Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  مشکل بزرگ محیط زیست در کابل    نویسنده:  سخی سید کاغذ

 
اسم: محمد اعظم   محل سکونت: لندن    تاریخ: 26.05.2010

گزارش آژانس خبر رسانی باختر را که محترم فیضی در اینجا آورده است ، نشان از نگرانی مسئولین در کابل دارد و این یک امیدواری است تا یک قدم ولو کوچک در زمینه بردارند و از نظریه پردازی و حرافی بگذرند. جناب مصطفی ظاهر فرموده اند که :(( ادارۀ ملی حفاظت ازمحیط زیست پالیسی های قابل اجرا را برای کاهش آلودگی محیط زیست در کشور تهیه و در پرتو آن پالیسی ها در راستای کاهش آلودگی هوا در شهر کابل دست آوردهای خوبی داشته است.)) ایکاش ایشان مشت نمونه خروار یکی دو تا از آن پالیسی ها و دست آوردهای خوب را بر می شمردند تا ماهم از آن آگاه می شدیم. اگر واقعاً در این راستا کار و یا کارهائی صورت گرفته است، چراآنرا روشن نمی سازند، در غیر آن گفتن چند جملۀ کتابی دردی را دوا نمی کند و مشکلی راحل.


اسم: ایمل خای فیضی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 26.05.2010

در شهر کابل از دو صد و بیست هزار جنراتور استفاد میگردد.
استفاده از جنراتورهای بزرگ سبب آلودگی بیشتر محیط زیست میگردد.

کابل/گزارش آژانس خبری باختر

از سوی شورای وزیران، باتوجه به اهمیت موضوع به ارگانهای ذیربط هدایت داده شد تا بخاطر حفظ سلامت مردم، مؤسسات و نمایندگی های سیاسی فابریکات تولیدی و سایر نهادها که از جنراتور های بزرگ مولد برق استفاده میکنند سبب آلودگی محیط زیست میگردد متوقف سازند.

در پیوند به این موضوع رئیس اداره ملی حفاظت از محیط زیست در مجلس شورای وزیران گفت که دود ناشی از فعالیت جنراتورهای بزرگ مولد برق در شهر کابل از عوامل عمدۀ آلودگی هوا در این شهر میباشد.
مصطفی ظاهر، رئیس ادارۀ ملی حفاظت از محیط زیست قبلاً نیز به آژانس باختر گفته بود که در شهر کابل از دو صد و بیست هزار جنراتور استفاده میگردد.

این جنراتورها که اکثراً از جانب مؤسسات بین المللی و سایر ادارات خارجی و منازل رهایشی وزیر اکبرخان و شیرپور استفاده میگردد همه فاقد فلتر تصفیه دود میباشند.

یحیی یکی از کارمندان شاروالی کابل به آژانس باختر گفت چنانچه که مقامات ادارۀ ملی حفاظت از محیط زیست وعده کرده اند تا جنراتورها را جمع آوری نمایند باید به این گفته شان جدی عمل نمایند، وی گفت، حالا که برق کافی در شهر کابل موجود است پس چه دلیل وجود دارد که هنوز هم مؤسسات ملی و بین المللی و همچنان تعدادی از منازل از جنراتورهای تولید برق استفاده مینمایند.

عبدالقدوس باشندۀ کابل به این نظراست که ادارات ذیربط دولتی در جمع آوری جنراتورها از طریق مجاری قانونی باید عمل کند تا از آنچه برای صحت ملیونها همشهری ما صدمه میرساند جلوگیری نمایند.

نثاراحمد نویر، یک باشندۀ شهرنو کابل میگوید که نه تنها روزانه بلکه از طرف شب نیز هوای ماحول و محیطی که زنده میکند با دود آلوده است. وی نیز از مقامات مربوط خواست تا از میان بردن عوامل آلودگی هوا عملاً اقدام نمایند، وی گفت که بخاطر کاهش آلودگی هوااز جانب مقامات مسؤول بیشتر حرفها و وعده ها را شینده است.

مصطفی ظاهر، در مصاحبه با آژانس باختر گفت که ادارۀ ملی حفاظت از محیط زیست پالیسی های قابل اجرا را برای کاهش آلودگی محیط زیست در کشور تهیه و در پرتو آن پالیسی ها در راستای کاهش آلودگی هوا در شهر کابل دست آوردهای خوبی داشته است.

جارالله منصوری، معاون ادارۀ ملی حفاظت از محیط زیست میگوید که این جنراتورها متأسفانه فاقد فلتر دود می باشند، وی گفت که سفارت امریکا در کابل سی میگاوات برق مورد استفادۀ آن سفارت را از طریق جنراتورها تأمین مینماید و همچنان سفارتخانه ها، هوتلها و مؤسسات بین المللی برق مورد استفادۀ شانرا در کابل از طریق جنراتورها تأمین مینمایند.

دراین حال نطاق سفارت امریکا در کابل میگوید که مقامات آن سفارت از اعلامیۀ اداره ملی حفاظت از محیط زیست حمایت مینماید وآنرا اقدامی در بهبود صحت و رفاه مردم افغانستان میداند اما نطاق افزود که تأمین برق سفارت امریکا در کابل از شبکۀ برق دولتی، سبب بروز مشکلات ناشی از کمبود انرژی برق برای باشندگان کابل میشود، وی گفت که سفارت امریکا در پروژۀ برق وارداتی به کابل حمایت کرده و برای تأمین انرژی بیشتر برق سرمایه گزاری کرده و یک جنگشن برق را در تره خیل کابل اعمار کرده است.
نطاق سفارت امریکا گفت که هرگاه برق مورد نیاز این سفارت را مسؤولان برق کابل تأمین کرده بتوانند، این سفارت آماده است تا بجای بکارگیری از جنراتورها از برق آبی استفاده نماید..
اما انجنیر غلام فاروق قاضی زاده، معین وزارت انرژی وآب میگوید که برای تأمین برق تمام سفارتخانه ها و موسسات بین المللی و منازل رهایشی در کابل برق کافی در شبکه موجود است، اما مشکل کمبود ظرفیت در جنگشن ها و لینهای برق وجود دارد، وی گفت هیأتی موظف شده است تا ظرفیت جنگشن های برق را بررسی و نیز میزان نیازمندی برق سفارتخانه ها، موسسات بین المللی و محلات تجارتی و سایر منازلی راکه از جنراتور استفاده مینمایند ارزیابی نمایند، تا به اساس آن مطابق نیاز، ظرفیت لینهای برق و همچنان جنگشن های مورد نظر عیار گردد.
وی گفت، در قدم نخست تلاش خواهند کرد تا برق را برای بخش های که بیشتر سبب آلودگی هوا در شهر میگردد تأمین نمایند و درحال حاضر برق کافی وجود دارد.

بهر صورت طوریکه در صحبت های معین وزارت انرژی وآب واضح گردید، هنوز جنگشن های شهر کابل ظرفیت و توانمندی توزیع برق را به سفارت خانه ها و موسسات بین المللی ندارد، اما اعلامیه ریاست ملی حفاظت از محیط زیست بخاطر جمع آوری جنراتورهای مؤسسات و سفارتخانه ها تا چه اندازه جنبه عملی خواهد داشت سوالی است که پاسخ آن تا هنوز روشن نگردیده است و از جانبی هم اعلامیه اخیراداره ملی وحفاظت از محیط زیست یکنوع نا هماهنگی وعدم آگاهی رادر میان مسؤولان ادارات ذیربط نشان میدهد زیرا در صورتیکه مسؤولان انرژی وآب توان توزیع برق را به سفارتخانه ها و موسسات بین المللی ندارند، پس چرا ادارۀ ملی حفاظت از محیط زیست چنین اعلامیه یی را به نشر می سپارد، اما مردم آنچه از مسؤولان مربوط انتظار دارند، کاهش آلودگی هوا در شهر پر نفوس کابل است که این آلودگی به قیمت صحت هزاران باشندۀ این شهر تمام میشود.


اسم: محمد اعظم   محل سکونت: لندن    تاریخ: 24.05.2010

من ندانستم که مسولین سایت چرا یک روز این مضمون را به نظر خواهی گذاشته و چند روز بعدتر از نظرخواهی بیرون می کنند و باز دوباره میگذارند و دوباره بیرون می کشند؟قرار معلوم کی میگذارد و دیگری بیرون می کند و به این اساس فهمیده میشود که از سیستم مشوره و کار باهمی در این سایت خبری نیست.

از جانب دیگر نظر محترم هومان از اصل نوشته به مراتب بهتر و جامع تر است و جاه داشت این نوشته رابه نظر خواهی میگذاشتید.
اما در مورد مشکل محیط زیست در کابل باید گفت که بیشتر از سی سال است که بیگانه ها با بهانه های واهی بر سرزمین ما هجوم آورده و با همکاری یک مشت افراد فروخته شده و جاسوس ،چنان کثافت کاری کردند و میکنند که شرح آن در کاغذ نگنجد.در افغانستان همه چیز ویران و نابود شده است .هیچ سیستمی بصورت عادی و نورمال کارائی ندارد و ما همه را گذاشته به مشکل محیط زیست در کابل می پردازیم.شتر را گفتند گردنت کج است ، گفت کجایم راست است.ما در قدم اول به استقلال و آزادی ضرورت داریم و هرگاه آنرا بدست آوردیم،آنگاه به رفع مشکل محیط زیست نیز پرداخته خواهد شد.

در خاتمه می خواهم یادآور شوم که مضمون جدید محترم سید کاغذ مدت ها قبل در سایت های دیگر به نشر رسیده است و بگفته اعوام حالا که ملا خور شد به افغان-جرمن فرستاده است. من از نوشته شان چیزی ندانستم چون ایشان شف شف گفته روان هستند و از گفتن شفتالو واهمه دارند.


اسم: انجنیر سیدال هومان   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 21.05.2010

از افغان جرمن آنلاین که این مطلب فوق العاده حیاتی را به نظر خواهی گذاشته اند اظهار امتنان میکنم.
شاغلی داکتر سید کاغذ بصورت بسیار روشن وواضح در مورد ضرورت مبرم شهرکابل به سیستم بدرفت وحالت نا هنجار محیط زندگانی و موجودیت کثافات وتعفن ناشی ازان و مشکلات مردم کابل در قبال آن اشاراتی کرده اند.در سفری که به کابل داشتم خودم با وجود هوای سرد زمستان، به علت تنفس هوای ملوث دچار مشکلات ریوی شدم.
آیا استعمال کلمۀ "زیست " عوض کلمۀ "زندگی یا زندگانی" باعث میشود که یکعده هموطنان مطلب این نظر خواهی را به "اداره محیط زیست" کشانیده وحتی انرا به دری ندانستن مصطفی ظاهر ارتباط میدهند؟. اینکه آقای ظاهر کی است و چی است و یا چی کرده و یا نکرده از حوصله این نظرخواهی دور است. به نظر قاصر بنده درینجا یک برداشت نا درست و یا اشتباهی از کلمه "زیست" عوض "شرایط نا مساعد زیست یا زندگی" و موجودیت کثافات و عدم موجودیت کانالیزاسیو ن میباشد نه "ادارۀ مستقل محیط زیست" بهمین نسبت است که داکتر صاحب ذکی میفرمایند:
"مباحثاتیکه از طرف عده یی از نویسندگان و منورین در این زمینه صورت گرفته، متأسفانه عاری از پیشنهادهای علمی و تخنیکی بوده و به نظر من خارج موضوع میباشد. از لابلای گفتوگوها سوالی مطرح میگردد که مسؤولیت پاک سازی شهر کابل از وظائف بلدیه شهر است و یا از ریاست مستقل محیط زیست؟
برای جواب به این سؤال بهتر است تعریف از محیط زیست گردد. بصورت مختصر محیط زیست عبارت از مجموع مرکبات کره ارض که شامل آب، هوا، فضا، احجار، حیوانات، نباتات است که در رابطه با کلتور و فعالیت انسان میباشد. موضوع محیط زیست که از قرن اخیر به اینطرف، همراه با سیستم های که رابطۀ انسان را با ماحولش برای ایجاد شرائط بهتر حیاتی مهیا میسازد، انکشاف یافته و مباحثی مثل ایکولوژی، ایکوسیستم و غیره را در بر میگیرد.
با در نظر داشت از تعریف بالائی، تأسیس ریاست مستقل محیط زیست از طرف دولت بجا نمیباشد چون موضوع محیط زیست بحیث یک علم به مطالعات و تحقیقات ضرورت دارد بنااً بهترخواهد بود تا نهادی بنام محیط زیست در چوکات پوهنتون ها، با بودجه کافی برای تهیه لوازم تحقیقاتی، تأسیس گردد. از آنجائیکه موضوع ارتباط با علم و تحقیقات علمی دارد، ریاست مستقل محیط زیست هیچ نوع مسؤولیت عملی و اجرایوی در مورد پاک سازی شهر کابل ندارد. اما بائیست این نهاد نظریات و پیشنهاداتی که محصول تحقیقات علمی شان است به شاروالی و مراجع ذیصلاح دیگر تقدیم کند. این شاروالی است که معمولاً مسؤولیت پاک کاری شهر را دارد".
بلی ، شاروالی است که باید با این هیولا دست و پنجه نرم کند. با یک گذار کوتاه در کوچه های شهر کابل با وجود ادعای مقامات که طرح و دیزاین اینجا و یا آنجا تکمیل گردیده ،وضع هیچ کوچه را خارج از دو حالت نخواهید یافت. یا اینکه در آن از جوی ها ومعبر ها خبری نیست و یا اگر خدای ناکرده هست، بدون ستندرد به شکل بی تناسب واشکال متفاوت، سر باز و بدون پوشش ، مملو از مواد فضله است و اگر چیزی بنام آب در آن است ، جز لوش و لجنی نیست که مشام را می آزارد. این نوع طرح و دیزاین، اگر آنرا طرح و دیزاین نامیده بتوانیم اقلاً مربوط به صد سال گذشته میباشد و متأسفانه هنوز هم در ساختمان جاده و سرک جدید وطن من و تو ازان استفاده میشود. باری با تعجب در جواب سوالم دریافتم که شاروال صاحب اسبق شخصاً امر نموده بودند تا برای سهولت پاک کاری باید همه جوی ها بی سر پوش ساخته شوند. مگر کسی از آقای شاروال نپرسید که: صاحب!؟ شما اگر مسلکی تشریف ندارید چطور به خود اجازه میدهید چنین امری صادر کنید. خطر افتادن دران چی؟بوی و تعفن، مسدود شدن ها و سرک ها به دریا تبدیل شدن ها و ملکیت مرد م از بین رفتنها و مواد فضله از کناراب ها دران مخلوط شدن ها چطور و...و... با وجود ادعاهای مسلکی و تحصیلات، عدم ابتکارات و نو آوری ها در تمام شئون ساختمانی بوضاحت مشهود است.که جز کمی تجربه و عدم شناخت افغان ها از سیستم های ستندرد شدۀ مدرن چیزی بوده نمیتواند. دلیل یاد آوری این مسأله بخاطری بود که معبر های کم ظرفیت و جوی های کنار سرک شرائین اولیۀ آخذه های اند که منتج به ایجاد شبکۀ بزگتر یا سیستم کانالیزاسیون میگردد.
طوری که مشاهده میشود اکثر طرح های آماده و پیشنهادی ماحصل کانسپت ها و دیزاین های مربوط به پلان های اقتصادی دوران مرحوم شهید محمد داوود است که تقریباًچهل سال ازعمر آن میگذرد. ولو هر قدر عالی باشد ، پیاده نمودن آن نظر به شرایط عینی کنونی و تحولات و ابتکارات تازه در ساحۀ انجنیری ایجاب میکند که با استفاده از تکنالوژی جدید درین راستا و به کمک انجنیران مجرب داخلی ولی دنیا دیده و انجنیران خارجی مجرب معضلۀ کانالیزاسیون از بیخ و بن بصورت اساسی و مدرن از جویچه و جوی گرفته تا آخذه ها و مخزن ها و بالاخره تصفیه گاه هاایجاد و پایه گذاری شود تا حد اقل جواب گوی ضروریات صد سال آینده باشد. درمورد ایجاد سیستم کانالیزاسیون شهروقتاً فوقتآ از جانب هموطنان نظریت و پیشهاداتی ارائه میشود که در خور مکث و غور و مداقه است. از جمله، استفاده از دریای کابل و هدایت مجاری سفلی سیستم کانالیزاسیون به دریای کابل میباشد.چنانچه محترم نوری صاحب کانسپت جالبی در موردسیراب شدن دریای کابل ارائه نموده و آنرا یکی از راه های حل مشکلات دانسته اند. سیراب شدن دریا، مستقلانه و مؤثرانه میتواند در سر سبزی و زیبائی شهر رول عمده داشته باشد و بس. که اگر به منصه اجرا گذاشته شود واقعا در بهبود چهرۀ ظاهری شهر رول بارزی را بازی خواهد کرد. البته که نبود آب کافی درین دریا باعث استفاده نا جایز ازان شده است و تقریبا اکثریت هموطنان انرا با احداث سیستم کانالیزاسیون لازم و ملزوم میدانند ولی حقیقت امر اینست که غیر از پاک شدن بستر دریا کوچکترین ارتباط به کثافات و بدرفت ها ویا به سیتم کانالیزاسیون در ان دیده نمیشود. زیرا برخلاف تمام گمانه زنی های عامه وصل بدرفت به دریا، باعث الودگی گردیده و در پهلوی صعود تعفن از سطح اب عامل ازبین رفتن" اکوسیستم" در مجرای سفلوی نیز میگردد. به همین دلیل در ممالک پیشرفته این نوع استفاده از دریا ها غیر مجاز بوده با ناقضین از جریمه نقدی گرفته تا حبس، برخورد قانونی صورت میگیرد.
در دنیای دیگر مواد فضله و کثافات به سه گروپ عمدۀ ذیل شناخته شده اند که برای هر یک آن تدابیر خاص و جداگاه باید مد نظر گرفته شود ولی به هیچ صورت جای آن در دریای کابل و یا هیچ دریای دیگر نیست.
فضله انسانی مایع و جامد : این مواد در ذخیره های مخصوص جمع اوری شده بعد از تصفیۀ آن، جامدات به حیث کود و آب تصفیه شده به منظور استقاده صنعتی و زراعتی به مصرف رسیده ویا به مجرای دریا هدایت میشود. از چندی به اینطرف حتی گاز های محترقه نیز از ان استحصال میگردد.
مواد جامد دورانی(استفادۀ دوباره): این مواد بعد از جمع آوری، از نظر نوعیت، تفکیک و جدا ساخته شده و برای استفادۀ دوباره، سورتبندی میشوند.از قبیل محصولات پلاستیک،شیشه، کانکریت، اسفالت، اهن باب و غیره. که باز هم جای این مواد نه در سیستم کانالیزاسیون است و نه در دریا.
مواد مایع و جامد صنعتی: این مواد به صورت قطعی باید وارد مجرا های بد رفت نشده و در ممالک دیگر برای متخلفین جزا های سنگین تعین گردیده است .موبلایل سوخته و بعضی موادکیمیاوی دیگر میتواند بصورت دورانی تصفیه و از آن دوباره استفده صورت گیرد. آن مقدار موادیکه به هیچ صورت قابلیت استفادۀ ثانوی را در هر سه کتگوری فوق ندارند ،عموما در درۀ متروکی دور از شهر ها مدفون شده و سطح آن(در صورت لزوم) با غرس درختان و گل و سبزه پوشانیده میشود.که حتی آنهم گاز متان تولید کرده و در تنویر و تسخین مورد استفاده قرار میگیرد. به این صورت دیده میشود که تنضیفات شهری تنها وتنها مختص به کانالیزاسیون و بدرفت نبوده بلکه شامل جمع آوری مواد اضافی مستحلکۀ جامد و حتی آبهای سطحی موسم بارانی و غیره نیز میباشد.
برای اینکه گپ به درازا نکشد چنین نتیجه گیری میشود که ایجاد یک سیستم عصری بدرفت نتنها زمینه کار را برای ده ها هزار هموطن مهیا میسازد بلکه در پهلوی ان احتیاجات اولیۀ بعضی کارخانجات از قبییل شیشه و پلاستیک و اسفالت و کانکریت و محصولات اهن ، الومنیوم وغیره به قیمت خیلی نازل مرفوع شده و ضرورتشان برای مواد خام وارداتی به حد اقل میرسد. محصول این مشاغل و داد و گرفت ها اگر در امریکا میتواند به ملیون ها "دالر" برسد بدون شک در افغانستان نیز به ملیون ها "افغانی" خواهد رسید. شاغلی محمد یونس نو اندیش شخص فعال و فهمیده است. میدانم که مشکلاتشان زیاد است ولی مشکل حیاتی مرم ومسألۀ کانالیزاسیون را باید اولویت دهند. مصرف دو بلیارد دالری به انصورت که در ظاهر دیده میشود سرسام آور نبوده و در دراز مدت خیلی ها هم پر منفعت میباشد. تنها موجودیت یک اداره و منجمنت منزه از فساد، حرفوی، ملزم و مسؤل میتواند ضامن کامیابی اش باشد.


اسم: زاهد صاحبزاده   محل سکونت: لاناکن بلجیم    تاریخ: 21.05.2010

سلام به همه وبا تایید گفته هایی آقایان نوری صاحب وذکی صاحب من نیز با فهم بسیار اندکی که درین زمینه دارم نظر بنده اینست که متاسفانه در شهر کابل ساحات سبز بسیار اندک است که ساحات سبز وخاصتا اشجار نقش بارز را در قسمت ازبین بردن هوای آلوده بازی می کند که متاسفانه این هم برباد شده واحیا آن بسیار مهم و حیاتی است.چند سالی که تلویزیون هایی وطن را مشاهده می نمایم خصوصا در برنامه هایی سال نو می بینم ومی شنوم که به این مقدار نهال که ارقامی بسیار بالا هم می باشد غرس شد ولی بازهم وقتی دیده میشودبه اصطلاح ساحات مختلف شهر لچ وپچ است وهیچ نوع سرسبزی دیده نمی شود اگر است بسیار اندک است.وازبدو تاسیس وجهانی شدن تلویزیون هایی افغانی که نمیدانم چند سال میشود همه ساله شاهد غرس نمودن ها هستم اما بازهم تغیری دیده نمیشود درقسمت اعمار کانالزیسون باید عرض کنم که وظیفه ای دولت است تامردم را در بسا حصص مدد کند وهم شهر را از حالت هشت رخ ونو گردآهسته آهسته بیرون بکشد می گویند به دو گل بهار نمی شود با چند بلند منزل وشاپنگ سنتر که ارباب قدرت از خون مردم بیچاره ای ما اعمار نموده اند که میشود گفت وطن ما ترقی کرده وکار هایی بنیادی باید صورت بگیرد وآنهم از طرف دولت مردم غریب و طبقه ای متوسط کشور ما کمافی السابق اگر توته زمینی را صاحب می شوند برای اعمار منزل ویا اگر از زمانه هایی سابق خانه ای داشته اند اگر یک تعداد جنایتکاران وزورمندانی که مردم ما با چهره هایی کثیف شان آشنایی دارند واز غارت مال بیت المال در سالهای ا خیر قصر هایی افسانوی ساخته اند یکسو بگذاریم 90 فیصد مردم ما طوریکه عرض کردم در همان خانه هایی گلی که هرسال باید کاهگل شود در باران ها چکک ها بیداد می کند ودر قسمت اعمار بیت الخالا از همان روش هایی قدیمی اابتدایی وغیر صحی کار گرفته شده وباید عرض کنم که بودند وهستند کسانی که قبلا وفعلا از آبله کف دست خود خانه هایی به شکل پخته اعمار نمودهاند که حساب آنها جدا میباشد ولی بحث ما سر مردم بی بضاعتی میباشد که توانایی اعمار یک خانه که حداقل امکانات عصر حاضر را دارا باشد ندارند.سوالی بنده اینست آیادولت به آنعده از مردم که با داشتن این نوع خانه ها واعمار این نوع خانه هایی فاقد هر نوع امکانات عصر حاضر می تواند سوبسایدی همراه با نقشه از شاروالی در اختیار این فامیل ها قرار بدهد که اگر تازه می خواهند خانه اعمار کنند وتوانایی اعمار حداقل یک خانه ای که با میعار هایی قرن 21 برابر باشد ندارند ازین کمک دولت مستفید شوند البته با قرض هایی طویل المدت وآن عده از فامیل ها که قبلا ازین نوع خانه هایی شکسته وریخته داشته وبه اصطلاح می سوزند ومی سازند نیز باید کمک شوند تا خانه هایی خود را از نو مطابق میعار هایی فعلی ساختمانی اعمار کنند یا نه؟آیا دولت ما این ظرفیت را دارد یا نه؟وبا این کار به اصطلاح هم خرما وهم صواب هم چهره ای شهر تغیر می کند .هم مردم ما به دولت دلگرمی پیدا می کنندوخواهان آن می شوند تا از صدق دل به دولت خود کار کنندومنتظر نظر صاحب نظران محترم هستم با احترام


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 21.05.2010

خوانندگان گرانقدر و کارکنان پورتال عزیز افغان جرمن آنلاین!

سلام ها و ارادت تقدیم تان باد،

سپاس فراوان از پورتال ملی (آ- گی- او) که همچو یک موضوع مهم و حیاتی کشور عزیز ما افغانستان را که (مشکل محیط زیست شهر کابل) است، به نظر خواهی گذاشته اند.
به نظر من مشکل محیط زیست در کابل عزیز ما فراتر از تبصره های گوناگون درین نظرخواهی و فراتر از ریاستی بنام (ریاست محیط زیست) در چوکات حکومت افغانستان است. این موضوع خیلی بزرگ بوده و متوجه همه اراکین حکومتی و موسسات مختلف دولتی و غیر دولتی، بشمول همشهریان کابل است، که بیشترین مسؤولیت، متوجه شخص رئیس جمهور افغانستان، وزارت های شهرسازی، فواید عامه و صحیه، ریاست ښاروالی و همه مؤسسات بین المللی که برای اعمار مجدد افغانستان در این کشور آمده اند، می باشد.
در قدم اول، نخستین کاریکه باید صورت بگیرد، احداث کانالیزاسیون شهر کابل بصورت عصری آنست که متأسفانه باید در این ده سالی که گذشت و با این همه ملیارد ها دالری که در کشور ما بنام اعمار مجدد سرازیر گردید، اجرا می شد که نشد.
در قدم دوم که کار آن باید همزمان با مرحلۀ احداث کانالیزاسیون آغاز گردد، دریای کابل است، که باید صاحب آب گردد تا مانع ذخیره شدن کثافات روزمرۀ باشندگان کابل شود.
اکنون دریای کابل از بی آبی به یک بیت الخلای عمومی تبدیل شده است که براستی برای هر فرد افغان، ننگین و خجالتبار است. مرحوم داکتر محمد انس خان میگفت : دریای کابل به یک کمودی می ماند که در سال یکبار زنجیر آن کش می شود.
من متخصص این کار نیستم و با فکر قاصر خود امکان آنرا از دو طریق می بینم که باید هر چه زودتر مطالعات فنی و علمی آن از طرف متخصصین مربوط آغاز گردد:
1- اعمار بند های متعدد در مسیر دریا، از سرمنشاء آن که در کوه های اونی افغانستان مرکزی است تا کابل؛
2- و تغییر مسیر دریاهای گلبهار، شـُتـُل، سالنگ، پنجشیر و غوربند وصل کردن آنها به دریای کابل.
(شهر کابل از سطح بحر 1960متر ارتفاع دارد در حالیکه دریا هایی ذکر شده اقلاً در یک ارتفاع شش صد متر مرتفع تر جریان دارند و اکنون آب آنها همه به پاکستان می رود.)
مرحلۀ سوم متوجه ښاروالی کابل، وزارت صحت عامه و وزارت فرهنگ است که می باید :
1- فرهنگِ نظافت را از راه رسانه های سمعی و بصری (رادیوها، تلویزیون ها و روزنامه ها) به مردم تبلیغ نمایند؛
2- بکمک مؤسسات بین المللی اقدامات عاجل را در مورد فراهم سازی حفط الصحۀ باشندگان کابل بطور اخص و مردم افغانستان بطور عموم رویدست بگیرند؛
3- از ساختن تعمیرهای بزرگ و آسمان خراش های فاقد کانالیزاسیون و تهیۀ جای مخصوص تخلیۀ کثافات و زباله دانی ها، جلوگیری نمایند؛
4- ښاروالی کابل باید به کمک موسسات بین المللی خود را مجهز سازد و روزمره آشغال و زباله ها را از همه نقاط شهر جمع آوری نماید؛
5- همانطوریکه جناب غنی از هالیند نوشته اند، پیاده روها و کوچه های فرعی شهر باید همه سنگ فرش شوند. در کشورما سنگ آنقدر فراوان است که میتوان همه سرک های شهری را مانند شهرهای اروپایی سنگ فرش نمود و حاجت به قیر ریزی هم نیست که با مطالعات طبی امروزی، اسفلت برای صحت مضر هم است.
سخن آخر اینکه در اینگونه نظرخواهی ها باید طوری سهم گرفت که سخنان و نوشته های ما برای خیر، صلاح و بهبود وطن ما آرندۀ پیام مفید باشد، نه اینکه با این ابراز نظر ها، عقده ها و بدبینی های خویش را در برابر اشخاص تبارز دهیم.
به امید آبادی وطن عزیز ما افغانستان.


اسم: دکتور ولی ذکی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 19.05.2010

کثافات شهر کابل.
هموطنانان عزیز.
اخیرآ در سایت افغان جرمن آنلاین، به مظمون دلچسپی بر خورد کردم که به قلم آقای محترم دکتور سخی اشرفزی سید کاغذ در مورد کثافات شهر کابل و تصمیم مقامات امریکائی در باره ساختن کانالیزاسیون در پایتخت کشور به نشر رسیده است.
مباحثاتیکه از طرف عده یی از نویسندگان و منورین در این زمینه صورت گرفته، متأسفانه عاری از پیشنهادهای علمی و تخنیکی بوده و به نظر من خارج موضوع میباشد. از لابلای گفتوگوها سوالی مطرح میگردد که مسؤولیت پاک سازی شهر کابل از وظائف بلدیه شهر است و یا از ریاست مستقل محیط زیست؟
برای جواب به این سؤال بهتر است تعریف از محیط زیست گردد. بصورت مختصر محیط زیست عبارت از مجموع مرکبات کره ارض که شامل آب، هوا، فضا، احجار، حیوانات، نباتات است که در رابطه با کلتور و فعالیت انسان میباشد. موضوع محیط زیست که از قرن اخیر به اینطرف، همراه با سیستم های که رابطۀ انسان را با ماحولش برای ایجاد شرائط بهتر حیاتی مهیا میسازد، انکشاف یافته و مباحثی مثل ایکولوژی، ایکوسیستم و غیره را در بر میگیرد.
با در نظر داشت از تعریف بالائی، تأسیس ریاست مستقل محیط زیست از طرف دولت بجا نمیباشد چون موضوع محیط زیست بحیث یک علم به مطالعات و تحقیقات ضرورت دارد بنا" بهتر خواهد بود تا نهادی بنام محیط زیست در چوکات پوهنتون ها، با بودجه کافی برای تهیه لوازم تحقیقاتی، تأسیس گردد. از آنجائیکه موضوع ارتباط با علم و تحقیقات علمی دارد، ریاست مستقل محیط زیست هیچ نوع مسؤولیت عملی و اجرایوی در مورد پاک سازی شهر کابل ندارد. اما بائیست این نهاد نظریات و پیشنهاداتی که محصول تحقیقات علمی شان است به شاروالی و مراجع ذی صلاح دیگر تقدیم کند. این شاروالی است که معمولا" مسؤولیت پاک کاری شهر را دارد.
در مورد مبارزه با کثافات شهر باید از منابع و انواع کثافات یاد آوری گردد. آلودگی یا کثافت ناشی از احتیاجات طبیعی انسانی و یا از فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی آن میباشد. در اینجا ما تنها با در نظر داشت شرائط افغانستان در مورد منبع اولی کثافات تذکر میدهیم.
گثافات خانگی که از منازل و دکانها کشیده شده و بر سرک ها و جاده ها انداخته میشود. در این مورد قراریکه شنیده میشود، با گذاشتن صندوق ها برای جمع آوری مواد فاضله از طرف شاروالی اقدام شده وهم از طریق میدیا به مردم تفهیم میگردد که بخود زحمت داده و از این صندوق ها استفاده نمایند.
کثافاتیکه از اثر ازدیاد نفوذ در شهر و نبود بدررفت ها مشکلات بزرگی را بمیان آورده است. رفع حاجت یک عمل فزیولوژیکی نزد انسان و حیوان است. تصور کنید که یک نفر از منزلش دور است و ضرورت برفع حاجت برایش پیش میشود و بدررفت عامه هم وجوذ ندارد. دراین صورت هیچ راه حلی نیست مگر اینکه از نزدیکترین گوشه سرک که عبور و مرور کمتر باشد استفاده نماید. در اینجا مسؤولیت بدوش شاروالی و دولت است. چارۀ اساسی همانا پروگرام وسیع ساختن کانالیزاسیون و بدررفتهای عامه میباشد.
آبهائیکه در منازل استفاده میشود دو نوع است: یکی آبهای کثیف که در رفع حاجت استعمال گردیده و دیگر آبهای که در شستن بدن و در پخت و پز از آنها استفاده شده و با مواد غایطه و ادرار تماس نگرفته باشد. فیلتر کردن واستعمال مجدد هردوی این آبها و باآوردن کانالیزاسیون و داشتن دستگاهای پاک سازی میسر خواهد شد.
آقای دوکتور سید کاغذ در جای دیگر سؤال کرده اند که آبهای این کانالیزاسیون به کجا منتهی خواهد شد؟ سؤال بجا و معقولیست که اصلا" باید از طرف متخصصین و انجنیران جواب داده شود.
چون موضوع به صحت عامه ارتباط مستقیم دارد بحیث یک طبیب از سالیان قبل در فکر این معضله بودم. در اروپا دراین زمینه مطالعه نموده و از دستگاهای پاکسازی آبهای کثیف شهر لوزن - سویس دیدن نموده و یک دوسیه در زمینه تهیه کردم. در سال 2005 آن دوسیه را بیکی از اراکین بلند رتبۀ دولت کابل پیش کردم تا آنرا به مراجع ذیصلاح دولتی برساند که متأسفانه موصوف از گرفتن چنین مسؤولیتی ابا ورزید.
نظر به معلوماتیکه در این مورد دارم میتوانم بشکل مختصر بجواب دوکتور سید کاغذ عرض کنم که آبهای کثیف پس از آنکه توسط نلهای کولکتور جمع آوری شده و در مرحله اول در حوضهای مخصوص برای ترسب گذرانیده میشود تا آب از مواد فاضله، ریگ و دیگر مواد جدا گردد و بعدا" بالای آبهای بدست آمده تعاملات بیلوژیکی و کیمیائی صورت میگیرد. بدین ترتیب آبهای پاک گردیده، توسط کانالها به آبهای تحت الارضی انتقال داده میشود و از مواد فاضله خشتهای ساخته میشود که بحیث کود(پارو) استعمال میگردد.
قابل یادآوریست که آبهایی که تصفیه شده حاوی مقدار زیاد کولی باسیل میباشد و برای نوشیدن و شست وشوی سبزیجات نبوده و صرف برای زراعت قابل استعمال است.
در اخیر از درگاه خداوند تمنا دارم که افغانها را به راه راست هدایت کند تا بتوانند وحدت ملی خود را بمیان آورده و کشور عزیز ما که اجنبیان به نگاه حقارت مینگرند دوباره سرفراز و در قطار سائر ممالک با سر بلند قرار دهد.
دوکتور عبدالولی ذکی


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ایالات متحده امریکا    تاریخ: 15.05.2010

دمکی په بزرګی کی هیچ شک نشته
ولی خر به حاجی نشی په طواف

جای بسی تاسف است که یکعده افغانها که به کلمات پوچ و میان خالی که اصلآ شایسته یک انسان متمدن نیست بدون اینکه در قضایای وطن دخیل باشند، چشم بسته کرده قلم بدست ګرفته چرندیات میګویند و چرندیات مینویسند.
این جنابان منتقد ایکاشک اول علت خرابی محیط زیست کابل را پیدا میکرند و بعدا به انتقاد میپرداختند. همان متل قدیم در حصه این ګونه اشخاص خوب صدق میکند
اب نادیده موزه را از پاي کشیدن، بهر صورت من کاملا با نوشته آقای غلام سخی از کارته نو کابل همنوا هستم

بجواب ان عده منتقدین باید ګفته شود که (۱) اصلا اداره محیط زیست یک ارګان قانون ساز محیط زیست است نه یک ارګان اجرائیوی. پاک کاری شهر کابل وظیفه شاروالی کابل است نه از ریاست محیط زیست.
2)بودیجه ایکه اصلا به اداره محیط زیست داده میشود کمتر از مصرف یک ماه تیل موتر وزارت دفاع ملی میباشد.
در حصه نګاهداشت بهتر و سالم محیط زیست شهر کابل در قدم اول مقام ریاست جمهوری دوم وزارت مالیه و سوم شورا ملی مقصر است. که چرا بودیجه کافی در اختیار آن اداره نمیګذارد.
تا جائیکه من با شخص مصطفی ظاهر شناخت دارم وی شخص متعصب نیست. تمام اقوام افغانستان را برادر میدانند. وی در زمانیکه در کانادا زندګی میکرد در خدمت مردم خود بود هر زخمی جنگ که در زمان (جهاد افغانستان) به کانادا آورده میشد مصطفی ظاهر از دیګر افغانهابیشتر پیشقدم بود و به خدمت و احوال ګرفتن آنها میشتافت.
وی ۹ ساله بود که از وطن به خارج مهاجر شد و در خارج تحصیل کرد تقریباّ بعد از ۳۵ سال دوری از وطن دوباره بهوطنش عودت نمود حالا در خاکبادهای کابل مثل دیګر افغانها زندګی میکند. به آنعده منتقدین باید ګفته شود که خیال و آرزوی یک چیز را داشتن حق مسلم هر شخص است. من آرزو دارم که داکتر خوب باشم و یا آرزوی دیګری.
دست مصطفی ظاهر به خون هیچ افغان آلوده نیست وی شخص قاطع، باجرأت، با دانش و با فهم است ولی یکعده وطن فروشان نوکران اجانب از وی حراس دارند و باید هم داشته باشند.
بجواب فاروق از جرمنی باید ګفته شود که مصطفی ظاهر در زمان عودت دوبارۀ شاه اسبق افغانستان به کابل در ارګ همراه پدر کلانش زندګی نکرده بلکه وی در کارته سه در یک خانۀ کرایی زندګی میکرد و میکند لطفا بار دیګر چرندیات ننویسید.
به آقای محمد اعظم باید خاطر نشان کرد که مصطفی ظاهر به جبهۀ نام نهاد ضرورت نداشت بلکه جبهه مذکور به وی ضرورت داشت. مصطفی ظاهر بسیار پیش از آغاز انتخابات ریاست جمهوری با جبهه نام نهاد قطع روابط کرده بود در مجلس اول جبهۀ مذکور وقتیکه مصطفی ظاهر به سید محمد ګلاب زوی خطاب کرد که آقای ګلاب زوی من بخاطر منافع ملی وطنم شاید از خون ۱۸ نفر اعضای فامیل خود برایت بگذرم ولی خون یک نیم میلیون شهید دیګر وطنم را جواب ګو هستی. نزد مصطفی ظاهر جنایتکار جنایتکار است هیچ فرقی نمیکند که او راست است یا چپ. بهمین ملحوظ است که مصطفی ظاهر خار چشم یکعده وطن فروشان چپ و راست، جنایتکاران و ناقضین حقوق بشر است.


اسم: غلام سخی   محل سکونت: کارته نو کابل     تاریخ: 14.05.2010

به عنوان معاندین خانوادۀ سابق شاهی افغانستان
شهر کابل که قدامت تاریخی ان به چندین صد سال میرسد توسط اعلحضرت محمد ظاهر شاه و یا محترم مصطفی ‏ظاهر اعمار نشده. زمانیکه تیمور شاه پایتخت افغانستان را از قندهار به کابل انتقال داد، مرکز سیاست و نظامی ‏بالا حصار کابل بوده که حال به مخروبۀ مبدل گردیده است. از همان روز تا امروز که دروضع فلاکت بار این ‏شهر زندگی میکنیم در ساختمان بیت الخلاه های افغانستان کدام تفییری نیآمده است. دریای کابل ما نمونۀ برجستۀ ‏کناراب هوای ازاد است که حال امریکائیها میخواهند با پول خود این زباله دانی شرم آور را پاک کنند. ‏
کسانیکه با اعضای فامیل ظاهر شاه مخالفت دارند کار خود شان است، اما چرا یک افغان را که بعد مهاجرت ‏دوباره لسان فارسی را یاد میگیرد بد و رد بگوید.‏
دکتر سید کاغذ از کانالاسیزاسیون شهر کابل صحبت میکند و دوستان مینویسند که مصطفی ظاهر فارسی یاد ‏ندارد. نمیدانم با فارسی یاد گرفتن آقای ظاهر کانالهای بدررفت کابل اعمار میشود و یا هوای آلودۀ شهر که زادۀ ‏عبور ومرور هزاران تاکسی علاج میشود. جناب شما یک بار سوال کنین که این مواد نفتی با کیفیت پائین را که ‏وارد میکند که باعث امراض گونه گون در افغانستان میشود.‏
تا جائیکه شنیده ام مصطفی ظاهر در این اواخر در جملۀ شش نفر که دو و یا سه نفر روسای جمهور کشورهای ‏افریقائی نیز شامل بودند از طرف ملل متحد برندۀ مدال حمایۀ محیط زیست گردید. یقین دارم که این مدال به ‏سفارش کدام نفر از خانواده محمد ظاهر شاه نشده است. با احترام


اسم: فطرت   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 14.05.2010

جنگ حقیقتاکه همه هستی ما را از ما گرفت و هتی به یقین که مردم ما در مناطق جنگ زده چنان شده اند که اگر حرفی خلاف آنچه او آنرا دوست ندارد بشنود آنگاه حتی دیوانه وار دست به قتل میزند و در جای دیگر که جنک وجود ندارد و مردم نسبتا آرام اند مانند کابل آنگاه آنها به تقلید لباس پوشیدن از غرب میبرایند گاهی کاکل های شانرا مانند غربی ها میگذارند و گاهی بالای ریش شان تمسخر میکنند به هر حال یک حالتی جنون حکمفرما است
در مورد آب و هوا واقعا آب و هوای کابل به هیچ جای از دنیا شباهت ندارد چون کثافت و گندگی به حدی است که اگر مجبور نباشی آنگاه البته بیرون رفتن از خانه حماقت خواهد بود، واقعا شرم آور است که مرکز یک مملکت به چنین یک حالت کثیف و متعفن به نظر میرسد ، و اما کسانی که میگویند چرا این حکمرانان نمیشرمند در جواب باید گفت که زمانی که ایشان با دستان خود شان زورمندان غرب را به خاطر بمباران هموطنان شان دعوت کردند و روزانه مردم همین خاک را زیر بمباران کور قرار میدهند پس شرم در کجای این مردم خواهد بود .
انها همه شرم و حیثیت شانرا فروخته اند نه وجدانی است که آنها را محاکمه کند و نه شرمی که چشم های کور شانرا به حال ملت باز کند ، خود شان در موتر های چکر میزنند که گردو خاک دران مشاهده نمیشود و از ترس در شهر ها پباده نمیشوند که چیزی را ببینند پس چه گله ازین انسان های بی اندیش و بی مغز


اسم: محمداعظم   محل سکونت: لندن    تاریخ: 13.05.2010

در مورد محیط زیست در افغانستان چیزی برای گفتن ندارم.کشورایکه 30سال جنگ راپشت سر گذاشته و بازهم در حالت جنگی قرار دارد، درحقیقت نه محیط زیست سالم دارد و نه هم هیچ چیزی در آن کشور سالم باقی می ماند.
اما در مورد مصطفی ظاهر بگویم که ایشان از روز های نخست برگشت به کشور خواب پادشاهی می دیدند و همان بود که در قدم اول کوشش کردند تا زبان مادری خود را سر از نو فرا گیرند و در این کار تا اندازۀ موفق شدند ولی تا هنوز هم در گفتار خویش به دها و صد ها بار " ای به ای ماناست " را استفاده میکنند و فکر می کنند که مردم افغانستان همه نادان هستند و باید برای شان فهمانده شود که معنی جملات شان چی است.

از جانب دیگر هیچ کاری نه تنها در افغانستان ، بلکه حتی در کابل در قسمت بهتر ساختن محیط زیست صورت نگرفته است. اشتباه بزرگ مصطفی ظاهر این بود که فکر میکرد روزی پادشا خواهد شد و همان بود که ربانی و شرکا در پوست این خام بچه درآمده و برایش وعده سپردند که از طرف " جبهه ملی " وی را در دور بعدی انتخابات کاندید ریاست جمهوری خواهند کرد، همان بود که یکشبه دریشی وی به پیراهن و تنبان تبدیل شد و ریش گذاشت و کلاه قره قل بر سرکرد و در هر مجلس و هر محفلی در کنار ربانی و فهیم و علومی و دیگر جنایتکاران جنگی قرار گرفته و از مواضع آنها دفاع میکرد تا اینکه " جبهه ملی " در انتخابات داکتر عبدالله را کاندید کردند و بدین گونه سیلی سختی بر روی مصطفی ظاهر حواله کردند و همان بود که مصطفی جان یک شبه از آن جبهه برید و ریش خود را کوتا کرد و پیراهن و تنبان دوباره به دریشی تبدیل شد.

این شخص دچار مریضی روانی است و هیچ کاری را هم بلد نیست و صرف بنام پدر کلان خود به زندگی طفیلی اش ادامه میدهد و از خون مردم تغذیه میکند. اگر دروغ میگویم لطفاًیک کار مثمر وی را چه در هنگام سفارت و چه در هنگام ریاست نام بگیرید ورنه به دفاع از همچو فرد مریضی بر نیائید.


اسم: فاروق   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 13.05.2010

سلام به همه،
البته در نوشته ام غلطی های املائی دارد که معذرت میخواهم. دلیل آن اینست که بنده دو سال داشتم که با فامیلم به جرمنی پنا گذین شدم. نوشتن وخواندن را در فامیلم یاد گرفتم. در پهلوی آن تحصیل کردم وحال در یک مو سسه بحیث انجنیر ایفای وظیفه میکنم.
اگر چه املا یم جراب است ،مگر راست گفتن وحقیقت گفتن را یاد گرفته ام.در دو سفری که کشورم کردم ،در پهلوی دیگر نا بسامانیها هوای کثیف شهر کابل را دیدم که تکان دهنده بود. در یافتم که ریاستی بنام محیط زیست هم وجود دارد که رئیس آن مصطفی ظاهر میباشد. من باایشان خدای نا خواسته توهینی نکرده ام. مطلب این بود که جناب شان مانند دیگر وزیر صاحبان ورئیس صاحبان اهل کار نبوده ودرظرف 9 سال کدام کار مثبتی که درد و رنج مردم را دوا کند،نکر ده اند.
در سفر هایم به کابل در یافتم که تقریبا" 20 فیصد شهر کابل را داکتر ،پروفیسور ،ماستر ،انجنیر ،استاد و... تشمیل داده. اگر چنین میبود افغانستان در این 9 سال گل وگلزار میشد. معلوم میشود که همه متاسفانه دروغ میگویند و کسی بازخواست نمیکند..
بنده با وجود خرابی املا ،مطلب خودرا درست ارائه کردم مگر چرا جناب متین بر آشفته گردید. بعضی عادت خراب دارند که حقیقت را نمی خواهند که بپذیزتد و فورا"حمله میکنند. جناب متین ،اگر راستی شما دوست مصطفی ظاهر هستید ،پس برایش بفهمانید که یا وظیفه خودرا به درستی انجام دهد و یا بهتر خواهد بود که استعفا بدهد تا اهل کار یجایش مقرر گردد.
وسلام


اسم: محراب الدین   محل سکونت: کوتل خیرخانه    تاریخ: 13.05.2010

سلام و محبت به دست اندرکاران این سایت،
به نظر بنده دو نوشته آخر از یک شخص میباشد چون کوشش شده تا مصطفی ظاهر را برائت ببخشد و بیعقلی وی را که از خانواده به میراث برده، پنهان نماید. اکثرأ افراد جامعۀ ما چه خورد چه بزرگ چه پیر چه جوان کوشش میکنند از چیزی که خود بدان اعتقاد دارند دیگران را هم معتیقن سازند. این عملکرد در این سایت از طرف یک شخص با جانفشانی های بی شائبه صورت میگیرد که این عمل آفتاب را به دو انگشت پنهان کردن است.

کارنامۀ بابای وطن متوفای ما در درفشانی های فامیلی وی هم به همه معلوم است که از جملۀ دو درجن اولادۀ کودن چشم امید مردم افغانستان به مصطفی ظاهرماند. او هم بعد از یکتعداد پست های سمبولیک چون دید از دستش کدام کاری ساخته نیست رفت و از بیعقلی زیادتر متوصل به جبهۀ مولی گردید. حالا چون عضو کثافت های گروهی گردیده کثافت های شهری و محیط زیستی بکلی یادش رفته.

مئوفق باشید


اسم: محمد   محل سکونت: اروپا    تاریخ: 13.05.2010

عدم موجودیت دولت ملی و مردمی یګانه علت محلول موجود در کشور است که نه تنها محیط زیست کابل، بلکه استقلال، تمامیت ارضی، و حتی موجودیت کشور را بسوال مواجه نموده است!


اسم: محمد آصف يو سف   محل سکونت: شير شاه مينه - کابل    تاریخ: 13.05.2010

عبدالمتين جا ن گرامي !
تا حدی و دقيق تر از شما- که شنيده ام - محترم مصطفی ظاهر که طفوليت و جواني اش را با پدر خود شهزاده محمد نادر پسر سوم مرحوم اعليحضرت محمد ظاهر شاه در شهر کنگستون کانادا - شهری بين اوتاوا و تورنتو گذشتانده اند ماستری در اقتصاد دارند(نه در علوم سياسي و ونه از لندن!)البته در مورداخلاق حمبده و فهم و شايستگي شان سوالي نخواهد بود بجز يک موردیکه نميدانم و خود ميدانند که چه مشکلي و يا ضرورتي داشتند که حتي در ايام اخير حبات بابای ملت؛ موقف سياسي خود و يا پهلوبندی های شخصي خود را بر ضد روش و منافع مليگرایانهٔ ملت و مردم افغانستان انتخاب کردند و لازم نبوده با پشت پازدن به همین پرنسيپ های ملي گرایانهٔ هميشگي دائمي فاميلي شان؛ پای خودرا در جبه زار آلودهٔ معلوم الحالها آلوده سازد بطوريکه همان بابای ملت رسماً و علناً از ايشان روگردان شوند و اين روش شانرا خط مشي یکه تازانهٔ خودی و خارج از سياست محوطهٔ ملي فاميل شان علناً حساب کرده باشند. بهرحال دیده شود که در آینده ازين روش خودی چه دست آوردی خواهند داشت؟ با سلام بي پايان.


اسم: عبدالمتین   محل سکونت: وزیر اکبر خان مینه کابل    تاریخ: 13.05.2010

ضمن تشکر از پورتال وزین افغان جرمن و تائید نظر نیک و مثبت جناب محترم غنی در ارتباط بمسابل محیط زیست، اشارتاً باید گفت : آلودگی و کثافتیکه باعث خرابی محیط زیست درافغانستان وبخصوص در شهر کابل شده و حیات چهاونیم میلیون انسان را در معرض خطرمریضی و مرگ قرارداده است که هر روز قربانی میگیرد و تلفات آن کمتر از تلفات مردم بیگناه در جنگ امریکائی ها با طالبا ن نیست.
ولی آنچه دراینجا مرا به حیرت واداشته است نوشته پر از غلطی املائی شاغلی فاروق خان است که او اینهمه فساد اداری و خیانت دیگران را بریاست دفاع از محیط زیست و شخص دوکتور مصطفی ظاهر نسبت داده است و اقلاً اینرا تا حال در نیافته که مسئولیت و صلاحیت وی چه و درچه حدی است؟ باید اینرا بداند که آقای کرزی نواسه شاه را از موضع خوشبینی و قدر دانی به این پست مقرر نکرده است بلکه مصطفی ظاهرتا سطح دوکتوری در رشته علوم سیاسی در آکسفورد لندن تحصیل کرده و یک مدتی راهم بحیث سفیر در ایتالیا اجرای وظیفه نموده است، کرزی برای اینکه مصطفی را از اصل رشته اش و از قدرت سیاسی دور نگهداشته باشد به وظیفه دفاع از محیط زیست گمارده است که نه پرسونل فنی دارد ونه بودجه لازم.
با احترام


اسم: زاهد صاحبزاده   محل سکونت: لاناکن بلجیم    تاریخ: 12.05.2010

سلام بی پایان خدمت مسؤولین محترم افغان جرمن آنلاین تقدیم است.
در رابطه به مشکل بزرگ محیط زیست در کابل پیشنهادات زیادی مطرح شده و خواهد شد ولی کاش همۀ این طرح ها و فرضیه ها جنبۀ عملی پیدا کند طوریکه عرض کردم ناگفتنی ها زیاد است که هموطنان محترم ما هریک نظریات و پیشنهادات خودرا مطرح خواهند نمود و بی مناسبت نخواهد بود که خدمت هموطنان گرامی خود عرض کنم اکثر مردم پاکستان پیشرفت های چشمگیری که در دهـۀ هشتاد میلادی در آنکشور صورت گرفته به جنرال ضیاالحق نسبت میدهند که کشور خودرا خاصتا پایتخت حکومت خودرااز پول هایی باد آورده شده که به مجاهدین افغان اختصاص داده شده بود به چله هایی ترقی و پیشرفت سوق داد و نام نیکی در اذهان عامه کمایی نمود
اگر چه او جفای بزرگی را در حق مردم ما نمود که از کمک هاییکه غرب برای مهاجرین افغان و جهاد افغانستان اختصاص داده بود از گاو غدود آنرا در اختیار مردم ما قرار داد ولی از هر مجرایی که بود به وطن خود خدمت نمود وطن خود را از حالت عقب افتادگی نجات داد با وجود اینکه مردم پاکستان نظر به کثرت نفوس هنوزهم زیر خط فقر زندگی میکنند و به ملیون ها مهاجر پاکستانی به کشورهایی غربی وخلیج برای لقمه نانی سرگردان اند ولی بازهم وضعیت کشور شان به مراتب از ما بهتر است.
برادر ما از ریاستی به سرکردگی مصطفی ظاهر یاد نموده است پدر کلان معظم شان در طول 40 سال حکمرانی خود چه کردند که نواسه شان که دریک پست سمبولیک که کرزی خان برایشان اعطا نموده چیزی بکنند و یا بخواهند کاری به این مردم از صدق دل انجام بدهند.اگر از حق تیر نشویم اکثر نابسامانی های جامعۀ ما اگر 32 سال دوره هایی سیاه و خونین را که پشت سر گذشتانده ایم یکسو بگذاریم میراث شوم همان دوره هایی حکومات ظاهر شاه و کاکاهایش میباشد غیر از یکدورۀ کوتاه جمهوری داود خان شهید که واقعا میخواست مملکت ما را به سوی ترقی و تعالی ببرد. هیچ کاری بنیادی درین کشور آنها انجام ندادند و ضیاالحق از پولیکه برای جهاد افغانستان علیه روس اختصاص داده شده بود مملکت خود رااز حالت عقب افتادگی ووضع رقت بار کشید زیربناهایی قویی را برای دوره های بعدی ایجاد نمود لاکن افسوس و وای به حال حکمرانان ما که چه فرصت هایی طلایی را از دست داده و از دست میدهند و هیچ برنامه و فکری برای ترقی و تعالی کشور ندارند و چه پول هایی باد آورده را بباد فنا نیدهند حیف و میل می کنند ولی کوچکترین کاری و برنامه ریزی برای ترقی کشور رویدست ندارند دریغا وافسوسا


اسم: فاروق   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 11.05.2010

در افغانستان ،ریاستی به سرکردگی مصطفی ظاهر ،از چندین سال است که تاسیس گردیده. چون مصطفی از هیچ کدام کاری دیگر برخوردار نیست ،پس کرزی اورا به این کار گماشت تا دل بابا خوش گردد. مصطقی نه نمها از وظیقه ریاستی آگاهی ندارد بلکه زندگی اش درداخل ارگ بوده وگاه گاه به ریاست سر میزندو از کثافت های شهر اصلا" اگاهی ندارد.

با وجودیکه یک بودجه کافی در در اختیرش گذاشته شده مگر کدام عمل کردی در رستای محیط زیست از طرف آن ریاست صورت نگرفته. هوای شهر کابل کثیف شده میرود که در نتیجه مردم بیچاره به انواع امراض دچار گشته اند. البته مسؤل همه آم ریاست محیط زیست و مصطفی میباشند. خوب است که افغان جرمن چنین مسائل را به باز پرسی می اندازد ،مگر مناسفانه هیچ کدام به نتیجه نمیرسد،تاوقتی که کار به اهلش سپرده نشود. بد بختی ها در هر ساحه خونتر نه بلکه بد تر شده مبرود
شتر را گفتند که گردنت کج است گفت کجایم راست است
وسلام


اسم: غنی   محل سکونت: هالند    تاریخ: 10.05.2010

سلام به دست اندرکارانی افغان جرمن آنلاین تقدیم است. موضوع مورد بحث تان واقعا مهم و در خور غور است، واقعا همینطور است که نگارنده محترم فرموده اند من چندی میشود که از افغانستان دوباره به هالند آمدم در آنجا دو ماه بودم همه ای فامیل ما اعم از خورد و بزرگ مریض شدند از دست کثافت و آلودگی غیر از چند محله که کمی مظاهر تمدن در آن دیده میشود و آنهم به گفتۀ نگارندۀ محترم فاقد کانالزیسون و زباله دانی است به اصطلاح خدای پژاد هرکس بدون در نظرداشت معیار هایی ساختمانی ساختمان هایی را بنا نموده اند. شاروالی مکلف است که قدم هایی اولی خود را در قسمت حفظ الصحه به کمک نهاد هایی بین المللی بگذارد همانطوریکه در ممالک اروپایی مروج است کانتینر هایی مخصوصی در هر محله یا در هر سرک موجود است و یا در دسترس هر خانه گذاشته شده که هفتۀ یکبار جمع آوری میشود و کثافات مستقیما در کانتینر ها انداخته نمی شود بلکه اولا در خریطه هایی مخصوص پلاستیکی انداخته شده بعدا به کانتینر انداخته می شود شاروالی در قدم اول همین فرهنگ را در بین مردم ترویج بدهد و دیگر وضع پباده روها و بسیاری سرک هایی فرعی که اصلا قیر ریزی نشده است و وقتی باد می وزد و تنفس خاک که همه با مکروب آلوده میباشد خودتان تصور کنید که چه امراضی انسان را مبتلا میسازد. ضرور نیست که تمامی سرک ها و پیاده رو ها قیرریزی شوند. کشور ما سنگ فراوان دارد که میشود اکثر پیاده روها و سرک هایی فرعی را مانند شهر های اروپایی سنگ کاری نمود.

دریای کابل خو به همه معلوم است که در چه وضعی است واقعا جای خجالت است که درین قسمت وظیفه و مکلفیت دولت است تا تصمیم در مورد آن بگیرد خلاصه هموطنان گرامی زودتر از کدام مشکل و ناهنجاری هایی کشور ما سخن بزنیم. هزاران مشکل گریبانگیر مردم مظلوم ماست نمیدانم وظیفۀ دولت چیست؟ من و امثالم باوجود اینکه از میهن دوریم لاکن کمبودی هم و نقایص جامعۀ خود را درک می کنیم و باز گو می کنیم آیا دلتمردان ما آنرا نمی بینند و درک نمی کنند یا خود را به کوچۀ حسن چپ میزنند؟
بازهم از پورتال افغان جرمن آنلاین سپاسگذارم که موضوع مهمی را به نظر خواهی گذاشتهاند. با احترام



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved