Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  پیرامون ضرورت تدوین " قاموس دری"    نویسنده:  سید خلیل الله هاشمیان

 
اسم: قاسم باز   محل سکونت: ویرجینیا امریکا    تاریخ: 16.09.2015

عرض تبریک!
به دو خواهر هموطن و خوش کلامم هریک میرمن شیما غفوری و میرمن صالحه وهاب واصل. که افتحار لفب استادی از طرف یک عده بزرګان افغان به انها اعطا ګردیده، از صمیم قلب تبریک میګویم.امید وارم این دو خواهر محترم ما مثل همیش با قلم توانا و ادبی خود درد،غم و رنج ملت افغان خود بلخصوص صدا کتله عظیم کشور اعم از زن و مرد غم دیده و ناتوان خود را به ګوش هموطنان خود برساند.
ضمنآ از خدمات و عرق ریزهای ( لوی )استاد بزرګوار اقای داکتر صاحب هاشمیان نیز سباس ګذاری مینمایم که در این سن و سال که خود را به عصا دست خود محکم تکیه نمود یک جهان شاد باش میګویم.
همچنان از ګردانندګان محترم افغان جرمن انلاین متشکریم که زمینه معرفی هر چی بهتر این خواهران استادان ادب دری را فراهم نمودند.
به ارزوی موفقیت هر چی بیشتر این دو خواهر استادان ادب دری.
پیروز باشید
برادر کوچک شما
قاسم باز


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 14.09.2015

خبرفرهنگی از افغان جرمن آنلاین

عصر روز 12 سپتمبر2015، محفل پرشکوهی در هالند بمناسبت اعطای لقب «استاد ادب دری» به میرمن صالحه وهاب واصل و میرمن شیما غفوری تدویر یافت، دراین محفل داکتر سید خلیل الله هاشمیان سابق استاد پوهنتون کابل از امریکا وآقای پوهاند دکتور عبیدالله عبید سفیر کبیرافغانستان در هالند و جمع کثیری از فرهنگیان، دوستان و هفت نهاد اجتماعی و فرهنگی از هالند و جرمنی، اشتراک ورزیده بودند، بعداز گفتن خیر مقدم به حضار و سخنرانیه، القاب از سوی استاد هاشمیان تفویض گردیدهع، تبریک گفته شد که با کف زدنها و شور و هلهۀ حضار بدرقه گردید. محفل تا ساعت 12 شب با بیانیه ها و خواندن اشعار و تبصره بر اشعار ایشان، صرف غدا و موسیقی غزل توسط محبوب الله محبوب دوام پیدا کرد که گزارش مفصل و راپور تصویری آن بزودی در همین پورتال به ملاحظۀ خوانندگان ارجمند پورتال خواهد رسید.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 13.09.2015

دوستان و وطنداران گرامی مشغول در صفحۀ نظرخواهی!
این پورتال به علاوۀ ابلاغ واضح و روشن در روش نشراتی خود، قبلاً به کررات به محترمان عرض نموده است که لطفاً صرف به نقد و انتقاد نظرات و افکار همدیگر در چوکات ادب و معاشرت رسانه یی پرداخته و از کاربرد و استعمال کلمات، جملات، لغات، تشبهات، استعارات و اشارات موهن (اهانت آمیز)، مستهجن، رکیک و خلاف آداب عمومی اجتناب نمایند. ولی بازهم بعضی از عزیزان به این موازین و توقعات ما اعتناء نکرده و آداب مورد نظر را نقض میکنند، با کمال احترام و خلوص متمنی است تا لطفاً به این اصل مهم ما توجه وآنرا رعایت نمایند در غیر آن نوشته ها و یادداشت ها و نظرات ایشان از نشر محروم خواهند شد.

با صفا و حُرمت


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.09.2015

به همه سلام
دانشمند ګرانقدر فرهاد مسکینار در مورد زبان دری در ایران سخن زده که همین طور است، اګر از دانشمندان هاشمیان صاحب، فرهاد مسکینار صاحب، سوالی داشته باشم ان اینکه ایا ریشه زبان دري و فارسی یکی اند؟ من متقد هستم که متمایز اند، کلمه دری از دره های افغانستان مشتق شده و فارسي از فارسیان، وقتی در قرن هفت مردم افغانستان به دري تکلم می کردند، در حالیکه در ایران در ان زمان مردم به زبان پهلوي تکلم می کرد، این نکته مهم فرهنګ دری را شکل خواهد داد، که غفلت در ان ګناه است، ایرانیان فرهنګ فارسی را از دری دزدیده اند.


اسم: فرهاد مسکینیار   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 08.09.2015

محترم نگارگر مینویسد که :
(شما چرا می خواهید به نیروی مغالطه بر تصور نادرست خود صحه بگذارید؟ برای من صاف و ساده بگوئید ملک الشعراء بهار ایرانی است یا نه؟
وقتی او می گوید :
گر به پا س همزبانی جان ب کابل روم
دوستداران سخن بر سر نهند افسر مرا ....(
من به جواب این سؤال نگارگر خاطرنشان کردم که شعر در ایران تاجکستان و افغانستان به زبان دری
سروده شده اند که تمام شاعران متقدم بر آن معترف اند. ازینرو به نظرم محترم نگارگر به خاطر کتمان کردن اشتباه
خود میخواهد دیگران را به مغالطه کاری متهم کنند که منصفانه نیست. دلیلش اینکه اشعار تمام قدما و شاعران
معاصر )دوران شاه( ایران اکثریت اشعار شان به زبان شیوای دری سروده اند که جز در بین تمام افغانها در دو
خطه ای دیگر قابل فهم عموم نیست. به قول حافظ چون دری را همگان نمیدانستند چنین خطاب میکند که :
سخندانیّ و خوشخوانی نمی ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم.
در برابر این سخن روشن متاسفانه چنین تحریف را می نویسند که : شما همین حالا که ادعا کرده اید زبان ایران تا عهد شهریار دری بود ولی یک شب گذشت و فردا وقتی ایرانیان از خواب برخاستند دیدند که زبان شان کاملاً به یک زبان دیگر یعنی فارسی بدل گردیده است. با تعجب: ما ادعا نکرده ایم که زبان ایران تا عهد شهریار دری بود چنین تهمتی را از محترم نگارگر بعید میدانم. بلکه زبان شعری در ایران دری بود که قدما به آن معترف اند. واین خصیصه بخاطر شعر دری درهند چندین زبانه نیز چنین بود.
با سوالیکه : ملک الشعراء بهار ایرانی است یا نه؟ واقعا ً تعجب کردیم که این سوال کجا ومحترم نگار گر کجا ؟
بخاطر که مارا مغالطه بر تصور نادرست متهم کرده اند برای مقایسه سالم، جملات اصل را با جمالات که تحریف شده اند به خوانندگان منصف پیش کش کردم. تا خواننده گان اجمند دریابند که ما چه گفتیم ومحترم نگارگر آنرا چه ساخته است.
خواننده گان ارجمند وگرامی !
کسیکه برای بلند بردن جواب سُست چوبین پا، اول سخن مقابل را تحریف میکند وبعد برتحریف خودساخته جواب دلخواه خود را سبب دیماگوژی مینویسند. بنظرم این عمل رامیشود مغالطه کاری نامید.
بقول شاعر
تو خواب ساز، خیالش بران نیز بساز
جوابهای خواب هاست چوآبگینه حصار
توان رفتن تو آنزمان مقدور است
چه! کینه توشه ایُ ره توشه را زمین بگذار
میدانم که تاب جواب های سوال اساسی را ندارند وباید نداشته باشند زیرا برحق نیستند. درین موضوع خود محترم معترف است که نوشتند : که کاش سکوت میکردم. مانیز چنین آرزوی داشتیم که متاسفانه دوستان شما، شما را قرار نگذاشتند. کاش چنین میشد.
اگر محترم نگارگر حق بجانب میبود سوال روشن ما را که در ذیل دوباره تکرار میکنم باید بی خوف جواب میداد که نداد.
1: چرا در زمان که دونفر مرد القاب ملک الشعرایی را گرفتند شما رضایت تانرا با سکوت بیان کردید.؟ اما اکنون که پای دوخانم محترم در میان است. چرا این سکوت را شکستید؟ و دور از عدالت به نگوهش نیز پرداختید. این عمل شما چنان آفتابی و واضح بود که یکی از شاعران محترم را برآن داشت تا موضوع زن ستیزی را که عیان شده بود بیان کردند.
2: چرا جانب گیری ومعرکه گیری کردید؟ وبا کسانی همراه شدید؟ که با هیچ منطقی برابر نیستند.
این سوالات اساسی را جناب نگارگر متاسفانه طفره رفته به چیز های پیوسته اند تا علاقمندان موضوع را به بیراهه رهنمون سازند. وسلام


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 08.09.2015

داکترسیدخلیل الله هاشمیان 7 سپتامبر 2015

قابل توجه خوانندگان محترم پورتال وزین افغان –جرمن آنلاین
امروز در کلکین نظریابی پورتال وزین – افغان جرمن آنلاین نوشتۀ اقای ولی احمد نوری
(ناصرمستجاب) را خواندم که بجواب خانم زرغونه مسعود از المان، ضمن مطالب دیگر، یک دروغ شاخدار هم نوشته شده است – از آنجائیکه تا حال چهار ایمیل من در کلکین نظریابی نشرنشده، بلکه مفقودالاثر گردیده، این توضیح مختصر برای نشر میفرستم:

بعداز وفات مرحوم مغفور استاد محمدطاهر هاتف، اولین ملک الشعراء افغان درمهاجرت، هاشمیان اولین ژورنالست بود که درمجلۀ آئینه افغانستان جناب استاد محمد نسیم اسیر را بحیث دومین ملک الشعراء افغان در مهاجرت پیشنهاد نمود و متعاقبا همان پیشنهاد خود را به پورتال وزین افغان – جرمن آنلاین فرستاد که نشرشده است – آقای ولی احمدنوری (ناصرمستجاب) دومین شخصی بود که به تائید پیشنهاد هاشمیان برخاست واین موضوع را هردو، باوجودمخالفت ازجانب استاد نگارگر، تا اخیرتعقیب کردند. ویبسایت شعله ای آقای معروفی سومین شخص بودکه در ویبسایت خودشان این موضوع را تعقیب کردند. واقعیت این جریان از همین قراراست و من حاضرم با ارائۀ اسناد آنرا ثابت سازم- الحمدلله جناب ملک الشعراء اسیر حیات دارند واین جریان زیر نظر آن جناب مسیر خود را طی کرده است. اینکه ادعامیشود که آقای ولی احمد نوری(ناصرمستجاب) اولین پیشنهاد کننده و آقای معروفی دومین پیشنهادکننده بوده اند، واقعیت ندارد. باعرض احترام
سیدخلیل الله هاشمیان – 7 سپتامبر


اسم: ولی احمد نوری    محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 07.09.2015

به توجه خانم محترم زرغونه مسعود از آلمان
به تأریخ پنجم سپتمبر 2015 در دریچۀ نظر سنجی پورتال «افغان جرمن آنلاین» کسی که از سبک نوشته اش معلوم است که کیست زیر نام مستعار «زرغونه» چنین نوشته است:
«افغانهای عزیز و محترم سلام،
چند بار از خود سؤال کردم که آیا چند سال قبل محترمین [محترمینی «از و.ن.»] مانند ولی احمد نوری و خلیل معروفی که لقب ملک الشعرا [ملک الشعراء «از و. ن.»] را برای محترم نسیم اسیر اعطا نمودند آیا ایشان کدام صلاحیت مسلکی و علمی و قانونی را دارا بودند؟ با احترام»
گرچه نویسنده خود را زیر ماسک نام مستعار "زرغونه" می خواهد بپوشاند، ولی خودش و من و شاید کسان بسیار دیگر می دانند، که «کـَل سر خود پر دارد». اما برای من در اینجا نظر نویسنده مهم است، نه نام و نشان او. اینک این "مرد" را که خود را "زن" ساخته است مخاطب قرار داده می گویم:
خواهر جان!، بی بی جان!، مادر جان!، آپه جان!، آیه جان!، مومه جان!، میرمن جان!، ببو جان! و شیرین جان !
خوب فکر خود را بگیرید و این نوشته را به دقت خوانده و دو نکتۀ ذیل را درست درک کنید، اگر قوۀ دراکه را در خود می بینید:
1ــ لقب «ملک الشعرای افغانان خارج از وطن» را دو نفر و به زعم شما جناب انجنیر خلیل الله معروفی و اینجانب ولی احمد نوری انتخاب نکردند، بلکه در پروسۀ انتخاب استاد اسیر بدین لقب به آرای آزاد افغانان گذاشته شده بود و پروسۀ مراحل آن ازین قرار بود:
بعد از وفات جناب ملک الشعراء محمد طاهر "هاتف"، دو نفر از شاعران عزیز و ارجمند ما، هر یک جناب خلیل الله "ناظم باختری" و جناب استاد خلیل الله "معروفی"، محترم فخرالشعراء استاد محمد نسیم "اسیر" را که شاعر نامدار وطن ماست، بدین جایگاه پیشنهاد کردند. موضوع به اثر همین پیشنهاد به رأی گیری آزاد گذاشته شد. این پیشنهاد از طرف پورتال "افغان جرمن آنلاین" و پورتال "افغانستان آزاد – آزاد افغانستان" حسن استقبال گردید، چنان که هر دو پورتال تقریباً همزمان موضوع را به رأی گیری آزاد گذاشتند. خوانندگان پورتال "افغان جرمن آنلاین" اطلاع کامل دارند، که تعداد زیان هموطنان شعر فهم درین انتخابات سهم گرفته و رأی و نظر خود را در همان دریچۀ رأیگیری نوشتند. از طرف دیگر پورتال "افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان" نیز از زمرۀ ایمیل ها و نامه های رسیده به تعداد بیشتر از سی نامه را منتشر ساخت، که از اقصای نقاط جهان، به شمول داخل وطن مواصلت کرده بودند. بعد از یک ماه رأی گیری، پورتال "افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان" نتیجۀ انتخابات را اعلان کرده و استاد محمد نسیم "اسیر" را به حیث ملک الشعرای جدید افغانان مهجور اعلان نمود.
می بینید، بی بی جان، که این آرای آزاد افغانان بود، که استاد "اسیر" را بدین لقب فخیم افتخار بخشید، نه انتخاب شخصی معروفی و نوری!
2 ـ لقب "ملک الشعرای خارج از وطن" و لقب "استا ادب دری" از بیخ و ریشه باهم فرق دارند، بدین قرار:
ـ استاد اسیر به حیث "ملک الشعراء" انتخاب شد ـ آن هم به آرای آزاد افغانان ـ و همان قسمی که همه می دانیم، این لقب فقط منوط می شود، به شعر، که یک قسمت بسیار بسیار کوچک ادبیات را در بر می گیرد. اما "استاد ادب دری" احاطۀ خود را بر تمام طیف ادبیات می گستراند، و قسمی که همه می دانیم، ادبیات تمام ساحۀ خیلی خیلی پهناور سخن را احتواء می کند. دانایان این نکته را به نکوئی درک می کنند، که در روزگار ما هیچ فردی قدرت احاطه بر کل ادبیات را ندارد، که برایش لقب بسیار بسیار شامخ "استاد ادب دری" اعطاء گردد.
امیدوارم که این نکته را درک کنید و اگر قادر به درکش بودید و درک کردید، موضوع را به همه همجنسان خود؛ یعنی به دختران و خواهران و مادران گرامی خود هم، انتقال بدهید.
ولی در مورد خانم فرهیخته صالحه وهاب واصل شاعر درد ها، نویسندۀ توانا و نقاش ماهر عرض کنم که من همیشه به استادی ایشان در شعر، عکاسی، نقاشی و علم گرافیک ملتفت و معترف بوده ام و همیشه این احساس خود را خدمت شان عرض کرده ام و امیدوارم همیشه بدرخشند.
ه


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: زیوریخ    تاریخ: 07.09.2015

بسیار محترم آقای عارف عباسی، من افتخار میکنم که مثل شما برادر و هموطن دارم!
نوشته ای شما که خوشم آمد به همین جهت که اولا به هیچ صورت تخریبی نیست و از جانب دیګر استوار بر اصول و موازین است و در مورد حق نوشتن شما نه تنها که من به خود حق نمی دهم که حرفی بنویسم یا به زبان یاد کنم بلکه تایید کرده و به این جهت فقط جنبه ای دیګرش را یاد آوری کردم.در مورد اصول و پرنسیپ ها باید بګویم که اګر مراعات می ګردید و یا ګردد ما و شما امروز در وطن خویش میبودیم، جارج آرول در سال ۱۹۴۸ کتابی نوشته به نام « ۱۹۸۴» که تا امروز پرفروشترین کناب جهان با کتاب « فارم حیوانات » اش بالای پرنسیپ ها و اصول خط بطلان کشیده است که دروغ اند.
کاش ګفته ای شخص شما ما افغان ها همدست کار های را در صورت امکان انجام بدهیم و لو سهوه ها هم صورت بګیرد ولی میتواند اساسی برای دیګران و آیندګان ګردد، من که با ادبیات و نوشتن اصلا سرو کاری و لیاقتش را هم ندارم و اګر از دستم چیزی پوره باشد دریغ نمینمایم. بلی در مسلک خودم به جهان ، مستند چیز های تقدیم کرده ام. چه در انجنیری ماشین آلات و چه در رشته ای اناتومی و مشکلات مورفولوژیکی از نظر انجینیری و فزیک.« برای اولین بار در تاریخ طبابت و اناتومی».
یک بار دیګر تایید میکنم که نوشته ای شما نزدم قابل قدر است و از شما خواهش برادر وار میکنم که درین راه اساس ګذاشتن فرهنګ همکاری نمایید، قابل افتخار خواهد بود.
احترام
برادر شما زمری کاسی


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 07.09.2015

برادر و هموطن محترم آقای زمری کاسی!

از توجه شما به نوشته ام و حسن نظر جناب محترم کمال سپاس و امتنان دارم. با شما از صمیم قلب مؤافقم که بیرون برآمدگان تحصیل کرده، خبیر و بصیر افغان( احصائیۀ دقیق در دست نیست ) واقعاً سرمایه های ملی بوده مسؤولیت ها و دَین داری های شان در برابر وطن نظر به دلائل مختلف گران تر و بزرگتر است. اگر اندیشه های این قشر با هم پیوند می خورد و مؤفقیت در ایجاد تشکلات ملی به نصیب می شد این راندگان نه تنها در صیانت ارزش های فرهنگ ملی و ارج گزاری از دانشمندان و فرهیختگان هر بخش مصدر خدمات بزرگی می شدند بلکه توان انجام خدمات و فعالیت های بزرگتر را با استفاده از شرائط و امکانات در ساحات مختلف برای افغانستان دارا بودند.
توافق و گردهم آمدن هموطنان محترم دور دو کار سودمند، تدوین قاموس و اعطای القاب اقدام بی نهایت شائسته ، مفید و در خور ستایش است و خود مثال و سر آغاز کار های مهمتر و مثمر تر به حساب می رود.
رسمیات و رسمی بودن جهات فرعی بحث است ولی پابندی به اصول و پرنسیپ ها اصل را می سازد.
من ارادۀ ایجاد ممانعت و تخریب این اقدامات نیک را نداشته ابراز نظر و بیان ملاحظات خود را به ارتباط هر دو اقدام حق مسلم خود پنداشتم.



اسم: زمری کاسی   محل سکونت: زیوریخ    تاریخ: 07.09.2015

برادر محترم آقای عارف عباسی سلام، نوشته ای شما در مورد « اګر هراسیدن....» کوتاه وپر محتواست که از خوادنش لذت بردم ، استدلالات شما در موارد مستدل است.
منتهی یک موضوع دیګر درین جا مطرح است: در حدود دو ملیون انسان و بیشترین تحصیل کرده و با سواد هستند که از وطن رانده یا کشته شدند.
رانده شده ها به بدبختی ها کشانده شدند و این نه تنها موضوع افغانستان است بلکه موضوع تمام افریقا و آسیا نیزمیباشد که پلان ګذاری آن از صد ها سال به این طرف از طرف اروپا عملی ګردیده است. « احتمالا دراین مورد مقاله ای مفصل خواهم نوشت».
این همه رانده و کشته شدګان سرمایه ای اصلی جوامع ما بودند و استند که در جمله ای این مردمان، افراد نخبه که برای اوطان ما دارو و درمان بودند و هستند، هم وجود دارند و ازین طریق جوامع ما به فقر مطلق روبه رو ساخته شدند.
حقیقت است که کسانی در بیرون و بیرون ساحه و یا مراکز علمی یی که یا القاب میدهند و یا فرهنګ مینویسند کدام رسمیتی دولتی ندارند ولی تلاش های انسانی و عقلانی افرادیست برای بقای ارزش های دزدی شده و کشته شده ای جامعه ما و البته جوامع دیګر هم تلاش ها داشته و دارند. و این حق مسلم هر فرد است که برای بقای ارزش هایش تلاش های داخل مقررات انجام دهد و این عمل یا نوشتن کتابی و غیره خود نشان دهنده ای آنست که ما هنوز زنده ایم و برای زندګی و ازرش های خویش در تلاشیم و ازین طریق برای سیستمی که در کشتار مردم و ارزش ها دست دارد، ثبوتی است که پلان های شان به سادګی عملی شده نمیتواند.
راستی اګر افراد جوامع در بیرون یا درون جامعه ها دست به چنین ابتکارات نزنند و ارزش استعداد ها را ارج نګزارند دیګر همه آرزو ها و ارزش ها بسیار زود میمیرند. به نظر بنده مفاد این کار بیشتر است و ضرری به هیچ صورت ندارد، پس چرا کار مفیدی را رد نماییم.
اګر در موضوعی که به وضاحت شما تشریح نموده اید، من جانب دیګرش را کمی تشریح نموده ام و اګر سبب رنجش خاطر شما ګردد، معذرت میخواهم.
زمری کاسی


اسم: ق کبیر   محل سکونت: المان    تاریخ: 07.09.2015

سلامونه افغانهای نهایت گرامی، نظر به سن و سال هر یک محترم اسحاق نگارگر، محترم عارف عباسی، محترم بارز، محترم انصاری، محترم فارانی، محترم جان محمد و محترم مسکینیار، جهان سپاس از علاقه و مناظرات تان راجع به قاموس افغانی... از هر نظر چی مثبت و چی منفی چیز های آموختیم و از آنها در انکشاف قاموس استفاده کردیم. ان شا الله در آیندۀ نزدیک قسمی که در جهان پیشرفته معمول است، نتایج کاری خدمت تان در اختیار خواهیم گذاشت که خدا کند به بعضی سؤال ها جواب داده شود، و بعضی شک و تردید ها رفع شوند.


اسم: اسحاق نگارگر   محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 06.09.2015


جهل را در جنگِ دانش لشکری در کار نیست ++ صد فلاطون را به یک کج بحث میزم میکند.

جناب فرهاد جان مسکینیار، خوشبختانه من در همان مورد لقبِ ملک الشعاریی نیز بر ضوابط ایستاده ام و روابط را کنار گذاشته ام. زبان را تنها به اساسِ کلماتِ آن نمی سنجند بلکه به اساسِ دستور زبان و دیگر معیار های زبانشناسی نیز می سنجند.

اگر دانشِ من مورد سؤال قرار بگیرد من از این نظر هیچ غم ندارم زیرا که میدانم دانش امری نسبی است ولی شما همین حالا که ادعا کرده اید زبان ایران تا عهد شهریار دری بود ولی یک شب گذشت و فردا وقتی ایرانیان از خواب برخاستند دیدند که زبان شان کاملاً به یک زبان دیگر یعنی فارسی بدل گردیده است.
زبان ها در مسیر تاریخ نظر به ضرورت های محلی گرفتار تغییر می شوند و لغات تازه در آن پدیدار می شود. برخی از این لغات ممکن فصیح و قابل قبول باشد و برخی نباشد. ما هم در زبان فارسیی دری برخی لغات از پشتو افزوده ایم ولی آن لغات ساخت عمومیی زبان را تغییر نمی دهد و دلیل شمارا ضرور نیست که من رد کنم زیرا جناب اُستاد هاشمیان خود با ابراز این نکته که در بخش دستور زبان آن قاموسی که باید نوشته شود از فرهنگِ عمید استفاده کنند؛ نشان داده اند که گفتۀ من درست است.
حالا اگر فارسی و دری یک زبان نیستند جگونه می توانید دستور زبان آنرا برای دری اقتباس کنید. در موردِ آن قاموس هم من گفته ام که در شرایط کنونی ما بدان ضرورت نداریم و این را باز هم می گویم که در شرایط کنونی ما بدان ضرورت نداریم. قبلاً گفته ام و باز میگویم که من با کارِ دیگران مخالفت ندارم و تنها از اشتراکِ خود در این افتخار معذرت خواسته ام. همین و بس.
شما بروید و کارِ خودرا آغاز بفرمایید تا وقتِ تان با این بحث های بی فایده ضایع نشود.من به خاطر همان ضوابط بود که گفته ام اگر کار لقب بخشی هارا به دست اشخاص منفرد بدهید روابط را بر ضوابط چیره می سازند.
من بیش از هر کس برای این دو خانم احترام دارم و به کارِ شان ارج میگذارم و به حکم همان ضوابط است که گفته ام بخشیدن لقب استادی به این و آن کار اشخاص منفرد نیست بلکه کار یک مؤسسۀ علمی است و اگر با این گفته کسی بر دانشِ من شک کند من برایش شعر مرحوم شایق جمال را می خوانم که:

اگر این است با صاحب کمالان شیوۀ گردون ++ خدا از من نگیرد تا قیامت بی کمالی را.

با عرض حرمت و احترام. با این نگارش من گفته های خود را پایان میدهم و دیگر هر کس هر چه بنویسد جوابِ من سکوت است. نگارگر


اسم: فرهاد مسکینیار   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 05.09.2015

محترم نگارگر در مورد قاموس دری وعطای لقب، نظراتی را پیشکش کرده اند که تراوش از تفکر شان نبوده بلکه روابط بر ضوابط چیره شده است.
قطع نظر از تعارفات، به وضاحت خاطرنشان کنم که در نوشته محترم نگارگر نکات موجود است که توقع چنین از ایشان نمیرفت زیرا ایشان با استدلال بسیار ضعیف خواسته اند برای جانب گیری معرکه گیری کنند...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: جان محمد   محل سکونت: کليفورنيا    تاریخ: 05.09.2015

يکى از موضوعاتى که جناب محترم نگارگر صاحب در نوشته هاى منتشرۀ شان در پورتال به آن ارتباط گرفته اند، تدوين قاموس درى به درى است. چون با اظهاراتى که در اين زمينه داشتند، موافق نبودم، خواستم چند سطرى در مورد بنويسم. من هرگز سر مناقشه با ايشان و يا کس ديگرى ندارم. هدف من صرف تبادل نظريات با همديگر است تا باشد عوامل مختلفى که در تدوين قاموس درى به درى تأثير گذار اند، مورد جر و بحث قرار گرفته، جوانب مختلف موضوع روشنتر شود. من هدف ديگرى از اين تبادل نظريات ندارم...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: زرغونه   محل سکونت: المان    تاریخ: 05.09.2015

افغانهای عزیز و محترم سلام،
چند بار از خود سؤال کردم که آیا چند سال قبل محترمین مانند ولی احمد نوری و خلیل معروفی که لقب ملک الشعرا را برای محترم نسیم اسیر اعطا نمودند آیا ایشان کدام صلاحیت مسلکی و علمی و قانونی را دارا بودند؟

با احترام


اسم: اسحاق نگارگر   محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 04.09.2015


در گذشته ها می گفتند که در مثال مناقشه نیست ولی اینک ما در مثال ها نیز مناقشه می کنیم.

برادر ارجمند من جناب جان محمد نیز از نگارشِ من یک مثال را برداشته اند و موردِ مناقشه قرار داده اند.
من تألیف کتاب های علمی را شرط فاموس نویسی قرار نداده ام و این را هم نگفته ام که تهیۀ قاموس برای زبان دری دشمنی با تاجکی یا فارسی است.
من گفته ام که هر کار مراحلی دارد. به طور مثال ایران(هر چند با تقلید از فرانسه)نخست فرهنگستانی به وجود آوردند و آن فرهنگستان یک رشته اصطلاحاتِ علمی را وضع نمود(وجود با رسایی و نارسایی آن اصطلاحات کار ندارم) بعداً فرهنگ های جامع دهخدا و معین به زیورِ چاپ آراسته شد.

مثال من برای این بود که ما هنوز ده اصطلاح علمی که مورد توافق اهل علم در جامعۀ ما باشد به وجود نیاورده ایم و کمر برای تدوین فرهنگِ جامع زده ایم. حالا با خود می گویم "کاش مینای سکوتِ خود را نمی شکستم تا مجبور نمی شدم در مورد بدیهیات با دیگران وارد جر و بحث شوم.

"آنچه برادرِ ارجمند من جناب جان محمد تهیۀ قاموس برای زبان هایی که حتی سیستم نوشت و خوان ندارند نوشته اند آن قاموس نیست.
آخر مردمی که سواد نداشته باشند قاموس را چه بر سرِ خود بزنند؟ زبان آنان رازبان شناسان با الفبای فونتیک بین المللی ریکارد کرده اند تا زبان که به هر صورت یک غنای فرهنگی دارد از میان نرود. اما آنجا که من از صلاحیت یاد کرده بودم و جناب اُستادهاشمیان دست بر سینه کوفته اند که صلاحیتِ تدریس تا سویۀ ماستری دارند گیرم که این ادعای شان دُرُست باشد (زیرا که در کورس های ماستری مضامین متعدد خوانده می شود و استاد در رشتۀ تخصص خود درس خواهد داد و طبعاً در همه رشته ها صلاحیت مسلکی نخواهند داشت.)

اینجا غیر از صلاحیت مسلکی و علمی یک صلاحیتِ دیگر نیز به کار است که آنرا صلاحیت قانونی می خوانند. جناب اُستاد هاشمیان صلاحیت قانونی ندارند یعنی جامعه یا یک مقام علمی برای شان این صلاحیتِ قانونی را نداده است که برای مردم لقب بخشی نمایند. حالا فرض کنیم این دو خانم بخواهند که از این لقب ها درخواست یک مدرک یا شهادت نامه کنند آیا اُستاد هاشمیان می توانند که به ایشان سند بدهند و آن سند را مهر و امضاء کنند؟ و اگر این کار را بکنند آیا کسی از ایشان تقاضای مدرک و سند قانونیی صلاحیت قانونی این کار را نخواهد کرد؟
من به هیچ وجه نمی خواهم دل این دو خانم را بشکنم اما اُستاد شعر های آنانرا تنها از نظر صنایع ادبی دیده اند که این تنها کافی نیست و جناب استاد از نظر عروض و معانی بر اشعارِ شان نظر نیفگنده اند و ثقالت های وزنی، ضعف تألیف و تعقیدات لفظی و معنوی را بررسی نکرده اند.

شاطر عباس صبوحی شاعری بود که چندان سواد حسابی نداشت اما شعر هایش سرشار از صنایع بدیعی است.
من تنها چند بیتِ اورا در اینجا می نویسم تا به خواننده مجال قضاوت بدهم:

دو چشمِ مستِ تو، خوش می کشند ناز از هم ++ نمی کنند دو بدمست احتراز از هم
شدی به خواب و بهم ریخت خیل مژگانت ++ به پای خیز وجدا کن سپاه ناز ازهم
میان ابرو و چشمِ تو فرق نتوان کرد ++ بلا و فتنه ندارند امتیاز از هم
به باغ سرو و صنوبر چو قامتت دیدند ++ خجل شدند ز پستی دو سرفراز از هم
تو بوسه از دو لبت دادی و"صبوحی" جان ++ به هیچ وجه نگشتیم بی نیاز از هم

از یک سو با ایرانیان کوس رقابت و همچشمی می زنید و از سوی دیگر بدون صلاحیت قانونی و حتی مسلکی لقب بخشی می نمایید و اگر به جای من یک ایرانی برخاست و سکتگی های عروضی و نقایص معانی را در اشعار این دو شاعره به طوری برای تان نشان داد که مجبور شوید و مُهر سکوت بر لب بزنید آن وقت در خواهید یافت که بدون صلاحیتِ مسلکی و قانونی لقب بخشی ها تا چه حد مایۀ شرمساری ملی خواهد شد.

من از این دو خانم جداً معذرت میخواهم که مجبور شدم در موردِ شعر های شان که سرشار از درد وطن و هموطنان است سخن بگویم اما مجبورم ساختند که شعر گفتن هم مهارت های خاص فنی کار دارد و شاعر باید آن مهارت هارا کسب کند تا شعر سلیم را از سقیم و سکته را از غیر سکته باز شناسد و مهارت های لازم عروض، معانی، قافیه و بدیع و بیان را بداند.امید است این نگارشِ آخر من در این مورد باشد.

با تجدید مراتبِ معذرت از این دو خواهر ارجمند.

نگارگر


اسم: جان محمد   محل سکونت: کليفورنيا    تاریخ: 04.09.2015

سلامها و احتراماتم را خدمت خواننده گان اين صفحه تقديم مينمايم. در مورد تدوين قاموس زبان درى به درى، نکته نظرهاى جناب محترم نگارگر صاحب را خواندم. خواستم در مورد ديدگاههاى شان يکى دو نکته را به عرض برسانم. و در اخير هم پيشنهادى دارم در مورد جلب همکارى هموطنان به خاطر تدوين قاموس درى به درى.

در قدم نخست، به نظر من تدوين قاموس درى به درى هرگز به معناى دشمنى با فارسى يا تاجيکى نيست. نه تنها اين که اين اقدام دشمنى محسوب شده نميتواند، بلکه بر عکس در بهبود و تکميل قاموسهاى فارسى که در آينده تدوين خواهند شد، بسيار سودمند هم واقع خواهد شد. فعلاً، قاموس نويسان ايرانى شايد امکانات يا هم تجربۀ اين را نداشته باشند تا دست به مطالعۀ زبان درى در داخل افغانستان زده، لست کلماتى را که تنها در درى استعمال ميشوند و يا هم معنا يا تلفظ متفاوت از عين کلمات در فارسى دارند، تهيه کرده و در قاموسهاى فارسى شامل سازند. فکر ميکنم تدوين قاموس درى به درى ميتواند در آينده مشکلات دانشمندان ايرانى را در اين عرصه مرفوع کند.

ثانياً، دانشمندان ايرانى دست آوردهاى چشمگيرى در عرصۀ قاموس نويسى داشته اند که ما افغانها هم از آنها زياد بهره برده ايم. اما اين قاموسها مختص به فارسى زبانان ايران نوشته شده اند و افغانها هرگز به حيث مشتريان يا استفاده کننده گان اين قاموس ها مدنظر گرفته نشده اند. فلهٰذا، قاموسهاى تدوين شده ايرانى مشکلات درى زبانان را، که در ارتباط به معانى و کاربرد کلمات مروج در کشور شان دارند، حل نميکنند. البته اختلافات لغوى ميان درى و فارسى منحصر به چند صد لغت نميشود که ناديده گرفته شود، بلکه اين تفاوت هزاران لغت را در بر ميگيرد و دسترسى به توضيح، تشريح و معانى اين کلمات، هم به درى زبانان و هم براى کسانى که زبان درى را فرا ميگيرند، لازمى است. افزون بر اين، تفاوتهاى لغوى ميان درى و فارسى روز به روز افزايش مييابد که اين هم ايجاب ميکند ما قاموسى داشته باشيم که جوابگوى نياز ما افغانها باشد.

آقاى نگارگر همچنان ميگويند که ما بايد نخست کتب زيادى را به زبان خود ترجمه کنيم و بعد دست به تدوين قاموس بزنيم. فکر نميکنم چنين نظرى اساس علمى داشته باشد. درجهان هزاران زبان وجود دارند، که حتىٰ زبان نوشتارى هم ندارند، اما قاموسهاى مشرح دارند تا اين زبانها و کلماتى که در آنها موجود اند، از بين نروند. ............................................
...............................................

با احترام
جان محمد

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: ایاز نوری   محل سکونت: Holland    تاریخ: 03.09.2015

دوه افغان ملي او له سپڅلو افغاني احساساتو ډک خویندو، زمونږ ګرانو هر یو محترمه پوهندوی شیما جان «غفوري» او محترمه صالحه وهاب «واصل» ته هغوی ته د معظم او مبارز، لیکوال او نظم پېږندوونکي افغان شخصیت پروفیسور سید خلیل الله «هاشمیان» په پرېکړې د «استاد ادب دری» د لقب ورکول یو نیک او مبارک اقدام بولم او دغو دوو افغان شرافتمندو شخصیتونو ته د زړه له کومې مبارک وایم. زه د یوه افغان په حیث د دغو دوو محترمو نشر شوي اشعار په مینه لولم او تقدیر یې کوم.
په افغاني مینه او درنشت
ایاز نوري


اسم: تیمور شاه تیموری    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 03.09.2015


خطاب مستقیم به جناب داکتر خلیل الله هاشمیان

در نوشتۀ تأریخی اول ماه سپتمبر تان زیر عنوان (حسادت توأم با زن ستیزی) از سه نفر نامبرده و هر سه را متهم به این صفت زشت کرده اید و خلص سوانح هر کدام را تا جائیکه خود می دانستید بیان کرده اید. البته هر کس حق دارد از خود دفاع کند و من نیز از خود دفاع می نمایم:

اولاً در بارۀ سوابق ادبی من اظهار تشویش و نگرانی کرده اید، به طور خلص و مختصر می نویسم که سابقۀ من درین رشته تقریباً به هفتاد سال قبل بر می گردد. زمانیکه در مکتب حبیبیه از شاگردان ممتاز صوفی عبدالحق بیتاب بودم و اولین شعر خود را در همان زمان سروده بودم و هم یک امتحان را در نزد جناب قاری عبدالله ملک الشعراء گذشتاندم که نمرۀ عالی و آفرین نصیبم شد. لیسانس در رشته حقوق از فاکولتۀ حقوق پوهنتون کابل دارم و بعد سال ها مأموریت در شقوق مختلف دولتی و مدتی اجرای وظیفه در ریاست مستقل مطبوعات در شعبۀ نشر کتب و جوائز دوباره به آنچه تحصیل کرده بودم رو آوردم و به حیث څارنوال در مرکز وزارت عدلیه مقرر گردیدم که بعداً از همان چوکی با سر افرازی و رتبۀ بلند متقاعد گردیدم.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: م. اسحاق نگارگر    محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 03.09.2015

چراغ دوست، کشتن چراغ را نمی پذیرد

بسیار مفید و مختصر خدمت برادر ارجمندم جناب مسعود فارانی به عرض می رسانم که من سر جر و بحث با مخالفانِ نظر خود ندارم و این را حق مسلم شان می دانم که با آنچه من می گویم مخالفت کنند اما مشروط بر اینکه بر ضد پرنسیپ صحبت نفرمایند. ایشان در نگارشِ خود زبان نگارش و گفتار را سخت به هم آمیخته اند.

این دُرُست است که زبان گفتار افغان ها با ایرانی ها و تاجک ها تفاوت ها دارد تا بدانجا که بعضاً مانع مکالمۀ سالم شان می شود اما آن تفاوت ها به حدی نیست که زبان واحد را به سه زبان تقسیم کند. همین چندی پیش بود که شما با استناد به یکی از دانشمندان ایرانی چیز های در بارۀ بطلان برخی از ادعا های تاریخ نویسان ایرانی نوشته بودید و او مطالب خود را به فارسی نوشته بود. شما چرا می خواهید به نیروی مغالطه بر تصور نادرستِ خود صحه بگذارید؟ برای من صاف و ساده بگویید ملک الشعراء بهار ایرانی است یا نه؟

وقتی او می گوید:
گر به پاسِ همزبانی جانبِ کابل روم
دوستداران سخـن بـر سر نهند افسر مرا

...............

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: حیات الله شهیدی   محل سکونت: اتریش    تاریخ: 02.09.2015


سایت محترم افغان جرمن آنلاین و جناب مسعود فارانی صاحب!
مباحثات و جر و بحث های شما در بارۀ زبان فارسی ایرانی و دری افغانستان در شرایط کنونی که مردم افغانستان را با نام های مختلف جدا کرده و خط بندی می کنند یک مسئلۀ دیگر را برای فصل کردن و متفرق ساختن مردمان مملکت باز میکند. شما که در بستر های آرام امریکا و اروپا خوابیده اید و نان تان گرم و آب تان یخ است از وضعیت داخل کشور و باشندگان اصلی وطن خبر ندارید، مردم در قصۀ زبان و لهجه نیستند و در مجادلۀ مرگ و زندگی به سر می برند و شما با این گپ های تان آنها را جدا و تقسیم میکنید. لطفاً اگر به افغان و افغانیت باور دارید یک بار در داخل کشور مهمان گویا تشریف بیاورید و ببینید که مردم باوجود تفاوت های لهجه یی(اعم از ایرانی و اردو و پشتوی پاکستانی و روسی و انگلیسی امریکایی وغیره) با هم متحد و یک پارچه اند جای تعجب هم همین است که به صد ها هزار افغان از ایران آمده به لهجۀ ایرانی گپ میزنند ولی سیاست های ایران را سرزنش میکنند و اما آن طور که شما از ایرانی ها نفرت داشته و نفرت پخش میکنید این نفرت نزد آنها وجود ندارد در این راه یک دو نفر هم نیست بلکه میلیون ها افغان به لهجه های خارجی گپ میزنند.
اما مردم فقط به تفاوت لهجه آگاه اند و تفاوت زبان عقیده ندارند و گفته می شود که هرکسی که مردمان افغانستان را به نام لهجه از هم دور می سازد اجیر شدۀ خارجی های دشمن افغان ها می باشد. چرا که امروز در افغانستان میلیون ها افغان به لهجه های متفاوت حرف میزنند.

چنانچه استاد گرامی، عالیقدر نگارگر نوشته اند سه ملت افغان، ایران و تاجیکستان دارای زبان واحد بوده ولی لهجه های متفاوت دارند، دولت ها و استخبارات های آنها و سیاستمدار های آنها هر چه که بکوشند این سه ملت سه کشور را باهم به جنگ و دشمنی تشویق کنند این سه ملت برادر باهم دشمن نشده و با هم نمی جنگند حلقات مشخص عربی و امریکایی عده ای را توظیف میکنند تا مردمان این سر زمین ها را به دشمنی و نفرت تحریک نمایند، این زبان و قاموس و ملیگرایی ساختگی روپوش این سیاست هاست. سایت افغان جرمن اگر احتیاط نکند در این مخمصه درگیر خواهد شد. توجه بی باکانه و مملو از پررویی آقای مسعود فارانی در برابر دانشمند شرافتمند و عزیز افغانستان (استاد عالیقدر نگارگر) ناشی از قلت اخلاق تعلیمی مذکور است که باید از جناب نگارگر پوزش بخواهد و باید سال ها درس بخواند و درس بگیرد تا بتواند مقام شاگردی جناب نگارگر را نصیب شود.
آقای فارانی!
شرافتمندی نگارگر معزز را از این پیشامد اوشان بفهمید که جناب ایشان اصطلاح رکیک "چراغ کُش" را آن طور که شما با فرهنگ تان به کار گرفته اید متوجه نشدند نمی دانم شاید در سایت افغان جرمن دشنام دادن و استعمال الفاظ شرمناک ممانعت نداشته باشد، خداوند با شما انصاف خواهد کرد.
در بارۀ اعطای القاب استاذی به دو همشیرۀ افغان باید متذکر شوم که این حق را کسی ندارد که از جانب پوهاند ها، دانشمندان و علمای قبول شده و تحصیلکردۀ کشور به کسی چنین القاب های را خیرات کند اگر هم چنین کاری شود نزد مردم هیچ اعتباری ندارد زیرا این القاب از جانب مراجع علمی کشور به کسی داده نشده است هر کسی که دست به چنین کاری بزند او اصلاً به وجود کشور و دولت افغانستان و قوانین و مقرراتش اعتبار نداشته و آنرا به رسمیت نمی شناسد بدست گرفتن چنین صلاحیت های مراجع علمی دولت افغانستان و بی اعتبار اعلام نمودن اسناد تحصیلی مراجع پوهنتونی و علمی کشور اهانت به آن مراجع و تمام تحصیل یافته های آن کشور می باشد که این کار خود عمل و اقدام یک وطندوست نبوده و کار به نفع دشمنان افغانستان می باشد و به گفتۀ استاد نگارگر حیثیت درجه های علمی را پایین نباورید.

محترمان! اگر این عرایض بنده را نشر نکنید سایت های دیگر زنده باشند آنها آنرا به نشر می رسانند.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 01.09.2015

وطندارمحترم شاغلی (باز) صاحب !
پیشنهاد شما نمودار حرمت واحترام وهم رواداری شما بجناب استاد حامد نوید میباشد- اما شما شاید خبرنداشته باشید که جناب استاد حامدنوید مانند من استاد پوهنتون کابل در دپارتمنت هنرهای زیبا تدریس میکردند- شاعر توانا بوده شاعری راازپدرمرحوم مغفور شان استاد غلام احمدنویدبطور میراث نصیب شده اند- پدرشان که آن مرحوم راماما میخواندم، زیراازاقارب مادری من بودند، یک شاعر نامدار افغان است که بهترین اشعار به سبک (مکتب هندی) سروده اند- حاصل کلام اینکه من صلاحیت اعطای لقب را بمحترم استاد حامدنوید ندارم، ایشان خودشان صلاحیت اعطای چنین لقب را بهرکسیکه خواسته باشند یا بشاگردان خوددارند. با عرض حرمت - سیدخلل الله هاشمیان .


اسم: سید خلیل الله هاشمیان   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 01.09.2015

حسادت توأم با زن ستیزی

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: قاسم باز   محل سکونت: ویرجینیا امریکا    تاریخ: 01.09.2015

یک پشنهاد خالصانه و دوستانه به استاد محترم و ګرامی پاچا صاحب داکتر سید خلیل الله هاشمیان، پیرخانه ما !
بسلسله پشنهادهای عالمانه تان که همیشه ما خوانندګان این پورتال را مستفید میسازید واقعآ می بالیم،
استاد بزرګوار. چی میشه اګر در پهلوی نامهای دو خواهر با احساس و وطن پرور ما، هر یک صالحه وهاب واصل و شیما عفوری که کاندید لقب استادی است، اسم شاغلی حامد نوید شاعر توانا و خوش کلام را نیز علاوه نماید.
حامد نوید نیز یکی از شعرا بلند پرواز افغانی مااست، که الحمدالله نام وی و شهرت اشعار وی در کشورهای همسایه ما نیز در مجالس و محافل شعرا ان کشورها شهرت و محبوبیت بسزای دارد،
از بارګاه ایزد متعال عمر دراز بشما بزرګوار و محترم خواهانم، صحتمند باشید،


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 01.09.2015


ستایش بی پایان از استاد نگارگر گرامی!

جناب شان باچنان منطق و استدلال قوی در مورد دو موضوع، یکی تدوین به اصطلاح قاموس «دری به دری» و دیگری تحفه بخشی عنوان «استاد ادب دری» به دو خانم محترم همکار سایت افغان جرمن، توضیحاتی ارائه فرموده اند که اینک به قاطعیت می باید گفت:
! - چگونه دو سه نفر خارج از اکادمی و نداشتن صلاحیت رسمی می توانند به خود حق دهند که یکی را تحفه گویا مقام ملک الشعرا و دیگری را مقام «استاد ادب دری» بخشند؟ و هم کسانیکه چنین امتیاز غیرمجاز را می پذیرند آیا شخصیت و حیثیت شان را بازیچه دست دیگران قرار نمی دهند؟
2 – قسمیکه استاد نگارگر با نهایت شکسته نفسی مفصل نوشته اند، برای تدوین قاموس «دری به دری» نه آنهمه امکاناتی در دسترس است ونه آن صلاحیت رسمی، پس چگونه با دست خالی به شگافتن کوه می روند، لطفاً کمی به خود آمده همه کس و اقلاً همین «سایت افغان جرمن آنلاین» را به افتضاح و رسوایی نکشند. بگذارند اگر کسی شوق استادی به سر دارد به کدام اکادمی ثبت نام کرده آنچه می خواهند در اثر کار و زحمت به دست آرند و آنگاه به آن افتخار کنند. و همینطور بجای اینگونه رقابت ها از موضع بسیار ضعیف با ایران و ایرانی بهتر است بکوشند با اصطلاحات افغانی یا ایرانی سطح آگاهی مردم را بالا برند تا از اینهمه وحشت وبربریتی که از سال ها بدینسو کشور به آن گرفتار است رهایی یابد.


اسم: ع. ا. عزيزي   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 31.08.2015

سره له دې چې په اسلامي نړۍ کي پنځوس په سلو کي، چي هغوي ښځي دي د اسلام د ارشاداتو سره په مخالفت كي، صرف د قبیلوي عُرف، رسم او رواج په حساب، چي کله له تیرو او پخوانیو سنتي خرافاتو څخه سرچینه اخلي، له فعاله ټولنیز ژوند نه بي برخی شوی، نارینه هم د عمر په نیمایی کی له ټولنیز فعاله ژوند نه لاس په سر کیږی او له دی "فاني" دُنیا نه خدای پامانۍ کوی. د "فاني دُنیا" مفهوم چی د مُریدی پروژي بنیاد جوړوی او د انګریزانو له خوا د هغوی د عمالو په واسطه مسلمانانو ته تزریق کیږي، هغه خپسکه ده چی په تدریج سره د مسلمانانو په وجود کی حلول کوی، تر څو د دوی د فعاله ټولنیز ژوند مخه ډب او بیایې دی ته وهڅوی، تر څو هغه خرافاتو ته مخه کړی، چی له اسلافو څخه یي د ناوړه میراث او سنت په توګه تر لاسه کړي...


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ورجینیا    تاریخ: 31.08.2015

دوستان گرامی!

نوشتهٔ متین و با استدلال قوی محترم تیمورشاه تیموری زیر عنوان «در بارهٔ استادی ادب دری»، نسخهٔ گم شده ای است که در جستجوی آن بودم.

در آغاز به عرض می رسانم که کمترین صلاحیتی در خود می بینم تا در بارهٔ نامیدن دو شخصیت شناخته شده و اهدای مقام والای استادی برای شان، صحبت نمایم. لیک باوجود آن می خواهم در مورد پیشنهاد برادر محترم داکتر هاشمیان نسبت به اعطای عنوان استادی به محترمه صالحه وهاب واصل و محترمه شیما غفوری مختصر مکثی نموده و نظر خود را در قید چند سطر محدود خدمت بزرگواران عرض نمایم.

اشعار محترمه صالحه وهاب واصل را بیشتر روی پورتال افغان جرمن آنلاین دیده، خوانده و از آن حظ برده ام و از محترمه شیما غفوری را کمتر دیده لیک تا جائیکه خوانده ام قریحهٔ شان را بنظر قدر مینگرم.

مانند نوشتهٔ محترم تیمور شاه تیموری کمتر نوشته ای در سایت افغان جرمن آنلاین مطالعه نموده ام.
نویسندهٔ محترم بدون اینکه از فضل و دانش خود صحبت نموده و خودرا مطرح کرده باشد، خواننده را مخاطب قرار داده و موضوع را طور سیستماتیک تحلیل و گفته های همه را جمع بندی نموده و مانند یک طبیب جراح حاذق شکسته هارا دوباره پیوند و بسته نموده و یک موجود سالم را در چوکات یک مفکورهٔ نیکو به جامعه عرضه نموده اند.

تعلل بنده چرا تا حال چند سطری در مورد این دو میرمن گرانقدر ننوشته ام، خوشبختانه جواب آنرا در نوشتهٔ محترم تیموری دریافت نمودم و از ایشان یک دنیا ممنونم که مرا در رهائی از مشکلم دست یاری پیش نموده اند.

در اخیر توصل به نوشتهٔ آقای تیموری هر دو پیشنهاد شان را به منظور بزرگداشت مقام عالی هر دو خانم های فرهیخته و شایسته، عالی ترین شاعر برون مرز و یا ملکهٔ سخن، را تأئید و مقام عالی «ملکهٔ سخن» را ترجیح می دهم.

با احترام مایار


اسم: محمد اسحاق نگارگر   محل سکونت: برمنگهـــــم    تاریخ: 31.08.2015


من در نگارشِ قبلیی خود برای آنانی که مردِ این میدان یعنی نگارش فرهنگ زبان دری استند طلبِ توفیق کرده ام و همین کفایت می کند نشان بدهد که من با کار کس مخالف نیستم و اما اینکه جناب استادهاشمیان پنداشته اند با نگارش این فرهنگ جامعۀ خودرا از رجوع به کتاب های ایرانی بی نیاز می سازند فقط یک تصور است وانگهی ما که از سوزن تا کفنِ ماهمه چیز وارداتی است ناگزیر جنبه های منفی فرهنگِ دیگران را نیز وارد می کنیم.

چنانکه همین اکنون در کابل دها قلیان خانه به وجود آمده است اماوجود جنبه های منفی نباید ما را از جنبه های مثبت غافل نماید که هنوز مآخذ عمدۀ جامعۀ فرهنگیی ما کتاب های ایرانی است.
به هر صورت من فقط دلیلِ سکوت خود را گفته ام و اصلاً کاری به کار دیگران ندارم. در مورد لقبِ استادی باید عرض کنم که من به کار و زحمتِ آن دو خانم بسیار ارج میگذارم اما اعطای القابِ علمی را کار یک مؤسسۀ اکادمیک میدانم و نه کار اشخاص و افراد.

در جامعۀ ما از موتروان گرفته تا سلمانی همه استاد استند ولی استاد ادب دری لقبی بسیار کُلی است.
یک کس سال ها خون دل می خورد و فقط در یکی از رشته های ادبی به مقام استادی می رسد و به طور مثال اُستاد تیوری ادبیات یا تاریخ ادبیات یا عروض یا قافیه یا معانی و خلاصه یکی از رشته های ادبی می شود.
من هنوز با استاد ادب دری در همان فاکولتۀ ادبیات هم باکسی آشنا نشده ام؛ بنا بر این لقب استاد ادب دری نیز در نزدِ من از جملۀ همان متعارفات است که در مواردِ دیگر نیز رواج دارد.

صنایع ادبی به صورتِ طبیعی در شعر می آید و شاعر برای آوردنِ آن قصد ندارد. من چون خود را هنوز استاد ادب دری نمی دانم چه گونه به دیگران می توانم لقب بخشی کنم؟ راه دُرُست این گونه لقب بخشی ها این است که به طور مثال به فاکولتۀ ادبیات پیشنهاد کنند که آنان با صلاحیت علمی که دارند به اشخاص استادی یا پروفیسری افتخاری بدهند. من چون در این نظر با جناب استاد هاشمیان اختلاف داشتم بنا بر این به احترام جناب استاد بود که سکوت کردم. کُلی بافی های جناب داکتر انصاری را هم با سکوت پاسُخ می گویم و فقط یک خواهش دوستانه از جناب اُستاد هاشمیان دارم که اگر بعد از این می خواستند به کسی لقب استادی ادب دری بدهند نام مرا از میان داوران حذف نمایند چون من بدین نظر نیستم که این حق اکادمیک را برای خود بدهم.

باعرض حرمت.

نگارگر


اسم: اکبربارکزی   محل سکونت: هلمند    تاریخ: 31.08.2015

در اینجا روی سخن من با استاد اسحاق نگارگر میباشد.

آقای نگارگر نه تنها از لحاظ سن و سال بلکه از لحاظ دانش ادبی شان نیز آدم قابل احترام اند.
اینکه نخواسته اند در تدوین فرهنگ دری سهم بگیرند هم انتخاب خودشان است و من به این انتخاب تأسف انگیز شان نیز احترام میگذارم.
اما موضعگیری شان را در مورد تدوین فرهنگ دری دور از انتظار و تسلیم طلبی مطلق در برابر هجوم فرهنگی ایران میدانم.
این موضعگیری آقای نگارگر، ادامه همان موقف راحت طلبانه و انفعالی میباشد که دولت عظمت طلب ایران از اواسط قرن بیستم بدینسو کوشیده تا ادبای جامعهٔ ادبی افغانستان را به آن خو دهد.

قاموس ها، کتابهای ادبی ترجمه شده، حتی مجلات برای اقشار مختلف به افغانستان به قیمت ناچیز صادر میشد. این حالت باعث می گردید که تقاضای فرهنگی-ادبی جامعهٔ ما را دولت ایران با نشرات مسموم خود مشبوع میساخت.
هدف ایران این بود که افغانها به تیار خوری عادت کنند و در افغانستان تعداد محقق، نویسنده، ترجمان، صنعت چاپ و غیره در همان حد ابتدایی دولتی، محدود بماند. ازین طریق ایران می خواست با استفاده از عطالت حلقات ادبی افغان، همان تاریخ دروغین کشور و زبان خود را که بخورد ملت خود داده است، از طریق صدور کتب و آثار، به خورد اطفال و جوانان مکتبی افغان هم بدهد.

اگر با تسلیم طلبی فرهنگی که آقای نگارگر به ما توصیه میکند، مبارزه صورت نگیرد، آنروز دور نخواهد بود که اطفال مکتبی وابسته به قاموس های ایرانی در افغانستان چنین بپندارند که گویا ((ایران مرکز تمدن و فرهنگ در منطقه بود. بوعلی سینای بلخی، ابوریحان البیرونی، فرخی سیستانی، و حتی سیدجمال الدین افغانی همه ایرانی بوده اند. تمدن عصر تیموری و غزنوی تمدن های ایرانی بودند و افغانستان کنونی بخشی از ولایت خراسان ایران بود.))

خوشبختانه امروز مبارزه برای استقلال فرهنگی اوج گرفته است. امروز این مبارزه را نسل های جوانتر که قدرت دید تهاجم فرهنگی ایران را دارند، به پش می برند. در ولایات مختلف کشور، مبارزین راه استقلال فرهنگی موجودیت تثبیت شده و آشکار دارند.
در خارج از کشور بهترین مثال آن تیم ادبی و تخنیکی دست اندر کار تدوین فرهنگ دیجیتال دری در چوکات پورتال پوزین افغان-جرمن آنلاین است. افتخار برین فرزندان صادق وطن. و خوشا بحال داکتر صاحب سیدخلیل الله هاشمیان که باوصف کبر سن و مریضی، همت و شجاعت نشان داده و در ردیف این پیشقراولان گام بر میدارد.

باعرض احترام

اکبربارکزی


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 31.08.2015


سخنی چند با راد زن افغان شیما غفوری

سلام های مملو از احترام انسانی ـ افغانی خود را خدمت شما خواهر عزیز ، زن پر احساس ومبارز کشور در دنیای مهاجرت عرض میدارم.
خواهر ارجمند ، میدانید که عصر ما عصر نبرد رویاروی جهل چند لایه ئی استعمار ، استبداد ، ارتجاع وزن ستیزان در حال زوال و «صاحب نظران» قرن بیست طرفدار ادیبان دربای وغیر درباری که شاخصه آن دوران بود ،با صفات نوشته شده در ابراز نظرات شان،از یکطرف وعلم ودانش عناصر آگاه قرن ۲۱در طرف دیگر است . در این دوره ای حساس تاریخ ، شعرا ، اهل خرد ، ادیبان ، علما ومتخصصین طرفدار انسان وانسانیت ، دشوارترین وظیفه ومسئولیت را باید برای نجات بشریت بر دوش حمل نمایند ودراین کار زار بس دشوار وپر تلاطم که دشمنان بشریت وصاحب نظران حسوددر قالب های رنگارنگ برای نابودی ما ، بخصوص تخریب روح وروان زخمی ما تبارز مینمایند ، بر ما وشماست که کاروان به راه انداخته ای علم ودانش خود را ، برای خدمت به انسان وجامعه ای بشری با دستان زنجیر شده ، ادامه دهیم ونگذاریم که پارس کننده گان آخر قافله در تصامیم وراه های پیشرفت وبالا رفت ما تأ ثیر منفی بگذارند وشایستگان راکه جامعه ای مدنی ـادبی کشور با دههادلایل در نوشته هایشان شایسته ای دادن «القاب» میدانند ، در پذیرش این القاب دچار تشویش وعقب نشینی سازد.
راد زن افغان شیما غفوری :
چه میخواهید با تصمیم عدم پذیرش «لقب استاد ادب » بدست بیاورید؟
هیچ چیز ! فقط دشمنان سوگند خورده ای پیشرفت وترقی ، زن ستیزان در حال زوال ، تفرقه افگنان بیمار ، «من »اندیشان خود بین و صاحب نظران « آپ دیت »نشده ای قرون وسطائی را خوشحال میسازید . که این را تمام هموطنان آگاه ودانشمند ما که به شما رأی داده اند کمائی نکرده اند .
خواهش من وتمام رأی دهنده گان ، از شما این است که :
با پذیرش این« لقب »شایسته ای شما ، مشتی محکمی بر دهن یاوه سرایان زده ما وزنان افغان را سر بلند سازید .
از پذیرش خواهش ما از طرف شما قبلأ متشکر میباشیم .


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 31.08.2015

بجناب محترم استاد نگارگر عرض میشود که در مورد پروژه تدوین(فرهنگ زبان دری)بدون معلومات کافی اظهار نظر کرده اند. آنچه شما در بارۀ سوابق فرهنگ نویسی اشاره کرده اید، شما و من هر دو از فاکولتۀ ادبیات فارغ شده ایم و با کتابها و نامهائیکه شما ذکر کرده اید، آشنا میباشیم. اما برای معلومات شما بعرض میرسانم که هدف این پروژه در قدم اول جوانان و نسل افغان در مهاجرت میباشد که شما سفارش نموده اید آنها از کتابها و آثار چاپ شده در ایران استفاده کنند یا از فرهنگ مرحوم استاد نگهت. ولی هدف ما اینست که نسل جوان افغان را از تابعیت به ایران جدا سازیم - تا چه وقت افغانها باید در گرو کتابها و آثار چاپ شده درایران باشند؟؟؟
نکتۀ دوم که شما از آن معلومات ندارید اینست که چند نفر انجنیر افغان متخصص در ساحۀ تخنیک کامپیوتر میخواهند این فرهنگ را بشکل (دیجیتال) در کامپوتر داخل سازند که هر افغان از هرنقطۀ دنیا به آن دسترس داشته باشد- ما فیصله کردیم که (قاموی دری-انگلیسی) مرحوم استاد نگهت را اساس قرار میدهیم و کلمات اضافی مورد نیاز را نیز به آن می افزائیم- نمیدانم جناب شما چرا ازین خدمت خدای پجات اجتماعی منصرف شده اید، درحالیکه صلاحیت و توانایی آنرا هم دارید- من که از شما مسنترم و تکالیف زیاد هم دارم، عضویت این کومیته را محض بحیث یک همکار پذیرفته ام- من نه رئیس این پروژه ام نه مؤسس آن، بلکه ابتکار کامپیوتری آن به انجنیر قیس کبیر، خانم صالحه واصل وانجنیر فرید تعلق میگیرد- هرگاه در مسایل زبانشناسی و دستور زبان از من مشوره بخواهند، صلاحیت مسلکی دارم وهمکاری میکنم.
درمورداعطای لقب (استاد ادب دری) به دوشاعرۀ ممتاز، جناب شما که شاعر وادیب میباشید، لطفا به اشعار و آثار این دو شاعره نظر اندازید ، آنگاه اظهار نظر فرمائید که اینها مستحق این لقب میباشند یا خیر- مرحومین (عشقری) و (شایق جمال) را در کابل "استاد" میخواندند- این دو شاعره هم تحصیلات مافوق لیسانس دارند و هم اشعار فلسفی، اجتماهی وذوقی -جناب شما که استادادبیات دری میباشید، بدون مطالعه و ارزیابی اشعار این دو شاعره به "بدعت" متوصل شده اید که این طرزالعمل جناب شما بذات خود یک "بدعت" را تمثیل میکند. جناب شما که با انواع نقد ادبی آشنائی دارید، نقد مرا که بشما ارسال شده بود، باساس موازین علم (بدیع) میتوانستید موردارزیابی قرارداده نواقص آنرا برای اطلاع هموطنان نشر میکردید، اما دریک نقدادلی سهم نگرفتن و از "غندی خیر" تبصره کردن، شایستۀ یک استاد تحصیل یافته نمیباشد. باعرض حرمت - سیدخلیل الله هاشمیان


اسم: داکتر غلام محمد انصاری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 31.08.2015

سخنی چند در مورد «قاموس دری» و «لقب استادی»
وقتی افراد، زندگی خود را در محیطی سپری نموده باشند که سالم و پیشرونده نبوده و فرهنگ حاکم محیط زیست شان که افکار اجتماعی شانرا شکل و محتوا میدهد، قرون وسطائی وعقب گرا باشد، آیا میشود از آنها، ولو در «من» ظاهر امر زیبا کلام بوده و حرفهای قلمبه و سلمبه بگویند و برای ارضای خاطر ناجور خود، تک رو و تک اندیش باشند، امید یک حرکت سالم در یک مجمع پیشرونده و با زمان در حرکت افتاده را داشت؟

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: دکتور محمذ اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.08.2015



اشارات چند در بارۀ کلمۀ «صلاحیت»!

وقتی عنوان مطلب: "صلاحیت چیست و چه اشخاصی کدام صلاحیت ها را باید داشته باشند؟" را، در "پورتال افغان جرمن آنلاین" مرور نمودم، ذهن ام را طوری تخریش نمود و فکر کردم، که ممکن کلمۀ "صلاحیت" را در طول عمرم، اشتباهی آموخته باشم.
در تحت تأثیر نا آرامی، چون مانند دیگر هموطنان، به زبان دری، کاملاً مسلط نیستم و متأسفانه، نه شاعر استم و نه هم داستان نویس، تا اکنون در طول زندگی ام، کتاب هم ننوشته ام، واهمۀ وحشتناک، تمام روح و بدنم را


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد اسحاق نگارگر   محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 27.08.2015


و این هم نظرِ من در بارۀ قاموس دری:

از دوستان گرانقدری که در این کار خطیر مرا صاحب صلاحیت پنداشته اند صمیمانه سپاسگزارم. سپاسگزار نه بدین دلیل که من به راستی صاحب آن صلاحیت که ایشان پنداشته اند استم بلکه صرف به خاطرِ حسن نظرِ شان و اما در همین مورد جناب قیس کبیر هم لطف فرموده مرا با ایمیلی نوازش فرموده بودند که من در پاسُخ ایشان نیز سکوت اختیار کرده بودم زیرا می ترسیدم که نظرِ من مایۀ دلسردی آنانی شود که برای این کار آستین همت بر زده بودند.

اینک می ترسم که مبادا سکوتِ من به بی اعتنایی و جدی نگرفتن حسن نظر دوستان تعبیر شود به همین دلیل این یادداشت را خدمت دوستان تقدیم می نمایم و عاجزانه برای شان عرض می کنم که من صلاحیت و حوصلۀ لازم را برای این کار ندارم و ضمناً احساس می کنم که ضرورتی برای این کار از جانب اشخاص منفرد وجود ندارد.

معمولاً آنکه کتاب می نویسد و یا فرهنگ تألیف می کند از خود می پُرسد که این کار را برای چه گونه خواننده ها میکنم یا این فرهنگ موردِ استفادۀ کی ها قرار میگیرد؟ ما که اگر با بسیار خوشبینی قضاوت کنیم هفتاد در صدِ جامعۀ ما از نعمت سواد برخوردار نیستند و بنا بر این به قاموسِ دری نیاز ندارند.

از سوی دیگر من باآن عده دوستان که می پندارند فارسی، دری و تاجکی سه زبان علیحده است همنوا نیستم و در این مورد سخنِ هاتف اصفهانی را برای شان گوشزد میکنم که:

سه نگردد بریشم ار اورا + پرنیان خوانی و حـــریر و پرند++

و دلیل من هم این است که ما از کتاب های نوشته شده در ایران بدون اشکال استفاده می کنیم و اگر یک عده کلمه ها وجود دارد که برخی از افغان ها در فهمیدنِ آن در می مانند شاید جناب نوری برای همان هاست که قاموسی هر چند بسیار کوچک تهیه نموده و لغت های خاص ایرانی را در آن گرد آورده اند.

سؤال من این است که شما این قاموس دری به دری را برای چه گونه اشخاص تهیه می فرمایید؟
اگر برای مصرف داخل کشور است که آنان در مکالمات روزانۀ خود بدان نیاز ندارند. اگر برای آن دختران و پسران جوان می نویسید که در خارج کشور به دنیا آمده اند و رابطۀ شان با زبان و فرهنگِ خودِ شان قطع گردیده است آنان اگر ضرورت پیدا کنند به قاموس انگلیسی ـ دری ضرورت خواهند داشت که اگر با نوشت و خوان دری آشنا باشند همین قاموس اُستاد مرحوم "نگهت سعیدی" برای شان مأخذی مناسب است.

اما اگر قاموس جامع زبان دری یعنی چیزی نظیر فرهنگِ "دهخدا" در نظر دارید این نمی تواند کار یک فرد و دو فرد باشد باید فیش های لغتِ آنرا متخصص هر رشته آماده کند و نثر هزار سالۀ دری از جانب اشخاص صاحب صلاحیت مطالعه و لغات و اصطلاحاتِ خاصِ آن بیرون نویس شود. در این مورد مخصوصاً کتاب های "تاریخ بیهقی"، "دانشنامۀ علایی ابن سینا"، "چهار مقالۀ نظامی عروضی"، "قابوسنامه" و صدها نثر فصیح دیگر نه یک بار که چند بار باید مرور شود.

از سوی دیگر باز مردمان صاحب صلاحیت در کار است که در ولایت های عمدتاً دری گوی افغانستان یعنی هرات، فاریاب، بلخ، بدخشان و بامیان بگردندو با مردم در زمینه های مختلف مصاحبه و آن مصاحبه هارا ریکارد نمایند و اصطلاحات خاص هزاران اهل حرفه جمع آوری گردد.

اُستاد بزرگوار جناب هاشمیان در دنیای هجرت یک بدعتِ دیگر را نیز به وجود آورده اند که به تشخیصِ خود عده ای را پیشنهاد میکنند و از اشخاص منفرد تقاضا می نمایند که به آنان لقب استادی یا ملک الشعرایی بدهند که من در این مورد نیز معمولاً سکوت کرده ام و صلاحیت آن اشخاص را برتر از خود دیده ام و از خود پُرسیده ام که اگر روزی کسی از ایشان در بارۀ این القاب بپرسد آنان می توانند بگویند که این لقب های علمی را فلان یا بهمان به ایشان بخشیده اند و آیا ما با این کار ها خود را مضحکه نمی کنیم و این گونه القاب را بسیار ارزان نمی سازیم.

به هر صورت در حال حاضر من شخصاً تصور نمی کنم که ما به یک فرهنگِ جامع زبان دری ضرورت داشته باشیم و در بارۀ انواع دیگرِ آن هنوز کسی مرا قناعت نداده است که قاموس را برای که می نویسیم و اگر قاموس هایی مانندِ "غیاث اللغات"، "برهان قاطع انندراج" و "لغتنامۀ سراج علی خان آرزو" را در پیش بگذاریم و کاپی کنیم این کم از یک صد و پنجاه تا دو صد سال بعد از آنها چه می شود مگر در این دو صد سال هیچ اصطلاحات دیوانی و نظامی در حکومت های ما به وجود نیامده است.

حرفِ آخر من اینکه من این سنگِ سنگین را برداشته نمی توانم و بنا بر این آنرا می بوسم و بر جایش می گذارم و برای آنانی که مردِ این میدان استند از خدای بزرگ طلبِ توفیق می کنم.

باعرضِ حرمت نگارگـــــر


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 15.08.2015

برادرمحترم جناب آقای اکبر بارکزی
شما که طراح اصلی این پروزۀ خدمت ملی میباشید، بنوبت خود کارهای خیر انجام میدهید، خانه آباد ودوام بذهید.
یک دانشمند افغان درهمین منطقۀ لاس انجلس نیز (غیات اللغات) و((کلمات عامیانه دری) تالیف مرحوم عبدالله افغان نویس را دارد وقراراست بزودی بمنزل شان آن آثار راببینم ونتیجه را بعدا اطلاع خواهم داد.
به ایمیل شما ضرورت دارم تا دربعضی مسایل مشوره بگیرم. دوستان شما درکمیتۀ انسجام شب و روز بشدت کارمیکنند. با عرض احتارم هاشمیان
ایمیل من ازینقراراست: AFGHAMIRROR3@YAHOO.COM


اسم: اکبربارکزی   محل سکونت: هلمند    تاریخ: 15.08.2015

دانشمند محترم استاد سید خلیل الله هاشمیان
در قسمتی از نوشتهٔ اخیر تان ابراز داشته اید که غیاث اللغات را در دسترس ندارید. پیشنهاد من اینست که همزمان با سایراقدامات تدارکی بالای جمع آوری آثار ارزشمند ودست نخوردهٔ چاپ هندوستان چون غیاث اللغات، قاموس جهانگیری وبرهان قاطع کار صورت بګیرد. مقصد من این نیست که خودشما ویا مسؤلین پورتال وزین افغان-جرمن آنلاین کار جمع آوری این آثاررا انجام بدهید. سایر دوستان که وعدهٔ همکاری درین پروژهٔ ملی را داده اند میتوانند درین بخش سهم شانرا ادا فرمایند. من به سهم خود با دوستی در اروپا تماس گرفتم که میدانستم غیاث اللغات چاپ اصیل لکنهوی هند را در دسترس دارد. وی حاضر است آنرا بشکل امانت در اختیارمسؤلین پورتال قرار دهد. البته پورتال میتواند با عکسبرداری از این قاموس ها آنر در اختیارشما و تیم های دانشمندان که دست اندرکار تهیهٔ قاموس اند، قراردهد. از دوستم خواهش کرده ام که خود با محترم قیس کبیرتماس گرفته چگونگی انتقال غیاث اللغات را در مشوره با محترم قیس کبیر تنظیم نماید. اگردربخش دستور زبان دری نیزتکیهٔ اصلی براثر یکی از اساتید افغان بوده ودر ضمن آن مندرجات فرهنگ عمید بگونهٔ انتقادی بررسی گردد، برتقویت مبنای افغانی قاموس زبان دری که انشا الله به همت شما وهمکاران شما تهیه خواهد شد، می افزاید.

باعرض احترام
اکبر بارکزی


اسم: سید خلیل الله هاشمیان   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.08.2015

اصطلاحات دستوری و مخفف آنها که باید با در نظرداشت اصول ساختمانی زبان دری در فرهنگ نویسی در نظر گرفته شود، اینک این رسالۀ کوچک برای دانشمندان محترم اعضای کمیتۀ انسجام، برای مطالعه و مشورۀ تقدیم میشود.
عجالتاً فرهنگ فارسی حسن عمید را که حدود 70 سال قبل تدوین شده و ...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: المان     تاریخ: 03.08.2015

از شخصیت های محترمیکه در زمینه تدوین فرهنگ دری به دری وعدۀ همکاری داده اند، کمک های مالی کرده اند و همچنان برای بهبود نحوۀ کار فرهنگ نویسی رهنمایی های لازم را پیشنهاد نموده اند، اظهارشکران و امتنان داریم.
این ذوات ارجمند و گرامی که در راه رسیدن به آرمان های ملی آمادۀ هرنوع همکاری میباشند به هریک ایشان جداگانه سر احترام فرود می آوریم.
هریک در نظرات عالی ایشان نکات بما آموخته اند که برای حساسیت موضوع در تدوین فرهنگ، بسیار آموزنده راگشایانه ، وسازندۀ میباشند. بقول حافظ لسان الغیب : [همتی] بدرقه راه کن ای طاهر قدس *** که دراز است رۀ مقصد و [ما] نو سفریم (درین بیت بخاطرهئیت محترم ظرفیت فرهنگ سازی تصرف اندک که مفرد را به جمع عوض کرده ام بخشایش میخواهیم)
ذوات محترم هریک عالم ودانشمند فرهیخته، بانو قمر یلدا ، جناب محترم نبیل عزیزی ،جناب اکبر بارکزی ، جناب داکتر صاحب انصاری، که هرییک با رهنمایی های اموزندۀ ایشان با ترغیب وتشویق توأم بوده کمیته محترم ظرفیت فرهنگ سازی را خشنود ساخته اند ازهریک ایشان بوسیلۀ این قلم اظهار امتنان و سپاس دارند.


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 02.08.2015

عرض سلام خدمت گرداننده گان پورتال !
تدوین قاموس را با اعلان فارانی صاحب دست به آغاز زدید که امر نیک است ولی دشوار وجوابده . با روشهای عنعوی وطنی متاسفانه  راه به ترکستان میانجامد وبنا بر تجارب ۶۰ ساله ام در مسائل اجتماعی ، سیاسی و علمی اجازه میخواهم نقاطی را برای بهبود کار در این عمل ملی خدمت تان پیشنهاد نمایم:
۱ - مدیریت یا منجمنت کار تعیین کننده است ۰ باید مسؤل کسی را انتخاب کنید که از عهده کار بر آید وروزانه کا ر کند۰
ووظیفه ، مسؤلیت وصلاحیت اورگنیک کردن روابط ،دینامیک کردن کارها ،سیستماتیک ساختن ساختار هارا عملی نمیاید
۲ - کمیته ای مدیریت قاموس ،باید داشته باشید بنام هئت مدیره ، کمیته انسجام ۰۰۰ وغیره
۳ - اساسنامه ، لایحه ای وظائف برای مدیریت بنویسید
۴ - مسؤلین را انتخاب ومعرفی نمائید تا افغانها بدانند وکمک نمایند
۵ - بودیجه ای برای انجام این کار تخمین نموده از افغانها درخواست کمک نمائید
۶ - راپور دو هفته ئی پیشرفت را رسمأ به افغانها اطلاع دهید تا از خوشحالی دستانشان به جیب برود
۷ - صفحه ای مخصوص قاموس باز کنید تابا تماس مستقیم روزمره به شما کمک شوند.
۸ - توسط جلسات سکایپی مدیریت جمعی کنید وبعضأ صاحب نظران را به مشورت در سکایپ بخواهید
۹ - لست متخصصین وکمک کننده ها را آرشیف نموده وظیفه سپاری کنید
۱۰ -ارشیف جمع آوری تمام قاموس های نوشته شده را بسازید
فعلأ همین هر گاه مشورت ضرورت باشد تماس بگیرید.
پیروز باشید


اسم: اکبربارکزی   محل سکونت: هلمند    تاریخ: 01.08.2015

شروع کار تدوین قاموس دری به دری را برای مسؤلین پورتال وزین افغان جرمن آنلاین و محترم داکتر صاحب هاشمیان تبریک عرض میکنم. محترم فارانی با اعلام این خبر نوید بزرگی به مردم افغانستان داد که بلاخره یکی از زبانهای مهم کشور شان دارندهٔ یک قاموس مدرن و مبتنی بر جدیدترین تخنیک معاصر میشود. این خبر برای آخوند های ایران که رویای رهبری فرهنگی منطقه را درسر میپرورانند ودر همان مسیر بسیار زیرکانه سرمایه گذاری میکنند، کابوس وحشتناک است، زیرا از بیداری مجدد افغانها حکایت میکند. ازجانب دیگرافغانهای خارج از کشور با کار درین عرصه، مثال خوبی میشوند برای نسل جوان داخل کشور. درحالیکه از محدودیت امکانات خود بخوبی آگاه هستم یکبار دیگر برای هرنوع همکاری ابراز آمادگی مینمایم. دراخیر یک خواهش دوستانه دارم از دست اندکاران تدوین قاموس. لطف نموده پروسهٔ تدوین قاموس را از سیاست و تأیید و تردید های سیاسی جدا سازید. چه تدوین قاموس دری به دری یک پروسهٔ علمی و ملی است. به آرزوی مؤفقیت کامل شما.

اکبربارکزی


اسم: Qamar yalda karzai   محل سکونت: München     تاریخ: 01.08.2015

درود بشما دانشمندان وفرهیختگان گرامی !
از آغاز کار تدوین فرهنگ جدید «دری به دری» ازطریق مقاله پرمحتوی محترم دانشمند گرامی مسعود فارانی و نوشته خانم صالحه وهاب ادیب وشاعره خوش کلام آگاه شده نهایت خرُسند شدم ،هرقدمی نیکی که درراه رشدوانکشاف فرهنگ وتعلیم به هموطنان برداشته می شودخیرمقدم است .من نخست به استاد دانشمند وبزرگوارکه بنیان گزاراین ابتکاراست تبریک عرض میکنم و همچنان محترم انجنیر قیس کبیر که صادقانه و با کمال حوصله از سالها درتلاش اند و فراموش نبا ید کرد. همکاری دانشمند محترمه صالحه وهاب، خانم با استعداد وپر کار، محترمه شیما غفوری ، شاعرونویسنده شناخته شده وتو نا محترم مسعود فارانی ، محترم دیپلوم انجنیر فرید فهیم محترم انجنیر سید عبدالرحمن غوربندی و دگر نخبگان ادیبان وقلم بدستان تقدیم میدارم و مؤفقیت ونأیل آمدن به این هدف پاک را بشما خواهانم .


اسم: نبیل عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.07.2015

آغاز کار عملی فرهنگ "دری به دری" را تبریک عرض نموده و امیدوارم که همه افغانهای عریز در راه رشد فرهنگ افغانی گام های عملی بردارند تا باشد کشور را از فقر علم و فرهنگ نجات داد.
برای مسؤلین و همکاران حوصله مندی و آغاز نوین آرزو مندم.
من هم وعده همکاری را در بخش های دیگر این فرهنگ ابراز می نمایم.
نظر به صحبت که با جناب قیس کبیر داشتم این قاموس نه تنها یک لغتنامه خواهد بود بلکه بیشتر شکل یک فرهنک معلوماتی را خواهد داشت.
چشم دشمنان کور که صرف با صفحه سیا نمودن سنگ اندازی می نمایند تا باشد مانع کار دیگران گردند.


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 30.07.2015

نوید آغاز کار عملی فرهنگ « دری به دری » جناب فارانی صاحب را به پورتال وبخصوص مسؤلین این کار تاریخی- ملی جناب انجنیر صاحب قیس کبیر ، انجنیر فرید ، خانم صالحه وهاب و شیما غفوری وتیم شان از صمیم قلب تبریک گفته واز این طریق آماده گی هر نوع کمک خود اعلام مینمایم۰
من چون در مسلک طبایت دررشته های طب عمومی، طب چینائی، طب طبیعی، طب روانی - جسمی، طب غذائی وطب درد و بیهوشی کار تئوریک و عملی نموده ام و چون متقاعد هستم کار تحقیقاتی خود را در بخش طب عقلی - عصبی -حیاتی و طب اجتماعی حیاتی متمرکز ساخته ام و میتوانم در زمینه های فوق ایجاد « فرهنگ »را کمک نمایم.
به امید روزی که فرهنگ را در دست داشته باشیم۰


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.07.2015

بدوستان ملی گرای فرهنگ دوست، آغازکار تدوین فرهنگ"دری به دری" را نوید میدهیم. این فرهنگ به همت ذوات محترم که تحقیقات و جستجو های گستردۀ خویش را قبلا ً در زمینه داشتند هم اکنون که زمینه عملی آن فراهم شده است از یک هفته به اینطرف مصمم شروع بکار عملی نموده اند....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سید خلیل الله هاشمیان   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 29.07.2015

توضیحاتی بخدمت محترمه پوهندوی شیما غفوری

در چند موردی که طالب معلومات شده اید، من نظریات خود را منحیث یک شخص و یک عضو پروژۀ تدوین (فرهنگ زبان دری) تقدیم میکنم و امید وارم سایر همکاران اگر خواسته باشند در زمینه اظهار نظر نمایند...
1

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سید عبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 29.07.2015

محترم جناب پوهاند صاحب دودیال سلام!
از لطف شما ممنونم، نوشتۀ پرلطف شما را خواندم و خوشحالم که هنوزهم شخصیت های بزرگواری مثل شما وجود دارند که از استادان سابقه بخوبی یاد میکنند و اما اکنون چشم همه متوجه استادان جوان مثل شما است؛ دوران ما به پایان رسیده و متأسفانه که دورۀ خدمت بسیاری از ماها با حدوث وقایع ناگوار در کشور بسیار کوتاه بود و عده ای از ما نتوانستیم بیشتر مصدر خدمت به مردم و وطن شویم. بازهم از اینکه در مهاجرت آرام ننشسته و آنچه در توان دست و قلم اکثر ما بوده، به آرزوی خدمت بوطن از دور به اصطلاح کاغذ ها را سیاه نمودیم.

شما لطف کردید از بعضی استادان یاد فرمودید که متډسفانه اغلب شان دیگر با ما نیستند، خداوند داکتر صاحب شرف، داکتر یحیی ابوی، داکتر اصیل، پوهنوال غوثی، داکتر نیاز، داکتر عزیز الله لودین، داکتر شهیدی و دیگر همکاران قدیم ما را بیامرزد. شکر خدا که تعدادی از استادان سابق پوهنځی هنوز حیات دارند، از جمله: داکترالتزام، داکتر ساویز و داکتر صفا در امریکا، داکتر غنی غوثی، داکتر اسد، داکترانور دوست ، داکتر سمیعی، داکتر نور، داکتر صمیمی، داکتر سوما، داکتر نجیبی و یک تعداد دیگر در جرمنی و همچنان بعضی دیگر از منسوبین کدر تدریسی پوهنځی که جهت تحصیل به خارج اعزام شدند و با اخذ درجه دوکتورا، ولی به دلائلی نتوانستند جهت تدریس به کشور برگردند، نیز از جمله غنیمت ها علمی بشمار میروند. شما از داکتر سرابی یاد کرده اید، ولی من با همان اندازه احترامی که به دوره کاری شان در پوهنځی بحیث استاد و رئیس دارم، به همان اندازه از کارکرد های بعدی ایشان متأثر و متأسف هستم.

در مورد قاموش اقتصاد چاپ 1355 باید عرض کنم که این اثر مهم طوریکه شما نیز خاطر نشان ساختید که حتی آنرا در دسترس ندارید، لازم است تا زمینه چاپ مجدد آن فراهم گردد. چشم امید من به دوست دانشمندم جناب داکتر صاحب محمد نعیم اسد است که هنوزهم همان نسخه یادگاری قاموس را در اختیار دارند و نیز میتوانند با داکتر صاحب سمیع نور و یا بعضی مراجع دیگر کمک کننده در جرمنی به تماس شوند تا زمینه چاپ مجدد قاموس را فراهم سازند و نیز شما و دیگر هم مسلکان جوان که در کشور تشریف دارند، در زمینه همکاری نمایند. من با یکی از استادان فعلی پوهنځی محترم حمیدالله فاروقی نیز به تماس خواهم شد تا اگر بتوانند در این مورد کمک نمایند. انشاءالله با جناب شما به تماس خواهم شد به پناه خدای بزرگ باشید. راستی فراموش کردم به پوهاند صاحب وکیل منتظر که از شاگردان و نیز برای یک مدت اسیستانت من بود و از مدت زیاد است که در پوهنځی اقتصاد پوهنتون ننگرهار تدریس میکنند، سلام و احترام مرا برسانید. به آرزوی صحت، سلامت و موفقیت های مزید شما.


اسم: محمد بشیر دودیال   محل سکونت: ننګرهار    تاریخ: 28.07.2015

نخست از همه سلامها و احترامات خود را خدمت استاد نهایت ګرامی و دانشمند فاضل جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم تقدیم میدارم. در استقبال از نوشته عالمانه و یاد آوری از نخستین ګنج پر بها یعنی ( قاموس اقتصاد) استاد بزګوار شادروان پوهنوال محمد عارف غوثی چند نکته ی را یاد اوری مینمایم:

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 28.07.2015

شاعرۀ نامدار افغان محترم پوهندوی شیما غفوری درایمیلی سوالات ذیل را مطرح کرده اند:
""سوال ها و پیشتهادات برای معیاری ساختن بیشتر قاموس و همکاری دوستان شامل این پروژه :
1) آیا ما توانایی آنرا خواهیم داشت تا منشاء زبانی کلمات را نیز ذکر نمائیم؟ مثال عربی، فارسی ... من شخصا برای خود آنرا مشکل میدانم، ولی هرگاه یک نفر برای پیداکردن همین خصوصیت کلمات تعین شود، کار خوبی خواهد بود. اگر بلی، پس باید در جدول کلمات یک ستون جداگانه اضافه شود.
2) آیا از لحاظ سرف و نحو میتوانیم انواع کلمات رادر کتگوری اسم، صفت، قید، فعل...بنویسیم؟ اگر بلی باید پس یک ستون جداگانه اضافه شود، ولی تحت کدام عنوان ؟
3) دربخش نظرات صائب پیشنهاد مینمایم که کوتاه نویسی را مرعات نمائیم تااز ضیاع وقت همه جلوگیری بعمل اید. ازینرو هر گاه بدون تشریفات معمول راسا نظر وپیشنهاد خویش را بنویسم با اطمینان به اینکه طرف مقابل حفه نمیشود، پروسۀ کار ما را آسان تر میسازد.
4) اگر چه هر فرد این پروژه قابل احترام است و جرنا اصلاح و تکمیل نوشتۀ یکدیگر مشکل میباشد، ولی بخاطر نتیجۀ مثبت کار مشترک لازم است تا ما بطور حد اکثر به همدیگر خویش بظر بدهیم و کار همدیگر خویش را تکمیل نمائیم. باید این هم واضح باشد که هر پیشنهاد هم درست بوده نمیتواند، ولی هرگدام باید جرئت نظر دادن بکار دیگری را داشته باشد، تا در همین حلقۀ کوجک در مورد هرکلمه بیشترین تفکر صورت بگیرد. چون هدف نهایی قضاوت مثبت خوانندگان و داننشمندان خواهدبود.""
خواهر دانشمند محترم پوهندوی شیماغفوری! چهار سوال مطروحۀ شما بدینوسیله انلاین میشود تا همه اعضای محترم پروژه وهموطنان آنرا خوانده وجواب و نظر خود را در زمینه بنویسند نظر من بحیث یک عضو این پروژه فرا تقدیم میشود - با عرض احترام -هاشمیان 27 جولای 2015


اسم: ف، هیرمند   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 28.07.2015

دوست عالیقدر و دانشور جناب دکتور انصاری مهربان سلام و عرض ادب!
از نوشتۀ سراپا صفا و لطف شما عمیقاً ممنون ام، من بی صبرانه منتظر هدایات شما در بارۀ نقد" مکثی..." هستم تا از آن خلاء های کار نوشتاری ام را بیشتر اصلاح کنم، یکبار دیگر ابراز سپاس پسشکش میکنم اینک در ذیل لینک مقالۀ مورد نظر را تقدیم تان میکنم، سرافراز باشید
ف، هیرمند
http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/f_hermand_masuliyat_siyasi_bar_dosh_daneshmand.pdf


اسم: محمد ایاز نوري   محل سکونت: Holland    تاریخ: 27.07.2015

محترم استاذ دود یال صاحب!
په معذرت سره ما په غلطي ستاسو تخلص «دود پال» لیکلی دئ.
په درنښت سره
ایاز نوري


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 27.07.2015

هموطن بزرگوار وبزرگ اندیش جناب محترم ۰ف هیرمند صاحب !

جمله بندی ، استعمال کلمات ورده بندی آنهادر نوشته ای شماعنوانی من، در قالب جملات زیبا با چنان یک اخلاق عالی نوشته شده که احساس کردم این است فرهنگ اصلاح ، تکمیل وکمک نه نقد بران با شمشیر دو سره۰ هدف از نوشته ای نقد من تلاش در جهت ایجاد همچون فرهنگ نوشتاری در تحلیل های ما افغان هاست تا روابط ما اورگانیک ، کار های مادینامیک ، ساختار های ما سیستماتیک وجهان بینی ما کوانتک شود واز این طریق بعنوان کتله ای واحد وپر قدرتی در پیشرفت جامعه ای بشری وبخصوص کشور خود مصدر خدمت شویم۰

شما در نوشته «مکثی بر۰۰۰» خود مینویسید «۰۰۰۰ این قلم نیز مقاله ای تحقیقی در همین موضوع تحت عنوان« مسؤلیت گذاری امور سیاسی بر دوش دانشمند » به نشر رسانده بود، پس تصادفی نخواهد بود که بخشی از نوشته ای نامبرده ای ایشان متوجه محتویات همان مقاله باشد » این یک مثال است از مقاله مکثی شما محترم هیرمند صاحب : من متأسفانه که نوشته ای نامبرده اش شما را نخوانده ام واز محتوایش هیچ اطلاعی ندارم. پس انگیزه ای که شما را ناراحت به نوشته ای «مکثی بر۰۰» واداشته مشکل حقوقی داردیعنی برداشت تصوری شما که واقعیت عینی نداردسبب خلق نوشته ای شما شده است . البته اختلاف زیبائی طبیعت انسان است ولی زیباتر از آن این است که موسیقی نواز ،آنرا داخل ارکستر اتحاد نموده وباتوجه به اصل ارتباط ،انتظام واعتدال ،نوازش ختم پارچه را هدف قرار دهد۰ تا تماشاگران از آن لذت ببرند۰ ببخشید محترم هیرمند صاحب که گپ کمی طولانی شد سپاس بی پایان از برخورد خیلی عالی وآموزنده ای شما.من فعلأ داخل بحث محتوای نوشته ای شما نمیشوم چون باید مطابق اصول اساسنامه ای مجمع با آن جواب بدهم یعنی تحقیقی وعلمی که کمی دوام میکند . اگر لطف نموده بنویسید که نوشته ای شما رادر کجا پیدا کنم تا از خواندنش مستفید شوم، ممنون۰ به آرزوی یک دست شدن همه قلمبدستان کشور برای کمک به رساندن کشور به آزادی ، استقلال وعدالت .صحت وسلامت باشید۰


اسم: محمد ایاز نوري   محل سکونت: Holland    تاریخ: 25.07.2015

ګران افغان شخصیت پوهاند بشیر خان دودوال صاحب!
د سلام او ذرنشټ څخه پس ستاسو په وطن پالو ګوتو د افغان ملي مبارز خدای بخشلي میر غلام محمد غبار کتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» د ارزښناک تاریخي کتاب د دري ژبې نه زمونږ ملي ژبي پښتو ته د ژباړې په خبر خوښ شوم،تاسو دروند ورور واقعا لوی زیار پر ځان قبول کړئ دئ. زه د دې ملي افغاني خذمت د اجراء په مناسبت تاسو ته مبارکي وایم. تل مو ویاړمن او بریال غواړم.
په افغاني مینه


اسم: ف، هیرمند   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 24.07.2015

دوست دانشمند وعالیقدر جناب دکتور انصاری عزیز!
مرا با دل بزرگ و گستردۀ تان شرمسار ساختید، بنده نیز عید سعید گذشته را به شما روانشناس ارجمند مبارکباد عرض میکنم توقع دارم همیشه روز تان عید وشب تان برات باشد، نقد این جانب بر نوشتۀ با محتوای شما با کمال رعایت ادب و احترام عرضه شده بود اگر از این جهت کوتاهیی در آن حس شده باشد بنده فرصت پوزش خواهی دارم. اطمینان داشته باشید این کوچک تان حائز فرهنگی است، در صورتیکه کدام موردی از نقد آن، "بی جا" مطرح شده باشد در صورت اثبات "بی جایی" آن،آنرا پس خواهد گرفت. شما مثل همیشه برای خدمت به مردم و سرشار از آرمان های مردمی باشید.
با صمیمیت های بی شایبه
ف، هیرمند


اسم: Dawary Najibullah   محل سکونت: Toronto- Canada    تاریخ: 24.07.2015

از طریق پورتال افغان - جرمن آنلاین اطلاع حاصل کردم که کتاب پُر ارزش{افغانستان در مسیر تاریخ} تألیف میرغلام محمد غبار به زبان پشتو ترجمه شده است. این افتخار بزرگ وکار با ارزش علمی را به محترم پوهاند محمد بشیر دودوال تبریک وتهنیت گفته ومؤفقیت های مزید شانرا ازبارگاه الهی تمنا دارم.
سالها قبل وقتی در پشاور بودم تعدادی از دوستان پښتخواه ساکن پشاور از من خواهش نسخه پشتوی افغانستان در مسیر تاریخ را نمودند. در آنزمان هر چه کوشش کردم تا نسخه پشتوی این اثر شکوهمند را پیدا کنم، اما متأسفانه نتوانستم، بعداً هم اطلاع حاصل کردم که کتاب مذکور اصلاً بزبان شرین پشتو ترجمه نشده است.
بعداً وقتی به تورنتو ساکن شدم ازتعدادی نویسنده گان افغان که بیشتر مقالات شانرا برای ماهنامه افغان رساله بزبان پشتو مینویسند، خواهش کردم که درحصه ترجمه کتاب افغانستان درمسیر تاریخ به زبان پشتو اقدام کنند. ولی متأسفانه که ایشان{ نزاکتاً از ذکر نام شان خود داری میکنم} دلایلی کاملاً غیر منطقی را بهانه قرار داده واز ترجمه کتاب مذکور طرفه رفتند. هرچند مرحومه خورشید عطایی که همین چند روز قبل وفات نمود برایم وعده داد که حتماً این کار را خواهد کرد. اما بعداً موصوف هم به درد بی درمان سرطان مبتلا شده ونتوانست این وعده را انجام دهد. روح اش شاد.
به همه حال یکبار دیگر از محترم پوهاند دودوال یک جهان سپاس. همچنان خواهشمندم که تعداد کثیری از نسخه های پشتوی کتاب مذکور جهت استفاده هموطنان پښتونخواه به پشاور فرستاده شود.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 24.07.2015

یک گله و دو تصحیح :
گله : نام من همیشه (سیدخلیل الله هاشمیان) بوده، ولی نمیدانم چرا تا حال چند بار درین پورتال (خلیل الله هاشمیان) نشر میشود ؟؟؟
تصحیح : درمقاله ام که امروز تحت عنوان "کمیسیون انتخابات یا موفقیت دیگر داکتر عبدالله برای غصب قدرت" نشر شده، و ازنشر آن تشکر میکنم، دو اشتباه ازجانب خودم صورت گرفته، تصحیح آنها را ازجانب متصدیان محترم پورتال خواهانم :
صفحۀ اول، پاراگراف اخیر، سطر اول ""... درمدت 9 ماه آینده صورت گرفته..."" لطفا به " ...درمدت 9 ماه گذشته صورت گرفته..." ، یعنی "آینده: به گذشته تصحیح شود.
درقسمت اخیر صفحه دوم جائیکه از (داکتر نبی مصداق) نام برده شده، جمله نا تکمیل مانده ، لطفا قرار ذیل تکمیل گردد : "...(داکترنبی مصداق) این حق تلفی را با اسناد نشر کرده است."
تشکر از همکاری شما- با عرض احترام - سیدخلیل الله هاشمیان 23 جولای 2015


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 22.07.2015

سه خبر خوش :
1) محترم آقای جان محمد خان لیسانسه پوهنحی ادبیات وعلوم بشری که در امریکا سکونت دارند، باساس شناختی که سابق در فاکولته ادبیات داشتیم و یک تن از محصلین لایق دپارتمانت انگلیسی بودند، ضمن تماس تلفونی بمن مژده دادند که دو جلد اضافی قاموس دری-انگلیسی تألیف مرحوم پوهاند نسیم نگهت را دارند و آنرا بدسترس من میگذارند تا در پروژۀ "فرهنگ زبان دری " مورداستفاده قرار گیرد. من ازین هدیۀ گرانبهیا شان تشکر و وعده کردم که این خبر خوش را به ابلاع همکاران در اروپا میرسانم- قاموس مرحوم نگهت نایاب شده و همکاران محترم ما باید ازین تحفۀ قیمتدار آقای آقای جان محمد خان تشکر نموده این تحصیل یافته افغان را نیر بحیث یک عضو کمسیون تدقیق بپذیرند.
قرار است ضمن سفری به ایالت مسکون جان محمد خان دو جلد قاموس مذکور را تسلیم شوم -دوستان و همکاران لطفاٌ تصمیم بگیرند که بکدام دو مرکز در اروپا سپرده شوند.

2) مقالۀ پرمعلومات جناب داکتر صاحب سیدعبدالله کاظم از موجودیت قاموس اصطلاحات اقتصادی به زبان دری و ترجمۀ معادل آنها به زبان انگلیسی، تألیف دانشمند نامدار افغان مرحوم داکترغوثی، ما را مطلع گردانید- من این قاموس را در کتابخانۀ پوهنتون کابل دیده بودم و به همکاران محترم اطمینان میدهم که از مندرجات آندر (فرهنک زبان دری) بسیار استفاده شده میتواند. البته کمیته تدارکات باید برای پیداکردن یک نسخۀ این قاموسس سعی لازم را از همین حالا شروع کند.
3)خبر خوش و امیدوار کنندۀ سوم اینست که دانشمند شهیر افغان جناب استاد کاظم را قبلاٌ در جملۀ اعضای مؤسس این پروژه با خود داشتیم،اما دانش و تسلط داکتر صاحب کاظم به اصطلاحات اقتصادی، دریچۀ امید دیگری را برای موفقیت پروژه (فرهنگ زبان دری) باز میکند- این پروژه از تجارب علمی و آثار داکتر صاحب کاظم بسیار استفاده کرده میتواند-ماافتخار داریم چنین دانشمند پرکار، خیرخواه و وطندوست را باخود داریم - باعرض احترام سیدخلیل الله هاشمیان - 22 جولای 2015


اسم: سید عـبدالله کاظم   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 21.07.2015

"قاموس اقتصادی" ـ یک اثر با ارزش علمی

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 18.07.2015

عرض سلام خدمت گرداننده گان پورتال و تمام خواننده گان این صفحه! وخانم صالحه وهاب ۰
روز های زیبای عید را( که در قبال ارزش مذهبی، عنعنه ای دست همکاری و آشتی بین مردم دارد)به همه هموطنان صادق و خادم راه آزادی، استقلال و عدالت تبریک میګویم۰ بخصوص حقوقدانان، سیاست مداران و دانشمندان که با نام های مستعار و یا اصلی خود نوشته های من را به نقد بیجا و بجا گرفته اند صمیمانه تبریک گفته و روز های خوشی برایشان آرزو مینمایم۰و در فرصت لازم تلاش میکنم تا جواب قانع کننده ای علمی بدهم نه احساسی و تصوری۰

پورتال و خانم صالحه وهاب را که در نوشته ای ضرورت تدوین « قاموس دری » شان با یک طرح عالی همه دوستان ب خصوص دانشمندان خوب و کمی قهر ما را به همکاری دعوت نموده اجازه میخواهم ۵ ستاره بدهم که این طرح از نظر نیورو بیولوژیک داری انرژی ساختاری بوده واگر این شیوه را به عادت ماتحت شعور خود تبدیل نمائیم سر آغاز یک فصل وفرهنگ جدید در زندگی مدنی ، سیاسی و ملی روشنفکران خواهد بود که ثمراتش راه را برای روشن ساختن راهیابی معضل کشور باز خواهد نمودظ، من از معروفی صاحب ، نوری صاحب و سدید صاحب خواهش میکنم تا این دعوت را لببیک گفته دست همکاری را در این لحظات حساس و سرنوشت ساز کشور کوتاه نسازند تا دشمنان وطن خوشنود نشوند ۰


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 16.07.2015

دو خبر خوش : یکی حلول عید سعید فطر که آنرا بهمه همکاران محترم این پورتال تبریک عرض میکنم.
دیگری مقاله محترمه صالحه حان واصل که از پروژۀ دیجیتال ساختن فرهنک دری مژده میدهد- از برای خدا، درین پروژه همکاری دو سه صدافغان ضرورت است که هرکدام مطابق توان خود همکاری نماید تاقطره قطره دریا شود- درین پروژه انحصار قدرت مطرح نبوده، عرضۀ خدمت مورد نیاز میباشد -کسانیکه معلومات یا تجارب مسلکی دارند هم خوش آمدند و کسانیکه ندارند اما چند کلمه در کامپویتر تایپ کرده میتوانند،هم خوش آمدند- من بحیث یک عضو این پروژه همه امکانات خود را برای همکاری تقدیم و علاوه میکنم که یک رسالۀ کوچک بمنظور آشنا شدن هموطنان با اصطلاحات دستور دستور زبان دری نوشتم و دیروز تکمیل شده، عجالتا آنرا بدسترس همکاران محترم قرار میدهم - اگر چه همکاران این پروژه همه با دستور زبان دری آشنایی قدیمی دارند، معهذا این رساله جنبه های تخنیکی دستور زبان را بدسترس شان قرار میدهد.
یکبار دیکر ازین خبرخوش استقبال نموده شیرپیره و نقل بادامی عید را نثار تان میکنم - با تقدیم بوسه ها - سیدخلیل الله هشامیان - 16 جولای 2015


اسم: صالحه وهاب واصل   محل سکونت: هالند    تاریخ: 16.07.2015

سلام و درود نثار خوانندگان و علاقه مندان پروژۀ ( ضرورت تدوین قاموس دری – دری)
از آن جائیکه همه مطلع هستند “افغان جرمن آنلاین” از دیر زمانی سعی و تلاش خستگی ناپذیر، در راه حفظ و نگهداشت اصالت زبان دری نموده، به کمک همکاران و نویسندگان صائب نظر و دانشمندی که اکثریت آنها نویسندگان دائمی پورتال هستند، توانسته معلومات مؤثق ...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 16.07.2015

عرض معذرت به متصدیان محترم افغان جرمن آنلاین
درمقاله ام بعنوان پوهاند صاحب دودیال، درسطردوم آن فقرۀ "همکاران دانشمندان" نوشته وتایپ شده بود. وقتی مقالۀ مذکور درپورتال نشرشد، تصور کردم اشتباه مذکور بهنگام ویرایش ازجانب پورتال صورت گرفته، لهدا بدون آنکه به متن مقاله درکامپیوترخود مراجعه کنم، تصحیح آنرا از پورتال تقاضاوعلاوه کردم که من "همکاران دانشمند" نوشته بودم واینراهم پیش بینی کرده بودم که اگر تصحیح نشود کدام همکار پرنویس سه صفحه بالای همان اشتباه خواهد نوشت.
امروز مقالۀ مورخ 13 جولای آقای سدید را درپورتال خودشان خواندم که چند صفحه را دربارۀ همین اشتباه سیاه کرده و علاوه برطنزها وکنایه ها ودشنام ها به هاشمیان، پرسیده بود که باید پورتال وزین افغان -جرمن جواب بدهد که آن اشتباه از جانب پورتال صورت گرفته یا ازجانب خود هاشمیان.
من امروز باردیگر کامپوترخودرا بازکردم تا آن مقاله رادوباره بارتباط اشتباه مذکور ببینم - وقتی متن مقاله راخواندم ملتفت شدم که فقرۀ "کارمندان دانشمندان" درمتن مقاله وجوددارد- لهذا فورا این معذرت نامه رابخدمت متصدیان محترم پورتال افغان -جرمن آنلاین تقدیم و اعتراف میکنم که آن اشتباه درمقالۀ من موجوبوده وشما آنرا عینا نشرکرده اید وقصور این اشتباه بشخص خودم تعلق میگیرد نه به پورتال. بازهم ازشما عفو میخواهم.
اما وقتی به اشتباه مذکوردرمتن نشر شده درپورتال متوجه شدم، تقاضای تصحیح آنرا بتاریخ 10 جولای نموده بودم و بهمان تقاضا اکتفا میکنم. معذرت من ازپورتال اینست که گناه غلطی خود را بدوش آنها حواله کرده بودم وازین بابت جدا معذرت میخواهم -انسان از سهو وخطا خالی نیست واکنون بهمگان میگویم که "همکاران دانشمندان" را خودم نوشته بودم، ولی تصحیح آنرا فراموش کرده بودم، وعوض آنکه مقالۀ خودرا دوباره بخوانم؛ پورتال راملامت قرارداده بودم.
دردستور زبان دری که من آنرا مدت 2 1 سال تدریس کرده بودم، بحثی بنام (مطابقت) وجود داردو مطابقت از لحاظ عدد یک جزء این بحث است، یعنی وقتی اسم جمع باشد، صفت همان اسم مفرد میباشد، مثلا: گلهای خوشبو، گرگان گرسنه، پادشاهان عادل وامثالهم. باعرض احتارم - سیدخلیل الله هاشمیان - 15 جولای 2015


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 16.07.2015

باتقدیم تشکرات از علاقمندی جناب آقای غلام حضرت به پروژۀ تدوین( فرهنگ زبان دری)، تاجائیکه بمن منحیث یک عضو این کومیته معلوم است، دو انجنیر لایق کامپوتری هریک قیص صاحب ومحترمه صالحه جان واصل، قراربود توضیحی پیرامون این مطلب تهیه ونشرکنند که شاید کسالت ماه مبارک رمضان مانع تکمیل آن شده باشد- بازهم بحیث یک عضو بعرض میرسانم که به تائید پیشنهاد شما، درنظرداریم فرهنگ زبان دری را بقسم کامپیوتری ودیجیتال بخدمت همه مردم افغانستان تقدیم کنیم، ولی تکمیل اینکار مستلزم همکاری مادی ومالی افغانها میباشسد.
از انجائیکه معلومات من درمسایل کامپیوتری در سطح تحت الصفر قراردارد، امیدوارم انجنیرصاحبان مذکور درزمینه معلومات لازم را بدسترس همکاران این پورتال قراردهند. با عرض احترام - هاشمیان - 15 جولای 2015


اسم: محمد بشیردودیال   محل سکونت: کابل    تاریخ: 15.07.2015

استاد نهایت مهربان، دانشمند نستوه، شخصیت فاضل، خدمتګار صادق و نویسنده توانا، جناب سیستانی صاحب، السلام علیکم.

کتابهای را که برایم تحفه فرموده بودید از نزد مطبعه دانش تسلیم ګردیدم و زیب وزینت کتابخانه خود نمودم. البته دو عنوان آنرا ( دفاع از استقلال و شاه امان الله و سلطنت پشتونها در هند ) را قبلا خریداری نموده بودم. کتاب نخست را بخاطری یک ونیم سال قبل عاجل بدست آوردم که این موضوعا ت در آن هنګام سرو صدای عجیبی بر پا نموده بود. کتاب دوم بخاطر تحقیق یک موضوع مربوط هندوستان برایم اشد ضرور بود، ولی این کتاب را پسرم به خارج برده بود فعلا نزدم نبود، خوشبختانه اینک آنرا دوباره بدست اوردم . این تحفه ګرانبهای تان را فراموش نخواهم نمود. میخواهم به اطلاع تان برسانم که کتاب (مالکیت ارضی و جنبشهای دهقانی در...) چاپ مطبعه اکادمی علوم(۱۳۶۲) اکنون خیلی کمیاب است، نسخه ایکه در کتابخانه اکادمی موجوداست نسبت استفاده زیاد رو به مندرس شدن است. نمیدانم در کتابخانه اکادمی چند جلد آن موجود است . اینجانب فعلا از اکادمی به جلال آباد رفته ام و درپوهنتون ننګرهار مصروف خدمت هستم، بناءً کمتر به اکادمی میروم، آن هم بخاطر یاد آوری خاطرات وملاقات با دانشمندان و دوستان سابقه ام.
با تجدید سلامها و احترامات فایقه.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 12.07.2015

پوه او دروند شخصیت ډاکټر صاحب زیارمل! زما سلامونه او نیکی هیلی در واخلی!

ستاسی دنوی اوپه زړه پوری معلومات د پښتو- روسی – انګلیسی قاموسونو په هکله ستاسو منندو یو، د ډیروکلونو را پدیخوا هیله من وم چی ستاسی سره اړیکی ونیسم، خو ستاسی دقیق ادرس نه وو راته معلوم. اوس ما ستاسی نظر دقاموسونو په مورد کی دافغان جرمن آنلاین د دری قاموس دچاپ امکان په باره کی ولوست او خورا خوشحاله سوم، غواړم ستاسی له معلوماتو څخه مستفیدسم، هیله لرم چی زما سره په لاندنی ادرس سره تماس ونیسی:sistani01@hotmail.com
ستاسی د روغتیا او لا موفقیت په هیلهُ سیستانی
۱۲ /۷/ ۲۰۱۵


اسم: زیارمل   محل سکونت: مسکو    تاریخ: 12.07.2015

په مسکو کې درې بېساري پښتو قاموسونه چاپ شوي دي
په دې وروستیو کې د روسيې په پلازمېنه مسکو او په ټولیزه توګه په ټوله روسیه کې د افغانستان ملي ژبې پښتو ته په پوهنیزو مؤسسو کې ډېره پاملرنه کېږي. د همدې لړۍ په کړۍ کې له ۳۰ کلن ځنډ څخه وروسته په مسکو کې درې بېساري پښتو قاموسونه چاپ شوي دي:
۱ . پښتو - روسي د جغرافیایي نومونو قاموس؛
۲. روسي - پښتو د جغرافیایي نومونو قاموس؛
۳. روسي - انگلیسي-پښتو او پښتو-انگلیسي-روسي د کمپیوټر او انټرنیټ اصطلاحاتو قاموس.
لومړي دوه قاموسه د مسکو د نړیوالو اړېکو د پوهنتون استاد پامیر زیارمل له یوري لالېتین سره په ګډه او وروستی قانوس یوازې لیکلی دی.
د ویلو وړ ده، چې پامیر زیارمل له دې قاموسونو څخه پرته پر شپږو نورو سترو پښتو قاموسو کار کوي، چې ټول به په پر له پسې توګه خپاره شي.

د قاموسو په اړه د لا ډېرو معلوماتو د ترلاسه کولو لپاره دغه ځای کښېکاږئ.


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 12.07.2015

با عرض سلام و احترام و با عرض معذرت از پیشګاه دانشمندان ګرامی و محترم.
در ارتباط با تدوین قاموس دری یک فکر خواب آلود در کله ام ګشت و ګذار مینماید که اګر اجازه فرمائید با شما در میان بګذارم، در واقع یک پیشنهاد میباشد:
اولاً اینکه این قاموس باید الکترونیکی و دیجیتالی و یا به اصطلاح غیر مُجَلد و غیر مجسم باشد زیرا بر روی کاغذ و به جلد درآوردن آن یک پرُوژۀ سنګین و زمانګیر و ګران قیمت خواهد بود.
دووم اینکه یک بانک انترنیتی یا به عبارت دیګر یک سایت مشخص درست و ایجاد شود که هر کس به آن دسترسی داشته باشد.
سووم اینکه هر هموطن عزیز که یکی یا چند تا لغت و معانی آن میفهمند داخل این سیستم بانک یا سایت نمایند.
چهارم اینکه چهار پنج نفر اشخاص لایق و ورزیده و متخصص در زمینه، تعیین و مؤظف ګردد که ضمن اینکه لغت یا لغات مورد تشخیص خویشرا بر فهرست اضافه می فرمایند، لغت یا لغات علاوه شده و ارسالی سایر هوطنان عزیز را نیز زیر نظر ګذرانده و بعد از تصحیح و تصدیق ، روانۀ بانک یا سایت نمایند.که این عملیه هم سریع و هم صریح و هم صحیح و درست به پیش خواهد رفت و ضمناً یک کار و هنرنمائی دسته جمعی نیز محسوس خواهد شد و در نهایت بعد از تکمیل و تنظیم و تصدیق اعضای کمیتۀ معین، میتوان آنرا در معرض استفادۀ عموم قرار داد. اُمید وارم مرتکب یاوه ګوئی نه شده باشم. تذکر این نکته عاری از اهمیت نه میباشد که این کار فرهنګی طبعاً اقتضای پول و خرچ و مصارف مینماید ( البته نه زیاد مثلاً به اندازۀ چاپ مجلد آن) ولی این مسئله هم زیاد قابل تشویش نمیباشد و اګر هر عزیز ما فقط ده یورو یا دالر و یا حتی کمتر بپردازد میتوان این تولید فرهنګی را سرحد تحقق و پیروزی بدرقه نمود. تشکر


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: ویرجینیا - اضلاع متحده امریکا    تاریخ: 11.07.2015

محترم استاد هاشمیان احترامات تقدیم است

به ایمیل آدرس افغانستان میرر3 برای تان ایمیل فرستادم. از دریافت مقاله و رهنمائی شما خوشنود خواهم شد.
در ضمن یک تعداد سوال ها در مورد مقدمه و بحث معرفی زبان دری در قاموس دری انگلیسی چاپ پوهنتون نبراسکا دارم که عنقریب از شما در مورد معلومات خواهم خواست.

خداوند سایه شما را از سر فامیل محترم و افغانستان کم نکند.

احمد فواد ارسلا


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 10.07.2015

احتراما توجه متصدیان محترم این پورتال را به دوسه مطلب مهم جلب میکنم:
1) درمقاله ام بعنوان جناب پوهاند صاحب دودیال، در سطردوم، ""همکاران دانشمندان"" چاپ شده -این یک غلط فاحش دستوری است که بعضی همکاران شما شاید دوصفحه بالای آن پرنویسی کنند- من درمقالۀ خود "همکاران دانشمند" نوشته بودم.
2) بتاریخ 4 جولای درهمین کلکین نظر یابی به آقای فواد ارسلا وعده کرده بودم که به فهرست کلمات عامیانۀ دری ایشان خواهم افزود- سپس مقاله ای در یکنیم صفحه محتوی حدود 55 کلمه عامیانه دری با ترجمۀ انگلیسی انها نوشتم و تا حال دوبار آن مقاله را به پورتال محترم ایمیل کرده ام، اما نشرنشده است. درین لست شاید کلماتی باشد که بسیار افغانها ی مهاجر نشنینده باشند- درین مقاله کدام موضوع سیاسی یا انتقادی شامل نیست ومحض فرهنگی ومعلوماتی میباشد- امیدوارم انرانشر کنید- درغیرآن اقای فواد ارسلا لطفا به ایمیل من تماس بگیرند تا مقاله رامستقیمابه ایشان ایمیل کنم.
3) مقاله جناب آقای اکبر بارکزی که امروز نشر شده، معلومات تازه در بارۀ نفوذ ایران در اکادمی علوم افغانستان دارد- امیداست وطندوستان این مقاله را مورد تبصره قراردهند. با عرض احترام- سیدخلیل الله هاشمیان - 10 جولای 2015


اسم: سید خلیل الله هاشمیان   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 09.07.2015

قابل توجه جناب محترم پوهاند صاحب دودیال

ازخواندن پیام مبارک شما مسرت دست داد که اکادمی علوم افغانستان آریانا دایره المعارف را راتقریبا به پایۀ تکمیل رسانده و تنها جلد اخیر آن باقی مانده است. مساعی جناب شما و همکاران دانشمندان تان درین طریق قابل افتخار است...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: اکبر بارکزی   محل سکونت: هلمند    تاریخ: 08.07.2015

تجدید چاپ قاموس ایرانی دسیسهٔ سیاسی علیه تاریخ و فرهنگ ما!

نامهٔ پوهاند محترم دودیال به استاد هاشمیان که در پورتال وزین افغان جرمن آنلاین اقبال نشر یافته حاوی معلومات تکان دهنده است. قرارمعلوم، سفارت ایران در کابل اکنون از طریق جواسیس که در دولت افغانستان دارد، برخی بخش ها وعناصر مربوط به آکادمی علوم افغانستان را در قبضهٔ خود گرفته ودر مسیرهجوم فرهنگی خود، از آنها تا سرحد تجدید چاپ فرهنگ لغات ایرانی، توسط خود افغانها، بهره میگیرد...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 07.07.2015

قابل توجه محترم پوهاند بشیردودیال!

امروز دو مطلب خیلی جالب وخواندنی توجه مرا در پورتال افان جرمن آنلاین به خود جذب کردند که: یکی «ضرورت وامکان چاپ فرهنگ زبان دری» ازطرف اکادمی علوم افغانستان، از قلم پوهاند بشیردودیال است، و دیگری خبر ترجمۀ کتاب مهم تاریخی «افغانستان درمسیرتاریخ» تالیف میرغلام محمدغباراز فارسی دری به زبان ملی پشتو است که توسط دانشمند پرکار ومبتکراکادمی علوم افغانستان،پوهاند بشیردودیال، بسر رسیده است.

این کار اقای دودیال نه تنها خدمت بزرگی به فرهنگ وزبان مردم پشتون است ، بلکه گام مؤثری درجهت نزدیک ساختن قلب ها وافکار مردم دری زبان با پشتو زبانان نیز هست. در واقع چنین کار بزرگ ملی، اصولاً از وظایف دولت وبه نمایندگی از آن وظیفۀ اکادمی علوم افغانستان ، مخصوصاً مرکز تحقیقات زبان پشتو دراکادمی علوم بوده است ومی باید سالها قبل آنرا منحیث وظیفۀ رسمی واصلی خود بسرمی رساندند، اما چون آن مرکز این کار را انجام نداده بود، آقای پوهاند دودیال،با تقبل همه سختی ها ومرارت های زندگی که درافغانستان دامنگیر شخصیتهای فرهنگی است، باصرف وقت وانرژی خود وحتی کم کردن از خوراک و پوشاک زن وکودکان خود برای پرداخت بهای چند مگابایت انترنت، غرض تایپ مطالب ترجمه شده،یک خدمت بزرگ ملی را انجام داد و چاپ آن را نیز اکادمی علوم افغانستان بدوش نگرفت واو مجبور گردیده تا یک موسسۀ نشراتی خصوصی را راضی به چاپ آن نماید. فقط آنهایی که به بیروکراسی چاپ کتاب درافغانستان آشنا استند، میتوانند درد و رنج ناشی از ته و بالا دویدنهای مؤلف یا مهتمم کتاب را درک کنند.

بخاطر این همه زحماتی که جناب پوهاندصاحب بشیردودیال در ترجمه وبالاخره چاپ این اثر تاریخی حجیم برخود هموار کرده اند و ممکن است حق الزحمه ای در خور زحمت خود نیز از آن دریافت نکرده باشند، من بهترین وصمیمانه ترین تبریکات وشادباش های خود را خدمت جناب ایشان تقدیم میکنم و 20 جلد ازکتابهای خود را به عنوان تحفه برایش اهداء می نمایم وبرای دریافت این کتابها، از وی خواهش میکنم تا به چاپخانۀ دانش رفته از هرعنوان کتاب من دو دو جلد طورمجانی یکی را برای خود ویکی را برای حبیب الله رفیع مشاور اکادمی علوم بگیرند. من لیست کتابهایم را که او از انتشارات دانش گرفته میتوانند ذریعۀ ایمیل جدا گانه برای وی ونیز برای چاپخانه دانش میفرستم.
ایمیل تماس با من اینست:sistani01@hotmail.com


اسم: محمد بشیر دودیال   محل سکونت: کابل    تاریخ: 06.07.2015

ضرورت و امکان چاپ “ فرهنگ زبان دری “

نامۀ یک هموطن به جواب مقالۀ منتشرۀ استاد سید خلیل الله هاشمیان در پورتال وزین افغان – جرمن

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 05.07.2015

برادرمحترم آقای استاد فارانی
مقالۀ شما در دو بخش تحت عنوان "کلمات پارسا و پارسی سنخ مشترک ندارند:"پرمعلومات ،دارای ماخذ معتبر و آموزنده بود- من ازین مقالات چند نکته را یادداشت کردم:
1) پیرامون چفرافیای محدود شاهنامه و فردوسی پی میبریم که "مثل تاریخ او افسانه ای بیش نیست که دریک خروار آن مثقالی حقیقت بزحمت توان یافت..."
2) جعلی بودن داستان زردشت از ورای تحقیقات داکتر منوچهر اقبال دانشمند شهیرایران برملا میشود.
3) جعلی بودن دوکتاب مشهور : (الفهرست) از ابن ندیم و (اوستا) از ابراهیم پورداوود ثابت میشود.
4) ارائه ثبوت مستند و مستدل پیرامون استعمال کلمۀ (پارسا) بحیث صفت در زبان دری و ابطال این ادعا که صفت پارسا با کلمات (پارس) و (پارسی) ریشۀ مشترک و سنخ مشترک نداشته و ندارد.
خداوند شما را خیر و بعمر شما برکت بدهد که برای جویندگان تاریخ و زبان دری معلومات غنیمتی فراهم ساخته اید - با عرض احترام- سیدخلیل الله هاشمیان - 5 جولای 2015


اسم: صبور واقف   محل سکونت: شیرشاه مینه    تاریخ: 04.07.2015

خدمت استاد هاشمیان:
مدت زیادی است که شما نسبت تکلیف چشم از خوردی و ریزه گی این کلکینچه شکایت دارید ولی اولیای امور یا نمیدانند ویا وقعی نمیگزارند تا مشکل شما رفع گردد.
ضرور نیست در همینجا تایپ نمائید. شما میتوانید نوشتهٔ خود را به هر اندازه، رنگ و قامت و فارمتی که باشد در «Word» نوشته و بعد از نقل«Copy» آنرا در همین کلکینچه بچسپانید یعنی «Paste» کنید.
برای معلومات شما این نوشته در «Word» به سایز ۷۲ و رنگ سرخ نوشته شده است


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: المان     تاریخ: 04.07.2015


کلمات "پارسا" و "پارسی" سنخ مشترک ندارند « پیوست به گذشته قسمت دوم (آخر)»

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 04.07.2015

قابل توجه جناب آقای احمد فواد ارسلا
ابتکار شما را قابل تقدیر میدانم که یکتعداد کلمات عامیانۀ دری را با معادل آنها بزبان فارسی ایران برای جوانان افغان به قسمی تهیه کرده اید که تلفظ آنها در هر دو لهجه به حروف لاتین ارائه شده است- از کلمات تهیه کردگی شما البته در آینده استفاده شده می تواند- من از یک ساعت به اینطرف بالای حافظۀ خود فشار می آورم که یکتعداد کلمات عامیانۀ دری را بیرون نویس کنم- اما چشمان ضعیف من درین کلکین دوام اینکار را میسر نمی سازد- در یک مقالۀ مختصر یکتعداد کلمات را به شما اهداء میکنم که اگر در فهرست شما شامل نباشند، آنهارا نیز شامل فهرست خود بسازید و از سایر هموطنان تقاضا میشود به این طریق همکاری فرمایند. با احترام هاشمیان 4 جولای 2015


اسم: رشید   محل سکونت: درین روز ها کانادا    تاریخ: 03.07.2015

قلم بدستان عزیز !
خوشبختانه هر روز یکی دو نظر وحتی مقاله در بارۀ فرهنگ دری به دری روی پردۀ افغان جرمن در انظار بینندگان عزیز قرار می گیرند. شماری از دوستان آنرا رد می کنند و شماری دیگر در تایید آن در افشانی های شانرا ارایه می دارند. گفتۀ بنده در رابطه به هردو گروه این است که نوشتن فرهنگ در زبانهای دری وپشتو از هندوستان دری گوی (نه فارسی گوی) آغازگریده است واین کار را نویسندگان بی همتای آنزمان به گونه انفرادی انجام داده اند که ما شاهد از بهترین فرهنگ های دری چون غیاث ، جهانگیری و شماری از فرهنگ ها در زبان پشتو از خانوادۀ محبت خان شهید و هم عصرشان استیم.
با تاسف و دریع و عین زمان صادقانه باید گفت که ما افغانها طی یک قرن برای این زبان بیچاره دری کاری که درخور ستایش آن باشد انجام نداده ایم ؛ کاری که این زبان را مانند اسلافان مان سرافراز ساخته باشد. وتنها لاف است که از ما برای این دو زبان ملی و رسمی به ارمغان رفته است که تا کنون نیز نزد شماری ازما به عادت مبدل گشته است.
نظر و پیشنهاد بنده در رابطه این است : چنانکه افغانها و مراکز بنام علمی افغانستان هنوز هم توان و روحیه یک کارعلمی دستجمعی چه در خارج و چه در داخل ندارد و یا امکان آنرا نیافته اند؛ ازینرو بهتر خواهد بود دوستان که این زین رخش رستم را تا سر مزل مقصود رسانیده می توانند اجازه داده شود هر چه زودتر کارشان را در زمینه انجام دهند تا برای مان نیز قبل از شور هلهلۀ ما متاع برای بازار بی رونق و یا بارونق نقد ما بدسترس قرار گیرد.
با احترام فایقه
پروفیسور عبدالخالق رشید استاد پوهنتون کابل


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 03.07.2015

Working team of Afghan General Online should abandon the encouragement leading to presentation of Dari and Farsi as two different languages that is not. One of your by far lead writer in this regard, present both Dari and Farsi as if the language is no more than Arabic subset.

Recently, your site member and your lead writers repeatedly throwing the new found equation of different geographic development of the language as the back bone of your reasoning for separation of Dari and Farsi. You will have no base of support dividing the English language in three part such as English in England, American in the United States and Australian in Australia, although there are oceans of geographical distance between them. The last time I have checked the map, Afghanistan, Iran and Tajikistan were sharing borders. Languages does not necessarily follows political borders.

Digging to the subject and create boundaries based on methods of communication in Afghanistan and mostly inserting personal feelings as facts, should have a limit.


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 03.07.2015

یک پیشنهاد خدمت افغان جرمن آنلاین در ارتباط با قاموس دری برای ...
02.07.2015

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 03.07.2015

سلام خدمت اداره ای پورتال

در صحبت های من کج بحثی نبوده بلکه
۱ - بلکه دفاع از مواضع پورتال وطرح قاوس دری بوده است
۲- اگر تاخت تازوکج بحثی شده از مکتب پورتال آغاز شده ومن بیچاره که در دفاع وکمک به مواضع تانبودم بلاخره متهم به کج بحثی میشوم بارک الله ۰ممنون از تحفه ای خوب تان
۳ - خوب است که بلاخره راه منطقی را که من قبلا به قیس آغا پیشنهاد کردم اتخاذ نمودید۰
۴ - مردم را به کمک دعوت کنید تا ادامه جنگ ازطرف تان

مؤفق باشید


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 03.07.2015

علما محترم زبان شناسي
شنیده ام رودکی اولین شاعر دري ، مجموعه اشعار را از خود باقی مانده، چیزی که در خور توجه علما زبان می شود، تا در نوشتن فرهنګ دری به دری کمک شده بتواند،کلمه فارسی وجود نداشت، تنها دری بود، چطور کلمه فارسی بوجود امد؟ باید جواب داده شود. از اینکه بحث روی نوشتن فرهنګ دری به دری به چرخد، سوی دیګری سوق داده می شود، معلوم است افغان جرمن انلاین در خدمت مردم خود است و لیکن اختلافی در ان پورتال نیز وجود دارد، روی همین ملحوظ دریچه نظر خواهی در همه بحثهای که انجام داده اند و یا در جریان است، بدون نتیجه منفی و مثبت به پایان رسیده است، که این خود یک نقض است.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 03.07.2015

سلام ها و درود نثار همه دوستان خواننده، قلمبدستان، همکاران دائمی پورتال و باقی علاقه مندان این کلبۀ ملی بادا!
خدمت شما عرض شود که: دریچۀ که در مقابل شما زیر عنوان« پیرامون ضرورت تدوین (قاموس دری)» باز است، هدف مشخصی دارد و حوصلۀ آن برای گنجانیدن مسائل شخصی و منحصر به فرد و دار و مدار های خصوصی و غیر ضروری کفاف نمی دهد.
تیم افغان جرمن آنلاین و شما عزیزان همه در هفتۀ اخیر شاهد یک سلسله زد و بند ها و بگو مگو ها و کژ بحثی های دو دوست و همکار بسیار محترم ما جناب محترم هاشم سدید و جناب محترم غلام انصاری هستید که از دائرۀ بحث و نظرات روی «قاموس دری» خارج بوده و سبب اختلالات ذهنی در خوانندگان و اعضای تیم پورتال میگردد. لهذا تیم کاری پورتال بعد از مشورۀاداری تصمیم گرفت، تا موضوع بحث و جریان آنرا از طریق این دریچه متوقف سازد و از همین لحظه اگر هم متونی بر این ارتباط از جانب دو دوست مذکور و یا هر دوست دیگری درج این دریچه گردد، به نشر نرسد. اما اگر این دوستان محترم ما خواسته باشند که به بحث و مکالمه و تبادل افکار شان بین خود شان ادامه دهند، میتوانند با فرستادن ایمیل شخصی به جناح مقابل خویش در تماس شده، حل مشکل نمایند.
امید است این تصمیم تیم کاری سبب آزردگی خاطر محترمین نشده به رسم نزاکت ادبی و اجتماعی و احترام به روش کاری این وبسایت به فیصلۀ تیم ارج بگذارند.

تیم کاری افغان جرمن آنلاین


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 02.07.2015

با سلام مجدد سدید صاحب عزیز

واقعأ دلم برایتان غصه میکند که در چه تشوشات وچه عقده های درونی وبیرونی دچارهستید۰
۱ - صحبت های من روانکاوی نیست بلکه تحقیقات نویرو بیولوژیک و بیولوژی حجره قرن ۲۱ است ومحققین اش را در مقاله نقد نام برده ام اگر خود را كمی زحمت بدهید میتواند در جهت یابی راه وروش های درست در زنده گی شما را کمک کند۰ اینرا از تجارب خودم میگویم نه از تهمت غرور که بر من میزنید۰
۲- وقتی دست به فعالیت استخبارا تی میزنید شف شف نگوئید شفتالو بگوئید تا مراکز استخباراتی دقیق بدانند۰ که من کی هستم۰ آن فردی که شما نامش را نگرفته اید در ۱۹۸۲ به سیا پیوسته بود واز صف ما ترد شده بود۰ فدراسیون ما فازا نام داشت۰
۳- کار من فعلأ سیاست در قدم اول نه بلکه طبی اجتماعی است فلهذا ضرورت به شما نیست قطع نظر از اینکه عقده ای سرطانی با منطق ارسطوئی علیه جامه سپیدان دارید۰ که خداوند کمک تان کند بنده از آن عاجز است ۰
۴ -با وجود همه من حاضرم جدی کمک تان کنم که از این حالت نارامی که در آن دست پا میزنید خارج شوید این را برایتان رایگان انجام داده وحاضرم شخصأ نزد تان بیایم۰این یک پیشنهاد جدی است وناشی از سوگند طبی، انسانی وافغانی ام میباشد۰نه غرور۰ من چه هستم که مغرور باشم ،اگر غروری داشته باشم در کمک های انسانی و طبی اجتماعی ام نهفته خوهد بود که مثبت ونیک است۰
لطفأ سدید صاحب از کج بحثی و اتهمات ،پرخاشگری ها بگذرید ووقت خود ودیگران را ضایع نسازید۰ زیرا ناراحتی های صحی شما تشدید میکند وحیف است که رنج بیجا ببرید۰ زیرا وقتی زهر پخش میکنید پاد زهر نصیب میشوید واگر گل بگوئید گل میگیرید اختیاربه شما این نصیحت برادرانه ای مرا گوش کنید نقص نمیکنید هر قدر پرخاش کنید از کاروان دور میشوید ۰ ویک زمانی دیگر کاروان صدای شما نمیشنود۰
۵ - در طرح قاموس در قدم اول یک حرکت علمی اجتماعی فرهنگی نهفته است من جه بورد سیاسی از آن خواهم داشت غیر مصرف وقت وغیره که به افتخار انجام میدهم بدون کدام نیت . این تحلیل مریض گونه ای شماست که باز دست تهمت بمن میزند ۰ خدا یار جان تان!!!
صحت وسلامت باشید


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: المان    تاریخ: 02.07.2015

کلمات "پارسا" و "پارسی" سنخ مشترک ندارند « پیوست به گذشته قسمت دوم (آخر)»

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 02.07.2015

سلام به شما جناب انصاری صاحب محترم،

اول؛ به دانش علمی تان زیاد غره نشوید و نخواهید در هر زمینه و با شنیدن و خواندن هر یک کلمه و عبارت و جمله، این دانش را به مثابه یک ابزار برای برتری خویش در عرصه تبادل نظر و تثبیت ذهنیت خویش بکار بگیرید. زیرا زندگی انسان ها تنها به همین مسائل خاتمه نمی یابد. از طرفی هم، علومی که شما محترم بدان ها اشاره فرموده اید، یا سائر علوم، کی می داند فردا به چه دریافت های دیگر در مورد انسان یا جهان خواهد رسید. مقایسۀ دانستگی های دیروز بشریت با دانستگی های امروزی اش جواب شما خواهد بود.
دوم؛ نوشتۀ شما محترم مرا به یاد یک فلم، از ساخته های یکی از کمپنی های هالیود می اندازد، که روانشناس یا روانکاوی، با همین روحیاتی که شما دارید، قدم به قدم حرکات انسان ها را، نشستن و برخاستن شان را، طرز آشامیدن شان را، قاشق و پنجه گرفتن و نان خوردن، لباس پوشیدن، ژست گرفتن، حرف زدن، حتی ورق زدن کتاب و بستن بند بوت یک یک افراد فامیل و دیگران را از دید یک روانشناس ارزیابی می کرد و می گفت این چنین است و آن چنان. می دانید آخر کار این داکتر ثروتمند و معروف و خوش لباس و محترم و نظیف و لطیف و حسابی و مرتب به کجا کشید؟ فلم چنین پایان یافت که بالاخره داکتر، بعد از اینکه چند بار قصد گرفتن جان یکی از مریضانش را که در واقع سالم سالم بود، از راه های مختلف، حتی استفاده از بم کرد، و هر بار کارش درجائی می لنگید، خودش از غصه و اصطراب و ناراحتی و تکالیف گوناگون فلج شد و به گفتۀ ایرانی ها به یک "صندلی چرخدار" احتیاج پیدا کرد.
سوم؛ شما نمی پذیرید که ما سه نفر را به وضاحت مریض ( یوانه) خطاب کرده اید؟ نوشتۀ شما در اگر از پورتال محو شود، کاپی آن نزد من موجود است، در آلمان همه از حقوق برابر برخوردار است، راحت بخوابید!
چهارم؛ می خواهم در مورد کارنامه های یکی دو نفر از همکاران تان حکایتی به شما بکنم:
تقریباً یک ماه قبل یکی از نزدیکانم را در یکی از بیمارستان های شهر ما عملیات کردند. وقتی مریض را بعد از یک هفته برای کنترول به معاینه خانه نزد داکتر "متخصص" بردیم، داکتر با تعجب گفت: "اینها یکی از تانسل ها را خرد کرده اند و تانسل دیگر را اصلاً دست نزده اند. به بیمارستان مراجعه کردیم؛ گفتند: "ما آنچه را لازم بود، انجام داده ایم. هر دو تانسل خورد شده اند! برای گرفتن نظر داکتر سومی به یکی از شهرهای نزدیک شهر خویش رفتیم و از وی نظر خواستیم؛ گفت: امکان دارد که تانسل دیگر را هم خورد کرده باشند، و امکان هم دارد که اصلاً آن را دست نزده باشند. این حکایت را برای آن کردم که باز هم به شما محترم عرض کنم که به دانش طبی تان این قدر هم غره نشوید!
یک نمونۀ دیگر از کار داکتر ها:
فکر می کنم یک هفته پیش قرار شد برای پرسیدن نتایج معاینات بیمارستان نزد داکتر خانگی بروم. خود داکتر نبود. داکتری که به شکلی کمکی به جایش کار می کرد، به صفحه ای که خانم نرس برایش باز کرده بود و اشتباهاً به جای صفحه ای که مشخصات و دوسیۀ من در آن قید است، صفحه ای را باز نموده بود که مربوط به خانمم بود. پرسید: چه کاری می توانم برای تان انجام بدهم؟ گفتم: می خواهم نتایج معاینات بیمارستان را بدانم. به صفحه نگاه کرد. بعد به من نگاه کرد، و پرسید: ازما "اوبروایزونگ" [حط] به بیمارستان برده بودید؟ گفتم: بلی! گفت: متأسفانه تا کنون چیزی ننوشته اند. گفتم: پس یکبار شش هایم را بشنوید که کمی سرفه می کنم و فشارم را هم معاینه کنید. هر دو کار را کرد. گفت چیزی نیست. فشاتان هم خوب است. بعد از آن نتتایج را به کامپیوتر نوشت. چون دو سه هفته است خواب درست ندارم، از داکتر تقاضا کردم تا دوائی برایم بنویسد. نسخه را گرفتم و به دواخانه مراجع کردم. کارمند دواخانه به من نگاه کرد و گفت آیا خانم شما گاهی از این دوا استفاده کرده است؟ پرسیدم: خانمم؟ گفت: آره، مگر این دوا برای خانم تان نیست؟ به نسخه نگاه کردم. داکتر آن را به نام خانمم نوشته بود. در تمام پانزده دقیقه ای که من روبروی وی نشسته بودم، نه سر و ریشم او را متوجه ساخت که من یک زن نیستم؛ نه یک و نود سانتی متر قدم ، نه در موقع شنیدن صدای شش هایم متوجه شد که این خانم چرا سینه ندارد، نه سنم و نه صدایم. داکتری که در موقع نوشتن نام در نسخه باید متوجه کلمۀ خانم می شد!
از این ها که بگذریم، شکایت من از شما به دو دلیل است:
یکی به خاطر گذشتۀ سیاسی شما و تعهدات سیاسیی که شما به مردم سپرده بودید؛ و دوم، از برای اینکه شما با کسی دست همکاری داده اید، که گفته می شود در سال 88 به حضور ملا محمد عمر، رهبر طالبان، یک متعصب و تروریست به تمام معنی و قاتل هزار ها هموطن بی گناه ما، شرفیاب شده چشم و پشانی وی را بوسیده بود!
می دانم که شما خواهان به راه انداختن یک حرکت سیاسی بودید و شاید این فرصت را بهترین فرصت برای پیشبرد این منظور خویش می دانید ـ شما زمانی این پیشنهاد را به من هم کرده بودید، که من آن را به دلیل این که از این حرکت ها روز ده ها تا بوجود می آید و از بین می رود، نپذیرفتم؛ ولی با چنین انسانی دست دادن را من از شما هیچگاهی انتظار نداشتم.
نکتۀ اخیر؛ شما برخلاف امروز، زمانی با پورتال افغان جرمن آنلاین مشکل داشتید و یکی دو بار مقالات تان هم که جنبۀ انتقادی داشتند از نشر باز ماندند، آیا این نظریات امروزتان از دید یک روانشناس شامل آن مقالات و انتقادات شما هم می شود یا نه؟!


اسم: Dost Mohammad   محل سکونت: Badakhshan    تاریخ: 01.07.2015

به تدوین « قاموس دری - دری» بدون شک ضرورت است، و تدوین آن سال ها طول می کشد. امروز دوستی مجموعه شعری « درد» چاپ آسترالیا، سروده داکتر نصری حقشناس را برایم هدیه داد. در آخر کتاب متوجه شدم که در جمله کتاب های او یکی هم « جامع الکلام» نام دارد که آن دوست فرمود : جامع الکلام ، فرهنگ دری به دری است که در 12 جلد و در حدود ده هزار صفحه توسط داکتر شیر احمدنصری که هشتاد سال عمر دارد نوشته شده است. و در حدود چهل سال در تدوین آن زحمت کشیده است. با دریافت این اطلاع خواستم نظر خویش را در این روزنه چنین بنگارم که : به نظر من بهتر همین است که آدرس داکتر نصری را متصدیان افغان جرمن آنلاین و یا استاد هاشمیان یا هر دوستی که در بیرون کشور امکانات دارد، پیدا کند تا زمینهء دسترسی یا چاپ این اثر کاملا افغانی فراهم گردد. حتما کتابی که 12 جلد باشد و 40 سال بالای آن کار شده باشد و بیش از ده هزار صفحه باشد و توسط داکتر ادبیات که در زمان ظاهر شاه مدیر مجله« لمر» بود، تهیه شده باشد، کار نقدی به شمار می رود که شاید نیاز نسل نو را از مراجعه به قاموس های ایرانی تا حد زیادی رفع کند.


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان     تاریخ: 01.07.2015

عرض سلام خدمت جناب سدید صاحب
برای بحث با شما وجواب دادن به سوال وجواب شما فرصت کافی لازم است وضمنأ من وقت خود را در بحث های غیر علمی بخصوص که شیوه ای استدلال با مداخلات انرژی تخریبی همراه بوده و ساختاری
نباشد متأسفانه ضایع کرده نمیتوانم چون به ضرر هر دو طرف بوده ویک حرکت را متضرر میسازد۰

شما که عاشق کج بحثی (البته منظورم در این زمینه ای خاص قاموس دری است ۰که بنابر نیروی عادت تان داعش مابانه دستور کفر بودن ام را صادر نکنید)، گله گذاری ، اتهام بستن و قهر کردن و پرخاش هستید که همه از نظر سوسیو بیولوژیک ناشی از نیروی عادات ماتحت شعور شما میباشد که خود شما خوشبختانه مقصر این ساختار فکری که بیولوژی شما را رهبری میکند نمیباشید۰نیروی عادت از نظر نویرو بیولوژیک تا شش سالگی طفل از تمام داده های محیطی،اجتماعی به پروگرامهای رهبری کننده تبدیل میشوند که در صورت عدم خود شناسی و تغییر آن به تفکر و عادات مثبت با ختم زندگی بیولوژیک تمام میشود.
بنأ از نظر طب عقلی عصبی اجتماعی برأت حاصل نموده و قابل تداوی میباشد ولی از نظر حقوقی از آنجائیکه اتهام بستن و عادات نادرست دیگر درست نبوده و به سود جامعه نیست قابل بحث حقوقی است۰
مثلأ در پاسخ من به شما در ۲۱ جون چنین نوشتم

۰۰۰داخل بحث در زمینه با شما نمیشوم زیرا خوبی های شما زیاد است۰ اگر در نظر سنجی ۲۱ -۰۶ من مراجعه کنید اولین کسانی که نام برده ام معروفی صاحب، هاشمیان صاحب، نوری صاحب و شما بوده اید۰ معنی این یاد آوری آن است که به طراحان طراز اول در قدم اول توجه داشته و امید وار بودم با همکاری با گروپ دوم این کار به راه افتد ولی برخورد های شما و گروپ شما از نظر طب اجتماعی و عقلی عصبی قابل مکث است که چرا به همکاری تن نمیدهید عفو و بخشش را که پیشه ای دانشمندان وبزرگان است پیشه نمیسازید۰اگر میخواهید خود به این وآن جواب پید۰۰۰
از جملات فوق من، شما در پاسخ تان به هاشمیان صاحب این نظر مشخص را اولأ عام ساخته وثانیأ استنباط کرده اید که من شما، معروفی صاحب و نوری صاحب را دیوانه خطاب کرده ام۰ این برخورد شما از نظر سوسیو بیولوژیک با تعویض نویس زیارت شاه دو شمشیره شباهت تأثیری دارد « اله که قران را در داده » ۰ که دور از توقع حقوقی من بود چون اتهام است ولی از نظر طبی نزد من گناه ندارید بلکه با خود شناسی وشیوه های علمی حاکمیت بر ماتحت شعور قابل تغییر وعلاج است۰ با همه ای اینها من با معروفی صاحب ونوری صاحب هم نمک شدیم واحترام عظیم به ایشان دارم وشما سدید صاحب انسان آگاه و تحلیل گری خوبی هستید که از شما خیلی آموخته ام و احترام همه ای شما نزدم قطع نظر از بحث فوق جای خاص دارد ۰ دعوتم از شما ها در اشتراک مجلس قاموس با وجود همه پا بر جاست ۰ پیروز باشید۰ معروفی صاحب را گفته بودم که مسؤلیت مالی چاپ کتاب تحلیل ضرب المثل هایش را بدوش میگیرم این وعده تا زنده ام اعتبار دارد۰

بدل گفتم کدامین شیوه دشوار است در عالم
نفس در خون طپیدو گفت پاس آشنا ئی ها


اسم: رحمت آریا   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 01.07.2015

پيرامون تدوین قاموس دری – دری میخواهم چند نکته را با ایجاز ذکر کنم.
نخست از همه باید بپذیریم که تدوین قاموس، چه به مقیاس اوسط و چه به مقیاس بالاتر از اوسط یعنی یک قاموس بزرگ کار یک یا ده یا بیست نفر داوطلب و دلسوز به فرهنگ کشور نیست بلکه واقعاً کار یک اکادیمی و چند دیپارتمنت است که باید آنرا جدی گرفت. اگر چند تن در ابتداء کار از روی احساسات فرهنگ دوستی و وطن دوستی ابراز آمادگی کرده اند در پهلوی اینکه جای مسرت و شکران از آنهاست ولی باید بدانند که برداشتن این کارِ وزین و گران خواهان شانه ها و عزم پولادین است که باید آنرا از از آغاز تا انجام به اتمام رسانید، نه اینکه به مجرد حس نمودن سهمگین بودن کار شانه خالی نمایند. اگر اراده راستین موجود باشد یقین داشته باشید که بدون یک اکادیمی این کار را میتوان به اتمام رسانید.
پیشنهاد مختصر بنده درین مورد:
من پیشنهاد می کنم که ابتداء چند نفر از داوطلبان محترم با هم یک کمیتــﮥ تحریر را ایجاد کنند. این ذوات و خانم ها باید تمام قوامیسی را که در هندوستان قبلاً چاپ شده بدست آرند و هر کمیته، مؤظف پروسه دیجیتل سازی قوامیس متذکره شوند. علاوتاً فرهنگ معین و دهخدا نیز بصورت قانوني با خفظ حق چاپ دیجیتل شوند. بعد از اینکه این پروســﮥ طولانی به اتمام رسید میماند مســﺌــله توحید قوامیس متذکره دریک قاموس واحد. بعد از برداشتن این گام داوطلبان محترم کار شانرا در اختیار زبان شناسان کشور در رأس جناب پوهاند هاشمیان صاحب قرار دهند تا از آن فرهنگ واحد ایجاد کنند. زبان شناسان محترم طبعاً با ایجاد کمیته های توحید الفباء کار خود را به پیش خواهند برد. با این کار میتوان اولین قالب پخته و اساس گذاری شده قاموس را بدست آورد و انکشاف بعدی آنرا به همین کمیته در فواصل زمانی بسپارند. علاوتاً تجار ملی ایکه خواهان شرکت درین پروسه اند میتوانند از طریق سهمیه مالی شان درین پروسه شامل شوند و یکمقدار پول را در اختیار تایپستان قرار دهند تا پروسه دیجیتل سازی سرعت یابد- والسلام
رحمت آریا


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 01.07.2015

باعرض پوزش به هموطنان محترم آقایان الله محمدخان وامان الله خان عمر که درتقدیم جواب تاخیر صورت گرفته است .
محترم الله محمدخان ازسن وعمر من پرسیده بودند- حدس شان درست است - من درماه آینده(جولای) 88 ساله میشوم- دماغ کارمیکند، اما جسم کاهل وضعیف شده است. شاه فردهای بیدل را که هربارمیخوانم، اکثر آنهارایادداشت میکنم. خانه آباد ازین تحفه فرهنگی شما. من هم ازشاگردان دبستان بیدل هستم- اگر آدرس پوستی تانرا برایم ایمیل کنید ، یک رسالۀ کوچک برایتان ارسال میکنم.

جناب آقای امان الله عمرصاحب پرسیده اند که "فرهنگ دری به دری چرا تا کنون تدوین نشده است؟" -عرض میشود:
بعداز سقوط سلطنت امانی، کدام کارخوب درافغانستان صورت گرفته که از عدم فرهنگ نویسی یا فرهنگ داری شکایت کنیم؟؟؟ دراواخر سلطنت ظاهرشاه پروزۀ "تدوین رسالۀ املاء وانشاء زبان دری" در فاکولتۀ ادبیات رویدست گرفته شد- مرحومین پوهاندشکور رشاد، پوهانداحمدجاوید، پوهاند میرحسین شاه، پوهاند الهام وپوهاندنگهت، بالای آن کارمیکردند- وقتی من درسال 1977 از امریکا بکابل برگشتم،مراهم بحیث یک زبانشناسی درین پروژه سهیم ساختند -درجلسات این پروژه چند باریاد آوری شد که چرا بالای تدوین فرهنگ دری کارنکنیم؟ درین میان کودتای کمونستی رخ داد وروسها درمرحلۀ اول متوجه تخریب یگانه زیربنای بسیار متین علمی، یعنی پوهنتون کابل، شدند- کمونستهای بسیار خشره، حتس کسانیراکه هنوز محصل - اما پرجمی ومارکسیست، بودند درین پروزه شامل ساختند- درین باره حدود هفت ماه قبل محترمه پوهندوی شیماغفوری واستاد سیدمسعود فارانی بالای نواقص محصول کار کمونستها مقالاتی نوشتندکه درین پورتال نشر شده اند. خلاصه، با تخریب سویه وکادرهای علمی پوهنتون، پروژۀ فرهنگ نویسی ازبین رفت- اکثر پوهاندصاحبان واستادان پناه گزین بکشورهای بیگانه شدند- ودرمدت 14 سال گذشته نفوذ فرهنگی ایران مانع هرنوع کار زیربناهی درساحۀ فرهنگ درکشور شده است. این
بود دلیل ناکامی اینکار وبسا کارهای دیگر فرهنگی درافغانستان.
اما هرگاه افغانها درخارج ازکشور موفق به آغاز این کارشوند، بکمک همه افغانها بشمول خودشما ضرورت است - مسایل فنی وتخنیکی را متخصصین کمک خواهندکرد، اما هرافغان، بشمول پشتو زبانها، باید کمک کنند. این بودعرایض من- با احتارم - سیدخلیل الله هاشمیان - اول جولای
ایمیل من : afghanmirror3@yahoo.com


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.06.2015

هموطن بسیار گرامی، الله محمد جان،

در این نوشته دو بار سلام خدمت تان عرض می کنم، زیرا در نوشتۀ قبلی فراموش نموده بودم سلامی خدمت شما بنویسم، شاید به همین دلیل کمی ناراحت شده باشید. چنین لغزش ها را، اگر از سوی من نسبت بشما رخ داد، با بزرگی نادیده بگیرید، زیرا گفته اند که پیری و هزار ها مرض!
هدف من دعوا با شما نیست؛ بلکه خواستم در مورد آن سه موضوع کمی بیشتر بدانم. اگر موضوع برایم محرز و مصرح می بود، باور کنید که آن سؤال ها را به شما راجع نمی ساختم.
به هر حال، هر طور میل جناب عالی باشد، ولی من آرزو داشتم نظر شما محترم را در مورد آنچه نوشته بودید، بدانم. نظر من به عنوان یک برادر بشما محترم اینست که آنچه را در دل دارید به بسیار سادگی و بدون تعقید بگوئید. بالاخره نظر شماست، درست یا نادرست. و شما وظیفه دارید از نظر تان، اگر آن را درست می دانید و مطمئن هستید، دفاع کنید. اگر میل ندارید، این مبحث را
مختوم و انجام یافته بدانید.
با تجدید احترام


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.06.2015


محترم سدید صاحب با عرض سلام به خود تان و ادب خوب تان!

به سولات تان ذیلاٌ جواب داده می شود:

1- من اگر از روی دلایل هر دو طرف بحث به حیث خواننده بخواهم قضاوت کنم، "منظورم از پارچه گرفتن بوده" که مسلم این اجازه را با شما دو ابر قدرت که از نوشته های تان معلوم است به خود نمی دهم تا بالای خودم کودتا صورت نگیرد.

2- گپ در لابلای گپ های خودتان است پیدایش کنید. اگر من بگویم "گپ در کجاست" ممکن به نظر شما نظر من باشد و گپ چیزی دیگر باشد.

3- سهو و اشتباه را عمومی طرح کرده ام که هر گاه در بحث شما از پیش کسی پس و بالایی شده باشد، "می شود" انسانی است.

منظور از پس و بالایی سهو و اشتبایی

امید است معما تا اندازی حل شده باشد و قد بدهد.

زندگی بر گردن افتاده است یاران چاره چیست
چند روزی هر چه بادا باد زیستن

با عرض ادب


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 30.06.2015

کلمات "پارسا" و "پارسی" سنخ مشترک ندارند- قسمت اول

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: قیس کبیر   محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 30.06.2015

با تقدیم سلام خدمت سدید صاحب!
نوشتۀ نُه ورقۀ تان را که در وصف این جانب زحمت کشیده، نوشته بودید، مطالعه نموده، تصمیم گرفتم فقط با نُه فقره پاسخ ارائه کنم. خواهشمندم، به گفتۀ خود شما صراحت لهجه را حمل بر بی احترامی نکنید....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدهاشم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.06.2015

سلام به شما هموطن عزیز، الله محمد جان!

اگر زحمت نشود بنویسید که:

اول منظور شما از روز پارچه گرفتن و کامیاب شدن و مشروط ماندن، چیست؟ و؛ دوم، لطفاً حال که شما فهمیدید "گپ در کجاست"، ما را هم بفهمانید که گپ براستی در کجاست؟ و؛ سوم، از روی مهربانی یک کمی پیرامون سهو و اشتباه... روشنی بیندازید. باور کنید که عقل من به این همه معما گفتن ها قد نمی دهد؛ ممنون می شوم
خدا یار تان باشد


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.06.2015

محترم داکتر هاشمیان و سدید صاحب بعد از عرض سلام!

بعد از مدتی علاقه گرفتم مقالات تان را مطالعه کنم. از لابلای گفتار شما محتر مان فهمیدم که گپ در کجاست هیچ انسان از سهو و اشتباه خارج نیست و هرگاه هم یکی خارج باشد احتمال اینکه اشتباه دیگر سبب اشتباه وی شود کم نیست.

روز پارچه گرفتن معلوم خواهد شد که کی کامیاب است و کی مشروط.

آفرین به حوصله و قدرت داکتر صاحب در این سن و سال که می نویسند که همزمان فکر می کنم توسط همین نوشته ها انرژی که یک عمر جمع کرده آزاد می کنند در غیر آن مانند من آدم دیوانه می شود. نا گفته نماند که سن دقیق شان را نمی دانم اما از نشرات این پورتال که معلوم می شود نزدیک نود باشند.

بیدل میان خوبان مجبور ناتوانی است
تا کی بتار مویی کوه گران کشیدن

یا رب بیدل چه تصوری دارد کوه را با موی کشیدن


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.06.2015

پیام پر از محبت تان را در دریچۀ نظریات پورتال افغان جرمن آنلاین عنوانی خویش خواندم. با تأسف و با همه احترامی که به شما، هم از نظر سن، هم از نظر دانش و تجربه، هم از نظر سمت استادی تان، هم از نظر خدمات فرهنگی پیوسته و سودمند یا "پرسود"، طی این همه سال ها در خارج از کشور، و بسا کار های مفید دیگری که شما برای مردم و کشور انجام داده اید، باید عرض کنم که...

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 28.06.2015

سلام و احترامات به جناب استاد بزرګوار هاشمیان صاحب
تدوین فرهنګ دری به دري چرا الي اکنون نوشته نشده است؟
ایا مردم افغانستان علما در رشته زبان شناسی که صلاحیت اکادمیک داشته باشند، نداشتندو یا ندارد؟
واضع است که افغانستان مبدا تولد زبان دري است، ایران نخواسته و نمی خواهد تا فرهنګ دری به دری تدین ګردد.
من بیشنهاد می نمایم تا کسانیکه صلاحیت و تحصلاحیت اکادمیک در رشته زبان دري ندارند، از لست حذف ګردد، و ضرورت مبرم است تا این کار بزرګ ملی همان طوریکه ابتکار شده، به تمام قوت بالای ان کار شود، قدس نمی خواهد فرهنګ دری به دری تدوین ګردد و در این را سرمایه ګذاری کرده است، چون یک اقدام ملی است باید توجه داشت اشحاصیکه به وطن و مردم خود وفادار نیستند، با همچو اشخاص حداقل جواب دادن هم ګناه است.


اسم: سید خلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا     تاریخ: 28.06.2015

هموطن گرامی آقای سید هاشم سدید درجملۀ نویسنگان پُرنویس میباشند – درین اواخر بعد از آنکه همکار وبسایت خودشان، جناب آقای استاد معروفی، موضوع تدوین یک فرهنگ دری را به تقلید از ( قاموس دری- انگلیسی) تألیف مرحوم استاد نگهت پیشنهاد کردند و من آنرا لبیک گفتم، مثلیکه خداناخواسته بجان سدید صاحب لمبه های آتش شراره کرده باشد، مقاله سر مقاله نوشته و مرا به اصطلاح خودشان تحت حملات "کوبنده" قراردادند. شمه ای ازین حملات و انتقادات را اینک در ذیل اقتباس میکنیم:

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 26.06.2015

عرض سلام خدمت داکتر صاحب هاشمیان

از ابراز تجارب اجتماعی شمانسبت به ناخوشایندی نقد دررابطه به مقاله ای«نقد: تأثیرات سازنده یا تخریب کننده» مستفید شدم خیلی ممنون۰ از اینکه بخیر ما اگست به آلمان میائید خیلی عالی است خواهش میکنم تلاش کنیم تا جلسه ای حضوری کمیته تدارک پروژه ای « قاموس دری- دری » دائر کنیم وقرار وعده میزبان شما وکمیته میباشم۰ آدرس و نمبر تلفونم را برایتان میفرستم۰ از معروف صاحب ، سدید صاحب و نوری صاحب خواهش میکنم تا این دعوت را لبیک گفته و نقش مثبت خود را در آغاز این هدف نیک انجام دهند ۰ در غیر آن عزرائیل خوشنود خواهد شد۰ که یقینأ آرزوی هیچکس نیست.

انسان ها زمانی انسان شدند که اجتماع را تشکیل دادند و دست به کار مشترک زدند این در ساختار نیرو بیلوژیک انسانها تهداب گزاری شده واصل اساسی زندگی را میسازد وسه نیرو ترانسمیتر یعنی دوپا مین ، اوکسیتوسین واندورفین مسولیت انجام این اشتراک مساعی بین انسانها را دارد ۰ و یک سیتم است در حالیکه پرخاشگری و دعوا سیستم نبوده بلکه یک عکس العمل ۹۰ ثانیه ئی است که در بحث های طبی عصبی روانی -اجتماعی در آینده آنها را باز خواهم کرد


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 26.06.2015

برادران، هموطنان ودانشمندان محترم آقایان امان الله عمر، جان محمدخان، داکتر غلام انصاری، اشرف امان، و رحمن غوربندی سلامها وتمنیات نیک مرا بپذیرید.
در ماه مبارک رمضان کهولت و کسالت محدودیت ها ایجاد میکند که بمسایل علمی و فرهنگی نمیتوان بطور شایسته یی رسیدگی کرد. معذرت مرا بپذیرید.

آقای ولی احمدنوری هر قدر اهانت و ناسزا که بمن نسبت داده بود، اگر آنرا سه چندهم میساخت، آنقدر متأثر نمیشدم که استادان پوهنتون کابل را "بی هویت" خوانده و میگوید که محصول کارشان "پشیزی اهمیت، اصلیت واعتبار ندارد..."- اما استادان عالیشان و از هر حیث قابل احترامی مانند مرحومین پوهاندعبدالحی حبیبی، پوهاند میرامان الدین انصاری، پوهاند غلام حسن مجددی، پوهاند داکتر احمدجاوید، پوهاند عبدالشکور رشاد وامثال شان داشتیم که افتخار افغانستان بودند. ایکاش آقای ولی احمدنوری بالاتر از بکلوریا، لیسانس و ماستری میداشت تا قدر علم، عالم و پوهنتون را میدانست.
همه میدانند که من بعد از 12 سال تدریس در پوهنتون کابل درسال 1980 مهاجر شدم و بعد از چند سال تدریس ازسال 1988 تا 2013 مدت 26 سال در امریکا مدیرمسؤول مجلۀ آئینه افغانستان بودم و ازین طریق به فرهنگ وطن خود خدمت کرده ام و تازنده باشم برای هرنوع خدمت که در توان من باشد، بوطن وفرهنگ خود حاضرم.
من از رشتۀ زبان و ادبیات دری فاکولتهٔ ادبیات فارغ و مدت هفت سال در پوهنتون اندیانا در رشتۀ زبان شناسی تحصیل کردم و دپلوم های (ماسترآف ساینس) و(Ph.D) را در علم زبانشناسی وتعلیم وتربیه زبان دارم، اما کار قاموس نگاری (Lexicography) که من درین رشته یک کورس (3 کریدت) هم گرفته ام، کاریست دقیق و مشکل که توسط حکومتها یا سازمانهای علمی و فرهنگی با سرمایه و پرسونل کافی تدویر میشود- آغاز اینکار توسط افغانهای مهاجر در برون از افغانستان مستلزم کار گروپی و همگانی میباشد – ازین جاست که من اشتراک همه افغانهای مهاجر را، با رعایت تمایلات ایدیالوژیکی شان، تقاضا نمودم، زیرا قاموس نگاری تحت تأثیر ایدیالوژی قرار گرفته نمیتواند. اما در چنین پروژه هر افغان با سواد کمک کرده میتواند.
آقای سیدهاشم سدید که یک نویسندۀ عقده مند و پُرنویس است، درچند جای و چند مقالهٔ از من گله بلکه استجواب نموده که چرا به اعلامیۀ سه ونیم سال قبل پورتال (آزادافغانستان-افغانستان آزاد) که یک پروژۀ قاموس نگاری زبان دری را زیر نظر استاد معروفی اعلان کرده بود، لبیک نگفتم؟ - اما او خبر دارد که من بعد از چند ماه همکاری قلمی با پورتال مذکور در اوایل سال 2010 نامۀ احتجاجیهٔ به متصدیان آن پورتال ارسال و قطع علایق نمودم- احتجاج من بمقابل نشر مقالاتی در آن پورتال بود که بخالق کاینات (جل حلاله) و پپغمبراسلام (صلعم) دَو و دشنام نشر میشد. لهدا در حال قطع علایق با پورتال مذکور، چطور از آن اعلامیه مستحضر شده میتوانستم؟؟؟

من بار اول از آن اعلامیه سه هفته قبل در یک مقاله جناب استاد خلیل الله معروفی خبر شدم- حالا از آقای سیدهاشم سدید میپرسم که خودت که مبتکر این پیشنهاد بودی و مدت ششماه به اعلامیه های متعدد پورتال مذکور کسی جواب مثبت نداد، خودت که هم هاشمیان را میشناختی و هم از موجودیت مجلۀ آئینه افغانستان در کلفورنیا خبرداشتی و این مجله حد اقل ماهوار به 30 مرجع در اروپا توزیع میشد، چرا خودت یا متصدیان پورتال (آزاد افغانستان-افغانستان آزاد) یک نقل آن اعلامیه را برای نشر به مجلۀ آئینه افغانستان ارسال نکردید؟؟؟ وقتیکه جناب استاد معروفی در مقالۀ خود پیشنهاد استفاده از قاموس (دری-انگلیسی) مرحوم پوهاند نگهت را مطرح نمود، من با استشعار از جنبۀ ایدیالوجیکی پورتال مذکور، اما با احترام به فضل و دانش استاد معروفی، تقاضای همکاری شانرا نمودم. جناب استاد معروفی در رشتۀ ادبیات دری یا زبانشناسی تحصیلات اکادمیک ندارند -اما در یکی از رشته های علوم دپلوم انجنیر میباشند، هکذا شاعر زبان دری و باتسلط در زبانهای دری وعربی ازطریق مطالعات شخصی، مقام استادی را حاصل نموده اند و هم ایران شناس مییاشند، زیرا بارها به ایران سفر و زیست کرده و با دانشمندان ایران از طریق آثار ایشان آشنایی دارند - درحالیکه من ایران شناس نمیباشم. من یک افغان مسلمان هستم، ولی با هر دانشمند افغان معتقد به ایدیالوژیهای غیراسلامی، بشمول شخص شما آقای سدید، درمسایل علمی و فرهنگی مربوط بوطن مشترک ما، همکاری کرده میتوانم. بسوالات و تقاضا های متعدد شما در یک مقالۀ جداگانه توضیحات بعرض میرسانم.
بخدمت داکتر صاحب انصاری بعرض میرسانم که" بسوال تو جواب است دل ما"(بیدل)- اگر عمر باقی بود در اواخر ماه آگست انشاالله از شهر فرانکفورت باجناب شما تماس خواهم گرفت –بنابر آن لطفاً نمبر تلفون تان را بمن ایمیل کنید.

یادداشت: یک مقالۀ من امروز در پورتال وزین افغان جرمن آنلاین ناقص (کلمات وجملات گدود شده یا حذف شده) نشرشده تقاضا کرده ام تا آنرا ازفهرست بردارند وعین متنی را که قبلا فرستاده بودم نشرکنند. با عرض احترام -سیدخلیل الله هاشمیان - 26 جون 2015


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 26.06.2015

عرض سلام خدمت همه جناح های مختلف پروژه ای « قامس دری- دری»

جناب جان محمدصاحب میفرمایند« که درآغاز وقتى سخن از تدوين قاموس درى­درى به ميان آمد، احساس خوشى سراپاى وجودم را فرا گرفت، اما حال بعد از خواندن پيامها و مقالات عده يى از دوستان، به اين باور ميرسم که کار چنين پروژه يى نه تنها آغاز نخواهد شد، بلکه اگر شود هم، سالها را در بر خواهد گرفت۰۰۰۰» از نظر نویرو - سایکو - سوسیو بیو لوژیک این شیوه ای بخورد شمانه تنها شما را از تحرک در جهت پیاده نمودن وکمک به این پروژه باز میدارد بلکه باساس قانون ریزونانس از آنجائیکه جملات فوق شما بارش منفی است بصورت اوتومتیک سرایت منفی راارائه میدهد ومیتواند این پروژه را متضرر سازد فلهذا از همه دوستان خواهش میکنم تا از همچون شیوه ای برخورد جلوگیری نمایند وتلاش ورزند تا پروژه نقشه کشی شده کار اعمار آن راآغاز نمائیم۰
موجودیت اختلاف امر مثبت بوده موتور این حرکت میباشد زیرا سره وناسره را معلوم میکند. عصر ما عصر کوانتن دیالکتیک است که فقط پیروزی را از آن کسانی میسازد که به ۵ اصل اختلاف ، اتحاد ، ارتباط ، انتظام واعتدال در واحد کل معتقد بوده وهمه را در عمل روز مره در پهلوی هم تطبیق کنند تا به نیروری عادات نیک تبدیل شده وسوسیو بیولوژی روز مره ای ما را رهبری نموده انرژی های مثبت وپراگنده ای بالفوه را به بالفعل ارتقا دهد۰

کند همجنس با همجنس پرواز کبوتر با کبوتر باز باباز




اسم: جان محمد   محل سکونت: کليفورنيا    تاریخ: 26.06.2015

احتراماتم را خدمت بازديد کننده گان اين صفحه تقديم مينمايم! ميخواهم به عرض برسانم که درآغاز وقتى سخن از تدوين قاموس درى­درى به ميان آمد، احساس خوشى سراپاى وجودم را فرا گرفت، اما حال بعد از خواندن پيامها و مقالات عده يى از دوستان، به اين باور ميرسم که کار چنين پروژه يى نه تنها آغاز نخواهد شد، بلکه اگر شود هم، سالها را در بر خواهد گرفت تا تکميل شود. تفاوت در ديدگاهها پديده يى نوى نيست و در هر نقطه يى از جهان يک امر پذيرفته شده است. اما چيزى را که بيشتر از هر چيز آزار دهنده يافتم، کتره ها، کنايه ها، نيشخندها و حملات مستقيم يک عده از اشخاص علم آموخته و از کوره برآمدۀ جامعۀ ما بود که جشم اميد نسل بعدى به آنها دوخته شده است.

در زمرۀ اين اشخاص، من نوشتۀ جناب ولى احمد نورى را بيشتر از همه تند يافتم. در نوشتۀ خود زير عنوان "عذر بدتر از گناه جناب داکتر هاشميان"، ايشان نه تنها با جناب محترم داکتر صاحب هاشميان برخورد تحقير آميز دارند، بلکه ساير استادان اسبق پوهنتون کابل را نيز بدون چون و چرا مورد توهين قرار ميدهند. به گونۀ مثال، ايشان به استادانى که در تهيۀ "روش املاى زبان درى" سهم داشتند، "بى هويت" خطاب ميکنند و در مورد کار شان هم ميگويند که "پشيزى اهميت، اصليت و اعتبار ندارد". مبالغه نخواهد بود اگر بگويم کسانى را که جناب نورى "بى هويت" ميخوانند، از جملۀ نخبه گان کشور ما در عرصۀ زبان و ادبيات درى بودند و تا هنوز هم جاى شان خالى است. شايد آقاى نورى به خاطر اختلاف فکرى از اين استادن ما خوش شان نيايد، که من اين را حق مسلم شان ميدانم. من هم مخالف ايديولوژى شان استم.
اما چشم پوشى از خدمات شان در تحقيق، مطالعه و رشد زبان و ادبيات درى در حق ايشان ناانصافى است. بهتر بود اگر آقاى نورى، به جاى حمله بر شخصيت استادان ما، کار شان را نقد کرده، نواقص و کمبودهاى نوشته هاى شان را بر ميشمردند، تا ديگران هم از آن سود ميبردند.


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 25.06.2015

سلام به هر دو تیم علاقمند پروژه ای «قاموس دری -دری »

من یک پیشنهادعملی میکنم :
۱ - جنگهای انترنیتی وغیره پرخاشگری ها را کنار بگذارید
۲ - از هر گروپ یک نفر یا دو نفر برای تدارک اولین جلسه ای مشترک حضوری در المان انتخاب کنید
۳ - من میزبان ومیانجیگر بوده ، عضو کمیته ای تدارک میباشم
۴ ـ جلسه یک هفته دوام میکند وکار ها مشترک تدارک دیده شود
۵ - جلسه در اخیر ماه اگست دایر گردد۰
۶ - این جلسه در صورتیکه یکی از طرفین حاضر نشود دایر گردیده شروع به کار کند

لطفأ در مورد ابراز نظر نمائید ۰


اسم: کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 25.06.2015

پیرامون ضرورت تدوین «قاموس دری - دری» پیشنهاد عالیقدر محترم استاد هاشمیان
پیشنهاد ابتکاری این استاد معظم چندی قبل نظر مرا به خود جلب نمود که خرسندی و خوشی به من دست داد و باز فهمیدم که روان این بزرگوار در وطن مشترک ماست و قلب ایشان برای وطن و ارزش های وطن مشترک ما میتپد. پیشنهاد شان نه تنهایک ابتکار بلکه بس شایسته و بی شائبه است
و در فکر آن بودم که تعداد از ذوات محترم زود تر دور این وجیبۀ ملی هم جمع خواهند گردید و این ضرورت مبرم را منحیث یک آغاز، اساس خواهند گذاشت. ولی از لابلا و ورای چند نظر درین روز های اخیر که به نظریات سر زدم، دریافتم که بعضی از محترمین خلاف نظر عالی استاد هاشمیان صاحب اظهاراتی نموده اند که باعث تعجب من گردید.
بعد از اندیشۀ زیاد به عرض میرسانم که: زبان وسیلۀ مکالمه و تفاهم مردم است، هر زبان در عین زمان جز عمدۀ فرهنگ یک جامعه را تشکیل میدهد که اهمیت آن در وسعت و زیبایی های هر زبان نهفته است و این صفات از امروز به فردا به وجود نیامده بلکه نتیجۀ قرن ها تجربۀ انسان میباشد. زمانیکه از فرهنگ یک جامعه حرف به میان می آید، حرف از رسوم و عاداتیست که در جامعه در بین مردمش سینه به سینه منتقل میگردد و یا در کتیبه ها نوشه شده، وقتاً فوقتاً به قوام میرسد و تسلسل نسل ها به تکاملش مبادرت میورزند. تکامل فرهنگ ها بدون زبان وسیع و قوی صورت گرفته نمیتواند.
در تاریخ انسان زبان ها و فرهنگ های متعددی به وجود آمده که به علت نداشتن اساسات وسیع نتوانسته که زنده بمانند و مرده اند. در آینده همچنان بسی فرهنگ ها و زبان ها زنده نخواهند بود که در مورد آقای « سامول هنتگتن در کتاب خویش، برخورد تمدن ها» تشریحاتی دارند و از آن معلوم میگردد که فقط فرهنگ های قوی با السنۀ پر وسعت باقی میمانند و بس. از محترمینی که مسلک شان ادبیات و فرهنگ است لطفاً روشنی وسیع بیاندازند!
استاد محترم هاشمیان صاحب به وجود و شخصیت برازندۀ شما افتخار مینمایم، مانند همه برادرانیکه پیشنهاد شما را لبیک گفته اند و این افتخار با اسم شما آغاز و درج تاریخ میگردد . همچنان سیلاوه ایست که به گردن زبان ستیزان کوتاه نظران میخورد.
واقعیت اینست که در ایام جوانی و نو آموزی به لغاتی و در ارتباط به جمله های سر میخوردم که به معنی اش پی نمی بردم. بعضی از دوستان مرا وادار مینمودند که به غیاث اللغات باید مراجعه کرد. باور کنید به هر دری که رفتم این نخود سیاه را نه یافتم و تا امروز ندیدم و نمیدانم که چه است در کجا و کی آنرا تدوین نموده است.
امروز در اکثریت تام ممالک جهان به هر خانۀ که مراجعه گردد، در هر خانه یقیناً بدون استثناء یک قاموس زبان یافته میتوانیم، به جز قاموس زبان دری. یقین دارم که هیچ نوع استدلال منفی گراها نمیتواند باعث این گردد که مانع اجرای تدوین قاموس دری با پیشنهاد استاد هاشمیان گردد و این کار زود به کمک دوستان با نظر مثبت شان در مورد عملی خواهد گشت. منابعی که از آن کمک باید جست زیاد اند، مثلاً زحمت و کار مرحوم نگهت و غیره، و نا گفته نماند که قاموسی که تدوین خواهد شد به هیچ صورت یک قاموس مکمل نخواهد بود و هیچ قاموسی در هیچ لسانی وجود ندارد که از روز اول تا امروز مکمل بوده است بلکه در مرور زمان تکامل نموده.
امروز مثلا در زبان انگلیسی بیشتر از یک صد قاموس مختلف تدوین گردیده است که از جمله فقط و فقط سی قاموس انگلیسی را مکمل تر ارزیابی میکنند. لذا به هر شکلی که باشد تدوین یک قاموس دری ضروری است و افتخارش نصیب استاد هاشمیان میگردد.
پایان


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 25.06.2015

با عرض سلام به طراحان ، همکاران وصاحب نظران پروژی « قاموس دری -دری»
امیدوارم نوشته ای تحلیلی طبی اجتماعی ام تحت عنوان « نقد مداخله ای سازنده یا تخریب کننده » را دوستان بار بار بخوانند تا بدانند که استعمال کلمات زشت و تعفن زاه مثل «اوباشان روشنفکر نما » در نظر دهی ده چند ضد پروژه ای « قاموس دری - دری» است نسبت به طرح اختلاف نظر یا تفاوت سلیقه هابین دو جناح ذیبحث۰

جالب توجه است اگر هاشمیان صاحب به پیشنهاد جناب شان :« چه بهتر اګر هاشمیان صاحب بدون هر نوع ملاحظات موضوع نوشتن فرهنګ دري را به محترم عبدالباري جهانی شریک سازند و طی یک نامه جداګانه و با مسولیت وطنی به مذکور در میان ګذارند، چون می تواند به شکل از اشکال مصدر خدمت ګردد، من مطمین هستم که جناب جهانی شانه خالی کرده نمی تواند، و این موضوع در خور توجه ان نیز است، و قسمآ در جریان است. هر چند من می دانم این۰۰۰۰» تن دهد واستقلال خود را از دست دهد۰
کسانیکه خود با وجود ضرورت این پروژه وداشتن قدرت به انجام چنین کاری اقدام نمیکند وخود در کشتار فرهنگی جامعه نقش دارد توقع از آن نه تنها دور از واقعیت است بلکه از گرگ های نو به دوران رسیده توقع رحم به گوسفندان را کردن ، یک تصور باطل است واین توقع را از هیچ گروپی که من اعلان همکاری نموده ام ندارم که به دامن یک دولت آدمکش وخاین دست همکاری دراز کند۰ قدرت ما در استقلال فکری خود ماست وهاشمیان صاحب ومعروفی صاحب چه مشترک وچه جداگانه به حرکت مستقل دست خواهند زد۰ امیدوارم که پورتال از نشر همچون نظر دهی های تخریب گرانه وضد ملی جلو گیری نمایند

باز هماز بیدل بزرگوار :
شمع را رعنائی او داغ خجلت میکند
سرنگونی میکشی گردن باین بلا مکش
صرفه ای هستی ندارد سایه را ترک ادب
هر طرف خواهی برو لیک از گلیمت پامکش


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 25.06.2015

استاد بزرګوار هاشمیان صاحب
می دانم یک عده کسانیکه تحت عنواین مختلف سد راه فرهنګ دري به دري می شوند، که خود انها از کلمات ایرانی در نوشتار خود استفاده می نمایند، این عده روشنفکر نما ها در پی نام و نشان و خود خواهی بر امده اند، بدانند که مردم افغانستان از شعور سیاسی لازم برخوردار است، و این عده را شناسايي کرده می توانند، دوستان ګرانقدر، این خود دلالت بدین دارد، که این عده در خدمت قدس خوا اګاهانه و غیر اګاهانه قرار ګرفته اند، و قلم می زنند. چه بهتر اګر هاشمیان صاحب بدون هر نوع ملاحظات موضوع نوشتن فرهنګ دري را به محترم عبدالباري جهانی شریک سازند و طی یک نامه جداګانه و با مسولیت وطنی به مذکور در میان ګذارند، چون می تواند به شکل از اشکال مصدر خدمت ګردد، من مطمین هستم که جناب جهانی شانه خالی کرده نمی تواند، و این موضوع در خور توجه ان نیز است، و قسمآ در جریان است. هر چند من می دانم این پیشنهاد من مورد اختلاف خواهد بود، و لیکن از ضرر ان مفدیت ان به مراتب زیاد خواهد بود. به پاس حرمت، امان الله عمر


اسم: رحمن غوربندی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 24.06.2015

سالی که نیکوست از بهارش پیداست.
جناب محترم پوهاند داکتر صاحب هاشمیان!
خداوند به عمر تان برکت دهد که در این سن و سال باوجود داشتن مریضی دوا و درمان باز هم برای وطن، مردم وطن دلسوزانه از تهٔ دل بدون کدام مقصد و مدعا قلم میزنید.امید است این همه به نیکی های تان حساب شود.
این طور که از اوضاع و ادوار بر می آید شیران قلم ما برای به ثمر رساندن پروژهٔ ملی پیشنهادی شما بر اساس ضرب المثل زیبای زبان دری چنین است که: دل دروگر که به دَرَو نشد داس را با کلوخ تیز می کنند. این ها بی علاقه گی خود را در سطور دور و دراز به گلایه گذاری، دشمنی های شخصی، بلند پروازی های بی اساس، به رُخکشیدنهای بیمورد، وابستگی به احزاب و سازمان ها، مجبوریت های سازمانی بهانه می آورند.
ولی چه باید کرد! این شیوه در تار و پود ما مردم جای گرفته است که نه اروپا، نه امریکا، نه افریقا ما را تغییر داده میتواند.
جناب محترم پوهاند صاحب هاشمیان!
اگرچه میدانم با یک گل بهار نمیشود، ولی باز هم مردم ما گفته اند تا ریشه در آب است امید ثمر باقیست. مطمئن هستم که ان شاءالله هاشمیان های به وجود خواهد آمد و این آرمان ملی را به سر طاق آرزوها خواهد رساند. آنکه در چنین امر مهم قدم اول را گذاشته نامش بخط زرین خواهد بود.
ارادتمند شما غوربندی


اسم: اشرف امان   محل سکونت: کابل    تاریخ: 24.06.2015

با عرض سلام و ادب خدمت علاقه مندان و خدمتگاران فرهنگ و ادب کشور!
سالهاست که در رسانه های کتبی، تصویری و سمعی افغانی خاصتاً رسانه های ایجاد شده در غرب با جحر داد ها و فریاد ها بلند است که وضع کشور هرگز بهبود نخواهد یافت تا تمام اقوام دست به دست هم نداده یک ملت واحد و یک پارچه را تشکیل ندهند. زیرا از مدت بیشتر از 36 سال به این طرف هرکسی به زعم خود گروهی را دور خود جمع کرده رهبری را زیر عنوان همبستگی و وحدت به دست میگیرد و در حقیقت اهداف شخصی خودش را به پیش میبرد. با آنکه همه روزه داد و فریاد میزند که بیائید و با ما باشید وقتی گروه های متخاصم و یا غیر متخاصم با افکار متفاوت بخواهند با این وحدت بپیوندند، همان است که بد گویی ها، طعن و کنایات، عیب جویی ها، توهین های قلمی و زبانی برای کم زدن افراد گروه های حریف از هر دو جانب آغاز گردیده هر کدام سعی میکند برای تبارز دادن خود و کم زدن حریفش تا آخرین قدرت ولو که به بی آبرویی آنها منتج گردد، به اصطلاح حریفش را چِت کند که این طرز دید و تفکر همانا قسمی که جناب انصاری صاحب گرامی فرموده اند از عادات ماتحت الشعور انسان می آید و اگر انسان آگاهانه عمل نکند اثرات آن منحیث عادت آنقدر قوی میباشد که افکار سالم و صلح جویانۀ شخص از آن خودخواهانه متأثر گردیده هدف اصلی را که وحدت و یک پارچگی است از هم می پاشد. ساختن یک لغتنامۀ (دری – دری) واقعاً کار یک یا دو نفر چه که حتی کار یک گروپ ده دوازده نفری نیست، همچنان گنجینۀ به این بزرگی و عظمت بعد از تکمیل نمی تواند به اسم یک شخص بیرون داده شود و الی که آن شخص به تنهایی همچو کاری را انجام داده باشد مانند مثلاً قاموسونه در وبسایت افغان جرمن آنلاین که ابتکار استاد ولی احمد نوری است. اگر چه تا حدی که من خبر دارم در قاموسونه هم همکاران پورتال افغان جرمن آنلان ممد کاری جناب نوری صاحب بوده اند. به هر حال امروز این ما های که داد از تعلیم و تربیۀ مدرن می زنیم و خود مان را قلم بدست و ادیب و داکتر و زبان شناس و روشنفکر میگویم، بیائید حد اقل به جهانیان گفته های خود را ثابت بسازیم و با وحدت کلی درین راه قدم برداریم و این منفعت ملی را به مفاد خود که شهرت و نام و نشان و فضل فروشی است نه بلکه به مفاد ملت بیچاره و فرهنگ درماندۀ ما که در بند تهاجمات فرهنگی ایران آخرین نفس هایش را میکشد، تکمیل نموده بیرون دهیم.
آن کسانی که فکر میکنند که اگر این لغتنامه به نام من و یا توسط من چاپ و نشر شود من میلیونر خواهم شد مطمئن باشند که نه برادر این کار یک خدمت عام المنفعه است و مفاد مادی و پولی ندارد و اگر هم داشته باشد به هیچ شخصی نخواهد رسید جز به وزارت اطلاعات و کلتور افغانستان که باز هم به درد فرهنگ و ادب کشور بخورد.
عرض کوتاه بود از یک طالب علم و معرفت و یک برادر و هموطن تان امیدوارم که هیچ کسی این متن را شخصی و منحصر به خود نداند زیرا این احساسی بود که از ورایی نوشته های ضد و نقیضی که درین دوسه هفته درین باره میخوانم برایم رخ داده بود نوشتم. که هدف آن استحکام وحدت درین درین کار نیک بین ادیبان و دانشمندان است.
با ابراز احترامات فایقه


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا     تاریخ: 24.06.2015

قابل توجه عموم افغانان چیزز فهم و علما زبان و ادب
کسانیکه تحت عناوین خدمت به مرددم ادعا دارند، چرا به شکل و اشکلات در راه نوستن فرهنگ و لفات دری سنګ انداازی می نمایند، کسانیکه صلاحیت علمی در رشته زبان و ادب ندارند و روی خصایل روشنفکرانه خودخواهی می نمایند، در دریچه نظر خواهی افغان جرمن انلاین این عده نمایان است.
اگر این عده از لست پیشهناد شدگان حذف شوند، روند ایجاد فرهنګ دری به شکل خوب آن به پیش خواهد رفت، ضرورت مبرم است تا کمیتۀ تدوین فرهنگ دری به زودی به ترکیب چهار و یا پنج نفر باصلاحیت علمی و ادبی تعین گردد، کسانیکه ادعاء خدمت دارند، می توانند برای مردمان افغانستان خدمت نمایند، در غیر ان فخر فروشی و خودخواهی از خصایل ناپخته ای روشنفکری است.


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 23.06.2015

سلام مجدد به همه علاقه مندان ، صاحب نظران و طراحان «قاموس دری - دری»

من فکر میکنم که ادامه ای بحث دو جناح مثلث معروفی ـ سدیدـ نوری و هاشمیان - قیس ـ فارانی وهمکاران چون روی اصول علمی قرن ۲۱ استوار نیست نمیتواند بسود نیت نیک هر دو طرف باشد ۰بگفته ای باز هم حضرت بیدل:

چشمیکه ندارد نظری، حلقه ای دام است
هر لب که سخن سنج نباشد، لب بام است
بی جوهری از هرزه درایست زبانرا
تیغی که به زنگار فرو رفت نیام است
مغرور کمالی ز فلک شکوه چه حاصل
کار تو همه پختگی و طبع تو خام است

متأسفانه ما همه و بشریت امروز بنا بر حاکمیت جهانی فرهنگ جنگ نه همکاری به این مرض که بیدل بیان داشته دچار هستیم۰ که آگاهانه و پلان شده توسط انحصارات صنعت جنگ و تیل و دالر با مصرف ملیارد ها دالر به نیروی عادت مابه صورت ناخودآگاه تبدیل کرده اند۰ زیرا هر حرکت مثبت یا منفی بنابر قانون و رابطۀ شعورآگاه و ماتحت شعور پس از ۲۱ روز ادامه به نیروی عادت تبدیل میشود که بعد انسان اعمالش توسط این نیروی عادت ماتحت شعور که غیر ارادی است رهبری میشود. برخورد همۀ ما و شما متأسفانه غیر علمی بوده احساسی، عاطفی غیر واقعبینانه و ماتحت شعوری است که به درد هیچ کس نمی خورد فقط میتواند مرض روحی «من» را ګمی تسکین کند۰ برای حل مسئله باید هر مثلث راه خود به پیش گیرد و من برای هر دو راه حاضر همکاری مساویانه هستم ، شرطش طرح عملی وآغاز کار است ۰ هر دو موفق باشید
باز هم بیدل:

زندگی در قیدو بند رسم عادت مردن است
دست دست توست بشکن این طلسم ننگ را

انسانهای عاقل و آگاه، با درایت، انسان دوست و وطن دوست طلسم ننگ را می شکنند و به همکاری تن در میدهند. در غیر آن داستان «تفرقه انداز و حکومت کن» انگریز خبیث به صورت ناخودآگاه و شاید هم آگاهانه ادامه یابد.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 23.06.2015

ارجمندعزیزم آقای جان محمد خان
جای مسرت است که بعداز سالها با یک تن ازفارغان پوهتحی ادبیات ازطریق این پورتال درتماس قرارمیگیرم. ایمیل خودرا ذیلا بخدمت شما و همه دوستان میگذارم تا کسانیکه آرزو داشته باشند طور مستقیم با من در تماس شوند ازین ایمیل کار بگیرند.
afghanmirror3@yahoo.com
از آقای جان محمد خان خواهشمندم لطفا با من از طریق ایمیل تماس بگیرند.

توضیحات لازم به مقاله های آقایان سیدهاشم سدید، ولی احمد نوری و استاد معروفی تقدیم خواهد شد- منتظر قسمت دوم مقالۀ معروفی صاحب بودم، اما خلاف عرف وعادت عوض قسمت دوم، قسمت سوم نشرشده- عرایض من مختصر بهر سه قسمت یکجا تقدیم خواهد شد. ازهمه اولتر بمقالۀ عالمانۀ جناب داکتر صاحب انصاری میپردازم که با تجارب تحصیلی من وجوه مشترک دارد. باعرض احترام هاشمیان - 23 جون 2015


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.06.2015

سلام و عرض ادب به شما جناب داکتر صاحب انصاری، از آنجا که نوشته ها در پورتال افغان جرمن هر از گاهی دست کاری یا سانسور می شوند و در بعضی موارد اصلاً از نشر آن ها جلوگیری می گردد، تصمیم گرفته ام جواب شما را در پورتال افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان بدهم. نوشته ئی را که شما یاد کردید، همچنان نوشتۀ درون دریچه را، من به افغان جرمن آنلاین نفرستاده ام. پورتال آن را از روی پی. دی. اف. از پورتال افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان کاپی نموده به نشر رسانیده است. شانس نشر نوشته های جدی و صریح و تحلیلی فلسفی در اینجا متأسفانه کمتر است؛ و ثرف نظر کردن از مسائل جدی هم کار من نیست، بنابراینً فکر نکنم که آب من و پورتال افغان جرمن آنلاین بتواند در یک جوی برود.
جواب های من برای دیگران هم، اگر سؤالی داشتند، در همانجا نشر خواهد شد. هر کس می خواهد جواب سؤال خود را بداند، یا می خواهد بداند که نظر من کلاً در این رابطه چیست، می تواند به همان پایگاه مراجعه کند!
برای همه کارکنان پورتال افغان جرمن آنلاین صحت و موفقیت آرزو می کنم!


اسم: نبیل عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 22.06.2015

جناب محترم نوری صاحب گرامی
نوشته شما را تحت عنوان ((عذر بدتر از گناه داکتر هاشمیان)) مطاله نمودم قلم شما رسا باد.
اما چند سوال از جناب شما داشتم.
شما می نوسید که " حالا می آئیم به پیشنهاد بسیار جالب جناب داکتر هاشمیان در مورد تدوین یک "قاموس دری به دری".
این پیشنهاد مخصوصاً ذکر نام هایی که به جز جناب استاد محمد اسحاق نگارگر، جناب استاد خلیل الله معروفی و خانم فرهیخته، میرمن صالحه وهاب واصل دیگر هیچ کدام به شمول من، صلاحیت علمی این کار را نداریم، ...."
در صورتیکه شما هم صلاحیت آنرا ندارید پس چرا به کوشش و زحمت "قاموسونه" را تهیه و ترتیب نمودید؟

دوما" شما لقب استاد را نثار آقای معروفی کردید.
آیا جناب استاد در فاکولته ادبیات بودند؟
آیا ایشان تحصیلات عالی در این رشته دارند؟

سوما" شما می نوسید که "کار بوزینه نیست نجاری!!!"
آیاجناب هاشمیان استاد در این رشته نبودند؟

امیدوارم تذکرات بنده را دوستانه تلقی نماید.
با عرض حرمت


اسم: آشا ابوی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 22.06.2015

عرض سلام و ادب خدمت شما استاد خِرد و دانش، نویسنده توانای کشور نوری صاحب,

جای مسرت است که مثل شما یک شخصیت عالم، دانا، توانا و متواضع را با خود داریم.

بزرگوارم نوری صاحب گرامی، مقالۀ پُر محتوای شمارا که تحت عنوان (عُذر بدتر از گناه) که در حالت فعلی ما و جامعۀ ما به آن نیاز بیشتر دارد به بسیار شوق و علاقۀ فراوان خوانده و از هر سطرش که عالمانه تشریح داده شده بود لذت بردم.

فعلا در این شرایط نامساعد که تجاوزات گوناگون، چهار اطراف وطن عزیز ما رااز هر طرف تهدید می کند، دانستن، فهمیدن و روشن ساختن همچو مقالات علمی را بی اندازه ضروری و مفید می دانم و بدون کدام مبالغه که بسیار عالمانه، استادانه و فوق العاده عالی تشریح نموده اید، یک دنیا ممنون شما بزرگوار متشکرم.

قلم شما همیشه سبز و پُر بار بوده و سلامتی و خوشی از آنِ شما بزرگوار و ادیب پرور باد.

دست های مبارک شمارا می بوسم

با محبت فراوان

آشا ابوی


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 22.06.2015

با عرض ادب نوری صاحب گرامی
با عرض معذرت که این اشتباه پس و پیش شدن قوس ها به دلیل کاپی کردن از پی دی اف به ورد است که دفعۀ قبلی با نوشتۀ جناب معروفی صاحب در آرشیف خانم وهاب هم رخ داده بود. من با عجله از نوشتۀ تان فقط بخشی که مربوط پروژۀ تدوین فرهنگ دری - دری بود کاپی کرده درین جا نشر کردم. تشکر ازینکه شما از ورد متن درستش را نشر کردید. اما قسمت متل را من قصداً حذف کرده بودم.شما خود نشر کردید.

با حرمت
قیس کبیر


اسم: داکتر غلام ۰ انصاری   محل سکونت: المان    تاریخ: 22.06.2015

عرض سلام خدمت سدید صاحب
در نوشته ای تان بجواب قیس کبیر از من سوالی نموده اید ودو سه اتهام وارد نموده اید که از تحلیل گر واقع بین مثل شما توقع آنرا نداشتم و۰داخل بحث در زمینه با شما نمیشوم زیرا خوبی های شما زیاد است۰ اگر در نظر سنجی ۲۱ -۰۶ من مراجعه کنید اولین کسانی که نام برده ام معروفی صاحب ، هاشمیان صاحب،نوری صاحب وشما بوده اید۰ معنی این یاد آوری آن است که به طراحان طراز اول در قدم اول توجه داشته وامید وار بودم با همکاری با گروپ دوم این کار برا افتد ولی برخورد های شما وگروپ شما از نظر طب اجتماعی وعقلی عصبی قابل مکث است که چرا به همکاری تن نمیدهید عفو و بخشش را که پیشه ای دانشمندان وبزرگان است پیشه نمیسازید ۰اگر میخواهید خود به این وآن جواب پیدا کنید میتوانید به هشت مقالاتم تحت عنوان حاکمیت ماتحت شعور ۰۰۰دراین سایت مراجعه کنید ۰ من سدید صاحب عزیزفرد عمل بوده وطرفم کسیت که عمل مثبت انجام میدهد . حالا چه مشکل است که شما به عنوان طراح اول دوم را لبیک گفته وکار خیر مشترک انجام دهید من کارم کمک به شما صاحب نظران است۰در بخش طبی اش میتوانم کمک کنم. حضرت بیدل میفرماید:

کینه اندوزی ندارد شیوه ای آسوده گی
عقده ای دل چون بهم پیوست نیش عقرب است


اسم: اشرف امان   محل سکونت: کابل    تاریخ: 22.06.2015

با تقدیم سلام بحضور استاد بلند مرتبت زبان و ادبیات دری داکتر صاحب هاشمیان و همه دوستان دخیل و علاقه مند دراین پروژه ملی و همگانی (تدوین فرهنگ دری – دری) . مدتی شد که در افغانستان هستم و انشاءالله به زودی بر خواهم گشت. متأسفانه نسبت ضعیفی انترنت در کابل مدتی از تعقیب مطالب دوستان در سایت وزین افغان جرمن آنلاین بی نصیب مانده بودم در دو هفتۀ اخیر بخت یاری کرد و توانستم مثل همیشه با دوستان هم دل و هم عقیده ام به این سایت ملی سر بزنیم که چشمان ما با این اقدام ملی و وطنپرستانۀ داکتر صاحب محترم هاشمیان روشن شد. امروز تصمیم گرفتم به نمایندگی از همه دوستانم که در حدود 10 نفر میشویم پشتیبانی ما را از این پروژۀ ملی و اقدام نیک داکتر صاحب هاشمیان اعلام داشته اظهار داریم که اگر ازین طالبان علم خدمت و کمکی مقبول خاطر خود داکتر صاحب و همکاران کمر بسته ای شان درین پروژه باشد هم من و هم همین دوستان متعهدم آمادۀ خدمت هستیم. وحدت و همدستی اشخاص ملی و وطنپرست مشت محکمی به دهن ایرانیان و به ایران فروختگان خواهد بود.
به همکاران پر کار و با صبر و حوصلۀ پورتال افغان جرمن آنلاین و استاد بزرگوار هاشمیان صاحب اطمینان میدهیم که شما درین راه تنها نیستید. شاید ما زبان شناس و داکتر ها و استادان مکتب و فاکولته نباشیم اما به اساس احساس وطن پرستی و حبی که در قلوب ما برای وطن و ملت ما موجود است در اثر راهنمایی های اهل ادب و استادان بزرگمنش مانند داکتر صاحب شخصیت های محترم انتخاب شده توسط داکتر صاحب، حد اقل توانایی این را خواهیم داشت که لغتنامه های که تا هنوز دیچیتال نشده بازنویسی کرده آنرا دیجیتال سازیم باز ترتیب و تنظیم آن به شکل دکشنری کار استادان ادب خواهد بود. ما به خود حق &#