Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  راه حل غیر سیاسی مشکل افغانستان    نویسنده:  بشیر احمد حمید

 
اسم: بشیر احمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 19.03.2008

با عرض ادب و احترام خدمت تمام دوستان و همکاران سایت افغان جرمن، و اظهار سپاس از دوستانی که لطف نموده و با انتقادات و نظریات خویش مرا نوازش داده اند. به خصوص از جناب داکتر عزیز رحیم که در مصاحبه خود با انتقادات خوبی موضوع را مو شگافی نمودند اظهار قدر دانی می کنم. متأسفانه به نسبت این که من در این اواخر در سفر هستم و وقت و هم امکانات این که بنویسم و به صورت منظم با دوستان در تماس باشم، معذرت می خواهم. به سایت افغان جرمن و تمام دوستان عزیز وعده می دهم که به مجرد مساعد شدن زمینه تشریح همه جانبه ولی مختصری! در مورد راه حل غیر سیاسی ارایه میدارم تا سؤالات و ملاحظات دوستان را در نظر گرفته باشم. به امید موفقیت های هرچه بیشتر تان


اسم: علی   محل سکونت: باغ نو    تاریخ: 18.03.2008

شاغلی محترم حمید
نوشتۀ اولی و نوشته های بعدی تان را با علاقه از نظر گذشتاندم و آنهارا که روی احساسات وطن دوستی شما تحریر گردیده اند قابل تو صیف می دانم. آنچه محترم داکتر رحیم عزیز در مصاحبۀ خود اظهار می دارند، بسیار معقول و قابل دقت است.
راه حل "غیرسیاسی" را بصورت مجرد، بدون در نظر گرفتن اوضاع سیاسی کشور ما، مورد بحث قرار دادن به گمان من غیر عملیست.
اول باید تشخیص و تعریف گردد که "راه حل سیاسی" وراه حل "غیر سیاسی" چیستند و کدام متود ها را ایجاب می کنند و در کدام محیط تحت کدام شرایط قابل تطبیق می باشند.
من اگر سهوه نکرده باشم در نوشتۀ مورخ 14/03/ 2008 شما از مبارزات مسلح چنین سخن در میان است که گویا این راه حل سیاسی باشد؟.
سیاست و مبارزۀ مسلح دو مفهوم از هم جدا هستند. از همین لحاظ برای اینکه از هرگونه غلط فهمی ها جلوگیری بعمل آمده باشد، اول باید هردو مفهوم "راه حل سیاسی" و "راه حل غیر سیاسی" تعریف گردند.
آنگاه امکان یک راه حل دیگرنیز عرض وجود خواهد کرد که یک ائتلاف باشد بین هردو طریق. مانند مفهوم اقتصاد مختلط که سیستم اقتصادی بین اقتصاد دولتی و آقتصاد آزاد را می رساند.
به آرزوی موفقیت شما


اسم: Admin   محل سکونت: Germany    تاریخ: 16.03.2008

مصاحبه با دوکتور رحیم عزیز روی نوشتۀ بشیر احمد حمید تحت عنوان راه حل غیر سیاسی مشکل افغانستان


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 15.03.2008

It is fundamental wrong and without any object to solve the present existed problem of our country with fighting by using weapons, it is so clear like a clean glass, no one tried or is trying to motivate the nation for it. No body wants to offend any body of government or parliament, but it is the responsibility and duty of every patriot to appear die dirty games and the criminalities of those people by name inside in country and abroad. The inflammatory actions or to influence with such mechanism other, it is inappropriate and nobody selected this way, but we can not create new names for murderer, criminals, corrupt people and installed people, we have to use to them the accepted international labels, it is impossible to avoid the using of such titles. All Afghans are willing indeed to serve through projects, if the government and CIA allowed it, many Afghans tried and they are trying still to be by nation and serve the nation!

The educated people have different capability, the uniting of those people in honest way in connection with nation will make it possible for the nation to announce its existed and created troubles with united voices, nation is helpless, nation needs support of educated people inside in country and abroad, we have to attend as bridge between nation and abroad. We have to demonstrate national and international, that all educated Afghans are not cheater, sellable and misusing own nation for their own benefits, it is the best time and best chance for it!

The governments of NATO, ISAF and USA have to realize base on activities of educated people to separate themselves from the installed government. It will be very happier, if the educated people could unite and start actions together as as possible.

I could continue my comment, but Afghan-German Team announced to the commentators, do not write our comments long!


اسم: بشیر احمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 14.03.2008

با عرض ادب و احترام، و تشکر از دوستانی که در مورد طرح راه حل غیر سیاسی تشویش ها و نظریات خود را ابراز داشتند.
لاجرم در هر باری که در این جا نکته یی می نویسم، باید تأکید کنم که منظور از راه غیر سیاسی تسلیم و تأیید یا انقیاد کامل از هر حکومت و یا دولت غیر قانونی باشد. ولی هدف این است که راه حل غیرسیاسی یک راه مکمل برای انکشاف و پیشرفت اجتماع و حل بسیاری از معضلاتی است که در جامعه وجود دارد. من در اول گفتم که چون این راه در افغانستان بیگانه است، درک آن مشکل می نماید و به احساسات پاک بعضی از دوستان را بر خواهد انگیخت. روحیه انقلابی، خشن و ضد استعماری افغانان همیشه مایه افتخار بوده است، و من به دوستانی که با این روحیه نوشته مرا نقد می کنند، می بالم. اما متأسفانه در عمل ما بار ها دیدیم که تنها این روحیه خشن و جنگی و انقلابی و چشم بسته به مقابل هر کسی جنگیدن به هیچ وجه نتیجه قناعت بخشی نداده است. دور نمی رویم و به همین تاریخ معاصر چند دهه متوجه شوید، و عاقلانه نظر بدهید که چگونه از احساسات پاک مردم ما، و از روحیه انقلابی آنان تعدادی سؤ استفاده کرده و کشور را به خاک و خون نشاندند، و بالاخره از دست یک نیروی اجنبی گرفته و به نیروی اجنبی دیگری تحویل داده اند. شما خود بگویید که در این همه انقلاب و جنگ کی مستفید شد؟ خانه و کاشانه کی خراب شد؟ اولاد و پدر و مادر کی از بین رفت؟ من نمی خواهم بیشتر از رنج هایی که مردم در طی این همه جنگ ها دیده اند، اشاره کنم زیرا عیان است. برادران و خواهران عزیز دم زدن از انقلاب و روحیه جنگی داشتن و مردم را به جنگ و خرابی دعوت کردن، در حالی که خود ما در ممالک غربی در تحت پوشش کمک های بشر دوستانه این دولت ها قرار داریم بسیار آسان است. اما این که تاوان این همه خرابی ها را که می پردازد، آیا به این هم فکر کرده ایید؟ برای ما هایی که در غرب زنده گی می کنیم، بیشتر از این که دم از انقلاب یا جنگ بزنیم حفظ عفت و فرهنگ اسلامی مان در مقابل فرهنگ غربی در اولویت قرار دارد. و اگر خواهان جنگ و انقلاب باشیم باید بر گردیم و در افغانستان، جبهه های مختلفی به طرفداری از هر حکومت و هر رژیمی که بخواهید، موجود است و بپیوندید، اما مطمین باشید که نتیجه نخواهید گرفت، و فردا باز پیشمان خواهید بود.
زود یا دیر ضرورت به راه حل غیر سیاسی را قبول خواهید کرد، و چرا مانند دست اندر کاران پورتال افغان جرمن از همین حالا آغاز نکنیم، و دست به تأسیس مکاتب، پوهنتون ها و کالج ها نزنیم. البته باز هم دولت یا دولت مردان در مقابل ما خواهند بود، ولی اگر همه دست به دست داده و به هدف نشر و تبلیغ آگاهی و علم به پا خیزیم هر نوع دولتی یا سیاستمداری را می توان از پا در انداخت، اما نه به این هدف که جای وی را خود ما بگیریم، بلکه به هدفی که باید علم، و عدل و قدرت و احسان در جامعه نشر یابد.


اسم: ح.موسوی   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 14.03.2008

بازهم سلام خدمت خوانندگان گرانقدر پورتال فخیم افغان - جرمن آنلاین ودست اندرکاران سخت کوش آن !
همان طور که در تذکر قبلی نیز یاد دهانی نموده بودم ، که می باید به آقای"حمید"وقت بیشتر داد تا افکار شان را خوبتر وکاملتر قالب بندی نمایند ، اکنون نیز بادر نظرداشت تذکرچندی که در رابطه با نبشته مختصر اما جامع نویسنده توانای کشور آقای " معروفی" نگاشته بودند ، به همان نظر پافشاری می نمایم. چه آنهایی که نوشته "راه حل غیر سیاس مشکل افغانستان " را به دقت خوانده باشند وآنرا با موضع گیری های کنونی آقای "حمید"به مقایسه گیرند ، به نیکویی متوجه خواهند شد ، که آقای "حمید " امروز از به اصطلاح "راه حل غیر سیاسی مشکل آفغانستان " منظور بدیل ویا به همان کلمه فرنگی آن "آلتر ناتیف" ، راه حل سیاسی که در موقعیت کنونی با عالی ترین شکل آن باید پیش برده شود؛ نداشته ، بلکه آنرا به مثابه یک "مکمل" مطرح می نمایند . با آن که چنین تکاملی را در برداشت شان ، جا دارد تا هم به خود شان وهم به کسانی که به بحث ایشان از این منظر، نظر انداختند؛ صمیمانه تبریک گفت ، مگر با آنهم رسیدن به چنین موضع گیری را می توان به مثابه آغاز پرسش های دیگری به شمار آورد . از آن جمله :تناسب وارجحیت قایل شدن به کار سیاسی واشکال دیگر کار یا به عبارت دیگر درحالت اشغال ،تفکیک شکل عمده مبارزه از اشکال غیر عمده ،رابطه افراد ونیروهایی که می خواهند به اصطلاح با روش غیر سیاسی به یک راه حل برسند با نیروهای اشغالگر ونیروهای مقاومت ، تایید ویا تقابل بانفس اشغال و...
از آن جایی که از جانبی بحث عالمانه وهمه جانبه آقای "لعل آغا ودان" رادرهمین مورد ،در مقطع کنونی کافی ارزیابی می نمایم واز جانب دیگر ، با تشکر از جناب شما که زمینه شناخت بیشتر خود را برای این قلم ، مساعد نمودید ومی باید نخست از طریق مطالعه آنها شناخت خویش را از جناب عالی ارتقا دهم ، بحث بیشتر در این رابطه را موکول به بعد نموده ، از شما تقاضا می نمایم ، تا اگر امکان داشته باشد لطف نموده نبشته این جانب را در رابطه با خلق N.G.O زیر عنوان "N.G.Oها مکاتب پرورش قشر دلال وابسته به امپریالیزم "خوانده ، بر من منت گذارید.چه از نظر من برای جناب عالی وپروژه ای که طرح نمودید ، شناسایی از عاملین اجرایی اهداف تان امریست ضروری واجتناب ناپذیر.امید است درک ماهیت " سیاست " ایجاد وخلق N.G.O به شما این امکان را میسر سازد ، تا متوجه اشتباه استراتیژیک طرح تان گردیده ، از ریختن آب به آسیاب نیروهای اشغالگردر حد توان قلمی خودتان دوری جویید . باعرض حرمت


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 14.03.2008

It is unbelievable the behavior of this installed government, they are accepting and allowing those projects, where they can use their corruption illness, the same like to AGO-Team was happen to an other high qualified expert, he could not start the irrigation project in Nimroz, although 5 ministers promised him to support his project, but during more than 5 years nothing happen, they ignored it fully, the people of Nimroz are very poor, they would need such project very much. We see it, how corrupt those people are and how uninterested they are regard the improvement of life of the helpless nation, yes, they are looking for the projects by which they can separate their own monies and in case CIA allowed them in additional.

I have the same case, I started 2006 with high qualified experts two kind of projects (Agricultural Projects including dairies and Drugprojects,) in critical regions, the support was there, but it was needed permission from Kabul, Mr. Karzai was contacted too, he reflected his appreciation, but the output of his appreciation was just word. The security of those regions was and is guaranteed, after positive output of our projects, it would expand then such projects over all in the country and it would combined those with stabilizing the security in all selected areas.

In reality, they do not care about the nation and they do not care about the security in country, they believe, the bombing of USA, NATO and ISAF will continue for ever, this is their main goal and not the nation and country. The EU and an other countries are just by name in Afghanistan, this why it does not exist harmony among USA and EU and the EU realize it, that Mr. Bush is following his own goal, it does not to do with peace, freedom, security in Afghanistan and to bring prosperity into Afghanistan and to eliminate terrors.

So far such government exist, so far such warlords have telling and so far CIA has the commando, Afghanistan will never get peace, freedom and security.

It does exit plan, that Taliban will unite with warlords, communists and exported, if this happen, then CIA will have very easy game with all those criminals for making Afghanistan permanent military bases, if CIA does not succeed with the first step, then either it will be divide the country in North and South or in very critical case it will be eliminate Afghanistan from the world map totally. So are the real situations!


اسم: ادمین پورتال   محل سکونت: پورتال افغان جرمن آنلاین    تاریخ: 14.03.2008

نظردهندگان محترم ؛
لطفاً نظریات خود را مختصر بگیرید و بکوشید که مطلب ضمن چنر سطر مختصر بر زبان آید. و اگر مطلب مطولی برای گفتن داشتید، لطف کرده آنرا به شکل مقاله بفرستید. با احترام


اسم: لعـل آ غـا (ودان )    محل سکونت: - کانادا     تاریخ: 14.03.2008

هر کی کم و بیش از سیاست چیزی بداند و افکارش بر ضد اشکال وابستگی شکل گرفته باشد و ارزیابی یی ازشخصیت شما منحیث یک وطن پرست هم داشته باشد، نوشته تان بر وی اثرناگوار و نا خوش آیندی می گذارد.
در این مختصرحرمت شخص شما در نظر گرفته شده است . هیچ حرف و سخنی _ نه با تعقید و کنایه و نه با وضاحت و صراحت _ متوجه شخص شما نمی باشد . من شما را نمی شناسم از همین سبب صحبت هایم صرفاً متوجه تفکرات شما می باشد ، اگردر این نگاشته به وجهه تشابه شیوه دید سیاسی تان با برخی افراد وابسته و وطن فروش اشاره شده باشد، این نه به خاطری است که شما ( خدای ناخواسته ) در زمره ی آنان شاملید.
مطالعه نوشته 18 صفحه یی تان کاری بود بس مشکل در هر صورت من بیش خود فکر کردم که جناب شما که قبول زحمت فرموده با حوصلمندی این قدر زیاد نوشته اید بالای ما به مثابه یک هم وطن حقی دارید که بخشی از عمر خود _ ولو یک ساعت آنرا _ برای مطالعه نوشته شما تخصیص بدهیم .
به هر رو درنوشته شما کدام گپی تازه ای وجود ندارد . تکراری است از گذشته های دور و نزدیک، در این کشور و آن کشور توسط قلم بدستان و نخبه گانی که در خدمت طبقات حاکمه استعمار و امپریالیزم قلم و قدم می زنند . اساساً در دوره های تاریخی که جوامع انسانی دچار بحرانات تحمیل شده از خارج گردیده ویا با بحرانات درونی خود دست به گریبان بوده اند، حل معضلات آن بحرانات را از طریق دگرگونی و انقلابات اجتماعی طلبیده اند. افراد و اشخاصی هم بوده اند که با طبقات حاکمه و یا در شرایط تجاوز و اشغال ، با اشغالگران پیوند های قبلی داشته و یا پیوند بعدی بر قرار کرده اند و به همین نظر که هم اکنون شما از طریق سایت افغان جرمن و یا کدام نشریه دگر به تبلیغ آن مبادرت ورزیده اید ، آنان نیز دست به اشاعه آن به شکل های دگر پرداخته اند .
درجریان تجاوز _ در تمامی برهه های تاریخی کشور ما _ کم نبودند کسانی که با بازی با کلمات و واژه ها و جملات و با استفاده از علم کلام ( با فصاحت و بلاغت و فن نطق و بیان ) و با بهره برداری از موقعیت مذهبی ، اجتماعی ، سیاسی ، ادبی ، تحصیلی و... خود به تحمیق مردم می پرداختند تا گپ و سخن در باره بیرون کشیدن متجاوز و اشغالگر از کشور را که از طریق جنگ مد نظر شان بود، با به میان کشیدن صحبت و مشوره و کنگاش و نشست و "پنچات" و جرگه و صلح و صلاح و... برای حل موضوعات حیاتی جامعه ی درگیر بحرانات ناشی از تجاوز و انقیاد را بگونه مسالمت آمیز البته با الفاظ و کلمات ملایم و مودبانه در مرکز دید آنان قرارمی دادند.
تماماً اگر ندانند بیشترین افراد این سرزمین میدانند که در جریان حملات چنگیز خان مغل، شماری از ملا های ما چگونه ننگ خیانت به سرزمین و مردم مسلمان شانرا پذیرفته تجاوز این سفاک و مخرب را با آوردن آیه وحدیث و نقل قول ازاین پیغامبر و آن شخصیت مذهبی و روحانی ؛ ماست مالی کردند. ( اگر به متن تاریخ زنده یاد غبار باور داشته باشید به آن اثرعلماً تدوین شده ویا سایر آثار تاریخی لطفاً مراجعه نمائید ) . در دوران تجاوز انگلیس و شوروی هم افرادی به اصطلاح "حقبین" و "حق نگر" و "خیرخواه" ویا "افسقال " "کلان " و "کلانترقوم " و " ملک" و " ملا " و" نعت خوان" و "منبر نشین" و... ، وجود داشتند که با رهنمود های انحرافی شان انقیاد خلق های این سرزمین را در برابر استعمار کهنه و نو، مورد ستایش قرار داده از تجموع انرژی آنان در یک ظرف معین سیاسی با شیوه و شگرد های مختلف خواستند جلوگیری نمایند وتا حد و حدودی هم ظاهراًموفق شدند ؛ اما رهنمود های دل انگیز وگمراه کننده آنان با تراشنده ی پولادین عمل کرد های مبارزاتی مردم در همان راستا تراشیده شده و جست خالص آن نمایان گردیده است . این چنین تئوریهای دل خوشکن در تمام کشور هایی که مورد تجاوز قرار گرفته اند ، ازسر چشمه ی "دانش و اندوخته های علمی " همین طیف به اصلاح " راه سومی ها " فوران زده است . چه در زمان انقلاب کبیر فرانسه ١٧٨٩؛ چه در هنگام تصرف شهر پاریس توسط کارگران ١٨٧١ ؛ چه در زمان انقلاب کبیر اکتوبر ١٩١٧ در روسیه چه درزمان تجاوز آلمان به کشور های همجوار و تجاوز نازی ها به سرزمین های دگران ؛ چه در هند اشغال شده توسط استعمار انگلیس ؛ چه در چین در هنگام تجاوز جاپان به آن کشور و انقلاب ١٩٤٩؛ چه در ایران و یا در هر کجای جهان که پایه های دولت های دست نشانده ، وابسته و دولت های استبدادی و اداره های استعماری در هنگام خیزشهای توده های ناراضی و کارد به استخوان رسیده ، به لرزه در آمده ؛ همین افراد "راه سومی" به یاری این دولت ها شتافته نفس سوخته درفش رنگارنگ شان را بر شانه و دوش کشیده ، خواسته اند تا با تعریف و تمجید های میان خالی ازپیش روان مرتجع جناحهای درگیر ، دل پیروان و هواداران شانرا به دست آورده در نتیجه مانع حرکت سیاسی مردم ، مانع حرکت انقلابی مردم ( مردمی که خودشان ، وطن شان ، داشته های مادی و معنوی شان در اسارت متجاوز درآمده و به یغما برده شده و آزادی شان سلب گردیده و فرزندان و پدران و برادران و... شان در زندان های شکنجه و یا به طور دسته جمعی اعدام گردیده اند. و یا مردمی که توسط یک رژیم مذهبی آدمکش و ضد مدنیت _ مثل رژیم جمهوری اسلامی وابسته به امپریالیزم در ایران و رژیمهای وابسته اسلام جهادی و طالبی وابسته به شوروی سابق و روسیه کنونی ایران و پاکستان و عربستان وامپریالیزم امریکا در افغانستان_ سلاخی شده ، به ناموس شان تجاوز شده ،هست و بود شان نابود شده است ) ؛ گــردنــد . چند روز قبل یک تن از هم تفکرات شما ( منصور اسانلو ) که طبقه حاکمه ایران افتخار" شکنجه" شدن و "زندان" شدن را هم به وی بخشیده از زندان تهران نامه ای به بیرون فرستاد و در آن نامه از مردم خواست که به یاران خاتمی رای بدهند یعنی به جناح متبسم و " مهربان " و " دلسوز " و " با ترحم " و " مدنیت دوست " و ..... ایران مسلمان رای بدهند که قدرت دولتی از طریق انقلاب اجتماعی به دست مردم نیفتد.
شما نوشته اید : " ... و از این طریق دولت را مجبور می سازند ( تکیه از من است ) تا با مردم مفاهمه کند و توقعات آنان را در نظر بگیرد و به خواست آنان کار کند" . آقای حمید هیچ سازمانی جدا از دولت در جهان دیده نشده که دولت را مجبور ساخته باشد که به خواست مردم کار کند . اساسا هر دولت مطابق خواست منافع طبقاتی آنانی که دولت را برای حفاظت از منافع خودشان رویکار آورده اند ، حرکت می کند . در غیر آن توسط همان طبقات به پایان کشیده می شود . این یک اصلی است که پایه مادی تاریخی داشته و در سیر تاریخ پر پیچ و تاب اجتماعات بشری ، علم بر آن مهر تایید زده است . به واقعه دیروز در نیویارک امریکا ( که شما از سیستم آن کشور در نوشته تان به دفاع برخاسته اید ) نگاه کنید Governor نیویارک آقای SPITZER از کاندید های حزب دموکرات در رقابت های ریاست جمهوری که قبل از فرمانداری ایالت نیویارک مدت هشت سال در مهم ترین نهاد قضائی امریکا یا به گفته برادران ایرانی ما به سمت دادستان کل ایالات نیویارک به داوری نشسته بودند، یک روز پیش عمل سخت ننگین این فرماندار بزرگ توسط کدام موسسه و یا نهاد سومی افشا نشد و یا رفت و آمد وی را کدام ژورنالیست غریب بچه کشف و در کدام نشریه افشا نکرد که به خاطر آن سرش را دراین کار از دست بدهد ؛ بلکه تضاد های درونی بین طبقات حاکمه و نماینده های سیاسی شان (تضاد حزب دموکرات که وی عضو و کاندید آن به ریاست جمهوری بود با حزب جمهوریخواه ) سبب شد که افتضاح فرماندار منحط - که در قدم اول به فاملیش خیانت نمود - از طریق یک نهاد دولتی ( دولت فدرال) که زیر فرمان حزب رقیب عمل می نمود ،کشف و بر ملا گردید . سر تیپ رضا زارعی فرماندار نیروی انتظامی تهران کشور همسایه ما ایران هم در همین هفته گذشته توسط " واواک " در یکی از خانه های مجللی عیش و نشاط و رقص و طرب (که مختص به همین طیف بلند مقام جمهوری جرم و جنایت و خیانت و خون می باشد ) با شش خانم لخت و برهنه گیر آمد . در اینجا هم از نهاد ها و سازمانهای مورد نظر شما اثری نبود که در کار دولت مداخله نموده باشند و " واواک " را " مجبور" به گرفتاری این آدمکش حرفه یی کرده باشند . در این کشور هم ( بر طبق سیر حرکت مادی تاریخ که همانا مناسبات فی مابین افراد در جریان تصرف قدرت دولتی و استحکام آن به خاطر پایداری غنایم به چنگ آورده ی شان می باشد ) همان تضاد های درون رژیم دار ودهن بند و تازیانه و جمره و تجاوز وشکنجه و کشتار های دسته جمعی _ که در کشور ما ٣٥٠٠٠ جاسوس اش فعالیت دارند _ سبب شد که بوی گند آن جنایتکار و قاتل مردم ایران بلند شود و" برحق " بودن راه و روش اصلاح طلب های خاتمی مسجل گردد .
به آن نامه نگار جوان کشور خود ( سید پرویز کامبخش ) هم نیم نگاهی بیندازید. کدام نهادی وجود دارد که وی را از چنگ و دندان قضات بی عقل گمارده شده توسط امپریالیز امریکا _ که در صدد تقویه دین اسلام در افغانستان برآمده است _ نجات دهد. اتحادیه نویسندگان ؟! نه ، هیچگاه . هر گاه دولت دست نشانده از تصمیم اش در مورد اعدام وی _ به خاطر" الفاظ کفر آمیز" _ منصرف گردد ، این حرکت تاکتیکی دولت ابعاد مختلف می تواند داشته باشد ؛ از جمله دست نشانده کرزی در تایید تئوری های شما و طیف شما (در واقع همان نهاد های مورد نظرجناب شما آقای حمید که در نوشته تان بار ها بر آن تاکید ورزیده اید ) خواهد گفت :
« ما زیر فشار نهاد های حقوق بشر سیما ثمر و انجو های مردم دوست که به کار و بار خدمات عامه برای مردم بیچاره ما مشغولند و از ترور و گروگانگیری طالبان نمی هراسند و... ؛ این تصمیم را اتخاذ کردیم که سر کامبخش بر سر دار نرود » . ( این بدین مفهوم است که : « شما ای مخالفین و حتا ای آشتی ناپذیر ها بدانید و آگاه باشید که هر گاه دست از لجاجت بردارد و در فکر و ذکر تحریک مردم برای بیرون کردن حامی من امریکای عزیز نباشید آغوش من آغوش جناب قانونی رییس صاحب شورای افغانستان ، آغوش جناب حضرت صاحب رییس مشرانوجرگه افغانستان و آغوش تمام رهبران جهادی و مارشال های افغانستان جناب دوستم و جناب فهیم صاحب و مهمتر از همه آغوش انجو های برویتان باز است بروید و به سخنان آقای حمید گوش دهید و تئوری تازه کشف شده یعنی راه سومی ایشان را با دقت مورد مطالعه و ارزیابی قرار بدهید که افغانستان از این حالت نجات یابد » ) . سازمان های اجتماعی دارای هر شکل و مضمونی که باشند برای برآمد در اجتماع و کسب اهلیت حقوقی به تایید هویت شان از جانب دولت نیازمبرم دارند. هر گاه دولت در دادن اهلیت حقوقی و اجازه فعالیت اجتماعی به کدام سازمان دچار اشتباه شده باشد ، به مجردی که احساس نماید آن نهاد بر ضدش فعالیت می کند ، به انواع مختلف آن نهاد ( مورد نظر شما ) را در ذهن مردم زده ، بعدا به سلب هویت اش قانوناً اقدام می نماید و بنانگذاران اشرا مورد پیگرد و آزار وشکنجه و... قرار می دهد . لهذا سازمان ها و نهاد های پیشنهادی شما همه به شکلی از اشکال با هزار و یک تسمه با دولت دست نشانده امریکا بسته اند و نمی توانند که بسته نباشند . در نتیجه پذیرش عضویت آن در اصل قبول خدمت غیر مستقیم به اداره استعماری کرزی و اشغالگران جنایت پیشه که در فکر تجزیه کشور ما هستند ؛ می باشد و بس . انقیاد طلبان شرماگین ما ، مکتب های خاص خود شانرا که از لحاظ مضمون وماهیت با هم یک سانند ؛ در هر کشور دارند. اینان با ادعای سیاست زدائی در نظر، زیر نامهای " نهاد هنری" ، " نهاد بشر دوست" ، " دوستداران محیط زیست" وزیر نام های مختلف. به آرایش رژیم های مورد نظر شان می پردازند و در راه تحکیم و ثبات پایه های آن عرق می ریزند . به شاعر شناخته شده کشور ( واقعاً شاعر با فهم در سطح کشور ) آقای واصف باختری و صحبت های آموزنده اش در رابطه زبان دری و زبان فارسی و... اگر به همین سایت پر آوازه و مورد نظر اکثریت افغانها ( پورتال فخیم افغان – جرمن ) گوش داده باشید ، ایشان با تمام فهم و درایتی که طبیعت ارزانی ایشان کرده ؛ حتا یک حرفی هم از وقایع خونباری که در کشورشان می گذرد _ چه رسد به اشغال کشورشان توسط امریکا و شرکا _ به میان نیاوردند ؛ همینطور در زمان جنگ مقاومت مردم علیه اشغالگران شوروی چیزی بر ضد متجاوزین شوروی نفرمودند. در عوض سفر های به آن "کشور بزرگ شمالی" هم نمودند . و یا همتای ایرانی شان آقای رضا براهنی که جمله ای هم در رابطه با جنایات رژیم جمهوری اسلامی و آنچه بر مردمش در ایران می گذرد ، بر روی کاغذ نه ریخته اند . یاد ما نه رود که تئوریسین های طالبان مثل آقای وجدان مرحوم هم در همین زمینه گپ و گفتی دارند :
« آقای وجدان باز هم موضوع انتقاد را به شیوه ای اعضای «حزب دموکراتیک خلق» - که نمی خواستند غیر از اعضای آن حزب ، دیگران از طرحها و عملکرد هایشان انتقاد کنند ؛ می نویسد: « در قسمت انتقاد، باید عرض کنم که انتقاد به امید اصلاح امور ، در صورتی خوش آیند است که نظام و دستگاه طرف انتقاد ، منحیث کل، قبلاً طرف قبول انتقاد کننده باشد و آن نظام و دستگاه، امکانات اصلاح آنرا در دسترس داشته باشد و تغییر دستگاه و نظام در صورتی عدم مبادرت به اصلاح آن بشکل اِعمال زور و سلب اعتماد میسر کردد. لذا، اگر نظام و دستگاه منحیث کل، از اساس، قبلاً، قابل قبول انتقاد کننده نباشد و برآن خط بطلان کشیده باشد ، آنگاه انتقاد به امید اصلاح ، امریست بیهوده. چه در این صورت انتقاد نویسنده شکل افشاگری و پروپاگند دارد که به قصد بر انداختن نظام صورت میگیرد " » .
و شما آقای حمید تئوری وجدان مرحوم را به گونه دگر در اخیر نوشته تان" به عنوان حسن ختام " اینطور انعکاس داده اید : « ... مردم باید به فکر راه حل غیر سیاسی هم باشند و راه حل غیر سیاسی با ایجاد سازمانهای غیر مستقل اجتماعی مهیا شده می تواند . سازمان هایی که به هر هدف و به هر ترتیبی که ظهور کنند فقط باید برای برانداختن و یا تغییر نظام دولتی نباشند ( تکیه از من است ) و تعدادی از مردم را نمایندگی کرده بتوانند و در پهلوی سایر مفادی که به اعضای خود می رسانند توانایی آنرا داشته باشند که خواست ها و توقعات آنانرا به دولت برسانند و در مقابل توقعات و خواست های دولت را به مردم انتقال دهند .... » از بقیه آن میگذریم که فرموده اید که این شیوه راه تکامل دولت بدون خون و خونریزی و بر انداختن آن بوده می تواند و مورد پذیرش مردم و جهان هم می باشدو... .
تفاوت شکلی گپ شما با وجدان مرحوم فقط در این است که وی افراد را به داخل شدن در درون طالبان یعنی " نظام و دستگاه " تشویق می کند و در خارج از آن به آنان اجازه انتقاد نمی دهد و شما مردم را تشویق به داخل شدن در سازمان های "غیر دولتی " و " جدا از دولت " مثل " انجو" ها می نمائید . اگر در شرایطی غیر از این اوضاع کنونی قرار میداشتیم و وقت کافی هم وجود می داشت بحث بر روی هر پاراگراف نوشته تان چند صفحه نوشته را می طلبید که به آن می پرداختم . شما از تاریخ هیچ نمی دانید که مسلما اینطور نیست حتما چیز های از تاریخ کشور تان افغانستان میدانید ؛ مگر مطابق خط حرکی جمع تان ( محفل یا گروه یا سازمان و یا حزب که در برابر آن مسئولیت های دارید) واقعیت را تحریف میکنید و حتا در رابطه با کشت کوکنار تیز دشمن شادکن آنان را : ( « ... یا می شود برای کنترول سرحـــد با مملکت همسایه ، منــاقــشه پشتونستان را فراموش کرد » ) در سایت افغان – جرمن هم تبلیغ و ترویج می نمائید .
: شما از تاریخ « به وضاحت این نکته را » دریافته اید که « امیرحبیب الله خادم دین رسول الله مشهور به بچه سقاو که برای نجات دین قدرت را گرفت [ یعنی از امان الله خانی تحصیلکرده که گویا می خواست دین را از بین ببرد – این افاده جمله خوتان است که همان تبلیغات میان خالی ملا های جیره خور انگلیس را ناآگاهانه تکرار می کنید . شما در واقع امر برای خوشی ملا های اجیر شده پاکستان و ایران و روس و امریکا که هم اکنون به گونه یی به گوشه ی قدرت بر قرار شده استعمار امریکا و شرکا چسپیده اند و همینطور برای رضایت خاطر امپریالیزم امریکا که خودش را" حامی دین رسول الله " وانمود ساخته وگردن اینان را درآخور شورا و مجلس بزرگانش ساخته شده اش بسته است موعظه می نمایید – تبصره از من است] و بدست علیحضرت نادر شاه شهید که برای دفاع از وطن ظهور کرد از بین رفت ، علیحضرت ظاهرشاه بعد از اینکه پدر مرحوم اش توسط یکی از فرزندان خشمگین جامعه به شهادت رسید به اصلاحات پرداخت .» .
شما منهای شاه امان الله خان _ مرد مورد قبول اکثریت مردم _ رهزنی بی سواد و جاهل مثل "بچه سقاو" را " خادم دین رسول الله " خوانده اید و حرکت رهزانه اشرا که بر وفق پلان سفارت انگلیس در کابل برای براندازی سلطنت امان الله خان در حرکت بود " نجات دین " اسلام قلمداد کرده اید و از جانب دیگر به شخص تربیه شده توسط استعمار انگلیس در هند ( نادر شاه ) را که کارنامه هایش درج کتاب " افغانستان در مسیر تاریخ " و سایر آثار تاریخی و ادبی و... می باشد « مردی که برای دفاع از وطن ظهور کرد» خوانده اید و قاتل وی را صرفاً « یکی از فرزندان خشمگین جامعه » وانمود کرده اید . در اصل دل همگی شانرا نخواسته اید که برنجانید. در اینجا خانواده نادرشاه را مورد ستایش قرار داده اید ، تا دل بازماندگانش مثل مصطفی ظاهر که هم اکنون ننگ عضویت در "جبهه ملی" را که سایر جنایتکاران مثل ربانی و گلاب زوی و هم قماشانشان در رهبری آن قرار دارند و همینطور طیف طرفدار وی را نرنجانده اید ؛ همچنان دل آنانی را که در باند " جناب پروفیسور برهان الدین ربانی " این خاین ملی شاملند و یا شامل نیستند و همواره در فکر ترویج " شخصیت بچه سقاو" به مثابه "قهرمان" و "پیشوای جنبش دهقانی" و چه و چه می باشند ؛ نیز خوش ساخته اید ؛ بخصوص دل آن قلم بدستانی را که پدران شان درزمان سرکوب شمالی توسط قوای نادر خان ، در خدمت وی قرار داشتند وپسر قدر شناسش ظاهر شاه پاداش اعمال "وطن پرستانه" آنانرا بعد ها به شکل گماردن پسران شان در دم و دستگاههای مهم دولت خود چه در داخل و چه در خارج از کشور داده . آقای حمید شما در اصل تمام جنایتکاران ،یعنی خلقی ، پرچمی ، خادی و باداران روسی آنان ؛ همچنان جمعیتی، حکمتیاری ، سیافی ، شورای نظاری ، وحدتی ، دوستمی ، طالبی و باداران پاکستانی آنان ( پاکستان را با توصیه فراموش کردن "مناقشه" پشتونستان ،خشنود هم ساخته اید ) ؛ همچنان دولت دست نشانده وفرماندهان "ناتو" یی و امریکایی و .... آنان را در نوشته تان کاملا به دست فراموشی سپرده اید. به این گذشت چه می توان نام و لقب داد ؟ گذشت بودا گونه یا گذشت " ایوب صابر " گونه که اجازه می داد کرم و کنه و جوک و زالوی از خونش تغذیه نماید و دور کردن آن حشرات را ضدیت با اراده خدایش می پنداشت ؟ مردم آزاده افغانستان هرگز اجازه نخواهند داد که این حشرات کشور شان را که هزار بار عزیزتر از جسم و جان شان می باشد در اشغال داشته باشند . ◙


اسم: AGO-Team   محل سکونت: Germany    تاریخ: 14.03.2008

محترم بشیراحمد حمید
تیم کار افغان جرمن آنلاین همیشه این نظر را مکررا ً تأکید می دارد که ما افغانها باید از خود سؤال کنیم ، چه برای کشور خود کرده می توانیم و نه کشور برای ما؟

ما به حیث یگانه پورتال انترنیتی الی حال دو پروژه را که باعث افتخار است بکار انداخته ایم :

  • یک مکتب دختران در قندز که از ده سال به این سو برای بیش از 150 طفل زمینۀ تعلیمات صنوف ابتدائی را فراهم ساخته است و
  • پروژۀ دوم که تیم ما بیشتر به آن احساس افتخار می کند عرضۀ یک "کالج منجمت" روی انترنت می باشد.
می بینید! از آنچه شما می نویسید، ما در عمل پیاده کرده ایم . متأسفانه سیاست امریکا در افغانستان ادارۀ نا توانی را بمیان کشیده که همه امور را نابود می سازد.

از تصورخارج است که تمام دروس، تمرینات و امتحانات "کالج منجمت AGMC" از طرف یک پوهنتون در آلمان تهیه گردیده و برای محصلین در افغانستان در برابر 60 دالر در هرسمستر یعنی در هر شش ماه تقریبا ً رایگان، به اختیار گذاشته می شود؛ ولی وزیر تحصیلات عالی افغانستان از یکسال به این سو از برسمیت شناختن این موسسه علمی خود داری می کند که دلیل آنرا ممکن خود درک کنید!

خود قضاوت کرده می توانید، تا وقتیکه چنین یک اداره بر سرنوشت مردم حاکم باشد، ممکن هیچ فعالیتی به نتیجه مطلوب رسیده نتواند. از همین لحاظ ضرور است تا در دو جبهه :
  • یکی "سیاسی" تا گلیم چنین بی کفایت ها جمع گردد و
  • از جانب دیگر "غیر سیاسی" تا وقت از دست نرود، فعالیت گردد.
لینک مکتب:
http://www.afghan-german.de/d/Webprojekte/AGO_Schule_Bilder/AGO_Schule_Bilder.htm
لینک AGMA بزودی از طریق پورتال به نشر می رسد

http://www.afghan-german.de/upload/Tahlilha_PDF/cebit_2008_ends_with_green_light.pdf

Sincerley yours


اسم: بشیراحمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 13.03.2008

با عرض ادب و احترام مجدد خدمت همه دوستان و سپاس از خواننده گان عزیزی که اظهار نظر نموده اند.

هم چنانی که جناب مدثر تاج فرموده اند، باید به عمل شروع کرد. من با نظر ایشان کاملاً موافق هستم و باید تنها به نوشتن و بحث اکتفا نکرد. ولی یک موضوع بسیار عملی که باید مد نظر دوستان باشد، این است که در راه حل غیر سیاسی ما توقعات بسیار زیاد عمیق و انقلابی و یا سریع نمی توانیم داشته باشیم. ولو اگر این را از جمله نواقص این راه حل قبول کنیم، ناگزیر هستیم که از صبر و حوصله زیاد استفاده کنیم. چون در این راه حل ما متوقع نیستیم که یکباره تصامیم را به سطح ملی و دولت متغیر بسازیم و مثلاً از طریق تلویزیون اعلان کنیم که سر از فردا تمام مردم چنین یا چنان بکنند.

در این جا ما بیشتر از این که به دولت و سیاست مداران متکی باشیم باید به کوشش و تلاش خود متکی باشیم، و لذا هر چند ثمر آن خیلی به کندی بدست خواهد آمد، ولی وقتی که کاری از این طریق نتیجه داد آن نتیجه ریشه یی و اساسی خواهد بود. بهترین آغاز برای کار عملی تقویه سازمان های اجتماعی (غیر دولتی) موجود است، و یا ایجاد سازمان های جدید، (اگر به طبق دلخواه ما کدام سازمانی وجود نداشته باشد). این سازمان ها شامل شورا ها، انجمن ها، جمیعت ها و در ابعاد وسیع تر انجو ها، شرکت های انتفاعی، مکاتب و مدارس و موسسات تحصیلات عالی و مسلکی خصوصی همه را شامل می شوند. این سازمان ها به هر هدفی که باشند (به غیر از اهداف سیاسی) بخشی از راه حلی استند که در اینجا پیشنهاد شده است. تقویت آنان از طریق سهم گیری تعداد زیادی از مردم به شکل فعالانه، سرمایه گذاری (چه سرمایه مالی یا بشری)، حمایت حقوقی، اخلاقی، ایجاد هماهنگی بین چند سازمان و سایر راه هاصورت گرفته می تواند. ولی مهمتر از همه سازمان دهی و جمع آوری اشخاص متخصص به دور هم برای مدیریت و رهبری این سازمان ها است. بناً اگر شما در یک رشته یا حرفه خود را متخصص می دانید، می توانید از همین حالا شروع به کار کنید. صرف متخصصین سیاست را معاف می داریم، زیرا اینها همان کسانی هستند که هیچ کار دیگری از ایشان می آید.

ولی به جواب محترم معروفی صاحب باید عرض شود که ما از مردم نمی خواهیم که کاملاً غیر سیاسی باشند یا به سیاست کار نداشته باشند، ویا تسلیم هر نوع نظام سیاسی شوند. آنچه که همیشه من تأکید کرده ام این است که راه سیاسی کافی نیست، و نتیجه متوقع را نمی دهد. و همان طوری که در متن مقاله آمده است، تمام تاریخ معاصر ما همین مطلب را بیان می کند، که تنها از طریق سیاست نمی توان به اهداف انکشاف و پیشرفت اجتماع نایل آمد. هر چند که شما لطف فرموده و کلمه سیاست را به همان معنی عامیانه که در بین مردم مروج است معنی کرده اید،ولی مقصد ما در این جا از سیاسی و یا کلمه سیاست همان پولیتکس است که متوجه اداره قدرت در جامعه یعنی قدرت دولتی است. در این جا ما به هر راه حل یا هر شیوه نمی توانیم یک سیاست بگوییم، البته شما هم راست می گویید که سیاست در بین مردم و به معنی عام کلمه روش یا طریقه را معنی می دهد، ولی هدف ما در این جا از سیاست معنی خاص و اکادمیک آن است، (که به معنی روش اداره قدرت دولتی د رجامعه است) نه آن معنی عامیانه آن.

موفق باشید


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 13.03.2008

I hope, no body will understand my words as offend, but regard on made remarks I allowed me to write it as below:

It is not new and unusual, if some people are trying to misuse the existed trouble of Nation for their own benefits, but we have to see it in different way, for example one refuge (as mentioned) is trying to make it possible to get Visa for European countries or Canada or Australian or USA or for the Arabic countries and he will trying to use the right reason for it, it means, he wants to appear the direct role of ISI and influences on Taliban even on former leader of Mujahidin, if he reach his goal base on such arguments, then this guy will have clean conscience against the nation, how ever he used the truth and existed reasons for getting a foreigner Visa, but those people, who are trying to make the robbing and criminality of installed and sold people worthless, those people was dangerous in the past and they are dangerous at the present time, because such people want to reflect to the robber and criminals as friend and supporter of them, to make it possible to join with them by robbing too, those will be called parasite and barbaric opportunist and they will not have clean conscience, in case, they have it such at all!

Because of those, it took the disaster in our country 30 years, those people are creating barrier between patriots und sold and criminals, in fact, those people are guilty at the same level as the traitors of Nation.

If the common people are complaining, that huge monies came into country and it is coming still, but we are becoming poor day by day. Minister of finance is announcing regular via news paper, TVs and Radios the increasing of salaries and he is saying, that the average of salary of each employee in Afghanistan is 300USD, but in reality the people can not get their old salary on the right time, his party member are acting as translator in jails of USA over the world, they are doing this job for 15000USD and those people demonstrate themselves as fanatic Pashtun, but in reality they are earning money base on the Pashtunbloods, all Pashtun areas are targets of USA bombing , all innocent Pashtun are in Jails, but those people are running behind Pashtu, like Mr. Siaf and his colleges made the Parliament mosque, no one quit his job for stopping bombing as protest or announced complain, but by Pashtu defending, they are on the first line.

Mr. Farhang is giving the reason for increasing of prices, that we have so many foreigner in cities and the reason for it is the closed boarder to Pakistan, Mr. Atmar is announcing every time thousands new schools, but if the location will be checked, there can be find burned location, the excuse for it is: Taliban used attacks recently and in an other locations existed schools are in free or in camps, Mr. Ismail Khan is announcing since few years, he signed already with neighbor countries contracts for getting more electricity into the country, but the common people have not more than 3 hours electricity during the 24 hours, but they have it fulltime, Mr. Spanta is traveling to Pakistan and Iran, he is promising, we made human agreements regards refuges, but in reality the brutality against the refuges is continuing, Mr. Khuram is trying to change labels on official building, instead to act for transferring information in honest way to the common people, then the common people will get slowly views about difficulties in country and they will have understanding for it, but they do not have any positive actions to announce them, except to create language intrigues and this is replying from the opposite side with huge enthusiasm too.

There are many examples, I do not see any positive actions of them, if some body knows it and see it, then please announce them. If you enter into the Parliament, then you will hear mostly Qoran verses (it is good, but they want to use it for shut up the people, who wants to use critics), In Parliament are united communist, Gulbudin people, Taliban, North alliance and grand son of former king as Alliance of Nation, those people blocked the activities of parliament fully. Also we should have some positive points to demonstrate to the common people, that they can believe it, therefore it should be put pressure on installed government.

If the common people are complaining, that huge monies came into country and it is still coming , but we become more and more poor every day, if the people ask, where are those monies? If they ask some warlord, you kick me and my family out from my house, I and my family are on the street now, please give my occupied house back (the present president of the University of Kabul occupied a house with support of former king family and Gailan Clan too) a house from a widow with four children, they are on the street now.

If the foreigner will be asked, why you are bombing our areas blind, killing innocent people, destroying our simple houses and agricultures without present of terrorists in this area, you are putting innocent people into jails and your are entering our houses with brutality and you do not care about our children and women? I do not want to mention in this comment all criminal action in all provinces, The journalists of the free world are writing about the existed disaster every day, even the USA citizens are aware on it and they are trying to collect evidences and use it to appear the liar actions of Mr. G. W. Bush. It exist practical cases in this direction, one guy, he was professor at the university of Kabul in the past and came to Austria alone for attending conference of International Atomic Energy Agency during the Russian occupation, he used always sentences in such a way, that it could be use always in flexible way, but we knew his style from beginning, that he is dangerous, we motivated him not to return to Afghanistan and we succeed( 1984), by Mujahidin he had close relation to the criminal Saiaf, as the Taliban came on the power, he was official representative of Taliban in Europe and his deputy was a very known Khalqi, both of them went to Afghanistan 2004, the representative of Taliban became the position of President of Kabul university and Khalqi guy became the position of deputy president of Khost university, we know it well, that the occupying of high level positions will be checked first by embassy of USA like it was usual by former UdSSR, it looks like, the Taliban are welcome people, mine advise for the opportunist people is to declare themselves as Talib and not to act against the nation for joining the installed group and to preach, we have to work on our people, we should not and the nation should not to see every thing dark and to tell them: It does not matter, if you lost relative, it does not matter, if you do not have their existence any more, it does not matter, if you have to sell their children because of their poverty, but although all those happened to you, you have to correct yourself, you have to forget every thing, what it was and what is still going on, but the important things is, you have to arrange with the government, that the government and member of parliament can continue their criminal activities forwards and to tell them, you should take it easy and cooperate and do not make any complain in the future! Such wishes and dreams have CIA and ISI to slave the Nation with all available mechanism.

If the nation would deal in the same way as some people are preaching it (communists preached always in the same directions), then it would be never possible to bring out from the country the former UdSSR!


اسم: مدثر تاج   محل سکونت: کابل    تاریخ: 13.03.2008

سلام خدمت تمام خواننده گان و نظردهنده گان محترم!
به همه کسانیکه در فکربهبود ملت و وطن استند هویدا است که نظام کنونی گذشته از اینکه چی میکند و یا در عقب ان کیها استند یک نظام کاملا" بی کفایت است.بنا" از بین بردن ویا اصلاح ساختن و بهبود ان ضرورت مبرم است و تمام اهل دانش و معرفت جامعه افغانستان در این راستا مسولیت دارند. وبخاطر رسیدن به این هدف یک ستراتیژی معقول وهمه جانبه شرط لازمی است. اگر راه سیاسی( سیاست مروجه افغانستان!!) این هدف را مورد توجه قراربدهیم میبنیم که در پهلوی نظام کنونی اضافه تر از صد(100) حزب سیاسی؟؟ فعالیت دارند ولی این احزاب نه تنها در راه اصلاح حکومت کاری انجام نداده اندو پیشهادات سالم برای اصلاح استراتیژی دولت پیشکش ننموده اند بلکه اکثریت مطلق ان به شکل باالفعل تمام منافع ملی را زیر پا نموده و در سدد تخریب دولت بوده و استند تا بتوانند در اینده براریکه قدرت تکیه بزنند و حتی الامکان سهم سرمایه خویش را در بانکهای خارجی بلند برده زمینهای مردم را غصب نموده و بالای سرنوشت مردم بازی نمایند. چراکه این احزاب از یک طرف یک استراتیژی خاص برای بهبود کشور و تامین رفاه عامه نداشته و ازطرف دیگر فاقد ارا اکثریت مردم بوده و برای یک گروه خاص کارمیکنند و همچنان دست داشتن ممالک همسایه را در تشکیل این احزاب هم نمیتوان نادیده گرفت.

درست است که تعدد احزاب یک اصل دموکراسی است لیکن نه در شرایط کنونی افغانستان!!
چراکه از یک طرف نبوغ, فهم, ودانش سیاسی درجامعه ما به حد کمال نرسیده و از طرف دیگر خصوصا" در این سه دهه به نامهاو شعارهای مختلف به مردم فریب داده شده و مردم از چنین حزب حزب بازی خسته گردیده و بالای انها اعتبار ندارند. هواخواهان احزاب کنونی صرف بخاطر پول تعصبات لسانی وسمتی فریب خورده و بسیار اقلیت استند. بنا" هر حزب دیگر که تاسیس میشود از پرابلم های ذکر شده خالی نیست و اگرباشد هم دربین مردم فاقد اعتبار است. چراکه از کمونست دموکرات گرفته تا اخوان, ملاوطالب, روشنفکر, و بلاخره فیودال دموکرات, همه وهمه امتحان خود را در جامعه افغانستان داده اند.( ازموده را ازمودن خطاست).

راه دوم که جناب حمید صاحب پیشنهاد نموده که انراهم نمیتوان از سیاست خارج ساخت چراکه رسیدن به هدف از راه معقول ومناسب بذات خود یک سیاست است. چون زیاتر مردم در محراق توجه نویسنده قرار دارد( اگاه ساختن, متحد ساختن, قدرتمند ساختن و..مردم که به نوبه خود نظام یاحکومت را میسازد هدف است) نه دست یافتن به قدرت بدون پشتوانه مردم یک حزب که بعد از احراز قدرت ان هم مانند نظام کنونی و یا نظامهای قبلی عمل نموده ومردم بازهم در سدد ازبین بردن ان شود, و بار بار این مسله از بین بردن و جانیشین ساختن تکرار شده جنگ , بد بختی, غربت ,اوره گی و بی سرنوشتی دوام پیداکند, بنا" انرا بنام راه غیر سیاسی خوانده است.

پرسش من از تمام نویسنده گان و خواننده گاه محترم این سایت و سایر سایتها اینست که وقت عمل چی وقت میرسد. علم یا نظری که عملی نشود هیچ سود ندارد. اگر این نظریات و مقالات جالب و معقول صرف در بین یک تعداد محدود تبادله شود ودیگران که ازان بی خبر باشند خصوصا" انانیکه عاملین اصلی جنگ و بدبختی و ویرانی استند چرا که انها اینقدر وقت ندارند که این سایت ها را باز نموده و مطالعه نمایند و از ان پند بگیرند و متوجه اشتباهات خوش گردند. پس گفته میتوانیم که بدون دست بکار شدن و اقدام عملی نمودن نتیجه بازهم صفر است.
بااحترام


اسم: خلیل الله معروفی    محل سکونت: المان    تاریخ: 13.03.2008

سلام به همه خوانندگان و نظردهندگان و بالخاصه جناب بشیر احمد حمید!
هر انسان حق انتخاب فکر و مفکوره و طرز تفکری را دارد، و این حق مسلم اوست. این هم حق مسلم اوست که طرز دید و برداشت خود را از پدیده ها ، بدون هراس و بازپرس بر زبان آرد.
من بدین عقیده ام که در زندگانی امروزی بشر، همه چیز به شکلی و به نحوی رنگ و بوی سیاسی را بخود گرفـته است. ما در امور روزمره ی خود در اجتماع و برخورد با مردم و در معاملات و غیره پیوسته از "سیاست" کار میگیریم. سیاست در واقع چیزی دیگر نیست، غیر از روشی برای پیشرد امری. حتی طفلی که نمیخواهـد راست خود را بگوید و حقیقت را کتمان میکند، گویا از "سیاست" کار گرفته است. "سیاست" باسواد و بی سواد نمیخواهد. هر انسان "سیاسی" است و "سیاسی" فکر میکند، فرق تنها در درجه ی "سیاسی بودن" افراد است. کسانی بیشتر بدین موضوع توجه و انهماک میورزند و کسانی دیگر کمتر، اما هیچکدام ازین مشغله فارغ بوده نمیتواند. حتی کسانی که میگویند "ما سیاست نمیکنم" خود "سیاست" کرده اند. وقتی آقای حمید "راه حل غیر سیاسی" را برای معضل افغانستان پیش میکشند، در واقع یک "طرح سیاسی" را عرضه میکنند.
در مورد طرز برخورد با جفاکاران :
در جامعه ای که حاکم و محکوم و ظالم و مظلوم و سرکوبگر و سرکوب شده وجود داشته باشند ــ و افغانستان نمونه ی بارزی از چنین جامعه ایست ــ کدام وجدان میتواند از کنارش آسوده و بی غرض بگذرد؟؟؟ در کشور مظلوم ما که وضعش از هیچ کس پوشیده نیست، مگر میتوان بیطرف ماند و "به مه چی" گفـت؟؟؟ آیا باید جانیان و قاتلان و خائنان را با نثار گل و در بغل گرفـتن ها و روبوسیدن ها پاداش بدهیم و یا اینکه ایشان را سرزنش و توبیخ و محکوم نمائیم؟؟؟ آیا داد این ملت مظلوم را بخواهیم یا اینکه سکوت اختیار کرده بگوئیم، ما را با "سیاست" کاری نیست، و در برابر ظلم و ظالم و جنایت و جنایتکار و خیانت و خائن از "توطئه ی سکوت" کار بگیریم؟؟؟ یک وجدان آگاه و سلیم چنین حکمی را اجازت نمیدهد!!!
اما در مورد اصل و کنهِ موضوع :
این را به نکوئی میدانیم ــ و تمام جهانیان هم به نکوئی میدانند ــ که ممالک عضو پیمان ناتو و در رأسشان امریکا، به طفیل گل روی افغانان و بخاطر رفاه و آبادانی کشور ایشان به افغانستان لشکر کشی نکرده اند. ایشان آمده اند و وطن ما را بخاطر اهداف آزمندانه ی دیررس و ستراتژیک استعماری خود، اشغال نموده و یک دولت سرسپره و دست نشانده ی نمایشی را در رأسش نصب کرده اند. آیا در برابر اشغال و تجاوز و استعمار ، سکوت اختیار کنیم و با ارائه ی مثلاً "راه های حل غیرسیاسی" مشکل و بحران وطن ، مردم و خلق الله را به پذیرش و ایجاب و قبول ِ انقـیاد و اسارت و بندگی دعوت کنیم؟؟؟ مگر چنین دعوت ها روحیه ی انقیادناپذیری و بیگانه ستیزی مردم ما را به رخوت و سستی و عطالت نمیکشاند؟؟؟ آیا چنین دعوتها عین خواست استعمار گران و اشغالگران نیست؟؟؟؟


اسم: فرهاد عزیزی   محل سکونت: کالیفرنیا ایالات متحده امریکا    تاریخ: 13.03.2008

با عرض احترام به تمام خواننده گان و مسوولین این ویبسایت.
اگر چه درمورد جزئیات نوشته نظریات من با نویسنده مقاله تفاوت های زیاد دارد ولی درعمومیات من با نوشته های آقای نویسنده تا حدود زیادی موافقه دارم. به نظر من موضوع حل غیر سیاسی بسیار مهم بوده و یک ضرورت عینی میباشد. به نظر بنده در کشور ما یک توقع غیر واقعی از حکومت و دولت میرود، و توجه کمتر به رول مردم صورت میگیرد. در حالیکه در کشور های که از موقعیت اقتصادی و رفاه اجتماعی در حالت خوب قرار دارند، مردم دولت و حکومت را میسازند و آنرا موظف به مواظبت از حقوق مردم شان میسازد. و هر گاه حکومت در رسانید ن حقوق شان کوتاهی کند، حکومت مورد باز برس قرار میگیرد. ولی در کشور ما همه منتظر اند تا دولت همه چیز را درست بسازد و رول مردم را نادیده میگیرند. در حالیکه اگر مردم واقعآ آگاه شوند و جامعه آگاهانه یک حکومت را بسازد که نماینده گی از مردم بکند دیگر مشکل بین مردم و حکومت باقی نمی ماند. بطور خلاصه میخواهم بگویم که باید اول مردم را ساخت و بعدآ دولت را.


اسم: بشیر احمد حمید    محل سکونت: امریکا    تاریخ: 12.03.2008

با عرض سلام مجدد خدمت همکاران پورتال افغان جرمن و خواننده گان عزیز، و با اظهار سپاس از نظریات و ملاحظات با اهمیت تان.

خدمت جناب ح. موسوی و سایر دوستانی که از ناآشنا بودن نام و نشان من صحبت کرده اند و خواسته اند بیشتر راجع به نظریات من بدانند، باید عرض کنم که در ویب سایت شبکه انکشاف خودی یا www.selfdev.net اکثر نوشته های من در پهلوی سایر افراد به نشر رسیده است، و مهم تر از همه کتابی تحت عنوان "انکشاف اجتماعی و آگاهی افراد" که در سه جلد تألیف گردیده و در کابل چاپ شده است، به شکل پی.دی.اف در این سایت گذاشته شده است که می توانید آن را دانلود نمایید.

همان طوری که من در مقاله راه حل غیر سیاسی گفته ام، راه حل سیاسی و انتقاد از دولت ضرور و لازمی است، ولی به هیچ وجه کافی نیست. من نمی گویم که مردم تماماً به هر دولتی که حاکم باشد اطاعت کامل کنند و هیچ انتقادی ننمایند. من هیچگاهی چنین ادعا نکرده ام، ولی آنچه من می بینم به غیر از این توهین و تحقیر و دشنام به اشخاص چه در دولت یا خارج از دولت، به انگیزه سیاسی دیگر هیچ حرکتی برای بهبودی اوضاع به چشم نمی خورد. تمام رسانه ها و مقاله های دوستان فقط همین بدگویی ها و اتهامات این که فلان کس در فلان سازمان استخباراتی است و یا فلان سازمان استخباراتی چنان کرد یا چنین نباید می کرد....؟؟؟

این اتهامات و بد گویی ها شاید به انگیزه های شخصی بعضی ها کمک کند اما به هیچ وجه به حال جامعه و وطن مفید نخواهد بود. دوستی به یادم آمد که در سالهای بحران طالبان در پاکستان کتابی نوشته بود و در تمام این کتاب فقط چشم را بسته و دهان را گشاده و بد گویی از سازمان استخباراتی پاکستان را کرده بود و تمام بدبختی های افغانستان را به گردن پاکستان انداخته بود. من با خواندن کتاب روزی از او پرسیدم: "از نوشتن این همه ادعاهایی که هیچ کدام سندی هم برای اثبات آن ها نداری چه مقصد داشتی؟" و موصوف در اول برایم گفت:"من می خواستم مردم را آگاه بسازم"، اما بعد از چند روزی اقرار کرد که او می خواسته است با نوشتن و چاپ این کتاب قهر مقامات پاکستانی را بشوراند تا آن ها برعلیه وی اقدامی بکنند و بعداً این جناب نویسنده از این امر به نفع درخواستی پناه جویی خود به اروپا استفاده کند. آن دوست نویسنده از خود هدفی داشت، ولی نمی دانم اکنون که شرایط همم تغییر کرده است باز بسیاری از نویسنده گان، متفکرین و بزرگان از این همه اتهامات، توهین ها، و بد گویی های اشخاص چه هدف دارند؟؟ هدف من از راه حل غیر سیاسی فقط گشودن جبهه جدیدی است که در آن حد اقل اگر چند عده محدود فقط کمر خدمت به اجتماع را بدون آن که به فکر گرفتن قدرت دولتی باشند، ببندند، برای آغاز کار کافی است. البته که توقع من از تمام مردم به خصوص سیاست پیشه ها این نیست، که تغییر پیشه بدهند،ولی پیام من خطاب به آن هایی است که واقعاً نیت و مرام نیک دارند، و خواهان گرفتن یا کنترول کردن مستقیم قدرت سیاسی نیستند، ولی تا هنوز سیاست بازی های روز را منحیث پیشه و حرفه خود نساخته اند.

نمی دانم چگونه بعضی از خواننده گان، پیام نادرستی از مقاله ام گرفته اند که گویا من به انقیاد و تسلیم بی قید و شرط تشویق کرده ام. راه حل غیر سیاسی تسلیم و انقیاد نیست، بلکه فعالانه درپی تغییر و اصلاح برآمدن است، ولی نه به این پیش فرض که "من شایسته ترین کسی استم که باید قدرت را به دست داشته باشد" بلکه به این پیش فرض که "هرکسی که قدرت دولتی را به دست می گیرد، از من منحیث یک فرد از این جامعه بپرسد، که چه بکند و من باید برایش بگویم که چه بکند و یا نکند" و اکنون ببینید که آیا هنوز هم راه حل غیر سیاسی را انقیاد و تسلیم می دانید؟


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 12.03.2008

I believe very much, that the discussion is very important among Afghans regard the existed unacceptable situation in our country at the present time and in the past. The 30 years bitter history and experiences of our country are teaching us, that the educated people accomplished their contribution direct or indirect by knowledge or blind to the disaster of our country too.

Our educated society is still not well harmonized and we are influenced some how through the intrigues of trained sold player during the 30 years, I realized it even now too, we make us free from their less or more influences, then it is possible to return the trust among the educated people back and it will be then never possible to stop and ignore the movement of educated people., but I realized it too, that all educated people want to have united nation and country, this convince me and giving me hope very much, that the educated people can play their role united to rescue the nation and country from the existed disaster like our uneducated nation defend it united its country in the past, I learned and I got from our discussions positive impression and lesson, that Afghan can work together for the nation, this why I am pleased to could join such interesting discussion!

I am sure, in my generation will be not possible to see our country stable and get peace, freedom and prosperity, but we are responsible indeed to transfer to the present and coming generation a solid frame and foundation for the future expected requirements of peace, freedom, prosperity. It does exist such movement of educated people inside in country (where are the uneducated people included too), but so far I am aware on it, that they can not act free and public, because it exist following reasons:

1. All those corrupted and sold criminals know their last chance very well, that they can alive only by the present of USA, NATO and ISAF, therefore each group has its own intelligent service and cooperating very well with CIA, if they realize any one against them, then those will disappear very fast.

2. We know it too, that Taliban are cooperating still with CIA, ISI and further we know it too, that without Taliban present it will be not possible to stay soldiers of USA, NATO and ISAF in Afghanistan and each resistance against them will be stamp as Taliban activist. Taliban is trying to misuse any resistance in country too, they have connection to media like the commander of Mujahidin had it in the past and the nation was misused totally.

3. The Movement of educated people inside of Afghanistan need support from the educated Afghan outside the country (not as political party, but as free movement, where all ethnic should be included), this why I follow the discussion via web sites among the educated people with high interest and I see it fruitful.

It is impossible to separate State and the activities of common people against the ruler in country, because those people inside in Afghanistan suffering every day, they see killing of innocent people by bombing, they see the spites of common people through USA, NATO and ISAF, they see the selling of children because of poverty of parents, they see the disappearing of innocent people into jails, they see, that the poverty is increasing, specially in cities, they see, that the prices are controlled by them, they see the occupation of properties by force, they see, how they are organizing the prostitutions, they see the unfairness of justices , common are getting condemnation of hang, but the ruler are doing what they ever want, by them does not exist justices at all.

Base on above mentioned horrible points, it is impossible to separate the state and common.
The Taliban are cooperating with previous commander of Mujahidin too, we have very confuse condition in Afghanistan at the present time, CIA did good job, Afghan lost its view, what is going on in his/her country, all Taliban have to brought to justices with the other, this can happen, if the future of country will be in hands of Afghans and they should determined themselves their future, this can happen, if all educated people of all ethnic are coming together and broadcast the voices of our nation into the world and appear the cheater actions of liar Mr. Bush, it should be make it possible, that EU has to accept and review its activities in Afghanistan completely. The educated people acted always over the heads of nation, they never include the weaknesses of our nation at all, if we go through the country( I went), then we will see, that all ethnic are suffering at the same level, they never had any positive actions from side any government at the present time and in the past, therefore I realized it, that the educated never put priority for the nation and for the country. I am happy, that EU is in our country, this makes our problem much easier, in fact if the educated people recognize it and use it proper.

As I mentioned it in the past, our nation see any political party with very much bitterness, but we educated are pig headed and we want to copy every thing blind without to take in consideration the existed troubles of our nation, we are egoist and ignorant. It is my own opinion, that we should not see USA in general and EU as enemies, we can see, that many USA citizens are against the wars and specially in Iraq, but Afghanistan issue is still valid as truth, in reality it is not, but USA citizen are trying to search the falsehood of Mr. Bush. Mr. Dick Cheney, Mr. Donald Rumsfeld,, Mr. Paul Wolfowitz, Mr. Zalmay Khalilzad and Ms Conollezza Rice( all of them is united group and served for oil company), later on joined this group Mr. Karzai, Mr. N. Ahadi, Mr. Jalali, Mr. Abdulrahim Wardak, Mr. Rasoul Amin, Mr. Hakim Taniwal, Mr, Rasul Zalmai, Mr. Spanta Dadfar, Mr. Farhang,and some other, those made it possible to start a war in Afghanistan. Taliban was strong supported by Mr. Khalilzad and Mr. Karzai .

The election in 2002 and 2005 was cheating. So far the game of Taliban and above mentioned people will not uncovered, it will be difficult to come out from the existed disaster and I see here the important role of educated people outside of the country. EU knows already about the cheating of this group, but they will not take initiative so far the Afghan are sleeping and keeping busy with languages, religion and ethnic created conflicts.

We are witness, that Germany does not want to be involve in war and the other countries of EU are not willing to continue the war in Afghanistan for ever, they know too, that USA did not want to eliminate the heads of Al Qaida or Mullah Omar( two French and one high position of CIA reported it) and they do not want to find them too. Educated people of Afghanistan should realize the dangerous of the existed situation in Afghanistan, otherwise it will divided the country or disappear the country from the world map, if the Democratic Party win the election, it will not change easy for Afghanistan, above mentioned group has huge influence in CIA, this organization can continue its goal in the future too, therefore we have to get up and get trust to each other, then it can be possible to follow united the getting of country fee and to setup the people of Afghanistan their own government with qualified and honest people and not base on ethnic.


اسم: ح. موسوی   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 12.03.2008

با عرض درود خدمت تمام خوانندگان ارجمند پورتال افغان - جرمن آنلاین.
خلاف برخی از خوانندگانی که از طولانی بودن مقاله آقای "بشیر احمد حمید" شکایت نموده اند ، من را عقیده بر آن است، که هنوز ایشان حرف های آخر خویش را نگفته و باید به ایشان فرصت بیشتر داد ، تا هر چه بیشتر و با تفصیل افزونتر ، افکار و عقاید شان را بیان دارند . چه فقط در آن صورت است که می توان ، به عمق افکار و عقاید شان پی برده واضح ساخت ، که چه اندازه از این اندیشه ها مبنای معرفتی دارند وچه اندازه از آن منافع طبقاتی خاصی را نمایندگی و حمایت می نماید .
از آن جایی که قبل بر این ، با تاسف این خواننده از ایشان چیزی نخوانده و از موقعیت ایشان در طی این سه دهه اخیر هیچ گونه اطلاعی ندارم ، ضمن آنکه صمیمانه از ایشان تقاضا می نمایم ، تا اندکی در آن باب نیز به همان اندازه که خود لازم می دانند معلومات ارائه دارند ؛ از حسن ظن در مورد شان کار گرفته ، بدون آنکه به نیت نیک شان شکی نمایم ، با نظرات شان ، حد اقل تماس را گرفته ، تعمیق و تفصیل بحث را می گذارم برای زمانی که ایشان قادر شوند، افکارشان را کامل تر از حالا به رشته تحریر در آورند.
1ـ آقای "حمید" در آخرین تبصره شان فرموده اند ، که گویا طرح راه حل غیر سیاسی در افغانستان "ناشناخته و غریب" است. ضمن تشکر از جناب شان که آنرا در سطح جهان بکر معرفی ننمودند، غرض اطلاع شان باید به عرض برسانم ، که اگر ایشان به سوابق نهادها واحزاب گوناگونی که در داخل افغانستان و خارج از آن به وسیله افغانها به وجود آمده ، اشراف می داشتند ؛ به یقین چنین ادعایی را نمی نمودند. چه شاید جناب شان اطلاع نداشته باشند ، که برای بار اول ـ تاجایی که من معلومات دارم ـ این مفکوره بکر !! به وسیله یک تن از عمال و گماشتگان جمهوری اسلامی ایران، که از خوان نعمت روس اشغالگر نیز بهره می برد، از اواسط سال 1358اینجا و آنجا زمزمه گردیده، با ایجاد نهاد "اسلام مکتب توحید" به صورت رسمی به مثابه مواضع آن حزب مورد پذیرش قرار گرفت. شخص مورد نظر که "سید اسدالله "نام داشته و "نکته دان" تخلص می نمود، از طریق نشریه تهوع آورش به نام "امت"در پهلوی سایر اراجیف ، با نفی جنگ آزادیخواهانه مردم ما علیه غارتگران روسی و نوکران بی مقدار شان،" تز" انقیاد طلبانه اش را تا بدان جا تکامل داده بود، که می گفت : ما از طریق کار فرهنگی ، بدون آنکه به سیاست دخالتی نماییم ، قادر خواهیم شد تا سربازان و افسران روسی را از خود ساخته ، به علاوه رسیدن به هدف آزادی افغانستان ، بدان وسیله روسیه را نیز از خود نماییم .ــ امید است متوجه شده باشید که تب آن عامل دوجانبه چقدر شدت داشت ــ از آن جایی که در همان زمان، ضمن بحث های چندی ، آن افکار انقیاد طلبانه را نقد نموده و به گفته دوستان خودش "بازارش را کساد ساخته " بودم ، بی صبرانه منتظر می مانم تا مطمئن شوم ، که باز هم با عاملین استخبارات دشمنان میهنم ، که نظریه " انقیاد ملی " را در قالب خام پسندی تقدیم می نمایند؛ طرف نیستم. چه در آن صورت پرواضح است که آنها را به همان بحث ها رجعت داده ، به همان زبان دیروزی آنرا ادامه خواهم داد. و اما در صورتی که این بار عین افکار به وسیله کس و یاکسان دیگری که عامل دشمن نباشند ، طرح شده باشد، مسلم است ، که با حفظ حرمت یک هم میهن به نظرات انقیاد طلبانه اش که چه بسا مبنای معرفتی داشته باشد؛ تماس گرفته ، در حد توان به مساله روشنایی لازم خواهم انداخت.
آقای "حمید" !کسی که می تواند در این زمینه بیشتر از دیگران در ادامه یک بحث سالم نقش ایفا نماید ؛ جناب شما هستید. در صورتی که برایتان مقدور نباشد ، تا از گذشته "غیر سیاسی تان به خاطر حل یک مشکل سیاسی " چیزی بنویسید، لطف نموده هرگاه به علاوه نوشته حاضر ، نوشته های دیگری از شما به چاپ رسیده باشد، که بدان وسیله نخواسته باشید " سیاست " نمایید؛ لینک آنها را حداقل بنویسید. انجام این تقاضا برای ادامه یک بحث سالم خیلی ها ضروری به نظر می رسد.
2ــ صرف به مثابه پیش در آمد یک بحث سالم ، باید خدمت تان عرض نمود، که نفس تقدیم و پیش نهاد یک "راه حل غیر سیاسی" یک " سیاست " است . سیاست "سیاست زدایی" و انسانها را از طرح سرنوشت سیاسی شان به کجراه های زندگی زبونانه رهنمون شدن .
آقای "حمید" ! هرچند ادامه بحث را می گذارم برای تکامل شناخت خود از جناب عالی ، به مثابه حسن ختام باید نوشت :
هر گاه امکان داشته باشد که به حل یک معادله دومجهوله ریاضی بدون در نظرداشت قواعد ریاضی ، به حل یک معضله کیمیا به صورت مثال توازن یک معادله، بدون آشنایی و کاربرد متود های لازم آن علم دست یافت ، می شود به حل یک معضل سیاسی "مستعمره بودن کشور اشغال شده ی ما" بدون برپا داشتن و دست یازیدن به یک مبارزه همه جانبه آزادیبخش ملی نایل شد. شما یک معادله دومجهوله ساده ریاضی را بدون به کار گیری قواعد ریاضی ــ امید است من را به ماشین های حساب رجعت ندهید ، چه در آن صورت خوانندگان خواهند گفت که مگر آن ماشین ها چیزی به غیر از معلومات متراکم علم ریاضی است ؟ــ حل نمایید ، حل معضله سیاسی افغانستان که مغلق تر از یک معادله درجه دو با چندین مجهول است پیش کش تان .
باعرض احترام


اسم: بشیر احمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 12.03.2008

با اظهار سپاس مجدد از همکاران و دوستان ارجمند که با اظهار نظریات آموزنده شان در اهمیت موضوع افزودند. تشکر از برادر عزیز لطف الله خاشع در مورد انتقاد سازنده و بجای شان. البته اقرار باید بکنم که خلاصه نویسی هنر نویسنده است، ولی من که نویسنده نیستم و تنها رشته تخصصی ام انکشاف اجتماعی است، به کمک انتقادات و پیشنهادات دوستان شاید نویسنده شوم. در اینجا باز هم تأکید می کنم که شکایت کردن از دولتمردان کاری است که همه کس می کند، و هم چنان همیشه ما چنان آرزو هایی داریم که گویا اگر ما مسؤل دولت شویم چنان خواهیم کرد یا چنین! یا اگر من به جای احمد شاه مسعود و یا حکمتیار می بودم شاید چنین می کردم؟؟ و غیره خواهشاتی که نه عملی است ونه هم بدرد بخور. بیایید برای چند وقت فقط به این بیاندیشیم که در همین موقفی که داریم، چه کرده می توانیم؟ بدون این که به قدرت دولتی دست بیابیم چه کاری از ما ساخته است؟ به نظر من به این صورت بهتر به حل مشکلات فایق خواهیم آمد.


اسم: فرید   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 12.03.2008

یک نوشته خارج از این موضوع این همراه-همگام چه روان !(جون موشته هاهمه دزدی هستند)می کند .شیوه دزدی اش به ضابظ خاد صباج می ماند همو که چند ی به نام وظندار واسکاری و زمیرو اسکاری و چه وچه دزدی می کرد .که در یک ماه تعدادنوشته هایش از انجنیر صاحب معروفی هم کرده زیاد شد. حال باز پرده اش را عوض کرده است. یک راز را از روی اخترام و اخلاص به پورتال شما حالی می سازم که بعضا همراه با نوشته های خود او ویروس نیز روان می کند. وقتی بدانید که نوشته اش دزدی است و ارزش نشر را ندارد به یک نام ناشناخته مطلبی را روان می کند به مجردی که باز می کنید تا مظلب را بخوانید ویروس های ارسالی اش سایت را آلوده می سازند. چنانچه این کار را با سایت آریایی کرد که چند ماه است به حال نمی آید.این پیام من را می توانید نشر کنید و هیچ نوغ در اختفا گفتن در بین نیست.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 11.03.2008

I am sorry, I made some mistakes by writing, I had to read it for correction afterwards, but I will do it sure by next time, again sorry for it, it will not happen again, thank you for your understanding in advance


اسم: لطف الله خاشع   محل سکونت: روسیه    تاریخ: 11.03.2008

من به این عقیده ام كه مضمون محترم حمید بسیار آموزنده اما در عین وقت بسیار طولانی است. محترم حمید میتوانست كه همه مطالب را در ۵ صفجه بگنجاند و نتیجه گیری نماید. خواننده نمیداند كه هدف واقعی نویسنده چه است. البته به دانش و بینش سالم محترم حمید اعتراف میكنم لاكن تكرار مطالب و طولانی شدن غیر ضروری مضمون خواننده را خسته و دلسرد میسازد. برای اینكه، بتوان از پیشنهاد سالم محترم حمید مستفید شد، خواهش من این است نویسندهء محترم مضمون خود را تجدید نظر نموده و آنرا كوتاه تر در اختیار هموطنان قرار دهند. محترم حمید این پیشنهاد مرا توهین ندانند. هدف از پیشنهاد من صرف استفاده بیشتر از معنی و روحیه مضمون است.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 11.03.2008

It is correct, that the ordinary people can change themselves through the power very easy, specially in undeveloped countries like Afghanistan, where majority are uneducated and it ruled still ethnic influences, but we have to be realistic and honest, that our country never had a government, which could reflect the serving of nation, those people, who was put on the power, could be never expect from them, that their goal was it to develop the country und to harmonize the society of nation, those sold people followed the instructions of their outside supporter, the so called educated people played horrible role during the 30 years, they did not killed, put into jails innocent people and destroyed the country only, they created base on their intrigues more conflicts of languages, religion and ethnic too, because they wanted to keep their power and satisfy their foreigner supporter. If we go through the country and evaluate our common society, then we will get the result, that among the common society does not exist any conflict base on languages, religion and ethnic, all of them will say, you educated people created for us and for the country such horrible troubles during the 30 years, that is the fact! Also, the educated people, who are stressing, always, that they love nation and Country, they have to change themselves in honest way and realize finally the responsibility for the nation and country, so far it will not happen such change, then we will circulate us into vicious circle, in this case we will increase more than the existed disaster in additional, we know it too, that our educated people sold the country because of their greedy of power, money and glory several times, those people are hated not because they belong to some different ethnic or different religion or they are not polite anfd kind, NO, they are hated because of their behavior and their betrayal. Many educated people are staying as refuges in different countries in the world, I am sure, they could realize, why those countries are developed and we are sticking still in stone age time? The government is always very important in one country, specially in Afghanistan at the present time, a strong government makes always a right frame and guiding in right direction for the development of one country, in fact the member of government are manager, if the manager are unqualified, corrupted, intrigues maker and follow the foreigner instructions, how could be possible to change in country without replacement of those people? We can not say or to accept, that those came from the ordinary society and they were polite and kind in the past, but after getting the power, they changed themselves. I am not agree with it, because those people was known from beginning, that they got advising from outside and they was put on power through their foreigner supporter, it should be not recommend their treacherous action in the past and at the present time, because they did and we well do it the same, if it would accepted such analysis around the world, then we could see it some where in the world as example. We should never say, that all Afghan are the same as those people, if we make it such conclusion regard 30 years bitter experience for the future of country, then it means, it does not exist honest and patriot people in country at all! But it is not true and incorrect, Afghan are patriot and they are existing thanks god lot of them. At the present time it is the only way, that the USA and EU let the provisional government, this government will be able and it will have the quality and capability to bring out the country from the existed disaster and bring into the country security, peace and prosperity. The present government and parliament robed the whole reconstruction money together with the NGOs, this government is circulating always their own people around, nepotism and corruption is every where in country. USA and EU have to separate from those people, specially USA has to stop to play zigzag games inside the country, USA has to start to be honest to the nation and not play one against an other, we have special condition in Afghanistan, therefore its needs special action, if the USA and EU came in honest way into the country, then they have to let Afghan to fix their future themselves without to be dictated and this can be achieve through provisional government, USA has to stop to deal separate with each warlord for its own benefits, the warlords are supported by USA very strong, we have proper information about it, the warlords are reflecting arrogant because of foreigner support, they have to stop it. Mr. Karzai is playing his role very well, he is show maker, he demonstrated through his beg speech in parliament and his preach was it: I as Karzai and as President request you, please stop corruption and avoid intrigues. If you you do not do it, then the nation will break your glamour glasses of your beautiful houses. It is question now, do we have their courts and justices for all Afghan, or just for common people? He wanted to demonstrate the level power of supported warlords, but he forgot it completely, he made himself ridiculous to the nation as president through his unqualified action, if he would have courage and intelligent, then he would resign immediately for his helpless being president, but he did this action by knowledge and with advising, he is thinking, the people will say, Mr. Karzai has heart and he wants to serve the nation, but the warlords do not let him. No, Mr. President Karzai, you are sitting with them in the same boat and you are following the same goal like the warlord. The nation can be not cheat any more! USA has to drop those people, if USA wants really to establish in country peace, freedom, prosperity and eliminate produced terror ( Mr. Warrior G. W. Bush announced such slogan 2001, even he said a cross carrier has given him such instruction, he announced this rubbish once), then USA should review its doing during the six years and demonstrate to the nation its truth behavior, otherwise will we understand, that USA came into the country to occupy it, then they the circulated news are true. USA will not succeed to achieve its dirty goal and USA will failed although joining EU like it was failed former UdSSR with more than 100000 soldiers. EU has to avoid such insidious occupation and avoid to confront the world with 3rd world!!! So far it does not change the government, it will never and never change any thing in country. The warlords will be NO warlord any more, if USA stop to support them and stop the intrigues politic in Afghanistan, stop bombing in country, stop to bully the people


اسم: بشیر احمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.03.2008

با عرض ادب و احترام خدمت تمام خواننده گان عزیز.
همان گونه که من در این مقاله توضیح دادم در افغانستان راه حل غیر سیاسی مفهوم ناشناخته شده و غریبی است و تا این مفهوم به گوش ها خوب اشنا نشود و جنبه عملی پیدا نکند هر امیدی به آینده صرف به آرزو و رویأ مبدل می شود. خواننده گان محترمی که نظر داده اند این مدعا را به خوبی اثبات می کنند که تمام فکر و توجه شان به تغیر نظام سیاسی، از بین بردن اشخاص و افراد، تعویض دولتمردان وسیاست مداران است در حالی که تجربه تلخ تاریخ حد اقل صد سال اخیر گواه این امر است که چنین راه حلی کافی و مؤثر نیست. هدف از راه حل غیر سیاسی ایجاد تعادل قدرت بین سیاست مداران (یا دولتمداران) و مردم است. زیرا هر قدر که قدرت در دست سیاست مداران تمرکز کند، به همان اندازه قوه تخریبی آن بیشتر است. بعضی دوستان اشخاصی چون احمد شاه مسعود، ربانی، حکمتیار و یا دیگران را مقصر دانسته اند. ولی نظر من این است که آن ها و هم سایرین مانند حفیظ الله امین، تره کی، نجیب یا حتی رهبران جهادی و یا غیر جهادی به مثل ما وشما انسان های معمولی و یا بهتر است بگویم خوبی بوده اند. اگر زنده گی شخصی هر کدام را قبل از رسیدن به قدرت سیاسی مطالعه کنید می بینید که آدم های معمولی و مهربان و خوش قلبی بوده اند. ولی این قدرت بی حد و اندازه سیاسی است که از آن ها و یا دیگران قساوت پیشه هایی ساخته است. و این قدرت را اگر به من یا به شما هم بدهند، بسیار ممکن است که وضعیت را بدتر از آن ها بسازیم.
پس اصل مطلب این نیست که که خوب است و که بد؟ یا که باید محاکمه شود یا از بین برود و که نرود. مطلب در این است که از تمرکز قدرت به دست سیاست مداران یا دولت مداران باید جلوگیری کرد. اگر بتوانم که مفهوم "خصوصی سازی" را از اقتصاد فراتر استعمال کنم، در حقیقت راه حل غیر سیاسی یعنی خصوصی سازی بسیاری از امور جامعه است. تنها اقتصاد نه بلکه، علم، فرهنگ، مذهب، دین، تحقیق، خدمات اجتماعی، و غیره همه باید به تدریج خصوصی شوند و منظورم از خصوصی ساختن یعنی گرفتن صلاحیت اجرایی آن ها از دست دولت مردان و واگذار کردن آن ها به مردمی که نمی خواهند حکومت کنند، یعنی غیر سیاسی می اندیشند، می باشد. تجربه نشان داده است که علم دولتی، دین دولتی، مذهب دولتی، اقتصاد دولتی، و همه امور اجتماعی که دولتی شوند، به فساد و خرابی می گرایند. دولت باید چند موضوع عمده را که همان امنیت، ایجاد قوانین، اجرای قوانین، قضاوت، و اجرای اموری که کسی حاضر به ارایه آن نیست، را باید به دوش بگیرد. به این ترتیب از قدرت بی حد دولت مردان کاسته می شود، و دیگر آن ها ولو اگر بد اندیش هم باشند بدی کرده نخواهند توانست. البته واضح است که دولت مردان حاضر نیستند این قدرت را به کسی بدهند، ولی باید شرایط ذهنی و عینی جامعه آماده شود تا این قدرت را از آن ها باید گرفت. و این کار تنها از راه غیر سیاسی امکان پذیر است، کسانی این کار را کرده می توانند که به فکر تصرف قدرت سیاسی و یا تغییر نظام نباشند، بلکه اعم هدف شان فقط همان موضوع خاص مورد علاقه ایشان باشد. امید است که توانسته باشم کمی موضوع را واضح ساخته باشم.


اسم: نسرین معروفی   محل سکونت: المان    تاریخ: 10.03.2008

بعد از تقدیم سلام
از احساسات خیرخواهانه ی شما در جست و جوی راه حل غیر سیاسی بحران و وضع ناهنجار وطن و هموطنان که برای بعض افغانهای ما قابل پذیرش است، یادآوری میکنم.
در راه برآورده شدن آرمان و اهداف شما چند نکته را تذکر میدهم، آنوقت است که تلاشهای هدفمندانه ی شما برای رفع نیازمندی های فرهنگی و اجتماعی هموطنان ما جامه ی عمل خواهد پوشید. به نظر من بهتر است که شما وقت و فعالیتهای خود را از همین لحظه در راه روشنگری سیاسی ، وحدت و همبستگی ملی، اخراج اشغالگران و حصول آزادی میهن، که پایه و رکن اساسی رفع بحران است، صرف نمائید.
حقیقت تلخ است، اما میخواهم یادآور شوم که افغانستان تحت تسلط استعمار بوده و از طریق یک اداره ی مستعمرانی که برای تامین خواسته های استعمار بر اریکه ی قدرت آورده شده، نه تنها در پیشبرد سیاست خارجی ، بلکه در تأمین امور داخلی هم، کوچکترین صلاحیتی ندارد.
البته درک چنین واقعیت تلخ و دردناک برای بعض اشخاص در قرن موجود هم ، شاید مقدور نباشد.


اسم: مدثر تاج   محل سکونت: کابل    تاریخ: 10.03.2008

سلام برهمه مسولین وخواننده گان پورتال افغان جرمن
درست است که تعدد نظریات و یا اختلافات نظر باعث این میگردد که یک نظر کلی و یک راه حقیقی دریافت گردد. اما سوال من از تمام خوانند ه گان محترم که به این نظر استند اینست که: ایا اختلافات که امروز در کشور ما جریان دارد چه ازنگاه سمتی, لسانی, مذهبی, گروپی, تنظیمی, سیاسی و........ زمینه را برای حل مشکل مساعد ساخته میتواند!!!? ویا میتوان از اینوع اختلافات نتیجه مثبت که بتواند صلح وامنیت را در جامعه تامین کند بدست اورد؟؟؟ به نظر من هرگز نه! نه تنها این نوع اختلافات زمینه را برای حصول یک راه معقول ونتیجه مثبت مساعد نمی سازد بلکه باعث ایجاد خصومتها, بدبینی, ظلم, از هم پاشی, وبلاخره عدم امنیت و افزایش فقر و بد بختی میگردد. چراکه متاسفانه تا هنوز افکار مردم یا طرز دید مردم بسیار محدود و نفسانی است. کسانیک به این اختلافات دامن میزنند و از احساسات پاک مردم به نفع شخصی خویش استفاده میکنند در هر موضوع خواه موضوع ملی باشد خواه حزبی, یا به سطح ولایت, یا قوم, و یا گروپ, این اشخاص پست ضمیر صرف نفع شخصی خو یش را در ان جستجو میکنند به اصطلاح "اب را خت ساخته و ماهی میگیرند". مثال ان اختلافات بالای یک یا چند اصطلاح لسان در گذشته نه چندان دور ویا اختلافات عبدالرشید دوستم و اکبربای!!!!!؟؟.و یا امثال ان......
زمانی از اختلافات نتیجه کلی و واقعی بدست میاید که مردم یا اشخاص ذیدخل در یک موضوع برای حل ان نظر بدهند و راه های متعدد را پیشنهاد نمایند و بلاخره از جر و بحث زیاد یا خود شان به یک نتیجه رسیده ویا کسانی دیگر از میان ان نظر معقول را دریافت مینمایند. پس اولا" باید زمینه برای چنین مسایل مساعد ساخته شد ه و مردم یا گروپ از اشخاص یک دیگر راتحمل نمایند ارزشهای اخلاقی انسانی اسلامی افغانی را مراعات نموده و بعدا" اگر بالای یک موضوع بحث مینماینددر انصورت توقع نتیجه مثبت و راه معقول از اختلافات انها برده میشود. هر پدیده زمانی معقول میباشد که بصورت واقعی درک گرددو مفهوم حقیقی ان دریافت گردد نه اینکه صرف بصورت اسمی یا ظاهری دیده شود و بدون در نظر گرفتن شرایط در پی تطبیق ان کوشش کرد.چرا که هر تیوری مثبت زیباست ولی عمل ان یا تطبیق ان شرایط را لازم دارد


اسم: فرید   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 10.03.2008

من این نوشته را بلند واموزنده یافتم اما آن را پیش در امدی می بینم در راه ذهنیت سازی برای ایجاد یک تشکل واز این طریق کشیدن افراد یا به اصظلاح سرباز گیری برای این سازمان یا تشکل سیاسی . چنانچه این نیت در پاسح هایی که نویسنده به نظرات خواننده ها داده است برهنه تر نمایش داده شده است. بهتر است نویسنده با بیان مافی ضمیرش به میدان آید و انچه بهتر از دیگر حزب سازان دارد عرضه نماید .اما اگر هدف از این نوشته تلاش برای جستجوی نجات دولت مردان از درشتی های انتفادات فزاینده باشد و برای این مامول سپر تحفظی " نادانی " و " نیاز به هدایت " برای دولت دست و پا گردد در آن صورت باید خاطر نشان سازم که در این عصر برای افرادعادی دیگر نادانی عذر پنداشته نمی شود چه رسد به اینکه دولتمردان را " نادانی " از بازخواست برهاند. دولت اکنون به بیماری می ماند که زیر گلیم آن پا دراز کردن خود سفاهت است و عیر قابل بحشش.


اسم: نثار احمد   محل سکونت: امریكا     تاریخ: 10.03.2008

محترما
من با نظر نویسنده موافق ام لاكن یك مانع عمده سر راه وجود دارد كه آن موجودیت جنگ سالاران است. خصوصاً گروه جمعیت و شورای نظار قطعاً به آرزوی صلح و آرامش در افغانستان نیستند. این سازمان های جنایت پیشه در جنگ تولد شدند و در جنگ بقا خواهند كرد. قبل از همه باید به هر ترتیبی كه است احزاب و سازمان های مخرب از سر راه برداشته شوند. در غیر آن نا ممكن است كه بتوان در افغانستان صلح را پیاده كرد. احمد شاه مسعود تا زمانیكه بود از كشتار انسان های بیگناه دریغ نكرد. او را میتوان قهرمان كشتار شیعیان دانست. احمد شاه مسعود و سیاف هزار ها نفر از مردم شیعه ی افشار كابل را كشتند و به ناموس شان تجاوز كردند. قانونی و عبدالله و ربانی و سیاف هنوز زنده اند و خاطره ی این جنایات را بیاد دارند. ازینرو باید ان دسته را از بین برد تا صلح در افغانستان بیاید. همچان گلبدین خائن راه نباید از یاد برد


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 10.03.2008

Afghan nation collected huge horrible bitter experiences regard all exited and dissolved political parties( communists, islamic, nationalist and Taliban movement) during 30 years. The educated people are still attempt although very bitter experiences to install new parties for solving the created and existed disaster, we want to ignore completely, that the political parties should accepted by the nation and the nation should support and understand it, why the political parties are needed?

In a country where are more than 90% uneducated and they believe it, that the political parties brought always foreigner into country and those killed the people, they put people into jails and they destroyed the country and they used die intrigues of languages, religion and ethnic for their own benefits.

Finally the educated demonstrated through the political parties only their own benefits and nothing else till now. Afghan educated should bring the political parties into country, but they have to create first of all the proper frame for it and demonstrate their roll in country practical and not just copy it from outside for artificial democracy reflection.

We have special condition( to install provisional government!) in country at the present time and in the past, therefore it is needed special actions to bring out the country from existed disaster. To advise a government like we have it at present time, it is waste of time and by supporting such government, it will reflect, that this government is from nation and with nation, but in reality, this government is installed from outside like in the past.

It can be advised and support one government, if such government did any thing positive for the nation. Opposite, this government robed all reconstruction money, this government is using nepotism, this government is getting advises from the embassy of US and GB like by communists, during this government are circulating news, that the country will divided even worst, that the country will disappear from the world map, if the USA, NATO and ISAF do not succeed with their fight in country, this government has let the foreigner base on artificial evidences to start war in Afghanistan, if the films and documentation of Mr. Michael Moore and Thyes and an other are truthful, then we will support in this case the enemies of nation!

This should never happen, if we want to be honest to the nation. Afghanistan should be not sacrificed for benefits of the foreigner countries and sold people, it was never happen in the past, why now? It is not the time for scientific discussion, it is the time for proper ACTIONS


اسم: بشیر احمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 10.03.2008

برادر عزیز وحیدالله، با اظهار سپاس از ابراز نظرتان لازم می بینم که دو نکته را در این زمینه واضح بسازم.
اول این که روشنفکران عزیز ما با وجودی که در خارج یا داخل افغانستان اند می توانند دست به ایجاد سازمان های اجتماعی بزنند. حتی ما به بسیار روشنفکران زبر دستی هم زیاد ضرورت نداریم بلکه اشخاص حد متوسط فعال اجتماعی می توانند این کار ها را انجام بدهند. ولی مشکل اصلی در اینجاست که روشنفکران ما متأسفانه به جز راه حل سیاسی به راه دومی معتقد نیستند، ودرد اصلی ما در همین جاست. من نمی گویم که این کار نادرست است، بلکه هدف من این است که این کار کافی نیست، و نتیجه متوقع تنها از این طریق بدست نمی آید. اگر شما تمام رسانه های افغانی راببینید غیر از اتهامات و انتقاد های غیر سازنده بر علیه دولت هیچ چیزی نمی یابید. البته باید مردم دولت را انتقاد کنند، اما در پهلوی آن باید کسانی باشند که بدون دشمنی و کینه به مقابل دولت مردان آن ها را رهنمایی و در صورت ضرورت مجبور بسازند که بعضی کار ها را بکنند، زیرا آن ها اکثرآ نمی دانند چه کنند. در قسمت اختلافات باید بگویم که این ها بسیار طبیعی است. همیشه چنین است مادامی که یکی حق دیگری را تلف نکرده اند، به یک دیگر حمله نکرده اند و دست به خشونت و تخریب نزنند، ضرور است زیرا حقیقت از بین همین آرای مخالف سر بلند می کند. ولی در اینجا وظیفه اساسی دولت همین است که باید امنیت و مصونیت مردم را در مقابل همدیگر تأمین کند. و در غیر آن نباید به این اختلافات مداخله کند و بگذارد تا این ها با همدیگر رقابت کنند، و از آن نتیجه های گوارای آن را برچیند.


اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.03.2008

همانطور که یک شخص حالت روانی خاصی دارد، که تحت تاثیر عوامل خارجی و داخلی، به مرور زمان تشکیل شده. هر جامعه هم خواص متفاوتی دارد. پشنهاد نویسنده برای علاج جامعه افغانی از طریق سازمانهای اجتماعی، یک نظر عمیق و سازنده است.
ولی سوال اینجاست که این سازمانهای اجتماعی را کی تشکیل میدهد: آیا روشنفکرانی، که اکثریت شان در خارج کشور به سر میبرند؟ یا که قشر با سواد باقیمانده در کشور؟ چطور خواهیم توانست اختلافات قومی را به عقب بگذاریم؟ به چه طریق میتوان اعتماد از بین رفتهُ مردم مظلوم و جنگ زده را بدست آورد؟
اسلام، که نقش سازمانده را در افغانستان در سالهای اخیر بازی کرده، چه تاثیری در ایجاد سازمانهای اجتماعی خواهد داشت؟


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 09.03.2008

I mentioned in my first comment, that it exist web site addresses, where can be seen the Video regard the attack of world trade center on 11/9 2001. I realize it, that this addresses did not appear full in my previous comment, therefore I am writing it again : http://www.infokrieg.tv/zeitgeist_deutsch.html and the second one: http://www.zeitgeistmovie.com/main.htm . The writer pointed out in article too, that the attack was supported by USA and Pakistan governments and the describing of the situation is very similar to the films and documentation of Mr. Michael Moore. This attack had to make it possible a war in Afghanistan and in Iraq and at the same time it was the goal to get the joining of EU too. If all those are truth, then all those Mr. Karzai. Mr. Khalilzad, North Alliance, former King , his Clan and his around and Taliban was involve and include into this treacherous plan too. All patriot Afghan have to unit for the rescue the country and start to stop the killing of the innocent people, all such evidences should appear to all EU politicians, those and the coming Democratic government have to let provisional government with qualified and honest people as soon as possible, Afghanistan has enough such qualified people, who are not sellable and corrupted, the intrigues of languages are going around by intending and by knowledge


اسم: بشیر احمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 09.03.2008

با عرض سلام و ادب به همه و اظهار سپاس از دوستانی که با نظریات شان در روشنی بحث همکاری می نمایند.
به جواب نظریات دوست محترم سعید از کابل، که اولویت هایی را یاد آور شده بودند باید بگویم که یکی از اهداف عمده این بحث همین موضوع بر قراری اولویت است. البته در این بحث ما منظور نداریم که فعلاً برای دولت یا مردم اولویت قرار بدهیم، و آنچه را که ما پیشنهاد می کنیم در حقیقت روش و شیوه کار است. یعنی به همین شیوه می شود بر بسا نا بسامانی ها فایق آمد. اما این که دولت کدام کار را در اولویت قرار بدهد نظر یک یا دو نفر زیاد اهمیت ندارد (با اظهار معذرت)، ولی اگر افراد با هم از طریق سازمان ها و تشکلات اجتماعی یکجا می شوند و بعداً صدای خودشان رابلند می کنند، آن وقت است صدایشان شنیده می شود و می توانند باعت تغیرات عظیم گردند. یعنی شرایط اولیه همین سازمان بخشیدن به نیرو های پراگنده فردی است. بعضی ها شاید از پارلمان یا حکومت این توقع را داشته باشند.

هرچند در تیوری نماینده گان پارلمان در واقع نماینده گان مردم اند باید صدای مردم را به گوش دولت برسانند، اما این کافی نیست. یکی این که این نماینده گان به اصطلاح به غیر از عاشقی صد کار دیگر دارند!! و البته من نمی خواهم کسی را توهین نمایم، و مطمین هستم که هر کسی به جای آن ها باشد بهتر نخواهد بود. اگر من یا شما هم باشیم خواهیم دید که در آن مقام چقدر اولویت های دیگری است که اصلاً برای شنیدن و انتقال صدای مردم وقت هم نمی نیست!، البته همین روال تقریباً در اکثر پارلمان های دنیا است و این یک نقص عمده دموکراسی است و تنها منحصر به کشور ما نیست. به همین منظور در ممالک پیشرفته مردم تنها به انتخاب کردن نماینده اکتفا نمی کنند، بلکه در هر مورد سازمان ها و انجمن های وجود دارد که هر روز به تعقیب این نماینده گان قرار دارند، که چه باید بکنند یا چه باید بگویند، و به این ترتیب نمی گذارند تا نماینده گان شان در داخل مجلس به خواب بروند! و وقت انتقال نظر مردم را نداشته باشند. ورنه این ها در همه جا یکسان اند، سیاست مداران در همه دنیا برادران همدیگر اند، در تمام جهان مشکلات و اولویت های آنان یکسان است، (رفع مشکلات شخصی و استفاده اعظمی به نفع خود و طرفداران خود) و این وظیفه مردم است که بعد از انتخاب کردن، نباید این نماینده گان را آرام بگذارند. اما در افغانستان متأسفانه موضوع برعکس است، و اکثر مردم تنها در همان روز انتخابات فعال اند و رأی خود را به صندوق می گذارند و به توکل خدا رهایش می کنند. و این جاست که تنها رؤسای حکومت می مانند و تصمیم گیری ها و اولویت قرار دادن ها که اکثراً هم اشتباه می کنند.


اسم: مد ثر تا ج   محل سکونت: کابل    تاریخ: 09.03.2008

تقدیم سلام واحترامات خدمت برادر گرانقدر حمیدصاحب و جمله مسولین سایت افغان جرمن!

حمید صاحب واقعا" به اصل اشاره نموده که سالهاست از مردم داغدیده وبی سرنوشت ما فراموش شده و فروعات که زمینه ساز حل پرابلم ها نمیباشد جای انرا گرفته است.واقعا" سرنوشت افغانستان مربوط افغانهاست هیچ نیرو دیگر وهیچ کشور دیگر در این راستا موثر بوده نمی تواند و نه هم انها بصورت مخلصانه به حل این پرابلم میپردازند ونه ما باید از انها توقع داشته باشیم. بوجود اوردن سازمانهای اجتماعی و جوامع مدنی واقعا" در جامعه ما ضرورت مبرم است که توسط ان میتوان ازیک طرف سطح اگاهی مردم را بلند برده چراکه مشکل اساسی جامعه ما عدم اگاهی مردم است قرار احصاییه گیری یونیسف در سال 2005 بسیار یک فیصدی کم 28% نفوس کشور ما باسواد استند ومتاسفانه که اکثریت این طبقه باسواد به طرق مختلف توسط باندهای غارتگر جذب شده و به بیراهه روان میباشند هیچگاه به فکر ملت و مردم نبوده و حتی همین نعمت سواد و علم را در نابودی ملت ومردم بکار میبرند.و از طرف دیگر میتوان از طریق چنین سازمانها در بهبود امور دولت و جلوگیری از سایر نارسایها استفاده نمود.

ولی مشکل اساسی در این است که ما چگونه میتوانیم که چنین جوامع مدنی وسازمانهای اجتماعی رابوجود بیاوریم که هدف شان ملی بوده ومنافع مردم ووطن را در راس اهداف شان قرار داده و بخاطر نفع ناچیز شخصی خویش دین, مردم, فرهنگ و.... ماراتباه!! نسازند. متاسفانه تابه حال سازمانهای به اصطلاح اجتماعی که بوجود امده و فعالیت میکنند یا کلا" ویا اکثریت انها به نفع ملت نبوده و حتی اگر چنین دوام کنند اینده خطرناکی متوجه کشور ومردم ما بوده میتواند. از اکثر چنین سازمانها استفاده سیاسی گروپی میشود هدف انها اصلاح جامعه و یا دولت نیست بلکه منحیث منابع استخباراتی بیگانگان فعالیت مکنند.

به نظر من پرابلم چنین سازمانها از دو نگاه است یکی اینکه این اصطلاحات یعنی جامعه مدنی و سازمانهای اجتماعی و... بصورت درست بین مردم تعریف نشده و از هدف و عملکردان مردم اگاهی درست ندارند. دوم اینکه پرابلم اقتصادی پیدایش ودوام اینوع سازمانها را محدود ساخته و یکنوع وابستگی به منابع پولی خارجی یا منابع پولی غیر قانونی داخلی را بمیان میاورد.زمانیکه چنین سازمانها از طرف خارجی هایا چپاولگران داخلی تمویل گردید دیگر ماهیت خویش را طوری که لازم است از دست میدهد وصرف در پی تامین منافع همان باندهای که از ان پول بدست میاورند میبا شند.

ولی بازهم وظیفه روشنفکران(به مغهوم اصلی)است تا در این راستا کوشش نموده و شرایط ایجاد چنین سازمانها را از طریق ارتباطات باهمی و از طریق مشوره وهمکاری بین هم مساعد ساخته و مسولیت دینی, اخلاقی ,اجتماعی و مردمی خویش را ادا نمایند. در غیر ان زمان زودگذر است نشود که نسل اینده ما فاقد همه چیز!!! بوده و در بدبختی, تاریکی و به اصطلاح تیارخور!!!! زنده گی کنند.

با احترام تاج


اسم: سعید    محل سکونت: کابل    تاریخ: 09.03.2008

من با نویسنده محترم این مقاله در اینجا کاملاً همنوا هستم که بدون تعیین اولویت ها دولت نمی تواند موفق باشد. زیرا امکانات وی همیشه محدود است، ولی اموری که باید انجام بدهد بی حد زیاد. مثلاً من ترجیح می دهم که بین مبارزه با تروریزم و مبارزه با قاچاق مواد مخدر باید مبارزه بر ضد تروریزم را اولویت داده و حتی برای جندی که شده موضوع مواد مخدره را به نحو دیگری حل کند، یا اصلاً فراموش کند زیرا در غیر آن دهاقین از دولت که کشت هایشان را تخریب می کند، ناراض شده و به صف مخالفین می پیوندند.

هم چنان اگر موضوع دشمنان خارجی (خصوصاً موضوع جنجال سرحد با پاکستان) و دشمنان داخلی (قوماندانان و جنگ سالارانی که از داخل تار و پود دولت و مردم را سست می سازند) باید اولویت را به دشمنان داخلی بدهد. یعنی در موضوع پاکستان باید چنان عقب نشینی تاریخی کند که حد اقل یک دشمن را به دوست یا حد اقل بی طرف تبدیل کند. زیرا در عین زمان با جنگ سالاران داخلی مبارزه کند و از طرف دیگر ادعای پشتونستان را بنماید، با این نا توانی که دارد می ترسم هردو را از دست ندهد.

به همین ترتیب در بین موضوعات فرهنگی و قضایی باید حق اولویت را به مسایل قضایی و امنیتی (پولیس) معطوف کند. اصلاً فعلاً وقت آن نیست اشخاص ناکاره یی را به نام وزیر این وزارت یا آن وزارت به ناحق معاش بدهد تا جنجال آفرینی کنند، در عوض باید آن پول باید برای تأمین امنیت و تربیه پولیس و قضات و سارنوالان استفاده شود الویت بهتر خواهد بود. و از این قبیل تعیین اولویت ها بسیار مهم است. خدا کند که نظر من با مطالب مقاله شما همخوانی داشته باشد.


اسم: بشیر احمد حمید   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 09.03.2008

با ابراز سپاس از دوستانی که در این مورد نظر ارایه داشته اند. برای حسن وضاحت برای بعضی دوستان باید عرض کنم که این یک بهانه بسیار آسان و همیشه گوارایی خواهد بود که در هر کار دست بیگانه ها و مغرضین را دانسته و کاملاً خود را بی گناه بدانیم. اما آیا توجه کرده ایید که نتیجه کلی چنین طرز تفکری چه خواهد بود؟

البته به جز همین بیهوده گی فعلی که در جامعه حاکم است، هیچ نتیجه دیگری نخواهد داشت. چرا در قضایا همان قدری که دست مغرضین و بیگانه ها و دشمنان را می بینیم، ضعف ها، ناتوانی ها، ناآگاهی های خود و به خصوص مردم خود را نبینیم و در پی علاج این علت نکوشیم.

البته چون در مقابل بیگانه ها هم چیزی کرده نمی توانیم، پس آیا بیشتر عملی، مفید و درست نخواهد بود که در پی تقویت و توانمند ساختن مردم خود بکوشیم تا در آینده از چنین تعرضات بیگانه ها ایمن باشیم. در مقاله راه حل غیر سیاسی من کوشش کرده ام چوکات نظری این بحث را طرح کنم، و از دوستان دعوت می کنم تا در پهلوی بحث نظری آن را از جهت عملی مورد نقادی و چالش قرار بدهند.

موفق باشید.


اسم: عبدالغنی توانا   محل سکونت: تخار - افغانستان    تاریخ: 09.03.2008

قبل ازاین که بگوییم دولت قوی یا ضعیف داشته باشیم باید تشریح کنیم که دولت قوی یا ضعیف نسبت به کی؟ چون قوت و ضعف صفت های نسبتی اند که بدون طرف دیگر معنی نمی دهند. در مقاله حاضر من فکر می کنم که منظور نویسنده به وجود آوردن دولت ضعیف تر از مردم است. یعنی دولت باید چنان قوی نباشد که هر چیزی بخواهد در مقابل مردم انجام بدهد، ولی از آنجایی که دولت ضعیف نمی تواند حد اقل وظایف خود را نیز انجام بدهد، بنأ مردم و دولت باید در یک توافق ببایند که کدام موضوعات از اهمیت زیاد برخوردار است ودولت در آن قسمت از قوت بیشتر کار بگیرد، یا حتی در آن قسمت ها از قوت و دیکتاتوری کار بگیرد. مثلًا موضوع محو تروریزم یا به صورت عموم امنیت به عذر و زاری نمی شود، باید با قدرت عمل کرد.

ولی مسایل دیگری است مثلاً همین موضوع مورد بحث زبان پشتو و دری که اصلآ وظیفه دولت نیست که تصمیم بگیرد، بلکه بگذارد که مردم در فرق همدیگر خود بکوبند و بالاخره در آخر به یک نتیجه برسند، واگر نرسیدند هم چندان مهم نیست، زیرا در چنین مسایل همین عمل کرد های مخالف و رقابت های مردم است که به هردو طرف قدرت می بخشد. و اگر دولت مداخله کند، حتمأ به نفع یکی از طرفین عمل خواهد کرد و نتیجه از بد کرده بدتر خواهد شد.


اسم: بریالی یوسفزئ   محل سکونت: نیویارک آمریکا    تاریخ: 08.03.2008

اولتر از همه سلامها و احترامات قلبی خودرا حضورتمامی کار کنان پورتال افغان تقدیم مینمایم.

من هم همنوائی خود را در مورد بیهوده بودن و بیمایه بودن و دار دار و سرو صدا انداختن استعمال یک یا چند کلمه متداول مانند پوهنتون ومحصل را که در جامعه افغانی ما مورد استعمال طولانی و بجائی هم دارد بجای کلمه خارجی دانشگاه و دانشجو هر گز نمی ارزد. در حالیکه کلمات مقبول متذکره کلمات خارجی به هیچصورت نیستند کلمات پشتوی هستند که برای ما افغان قابل فهمتر نسبت به دانشگاه و دانشجو بوده است. کلمات شناخته شده جامعه ما مانند گل سر سبد نگهداری شوند انها از همین کشورند رنگ و بوئ مردمی دارند. طور مثال اگر بگوئیم احمد محصل طب در پوهنتون بلخ است بمراتب قابلیت فهم و درکش آسانتر از آن است که بگوئیم احمد دانشجوئی پزشکئ در دانشگاه بلخ است. جمله اولی پر کیفیت تر و با آبرو تر است. برای احمد یک شخصیت و کرکتر افغانی قابل احترام میدهد تا جمله دومی.

متاسفانه که در بین جامعه ما گروه های هستند که ریشه های شان از جاهائی دیگری آب میخوردکه (از خودکشتن اما بیگانه پرستیدن) را شعار زندگی شان ساخته اند تا زمیینئ را که در آن ریشه دارند سیرآب کنند که در غیر آنصورت ریشه های شا ن میخشکد و گویا که زندگی شان را خاتمه داده می پندارند. در حالی که چنین نیست و این خود فروختگی از ضعف ایمان شان و شرایط زندگی شان نمایندگی می کند. و همین ضعف است که زمینه نفوذ بیگانه هارا در افراد جامعه ما فراهم میسازد. ما در آمریکا تعداد زیاد ایرانی ها را می شناسیم که روابط اجتماعی داریم که اکر بکشی شان لهجه خود شان را تغییر نمئ دهند و باز هم مئ گوینند که( نون) تا نان. متاسفانه وطنداران ما عقده حقارت و خود کم بینی دارند.

خواننده گرامی اگر به عقب برکردیم و تغییر رژیم پادشاهی رابنگریم به نظر شخصی خودم همان تغییر ریشه های خارجی داشت و چنانچه دیده شد استفاده یک سیاست خارجی که جایگزین سیاست که برای یک ملت که باداشتن پاد شاه که از همین خاک و از همین وطن بود بهتر قابل فهم بود و به آسانی میشد بدون بد بختی های که امروز گریبان گیر مردم ما شده است با مبارزات پیگیر و صلح آمیز دامن انرا بر چید. این تغییر که برای تعدادی آیدال بود ببینید چه بلائی را دامنگیر ملت مظلوم ما کرده است که امروز قوای تمام دنیا انرا مهار کرده نمیتواند.

استفاده کلمات خارجی نا مانوس از کلچر بیگانه ولو هر قدر با هم قرابت هم داشته باشند در دراز مدت بلای فرهنگی را به ملت افغان به ارمغان می آورد که پاک کردن آن ناممکن خواهد بود و از غنای فرهنگی ما روز بروز کاسته میشود به عوض اینکه انرا پر بار و شگوفان بسازد.


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 07.03.2008

The provisional government with qualified, honest and to nation close personalities is the only way to establish a strong government, which can bring security, prosperity and eliminate the produced so called terrorists and to rescuer the country from disaster and dividing otherwise we will have very dark and unknown future for the nation and country! I could not publish one written article, which appear the truth figures of the attack of New York 11/9 in 2001, but I will write here the " http://www.zeitgeistmovie..._http://www.infokrieg.tv/z..._http://www.monstropolis.o..." I passed it already to some News paper of Afghan, I hope, they will publish it



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved