Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  اسرار نهفته شهادت امیر حبیب الله خان سراج الملة...(قسمت بیست و دوم و آخر)    نویسنده:  سید عـبدالله کاظم

 
اسم: ایاز نوري آزادي   محل سکونت: هالند    تاریخ: 25.01.2017

د مبارکي پیغام

په دې وسیله منلي محقق استاد سید عبدالله کاظم صاحب ته د هغه د وروستي کتاب « اسرار نهفته شهادت امیر حبیب الله خان » د تدوین داعلان د لیدو په مناسبت خپله مبارکي رسوم.

هغه مهمه نتیجه، چې ما په دغه کتاب کښې د مرحوم مغفور افغان تاریخ لیکونکي فیض محمد خان کاتب او د استاذ کاظم د نظریو او تبصرو څخه تر لاسه کړله، افغان پاچا امیر حبیب الله خان سراج ملت والدین د هغه وخت انګریزي دولت د خپل راتلونکي یا ستراتیجیک ملګري جنرال محمد نادر خان په واسطه وژلی دئ، بیا يې د امیر ورور سردار نصرالله خان د عبوري دورې لپاره غوره او تحمل کړی، تر څو په بل پړاو کې د مصاحبینو خاندان، په سر کې نادر خان د افغانستان د بادشاهي مقام ته ورپورته کړي. البته دلته په دغه حساس بهیر کې د شهزاده امان الله خان موجودیت د امیر د قتل پر وخت په پایتخت کابل کی د پلار د وکیل په توګه یو چانس وه، چې د افغانستان بادشاه شي او د انګریزانو نقشه یې د لسو کالو لپاره معطله کړله او بیا د افغانستان مظلوم ملت ولیدل، چې انګریزي استعمار پخپل خاص مهارت او لویې سیاسي تجربې سره د غله بچه سقاو په راپورته کولو غازي امیر امان الله خان څنګه له منځه یووړ، د نهو میاشتو لپاره یې یو ه د وحشت څخه ډکه د قدرت تشه رامنځ ته کړله او بیا یې ورسره پیوست هم هغه مشهور نادر خان لکه یو ملي قهرمان او د افغان ملت ناجي؟ قدرت ته ورساوه.

د افغانستان خلکو ته دا موضوع د استاذ کاظم په دغه کتاب کې یو مهم برهان کیدلای شي.

په درنښت سره


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 24.01.2017

محترم استاد کاظم
خداوند استادان حقیقتجو مانند شما را همیشه نگهدار باشد تا همه راه درست تحقیق علمی و صادقانه را بیاموزیم.

محترم فاضل صاحب
جای خوشنودی است که مقاله مورد استفاده تحقیقات شما قرار گرفته است. در اسناد انگلیسی و ترکی Saghir و Sagir نوشته شده است از پیشنهاد شما تشکر با تحقیق بیشتر در مورد و جستجو برای نام صغیر در اسناد اردو در آینده در این مورد تجدید نظر خواهد شد.
لطفاً معلومات خود را در مورد ظفر حسن بنویسید که در این مورد زیاده تر روشنی انداخته شود.


اسم: ف- فاضل   محل سکونت: قاهره    تاریخ: 23.01.2017

با عرض سلام به آقای احمد فؤاد ارسلا که از مقالهء تحقیقی شان در ارتباط نقش مصطفی (ساغر ) در قتل سراج الملة و الدین استفاده کردم ، این نکته را قابل یاد دهانی می دانم که نام این شخص را یکی از شاهدان رویدادهای افغانستان در آن سال ها یعنی ظفر حسن متولد کرنال هند که ار سال 1915 - 1922 و از 1933- 1937 در افغانستان حضور داشت و از اشخاص مورد اعتماد محمد نادرشاه بود، نام این شخص را مصطفی صغیر نوشته است و ادعای او را در قتل امیر حبیب الله خان سراج الملة والدین رد کرده است. در اسناد ارائه شده به زبان انگلیسی که آقای ارسلا لنک داده است( saghir) نوشته شده است که اگر صغیر خوانده شود شاید ، بهتر باشد.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 23.01.2017

محقق گرامی جناب ارسلا صاحب سلام
با ابراز امتنان از لطف شما، خوشحالم که با ارائه اسناد مؤثق و استدلال بسیار قوی ادعای این کمترین را مبنی بر دست داشتن انگلیس ها در توطئه قتل امیر حبیب الله خان سراج الملة تقویه کردید که با نوشته پرمحتوای شما دیگر هیچ شک و تردیدی در موضوع باقی نمی ماند. امید میکنم که در سائر موضوعات تاریخ کشور که زیر ابر های تاریک قرار گرفته و حقایق را از انظار پنهان داشته است، بتوانیم در پرتو دلایل و اسناد به روشنگری بیشتر بپردازیم با ارادت


اسم: احمد فؤاد ارسلا   محل سکونت: امريكا    تاریخ: 23.01.2017

مننه آزادى صاحب
د تاسو پيشنهادونه تول درست دي. جنگ جهانى اول أو املاىى غلطيان به له خيره اصلاح كوم.


اسم: ړ نوري آزادي   محل سکونت: Holland    تاریخ: 22.01.2017

محترم محقق ارسلا فواد صاحب، سلام!

ستاسو په وروستي مهم تحقیق د امیر حبیب الله خان د وژل کیدو په باب دغه لاندی تصحیح به شه وي:

پاراگراف نهم، سطر اول ... در جریان جنگ جهانی دوم! فکر کنم، مقصد شما جنگ اول جهانی است.

در باره مصطفی ساغر در پاراگراف نمبر ۱ کلمات ذیل خوبست کنترول شود:

عکس هاس تاترک
عضو کمیه
پول جمه شده
دستگر
۱۷ روز زند
جاسوس بودت

په درنښت


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: اضلاع متحده امریکا     تاریخ: 22.01.2017

تحقیق عالمانه استاد کاظم در مورد واقعه قتل امیر حبیب الله خان در سال 1919 میلادی با استفاده از روایت صادقانه علامه فیض محمد کاتب هزاره در کتاب تاریخ وی در این مورد یک نمونه بارز تاریخ نویسی عینی و علمی است. در تاریخنویسی علمی و غیر سیاسی و غیر شخصی و دور از عقده ها ، مورخ عالم اسناد و شواهد را تحلیل میکند و نتیجه گیری منطقی میکند...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: نوری آزادی   محل سکونت: هالند    تاریخ: 19.01.2017

مقاله اخیر استاد محترم و مبارز هاشمیان صاحب (نکاتی پیرامون شهادت امیر حبیب الله خان) و جوابات استاد عالیقدر زحمتکش کاظم صاحب همه مهم و جالب هستند. هاشمیان صاحب از قول والد عالیقدر ایشان سید سرور خان پاچا مینویسند:

« پدرم دربارۀ رویداد ها ومجالس جلال آباد، ازعلی احمدخان
لویناب ومحمدحسین خان مستوفی الممالک بحیث خاین ونمک حرام وخودفروش و وطنفروش و... یاد میکرد، ونایب السلطنه را شخص طفل مزاج، سخنرو وگپ شنو وبی اراده میخواند.»

این را پاچا صاحب مرحوم یک حقیقت در باره این دو شخصیت گفته اند. شخصیت غیر صادق علی احمد خان لویناب، خود خواهی او، نفرت و کینه قلبی و عدم اخلاص او به شخص امیر امان الله خان غازی چه دران وقت و چه بعداً،جعل کاری، حدس ارتباط مخفی او به حکومت انگلیس را در اعمال که ازین شخص سر زده است، هم میتوان مشاهده کرد. به این عمل افتضاح علی احمد خان دقت کنیم، بقول شادروان کاتب صاحب که استاد کاظم در بخش هفتم سلسله مقالات خویش «اسرار نهفته شهادت امیر حبیب الله خان» چنین آورده اند:

« بعضی از اهالی بار [دربار] از ازدحام عام و کثرت جمعیت قبایل که علی احمد خان ایشک آقاسی « نام قوم مهمند و شنوار و خوگیانی و درۀ نوری و کنری و اسماری و کامه ای و چپرهاری و غیره برهر دسته نهاده، جوق جوق داخل و خارج میکرد، در تعجب و حیرت افتاده از بار [دربار] بیرون شدند که ببینند در این زودی، این قدر مردم بسیار، از مسافات بعیده چگونه حاضر گردآمده اند؟ و
چون نیک نظر کردند که به جز مردم دهات قریبۀ جلال آباد که از بهسود و سرخرود باشند، کسی از قبائل و طوایفی که علی احمد خان نام می برد، هنوز آگاه نشده و حاضر نیامده است. پس خیلی به چستی و چالاکی علی احمد خان تحسین و آفرین نموده به خود گفتند که به دربار پادشاه بایست چنین اشخاص چالاک و حیله باز بود که کار را به خدیعت و حیلت از پیش برده، جلب خاطر و میل باطن و ظاهر پادشاه را جانب خود کرده رضایتش را حاصل کرد، زیرا دیدند که سه چهار دسته که از مردم حاضر آمده قرار داده و به درب بار ایستاده کرده است، برسبیل دور و تسلسل دستۀ چهارم را که از حضور بر می گرداند همان دسته اول را که تقدیم کرده و باز گردانیده است، داخل بار نموده، نام قوم و قبیله ای را برایشان می نهد و اظهار حسن خدمت و ابراز درایت و کفایت میکند و تا ساعت دوازده از نصف روز جمعه بدین روش امر قرائت فاتحت و اخذ بعیت دوام نمود (صفحه ۶۴۸)

واقعاً مسخره و خنده آور است که همان یک دسته اشخاص بار دوم توسط علی احمد خان ی مکار به حضور شاه جدید نصرالله خان تقدیم میشد و شاه غرق در لذت قدرت و حتی آن همکاران نزدیک شاه هم این عمل غیر راستین علی احمد خان را نه به خودش و نه به شاه اطلاع میدادند. علی احمد خان در قرار داد استقلال غیر صادقانه عمل کرد و بعد از استعفاء شاه امان الله غازی و رفتن ایشان به قندهار طبق نمک حرامی خویش ،خود را پادشاه افغانستان اعلان کرد و در آخر کار، نامراد توسط قواء سقوي زنده دستگیر و در تپه بی بی مهرو کابل به توپ پرانده شد.
جای تعجب و افسوس است که با داشتن چنین خصلت های منفی باز هم از قرب و صلاحیت به نزد شاه امان الله غازی برخوردار بوده است.

په درنښت سره


اسم: سید عـبدالله کاظم   محل سکونت: كاليفورنيا، ايالات متحده امريكا    تاریخ: 18.01.2017

توضیح مختصر خدمت داکتر صاحب هاشمیان...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سید خلیل الله هاشمیان   محل سکونت: كاليفورنيا، ايالات متحده امريكا    تاریخ: 18.01.2017

نکاتی پیرامون شهادت امیرحبیب الله خان

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 16.01.2017

It is fully understood that bringing to surface and connecting the ifs and buts of history require hard work and quite likely accomplished by Dr. Kazim's sleepless nights that came along with such task. Kings came and gone and presently Presidents are appearing and disappearing in Afghanistan without much accomplishements worthy of afterthought with a very few exception.

There are though a prominent small group of Afghans that always present steering Afghanistan's political direction by mere virtue of birth right which I think in need of being historically analyzed. During colonial era a small ethnic/sub tribe of Afghanistan were given financial freehand in India in exchange for safe passage and protection of foreign political elements to enter Afghanistan. As an example, both Al-Mojaddidi and Al-Gailani clans had brought in through the same rout.

May I request Dr. Kazim to dig some historical light on the subject?


اسم: داكتر مصطفي اًريامل   محل سکونت: كاليفورنيا، ايالات متحده امريكا    تاریخ: 15.01.2017

ـدانشمند معزز و دوست نهایت گرامی ام داکتر صاحب کاظم:
با این مؤجز، بهترین تهنیت و تبریکات خویش را به مناسبت نشر مقالهٔ تحقیقی اخیر شماتحت عنوان "اسرار نهفتهٔ شهادت امیر حبیب الله خان" و همه اثر های نشر شدهٔ به غایت مفید قبلی شما تقدیم میدارم.
در همه آثار شما صداقت فطری تان تجلی میکند و سعی بلیغ بکار میبرید تا بیطرفانه بنویسید که اعتبار و ارزش آنرا جاودانه می سازد.
از دربار خداوند به شما صحت کامل و عمر دراز و قلم تانرا پر تراوشتر و فیض آنرا فراگیر تر آرزو مینمایم.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 15.01.2017

محترم آقای استاد رشید سلام
تشکر از تبصره دوستانه شما و نیز از معلومات در باره یکی از اهل حرم امیر ملقب به "سراج الحرم" و اینکه شما قبلاً چاپ جدید سراج التواریخ را مطالعه کرده اید، میدانید که در جلد چهارم ـ بخش سوم مطالب بسیار دلچسپ در باره تعداد و نامهای هریک از زنان امیر و القاب شان به تفصیل در چند صفحه درج گردیده است. این القاب بواسطه مولوی عبدالرب و میرزا عبداللطیف خان تهیه و ترتیب شده بود که شیخ محمد رضا آنرا ثبت دفتر نموده و نیز پس از منظوری امیر هریک را با رتبه و مقام شان که به 120 نفر میرسید، به چهار جماعه تقسیم کرد؛ در هر جماعه یک تن را سرجماعه و یک تن را نائبه و دو سه تن را نگران و چند تن را زیر دستان قرار داد.
علامه فیض محمد کاتب لست مکمل همه اهل حرم را نام های اصلی و القاب درباری شان و حتی با معرفی بیشتر و نیز با ذکر نام فرزندان شان ذکر کرده است. طور مثال : «بنفشه دختر محمد رضای هزاره، مادر عبدالله و عبدالواحد و عبدالصمد را نجم الحرم لقب و منصب سرجماعۀ اول داد و میمونه خواهر زاده محمد نعیم خان نائب سالار دختر محمد علی بدخشانی را لقب سراج الحرم و منصب نیابت جماعۀ او را عطا کرد و مسمیات سلطنت ملقبه به عفت الحرم و شب بو ملقبه به ریحانة الحرم و فیروزه ملقبه به بدرالسراری را نگران این جماعه تعیین فرمود و یازده نفر چون....» به همین ترتیب هر چهار جماعه را با ذکر نام ها و القاب شان معرفی میدارد که هریک در درجۀ خود وظیفۀ مشخص داشت.
اگر فرصت میسر شد برای اینکه علاقمندان را یک کمی در ساحه داحل حرم امیر حبیب الله خان سراجالملة وارد و آگاه سازم، بهتر خواهد بود عین متن را از سراج التواریخ اقتباس و به نشر برسانم، زیرا این بار اول خواهد بود که علاقمندان به تقسیم امور و وظایف محوله زنان حرم امیر آشنا خواهند شد.
ناگفته نماند که علیه حضرت سراج الخواتین مادر اعلیحضرت غازی امان الله خان با وجودیکه روابط او با امیر از نظر شخص دوستانه نبود، ولی به حیث ملکه اصلی و با نفوذترین شخصیت نه تنها در داخل حرم، بلکه در بیرون حرم از مقام و وجاهت خاص برخوردار بود که هیچ یک از اهل حرم به مقام او نمیرسید.
در دوره امانی شخصی بنام عبدالقدیر خان تره کی را به حیث وزیر در آن دوره تاحال نشنیده و در جائی نخوانده ام، اگر لطف کنید دراین مورد کمی بیشتر معلومات بدهید، خوش می شوم، زیرا بعدها در دوره سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه یک شخصیت دانشمند و محترم به عین نام در مقامهای بلند حکومتی و نیز استاد در پوهنحی حقوق و علوم سیاسی ایفای خدمت کرده اند که روح شان شاد بادا.


اسم: رشید   محل سکونت: هند    تاریخ: 14.01.2017

استاد عزیز کاظم را سلام ،
نبشته و گردآوریهای تانرا طوریکه قبلآ در آثار مرحوم کاتب خوانده بودم یکباردیگر خواندم . باید خدمت شما بعرض برسانم که این گردآوردها بدون شک کاریست درخور ستایش وقابل ّاحترام .
می خواهم دو نکته را خدمت شما طورپیشنهاد گونه بنویسم :
یکی اینکه امیدوارم با تحلیل جناب شماتمام این گردآوریها هرچه زودتر شکل کتاب بخود گیرد تا بتوانیم مدرک دقیق وعامل قتل امیرشهید رابهترازشک وتردید دریافت و بشناسیم.
دوم :این نکته رانیزخدمت استاد عزیز باید ابراز دارم اینکه درلا بلای این گردآوردهای شما نام یک خانم نهایت معزز امیرشهید (سراج الحرم ) تنها ذکری بعمل آمده است این خانم را بنده درسال 1358 درقلعه گودر قره باغ ملاقات کرده ام ، ایشان آخرین ملکه محبوب امیرشهید بود که ازترش حبیب الله بچه سقاو با یکی از متنفذین دور امانی بنام عبدالقدیرخان تره کي ازدواج کرد که سقاو این وزیر دورامانی (قدیرخان ) را نیز تیل داغ کرده کشتند.مزارش تا کنون درباع شخصی ایشان درقلعه گودر قره باع موجود است. این ملکه از تمام جزیات مرگ امیر اطلاعی داشت ازخویشاوندان ایشان درغرب وجود دارد امکان دارد آنان شمارا درین راستا کمک نمایند. سراج الحرم خانم با سواد وشاعربود دیوان شعر داشت وبه من از آن شعرهایش را خوانده است. این ملکه با خانواده محمد اکلیل خان بدخشانی ارتباط داشت.
درخاتمه بازهم تلاش شمارا درلای تاریخ معاصرکشورگام ارزشمندی می شمارم .
موفق وکامگارباشید
دوست شماپروفیسورعبدالخالق رشید استادپوهنتون کابل ونهرو - دهلی جدید


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 14.01.2017

دانشمند گرامی جناب آقای انصاری سلام
از لطف شما ممنونم و آنچه از این کمترین تقاضا کرده اید تا در باره حوادث 11 سپتمبر 2001 و حمله امریکا به افغانستان برای سقوط رژیم طالبان که آیا یک جنگ بود یا جنایت چیزی بنویسم. باید عرض کنم که نگرانی از اوضاع افغانستان بخصوص طی سالهای 2000 و اوایل 2001 و آینده مغشوش کشور در قبال رویداد های منطقه و جهان و از همه مهمتر جاگزین شدن اسامه بن لادن در افغانستان و فعالیت های گروپ مربوطه او زیر چتر حمایت رژیم طالبان و وضع تعزیرات علیه آن رژیم از طرف امریکا و بعداً از طرف شورای امنیت ملل متحد مرا واداشت تا موضوع را مورد بررسی قرار داده و آینده وطن را که چه حوادثی در پیشرو خواهد بود، مورد مطالعه قرار دهم. همین بود که این تدقیق به کتابی منتج گردید که آنرا تحت عنوان "وضع تعزیرات بر طالبان و معضله افغانستان" در 249 صفحه نوشتم و در ماه اپریل 2001 در کالیفورنیا به چاپ رسید.
محتوای این کتاب که البته پنج ماه قبل از حادثه 11 سپتمبر نگاشته شد، میتواند مقدمۀ خوبی برای جواب سؤال شما باشدو این تصور را که با تشدید تعزیرات ازطرف شورای امنیت و اخطاریه های متواتر به رژیم طالبان احتمال اقدامات بعدی ازطریق نظامی بر طبق ماده 47 و 48 منشور ملل متحد علیه طالبان قابل پیشبینی بود که امریکا در آن نقش عمده خواهد داشت.
اما وقتی حادثه 11 سپتمبر به وقوع پیوست، آنوقت امریکا این حادثه را به حیث یک تعرض به خاک خود تعبیر کرده و مسئولیت آنرا بدوش القاعده انداخت و رژیم طالبان را حامی القاعده دانست و به همین دلیل متوسل به حمله نظامی علیه طالبان گردید. اینجاست که ملل متحد بر ادعای امریکا مبنی بر حمله به حریم ارضی آن کشور بوسیله القاعده و حامی آن یعنی طالبان مهر تائید گذاشت و از اینطریق حمله امریکا به افغانستان مشروعیت بین المللی پیدا کرد.
از آنوقت تاحال البته موافقان و مخالفان این عمل هر دو نظریات خود را بیان کرده اند.
اینکه جناب شما در زمینه طالب نظر من شده اید، اگرچه من بارها نظر خود را بیان کرده ام، ولی در یک فرصت مساعد بار دیگر به توضیح آن خواهم پرداخت. اکنون مصروف نوشتن یک مقاله در مورد قرارداد آب هلمند هستم که دراین روزها با برگزاری نودمین سالگرد تولد شهید محمد موسی شفیق در رسانه ها مطرح گردیده و هنوزهم کسانی استند که برآن معاهده انگشت اعتراض می گذارند و نیز تعدادی هم از جزئیات آن کمتر آگاهی دارند. هروقت این نوشته به پایان رسید و فرصت بحث بر سؤال شما میسر شد، با اختصار ابراز نظر خواهم کرد. با ارادت


اسم: غلام محمد انصاری   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 14.01.2017

عرض سلام خدمت سید عبدالله کاظم محقق ودانشمند کشور .

پیروزی شما را در باز کردن حقیقت قتل امیر حبیب الله خان به شما تبریک گفته و جامعه ای افغانی را بااین روشنگری مستند افتخار بخشیده، راه برای عبور از تاریکی های ناشی از دروغ و نیرنگ های صد ساله که در عقبش پلان های بیگانگان بد طینت نهفته بود واست، باز نمودید. من بعنوان عضو « مجمع دانشمندان و متخصان افغانستان » افتخار میکنم که جامعه ای ما پر از درختان وگل های زیبا وپر حاصل مانند شما در خود پرورانده ودارد که میتوانند دریک پیوند اورگانیک ، کار دینامیک ، ساختار های سیستماتیک و دید گاههای کوانتیک (علم افارمیشن)
از قوه های جداگانه و مجرد به قدرت علمی سیاسی متحد وبزرگی تبدیل شده واز خرابه های کشور گلستانها ویاغ های زیبای بسازند. با این امید ما در حرکت هستیم.

خواهش من از شما بزرگوار و متخصص رشته ای سیاسی وحقوق این است که اگر ممکن باشد ذهنیت ما را از نظر حقوق بین الدول و تعریف حقوی سیاسی جنگ وجنایت روشن سازید که تفاوت ها چه هستند و آیا واقعه ای 11 سپتامبر 2001 یک جنگ بود یا جنایت. و نقش افغانستان ها را در این واقعه اسفناک چه نوع ارزیایبی میکنید؟
افتخار بزرگی دیگری نصیب شما وکشور ما خواهد شد اگر راز این واقعه ای دردناک را که سبب حمله ای نظامی آمریکا وهمکارانش در کشور ما در سال 2001 شد ه وتاحال کشتار وجنایت دوام دارد ،با حقیقت یابی وتحلیل علمی تان ذهنیت هموطنان را روشن ساخته وراه را برای عدالت خواهی روشن سازید . از زحمات تان در این زمینه قلبأ متشکرم.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 14.01.2017

برادر عزیز و دانشمندم حناب فارانی صاحب سلام
همین حالا نوشته شما را تحت عنوان "نگاه اجمالی تاریخ نگاری استاد کاظم" خواندم، راستش را بپرسید در دو راهی قرار گرفتم که آیا در زمینه تبصره کنم یا نه؟
با این نوشته شما از یک جانب خود را مرهون لطف همیشگی و حسن نظر شما میدانم که باید در ازای آن از صمیم قلب از شما ابراز امتنان و شکران نمایم و اما از جانب دیگر وقتی می بینم که شما مرتبت کار مرا چنان بالا برده اید که مرا مفتخر به تعقیب شیوه ای کار دو شخصیت بزرگ مثل ماکس ویبر و بیهقی ساخته اید، یک کمی تکان خوردم که این کمترین به اصطلاح عوام "کلاه خود را به آسمان بیندازد" که بتواند به پایه ای شاگردی شاگردان آنها برسد.

خدمت باید عرض کنم که این کمترین اساساً در رشته اقتصاد و علوم اجتماعی تحصیل کرده ام و به تاریخ نویسی به آن دلیل روی آورده ام که با مطالعه بیشتر متون تاریخی ملاحظه کردم تاریخ معاصر کشور (حتی بعضی کتب با شهرت) برخی بازهم میگویم برخی مسائل را از دریچۀ قضاوت های انفسی بررسی کرده اند و اینکار ذهن نسل جوان و نسل های بعدی را از حقایق و واقعیت های تاریخی کشور منحرف می سازد. به همین دلیل مطالعات خود را در مسائل تاریخی وطن بیشتر ساختم و هر قدر با قضایا عمیق تر آشنا شدم، به همان اندازه بیشتر به تجسس و در عین زمان به تعقل پرداختم که در نتیجه خود بخود بررسی هایم به شیوه ای تحلیل "علل و معلول" کشانیده شد.
ناگفته نماند که رشته اصلی من یعنی اقتصاد و علوم اجتماعی از یکطرف و مطالعاتم در ساحه سیاست و حقوق ازطرف دیگر مرا یاری کرد تا در تحلیل وقایع تاریخی کشور به نقاط و جوانب مختلف موضوع نظر اندازی کنم و اسناد دست داشته را با شیوه ای که از ناحیه مسلک اصلی خود فرا گرفته بودم، مورد تدقیق قرار دهم و نیز سوابق و تجارب معلمی و تدریس در پوهنتون مرا دراینکار کمک شایان کرده است.
از اینکه شما با عمق نظر خویش از کار من تمجید کرده و روش مرا ستوده اید، از جناب شما ممنونم و باید اعتراف کنم که همیشه نظریات عالمانه دوستان مرا بیش از پیش در این راه ترغیب و تشویق میکند و بدینوسیله از همه دوستان عزیز که لطف کرده و با کلمات دوستانه و مشفقانه در این ستون از کارم یاد کرده اند، تشکر و اظهار سپاس میدارم. باارادت


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: آلمان     تاریخ: 13.01.2017


نگاه اجمالی به تاریخ نگاری استاد کاظم

کارهای جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم را در بخش تاریخ تعقیب میکنم، تاریخنگاری ایشان بر موازین علمی تاریخ نویسی استوار است.
از نوشته های ایشان، خواننده درمی یابد که موصوف جز نیت برجسته کردن حقایق آنهم به نفع جامعه به چیز دیگر توجه ندارد. استاد کاظم درین راه با تلاش نستوهانه تمام جوانب موضوع را با مقایسۀ اسناد (چه منفی ومثبت) از نظر میگذراند وبه چیزی تکیه میکند که ارزش واقعی تاریخی را دارا باشد. از آثار ایشان بوضاحت در ک میشود که تثبیت حقایق، آنهم بر حسب "علت و معلول حوادث " منجربه شناخت صحیح تاریخی می گردد.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: احسان لمر   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 12.01.2017

جناب بزرگوار دکتور صاحب کاظم، با عرض احترامات، به اشترک گذاری تتبع اخیر تان نهایت حظ بردم و مآخذ نهایت ارزنده برایم است بدین وسیله سپاسگذاری خویشرا ابراز می نمایم.
موضوع کشته شدن امیر در حدود صد سال پنهان کاری شد. این پنهانکاری رژیم های بعد امان الله خان باعث شد که دشنمان نهضت امانیه از آن بحیث بهانه علیه امان الله خان کار بگیرند. حتی امروز از زبان خاین ترین، وطن فروشان و تباه کاران وطن حلقه های غارتگر چسپیده در رزیم کابل و دوستدار «حبیب الله کلکانی» این سخننان تکرار و تبلیغ می شود.
باز هم این همه زحمات تان مثل دیگر مطالب تان قابل قدراست و چراغی است در روشنی مسیر جویندگان تاریخ وطن.


اسم: نوري ازادي   محل سکونت: هالند    تاریخ: 11.01.2017

د محترم استاد کاظم صاحب وروستي افغان تاریخ پورې اړوند « د امیر حبیب الله خان » د قتل موضوع، چې په ۲۲ فصلونو کې یې پای ورکړ، یو د قدر وړ کار او زیار د درانه استاد بولم. البته د هیواد د ملي قهرمان اعلیحضرت غازي امیر امان الله خان د شخصیت د تخریب لپاره مخالفینو یې دغه دوه مسلې تل مخته کولې او کوي یې:

۱- امان الله خان خپل پلار پخپله وژلی تر څو د بادشاهي مقام ته ورسیږي.
۲- امان الله خان د دې لپاره، چې د خپل پلار د قتل موضوع د افغانستان د خلکو نه هیره کړي، نو د هیواد د سیاسي استقلال مسله یې خلکو ته مخته کړله، یعنی امان الله خان کوم رشتنی استعمار ضد او آزادي پال شخص نه وه.

اما د استاد کاظم په حاضر تحقیق کې دغه دوه تورونه په مشر غازي باندې مردود کیږي. تبصره ښایي د یوې مقالې او یو تفصیلي بڼه ولیکل شي، اوس همدومره.

په درنشت سره


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.01.2017

تبریکات خدمت استاد محترم سید عبدالله کاظم برای نشر یکی دیگری از جمله سلسله ای تحقیقات عالمانه و آموزنده و مطابق به معیار های علمی. این تحقیق عالمانه و عالی در مورد واقعه قتل امیر حبیب الله با استناد تحلیلی از واقعه نویسی صادقانه و عالمانه علامه کاتب هزاره با تحلیل علمی و دور از هر نوع قضاوت شخصی درسی دیگری است برای مطالعه کنندگان تاریخ افغانستان.
موضوع پافشاری تمام اسناد نشر شده توسط انگلیس ها و کوشش گران پنهان سازی امکان نقش و مقصد دیگران در آن وقت و امروز که قتل امیر حبیب الله را به گردن شاه امان الله غازی می اندازند یک موضوع مهم از نظر هر تحقیق علمی بیغرض میباشد. تاریخ نویسی انگلیس ها در آن وقت و امروز در ارتباط و تقویت پالیسی ها و منافع انگلیس بوده و است وباید مورد سوال قرار بگیرد. همچنان که تاریخ نویسی پنهان سازی یا حتی اشاره به نقش و مسئولیت جنرال محافظ شاه ، نادرشاه ، باید مورد سوال قرار بگیرد:
1. پادشاه بسیار بدخوی و با انظباط با محافظین در هر گوشه و کنار در تاریکی شب درخواب است.
2. خیمه خواب پادشاه در بین خیمه های دیگر و محافظین قرار دارد.
3. قتل در تاریکی شب به صورت مسلکی بدون غالمغال در داخل خیمه پادشاه صورت میگیرد.
4. قتل به این دلیل مسلکی است که بدون غالمغال بر شقیقه فیر میشود؛ اگر کدام قتل از روی عصبانیت محض میبود و یا کسی نمی بود که در این موارد تمرین داده شده بود؛ خوا نا خواه اشتباهات میکرد.
با مطالعه شارات استاد محترم کاظم در مورد قاتل مسلکی و امکان نقش یک قاتل مسلکی تربیه شده انگلیس بنام ساغر؛ در نتیجه یک تحقیق ابتدائی دو اشاره مستقیم به مصطفی ساغر و ارتباط وی با دولت انگلیس و دستگیری و اعدام وی در ترکیه و اشاره به عملیات وی در افغانستان بدست آورده شده است. به همانطوری که امروز یک تعداد تروریست های زیر نام انقلاب اسلامی در چندین دهه گذشته با شااره قدرت های عمل کرده اند، بعض اسناد نشان میدهد که مصطفی ساغر هم از فعالان جنبش خلافت در هندوستان بوده است و با مقامات استخباراتی برتانیا رابطه داشته است و بعضی ها ادعا کرده اند که مصطفی ساغر با شخص لارد کرزن در تماس بوده است. این اشارات و مواخذ محدود در آینده نزدیک برای علاقمندان مطالعه تاریخ مستند عرضه خواهد شد.


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ویرجینیا امریکا    تاریخ: 10.01.2017

استاد محترم محقق توانا جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم!
درود بشما، چنانچه برادر محترم جناب قیس کبیر نیز به ان اشاره نمود، شما واقعآ یک رویداد مهم و مبهم وطن عزیر ما را که عبارت از قتل مرموز یکی از شاهان افغانستان امیر حبیب الله خان میباشد، شما این قتل مرموز سیاسی را از زاویه های محتلف بشکل موشګافانه تخلیل تجزیه و بررسی نمودید. این تخلیل و تحقیق عالمانه شما جز تاریخ ما ګردید باور کامل دارم نه تنها نسل ما بلکه نسلهای اینده کشور از این تحقیق محققانه عالی و بیطرفانه شما استفاده اغظمی خواهند نمود،
قلم تان همیشه سر بلند و رسا باد.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 09.01.2017

جناب انجنیرصاحب قیس کبیر پس از سلام
نه تنها جناب محترم ولی احمد نوری بالترتیب اتهام قتل امیر را به گردن شاه امان الله خان غازی می اندازد، بلکه بعضی محترمان دیگر نیز از آنچه در چند مآخذ ذکر گردیده ، پیروی نموده و همان نظر را پیش می کشند. گمان میکنم مأخذ مورد استفاده محترم نوری صاحب همانا کتاب خاطرات سردار محمد رحیم خان "شیون کابلی" (پسر سردار محمد عمر خان) تحت عنوان "برگهایی از تاریخ معاصر وطن ما" باشد که محترم غلام سخی غیرت آنرا از روی دست نویس روسی آن مرحوم ترجمه کرده است. این کتاب بار اول در کابل در سال 1987 به چاپ رسیده و چاپ دوم آن در پشاور در 2001 صورت گرفته است.
در مبحث 6 این کتاب تحت عنوان "کشتن امیر حبیب الله" (از صفحه 50 تا 54) مطالبی از اینقرار وجود دارد که:«شجاع الدوله که بی نهایت تحقیر و شکنجه شده بود، نزد امان الله آمد و شکایت و درد دل کرد، امان الله او را تسلی نمود و مشوره داد از امیر بخاطر آن که او را لت و کوب نموده است، انتقام بگیرد. مناسبات شجاع الدوله و امان الله خان در زمینه نارضایتی بیشتر شان از امیر تحکیم و انکشاف یافت، امان الله خان عین الدوله در سالهای آخر زمامداری حبیب الله ازهر فرصت مناسب استفاده میکرد، برای آنکه تمام عناصر ناراضی و رنجیده خاطر از امیر را به طرفداری خود جلب نماید. امان الله همچنان کوشش میکرد اعتبار و نفوذ خود را در کشور ارتقا بخشد. در این امر نخست از همه علیا حضرت او را یاری میرساند....در توطئه علیه امیر ، نصرالله خان نیز نقش داشت لاکن غیرمستقیم، به وی وعده داده شده بود که تخت و تاج به وی تعلق میگیرد.... درماه فبروری 1919 شجاع الدوله هنگام سفر امیر به قلعه [کله]گوش نزدیک لغمان برای امیر و همراهانش خیمه برپا کرد. در شب 19 بر 20 فبروری مخفیانه به خیمه امیر داخل شد و با فیر تفنگچه امیر را کشت....»
همچو متن و این ادعا در چند مأخد به تکرار یکی از دیگر نقل شده است و مرحوم فرهنگ نیز در همین نظر بوده است، ولی طوریکه در مقاله یا رساله تحقیقی اینجانب به استناد سراج التواریخ بیان گردیده، در هیچ مأخذ دیگر وقایع با چنان تفصیل نیامده و متن علامه فیض محمد کاتب در سال 1304 یعنی شش سال بعد از واقعه قتل نوشته شده است، لذا اعتبار متن مذکور بیشتر از متون دیگر میباشد که متأسفانه این مأخذ به دلیل مفقود شدن آن مورد استفاده دیگر محققان بعدی قرار نگرفته است و لذا درپرتو نوشته کاتب لازم است تا بر موضوع با نگاه دیگر قضاوت کرد که قرین به واقعیت باشد.
بهرحال تلاش اینجانب در تحقیق موضوع قتل امیر نیز همین دلیل بوده تانقاط نظر متفاوت از آنچه تاحال بطور مختصر بیان شده، آنرا با شرح و بسط بیشتر ارائه کرد. نه من و نه شخصی دیگر میتواند از خود چیزی اضافه کند، بلکه رجوع به مآخذ و اسناد میتواند در امر تحقیق کمک کند.
محترما! ار اینکه موضوع را به دریچه نظر سنجی انداختید، خوش شدم تا در پرتو نظریات وارده که مستند باشد و نه شایعات، بتوان در موضوع بیشتر دقت و در اکمال آن اثر استفاده نمایم و اما نیمخواهم در بحث با هریک اشتراک کنم، مگر اینکه به توضیحاتی ضرورت افتد. با عرض ارادت


اسم: قیس کبیر    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.01.2017

ای کشته کی را کشتی تا کشته شدی زار،
استاد محترم جناب داکتر صاحب کاظم، نوشته مستدل و مستند شما توانست یکی از مسائل مبهم و مهم تأریخی را آفتابی و عیان بسازد که در نزد اکثریت بسیار گنگ و مبهم بود. من به حیث یک علاقمند تأریخ همه کار های شما ارزشمند می دانم. شما توانستید مثل یک محقق قضائی، یک موضوع مغلق جنائی را که از انظار جامعه مستور مانده بود برای جامعه تان آنرا عادلانه ثابت نمودید که اصل موضع چه بوده و چرااین موضوع را با اتهام دور از حقیت به پای غازی امان الله خان که اصلاً در صحنه نبوده، ختم کردند. چنانکه شما می نویسید :

"بعضی ها از جمله مرحوم غبار از قول کسانی روایت میکند که قاتل امیر همانا شجاع الدوله خان
فراش باشی امیر بوده که در عین زمان به حیث یک عضو "جمعیت سری" با شهزاده امان الله خان
عین الدوله ارتباط داشت و مرحوم فرهنگ دست شهزاده امان الله خان و علیا حضرت مادرش را در
قتل امیر شریک دانسته و آن دو را محرک اصلی شجاع الدوله خان میداند. این افواه بخصوص بعد از سقوط سلطنت امانی از طرف مخالفین شاه امان الله غازی نیز بیشتر تبلیغ و شایع گردید و در ذهنیت بعضی ها تا امروز هم جا دارد."
به طور نمونه جناب ولی احمد نوری بار بار این موضوع را بشکل نادرست، آنهم بدون کدام سند به خاطر زیر سؤال بردن شخصیت اعیحضرت غازی امان الله خان بزرگ برایم شخصا ً یادآوری کرده اند. حالا از ولی احمد نوری تقاضا میشود که آن اتهام را به چه اسنادی میتواند ثابت سازند. در غیر آن باید از تبلیغ نادرست ایشان معذرت بخواهند، ورنه ازین گردن بستگی رهایی نخواهند یافت. کسانیکه به اتهامات او باور کرده اند لطفا ً به این اسناد مراجعه کرده علمیت تأریخی خود را تصحیح نمایند.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved