Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  قوای خارجی از افغانستان برون شوند یا بمانند ؟    نویسنده:  افغان جرمن آنلاین

 
اسم: نورانی    محل سکونت: لندن    تاریخ: 26.11.2008

محترم ارغندیوال صاحب:
چون به سوالاتم جوابات قناعت بخش ارائه نگردید، ادامه صحبت را لازم نمیدانم. صرف یك موضوع را باید به همه خاطر نشان سازم كه جملهء كه “شما در یکجا میگوئید که امریکا طالبان را جهت سرکوبی نضهت آزادی خواهی مردم افغانستان بوجود آورد و در جاهای دیگر همین طالبان را به گونه غیر مستقیم جریان آزادی خواهی مردم افغانستان قلمدادمینمائید ِیعنی چه؟” من چنین جمله را نه مسقیم و نه غیر مستقیم ذكر كرده ام. لطفاً مرا نشان دهید كه در كجای نوشتهء من این نظر را یافته اید؟ از لطف شما ممنون میشوم.


اسم: ادمین : افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 25.11.2008

محترم ارغندیوال
لطفا ً نوشته تان را برای نشر در صفحه تحلیلات ارسال دارید ممنون می شویم.
بااحترامات بی حد


اسم: محمد صادق ارغندیوال    محل سکونت: اوتاوا -کانادا    تاریخ: 25.11.2008

با عرض سلام ، احترام وادب برای تمام هموطنان عزیز وگرامی و اظهار محبت متقابل برای دانشمند گرامی بارز صاحب از فرانسه ، حمیدالله جان از کابل و فرید جان ملکیار از سدنی .

محترم نورانی صاحب !
اشتباه ما افغان ها و شاید هم تعدادی از جهانیان در این باشد که میپنداریم، امریکا هر آنچه اراده و خواست داشته باشد بدون چون وچرا انجام میدهد. در حالیکه متأسفانه و یاهم خوشبختانه برای تان بگویم که چنین فرضیه و یا هم ایده از ریشه غلط میباشد. این درست است که امریکا ابرقدرت نظامی واقتصادی جهان میباشد و در سایه همین قدرت دست به ماجراجوی ها زده و میزند. ولی به ارتباط کشور ما، افغانستان عزیز در چهارچوب مسایل منطقه ای و بین المللی هر کشوری در صدد دستیابی به منافح خودش است. امریکا برای این میخواهد درافغانستان جای پای داشته باشد تا از یکطرف بالای ذخایر نفت و گاز آسیای میانه کنترول داشته و از طرف دیگر به آسانی بتواند حرکات چین و روسیه را در زمینه از نزدیک زیر نظر داشته باشد. چین و روسیه هرگز نمیخواهند مزاحمی چون امریکا در زیر ریش شان یعنی در کشور افغانستان پایگاه نظامی داشته باشد و از طرفی هم روسیه میخواهد با شکست نظامی امریکا در افغانستان، شکست نظامی خودش را در دهه هشتاد قرن بیست دراین کشور در مقابل جهانیان به گونه توجیهه نموده و آبروی از دست رفته اش را به نحوی تامین نماید.

اهداف ایران و پاکستان هم در نامه قبلی ام توضیح داده شده است. شاید دولت پاکستان در ظاهر امر به امریکای ها نشان دهد که ضد تروریسم عمل میکند؛ ولی در واقع پاکستانیها در راستای ازهم گسستن شیرازه ملی ملت افغانستان و تحقیر و توهین نمودن آن از هیچ کاری رو گردان نیستند. که بخشی از این دیده درآیی های پاکستانی ها چندی قبل در روزنامه نیویارک تایمز به نشر رسید که شماحتما ًترجمه آنرا در صفحه انترنتی بخش فارسی بی بی سی مطالعه نموده اید؛ اگر احتمالا ًحالا نه، بلکه در زمان حکومت پرویز مشرف، تزویر و ریای دولت مذکور علیه ملت و مردم افغانستان کاملا ًهویدا بود. که نه تنها سازمان استخبارات نظامی آنکشور بلکه تمام ارگان های ملکی آن همسان، سیاست ضد افغانی را تعقیب میکردند؛ زیرااینرا دیگر همه جهانیان میدانند که آدمکشان بین المللی زیر نام طالب در پاکستان تمویل، تجهیز و تربیه شده و بعدا ًجهت خرابکاری و آدمکشی راهی افغانستان میگردند که چندی قبل وزیر خارجه کانادا بعد از مسافرت به قندهار به این موضوع اشاره نموده و آنراتاکید کرد؛ ولی این اظهارات وزیر خارجه کانادا با عصبانیت، خشم و تند دست اندر کاران سفارت پاکستان در کانادا مواجهه شد؛ در واقع پاکستانی ها نه تنها در سطح منطقه و افغانستان جهت منحرف ساختن اذعان عامه و پوشیدن جنایات شان در افغانستان حتی در سطح بین المللی دست به کارهای چون بیگناهی پاکستان در زمینه و انداختن تمام گناه به گردن ملت افغان زده و میزنند.

هارون صدیقی کانادایی، پاکستانی الاصل و سابق مدیر مسؤل روزنامه پر تیراژ تورنتو استار، احتمالا ًبنابه هدایات مقامات سفارت پاکستان در اوتاو در جریان سالهای 2006-2007 دست به نوشتن یک سلسله مقالات به ارتباط اوضاع جاری افغانستان، در روزنامه تورنتو استار زد، که مطالعه همه آنها حاکی بود از بیگناهی پاکستان و مسول بودن مردم افغانستان در امر بی امنیتی و شرارت دراین کشور میباشد. که یکی از این مقالات درشماره مورخ 26 فبروری 2006 در هفته نامه شهروندwww.shahrvand.com(هفته نامه جامعه ایرانی ها که در شهرهای تورنتو وکالیفرنیا به چاپ میرسد) به دری ترجمه شده است که عین متن را ماهنامه افغان رساله در شهر تورنتوی کانادا هم به چاپ رسایند. البته این مشت نمونه خروار است. اینکه در دیگر نقاط جهان پاکستانیها مصروف چه توطئه های در زمینه اند، من خبر ندارم.

دراین هم هیچ جای شک نیست که امریکا به خاطر آبادانی کشور ما به افغانستان نیآمده است. بلکه امریکا به خاطر دستیبابی به منافع خودش در کوتاه مدت ویاهم دراز مدت زحمت آمدن به افغانستان را برایش داده است. ولی شما باید به این نکته توجهه داشته باشید که کشور امریکا پر است از افراد پولدار وسرمایه دار ، که همه این طبقه همیشه در تلاش اند تا به اندوخته ها وسرمایه شان هر چه بیشتر وبیشتر بیآندوزند. بنا ًاگر نظامیان امریکائی و غیره کشور عضو ناتو که در چوکات نیرو های پاسبان صلح درافغانستان نیرو دارند،آرام باشند و طرف حملات طالبان کرام، تروریست های عرب وغیره جاسوسان دستگاه استخبارات نظامی پاکستان، مجهز با سلاح های ایرانی قرار نگیرند و بصورت کل درافغانستان نظم وامنیت بر قرار باشد؛ این امر مسلما ًطرف توجهه و دلچسپی سرمایه داران امریکایی، اروپایی وجاپانی قرار گرفته و صد ها سرمایه دار با بوجی ها پر از دالر راهی افغانستان شده و در بخش های عمده زیربنای کشورما سرمایه گذاری خواهند کرد. واین امر باعث خواهد شد که کشور و مردم ما از فقر و بدبختی نجات یابند. بنا ًوقتی مشکلات اقتصادی از کشور مارخت بست، وزیر بنای جامعه ما سر و سامانی گرفت، آنوقت که بخواهی، نخواهی روبناهای جامعه ماهم بسرعت رشد خواهد کرد و کشور ما پر از افرادی خواهد شد که منطقا ًبه آینده کشور و منافع شان فکرکنند و نسبت به آن بدور از منطقه گرایی، قوم گرایی و تعصب گرایی تصمیم بگیرند. و نگذارند که بیگانه ها حق آنها را بزور بخورند؛ ایران و پاکستان هم از آمدن چنین روزی میترسند و در مقابل آن سنگ اندازی میکنند.

در جریان دهه هشتاد- قرن قبل امریکا جهت مقابله با شوروی وقت روی مسایل افغانستان وجلوگیری از رسیدن شوروی به آبهای گرم ، به پاکستان ضرورت داشت درآنوقت امریکایی ها فکر میکردند که پاکستانی ها به نسبت بسیاری از مشترکاتی که با افغان ها دارند، دارای شناخت بیشتر از افغانها، نسبت به خودشان میباشتد، روی همین موضوع در حالیکه خود نظاره گر بودند این سازمان استخبارت نظامی پاکستان بود با تخنیک و مشاوریت امریکایی و پول عربی، در تماس با مجاهدین و پناهندگان افغان بیشتر امور جنگی، تلیغاتی وغیره را علیه شوروی وقت درافغانستان سازمان میداد، و باگذشت هر روز تجربه بیشتر و بیشتر را در این راستا میآندوخت. و امروز کار به جائی رسیده است که پاکستانی ها دراین راستا خود امریکای هارا فریب میدهند. که در این راستا دوری و غداری پاکستانی در مقابل ملت افغان واضح و آشکار است زیرا بعد از شکست شوروی وقت درافغانستان وفرار آنها بالاثر جهاد ملت افغانستان، از بیرون کشیدن پای امریکا روی مسایل افغانستان، و بلاخره پیروزی مجاهدین درافغانستان و سقوط رژیم نجیب الله و آزادی افغانستان، در افغانستان چه شد؟ مگر همین تعدادی مشخصی از مجاهدین بنا بر تشویق، تجهیز و توطئه سازمان استخبارات نظامی پاکستان و سازمان مشابه ایرانی با افروختن جنگهای تباه کن و قتل عام شهریان کابل، حیثت ملت قهرمان افغانستان و نام والای افغان و افغانیت را نزد جهانیان به زمین نزدند؟ مگر همین تعداد مشخصی از فرشته های آزادی بنا به دستور آی اس آی روز روشن را بالای مردم افغانستان سیاه نساختند. مگر پیر و برنا افغانسنان جهت رهایی از روز سیاهی که تعداد معینی از مجاهدین صایب ها بالای شان آورده بود، خواستار برقراری دوباره حکومت کفن کش قدیم(داکتر نجیب) نشدند.؟ شما شرایط امروز افغانستان را با افغانستان قرن نزده مقایسه نکنید در آنوقت ملت ما واقعا ًقهرمانه علیه اشغالگران انگلیسی جنگیدند. هیچ معامله ای در کار نبود که بعد از بیرون شدن اشغالگران انگلیسی، اشغالگر دیگری با هیله و نیرنگ سرنوشت کشور مارا در دست گیرد. حالا شما چه گرانتی دارید که بعد از بیرون شدن امریکایی ها از کشورما پاکستانی ها زیرنام طالب بالای ما نریزند وما غلام غلام ها نشویم. مگر دیده درآیی پاکستانی ها به جایی نرسیده است که مشرف گفت "شکست شوروی وقت در افغانستان از افتخارات سازمان استخبارات نظامی پاکستان است " یعنی که به عقیده مشرف صاحب، جهاد ملت افغان و خون دو ملیون شهید افغان درهنگام جهاد علیه شوروی وقت، ضرب در صفر.

شما در یکجا میگوئید که امریکا طالبان را جهت سرکوبی نضهت آزادی خواهی مردم افغانستان بوجود آورد و در جاهای دیگر همین طالبان را به گونه غیر مستقیم جریان آزادی خواهی مردم افغانستان قلمدادمینمائید ِیعنی چه؟

درجای دیگری میگوئید "اینکه امریکا چه روشی را در قبال اردن و یا عربستان سعودی تعقیب میکند جز روش و توافق دولت های آنکشورها با امریکاست که ربطی به مبارزات مردم افغانستان ندارد"
درست، بنا به فکر و اندیشه شما روش امریکا در افغانستان هم جز روش وتوافق دولت افغانستان با امریکاست. پس تروریست های عربی در کشور ما چه بد میکنند که دست به ویرانی، قتل و غارت میزنند، و اینرا اگر قبول داشته باشید یا نداشته باشید؛ بیست هزار عسکر امریکا در کشور عربستان سعودی مستقر است؛ حالا برای تروریست های عربی چون بن لادن والظواهری وغیره مسلمانان دنیا آزادی عربستان سعودی ارجحیت دارد و یاهم افغانستان؟

ثالثا ً- بیرون شدن امریکا از ویتنام در جریان دهه هفتاد میلادی یک شکست نظامی بود که افتخارآنرا هم شوروی وقت با استعمال سرزمین و خون ویتنامی ها، کمایی کرد. ولی چه؟ شما اوضاع اجتماعی – اقتصادی ویتنام و کوریای شمالی را با ابر قدرت اقتصاد کوریای جنوبی مقایسه کنید. و بعدهم بدانیدکه همین ویتنامی ها حالا میروند نزد سرمایه داران امریکایی عذر وزاری میکنند که بیآیند ودر ویتنام سرمایه گذاری کنند ، شما حتما ً از استقبال دولت ومردم ویتنام از بل کلنتن درجریان سالهای دهه نود خبر دارید.

رابعا ً- از ترویج مسیحیت گفته اید.
محترم نورانی صاحب ! روزگاری بنا به توطئه های پاکستانی ها مکاتب ما را بنام مرکز تربیه کمونیزم می سوختاند – من از خاطرات خودم در ولسوالی پغمان بگویم که : در 1359 هجری شمسی من در صنف هفتم درس میخواندم در یکی از روزها ماه اسد تعداد از مجاهدنماها در روز روشن به مکتب ما ریختند، بعد از آنکه معلمین و مسؤلین مکتب را در مقابل چشمان شاگردان لت و کوب و تحقیر و توهین نمودند؛ به دیگران گفتند که منبعد هر کسی به مکتب آمد- وا به جانش. بعد از همان روز مکتب بسته شد و مدت دو ماه تمام نه در آنجا درسی بود، نه کتابی ونه معلم و شاگردی – بعد از مدت دوماه در یک شب خزانی مجاهدین صاحب ها مکتب را به آتش کشیدند و نطاقان شان هم درپاکستان اعلان نمودند که یکی از مراکز تربیه کمونیزم در ولسوالی پغمان کابل ذریعه مجاهدین سربکف نا بود گردید، حالا هم همان سناریو به گونه دیگر ونام دیگر درحال تکراراست .

از طرف دیگر اگر از ایده وعقیده تعداد بسیار ، بسیار محدود چون کمونیست های فروخته شده بگذریم؛ عقیده والای اسلامی اکثریت نسبت به تمام مردم افغانستان درختی نیست که به این بادها بلرزد. اگر شما در میان توده های مردم افغانستان در دهات و قریه ها رفته باشید بعد به قدرت و توانمندی عقیده اسلامی مردم افغانستان پی خواهید برد.

شما که در لندن زندگی میکنید، حتما ًاز قدرت و جلال جامعه مسلمان کشور برتانیه خبر دارید و از طرفی هم شاید بدانیدکه:آنهائیکه مردم را به دین دیگری دعوت میکند با بیان منطق و سخن به جلو میرود که این خاصه مبلغین تمام ادیان است ؛ نه مثل طالبان کرام که تفنگ را به کله گروگانان کوریایی گرفته بودند و میگفتند که "بخوان کلمه" که گروگان کوریایی بعد از رهایی هرکدام میگفتندکه برای زنده ماندن بار ها به امر طالبان لبیک گفته بودند.

در حالیکه همه میدانیم که ایمان آوردن اقرار به بزبان تصدیق به قلب است. حالا من صد در صد متقین هستم که اگر کدام صلیبی درمیان مردم ما کسی را دعوت به مسیحیت نماید مسلما ً که با منطق متقابل و جواب قوی چون، ارجحیت دین مقدس اسلام برهمه ادیان مواجهه خواهد شد.

بنا ًاشاعه تبلیغ دین مسیحیت فقط همان افواهات و پروپاگند های دستگاه استخبارات نظامی پاکستان جهت عقب نگهه داشتن مردم و کشور ما در نادانی فقر و بیچارگی.
والسلام

کارکنان محترم سایت وزین افغان- جرمن :
در ذیل دوستی خواسته است که نامه اول مرا در صفحه اول آنلاین نماید. شما حالا این کار را نکنید، زیرا نوشته مذکور در پنجره نظریات تایپ شده است دارای غلطی های انشایی است. اگر شما چنین نیت داشته باشید من یک کاپی دیگر آنرا ترتیب و ازطریق صحفه ورد برایتان خواهم فرستاد
با احترام .


اسم: نورانی    محل سکونت: لندن    تاریخ: 24.11.2008

با عرض سلام به محترم صادق ارغندیوال:
نوشته شما را خواندم اما بعضی سوالات نزدم من خلق گردیده كه مرا به حل آن كمك كنید. از خلال متون كتب و مقالات متعدد بر می آید كه امریكا خود در خلق طالبان و سایر گروه های تروریستی دست داشته است و این واقعیت را هیچ كسی نمیتواند رد نماید. طالبان را برای سركوبی نهضت آازادی خواهی مردم افغانستان بوجود آوردند تا خواست های قدرت های استعماری و مداخله گر را برآورده سازد. لاكن وقتیكه طالبان از خود لجاجت نشان دادند امریكا و متحدین به نابودی آنها تصمیم گرفتند. امریكا قبل از حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر مصمم بود كه نظام را منهدم كند زیرا طالبان و امریكا در مورد لولهء نفت گاز به توافق نرسیدند.

حالا دوباره همان طالبان شكست خورده رشد كردند. لطفاً بگوئید كه امریكا چه بازی را در افغانستان در پیش گرفته است؟ اگر بیاد شما باشد امریكا بعد از اسقرار جمهوریت داوود خان به بی ثبات ساختن افغانستان آغاز كرد و به پاكستان كه متحد امریكا بود و است دستور داد كه به مخالفین نظام جمهوریت كمك كند. دیدیم كه ربانی، احمد شاه مسعود، گلبدین و یك تعداد دیگر به پاكستان فرار كردند و بنای بغاوت را علیه افغانستان گذاشتند. همین مردم اند كه مورد استفادهء امریكا و پاكستان در مبارزه علیه نظام خلقی ـ پرچمی قرار گرفتند. بالاخره همین مردم اند كه امروز امریكا از ایشان استفاده میكند. آیا شما فكر میكنید كه برگشت گلبدین و تماس حكومت كابل با طلابان بدون اجازهء امریكا صورت گرفته باشد؟ آیا شما تصور میكنید كه احیای دوبارهء طالبان برای تهدید ایران نباشد؟

امریكا برای آرامی و صلح و ثبات به افغانستان نیامده است، اگر چنین میبود افراد جانی را زیر بهانه ای واقعیت های افغانستان دوباره بقدرت نمیرسانید. اینكه گفته میشود كه دوستم، ربانی و یا سایر دزدان واقعیت ها اند، آیا این تبلیغات را زاده فعالیت و تبلیغات سازمان های جاسوسی و پروپاگندی اجنبی نمیدانید؟ گفته میشود كه امریكا هر چه میخواهد میتواند انجام دهد. آیا شما شكست امریكا را در ویتنام می پذیرید یا آنكه آنر صرف یك عقب نشینی میدانید؟ اگر به عقیدهء شما صدای های ضد امریكا زاده تبلیغات كشور های خصم افغانستان است، آیا در مبارزه ضد شوروی و حكومت دست نشانده اش تبلیغات اجانب شامل نبود؟

آیا در آن وقت عربستان، پاكستان، انگلستان و یك تعداد كشور های دیگر متحد امریكا نبودند و مشتركاً عمل نمیكردند؟ آیا پاكستان قادر بود و یا جرئت داشت كه بدون حمایت امریكا به مخالفین نظام دست نشاندهء مسكو پناهندگی بدهد ودر مقابل تهدید های شوروی استادگی كند؟ این تصور ماست و شاید هم تبلیغات دستگاه های استخباراتی پاكستان و امریكا باشد كه اشغال افغانستان را توسط شوروی اشغال بنامیم برای اینكه دین ما را از بین میبرد و اما اشغال افغانستان توسط امریكا را اشغال نگوئیم ولو كه بی دینی را از طریق پخش مسیحیت كه خطرناكتر از بی دینی كمونیسم است، تبلیغ میكند. این یك بام و دو هوا است كه شاید محترم ارغندیوال بهتر به درك آن قادر باشند. امریكا را كرزی را خلق كرد، اما حالا بر ضد كرزی توسط سایر اجنت هایش تبلیغ میكند چون كرزی برای امریكا بیش ازین مفید نخواهد بود. تبلیغات دستگاه های استخباراتی قدرت هاست كه مردم را به پذیرش كرزی متمایل ساخت و امروز چرخ را به نفع جلالی و یا كدام شخص دیگر دور میدهد.

میخواهم بدانم كه مبارزه افغان ها را در قرن نزده علیه انگلیس ها زادهء احساس آزادی خواهی مردم ما میدانید یا اینكه آنرا نتیجهء پروپاگند اجانب در آن زمان میدانید؟ آیا محترم ارغندیوال میدانند كه در سیاست خارجی كشور ها تفاوت ها موجود است. خصوصاً قدرت های بزرگ برای هر كشور، برای هر منطقه و برای هر حادثهء سیاسی سیاست های متفاوت دارند. سیاست خارجی قدرت های بزرگ و متجاوز نظر به هر منطقه و كشور و اهمیت آنجا فرق میكند و باید همانطور هم باشد.

پالیسی امریكا در قبال امریكای لاتین متفاوت از پالیسی امریكا در شرق میانه است. همچنان تاریخ سیاسی كشور ها و برخورد مردم هر منطقه نسبت به حضور اجانب كاملاً از هم متفاوت است. اینكه امریكا چه روش را در عربستان سعودی و یا اردن تعقیب میكند جز روش و توافق دولت های آن كشور ها با امریكا است كه ربطی به مبارزات مردم افغانستان ندارد.

مثال جاپان و آلمان هم بسیار نادرست است. هر دو كشور شكست خوردهء جنگ دوم حد اقل سه هزار سال از افغانستان امروز جلو بودند. صرف نظر از پلان مارشال برای احیای اروپا، موجودیت عساكر امریكائی در جاپان و آلمان صرف برای تامین امنیت امریكا بود نه برای پیشرفت اقتصادی این دو كشور.

محترم ارعندیوال:
خلاصه میخواهم بدانم كه كدام قسمت از تاریخ مبارزات مردم افغانستان زادهء روش وطنخواهی مردم ماست و كدام قسمت زادهء تبلیغات دستگاه های پروپاگندی اجنبی و اجنت های شان؟ تشكر از رهنمائی شما.


اسم: فرید احمد ملکیار    محل سکونت: سدنی - آستریلیا    تاریخ: 24.11.2008

سلام واحترام به دست اندرکاران گرامی سایت وزین افغان - جرمن آنلاین و کلیه هموطنان عزیزو گرامی .
در نوشته محترم محمد صادق ارغندیوال نکاتی وجود دارد که چگونه افراطیون مذهبی بین المللی و استخبارات نظامی پاکستان در سؤ استفاده از احساسات پاک مردم ما نسبت به دین مقدس اسلام ، کشورما را غرق درخون ساخته اند.

صادقانه عرض کنم که من ازموجودیت قوای نظامی امریکا در خاک عربستان سعودی خبر نداشتم و تنها بعد از مطالعه نوشته ارغندیوال ، جهت ثبوت آن نزدخودم ومراجعه به بعضی از مراجع معتبر خبری وبین المللی دریافتم که ادعای آقای ارغندیوال صحت دارد. و همچنان این سخن برای من سخت تکان دهنده است که درکشور پاکستان جای که خودش را سنگر اسلام معرفی میکند و نسخه های اسلامیت را برای مکان های دیگر چون افغانستان وکشمیر زیر کنترول هندوستان صادر میکند ، روز جمعه برخلاف اکثریت نسبت به تمام کشورهای اسلامی درکشور جمهوری اسلامی پاکستان روز تعطیل نیست .

حالا برای اسامه بن لادن ، ایمن الظواهری وغیره افراطیون عربی وبین المللی آزادی عربستان سعودی ارجحیت دارد ویا هم آزادی افغانستان . اگر بن لادن وظواهری غیرت دارند بروند سرزمین خودشان را از چنگ به اصطلاح صلبیون آزاد کنند ؛ آنها را به افغانستان چه غرض .

وهم اگر زیرکاسه نیم کاسه ای نباشد بنا به گفته ارغندیوال ملاه صاحب های پاکستانی چرا به خاطر تعطیل ساختن رسمی روز جمعه در پاکستان جهاد راه نمی اندازند ؛ تا اینکه تعویذ های اسلامیت وجهاد را برای مردم افغانستان صادر میکنند.

با تائید سخنان محترم بارز صاحب ، نوشته ارغندیوال گرامی بسیار ، بسیار با محتوی است ، جا دارد که همه هموطنان عزیر آنرا با د قت مطالعه نمایند ، ودرصورت امکان مسؤلین محترم افغان جرمن آنلاین نوشته مذکور را در صفحه اول خویش کاپی نموده وهمین نوشته را به نظر خواهی بگذارند. با احترام .


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Austria    تاریخ: 22.11.2008

It is fully correct, that Mr. Warrior G. W. Bush made this issue international and he acted international too in year 2001, although the Taliban was supported by him and Mr. Bin Laden was a close friend of USA in the past and all money was giving through him to the created religion groups in Peshawar, it is funny too, that Mr. Warrior G. W.Bush brought together all type of criminals together in Bonn in year 2001 and we see the horrible output of it now.

Also, those robber and incompetent people in Kabul and the blind actions of foreigner militaries are the main reason of failing the positive output of elimination of terrorists in Afghanistan, even it increased.

The name of Nation was misused in the past and during the seven years, it is time to make it clear to UN, USA, EU and to the world, that the nation has the right to be included in honest wasy into the process, for this reason it needs a provisorical government with qualification, honest being and close to Nation.

It was quit different situation in Afghanistan in year 2001, than the situation in 2nd war 19945, they should let Afghans to act base on Afghan culture to solve the existed problem, if the international act now, then they will first achieve its goal and second the nation of Afghanistan will get chance to get peace, security and freedom. It is time now, because Mr. Obama will be a new President of USA next year and I am sure, he will not follow the way of Mr. Warrior G. W. Bush, so all patriot Afghans should act united practically and they have to reflect their capability in solving of this created problem


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 22.11.2008

قابل توجه خوانندگان گرامی؛
از خوانند گان محترمی که به منافع ملی و سرنوشت کشور شان می اندیشند ودر برابر آن احساس مسوولیت می نمایند تمنا مینمایم نوشته جناب عالی محمد صادق ارغندیوال را بدقت مطالعه نمایند. آنچه از آن بدست خواهند آورد از مطالعه صد کتاب خوب هم ممکن نیست نصیب شوند. تمجید وستایش بی پایان از دانشمند گرامی صادق ارغندیوال.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 22.11.2008

در مورد اینکه نیروهای خارجی بمانند یا بروند. نخست باید از خود پرسید آیا این نیروها بخواست مردم افغانستان آمده اند؟ که حال بگوئیم بمانند یا بروند.
مساله روشن است که القاعده با استفاده از افغانستان بحیث پایگاه امریکا را مورد ضربه قرار داد، انگاه امریکا و همپیمانانش برای سقوط رژیم طابان و از بین بردن بساط القاعده به افغانستان لشکر کشیدند لذا مساله از صلاحیت مردم ما خارج است . از جانب دیگر هر کس که قبل از شکست تروریزم درمنطقه خواهان خروج قوای بین المللی هسنت ، آگاهان ویا نا آگاهانه از خواست طالبان ، القاعده و درواقعیت امر از خواست پاکستان مبنی بر اشغال افغانستان دفاع میکند. اما همه بدانند که امریکا تا به هدف نرسد قوایش را از افغانستان خارج نمیکند زیرا خارج شدن از افغانستان تسلیم شدن جهان بر تروریزم است و نه چیز دیگر و بهتر .


اسم: abdul wassey   محل سکونت: u.s.a    تاریخ: 21.11.2008

هموطنان عزیزم راسلام عرض میکنم!-
صحبت پرمحتوا وحیاتیرامحترم اندر براه انداختندکه ازخلال نوشته های سایر هموطنان میتوان اهمیت موضوع راارزیابی وبرداشت وطنداران خودرا درآن رابطه درک کرد.دراین هیچ جای تردیدی نیست که انکشافات سیاسی,نظامی,اجتماعی واقتصادی سه دههءاخیر تغیرات وتحولات غیر قابل پیشبینی رانه تنها درکشورما بلکه درسطح جهانی ببار آورده که زندگی همهء فامیل جامعهءانسانی رابه نحوی ازانحادرهمه سطوح حیاتی متأثرساخته است که نمیتوان ازآن منکر بودوشایسته است تابادرک این واقعیتهاازآن آموخته وسعی ورزیم که تکرارهمچوحوادث درآینده, حیات عادی روزمرهءمارا یکباردیگر بکام تباهی هاوبدبختی هانکشاند.

اما نکتهءقابل توجه این است که درپهلوی تغیرات وتحولاتی که درطول حیات جوامع بشری رونما میگردد,یکتعدادمفاهیم پرارزش اند که با وقوع هر گونه پستی وبلندی در تمام سطوح حیات جوامع ارزش خودراازدست نداده و همچنان ازنسلی به نسلی بودیعه گذاشته میشودکه یکی این مفاهیم حریت وآزادی است که نمیتوان باا ین مفهوم معاله کردوآنرا در بدل استفاده ازفرصت طلائی بمعامله گذاشت.اگر تصور باین باشد که اشغالگران امروزی در افغانستان برای بهبود حیات مردم ما در وطن مازانوزده اند مادر اشتباهیم واگرهم فکر کنیم که ما ازموجودیت قوتهای اشغالگر میتوانیم دربهبود حیات مردم خود بهره گیریم بر اشتباه خود افزوده ایم چون اولاً در تاریخ استعمار مثالی را آورده نمیتوانیم که آنها در مستعمرات خود حرکتی در راه بهبود مردم آن انجام داده باشند و یا ما بتوایم آنهارا به این راه مشوق شویم.پس بهتر خواهد به این خوشباوری ها خاتمه داده وخود منحیث یک افغان آزاد ومبتکر در بیرون رفتن ازاین منجلاب بدبختی آستین هارا بالا زده وتنها به امید کمک خالق لایزال وهمت مردم خود در راه ارتقای حیات ملت مظلوم خود بدون هیچگونه وابستگی به اجانب قدم براداریم.و درب های خروج را بروی اشغالگران بکشائیم.والسلام-


اسم: امین   محل سکونت: هالند    تاریخ: 20.11.2008

دوستان عزیز سلام!
من شخصا مخالف هرگونه اشغال وبودن قوای خارجی در افغانستان هستم.ولی در حال حاضر برون رفتن قوای خارجی بمعنی اشغال افغانستان توسط طالبان است که منجر به سرکوب مردم در کابل وشمال افغانستان میشود دران صورت ممکن است دوسه سالی صلح نسبی بعد از سرکوب حکمفرما شود ولی بعدا دوباره شورش های مردمی بتدریج اوج خواهند گرفت که در نهایت سبب تجزیه افغانستان خواهد شد حالا خود تان بین بد وبد تر یکی راکه میخواهید انتخاب بکنید.
موفق باشید


اسم: سیف الله- شمس   محل سکونت: کابل - افغانستان    تاریخ: 19.11.2008

محترم تنویر گر صاحب !
سلام واحترام را بپذیرئید .
میدانم که شما نیت نیک به امر وطن وآینده وطن دارئید. ولی با کمال تآسف برایتان بگویم ، این های که شما فرضیه میگوئید، واقیعت است . یک واقیعت شوم و وحشتناک .

کاش همه مردم ما خودشان را افغان فکر کنند ومثل شما در آرزوی وحدت ملی، افغانستان مستقل و حکومت مردمی که برخاسته ازبطن جامعه افغانی وطبق اراده ملت باشد ، باشند. ولی متأسفانه واقعیت های عینی جامعه افغانستان کنونی ظرف سی سال اخیر طور دیگری بافت خورده ورشد یافته است . حتی دیدیم که سی سال قبل هم یک اقلیت محدود ومحدود در کشورما رژیم به تمام معنی مردمی داوودخان را بنا به خواست ها وامیال بادران شان سرنگون کردند و مردم وکشورما را با فاجعه عظیم در تاریخ بشریت مواجهه ساختند.

درست شانرده سال قبل بنا به خواست ملت وجهاد برحق ملت و مجاهدین گلگون کفن مردم افغانستان ، رژیم ملحد وکمونستی سقوط نمود و مجاهدین پیروز گریدند. ولی مادیدیم که همین تعدادی معینی از به اصطلاح رابران مجاهد نما درحق مردم ستمدیده ما چه جفای که نکردند. که مثال کوچک آن ایجاد سه حکومت وپایتخت یعنی خیرخانه ، چهارآسیاب و کارته سه در داخل کابل کوچک بود ، وهمین ها بودند که آبروی جهاد ، مجاهدین و حیثیت ملت قهرمان افغانستان را، فقط به خاطر رسیدن به قدرت وچوکی ، در مقابل جهانیان به زمین زدند. به خاطر دارم که به خاطر اشتعال جنگ ها در داخل افغانستان میان گروه های مختلف مجاهد ، جوامع عرب رهبران مجاهدین افغان را ننگ اسلام خواندند..

حالا هم عمل ها وعکس العمل های افغانستانی ها و مزدوران معاش بگیر وخدایی خدمتگار طرفدار ایران را درداخل وخارج کشور به چشم سر ملاحظه مینمائیم. همین یکی دو روز قبل همین ها بنا به اشاره باداران تهرانی شان به ارتباط استعمال کلمه دانشگاه به عوض پوهنتون ، درشهر کابل غوغا برپا نکردند؟

بنا ً میشود گفت که مزدواران خارجی بشمول کمونست های طرفدار روسیه ، دوستمی ها ، شورای نظار ها ، هزاره های طرفدار ایران و مزدوران سازمان استخبارات نظامی پاکستان آی .اس .آی بشمول طالبان وطرفداران حزب اسلامی گلبیدین حکمتیار نسبت به شانزده سال قبل بیشتر وبیشتر تجربه دارند که درنبود یک حکومت قوی مرکزی وبه خصوص بیرون رفتن قوای صلح ملل متحد ، چه غوغای را در داخل افغانستان بر پا کنند.

درخاتمه باید بگویم که افغان با افغان جور میآید . ولی افغانی که واقعا ً افغان باشد ومزدور خارجی نباشد . ولی حالا متأسفانه وطن ما پر از مزدوران خارجی است ؛ بنا ً موجودیت قوای صلح ملل متحد برای بقای افغانستان حتی بیش از ضرورت است درغیرآن عاقبت ما ومردم بد بخت ما به خیر.
با احترام


اسم: تنویرگر   محل سکونت: اروپا    تاریخ: 18.11.2008

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

اینکه با خارج شدن قوای اشغالگر جنگهای داخلی آغاز میشود؛
اینکه با خارج شدن قوای اشغاگر افغانستان به تجزیه مواجع میشود؛
اینکه با خارج شدن قوای اشغالگر افغانستان به پرتگاه نیستی سقوط میکند؛
اینکه .....
اینها تماما فرضیه های ترس برای ابقا نیروهای اشغالگر در افغانستان می باشد. خیلی مختصر خدمت عزیزان و محترمین عرض شود آرزوی وحدت ملی، افغانستان واحد و مستقل، جامعه باز و پر امن و تجربه نمودن حکومت مردمی که برخاسته از بطن و طبق اراده ملت باشد در موجودیت قوای اشغالگر هیچگاه امکان پذیر نیست. بناءً ارمان گرایان و عزیزانیکه می خواهند افغانستان ایکه در رویا با خود دارند و آنرا می خواند در جامعه تجربه کنند سد عمده و اساسی وجود اشغالگران می باشد.

با قاطعیت خدمتی شان عرض شود بیگانگان دشمن امن، وحدت و یکپارچگی شما است و بدون شک طرفداری از وجود بیگانگان و اشغالگران در مادر وطن حین دشمنی به ارمانهای ملت و ارزشهای جامعه می باشد. در پناه حق باشید. آدرس انترنتی: www.tanweer.blogfa.com


اسم: عبدالسلام شمس   محل سکونت: هامبورگ - آلمان    تاریخ: 18.11.2008

عرض سلام برای هموطنان عزیزو گرامی .
به عرض آن تعداد هموطنان عزیزی که به ارتباط استقلال سیاسی افغانستان تشویش دارند ، برسانم که :

امروز تمام کشورهای دنیا، استقلال سیاسی وموجودیت افغانستان واحد ویکپارچه را برسمیت میشناسند؛ نماینده گی های سیاسی ویا هم سفارت کشورهای مستقل جهان بیشتر از هر وقت دیگر در کابل باز و بازهم دولت افغانستان بیشتر از هر وقت دیگر در کشورهای مختلف جهان سفارت ونماینده گی سیاسی دارد. حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان متولد قریه بالا کرز ولسوالی دند ولایت قندهار وتمام اعضای حکومت بشمول اعضای ولسی جرگه ومشرانو جرگه افغان اند. دولت افغانستان دموکرات ترین دولت درمنطقته وحتی درسطح جهان میباشد. برخلاف هفت سال قبل در زمان حکومت طالبان به جز از پاکستان ، که دولت طالبان را از طریق سازمان آی .اس .آی اداره میکرد ودرحقیقت کشورما مستعمره پاکستان بود دیگر هیچ کشور دیگری مملکت ما را برسمیت نمی شناخت . حالا هم جاسوسان پاکستانی با پخش آوازه های مغرض آمیز میخواهندکه کشورما دوباره زیر نام رژیم طالبان تحت اشغال پاکستانی ها درآید.

ولی آدم های چیز فهم میدانند که افغانستان متأسفانه هنوز دارای استقلال ملی نیست ؛ استقلال ملی به مفهوم استقلال سیاسی جمع استقلال اقتصادی. تلاش های در هنگام پادشاهی شاه امان الله و جمهوری شهید داوود خان در امر دستیابی به استقلال اقتصادی افغانستان در شرف شکل گرفتن بود که متأسفانه از طرف همسایه های مغرض وچاکران حلقه به گوش آنها سبوتاژ وناکام شد. بنا ً افغانستان امروز از نگاه اقتصادی شاید در درجه منفی صد قرار داشته باشد . درافغانستان بیست ملیون نفر زیر خط فقر زنده گی میکنند ، هشت ملیون نفر در شرف نابودی به خاطر نبود مواد غذایی قرار دارند پنج ملیون نفرافغان هم مصروف اجرای امور شاقه وتوان فرسا به خاطر زنده ماندن در کشورهای ایران وپاکستان می باشند ، یعنی یک پنجم حصه نفوس کشور درحالیکه مثل یک برده درکشورهای ایران و پاکستان جان میکنند کسی برای آنها حیثیت یک انسان را هم قایل نیست ، چه رسد به استقلال و آزادی که بعضی ها ازآن نام میبرند.

توهین های ضد انسانی که به خصوص طی یکسال اخیر ذریعه رژیم آخوندی ایران بر هموطنان ساکن ما درایران صورت گرفته سخت قابل تأمل است ، این ها حرف مفت وهوایی نیست. بنا ً من دراین زمینه قسمت دوم نوشته هموطن گرامی محترم ارغندیوال را به ارتباط مسایل اقتصادی کاملا ً وصددرصد تائید میکنم . که مردم افغانستان باید از این چانس طلای استفاده نموده وسرمایه داران عمده غربی جهت سرمایه گذاری به طرف کشور که بکشانیم و کشور را از فلاکت فقر بد بختی نجات داده و راه را بگشایم تا میلون ها هموطن ما که از اثر بیکاری وفقر راهی کشورهای همسایه گردیده اند ودرآنجامثل غلام کارمیکنند ومزد شان هم حتی برای زنده ماندن شان کفایت نمیکند، دو باره به کشورخود برگشته ومثل بادار کار وزنده گی کنند. با احترام


اسم: abdul wassey   محل سکونت: u.s.a    تاریخ: 17.11.2008

هموطنان عزیز سلام عرض میکنم!
طوریکه قبلأدر رابطه به ابتکار پورتال ا.ج.آنلاین ونوشتهءمحترم اندر اشاره کرده ام اینک میخواهم بصورت یک اندازه مفصل درموضوع صحبت کنم.درقدمهء اول وقبل از شروع هر مباحثه ای در رابطه به افغانستان عزیز ومردم مظلوم اما باغیرت و با شهامتش یک نکته را نباید فراموش کردکه حر وآزاد زیستن میراثی است نهایت ارزشمند که از قرون متمادی به اینطرف از نسل به نسل به مردم سلحشورآن به امانت رسیده و هر فرزندراستین افغان خودرا در انتقال این ودیعهءگرانبها به نسلهای آیندهءافغان خود را مکلف میداند.یقین است که خوانندگان عزیز درتعریف آزادی هیچکدام بیکدیگرتن نخواهند داد,چه این کلمه درهر سلول افغان نشوونما کرده ومفهوم خودارادیت را, که افغان خود در تعین سرنوشت خود تصمیم میگیرد نه اینکه دیگران, یعنی اینکه اجانب نباید در تعین سرنوشت شان مداخله نمایند.بگذریم ازاینکه کدام افغان در چی زمانی بکدام عملی که مخالف با منافع ملی ما بوده دست زده که:

انعکاس آن در نوشته های صاحب نظران این صفحه به مشاهده میرسد,که مستحق ابراز نظرخود بوده,اما گلهءدوستانه ای که ازاین عزیزان باقی میماند این است که آیا این محترمین از سوابق جنائی این جانیان تاریخ بشر که امروز درلباس پیک آزادی به اشغال افغانستان دست بازیده اند واهداف شوم اقتصادی خود را درعقب تبلیغات ترویج دیموکراسی میخواهند مکتوم کرده ویکتعدادوطنداران خوشباور مارا باصطلاح بغولانند, خودرا آگاه ساخته وتاریخ جنائی آنها را ورق زده اند که اینگونه دو دسته سرنوشت مملکتی را که مهد رادمردان بیمثال تاریخ است دودسته تسلیم جنایتکاران نمیایند.این عزیزان را لازم است که سوابق تاریخی این ناجیان را مطالعه وبعدأدرگرفتن تصمیم مختارخواهندبود.والسلام


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 17.11.2008

Mr. Karzai is saying, talk to Taliban is important and he delivered ultimatum on supported countries:

1. the supported countries should accept a talk to Taliban.

2. if they do not do it, then they have dismiss from his post and 3rd or they have to leave the country. Mr. Karzai cheated the Nation from beginning and a cheater does not have a memory to remember his falsehoods and cheating later on. He insisted always that he and the parliament are elected by Nation, if it is the case, why he should ask the supported countries for his dismiss? If he is elected from Nation, then he had to ask the Nation.

2nd he got the instructions from outside to talk to Taliban and to Islamic group, we should remember the announcement of UK deplomat in the past, he said, Afghanistan needs a dictator leadership and Taliban and Hikmatyar have such specification to unite those with other killers.

3rd he and his group together with North Alliance, Dostum, Saiaf and Khalili was united and they have put them on their current positions, how it is possible, that Mr. Karzai can throw them out from country? He is cheater and swindler, he wants to appear to the Nation, that he has the capability to announce such rubbish things and the Nation likes such courageous announcements. No Mr. President Karzai, you are well known by the Nation during more than 7 years, your cheating announcement and promises are well known, you could stop the killing of innocent people, you could manage the security at least in Kabul , you could keep the right of helpless people( remember on Kuchi trouble and more than 80 families surrounded from criminals and you could put the robber and criminals around you into court, Mr. Kadiri is son of trade family, he was not so clever than the other, he acted as trade guy because he saw the present situation as such. All those points are showing, that Afghanistan was put always through euphoric and emotional actions of some so called educated people into huge trouble, those people either by knowledge or by their naive being supported those criminals since 30 years and the Nation of Afghanistan sticked into vicious circle since that time, those people helped statistical to the foreigner countries and they ignored fully the expected troubles of Nation, therefore it is very important to let the Nation to decide of its future. We have to be honest to accept, that the address of Afghanistan was used by the attacks in USA 2001 and the Taliban ran the government at that time, in fact Bin Laden leaded the country and because of him entered Mr. Bush into Afghanistan, although they was supported by Unocal company where Mr. Karzai and Mr. Khalilzad worked there as advisers, yes politic is a dirty issue. The so called educated people had 30 years time to find a way to bring out the Nation from the existed disaster. 1995 it was possible to get free the country from such created disaster but unfortunately the so called Pashto defender started to support the Taliban and CIA and ISI used such statistical to bring those Taliban on power, some of them are enjoying the robbing in Kabul. Base on all mentioned points the Nation has to decide: 1. To bring Criminals and Killer into court. 2nd the robbed money should return to the Nation. 3rd Mullah Omar should be brought to court, he prefered the related conection more than the Nation of Afghanistan, he let Mr. Bush to act in Afghanistan as cowboy.

4th. Bin Laden misused the hospitality of Afghan Nation to expand Wahabismus from Afghanistan through the world, the Nation should decide either the Nation is passing him to UN or not.

5th. the Nation should decide about the foreigner soldiers and no body else. It exist many points additional, the realising of all those points is possible, if the country get a temporary government with qualified, honest and close to Nation personalities, such personalities are existing and they are working on it very hard like they did it 1995. To summerize it as hint in two sentenses: It will be huge betrayal on Nation, if some educated people act as Buzkashi participants by such sensitive matter like they did it in the past. The communists, artificial leader of religion killer including Taliban leader are sold elements, they demonstrated already their betrayal on Nation, all of them acted and acting to get power, they never cared about the nation. It is illness of such people, that they never want to give up their greedy for power, money and glory. To separate the Nation for ever from those elements in present of supported countries and then it is possible to defend the Afghans their country themselves without support of foreigner against the enemies.


اسم: حمید اله    محل سکونت: کابل    تاریخ: 17.11.2008

در رابطه به خروج قوای خارجی استدلال آقای ارغندیوال کاملا بجا است، موجودیت قوای بین المللی در کشور سازمان های استخباراتی ایران و پاکستان را بکلی سراسیمه نموده است و ازهمین جهت است که همه امکانات خویش را بکار گرفته اند تا این لقمه چرب را که با موجودیت قوای بین المللی از دست شان خارج گردیده است دوباره بدست آورند.

وقتی گلبدین از خروج قوای بین المللی در افغانستان صحبت مینماید مگر خود وی نبود که می خواست از طریق کنفدراسیون افغانستان را دو دسته به پاکستان تسلیم نماید؟ آیا در زمان طالبان افغانستان به صوبه پنجم پاکستان تبدیل نشده بود؟ مگر مداخلات سردمداران ایرانی در امور داخلی کشور ما از کسی پوشیده است؟ چطور شده که آی اس ای پاکستان و اخوند های ایرانی و پسران نصیراله بابر که همگی امتحان شانرا داده اند امروز بخاطر پایمال شدن استقلال افغانستان اشک تمساح میریزند.

آیا امارت اسلامی طالبان دولتی مستقلی بود ؟
مگر آقای ربانی از رئیس استخبارات پاکستان شخصا دعوت بعمل نیاورد تا بحیث مشاور با وی همکاری نماید؟
آیا رژیم های، کارمل، تره کی و امین بیدون مشاورین خارجی صلاحیت پوست کردن پیاز را داشتند؟

باوصف موجودیت قوای بین المللی در افغانستان اگر صادقانه قضاوت نمائیم دولت فعلی از همه اسلاف خویش در جریان سی سال اخیر بعباره دیگر از رژیم های طالبان ربانی مجددی و خلق وپرچم هزاربار مستقل تراست اینکه غرق در فساد اداری بوده و نتوانسته طی هفت سال اخیر ازین فرصت طلائی استفاده نماید من باشما کاملا موافق هستم، اینکه ناهماهنگی امور که آن هم ناشی از ضعف و بی کفایتی در امور یومیه دولتی بوده باعث شده صد ها هموطن بیگناه ما قربانی بمباردمانهای کور نیرو های بین ا لمللی گردیده من نیزمانند هرهموطن دیگرم انرا شدیدا محکوم می نمایم این گونه حوادث نیز از بی کفایتی ارگانهای امنیتی دولت ناشی میگردد، ولی وجود قوتهای بین المللی تا وقتی که نیرو های امنیتی کشور در حدی نیست تا امنیت مطمئن را در وطن تامین نمایند به هیچوجه در راستای منافع علیای مردم افغانستان نبوده واز خارج شدن آن فقط وفقط کشورهای همسایه وترورستان طالب والقاعده نفع خواهد برد.


اسم: خواجه ګل    محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 17.11.2008

به توجه یوسف عمر صاحب! شما مرا در قبال قضاوت های من مرا همرکاب جانی کلبدین تلقی میکنید. من خدا را حاضر دانسته تا الحال دهن جوال را با هیچ خاین ملی و افغانستان فروش نکرفته اکر هیچ کاری از دستم نیامده پیشانی ام ترش بوده و نفرت خود را اظهار کرده ام. قضاوت مستقل من در رابطه به قضایای کشور ما طوریست که من بعد از سقوط دولت با وقار و با عظمت امانی تا الحال هیچ زمامدار کشور را تایید نمیکنم و شما مرا به قاتل کلبدین منسوب میدانید. من میکویم:

بعد از سقوط رژیم اعلیحضرت امان الله خان غازی، انکلیس های مکار در وجود حبیب الله بچه سقو، نادر خان و ظاهرشاه بالای ما حکومت کردند، بعد از سقوط ظاهر شاه، روس ها در وجود سردار داوود، نورمحمد تره کی، حفیظ الله امین، ببرک کارمل و نجیب الله بر ما حکومت راندند، در تعقیب باز انکلیس ها این بار با همدستی ایالات متحده از حکومت صبغت الله خان، برهان الدین ربانی، ملا عمر و الی حامد کرزی بالای سرنوشت سیاسی ما حکم رانده و میرانند.
په درنشت سره


اسم: دیپلم داکتر گل علم خوستی   محل سکونت: لندن، انگلستان    تاریخ: 16.11.2008

یوسف جان عمر سلام:
اگر قرار باشد شما بحیث یک انسان نجیب و متنفر از جنایتکاران پند بگیرید، بهتر است به گپ توجه کنید. اگر اینجانب را گلبدینی می دانید که بکمک آی اس آی پاکستان کابل را تباه کرد، اگر مرا پرچمی و خلقی می دانید که با کمک روس افغانستان را تباه کرد، اگر بنده را از مکاران مسعود می دانید که افغانستان را به مرکز فساد و منافقت بدل کرد، اگر بنده را طالب می دانید که در افغانستان با کمک سیا و آی اس آی و عربستان سعودی و بنیادگراهای جهان دنیا را به آشوب کشید، بهتر است با دقت گپ مرا شنیده و پند بگیرید. حمایت از قوای خارجی بهر نام و بهانه ای باشد اشتباه است. شما اشتباه ما گلبدینی ها، خلقی ها و پرچمی ها و طالب ها را تکرار نکنید. شما از سرنوشت نکبت بار ما پند بگیرید.

آیا این گپ بنده بد گپ است؟ اگر ما به تاریخ بشریت مراجعه کنیم هسته ترقی و تحول باید در داخل رشد کند. رشد این هسته حرکت از خارج و جهان سکولر متمدن غرب تحقق یافته نمی تواند. یکبار دیگر تکرار می کنم که هسته تحول در چاپان و آلمان اشغالی از داخل این جوامع رشد کرد و حتی از اثر آن اتحاد شوروی فاتح و جهان غرب برنده جنگ مستفید شدند. از برکت ذکاوت جاپانی ها و آلمان جهان صاحب تکنالوژی پیشرفته شدند.

در ارتباط موضوع افغانستان شما دو راه در پیش دارید: مردانه وار اقرار کردن به غلامی و چلیپا کشیدن بالای آزادی و استقلال افغانستان به پیروی از شاه شجاع کبیر و رفیق کارمل مزدور و برادر کرزی غلامزاده یا تاکید کردن بالای استقلال و تمامیت ارضی افغانستان. شما نمی توانید از یک طرف خود را افغان با افتخار آزاد قلمداد کنید و از جانب دیگر بر غلامی تان مهر تائید یگذارید. شما یا باید راه آزادی را در پیش بگیرید یا غلامی را. هر دو راهست. اما کسی که ادعا دارد که خواستار هر دو است، مشکل افزائی می کند.

لطف نموده بفرمائید که راه و هدف شما چیست؟ در صورتیکه در داخل افغانستان روحیه رشد ملی و استقلال نباشد، این کار چطور ممکن است که تحت اشغال تحقق یابد؟
باحترام
خوستی


اسم: abdul wassey   محل سکونت: u.s.a.    تاریخ: 16.11.2008

محترم اندر و گرداننداگان محترم افغان جرمن آنلاین سلام عرض میکنم!
ازاینکه پورتال پر محتوای افغان جرمن آنلاین نوشتهءمحترم اندر راکه منعکس یک موضوع نهایت اساسی در حیات ملی وافتخارات تاریخی مابوده ومعیارسنجش ارزشهای وطندوستی مامیباشدبه مباحثه گذاشته اند برایشان تبریک میگویم.ازخالق کریم برایشان مؤفقیتهای مزیدتمنی دارم.


اسم: Abdul   محل سکونت: Holland    تاریخ: 16.11.2008

Salam bar hama Nezameyane Amrecaie ba bahane awordane dimokrasy,hoqoqe zan wa jang alaihe trorism ba watane azize ma tajawoz namodand.Barkhelaf, anhaa ba zad-o-band ba jenayatkarane jangi wa roye kar awardane aghai Karzai wa nasbe mohra haie badnam dar korsi haye moheme dawlaty wa parleman....omide mardome mara ba yas tabdil namoodand.Ba ewaze az bain bordane Taleban wa Alqaedah wa ba mahakema kashanidane mojremine jangi, ba anha maamela namodand,ba jaie awardane amneyat,baa laie mardome be defaa bom mirezand.

Har roz gerafe koshtare mardome be charah baala mirawad.Zansetezi,tajawoz bar kodakan wa gerawgan giri hama rozah dar jorjan ast...Pas az niro haie khareji nabayad omide awordane dimocrasy,hoqoqe zan,sulh wa amneyat wa ghaira ra dasht.!! Ta tamame roshanfekraan,azadikhwahaan wa baqi niro haie mardomi ba ham etehad na konand,wa poshtwane mardomi paida na nomayand wa motahedana ba mobarezah bar zede qowat haie mosalahe khareji wa khod ferokhtagane dakheli choon jenayatkarane TALEBI,ALQAHEDA wa jehadi haie ETELAFE SHAMAL bar nakhezand...hechgoonah taghire mosbate dar keshware azize maa bawajood na khwahad amad

(omid ast agar emkan dashta bashad ien naweshte mara ba dari tabdil nomaed..ba ehteram)


اسم: یوسف عمر   محل سکونت: ماستریخت هالند    تاریخ: 16.11.2008

سلام خدمت دست اندرکارانی افغان جرمن تقدیم است.خدمت اقایان گل علم وخواجه صاحب باید عرض کنم.که شما حتما زمانیکه گلبیدین جنایتکار شهر زیبای کابل راراکت باران نمودو65هزارمردمی بیگناه را به خاک وخون کشاند حتماشما نیز همرکاب شان بودید که اینطورازین جنایتکارانی طالب وگلبیدین به دفاع برخاسته اید.والی سرمه ای ازموده راازمودن خطاست اگراین هاباهم جور می امدندویکدیگر خودراموردتاخت وتاز قرار نمیدادندزمینه برای تجاوز بیگانگان فراهم نمی گردیدودیگرتنظیم هانیزهمانندی طالبان وگلبیدین دست شان به خون بیگناهان اغشته است.وگفته اند خداوند دیرگیروسخت گیراست.

همانطوریکه مسعود مزاری ودیگر جنایتکارانی قهاربه سزای اعمالی شوم خودرسیدندان روزدورنخواهد بود که جنایتکارانی مثل ملا عمر گلبیدین ودارودسته ای شان نیز به سزای اعمل شوم خودبرسندای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار.ونفرینی ابدی به کسانی باد که ازین جنایتکارانی قرن دفاع می کنند.

اگراین جنایتکاران نابود شوند ضرورتی به قوای خارجی ومداخله ای اجانب باقی نمی ماندودر خاتمه بنده گفته های اقای ارغندیوال را با اینکه با اوشان اشنایی ندارم تایید می کنم.


اسم: داکتر ن کامل   محل سکونت: هلند    تاریخ: 16.11.2008

سلام
من با خارج ساختن قوای خارجی از افغانستان مخالف ام تا زمانیکه تمام نهاد های ما ملی نشده و تحولات بزرگ در سیستم دولت پاکستان نیامده است و قوای خارجی باید باشد تا زمانیکه ما مانند اسرائیل یک اردوی شکست ناپذیر در منطقه باشیم و تا زمانی باشد که افغانستان بآبهای گرم دسترسی پیدا کند و پنجده دوباره بافغانستان تعلق بگیرد و مسئله پشتون و بلوچ ما حل گردد من قلمرو کشورم را در استراتیژی دوستی مستحکم با غرب و روسیه و چین میدانم اگر افغانستان به یک حکومت قابل قبول به تمام جوامع بین المللی و ملت افغانستان عوض کردد و ما از شر القاعده و تروریزم خلاص شویم

هر کس خواهان خارج شدن نیروی خارجی است چهار دزد و رهزن جهادی و طالبان و کمونیست های متضرر قدرت است که منافع خودرا در دین و مذهب دیده و استراتیژی ملی افغانها را متضرر میسازدولی ما ملت توافق سری خودرا با جهان متمدن عقد کرده ایم بنظر من هر سیاست و مذهبی که مارا دوباره از آغوش جامعه بین المللی بزمین بزند بمردم ما تعلق ندارد و دیگر خواب دیدن جنگ داخلی که منجر به قتل عام های ما ملت زجر دیده شده است این ارمان را در گور خواهید بردند

من از نیروهای خارجی میخواهم که تا هر وقت که لازم است باشید و شما برادر و خواهران ما استید ما بشما اعتماد داریم
زنده باد دوستی افغانستان و جوامع سیکولارودموکرات جهان
داکتر ن کامل


اسم: سمیر عاطفی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 15.11.2008

نیروهای خارجی برای چپاول و غارت و نابودی وطن ما آمده اند اما این اعمال ددمنشانه شانرا زیر نام زیبای "آزادی"، "دموکراسی"، "حقوق بشر" و ... انجام میدهند.

این نیروها نه اینکه کاری برای مردم نکردند و نمیخواهند بکنند، بلکه برعکس نیروهای سیاه و قاتل و جانی مثل خلقی ها و پرچمی ها، اخوانی های تنظیمی و جنگسالاران و تیم اجنت های سی آی ای را روز تاروز در وطن ما نیرومند تر ساختند که مردم ما بهتر و خوبتر در چنبره جنایت و بربریت شان بفشارند.
مردم ما گفته ای دارند که "مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان" این نیروها فقظ شر رسان هستند و با گذشت هفت سال معلوم شد که نه تنها صلح و ثبانی نمیخواهند بیاورند (و این از روز اول معلوم بود) بلکه حالا میخواهند تمامی دشمنان مردم و وطن ما را دور یک میز نشانده متحد سازند تا متحدانه و یکدست اکثریت مردم ما را زیر بار ستم و استبداد و وحشت خود خرد و خمیر کنند.
این نیرو ها باید فوری خاک وطن ما را ترک کنند، با بیرون شدن اینان حداقل مردم ما از رویارویی با یک دشمن خارجی بیغم میشوند و می ‌ماند یکسره کردن کار با دشمنان داخلی که این وظیفه و مسئولیت مردم ماست که برخیزند و این دشمنان را تار و مار کرده آزادی و استقلال خود را بدست آورند.
ملتی که نتواند خود برای آزادی و استقلالش مبارزه کند و آنرا کسب کند، شایسته هرگونه نفرین است، اما ملت ما در طول تاریخ نشان داده که درایت و شهامت و توان کسب آزادی خود را دارد.
آنانی که به نیروهای خارجی بلی میگویند و خواستار موجودیت شان اند، اکثرا همانهایی اند که از برکت این نیروها ها به همه چیز دست یافتند.


اسم: دیپلم داکتر گل علم خوستی   محل سکونت: لندن، انگلستان    تاریخ: 15.11.2008

خوانندگان محترم عضو وبسایت افغان جرمن آنلاین:
من می خواهم برداشت های خود از اوضاع را خدمت شما تقدیم نمایم. خواهشمندم در مورد آن نظر تان را ارائه کنید. قوای خارجی در افغانستان بخواست و خواهش ما وارد نشده اند که امروز بخواست و نخواست ما از افغانستان خارج گردند. قوای ناتو و امریکا نمی خواهند از افغانستان خارج گردند. قوای خارجی نمی توانند از افغانستان خارج گردند. قوای خارجی، دوستان و همکاران بسیار اطمنانی بشکل برادر گلبدین و ملا محمد عمر مجاهد آخوند در افغانستان دارند که زمینه و بهانه ماندن این قوا را مهیا می سازد.

امروز یکی از علت اساسی حضور قوای خارجی در افغانستان نبود نیروی قوی ملی برای دفاع از افغانستان است. اگر این نیرو ایجاد گردد، خارجی ها با کدام بهانه در آنجا مانده می توانند. حادثه 911 یک بهانه برای مداخله بود. ملا محمد عمر و شرکا صادقانه زمینه اشغال افغانستان را فراهم کرد. ملا محمد عمر افغانستان را قربان هوا و هوس های یک تروریست سعودی کرد. برادر گلبدین صادقانه کار می کند تا حضور قوای خارجی در افغانستان ادامه یابد.

شما مصاحبه اخیر داکتر اسپنتا وزیر خارجه افغانستان را با بخش فارسی رادیو بی بی سی از نظر بگذرانید. آقای اسپنتا می گوید که حکومت کابل حاضر نیست طالبان را در قدرت سهیم سازد. وقتی از او سئوال می شود که تسلیمی طالبان برای طالبان چه فایده خواهد داشت. او می گوید که طالبان باید خواستار صلح برای افغانستان باشد. آیا حکومت موجود در کابل اراده و وظیفه تامین صلح را دارد و آیا این حکومت یک قدم در راه اعاده صلح در افغانستان بر داشته است؟ اگر جواب مثبت است، لطف نموده بگوئید که این اقدام چیست؟

گلبدین از راست یا دروغ ادعا دارد که او بدون قوای خارجی قادر است صلح را مثلا در جلال آباد تامین کند. اگر حکومت پوشالی براستی هم خواستار صلح است چرا از این توانائی گلبدین برای تامین صلح استفاده نمی کند؟ اگر گلبدین توانست صلح در جلال آباد تامین کند و مردم هم از او و از کارهای او راضی بود، چه عیب دارد که حکومت این اقدام گلبدین را تائید کند؟ آیا کفر می شود که این کار را گلبدین انجام داد و این کار با کمک برادر های شورای نظاری ما از موضع کرزی صورت نگرفت؟ آقای کرزی تا چه وقت می خواهد زیر مساک پشتون از موضع مسعود و شرکای او کار کند. آقای کرزی تا چه وقت خواهد توانست با چپن ازبکی و کلای ترکمنی خویش مردم را اغوا کند؟

طالبان می گوید که ما حاضر هستیم با حکومت صلح کنیم بشرطیکه حکومت از مداخله در امور این و آن ولایت منصرف گردد. وظیفه حکومت است که اجندای صلح را تسلیم طالبان کند و اگر طالبان توانستند رضایت مردم را کسب کنند، چه عیب دارند که اداره پنج یا شش ولایات جنوبی را طالبان بدست گیرند و مسئولیت مشکلات مردم را نیز مطابق اصول پذیرفته شده مملکتی و جهانی بدوش بگیرند. من تکرار می کنم، مطابق ارزشهای پذیرفته شده ملی و بین المللی این کار ها باید صورت گیرد. تا حدیکه من می شنوم طالبان هیچوقت علیه این اصول ها نیستند. آنها همشیه خواستار برکنار سارقین و قاتلین از حکومت کرزی می باشند ولی آقای کرزی با سر تنبگی علیه این نظر پافشاری می کند. چه عیب دارد که جنرال دوستم مسئولیت اداره دو یا سه ولایات ازبک نشین شمال را مطابق اصول پذیرفته شده بدوش بیگیرد. آیا حتما یک گلبدینی مورد تائید کرزی باید در شبرغان حاکم باشد؟

گپ کوتاه که کسی خواستار اعاده صلح در افغانستان نیست. آیا صلح معنی تسلیمی را می دهد؟ نخیر. صلح معنی همزیستی را می دهد. چرا حکومت آقای کرزی آماده همزیستی با دیگران در افغانستان نیست؟ آقای کرزی از یک طرف طالبان را دشمن مردم افغانستان اعلام می کند و از سوی دیگر آنها را برادران هموطن خطاب می کنند. آقای کرزی از این همه نیرنگ بازی ها چه می خواهد بدست آورد؟ آقای کرزی چرا زمینه باقی ماندن قوای خارجی در افغانستان را فراهمتر می سازد؟ چرا این حکومت تا این حد در مورد حضور قوای خارجی از خود شوق و ذوق نشان می دهد؟
باحترام
خوستی


اسم: خواجه ګل    محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 15.11.2008

محترم ارغندیوال صاحب!
من داشتن استقلال و حاکمیت ملی کشور ما را حق مشروع ملت ما در هر وضعیت زمانی خواهانم وشما این را احساسات منفی میشمارید و به حال من افسوس میکنید. هیچ مملکتی درین جهان ما وجود ندارد که روز استقلال نداشته باشد. مردم افغانستان منفی فیصدی خود فروش و عقده مند، ملتی هست سخت عاشق آزادی اش...!! پس درین صورت موجودیت لا انتها و فاقد جدول زمانی و یا تاریخ خروج قوا خارجی فاجعه بزرکی برای این ملت هست. همین حالا آن افغان هاییکه مستقیم نمی جنکند، مکر پیشانی شان بدیدن خارجی های مسلح در کشور ایشان ترش میشود که این خود به ذات خود مبارزه است به خاطر اعاده حامیت ملی ایشان!!

به هر حال باز هم من از شما میپرسم که شما در کنار سایر جانیان کشور احمد شاه مسعود را هم یک قاتل و خاین به مردم وکشور ما قلمداد میکنید و یا نه؟ من در توضیح قبلی هم در طی دو سوال درین باب به جناب شما رجوع کرده ام و فکر میکنم شما نوشته مرا سرسری خوانده اید.


اسم: دیپلم داکتر گل علم خوستی   محل سکونت: لندن، انگلستان    تاریخ: 15.11.2008

جناب محمد صادق ارغندیوال:
طرز فکر شما مبنی بر اینکه "اردوی قوی و به تمام معنی ملی" با کمک قوای خارجی تاسیس گردد، باطل است. اگر در جاپان و جرمنی مردم آن ممالک با کمک امریکا سر پای شان ایستادند، علت داخلی داشت. در افغانستان چنین زمینه ممکن نیست. شرائط افغانستان اصلا با شراط جاپان و جرمنی قابل مقایسه نیست. شما بهتر است تحلیل مشخصی از اوضاع مشخص افغانستان ارائه کنید. حتی اگر شما از اشغال افغانستان تائید کنید یک گپ با معنا است اما افغانستان اشغالی هیچوقت صاحب اردوی ملی نخواهد شد، فعلا اردوی ملی قوی را سر جایش بگذارید.

اشتباه نشود که من سر ستیزه جوئی را با نظر شما ندارم. گپ من این است که نظر شما جنبه عملی ندارد. شما لطف نموده گپ هائی را ارائه کنید که زمینه تطبیقی داشته باشد. آیا شما متوجه نشدید که رفقای پرچمی و خلقی عین نظر شما را داشتند اما امروز آنها گپ دیگری دارند ولی شما متوجه گپ های آنها نیستید. چرا ما یک تجربه امتحان شده را دو باره تکرار کنیم. مشکل اصلی افغانستان امروز حکومت پوشالی تحت حمایت امریکا و ناتو می باشد نه طالبان، نه مجاهدین، نه خلقی، نه پرچمی، نه کمونست ها، نه اسلامگراهای بنیادگرا.
با احترام
دیپلم داکتر گل علم خوستی


اسم: محمدصادق ارغندیوال   محل سکونت: اوتاوا - کانادا    تاریخ: 14.11.2008

جناب محترم خواجه گل صاحب !
سلام واحترام برای شما و تمام هموطنان عزیز تقدیم است.
فکر میکنم که شما نوشته بنده را سرسری مطالعه نموده اید. و الی اشاره نموده ام که در نبود یک اردوی قوی ملی که بتواند در نبود قوت ها ی خارجی از حاکمیت ملی ما دفاع نماید؛ خروج قوتهای خارجی از کشور ما افتضا بر پا خواهد کرد. جدول خروجی قوتهای خارجی یعنی داشتن یک اردوی قوی و به تمام معنی ملی.

ثانیاً، شما از غازی امان الله خان یادآوری نموده اید. باید اضافه نمایم که من با داشتن شخصیت قهرمان ملی چون احمدشاه بابای کبیر، غازی امان الله خان و شهید سردارمحمد داوود خان در تاریخ پرافتخار کشورما، افتخار میکنم. در این مورد باید اضافه کنم که غازی امان الله خان هم در اثر خوشباوری های مردم ما بدون اینکه به اصل واقیعت ها توجه داشته باشند، و گوش دادن به افواهات انگلیسی در آنزمان که گویا امان الله کافر شده؛ تخت اش را از دست داد. بخاطر بیآوریم که پخش عکس های ساخته گی و نامناسب ملکه ثریا از طرف باداران پاکستان کنونی در ولایت ننگرهار چه قیامتی بر علیه شاه امان الله بر پا کرده بود.

ثالثاً، آلمان، جاپان، کوریای جنوبی و عربستان سعودی واقیعت های عینی اند که نه شما، نه من و نه هم هیچ کسی دیگری در دنیا نمیتواند از قدرت اقتصاد قوی آنها منکر شود.

رابعا، توقف جنگ در کشور ما، فقط با توقف توطئه پاکستانی به خصوص سازمان جهنمی آی.اس.آی امکان پذیر است. در این مورد بایست ملت ماو جهانیان پاکستانیان را سرجای شان بنشاند؛ و الی بیست سال قبل هم قوای خارجی از کشورما خارج شده بود و دولت کمونستی سقوط نموده بود.

خامسا ً، بنده را وابسته به مسعود قلمداد کرده اید، من نخواستم که مقاله ام بیشتر از این به درازا بکشد و الی مثال های از غصب خانه های هموطنان عزیز هندوی ما در کارته پروان و تایمنی وات توسط افراد وابسته به مسعود در جریان سالهای 1371-72 هجری شمسی میآوردم؛ با آنهم لطفا نموده و سطور آخر مقاله ام رادو باره بخوانید.

سادسا ً،افسوس به حال آنهائیکه بدون درک واقیعت های عینی منطقه و جهان و توطئه های کشورهای روسیه، چین، ایران و پاکستان علیه مردم و کشورما دنبال احساسات روان اند و برای آن کف میزنند.
با احترام


اسم: خواجه ګل   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 14.11.2008

میخواهم راجع به نظر ارغندیوال بنویسم:
شما با ابراز نظر طویل تان!! وارخطا به دوام موجودیت قوای بیکانه در کشور تاکید میکنید و در کل از نوشته تان بوی وابستکی تان به قهرمان خاینان، خود فروش احمد شاه مسعود می آید. شما حتی به جدول زمانی خروج این غاصبین استقلال ما هم راضی نبوده و کشورهای آلمان، کوریا، عربستان و غیره را مثال میدهید. در حالیکه اکر شما تعلق به افغانستان عزیز دارید، باید این ملت مغرور و با وقار را خوب بشناسید که با یک نعره امان الله غازی چه حال را بالای ابر قدرت انکلیس آوردند!! شما یک جانبه حق کلبدین حکمتیار با طالب را میدهید مکر اینکه مدت چهار سال از ۱۹۹۲-۱۹۹۶ مکر ارشد خاینان احمد شاه مسعود پادشاه افغانستان نبود؟
آیا این جاسوس روس به تجزیه افغانستان عملا مشغول نبود؟ مکر در ان سالهای خونبار جانب دیکر جنک، مهدی آخر الزمان؟؟ احمد شاه مسعود و دارو دسته اش نبود؟ شما بعد از سقوط طالبان توسط قوا بیکانه ها و سپردن سرنوشت سیاسی ملت را بار دیکر به قاتلین ملت افغان یعنی دارو دسته جنایتکار مسعود را یک عمل نیک خارجی ها می شمارید؟

در نوشته طویل شماهیچ طرحی مشخصی برای توقف جنک درین مقطه زمان و نجات مردم ما از مرک روزمره وجود ندارد. شما میکوئید قوای خارجی موجود باشد و داره سیاه و دزد مسعود نا مسعود؟ و سایر قاتلین مردم افغانستان در قدرت باشند...افسوس....!! در حالیکه من در نوشته قبلی ام در چند سطر مسئله را واضح بدون ضیایع وقت هموطنان به ایشان تقدیم کرده ام.
با احترام


اسم: دیپلم داکتر گل علم خوستی   محل سکونت: لندن، انگلستان    تاریخ: 14.11.2008

از شما برادرها در افغان جرمن آنلاین یک خواهش دارم و آن اینکه لطف نموده سئوال تان را طوری مطرح سازید که جواب داشته باشد. قوای خارجی بخواست مردم افغانستان نیامده که امروز باساس گپ های ما در انترنت از افغانستان خارج گردد.

بهتر است این سئوال را مطرح سازید که آیا خروج قوای خارجی از افغانستان ممکن است یا نه. بحث در مورد سئوال آخر یک زمینه دارد. اما جواب این سئوال که آیا قوای خارجی از افغانستان بیرون شوند یا بمانند، واضحست: قوای خارجی باید از افغانستان خارج شوند. هیچ امریکائی یا هیچ اروپائی نخواهد گفت که این قوا باید در افغانستان بمانند. ماندن قوای خارجی در افغانستان بحیث یک کشور مستقل هیچ دلیل موجه ندارد. اما اگر ما از استقلال افغانستان چشم پوشی کنیم و آن را دو دسته بخارجی ها تسلیم کنیم، در آنصورت است که ما گفته می توانیم که خدا این افغانستان را برای خارجی ها مبارک گرداند.

باحترام
دیپلم داکتر گل علم خوستی


اسم: محمدصادق ارغندیوال   محل سکونت: اوتاوا - کانادا    تاریخ: 14.11.2008

بحث روی موضوع مورد نظر یعنی بودن ویا بیرون شدن قوت های نظامی خارجی از کشور ما خیلی مهم است وباید آنرا با تأمل وموشکافی زیاد مورد مطالعه قرار داد ؛ هر گونه تصمیم در موردبدون در نظر داشت اوضاع وحالات جاری افغانستان وبررسی همه جانبه آن آینده بس خطرناکی را در قبال خواهد داشت .

حقیقت آنست که از مدت شصت وسه سال بدینطرف به تعداد چهل هزار عسکر امریکایی در کشور آلمان ، به تعداد بیست هزار عسکر امریکایی در کشور جاپان و از مدت پنجاه وهشت سال بدینسو به تعداد بیست هزار عسکر امریکایی درکشورکوریای جنوبی وبلاخره از سال 1990 تا به حال به تعداد بیست هزار عسکر امریکایی درکشور عربستان سعودی مستقر میباشد در حالیکه کشور های مذکور هر یک به نوبه خود ابر قدرت های اقتصاد دنیا میباشند ولی هیچ کسی پیدا نشده است تا بگوید ، که کشور های فوق الذکر اشغالی ویا هم مستعمره امریکا میباشند؛ برعکس کشور های متذکره با درنظر داشت اقتصاد قوی ایکه دارند همیشه حرف اول رادر سطح جهان میزنند. ولی درکشورما متأسفانه از مدت های مدیدی بدینسو همیشه وبطور مداوم شبکه های استخبارات خارجی درراستای منافع خود شان با پخش شایعات واکاذیب به طور گسترده بالای روح وروان اکثریت مردم ما، حتی بالای روح وروان تعدادی مشخصی از اشخاص به اصطلاح چیزفهم هم حاکمیت رانده و آنها را بدون آنکه خود بدانند خلاف منافع ملی شان ، بدنبال خود کشیده اند. روزگاری سازمان های استخباراتی وجاسوسی شوروی چینن نقشی را درکشور ایفامینمودند ، چنانچه درآخرین سالهای حکومت سردار محمد داوود ، وقتی مرحوم داوود خان در راه تأمین منافع ملی افغانستان خواست ها و دیکته های برژنف را نپذیرفت ؛ موجی از تبلیغات وشایعات ضد داوودی سراسر کشور فرا گرفت ونتیجه چنان شد که در روز کودتای ثور تعدادی زیادی ازصاحب منصبان بی طرف اردو درحالیکه میتوانستند با اقدامات به موقع شان کودتای مزدوران روس را به شکست مواجهه سازند ، بی خبر ازدنیا وزیر تاثیر همان افواهات وشایعات اوضاع را نظاره نموده و برای پیروزی کودتای ثور کف زدند ، ونتایج ناگوار بعدی هم برای همه معلوم است . ولی بعد از آنکه رشته کار از دست حکومت طرفدار شوروی درکشورما شارید واز هم گسست ، سازمان های جاسوسی کشور های منطقه بخصوص سازمان استخبارات نظامی پاکستان یعنی آی .اس.آی به کمک های مالی وتخیکی گسترده امریکا وعربستان سعودی بسرعت رشته کار را در دست گرفته ودر پهلوی دیگر امور مربوط ، با پخش شایعات ، پروپاگند ها و افواهات همیشه روح وروان مردم ما را بدنبال خودکشیده اند( واین کار اکنون تا به آنجا پیشرفته است که سازمان استخبارات نظامی پاکستان در راستای منافع آن کشور به فریب واغفال استاد اش یعنی سازمان جاسوسی سی آی .ای هم دست یازیده است .) چنانچه پخش چنین شایعات وافواهات در آخرین ماه ها حکومت داکتر نجیب الله کار بدانجا کشانید که حتی اعضای بلند پایه حزب حدخا وابسته به جناح پرچم وطرفدار ببرک کارمل درحالیکه هر یک از آنها خودشانرا نابغه تیوریسن و واقف به اوضاع ملی وبین المللی قلمداد مینمودند زیر تاثیر همان افواهات وپروپاگند ها بدون در نظرداشت شرایط واوضاع جاری وقت و ترصد کشور غماض همسایه چون ایران وپاکستان پلان صلح ملل متحد را سبوتاژ وآنرا به ناکامی مواجهه ساختند وکشور مردم ما را در پرتگاه مخوفی موا جهه نمودند. حالا دراین مورد دست اندرکاران سازمان استخبارات نظامی پاکستان تا آنجا پیشرفته است که هر سیاهی را سپید وهر سپیدی را سیاه مطرح مینمایند؛ مردم ما هم بدون سوال ودلیل آنرا میپذیرند. و پاکستانی ها نبض کار دراین مورد کاملا ً تحت کنترول دارند. چنانچه وقتی در ماه سپتامبر سال 1996 طالبان بدروازه کابل رسیدند ؛ یکباره شایعاتی درمیان شهریان کابل پخش گردید که گویا طالبان نفرات ظاهر شاه اند و شاه را دوباره میآورند ، این شایعات تا آنجا بالای مغز وروان مردم تاثیر نمود که هرکسی به سپاهیان وطرفداران مسعود- ربانی میگفت که : برو بیادر ایلا کو ، بس اس دیگه . وبالاخره دامنه این شایعات تا بدانجا کشید که درهمان گیر ودار غلام غوث وزیری سخن گوی ظاهر شاه از روم ضمن مصاحبه با سرویس فارسی بی بی سی گفت که : شاه انشاالله در همین هفته های آینده عازم کابل خواهد شد . در نتیجه سپاه مسعود زیر تاثیر همین شایعات بدون جنگ کابل را به طلبان تسلیم وپابه فرار گذاشت . ولی وقتی طالبان کابل را گرفتند وخود رامستقر ساختند ، نه خبری از ظاهر شاه شد و نه هم شایعه مذکور حقیقت داشت. اکنون هم در همین راستا دستگاه های جاسوسی پاکستانی در راه بدنام ساختن قوت نظامی غربی شایعاتی را دامن میزنند که گویا امریکا جهت موجهه نشان دادن موجودیت نظامی اش درافغانستان وبقا نظامی اش دراین کشور خود جنگ ها را بوجود میآورند. که دامنه این شایعات حتی درفراسوی اوقیانوس از بعضی رادیو های افغانی شنیده ودر بعضی از نشریه ها افغانی خوانده میشود . حالا اگر فرض کنیم که امریکا به خاطر بقا نظامی اش درافغانستان دست به ایجاد جنگ های ساخته گی میزند . درحالیکه به تعداد بیست هزار عسکر امریکایی درعربستان سعودی از مدت هژده سال بدینسو مستقر است . پس چرا امریکا جهت بقای نظامی اش در عربستان سعودی دست به ایجاد چنین جنگ ها ساخته گی نمیزند . درحالیکه همه میدانیم که کشور عربستان و چاه های نفت اش برای امریکا و جهان غرب بسیار، بسیار، بسیار مهم تر است، تاافغانستان جنگ زده. چندی قبل ضمن یک تبصره از زبان یک نیمچه ژورنالست در یک رادیو تلفون خبری شنیدم که: امریکا بخاطر موجهه نشان دادن موجودیت نظامی اش درافغانستان خود دست به ایجاد جنگ و نا آرامی درافغانستان میزند. و در پایان همین تبصره ژورنالست مذکور اضافه نمود که: ... امریکا مسؤلیت شکست اش را درافغانستان به گردن پاکستان می اندازد.و... ( خوب هموطن عزیز خودت قضاوت ) حالا موجودیت قوت های غربی درافغانستان با موجودیت قوت های روس دردهه هشتاد میلادی در کشور ما خیلی فرق دارد. چه اگر در آنوقت روس ها در تضاد با دین و فرهنگ ما قرار داشتند؛امروزه تعدادی زیادی مسلمانان در کشور های غربی زندگی میکنند و کسی با دین و فرهنگ شان غرضدار نیست. بنا ًاگر امریکایی ها جهت پیشبرد اهداف استراتیژی شان درآینده در تقابل به چین وروس درافغانستان دست به ایجاد پایگاه های نظامی میزنند؛ مسلماً که آنها کاری به کارما نخواهند داشت، چنانچه که با جرمن ها، جاپانی ها، کوریای هاو سعودی ها ندارند، بناً ما باید آگاهانه. از این فرصت استفاده نموده و سرمایه داران عمده غربی را جهت سرمایه گذاری و ایجاد کار به کشور خود بکشانیم؛ ولی مسلما ًکه کشورهای چین، روسیه، ایران و پاکستان با در نظر داشت منافع خودشان و ایجاد مزاحمت برای نظامیان امریکایی درا فغانستان از هیچ کاری دریغ نخواهند کرد. که نکرده اند.

حالا هستند افردای وابسته به گروه طالبان وحزب اسلامی به خصوص شخص گلبدین حکمتیارکه به اشاره سازمان استخبارت نظامی پاکستان ، پیش شرط رسیدن به صلح در افغانستان را خروج قوای خارجی از افغانستان مطرح مینمایند و که در این میان شخص حکمتیار در هنگام استیلای روس ها بالای کشور ما هم پیش شرط رسیدن به صلح در افغانستان را خروج بدون قید و شرط قوای روس از کشور و تسلیمی بدون قید وشرط دولت وقت به مجاهدین مطرح مینمودند؛ دیدیم که قوای اشغالگر روس هم خارج شد و دولت کمونستی هم سقوط نمود، ولی نتیجه چه شد؟

مگر سازمان استخباراتی نظامی پاکستان پلان راکت باران شهر کابل را که در آخرین سالهای دولت نجیب الله بعد از شکست مجاهدین در جنگ جلال آباد رویدست گرفته بود و فقط در اثر مداخله کشورهای غربی در آنوقت عملی نشد در همین وقت یعنی در وقت دولت اسلامی افغانستان به رهبری صبغت الله مجددی و بعد برهان الدین ربانی، از چهار آسیاب با حضور بالفعل جنرال حمید گل در پهلوی حکمتیار، بالای شهریان بی دفاع کابل عملی نساخت ؟ مگر شصت و پنج هزار شهریان بی گناه و مسلمان کابل در همین وقت و ذریعه راکت های فیر شده از طرف حزب اسلامی به شهادت نرسید؟ مگر سازمان جاسوسی ایران با فرستادن ماهوار مبلغ پنجصد هزار دالر به نوکران اش در غرب شهر کابل دولت وحکومت جداگانه نساختند؟ مگر همین ها نبودند که به سر مردم بیگناه میخ میکوبیدند و به تماشای رقص مرده میپرداختند. مگر افراد پهلوان دوستم به چور و چپاول مال و ناموس مردم در شهر کابل بخصوص در ساحه سیدنورمحمدشاه مینه و شاه شهید نپرداخت ؟ و...؟؟؟

حالاهم متأسفانه و متأسفانه شخص و دولت بیکفایت کرزی در طول مدت هفت سال فقط با وقت گذرانی نه تنها هیچ کاری را به نفع مردم و ملت ما اجرانکرده است؛ بلکه با تعقیب سیاست مصلحت گرایی، تنظیم گرایی و واسطه گرایی به جای شایسته گرای و لیاقت گرایی کار ها را بیشتر از پیش هم خراب نموده است. دولت طی هفت سال اخیر باوجودامکانات گسترده حتی نتوانسته است اردوی را پایه گذاری نماید که در صورت نبود قوت های خارجی بتواند از حاکمیت ملی کشور ما دفاع نماید. جناب کرزی فقط با نگریستن به دهان و حرف های تعدادی مشخصی از مجاهدین صاحب ها حتی از پذیرفتن کادر های برجسته تخنیکی و با تجربه نظامی رژیم داکتر نجیب الله هم در چوکات اردوی ملی ابا ورزیده است. در نتیجه، در صورتیکه امروز قوتهای خارجی از کشور ما بیرون بروند؛ فردای آن بدون فوت وقت طالبان این بار بدون سلاح فقط باهی هی و چک چک و اشپلاق بخش های عظیم کشور مارا در تصرف شان در خواهند آورد و در آینده نه چندان دور آنرا ضمیمه پاکستان خواهند کرد و بخش های شمالی، مرکزی و غربی هم بیرق های خودشان را بالا خواهند کرد و کشورهای ایران، پاکستان و ازبکستان هم اینبار بدتر از گذشته دست به مداخله خواهند زد و حمام های خون بی شماری در گوشه و کنار میهن ما راه خواهد افتاد. این یک طرف ماجرا .

طرف دیگر ماجرا، اینکه بعد از حضور نظامی کشورهای ثروتمند غربی در کشور ما، دست اندرکار کهنه کار و پخته سازمان استخبارات نظامی پاکستان و دست اندرکاران ایرانی در زمینه اینرا درک نموده اند که با استقرار قوتهای نظامی غرب در افغانستان، بلافاصله سرمایه داران بزرگ و کوچک کشورهای غربی در این کشور حضور خواهند یافت با سرمایه گذاری فراگیر افغانستان بزودی به ابر قدرت اقتصادی منطقه و بالاخره هم به ابر قدرت اقتصادی دنیا مبدل خواهد شد. پاکستانی ها اینرا خوب میدانند که غول قدرت اقتصاد آلمان غرب درسال 1990 آلمان شرق را، حتی بدون فیر یک مرمی وادار به تسلیم کرد و ازآن آلمان متحد ساخت. و آنها این آینه را در چهره خود خوب می بینند و میدانند که ابر قدرت اقتصادی افغانستان احتمالی چه بخواهی یا نخواهی طلسم معاهدات دیورند و گندمک را درهم خواهد شکست و تمام پشتون های ساکن در پاکستان کنونی داوطلبانه به افغانستان خواهند پیوست. و ایران هم اینرا میداند که با ظهور افغانستان قوی و باقدرت نه تنها بایست خواب خیال تصرف هرات را از کله اش بدر کند بلکه در آنوقت حساب آبهای را که اکنون از دریاهای هیرمند و هریرود مفت بالا میکشد باید به افغانستان بپردازد. از همین روست که دست اندرکار سازمان های جاسوسی این دو کشور قبل از آنکه دیر شود، داخل اقدام شده و کارهای را در مسیر سبوتاژ حضور نظامی کشورهای غربی درافغانستان رویدست گرفتند. بنده وقتی در اوخر سال 2001 دریک سازمان خیریه ملل متحد که در شهر پشاور دفتر مرکزی و در تعدادی کثیری از کمپ های پناهندگان افغان در نقاط مختلف پاکستان دفتر و نمایندگی داشت ، کار میکردم و گاه گاهی جهت اکمالات به کمپ های مذکور میرفتم در دفتر یکی از کارکنان این کمپ ها واقع در خیبر ایجنسی به نشریه بزبان پشتو برخوردم که حضور قوت های غربی درآن قویا ًمحکوم و مردم به جهاد دعوت شده بود. و حدود یکماه بعد وقتی به دفتر دیگری به کرم ایجنسی رفتم به عین نشریه برخوردم. این در حالی بود که در آنوقت رهبران و اعضای سازمان های القاعده و طالبان در حال جنگ و گریز با قوتهای خارجی در افغانستان بودند و تازه به پاکستان پناه آورده بودند و هنوز توان وامکانات آنرا نداشتند تا به نشر اخبار و نشرات مخفی و یا آشکار بزنند. در همین هنگام جریده شهادت ارگان نشراتی حزب اسلامی افغانستان که مدت مدیدی در شهر پشاور پاکستان نشرات داشت و بعد از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان نشرات آن از طرف مقامات پاکستانی ممنوع شده بود؛ بلافاصله بعد از سقوط دولت طالبان نشرات اش را از سرگرفته و به اشاره آی .اس .آی به سبوتاژ قوت های نظامی غرب درافغانستان آعاز کرد. از طرف دیگر در همین جمهوری به اصطلاح اسلامی پاکستان روز جمعه برخلاف اکثریت نسبت به تمام کشورهای اسلامی تعطیل نیست و در پاکستان مثل کشورهای غربی روز یکشنبه تعطیل است. ولی در همین روز جمعه بخصوص در تمام مساجد پاکستان هیچ ملاه ای از دولت پاکستان نمی پرسد که چرا روز جمعه یعنی روز مقدس مسلمانان در پاکستان روز تعطیل نیست ؛ بلکه بنده در جریان سال 2002 بچشم خود دیدم و بگوش شیندم همین ملاه ها بخصوص در مناطق پشتون نشین و کمپ های پناهندگان افغان بدستور مقامات ای .اس ای مردم را دعوت به جهاد و رفتن به افغانستان و جنگیدن درمقابل کفار می نمودند. این روی ماجرابود؛ فعالیت های پس پرده مقامات آی.اس.آی هم بدون شک جنب و جوش خاصی داشته و دارد. هدف پاکستان جلوگیری هرگونه فعالیت افغانها در راستای بهتر شدن وضع اقتصاد این کشور و خاموش ساختن آن در نطفه میباشد. که قتل وکشتار کارگران سرک سازی در گوشه و کنار کشور و سوختاندن و نابودی هرگونه مایملک ملی و دولتی بشمول مکاتب و شفاخانه هارا میتوان برشمرد؛ همزمان با این در جریان سال 2002 با حضور تعداد کثیری از سربازان خارجی با جیب های پر از دالر در بازارهای کشور و خریداری گسترده تولیدات صنایع دستی و همچنان حضور گسترده توریست ها سیاح های کشور های غربی، میرفت که مردم ما در این مسیر صاحب نانی شوند، ولی با هدف قرار دادن سربازان خارجی ضمن عملیات انتحاری در بازارهای کشور از یکسو و از سوی دیگر کشتار تعداد زیاد از توریست ها درنقاط مختلف کشور و گروگانگیری سرمایه داران و افرادوابسته به آنها باعث گردید که نه سربازان خارجی به بازارهای کشور مابروند ونه توریست و سرمایه دار خارجی از کشورمادیدن نمایند. و- الی اگر سالانه حد اقل به تعداد یکصدهزار توریست از کشور ما دیدن کند و هر توریست حد اقل مبلغ یک هزار دالر در داخل کشور ما مصرف نماید، عاید سالانه آن به کجا میرسد. و این پولی است که دولت آنرا نه میگیرد، بلکه ملت آنراصاحب میشود زیرا هر توریست مجبور است که در رستورانتی نان بخورد، در هوتلی بخوابد و از تاکسی استفاده نماید.

در خاتمه به همه هموطنان گوشزد مینمایم که باوجود اینکه در موجودیت قوای خارجی، دزدان سمت شمال برهبری مارشال ماشینی قسیم فهیم دست به غارت جایداد ها مردم و پستهای مهم دولتی زده و کرزی هم باآنها دهن جوال گرفته؛ و بازهم با وجودآنکه تعدادی زیادی از کشورهای غربی در جستجوی بینی خمیری اند تاقوای شانرا از افغانستان خارج نمایند؛ ولی بیرون رفتن قوای نظامی کشورهای غربی از افغانستان فاجعه خواهد آفرید و آنگاه پشیمانی سودی نخواهد داشت
با احترام .


اسم: خواجه ګل   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 13.11.2008

درنو دوستانو سلام!
د بهرنیو نظامیانو خروج د افغانستان سخه دا پخپله خورا مهمه مسله ده چی په سرو مازغو باید قضاوت پری وشی. د قاتل مسعود د داری سخه د هارون میر په نوم یو ملی خاین چی په دی مسله قضاوت کوی باید افغانان ورته همیشه د شک په سترکه وکوری. احمد شاه مسعود او کلبدین حکمتیار هغه د نورو تنظیمی جهادی؟ رهبرانو تر سنک د هیواد د اوسنی ناورین لوی بار او مسوولیت په اوزو وری.په اوسنی وضعیت کی چی په هر ترتیب وی اول چی د طالبانو د جنکی رهبری سره اوربند ونشی، خارجی قوا به په هیچ دول وتلو ته اماده نشی. زه وایم:

اول دی مسلح طالب سره البته دوه ارخیزه اوربند تامین شی.
بیا دی یوه لویه جرکه جوره شی چی د ملت قاتلان په کی حضور ونلری.
دا لویه جرکه دی د نورو ملی دندو په قطار کی د خارجی قواوو لپاره (زمانی جدول) جور کری.
د ملت په خوشه او رایه دی سیاسی سیستم د تل لپاره په هیواد کی جور شی.
که شاهی مشروطه باندی د ملت استاذی جوره کوی نو غوره ده چی د غازی امان الله خان د کور سخه دی یو کس پاچا وتاکل شی، نه د *** ظاهر شاه د دارو دسته سخه....!!
دا ول د بنده عرایض، باقی خدای پاک شه عالم دی.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 13.11.2008

The foreigner soldiers see all national dressed Afghans as terrorists and they hate them, the so called government is announcing always by each barbaric bombing of foreigner soldiers we condemn these action and we will send a group for searching, Mr. Karzai is a tourist, he enjoy it to be President and make orders, his defence minister Wardag is getting more fat every day, his intrior minister will use the mechanism of former UdSSR to create even inside families intrigues, he is surrounded from professional criminals. The member of parliament does not need to announce, that the nation will start its resistance against the foreigner soldiers, it started already, this why are the foreigner soldiers nervous. It will never establish security and peace in country so far those killer, corrupted and criminals are ruling the country and trained Taliban will be support by different sources, the rescue of Afghanistan can happen, when USA and EU let the patriots to build a government with honest, qualified personalities, the increasing of soldiers will not solve the created problem!

I think to leave the foreigner soldiers Afghanistan blind as they started blind to enter into Afghanistan in year 2001, then the nation will have again those criminals on its neck, this time will be the output more horrible than the time between 1992 and 1996 and after that.

The foreigner created trouble for the nation, those countries have to decrease their soldiers und put them into their basis for certain time, the patriot government will act to establish security and peace in country, Afghans have such quality and the end date of their leaving should fixed through LOYA JIRG.

All those countries including former UdSSR countries have to take the resonsibility to rebuild the country and support the provisional government to bring the known killer and criminal to international tribunal and they have to return the robbed money of nation.

The Afghans should not act emotional by such sensitive matter, it can be not, that the nation will be pass from one criminal group to an other one, they acted never for the nation, all of them are trained by foreigner countries


اسم: م. ص. اندړ   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 13.11.2008

نخست از خواهر ما محترمه لیلی عنایت سراج رشتیا تشكر كه متونى را از كدام زبان ديگر ترجمه كرده اند و بعد به نشر سپرده اند.

آنچه را نماينده احمد شاه مسعود (قهرمان ملى خود ساخته) نوشته است اينكه اگر قواى خارجی متجاوز از افغانستان عجالتا خارج شوند آنگاه افغانستان يكبار ديگر شاهد همان خونريزى هاى خواهد بود كه خود همين جناب نويسنده آنرا ساخته بود، اين يك بداهت است كه خروج اين اشغالگران حالت بدترى را به وجود خواهد آورد آنچه در همان سالها بالاى اين خاك و اين ملت گذشت اين بدين معنى كه سخنان اين جناب كه قاتل هزاران هموطنم است البته بالذات و بالنفسه درست است اما سوال درين جاست كه اگر از وى پرسيده شود كه چه كسى و چه كسانى سبب آن افراط و آن وحشت بودند و چه كسانى راه را بروى آنچه وى آنرا مليشه ميخواند باز ساخت ، واضح است كه يكبار ديگر مانند قانونى لغات پرانى كرده و به دروغ بافى خواهد پرداخت .
جناب عالى نخستين سنگ اين تهداب بدبختى را همان غلامان روس گذاشتند و دومين سنگ آنرا شما جنابان، آنكه دروازه را به خاطر دخول ديو بدبختى و ديو آى اس آى لعنتى باز كرد همين شماها بوديد بلى شما جنابان اين سى سال است كه دروغ ميگوئيد و مردم را فريب ميدهيد و اين شما صاحبان لغات پران بوديد كه اين اشغالگران متجاوز، كثيف و خودخواه را به اين خاك آورديد خلاصه در عقب همه بدبختى ها شما قرار داريد و هر پرده كثافت را كه بالا نمائيم در زير همان كثافت و تعفن يكى از شما قاتلان و غلامان مختلط ديده ميشود.
هموطنان گرامى خوب فكر كنيد و به سخنان اين كاذبين باور نكنيد، به خداوند متعال قسم كه در هر كلام اين قاتلان زهرى نهان است و هيچ گاهى فكر اين ملت و اين خاك در سرهاى پوسيده اين قاتلين وجود ندارد بلكه :
اينكه وى ميگويد كه با طالبان نبايد نشست بلكه بايد تجديد نظر شود و گويا با توپ و تانك و طياره هاى بم افگن آنها از بين برده شوند و اما مغز خر را خورده است و نميداند كه اين طالب كدام عنصر كيمياوى نيست و نه هم كدام پديده نابود شونده ايست كه آنرا با توپ از بين برد بلكه اين طالب جزء اين ملت است وى برادرش را از دست داده است ، خانه اش در اثر بمباری هاى همین متجاوزین از بين رفته است ، طفلش بلى همان جگر گوشه اش در اثر بم هاى كور آنها از بين رفته است و بالاخره همه هستيش را از دست داده است پس آيا اين چنين يك انسان با اين اندازه درد ها ميتواند آرام بنشيند كه نخير وى خواهد جنگيد تا روح در بدن دارد.
دوم اينكه بالفرض اين طالب قابليت نابودى كلى را هم اگر داشته باشد و بالفرض اگر قوای متجاوز ناتو و امریکا توانايى آنرا داشته باشند كه به يقين ندارند اما بازهم اين نماينده همان قهرمان خود ساخته به خاطر آرامى اين ملت اين را نگفته است كه گويا وى در سر بى مغزش آرامى اين ملت را ميخواهد و آبادى اين خاك را بلكه ميدانيد هدف وى چيست ؟ هدف وى اينست كه اگر اين طالب ها بيايند آنگاه يكبار ديگر وى را در غارهاى کوه های پنجشير داخل خواهد كرد و اين قصرهائیرا كه در بدل چاپلوسى و وطنفروشى به دست آورده اند دوباره از دست خواهند داد اينست كه اكنون هر كدامى شان از رنگـين دادفراسپنتا تا آخرين شان تلاش دارند تا بوش را كِش كِش ۱ گويند كه اگر ميدان را رها نكند و بجنگد اما وى نميداند كه اكنون اين برادران اشغالگر شان بگيل ۲ شده اند و ديگر توانايى آنرا ندارند تا درين خاك بجنگند.
جناب نماينده قهرمان ملى نميدانم كه شما را با كدام نام صدا بزنم چون از يك طرف خود ها را قهرمان ميناميد و از جانب ديگر توانايى آنرا نداريد تا به تنهايى از خاك خود دفاع نمائيد و از قوای بیگانه كمك ميخواهيد.
در اخير بايد گفت كه هر كسى اگر اين فكر را در سر دارد كه بايد جنگيد و گويا همه اين كسانى كه در مقابل عساكر متجاوز بیگانه مي جنگند گويا تروريستان اند كه چنين نيست بلكه برخى زيادى از آنها كسانى اند كه فقط به خاطر رضاى رب جليل و آزادى اين خاك و ملت از چنگ اين قواى اشغالگر در سنگرها شب و روز را سپرى ميكنند و اما اگر كسى مي پرسد كه در اكثر موارد تفنگداران طالب مردمان بى گناه را به قتل مي رسانند و سر مي برند و هزاران جرم ديگر را مرتكب مي شوند در جواب بايد گفت كه اين همه زاده همين جنگ است و بس ، اين جنگ است كه بى نظمى را در جامعه مي زايد و آنگاه با استفاده از چنان يك وضع پوسيده و پر از همه انواع فساد اشخاصى است كه تفنگ را گرفته و به نام طالب و مجاهد هر فسادى كه از دستش برايد اجرا ميكند و فساد از حد گذشته و راه بيرون رفت مصدود ميگردد پس بهترين راه خروج از چنين حالت شرم آور همانا صلح است و بس.
بار ديگر بايد گفت كه اين اشغالگران فكر صلح را در سر ندارند و نه هم عاشق من و خاك من اند بلكه اينان همان دزدان نفت و گاز اند و بهترين راه بيرون رفت براى افغانان فقط صلح است با برادران ناراضى نه جنگ چون جنگ فقط و فقط بد بختى مي زايد نه سعادت.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved