Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  سنجش راه واقعی نجات افغانستان، درک مسؤلیت در برابر افغانستان، بیائید رسم وحدت را بیاموزیم . نظر بدهید!    نویسنده:  محمد عارف عباسی

 
اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 13.10.2009

I would believe and welcome the nice suggestion of Mr. Abasi indeed, so far I know it, he is working for TV channal and he and his around should have the capability to follow essential actions of foreigner soldiers, diplomates and the actions of installed gouernment, its around and North Alliance very careful and appear to the nation all their going on happening, unfortunately it is not the case.

As an example the recently announcement of Mr. Karzai, he said: by night with helicopters take place the transportation of Taliban to the north areas of Afghanistan, some other Afghans said, that is happen by foreigner helicopters, unfortunately it exist information that such barbaric and unbelieveable dirty games are on way with cooperation of North Alliance under the LOGO TALIBAN, in reality the money can run every thing in Kabul, they have huge money and many foreigner are there too to make money, the North Alliance invested and investing huge money for increasing the disaster in Afghanistan, it is in interesting of IRAN AND RUSSIAN too, they brought their own people there with all kind of weapons and started actions under logo Taliban. The governor of Balch announced in advance too that the government is distributing weapons in regions, those criminals are clever to have back up for their dirty doing. I know it, it is a very hard statement, but however it exist real information!!!

Mr. Karzai is coward to specify the real sources of it, he knows that foreigner countries distrust him and he can not start with experience killer a fight, also, he is in blind alley and around him are different type of parasites, who can be friends of every one.

Draft of plan with a group can never solve the existed problems in Afghanistan, if such plan will be made blind without to have clear information about the present situation and about the doing of all type of mafia in country, then it is impossible to succeed with a group, yes, such group can be useful, if this group want to try to find a way to enter into the existed cycle.

The situation in Afghanistan can never solved through existed groups or new groups so far the common people will not cooperate and not to be with them, the cooperation of common people is the main important point, the over view over the country and in society make it possible to bring all those in Kabul into huge difficulties and at the same time the so called supported countries should understand that among the nation are no one available to be used against the interest of nation any more.

So far I know those people, who are interested to create a new group, they do not have any kind of relation to the common people.
I know it that many educated people have sympathy to one or to another group, their opinions are circulating in connection to their groups, where those groups are created base on languages and ethnic, the nation is used just for their propaganda purpose.

The nation of Afghanistan suffered during more than 31 years very much, I am pretty sure, it will appear a leadership, who will have the capability and quality to rescue the country from the existed disaster, if Mr. Abasi and his around has the quality and capability to manage it, then all Afghans have to support, but they have to be sure that they have such capability and they are sure too that they are telling in behave of the nation the truth and not start a fight against each other like in the past( apoxm. two years ago).


اسم: عبدالله   محل سکونت: کابُل    تاریخ: 12.10.2009

بسم الله الرّحمن الرّحیم
السّلام علیکم ورحمت ُالله وبرکاتُه
هموطن گرامی قاهر صاحب!
ازخواندن تبصرهء شُما احساس خوشی کردم که در اروپا اشخاصی واقع بین وبیطرف هستند که فقط هدف شان آزادی ورفاه ملّت افغان بوده از حقایق چشم پوشی نمیکُنند. شایدطرز فکر من باشُمامُتفاوت باشد امّاشُما مسایلی رایادآورشُده اید که دلیل اصلی واساسی شرایت فعلی وطن مامیباشند شما موضوع را خیلی روشن و موشگافانه که اکثریت ملّت افغان همین فکر را دارند , موردبحث قرارداده اید کاش ما همه افغانها مشکلات وطن را بی طرفانه مثل شما قضاوت میکردیم.من به دلیلی نظرم رانوشتم که درداخل وطن مُشکلات وعلل آنرا میبینم ومن شخصی هستم که همیشه فقط از حقایق واقعیّتهادفاع نموده وتاجای امکان برای پیروزی حق وعدالت سعی کرده ام اینکه تاچه اندازه نتیجهء مُثبت داشته موضوع جداگانه است.

قاهر صاحب!
اینکه من گُفتم دراروپا اشخاص واقع بین هستند توهین به هموطنان من در اروپا نیست , چون من اروپا را دیده وآنجا زندهگی کرده ام بنابرین فکر نمیکردم هموطنان ما دراروپا تااین حد موضوع را درک نموده باشند که درافغانستان چه میگُذرد بازهم تکرار میکنم هدف من توهین به هموطنان افغان ما دراروپا نیست که الله نخواسته کدام هموطن من آزرده شود.
اُمید درجملهء اشخاصی که با مُحترم عبّاسی صاحب که واقعاّ یک افغان باایمان وباوجدان پاک ووطن دوست هستند یکجا دورهم جمع میشوند , شُماقاهر صاحب هم باشید.
با موفقیت های هر چه بیشتر تان
با تقدیم احترامات


اسم: محمد هاشم قاهر   محل سکونت: کشورآلمان    تاریخ: 11.10.2009

خواننده عزیز سلام !
آقای عباسی نظریات و پیشنهادات خوبی مطرح کرده اند .واقعآ به حال وطن که حیثیت مادر را دارد باید اندیشید و راه بیرونرفت بحران را سراغ نمود .ولی به پندار من حل تراژیدی که افغانستان و کشورهای منطقه را به پرتگاهی بحران عمیق رهنمونی میکند ، بالاتر از قدرت و صلاحیت ما افغانها است . بیگمان بخشی اعظم واقعیتهای عینی در پرده ابهام است .آنچه بیرون پرده به نمایش گذاشته میشود فقط مصروف ساختن اذهان عامه است . گرداننده گان این سریال تراژیدی در پی تحقق اهداف ستراتیژی خود هستند.ما صغیران سیاسی به مثابه قطره در گیلاس هستیم . من به هیچ وجهه سر ستیز با نظریات آقای عباسی ندارم و نه در این مختصر داعیه ترسیم سیاستهای سردمداران قصر سفید و شرکا میباشم . هدف من بیرون انداختن شبحی است که ما صغیران سیاسی نتوانسته ایم باتعمق و ژرفنگری ریشه یابی کنیم. بنا به چنین اندیشه باید نگاهی به عقب اندازیم .

تراژیدیهای راکه بر مبنای ایدئوژیهای چپ و راست افراطی صادر شده از بیرون ، تحت نظر سازمانهای استخباراتی کشور های مداخله گر در قضایای افغانستان به ارمغان آوردند ، ناروائی های طاقت فرسای که از نام چپ و راست بر مردم روا داشته شد ، در قبال آن کارکردهای تحفه ( بن)و نصب مشتی از ناقضین حقوق بشر به نام حکومت یا حاکمیت پوشالی دامن جنایات سازمان یافته هرچه بیشتر گسترده تر شد. این بار جنایات نابخشودنی از نام دموکراسی صادر شده از آن طرف اقیانوسها بر مردم روا داشته شد . با نظر گذرا بالای وضع موجود کشور به صراحت میتوان گفت که قدرت برخاسته از بازوی پرتوان ملت ، بعد از دو نبرد آزادیبخش بار دیگر در انحصارو اسارت معامله گران کشیده شد .مصلحتهای فردی و گروهی با تزویر ، ریا و بی رحمی ، بر منفعت ملی و اجتماعی استیلا یافت . مساعدتهای هنگفت مالی ، با منافع سیاسی مستخدمین ، دست به دست هم داده ، به سود استبداد در قالب دیگر بذل مساعی مینماید . در غیاب همکاری و مشارکت سیاسی و اعتماد مردم ، دستهای استبدادی استقلال و حاکمیت ملی را که محصول خون شهیدان هدفمند مااست به چالشهای تازه مواجه ساخت .انتخابات دور اول ریاست جمهوری و پارلمانی بر تدوام قدرتهای عقبگرای تاریخ زده مهر تایید زد ، با به حاشیه قرار دادن اکثریت خاموش و روشنفکران غیر وابسته و عدم کارایی رژیم پوشالی ، صلح و امنیت لازم نه تنها برقرار نشد بلکه رو به وخامت گرایید. اقتصاد ورشکسته ما نتوانست از گردونه سقوط طولانی به سوی انکشاف رهنمون گردد . معامله گریهای گوناگون با جنگسالاران تحت نام صلح و امنیت نسبی در پایتخت کشور و حواشی آن ، باعث دادن امتیازات بیشتر برای ناقضین حقوق بشر گردید . جهش نامتوازن اقتصاد سکتور خصوصی سبب تمرکز سرمایه های باد آورده ( پول هنگفت سازمانهای استخباراتی کشورهای مداخله گر زرع ، تولید و قاچاق مواد مخدر ، غارت و چپاول دارایی های عامه ) به سود نیروهای غیر ملی انجامید .صرف در یک جمله میتوان خلاصه کرد که ( تسلط مافیای لجام کسیخته بین المللی در قبای دموکراسی صادر شده الترناتیف و یا بدیلی بود در برابر رژیم های قبلی اعم از چپ و راست ) . انتخابات دور دوم ریاست جمهوری که واقعآ مضحکه بود.نتایجی که در قبال داشت علاوه از تلفات انسانهای بیگناه ، چاق ساختن اختلافات اتنیکی و مصارف بیجای پولی ، کشور را در مرز پارچه شدن و تجزیه کشانده است .

تروریزم تخیلی تراوش ذهنیتهای اربابان سرمایه است . این دشمن تخیلی ارمغانی است که ختم جنگ سرد با خود همراه داشت .فقط این یک وسیله است غرض بازار یابی تولیدات شرکتهای خون آشام اسلحه سازی .
بحران افغانستان به چنین ساده گی که ما فکر میکنیم حل نخواهد شد . این بدان معنی نیست که باید به مثابه یک نظاره گر به نظاره نشسته و انتظار بکشیم که فرشته ها از آسمان به همکاری ما بیایند .باید راه حل بحران را جستجو نمود .به پندارمن در قدم نخست باید مطالب ذیل توضیح شود .

- تروریزم تعریف شود .
- آیا افغانستان کشور تروریستی است ؟
- در حادثه 11سپتمبرسال 2001 کدام اشخاصی از اتباع کشور ما دست داشتند ؟
-آیا طالبان از کدام سیارۀ دیگر به زمین پیاده شده یا اینکه به اشاره قصر سفیدتوسط انگلیس وپاکستان به کمک مالی رژیم وهابی سردمداران سعودی پایه گذاری شدند ؟
- آیا رهبران طالبان همین اکنون در شهر کویته پاکستان زندگی نمی کنند ؟
- بن لادن و سایر دار ودستۀ آنرا کدام سازمان استخباراتی از کدام کشور به پاکستان انتقال دادند ؟
- آیا دستگیری و یا از بین بردن بن لادن معجزه میخواهد ؟
- با دستگیری و یا از بین بردن بن لادن بازی موش و گربه را که کشور های اشغالگر به راه انداخته اند ختم نخواهد شد ؟
- اگر این بازی خاتمه یابد کشور های امریکا و انگلیس تحت کدام نام موجودیت شانرا در افغانستان مؤجه جلوه دهند ؟
- پایگاه های نظامی بازیگران سیاسی تحت کدام نام جهت منافع استراتیژی شان ( تسلط به ذخایر نفت و گاز منطقه )در منطقه باقی بماند ؟. . . . . و صدها سوالات و چرا های دیگر.

در قبال این بازی های موش و گربه دستهای قدرتمند دیگری وجود دارد . بازیگران روی صحنه به مثابۀ دانه های شطرنجی هستند که به دست شطرنج بازان ماهر و کار آزموده قرار دارند . ملت افغانستان به مثابه پیاده های دانۀ شطرنج رهسپار کابوس مرگ هستند . با خواستن معذرت توسط اشغالگران و تعین هیئت بدون نتیجه،قربانیان بیگناه به ابدیت می پیوندند .

لارنس گلبرگ دانشمند روانشناس امریکایی میگوید ( کاملترین و بالا ترین درجه رشد فکری و اخلاقی ، پیروی از اصول و موازین وجدانی است ) تا وقتی که سردمداران سرمایه گفتۀ دانشمند مذکور را رعایت نکنند وضع بدین منوال خواهد ماند .
ولی در جواب چه باید کرد ؟ باید نگاشت که این دلقکهای که روی معامله گری ملت مظلوم مارا به گروگان گرفته اند و در سایه نیروهای جهانی مخاصمت های قومی ، زبانی ، سمتی ، دینی ، مذهبی و. . . . را دامن میزنندهرچه بیشتر توسط وسایل جمعی افشا و رسوا گردند .
به ارتباط نظریات و پیشنهادات آقای عباسی توسط افراد خبره یک طرح و یا بر نامۀ مشخص آماده گردد و غرض نظرخواهی به پیشگاه مردم اعلام گردد . کسانیکه آگاهانه و یا نا آگاهانه در این راه سنگ اندازی مکنندبا افهام و تفهیم ملتفت ساخته شوند، و مهمتر از همه هر گونه تعصب ، بغض ، کینه و عداوت که محصول عقب مانده گی،کرکتر و خصلت ذاتی ما است کنار گذاشته شود و با ایمان راسخ ، با عزم متین این راه طولانی و دشوار را دنبال نماییم .

نیچه گفته است ( برای این که بت پرست نباشی ، کافی نیست که بتها را شکسته باشی ، باید خوی بت پرستی را ترک گفته باشی )ما باید تنگ نظری ها و اتهامات بیجا و بیمفهوم را علیه یکدیگر که ترسبات جنگ سرد است از خود دور ساخته همدیگر را بپذیریم . این به این معنی نیست که از جنایات انجام شده توسسط اشخاص معلوم الحال چشم پوشی شود تعداد خاین و جنایت کار که در سه دهۀ اخیر وطن و مردم آنرا بد بخت ساخته اند به میز محاکمه کشانده شوند .

بهتر است به ارتباط موضوع طرح معقول که راه بیرونرفت از این بحران را در قبال داشته باشد مطرح گردد تا آنعده که واقعآ به خاطر و طن و مردم آن می اندیشند روی یک طرح مشخص گرد هم جمع شده برای نجات وطن تلاش نمایند . این وظیفۀ خطیر با اعزام چند نفر به کابل حل نمی شود.
با عرض حرمت


اسم: دکتور شاتیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.10.2009

محترم عباسی!
لطفادرموردنظریات محترم داکترصاحب سیعدی نباید آزرده خاطرشدونبایدازاینچنین اشخاص چند*** به تاسف نشست.به این صیقل زدنهای تئوریک که مسموم کننده هستند نباید فریب خورد.
گروپ سعیدیها که پسران محترم سعیدافغانی هستند درآلمان کاملا مشهورند.هرگاه اینها خواص دورویگی خود رااصلاح نکنندواقعاخطرناکند.یکروی سکه افغانی ورویدیگر سکه قدرت طلبی درسایه زورمندان اند.اینها هیچگاه درقالب مردمی جور نمیایند.اینها ****.
محترم عباسی عزیز!
لطفا بدون تشویش دررااه مردمی خود ادامه دهید.
خوش بود گر محک تجربه آید بمیان تاسیه روی شود هرکه درو غ باشد


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 09.10.2009

روزمره نظریات وطنداران دانشمند و صاعب نظر را پیرامون طرح پیشنهاد شده با دلچسپی وعلاقمندی خاص میخوانم.همگونگی فکر واندیشه در پیدا کردن راه بیرون رفت مایه مسرت است.
از محترم داکتر صاحب ذکی وانجنیر صاحب رائق که مشخصا" در طرز دید واهداف این طرح صحبت فرموده اند ممنون استم ومخصوصا" که در اهمیت مرحله دومی که اقدام عملی است توضیحات ارائه نموده اند عالمی سپاس.
به توصیه انجنیر ساعب رائق در صورت مساعدت وقت من خلاصه طرح را ترتیب و به نشرخواهم سپرد.

محترم داکتر صاحب سعید افغاتی !
اگر کدام کلام بیمورد من سبب آزردگی وملال خاطر جناب محترم شما شده باشد جدا" عذر میخواهم. نمیدانم درک و برداشت شما ازطرح پیشنهادی من چیست وانگیزه چنین موقفگیری شما را نمیدانم بهر حال نزد من و اکثریت هموطنان عزیز این بحث بسطح ملی مطرح شده ودر آویختن و کله ونگ شدن در همچو مناقشات ومشاجرات قلمی سودی بحال زار خانه مشترک من وشما ندارد. واز جانبی باید صادقانه بعرض شما برسانم که من در فهمیدن منظور و مقصود شما سخت مشکل دارم که البته تقصیر از نا رسایی فکری خودم است.

برای وضاحت موضوع باید خاطر نشان ساخت که آقای انجنیر صاحب سیدال هومان و عارف عباسی دو شخس متفاوت بوده اگر جوابی بشما بنویسم ضرورت باتخاذ اسم مستعار ندارم .

باز هم بعرض معذرت تقاضا دارم ت با ا مدنظر داضت ملیونها غم و غسه وطن این مناقشه بیحاسل را ختم نموده وبار آخر بشما صادقانه توضیح کنم که مرا نه آرزوی حاه است و نه مقام نه مال و نه منال یگانه آرزویم رهایی وطنم از مصاةب جاریه است اینکه شما میپذیرید یا خیر مربوط شماست.
با عرض احترام.


اسم: خلیل الله قدیری   محل سکونت: xxxx    تاریخ: 08.10.2009

خانمها و آقایان محترم جرمن آنلین !
بعد از عرض سلام بشما، قابل ستایش میدانم که توسط ارا ۀ تحریری بعد از نشر صوتی گفتار پر ارزش جناب محترم آقای عباسی، از پیام افغان، در پرتال تان، بمن موقع میسر شد که در زمینه اظهار نظر کنم، و ازجناب عباسی معذرت بخواهم که اینقدر ناوقت توانستم موقف خود را در باره ارایه کنم.

چه کنم در موقع اش بمن نوبت تیلفونی نرسید.

آقای عباسی از طرز مروج فاصله گرفتند و نخواستند توسط لستی که در صدرش ذکر نامهای بزرگان علمی، مقامی (سابق) گرفته شود و دیگرافغانها را جذب کنند.
ایشان با پرهیز از آن روش وخطاب به همه افغانها در حقیقت اظهار نمودند: که حالا دیگر وقت آن گذشته که چند شخص محدود ی از افغانها بتوانند، سرنشینان این کشتی شکستانده شده را به ساحل نجات برسانند، اگرچه صادقانه هم باشد و غرض در میان نباشد، مثلیکه در گذشته گروپی جمع شد و توسط خود جمع کننده پس پاشان شد.
ناجی افغانستان و افغانها که در گرو گروۀ از ناقضین حقوق بشر، قاچاقبر و چپاولگر میباشد، فقط توسط تعداد هرچی بیشتر افغانها صورت گرفته میتواند وبس، طوریکه آقای عباسی هم اشاره فرمودند :

افغامستان امروز بیک حرکت ملی و سرتاسری، اشد ضرورت دارد، نه تنها بیک گروپ نخبه . این در شرایط فعلی وطنما نه تنها بسیار ناچیز بلکه شاید معنی تبعیض را هم بدهد.
با سلامهای مجدد
خلیل الله قدیری 08 اکتوبر 2009 میلادی


اسم: تفسیر خان   محل سکونت: شمالی امریکا    تاریخ: 07.10.2009

ښاغلی ډاکټر صلاحالدین ښې چارې!
مونږ ټول په دې پوهېږو چې په یواځې ځان هېڅوک دهېواد په کچه کوم کار نشي ترسره کولای، او داچې ښاغلي عباسي دیو مخکښپه توګه دغه ستونځه را پورته کړې دقدر وړدی.
داچې افغانانو ته ځینو دروغ ویلی او یایې تېرایستلي دا ددې مانا نه لري چې نور نو په افغامستان کې دبدلون او رغاونې لپاره هیڅ چانس نشته اوتل به دبدغونو دلوبو ډګروي.
داسې وختونو په نوروولسونو هم تېرشوي چې ښه نمونه یې لبنان د‌ی. هلته هم په اتیاومو کلونو کېلکه افغانستان ډلبازۍ له حدنهوتې وې هرګوره دهغه هېواد خلکو وکولای شول چې دپلانجیستانو پهشان پردي ګوډاګیان دسیاست له ډګره ګوښه کړی او خپل هېواد ته سوله راولې.
ښاغلی عباسی یواځې دافغان داضیلو بچیانو دیووالې ناره راپورته کړې الو مونږ ټولو ته په کار ده چې دهغې ملاتړ وکړو؛ دهغې په بریالیتوب زور واچوو نه داچې هغه په شا وتمبوو.
ښاغلي عباسي کومه طرحه نه ده وړاندې کړې اونه یې دمشرتابه هیټ په ګوته کړی داکارونه به وروسته کږي ځکه چې بې مشرتابه داسې یو لوی کار نشي ترسره کېدای.
ښاغلي عباسی دیو افغانی ګوند دجوړېدو خبره کړې؛ دالومړۍ خبره او دکار پیل و. دا ده اوس ښاغل هاشم رایق دوهمه خبره وکړه اوهغه داچې څرنګه باید ګوند جوړشي.
اوس په کار ده چې زمونږ پوهان او روښانفکران نورې خبرې پرېږدي اودغه لړۍ چې ښاغلی عباسې پیل کړې ورو ورو پای ته ورسوو.
په درناوی


اسم: Dr. Salahuddin Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 07.10.2009

سلام و احترام به شما خواننده ګان تقدیم است!
من تقریبا دو هفته قبل مطلب ذیل را در مورد مطالب ارایه شده آقای عباسی نوشتم . میخواهم با تصحیحات و اعترافات مطالب مشابه را ذیلا ارایه کنم:

تبصره و مطلب ارایه شده دو هفته قبل من: ( معلم مکتب ابتداییه در صنف رو به شاګردان کرد و ګفت: هر کس درس را نمی داند با من استاده شود. کسی بلند نه شد. بعد از لحظه شاګرد بلند شد و پهلوی معلم که وی را دوست نیز داشت استاد. معلم تعجب کرد واز شاګرد پرسید – چرا استاده شدی خودت خو درسهایت را میدانی. شاګرد با احترام جواب داد: معلم صاحب نه خواستم تنها استاده بمانی.قصه ها معمولا ساختګی اند اما برای افاده مطالب کارا میباشند. )
تبصره امروزی من: دقیقا در آن وضع چنین بود که در قصه بالا آوردم. میخواهم اضافه کنم: برای من آنهاییکه که به وطن و مردم آن میاندیشند بهتر از کسانی است که نمی اندیشند. ما از دلها خبر نداریم بر دلها الله آګاه است. وظیفه و رسالت ما ګفتن ګپ حق و عمل به آن است. اګر در مورد نظر ارایه شده توسط محترم عباسی توجه کنیم هیچ مشکل ندارد بلکه خواست مردم ما است و هر انسان وطن دوست آنرا میخواهد. عدم علاقه مردم در برابر یک صدای خیر به معنای عدم علاقه مردم به سرنوشت خویش نیست. آما بالای مردم تجارت سیاسی شده و به هر ریسمان دراز به دیده شک و تردید و برحق به شک و تردید مینګرند. به این وضع باید خاتمه داد و از یک جای باید آغاز کرد.
v آقای عباسی میګویند دشنام و فحش و .... خفه کرده نمیتواند. اما خود آقای عباسی چنین کاری را در نوشته خویش چندی قبل در جواب نوشته من کرده اند و خود میدانند که حق اقل در دو مورد پاء فراتر ګذاشته اند و توانایی معذرت خواستن را هم ندارند . اما این بحث ما عامتر از این بحث است محدود و مشخص است.

تبصره و مطلب ارایه شده دو هفته قبل من:
( فهم من از ایجاد سازمان، ګروه و حرکت سیاسی قبل از همه ارایه نسخه برای حل مسایل مطروحه افغانستان است. همفکران با تشکل معیین برای تحقق هدف سیاسی معین ګرد هم جمع شده و حرکت مشترک هماهنګ با یک قوت مینمایند. راههای حل نه صد و نه هم یکصد بیست و نه هم بیشتر از آن است. پس چرا در افغانستان به طور غیر نورما بیشتر از صد حزب ، سازمان و حرکت سیاسی وجود دارد. و چه زمانی این جویچه های خورد به دریا های مبدل شده و زمین های خشک و تشنه به آب وطن را سیرآب خواهند کرد؟
به فهم ، شناخت و تجربه عملی و برداشت هموطنان ما به این معتقد اند که سوال اصلی و تلاش اصلی ایجاد رهبری ها و زعمامت های!؟ جدید و کهنه و اکثراین احزاب، سازمانها و حلقات سیاسی قبل ازینکه راه و برنامه کاری و نسخه حل مسایل مطروحه داشته باشند به زعامت می اندیشند و به ریاست جمهوری می اندیشند، به کسب کرسی های بزرګ و پر درآمد می اندیشند.)
تبصره امروزی من: من به ګفته بالای خویش تآکید دارم. اګرمطالب ارایه شده سبب شود که دیګر افغان جرمن آنلاین مطالب ارسالی من را نشر کند و یا نه به من باکی ندارد. و این نه بخاطر آقای عباسی بلکه از روی اصل و پرنسیب است. تأکید میدارم . اراده نیک برای آغاز کار خوب و ضروری است اما برای پیش برد کار کفایت نمی کند. باید مسوده خطوط اساسی به صورت مسوده و کوتاه جهت تکمیل پیشکش میشد. اینکه این طرح با بیشتر از صد ها طرح دیګر احزاب و سازمان های زعامت ساز چه فرق دارد - ارایه شده و مردم با فهمیدن فرق آن و یا هم فرق در رهبری و زعامت آن راه خویش را انتخاب و روشنتر میدیدند. میخواهم علاوه کنم که فهم خویش را از فهم کلاسیک حزب و سازمان و تشکل سیاسی که در نقطه لایتحزی آن ( عضویت و یا کارت عضویت و حق العضویت ) را بدانند – باید اصلاح کرد. امروز اعضای دوحزب بزرګ و اصلی امریکا ( جمهوری خواه و دموکرات ها ) بسیار بسیار محدود از آن است که ما تصور میکنیم. این احزاب برنامه های و نسخه های برای حل مسایل مطروحه پیشکش میکنند و مردم درین برنامه انتخاب میکنند و به این و یا آن حزب و سازمان سیاسی رای میدهند و زعامت خویش را برای مدت محدود نه برای آبد مطابق به آرمانهای و نسخه های ارایه شده به آنها میسپارند. مردم درین برنامه ها چهره، آرمان و صدای خویش را میبینند و آنرا پیګیری و دنبال نموده و با پشتیبانی از ان آنرا پیګیری میکنند. آقای عباسی چنین چیزی را پیش کش نه کرده که مردم آنرا انتخاب میکنند و قبول دارند و یا خیر. لذا برنامه و داشتن حد اقل طرح یک ضرورت و نقطه مرکزی بوده و هست. بلی افراد زعامت ها در مرحله دوم و سوم قرار دارند.

تبصره و مطلب ارایه شده دو هفته قبل من:
(بلی برای تحقق برنامه و راه حل مورد نظر به کسب قدرت سیاسی باید رفت..... اګر رفتن و تلاش بخاطر ګرفتن قدرت سیاسی به هدف خدمت به خلق الله و برنامه خیر و صلاح و فلاح باشد این عبادت است و باید به آن شتافت و با تمام حوصله مندی و متانت به پیش رفت. من به این معتقدم که درین حالت عدم اعتماد، تجارب بد و برخورد های غیر دموکراتیک و تلاش های مشروع و نامشروع و خفه کردن هرنوع صدا دیګر و یا هم متفاوت به لحن خارج از ادب و عدم مراعات کلام با یاد آوری ګذشته ها و پدران و با خش و کلیمات ناشایسته و پیش داوری ها توقع دیګر نمیتوان داشت. عده چنین تصور دارند که منم و کسی حق ندارد بګوید خط بر آبرو داری و ...... نه چنین برخورد جبروتانه کاری را به جای نمیکشاند. اولا باید از خود آغاز کرد و بر خود تجدید نظر را آغاز نمود.)
تبصره امروزی من: بلی بر مسایل چنین برخورد میشود و ما آنرا به ګوشت و پوست خویش احساس میکنیم.
آقای س هومان ( آقای عباسی ) بدون درک مطلب و بدون آګاهی از آن به من نوشته که ( نوشته من در مورد آقای غوث زلمی مورد تعجب شان واقع شده و ګفته که من بی ارتباط نوشته ام و بدبین و ...)
من تعمق کردم که کدام مطلب ممکن مورد تعجب شان واقع شده باشد و کدام مورد بی ارتباط است و دیدن مسایل کماحقه به معنای بدبینی و .... مورد قناعت من نه شد. اما وی حق دارد و لطف کنید و بزرګواری کنید - برای ما هم حق بدهید به آنچه معتقدیم باندیشیم و تفکر کنیم و حق ارایه آنرا داشته باشیم. حق قضاوت و نظر ما را نګیرید. شنونده و خواننده را دست کم نګیرید و اشتباهات که دیګران کردند شما باز هم تکرار نه کنید. از آن بلندی های تکبر به مردم به دیده تحقیر نګاه نکنید.
امید وارم یکبار دیګر مورد خشم جناب شان قرار نه ګرفته و توانایی شنیدن نظر حق و دیګر را داشته باشیم.
این موضوع جوانب زیاد دیګر هم دارد اما با مراعات اصل احتیاط نه خواستم بحث را طولانی سازم. یار زنده صحبت باقی.
و السلام


اسم: هاشم رائق   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 06.10.2009

وطنداران گرامی سلام !
تا جایکه از مطالعه تبصره ها ونظریات هموطنان صاحب نظر برمی آید بطورکل درپرنسیب اصل پیشنهات محترم عباسی صاحب مورد تائید وپشتیبانی اکذریت قرار داشته ومورداستقبال و قبول میباشد . منتها باکمی ملاحظات وبرداشتهای اندکی متفاوت .
برداشت اینجانب ازین پیشنهاد پرمحتواو ارزشمند این است که عبارت ازتجمع وهمنظری گردیک هدف مشترک ملی بمنظور نجات ملت ازین حالت فعلی .
تجربه تلخ گذشته نشان دهندهً این حقیقت است که بی طرف بودن وموقف سیربین اختیارکردن موقع دادن به مداخله گران ومتجاوزین است تا به سرنوشت ملت ما چه هاکردند.
این اتحاد ملی گرد نام شخص معین، قوم وملیت بخصوص نبوده و فارغ ازهرنوع تعصبات تباه کن لسانی، قومی ،مذهبی ، حزبی وغیره، صرف به خاطر نجات وطن ازین حالت دشواروبغرنج باشد. جای شک نیست که ملت رنجدیده ومردم عذاب کشیده ما تحت شعار خدمت به مردم زیرعنوان حزب، سازمان ، جمعت ، اتحادیه ، انجمن وغیره چه رنج های نکشید ند وچه تباهی ها ویرانی هارا متحمل نشدند. بنا" حق دارند اعطا از این نام ها هراس داشته با شند. {مارگزیده ازریسمان دراز می ترسد} پس ایجاب مینماید تا طراحان و طرفداران این پیشنها د ممیزات و تفاوتهای وفوقیات آنرا بصورت واضع وعام فهم تشریح بدارند وبه قناعت عامه پرداخته شده ومورد قبول قرارگیرد . به عقیده اینجانب این پیشنهاد باید دارای خصوصیات ذیل باشد.

1. این تجمع از شخصی ویافرد مشخص پشتیبانی وحمایه نمی کند. هیئت رهبری وزعیم ملی در جریان مراحل بعدی تبارز خواهدکرد وهرشخصیتی که سزاوار وشایستگی این مقام وتوان پیشبرد این مسئولیت خطیررا داشته باشد ازطرف اکذریت انتخاب خواهدشد.
2 . هدف عمده این حرکت عبارت ازنجات ملت وبرون رفت ازین ورته فلاکتبار است. مرام وجزیات آن درمراحل بعدی توسط همه اعضا تعین می گردد.
3 . طرزالعمل وطروق رسیدن به هدف ونام واسم این حرکت نیز درمراحل بعدی تصویب می گردد.
4 . این حرکت یک جنبش خود جوش سرتاسری بوده وامکان پیش قدمی توسط افغان ها در هرگوشه جهان امکان پدیراست. ممکن یک گروپ کوجک چند نفری دریکی ازولسوالی های دورافتاده افغا نستان و یا دریک شهر داخل کشورویاچند نفر افغان مهاجر درگوشه ً اروپا، استرلیا، کانادا و یا دریکی از ایالات امریکا پیش قدم شده این حرکت را به راه باندازد.
5 . سهم گیری درین جریان بمنظورکسب مقام وچوکی ومنصب نبوده صرف بمنظور پیشبرد هدف مقدس است .
6 . پیش قدمی و فعالیتها در هرگوشه جهان صورت گرفته می تواند اما درنهایت امر مرکز تمام فعالیتها داخل کشورمی باشد به عقیده اینجانب پروسه دارائی چندین مراحل بعدی میباشد اکنون فقط درمرحله اول پیشنهادی قرارداریم درین مرحله تبصره ها، مباحثه ها، مشاجره ها ، مناقشه هاو ابراز نظر ها صورت می گیرد. تا مفکوره به پختگی برسد و رفع نواقص صورت گیرد

مرحله دوم پیاده شدن گفتار به عمل خواهد بود که مشکلترین مرحله میباشد. درمرحله کنونی پیشنهادات ذیل طور خلاصه تقدیم است.

الف: پیشنهاد فعلی خیلی طولانی است.اگر اهداف فشرده تر ارائیه گردد خوب میشود.
ب: متن خلا صه پیشنهاد ازطریقه های مختلف تکثیرگردد تا به دسترس همه افغانهای محترم درداخل وخارج کشورقرارگیرد.
ج: ارتباطات هرقدر ساده وآسان صورت گیرد زیرا کامپیوتر و انترنت به دسترس عموم قرار نداردو همچنان تائپ پشتو و دری به دسترس همه قرارنخواهد داشت. پشنهاد آخر از حضور تمام وطنداران محترم ومعضم این خواهی بود که تصمیم عاجل نگیرید وقبل ازاینکه این آواز به سمع همه هموطنان برسد به خفه ساختن آن اقدام نکنید بگذارید دیگران هم ابراز نظر فرمایند . اگر خدا نخواسته این پیشنهاد قابل اجرا نبود هرزمان می توانیم ترکش کنیم .
وسلام


اسم: نجیب الله- داوری    محل سکونت: تورنتو - کانادا    تاریخ: 06.10.2009

با عرض سلام،برای عباسی صاحب و همه هموطنان عزیز وگرامی !
دوستان محترم ، جهت نجات افغانستان عزیز در حالیکه دشمنان میهن و تمامیت ارضی کشور ما هر روز در پی طرح توطئه و پلان های خطرناکی جهت نابودی و تجزیه سرزمین ما به نفع خود شان میباشند ، پیشنهاد عباسی گرامی یگانه راه بیرون رفت از باتلاق کنونی میباشد. ولی متأسفانه که زمان به سرعت میگذرد. بناً ضرور وحیاتی بنظر میرسد که برای اجرای چنین یک طرح عالمانه و میهن پرستانه هر چه زود تر بایست دست بکارشد. و با همین طرح و هزاران امضا هموطنان جهت قناعت اوباما از یکسو به کاخ سفید رفت . و از طرف دیگر به حامد خان کرزی پیام رسانید که :
کرزی صاحب ، به لحاظ خداوند(ج) ، بس است دیگه .


اسم: داکتر ولی ذکی    محل سکونت: لوزان     تاریخ: 06.10.2009

قابل توجه آقای سلیمان

تبصرۀ شما را در "پورتال افغان جرمن آنلاین" که به جواب مضمون من در قید قلم آورده اید از نظرم گذشت و درین مورد چندین سوال نزدم پیدا شد که احتراماً خواستم جویا گردم.

1- از آنجائیکه به تمام افغان های مقیم سویس بصورت مستقیم و غیر مستقیم در تماس می باشم، نام مستعار ومحل سکونت شما نزد من و سایر دوستانم مورد شک قرار گرفت.
در رابطه از چگونگی شناخت من از افغان ها معلومات مزید ارائه میکنم. در سال 1983 میلادی زمانیکه افغانستان توسط روس ها اشغال شد، اینجانب با عده ای از رفقایم "سازمان یا جمعیت افغانهای مقیم سویس" را در شهر لوزان بنیاد نمودیم. برای دو سال اول ریاست این جمعیت را بدوش داشتم و با همکاری افغانها توانستم که این جمعیت را بحیث یک سازمان بین المللی در ملل متحد و ممالک اروپائی معرفی نمایم. علاوه بر آن این جمعیت در مبارزات جهادی بصورت مستقیم و عملی سهم گرفت که رهبران جهادی شاهد آن اند.
افغانها با مظاهرات و دادن شعارها و ارسال قطع نامه ها بطور مکرر آواز مردم افغانستان را بگوش جهانیان می رسانیدند. در مظاهره ها در مقابل مقر ملل متحد بیرق های سرخ شوروی را سوختاندند و در صد ها کار مهم دیگر از قبیل روابط سیاسی با دول اروپائی و امریکائی در فعالیت بودند. اینست نشانۀ گردهمآئی درصورتیکه افغانها بخواهند.
2- شما مرا "عبدالولی صاحب" خطاب نموده اید. اگر شوخی نکنم یادم از زمان ماموریتم در افغانستان آمد که مامورین به اشخاص مافوق خویش همواره کلمۀ صاحب را استعمال می کردند. فکر میکنم کلمۀ "صاحب" ناشی از قهر و غضب و عصبانیت تان باشد.
3- در مورد آقایون عارف عباسی و جناب عمر خطاب سخنان تان از چوکات قانون – حقوق، عدالت و اخلاق کشورهای مترقی بیرون رفته، من منحیث یک طبیب گفته می توانم که چنین عصبانیت نشانه و علامتی از امراض روحی بوده که قابل تشویش می باشد.
شما دو شخصیت عالی مقام و ارزندۀ کشور ما را توهین نموده اید. جناب عباسی که شخصیت برگزیده دارند و از هر افغان توصیف صداقت و راستی و وطن پرستی شان شنیده می شود و شهرت نیک دارند. و شما وی را به حیث "اجنت آی اس ای" قلم داد نموده اید و همچنان به اقای عمر خطاب کلمات "مولوی بی ادب" را تذکر داده اید. آیا مسؤولیت تانرا در قبال محکمه مد نظر گرفته اید. ما بایست اشخاص مثل آقای نبیل مسکینیار، آقای خطاب، آقای عباسی و همچنان تمام نویسندگان محترم که به سویۀ عالی مضامین نشر میکنند قدردانی کنیم و به ایشان احترام قایل شویم. و آنچه از بدگوئی "سر چوک کابل" یا "کوچۀ عاشقان – عارفان" یاد گرفته ایم در این عصر از فکر دور سازیم. با احترام


اسم: اقغان   محل سکونت: کایل    تاریخ: 05.10.2009

آقای عباسی، آقای مولوي خطاب و گردانندگان معزز پورتال افغان جرمن آنلاین ! اجازه دهيد حرف خو د را از این زبان به خاک خفته و وطنپرست وطن بیان دارم، باقی شما دانید و کارتان :.

همه جا دکان رنگ است همه رنگ میفروشد.
دل من به شیشه سوزد همه سنگ میفروشند.
با احترام


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 05.10.2009

جای بس خوشنودی است که هموطنان عزیز به صدای راستین این خدمتگارخود علاقه گرفته در زمینه اظهار نظر فرموده اند. بوکالت ملیون ها هموطن دردمند, رنجور, بینوا ,مظلوم, غمدیده, گرسنه، برهنه و بیصدا ما از شما تشکر میکنم. دلایل مطرح کردن این مبحث نزد وطنداران بصیر , خبیر اندیشمند, معقول ووطندوست کاملا" روشن است.

تهمت بستن, فحش دادن, تحقیر و توهین که در واقعیت مبتنی بر اصل بد بینی محض و عقده کشایی چیز دیگر نیست ابدا" باعث خفه ساختن این صدا ها که ممثل رنجهای بیکران ملیون ها انسان بیصدای افغانستان است شده نمیتوانند , نظیر همچو مخربین و دشمنان نهظت های ملی و ملیگرایان فراوان است.

شما که میفرمائید که مردم افغانستان تا حال آماده پذیرفتن این پیشنهاد نیستند باید با کمال تاسف بعرض شما برسانم که شما اشباه نموده مردم افغانستان بیشتر از هر وقت دیگر منتظر دیدن یک روشنی برای رهایی خود ازین پرتگاه نابودی استند واین آرزو فقط توسط یک تصمیم واراده قاطع و ملی و تاریخی شما فرزندان صدیق , دلسوز و فداکار برآورده شده میتواند و بس.
از پورتال معزز , ملی و وزین افغان جرمن آنلاین که این بحث را باقتراح گذاشتند کمال سپاس وامتناندارم دوام ویا ختم این مباحثه مربوط به تصمیم پورتال است.
با عرض حرمت .


اسم: تفضل کندهاری   محل سکونت: ویرجنیا    تاریخ: 05.10.2009

بمسئول محترم افغان جرمن آن لین
اول عرض کنم که سایت شما یک سایت جانب دار است وتنها نظر موافقین و هم فکران را بنشر میر سانیدونظر آنانیکه مردانه وآزاد سخن میگویند تحمل نشر آنرا نداریدلطفا در محل ابراز نظر بنوسید که موافقین بلی ومخالفین نه تا مردم وقت کرانبهای خودرا در پای اراجیف منتشرهشما صرف نفرمایند.

من این را با ارسال نظر آزموده ام خصوصا با ارسال قطعات منظوم.
دوم آ قای عباسی وامسالشان باید بدانندکه افغانستان در تحت اشغال قوت هایغربیست وبا طرف مقاومت محارب با این قوا در گیر جنگ ابت هذ کدام برنده شدافغانستان ارآن اوست گیرم که صدمات وارده در جنگ طرفین متخاصم رادر پای میز مذاکره بکشاندما وشما امریکا و جرمن خفته هارا نصیبه نیست.
نا برده رنج گنج میسر نمیشود-- مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد با عرض حرمت


اسم: افغان   محل سکونت: کابل    تاریخ: 05.10.2009

سلام به همه عزیزان این بحث !
این آغاز خوب است . در واقع هر افغان با درد از اینکه در وطنش چه میگزرد، رنج میبرد و باز هم احساس ناراحتی میکند از اینکه نامنسجم و پارچه پارچه اند چیزی از دستش نمی آید . من در بين تمام این صحب ها که هر کدام شان مملو از احساس خدمت گزاری بوطن منشا میگیرد خواندم که در خور توجه است، من در تمام این نوشته ها به پهنای نوشته جناب منور علاقه گرفتم. که اصل گپ را زده است . براستی روان حاکم بر وضعیت درهم وبرهم کشور ما همین بلای بی اعتمادی است که تار وپود همه مارامیلرزاند .

با نفی دیگران به اتهام اینکه این پشتون است، تاجک است، هزاره است، ازبک است و غیره و اینها باز با همین پیوندهای تباری خلقی است، پرچمی است، ببرکی است اخوانی است ، جمیعتی و گلبدنی است ،نجیبی است، شورای نظاری و جاسوس است،خائن است، وطنفروش است، شعله ای و ستمی است و باز یک کمی بیشتر از این، همین ها باز محکوم شوند! که نوکر روس است، غلام بچه ایران، پاکستان، فرانسه و امریکا و ناتو است و باز یک کمی عمیقتر دامنش به سر بالا شود که کافر است، ملحد است، کمونیست است ، مجاهد است، طالب است، پاکستانی است، افغانستانی است، خراسانی است، افغان است، پشتون است وغیره وغیره و کسان دیگری باز بگوید نوکر امریکا نی بلکه خود امریکایی است، سی آی ای است، کی جی بی است، عضو ای ایس ای است، ساواکی و مربوط به سپاه پاسداران ایران است، و دالر خور امریکا است، قاچاقبر است، مافیا است، مثل بیات واری منافق و شیطان و گودی کوکی سرمایه خلیلزاد است ، پالیسی خیرات خوری را اشاعه میدهد و از این قبیل گپها که عملاً هم موجود است و هم گفته و شنیده میشود. کابینه کابل مظهر چنین یک معجون مضحک و شرم آور است . در رآس همه این سازماندهی ها همین امریکا و ناتو قرار دارند. اگر ندارند پس شما بگوئید که کی قرار دارد، مگر کورند که نمی بینند و میلیارد ها دالر راهم بخاطر حفظ همین وضع موجود مصرف میکنند !

خوب حالا اقای عباسی و مولوی صاحب خطاب چی میخواهد بکند، از کجا شروع میکند که از این مارک ها بری باشد اعتماد مردم را حاصل و حد اقل آنها احساس کند که این حرکت این خصوصیت را دارد، که دجان ما نمیزند، و ثابت میکنند به یکی از رده های بالا تعلق ندارند؟
بااحترام


اسم: دکتور ناصر شفیعی   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 04.10.2009

دانشمند محترم آقای عباسی سلام،
امروز کشور ما در سراشیبی فساد و بیچارگی افناده و مردم ما انتظار مردان بزرگ و صادق را میکشند تا دامن همت به کمر بسته و مملکت را نجات بخشند. وقت آن رسیده که مربیان اصیل،استادان، روشنفکران راستین و مسؤلان آگاه و صمیمی، مردم مظلوم مارا دراین شرایط زندگی دشوار شان تنها نگذارند و با دلسوزی و از خودگذری با مردم خود ، در هرجا که هستند ، صمیمانه کمک و خدمت نموده و بدادشان برسند. به نظر من ، برای نیل به این هدف باید افغانهای با احساس در خارج یک طرح مشخص را پیش کنند و به توافق برسند. شما آقای عباسی که شخص بااحساس ، دانشمند و وطن دوست هستید ، با جناب آقای مسکینیار که ایشان هم شخص وطن پرست بوده و همبشه در جستجوی راه های از معضله افغانستان تلاش میکنند ، بکجا و متفقا" بایک تعداد دانشمندان دیگر ، راه بحران کنونی را جستجو کنید. یقین داشته باشید که افغانهای با درد و وطن دوست ، همه با شما یکجا در این راستا خواهند پیوست.

در هفته گذشته جناب مسکینیار لست یک تعداد از منورین افغانی مقیم خارج را ترتیب دادند تا بنام قافله صلح ، جلساتی در خارج و بعدا" در داخل افغانستان تر تیب دهند . یقینا" افغانها و مخصوصا" جوانان کشور ، در داخل و خارج از استقبال خواهند کرد تا اگر خدا بخواهد قدم اول در راه نجات وطن ما برداشته شده و مردم مظلوم ما امید وار شوند که تنها نیستند و همه افغانهای مقیم خارج همیشه با ایشان بوده و به حال و احوال مملکت شان فکر نموده و از شرایط کنونی وطن رنج میبرند. امیدوار هستم که شما با آقای مسکینیار ، یک جا در این راستا قدم بگذارید و یقین داشته باشبد که همه افغانهای با احساس با شما خواهند پیوست. با احترام


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 02.10.2009

Unfortunately confronted the nation of Afghanistan with many type of political groups, this why I am not calling political parties but as " political groups" because those groups was and is the reason that Afghanistan is burning and Afghanistan is scence of war since 31 years, killing, torturing, plundering are the result of them and those groups presented themselves in behave of nation as political parties but in fact they saw themselves at the same time as nation, it means , they forgot nation fully, they served for themselves with support of foreigners and they started with elimination of innocent people, robbing and destroying the country, so, the idea is good to create an additional political group with the slogan " Afghan National party" to participate the next election. I am afraid that the next election will needs even more huge money to realize the cheating mechanism of getting votes.

After so many bitter experiences did we asked or did we collect and evaluate the opinion of nation to understand if the nation is willing to welcome, accept and to have trust to an additional such political party? We had and we created always over the heads of inhabitants of our country, the result is that they hate such groups now, they do not trust to any one, they see all such groups as supported from outside in fact as sold groups.

Our nation is fed up and it is saying those groups was and is the reason for creation of such horrible situation in country.

Yes, democracy without political parties is impossible to establish it but is it really right time now to bring out the nation with help of an additional new political group with the slogan " Afghan nation party"?

So far I remember it, it exist already such similiar group under slogan " Afghan Mellat party" and many people are calling the member of this group" Milligarian", this group reflected its self as robber, cheater during the eight years.

Patriot movement in honest way is the only way to bring out the nation from the existed disaster and to be with nation and to serve the nation, when the nation become calm and getting trust to the so called educated people like such patriot Mr. Dr. Bashar Dost, then it will be possible to announce such political parties in cooperation with nation.

Mr. Abasi intention is excellent but the nation will not support such new initiative, sorry, it is the fact!


اسم: Solaiman   محل سکونت: Swiss    تاریخ: 02.10.2009

عبدالولى ذكى صاحب !

شما خوب مهربانی میکنید و لی فراموش میکنید که به اصطلاح شما «سنګ اندازی در مسیر يک جنبش ملی و یا عدم تشریک مساعی در یک حرکت ملی مظهر تخریب وحدت ملی کشور به حساب میرود » این فرموده شما چه معنی دارد؟!!

دوم اینکه نخست شوروی توسط مزدوران جهادی و پرچمي خود در وجود کارمال، دوستم و مسعود وحدت ملی کشور مارا ببازی ګرفت و دفعه دوم همی باداران کرزی ها و عبداله عبدال لا ها و مارشالهای دزد! مزدوران انګلیس و امریکا، مردم وطن ما آنرا الګائېده ګفته توسط شورای نظار پنجشیری و جنبش ازبک های دوستمي د دم توپ بسته و لشکر بزرګ پشتون ها را بنام طالب و الګائيده در زیر بمباردمان بی ۵۲ قرار دادند قتل عام کردند، حال شما از واشنګتن و یا نیویارک امریکا توسط اجنت سی آی ای عباسی و مولوی خطاب بی اداب برای ما سرنی از جنبش ملی را سر داده اید . عجب آدم ساده ای استی، کدام جنبش مولی ؟ .

مردم دربدر و خاک برسر وطن ما چی میګن؟

آنها میګن ما زدیم در او جنبش ملی تان که سر و کله اش از واشنګتن و يا تبعه امریکایی می برآید .
امریکا در تول این هشت سال چه کد که حالا برای ما توسط عباسی جون بش ملی میسازد !
این واقعاً مسخره ګی است سر مردم عذابدیده ما یکبار دګر کلاه ګذاشتن است، این بی وجدانی و تجارت بر سرنوشت مردم است ! با حترام


اسم: محمد افضل کندهاری   محل سکونت: ویر جینیا- امریکا    تاریخ: 02.10.2009

کثرت مطالب تکراری افکار جامعه را مشوش و مخدوش نموده است.

بگمان بنده همه خوب میدانیم چاه چه است و راه کدامست؛ بنا بر عللی, بگفته عوام(خود را بکوچه حسن چپ میزنیم).
بنظر بنده تنها از خلال نوشتار آقای روستار ترکی موفعیت کشور, قوا ی مهاجم وچهره حکومت غیر قانونی و دست نشانده فاسد و بی کفایت را وموقعیت جنگ جویان مخالف راکه باغی هستند یا گروپ مقاومت بواقعیت میتوان درک کرد.
قبل ازینکه نا گفته را فراموش کرده باشم, براستی واز صمیم قلب ,اظهار باید کرد گه روستار ترکی بر استی فرزد برومندافغانست وسخنش مانند کوه استوارو از راهیکه استدلال میکند کفتارش پوست کنده و خالی از ایهام و ابهامست خدا کند که منجم های سیاسی افغانستان از پندار های باطل فال بینی در مورد آینده بیرون برآیندوپیرامون گفتار افراد صادق کشور جمع شوندبراه حل نزدیک تر خواهند شدورنه
{ترسم نرسی بکعبه ای
اعرابی این ره که تو میروی بترکستانست)


اسم: عبدالولى ذكى   محل سکونت: لوزان – سويس    تاریخ: 02.10.2009

سلام بر مردم افغان!

ايكاش صدا و نوايم بگوش هموطنان زجر ديده و ستم كشيدۂ اين سه دهه اخير ميرسيد و به ايشان ندا ميكردم كه :
اي مردم پا برهنه! سر گشته و آسيب ديده!، تا كي در انتظار، نگران و شاهد كارنامه هاي غداران، دزدان، جنگ سالاران، بي كفايتان و ملاهان بي سواد باقي مي مانيد؟
هموطنان عزيز و گرامي!
نمي دانم شما چرا فكر مي كنيد و ميگوييد كه به جز از كرزي و عبدالله عبدالله و دو و يا سه كانديد ديگر كه در انتخابات رياست جمهوري سهم گرفته اند، شخص ديگري كه لياقت اين مقام را داشته باشد، نداريم؟ اين نظر سهو است. ما بسا افغاناني داريم كه بمراتب شايسته تر و بالاتر از توقعات شما هستند.
متأسفانه از آنجائيكه زيربنا و ساختمان دولت كه در نتيجۂ كنفرانس "بن" بميان آمده است، طوري ترتيب يافته، تا قدرت هاي خارجي و داخلي نخواهند و موافق نباشد، مظفريت براي رسيدن هر افغان شايستۂ اين مقام ناممكن خواهد بود.
خواهران و برادران!
بياييد دست بهم دهيم، وحدت ملي را تحكيم نماييم و طرح "حركت ملي" را كه از طرف جناب "عارف عباسي" پيشنهاد گرديده، با تفاهم و هم فكري و هم بستگي به تحقق برسانيم. البته اين اقدام كار ساده و آسان نيست و هر اقدامي ديگري كه باشد، ساده نخواهد بود.
سفسطه گوئي، سنگ اندازي در مسير يك جنبش ملي و يا عدم تشريك مساعي در يك حركت ملي، مظهر تخريب وحدت ملي كشور به حساب مي رود.
توقع ميرود اگر بيك طرح موافق نباشيم، نبايد حالت خاموش، ركود و بي علاقگي را اختيار نماييم. بلكه بهتر آن خواهد بود تا در طرح مذكور سوالها و ابراز نظر نماييم و آنرا مورد بحث قرار دهيم.
بعضي منتقدين در سايت "افغان جرمن آنلاين" در بحث تبصره ها نظر خويش را ابراز نموده اند، كه بعضاً به خشونت ها و عدم توافق برخورد نموده اند. فكر ميكنم كه اين حالت ناشي از دو عمل ميباشد: يكي اينكه از اهداف و طرز العمل و ساير خصوصيات طرح مذكور به اندازۂ كافي تشريح بعمل نيامده و در اثر آن سوالات و مفكوره هاي نزد بعضي ها خلق شده كه شايد منظور از تشكل يك حزب و يا روي كار آوردن يك شخص به حيث زعيم باشد. اين نوع تصورات عاري از حقيقت است.
دوم اينكه با تجربه اي كه از پروسيجر كنفرانس بن افغانها آموخته اند، پياده نمودن نظام دولتي از خارج و يا قبولاندن جبرى به موفقيت نمي رسد. بناً در طرح جناب عباسي در مرحله اول گردهم آئي حلقه هاي كوچك از افغانها چه در خارج و چه در داخل كشور صورت گيرد و در نهايت در داخل افغانستان به تجمع وسيع منتج گردد كه مرجع صاحب صلاحيت در جمع آورى پشنهادات و نظريات و تنظيم نظام آيندۂ افغانستان خواهد بود.
در اخير از همه دانشمندان و روشنفكران گرچه به درجات بلند دكتورا و ماستري و پروفيسوري رسيده باشند، تمنا دارم از شكسته نفسي كار گرفته و به زخم هاي مردم افغانستان مرهم بگذارند.
حضرت بيدل گويد:

علاج زخم دل از گريه كي ممكن بود بيدل
به شبنم بخيه نتوان كرد چاك دامن گل را


اسم: شاه محمود مستمند   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 02.10.2009

غرض نجات کشور به یک حزب ملی افغانهای وطندوست ضرورت است که اعضای آن جان خود را فدای مادر وطن بسازند، غرض این ارمان بزرگ ابتداًبه یک رهبر معجزه اساً ضرورت است که کمر همت بسته کند و غرض نجات مادر وطن شعار دفاع مستقلانه باایجاد اردوی دشمن شکن از وطن پرستان جانباز اقدام بکند تا جای اردوی فعلی اجیر که فرار را بر قرار ترجیح مید هد را بگیردو پلان خروج سربازان اجنبی(اشغالگران یا نجاتگران) را یکجا با پلان انسانی آشتی ملی اعلام نماید، تا با خروج انان راه اسلامی و عملی جهاد گرفته شود.
غرض تشکیل این این نیروی جانباز و سرسپرده به عمل ضرورت است نه به افتخارات دیروز و امروز و معیار باید عمل باشد نه حرف.
غرض ایجاد این تشکل فدایان ملی و وطن پرست به کار و فعالیت همه جانبه ضرورت است تا در تماسها با هم بتوانیم که یکدیگر را درک و تشخیص نمایم و بالاخره این نیروی نجاتبخش کشور را در سراسر جهان با ایجاد هسته های تشکیلاتی گسترش دهیم و تا رسیدن به نجات کشور از هیچ نوع تلاش دریغ نورزیم.
بدون یک سازمان منظم وطن پرست نجات کشور خواب است وخیال و...
مردم ما عملاً در جهاد مقدس علیه اشغالگران مصروف نبرد هستندو غرض رفع جهاد به خروج قوای اجنبی ضرورت است و خروج قوای اجنبی به اردوی دشمن شکن ووطن پرست ضرورت دارد نه به اردوی اجیر امروز.
تنظیم همه این امور به رهبر ملی وطن دوست و فداکار ضرورت دارد تا جان خود را در راه نجات مردم صدقه بکند نه تاجران سرخ وسیاه که کشور و مردم را غرض رسیدن به ارمانهای ازمندانه شان طعمه حریق کردند.
این است حکم شرایط عینی امروز تا با یک دست از مادروطن با قاطعیت کامل دفاع نمایم و با هردو دست ، قلب پاک و ایمان راسخ با برادران خود که هنوز هم در جهاد علیه حاکمیت فعلی مصروف مقابله هستند صادقانه و مردانه آشتی نمایم.
با حرمت


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 30.09.2009

سلام
قابل توجه دست اندکاران محترم افغان جرمن انلاین.
امید وارم که این صفحه را بگذارید تا آنعده از افغانهای ما که در خواب استند بیدار شوند و در مورد نظریات خویش را بنویسند .وهم چنین آنعده از هموطنان ایکه مصروفیت کاری دارند شاید کمی وقت داده شود تا نظریات خویش را بنویسند .زیرا مطلب نهایت جالب و حیاتی در رابطه بآینده وطن عزیز ما افغانستان است .اگر یک خواهش دیگر نمایم که بیجا قلمداد نشود .میخواهم که نظریات مخالفین این طرح را هم منتشر کنید جالب خواهد بود زیرا نظرات مخالف همیشه این طرح را تقویت خواهد کرد
امید وارم که ما افغانها برای درد درمان ملت یکجا شده و بنبست جاری را که وطن مارا در تار عنکبوتی خود محاصره کرده راه برونرفت آنرا علمی و عاقلانه جستجو کنیم
بامید یک افغانستان مدرن و آزاد وسربلند


اسم: غوث جانباز    محل سکونت: مسکو,فدراسیون روسیه    تاریخ: 29.09.2009

دانشمند گرانمایه عباسی صاحب سلامهای مرا بپزیرید!

قبل از همه میخواهم بگویم که با سخنان و فراخوانیها شما بدون هر گونه قید و شرط موافقم!
مشکل است نظریات پاک, وطن دوستانه و بی آلایشانۀ شما را مورد شک و تردید قرار داد.
خواستم ابراز نظر خویش را با نقل قول از یادداشت وطندار نازنیم ایمل خان فیضی ادامه بدهیم. او در آغاز مبحث نوشت: "قسمی که دیده شد طی سالهای اخیر حلقات سیاسی با نام های مختلف در اروپا و امریکا توسط افغانهای مهاجر بوجود آمد, اما به دلیل نداشتن لیدرهای شناخته شده و مورد قبول باشند و همچنان بدلیل عدم حمایت از آنها در داخل کشور, به کدام نتیجۀ تا به حال نرسیده اند..."
با در نظر داشت ملاحظات نهایت مهم فوق, شایان دقت جدی است تا فهمیده شود که ماو شما روشنفکران پر از درد و آرمان چگونه خواهیم توانست مسائلی که ذیلا به آنها اشاره میشود حل و فصل گردند:
- از کدام در و دریچه باید با طالبها پیش آمد؟ آیا میشود فاکتور طالبها را نادیده گرفت؟ به آنها چه خطاب شود؟ وضعیت حقوقی این گروه پر کمیت را در چارچوب صحنۀ سیاسی-اجتماعی افغانستان چگونه باید تعیین و تثبیت کرد؟
- آیا میشود از یک واقعیت نهایت مهم چشم پوشی کرد: هدف, حضور یک کتلۀ قابل ملاحظۀ جنایتکاران جنگی در جامعۀ افغانستان منجمله در سطوح مختلف حاکمیت کنونی است. برخورد با این افراد باید چگونه باشد؟ آیا جامعۀ ما ضرورت به یک پاک سازی از جنایات و جنایتکاران ندارد؟ چگونه میشود قضای عینی, قوی, صریح, عادل و ملی را در سطح همۀ کشور به میان آورد؟
- مسلۀ آخری که لازم است به آن ا شرح شود, مسلۀ انتخاب یک محوری(IDEA) است که افغانها بخواهند به دور آن جمع شوند. موضوع مذکور در شرایطی که جامعۀ افغانستان عملا هر گونه ارزش هارا از دست داده و به هیچ اصول و پیمانی مدنی-اجتمای وقعی نمیگزارد نهایت مهم به نظر میرسد. محور(IDEA) مذکور باید نهایت برازنده, مردمی, محبوب, مختصر و مانوس برای اکثریت افغانها باشد.
البته مسائل قابل ذکر و تامل زیاد اند.
فعلاَ، با آنجه ذکر شد اکتفا میکنم.
ارادتمند شما،غوث جانباز"


اسم: تفسیر خان    محل سکونت: شمالی امریکا    تاریخ: 29.09.2009

ښاغلی عارف عباسی ښې چارې!
پرته لهیوه ملی افغانی ګوند څخه دافغانستان ستونځه په بنسټيزه ټوګه نه شي اوا رېدلی.او داچې تاسې په دې اړه دافغان جرمن ویاړلی خپبرونې په مرسته دغه فکر ډګرته را وایست دخوشالۍ خبره ده.
په دې اړه غواړم د نړی دستر عالم ګالیله خبره رایاده کړم چې به یې ویلې دتکیې یو ټکی راکړﺉ زه ځمکه پربل مخ اړوم . وروسته لینن دغه فورمول په سیاسې شعار بدل کړ اوویل به یې چې یو انقلابي سازمان راکړﺉ زه روسیه پر بل مخ اړوم.
هو مونږد انقلا بي سازمان نه بلکې دیوه ملی سازمان په را منځ ته کولو سره کولای شو افغانستان دبل مخ اړولو پرځای وژغورو. زه تفسیر خان له همدغه شیبې چې دغه څو ټکو دپهلیکلو بوخت یم له تاسو اوستاسو د عالمانه نظر ملاتړکوم او دیوه دغسې ګوند په جوړولو کې له تاسو سره هرې مرستې ته تیاریم.
اوهغوی ته چې وایې ګوند پروګرام ته اړتیا لري غواړم دومره ووایم چې پروګرام باید په کډه جوړشي؛ هیڅوک دچا په جوړشوي پًروګرام نه راټولېږي، او هېڅوک له هغو سره نه یو ځای کېږي چې ښه شعارونه یې ورکړي او بد کارونه یې کړي. که نه دملی ګوندونو تر نوم لاندې ډېر خاینان همدا اوس سر ه راټول دي خو له کلونو وروسته یې لا دکار پته نه لګېږي.
د یو ملی افغاني ګوند دجوړېدو په هیله


اسم: س . هومان   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 29.09.2009

با عرض سلام خدمت دست اندر کاران پورتال افغان جرمن آنلاین و هموطنان :
با شنیدن طرح پیشنهادی محترم عباسی قسمی که جنابشان فرموده اند روشنی آنطرف دالانچه ولو ضعیف است اما جرقۀ امیدی را در دل هر وطندار با درد تولید میکند.ولی متاًسفانه هموطنانی میخواهند آنراآګاهانه ، قصداَ و مذبوحانه به خاکستر تبدیل نمایند.
در پی آن بودم تامکثی بر پیشنهاد جناب عباسی و تبصرۀ آغای سعیدی نمایم که هموطن دیگری با گرد و خاکِ شک و بد بینی از راه رسید.

شاغلی منور شما ایکاش به دو پراگراف اولتان که واقعاً حقایق را خوب بیان نموده اید قناعت میکردید.ولی در پراگراف بعدی میگوئید« سعی نکنید که اداره جدید امریکا بخواهد بنام « تغییر» اکنون شما را فعال سازد . مردم ما بسختی بی اعتماد شده شاید نیت شما پاک باشد ولی فضای حاکم بر افغانستان منعکس کننده چنین یک بحران و حساسیت های است .این حساسیت ها و بی اعتمادی ها را هم موجودیت قوای اشغالگر و مزدوران داخلی کشور دومی شما یعنی امریکا بر ما آورده اند، و تا زمانیکه در جهت تغیر چنین فضای اقدام عملی صورت نگیرد، هر حرکت ولو سالم و خیر اندیشانه هم باشد به نتیجه نمی رسد .»
شکی نیست که این نوع قضاوت و بدبینی و شک و تردید از تجارب تلخ ما وشما سرچشمه میگیرد ولی آیا اسکان اجباری کسی مؤید وابستگی اش به نظام حاکم آن دیار شده میتواند؟ آیا شما عباسی را آنقدر خوب و از نزدیک میشناسید که موقف ملیگرایانه اش رااین چنین زیر سوال قرار میدهید؟ مگر شما التجای عباسی را در مورد اینکه مدعی هیچ مقام و چوکی نیست نشنیده اید؟ اگر چنین است پس جناب خود شما که ساکن کانادا هستید چطور به خود این حق را میدهید تا درین مورد حتی ابراز نظر کنید؟ گر اینطور است پس لطف نموده برای من هم اجازه بدهید تا در مورد اظهار نظری داشته باشم و آن اینکه، این نوع شک و تردید و یا عکس العمل چیزی جز وابستگی به منابعی که منافع خود رادر بوجود آمدن چنین جنبش های ملی در خطر می بینند، بوده نمیتواند.یک هموطن آگاه و اندیشمند تفیک بین خوب و بد،ظالم ومظلوم، وطنپرست و یا وطفنروش و بالاخره صادق و دو رو را به اسانی کرده میتوانند پس جا دارد که در استحاله از لجام گسیختگی وفساد، شر و ریا وتذویر و خیانت ...وغیره به صوب اصول ، پاکی، خدمت، صداقت، حب وطن و اعتقاد راسخ به وحدت ملی سهم بارزی داشته باشیم. منور صاحب درینجا بحث در مورد یک طرح ملی افغان شمول است ، باید منصفانه اندیشید و عادلانه سهم گرفت.
همچنان
داکتر صاحب سعیدی که واضحاً اختلاف نظر وسلیقۀ شان با محترم عباسی از قبل مبرهن است عوض ابراز نظر، شروع کلام را با حکایت بی مورد بی جا وتوهین آمیز خود مزین ساخته و گویا خودرا آن شاگرد دانا و عباسی را معلم نادان مکتب ابتدائیه معرفی میکند. سعیدی صاحب شمای که مفتخر به درجۀ دکترا استید، باید از آنچه اندوخته اید نه تنها ازان در تسکین درد های بیشمار هموطنان استفاده کنید بلکه به آنعده از وطندارانی که قدم های نخست را در راه ایجاد یک طرح ملی میگذارند ممد واقع شوید. من نمیدانم که در گفتار جناب عباسی چی عیبی وجود دارد که شما را وادار به نوشتن اینچنین عکس العملی نموده است.بغض و کینۀ شخصی به هر دلیلی که باشد . برای من و امثال من وباقی هموطنان رنجدیده و زجر کشیده پشیزی ارزش ندارد و خواندن آن جز ضیاع وقت چیز دگری بوده نمیتواند.
این پیشنهادعباسی قدمیست لرزان وابتدایًی ولی ابتکاری... در راه ایجاد یک وابستگی ملی گرایانه واتحاد ملی و بنیانگذاری یک اپوزسیون الترناتیف و سازنده...وباید برایش تبریک گفت وعالمانه و خالصانه وملیگرایا نه در پهلویش ایستاد.زیرا برای ما افغان ها سخت حایًز اهمیت بوده و نور کوچکیست که در انسوی دالانچه نمایان شده ،نباید آنرا نادیده گرفت و یا موهوم پنداشت. پس بیایًید از سر لطف ،به لحاظ همان خدایًی که میپرستید و به به وجدان پاکی که ادعای آنرا دارید از گپ های بی سُرو سَر و انجام بګزرید و برای التیام زخم های مادر وطن و زدودن درد و آلام اولاد وطن در پهلوی عباسی ها بایستید ،آنها را رهنمون شوید ،برای تکامل این اندیشه ممد قرار گیرید و یک حرکت مردمی را با یک بینش ژرف و کلتور کاملاً جدید افغانی بنیاد نهید.نه اینکه همان ببولال قدیم را سر دهیم که ما را به این ورطه کشانده و سد راه افکار نو و پیشنهادات نغض شویم.
درست است که محترم عباسی صاحب برنامه کاری مشخص ندارند...درست است که جیبش پر از دالر نیست مگر آیا این مشخصات کسی را از اظهار نظر و پیشنهادمنطقی بمنظور برونرفت از منجلاب کنونی که گریبانگیر ماست مانع شده میتواند؟
میگوئید... «برای تحقق برنامه و راه حل مورد نظر به کسب قدرت سیاسی باید رفت. پرداخته میشود(؟؟؟). اګر رفتن و تلاش بخاطر ګرفتن قدرت سیاسی ...» و یا اینکه«... عده چنین تصور دارند که منم و کسی حق ندارد بګوید خط بر آبرو داری و ... اولا باید از خود آغاز کرد و بر خود تجدید نظر را آغاز نمود. اګر قرار باشد حرکات و سازمانهای سیاسی را به اساس روابط شخص و فامیلی ایجاد کرد میتوان ګفت که حزب و سازمان بزرګ سیاسی با داشتن متخصصین در و تحصیل کرده ها در فنون مختلف دارم. اما حرکت و سازمان سیاسی...»
ډیر محترم ډاکټر صاحب،ښاغلی عباسی هیڅکله هم ددی ادعا نه ده کړی چی سیلسی ځواک دی تر لاسه کړی هغه چیری ویلی دی چی د خپلو اهدافو د لاس ته راوړو دپاره دی له کورنیو اړیکو کار واخستل شی. د هغه اهداف سوچ افغانی دی ا و دافغان د درد ملحم ....
ستاسو نظر می د غوث زلمی په اړه چی دلته هم صدق کوی ولوست او حیران شوم چی« ده در کجا و درختها در کجا ....»او تاسی ولی د خپلو هیوادوالو وخت داسی ډیران ته اچوی...مګر تاسو نه هیله من یم چه دموږ غږ واوری...دموږغږ د کوڼدی غږ دی..د یتیم غږ دی ....د بی وزلی او مسکین غږ دی. دا غږ که له هر ځایه راپورته کیږی زما او ستا غږ دی راځۍ چی سره یو شو او په یوه مټ د افغانستان دښمنانو ته داسی سوک ورګذار کړو چی د ادی په خوب کی یًی هم نه وی لیدلی. عباسی صاحب هم همدا وایًی او بله هیڅ کومه ادعا نلری...خلاصه تاسو درنو هیوادوالو ته دا څرګڼدووم چی حب وطن او دملی یووالی ټینګښت باید ... او هرو مرو دموږ څرګند هدف وی...
پریدی چه خلک په خپله خپل سر نوښت وټاکی...
... پریدی چه خلک خپله لاره پیدا کړی...
پریدی چه خلک پرته له مارکسیستی ، لینینستی،ماؤیستی قطبی یا بنائی وارداتی دوکتورینونو خپل ټاټوبی په خپلو ارزښتونو سمبال کړی...
... او صرف د خپلو انسانی او افغانی ارزشتونو او حقوقو په درشل کی خپله لاره ومومی
انسان مأبانه بیاندیشند و سرنوشت خود را خود ګزینند ...
تا باشد که آبروی از دست رفته را باز یابند
ما مردم از دکانداران کوچۀ راست ویا کوچۀ چپ و ازد ین فروشان سبز و یا از جادو ګران سرخ دګر خسته شده ایم بګذارید ملت افغان، خودش از خود هویت داشته باشد و هر تاجر بچهً سیاسی و یا مذهبی متاع خود را به قیمت بینهایت ګزاف به ما نفروشد. اګرشاغلی عباسی امکانات ابتدایًی و مادی این کار را ندارد عییبی دران دیده نمیشود.
بالاخره ای هموطن... اګر ملیګراایانه و افغانی و انصافی فکر کنی خواهی دانست که این پیشنهاد ثقل داردو مرکز این ثقل چیزی جز تراکم افکار خیر خواهانه ووطن پرستانۀ من و تو و او بوده نمیتواند و نقطهً عطف از مسیر قهقرائی کنونی هم تراکم همین افکار است و بس.
په درناوی


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: USA    تاریخ: 28.09.2009

خواهر محترمه نفیسه رشید !

از نظریات وطندوستانه و مملو از لطف شما یک دنیا ممنون. وهکذا از تمام همکاران پورتال معزز و ملی افغان حرمن آنلاین که درین بحث حصه گرفته اند کمال سپاس. امیدوارم ازین تبادل افکار به نتیجهء دلخواه برسیم وبکمک خداوند (ج ) آغاز این جنبش خود جوش وملیگرایانه از همین صفحهء تاریخ ساز باشد .

برادر نهایت محترم آ قای منور !
از نظر شما تشکر. باید بعرض شما برسانم که من با شما کاملا" موافق هستم بیقین مطلق که در حق مردم افغانستان جنایات بس گستردء در طول سه دهه گذشته صورت گرفته وشما عوامل داخلی و خارجی آنرا خوب تشریح فرموده اید. بلی باز هم شما صائب میفرمائید که زیر نام خدمت بمردم و یافتن راه اعلاج بهزاران حیله ودسیسه , مکر وتزویر وفریب و سوء استفاده بطور علنی صورت گرفته است. روی همین دلایل من عاجزانه صدا برآوردم که خواهر و برادر بیائید که بحکم ایمان, وجدان ودرک مسئولیت های ملی درقبال همه درد های بیکران افغانستان با استفاده از تجارب تلخ و شیرین گذشته در جستجوی راه حل معضلات عدیده کشور از راه تفاهم و تعاطی نظر بین دانشمندان , صاحب نظران , اهل خبره وغمخوار امکانات ایجاد یک حرکت ملی بحیث یک قشر فشار غرض رهایی واقعی کشور ازین منجلاب مطالعه گردد.

من بشما اطمینان میدهم که مرانه آرزوی رهبری است ونه سودای جاه طلبی. آرزوی صادقانه من که بشرافت بعرض شما میرسانم که این حرکت از مردم بر خیزد و اندیشه سالم ومنزه افغان شریف ,نجیب , با مسئولیت و خدا شناس خلاق این حرکت باشد.
فکر میکنم که شما در مقایسه من با خلیلزاد صاحب کمی از واقعیت عدول فرموده اید تعجب کردم که شما موقف یک دیپلومات کهنه کار شناخته شده امریکایی را بمن لطف فرموده اید. من بهمین موقف فعلی ام در تلویزیون پیام افغان قانع وراضی بوده و آرزوی ادامه خدمت را از همین طریق دارم درینجا لطفا" بالای نقش من تشویش نفرموده بالای اصل پیشنهاد نطر بدهید.
تلویزیون پیام افغان از اعانه هموطنان وعواید پخش اعلانات محدود تجارتی تشبثات افغانی تمویل میگردد ومقایسه آن با تلویزیون های پر درآمد داخلی یک اشتباه است.


اسم: نفیسه رشیید   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 28.09.2009

محترم آقای عباسی سلام
ای کاش مانند شماعقل به سر همۀ ما افغانها بیاید. و برای نجات وطن مشترکأ به پا خیزیم، ای کاش بشر دوست که افغان پاک ، با اراده وطن دوست و تحصل یافته است بااشرف غنی که عین صفات را داراست دست اتحاد دهد. اگر آنها چراغی به دست گیرند تا این راه نا پیدا و تاریک را روشنائي بخشند شاید در برابر اراده ملت عذاب کشیده فداکار و از خود گذر ما که دیریست تشنه آرامش است راه نجاتی پیدا شود من به ساختار سازمان با اعتماد شما لبیک می گویم « تاریشه در آب است. امید ثمری هست »


اسم: Monawar   محل سکونت: CANADA    تاریخ: 28.09.2009

آقای محمد عارف عباسی سلام!
امید که جناب شما یک چیز را متوجه شده باشید که در این وطن از سی سال به این طرف، بنام مردم و بنام خدمت به مردم و رنج های بیکران آن آنقدر جفا ها صورت گرفته و آنقدر ظلم صورت گرفته که چنگیز و هتلر هم نکرده اند. هر زمانیکه مردم ما نام خود و نام خدمت به مردم را از زبان کسی میشنود، فکر میکنند باز کدام تله ای در کار است که برای آنها دور تازه از مصیبت را ببار می آورند.

شما باید روان حاکم بر جامعه و جریانات که در جریان است مد نظر داشته باشید . چنان ذهنيت را بین مردم نیندازید که جناب شما را هم الترناتیف بعدی امریکا عوض زلمی خلیل زاد تصور کند! . شما در امریکا نشسته و گردانندگی تلویزونی را مینمائید که بیشترین روشنفکران افغان مقیم امریکا و اروبا آنرا مثل تلویزونهای طلوع و آریانا به بول خارجی ها میچلد و در راستای منافع و خدمت آنها فعالیت میکند . شما باید این تصور را یک لحظه از ذهن خود دور نسازید که مردم کشور ما از چب وراست گرفته تا اخوانی و طالب، امريکا را اشغالگر تازه دم کشور ما ، فتنه گر و مسبب تمام شر اندازی های ملی چار دهه اخیر میدانند . البته جنایات شوروی ها در جای خودش نفرت انگیز و فراموش نشدنی است .

از طرفی دیگر خیانتی را که خليل زاد بنام خدمت به مردم کشور ما افغانستان کرد ، تاریخ فراموش نخواهد کر، سعی نکنید که اداره جدید امریکا بخواهد بنام « تغییر» اکنون شما را فعال سازد . مردم ما بسختی بی اعتماد شده شاید نیت شما پاک باشد ولی فضای حاکم بر افغانستان منعکس کننده چنین یک بحران و حساسیت های است .این حساسیت ها و بی اعتمادی ها را هم موجودیت قوای اشغالگر و مزدوران داخلی کشور دومی شما یعنی امریکا بر ما آورده اند، و تا زمانیکه در جهت تغیر چنین فضای اقدام عملی صورت نگیرد، هر حرکت ولو سالم و خیر اندیشانه هم باشد به نتیجه نمی رسد .
بااحترام


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: USA    تاریخ: 27.09.2009

وطنداران بینهایت محترم و مهربان !
آرزو منحصرا" سراغ راه ها وامکانات ایجاد هسته یک اتحاد سرتاسری ملی برای رهایی میهن عزیز از موقف رقتبار و ننگین کنونی است. وقت آن فرا رسیده که اراده راستین مردم توسط یک جنبش صدا آفرین بیصدا ها تمثیل گردیده و اکثریت مردم در تعین سرنوشت سیاسی میهن شان نقش سازنده داشته باشند.

تاریخ گواه است که دیگران دوره های بمراتب دشوارتر از ما را پشت سر گذشتانده اندولی حلقات پیشتاز ,مسئول, و با احساس جامعه بعزم رهایی کشور شتافته اند وبا ساختار سازمان های معتبر اعتماد همیهنان خود را حاصل وبرنامه های کاری خویش را در عمل پیاده کرده اند.
درین مرحله پیشنهاد ما صرفا" تشویق هموطنان اندیشمند, صاحب نظر, خبیر وبصیر ما در سهمگیری درین بحث با ارائه پیشنهادات موجز وعملی است تا این حرکت را تحقق بخشند. تا باشد بعد از گذشت سالها وکسب تجارب مایوس کننده ولی آموزنده فقط وفقط بخاطر خدا و بخاطر مردم افغانستان ودرد های بیکران شان, بیچارگیهای بیحد حصر شان و بخاطر ناله بینوایان وآه بیوزنان و اشک یتیمان و ملیونها غم نا گفته شان متحد شوید و راه نجات وطن بخاک وخون نشسته تانرا جستجو کنید.

درین پیشنهاد هیچنوع خود خواهی جاه طلبی وامتیاز خواهی گنجایش نداشته شمول درین قافله ایجاب ایثار بیسابقه را نموده یقینا راه دشوار و صعب العبوری در پیش است.
از هموطنان مهربانی که درین بحث سهم گرفته اند کمال امتنان.
لطفا اینبحث رابازیچه عقده کشائی شخصی نسازید.اگر رهنما نمیشوید تخریب نکرده خموشی پرده پوش نارسائی های همه جانبه شما خواهد بود.
با عرض حرمت خدمتگار شما محمد عارف عباسی


اسم: مسعود فارانی    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.09.2009

با عرض سلامها، قلم و زبان وطندوستان توانا و بران باد !
صحبت شرین که از چشمۀ زلال ، پاک ، بی ریا و بی غش گویندۀ آن یعنی محترم عارف عباسی تراوش میکرد ، نیت انسانی ، وطندوستی و ملت پرستی ایشان را در راه خیر و صلاح و فلاح وطن بیانگر بود.
پیشنهاد ایشان چون اذانی بود برای بیداری کسانیکه هنوز در خوابند. نه کسانیکه خود را بخواب زده اند. پیشنهاد خود را آقای عارف عباسی چنان صمیمانه بدون ادعا، کلی طرح می نمایند که آگاهانه زمینه را به کار شناسان واگذار می کند.
بحران فعلی افغانستان از حالت سادگی (بعد از سقوط طالبان ) به بغرنجی و بنبستی کشانیده شد که سر منشای این بنبست کنفرانس بُن بود و است. در کنفرانس بُن کشور افغانستان چون میراث، بین کسانی تقسیم شد که مانند برادران دیگر شان عامل تمام بدبختی های کشور بودند و هستند. وارثین اصلی (ملت متضررشدۀ افغان) عمدا ً بوسیلۀ همین کانفرانس بنبست ساز بُن، از نظرها افتاد. این بی تفاوتی در مقابل وارثین اصلی، زمینه را تا جای فراهم کرد که برادران دیگر عاملین ویرانی کشور بنا به مساعد بودن اوضاع جرئت کنند بجای جوابگویی از جنایات شان، برعکس طالب خلعت نیز شدند و امروز در سهم گیری برای غصب میراث! در صف قرار دارند.
ازینرو باید این بحران را از ریشه شناخت و به بررسی گرفت. زیرا با ندانستن مرض ، اصدار هر نسخۀ،امکان دارد عوارض جانبی و وخیمی را سبب شود. بدبختانه بیشترین آگاهان جامعه ما به شاخ و برگ آن توجه دارند نه به عمق قضایا. متاسفانه نگارنده درین درنگ کوتاه نمی تواند آن معضل را بررسی نمایید. آنچه در زمینه میتوان گفت اینست که:
جامعۀ جهانی در رأس امریکا از مدت سه دهه باینطرف با نیرنگهای رنگارنگ همه را ببازی گرفته است بخصوص ملت بخون غرق شدۀ ما را .
جامعه جهانی در رأس امریکا با وعده های امروز و صبا حی خود برای تخدیرملت افغان در آرزوی دمیدن یک صبح صادق ، ملت مارا در انتظار نشانده است پس دمیدن آن صبح ، معضل اصلی ما است وبس که توقع تحقق آن رؤیا (دمیدن صبح صادق) از جانب طمع داران ، اشتباه است و ناروا .
عوامل که این آرزو را به بیراهه می کشاند . طمع جامعه بین المللی ، طمع همسایگان وکشور های ذیدخل در منطقه می باشد . پس بگفته محترم عباسی اساس کار را فقط وفقط اتحاد وبیداری ملت ما تشکیل میدهد ،که با این سلاح میتوان حق خودرا دوباره ازطمع داران و غاصبین اعاده نماییم . هکذا بیداری و هوشیاری ما میتواند زمینه های نفاق افگنی ، تعصبات قومی ، سمتی ، مذهبی وخشونت را در جامعه ریشه کن کرده مسیر خود ارادیت مردم را تضمین نماید .
اشارۀ زیبای شان در رای دادن چشمگیر مردم به سمبول واقعی مردم کشور ، جناب دکتور رمضان بشردوست قابل قدر است . این رای دهی مشت آشکاری بدهان اشخاص بود که اتحاد اقوام را از سر غرض ناممکن می دانستند . رمضان بشر دوست کسی است که در جنگل از شغادان ، رستم وار بزور و اعتماد مردم تاریخ می سازد و رای خودرا سرفرازانه ازتمام اقوام افغانستان دور از تبعیض که دامن زده می شود ولی عملا ً در بین مردم وجود ندارد به نمایش گذاشت . پس اولین گام هر وطندوست افغان این خواهد بود تا در هرجای و هر مجلسی بین افغانها جلو نفاق افگنی را بگیرد و چراغ وحدت را روشن نماید . این کار ساده ولی بنیادی را هرکس می تواند به آسانی تحقق بخشد و فریبکاران را خجل نماید . در چنین اوضاع که سرزمین وملت ما در گروگان معامله گران قرار دارد و خطرات غیر قابل تصور آنرا تهدید می کند اولین گامهای ممکن و عملی بر خواستن در برابر نفاق افگنان است . وقتی جامعه آهنگ اتفاق و اتحاد سرکند ، دشمن یقینا ً هزیمت و فرارسر خواهد کرد . به امید افغانستان آزاد و سر بلند .


اسم: انجینر محمد هاشم رائق    محل سکونت: ایالت ورجنیا- امریکا    تاریخ: 26.09.2009

باعرض سلام واحترام مخلصانه !
به تاید همه جانبه وپشتیبانی مکمل ازپیشنهاد وطندوستانه وپرمحتوای دانشمند محترم جناب عباسی صاحب به پیشگاه وطنداران عزیز ومحترمم تقدیم است.

وطندارگرامی!
بادرک این حقیقت تلخ وناگوارکه زادگاهً من وتو دشوارترین ایام را درین مقطع زمانی سپری مینماید واوضاع سرتاسری مملکت از هرنقطه نظر به سوی نابودی وتباهی به سرعت پیش میرود ، وضع امنیتی هرماه نه، بلکه هرروزوهرساعت رو به خرابی است، تلفات غیرنظامیان روز افزون است وگراف کشته شدگان قوای خارجی درافغانستان به سرعت قوس صعودی خودرا می پیماید،حملات انتحاری وفیرراکت های تخریب کننده وحشت وهراس مرگ باررا بین شهرنشینان و مسافران خلق می نماید . درمقابل ، بمباردمان های قوای هوائی تخریب قریه ها ودهات ازکنترول خارج است .

با تاً سف که تحقق دموکراسی دریک جامعه جنگ زده واکثرا" بیسواد،فقیروعنعنه پرست وزیرتاثیربنیادگرا وجنگ سالاران تنظیمی کاربس دشوار است. ازطرف دیگر دموگراسی درافغانستان امروزی به انارشیزم ،آدم ربائی ،تفرقه های قومی زبانی ،مذهبی وسمتی ، تجاوز برحقوق و ناموس مردم ، غضب دارائی های عامه وملکیت های شخصی ، غارت آثار تاریخی وثروت های ملی ، اختلاس کمک های بین المللی وفساداداری وقاچاق موادمخدره تعبیر می شود. کمک های اقتصادی و نظامی بین المللی از درد ورنج ملت نگا ست بلکه نادار، نادارترو سرمایه دار، سرمایه دارترگردانید. خلاصه رنج ملت طاقت فرساست وپنچه آهنین ناهنجاری ها ودشواری ها حلقوم مظلومترین انسان های روی زمین را چنان ظالمانه وبی رحمانه می فشارد که نجاتش از تصور بعیداست . ملت رنجورو خسته دیدن کوچکترین مجرا روشنی را به فال نیک گرفته وبدان امیدواری نشان میدهند درین شب وروزبزرگترین امیدواری شان پروسه انتخابات ریاست جمهوریست ، حدس میزنند بعداز انتخاب رئیس جمهور بهبودی همه جانبه نصیب این کشور خواهدگردید . به وضاحت قابل فهم است که درشرایط کنونی جز تصوری خوشبیتانه ً بیش نیست.

هموطن گرامی!
بادرنظرداشت آنجه گفته آمدیم آیا گاهی از خودپرسیده ایم که درقبال این همه نا بسامانیها ورنج دامن گسترده ً ملت ومردم ما وظیفه من وتوچیست ؟؟ گفته میتوانیم که جواب اکثرا" خواهد بود(هیچ) ماچیزی کرده نمیتوانیم ؟؟ اما جواب حقیقی این خواهدبود که اگر ما همه دست بدست هم بدهیم ویک اتحاد مقدس هموطنی صورت بگیرد درراه نجات کشور ازین منجلاب کننده ای یک کاری خواهند شدیم عقیده برین است که درکنار ده ها عامل دیگر که سبب بحران کنونی کشورگردید یکی هم پالیسی بی طرفی وبی غرضی اکثریت ماوشما بود . تجربهً چندین سال گذشته نشان داد که بیطرف ماندن وحکم تماشاجی را گرفتن به آنها موقع دادیم هرآنچه ظلم وتعدی برحال ما وملت ماروا بدارند. هموطن عزیز! درین لحظه فلاکت بار وطن که همه به سروچشم مشاهده میکنیم که کشتی ملت قهرمان باداشتن تاریخ روشن پنچ هزارساله با تمام سرنشینانش بطرف نا بودی وتباهی میرود بیطرف وبیغرض و به اصطلاح دست زیرالاشه نشستن گناهست .

یک تعداد هموطنان صاحب نظرودلسوز به این عقیده افتادند که بخاطر نجات ملت رنج دیده وبلا کشیده ، فارغ از هرنوع تعصبات قومی، لسانی، مذهبی و سمتی که سالها باعث نفاق وبدبختی ماگردیده برادروار دست بهم بدهیم ودرراه دریافت طرق وچاره نجات این کشوردرمانده تبادل افکار و مفاهمه صادقانه وبرادرانه بداریم و گروپ بزرگی از همه اشخاص با تجربه دلسوز، صدیق ووطندوست تشکیل گردد . نه بخاطر چوکی ومقام ومنصب . صرف یک گروپ مصلح وخیرخواه تا دربین توده ها ی مردم آشتی ملی ، اخوت وبرادری افغانی را ترزیق وتشویق بدارند. دروازه این تجمع ملی بروی تمام برادران وخواهران هموطن بازاست تا جهت ابراز نظر وطرزفعالیت ها درپی تحقق این ارمان ملی با درنطر داشت موضوعات فوق اشتراک صمیمانه نمایند تاباشد که به توفیق خداوند تواناو مهربان موفق به دریافت یک راه نجات وبرون رفت ازین حالت کنونی کردیم و من الله توفیق


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: usa    تاریخ: 25.09.2009

دانشمند ملی گرای افغان، آقای عباسی سلام بر شما،
وقایعی ایكه درین هشت سال اخیر بر افغانستان و مردم مظلوم آن تحمیل گردیده است، دنبالۀ حوادث جانكاه و ویران گریست كه بیشتر از سه دهه گریبان گیر آن خطۀ پاك گردیده است. اینكه در پهلوی پلان های شوم ابر قدرت ها و همسایگان خدا ناشناس، فرزندان ناخلف وطن چه رول ها و اعمال نا پسندی رابرای منافع گروهی و شخصی انجام داده اند، دیگرحتی طفل افغان هم در خارج و داخل به آن آگاهی دارد. ولی گفتن و تشریح این حوادث در همین شب و روزی كه افغانستان عزیز در یك منجلابی از بی ثباتی، فساد گستردۀ اداری، چور و چپاول و بالاخره كشتار و عدم امنیت سرتاسری بحال غرق شدن است و خطر تجزیه هم به پلان همسایگان و گماشتگان شان این كشتی شكسته و ساحل گم كرده را به توفان دیگری میكشاند، باید اقدامی از جانب فرزندان علاقمند برای حفظ سرزمین آبائی صورت گیرد.

هستند عدۀ ازهموطنان ما كه قوماندۀ قیام مسلحانه را در شرائطی كه خود و فامیل های شان در پناه صلح و امكانات مادی ممالك غربی قرار دارند، صادر مینمایند، بدون اینكه راه بیرون رفت ملت فقیر و بی وسیله را در سرزمینی كه توسط آتش قوای خارجی، جنگ سالاران، تنظیم های جهادی، ناقضان حقوق بشر، قاچاقبران مواد مخدره و اسلحه، گروهای تخریبی القاعده و طالب به یك گدام در حالت انفلاق مواد محترقه تبدیل گردیده است، تحت یك پلان منسجم و امكان پذیر كه سبب كشتار و خونریزی تكراری هموطنان نگردد، مطرح و پیاده نمایند.

انتخابات اخیر افغانستان با تمام شكست ها و نابسامانی ها، ثابت ساخت كه پایان شب سیه شاید بتواند سفید باشد. آرای برحق و مشروع محترم رمضان بشر دوست كه به نیم ملیون میرسد، در مملكتی كه مفهوم انتخابات و رای مردم را فقر، عدم وجود امنیت و نامیدی گسترده و عدم اعتماد به حكومت فاسد و پارلمان بی کفایت معدوم نموده است، بشر دوست قهرمان پیش تاز واقعی ای ملت مظلوم افغانستان محسوب میگردد. بنابران، علی الرغم كوشش های متداوم برای تفرقه اندازی بین اقوام شریف افغان، موجودیت احزاب گوناگون بی خاصیت ووابسته، جد و جهد فوق العادۀ همسایگان و عمال و جواسیس داخلی آنها، اقدام برای تشكیل هستۀ یك جبهۀ ملی و منسجم غیر حزبی، غیر قومی كه هدف والای اتحاد ملی و پلان برون رفت افغانستان را ازین مهلكۀ مدهش ونجات ملت را ازین آتش سوزان در پلان داشته باشد حتمی و ضروریست.

محترم آقای عباسی با تحلیلات روشن، غیر وابستگی گروهی و واقع بینانۀ همیشگی ای خویش، پیشنهاد بوجود آوردن یك اتحادیۀ نجات بخش ملی را به اشتراک هر افغان وطن پرستی كه منافع علیای ملت، صلح و آرامش سرتاسری افغانستان آزاد و سر بلند را آرزو داشته باشد، مطرح مینماید، تا باشد كه باهمبستگی به چنین یك تشكیلی، اجتماعات كوچك مهاجرین افغان در سر تاسر دنیا به حیث یك قوت مردمی و پیوستن با ملت بیزار از جنگ و نا امید از دولت در داخل، سبب بوجود آمدن همان جبهۀ ملی گردند كه صلح، ثبات و آزادی افغانستان را بدون تجزیه و خونریزی در قبال داشته باشد!
به امید آنروز!


اسم: Dr. Salahuddin Sayedi - Said Afghani   محل سکونت: UK    تاریخ: 23.09.2009

دوکـتــور صلاح الـدین سـعـیـدی (سعید افغانی) ۲۳/۹/۲۰۰۹
سلام و احترام به شما خواننده ګان تقدیم است!
معلم مکتب ابتداییه در صنف رو به شاګردان کرد و ګفت: هر کس درس را نمی داند با من استاده شود. کسی بلند نه شد. بعد از لحظه شاګرد بلند شد و پهلوی معلم که وی را دوست نیز داشت استاد. معلم تعجب کرد واز شاګرد پرسید – چرا استاده شدی خودت خو درسهایت را میدانی. شاګرد با احترام جواب داد: معلم صاحب نه خواستم تنها استاده بمانی.

قصه ها معمولا ساختګی اند اما برای افاده مطالب کارا میباشند.
با ملاحظه همه روزه سایت وزین آفغان جرمن آنلاین مدتی تقریبا زیادی است که این پیشنهاد آقای عباسی روی صفحه وجود دارد آما بیشتر از سه تن کسی دیګر علاقمند اظهار نظر نه شد. خواستم به این امر تعمق کنم که مشکل به کجاء است.
فهم من از ایجاد سازمان، ګروه و حرکت سیاسی قبل از همه ارایه نسخه برای حل مسایل مطروحه افغانستان است. همفکران با تشکل معیین برای تحقق هدف سیاسی معین ګرد هم جمع شده و حرکت مشترک هماهنګ با یک قوت مینمایند. راههای حل نه صد و نه هم یکصد بیست و نه هم بیشتر از آن است. پس چرا در افغانستان به طور غیر نورما بیشتر از صد حزب ، سازمان و حرکت سیاسی وجود دارد. و چه زمانی این جویچه های خورد به دریا های مبدل شده و زمین های خشک و تشنه به آب وطن را سیرآب خواهند کرد؟

به فهم ، شناخت و تجربه عملی و برداشت هموطنان ما به این معتقد اند که سوال اصلی و تلاش اصلی ایجاد رهبری ها و زعمامت های!؟ جدید و کهنه و اکثراین احزاب، سازمانها و حلقات سیاسی قبل ازینکه راه و برنامه کاری و نسخه حل مسایل مطروحه داشته باشند به زعامت می اندیشند و به ریاست جمهوری می اندیشند، به کسب کرسی های بزرګ و پر درآمد می اندیشند.

توجه کنید تیم محترم حامد کرزی در انتخابات ۱۳۸۸ اولا کاندید ریاست جمهوری افغانستان شد و کمر بقا در قدرت سیاسی نمود و بعدا برای بقاء در قدرت سیاسی برنامه کاری ساخت. در حالیکه باید برعکس میبود. ( محترم عباسی صاحب میګوید برنامه کاری مشخص ندارند...) بلی برای تحقق برنامه و راه حل مورد نظر به کسب قدرت سیاسی باید رفت. پرداخته میشود. اګر رفتن و تلاش بخاطر ګرفتن قدرت سیاسی به هدف خدمت به خلق الله و برنامه خیر و صلاح و فلاح باشد این عبادت است و باید به آن شتافت و با تمام حوصله مندی و متانت به پیش رفت. من به این معتقدم که درین حالت عدم اعتماد، تجارب بد و برخورد های غیر دموکراتیک و تلاش های مشروع و نامشروع و خفه کردن هرنوع صدا دیګر و یا هم متفاوت به لحن خارج از ادب و عدم مراعات کلام با یاد آوری ګذشته ها و پدران و با خش و کلیمات ناشایسته و پیش داوری ها توقع دیګر نمیتوان داشت. عده چنین تصور دارند که منم و کسی حق ندارد بګوید خط بر آبرو داری و ...... نه چنین برخورد جبروتانه کاری را به جای نمیکشاند. اولا باید از خود آغاز کرد و بر خود تجدید نظر را آغاز نمود. اګر قرار باشد حرکات و سازمانهای سیاسی را به اساس روابط شخص و فامیلی ایجاد کرد میتوان ګفت که حزب و سازمان بزرګ سیاسی با داشتن متخصصین در و تحصیل کرده ها در فنون مختلف دارم. اما حرکت و سازمان سیاسی و بیشتر از همه برنامه است و در پهلوی آن شخصیت های که آنرا به پیش میبرند. مسلم است که امکانات مالی نیز ضرورت است( محترم عباسی از همان آغاز اعلام کردکه امکانات ابتدایی مادی برای این کار را هم ندارند). شاید بګویند که عده بدون امکانات مالی به نتایج خوب نایل شدند که قسما درست است اما باز هم درین راستا تدابیر ضرورت است.

امید وارم یکبار دیګر مورد خشم جناب شان قرار نه ګرفته و توانایی شنیدن نظر دیګرداخل ادب و چوکات را داشته باشیم.
این موضوع جوانب زیاد دیګر هم دارد اما با مراعات اصل احتیاط نه خواستم بحث را طولانی ساخته. یار زنده صحبت باقی. و السلام


اسم: سپاهی گمنام   محل سکونت: دنمارک    تاریخ: 22.09.2009

سلام به تمام کارکنان پورتال افغان جرمن انلاین و تمام افغانان عزیز !!!!
با تاسف که استقلال و تمدن که از ارزوهای راد مرد تاریخ ما امیر امان الله خان غازی بود به باد مسخره گی گرفته میشود. ارمان های افغان بچه های دلیر و شجاع چون احمد شاه ابدالی، میرویس نیکه و زنان شیر صفت ما چون بی بی ملالی را در مسکو، تهران، لندن و اسلام اباد و غیره میخواهند از ورق های تاریخ پاک کرده و ارمان شوم و نامردانه خویش را بالای ملت مظلوم افغان بقبولانند.
به همگی معلوم است که دشمنان ملت ما به تنهائی نمی توانستند به اهداف پلید خود برسند بلکه بااستفاده از اشخاص و افراد خود ما افغانستان بزرگ را در بازار سیاسی جهان لیلام کردند و زمین مارا، اب مارا و بلاخره افغان مارا به انگلیس هدیه کردند.

البته این جریان در همینجا ختم نشده بود که ادم خوران دیگری با نامهای کمونیزم و کمک های انترنیشنلیزم دروازه خانه مشترک مارا از دریای امو با توپ ها و تانکها منفجر و داخل حریم مقدس ما شدند. همسایه های مسلمان ما چون ایران و پاکستان بااستفاده از وقت همچون کفتارهای گرسنه به خون انسان ، تنظیم های هفت گانه و نهگانه را بالای ما تحمیل کردند که در نتیجه مرکزیت رااز بین بردند ، قانون را که ناموس تمدن است در کوچه ها به قومندانان محلی تسلیم کردند و وحدت ملی افغانان را مثلی مرغی در پای مسکو و تهران گردن بریدند. اینست سرنوشت وطن. قضاوت با شما. هموطن شما سپاهی گمنام


اسم: Mohd   محل سکونت: Germany    تاریخ: 19.09.2009

سلام برادر عباسی!
سوال بسیار خوبی در برابر افغان ها قرار داده اید! درک و فهم رسم وحدت ملی سوال مترادف ایمان، شرف، عزت و بلاخره سوال حفظ نوامیس ملی افغانهاست که آنرا فقط خود افغانها میتوانند بیاموزند و بس! ولی چطوریکه حوادث ولی جریانات مستولی در وطن بخوبی می آموزد که اشغالګران عمداً این وضع را برای بدست آوردن منافع نامشروع استعماری خویش ایجاد کرده اند و هنوز روز تا روز با موجودیت شان باایجاد انواع واقسام توطئه ها از طریق مضمحل ساختن وحدت ملی اقوام کشور حتی موجودیت وطن را به سوال می آورند!

بناءً هر تبعه کشور از هر ګوشه و کنار ، از هر قوم و زبان از هر دین و مذهب که باشند، با درک مسؤولیت حفظ نوامیس ملی مادر وطن، با توجه به اهداف خیلی خطرناک و مخفی دشمنان خارجی هرچه عاجل که میتوانند در تأمین وحدت ملی کاری کنند! بعد از کشور های استعماری اعم از امریکا،انګلستان و سایر کشورهای متجاوز هم پیمان بین المللی شان در کشور ما،ایران از خطر ناک ترین دشمن تاریخی موجودیت افغانستان عزیز است که بدبختانه دست بالا در انکشاف توطئه ها با سایر کشور ها خیلی همکاری تنګا تنګ داشته و بنا به نبود سواد سیاسی با هموطنان ما، ایران در توسعهء این توطئه ها موفق نیز است !

پاکستان صرف برای بقای خود در افغانستان خواهان یک دولت دوست در همجواری اش است ، که بازهم مربوط به خود افغانهااست تا هر نوع روابط با همسایه ها با حفظ منافع متقابل بر قرار ګردد.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدنSWEDEN    تاریخ: 19.09.2009

من نظریات آقای عارف عباسی را نه تنها در این بخش، بلکه در اکثر برنامه های که ایشان در لابلای واقعات افغانستان عرضه میکند، میشنوم و از اطلاعات و ابراز نظرهای وطن دوستانه و خیرخواهانۀ شان بهره مند میشوم. میدانم که تمام این صحبتها و تمام این بحث ها و تبادل نظرها، تمام این نظر خواهی ها، بخاطر نجات افغانستان عزیز از منجلاب بحران بی امنیتی و بی ثباتی و فقر و بیکاری صورت مگیرد. من این نظزیات را برخاسته از اعماق قلب مملو از مردم دوستی و وطن خواهی ایشان میدانم و درآن هیچ شک و شبهه یی نمی بینم. گمان میکنم تمام این تلاش ها برای نجات ملت در چنگ جنگ افتاده ما از اثر تجاوز واشغال ابرقدرتهای جهان در این مدت و مداخله کشورهای همسایه طماع و مغرض و ذینفع در قضایای افغانستان است.

آقای عباسی و هریک از اندیشمندان و صاحب نظران افغان در برون مرز به این حقیقت واقف اند که تا قشر آگاه چیز فهم افغان در داخل و یا خارج از کشور، به منظور نجات وطن از این تهلکه با هم متحد و متفق نشوند واین اتحاد را بصورت یک حرکت ملی براه نیندازند و پایه های آنرا در میان اقشار مختلف جامعه توسعه نبخشند، امکان ندارد که روشنفکران و تحصیل یافتگان وطن ما، بتوانند نقش موثر ووطن پرستانه خود را در راه نجات وطن از ورطه نابودی، بدرستی ادا کنند.

برای ایجاد یک چنین هسته ئی می بایستی یک یاچند نفر از این تحصیل کردگان و روشنفکران دلسوز، قدم بجلو گذارند و خشت اول بنای این حرکت را که من عجالتاً آنرا "حرکت نجات ملی" می نامم ، در خارج از کشور بگذارند. در خارج از کشور، شاید عناصر تحصیل کرده و با دانش و نیکنام زیادی باشد، مگر من عجالتاً سه تن را نام مبرم که عبارت اند از :

۱- محترم عارف عباسی، مقیم امریکا،
۲- محترک داکترسیدعبداله کاظم، مقیم امریکا،
۳- محترم محمدداؤود مومند، مقیم امریکا

توقع چنان است تا این سه تن، به عنوان هسته تجمع عناصر ملی و وطن پرست بر محور "حرکت نجات ملی" از راه دعوت آزاد به جلب سایر وطن پرستان و علاقمندان به سرنوشت کشور، با اختصاص دادن برنامه آقای عباسی به این امر مهم شروع به فعالیت کنند. یقین دارم که تمام روشنفکران بی غرض و بی مرض و عناصر ملی و متعهد به نجات مادر وطن، در سراسر اروپا و امریکا و آسیا و استرالیا حمایت و همبستگی خود را از این حرکت اعلام خواهند نمود.
من میدانم ، قبول این پیشنهاد از جانب این سه بزرگوار دشوار و برداشتن گام نخست توأم با ترس و دلهره خواهد بود، اما چون هدف مقدس و عالی و برای خیر و صلاح وطن است، بزودی مورد پشتی بانی قاطبه عناصر ملی قرار خواهد گرفت.

فراموش نبایدکرد که در میان روشنفکران افغان، یک مرض مزمن وجود دارد که هیچ یکی دیگری را برتر از خود نمیداند و نمیخواهد و بنابرین ، اکنون هم شایدبعد از برداشتن نخستین گام بسوی این حرکت، برخی از روی عادت منفی بینی خود، و یا بنا بر وابستگی های سیاسی به تنظیمها و یا گروهای سیاسی پراکنده دیگر، این حرکت را سبوتاژ و تخریب نمایند که این حرکت بخاطر کسب قدرت در اینده به این یاآن کشور و یا آن سازمان ظاهر و پنهان وابستگی دارد، و بنابرین قابل اعتماد نیست، مگر برای جلوگیر از چنین اتهاماتی و خنثی کردن آن چه بهتر که از همان آغاز گفته و تعهد سپرده شود که عناصر رهبری این حرکت ، هرگز در آینده داوطلب مقام رهبری دولت و یا حکومت در افغانستان نیست، مگر آنکه صفوف حرکت چنین مسئولیتی را بر دوش یکی از آنها بگذارد.

دراینجا این نکته را نیز لازم است خاطر نشان کنم که برای حرکت نجات ملی، بسیار بجا خواهد بود که همبستگی و یا حمایت خود را در داخل کشور از آقای رمضان بشردوست و یا اشرف غنی احمدزی که علی العجاله هر دو از عناصر تحصیل کرده، دانشمند، مردم دوست، وطن پرست و مبرا از تعصبات زبانی و مذهبی و قومی هستند و نیز تاکنون متهم جنایت علیه بشریت و فساد اداری نیستند و هر کدام شان دارای دانش مسلکی و کفایت کاری و صلاحیت علمی اند و علاوتاً همین اکنون یکی دارای بیش از۵۲۰ هزار طرفدار از مردم با شعور و مستقل است و دیگری دارای ۱۵۵ هزار طرفدار عناصر آگاه وطن میباشد،ابراز کند. با تلاش و کوشش وطن پرستانه حرکت نجات ملی این امکان وجود دارد که در دوره بعدی انتخابات ، با کاندید نمودن یک عنصر ملی و کارآ، بتوانیم توده های وسیع مردم را بطور آگاهانه بسوی برنده شدن یکی ازاین عناصر بسیج کنیم و از این طریق یخن مردم مظلوم میهن را از چنگ جنگسالاران و قاچاقچیان مواد مخدر و مختلسان و رشوتخوران و تجاوزگران برحقوق زنان و اطفال کشور رها سازیم و زمینه فضای سالم برای تنفس کردن مردم را فراهم نماویم. به امید پیروزی های بیشتر آقای عباسی محترم
۱۹ / ۹/ ۲۰۰۹


اسم: نجیب کامل   محل سکونت: شهر روتردام هلند    تاریخ: 18.09.2009

سلام واحترام به هموطنان عزیز.
بحث امروز ایکه در رابطه به طرز دیدگاه هموطن عزیزم محترم محمدعارف عباسی راکه خیلی صادقانه و بی طرفانه ارایه گردید من هم کوشش میکنم که تا حد توان کوچک نظر خودرا ارایه نماهیم.
هموطنان عزیز. تا جائیکه من پیشبین استم نیرو های بین المللی بدلیل دوام حکومت فاسد و فاقد استراتیژی و کلاً مصلحتی در شرف خروج قرار دارد. در حالیکه خواست اکثریت مردم افغانستان در شرایط فعلی چنین نیست. زیرا مردم افغانستان آهسته آهسته به روز های مینگرند که دو ملیون روح رامجاهدین از بدن ها قبض کردند و بدوام آن نیروهای طالبان بقدرت رسیدند که اندیشه هارااز سر پراند. و همچنان نیروهای القاعده عملاً این خطه باستانی را بپایگاه تروریزم بین المللی مبدل نموده و مردم بی دفاع و گرسنه افغانستان قیمت آنرا پرداخت که ما شاهد تلفات ملکی اعم از زنان و کودکان استیم. و این شرایط (جبر تاریخ) باعث شد تا فرار مغزهای متفکر به کشور های امن و همسایه ها سرازیر شود و این مغزها آهسته آهسته در گرو افکار ناسیونالیستی و قبیلوی مصروف گردیده وآینده تاریک برای وطن تاریکتر گردد. ولی خوشبختانه که یک نسل جدید که در جریان سه دهه خانه جنگی رشد کرده است که میخواهند سنگ تهداب افغانستان وین را بگذارند. و مانسل مستعمل خانه جنگی ها بهتر است که با نسل نوین پلان های خودرا هماهنگ بسازیم. و نسل جدید را کمک کنیم که با افکار نوین جهانی مملکت را اداره و اعمار کنند.تا زمانیکه بزرگسالان ما سنگ اندازی را توقف ننموده فکر میکنم نسل جوان را گمراه ساخته و برای سی سال دیگر نیاز خواهیم داشت که نسل جوانتر از اینها بمیان آمده و برای ساختمان افغانستان نوین اقدام کنند.
هموطن عزیز. به نظر من نظام دموکراسی یک اصل قبول شده ملی و بین المللی بوده اگر در موردش کاملاً سیاسی و وطنپرستانه و صادقانه فکر کنیم بهتر خواهد بود. چون نظامی را ما در جمع تمام کشور های اسلامی سراغ نداریم که بر پایه ارزش های مذهبی بمیان آمده باشد و جواب گوی نسل جدید آگاه از علم و تخنیک مدرن امروزی باشد. بهترین الگوی برای پزیرش جقوق بشری جامعه امروزی باشد.البته من ارزش های مذهبی مردم خودرا هم نمیتوانم در ساختمان یک نظام عادلانه چشم پوشی کنم. ولی بهتر است این اصل را برای ایجاد یک نظام قانونی و حقوقی دیر دوام بپذیریم. و البته این عملکرد ما نسل جدید و فردا را کمک میکند که در رابطه به ایجاد یک فضای معقول باید مسئولانه گام برداریم تا آنعده رهبران ایکه از معنویت بخاطر چند روز استفاده ناسالم خود مارا در دوراهی قرار داده و خودشان ازین شرایط برای خود صاحب سرمایه های بزرگی شده اند در حالیکه مردم افغانستان قدرت خرید یک وقت غذارا به مشکل دارند. و این نسل جنگ با چنگ و دندان بهم افتاده بودند و و ما نسل را بهم انداخته و یک عمر از ما بهره سیاسی گرفتند ولی حالا دیگر نسل کهنه را مجبور بسازیم که بتقاعد سوق شوند و بگذارند که ما وطن خودرا آباد کنیم.
با آمدن نیرو های بین المللی مردم افغانستان خیالاتی را در سر داشتند که جامعه بین المللی تغیراتی را در کشور عزیز ما افغانستان خواهد آورد ولی ما میبینیم که رهبران کهنه فکر جامعه مارا همیشه به دیروز سوق دادند که ما از آن خاطره خوبی نداریم. و جامعه بین المللی هم خسته شده و در حال انجام اشتباهات دیگری سوق میشوند که آینده ما و جامعه بین المللی را به خطر مواجه میسازد. زیرا ما بدون کمک جامعه بین المللی برای یکروز هم صاحب یک کشور مستقل نبوده و پاکستانی ها کاملاً بالای سرزمین ما مسلط خواهد شد. و ایران هم در این رابطه قسمت از افغانستان را تحت تاثیر خود خواهد داشت و ما میرویم بسوی یک جنگ دیگر که این بسود ما نخواهد بود. بهتر است تا حالا که اتفاقی نیافتاده بیاندیشم.
هموطنان عزیز. آزادی از قید اسارت دشمنان وطن دیروز یک معنی داشت. ولی حالا آزادی در شرایط فعلی یک معنی دیگری دارد. و آزادی در شرایط فعلی عبارت حفظ منافع ملی کشور خود و احترام بمنافع جامعه بین المللی است. ما باین مفکوره جایگاه واقعی خودرا در روی کره زمین تثبیت کرده میتوانیم. من نمیدانم که چرا افراد کهنه گرا و منفعت جو نمیگذارند تا ما معیارهای پذیرفته جامعه بین المللی را بپذیریم در جالیکه ما بدان مانند غذا ضرورت داریم. دین و مذهب ما باید از ما باشد نه اینکه عربی و پنجابی و یا ایرانی. اگر معتقد به مذهب باشیم باید بدانیم که ما معتقد بافغانیت خود هم باید باشیم و از همه مهمتر باید بدانیم که ما مکف استیم در پهلوی ارزش های مذهبی ارزش های انسانی را هم نیاز داریم. و این ارزش های انسانی مارا جز جامعه انسانی و بین المللی نگاه میرارد. و این است که بدون جهاد ما صاحب یک استقلال سیاسی گردیده و بشکل آرام صاحب یک اقتصاد و اجتماع سالم میشویم.
هموطنان عزیز. موجودیت افرادیکه دین و مذهب را وسیله سیاسی خود فکر میکنند باید بدانند که ما نسل جدید و نسل آینده از آن بشدت خسته شده ایم. و امروز وقار و عزت معنوی خودرا بواسطه این تجاران مذهبی از دست داده ایم و بهتر است که دوباره آنرا بیابیم. ولی بیک مفهوم که قدسیت مذهب در آنست که از دولت جدا شود. و این امید ها فقط در یک دولت سیکولار امکان پذیر است. که البته تمام روشنفکران ما چنین فکر نمیکنند. واین عدم هماهنگی بین روشنفکران ما باعث میشود که در آینده ما صاحب یک دولت سالم نبوده و سر تا پا غرق بنیادگرای فکری مذهبی شده و زندگی انسانی خودرا فراموش کنیم در حالیکه ما همه نمیخواهیم از کشور های دیگر عقب بمانیم.
در خاتمه از برادران و خواهرانم صمیمانه معذرت میخواهم اگر نوشته هایم خلاف نظرات ایشان باشد و با انتقادات ایشان بنده را بشکل واقعی کامل میسازند و از دوستان خود صمیمانه خواهشمندم که برای بنیاد افغانستان نوین نباید آرام نشست. و صدای عباسی صاحب صدای یک نسل سر گردان و پراگنده ای است که حالا تصمیم میگیرد تا مسئولانه برای آینده نام نیکی کمائی کند.
بامید یک افغانستان آزاد و سربلند و مدرن


اسم: ایمل خان فیضی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 18.09.2009

با عرض سلام و احترام، بنده بعد از شنیدن نظریات و پیشنهادات محترم عباسی صاحب، به این باورم که گفته های آقای عباسی، دعوت نمودن تمام افغان های وطندوست برای درک مسوولیت شان در برابروطن است.
آقای عباسی باوصف آنکه گفت کدام طرح خاص ِ درزمینه ندارد ولی در سخنان خود از چند چهرۀ سیاسی کشورنامبرد. نام های رمضان بشردوست (برندۀ 520627 رای درانتخابات ریاست جمهوری)، اشرف غنی احمدزی (برندۀ 155343 رای) و معتصم بالله مذهبی (برندۀ 19602 رای)، توسط آقای عباسی مکرراً گرفته شد که هرسه آنها کاندید ریاست جمهور درانتخابات 2009 کشوربودند.

اگرغلط فهمی نشده باشد، فکر میکنم که این سه نام ازسوی محترم عباسی ترجیع داده شد که هریک از آنها میتواند محورِ باشد برای ایجاد یک حرکت سیاسی افغان بعد ازانتخابات ریاست جمهوری 2009.

اگرچنین باشد، پس بهتراست افغانهای داخل و خارج کشور که نظریۀ فوق را تائید میکنند، حد اقل با دوتن از این کاندیدان انتخابات ریاست جمهوری 2009 در تماس شده، پلان های سیاسی آنها را برای آیندۀ کشور جویا شوند و حمایت خود را از آنها اعلام دارند. این چهره های سیاسی کشور اگرواقعاً در انتخابات ریاست جمهوری امسال خوب درخشیده باشند، میتوانند دامنۀ فعالیت های سیاسی خود را برای آینده، در چوکات احزاب سیاسی، در داخل و خارج کشورگسترش دهند. با این کار، افغان های خارج از کشور میتوانند با ایجاد حلقات سیاسی مربوط به یکی از ازین احزاب در کشورهای که زنده گی میکنند، به نماینده گی ازآنها فعالیت های سیاسی خود را آغاز کنند...

درغیرآن، قسمیکه دیده شد طی سالهای اخیرحلقات سیاسی به نام های مختلف در اروپا و امریکا توسط افغانها مهاجر بوجود آمد، اما بدلیل نداشتن سردسته های که چهره های شناخته شده باشند و همچنان بدلیل عدم حمایت ازآنها درداخل کشور، به کدام نتیجۀ تابحال نرسیده اند جزاینکه وقت خود و دیگران را بیهوده تلف کردند....



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved