به روشنگری روی آورده و روشنیالی شده است، بودند. آنها پشتونها را بنام بی کلتور و عقب مانده خطاب میکردند بدون در نظرداشت این مطلب که رهبر "معظم شان" ببرک کارمل نیز خود را غرض غضب پوست اولی خود را پشتون ساخته بود.
پلان خرسهای قطبی غرض تجزیۀ کشور نیز در تبانی مشترک باند کارمل - مسعود صورت گرفت که خوشبختانه پلان تجزیه از طرف تنظیمهای دیگر جهادی مورد پذیرش قرار نگرفت ولی در نابودی پلان صلح ملل متحد همه تنظیمها نقش شانرا هم در چور و چپاول و هم در نابودی پلان صلح و نابودی حاکمیت ملی و اردوی که خار چشم کارمل - پنجاب بود نقش داشت.
با احترام
خلیل زرمتی از کابل افغانستان


اسم: رزاق   محل سکونت: هالند    تاریخ: 20.09.2010

سلام،
جناب محترم عبدالجليل جميلي سپاس فراوان از توصیه و انتقاد بردرانی شما، در آینده بنده کوشش خواهد نمود تا از نویشته حَولکي خود داری نماید.
راستی‌ در افغانستان اشخاص با ایمان، وطن دوست و با وجدان مثلی دانشمندی که با محترم عباسی صاحب تماس گرفتند که شب و روز در فکر افغانستان و مردم بیچاره آن هستند، که در طول ۳۲ سال بخصوص در ۹ سال اخیر زیر بمباران وحشی قرار دارند و رنج بدبختی میکشند. مردم افغانستان خدمات و تلاش‌شان را هیچ وقت فراموش نخواهد کرد.
مردم افغانستان و بخصوص مردم جنوب، شرق و غرب کشور از شعله آتش بمباران میسوزند و جا ی تأسف این است که یک تعداد از هموطنان بیرحم و ناجوان ما در حال پکه کردن این شعله هستند تا به‌ اهداف شوم خود برسند. این‌ها باید بدانند که زمستان در گذر است.


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.09.2010

توضیح بیشتر روی صحبت وطندار عزیزم از افغانستان !
اولتر از همه از لطف و مهربانی های برادر بزرگوارم محترم جمیلی صاحب شخصیت وطندوست، حق جو و حقگو اظهار سپاس و امتنان مینمایم. گاه گاه جواب نوشتن را بهر تبصرۀ که یقیناً بروی سوء نظر صورت نگرفته ضیاع وقت گرانبهای خوانندگان این پورتال پاک طینت میدانم.
بعرض برادر نازنینم رزاق جان از هالند برسانم که علاوه بر سهمگیری عاجزانه ام درین پورتال واقعاً ملی، من افتخار گرداننگی یک برنامه تلویزیونی را دارم که بدون تردید یک موقف بسیار حساس است و با موقف یک نویسنده مستقل تفاوت دارد، برای حفظ تداوم اعتبار بینندگان من در اشاعه، پخش و نشر یک خبر باید کمال احتیاط را مبذول دارم، نشود که خدای نا خواسته در اعتماد،اعتبار و امانت هموطنانم تزلزلی رخ دهد.
علاوتاً در اکثر رسانه های معتبر جهانی در موضوع خاصی از شخصی نقل قول میکنند ولی تذکر میدهند که شخص موصوف از ذکر نام خود داری نمود.
نشود که بر گزیدن شیوۀ احتیاط دلالت بر جبن من نماید و موضوع بیشتر مغشوش نشود، هموطن عزیزم از وطن در مورد تلاش های مذبوحانه برای تحقق آرمان تجزیه در مجموع از بعضی عناصر اتحاد شمال و بلاخص از آپوزیشن برهبری داکتر عبدالله عبدالله و درین اواخر از پیوستن آقای امرالله صالح باین سازمان و فعالیت های خستگی نا پذیر شان درین مسیر توضیحات ارائه نمودند. مجلس برلین در اواخر ماه جولای بقرار اظهار هموطن عزیز ما بابتکار و مصرف همین گروه صورت گرفته.
باید جداً توضیح بدهم که موضوع متذکره باساس صحبت تلفونی ام با هموطنی از داخل وطن ارائه و بکمال صداقت بعرض رسانیده شد. تضمین صحت و ثقم این مطلب را بعهده نمیگیرم.
بیان کننده خبر اجازه نداد نامش را ذکر کنم که مسلماً حق قانونی شان است.


اسم: عبدالجليل جميلي   محل سکونت: کليفور نيا    تاریخ: 19.09.2010

رزاق جان محترمم يک جملهٔ هم يادم آمد که ناگفتن آنرا قصوری ميشمارم و شنيده باشيد که شاعر توانائی سروده اند:
کبوتر با کبوتر باز با باز --- کند همجنس با همجنس پراواز
و بلي اگر شما کدام اشارهٔ از محترم عباسئ ميداشتيد و يا ا ستدلال بر ضد ابشان ! شما حق داشتيد که تاپهٔ هم پروازی ببرکي و صرافان جخادی و اپوزيسيون بازی انجنیر بی دپلوم سرگردان وغیره را بر ايشان ميزديد در حالیکه حتی تعبير جملات روان دری شان هم برای شما مشکل بوده و چقدر بد !!!


اسم: عبدالجليل جميلي   محل سکونت: کليفور نيا    تاریخ: 19.09.2010

برادر گرامي ام آقای رزاق از هالند!
با سلام بشما ميخواهم بك نکتهٔ را بشما مو سفيدانه توصيه کنم که لطفاً هر مطلب و متني را یکي دو و سه مرتبه بخوا‌نید و سپس قلم مبارک تانرا برداشته بنويسيد و بفرمائيد! ولي نه آنچه که مورد قبول و مقبول خاطر خودتان باشد! زيرا نوشتن نه آنست که(مانند غذا) خود پسندانه باشد تا عام و مردم پسند و زيبا!
من در اصل مطلب و نوشتهٔ شما سخني ندارم و نه از جناب محترم عباسي دفاعبهٔ برای تقديم بشما دارم. اما آنچه مرا وادار به اين نوشتن ساخت - حَولکي نوشتن شما تا در آمدن در کنهه نوشتهٔ محترم عباسيست ! مگر آقآی عباسی اشارتي دارد که يک جاسوس وطنفروش زير ماسکی بمن اين مطلب را گفته که عجالتاً اجازهٔ گرفتن نامش را ندارم و بخاطريه او يک پوزيشن بزرگ و استواری در دولت افغانستان دارد؟ يا چطور؟ و يااينطور مينوبسند دیروز ((تلفونی از دانشمندی از وطن گرفتم اجازه ندارم از ایشان نام ببرم چون موقفی در دولت دارند.))
حال توجه کنيد دانشمند (یعني منور و پاک سرشت و انسان درست! مگر نه؟)و باز با مطالعاتيکه داشته باشيد بايد درک کرده باشيد که تمام ارکان هر دولتی در هر گوشهٔ دنيا و خاصتاً در وطن بيچارهٔ خود ما و شما - حتي از دوستان و اقارب (و نه عقارب!) ما و شما همين لحظه وظايف نه! بلکه وجايبي را بعهده دارند که ممک‌ن است پاکترين انسانهای ماو شما باشند و با تماس با ما و محترم عباسي (که خود چهرهٔ شناخته شدهٔ پاک اند) و ايمان دارم که حتي با شخص شخيص شما!! هستند و ميباشند خيرا با شناخت فاميلهای محترم افغانیکه هر يک ما و شما داريم در حقيقت هيچ کدام ما و شما به اصطلاح از بيخ بته نیستيم. پس لطفاً هر زمانیکه با انگشت شهادت خود اشارهٔ به کسي و مخصوصاَ هموطن شناخته شدهٔ خود ميکنيد خوب متوجه باشيد که بعد از انگشت اشاری و شهادت تان معمولاً سه انگشت خود تان بطرف و شناخت خودتان بر ميگردد و یعني هرگز نبايد به آبي بزنيد که قبلاً اندازه و معيار آنرا درست و دقیق و مکمل نفهميده باشيد زيراهم مانند قلم خودکار شما در مورد زبان هم ميگويند که اعتبار و اهميت سخن تا زماني نزد شخص پوشيده و باارزش است که به اختيار زبان قرار نگرفته باشد و اگر بعد ازان خوب است يا بد - بر آن قضاوت مردم حاکميت دارد و نه صاحب سخن !!!!!
آزرده نشويد خداوند یار و ياور تان باد


اسم: لمر سرخرودی   محل سکونت: نیدرلند    تاریخ: 19.09.2010


سلام خدمت همه تقدیم میدارم،
با وجودیکه ناامیدی ګناه است اما متأسفانه آینده را تاریک میبینم. حب الوطن من الایمان متأسفانه نزد خیلی ها به حرف مفت مبدل ګشته. وطن که به قیمت خون هزارها هزار جوان رشید آن ایجاد ګردیده است متأسفانه امروز آنچنان مورد بی مهری فرزندان خودش قرار ګرفته که عقل را از سر آدم کوچ میدهد.
چطور میتوانند به وطنی که حیثیت ناموس را دارد این قدر بی مهر شوند و از تجزیه و شقاق آن خوشنود.
اما متأسفانه که این کشور باین واقعیت تلخ روبرو ګردیده است. یک تعداد از فرزندان ناخلف آن در تبانی سردمداران جهانی چور و چپاول حرف تجزیه و شقاق آنرا به آسانیء خوردن آب نشخوار میکنند و به سازیکه نوازنده ګان آن همه بیګانه اند چپ و راست میرقصند.
پول های باد آوردهءاین زنبمزد های خود فروخته شده از یک طرف و ذهنیت افراطی- مذهبی حاکم در سنګر ها از طرف دیګر یأس و ناامیدی را بر فضا حاکم ساخته است.
جنایتکاران خارجی با همکاری راه بلدان وطنی از نه سال به این طرف به کشار سیستماتیک هموطنان پشتون ما ادامه میدهند. پشتون های که بیشترین بار مقاومت ضد روسی را کشیده بودند در این نه سال اخیر زیر بمباردمان وحشیانۀ خارجی ها تکه تکه شدند. بالاخره پشتونها از همین نسل انسان اند و ساخته شده از ګوشت و استخوان. اګر اوضاع به همین شکل ادامه پیدا کند این نسل از میان میروند. قرار ګفته قومندان نیروهای خارجی تنها در سه ماه ګذشته ۱۵۰۰ پشتون البته به نام طالب کشته شده و یا دستګیر. شرح عذاب و درد دستګیری توسط قوای خارجی از حوصله این قلم بالاست. دسایس و مداخلات آشکار و پنهان کشورهای منافق همسایۀ ما هم داستانی است جدا و بسیار غم انګیز.
تنها در ماه رمضان در حدود ۵۰۰ نفر در قندهار به طور بسیار مرموز از طرف افراد نامعلوم به قتل میرسد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
استهزاء، تحقیر و توین که یک تعداد از هموطنان خود ما به حال پشتون ها روا میدارند هم داستانی است بسیار درد آور و غم انګیز که شرح جداګانه میخواهد.
از اصل مطلب دور شدیم. زورق شکسته کشور را به ساحل مقصود رساندن کاریست نه آسان. عزم و تصمیم راسخ میخواهد. ارادۀ قاطع و شجاعت زیادی می طلبد. به شعار و احساسات نمیشود با این معضل بزرګ که در این سه دهه شاخ و برګ کشیده مبارزه کرد.
به نظر قاصر بنده ایجاد تشکل های ملی و ګزین کردن دقیق افراد در سطح رهبری آن از اولین قدم های است که باید ګزاشت. ایجاد صندوق ها به منظور جذب معاونت مادی هموطنان ما به خاطر ایجاد تهسیلات کار این تشکل ها بسیار ضروری میباشد. هر هموطنی که میخواهد برای وطن کاری صورت بګیرد باید ماهوار به قدر توان این تشکل را کمک مالی نماید.
با تپ و تلاش آګاهانه، زیرکانه و خستګی ناپذیر افراد صدیق این وطن، این وطن را میتوان نجات داد.
با احترام
لمر سرخرودی


اسم: پاینده محمد څرګند   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 18.09.2010


آیا دا کولی شو؟ د جهاني صاحب د وړاندیز په دوام


اسم: عبدالجلیل جمیلی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 18.09.2010

ماهيت حقوقی وعواقب ناگوارمعاهدهٔ تحميلي ديورند تا مفکورهٔ خاصمانهٔ تجزیهٔ افغانستان !


اسم: رزاق   محل سکونت: هالند    تاریخ: 17.09.2010

بعد از عرض سلام،
نوشته جناب عباسی را خواندم و با خود به‌ یک فکر رفتم که چرا جناب عباسی نام‌های این اشخاص کثیف جاسوس را افشأ نمیکند. ناگهان تکان خوردم و به‌ خود گفتم بیدار شو... هر‌ چیز از خود وقت و مکان دارد. مگر جناب عباسی وقت و مکان به‌ نظر بنده دیگر تیر شده و باید به‌ سطع ملی و بین المللی چهره‌های ننگین شان افشأ و برملا گردد.
زمانیکه مسعود جنگسالار کشته شد، تقریباً ۲ میلیارد دالر که از جاسوسی و پول بیت المال(لاجورد و زمرد) در خزانه داشت بدست شاگردانش(قاتل، جاسوس، مزدور، عوام فریب، تجزیه گر‌، بیشرم، وطن فروش، افغانیستانی، خراسانی، عقده ئی، بیسواد، جنگسالار، توپکچی، بچه باز، بیناموس، مرتد و ...) افتاد. این‌ها یک روز دیپلمات را میخرند روز دگر سفیر را روز دگر ژورنالست را، روز دگر وبسایت را، روز دگر اعضای کانگرس را و همیشه در کوشش هستند که به‌ آرزو‌های شوم خود(تجزیه، چور، دزدی،بینا مو سی‌، برهم زدن تهداب همزیستی اقوام افغانستان، جاسوسی، قدرت طلبی، جنگ انداختن و ..) برسند. جالب و جاِی تاسف در این جا است که یک تعداد از هموطنان ما از این گروپ‌های جاسوس به‌ بیشرمی دفاع میکنند.
جناب عباسی، افغانستان هر‌ چی‌ زوتر به‌ یک جهبه ملی ضرورت دارد که جناب شما، محترم ولی احمد نوری، محترم عبدلباری جهانی‌، محترم سیستانی و غیره وطن دوستان در تشکیل این جهبه نقش سازنده را میتوانند ایفا کنند.


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 16.09.2010

برادر محترم انجنیر صاحب سیدال هومان !

نوشته واقعا" عالی ، تحلیلی و سرا پا احساس و منطق شما رابا علاقمندی خاص خواندم آنچه شما نوشته اید همه آئینه پندار و احساس ملیون ها افغان وطنپرست است. من با کمال اطمینان به شما عرض میکنم آنکه توانست این مضمون عالمانۀ شما را بخواند، اگر افغانستان میخواهد و سلامت و تمامیت ارضی آن آرزوی ملی اش است امروز سر تصدیق و تأیید جنباندند و به شما گفتند احسنت ای فرزند جگر گوشه مادر وطن که تو چه زیبا گفتی و چه مقبول نوشتی.
من خو د را در موقف آن نمی بینم که بالای نوشته همه جانبه شما چیزی اضافه نمایم، دلایلی را که شما در مورد افغانستان قابل تجزیه نیست ارائه فرمودید، من با شما مطلقا" موافق هستم .

دیروز تلفونی از دانشمندی از وطن گرفتم اجازه ندارم از ایشان نام ببرم چون موقفی در دولت دارند. بقرار اظهار ایشان در داخل کشور برای پیاده نمودن مفکورۀ تجزیه درعمل ا قدامات جدی در جریان است سازمان های متشکل با همدستی شرکای جدید که بنابر ارتباط وظیفوی با دستگاه های جاسوسی مشهور دنیا ارتباط داشتند در تکوین و تدوین این دسیسه سخت در سعی و تلاش اند یعنی در پهلوی ابعاد خارجی گروه هایی در داخل مصروف این طرح ریزی اند.

چون بر صحت و ثقم این خبر اطمینان نداشتم لذا از ذکر نام اشخاصی که هموطنم یاد نمودند خود داری مینمایم . و صرف این موضوع را بحیث یک خبر بعرض رساندم.

شعر زیبای شما را تقدیر مینمایم .

با عرض احترام




اسم: امید وحدت   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 16.09.2010

عاملین تجزیۀ افغانستان و طرق مبارزه بر ضد آن


اسم: تاند   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 16.09.2010

ناټو: د افغانستان وېش غلط فکر دی

ناټو نن دا نظر،چې ګنې د افغانستان لانجه به د دغه هیواد په وېشلو او طالبانو ته د افغانستان د جنوب په سپارلو سره حل شي، رد کړ او ویې ویل دا د کورنۍ جګړې نسخه ده.

د بېلابېلو لوېدیځو خبري رسنیو له مخې له بروکسل څخه د تاند د راپور له مخې د ناټو سرمنشي اندریس فوګ راسموسن یوې خبري غونډې ته وویل:«زه باور لرم چې مهمه ده چې دا ډول وړاندیزونو ته ژر او زغرد ځواب ووایو.دا د غلطوفکرونو پراساس دي.»

راسموسن زیاته کړه:«که غواړئ چې بیا په افغانستان کې د کورنۍ جګړې اور بل شي،دا یې تر ټولو ښه لار ده.»

د امریکا د پخواني ولسمشرجورج ډبلیو بوش مخکیني سلاکار رابرت بلک ویل څه موده وړاندې وړاندیز وکړ چې افغانستان دې په دوو برخو ، پښتني او غیر پښتني، ووېشل شي.د ده لیکنه چې افغانانو ته د لومړي ځل لپاره تاند افشا کړه «دلته» کتلی شئ.

د هغه نظر دا وو چې په دې ډول طالبان ځپل کېدای شي. د هغه په نظر په دې توګه به طالبان کمزوري او خبرو ته تیار شي.

بلک ویل خپل وړاندیز په دسمبر کې د افغانستان پر ستراتیژۍ تر غور وړاندې ولسمشربارک اوباما ته سپارلی .دی ټینګار کوي چې امریکا او د دغه هیواد لوېدیځ متحدان باید په دې تمرکز وکړي چې د افغانستان لوېدیځ او شمال له لاسه ورنه کړي.

ده روانه اوونۍ په لندن کې پر خپل نظرپه هغه وینا کې بیا ټینګار وکړ چې په لندن کې یې یوې غونډې ته وکړه.

په غونډه کې څلوېښتو نورو کارپوهانو هم په دې باب شک څرګند کړ چې ناټو به د افغانستان لانجه پای ته ورسولی شي او طالبانو ته ماته ورکړي.

د بهرنۍ پالیسۍ څه باندې څلوېښتوکارپوهانو ،چې د افغانستان د مطالعاتو ډله یې جوړه کړې ده،وړاندیز وکړچې د افغانستان په جنوب کې دې پوځي عملیات پای ته ورسول شي او واک وېشلو په باب دې جوړجاړی وشي.

راسموسن دا هم وویل چې دا تېروتنه ده چې وانګېرل شي چې طالبان به د افغانستان په جنوب قناعت وکړي او القاعده به ،د دې لپاره چې غړیو یې د پاکستان په قبایلي سیمو کې پناه اخیستې ده،د تل لپاره له افغانستانه ورکه شي .

ده وویل:«دوی(القاعده) د پولې لږ ورهاخوا د پاکستان په خاوره کې دي.خو د ناټو د ماموریت هدف دا دی چې افغانستان بیا د سخت دریځو په اډې بدل نه شي.»


اسم: سیدال هومان   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 15.09.2010

مفکورۀ تجزیۀ افغانستان خیانت ملی است


اسم: هارون   محل سکونت: ها لند    تاریخ: 15.09.2010

سلام،
اشخاصی که به‌ آیندۀ افغانستان ارزش قایل نیستند و خودشان قابلیت نوشتن یا منسجم کردن مردم وطن دوست افغان را ندارند، تمام روز در فی گرفتن هستند.
افغان‌ها باید از هر لحظه و هر امکان که در دست دارند استفاده کنند که کشور عزیز خود را از تجزیه نجات بدهند.
شاغلی ولی احمد‌ نوری با تمام احساسات افغانی خود علیه این توطئـۀ داخلی و خارجی دست به‌ یک اقدام نیک زده که ما افغان ها باید با تمام قوت که چی‌ مالی‌ یا معنوی است از آن حمایت کنیم.
کشور عزیز ما و شما در حالت بدی قرار دارد. دشمنان خارجی و داخلی به‌ بیشرمانه ‌ترین اشکال کوشش دارند افغانستان را تجزیه و به‌ یک فلسطین ثانی مبدل کنند.


اسم: عبدالجليل جميلي   محل سکونت: کليفور نيا    تاریخ: 14.09.2010

برادر گرامي ام آغای اشرف فقير زاده!
من به توصيهٔ تائيدیهٔ شما بر قرائت مکرر و تجديد نظر بر نوشتهٔ محترم نوری! - و مگر با فهم و درکي که از نوشته های دوستان با دانش ارجمند ما - جناب ولي احمد نوری و جناب عبدالبهاری جهاني داشتم - عجالتاً تأملي را بر نوشتهٔ مختصر و دارای شک و تردبد های قضاوتي و قلمي شما و ترتيب استدلال شما لازمي تر ميشمارم زيرا که:
۱- اشارهٔ شاهر(شاعر)متأسفانه دور از اداب قلم شما به جناب جهانيي دانشمند منور ما که یقين دارم - با عدم دسترسی به خواندن و نوشتن لسان ملي پشتو - شما خودرا از درک نوشته های ملیگرایانهٔ شان محروم ساخته ايد چقدر درد آور است!
۲- اين جملهٔ با مبتدای نيشخند و خبر (گلرنگ تان((با(به) یقين که مورد تجدبد نظر خواهم (خواهند)کرد.)) چه تمسخر نوشتارییست (به مفهوم استادان فارسی نفهم تان)و از کدام گوشهٔ انفجار دماغی حرمت نشناس و بي درد و بي احسا س تان سر چشمه ميگيرد که هنوز و هنوز است که درک نکرده ايد که نوشتهٔ جهاني صاحب پبوند با تسلسل فرياد جناب نوری از مفکورهٔ کثيف تجزبه طلبي افغانستان است و بس -
لطفاً خوب گوشهای تانرا شنوا و چشمهای زيبای تانرا بينا سازيد که نوری صاحب فرياد غنيم آمد ِ پلنگ در لباس گوسفند را برای من و تو بلند ميکند و به تعقيب و به پيوست و با شکل عمل گرایانهٔ باز هم ملي آن محتر م جهاني تدوير جرگهٔ ملي منورين پاکنهاد حريت پسندان افغانستان هميشه آزاد را در برابر آن ابر قدرتاني که هنوز در نقشهٔ جهان عمر شان به ۶۰۰ سال نرسيده و همسایگان مسلمان نمای خائني که ۶۰ سال از عمر عمارت نيم بند خودشان در روئ کرهٔ خاکیی نمیگذرد در برابر افغانستان سر بلندیکه از ۵۰۰۰ سالهٔ دولتداری بخدی خود انشالله پیشتر روان است و جای تأسف هم در آن است که بگان بي دردان ما هنوز به فکری آنند که نرخ پنبه دانه و نُقل جانانه یکيست وبه معشوقی گفتند عاشقت مُرد! گفت از کدام کوچه؟؟؟؟
آقآی فقيرزاده! مطمئن باشبد و آرام که نه اين دو دانشمند ما و امثال شان و نه آن سر زمين آتش گرفته و مردم سوختۀ آن! مزاحم تپهٔ بي ننگهای شتوتگارد ميشوند و خداوند هادی همراه تان.


اسم: اشرف فقیرزاده   محل سکونت: شتوتگارد المان    تاریخ: 13.09.2010

عرض سلام خدمت کارکنان افغان جرمن انلاین.
سایت شما سایت خوبی است ولی همانطوریکه شاهر(شاعر) خوب ما جهانی صاحب غیر مستقیم در مورد مضون نوری صاحب فرمودند یعنی اینکه بادید غیر علمی نوری صاحب در مورد تجزیۀ افغانستان سایت شمارا در نزد روشنفکران متضرر ساخته و همه از دید چند نفر محدود به طرف شما نگاه میکنند.
اگر امکان داشته باشد این مضمون را یک بار دیگر هم مطالعه فرمایند با(به) یقین که در مورد تجدید نظر خواهم(خواهند) کرد.


اسم: ق.وحدت   محل سکونت: المان    تاریخ: 12.09.2010

به گردانندگان پورتال و محترم نوری صاحب سلام عرض نموده و عید را تبریک میگویم. گلهً بجای نوری صاحب را خواندم. خواهش دارم تا این نظر خواهی را بخاطر اهمیت تاریخی و ملی آن ادامه بدهید تا وجدان های بیدار شده هم فرصت نظر دهی داشته باشند. تشکر


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.09.2010

خوانندگان گرانقدر پورتال افغان جرمن آنلاین،
قرار بود این صفحۀ نظر خواهی به تقاضای شاغلی ولی احمد نوری نویسندۀ مقالۀ (مفکورۀ تجزیۀ افغانستان خیانت ملی است) بتاریخ دهم سپتامبر 2010 بسته شود.
ولی به اثر مواصلت نوشته های دیگر پیرامون موضوع مفکورۀ تجزیۀ افغانستان، خوشوقتیم این نظر خواهی را برای چند هفتۀ دیگر ادامه بدهیم.
در اینصورت به احتمال اغلب این صفحه بتارخ روز 5 شنبه 30 سپتامبر 2010 بساعت 23.59 شب بسته خواهد شد.
از همه افغان های وطندوست، محترمانه تقاضا داریم هر چه بیشتر در این نظر خواهی مهم و سرنوشت ساز کشور اشتراک نمایند.
با عرض حرمت
تیم کاری افغان جرمن آنلاین


اسم: انجنیر عبدالصبور   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.09.2010



هدف از تجزیۀ افغانستان و عقب نشینی به شمال چیست؟؟


اسم: م، نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 11.09.2010

بررسی مختصر:طرح تجزیه افغانستان ازخارج و تمایل عناصر فاسد از داخـل به آن


اسم: امان الله   محل سکونت: ایالات متحده امریکا    تاریخ: 10.09.2010

محترم محمد عارف عباسی در نوشتار خود یاداور شده:
اینکه چی باید کرد؟
با تشکر از مسئولین افغان جرمن آنلاین بالخصوص از محترم نوری صاحب که زمینۀ تبادل افکار را برای هموطنان افغان مساعد ساخته اند.
من به محترم عباسی شخصیت نیک نام سیاسی در مورد ایجاد تشکل سیاسی همنظر هستم، اینکه تشکل سیاسی- مترقی، ملی و علمی از جمع روشنفکران، فرهنگیان، متنفذین ملی، شخصیت های با رسوخ سیاسی و حلقات فکری که خواهان ترقی کشور بوده، ایجاد گردد درست بوده، تا همچو یک محور فکری ملت را از شکست قطعی تا سرحد پیروزی برساند.
اساساً محترم عباسی و یک عده روشنفکران و شخصیتهای مترقی به شمول خودم به فکر بسیج فکری هستیم تا این بسیج، مقدمه ای به یک بسیج سیاسی- مترقی و سراسری شده بتواند، که بسیج سیاسی و ملی بصورت طبیعی به تشکیل دولت مترقی و فراگیر می انجامد.
از دوران سابق روشنفکران ترقی خوا در داخل و خارج کشور دست به تشکیلات سیاسی در چوکات سازمانها، کمیته ها، گروها و حلقات سیاسی زده اند، در این راستا آن عده که واقعآ مردم خود را دوست دارند همه روزه در تلویزیون ها، جراید و انترنت با انتشار بیانیه ها، مقالات و تحلیل های سیاسی و علمی می کوشیدند و می کوشند تا به خواست مردم خود عمل نمایند، قابل درک است که یک عده صاحبنظران ملی و مترقی در ساحۀ سیاست و خصوصا ً در ساحۀ مطبوعات اشتهار بیشتری دارند که مصدر خدمت به وطن شده اند.
تمام آن دوستان و آشنایان در گذشته و یا در حال که با گروه ها و جناح های مختلف سیاسی وابسته بوده اند و یا هستند در داخل و خارج کشور به اشکال مختلف در تلاش همچو یک تشکل سراسری با ابتکارات سیاسی دست زده اند که نتیجۀ حاصله از آن تشتت فکری و پراگندگی سیاسی بوده، اینها حتی در طول تجاوز قشون سرخ و حاکمیت ظالمانۀ حزب دیموکراتیک و بعد از آن نتوانستند یک تشکل سراسری و مترقی را بوجود بیاورند، که این حالت در داخل و خارج بالای ذهنیت عمومی روشنفکران تاثیر منفی بجا گذاشته است.
نظریۀ تشکل جدید سیاسی و ایجاد آن نیاز کنونی و مبرم جامعه ماست، که با شرایط کنونی سازگار و از جمله ضرورت های حیاتی و تاریخی کشور است، اینکه محترم عباسی در یکی از نوشته های خود از تشکل سیاسی که تشکیل نموده بودند، سخن زده و از تجارب پراگندگی و تشتت فکری آن یاد آوری نموده درست بوده است، هر آن حلقه و یا گروپ سیاسی که دارای تشکیلات منظم، فراگیر، با اهداف سترتژیک سیاسی نبوده باشد و با تعهد اعضای آن بنا نیافته باشد منجر به پراگندگی میگردد.
سنگ تهداب همچو تشکل با تعهد اعضای آن باید گذاشته شود و دارای تشکیلات منظم و قوی باشد، تشکل سیاسی با اهداف روشن می تواند به طور شفاف بین اعضا تعهد شود تا در آینده از انحلال و یا از پاشیدن آن جلوگیری شود.
آیا ممکن است که اهداف بسیج فکری و تشکل جدید که قرار است ایجاد شود در آینده منحیث یک برنامۀ منظم سیاسی بسوی اطمینان خاطر اقشار و گروه های مختلف کشور و جهانیان به انجامد؟
اینکه، حلقه ایکه ایجاد شود و یا تشکل بسیج فکری تدابیری برای تشکیل یک حزب سراسری سیاسی روی دست خواهد داشت، این چیزی است که با همت اعضای آن جامۀ عمل خواهد پوشید. با سازماندهی همچو یک تشکل که منتج به بسیج فکری گردد، می توانیم مکلفیت های اجتماعی- سیاسی و ملی خود را در قبال وطن و مردم خود ادا کنیم.
در قدم های نخست در ایجاد همچو یک تشکل یا حلقۀ بسیج فکری نباید در کمیت آن پافشاری شود، برای وسیع شدن بسیج فکری و یا حلقه سیاسی روی خطوط فکری بعدا ً حرکت های منظم سیاسی انجام شود.
بلی، در داخل و خارج کشور ترقی خواهان کوشیده اند و یا می کوشند راه های نجات کشور را جستجو و بیابند، و این حق طبیعی و قانونی افغانها بوده که در گذشته ها باید این کار عملی می شد که متاسفانه نشد. امید است که گام های عملی توسط آگاهان سیاسی برداشته شود و یک طرح سیاسی و یا خطوط فکری تدوین گردد که از آن نیروهای فعال فکری، فرهنگی و سیاسی در اروپا، امریکا و سایر کشورها به نفع افغانستان سودی ببرند.
در بخش سیاسی و ایجاد حلقۀ بسیج فکری نقش روشنفکران و شخصیتهای سیاسی حقیقتآ تعیین کننده است، در ارتباط به ایجاد حلقۀ سیاسی بالای عناوین و القاب باید بحثهای مشخص صورت گرفته تا یک عنوان انتخاب شود، هر عنوانی که باشد در داخل و خارج با سایر دوستان نیاز است، تا به زودترین فرصت این مسئله اعلام شود تا از این طریق افغانهای مقیم افغانستان ، اروپا، امریکا و سایر کشورها با طرح جدید سیاسی به آنها امیدواری بیشتری دست دهد، همچنان سازمانها، حلقات سیاسی، گروه ها و شخصیت های با رسوخ در داخل و خارج کشور میتوانند در اتحاد فکری و یا سیاسی ( جبهۀ ملی) به این تشکل جدید به توافق برسند.
در این زمینه حلقۀ بسیج فکری بعدا ً روی اهداف سیاسی خود اقداماتی را انجام خواهد داد.
یاران و آشنایان، در افغانستان و خارج از آن انواع اختلافات که به طور مصنوعی و با نام ها احزاب، تنظیمها، با نام اقوام و سمت ها ایجاد و یک عده از طریق آنها به نفع خود بهره برداری میکنند جای تأسف است، طریق خدمت این است که ما برویم بطرف وحدت ملی و در این راستا تعدادی از شخصیتهای مطرح به یک تعهد بروند در داخل کشور و هریک در مناطق خود برای مدتی در بسیج افکار ترقی خواهانه و در انسجام روشنفکران مصروف خدمت و مبارزه شوند، که این یک قدم موثری است که در استقامت بسیج افکار عمومی و وحدت ملی برداشته شود.
دوستان و یاران، بسیج افکار عمومی، رهبری ذهنیت عامه و وحدت ملی در ارتباط گروپهای متخاصم و نظامی مطرح بحث ما نبوده، بلکه ما میتوانیم در عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی در میان اقشار مختلف و مردم روحیۀ وحدت ملی و بسیج افکار عمومی را تعمیم دهیم، تا همه برویم به طرف رهبری ذهنیت عامه جامعه و وحدت ملی، تا جایی برای مداخله سوء باقی نماند، این کار مردانگی سیاسی می خواهد.
دوستان، ما جز خانوادۀ جهان هستیم و باید از معیارهای مختلف سیاسی با دنیا رابطه داشته باشیم و این رابطه ها از طریق تفاهم، بازدیدها و گاهی سفر میسر شده می تواند، ما باید در رابطه با خواست ملت خود در رابطه به نجات کشور صراحت کلام و اهداف روشن داشته باشیم تا اینها بدانند که ما چی می خواهیم.
در واقع ما طرف جنگ قرار نداریم و این ما هستیم که در این قضاوت ها از خود حقانیت و از مواضع فکری خود دفاع نمایم و دنیاه را از ابهام برهانیم.
از همه بالاتر دیدن و ملاقات با افغانها اواره و بی وطن اعم از مرد، زن و اطفال که به یقین رنج دوری از وطن شکنجه شان کرده اند بی صبرانه در تلاش امنیت، حاکمیت قانون و انتظار عودت به کشور شان را میکشند، اینها باید بدانند که ما چگونه نظام سیاسی به فردای نزدیک کشور می خواهیم، بلی ما در فکر این هستیم که بتوانیم جایگاه مناسب به تمام ان عده از افغانها که بخواهند در دفاع از مردم و هستی وطن خود در عرصه قلم، کتاب، دانش و مبارزه سیاسی شامل شوند شرایط را مساعد سازیم، بزرگان و مشران سیاسی که افغانستان را دوست دارند در ایجاد همچو یک تشکل عملآ دست به کار شوند، در صورت سهل انگاری به پیشگاه مردم هر یک ما مسولیت جدی داریم.
با احترام امان الله از ایالات متحده امریکا


اسم: هارون   محل سکونت: ها لند    تاریخ: 09.09.2010

ښاغلی ولی احمد نوری صاحب و اداره محترم افغان جرمن سلام،
از همت و تلاش بی‌ پایان شما و افغان جرمن در قبال افغانستان و مردم افغانستان سپاس فراوان!
ملت افغانستان باید بداند که با شما همچو اشخاص مانند محترم نوری، محترم عباسی، محترم سیستانی، محترم جهانی، محترم حمید انوری و محترم... هستند!
و یک نکتۀ مهم باید ذکر شود که با شما پورتال وزین افغان جرمن خانه مقاومت علیه هر نوع دسیسۀ داخلی و خارجی است!
نکتۀ دیگر این است که مردم وطن دوست و فداکار افغان با افغان جرمن و نویسندگان ‌شان هستند.
مرگ بر وطن فروشان ۷/۸ ثور و تجزیه طلبان خود فروخته شده ایرانی‌ و پاکستانی!
زنده باد مردم افغانستان و افغانستان عزیز ما!!


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 09.09.2010


Ghamjano aw de Zalemano shakajee ladee ghairatee Afghanano

KAMKAI AKHTAR MO MUBARAK SHA


اسم: هارون   محل سکونت: ها لند    تاریخ: 08.09.2010

بعد از عرض سلام،
میخواهم به‌ زبان ساده بگویم افغانستان هیچگاه تجزیه شدنی نیست، به‌ خاطریکه افغانستان انسان‌های قهرمان و وطن دوست دارد. مردم شجاع افغانستان کشور خود را مانند عزت و آبرو خود دوست دارند. مردم افغانستان در طول تاریخ به‌ خاطر کشور خود زندگی عزیز خود را فدا کردند. مردم افغانستان زمانی‌ خوش میباشد که بتواند از کشور خود دفاع کند.
کشور‌های اشغال گر‌ و وطن فروشان، شما هیچ وقت به‌ آرمان شومی تان نمرسیند!
زنده با د مردم افغانستان و افغانستان عزیز ما!!


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: ایالات متجدۀ امریکا    تاریخ: 07.09.2010

بارتباط مفکوره تجزیه افغانستان و اینکه چه باید کرد!


اسم: فرزانه فارانی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.09.2010


تعویض روز استقلال به روز شهدا !؟


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 06.09.2010

An excellent writer, poet and patriot Mr. Abdul Bari Jahani described in his article the painful real existed horrible conditions in our country and he raised and turned to all writer and all another patriots to come together with united voice to liberate the country from blind bombing, killing of innocent people and to liberate the nation from known killer, criminals, corrupted sold elements and stopping the circulation of dirty idea of dividing of country.

The dividing of AFGHANISTAN is really a national betrayal and such dangereous dirty dream of foreigners should give us the occasion to unite all patriots and to reflect united voice national and international, the article of patriot Mr. Wali Ahmad Noori should be an important occasion for it to act practicl and to demonstrate that the Afghans are united and they are capable to defend the right of their Nation with peacefull actions.

I remind all of you again the imprtant title of Mr. Abdul Bari Jahani article: MONG BA ZA KAWOO?

Also, we have to understand our resposibility during such bitter and painfull time of our nation and the nation is expecting very urgent actions from all educated patriots!!!


اسم: عبدالواسع منصورى   محل سکونت: امرىکا    تاریخ: 06.09.2010


گردانندگان محترم افغان جرمن آنلاین السلام علیکم!

اجازه دهید تا اولتر از همه بمحترم نوري صاحب از احساسات بی آلایش خدا پرستى و وطندوستى شان تبریک گفته و مؤفقیت هاى مزید شانرا در راه حصول مجدد استقلال کشور، همبستگى و همنوائى ملت خدا پرست، شجاع، سر بلند و غیور افغان که خواستۀ هریک افغان مسلمان و با درد میباشد از بارگاه رب العزت تمنى نمایم.
همچنان عکس العمل جدى و دسته جمعى ملت با درد خود را که در قبال این دسیسۀ استعمار بنمایش گذاشته اند، افتخارانه تهنیت بگویم. اما متأسفانه انگیزۀ پیشنهاد تجزیۀ مملکت ما که توسط سیاسیون استعمارگر کمتر مورد عطف قرار گرفته، و بیشتر مسائل کوچک یعنى تو چى گفتى ها و من چى گفتم ها که ما را از اصل موضوع بدور کرده و هیچگونه منفعتى در مقابل این توطئه از آن متصور نمى باشد جاگزین گردیده است. اگر رابرت بلیک سفیر اسبق امریکا در هندوستان و ویلیم کالبرایت که اولى در سیاست منطقه در مجموع و دومى منحیث شخص دوم سیاسى ملل متحد ( که در اصل شعبه ای از شعبات وزارت خارجۀ امریکا میباشد) در افغانستان، به صورت مشخص روى این پیشنهاد پافشارى دارند، نباید آنرا نادیده گرفت، بنظر بنده تقبیح پیشنهاد که محور این نظر خواهى است میباید با علل و دلایل آن و تاریخ نیرنگ هاى سیاسى استعماریون چپاولگر که در طول سالها و قرون متمادى ممالک شرق را آماج تجاوز، استثمار و استعمار خود قرار داده و خون ملیون ها انسان بیدفاع را بزمین ریخته اند تشریح و بیشتر افشا گردد ملت ما را بیشتر متوجه دسایس متجاوزین نموده و صفوف مقاومت بمقابل آن بوجه بهتر بسیج خواهد شد. شما قبول نمائید که اگر همچو دسایس منحیث قوۀ محرکه موجود نباشد تا احساسات منفى چند عنصر هرزه و بى ارزش را که به هیچ وجه از یک افغان باایمان و وطندست نمایندگى کرده نمیتواند تحریک نماید، اصلأ مفکورۀ تجزیه بمیان نخواهد آمد، و اگر بفرض محال وطنفروشانى که به هیچ اصل و اصول خدا پرستى، وطندوستى و وحدت اقوام ملت افغان معتقد و پابند نباشند و صداى تجزیۀ افغانستان از حنجرۀ کثیف شان بلند شود، باور نمائید که در قبال دریاى خروشان احساسات پاک تدین، استقلال و همبستگى مردم ما، حکم خس و خاشاکى را خواهند داشت که بنابودى محکوم است. تقاضاى مکررم از هموطنان با درد و مسئولین با احساس افغان جرمن آنلاین این است همچون برادران محترم وحید مژده و عبدالله عابد کابلى در تشهیر دستگاه هاى جهنمى استعمار و امیال شوم شان ملت خودرا آگاهى داده و نگذارند تا خداى نا خواسته این من گفتم ها و تو گفتى ها زمینۀ مساعدى را براى بهره بردارى دشمنان استقلال و توأمیت ارضى کشور و جیره خواران داخلى شان میسر گرداند.
دوست محترم عارف جان عباسى با درک مسئولیت ایمانى، ملى و وجدانى خود موضوع را عمیقأ به تحلیل گرفته و پیشنهاد جالبى را مطرح نموده اند که واقعأ قابل تحسین و در خور توجه جدى هموطنان با درد ما در جهت مبارزه با همچو دسایس و فتنه هاى اشغالگران آشوبگرمیباشد.
پیشنهاد من در جهت ایجاد این مفکوره سهمگیرى متکاثف و فعالانۀ آنعده جوانان متدین، آزادى خواه و وطندوستى است که انشاء الله با قوت بازو و همت والاى شان افغانستان عزیز به سوى یک آیندۀ مطمئن و مرفه سوق خواهد گردید. موجودیت جوانانیکه با اتکا به الطاف ایزدى، ابتکار عمل، خودارادیت و خودکفائى سرمشق اعمال شان باشد نوید دهنده و متضمن یک افغانستان آزاد، یک پارچه و سربلند براى نسلهاى آیندۀ کشور خواهد بود.
در اخیر احترامانه پیشنهاد دارم تا طرح محترم عباسى در حدود صلاحیت ها و اجراآت بین الافغانى بدون هرگونه مداخله، مشوره و یا مراجعه بدستگاه هاى تبلیغاتى غیر افغانى بمرحلۀ اجرا درآید، چون عناصر و ارگانهاى خارجى ذیدخل در قضیۀ کشور، منافع علیاى خود را قبل از منافع ملت مظلوم ما در صدر آجنداى این طرح خواهند گنجانید، که واهمۀ عدم نتیجه گیرى مثبت قبل از پیاده کردن این مفکوره مشهود خواهد شد.
بیائید به این متجاوزین غارتگر که با اشغال و استثمار ادعاى پیاده کردن دیموکراسى و انفاذ حقوق بشر را دارند نشان دهیم که ملت افغان الحمدلله کفایت، اهلیت و ظرفیت آنرا دارد تا بتواند بر مصائب وارده فایق آمده و مشکلات ذات البینى خود را خود چاره ساز باشد. و من الله التوفیق عبدالواسع منصوری از امریکا


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 03.09.2010


... و حرف اخر این نظرخواهی پیرامون نوشتۀ «مفکورۀ تجزیۀ افغانستان خیانت ملی است»

نخست از پورتال افغان جرمن آنلاین که زمینۀ چنین نظرخواهی حیاتی رادر مورد یک مسألۀ خطیر ملی فراهم نموده است، اظهار سپاس دارم. متعاقب ان از تمام وطنداران مسؤول و دلسوز، صرف نظر از مواضع فکری و سیاسی ایشان که با حس علاقه مندی به آیندۀ و سرنوشت میهن ما در این بحث مهم از ابراز نظر عالمانه و رهگشای ایشان دریغ نورزیده اند، از تۀ دل ابراز شکران و سپاسگذاری می نمایم.
سهم گیری نمایندگان فکری و اقشار مختلف گروه های اجتماعی وطن ما در این بحث گرچه به تناسب حضور شان از سه دهه بدینسو در داخل و خارج وطن بسیار ناچیز بود، ولی بازهم بشارت ازآن امیدواری میدهد که اتباع افغانستان اعم از تاجک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، ایماق، نورستانی، پشتون، هندو و دیگران، با احساسات و اعتقاد کامل به سرنوشت وطن ما می اندیشند وهمبستگی و یک پارچگی وطن ما را از عناصر اصلی زندگی خود می شناسند.

طرح حراست از تمامیت ارضی کشور ما یکی از ارزش های اساسی منافع ملی مملکت ما را مورد توجه و مداقه قرار داده است، بی گمان این ارزش میتواند تمام اتباع و باشندگان افغانستان را به دور هم متحد و متمرکز بسازد.
من ایمان دارم که تمام هموطنان ما صرف نظر از هر وابستگی گروهی اجتماعی، سازمانی، تنظیمی و غیره قابلیت و اهلیت متحد شدن را برای پاسبانی از تمامیت وطن ایشان دارند.

بعضی از دوستان چنین نگاشته اند، که شرایط سیاسی، منطقوی و بین المللی و گاهی منافع همسایه های حریص ما، مناسب و مساعد برای تجزیۀ کشور ما نمی باشد.
باید اذعان نمود که موضع بی تفاوتی باشندگان یک کشور در برابر حفاظت از تمامیت ارضی آنان، خود محرک وسوسۀ توسعه طلبانۀ اجانب میگردد. افغانستان ما که در لجنزار تروریزم و افراطیت فرو رفته و مبدل به میدان آزمایش آخرین سلاح های مهلک قطعات نظامی خارجی گردیده است، به سهولت این وسوسه را ایجاد میکند، چنانچه پاکستان که عملاً طی سی سال اخیر برای محو کردن کامل وطن ما آستین ها را بَر زده است و به این گمان است که میتواند افغانستان راجزو قلمرو خود و یا تحت الحمایۀ خود بسازد، شاهد این مدعاست که ضعف، ناتوانی و حالت انفعالی ما، کشور ما را در معرض تجاوزات پنهان و آشکار پاکستان قرار داده باشد. زمزمه و افواه تجزیۀ وطن ما، زنگ خطری است که باشندگان وطن ما را هوشدار میدهد، تا برای ایجاد یک دولت ملی، نیرومند و مسؤول بجنبند و الا خدای ناخواسته وطن ما زیر چرخ تاریخ ازمیان خواهد رفت.
مردم افغانستان در ایجاد این دولت نباید از این بیشتر تعلل کنند. مردم متحد افغانستان، قوای مسلح متحد و از خود گذر را برای حفاظت از میراث آبا و اجداد ما از طریق دولت سازمان میدهند.

رژیم خونخوار ایران، از طریق مسلح گردانیدن طالبان، دستش به خون مردم مصیبت زدۀ ما آغشته است. ایران برای تخریب وحدت ملی ما از یک سو در تدارک سنگر های فرهنگی وعقیدتی ولایت فقیه میان مردم اهل تشیع کشورماست و از سوی دیگر طالبان افراطی را بر علیه مردم ما و کشور ما تجهیز و تمویل میکند.

در پایان یکبار دیگر از همه هموطنان وطن پرستی که در این نظرخواهی حصه گرفتند به هر یک شان سپاس قلبی ام را عرضه میدارم و امیدوارم در مدت 4 تا 6 هفته یک یک قطعه فوتو و نام مکمل و ایمیل های خویش را به آدرس ایمیل من که در ذیل ذکر است، بفرستند چه از کلیه نظرات محترمین ایکه بنام های اصلی شان در این نظرخواهی شرکت کرده اند، رساله ای ترتیب و بدست نشر سپرده خواهد شد تا برای نسل های آینده یاد گار هوشدار دهنده ای باقی بماند.

walinouri@noos.fr

می خواهم گله ای از هموطنان عزیزم بنمایم ، تا مگر احساسات وطنداران قدرشناسم را برای نوشتن چند سطری در این نظرخواهی و پیرمون این مسألۀ ملی و خطیر کشور ما، که بتاریخ جمعه دهم سپتامبر 2010 بسته خواهد شد، ترغیب کرده باشم. زیرا وطنداران گرانقدر ما هستند که دل سوزی و توجه ایشان برای پروسه صیانت از سلامتی وطن ما اهمیت سرنوشت ساز دارد. گلۀ من به عنوان یک افغان غربت نشین از هموطنان من و بخصوص از آنهایی که از سه دهه بدین سو در بیرون از کشور زندگی میکنند و از هر لحاظ نسبت به هموطنانیکه در داخل کشور دچار مشکلات فراوان اند، در سطح بلند رفاهیت اجتماعی قرار دارند، اینست که چرا نسبت به مسایل عمده و خطیر ملی اینقدر بی تفاوت اند؟ آیا آنها فکر میکنند که افغانستان عزیز تنها وطن نوری است که حاضر نمی شوند حتی یک ساعت وقت خود را ضایع کنند و احساس وطن خواهی خود را با نوشتن چند سطر دراین نظر خواهی ابراز کنند؟ هموطنان آگاه ودراک ما خوب میدانند که این نظر شان گویای وحدت و همبستگی ملی افغان ها در برابر توطئه های دشمنان وطن شان است ومی باید در چنین مسایل مهم همگی سهم گرفته دین ملی خود را در برابر مادروطن ادا نمائیم.
پایان توقـف ایـن دریـچـــه بـرای روز جـمـعـه دهـــم سـپـتـمـبر 2010 بـه ساعــت 23h59 پـیـش بـیـنــی شــــــده است


اسم: محمد افضل کندهاری   محل سکونت: ویرجنیا    تاریخ: 01.09.2010

سلام عزیزان!
بعضی مقالات چنان با بر افروختگی و خشونت برشتۀ تحریر در می آید که گویا: دیوانگان فیلسوف نما آنرا نوشته باشند؟.
بهر صورت مقصد من اهانت و رنجاندن کسی نیست.
مطلب اینست که اگر اینوشتار عالمانه و پر محتوا را با مدارا و فرزانگی برشته تحریر در آورند تلخی آن از بین رفته و آموزنده میشود-
بگفته مولانا:
سرکگی چون سرکه را افزون کند - پس شکر را واجب افزونی بود
گر شکر گر زانکه کم آید زخل - افتد آن اسکنجبین اندر خلل-
از مقالات سایت آریائی چنان معلوم میشود که بعضی از کمونیست های شکست خوردۀ افغان و ایرانی در آن لانه کرده اند, که رفتن در آن سایت باعث ملال خاطر برای شخص خودم میباشد.
و من بجز یک مقاله که از پادشاه جاهلان آن تیره که اسمش را نمبرم, اثر بیشتری از آن گروه در سایت وزین افغان جرمن آنلاین ندیده ام و جای مسرت است.
بطور مثال بسیار مؤدبانه بعرض برسانم که در نوشتار آقای بارز تلویح شده که بنا بر افشای اسناد محرمانه در باره جنگ افغانستان وبه نقل از آقای سعیدی دیپلومتا افغانی: دولت پاکستان گویاکه تنها در مقابل از گروپ طالبان می جنگد که با منافع آن دولت در تضاد اند و برعکس از طالبانیکه در افغانستان می جنگند حمایه میکند.
مقصد من از حمایه سیاست خراب کارانه دولت پاکستان در قبال افغانستان نیست, مرام اینست که چرا دولت پاکستان کاری راانجام دهد؟ که دولت دست نشانده افغانستان - متشکل از مافیای چهار گانه ای - زمین, قاچاق مواد مخدر, رشوه و اختلاص با صد هزار اردوی ملی که معاشات دالری شان فزیکلی از خارج اجرا میشود که واقعا اگر همیطور باشد باعث سر افگندگی برای ما و شما افغان هاست؛ و قوت های خارجی که افغانستان را بهمان محلوظ تحت اشغال قرار داده اند.
این نکته برای من سؤال بر انگیز است که پاکستان قادر باشد در مقابل هجوم نظامی قوای ناتو استادگی کند در حالیکه روسیه شوروی با همان قددت جهنمی تاب آورده نتوانست.
بنظر من اصل دوام جنگ نا رضایتی مردم افغانسان از اشغال و عمل کرد دولت های حمایه گر از دولت فاسد افغانستان است و بس.
بیمورد نیست تا بااین مثال روشن بسازم که دولت های بی کفایت و منصوب دیگرا وقتیکه با مخالفت مردم خود روبرو میشوند فورا پای دیگران در میان میکشند-
در سال 1357 زمانیکه رژیم منفور کمونیست در 24 خوت مردم هرات را بسر کردگی شخص جنایت کار که فعلا تحت حمایه دولت افغانستانست بنام شهنواز تنی قتل عام کرد - فرقه هرات دست بقیام زد - دولت ترکی فورااعلان نمود که قوای ایران فرقه هرات رااشغال نموده است؛ در حالیکه صاحب منصبان فرقه به پشتی بانی مردم قوماندانی فرقه را بقومانده عبدالعزیز دگرمن زیر آتش گرفته بودند.
بیائید علت هارا در داخل جستجو کنیم نه در خارج.
بازهم با کمال احترام بعرض میرسانم که این نوشتار بدون بد سگالیدن در باره مقاله نویسان بحیث یک توصیه سالم و دوستانه ابراز گردید.
ما انسان هستیم و انسان بی نقص و عیب نیست بیائید انتقاد سالم را پذیریم!!
آئنه گر عیب تو بنمود راست - خود شکن آئینه شکستن خطاست-


اسم: شاه محمود مستند   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 01.09.2010

دشمنان استقلال و مبتکران تجزیه


اسم: عارف پوپل   محل سکونت: ورجنیا    تاریخ: 31.08.2010

هوشیار – خبردار


اسم: مجبور   محل سکونت: مجبورستان    تاریخ: 31.08.2010

سلام به همه مخلوق خدا!
قابل توجه کشور های که میخواهند افغانستان را تجزیه کنند!!
اين فرياد نامه را در کمال نوميدی و ناخشنودی، هنگامی می ‌نويسم که دراین شب و روز سینه زنی بخاطر تجزیۀ افغانستان چنان فضای مطبوعات را آغوشته ساخته است که نمی شود بدون هوای تجزیه نفس هم کشید.
من فقط یک پیشنهاد عاجزانه دارم. اگر قرار باشد که افغانستان به پارچه های (پشونستان، تاجیکستان، غرجستان و ترکستان) تقسیم شود، که هر پارچه بدون تردید به اساس زبان و تبار بوجود خواهد آمد، پس قاعدتاً باید یک خطۀ دیگر به نام مجبورستان که متشکل از 25 فیصد مردم مخلوط افغانستان است، بوجود بیاید. یعنی
1 پشونستان
2 تاجیکستان
3 غرجستان
4 ترکستان
5 مجبورستان
مجبورستان همان سرزمین خواهد بود که اتبای آن را همه تبار ها و اقوامیکهبه به اثر ازدواج ها و همبستگی ها باهم مخلوط شده اند و باهم قرابت خانوادگی و قومی دارند تشکیل خواهد داد. جون خطه های بالا در قرن 21 وقیحانه به اساس تبار و زبان تشکیل میشود فلهذا طبعیتآ باید با اتباع مخلوط معامله باشندۀ درجه دوم صورت بگیرد، ولو اگر گاندی یا چگوارای زمان خود هم باشند.
بنا برین ضرورت ایجاد یک مجبورستان امر حتمیست. تا مجبورین در مجبورستان امرار حیات کنند.
سر و جان و دل فدا کن به حریف نکته دانی
که سخن نگفته باشی به سخن رسیده باشد
در پناه خدا باشید.


اسم: عببدالجليل جميلي   محل سکونت: کليفور نيا    تاریخ: 31.08.2010

محترمهٔ بسيار گرامي ام نجيبه جان قانع! با سلام بشما و تشکر مکرر از لطف مکرر شما به آن هموطن قابل قدر تان، امیدوارم نوشته ام را که بر بنیاد ایمان راسخم بر پاکی و افغانیت شما بود و حکم گلهٔ دوستانهٔ را داشت بر مبنای این نوشتهٔ تان که:(حالا میخواهید بر ما بقبولانید که با یک مقاله محترم نوری صاحب – از تجزیه افغانسان جلوګیری شده است / در قرن های آینده در تاریخ نوشته خواهد شد که اعلیحضرت امان الله خان محصل استقلال و محترم نوری صاحب نجات دهنده تمامیت ارضی افغانستان بوده است !!) بحکم گله نامهٔای بپذیرید و نه عداوت نامه! با ارائهٔ این فلسفهٔ تاریخی وطنی ماکه مبگویند:
زماني در مورد شخصئ حکم سنگساری از محکمه صادر و در زمانيکه عملاً آن حکم در حالت اجرا قرار گرفته و دوام داشت - دفعتاً شواهدی عرض وجود کرد که اورا بي قصور نشان ميداد و قاضی فوراَ حکم اولي را رد کرده و هدايت داد که اگر او حبات دارد سنگسارش را متوقف سازند و چنين هم شد و آن محکوم بيگناه ولي زجر کشیده به ماوای خود بر گشته و با شنيدن اين خبر، دوستان نزدیکش به ديدن و يا عيادت او ميامدند.
بکي از دوستانبکه همنوا و همطريقت او بود از او پرسيد که با وجودبکه شکر قصه ها عاقبتآَ به سلامتی گذشت مگر چه فکر ميکنيد که سنگهای حواله شده بر سر و صورتت چقدر درد آور بوده باشد.
محکوم برائت یافته رو بدوستش کرد و گفت - ميدانيد؟ چون من خودرا مقصر نميدانستم و به عدالت خداوندی هم ابمان داشتم، اصلاً از ضربات هيچ سنگي دردی را حس نميکردم به جز يک مرتبه و يک دردیکه از يک ضربتی بر من اصابت کرد!
دوستش پرسيد که واقعاً درد آور بود و چه ضربتي و در کجای وجودت اصابت کرد؟
او رو بدوست خود کرده و گفت و آ‌ن نه سنگی بلکه گُلي بود که از دست خودت بر من حواله شد و بر قلبم اصابت کرد!
محتر مهٔ عزيز نجيبه جان قانع - همانطوریکه شهامت روز گار عمری و کهنسالی و جلو داری زبان و قلم ما در برابر اغيار و قلدران خانه زاد از سرچشمهٔ نياکان با مناعت ما سير آب میگردد - بر روال حکم سرنوشت و روزگار؛ این بار امانتیست که بر دوش شماآمدنيست و شماهم امتحان دادني!! و ماهم با یقين و ایمان راسخی که بر افغانیت و اسلامیت شماداربم. انتظار لبیک
و همدردی و قبولی مسئولیت مشترک را از شما داریم تا با لطف خداوند توانا وطن خودرا مشترکاً ازبن طوفان آمدگی آبرومندانه نجات دهیم. تشکر جور و موفق باشید.


اسم: نجیبه قانع    محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 30.08.2010

ګردانندګان محترم افغان جرمن آن لاین
فکر میکنم دیګر توان پاسخ دادن را از دست داده ام - حالا دیګر به همکاری شما نیاز دارم، به دادم برسید!
به نظر میرسد اصلا کسی نمیخواهد آنچه را که در یکی دو نامه مختصر خدمت تان نوشته ام باکمی دقت بخواند – اګر میدانستم که چنین خواهد شد هرګز این ګستاخی را نمیکردم که از خوانندګان محترم خواهش کنم راه مبالغه را در پیش نګیرند. ولی حالا که چنین (جرمی ) از من سر زده است و ګفته ام مبالغه کار خوبی نیست - راه چاره را بمن نشان دهید چګونه میتوانم از سیلاب لکچر های هموطنان محترم خود را در امان نګهدارم ؟
اینک در همین سلسله محترم آقای جمیلی هم تصمیم ګرفتند یک لکچر چند صفحه یی بمن حواله فرمایند
تا جایی که میدانم آقای جمیلی زمانی سفیر کبیر افغانستان در کانادا بوده اند. حتما با رهبران این کشور مذاکراتی هم داشته اند - خداکند که نتیجه ګیری شان از آن ګونه مذاکرات هم در همین سطح نبوده باشد !
باز هم همان خواهش قبلی : لطقا بګویید در کجای نامه ، من با مقاله محترم نوری صاحب اختلاف نظر نشان داده ام ؟ در کجای نامه در مورد شخصیت والای آقای نوری کوچکترین تردیدی نشان داده ام ؟
اګر میګویید مطلبی را غیر مستقیم ګفته ام ( که من خودم از آن آګاهی ندارم ) پس شما هم غیر مستقیم بمن طعنه زده اید که من ګویا کمک های سوسیال رامنظم دریافت داشته و وطن را از یاد برده ام – از کجا میدانید ؟ شاید من از سوسیال کمک بګیرم یا نګیرم - اما شما از کدام حرف نتیجه ګیری خود را استخراج کرده اید ؟
حالا در اخیر حرف دیګری میزنم که امیدوارم حد اقل این نکنه را به دقت بخوانید و دیګر مرا به حرفی که نګفته ام متهم نکنید .
من شخصا به این حرف محترم نوری صاحب یقین کامل دارم که ګفتند این صدا را بخاطر عشق بوطن بلند کرده اند وبس – این کاملا درست است – صد بار هم تکرا میکنم که کاملا درست است – همانطوریکه جمیلی صاحب فرموده اند همین ګفته محترم آقای نوری کافی است که ( قانع ) شوم
حالا این موضوع را کاملا یکسو ګذاشته و به عمومیات میرویم – لطفا موضوع را دوباره به این سو نکشانید ! ازین موضوع مشخص خارج میشویم – درست شد ؟
حالا در عمومیات و قطع نظر از نکته بالا:
من با این منطق آقای جمیلی موافق نیستم که اګر در هر موردی کسی ګفت فلان کارمن زاده عشق به افغانستان است ، همین ګفته یک دلیل دندان شکن تلقی شود و دیګر جایی برای هیچګونه شک و تردید باقی نماند . اګر در وقت سفارت آقای جمیلی ، رهبران کانادا مثلا به آقای سفیر میګفتند که میخواهیم چند قریه را در فلان ولسوالی بمبارد کنیم و انګیزه آن این است که ما میخواهیم به مردم آن قریه ها کمک کنیم آیا در آن حال آقای جمیلی به دلیلی که مقامات کانادایی پیشکش کرده بودند قانع میشدند ؟
باز هم جواب آقای جمیلی این خواهد بود که آن یک مساله کاملا جداګانه است
بلی من هم میدانم که یک موضوع جداګانه است ، پیشتر هم ګفتم که دوسیه آن موضوع دیګر بسته شده است اما عرض من این است که استدلال شان به حیث یک اصل و یک پرنسیپ عمومی درست نیست – یعنی اینکه در موارد دیګر لطفا از چنین استدلال کار نګیرند
تهیه کنندګان محترم افغان جرمن آن لاین ! از لطف شما بسیار تشکر میکنم ، خداکند ازین نامه ها خسته نشده باشید. وعده میدهم که درین ارتباط دیګر جایی از صفحه وزین تانرا نمیګیرم
با احترام


اسم: عبدالجليل جميلي    محل سکونت: کليفورنيا     تاریخ: 30.08.2010

مطالبي که بايست بعرض رسانيده شوند!

هموطنان گرانقدر و محترمم! شما بخوبي میدانيد که قلم زدن و قدم برداشتن درين معرکهَ بازارمیهن زار و ملت از زندگي بي زار افغانستان عزيز ما، اگر از يکطرف لازمهٔ احیای مجد د زندگي راستين و سربلندانهٔ پارين پنداشته ميشود ولي بعضاً و زمانيکه همچو قلم و قدمي حکم اظهار وجود خودی و يا جریحه دار ساختن قلب پاک سرشتی و انسان نازنيني هنوز و درست نا شناخته برای صاحب قلم را میگیرد یقین دارم نه تنها همه هم وغم و تپيدن های همچو انسان پاک طين را انگبین زهرآگین مي بخشد بلکه همه دوستان راستين همچو راد مرد باعزم آهنينی را که همه موجوديت خود را در خدمت وطن و وطندار وقف کرده است متئلم و مغموم ميسازد. البته انتقاد سالم و ابراز نظر بذات خود زندگي سازاست ولي وقتيکه ما طرف قابل تبصره و نقد خود را بدرستی نشناخته و قضاوت نا سالمي را برخوان مطبوعات همگاني عرضه ميداریم، بنظرم به مثابهٔ همان فير و تيرهای هوائي است که همين اکنون فجايع و اخبار ناگوارش را از قرأ و قصبات وهرگوشه و کنار افغانستان ويرجن! با براه افتادن مراسم عزا داری های بي انتها؛ ميشنويم که اين راه و طریق مقبول خاطر اغيار و در تاریک سرای وطن داغدار صد پارچهٔ قوم پرور ما؛ امریست چنان خطا؛ که هم مانند حکم سنگسار طالبانی - پرتاب سنگين فرزند دل بندی را بسوی مادر ِ گذشته از جانش؛ ‌ناظر باشيم و چه درد آور است که آن سنگ نه بر جان بلکه بر شاخهٔ رُو به خشکيدن زندگي کهن مردان رزم آرای افغان در برابر کفر و الحاد و ظلم و استبداد پایان نا پذيری؛ منحیث زخم ناسوری بر سیر تاريخ زندگي ملت مريض، بي دارو و بی درمان ما اثرگذار باشد!
بهرحال با گذر از تخيل پروری و با تعمق بر نوشته ای از قلم توانای! مايهٔ اميدیکه برای ما نسلهای درگذرگاه عمر بازهم درد آور و بیخبر از واقعيتها پنداشته ميشود! با توجهی بر دو سه نوشته و تبصرهٔ دختر عزیز و يا خواهر گرامی افغانم، ميرمن يا پيغله نجيبه قانع با تبصرهٔ کجدار و مریزی ( برنوشتهٔ عزيز گرامي ام جناب ولي احمد نوری که با عنوان مفکورهٔ تجزبهٔ افغانستان خيانت ملي است در پورتال آفغان جرمن آنلاين به نشر رسيده و به نظر خواهي گذاشته شده) مرا وجيبتاً وادار برآن ساخت تا به آن محترمه ایکه ( با اشارتم بنام دختر و خواهر به ايشان؛ گمان دارم با سن کمتر از۵۰ از چند دختر و پسرم جوانتر باشند!) شخصیت ناشناخته ای ؛ یعني دوست عزيز و برادر گرامي ام جناب ولي احمد جان نوری را برای شان معرفي کنم تا بدانند که فيرهوائی و کنایاتی در تاریکي و بي خبری از واقعيت ها؛ چقدر آزار دهنده و درد آور است و گرچه جولان قلم خوش نويس شان درلفافهٔ نزاکت پوشيده بوده اما باز هم بشکل کج دار و مریز و یا جنگ گریزی طوری ازين انسان والا جناب ( محترم نورئ ) با نکوهشی ياد کرده اند که مجبوراً مرا وادار ساخت تا (بي خبر و بدون پرسشی از خود شان در این ماه مبارک با صفا و با کرامت و ازينکه همچو امر حیاتی را وجيبه و لزوم ديد مکلفيت وجدانی خود در برابر دوست با شخصيت و با ارزشم ميدانستم که بيشتر از ۲۰۰۰۰ روز اين زندگي آزمود ه شدهٔ مواج و سراسيمه دوَران، دوستی و علایق ناگسستني ماهردو را در بر ميگيرد) نمونه ای از خروار مميزات واقعاً انسانی بيش از نيم قرنهٔ شان را که با شناخت راستین ولي جان نوری عزيزم و فاميل محترم شان، با اختصاری به اين فرزند منورهٔ خوش قلم افغان و ديگر دوستان گرامي ام در میان بگذارم.
با دوستي ام بمفهوم صميميت واقعی با ولي جان نوری که يقيناَ اسم با مسما بوده و هستند و نشيب و فرازهای زيادی را در زندگي رسمي و شخصی شان شاهد بوده ام مارا بسالهای ميکشاند که ايشان با برادر۶ سال خورد تر ازمن (مرحوم وکيل احمد جمیلي متوفای سال ۲۰۰۷) شاگرد های هم صنف صنوف 9/10 ليسهٔ عالي استقلال بودند و در حالیکه خودم محصل پوهنځی حقوق و علوم سياسی پوهنتون کابل بودم با برادر بزرگوار شان جناب مرحوم عبدالحکيم نوری رئيس دستگاه برق سروبي هم ميشناختم و تا امروزیکه ازآن ايام بيشتر ازنيم قرن ميگذرد هم چنانیکه هريک ما با کوچ و بلوچ فامیلي بر کشتی مواج وطن طوفان زده بهرسو سرگردان بوده ايم تار و پود دوستي و روابط را نيزمستحکمتر و مقاوم تر ساخته ايم که اينک اين وديعه را به بسيار صفا و صميميت به بازماندگان خود نیز انتقال داده و استحکام بخشيده ايم.
چون درين لحظه هدفم را معرفي بيشتر و بهتر و صادقانه تر ولي جان عزيزم تشکيل ميدهد شما دوستان راهم به همان سوی ميکشانم که با فراغت از ليسه و ذوق بسيار برای تحصيلات عالي، وئ را بدامان پاريس تخیلي انداخت و با ختم تحصيلاتش در امور مخابرات در رشتهٔ تیلي کمیونيکیشن برای خدمت وطن در چوکات وزارت مخابرات آماده وظيفه داری شد. بعد از چند سالي و رسیدن به کرسیهای با مسؤوليتي- از امور دولتی فاصله گرفته به امورشخصي اشتغال يافت ولي درهر حالت ؛ چون با فضای متشنج سياسی همان وقت هم سازش و بستگی نداشت و جریانات دو جانبهٔ راست و راستگرائي های افراطی و چپ چپگرائي را ضد منافع ملي تشخيس میداد و از گفتن حقيقت و حقایق بيم وهراسي نداشت تا زمينه را در ماحولش چنان ضيق ساختند که با کوچکترين دسیسهٔ و دسیسه انگيزیی پای اورا به محکمهٔ نظامي کشانيدند که با وقوف کامل بموقف حساس شان ( تا جای آگهيهای قرين به يقين!) به حکم اينکه : عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! - دو جریاني بميان آمد که یکي روشن سازی صادقانهٔ ذهنيت جناب مرحوم دوکتور عبدالمجيد وزير عدلیه وقت براصل قضیه و ابطال قبل از تنفيض سزای اعدام بي موجب ایشان و دومی هم رساندن خبر محرمانهٔ چپيي ولي با وجداني به او بود که خوب بياد دارم که روزی بديدنشان رفتم بسيار پريشان بود و گفت که نميدانم چه کنم خبربدی دارم و فقط ۴۸ ساعت دارم و باز همان سرنوشت من و دار منکران دين و افغانيت! - داستانش شنيدم و راهي هم نبود که بايد بيرون کشيد ازين ورطه رخت خويش!! و چنان شد تا بعد از درد سرهای با خانم و اطفال خود به پاريسی رسيدند که این مرتبه با درد و نا ملایمات درهمان شهر خوب آشنا توأم بود که باز تهداب زندگي را از نو ريخت. اما چون درد جانکاه وطن هميشه گريبان گيرش بود از دادن دست برادرانه اش بهر پناهندهٔ بي سر بي سرنوشتی دريغ نکرد و حتي پشاور نشينان جهاد گردان ِهنوز در دوَر امتحان خدمت بميهن از کمک و خدمت و وارسی همهٔ جانبهٔ او بي بهره نماندند مگر با يک علو نفس و راستيکه اين انسان بلند مرتبت درهيچ امری، بنام هيچ رسم و راهي چشم اميدی بدست و کیسهٔ کسی برای گرفتن اجرت مادی به شخصی؛ و صاحب منزلتی نداشته و جان و مال و ماوای کوچک فاميل خود را خدائي خدمتگارانه محضاً لله وقف اين هدف افتخار بخش افغانيت نموده و بچندين مراتب موسسات فرانسوی را وادار به انتقال اطفال و زنان و معيوبين جنگ های خانمان سوز افغان به پاريس کرده و خود امور ترا نسپورتي و ترجماني و حتي اقامت مؤ قتئ شان را در محوطهٔٔ کوچک فامیلی خود و آنهم همه مجاني و بنام خدا و پاس افغانيت متقبل شده اند وهنوزهم ميشوند تا ازين راه هم خدمتي بمردم خود کرده باشند.
بطور مثال دو طفلي را که در هجوم عساکر غدار روس در جلال آباد پدر و کاکا و برادر کلان خودرا از دست داده و خود شديداً مجروح بودند بنام های سيد احمد ۹ ساله و مراد ۳ و نيم ساله را سوراخئ در قلب و مشکلي در رابطهٔ قلب با شش خود داشت از کمپ های پاهندگان افغان در پشاور به پاريس آورده و قلب هردوی شان عمليات شده و برای 3 ماه خود، همسر و دختران شان خدمت آنهارا کرده و نگذاشتند که لحظه ای دوری مادر رنج کشیده و فاميل در بدر خود را بياد بياورند و بالآخره هردوی شان از مرض مهلکي نجات يافته با صحت ، دوباره به آغوش خانواده های شان بر گشتند که تا حال هم با ايشان در تماس دائمي ميباشند.
خداوند توانا با همين سن و سال و خود مريض و معيوب ؛ مدد گارش باشد و بوده که در واقعيت (ولي احمد شدن با نور ايمان افغانيت) را که کار بسيار محال است نصيب هرکسی کند و من خودم با تمام اعترافات به کوتائيهایی در زمینه چنين مي پندارم که همچو انسان با صفاتیکه افغانستان را با حريت همه جانبه و با تماميت ارضئ اش جزو ايمان پاکنهادانهٔ خود بشمارد و چنين بيصدا و گمنامي که جوانان منورما مانند محترمه نجيبه جان قانع از موهبت باطني او خبر نداشته و وی را در کفهٔ ترازوی اعليحضرت مرحوم محصل استقلال افغانستان (استهذاً قرارميدهند!) جائي برای گفتن و مطلبی برای نوشتن نمي گذارد. یقین کامل دارم که اگر محترم نوری، امروز مانند منورين قلم بدست منتظر به راه گيری وهمیشه خموش! در برابر خورده فروشان مسلکي وطنی تا غاصبان بين المللي امتيازات و حقوق مردمي ما ؛ که خاموش اند! و درد خود را بهمان داروی مهلک خموشی قانع جان ما تسکين مي بخشید به یقين مانند پهلوانان ماهيچه خور ملت و غنوده بر زانوی اغیار اوهم میولتی میولتی ميلیونری مي بود که کفن پاک افغانيت بر جسد کثيف شان ميگرَيد! ولي او استغنای واقعی افغانيت و شخصيت والای آدميتی را داراست که گنجینهٔ عالم برده خر و برده باش را نه تنها به پشيزی نمي خرد بلکه چلوصافش را درچهار راهای جهان انسانيت برملا ميسازد و اگر قانع جان عزيز در وقت مصاحبهٔ شان با محترم عباسی در تلويزيون پیام افغان در مورد سوالي که چرا شما اين صدا را و قبل از همه بلند نموديد و مرام تان چه بود؟ (که اين مصاحبه هنوز در پورتال افغان جرمن آنلاین موجود است) محترم نوری صادقانه و با يک جملهٔ مختصر جواب دادند (بخا طر عشق بوطنم و بس) و به نظر شماهمين کافي نبوده و نيست که بي موجب خدا ناخواسته درين دریای الم و غم رقم زدنها؛ فردای ِ زادگاه شما را زير سوال ميبرند ولی شما لطفاً نقش مگس دوغ را بازی نکنيد و نه به آن خادم وطن هم توهين !!! و اگر کاسه به کوزه خورد و انگشتی برنظرشما شد! فوراًاستعفای خودرابرخ همه کشيده و فکر ميکنید همه قافله وار بدنبال شما سر ِشيو َبلدی جنت؟ روان ميشوند!!
قانع عزیز! امروز نه موقف کمکهای سوسيال و اروپا و امریکای فارغبال ازهم وغم افغانيت؛ درد شما را دوا ميکند بلکه مشعل برداری و بدرقهٔ راه صدای شجاعانهٔ یگانه زن افغان (یعني ملالي جان جویای سعادت طلب راستين زن افغان و دندان شکن جخاديون پارلمان گردان؛) که منحيث پیامبر بي مريدی معیار آينده سنجی و موفقيت زن افغان را به تنهائي تمثيل میکند؛ بايست شما قانع جانهای شايق قلم تان؛ ملالي و ناهيد وار مشعل بردار او شوید و والاتر از آن و نه تيشه زدن به پای کاکای سر بلند مبارز تان!
نجيبه جان عزیز (گرچه به نظرم قا‌نع بودن تان به صف آرائي قلمي و بازخدا حافظی خون گرمانه؛ با اين تهور و توانمندی قلمی شما سازگاری ندارد! ولی من با رفع درد سر شما و قطع طول کلامم همين يک نمونهٔ دیگری از ثمر عشق ولي جان عزيزم به نسل جوان و بوستان وطن وطندارانش را عرضه می‌ دارم که اميد است آنرا با دقت بخوا‌نید:
اين انسان پاکنهاد افغان ملي گرا، نه قوم پرست و نه جبهه دار و نه تفرقه طلب مذهبي! با رسيدن به پاريس و دست ترحم کشيدن بر مهاجرين و جوانان بي پناه افغان، متوجه جواني شد که با مواصلت به پاريس بيکران در جستجوی آيندهٔ درخشان و در تلاشیست که بازوی توانای غمخوری يافته و از مزايای آن ازین مهد دانش و فضيلت و مدنيت استفاده اعظمي بنمايد و ولي جان نوری هم فرشتهٔ نجاتي شد که نه تنها اورا رهنمون بلکه تکیه گاه بي چون و چرا درهمه امور و تا زماني شد که آن جوان ساعی و زحمت کش هم اين بار سنگين تپیدن در زندگی در پاریس را تا گرفتن دپلومهای عالی علمی به پبش برده و سپس با چانتهٔ پُر از علم و دانش و تجربه رهسپار افغانستان شده و تا امروز مواهبی را داشته و راستی از صمیم قلب و با پاکی در وطن خود خدمت مینماید که ولي جان نوری محترم هم از آن مزایای آن معناً لذت میبرند و ایشان هم انسان نیک و قدردانی هستند که این دوست گرامی مارا بنا م ((پدر)) خطاب ميکند که اين موهبت و شیرین کامی ولي جان عزيز متکی به نقد فداکاری وطن دوستانه بی آلايشانهٔ او درگذر از تنگنای مبارزانهٔ وطن خواهانه اش است ولی متاعی نيست که از دخل کيسه بران جخادی و خزینهٔ صرافان پشاوری حميد گلي و یا مشهدی نژاد شاگرد يا اپوزيسيون بازی های تماشاچی چشم چران بدنام و سرگردانی ؛ آنهم از قيمت روزی ملت گدا و فقير افغان و يا داد و ديش بيگانگان مفسد في الارض رنگ و رونق گرفته باشد.
که اگر در خانه کس است همین یک حرف بس است!
و در اخیر من باب ختم کلام ستوده با شما، محترمه نجيبه جان قانع ! بنا برايمان کاملي که بر اسلاميت و افغانيت صادقانهٔ شما دارم با درنظرداشت اين ماه برکات و صد قاتیکه اگر طالب است و يا مطلوب و صرافان جهادی خود ماست تا اپوزيسيون و يا همسایه های بدتر از کفر و الحاد؛ و يا دغل دوستان مدعا طلب بيروني هیچ یک حاضر نیستند که کارد قصابي کشتاردسته جمعی نسل مظلوم بيدفاع افغان را به غلاف و نيام بزنند – و با آنکه ميدانم که شما خوب وارديد ! بازهم چند ترجمهٔ آیات مقدس قرآن پاک را که مرتبط به روزگار بدماست پيش ميکنم و شما خود خواهيد ديد که ما کجائيم و احکام آدميت بکجا و ما بکدام سو غلتانيم تا بنياد راستين اسلاميت چه عالي و درطريق اشرف المخلوقات ساختن ماست !
۱- آيهٔ مبارکهٔ ۱۲ سورهٔ الحجرات پارهٔ ۲۶ ميفرمايد: ای مردمان ما آفریدیم شما را از يک مرد و یک زن و گردانیدیم شمارا نژادها و قبیله ها که با هم آشنا شوید به تحقیق گرامی ترین شما نزد الله پرهیزگارترین (مؤدب ترین) شماست به تحقیق الله به همه چبز دانا خبرداراست.
۲- قسمت وسط آیهٔ مبارکهٔ ۳۷ سورهٔ الشورا پارهٔ ۲۵ ميفرمايد: و کار ايشان مشوره کردن است باهم.
۳- آغاز آیهٔ مبارکهٔ ۱۰۲ سورهٔ آل عمران پارهٔ ۴ میفرماید: چنگ افگنید به رسن خدا همهٔ شما و پراگنده مشويد.
در آيهٔ مبارکهٔ اولي لزوماً که باهم آشنا شويد را بخاطری برجسته تر نوشته ام که خداوند در لفافهٔ همين کلمات بما امر شناخت باهمي، دوستي، برادری و برابری و همدردی و تمام محاسن انساني را درحالي هدایت ميدهد که از استادان جامع الازهر خوان و عربي دان و مجاهدان نفسانی و اکثریت تام چيز فهمان دگری دار ما جز بي احترامي و بي اطاعتي به آن احکام روشن و صریح؛ چیزی ديده نشده و عملاً درين۳۰ سال شاهد آ ‌نيم که همچو حکم مقدس و با مفهومي را فاسقانه؛ با بهم بجنگيد – قساوت کنيد - بربريت کنيد - چور و غارت کنيد - جنایت و شماتت و هزار ان حماقت اخوان الشياطيني و وطن فروشی کرده و دود از دماغ نسل نسل افغانيت بکشيد تا در آينده در مقابل دشمن وطن و دين خود و در برابر کفر و الحاد مقاوت نکنند!! و ذهی خفت!.
و همچنان آنانيکه در زير چتر و سایهٔ دو آيهٔ مبارک ديگر، در خانه های پارلمانی ملت خود بی صلاحيت جا گرفته اند چه در شورای ملي و مجلس اعيانیکه واقعآ اعيان بودن! خود را خوب تمثيل ميکنند بهر راهي روان اند بجزاطاعت به احکام خداوند توانا! و شماهم در برابرايشان مهر برل لبيد وفقط آمادهٔ تاخت و تاز بريک انسان والا
خداوند هادی مددگار تان


اسم: حمیدانوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 30.08.2010


اتحاد ضامن پیروزی و بقا


اسم: نجیبه قانع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 25.08.2010

محترم آقای ناصر

از تبصره های تان تشکر اما از خواندن نوشته تان بسیار ناراحت شدم . ناراحت نه به خاطر آنکه حرف هایی در مورد من ګفته بودید بلکه بخاطر آنکه فکر کردم یا من توان افاده را کاملا از دست داده ام و یا تعدادی از هموطنانم توان معنی کردن جمله های عادی را از دست داده اند..
من درکجای نامه ګفته بودم که بحث در باره تجزیه افغانستان پایان یابد ؟ در کدام قسمت با مقاله محترم آقای نوری محالفت کرده بودم – من آنرا تایید کرده اما و حالا هم میکنم . صرف ګفته بودم باید از مبالغه کار ګرفته نشود اما شاید نقصیر شما نباشد – بسیاری ازافغان هایی که میخواهند بنویسند نمیتوانند تصور کنند که بدون توصیف مبالغه آمیز و یا بدون بدګویی مبالغه آمیز هم نوشتن ممکن است ! وقتی به آن ها بګویید مبالغه نکنید براشفته میشوند – فکر میکنند خوب بدون مبالغه که نمیشود چیزی نوشت این شخصی که میګوید مبالغه خوب نیست ، حتما کدام مقصد دبګری دارد – حتما در کفش اش ریګی هست!
آقای ناصر در چینین توهمی شما به یکبارګی ګفته اید شاید اجنت ایران باشم و منصل آن شروع کرده اید که در مورد اعمال ایران لکچر بدهید
از کجا میدانید که من بیشتر از شما مخالف نفوذ ایران در کشور خود نباشم؟
حالا در ظرف چند ثانیه یک حکمی را در مورد من صادر کرده و شروع به لکچر کرده اید – اګر در جبهه تشریف میداشتید و در دست تان یک کلشنکوف میبود – با چنین نتیجه ګیری عجولانه - بعوض لکچر دست تان را به ماشه میبردید
خوب است اګر نخست بندیشیم و بعد قضاوت کنیم ودست به قلم ( و یا هم به ماشه ) بزنیم
من صرف ګفته بودم از ګزافه ګویی باید خود داری کرد – اګرشما میګویید نه – مبالغه خوب است ، من به این نطر شما هم احترم میګذارم و خداحافظی میکنم و اګر میګویید شما هم طرفدار مبالغه نیستید پس ما و شما درین مورد اختلافی نداریم و شما به ناحق ریګی را در ګوش های تان احساس کرده اید
باز هم تشکر


اسم: م، ناصر   محل سکونت: شیرشاه مینه کابل    تاریخ: 25.08.2010

خواهرمحترم نجیبه قانع توجه کنند.‏

نمیدانم اگرشما ریگی در کفش ندارید چرا از تائید مقاله آقای نوری ویا توصیف نوری صاحب احساس ناراحتی می کنید. ‏ومیخواهید این نظرخواهی درهمینجا متوقف شود.‏

شما باید به نفس موضوع مقاله توجه ودقت کنید نه در یک جمله تعریف از نویسنده مقاله. اصل مقاله بریک موضوع بسیار ‏پراهمیت ملی می چرخد که بود ونبود کشور ما بدان وابسته است، آنهای که تاکنون ازاین مقاله استقبال کرده اند ویا به ‏نویسنده آن آفرین گفته اند از روی درک دقیق اصل موضوع بوده است، وفرهنگ نویسندگی ایجاب میکند از نویسنده آن مقاله ‏بخاطر گزینش موضع ابرازقدر دانی شود. شما برخلاف درک درست دیگرصاحب نظران افغان راهی را نشان میدهید که ‏بسوی هدف نویسنده نیست.شما درحقیقت باطرح کیش شخصیت میخواهید موضوع را از مسیر اصلی آن خارج کنید.‏

اصلاً چرا یک چنین موضوع بسیار مهم ملی در آغاز از سوی شما مطرح نگردید تا همگی به این فکر واین احساس ‏شریفانه شما صد افرین می گفتیم.ولی حالا که شما مبتکر این صدای وطن پرستانه نشده اید، چرا تائید مسئله ویا تعریف از ‏نویسنده شمارا زورمی دهد. نکند که شما هم ازجمله کسانی باشید که حلقه غلامی ایران را برگردن انداخته اند و برای تجزیه ‏کشورمحبوب ما لحظه شماری میکنند.اگرازاین جمله نیستیدً یک بار مقاله آقای سدید را بخوانید تا چشمان تان بازگردد که ‏کدام کسان وکدام کشورها میخواهند وطن ما را نابودکنند؟ از لحن عصبانیت نوشته تان برمی اید که میخواهید صدای ‏اعتراض وطن پرستان را حتی در خارج از کشورخفه کنید. ازمسولان افغان جرمن آنلاین خواهشمندم تا به این یاوه گوئیها ‏وقع نگذارندوبگذارند که این نظرخواهی همچنان دراین صفحه ادامه یابد تا هریک از وطن دوستان با خاطرجمع نظرخود را ‏بدهند.زیرا هنوز هم هستند افغانهای که تاکنون موفق نشده اند مقاله نوری صاحب را بخوانند. ویا منتظرفرصت اند تا وقتی ‏کافی بدست آورند وچیزی دراین مورد بنویسند. با احترام .‏


اسم: نجیبه قانع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 25.08.2010

سلام های فراوان
لطفا دو نامه ایرا که در دو روز ګذشته برای تان فرستاده ام دوباره بخوانید و بعد .....
نخیر – این بار نمیګویم که آنرا نشر کنید زیرا میدانم و دیدم که متاسفانه این شهامت را ندارید - فقط میخواهم آنرا بخوانید و بعد ، از اینکه نشرش نکرده اید ـ یکی به چشم دیګری نګاه کنید و ببینیید در چشمان کدام یک از شما علایمی از خجالت دیده میشود !
باورم نمیشود در بین شما هیچ کسی نباشد که با نوع حکومت نورمحمد تره کی مخالف نباشد
طرفداران تره کی تبلیغ میکردند که با فرمان شماره هفتم ( تعیین مهریه ) ګویا حقوق زن ، تامین شده است .
حالا میخواهید بر ما بقبولانید که با یک مقاله محترم نوری صاحب – از تجزیه افغانسان جلوګیری شده است / در قرن های آینده در تاریخ نوشته خواهد شد که اعلیحضرت امان اله خان محصل استقلال و محترم نوری صاحب نجات دهنده تمامیت ارضی افغانستان بوده است !!
من به محترم نوری صاحب احترام زیادی داشته ام و دارم واضح است که بغیر از صفات خوب هیچ صفت خرابی در ایشان ندیده ام اما این کلمات را بخاطری مینویسم که ببینید ، ستایش مبالغه آمیز و سانسوری که از نوع قرن ۱۹ باشد ، دلیل ان میشود که اشخاص بیطرف مثل من نیز کم کم به اشخاص بیطرف و بیګناه دیګر بد بین شده بروند
با احترام – خدا حافظ برای همیشه
اګر این روش تان ادامه داشته باشد صد های دیګر چنین خداحافظی را با شما خواهند کرد


اسم: نجیبه قانع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 25.08.2010

افغانستان څوک تجزیه کوی؟

سوال بالا عنوان مقاله ایست که بقلم نبی مصداق در صفحه افغان جرمن آنلاین نشر شده است - که ایکاش نمیشد.

تا جائیکه یادم است آقای نبی مصداق سالها در بی بی سی، در جایی کار کرده اند که مفهوم بیطرفی(اګر در عمل پیاده میشود یانه) از اهداف و شعار های مهم آنست اما از نوشته های آقای مصداق بر میاید که ایشان اصلا از کوچه بیطرفی ګذر نکرده و هرګز از چاه تعصب بیرون نشده اند.

فرض کنیم حرف های مصداق درست هم باشد، آیا چه سودی دارد که به زعم خود ثابت کنیم که فلان قوم از فلان جا آمده است و در جنګ های آزادی خواهی سهم نګرفته است ؟

به این آسانی، قوم ها را از خود بیګانه میکنید، به آنها طعنه میزیند و هر لحظه میخواهید به آنها بګویید که: بروید!! از اینجا بروید – ما فرزندان اصلی این کشوریم!

این حرفها را با افتخار میزنید و وقتی آنها بګویند خوب مارا که بیګانه میپندارید بس میرویم – آن وقت فریاد بر میکشید که وطن را نجزیه میکنند

من خودم در قوم، پشتون هستم مخاطبم تمام پشتون های شریف نیست – مردم روحیه ملی دارند اما منظورم مکروب های روشنفکر نما از اقوام مختلف اند که اندیشه های تعصب ګرایانه از درون آنها را خورد میسازد

آقای مصداق ! فکر نمیکنید نوشته های تعصب ګرایانه مانند زهر پراګنی های خود تان – راه را برای تجزیه هموار میکند؟ ـ مقالۀ تانرا بار دګر بخوانید و سپس وجدان تانرا در پیش خود قرار داده به این سوال جواب بدهید و بعد به عنوان مقاله تان نظر افګنید : ( افغانستان څوک نجزیه کوی ؟ )


اسم: عبدالجلیل جمیلی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 24.08.2010

مفکورهٔ تجزیهٔ افغانستان خيانت ملي است!!


اسم: بابه صمد ( پنجشیری )   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 24.08.2010

ای تور جان برادر!
از نامت معلوم است چنانچه رویت سیاه است قلب و وجدان مریضت نیز سیاه( تور )است. قوم پشتون فاشیست نیست بلکه رهبر تان که چند دهه در خدمت نوکری ای اس ای بود و از تفرقه انداختن و از برکت غلامی و جاسوسی به ای اس ای برای چند مدتی رئیس دولت نام نهاد کابل بود فاشست است.
همچنان فاشیست کسی بود که در حضور داشت جنرال ګروموف و جنرال شهنواز ټنی در سالنګ معاهده یا پروتوکول ننگینی را با روسهای متجاوز امضا کرد. و آن رهبر تان به اصطلاح امر صاحب پنجشیر xxxx بود که اکنون مردم غیور پنجشیر هم از نامش نفرت دارند. او بود که در محضر عام ګفت (( که آرزوی من آن روز برآورده خواهد شد که وقتی در کابل دروازه ایرا تک تک کنم از آنسوی درب کسی نگوید که [ څوک یی ).
از این کرده فاشیست کلان دیګر در جهان پیدا کرده میتوانی.
آیا فراموش کردی که روسها به همکاری (ببرک لعین)و همکاری همین بااصطلاح رهبر؟ مریض تان آمر صاحب طرح تجزیه افغانستان را در مزار شریف راه اندازی کرد.
اینکه هر قدر فریاد و ناله کنی اکثریت اکثریت است.
اکثریت هم در نظام دیموکراسی برندۀ میدان است و هم در نظام دیکتاتوری.
بخاطریکه در نظام دیموکراسی دولت یا حکومت توسط رای اکثریت بمیان می آید. همچنان در نظام دیکتاتوری البته واضح است که به زور برچه برندۀ میدان است. نمونۀ بارز آن ګریختن ربانی به کولاب و ګریز قهرمان؟ شما به تخار، و ویران کردن پل مټک و پل جبل السراج و منفجر ساختن تونل عام المنفعۀ سالنګ است.
می خواهی مثالهای دیگر هم برایت بګویم. فاشیست ها آنانی بودند که در 11 ثور فقط سه روز بعد از آمدن شان به کابل اردوی دوصد هزار نفری یکصد سالۀ افغانستان را به امر پاکستان منحل کردند و تمام سلاح های مودرن آنرا به تاراج بردند و تانک ها و زره پوش ها و طیارات آنرا به پاکستان کشور باداران شان یا فروختند و یا اهدا کردند. اګر آثار صداقت در نهاد تو برادر من است و از یک مادر افغان زاده شده ای همین قدر کافی است.
دیګر زمان آن ګذشته تا اتحاد نا مقدس به اصطلاح شمال این لاجورد و زمرد فروشان، و این قاچاقچیان مواد مخدر سنګ وطن پرستی را به سینه زنند. واه بحال شما که قاتل رهبر؟ خویش را رهبر خطاب مینمائید از این هم بدبختی بزرگتر خواهد بود؟.
خداوند بزرگ شما را هدایت نماید و براه راست بیاورد.
بایه صمد پنجشیری از کابل


اسم: سید هاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.08.2010

خطر تجزیه را در داخل میبینم، نه از خارج!


اسم: علی رضای حسینی    محل سکونت: از فرانسه     تاریخ: 23.08.2010

برادران عزیز و بخصوص تورجان سلام!
من تاجایکه آقای نوری را میشناسم و بدبختانه ایشان مرا نمی شناسند. ویرا یک انسان ملی وطندوست می شناسم و بس، بخاطریکه هم در نوشته هایشان و هم در صحبت هایشان وهم در عمل شان چیزی از تفوق طلبی و پشتون خواهی دیده نشده.
آنچه که شما محاسبه نادرست کرده اید از قوم پرستی خودتان که معلوم میشود بسیار شدید است سر چشمه گرفته است. برایم اینکار شما مهم نیست ولی آنچه که مهم است اینست که انسانهای بیمار مثل شما مغرضانه عناصر شریف و وطندوست را جبرا ًبه طرف قومگرایی میکشانند.
و اینکار شما در شرایط موجود بدتر از پاکستان مزدور و ایران خونخوار است.
خدا شما را هدایت فرماید تا مردم را از دریچه کینۀ تان نبینید. و تمام اقوام محترم و گرامی افغانستان را به اتحاد تشویق نمایید تا وطن تجزیه نشده در آینده فرزندان ما برای ابد خدمتگار بیگانگان نباشند. وسلام


اسم: سلیمان راوش   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.08.2010

بجایی تجزیه یا تقسیم افغانستان، چرا باید پاکستان تجزیه نشود؟


اسم: رزاق   محل سکونت: هالند    تاریخ: 23.08.2010

داریوش مقری,
داریوش جان، چرا اینقدر عقدهٔ داری؟ فکر میکنم که کدام مشکل خانوادهٔ گئ داری؟ در انتخابات گذشته ۹۰ در صد از رای دهنده گان محترم بشر دوست پشتونها بودند. داریوش جان کوشش کن که خود را از این عقدهٔ و ناراحتی که در د ل ات جاه یافته نجات بدهی که خدا نخواستهٔ اطفال تان مبتلا به این مر ض نشوند! کینه، تهمت و شرک یکی از گناه های کبیره شمرده میشود.


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.08.2010

محترم تورجان،
طوریکه تاریخ نشان داده و حالا هم در بعضی نشرات به نظر میرسد، دشنام و تهمت زدن عمومی به تمام پشتونها بنام فاشیزم از حلقات سیاسی ای بر میخیزد، که در طول جنگ داخلی - به اساس عقده شان - خون ریختند و بعد از سال ۲۰۰۱ در حکومت سهم بزرگ دارند. امروز من در یک مطلب آلمانی خواندم، که سبب اشاره کردن به دیگران، کوشش خاموش ساختن مشکلات روانی خود انسان است. حالا شما خودتان قضاوت کنید. در طول ده سال اخیر میدان سیاسی برای شماو همفکران تان باز بود. چه تخمی کاشتید، که ثمر اش را نه تنها ملت افغان، بلکه جامعه بین المللی جمع کرده نمیتواند.


اسم: تورجان   محل سکونت: قندهار    تاریخ: 23.08.2010

تجزیۀ وطن ناموفق است. ولی موضعگیری محترم نوری صاحب هم از عمق پشتونیزم مدرن برخاسته است. این پشتونیزم مدرن با مافیزم قبیلوی طالبی و پاکستانی شریک است و استبداد و فاشیزم قومی را در افغانستان تقویت میگند. دلیل اصلی طرح تجزیه توسط باداران اصلی طالبان امریکا که با استراتیژی مخفی حامیان اصلی طرح طالیبیزم یعنی آی اس آی وانگلیس یکی است، اعمال فاشیستی، تروریستی و وحشت طالبان در ولایات جنوب است. این طالبان و اقوام پشتون بودند که زمینۀ تجاوز خارجیان را به افغانستان آماده نمودند. اگر پشتونها از فاشیزم دست بردارند و در کنار دیگر اقوام در محیط دیموکراسی زندگی کنند مفکورۀ تجزیه در افغانستان مطرح شده نمیتواند.
اول نوری صاحب باید از خود و از قوم خود شروع کند. دیگر زمان ناسیونالیزم دروغ و سنگ وطن پرستی جعلی گذشته است. تمام اقوام آزادی، برابری و عدالت میخواهند. تمام اقوام میدانند که کدام قوم افغانستان را بکام جنگ، وحشت و بربریت برده است. کدام اقوام نوکر آی اس آی و پاکستانیهای نوکر و مزذور انگلیس و امریکا هستند. دیگر با فریب، دروغ، زور و قتل عام اقوام دیگر نمیتوان حقایق را وارونه کرد.
نوری صاحب از امیردوست محمد خان مشهور به همکار انگلیس و امیرعبدالرحمان خان کسی که دشمن سرسخت انگلیس ایوب خان را در معامله چتل با انگلیس از بین برد و افغانستان را سالها از آزادی، عدالت و نور علم محروم کرد. این دوره در تاریخ دوره تسلط جاسوسی، ظلم و زندان است. نوری صاحب به آن افتخار میکند. نوری صاحب شاید امروز هم هوای ظلم، استبداد و دیکتاتوری عبدالرحمان را میخواهد. از این افشا که نوری صاحب از دل طالبان و امارت استبدادی طالبان را ستایش میکند. نوری صاحب چشمان خود را خوب باز کن هیچکس در افغانستان از تجزیه حمایت نمیکند و هیچکس طرفدار طالبان و فاشیزم قومی نیست. تورجان قندهاری


اسم: shisha khoor   محل سکونت: pol e sokhta    تاریخ: 23.08.2010

سلام به هموطنان عزیز. مفکورۀ تجزیۀ افغانستان صرف از طرف دشمنان وطن مطرح می شود. چون تعدادی جاسوسان بیگانه ها می خواهند برای منافع بیگانگان زندگی مصالمت آمیز ما را ویران سازند. مرگ بر جنگسالاران تجزیه طلب. مرگ بر نوکران ایران و پاکستان. زنده و جاوید باد افغانستان


اسم: شاه محمود زمانی    محل سکونت: ســـــويس )    تاریخ: 23.08.2010

گردانندگان ارجمند پورتال افغان جرمن را حرمت!
خبره گان ارجمند آقايان نوری، انوری، سيستانی، عباسی و خانم نظام دايمأ با نگرش ژرف و پژوهش پی گير عقب هر درد افغان و افغانستان عزيز قرار داشته با توانمندی قلمی، ذهنی و وطن پرستی انراانعکاس داده، مسبب را معرفی و راه علاج دردها، رنجها، فريادهای اين مردم بدون را روشن و شفاف ساختند. اگر در کشور وجدان بيدار ميبود، اگر همه افغانها چون اين نويسندگان پويا درک و احساس را ميداشتند. و اگر همه قلم بدستان، تاريخ نويسان، شعرا، نويسندگان، پژوهشگران اقتصادی، کلتوری، فرهنگی، نظامی و سياسی سالم، بدون غش ميبود، استقلال ميداشتند، وابستگی اتنيکی، تباری، سمتی، زبانی نميداشتند و قلم خودرا قبلأ به استخبارات های بيگانه نميفروختند. ديگر وحدت، همبستگی تمام افغان امين و راه بيرون رفت از همه مشکلات پيدا ميگرديد.
اما افسوس و صد افسوس !!
از همه پيشتر و بيشتر نويسندگان ما در خدمت خصم قرار گرفته با سيه مشقی، کج قلمی، سردادن چرندو جفنگ بر زخمهای خونين مردم نمک پاشيده چون دولت سالاران کابل بيشتر در خدمت ارتجاع منطقه ايران، پاکستان، روس و بدبختانه تاجکستان، ازبکستان قرار دارند. طور نمونه به اصطلاح «دوکتور اسدالله حبيب بيدل شناس » که از کوچه عارف بزرگ عبدالقادر بيدل نگذشته است. و از سواد دری عاجز است تحت نام کانديد اکادميسن تحت عنوان « بيدل و تجدد » اين عارف نيم قاره هند را نيز (مال ايران) گفته شعر تصوف اين عارف را در خدمت اخوند های سياه انديش و عقبگرا ايران قرار داده تا در شهر هامبورک لب نانش را استخبارات ايران چرب سازد.
در حاکميت وطن فروش معروف ببرک کارمل رئيس پوهنتون کابل بود. طوريکه همه اگاهی دارند پوهنتون کابل يک تعداد محصلين که از ولايات دور بودند در ليليه های جابجا تمام عاشه انها بدوش دولت بود. جناب رئيس صاحب چندين سال از پول خريد ضروريات محصلين و مواد خام غذای انها سوء استفاده نموده تا انکه محصلين ليليه ها به تظاهرات پرداخته و رئيس صاحب کنار رفت.
بنأ با احترام از پويا مردان صاحب قلم تقاضا، تقلأ و خواهش نموده که مسبب درد رايافت و انرا افشاه نمود. عناصریکه مزدور بيگانه و بخصوص استخبارات بيگانه بوده با سيه مشقی ها، کج روی و کج انديشی به آسياب دشمنان افغانستان آب بيشتر را سرازير نموده، اين مزدوران يکی هم نويسندگان استخدام شده ميباشند بايد از طرف سايت وزين افغان جرمن پيگير تعقيب و افشاه شوند تا اذهان مردم در حالت تردد را مغشوش، افسرده، ناراحت نساخته هر قلم بدست مزدور که بگونه تاکتيکی تجزيه افغانستان را تحت عناوين مختلف برملاه سازند بدون گذشت زمان رسوا شوند و يا عناصر ديگر که خود، شرف، وجدان، ضمير، ناموس خودرا به بيگانه ها فروخته و ملت را بار، بار از عقب خنجر زده معرفی گردد تا افغانستان از گزندها نجات يافته ملک اصلی خودرا و فرزند واقعی خود را پيدا و سرنوشت خود را با غرور به اختيارش بگزارد. با حرمت فراوان خدمت همه عزيزان( شاه محمود زمانی ـ سويس )


اسم: ابراهیم زرمتی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 21.08.2010

هموطن گران قدر نوری صاحب
مبتکران تجزیه اجنبی های بیگانه پرست از پار دریا و پار پنجاب بعد از اشغال ائلی ذریعه شوروی دست به کار شدند و با اولین بیانیه افتتاحیه محمود جان بریالی در محبس پلچرخی نیت شوم اجنت های تازه به دوران رسیده اشکار گشت و سقوط یک شخص که وابسته به باند بود آنرا به اکثریت فاشیست و بی فرهنگ ارتباط داد.
درین مورد مراجعه میکنیم به صفحه 326 کتاب مثلث بی عیب نوشته محترم شاه محمود حصین:
فردای روز بعد محمود بریالی با صمد ازهر و شماری از کادرهای پرچمی در میان گروهی از محافظین روسی به محبس آمده همراهان او با شانه دادن به یکدیگر محمود بریالی را بر دیوار بلاک بلند کردند. بریالی با احساسات تند و تیز به زندانیان از سقوط رژیم به اصطلاح او فاشیست و شئونیست و اکثریت بی فرهنگ و....و
بعد ازینکه وطنفرشان حرفوی تاج و تخت را به زور سر نیزه قوای اشغالگر بدست آوردند، دست به فعالیتهای ضد پشتونی و ضد ملی و درین مورد دو گروپ ورزیده تحت رهبری پشتونهای انتی پشتون یکی تحت رهبری نورالحق علومی و دیگری تحت رهبری غلام دستگیر خروتی که حالا روشنپال شده تشکیل داد و این دو گروپ وظیفه داشت تا با در نظر داشت تفاوتهای کلتوری پشتونها را عقب مانده و بی کلتور وانمود سازند و راه را برای نصب کادرهای انتی پشتون تاجک و پشتونهای انتی پشتون آماده سازند. این جنایتکاران حرفوی بعد از یکجا شدن با باند جنایتکار جمعیت ربانی، ائتلاف شمال را علیه پلان صلح ملل متحد تحت رهبری ک- گ- ب- تشکیل داد و آن پلان انسانی را یکجا با اردوی دشمن شکن و حاکمیت ملی که ثمره ملیونها افغان بوده نابود ساخت و آنرا ابتکار رهبر پرولتاریا "ببرک کنرمل"(*) و انقلاب اسلامی خواند.
حالا هم که دولت نیم بند کرزی برای صلح تلاش مینماید این باند جنایتکاران حرفوی در وجود جبهه ملی به اعمال ضد ملی و میهنی ادامه میدهند تا پلان صلح کرزی را یکبار دیگر با خاک و خون یکجا بکشاند.
وطنداران شرافتمند، با ایمان راسخ به وطنفروشان حرفوی و جاه طلب مقابله نمائید و نگذارید که باز هم وطن جنگ دیده ما در گودال آتش و خون از دست اجنبیهای بیگانه پرست غرق شود.
با احترام (*) کنر در زبان فرانسوی به (احمق) و (خر...) گویند. اداره


اسم: ف، هیرمند   محل سکونت: کابل    تاریخ: 21.08.2010


تدابیری برای حفاظت از تمامیت ارضی


اسم: دکتور محمد نادر عمر   محل سکونت: لئون    تاریخ: 20.08.2010

وطن پرور گرانقدر آقای ولی احمد نوری

طلیعۀ سرشار و درخشان عشق و محبت شما به مام وطن پیوسته تابان و شگوفان بوده کسانیکه با شما معرفت و شناسایی دارند علاقه مندی و وطندوستی شما را اذعان می دارند.
مفکورۀ تجزیۀ افغانستان گرچه از زمان ایجاد پاکستان و حتی قبل از آن وجود داشته که خط تحمیلی دیورند نشانۀ آنست و متعاقب بوجود آمدن کشور پاکستان از طرف لویه جرگۀ افغانستان ملغی دانسته شد اخیراً اظهارات سخیف (رابرت بلیک) سفیر اسبق امریکا در هند در مورد تجزیۀ افغانستان ملت افغان را تکان داد که شما به نشر رسانیدید.
افغانستان که پنج هزار سال قبل ،آریانا نام داشت و دو هزار سال پیش بنام باختر مسمی گردید که مرکز آن بلخ بود هنگام ظهور اسلام خراسان نامیده شد و از 1747 میلادی به اینطرف نام افغانستان را بخود گرفت ملت افغان یک ملت واحد افغانستان تجزیه ناپذیر بوده افغانها آزادی و تمامیت ارضی شان را حفظ نموده اند.
انگلیس و روس با وصف کشور گشایی های شان به اشغال و تجزیۀ افغانستان توفیق نیافتند. امروز پاکستانی های غلام مشرب تجزیۀ افغانستان را به خواب می بینند (شتر در خواب بیند پنبه دانه) که علت این گستاخی موجودیت یک حکومت ضعیف و بی کفایت در افغانستان است.
حکومت موجودۀ افغانستان که توان حراست تمامیت ارضی آن را ندارد باید استعفی نماید و وطندوستان صدیق و با اهلیت زمام امور را در دست گیرند. و من الله التوفیق
با عرض حرمت
محمد نادر عمر


اسم: حاجی مهاجر   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 20.08.2010

دافغانستان تجزیه هسی یوه ناکامه او پردﺉ ډرامه ده !


اسم: محمد اسحق نگارگر   محل سکونت: برمنگم انگلستان    تاریخ: 20.08.2010


آیا اعضای ملل متحد درآن سازمان حقوق مُساوی
دارند یا اینجا نیزهمانند جمهوری
جانورانِ جورج ارول برخی ها
بیشترازدیگران مساوی
استنـــــــد؟


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 19.08.2010

It is very correct to occupy qualified, honest people all resposible positions in country but unfortunately those so called qualified and capable personalities like driver(former chad driver) Mr. Marshal? Fahim, Mr. double Abdullah,Mr. Qanooni, Mr. Mohaqiq, Mr. Saiaf, Mr. Rabani ( 1992 to 1996), Mr. Ata, Mr. Khalili, Mr. Hekmatyar( 1992 to 1996), Mr. Ahmad Zia Masoud(recently), Mr. Dostum and more are well known national and international as killer, robber, and criminals .

Second type of qualified personalities like Mr. Karzai, Mr. Arsala, Mr. Ahadi, Mr. Danesh, Mr. Abdul Rahim Wardak, Mr. Farouq Wardaq, Mr. Rahin, Mr. Spanta and more are cooperating in robbing with above personalities in an excellent manner, specially Mr. Karzai, he is playing as coordinator of those mafias very well, he got a special training with help of Mr. Zalmay Khalilzad in the past. He is the main guilty guy!

Some Pashtonen are saying, Mr. Karzai was selected by Pashtonen, it is not true, all elections are falsified, I do not want to mention his name now, he was governor, he told very loud and clear on phone which is recorded, that we simplified the mechanism of elections, namely, we have two rooms( small and large rooms) in one of these rooms are waiting Media and in another one(large room) are waiting selected people for election and in short time will start our election and we are making of selected people huge line which it can be seen as long long line in TV camaras. Also, so look liks announced democracy!

Because of those sold qualified people is burning the country, the soldiers of foreigner countries, specially of USA and UK bombing blind every where, torturing by night and day children, women, old people and putting into jails the common innocent people in general, even double Abdulah enjoyed the blind bombing from very beginning via TV, who acted later on as foreigner minister for the whol? nation in country, he said once, we can eliminate through logo Taliban all those arrogant Pashtonen now, even such robber, killer and criminals are not worried at all when they get advise to support the killing of their Amer Saheb ( Saheb word was created in Indian and it was used only for occupier UK people in Indian by their servants). In fact all of them was pudle of martyr Ahmad Shah Masoud, so, under logo Al Qaida can be carried out such dirty job too! even in Youtubes are demonstrated his killing as such!

CIAs is in cheating, in falsifications, in misleading and in upside down real experts, they are thinking they are more clever but they made a huge mistake, the patriot Afghans are more clever, step by step will appear every thing on time! I know it that those sold people are wealthy and they have high position with help of their BOSSES und supporter now( like their Sub BOSS Mr. Khalilzad said once in TV, he did for Mr. President G. W. Bush good works, namely made it possible to replace the created group in Quetta from deceaed former General Abdul Wali in year 1995 and put Mr. Mullah Omar on the top and he guided then this group with enthusiasm) to enter into Afghanistan, , he did really an excellent job, he was later on too that he united all those robber and in killer in year 2001, so, Mr. Daryush Maquri, they needed such sold people, this why they selected such rubbish people in Bonn in year 2001 and they let to run many joung and naive people for themselves to make intrigues and do for them their dirty jobs, Ms Farishta has relation to Masoud dirty clan, like ROBLE TIME IS OVER, SO IT WILL COME THE TIME THAT THE DOLLAR TIME WILL COME TO OVER TOO, also think about this point!

Thanks Pashtonwali, thanks our tradition, thanks our proud being to be Afghan that the last supper power is trembling in spite of their huge criminal weapons, the nation of Afghanistan got bitter experiences because of their wild and criminal behavior as occupier and the qualified robber, killer and criminals accelerated the speed of resistance of nation very much, I like our nation very much therefore I do not want to attack you Mr. DARWISH MAQURI? because you are doing your dirty job blind and you are really poor guy!


اسم: عبدالجليل جميلي   محل سکونت: کليفور نيا    تاریخ: 19.08.2010

آغای گرامي داربوش مقری! نميدانم اسم مبارک تان داريوش ايراني مستعار است يا مقری افغان و يا هردو ؟
اما بهر حال تأسف برين است که چرا شما و يا امثال تان فقط پبش پا را دیده و سخنهایی به کیف خود را ( بي خبر از اخبار روز مستند وطن تان ! اگر افغانستان باشد؟) بر مطبوعات معصومی به نام آزاد ميريزيد.
من بشما جوان بي خبر از اخبار وطن تان - منحيث يک برادر ِ فقط افغان تان و بس ( نه شنگ دار و قوم پرست آلچه مذهب !) متن مستند ذيل آژانس خبری وقت منتشرهٔ همين ۸ ماه پ‌يش دولت آغای کرزی را جنساً انتقال ميدهم و شما اگر ميدا‌نيد و ميشناسید - و نه بيخريطه فیر!- که چرا در همان ماه قوس ۱۳۸۸ از جملهٔ پنج وزیر برحال گرامي مختلس ؛ معرفي شده به ولسی جرگه ۴ غير پشتون است و بک پشتون و از جملهٔ - پنج وزير سابق معرفی شده بازهم ۱ پشتون و همچنان از پنج والی والاشان باز هم ۱ پشتون است و عطاجان نور که شاخ هم بسر دارد ! و باقی لست را خود حلاجي کنید و چه بهتر که باز از مخزن وجدان و قلم با ايمان تان (اگر ضرورت باشد!!) مطلبک غبر شرم آوری بر کاغذ سفيد بيداغی بريزيد که هم خدا راضی باشد و هم خودت سر بلند و مردم خوش ! با سلام باز هم هموطنانه

اژانس خبرى وخت
شهر كابل
۲۵ قوس ۱۳۸۸

منابع آگاه در لوى سارنوالى افغانستان و شوراى ملي به آژانس خبرى وخت گفته اند كه ۲۱ تن از مقامات عالی رتبۀ دولتى به اخذ رشوت و فساد ادارى متهم اند كه لست نامهاى آنها امروز به ولسى جرگه تسليم داده شد.
اين منابع لست را در اختيار آژانس خبرى وخت داده است كه در آن نامهاى ۱۱ وزير اسبق و فعلى، ۶ والى فعلى واسبق و چندين رييس عمومي، مشاورین وزرا و مسؤولين دولتى شامل است كه،از موقف دولتى سوء استفاده نموده و مبالغ هنگفت را حيف و ميل نموده اند.
درين لست چندين وزير و والي اسبق حكومت كرزى، وزيران فعلي و تعدادی از مشاورین و وزيران و رييسان عمومي شامل اند كه گمان ميرود تعداد شان در كابينه بعدى هم عضويت داشته باشند.
درين لست وزيران فعلى خارجه آقاى رنگين دادفر سپنتا، وزير داخله آقاى حنيف اتمر، وزير حج و اوقاف محمد صديق چكرى داماد استاد رباني، وزير اقتصاد جليل شمس، سر مشاور وزير رييس جمهور آقاى نعمت الله شهرانى شامل اند.
بر علاوه اين افراد لوى څارنوالى افغانستان اسماى تعدادی از وزراى قبلى كابينه و والى صاحبان ولايات را نيز درين لست به ولسي جرگه تسليم نموده اند كه درباره اختلاس و فساد آنها اسناد و مدارك در دست دارند.
همچنان در لست اسماى وزراى سابق حكومت كرزى، حميدالله قادرى وزير ترانسپورت، اكبر اكبر وزير مهاجرين، آقاى رامين وزير زراعت، عنايت الله قاسمى وزير ترانسپورت، اقاى فرهنگ وزير تجارت، خانم مسعوده جلال وزير زنان نيز شامل اند.
برعلاوه وزيران يادشده، درين لست نامهاى شير محمد اعتبارى، بسم الله بسمل نيز شامل است.
همچنان در لست واليان، والى ولايت بلخ عطامحمد نور، والى غزنى عثمانى، والى كاپيسا، والى بدخشان باز محمد احمدى و والى اسبق خوست اقاى پټان ياد شده اند كه از موقف دولتى خود سوء استفاده و اختلاس نموده اند.
بر علاوه وزراى كابينه، واليان، رييسان عمومي، چندين تن مامورين وزارت حج و او قاف نيز به اخذ رشوت و اختلاف درين لست متهم اند.

منابع مطرح و مهم در لوى څارنوالى افغانستان و شوراى ملي به وخت گفته اند كه در پهلوى اسماى افشاء شده ارقام، اسناد و دلايل نيز ارائه شده كه به استناد آن اين مقامات متهم دانسته شده اند.
در باره تعدادی ازين مقامات گفته شده كه در چندين معاملات و براى سالهاى طولانى از منابع دولتى و مردمى سوء استفاده نموده اند.
لست نامهاى ياد شده امروز از طرف معاون لوى څارنوالى آقاى فقيريار به هيئت رهبرى ولسى جرگه تسليم داده شده.
احمد بهزاد نماينده مردم هرات : درين لست تعداد ۱۵ تن از وزيران فعلى و اسبق شامل اند كه در حدود ۵ تن آنها در اداره فعلى كرزى سمت وزير را بعهده دارند.
گفته ميشود در قسمت دوم لست اسماى تعدادی از وكلاى مردم از ولايات مختلف و مقامات درجه دوم و سوم نيز شامل اند.
خبر واديت: رحيم الله سمندر
آغای مقری عزيز - اين شما و اين کفهٔ ترازوی افغانيت تان !!


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.08.2010

محترم داریوش مقری،
بازار مفکوره تجزیۀ افغانستان هر زمانی گرم میشود، که کسان قلیلی مثل شما تحت نام حق طلبی برای قوم شان، وجدان و غرور افغانی خود را گاهی بنام کمونیزم، گاهی بنام اسلام و بلاخره بعنوان دیموکراسی و تمدن میفروشند.
ایجاد طالبان و زنده شدن دومی شان نه محصول جهالت پشتونهاست، بلکه بی اتفاقی، خورد و بورد و بی عدالتی آنانی بوده، که سالها خاک را بر چشم جامعه بین المللی زده و خود را متمدن و دیموکرات جلوه می دهند. باور کنید، که اکثریت اقوام غیر پشتون احساس اعتماد به نفس دارند. ولی چند بازیکن قلیل سیاسی این قومها بجای اینکه به زبان، سطح زندگی و رفعت قوم شان بپردازند توهین و ملامتی به اکثریت پشتونها میزنند. باری در کشور شنیده بودم، که هر که مکتب رود آدم میشود. چه فایده دارد، دختران و پسران را به مکتب فرستادن، مگر که مثل شما استاد داشته باشند. تعصب در مقابل زبان را کسانی دارند، ولو از هر قوم باشند، که از زبان خود نا آگاه اند.


اسم: افضل کندهاری   محل سکونت: ویرجنیا    تاریخ: 19.08.2010

سلام به همه عزیزان!
گویند:-
"سخنی که از دل خیزد در دل نشیند"
شفاف ترین گپ و خیراندیشانه ترین نظر, نظر و پیشنهاد آقای عارف عباسی میباشد که در دریچه نظریات مندرج گردیده است؛ بیائید که بدان عمل کنیم و دامن قیل و قال را بر جینیم چنانچه شاعر گوید:-
نیم کردار از دو صد گفتار به-


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 18.08.2010

دوستان خبیر پورتال افغان جرمن آنلاین سلام!
من مصاحبۀ جامع و کامل و پر محتوی نویسندۀ وطندوست محترمِ ولی احمد نوری را که به همت جناب سیدال هومان از طریق پورتال افغان جرمن آنلاین پخش شد، با گوش جان شنیدم، سخنان جناب نوری صاحب با ادای کلمات و قاطعیت زبان شان، در شنونده ها دو نوع انعکاس را بیانگر بود:
1 :
به شنوندۀ وطندوست و وطنپرست، نیرو می بخشید، ترس از تجزیه را در او زایل میکرد، قوت قلبش را بالا میبرد شجاعت از دست رفته و ضعیف شده اش را، احیاو دوباره سامان میداد. شنودۀ وطتنخواه با چنین انرژی دست یافته، میتوانست بشکل بسیار خوب به دفاع از ارزشهای ملی و تاریخی بپردازد.
چرا ؟
بخاطریکه سخنان محترم ولی احمد نوری جز وطنپرستی، ریایی در میان نداشت، از سخنانش پیدا بود که او نزد وجدان و مردم خود سر فرازتر ازآن بود که توقع میرفت.
آنچه او بیان کرد سخنان دل یعنی از قلب پاک ِاو سرچشمه می گرفت، از عمق یک عشق بر میخواست و هرگاه هر سخن با عشق ( مثل سخنان مولانا) آمیخته باشد واضحا بر دلها اثر فوق العاده دارد. سخنان وی نیرو بخش جامعۀ وطندوستان بود که ارزش آن بالاتر از دها نوشته و مقاله میباشد. همچنان سخنان وی زمینۀ بارزی برای اتحاد اقوام میتواند باشد.
2 :
به شنونده ایکه پشت بوطن کرده و مزدور و گماشته شده بود، سخنان محترم ولی احمد نوری ضربت مرگ افزا بر نیت شوم که در برابر وطن داشتند وارد میکرد.
تاثیر این سخنان، نور مهتابی بود که دزدان را در کار خیانت و جنایت به هراس انداخت و نهاد خیانت کاران را بلرزه آورد.
همچنان سخنان وی پیام روشن به آن مزدوران بیگانه بود(که میدان را برای تاخت و تاز خود شغالی دیده اند)به این معنی که :

گمان مدار به آخر رسیده کار مغان *** هزار بادۀ ناخورده در رگ تاک است.
یعنی این سرزمین زایل نشده است که هر گماشتۀ خیال نابودی وطن را در سر داشته باشد. افغانستان پاسداران بسیاری مثل ولی احمد نوری در سنگر دفاع خود دارد.
در پایان سخنان با ارزش محترم سید عبدالله کاظم راارج گذاشته، لازم به تذکر میدانم اینکه محترم عارف عباسی باچنین بحث های روشنگرانه خدمات بس ارزندۀ را در راه سرفرازی و اعتلای وطن براه انداخته اند. پروگرام وزین ایشان سنگر تسخیر ناپذیری در برابر حملات دشمنان وطن میباشد. اینچنین سنگرها در شرایط کنونی تاریخ باارزشی را به آیندگان بمیراث میگذارد.
همه وطندوستان سر بلند، سر افراز و مؤفق باشند.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 18.08.2010

بارتباط مفکوره تجزیه افغانستان !

این موضوع ناخوش آ یند ، منحوس و دردناک بحیث یک موضوع داغ و جوشان توسط دانشمند محترم ولی احمد نوری بر مبنی وظیفه ملی در پورتال ارزشمند افغان جرمن آنلاین بنظر خواهی گذاشته شد. باستثنی تعداد محدود نوشته ها که بفروعیات پیوست وبجهات مختلفی که کمترین ارتباطی باصل مضوع داشت کشانیده شد. خوشبختانه تعداد زیاد نوشته ها ضمن ابراز احساسات خاص افغانی جنبه های عالمانه تحلیلی از لحاظ تاریخی وسیاسی داشت که انصافا" آموزنده بود.
خلاصه هم موضوع نهایت مهم و حیاتی بود وهم نظریات جدا" قابل غور و توجه بود . تعقیب روزمره این بحث افکار مرا سوی دیگری جولان داد که باید از این بحث همه جانبه با سهمگیری عدۀ کثیر از صاحب نظران ، دانشمندان ،فضلاء وملی گرایان نتیجه گیری مثمری صورت گیرد .
ما خود نوشتیم وخود خواندیم البته که خالی از مفاد نیست وخود شیوه روشنگری است .آیا بهتر نخواهد بود که بحیث نتیجه گیری ازاین نظرپردازی ها، برای این موقف و افکار ملی اکثریت هموطنان مسیر مؤثری را سراغ کرد تا آواز افغان در قبال چنین دسایس و مفکوره ها شیطانی بگوش مقامات ذیدخل ماجرای افغانستان رسانیده شود که خود ایجاب یک تشکل ملی سیاسی را مینماید که بر بنیاد اتحاد ادیشه ها ایجاد گردد.
با تجاربی تلخی که در آرزوی ایجاد یک حرکت ملی ومشکلات و موانع آن دارم اینبار بعرض میرسانم که صرف از لحاظ اشتراک اندیشه ها وافکار و نظریات با هم متحد شویم که اینکار در چوکات پورتال افغان جرمن آنلاین امکان پذیر خواهد بود و ضرورت ومصارفی را احتوا نمیکند حظور فزیکی در یک محل نخواهد بود، زحمت سفر وجود نداشته و مصارفی را ایجاب نمیکند.
تعدادی از نویسندگان محترم که از طریق این پورتال با نظریات همدیگر آشنایی پیدا کرده و وجوه مشترکی را طرز تفکر همدیگر درک نموده اند دور یک تشکل ملی خبرگان افغانستان ثبت قانونی شده باطلاع عامه رسانیده شده ،عضویت محدود بهموطنان بیرون از کشورنبوده دانشمندان درون کشور در آن شامل شده میتوانند .
اطلاق نام این تشکل و مراحل قانونی آن محتاج بحث همگانی است .
این تشکل موقف خودرا در قبال مسائل مهم وملی افغانستان بموافقه تمام اعضای تشکل تعین نموده آنرا بزبان های معتبر دنیا ترجمه در امریکا به کانگرس ، وزارت خارجه و وزارت دفاع و در صورت امکان برسانه های معتبر امریکایی و در سائر ممالک بقامات حکومتی وپارلمانها واحزاب مخالف و جامعه اروپایی وقوماندانی ناتو ارسال نمایند .
درینصورت افکار و نظریات بخود بگو وخود بخوان باقی نمانده قدم استوارتری بطرف یک هویت ملی برداشته شده صدای افغان وطنپرست دیگر مرز ها نشناخته در آگاهی دیگران با بیان حقایق راه خود را می یابد .
وطندار عزیز درین بحث خاص کافی گفته شد و خوانده شد من به چنین نتیجه رسیدم . شاید اینباربازهم مثل گذشته خیال پردازی کرده باشم و موضوع نا شدی را طرح کرده باشم .
پیشنهاد دارم که اگر موافق باشیدبحث را به این مسیر بکشانیم .عدم موافقت شما حتی انتقادات سازنده وسالم شما نه تنها که موجب رنجش خاطر نگردیده بلکه باعث خوشنودی خواهد بود.


پایان


اسم: غوربندی   محل سکونت: بلجیم    تاریخ: 18.08.2010

با عرض سلام به همه!
سرودۀ زیبای علامه اقبال لاهوری است که میفرمایند:
آسیا یک پیکر آب و گل است
ملت افغان درآن پیکر دل است.
چند روزي است موضوع تجزيۀ افغانستان از طرف منابع مختلف غربي مطرح ميشود. به نظر میرسد ستراتیژی اداره اوبامه در جنگ با طالبان و شبکۀ القاعده در افغانستان به شکست روبروست. تجزیۀ افغانستان به دو بخش شمالی و جنوبی بحیث یک واقعیت بهترین انتخاب موجود برای امریکا و متحدین آن به عنوان بدیل میتواند باشد. خلاصه اینکه تجزیۀ افغانستان ظاهراً به نفع امریکا و متحدینش و به ضرر افغانستان و کشور های همجوارش بل خصوص پاکستان نو بنیاد و ایران آسیب پذیر ( با توجه به سیاست ها و گنده گوئی های بی باکانه احمدی نژاد و فعالیت های اخیر گروه سنی‌ مذهب جندالله در بلوچستان و سیستان) تمام خواهد شد.
حقیقت امر اینست که تجزیه و یا یکجا شدن هیچ کشور به دور از امکان نیست و افغانستان هم نمیتواند ازاین امر مستثنی باشد ولی آنچه درد آور و طاقت فرساست کف زدن به این پیشنهاد جنون آمیز از سوی یک تعداد کسانیکه به ذعم خودشان نابغه های سیاسی کشف ناشده هستند ولی در حقیقت سیاست را به قهقرا کشانیده اند، می باشد.
این افراد و اشخاص دقیقا همان کسانی هستند که در به قدرت رسیدن اوبامه هم دهل و سرنی زیاد نواختند که گویا اوبامه در خواب غفلت اینها ظاهر شده بود و وعده های چرب در راستای به حقیقت پیوستن رویاهای دیرینه شان به آنها داده بود
ولی دیری نگذشت که دریافتند آبروی خود را خود بدست خود به یغما بردند و طشت رسوائی شان را به سما..
با توجه به درک ضعیف و تحلیل سطحی این اشخاص از تحولات سیاسی جهان و افغانستان, یک مطلب را به صراحت بیان میکنم
نشود روزی افغانستان تجزیه شود و کسانیکه امروز صرف با شنیدن این پیشنهاد در نشست های خود تقسیم شرینی میکنند فردا در بدبختی ابدالدهر محکوم به زندگی زیر خط فقر شوند!؟
چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني؟
و سلام


اسم: رحمت آریا   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 17.08.2010

جناب نوري صاحب بزرگوار

عرض ادب و حرمت تقدیم است و آرزومند صحت و سلامتی وجود عزیز و مبارک تان هستم
سرانجام از طریق افغان جرمن آنلاین به برکت زحمات بیدریغ انجنیر صاحب سیدال هومان قادر به شنیدن مصاحبۀ تلویزیونی خیلی جالب شما شدم ، من تلویزیون های افغانی را عمدتأ بنا بر ملحوظات معینی که دارم اصلأ نمی بینم و نه آنقدر باعث تحریک علاقۀ من می شوند تا وقت خویشرا صرف آن نمایم 0 در واقع وقت کافی هم ندارم که عامل معین کننده در این تحریم شده که اگر بتوانم واقعأ نامش را تحریم بگذارم.
به این صورت مصاحبه را از سر تا به پا با کمال دقت و علاقمندی فراوان دیدم و شنیدم ، آنچه باعث تحریر این نامه گردیده همانا انگیزش احساس درونی من است که مرا ودار به تحریر آن ساخت و صدای متین شما بیانگر آن عشقیست که شما به وطن و مردم داغدیدۀ آن دارید و شما آنرا با چنان احساس توأم با متانت ابراز کردید با ضم اینکه صادقانه حسادت مرا بر انگیخت ، که من آنرا چون موجی در رگ رگ وجودم لمس کردم و همین احساس است که ما را بیشتر با پیوند مشترکات تأریخي تأریخ دیرینۀ وطن نزدیکتر می سازد . بی جا نخواهد بود بگویم حس وطنپرستی شما آنقدر داغان است که حرارت آن هر وطنفروش و خائن را می سوزاند و گرمای سوزان این حرارت را میتوان در سطور مقالۀ اخیر تان دید . بدون تردید افغانستان را هیچ کسی و هیچ خفاشی تجزیه کرده نمی تواند ولی یاد آوری چنین کلمات مستهجن چه از داخل و چه از خارج برای هیچ افغان واقعی پذیرفتنی و شنیدنی نیست و همان است که همه افغانها بدون در نظرداشت تعلقات قومی، زبانی و سمتی به دفاع از آن بر می خیزند و عکس العمل شدید نشان می دهند . این خود مؤید عشق همه افغانها به کشورشان است
اینکه شما از قوماندان مسعود و ربانی و طالبان و حکمتیار و سایرین یاد آوری بسیار مستند و قوی کردید مشت محکم دیگر بر پوزه معامله گران و سودا پردازان جاني بود که دیگر قدرت و توان دفاع از خود را ندارند ، این صحبت ها خود بیانگر درک عمیق شما از مسایل کشور است که بدون تردید افغانها از شنیدن آن لذت برده اند، بروس ریچاردسن که شما از وی یاد آوری کردید مؤلف کتابهاو مقالات بیشمار است ولی دو کتاب بخصوص شان در مورد معاملات مسعود با روسها خیلی جالب اند که شما از یکی ان یاد آوری کردید و کتاب دیگریکه من آنرا ترجمه کرده و از طریق اداره دعوت مقیم ناروی به چاپ رسیده و افغانستان : رښتیا پلټنه نام دارد یاد آوری نه کردید زیرا شاید علتش این بوده باشد که درین اواخر چاپ شده و شما از آن اگهی نداشتید
من شاید توان یاد آوری و به خاطر سپردن همه مصاحبه شما را در طویل المدت نداشته باشم ولی آنچه را که شما در جواب جناب عباسی صاحب گفتید مبنی بر اینکه علت تحریر این مقاله تان چه بود و گفتید : عشق، عشق به وطنم، عشق به مردمم و عشق به افغانستانم ، این را تا که زنده هستم فراموش نه خواهم کرد زیرا در آن نوعی از احساس نهفته بود که تنها شیفته گانی چون شما آنرا بیان کرده میتوانند و بس و من آنرا با تمام احساسم لمس کردم
سلامتی وجود عزیز تانرا خواهانم
ارادتمند تان
رحمت آریا


اسم: افضل کندهاری   محل سکونت: ویرجنیا    تاریخ: 17.08.2010

با عرض سلام بدوستان!
بعرض برسانم که ملت افغانستان در میان خود تمیز نژادی و قومی ندارند و بسیار وجوه اشتراکی دارند که از جمله یکی آن,اخوت دینی و کلچر واحد و احساس افغانستان دوستی است.
چنانچه درتجاوز روس همه یکپارچه دشمن رااز کشور بیرون انداختند و کسانی مسایل پشتون و ازبک وتاجک را مطرح میکنن,افراد شکست خورده ای هستند که عقدههای درون کوپ شده خود را زیر نام اختلافات قومی تبارز میدهند-اگرچه تعداداین افرادزیاد نیست؛اما ضرر شان متصوراست و ایشان را باید شناخت.


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 17.08.2010

محترم ایرکین،
اگر درک شما از دیموکراسی موجودیت هزارها عسکر خارجی، رشوتخوری و حکومت جنگسالارانی چون اعطا، داود، دوستم، فهیم، خلیلی و دیگران میباشد. با این قضاوت تان تیشه را به ریشه خود میزنید. خاموشی اقوام غیور تاجک، هزاره، ازبک و یک قسمت بزرگ قوم پشتون بعلت فقدان یک جریان اصیل مردمی بوده، نه علاقه شان به غلامی زیر نام دیموکراسی. متاسفانه چه در گذشته و چه در حال، کاری که توپ و تفنگ اجنبی در خاک افغان کرده نمیتواند، بواسطه پول و مقام بدست اشغالگران میآید. جریان طالبان بیشتر جنبه شناختی از اسلام دارد، که پیش از کودتای ثور از آن سراغی در هیچ قوم افغانستان نبود. اگر شما امید به زیست صلح آمیز اقوام غیر پشتون در بین همدیگر بعد از تجزیه، با موجودیت جنگسالاران، دارید. لطفاً توجه به جنگهای داخلی بعد از پیروزی مجاهدین بر حکومت داکتر نجیب کنید.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 17.08.2010

It is very pitty and shameful, that few Afghans want to guide the dirty statement of former USA diplomats for their own intrigues, each Afghan either former refuge or none refuge have the duty and resposibility to react against such dirty statement, the patriot illiterate people will never keep themselves busy with such poison and criminal subject opposit to those so called educated people, the illiterated people are infact the real nation, those patriots sacrificed shoulder on shoulder for the country in the past and at the present time.

If some body is claiming that all Pashtonen are terrorists, then those people are real enemies of Pashtonen and they are slaves of Mullah regime of Ira, Russian, Tadjikstan and Uzbekistan.

Pakistan misused the refuge condition of Afghans during the former UdSSR fully, Pakistan have trained those artificial Mullahs ( of all ethnics) and they are under fully control of Pakistan at present time too.

It seem to me, we have not the capability to learn from the past, in fact those people are playing pitiless with the life of our Nation and they are giving a signal, yes, those diplomats are on the right way, it exist conflict among the the ethnics, in reality it does not exist at all.

If we remeber it the time of former communists, both groups of Parcham and Khalq was slave of former UdSSR, they enjoyed together the power at beginning and they started to kill innocent people with ethusiasm, there was no question of ethnic but later on they started to fight each other because of power and the intrigues of ethnic started prompt, we could see it the same , illness started by artificial Mullahs and we see it now too, yes, USDs are rolling now.

Even President of Iran want to open the door officially for his paid group Kharasany( Afghanistany) to invest money in agreement of Afganistan and Tadjikistan into creation of TV station for propaganda purpose and to confront USA with headache in additional.

On another side Mr. Hamid gul is representing the future of our country officially to media.

If we review the last 30 years, then we will realize it that by the created fatal disaster involved few Uzbeks, few Tadjeks, few Hazaras and few Pashtons and most of them are united in Kabul now.

I was in Kabul under instruction of Rome in year 1979 and I could see there the barbaric actions of all those few mentioned sold parasites and I was in Pakistan in year 1981 and I could see it the barbaric ations another sort of trained sold parasites under logo Islam. When we are talking about the nation and country then we have to be honest to the nation and country and do not act as cheater and to provide to foreigners for realising their dirty dream of dividing of our country.

The nation unfortunately enjoyed communism, Echwanism and pseude democracy, Sholai Jaweed is claiming now and saying it is their turn now, this why they are looking very hard in latine America for payment.

The nation will no country allowed to occupy Afghanistan and dividing slogane will neve and never realize in Afghanistan at all!!

Note: We should not see blind Mr. Rasheed from Pakistan as expert of Afghanistan, he has giving duty and he is doing his job well!


اسم: غنی   محل سکونت: هالند    تاریخ: 16.08.2010

سلام مجدد خدمت همه و خدمت صافی صاحب باید عرض کنم که من هم یکی از همانهایی هستم که شما هستید در هر صورت همۀ ما هموطنیم بدون اینکه مربوط کدام قومیم ولی طرز دید هایی مختلفی داریم این بدان معنی نیست که ما از همدیگر متنفر باشیم ولی باید آنچه در دل ماست بدون اینکه خاطر کسی برنجد (البته در مسایل مربوط به وطن)باید از دل بیرون کنیم و توهینی نیز نباید به هیچ قومی و شخصیتی نباید ازین طریق شود با در نظر داشت این نکات میخواهم خدمت تان عرض کنم که با وجود اینکه بنده بار بار عرض داشته ام که در افغانستان هیج قومی نسبت به دیگری برتری ندارد و تا بحال بصورت دقیق و علمی آن تثبیت نشده است که کدام قوم اکثریت است بامحاسبه هایی مجمل که نمیشود بسنده کرد ولی شما بازهم موضوع اکثریت و اقلیت را بیان داشته اید و هم خواسته اید که من از شما مدرکی هم در زمینه ای ادعا تان تقاضا کنم که این خود صحت این ادعا را شدیدا زیر سوال میبرد و حتی غیر صحت بودن آنرا واضح میسازد ولی بازهم عرض کنم که نزد من کوچکترین قوم کشورم از نگاه کمیت محترم و قابل قدر است به غیر از جانیان و قاتلان معلوم الحال آن وایکه اقلیت است و کی اکثریت کسی که ذهنیت روشن و مترقی داشته باشد ایل نزدش پوچ و بی مفهوم است به نظر بنده انسان بودن و انسانیت اخلاق اسلامی افکار ایجادگرانه مغز مبتکر و عشق به همنوع بهترین خصایل انسانیست تا قومیت و سمت و شما لطف نموده بگویید که نشر همچو افکاری مغشوشانه و قومگرایانه ای مثل دویمه سقاوی و اخیرا نوشته ای مصداق صاحب وامثال آن راه را برای تجزیه. کشور هموار نمی کند؟ و نظر مشخص شما در زمینۀ نشر همچو افکار فاشیست مابانه چیست مهم نیست که از طرف کدام قوم و یا جریان سیاسی باشد؟ و در اخیر باید خدمت تان عرض کنم که مثال را که برای من آورده اید تا جایی به خود تان صدق میکند و آن نیز آمار مجهول را که اول ارایه داده اید نمیدانم به کدام سایت انترنتی آنرا خوانده اید و یا بگفتۀ خود تانام زن همسایه شنیده اید خدا حافظ و ناصر تان باد


اسم: شمس الحق   محل سکونت: لندن    تاریخ: 16.08.2010

افغانستان را کسانی مثل نبی مصداق تجزیه می کنند. باور کنید.


اسم: توریالی ساپی   محل سکونت: شهر آرأ کابل    تاریخ: 16.08.2010

محترم غنی با سلام های مجدد!
صرف نظر از آنکه برای شما و اشخاص مشابه به شما قبول آن "اندکی" مشکل است، میخواهم برایتان خاطر نشان بسازم، که در افغانستان قوم اکثریت وجود دارد، و این قوم پشتون نام دارد!
امیدوارم از من مدرک و منبع نخواهید، چون طرح این سوال بسیار کهنه است و بی معنی. امیدوارم مرا و امثال مرا که با شما بدون تکلیف دری صحبت میکنند در قطار کس دیگری حساب نکنید، منهم از "همان ها" استم...
بهر حال اکثریت بودن پشتون ها به هیچوجه به معنی برتر بودن آنها بالای دیگران نیست، چنانکه برعکس آن نیز نمیتواند باشد.
همۀ اقوام که در بعضی از نقاط شمال کشور همین اکنون زیست دارند وارداتی نیستند، ولی شما نمیتوانید انکار کنید که یک تعداد زیادآنها از هجوم های روسیۀ تزاری و بعدتر هم روسیه بلشویک و ستالینی به خاک افغانها ریختند و دولت ماآنها را در آغوش انسانی و اسلامی خویش پزیرفت. ولی دریغا که برخی از این نمکدان شکنها، ستون پنجم را در موطن ما تشکیل داده اند.
به نظر شما با اینها باید چه کنیم!؟
غنی جان!
میخواهم برایت اطمینان بدهم که من به مثابۀ یک افغان هیچ هراسی از تجزیۀ وطنم ندارم. میدانید چرا؟ چون قدرتی نیست که به این عمل دست بزند و چه بدتر، به آن دست یازد. تمام نقشه های نظاری ها، پرچمی های طرفدار آنها، وحدتی ها و جنبشی ها از ماه ها قبل به افغانها برملا میشوند...اصلأ وقت خویش را به ناحق تلف نکنید، در غربت هم میشود کار های مفیدی پیدا کرد.
یک مسئلۀ اخیر. شما لطفأ یک بار "دویمه سقوی " را از نظر تیر کنید، بعد مطمئن شوید که کی آنرا نوشته و سپس قلم رنجه کنید. در غیر آن استدلال شما به زنی میماند که در جواب سوالی که این همه را از کجا میداند، گفته بود: " از زن همسایه!"
یار زنده و صحبت باقی غنی جان!
توریالی ساپی


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ورجینیا    تاریخ: 16.08.2010


تجزیۀ افغانستان، خیال است و محال است و جنون!


اسم: الماس   محل سکونت: کابل    تاریخ: 16.08.2010

با عرض سلام به همه!

عرض شود به غني از هالند که شکايت کرده که چرا افغان جرمن در اين بحث به نظریات افکار برتری جویی که هدفشان پشتون هاست، مسئله اقلیت و اکثریت را مطرح میکنند. او میگويد که همه اقوام کشور گلهای یک بوستانند و هیچیک نسبت به دیگری برتری ندارد پس چرا به نقطۀ مقابل ابراز نظر کرده و عکسل العمل نشان میدهيد.

من به نظر افغان جرمن کاری ندارم ولی همینقدر میدانم که ائتلاف کمونیستهای ببرکی پرچمی، شورای نظاری های جمیعتی و مسعودی، جنبشی های گلم جم دوستمی و دیگر جنگسالاران شمالی خیانت بزرگ ملی را انجام دادند. نخست به دستور شوروی ها طرح تجزیه کشور را بخاطر منافع شوروی قبول کردند و علیه دولت داکتر نجیب الله که به تعویض دولت خود به یک میکانیزم افغانی مورد قبول جامعه بین المللی تن داده بود کودتا کردند و آن پروسه را که داشت نتیجه میداد، سبوتاژ نمودند. و ثانی اینکه بعد از آنکه به یورش طالبان تاب مقاوت نیاوردند همین سردسته های ائتلاف در بدل 70 ملیون دالر نقد حاکمیت و تمامیت ارضی کشور را به سی ای ای سودا نمودند و سرنوشت کشور را بخاطر بقای خود دو دسته به امریکا سپردند. و تن به مزدوری دادند. این نو بدوران رسیده ها از تاریخ غبار، کهزاد و فرهنگ حرف میزنند ولی وطنفروشی و خیانت و سودای ملی کشور که جنگسالاران اقلیت های ملی آنرا انجام دادند از آن تیر خودرا می آورند.

بلی این وطنفروشان مهاجر وارد شدۀ آسیای میانه بودند که چنین خیانت و جنایت بزرگ ملی را مرتکب شدند ورنه کدام افغان شمال، جنوب شرق و غرب چنین خیانت بزرگ ملی را مرتکب میشد.

حتی این نماینده های خود ساختۀ اقلیت ها بعداً سناریوی عبدالرحمن پنجشیری را بمیان کشیدند و توجه اذهان باداران غربی را بخود معطوف داشتند که به دین عیسویت روی آورده بود. همین مرتد خاین ملی بود که در تحت رهبری دبل عبدالله، فهمیم، قانوني و دیگران زمینۀ چنین بدعتی را سازمان دهی و آنر به رخ جهانیان کشیدند تا بدین وسیله امریکا و غرب روی خوشی به آنها نشان بدهند و این بی وطنان مرتد و مزدور را در قدرت نگهدارند. این بی دینان به این وسیله سگنال داده بودند که ما حتی حاضریم دین اجداد و نیاکان وطن خودرا نیز در پای تان قربانی کنیم بشرط آنکه شما مارا در قدرت نگهدارید و ما اکثریت پشتون ها را بخاطر دوام اشغال کشور ما از یک سر بنام تروریستها و القاعده از بین میبریم. غنی جان این که شما از نماینده های اقلیت می گوئید آنان چنین اهداف کثیف ضد ملی و ضد افغانی داشتند!!

غنی صاحب اکثریت کشور ما از اقلیت گرفته تا اکثریت افغانهای وطنپرست اند ولی آن اقلیت مزدور، وطنفروش، دین فروش، ناموس فروش و شرف فروش که شما میخواهید نمایندگی اش را بکنید، نمیشود در اینجا بحیث افغان و یاافغانستانی مطرح شود. افغانهای اصیل شامل همه اقوام و مذاهب و مناطق کشور عزیز ما هرگز از میان خود این وطنفروشان شرفباخته و مزدور را بحیث اقلیت و یا نمایندۀ خود به رسمیت نخواهند شناخت و از دامن خود طرد شان میکنند.
باحترام
الماس


اسم: ايركين   محل سکونت: جوزجان - افغانستان    تاریخ: 16.08.2010

غيراز تجزيه افغانستان ديگر چاره وجود ندارد. امروز 99 در صد افراد طالبان و اعضاي گروپ هاي تروريستي، هم در افغانستان و هم در پاكستان را برادر هاي پشتون تشكيل ميدهند. پشتون ها ميخواهند به شيوه طالباني زندگي كنند. غير پشتون ها خواهان قانون دموكراسي ميباشند. پس نبايد ديگران در آتش پشتون ها بسوزند.


اسم: افضل کندهاری   محل سکونت: ویرجنیا    تاریخ: 16.08.2010

عزیزان محترم!
در بارۀ تجزیۀ افغانستان باید بعرض برسانم که بد اندیشان منافع و وحدت ملی و یک پارچگی خاک ما تدابیر مخفی خود را بکار برده و می برند و ما نباید تنها با قلم اکتفا نموده و عدم امکان آن را لست بدهیم.
و اگر ما از طریق مشاوره و اشتراک مساعی با تدبر و فعالانه به نفی آن از طریق تظاهرات و بلند کردن صدای مردم و هوشیاری دادن به عامه اقدام نکنیم, امکان آن موجود است .
زیرا عده ای از ایادی طراحان تجزیه عملا در ین راه مساعی بخرج میدهند.
بنده جریاناتی را در کشور دیدم که میشود به آن اندیشید و از آن نگران بود - جز یک پارچگی عمل و اندیشه چاره دیگر نیست.


اسم: هدایت الله هدایت   محل سکونت: اسټرليا    تاریخ: 16.08.2010


په افغانستان کي د «تجزيې» طرحه د امريکا زوال حتمي کوي


اسم: افضل کندهاری   محل سکونت: ویرجنیا    تاریخ: 16.08.2010

سلام عزیزان!
واقعا از مصاحبه اشپگل با مسئول سایت منتشر کننده اسناد جنگی افغانستان لذت بردم - ولی خدا کند که ایشان به ترفند های منابع که از خائنین حمایه میکنند گوش نداده و اسامی ایشان را منتشر کنند.


اسم: غنی   محل سکونت: هالند    تاریخ: 16.08.2010

خدمت دست اندر کاران افغان جرمن آنلاین سلام و علیکم اما بعد آقایانیکه درین بحث سهم گرفته اند متاسفانه بعضی شان باز هم در نظریات خود افکار برتری جویی و مسلۀ اقلیت و اکثریت را مطرح می کنند از جمله یکی آنها آقای مصداق میباشد که در تبصرۀ خود تمامی اقوام کشور ما را به غیر از قوم پشتون مهاجر و وارد شده از آسیای میانه خوانده این آقا یا تاریخ کشور را درست مطالعه نکرده است و یا خود را به کوچۀ حسن چپ میزند.
آیا شما اینراه نمیدانید که از تشکیل کشور افغانستان حدود 250 و یا اضافه ازآن میگذرد، زیاد نمیخواهم که بحث را بسوی تاریخ ببرم و لیکن جناب یکبار اگر کتاب افغانستان در مسیر تاریخ مرحوم غبار را و یا دیگر آثار مورخان شهیر کشور را مثل شادروان کهزاد، شادروان فرهنگ و دیگر مورخان را مروری کرده باشد باز برایش همه موضوعات روشن خواهد شد که کیها ساکنان اصلی این مرز و بوم اند و کیها غیر اصلی بهر صورت من نمیخواهم با شما بر سر این مسئله بپیچم. همه اقوام کشور گلهای یک بوستانند و هیچیک نسبت به دیگری برتری ندارد ولی گله و شکایتم از گردانندۀ این بحث آقای نوری است وقتی کسی نظر مخالف مقالۀ تان ابراز کرد عاجل عکس العمل نشان دادید ولی چرا حالا در قسمت مقاله های تیپ دویمه سقوی یون که به قلم مصداق صاحب و یکی دو قلم بدستان دیگر نوشته شده و بوی برتری جویی از آن می آید خاموشید؟ و دیگران را محکوم به تجزیه طلبی می کنید متل مشهور بیادم آمد ولی عفت کلام را رعایت میکنم و از نوشتن آن صرف نظر میکنم امیدوارم قاضی هایی عادلی باشید و قضاوت عادلانه کنید. و شما آقای نوری و دیگر همنظران تان هراس از تجزیه وطن دارید چرا اجازه ای نشر همچو افکار دویمه سقوی مابانه را میدهید و یا حداقل مورد انتقاد قرار نمیدهید؟ بنده فکر میکنم که شما با نشر همچو افکار همنوا هستید و صرف کسانی همچو این حقیر و دیگر قلمبدستانی که مخالف نظریه شما نظری ابراز میکنند مورد تقی و نقی شما و هم نظران تان قرار می گیرند و با این نوع افکار میخواهید که وحدت ملی نیز به میان بیاید. یار زنده و صحبت باقی


اسم: فارو   محل سکونت: هالیند    تاریخ: 16.08.2010


طرح تجزیۀ افغانستان خیال باطل یک لابییست کاسب است!


اسم: کابلی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 15.08.2010

سلام وطنداران عزیز
مسألۀ تجزیه افغانستان سالهاست که از طریق میکروفون ها چیغ زده میشود ولی افغانستان الحمدالله پابر جاست.
انگلیس ها خط دیورند را ساختند ولی برادران نر پشتون ما اهمیت سگ را هم به انگلیس ندادند و تا امروز باهم هستند خداوند داود خان را مخفرت کند که لرزه ده جان پنجابی ها انداخت حال یک چند سگ ایران و نمیدانم کجا سرنوشت مارا به دست ****ایرانی، ازبکستانی و تاجکستانی میدهد.
اگر همین برادران ایکه تجزیه میخواهند خود شان بروند در ایران ازبکستان و و و و و و همانجا زندگی کنند.
من دری زبانم ولی افغانستان وطن من است. من به امپراتوری احمد شاه باباافتخار میکنم نه به حکمرانی ربانی ****


اسم: نجیبه قانع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 15.08.2010

افغانستان څوک تجزیه کوی؟

سوال بالا عنوان مقاله ایست که بقلم نبی مصداق در صفحه افغان جرمن آنلاین نشر شده است - که ایکاش نمیشد.

تا جائیکه یادم است آقای نبی مصداق سالها در بی بی سی، در جایی کار کرده اند که مفهوم بیطرفی(اګر در عمل پیاده میشود یانه) از اهداف و شعار های مهم آنست اما از نوشته های آقای مصداق بر میاید که ایشان اصلا از کوچه بیطرفی ګذر نکرده و هرګز از چاه تعصب بیرون نشده اند.

فرض کنیم حرف های مصداق درست هم باشد، آیا چه سودی دارد که به زعم خود ثابت کنیم که فلان قوم از فلان جا آمده است و در جنګ های آزادی خواهی سهم نګرفته است ؟

به این آسانی، قوم ها را از خود بیګانه میکنید، به آنها طعنه میزیند و هر لحظه میخواهید به آنها بګویید که: بروید!! از اینجا بروید – ما فرزندان اصلی این کشوریم!

این حرفها را با افتخار میزنید و وقتی آنها بګویند خوب مارا که بیګانه میپندارید بس میرویم – آن وقت فریاد بر میکشید که وطن را نجزیه میکنند

من خودم در قوم، پشتون هستم مخاطبم تمام پشتون های شریف نیست – مردم روحیه ملی دارند اما منظورم مکروب های روشنفکر نما از اقوام مختلف اند که اندیشه های تعصب ګرایانه از درون آنها را خورد میسازد

آقای مصداق ! فکر نمیکنید نوشته های تعصب ګرایانه مانند زهر پراګنی های خود تان – راه را برای تجزیه هموار میکند؟ ـ مقالۀ تانرا بار دګر بخوانید و سپس وجدان تانرا در پیش خود قرار داده به این سوال جواب بدهید و بعد به عنوان مقاله تان نظر افګنید : ( افغانستان څوک نجزیه کوی ؟ )


اسم: ولی محمد نورزی   محل سکونت: هالند    تاریخ: 15.08.2010


پیا وړی لیکوال او د تاریخ څیړونکی ښاغلی نوری صاحب ته سلامونه،


دافغا نستان د تجزیې او پروپاشلو په باره ستاسو نظر او دهغه خطرناکی ناخوالی د لوی اوستر ملی خیانت په څیر ستاسو د نظر سره بالکل همغاړی یم. دافغانستان داخلی او خارجی دښمنان تل هڅه او کوښښ کوی چه زمونږ دا تره ټیدلی او ځوریدلی اولس بیا دخپلو کرغیړنو او ناپاکاکو غوښتنو ښکار کړی. تر څو ددوی هغه ناسم او چټل ارمانونه بیا دعمل جامه واغوندی.
افغانستان تل دابرقدرتو هیوادونو او د ګاونډ یانو په لمسون ډیر ځوریدلی دی، او ترنن پوری د پورتنیو هیوادونو په ښکاره لاس وهنه کی را نغښتی دی. چه علت او سبب یې یواځی او یواځی د پردو لاس وهنه او دداخلی لاس پوڅوګو ډا ګیانو د رژیم دقدرت د عیش او میش چارواکو پر ټغر باندی تش د عدالت په نامه حکومتداری او چارواکیده. زمونږ دا ګران او ځوریدلی هیواد افغانستان اوس هم په رښتیا سره د خرابیدو او تجزیې تر خطر لاندی دی. داځکه چه بهرنیان او ددموکراسس تش په نامه دا خارجی ټګان یوه لهظه او یوه دقیقه هم دافغانستان دابادی او پرمخ تګ لپاره ندی راغلی او نه ورته ددی لانجی دحل پلان کومه لاره په ګوتو کیدو ده.
مونږ افغانان په هرځای کی چه اوسیږو پرته له کومه تبعیضه باید ددی کرغیړنی طرحی په مقابل کی لکه سپر ټینګ ودریږو. دهری لاری څخه په استفادی او ګټه اخستلو سره ددی خاوری دیووالی او یو ځای کیدو لپاره هڅی او کوښښونه ونه سپموو، ترڅو وکولای شو خپله وطنی ایمانی او وجدانی وظیفه سرته ورسوو.
دافغانستان ښګیڼی خوشبختی او خوشالی یواځی په سوله امن دیووالی او وحدت له لاری لاس ته راتلای شی. نه دخشم جنګ او ظلم له لاری.
که چیری ټول افغانان ددی احساس لاندی ځا نته دیوه سوال ځواب پیدا کړی، چه زمونږ دښمنان او دوستان څوک دی او د هیواد تجزیه کول دچا په ګټه دی نو څرګنده خبره ده چه ډیر ژر به ددی پوښتنی ځواب لاسته راوړی. ځکه هیڅ وګړی د خپل هیواد بیلوالی او جلا والی نه غواړی. ځکه د هر هیواد ګټی په یووالی کی پرتی دی.

ګرانو وړونو افغا نا نو:
راځی چه ددی خاوری د ساتلو په لاره کی د هرشی څخه کار واخلو د قلم نه نیولی بیا تر توری پوری یعنی د ژوند د ټولو وسایلو او افزارو څخه په ګټی اخستلو سره ځا نته دا حق ور کړو، چه دخپل وطن په سر ښندنی کی که ضرورت وی ځان هم قربان کړو. چه که خدای مکړی دا د بیګانګانو دا شوم او کرغیړن پلان تر سر نشی بیا به ډیر ناوخته وی. او پښیمانی ته به وخت نشی پاته

د ګران او ښا یسته افغانستان د یووالی او پیوستون په لور


اسم: نبی مصداق   محل سکونت: واشیکتن    تاریخ: 15.08.2010


افغانستان څوک تجزيه کوي؟


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 14.08.2010

مقالات داکتر فاروق اعظم و باری جهانی ‏را یک بار دیگر بخوانید!‏

امروز صبح باگشودن پورتال افغان جرمن دو مقالۀ تحلیلی و جامعه شناسانه در باره مفکورۀ نابخردانۀ تجزیه افغانستان، ‏از قلم دو عالم و دو نویسندۀ عالی شأن قندهاری، یکی عبدالباری جهانی، شاعر، نویسنده و صاحب نظر نامدار و دیگری ‏دکتور فاروق اعظم، عالم و نویسنده و صاحب نطر برجستۀ کشور توجهم را جلب نمودند که با خواندن هر یک از آنها ‏لذت فراوان بردم و بر فکر و اندیشه و قلم آن دو صاحب نظر افغان در دل آفرین گفتم.‏
عبدالباری جهانی، به تحلیل مقالۀ رابرت بلیک ویل که از دیدگاه منافع امریکا نوشته شده، پرداخته است و از چند تن ‏مخالفان نظر او در وزارت خارجه امریکا نام برده و در عین حال، از آنهاییکه طرفداران نظریۀ تقویت والیان و حمایت ‏بیشتر آنان در برابر حکومت مرکزی افغانستان اند، اسم برده و بر این نظرآنها که: در افغانستان از زمان تاسیس تا‏امروز هیچوقت یک دولت مرکزی قوی وجود نداشته، با منطق پذیرفتنی خط بطلان میکشد و میگوید برخلاف این ادعا‏از 1880 تا 1978 تا قبل از کودتای ثور، برای مدت یک صدسال درافغانستان همواره حکومت مرکزی قوی وجود ‏داشته است، در تمام بخش های اداری کشور والیان و حمکرانان و حکام و علاقه داران از صلاحیت لازم ‏برخوردار بودند و حتی یک علاقدار به اعزام یک عسکر میتوانست مالیه را جمع آوری کند و یا تمام اهالی یک محل را به ‏مرکز علاقداری احضار و اوامر حکومت مرکزی را به آنها گوشز نماید و آنها رااز دستورات مرکز آگاه و متعهد به ‏اجرای کاری بنماید. بنابرین این ادعا که در افغانستان هیچوقت یک حکومت قوی مرکزی وجود نداشته، از بیخ و بنیاد ‏غلط است و همین طرز تفکر غلط امریکائی ها بود که بعد از سقوط طالبان دوباره قدرت را بدست قوماندانان و جنگ ‏سالاران و قاچاق بران مواد مخدر قرارداد که جز غارت و چپاول و تجاوز و دست درازی به مال و ناموس مردم کدام ‏کارنامۀ دیگری نداشتند و مردم خاطرات نفرت انگیزی از آنها در خاطر داشتند و نتیجۀ چنین تصامیم عاقبت نه اندیشانه، ‏ظهور نا آرامیها وآشوب های نه سال اخیر در کشور است که اکنون نیروهای خارجی و امریکا برای نجات خود ازاین ‏بدنامی میخواهند با ایجاد تفرقه های قومی کشور مارا تا به پرتگاه تجزیه و جنگ های داخلی پرت کنند و خود گویا ‏آبرومندانه بدر روند!!‏
‏ در نوشته آقای جهانی که به پشتو نوشته شده از این دست نکات جالب و خواندنی و به یادماندنی دیگری نیز وجود دارد که ‏فقط باخواندن آن میتوان آنرا درک کرد و به حقانیت بیان و منطق وی اذعان داشت.‏

اما جناب داکتر فاروق اعظم، در مقالۀ تحلیلی- سیاسی همه جانبه خویش که بزبان دری روان نوشته شده، به نکات ‏و مسایلی تماس گرفته که اگر سیاستمداران وزارت خارجه امریکا و سایر صاحب نظران خارجی حاضر در صحنه ‏سیاسی افغانستان آنرا بخوانند و خود را با بافت و ترکیب اجتماعی اقوام افغانستان آشنا بسازند، حاجت به مطالعۀ ده ها ‏کتاب راست و غلط دیگران نیست. داکتر فاروق اعظم که خود فرزند آگاه همین آب و خاک است و از تمام نشیب ‏و فرازهای مشکلات و مصایب افغانستان در جریان سه دهه اخیر و بخصوص از بحران نه سال اخیر بدرستی آگاه است، ‏و بقول خودش در جستجوی " گمشده افغانستان"(صلح وامنیت) است، در چند سال اخیر رنج سفرهای طولانی را برخود ‏هموار ساخته و با اکثریت روشنفکران و صاحب نظران افغان در کشورهای اروپائی وامریکائی از نزدیک دیدار و گفت ‏و گو نموده است و در خود افغانستان نیز به تمام ولایات افغانستان سفر کرده و با بزرگان و مشران و صاحب نظران افغان‏، برای برون رفت از بحران موجوده به مشورت پرداخته است، میتوان گفت که وی شخصیت آگاه و مطلع از اوضاع ‏سیاسی – نظامی کشوراست و در این مقالۀ خود سنگ تمام گذاشته و در جمله مقالاتی که به تاسی از صدای وطن ‏پرستانه آقای نوری در پورتال افغان جرمن آنلاین لبیک گفته شده، میتوان همین مقاله را در شمار بهترینها بحساب ‏آورد. تاثیر این مقاله بر من چنان بوده که قبل از صرف چای صبح این چند سطر را بنویسم.‏
‏به امید توفیق بیشتر جناب داکتر فاروق اعظم و باری جهانی در ارائۀ مقالاتی ازاین دست.‏
ختم 14/ 8/ 2010‏


اسم: A. Dariz   محل سکونت: Austria    تاریخ: 13.08.2010

ګرانوهېوادوالو،
پرنننۍ نړۍ داسې ړوندوبې انصافه اقتصادي سيستم واکمن دی چې ترخپلو ناپاکو ګټواخوا، نه بل څه پېژني او نه هم ارزښت ورته لري. ددغه سيستم چلوونکي دخپلوګټو په لارکې له هېڅ راز ناقانوني اونااخلاقي ګړوکړه نه وېره لري اونه هم شرم وحيا.
افغانان دهمدغوماکياولي زورورو له لاسه ځورېږي. سملاسي، ددوی له ناوليواوکرغېړنو سياستونو دځانژغورنې يوازېنۍ لار داده چې خپلمنځي ګوندي،تنظيمي،سازماني،ايډيولوژيک ، استيتيک،ذوقي،سليقوي اوداسې نور اروايي بېلتونونه « لږترلږه لنډه موده» يوخواپرېښودل شي اوټول ځواک دځمکني اوملي پايښت لپاره وکارول شي.
موږ ټول بايد چمتو شوچې که هرڅومره خپل سياسي اوفکري باورونه اوارمانونه راته ګران دي، خونن هغه ورځ رارسېدلې چې داهرڅه به دهېواد ساتنې لپاره قرباني کوو. داهغه شېبې دي چې «آب تاګلوبچه زيرپا».
ترهغې چې موږ دهېوادساتنې همداسې کلک ګډمورچل لرو، هېڅ بدنيتی ګيدړبه يې يو کاڼی هم له ځايه ونه خوځولای شي.
دابه نه هېروو چې په سياسي لوبوکې کورني لاملونه ترهرڅه بنسټيز دي. «چې لاستی دڅېړۍ خپل نه وي، تبريې پرې کولای نشي». هرځای چې ياست، په لومړي ګام کې مه پرېږدئ چې خپل مودپرديوتبرولاستي شي اودړې،وړې موکړي. که داکارموپه يوه غږ وکړای شو، بياله پرديواندېښنه نشته.
دهېوادنۍ بشپړتيااوخپلواکۍ په ډاډ


اسم: فاروق اعظم   محل سکونت: لندن    تاریخ: 13.08.2010



سیزده نکته دربارۀ حقیقت تجزیه ناپذیری افغانستان


اسم: عبدالباری جهانی   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 13.08.2010



د افغانستان د تجزیه کولو بی بنیاده طرح


اسم: افضل کندهاری   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 13.08.2010

دوستان عزیز!
امروز در کشور ما بی آبرو ترین و ذلیل ترین افراد, لجام حکومت را در دست دارند و از طرف خارجی ها حمایه و تمویل میشوند و من دو روز قبل از کابل که به حصار نطامی شباهت دارد و هر کوی و برزن آن بخاطر سکونت یکی از مافیای رشوه خوار و کمیشن کار دولتی- یا قرار گاهای نظامی و سیاسی خارجی ها - باموانعی سمنتی و اهرم های آهنین بروی عابرین و وسایل نقلیه {جنک} که در بدل ملیون ها دالر از خارج به آنجا برده شده و میشود و بوی مواد غائطۀ آن شهر را بمستراح بین المللی تبدیل نموده است با دماغ آلوده و سودائی بر گشته ام.
نا گفته نباید گذاشت که امکان هر تحولی در آن کشور به دلایلی که من برداشت نموده ام موجود است.
با عرض حرمت و سلام به افغانان پاک و باوجدان - در خیال میهن باشید.


اسم: میرعنایت الا آشفته   محل سکونت: جرمنی هامبورگ    تاریخ: 12.08.2010

هموطنان عزیز!
قبل از عکس العمل در مورد مطلب فوق که نهایت حساس و سرنوشت ساز بوده و مستقیماً به عزت و شرف هر فرزند صدیق این سرزمین ارتباط میگرد، توجه به دلاِئل بروز معضله باید داشت.
چرا زمینۀ طرح این مطلب مساعد گردید؟
چگونه دشمنان خارجی توانستند عمال خویشرا در داخل کشور حمایت کنند؟ و چطور با چه انگیزه هایی تعدادی از هموطنان ناآگاه مارا در مسیر اهداف شوم و شیطانی خویش سمت و سو دادند؟
در حالیکه حضور چشمگیر و فعال همۀ اقوام شریف کشور در رهبری مملکت قرار دارد و همۀ این به اصطلاح رهبران ادعای نمایندگی این اقوام رادارند، سوال ایجاد میشود پس دشمن کیست و در کجاست؟
کی میخواهد شیرازه وحدت ملی را خدشه دار نماید؟ افراد و اتباع عادی کشور که برای افطار شام خانوادۀ روزه دار خویش قرص نان خشک تهیه نتوانسته است؟
یا رهزنان و جانیان ملیونر که از سالیان متمادی توسط سازمان های استخباراتی کشور های دور و نزدیک که از قبل تربیت داده شده اند و به مرور زمان رهبری این اقوام شریف برادر و با هم برابر را قابیده اند؟

خواهران و برادران وطندوست!
به عقیدۀ من یکی از شیوه های موثر طرٌق مبارزه علیه این خیانیت ملی، نه گفتن و نه شنیدن هر کلام تبعیض آمیز و تعصب آمیز ، تفرقه انگیز و برتری جویانه و... میباشد.
جز افغانیت، وطندوستی، خدمتگذاری به مردم و پذیرفتن قانون انسانیت و اسلامیت معیار دیگری وجود نداشته همه افغانیم و از افغانستان و در کنارهم یک مشت قوی باقی میمانیم.
بااحترام
میر عنایت الله آشفته از هامبورگ آلمان


اسم: حفیظ الله خالد   محل سکونت: ویانا    تاریخ: 11.08.2010



بنده نیز بنوبه خویش منحیث یک افغان تلاشهای را که بمنظور تجزیه کشور تاریخی ما افغانستان عزیز در حال شکل گرفتن است شدیدا محکوم و اطمینان دارم که ملت قهرمان افغان هرگز برای همچو توطئه های شوم مجال عملی شدن را نخواهد داد، حوادث سه دهه اخیر نشان داد که مردم ما علی الرغم همه دسایس و پلانهای شوم بیگانگان در مواقع حساس از وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور خویش دفاع نموده اند.
طوریکه هموطنان عزیز مااطلاع دارند کشور و مردم ما در دهه نود دشوارترین روزهارا برای حفظ وحدت ملی کشور از سر گذرانید در آن سالها از یکطرف مداخلات همسایگان آزمند و جنگهای تنظیمی برای احراز قدرت که عمدتا بر محور وابستگی های قومی می چرخید وحدت ملی و سلامت ارضی کشور را جدا مورد تهدید قرار داده بود، از جانب دیگر شرایط و اوضاع بین المللی آنوقت (تجزیه یوگوسلایا، چکسلواکیا و شوروی سابق)نیز نمی توانست بر تحولات داخلی کشور ما اثرگذار نباشد هرچند صدماتی را که بر پیکر ملت در آنزمان وارد گردید جبران ناپذیر بوده ولی باآنهم دشمنان وطن و ایادی آنها در داخل نتوانستند خوابهای تجزیه افغانستان را به حقیقت مبدل نمایند.
در نتیجه زندگی مشترک طی صدها سال باشندگان وطن ما در اثر ازدواجها و مهاجرتهای داخلی باهم بکلی خلط گردیده و امروز در اکثر ولایات کشور مانند غزنی، وردک، لوگر، لغمان، بغلان، کندز، بلخ و غیره مناطق اقوام پشتون تاجک و هزاره در همسایگی همدیگر زندگی و کار می نمایند بناء میتوان گفت که افغانستان، یوگوسلاویا و یاچکسلواکیای دیروز نیست که در بخشی از قلمرو آن چک و در بخش دیگر آن سلواکها زندگی داشته و با سقوط آن رژیم کشور به سادگی به دو بخش تقسیم و هر قوم کشور جداگانه ای را تشکیل داده، وضعیت آن کشورها به حالت کشور ما اصلا قابل مقایسه نمیباشد.

یکی از راه هایی که میتواند به حاکمیت ملی در کشور صدمه وارد نماید تفویض صلاحیت های بدون حد و حصر به جنگسالاران محلی و والیان و ایجاد تمایلات خود مختاری و گریز از مرکز در وجود آنها است، این وضع میتواند به تدریج راه را برای مراکز متعدد قدرت و سر انجام به تجزیه کشور منجر گردد.
دراین رابطه شاید وضعیت فعلی ولایت بلخ در شمال کشور مثال خوبی باشد. آقای نور والی آنولایت از مدتی بدینسو بدون اعتنا به اوامر مرکز به تحکیم پایه های قدرت خویش در آنولایت پرداخته وی حتی از آمدن به کابل ابا ورزیده، دیدار های مستقیم و پیهم وزرای خارجه و هیات های عالیرتبه تعدادی از کشورهای غربی با آقای نور در حقیقت چراغی سبزیست که وی دریافت میدارد.
چون در مورد بیانیه های غیر مسئولانه دو تن از اتباع امریکائی و نیز خطر تجزیه کشور نویسندگان محترم مطالبی با ارزشی ارائه فرموده بناء بنده از تکرار آن جلوگیری نموده، ابتکار جناب نوری صیب را قابل تقدیر میدانم که همچو موضوع حیاتی را که به سرنوشت کشور و مردم ما مربوط است بموقع مورد بحث و ازریابی قرار داده اند.

با احترام
حفیظ الله خالد
ویانا


اسم: عبدالله عابد کابلی   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 11.08.2010


طرح مفکورۀ تجزیۀ افغانستان, اندیشۀ ضد اسلامی وایدۀ استعمار برای بلعیدن کشورما است


اسم: آوای افغان   محل سکونت: کابل    تاریخ: 11.08.2010

چرا تجزيه، وقتي مي توانيم با هم باشيم؟!


اسم: جلال بايانی    محل سکونت: ســـــــــــــويدن اگست ۲۰۱۰ )    تاریخ: 11.08.2010

{اغماض از تلاطم افغان باعث طغيان و طوفان در منطقه خواهد شد}
به تو ای خصم داخلی که چون مار آستين با نيش زهر آگين ، در همگروهی بدکنشان خارجی قرار داری خطاب ميکنم:
بدان! بازی با دم شير و اغماض از تلاطم خشم افغان که بخاطر حفظ وطن قيام کند طغيان، طوفان و قيامت کبرا برپاه ميگردد و يکسان است.
هر افغان پاک سرشت، آرمانگرا که نگرش به تماميت ارضی کشور واحد و تجزيه ناپذير خود دارد، ديگر اگاه است که تو بااپتذال در اختيار استحاله گران منطقه و بين المللی قرار گرفته، با اسلوب های شيطانی، اغوأ گرانه و لايه های زر از خصم وطن ارتسام برده و برای از هم پاشيدن، اختراق، اختلال و تجزيۀ سرزمين عقيده مندان، اعتلأ پسندان، آئين پرستان و آزادگان افغان به اراجيف، افترأ پرداخته، با پيرايه زر استخبارات بيگانه با نهايت فرومايگی و بدگوهری از عقب پرده های ايادی شناخته شده، سر و صدای تجزيه را بلند نموده، نشخوار خراسانی، شمال و جنوب، مليت و زبان را ميکنيد.
شگفتا:
در عقب اين پرده گنيده نمايندگان هر قماش،آسمند، آغشته به امراض بيگانه پرستی، تباری، اتنيکی چپ و راست قرار دارند ولی آخور و طويله آنها يکی ميباشد. يکی باآميختن واژه های «پلنگينه پوشان هندوکش، ديگرش باآميزگاری بيگانه گذاشتن نام «خراسان» «غرجستان» و احتراز از حقيقت به احتکاک های ميان اقوام دست زده و احسن است که مردم پردل افغان به گونه شيوا جواب اين اشتعال گران اضمحلال شده را با اعاده وحدت، اتحاد، همسوی داده و هر قلم بدست اگاه بدون افسون کردن ديگران، و سر دادن افترأ به آدرس گران سرشتان با وقار که ديروز بخاطر حفظ وطن سر دادند چهره های اراذل و مزدوران بيگانه را در هر سطح و مقام باشد افشا ساخت، از هرگونه وابستگی با اين چاکران به استهزای هر گونه پلانهای آنها پرداخت و اشاعه داشت که در عقب اين پلانهای خصمانه «تجزيه» «الحاق» «تشکيل فدراليزم» «تشکيل خراسان بزرگ» کيهااز کجا قرار دارند.
و در اخير برای خصم وطن با نعره بلند اشتهار ساخت که: افغانستان تجزيه ناپذير است.
مرد وزن، پير و برنا، پشتون و تاجک، هزاره و ازبک، ترکمن و بلوچ، قزاق و هندوی افغان، نورستانی و پشئی، پاميری و ايماق اين سرزمين به جهانيان آشکار ساختند: هرگاه تماميت وطن شان مورد تهديد بوده همه يک مشت و يک دست به دهن دسيسه گران کوبيده و بايد کوبيد.
با حرمت
(جلال بايانی ـ سويدن اگست ۲۰۱۰)


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.08.2010

تجزیه کشور خارایی و تاریخی افغانستان بدلایلی نا ممکن است


اسم: مطیع الله اباسین   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 10.08.2010

افغانستان د تجزيې په بريد د ژغورلو شونتيا لري اوکه نه؟


اسم: پکتین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.08.2010

آغلو او ښاغلو سلامونه او نیکې هیلې!
ښاغلي نور محمد زرمتي !
زه هغه پکتین نه یم ، کوم چې ستاسو هدف و.
ما غوښتل ددې وضاحت وکړم.
په درنښت


اسم: ح . نوزادی    محل سکونت: دنمارک     تاریخ: 09.08.2010

د پورته لیکنی تر لوستلو وروسته ته به خپلی اصلی خبری ته بیرته راوګرځو :
داهغه څه دی چی دافغانستان د جنګ په هکله د لودیزوالو اولسونو د نظر څرګندونه کوی . دامریکا نوموړی سیاستوال او په هند کی پخوانۍ سفیر هم پدی ښه پوهیږی چی د ایتلاف په ټولو ۴۳ هیوادونو کی پورته لیکنی ته ورته ذهنیت دخلګو تر منځ یو واکمن نظر دی ، دولتونه یی هم نشی کولای دتل دپاره سترګی ورنه پټی کړی او اخیر به مجبوره وی چی په پام کی یی ونیسی . دا مقوله هم اوس ودغه ښاغلی ته یقینی شویده چی ( افغانستان د امپراتوریو قبرستان دی ) . تاریخ دا ښودلی هری امپراتوری چی کله ځان په افغانستان کی پر ګونډو لیدلی او نور یی دا خبره وزړه تیره شوی ده چی پدی هیواد کی ورته د پاته کیدلو ځای نشته ، نو یی پر افغانانو باندی دخپل زړه دسړیدو پخاطر اخیرنی ګوزار ته لیڅی رانغښتی او کوښښ یی کړی په تجزیه کولو یی لاس پوری کړی . انګریزانو دافغانانو سره په لومړی جنګ کی تر شرمونکی ماتی وروسته پدی کار لاس پوری کړ اوپه دوهم جنګ کی یی له ماتی وروسته داکار د غچ اخیستلو او خپل دقهریدلی زړه دسړولو دپاره او دبایللی عزت دساتلو په موخه یوازنۍ لاره وبلل چی د ګوزار زخم یی لا تر اوسه هم دافعان پر بدن ناسور پاته دی . روسانو هم چی کله ځان پرګوندو ولید نو یی د سلطان علی کشتمند په مشری دافغانستان څخه دشمالی ولایتونو د جلاکولو پلان تر لاس لاندی ونیوی خو له نیکه مرغه غل لا ور پوره پرانیستی نه وو چی سهارشو . دا ډول وړاندیزونه ښایی د ذهنیتونو داماده کولو دپاره وی او زما په خیال داخبره بیخی له پامه غورځیدلای نشی چی که نن وی یا سبا په یوه یا بل شکل به امریکایی استخبارات داکار تر لاس لاندی نیسی . داسی ښکاری چی ددی کار دپاره یی دامهال ډاکتر عبدالله په نظر کی نیولی دی څو دکشتمند کار تری نه واخلی . دوی غواړی چی داکار د دموکراسۍ تر شعار لاندی په طبعی ډول مخته بوزی . د ډاکترعبدالله پلانونه چی غواړی دمرکزی دولت دکمزوری کولو او ولایتونو دپیاوړی کولو دلاری وفدرالیزم ته لاره پرانیزی ، دامریکا او لودیز والو د لوړو موخو سره مرسته کوی . په همدی خاطر وو چی داولسمشرۍ دټولټاکنو پروخت په یونیما کی د امریکا استازی د کرزی دناکامولو او د عبدالله د رامخته کولو په هیله په بربنډو بیشرمیو لاس کړی وو .
په پای غواړم په لنډو کی ووایم د ایتلاف په ټولو ۴۳ هیوادونو کی دخلګو نظر دجنګ په پلوی ندی او ټول غواړی چی کشالی ته سوله ایزه لاره پیدا شی . ځکه نو حکومتونه اوسیاستوال یی باید داخبره په پام کی ولری چی افغانستان د افغانانو وطن دی او ټول قومونه یی دپردیو په وړاندی یو افغان دی ، په شمال کی هم افغانان اوسیږی او خپل وطن ورباندی ګران دی . لکه هر پښتون چی شاه شجاع ندی ، همداسی هر هزاره کشتمند او هر تاجک کارمل ندی اوهمدارنګه هر پنجشیری د کا جی بی سره په پروتوکول کی شامل ندی چی بیا نو دخپلو شخصی ګټو دپاره د( سی ای یی ) سره هم جوړ راسی . د افغانستان په شمال کی به هم هیڅوک دوی و خپلسریو ته په ارامه پری نږدی .
په یادی شوی ورځپاڼی کی د ټولو خیر غوښتونکو نړیوالو نظر غبرګون موندلی دی . د حل یوازنی مناسبه او باعزته لاره دمخالفو وسله والو سره د سیاسی جوړ جاړۍ خبره ده چی کیدلای سی پر بنسټ یی هم دافغانانو اوږدی غمیزی ته د پای ټکۍ کښیښودل شی او هم لودیز پدی ډاډه شی چی د افغا نستان خاوره به نور ددوی پرضد نه کارول کیږی . کنه نو دهمدغو طالبانو ، همدغه د حکمتیار اسلامی ګوند ، همدغه دحقانی ګروپ او لنډه داچی په همدغو شمالی سیمو کی به دتاجکانو ، ازبکانو ، هزاره ګانو ، ترکمنانو اونورو ټولو اوسیدونکو دلاسه هم دوی هلته ارامه شپه سبا نکړی . دهمدغو افغانانو د وینو رودونه به اخر په څپو راشی ،سیلابونه به جوړ کړی او ددوی د تنکیو ځلمیانو تابوتونه به همداسی تر امریکا اولودیزه پوری دهمدغو څپو پر اوږو ورسیږی چی خدای دی وکړی داسی و نه شی او عقل پر احساساتو او زور بازیو باندی غلبه و مومی


اسم: ګل جان   محل سکونت: هالنډ    تاریخ: 09.08.2010

د افغان جرمن انلاین درنو او د قدروړ چلوونکو ته یو وړاندیز :
افغان جرمن انلاین د « مفکوره تجزیه افغانستان خیانت ملي است » تر سرلیک لاندې له خپرو شویو لیکنو څخه په راتلونکې کې د یوې ټولګې د خپریدا لپاره یوه خبرتیا خپره کړې. خبرتیا يي لومړی په درې ژبه او روسته يي په پښتو ژبه خپره کړې. په دواړو ژبو د خبرتیا خپرونه د ستاینې وړ ده. ............


Mohtaram Gul Jan, our topic is not about languages


اسم: دکتور نفیسه رشید   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 09.08.2010


زهـــر تــلــخ


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ورجنیا    تاریخ: 09.08.2010


صحنۀ از بازی بزرگ در افغانستان


اسم: رحمت آریا   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 08.08.2010

دانشمند محترم آقای نوري

مقاله اخیر تانرا تحت عنوان [ مفکورﮤ تجزیۀ افغانستان خیانت ملي است] با دقت خواندم و احسنت به قلم و فراست علمي و ادبي تان که چون فرزند راستکار و صدیق وطن آنرا مانند ساﺋر تحلیل های گرانبهای تان با تواناﺋـي بې بدیل به رشته تحریر در آورده اید.

به همگان بصورت عام و خاصتأ به کشورگشایانیکه روی این خطه باستانی یا بقول معروف باین گورستان امپراتوري های جهان یورش آورده، مبرهن است که افغانستان پیکریست واحد و لایتجزا که هیچ کشورگشای نتوانسته است فرزندان دلیر این خطه را به زانو در آورد، بی خبر ازآنکه در پشت هر در و سنگ این پیکرﮤ واحد، یلی خفته است ژیان و رام نشدنی که بیدارکردنش آفتی شده است بجان همان متجاوز طماع و حریص که میخواسته است از ورای این لانه تهمتن های تأریخ عبور نماید و یا آنرا پارچه پارچه سازد.

طرح تجزیۀ افغانستان درین روزها به دو طریق زمزمه میشود یکی تجزیه مستقیم و یا چه بگونۀ غیر مستقیم که آنرا یکعده گروهک ها به شکل تجزیه فدرالي از سرنای تریبیون های خود میدمند، دفاع ازهردو نوع آن خیانتیست ملی که عواقب بس ناگوار آن بیشتر متوجۀ آنانی میشود که خود این طرح را بزبان می آورند. تجزیه مستقیم بدست اجانب محال است و حال بگورستان تأریخ سپرده شده است و امکان ندارد، ولې آنچه را اینگونه افراد و گروهک های داخلی زمزمه میکنند آنها بخوبی میدانند که چه ماجرای ناعاقبت اندیشنانۀ بدنبال این دسیسه نهفته است، اوشان این نوع چرندیات را محض بخاطر بقای سیاسی خود طرح میکنند وبس. اینها خود میدانند که تجزیۀ کشور، خود نوعی از خودکشی سیاسی است که خود درآن محو میگردند و با این انتحار سیاسي حلقوم خود را با آن می بُرند. سیستم فدرالي عالي ترین نوع حکومت داریست مشروط بر اینکه حقوق همه اتباع متساوی الحقوق جامعه نه بر مبنای رنگ، مذهب، قوم، زبان وقبیله بل برمبنای باشنده ذیحق و محق در همه شؤن حیات سیاسي و اجتماعی این سرزمین در زیر سایۀ قانون حفظ شده باشد، سرنای فدرالیزمی را که درین روزها ما از ورای رسانه ها میشنویم خود مؤید آنست که اینگونه افراد طرح جدیدی را بر مبنای قومي و زبانی بمیان میکشند وبس. جامعۀ مصیبت زدۀ افغانستان تا کنون به آن درجه رشد فکری نرسیده است که این طرح را با تمام مفاهیم عالی آن درک نمایند و نه کشور به آن درجه رشد اقتصادی رسیده است که کشور را به نوع فدرالی آن اداره نماییم. ادارۀ فدارلی ایجاب مصارف هنگفت مالی را میکند، این طرح در حالی به میان می آید که از معاش رﺋـیس جمهور گرفته تا معاش یک ملازم از خارج تأدیه میگردد.

طرح تجزیۀ افغانستان ازجانب روسها بمیان آمده بود ولی هیچکس حاضر به عملی کردن این طرح نشد، زیرا همه میدانند که تجزیۀ افغانستان به مفهوم نقشه جدید سیاسی در قلب آسیا بوده که ازین طرح نه هند و پاکستان در امان می ماند، نه ایران ونه کشورهای آسیای میانه و حتی عراق.
نوشته شما در واقع هوشدار و به صدا در آوردن زنگ خطری این طرح بوده که عواقب نامیمون آنرا یکایک بر شمرده اید. از شما سپاسگذارم.
رحمت آریا


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ویرجینیا د امریکا متحده ایالات    تاریخ: 08.08.2010

محترم عالی قدر نوری صاخب!

ددی نظر خواهی په برخه کی زما نوشته دومره روانه نه لوستل کیږی هیله ده چی ددوهم ځل د پاره یی دنشریدو افتخار راکی.

غلامی د غلامانو مبارک شه
ازادی د افغانانو افتخار دی.

ډیر ګران نوری صاحب سلامونه می در واخله ستاسی پاک احساس د قدر دی! مونږ په پښتو کی متل لرو چی وایی
اوبه په ډانګ نه بیلیږی
یو تعداد وطن پلورنکی به وی چی د ګران افغانستان تجزی ته حوشخالی وکی ولی تاریخ دا ښودلی ده چی د نورو څخه به دوی ته زیات زیان ورسی او دوی به پکښی زیات وسوزی.

څوک چی اوربلوی سوزی به پری خپله
دا فلاک دی دای دود او دای کار

ګرانه مه خپه کیږه دا وطن ستا په شان اصیل اولاد لری چی د ذری ذری د خاوری د ټوټه کیدو څخه د سر پر بیه دفاع وکی.

ته می وژنه د قصاص اندیښنه مه که
د خپل خون په تور به ونیسم یو بل څوک.

همدارنګه یو بل شاعر وایی

زما د قتل به ضرور پر تا الزام راځی
ماته افسوس دخپلی مینی پر انجام راځی
زما د خټو ګاټو کلی دومره سپک مګڼه
دلته چی ښکلی هم راځی په اخترام راځی

د ملی اتل مرحوم شهید سردار محمد داود خان د جمهوری دوری (ملی ترانی) چی ویل یی.

څو چی پاتی یو افغان وی
تل به دا افغانستان وی

زه پوره باور لرم چی دافغانستان ۹۹٪ خلک د افغانستان د تجزی کلک مخالف دی او هیڅوک به په دی ونه توانیږی چی یو موټی افغانستان تجزیه کی.

وایی ( کاروان تیریږی سپی غاپیږی )
ستاسی محلص
قاسم باز


اسم: ولی احمدنوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 08.08.2010

هموطن گرامی ښاغلی آقای رحمت الله روان سلام واحترام مرا بپذیرید!‏

از سهمگیری تان در این نظرخواهی متشکرم و از تذکر بجای تان در مورد رهبران قدرت طلب و خود خواه حزب ‏دموکراتیک خلق افغانستان که با دعوت از قشون سرخ شوروی به کشور در دسمبر1979، سبب فاجعۀ المناک تاریخی ‏گردیدند وهمین عمل شان، بنیادگرائی را زیر نام مجاهد و طالب در افغانستان ومنطقه رونق بخشید، که امروز هستی ‏ و موجودیت کشور را با خطر نابودی مواجه ساخته اند، نباید آنها را با آن عناصر وطن دوست که به هدف خدمت به مردم ‏افغانستان در آن حزب جذب شده بودند، یکی پنداشت.

من از این تذکر معقول تان استقبال نموده به اصلاح آن پراگراف ‏در متن مضمون پرداختم. ‏
با احترام ولی احمدنوری.‏


اسم: خواتی    محل سکونت: ندرلند    تاریخ: 08.08.2010

ښاغلی نوری صاحب او نورو درنو وطنوالو ته سلامونه او نیکې هیلې !
زموږ هیواد د خپل تاریخ په خورا حساس پړاوکې دریدلی دۍ۰ په هیواد کې جګړه روانه ده، قومي دلالان چې لکۍ یې د پردیو سره نښتې دي واکمن دي، په هیواد کې د څلویښتو هیوادونو پوځیان شتون لري چې هر یویې خپلې موخې لري او سر بیره پردې په هیواد کې د ګاونډیانو اغیز او نفو‌ذ هم د سترګو وړدۍ چې دې ټولو زموږ د هیواد ملي سلامتۍ، د خپلواکۍ او ځمکنۍ بشپړتیا لپاره سترګو اښونه منځته راوړې دي۰ څرنګه چې تاریخ ددې واقعیت ښکارندوی دۍ نیواکګرو ځواکونو د نړۍ په مختلفو سیمو او همدا راز افغانستان کې خپلو کرغیړنوموخوته نه دي رسیدلې خو د نړۍ به ځینو برخو کې پدې بریالي شوي هم دي۰ د نړی په هغو برخو کې چې نیواکګرځواکونه او یا زبر ځواکونه په دې بریالي شي چي هیوادونه ټوټې ټوټې کړي او هلته خپل نفوذ وساتي لامل یې د هرڅه د مخه په نوموړو هیوادونو کې معنوی بحران او د سیاستوالو او سیاسی کړیو د همغږی نشتون او څرګنده مخامختیا وه۰ له بده مرغه نن مهال هم زموږ د سیاستوالو او د قلم د خاوندانو تر منڅ دا مخامختیا موجوده ده چې د ښاغلي نوری په لیکنه باندې د درنو وطنوالو تبصرې یې څرګنده بیلګه ده۰ پدې تبصرو کې موږ وینو چې یو شمیر هیوادوال شته ګواښونه نه ویني چې د هیواد د تجزیې لپاره یې دامونه ایښودل شوې دي۰ هغوی په پرونیو ستونزو او ناخوالوګړیږي او تبصرې کوي۰ په تبصرو کې لاتر اوسه د سړې جګړې د زمانې څرګندونې چې څرګنده مخامختیا په کې لیدل کیږي چې کولای شي د یو موټي افغانستان دښمنان ترې ګټه پورته کړي۰ د ځینو هیوادوالو په تبصرو کې دې موضوع ته ګوته نیول شوې چې زموږ د هیواد میشت وروڼه قومونه په یو بل کې ننوتې دي چې د هیواد تجزیه یې ناشونې کړې ده۰ په دې اړه باید وویل شي چې که زموږ سیاستوال او د قلم خاوندان ستر افغانستان او دګڼ شمیر توکموټاټوبی د یوه قوم او سیمې له تنګ او کوچنی محدودې نه وګوري شته ګواښ لانورهم ګواښمن کوي۰ زه په بشپړه توګه ددې خبرې سره همغږی یم چې کله کورني اختلافونه زیات شوي دي د هیواد د ټوتې ټوټې کیدو انګازو او تبلیغاتوته لمن وهل شوې ده. دشته ګواښ سره مقابله او د افغانستان د دښمنانو د توطئومخنیوی هغه وخت شونی دۍ چې زموږ سیاستوال، د قلم خاوندان او لیکوال ملي ګټوته لومړیتوب ورکړي له بده مرغه هغه څه چې موږ د هغې څخه بې برخې یو۰ ددې لپاره چې د یو موټي افغانستان د دښمنانو کرغیړنو موخې د اوبو ځګ شي یوازینی چاره یې داده چې د روانې جګړې د پای ته د ټکې دایښودلو لپاره لارې چارې ولټول شي۰
په درنښت


اسم: محمد داود سلطانزوی   محل سکونت: وکیل غزنی در ولسی جرگه    تاریخ: 08.08.2010

درانو شاغلو او محترمینو پر افغان جرمن آنلاین وبسایت کی:

موضوع تجزیه افغانستان سالهای طولانی است که مورد صحبت قرار میگیرد و این گفته ها زمانی اوج میگیرد که اختلافات داخلی در کشور زیاد میگردد. یقینا هر کشوریکه دارای اقوام مختلف و مذاهب مختلف باشد مورد بحث و شور چنین گفته هائی قرار خواهد گرفت و افغانستان نیز دارای چنین خصوصیاتی است و همین موضوع انگیزۀ بیان چنین گفته ها را به خارجیان داده است.

این حتمی نیست که هرگاه خارجیان در مورد تجزیۀ افغانستان صحبت کنند، این تجزیه حتمی خواهد گردید و این موضوع مربوط به ایستادگی و قاطعیت مردم افغانستان میگردد و مربوط به تدبیر مردم و سیاسیون کشور و رهبری معقول ملی آنهاست که میتوانند کشور را از زیر بار این چنین گفته ها نجات دهد.

متاسفانه سیاسیون کشور و کسانیکه خودرا رهبران و علمبرداران اقوام و قبائل این کشور میخوانند، آنها خود شان بخاطر امتیازات شخصی و منافع فردی خود امتیازات قومی و ملی را زیر پا نهاده و در بسیاری اوقات ایچنین موضوعات را دامن میزنند. اکنون زمان آن رسیده است که همۀ مردم کشور و یا همه اقوام خودرا تکان داده و به این فکر کنند که در کدام شرائط مردم دارای حقوق و امتیازات بهتر خواهد شد.

بزرگترین مکلفیت دولت در عکس العمل به چنین گفته ها و مکلفیت دولت در جلوگیری از تکرار این گفته ها که موجب نارضایتی مردم و خدشه دار شدن احساسات ملی آن ها میشود اینست که در راه بسیج ملی مردم و جمع ساختن افکار عامه بسوی دولت کوشش نماید. بسیج ساختن ملی مردم کشور و آنهارا به یک محور جمع نمودن و مردم را با دولت یک جا کردن فقط با بوجود آمدن یک اصلاحات در دولت بوجود خواهد آمد.

دولت باید اصلاحات دولتی را بوجود آورد که موجب افتخار ملی و موجب رضایت مردم کشور گردد و دولتی باید به وجود آید که خدمت به مردم را افتخار خود دانسته و برای مردم کار نماید. دولت باید خودرا از حالت آشفته و پراگندۀ فعلی برهاند و فقط و فقط در راه عرضۀ خدمات و بوجود آوردن احساسات مالکیت ملی در میان مردم بکوشد که همین کافیست تا مردم بدور یک محور جمع شوند.

یاداشت:
این مضمون در وبسایت افغان جرمن آنلاین نشر گردیده است. طوریکه شما خوب ملاحظه میفرمائید مردم در داخل افغانستان بشکل واقعی فکر نموده و بشکل واقعی راه حل مشکل را عرضه میدارد. آنها مانند دوستان انترنتی ما از پاریس، لندن، واشنگتن و ماسکو شعار نمیدهند. آنها از تروریسم بنام مقاومت ملی تجلیل نمیکنند. آنها گپهای مستدل و واقعبینانه عرضه میدارند.


اسم: قاسم باز   محل سکونت: امریکا د ویرجینیا ایالات    تاریخ: 08.08.2010

غلامی د غلامانو مبارک شه
ازادی د افغانانو افتخار دی ډیر ګران نوری صاحب . ای د افغانستان اصیل بچیه سلاموته می در واخله ستا احساس د قدر دی.
ګران او محترمه. مونږ په پښتو کی متل لرو چی وای اوبه په ډانګ نه بیلیږی شاید یو تعداد وطن پلورنکی وی چه ده ګران افغانستان تجزیی ته خوشحاله شی ولی تاریخ دا ښودلی ده چی د نورو څخه به دوی ته زیات زیان ورسی او دوی به پکښی زیات وسوزی څوک چه اوربلوی سوزی به پری خپله دا فلک دی دای دود او دا یی کار ګرانه مخپه کیږه دا وطن اصیل اولاد لری چی د ذری ذری د ټوټه کیدو څخه یی دسر په بیه دفاع وکی ته می وژنه د قصاص اندیښنه مکه د خپل خون په تور به ونیسم یو بل څوک یو شاعر وایی.
زما د قتل به ضرور پر تاالزام راځی ماته افسوس د خپلی مینی په انجام راځی زما د خټو ګټو کلی دومره سپک مګڼه دلته جی ښکلی هم راځی په اخترام راځی.
د ملی اتل مرحوم شهید سردار محمد داود خان د جمهوری دوری ملی ترانی چی ویلی څو چی پاتی یو افغان وی تل به دا افغانستان وی دلویه خدایه درته د لا زیاتو بریالیتوبونو هیله کوم
ستاسی محلص
قاسم باز


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 08.08.2010

اعلامیۀ افغان جرمن آنلاین


اسم: محمد زمان عثمانی   محل سکونت: کارته سه، کابل    تاریخ: 08.08.2010

آقای محترم ولی احمد نوری و سائر شرکت کنندگان این بحث:

السلام و علیکم و رحمت الله و برکاته

اما بعد:

شاید هیچ فردی یافت نشود که خواستار وحدت نباشد. چنانچه مولوی بزرگ فرموده است:

مثونی ما دوکان وحدت است
وحدت اندر وحدت اندر وحدت است

امروز اروپا و جهان بسوی وحدت وی یکی شدن در حرکت است. سوسیالیزم شعار وحدت سوسیالیستی را سر دادند، اسلامگرایان وحدت اسلامی را سر داده اند. بحث در مورد تفرقه اصلا بحث نیست. بناء شما هیچ شک و تردید بخود راه ندهید که کسی یافت خواهد شد که طرفدار وحدت نباشد. نفاق و عدم وحدت موضوع بحث بوده نمی تواند. امروز جهان بیک دهکدۀ کوچک مشابه گردیده است. هر قدر تکنالوژی پیش میرود مردم متحد تر شده میروند.

وحدت از خود میکانیزم دارد. طوریکه از نظریات آزاد دوستان در این وبسایت آزاد مردمی بر می آید، شرکت کنندگان در بحث بالای شیوه وحدت اختلاف دارند. این اختلافات در شیوه برای رسیدن وحدت بهیچصورت معنی آنرا نمیدهد که کسی علیه وحدت میباشد و دوستان نباید چنین نتیجه گیری خام را بنمایند.

در تاریخ افغانستان تلاشهای زیاد برای وحدت صورت گرفته است. مثلا ما از تلاشهای امیر عبدالرحمن خان و سردار محمد داود خان، بطور مثال، نامبرده می توانیم. هم عبدالرحمن خان و هم سردار محمد داود خان اهداف نیک برای وحدت داشتند ولی شیوه رسیدن به وحدت شان غلط و بر اساس زور بود. امروز این ثابت گردیده است که تلاش های هر دو با ناکامی مواجه گشت. اتحاد شوروی وحدت را با زور سر نیزه و قشون سرخ تامین کرد ولی این وحدت ازهم پاشید. هتلر وحدت فاشیستی را برقرار کرد ولی آنهم باشکست مواجه شد. اعراب جاهل (بعد از پیغمبر اکرم) که خواستند مردم افغانستان را سوته مسلمان سازند ولی امروز ثابت شده که یک افغان هم صحیح مسلمان نشده است. برای مسلمان سازی افغان ها نیز باید یک شیوه درستر جستجو گردد.

وحدتیکه امروز در جهان بصورت نسبی پایدار مانده است رفتن بسوی وحدت از طریق راههای سیکولریزم بر اساس دیموکراسی می باشد. در این نظام افراد بر اساس اهلیت و کفایت خویش بدون در نظر داشت تعلقات قومی، مذهبی، زبانی، جنسی، سمتی ... وغیره مورد توجه قرار می گیرند. شماری از مردم غلط نظام سیکولریستی و دیموکراسی را ضد دینی تعبیر می نمایند. در حالیکه در همچو نظامها، بطور مثال، دین یک امر شخصیست و هیچ کسی حق ندارد عقاید مذهبی خویش را بالای دیگران بقبولانند. بر اساس همین نظام است که امروز رئیس جمهور امریکا یک سیاهپوست کینائی می باشد. در مورد بقیه خود فکر کرده میتوانید.

به نظر بنده بزرگترین مشکل در راه وحدت در افغانستان نظام این کشور بنام "جمهوری اسلامی افغانستان" است. افغانستان هیچوقت جمهوری اسلامی یا شاهی نبود. این یک پدیده نحس است که افغان ها را بر جان همدیگر انداخته است. شما وضعیت جمهوری اسلامی پاکستان را ملاحظه فرمائید. ایرانی ها تازه متوجه شده اند که جمهوری اسلامی یک پدیده خام بود که از فکر خام اقای خمینی تراوشید. امروز آنها می کوشند نظام خود را "نظام اسلامی" قلمداد کنند نه جمهوری اسلامی. این یک امر تثبیت شده است که جوهر "جمهوریت" با "اسلام" در تضاد بوده و جمهوریت ریشه در مردم دارد در حالیکه اسلام ریشه به خداوند (ج) دارد. از نگاه دین مبین اسلام نظر خداوند مافوق نظریات بوده و دیموکراسی اصلا معنی و مفهوم ندارد. مردم حیثیت بنده را دارند و بنده حق حاکمیت را ندارد.

بزرگترین مشکل دیگر افغانستان در راه رسیده به وحدت همانا تقسیم قدرت دولتی بین چهار قوم: پشتون، ازبک، هزاره و تاجیک در افغانستان است. سئوال این است که قدرت دولتی چرا بر اساس اهلیت و لیاقت و کفایت تقسیم نگردد. از طرف دیگر در افغانستان مردمی زندگی دارند که به هیچیک از چهار قوم فوق تعلق ندارند پس چرا آنها از رسیدن به مقامات دولتی محروم گردند. چرا در قانون اساسی افغانستان درج گردد که رئیس جمهور باید یک مسلمان باشد نه یک انسان با کفایت و اهل؟

این بود مختصر نظریات بنده که برای تحکیم وحدت در افغانستان و برای جلوگیری از تجزیه کشور ارائه نمودم. امید است جناب ولی احمد جان نوری این نظریات بنده را نیز شامل کتاب خویش سازد. من با نام اصلی خویش نوشته ام ولی ممکنست من آدم مشهور نباشم و کسی نباشم که جناب نوری مرا بشناسد ولی مطمئن هستم که جناب ایشان سخنان مرا می شناسد.


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 07.08.2010

با تقدیم احترام به هموطنان گرامی ارجمند، میخواهم به عرض شان برسانم که موضوع بحث اصلی در نظرخواهی محکوم کردن ‏‏"مفکورۀ تجزیه افغانستان" است، نه بحث و مشاجره بر سیاست های حکومات گذشته در افغانستان.
در مورد اعمال ‏نیک و بد حکومتداران افغانستان تاریخ قضاوت خود را کرده و میکند. خدمات آنها را و کوتاهی های شان را در لابلای اوراق کتابها خوانده میتوانیم.
در اینجا ‏آرزومندیم صاحبان اندیشه و قلم ما بطور مشخص بالای اصل موضوع صحبت کرده نظریات موافق و یا مخالف خود را ‏بنویسید، زیرا در نظراست تا از مجموعه این نظریات در آینده کتابی تهیه گردد، و البته طبیعی است که ما نظریات آن عده ‏از هموطنان را که خارج از موضوع اصلی باشد و به نام های مستعار نشر شده باشند، نمیتوانیم درج این کتاب نمائیم. همچنان از کارکنان محترم افغان جرمن آنلاین صمیمانه خواهش دارم تا از نشر همچو نظریات که این بحث را به بیراهه می کشاند جلوگیری بعمل آرند.
امید وارم همه نویسندگانی که به این وطن، افغانیت و تمامیت افغانستان عزیز ایمان دارند مطالب جالب و علمی بنویسند و مانند جناب وحید مژده با اختصار و عمق و احساس در این بحث خطیر، مهم و ملی سهم بگیرند.
با تجدید احترام .
ولی احمد نوری.‏


اسم: توریالی ساپی    محل سکونت: کابل شهر آرأ    تاریخ: 07.08.2010

آقای دوست با سلام مجدد!
به راستی هم سوء تفاهمی از جانب من رخ داده است... معذرت مرابپذیرید. در قسمت برادران هزاره مخاطب من شما نبوده اید، بلکه شخصیست به نام غنی که به این مسئله تماس گرفته است. پاراگراف های باقیماندۀ نظر بنده کاملأ متوجه شما است و به جواب شما!
گفتگوی من با شما در همین جا به پایان رسید.
با احترام


اسم: یوسف ( پتنګ )   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 07.08.2010

آقای نوری.
به انګشتان، قلم و احساس ات رحمت باد.
برادر محترم بګذار آنانیکه لیاقت آزادی را ندارند غلام زندګی کنند، خدای نا خواسته اګر افغانستان تجزیه ګردد کدام مردم افغانستان زیاد متضرر خواهد شد
آیا برهان الدین ربانی رهبر تاجکستان بزرګ خواهد شد، آیا دوستم رهبر ازبکستان خواهد ګردید و آیا کریم خلیلی یا محقق رهبر ایران خواهد ګردید؟
ایرانی صفتان فرض کنید افغانستان تجزیه شد سرنوشت مردم بامیان و یکعده مردم هزاره ولایت وردګ و ولایت غزنی را چطور حل میکنید، شاید دولت فاسد ایران از هوا این مردم را اکمال خواهد کرد.
بهر صورت.
بجواب غنی از هالند باید نوشت که ای غنی بی ثروت ای بیخبر از تاریخ افغانستان، زمانیکه امیر عبدالرحمان قدرت بدست ګرفت او بخاطر اوردن امنیت نتنها منار کله های هزاره ها راساخت بلکه منار کله های مردم پشتونهای شینوار را نیز ساخت بود ای متعصبین بی دانش و ای **** کمکی تاریخ را بیدون تعصب بخوانید ایا شما متعصبین تنګ نظر نمی دانید یا تجاهل عارفانه مینماینید زمانیکه لشکر حبیب الله سقوی به لوګر رفت چقدر را کشتند و به چه اندازه چور و چپاول و بی ناموسی کردند که انسان از شنیدان ان ننګ میبرد هچوقت و هیچ سند وجود ندارد که نادر خان شهید ګفته باشد این افوهات شما تنګ نظران و متعصبین وایران پرستان است.


اسم: نجیبه قانع    محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 07.08.2010

من برای مدت ها به تبصره های آقای وحید مژده با علاقمندی ګوش داده ام. برای من مهم نبوده است که آقای مژده زمانی سخنګوی طالبان بوده است. از تبصره های موجز، خلص و با معنی او خوشم میآمد. اما از چندی است ـ خصوصا از زمانیکه معلوم شده است طالبان نیرومند شده اند ـ آقای مژده یکصد و هشتاد در جه تغییر کرده است. ایشان اساسات یک تبصره سیاسی را ( که یقینا آقای مژده خوب از آن آګاه است)این روزها کاملا نادیده میګیرند. باکی ندارد زیان این تغییر روش، بخودش میرسد - ما پس ازین به مبصرین دیګر که توانسته اند بیظرفی خود را حفظ کنند ګوش خواهیم داد.


اسم: وحيد مژده   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 07.08.2010


افغانستان و امکان تجزیه


اسم: دوست   محل سکونت: کابل، افغانستان    تاریخ: 07.08.2010

دوست محترم شاغلی منیر:

یک مشوره دوستانه از من به شما:

در دوره ایکه بنام حاکمان پشتون در افغانستان سجل گردیده است هیچ پشتون در اداره امور سهم اساسی نداشته است. صرف و صرف از نام پشتون استفاده گردیده است.

مثلا یکی از زمامدارانی را که به غلط پشتون قملداد می کنند اعلیحضرت محمد ظاهر شاه خان است. اگر او براستی هم پشتون می بود او و همکارانش از طریق یک ترجمان پنجشیری با قوم پشتون صحبت نمی کرد. اگر امیر حبیب الله خان براستی هم یک پشتون می بود او تاریخ دوران پدرش را از زبان فیض محمد کاتب هزاره نمی نوشت. اگر این ها براستی پشتون می بودند امروز اولاد پشتون بزبان مادری خویش در مکاتب افغانستان درس می خواندند.

لطف نموده بیا که همین موضوع قوم و قومبازی را بجایش بگذاریم و در مورد جلوگیری از تجزیه افغانستان کار مثمر انجام دهیم. لطف نموده بگوئید که چه کنیم که از تجزیه افغانستان جلوگیری گردد؟ شعار دادن فائده ندارد.


اسم: دوست   محل سکونت: کابل، افغانستان    تاریخ: 07.08.2010

شاغلی محترم ساپی سیب!

گیدی گیدی سلامونه

بیا که اول یک موضوع ساده را جناب عالی شما و این بنده حقیر سر تا پا تقصیر بین خود حل کنیم و بعد سر تاریخ و مسائل دیگر بپردازیم:

در کدام قسمت نوشته خویش من از قوم هزاره بصورت خاص نامبردم. فکر نمی کنی که خودت همین را تهمت می کنی، انهم نه تهمت عادی بلکه یک تهمت در ملای عام بسویه انترنت. نوشته هر دوی ما را همه در سراسر جهان می خوانند.

من در پاسخ به آقای نوری گفتم که قوم پشتون (نه قوم هزاره) یکی از محرومترین اقوام افغانستان از اثر سیاست های غلط زمامداران معاصر افغانستان قرار گرفتند. زیرا، بطور یک مثال ساده، تا هنوز هم آنها از حق تحصیل بزبان مادری شان محروم اند و در زمان زمامداری اعلیحضرت محمد ظاهر شاه آنها از طریق یک ترجمان پنجشیری با این "تولواک" خویش و قهرمان جناب آقای نوری صحبت می کرد. من خوب نمی فهمم که شما چرا همین کلمه پشتون را هزاره می خوانید؟ دو جمع دو همیشه چهار قرص نان نمی شود!

شما از شرائط گپ می زنید. لطف نموده بگوئید کدام شرائط؟ بحث در اینجا بالای راههائیست که برای جلوگیری از تجزیه افغانستان باید دنبال (توبه ایرانی گفتم و از جناب نوری معذرت می خواهم) یعنی مقصدم تعقیب (دری سوچه عربی) گردد! ما از طریق شعار دادن جلو تجزیه افغانستان را گرفته نمی توانیم. خلقی ها و پرچمی ها با هورا گفتن سوسیالیزم ساخته نتوانستند، طالبان و مجاهدین با قمچین و شلاق و توب و راکت مردم را به بهشت برده نتوانستند.

ساپی صاحب:

لطفا در مورد موضوع که یک موضوع جدیست بحث کن. از تهمت و تاپه زنی خوداری نمائید. زیرا این تهمت زنی و فحاشی و شعار دادن هیچ دردی را دوا نمی کند. من حاضرم به منطق شما مطابق معیار های جهانی و در شرائط زمانی و مکانی گوش دهم. شما افغان و افغانستان را نمی توانید در یک کتگوری خاص مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. اگر گپ های من غلط است با ارائه منطق قبول شده جهانشمول رد نمائید تا مرا روشن ساخته باشید.


اسم: رحمت اله روان   محل سکونت: اروپا    تاریخ: 07.08.2010

زما سلامونه قبول کړي هیله لرم چی جوړ اوروغ اوسی
ما هر وخت خپلی لیکنی دافغان جرمن دسایت دپالیسی مطابق په ډیره مینه دنشر په خاطر نوموړی سایت ته لیږلی دی، ولی افسوس چی هغه یا هیځ نه نشریږي او که نشر هم شی بیرته دیوه بل کس له لوری ډیر ژر دسایت له صفحی ځخه حذف کیږي چه دغه رنګه تګ لاره دلیکونکی حیثیت ته لوی زیان رسوي او دیو نوع سپکاوی په معنی ګڼله کیږي،تر کومه ځای چی زه پوهیږم دافغان جرمن سایت برخورد دځینو اشخاصو په باب فرق او تفاوت لري دځینو اشخاصو سره دیو شکل کینی اونفرت پر بنیاد برخورد کیږي خصوصا دافغانستان دخلق دموکراتیک دغړو سره او غواړی ډیری زړي او تر وخت تیري کینی دهغوی په برابر تر سره کړي،او د یوه ځو ناپاکو او وطن پلورنکو اشخاصو په خاطر غواړی دافغانی ټولنی د یوه پوه ، با استعداده،هوښیار اومخکښ قشر دغوره فعالیتونو ځخه او دهغوی درول ځخه په اینده کی ستر ګی پټی کړی ،په اصطلاح دیوی سپږي په خاطر مکمل پوستین اور ته اچوي،په دی خاطر ما تصمیم ونیوی چی نور دخپل حیٍثیت دخوندی توب په خاطر وافغان جرمن سایت ته خپل مطالب ونه لیږم،حتی هغه مضامین چی په افغان جرمن سایت کی نشر کیږی زړه می ښه نه غواړی مطالعه کړم،ممکن نواقیص او کمبودات زما په لیکنو کی زیات وی ولی بی له خدای پاک ج هیځوک بل پوره او مکمل نه دي.
ما دښاغلی او محترم ولی احمد نوری لیکنه ددعوت په نامه انتر نیتی سایت کی ولوستله او زه په دغه لیکنه باندی ځینی اعتراضونه لرم که تاسی دا لیکنه یو ځل بیاهم دقیقه ولولی چی ولی احمد خان دخپلی لیکنی په یوه برخه کی داسی لیکلی دي
(( این آقا نمیداند که اگر یک کشور جدید از پشتون های افغانستان و ماورای سرحد که دارای بیشتراز40 میلیون نفر از یک تبار واحد در یک خطه که در دنیا مثال ندارد، آنهم از مردمان آزاده و جنگجو بوجود آید، کدام قدرت در شمال این کشور بشمول سه کشور نو به آزادی رسیده (تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان چه خاصا که این سه کشور با اقوام شمال افغانستان زبان مشترک دارند) و از زیر یوغ شوروی، روز خود را تا شب رسانیده میتواند؟))
اوس تاسی دغه پورته ګراف کی جملی ښه تحلیل کړي؟ دجنګجو کلیمی استعمال دپښتون لپاره په دغه شرایطو کی دځه په معنا کیدای شی ایا دا دپښتون صفت دی او که توهین؟ زمونږ خو فعلا جنګ دګردي نړی سره په همدی خبره ده چی پښتانه جنګجو قوم نه دي...........، دلیکنی په یوه بله برخه کی بیا وایی.
« حزب دیموکراتیک خلق » افغانستان که سرسپردگی و مزدوری شان بدولت شوروی سابق نتائج خونباری را به همراه آورد، اینها نیز هنوزهم در پی مزدوری بدولت های دشمن افغانستان از خوش خدمتی و نهایت تلاش در جهت بحران آفرینی و تجزیه کشور ابا نمی ورزند.
په دی خاطر چی زه دافغانستان دخلق دموکراتیک غړي یم زما دفاع ددغه حزب دیو تعداد غړو ځخه نه ده ولی ددغه حزب ډیرو غړو په افغانستان کی دملی یووالی اوملی روغی جوړي په خاطر ډیری قربانی ور کړي دي او لایی هم ور کوي نه باید ښاغلی نوری صاحب ددی حزب دټولو غړو سره دیوی شخصی عقدی پر بنیاد برخورد وکړي که ښاغلی نوری صاحب دافغانستان یووالی اوملی وحدت غواړی نو دی باید په افغانستان کی دیوه میلون په خوا وشاکی دافغانستان دخلق دمو کراتیک ګوند غړی او طرفداران بیځایه توهین او تحقیر نه کړي،په افغانستان کی دسولی او ملی یووالی په پروسه کی ددی یومیلون بادرده افغانانوپه رول باندی باید ستر ګی پټي نه کړي،زمونږ دځینو افغانی شخصیتونو او لیکونکو