Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  معادل دری یا فارسی برای لغات خارجی!    نویسنده:  نور احمد خالدی

 
اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 07.01.2017


اظهار امتنان ازنظرات نیک

خوانندگان با عزت پنجرۀ نظر سنجی افغان جرمن آنلاین سلام !
مطالب راکه افغان جرمن آنلاین در پنجرۀ نظر سنجی خدمت صائب نظران قرار میدهد بخاطر است که صحت وسُقم موضوع را از دید خوانندگان گرامی گذشتانده و ناگفته تقاضای میکند تا نظرات سالم گرامی شانرا مرتبط به موضوع درین پنجره ابراز نمایند. به این معنی که اگردرین بحث بر اساس اعتدال ، تکیه بر فهم وشناخت دقیق از موضوع سهیم شوند مزایا ومعایب آن موضوع را دور از غرض ومرض آشکار وروشن سازند، قابل تحسین و تمجید است. بدون شک این چنین بحث های تحریری اگر برویت اسناد یا تمسکی ارزیابی گردد دو مفاد دارد :

1: متکی بر آن خواننده ممنون میشود که در زمینه اندوختۀ را سالم دریافت کرده برایش امکات دست میدهد تا موضوع مورد علاقه اش را دنبال کند و از فحوای آن نیک باخبر گردد.

2: اسناد که دارای محاسن باشند بدون شک سطح فکری جامعه را ارتقاء می بخشد.

پس نظرات گرامی این دریچه به رویت نظرات نیک وبد اشخاص، سبک وسنگین میشود. اگر شخص نظر ده بتواند در فضای تحقیقی فاقد از عقده گشایی سند را باطل ویا سند را اعتبار بخشد، کمال لطف را در حق خوانندگان متجسس وتشنه حقایق انجام داده است. به یقین اجر بزرگ را پروردگار برایش عنایت خواهد فرمود . در غیر آن هم خود به کجراهه رفته وهم دیگران را از راه راست بدر خواهد کرد، که این نکته مستلزم مسئولیت پذیری اشناص نظر ده در موضوع می باشد.
ناگفته نماند که هیچ سندی نمیتواند وحی منزل باشد ویا کاملا ً باطل شناخته شود. هر سند از خود مزایایی و معایبی دارد ازهمین لحاظ بود که پنجرۀ نظر سنجی احداث گردید. تا اسناد را اعتبار یابی نموده و نیزخواست ما این بود که نسبت به نظرفردی ، نظر جمعی را اهمیت بسیار داده باشیم.

گرچه این دریچه گاه گاهی مورد سؤ استفاده کسانی نا مطلوب قرار می گرفت ولی ما به امید نظرات سالم بزرگان صائب نظر، خواسته ایم از نظرات ناقص تا جایی چشم پوشی نماییم و یا کلا ً سانسور نمائیم.

جای بسی خوشی است که از چند ماه به اینطرف دریچه نظر سنجی توانسته است در دل صاحب نظران گرامی راه باز کند وبه مراحل تکامی گام گذارد.
بدین وسیله خواستیم از صائب نظرانیکه با متانت اسناد را برسی کرده اند و روشنی لازم را به موضوع بخشیده اند وبه نکته های مفادی موضوع بخاطر جامعه از هرگونه تند گویی ها وحاشیه روی ها پرهیز کرده اند سپاسگزاری نمائیم .
افغان جرمن آنلاین وظیفه و مکلفیت خود می داند که به نکات ارزشمند توجه کرده، ازنظرات نیک خوانندگان اظهار امتنان نمائید.
افغان جرمن آنلاین آیندۀ را آرزو دارد، نظرات گرامی بدون پرخاش در فضای تحقیقی پیش روی داشته باشد. زیرا هر انتقاد سالم میتواند مُمد تکامل تفکر خوانندگان پنجره نظر سنجی شود .
بقول سعدی :
از صحبت دوستی به رنجم ــــ کاخلاق بدم حسن نماید
کو دشمن شوخ چشم چالاک ــــ تا عیب مرا به من نماید ( پوزش از تصرف کوچک در مصرع سوم )


اسم: ابراهیم ایمان   محل سکونت: کابل    تاریخ: 04.01.2017

ښاغلی غلام حضرت، ښې شیبې:
د لیکوال او څیړونکي محمد انور اڅړ پر لیکنه مې ستاسو تنقیدي لیکنه ولوسته، او ستا پر لیکنه مې ځوابیه تحلیل کړی دی چې افغان جرمن انلاین ته مې لیږلی دی خو متاسفانه نوموړې لیکنه تر اوسه نه ده خپره شوې، نه پوهیږم ولې؟ نو هیله ده چې لیکنه مې خپره شي او بې عدالتي ونشي.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 01.01.2017

خواهر گرامی نصیبه جان اکرم سلام وابراز همدردی!
درگذشت مادر خجسته سیرت تان، مایه تأثر عمیق همه دوستان تان گردیده و اینجانب به حیث یک دوست وارادتمند شما وخانواده محترم تان، عمیق مراتب همدردی وتاثرات خود را ابراز داشته، دعا میکنم که خداوند دیگر شما را به چنین غمهای فراموش ناشدنی روبرو نسازد.
امیدوارم این آخرین غم تان باشد. با عرض احترام


اسم: دکتور زمان ستانیزی   محل سکونت: کلفورنیا     تاریخ: 30.12.2016

«دزدیهای» رحمان بابا از حافظ شیراز

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: CA    تاریخ: 29.12.2016

مقالۀ جناب آقای نجیب سخی نه تنها اهداف ونیات اغواگرانه وتسلط چویانۀ اولیای دولت فارس-ایران راروشن ساخته، بلکه متن ومحتوی مقالۀ شان علمی، مستند و آموزنده میباشد- دلایلی که جناب آقای سخی برای رد وعدم قبول کلمات ساخت ماشینخانۀ کشور فارس -ایران اقامه نموده، با معیارهای علم زبانشناسی مطابقت دارند- امدیوارم دانشمندان مهاجر این مقاله را بخوانند واز دلایل و اسناد آن برای خنثی ساختن مدعیات دروغین فارسیها-ایرانیها استفاده کنند. ماافغانها درمهاجرت چارۀ دیگر نداریم جزاینکه افغانهای داخل افغانستان را تشویق کنیم تا رئیس جمهوروحکومت کابل را درمورد پلانهای تسلط فرهنگی ایران متوجه بسازند - نگارستان فرهنگی افغانستان ضمن پیشنهادی به رئیس جمهورغنی تقاضا کرده تا بمقابل پلانهای تعرضات فرهنگی ایران عکس العمل نشان بدهد -من هم درمقاله ای که با بیت ساختگی سعدی شروع شده و امروزدرویبسایتهای(تول افغانستان)و(دعوت) نشرگریده، از رئیس جمهور غنی تقاضاکرذه ام موسسه ای متشکل ازدانشمندان وزبانشناسان افغان را تاسیس کند تا از یکجانب مقابل مداخلات کشور فارس -ایران جبهه بگیرد وازجانب دیگر ماشینخانه های کوچک کلمه سازی را که بپول ایران درافغانستان ساخته شده واینها کلمات نو ساخته ودرچلند می اندازند، ازین بدعت جلوگیری نماید. تازمانیکه یک موسسۀ مسئول برای مقابله وجلوگیری این بدعت درکابل تاسیس نشود، جلو ایرانیها وایران مشربان راکسی گرفته نمیتواند.
بحث علمی و دوستانه بالای دونکته بین زبانشناسان ودانشمندان افغان هنوز باقی مانده، یکی صلاحیت علم عروض است که درکلام منظوم وبطورضمنی وقسمی درزبان نوشتارنیزمشهود بوده، اما درزبان گفتار تاثیری ندارد - دیگر اینکه صوت (همزۀ) عربی درجهاز صوتی زبان فارسی -دری وجود ندارد . با عرض احترام -سیدخلیل الله هاشمیان -29 دسامبر 2016


اسم: نجیب سخی   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 28.12.2016

ایران پنجاه هزار لغت برایما صادر میکند!؟

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: قیس کبیر   محل سکونت: المان    تاریخ: 28.12.2016

محترم سیدهاشم سدید، در هر پاورقی مقالات ایمیل بخش تحلیلات درج است، اگر از پرنویسی کرده، کمی دقت صورت گیرد.


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.12.2016

چون این نوشته کمی طولانی و در چند بخش بود می خواستم آن را مستقیم به شما یا به بخش تحلیل ها بفرستم، اما ایمیل هیچ یک را نتوانستم پیدا کنم. ناگزیر در اینجا فرستاده شد.
سیدهاشم سدید
25.12.2016


من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
بخش اول

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: قیس کبیر   محل سکونت: المان    تاریخ: 23.12.2016

آغا صاحب، محترم هاشم سدید، بلی شما راست می گوید که اینجانب نوشتۀ یازده صقحۀ تانرا با دقت کامل نخواند ام، چون که من هنوز مانند شما و امثال تان تقاعدی و یا بیکار نیستم ومحیط کار این اجازه را برایم نمی دهد و ثانیاً این بار اول نیست که شما برای منطقی بودن کلمۀ دانشگاه وقت و انرژی تانرا به مصرف می رسانید... ای کاش همین انصاف هم می داشتید که صدای عدالتخواهی را در مقابل که چرا درین پوهنتون ها 95 فیصد به زبان دری تدریس صورت می گیرد، بلند می کردید...
درست است که شما مستقیاً نه نوشتید "اسم پوھنتون به دانشگاه تبديل شود" ولی به صورت غیر مستقیم برای آن پروپاگند می کنید، به همین قسمی که به بهانۀ کوبیدن هاشمیان صاحب ده ها مقاله نوشتید، تا به صورت غیر مستقیم ، هدف به وجود آوردن "قاموس" را بی اعتبار ساخته، و مانع آن شوید، چیزی را که من از شما توقع نداشتم.
پاراگراف دوم تان قابلیت جواب دادن را ندارد، زیرا اول وقت آنرا ندارم و دیگر ضرورت آنرا مانند دیگر وبسایت ها نمی بینم. افغان جرمن آنلاین یکی از پُر خواننده ترین وبسایت های افغانی می باشد. حساب کننده آن که یازده ماه بعد از وجود آمدن آریانا افغانستان نصب شد، به ده ها مرتبه عدد زیاد تر نشان می دهد. دیگران که قصداٌ حساب کننده ای را نصب نمی کنند، چون خوب می دانند که چرا؟ علاوه براین دیدید که نظر تان بدون کمی و کاستی نشر شد و پیش داوری تانرا غلت به اثبات رساند...
"گراد علمی " یعنی "سطح علمی"، با انتقاد تان موافقم... این را علاوه می کنم که اینجانب مانند دیگران بر ضد تهاجم فرهنگی استم ولی از طرفداران بسيار متعصب استفاده از کلمات سچۀ دری (!)، نیستم.
اینکه گردانندگان این سه وبسایت در مسائل ..... نسبت به من وارد تر اند، امکان زیاد دارد ولی در مسائل که من وارد استم، شاید زیاد تر به درد وطن بخورد..
من هیچ گاه پر و بال مرغ انديشۀ آزاد شما و از کسی دیگری را با مقراض خودکامگی کوتاه نکردیم و به خود هم این اجازه را نمی دهم ، این عمل ناجائز را انجام بدهم، ولی اگر کسی که برایش ارزش قائل استم و یا بودیم، در صورتی که غلط اندیشی کند، شاید جوابی بدهم. به طور مثال شما در انتخابات گذشته برای عبدالله عبدالله بدون لحظۀ تفکر که آیا وی قادر خواهد بود، تا وطن ما را نجات دهد، پروپاگند کردید. در آنوقت جوابی برای تان ننوشتم، چون می دانستم که شما در زندگی تان نه کدام پروژه ای را رهبری و یا منجمنت کرده اید، تا فرق بین عبدالله عبدالله و اشرف غنی را کرده می توانستید. منجمنت و رهبری پروژه های بزرگی یک مملکت و آن هم در وطن ما با این همه کمبودی از متخصصین از عهدۀ کسانی برآمده می تواند که تجربه ای قبلی را داشته بوده باشند و نه لقب های بی معنی داکتری را مانند ایدول و اندیوال شما عبدالله عبدالله داشته باشند.
دانش بدین معنی نیست که اگر خواسته باشند چيزی بنويسند، قلم به دست می گيرند و ھر چه را که در سينه دارند و می نويسند، نخیر محترم، پرودکت ای را به جامع تقدیم کردن را "دانش" گویند. آیا شما کدام پرودکت دردبخور تانرا برای ملت ما معرفی کرده می توانید؟
شما حدس زده و تصور کرده نمی توانید که منجمنت "قاموس کبیر افغانستان" با این همه وسعت آن که وظیفۀ دولت افغانستان بود، و آن هم از طریق انترنت، با این همه زد و بند های افغانی، شاهکاری خواهد بود برای ملت ما، و آن هم در صورت کامیابی آن، در غیر آن ما کوشش بندگی و افغانی خود را انجام دادیم.
شما می نویسید: " چرا از ميان صد ھا کلمه تنھا با يک کلمه دشمنی داريد؟" و "چرا لغات ایرانی را در مقالات حذف نمی کنيد و به جای آن لغات سچۀ دری را به کار نمی بريد؟"
اول اینکه استفاده از لغت نأمنوس و تغییر بی جهت اسم یک مرکز علمی برای خوشنودی همسایه، فرق کلی با یک دیگر دارد. دوم تغییر یک لغت در مقاله ای یک نویسنده، باعث قهر و غضب وی می شود. حتماً آن زمان را به یاد دارید، وقتی که محترم نوری ناحق لغت "آموزه" در مقالۀ تان تعویض نمودند، شما با وبسایت ما قطع رابط کردید...
متأسفم که کمی دیر برای تان جواب دادم، خدا کند که باعث کدورت نشده باشد. رخصتی های خوش و صحت کامل برای شماو فامیل محترم تان آرزو می کنم.


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 20.12.2016


قیس عزیز و محترم،
مثلی که شما محترم مقاله را به درستی و با حواس جمع نخوانده اید. یکبار دیگر مقاله را بخوانید، بدون پیش داوری ها و بدون خوشبینی و بدبینی نسبت به من یا کسانی دیگر. اگر شما یا کسانی که در کنار شما هستند، آنچه را که شما محترم در اعتراضیۀ تان نوشته کرده اید در آن نوشته یافتند، یعنی این را پیدا کردند که من گفته باشم اسم پوهنتون به دانشگاه تبدیل شود، یا نوشته باشم که "چرا باید اسم پوهنتون را به دانشگاه تبدیل کرد"، به عنوان یک مدرک به من و به خوانندگان خویش بنویسید، حتی اگر یک اشاره یا یک عبارت و یا یک جمله باشد. در غیر آن اخلاقاً باید بپذیرید که بسیاری از ادعا های تان مانند همین ادعای تان نه مایه دارد و نه پایه.
من به موضوع زبان و تهاجم فرهنگی و یک سلسله حرف های دیگر به این ارتباط، از بُعدی کاملاً تازه ای نگاه کرده ام؛ از بعدی که تا کنون هیچ افغانی به آن نگاه نکرده است. من می دانم که شما برای داغ ساختن بحث ها در کلکینچۀ نظرخواهی برای بالا رفتن کلک به هر کاری دست می زنید، اما آیا در برابر آن همه سالی که تحصیل کرده اید و در برابر عملی که آموختید، بگذریم از مسئولیت در برابر حقیقت و حقیقت پذیری، فکر نمی کنید که مسئولیتی هم دارید؟ چرا روی همه واقعیت هایی که در نوشتۀ من وجود دارد خط بطلان می کشید، صرف برای این که لجام از دهن چهار تا آدم هار و بی کار بردارید و باز یک بحث را که شما هم می دانید به جایی نخواهد رسید، چون انصاف در این میان مفقود است، به راه اندازید. حوصلۀ آن را هم ندارید که نوشته های مخالفین تان را در دریچۀ نظرخواهی سایت تان نشر کنید.
نوشته می کنید: "تغییر اسم و یا نام هیچگاه نمی تواند، گراد علمی یک مرکز علمی را تحت تأثیر مثبت یا منفی خود قرار دهد..." اولاً از یکی از چهار مطلبی که من در آن نوشته می خواستم با تأکید به عرض خوانندگان محترم برسانم، همین مطلبی ست که شما محترم روی آن انگشت گذاشته اید. ثانیاً، من نفهمیدم که منظور تان از "گراد" چه است؟ آیا این کلمه "دری" است؟ اگر نه؛ آیا معادل این کلمه در زبان دری وجود ندارد؟ اگر وجود دارد چه ضرورتی است که شما، یکی از طرفداران بسیار متعصب استفاده از کلمات سچۀ دری (!)، آن را به شکلی که اصلاً با آوای اصلی آن هیچ شباهتی ندارد به کار برده اید. امید است قاموسی را که زیر دست دارید با این چنین ضعف ها بیرون نکشید. ثالثاٌ باز هم، و با منتهای فروتنی از شما محترم خواهش دارم که به من و به آنانی که نوشتۀ شما و این نوشته را می خوانند، آن عبارت یا جمله ای را که من طی آن گفته باشم که این یا آن اسم به جای این یا آن اسم انتخاب شود، نشان بدهید. منتظرم!
در مورد این که من چرا صفحات کامپیوتر (منظور شاید سایت ها باشد) را پر می کنم، چهار نکته را می خواهم بیان کنم: یکی این که هر قلم زن خواننده هایی خود را دارد. شاید نوشته های من طرف تأئید شما نباشند، اما هستند کسانی که آن ها را با میل و اشتیاق می خوانند و آرزوی نشر آن را دارند. اگر این مقاله ها طرف توجۀ شما محترم قرار نمی گیرد، به خود زحمت ندهید و وقت گران بهای تان را صرف خواندن آن نکنید. سوم شما با ابراز این نظر به کسانی اهانت می کنید که این مقاله ها را در سایت های شان نشر می کنند. اطمینان دارم که این افراد، گردانندگان سه سایت، از شغل و مسلک تان که بگذریم، در مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و فلسفی و دینی و اقتصادی خیلی بیشتر از شما وارد هستند. بدون تردید هر یک از این ها می دانند که چه را باید نشر کنند و چه را باید نشر نکنند، به خصوص آقای نوری که شدیداً مخالف کاربرد کلمۀ دانشگاه به جای پوهنتون هستند! آقای الم چندین کتاب سیاسی سنگین و معتبر را با دقت و زیبائی تمام ترجمه نموده اند و در مورد فهم سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی و اطلاعات عمیق و گستردۀ دینی ـ مذهبی آقای موسوی بدون اغراق کسی یافت نمی شود که آن را انکار کند. و چهارم شما با طرح این سؤال، بر کنار از این که می خواهید پر و بال مرغ اندیشۀ آزاد مرا با مقراض خودکامه گی کوتاه کنید، از کسانی دیگری که شاید با شما هم نظر نباشند، بدون گرفتن رأی آن ها، نمایندگی کنید. شاید به این مسئله فکر تان قد نداده است که امروز مردم به حدی از دانش رسیده اند که به نماینده گی کسی محتاج نیستند. و اگر خواسته باشند چیزی بنویسند، قلم به دست می گیرند و منویسند، حر چه را که در سینه دارند. خیر است؛ از خرد ها لغزیدن از بزرگ ها بخشیدن!
از این هم که بگذریم، مگر شما محترم متوجه نشده اید که من حداقل در سه جا نوشته ام که مردم ما به این کلمه "پوهنتون" می گویند؟ در جایی هم نوشته ام : "یک محل خاص، که در آن دانش و علم فرا می گیرند، و ما بدان پوهنتون می گوئیم، به کار گرفته می شود."
از شما محترم می خواهم "ما"یی را که من در عبارت فوق به کار برده ام، از نظر مفهوم و معنی، همچنان از نظر منظوری که من از بیان آن داشته ام، تفسیر کنید. آیا این عبارت حاوی این مطلب نیست که من کلمۀ پوهنتون را، هرچند ملاحظاتی در پیدائش و علل آن دارم، به عنوان یک کلمۀ قبول شده در زبان و در فرهنگ ما پذیرفته ام؟
نکته دیگر استعمال کلمۀ تمایز است. منظور از تمایز، تمایز لفظی نیست، آقای قیس کبیر! از سر تای پای نوشته بحث بر سر نبود تمایز در هدف تدریس در مکان هایی است که در یکجا یونیورستی و در جای دیگر دانشگاه و در جای دیگر هم پوهنتون و... نامیده می شود؛ همان گونه که شما محترم نیز نوشته می کنید: "تغییر اسم و یا نام هیچگاه نمی تواند، گراد علمی یک مرکز علمی را تحت تأثیر مثبت و یا منفی خود قرار دهد،..."، و چه مثال جالبی هم داده اید؛ نام و شخصیت یک انسان!! بلی ممکن است ده انسان با آن که دارای نام های مختلف باشند، همه یا راستگوی باشند و یا دروغگوی. اسمای کانون های تحصیلی هم همینطور؛ ممکن فرق کنند، ولی قصد از به وجود آمدن شان یکی ست. پیام من در آن نوشته، اگر آن را دقیق بخوانید، البته یکی از پیام ها، هم همین است!
در اخیر می خواهم با اجازۀ شما از شما یک سؤال کنم: در نوشته هایی که درپورتال شما نشر می شوند بار ها دیده شده است که لغات تولید شده در فابریکه های تولید لغات کشور ایران به وفرت به کار می روند، چند مثالی هم در نوشتۀ من که مورد نقد جناب شما قرار گرفته است، داده شده است. سؤال این است که شما تنها با کلمۀ "دانشگاه" سر سازش ندارید، یا با همه ساخته های زبانی ایرانیان؟ اگر با همه ساخته های زبانی آن ها سر سازگاری ندارید، چرا مانند آقای نوری آن ها را از نوشته هایی که به شما می رسند، حذف نمی کنید و به جای آن لغات سچۀ دری را به کار نمی برید؟ چرا از میان صد ها کلمه تنها با یک کلمه دشمنی دارید؟ من می خواهم بنیاد منطقی این دشمنی را در حالی که صد ها کلمۀ دیگر ساخت ایران را با آن که معادل آن در زبان دری موجود است با آغوش باز می پذیرید، بدانم. برای بستن زبان لق مغرضین باید گفته شود که این سؤال تنها برای دانستن منطقی است که شما را وادار به این کار نموده است؛ نه اصرار به این که شما حتماً دانشگاه را به جای پوهنتون بپذیرید و به کار ببرید! بین این دو خواسته فکر می کنم که فرقی موجود است؛ همینطور نیست؟
به هر روی، ممنون از این که درد دل تان را نوشتید، در مورد نوشته های من هر کسی که قصد نقد را داشته باشد، می توانند نظرش را بنویسد، منتها باید نقد باشد، نه مغشوش ساختن یک مطلب یا به اصطلاح مردم عوام "سنگ را ده دبه انداختن" یا چهار نفر را دست به گریبان ساختن!
پیروز و بهروز باشید


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 20.12.2016

غ.حضرت خان مکالمات مودبانه!، مستند؟؟؟ و منطقي!؟. شما حتي تحت نامهاي مستعار با اينجانب و احترام؟ شما به كتب حديث شريف درين دريچه و نوشته اي خودتان كه از گویا از سعودي؟ با Ip adress سویدن! با یک بھانه اي طفلانه فرستاده بوديد ( كه علامت ديگر چھرہ ای ثابت و صداقت جنابعالی میباشد ) و ھمچنان دانش و انصاف شما در مورد دانشمندان محترم پوھنتون ازھر با تھمتھاییکه صرف از فيسبوكيگکھای ساخت دستگاہ استخبارات صفوی رافضی نشر میشوند و فرارھایی شما از موضوعات مورد بعد از تخته بند شدنتان باوجود حذف سوال برانگیز یک قسمت آن از دریچه اي نظر سنجي تاحال الحمدلله درج است. درین مورد بقدر کافی صحبت شد، و الله را شكر كه بنده یگانه نفري نيستم كه به ضدو نقيض گویی شما ( چی بعلت نافھمی و چی ھم دستوری ) پی بردہ برده ام. با وجود ان بازهم و هنوزهم يك تقبيح يا شكايت از شما در مورد تجاوز فرهنگی- سیاسی۔مذھبی آخوندان صفوی یک کلمه و اشاره هم مثل ھمیش شنیدہ نشدہ برعکس برای ایجاد شک و شبھه و نفاق ( کمافی السابق ) شروع نمودید۰
افغانستان حق دارد بحيث یک کشور آزاد و مستقل با هر كشوريكه منافعش ايجاب نمايد و به هرشكلي كه لازم بداند،روابط دوستانه برقرار نمايد، همچنان كه دیگران مینمایند!!! عربستان در بسیاری ممالک حتی آلمان پوھنتون، اما ھیچکدام آن نه از نگاہ سیاسی و نه از نگاہ عقب ماندہ اند، اما آن احمقی كه خواهش درج مزخرف حداقل شبهاي همبستري زنان با شوهرانشان در قانون اساسي افغانستان شده بود، آله اي دست كدام مملكت در افغانستان است؟؟؟
يا لطيف، يا مستعان


اسم: قیس کبیر   محل سکونت: المان    تاریخ: 20.12.2016

آقای سدید مقالۀ تحت عنوان "پوھنتون و دانشگاه و باور به وجود تمايز ميان آن ها" در 11 صفحه تحریر کرده که چرا باید اسم پوھنتون را به دانشگاه تبدیل کرد... بلی من هم طرفدار تمایز استم، ولی نه تمایز با اسم آن بلکه با سویه ای علمی آن... تغییر اسم و یا نام هیچگاه نمی تواند، سطح علمی یک مرکز علمی را تحت تأثیر مثبت و یا منفی خود قرار دهد، همان طوریکه تغییر نام "سدید" به "شمیت" قادر نیست، از شما یک انسان دیگر، با خوی و خواص دیگر بسازد...این نام را برای شما والدین محترم تان انتخاب کرده، شما می توانید با جنجال های زیاد، آنرا تغییر بدهید، ولی شخصیت تانرا تغییر داده نمی توانید. ایالات مختلف سوئیس را به نام "کانتون" ها یاد می کنند، ولی تا به حال هیچ سوئیسی المانی زبان، خواستار تبدیل اسم "کانتون" به آن اسمی نشده اند که در آلمان رواج دارد وهیچ سوئیسی فرانسوی زبان و ایتالوی زبان، شکایت ندارند که چرا "کانتون" اسم المانی می باشد، همه برای آن می تپند که "کانتون" های خود را بهتر و بهتر سازند.
من نمی دانم که چرا شما صفحات کامیپوتر ها را با این نوع مقالات پُر می کنید؟ به جای اینکه یک لحظه را برای بلند بردن سویه ای تحصیلی یک پوھنتون و یا به گفتۀ شما دانشگاه مصرف نماید؟ ما که اقدام برای به وجود آوردن یک قاموس زبانی و مسلکی کردیم، شما در اول تردید کردید و بعداً آنرا آنقدر کوبیدید، مثلیکه از طرف رژم آخوندی مؤظف شده باشید...
داکتر صاحب هاشمیان، البته دروازه های قاموس به روی همه افغان های ملیگرا باز است، ولی تیم ما حالا ضرورت آنرا نمی بیند که دیگر از کسانی دعوت همکاری کنیم که در موقع ضرورت به ما همکاری نکردند، نه از "آریانا افغانستان" و نه از "افغانستان آزاد"... بگذارید آنها را که باقی عمر عمر با افتخار خودرا در شکوه و شکایت از تهاجم فرهنگی ایران بگذرانند و مهاجمین به ریش شان بخندند. ما و شما با به وجود آوردن یک قاموس همه جانبه ان شاء الله قادر به دفاع خواهیم شد. روزی یک افغان از یک جاپانی سؤال کرد که چرا شما در مقابل امریکا مظاهره نمی کنید و مرگ به امریکا نمی گوئید؟ جاپانی بعد از لحظۀ تفکر جواب ذیل را ارائه کرد: همان تلفون جاپانی را که در روی میز کار رئیس جمهور امریکا می بینی، معنی مرگ به امریکا را دارد....
شما یگانه کسی بودید که ما را تا حد امکان یاری نمودید که خداوند اجرش را نصیب تان کند. ان شاء الله به زودی شاهد موفقیت های بیشتر "قاموس کبیر افغانستان" خواهید بود.


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 19.12.2016

با عرض سلام.
من اګر بجای جناب اقای مجید منګل میبودم، ضمن تأکید بر نوشتۀ چند هفته پیش که در ارتباط با ایجاد پوهنتون مذهبی سعودی ها نګاشته شده بود، هر ګز استدلال ضعیف و حتی سخیفِ اقای جلال را جدی نه میګرفتم و می نوشتم که تهاجم فرهنګی یک مسئله است و تهاجم و صدور افکار افراطی مسئلۀ دیګر.و می نوشتم که که دانشمندان مذهبی جامعۀ ما تماماً فارغ التحصیل پوهنتون الازهر میبوده و اکنون نیز باید محصلین مذهبی ما به همان پوهنتون الازهر اعزام شوند. اصول تدریس و تفکر سعودی ها با فرهنګ ما فاصلۀ زیادِ دارد.اکنون که در بسیاری از عرصه های علمی و اقتصادی برای زنان کشور ما زمینۀ رُشد و فعالیت چشمګیر مهیا شده، با تشریف آوری و لانه ګرفتن تفکر وهابیزم -سعودیزم در پهلوی تخریب و تحریف جوانان ما، عرصه را بر موجودیت فعّالِ زن های مظلوم ما تنګتر خواهد نمود.
اقای مجید منګل باید بپذیرد که ګپ عمومی و حساس از دیپلوماسی ګذشته باید بدون ترس و ملاحظه حقایق را ګفت.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفرنیا    تاریخ: 17.12.2016

یادداشتی برای متصدیان محترم وهم خوانندگان محترم این صفحه !
یک پیام من برای این صفحه که یکهفته قبل ارسال شده بود نشرنشده - تصور من ازینقراراست که درآن پیام از سایر افغانها، بشمول استادنگارگر و قلمبدستان دیگری که با مداخلات ونفوذ فرهنگی ایران درافغانستان مخالف میباشند، دعوت کرده بودم که در بارۀ پیشنهاد آقای حداد عادل رئیس فرهنگستان ایران اظهار نظرکنند- شاید بهمین ملحوظ آن پیام من سانسور شده است .
قابل تذکر میدانم که بنظرمن متصدیان پورتال وزین افغان -جرمن آنلاین باید ازهمه نویسندگان افغان، بشمول آنهائیکه با ویبسایت آریانا همکاری دارند، دعوت کند که میتوانند با این پورتال نیزدرمسایل مهم ملی همکاری قلمی کنند، و اطمینان بدهد که دروازۀ این پورتال بروی همه افغانها باز است. افغانستان وطن همه افغانها است وحفظ نوامیس وطن بهمه افغانها تعلق دارد. با عرض احترام - سید خلیل الله هاشمیان - 16 دسامبر 2016 -


اسم: جلال   محل سکونت: جرمني    تاریخ: 11.12.2016

ما به مراكز قاچاق علنی لغات ناموزون و نامانوس عرض میداریم، كه خاك بر سر خودتان و لغات بدشكل و بد ادای تان۰
در ضمن خورسندم كه محترم مجيد منگل ھم درین مورد نظر خود را ابراز نمودند۰ الحمد لله كه بر سر تجاوز بيشرمانه اي فرھنگی( ادبی، تاريخي و مذھبی ایران ) توافق نظر موجود است. اينكه آیا نوشته و سوال بنده ازيشان و يا هم خودم، ناشي از دقت و يا عدم آن در نوشته اي ايشان بوده است، نظر قبلی اینجانب در دریچه اي ديگر و مقاله اي جناب خودشان هردو درج ميباشند.
اگرچه اين تبصره هم بايد در دريچه اي ديگر صورت میگرفت، اما نوشتن جوابیه اي ايشان درينجا مناسبت داشته و ان شاالله خارج شدن از موضوع نخواهد بود.
بصورت واضح عرض بدارم كه ساختن چنان پوھنتونی بھترین خبريست، كه در ١٥ سال اخير تا حال شنيده شده است. اميدوارم كه بر علاوه اي جلال آباد، شاھد چنین آبادیھا در کابل، ھرات، مزار، قندھار و تخار و امثالھم باشیم۰ دانش روشنیست و جھل تاریکیست۰ منافع اقتصادی و سیاسی آن در جایش۰
اگر به مشكل تجاوز مذهبي-ادبي-تاريخي همسايه اي غربي برگردیم، افغانستان بی پول-بی رفیق-ناامن با کشوری مقابل است، که داراي پول وافر، دستگاھھایی فراوان، جیرہ خواران و چاکران مختلف ......( باوجوديكه بعضي دوستان خود را در قفس هاي اهني كنار جاده ها مياندازد) بوده و مهمتر از همه پشتیبانی مستقیم و غير مستقيم اختیارداران اصلی کشور در حال حاضر را در عقب خود دارد۰ اما چیزیكه افغانستان غير از معادن!؟ خود دارد، عبارت از نام، اعتبار و الحمدلله تاريخ بسيار نيك و با عزت در مجامع مسلمان منجله عربستان ميباشد. افغانستان به متحدين قوي، مخلص و داراي منافع و اهداف مشترك اشد ضرورت دارد. تنها با حلوا گفتن دھن شیرین نمیشود۰ توكل علي الحي الذي لايموت
والسلام
والسلام


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.12.2016

جریمه 100 دالری استفاده از کلمات ناآشنا *
تاجیکستان خبرنگارانی را که از کلمات غیر معمول و ناآشنا که خوانندگان
معانی آنها را ندانند، استفاده کنند تا 100 دالر جریمه می‌کند!

خبر فوق ارادۀ دانشمندان زبان شناس جامعۀ تاجکستان را تقویه میکند که نباید طوطا وار از بیگانگان تقلید صورت بگیرد.
قبل از همه باید وضعیت زبان را دانست که روی چی نیازی باید لغات مأنوس را برداریم وبجایش چیز های رابگذاریم که زادۀ سلیقه اشخاص مغرض بوده زبان را از بالندگی و پویایی باز دارد.
ایرانی ها کلمات زیبای بیشماری را مانند شفاخانه بجای بیمارستان و کلان را بجای گنده وبزرگ از زبان دری افغانستان گرفته اند وبرعکس مقلدین ما دور از زیبایی شناسی زبان در تلاش اند ناموزونات ایرانی را تقلید کنند.
در نوشته ذیل با اختصار به نکات می پردازیم تا در حفظ غنای زبان زیبای دری کوشیده باشیم.

زبان دری فرزند زبان پارتی بلخی است که از زبانهای دو طرف دریای آمو مثل ، سـُغدی و خوارزمی نیز متأثر میباشد. البته این زبان بشکل گفتاری بدون کتابت ورسم الخط در بین مردم بومی منطقه رایج شد که خالی از نواقص نبود. در قرن دوم هجری اساس و قواعد عربی را بخاطر غنای این زبان پیشگامان زبان این مرزو بوم پذیرفتند. این زبان وقتی متکی بر زبان علمی عربی استوار وکمرش بسته شد، توانست گستره ادبیات وشعر را برای گویندگان منطقه آماده سازد. در حالیکه قبل از رسم الخط عربی آثار ادبی و شعری این زبان کتابت نداشت.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: hashmat   محل سکونت: canada    تاریخ: 11.12.2016




.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 09.12.2016

پاکستان خطرناک ولی ایران خطرناک تر است
بعد از سقوط حکومت داؤد خان تا امروز کشور ما به یک مستعمره سیاسی و فرهنگی دولت فاشیستی ایران مبدل گشته است، حامد کرزی بی مقدار برخلاف زمامدران سابق کشور که حیثیت و اعتبار مملکت را در سطح جهانی حفظ نموده بودند، مانند یک اجیر و برده از ایران به خرجین ها پول گرفت و آبروی کشور و مردم ما را در برابر پولی که مانند قاچاقبران در طیاره با خود آورد ریخت، بودند ذواتی که این عمل ضد ملی کرزی بی مقدار را مورد تأیید قرار دادند.
بسیاری از نویسندگان ما به شمول استادان پوهنتون به استعمال کلمات نامیمون و نا موزون ایرانی مانند دانشگاه وغیره نشخوار میزنند. متأسفانه، استعمال و ترویج این کلمات توسط همکاران قلمی این ویب سایت از سال ها به اینطرف دوام دارد.
من از مجریان محترم این ویب سایت جدا تقاضا مینمایم که مبارزه علیه استعمال و ترویج اصطلاحات ایرانی باید از همین ویب سایت شروع شود بدین معنی که هرگاه در یک مضمون اصطلاحات ایرانی بکار رفته باشد، آن اصطلاح یا کلمه را از متن مقاله بیرون کشیده و جایش را خالی بگذارند، تا بدین وسیله مقاله مذکور شکل مبتذلی را اختیار نموده و همکار قلمی، مسحور فرهنگ ایران مجبور شود از تکرار همچو عمل ضد ثقافت ملی بپرهیزد.
مړه دی وی زموږ د ملی او ثقافتی هویت دشمنان او دهغوی نوکران


اسم: مجید منګل    محل سکونت: اضلاع متحده امریکا    تاریخ: 09.12.2016

هموطن ګرامی آقای جلال ! تشکر از تبصره و اظهار نظر بجای تان در مورد مقاله من که در همین سایت در مورد خطرات احتمالی ترویج ( وهابیت ) در افغانستان در صورتیکه پوهنتون عربستان سعودی در کشور ما تاسیس و فعال ګردد به نشر رسیده است . آنجه توجه مرا درآغاز تبصره شما جلب نمود اینست که شما از خود چنین سوال کرده ایید : ((نمیدانم آقای منګل در مقاله خود در مورد تقبیح مراکز و کمیته های خمینی ، مدرسه ها و دانشګاهای مختلف و فراوانیکه در نقاط مختلف کشور حتی پایتخت توسط رژیم آخوندی یر خلاف تناسب نفوس و ضرورت و مزاج اکثریت کشور ساخته شده هم چیزی نوشته اند ؟ )) . در حالیکه اګر در خواندن مقاله من دقت لازم صورت میګرفت چنین تشویش وسوال بمیان نمی آمد زیرا من در نوشته خود در دوقسمت مختلف بصورت واضح و آشکارا به مداخلات همه جانبه رژیم ایران در امور داخلی کشور ما با لحن نکو هش اشاره کرده ام باجود یکه موضوع اصلی مقاله ام در مورد خطرات احتما لی تعمیم و ترویج ( وهابیت ) در افغانستان بود . یاد آور می شوم که اعمال مداخلات همه جانبه وتهاجم بشمول تهاجم فرهنګی که متاسفانه توسط یک دولت به مقابل دولت دیګر صورت می ګیرد از جمله اعما لی است که به اساس تعریف و مفهوم حقوقی ملل متحد و جامعه بین المللی اعمال قابل نکوهش شناخته شده اند . بحیث هموطن تان بشما اطمینان میدهم که من بحیث یک افغان و دپلومات مسلکی مسایل بین المللی هرګز مداخلات ایران و یا هرکشور دیګر را در امور داخلی افغانستان نادیده نګرفته و نخواهم ګرفت .
آقای جلال ! جای تاسف نه بلکه افتخار است از من سوال کرده ایید آیا من مقالات جناب ( سراج وهاج ) را در مورد تهاجم فرهنګی بیګانه خصوصا همسایه غربی مطالعه کرده ام ؟ بلی برادر محترم باو جودیکه با این شخصیت ارجمند ملی و چهره شناخته شده مطبوعاتی کشور از نزدیک آشنایی ندارم ولی مقالات پر محتوی شانرا در موقع اش با علاقمندی مطالعه نموده ازآن آموخته ام . مقالات شان همیشه برازنده و حاوی هوشد ارهای مهم درمورد تهاجم فرهنګی بیګانه خصوصا رژیم ایران و ضرورت حفظ و نګهداشت کلتور و فرهنګ ملی کشور و تحکیم وحدت ملی بوده است . تشکر


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان    محل سکونت: امریکا    تاریخ: 09.12.2016

جناب آقای دکتورنوراخمدخالدی درمقاله ای نوشتند که:
" آقای غلام علی حدادغادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی دولت ایران گفته است که این فرهنگستان حاضر است به دولت افغانستان درزمینۀ تقویت ذخیرۀ واژه های فارسی در این کشور کمک کند." (1) موصوف علاوه میکند که "بقول بی بی سی آقای حداد عادل که درنخستین هم آیش(2)گفت وگوی فرهنگی ایران وافغانستان درتهران صحبت میکرد گفت :"فرهنگستان زبان وادبیات فارسی درایران درطول فعالیت خود توانسته است بیش از55 هزارمعادل فارسی رابرای لغات فارسی پیداکند، وما آماده ایم این واژه ها رادراختیاردولت افغانستان قراردهیم تا آموزش زبان فارسی درمدارس کشور راحت تر شود."
بعقیدۀ دانشمند افغان آقای داکتر خالدی، علاوه برآنکه کلمات ساختگی ایران به آموزش زبان دری مفید و ضروری نمیباشد، سفاشارت خوبی هم در زمینه دارند که میگویند: "در دنیای امروز که از نظر ارتباطات و تبادل معلومات روز بروز کوچکتر شده میرود، آیا بهتر نیست که پدیده های صنعتی وتکنالوژی را که درسایر کشور ها اختراع شده و رواج یافته، بهمان نامهای اصلی بین المللی آنها یادکنیم؟ آیا به نفع جوانان وجامعۀ دری زبان افغانستان است که با استفاده از کلمات ساخته شدۀ فرهنگستان زبان و ادبیات فرسی ایران، در عوض کمپیوتر(رایان)، عوض انترنت (تارنما)، عوض فیسبوک(رخنما) و عوض راکت (موشک) بگویند ؟..." داکتر صاحب خالدی درست میفرمایند که :"برعلاوه، ایرانیها درصدد حذف کلمات عربی از زبان فارسی هم استند." داکترخالدی تاریخچۀ خصومت ایرانیها رابا عربها و زبان عربی نیزتوضیح کرده است. علاوتا خلالدی صاحب چه خوب این عجایبات را تصویر کرده که :" اسم فرزند "فارسی" میخواهد اسم پدر "دری" را تحت شعاع قرار دهد!" ودرینجا هاشمیان علاوه میکند که "تفو برتو ای بنیاد فرهنگستان تفو !!!"

(1) من ازکلمۀ (واژه) که یکی ازساختگی های فرهنکستان ایران است بدم می آید، اما دراینجا بحیث نقل قول آنرا نوشتم: ببینید ایرانیها (وازه) رابعوض (کلمه) رایج ساختند، آیا ازین ساختمان معیوب (واژاه) میتوان (تواژه - متواژه- واژات - تواژات -متواژات) ساخت؟ اما از(کلمه) میتوان (کلام- تکلم- متکلم- کلمات) ساخت -ایرانیها میخواهد افغانهای دری زبان را ازغنای زبان عربی محروم و محدود بخودشان سازند !
(2) کلمۀ مرکب(هم آیش ) نیز ساختمان ناقص فرهنگستان است - ایت ترکیب راایرانیها بعوض کلمات عربی مجلس، جلسه، صحبت وترکیبات دری (گردهم آیی) و(نشست) ساختند. درترکیب ساختگی (هم آیش) تنها کلمۀ(هم) یک کلمۀ دری است، اما (آیش) درزبان دری یک ساختمان بی معنی وبی مفهوم است.
بهرحال، اکنون برگردیم به تقریر رئیس فرهنکستان ایران وبخشش 55 هزارساختمان جدید شان که رواداری نموده ومیگیوید "به تقویۀ ذخیرۀ واژه های فارسی درین کشور(افغانستان) کمک کند" و "اموزش زبان فارسی در این کشور راحت تر شود".
ما افغانها بکلی معتقد ومطمئن استیم که هدف این بخشش ایران تخریب ذخیرۀ کلمات سچه واصیل زبان دری میباشد که پدر ووالد زبان فارسی ایران بوده است .
این تذکر رئیس فرهنگستان ایران که هدف بخشش شان اینست که "آموزش زبان فارسی دراین کشور راحت ترشود" یک طنز و یک طعنه است، یعنی اکنون آموزش زبان فارسی درافغانستان "ناراحت است" و باید "راحت تر" شود !
چندی قبل شنیدم که مامورین رسمی وایرانیان مقیم کابل یک توبره کلمات جدید ساخت ایران را به چند تلویزیون، منجمله تلویزیون طلوع سپرده ومنتظرتطبیق آن بودند- تلویزیون طلوع یکتعداد کلمات ساخت ایران را ازآن توبره برون آورده وتوسط نطاقۀ ایرانی زبان خود درمعرض چلش قرارداد، نطاقان دری زبان از آنجمله آقای (مَلِک) بخوشی وشوق آنهارا پذیرفت وقرائت کرد، اما قرارمسموع آقای (فرهمند) ایستاده گی کرد وگفتت " من نطاق زبان دری استم و زبان ملی و مادری خود راتغییرداده نمیتوانم..."- درواقع نیرآقای (فرهمند) بهترین نطاق زبان دری تلویزیون طلوع میباشد. افغانها باید بیدار ومتوجه شوند که ایرانیها "ناراحت" استند ومیخواهند (فردوسی درافغانستان لوطی میدان شود)!
درحالیکه ازتحلیل عالمانه و تبصره وسفارش وطندوستانۀ جناب محترم داکترنوراحمد خالدی تقدیر وامتنان میکنم، ازهمه قلم بدستان افغان تقاضا میکنم "ناراحتی" ایران راملتفت شده، درمقابل بخشش توبرۀ لغات شان حق مادر وطن وزبان دری را ادا کنند. با عرض احتارم - سیدخلیل الله هاشمیان - کلفرنیا - مورخ 9 دسامبر 2016.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved