Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  آیا امر سنگسار با شروط ومقرره لازمیی اسلامی...    نویسنده:  گروپ کاری کمپاین

 
اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 25.04.2015

... و بازهم خاطرۀ رقت بار کودتای ویرانگر ثور
هفت ثور مطابق 27 اپریل روز کودتای ننگین خلق و پرچم در افغانستان و سر آغاز بدبختی و فلاکت مردم

قابل توجه هم میهنان وطن پرست، و عاشق افغانستان و مردم آن،
روز دوشنبه هفتم ثور مطابق 27 اپریل است. سی و هفت سال قبل روز شومی در تأریخ و زندگی باشندگان افغانستان بود. تعدادی از فرزندان ناخلف این سرزمین به یاری دشمن دین و به نفع یک کشور اجنبی و دشمن آزادی و دیموکراسی (اتحاد «به اصطلاح» جماهیر اشتراکیۀ شوروی) با حمله از هوا و زمین با همکاری خائنانۀ عده ای از صاحب منصبان افغان فروخته شده و نوکر و فرهنگیان و نویسندگان خریداری شده از طرف دشمن، دولت قانونی افغانستان را با کشتار بیشمار جوانان با شرف اردو و گارد جمهوری که از آزادی و شرف کشور شان دفاع می کردند، سقوط دادند.

نور محمد تره کی، حفیظ الله امین، ببرک کارمل، نجیب الله و همه هواخواهان و طرفداران و همدستان بی ایمان و خائن شان برده وار و غلام صفت در خدمت شوروی در آمدند و دوستی با شوروی محک وطن دوستی قرار گرفت. هر کی این حلقۀ منحوث غلامی را قبول نداشت دشمن پنداشته شده و باید کشته می شد و یا در سلول های مفلوک زندان پلچرخی فرسوده می شد. ولی انفلاقیون بر کرسی های خدمت به باداران شوروی شان و سجده به لینن و ستالین به کار و کشتار آغاز کرده و بر گرُده هایی مردم سوار گشتند، شورای انقلابی شان با افتخار در لیست قاتلان این ملت برای ابد ثبت گشتند.

واقعات ناگوار، قتل ها و خون ریزی های متواترِ، محبوس کردن ها، بی ناموسی ها و بی عزتی های مردم شریف کشور را چنان عملی نمودند که دست هر متجاوز را از عقب بستند. از آن به بعد ما و شما تا امروز شاهد تداوم همان جنایاتی هستیم که کودتا چیان ثور (غویی) سر آغاز آن بودند. و این هم مبرهن است که تنظیم های به اصطلاح مجاهدین، طالبان و دزدان دارایی های عامه، همه و همه اولاد های همین دونان و وطن فروشان اند.

بنا بر آن بدین وسیله از همه نویسندگان قلم بدست که قلم، فکر و عمل شان در خدمت آن نظام کودتایی ویرانگر قرار نگرفته و آلوده نشده باشد و از همه شعرای میهن پرست افغان آرزو می رود مقالات، اشعار، نوشته ها، گزارشات، خاطره ها، عکسها و هر چه می توانند الی پس فردا یکشنبه 26 اپریل تا ساعت 24 شب وقت اروپای غرب به پورتال افغان جرمن آنلاین بفرستند تا با کمک و توجه کارکنان عزیز این پورتال وزین نشر شده و ثبت تأریخ گردد و توضیحی به نسل امروز و درسی به آیندگان باشد. با سپاس و تشکر فراوان


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 23.04.2015

بسم الله الرحمن الرحیم.
کسیکه از عبدالعلی مزاری بانی رقص مرده، میخ بسرکوبیدن مردم بیدفاع و بیگناه کابل، بریدن سینه های دختران کابل، پاره کردن شکم زن حامله و گذاشتن طفلشس بروی آن در تعمیر در پوهنتون کابل، آویزان کردن اجساد متلاشی و پرخون در دهلیز طب کابل و امثالهم که از بیخ کندن خانه های کارته سه و چهار درمقابل آن نصوار نیست، دفاع کند، نمیدانم بکدام وقاحت و جراءت خود را طرفدار انسانیت و دیموکراسی معرفی کند...
اندازه واقعی ایمان هرکسی تنها به الله متعال معلوم است، منتها آثارش در جوارح و گفتار مشهود بوده میتوانند. بهرحال اندازه کردن آن با چاه نفت سعودی و یا ایران ویا کشور دیگری، جمله ای عاطفیست که قابل جواب دیده نمیشود. کسانیکه محیط هجرت را در زمان تجاوز روس بچشم دیده اند، بخوبی آگاه اند که تفریبا تمام تنظیمهای اسلامی جهادی که با کمال تاسف آزمون روزگار آنها درحال بدی قرار داد، دارای مکاتب برای دختران و پسران بودند و حتی پوهنتونهایی بودند که در بخشهای مختلف مخصوصا طب، انجنیری، پیداگوژی، ساینس، زراعت، کمپیوتر، اقتصاد و امثالهم فارغینی اعم از ذکور و انات داشته اند که امروز بحیث استادان و متخصصین بسیار لایق وورزیده در چوکات پوهنتون کابل، جلال آباد و سایر پوهنتونها وادارت مرکز وولایات داخل و هم در خارج کشور مصروف اند. بعضیها موسسین موسسات تعلیمات عالی، پوهنتونها و شفاخانه ها در مرکز و ولایات شده اند. الحمدلله با دو انگشت نمیشود آفتابرا مخفی کرد.
اینکه قافله بعقب برگشته و خرلنگ سرقافله شد، امتحانی از امتحانات دیگر الهی است تا بسیار چلوصافها از آب برآیند، که باید همچو میشد.
مگر قصه هنوز بسر نرسیده، توکل ما علی الله تعالی. باطل هر قدر سریع و پرانرژی باشد، نفس حق قویتراست ان شآالله و توکل علیه.
اگر تنها ریش معیار دین میبود کارل مارکس هم ریش داشت
در قسمت حد سارق، معلومات آقای چندنامه و چند تخلصه، کاملا غلط و مخالف نصوص موثق سنی و شیعه میباشد. اگرچه هدف از مطرح کردن این مطالب بگمان اغلب گپ دادن یک گروپ مشخص مدنظر بوده، مگر نمیشود برای جلب رضایت یک عده عاجز از حقایق انکار کرد. کافیست یکبار آیت ۳۸ سوره ای ما ءده خوانده شود. تاجاییکه دیده شده، تمام تفاسیر معتبر چی شیعه و چی سنی، اثبات این حکم را به استناد احادیث و گفتار و عمل پیامبر صلی الله علیه وسلم تایید کرده اند، اختلافی اگر هست بر سر طریق اجراء و حداقل نصاب آنست. اگر تجاهل نبوده و آغا خود را حق بجانب هم میدانند، بنا ایشان از نصوصی خبر دارد که در ۱۴۰۰ سال بچشم هیج کسی نخورده، پس باید! نابغه خوانده شوند.
اینهم یک ادعای کاملا اشتباهی عالیجناب است، که اگر کسی قطع مداخلات بیشرمانه ای رژیم ولایت فقیه را در امور داخلی مملکت ما خواهان باشد، حتما باید پیرو یک مکتب خاص و یا کدام مفتی مخصوص باشد. حیا خوب چیز است.


اسم: غ حضرت.   محل سکونت: سویدن     تاریخ: 22.04.2015

جناب جلال از آلمان. بعد از عرض سلام. این اخرین اظهار نظرم در مورد افکار شخص جنابعالی خواهد بود و خوانندګان ګرامی هم قضاوت خواهند نمود، که البته در دفاع احتمالی خود مقابل بنده باید از صداقت و راستګوئی کار بګیرید در غیر آن با کلمات سنګین و مهیب ( ولاحول) بازی خواهید کرده باشید. ګوش کنید لطفاً!
من ایمانم را ( هرچند ناقص) در برابر همۀ چاهای نفت سعودی حتی ابن تیمیه عوض نه میکنم،. و اما عرضم، من منحیث هموطن و برادرت چند لحظه در پهلویت قرارګرفته و هر دوی ما نظاره ګر نابودی فرضی رافضی و ولایت فقهی و ګلیم صفوی و خلاصه شیعه ګرائی میباشیم و این امر هم تحقق یافت و کشور ما دیګر شاهد وجود هیچګونه اثار رافضی نباشد در فردای آنروز من برای مردم خود آرزوی اینرا دارم که از دموکراسی معقول برخوردار شوند ، حقوق زن کاملاً تأمین ګردد، تعلیم و تربیه و حصول علم و معرفت هم برای مرد و هم برای زن اجباری ګردد، هنر منجمله موسیقی و سینما ( که مطابق فرهنګ قبول شدۀ اکثریت مردم ما باشد) شګوفا ګردد، دست دزد قطع نګردد ( که در زمان حیات پیغمبر ګرامی هرګز این کار صورت نګرفته) ،چوکات وظائف مُلا و امام طبق قوانین پذیرفته شده و تصویب شده، مشخص ګردد، ملا حق نداشته باشد من و مادرم را از رفتن به قبرسان باز دارد، خواهر و دخترم بتواند در امنیت کامل به مکتب و بازار بروند، برادر و بچه ام مجبور به ګذاشتن ریش نشوند و خلاصه کلمۀ پاک ( جهاد) به خاطر مصئون ماندن از آلودګی ها در دریای زلال خاطره ها انداخته شود و..........
سؤال؛ شما چه آرزوی دارید؟ آیا آرزوی تان فقط نابودی رافضی میباشد یا بعد از تحقق این آرزوی تان میخواهید افکار بن باز را بر ما تحمیل کنید؟


اسم: عبدالله   محل سکونت: هالند    تاریخ: 22.04.2015

من گفته های مولوی چپ سید هاشم سدید را که در مورد شهید فرخندۀ نوشته بود خواندم، آنچیزیکه ازین نوشته بر می آید اینست که هاشم سدید نا امیدانه و مذبوحانه آرزو دارد تا حق،عدالت وشهادت خانم بزرگ فرخنده را مصادره کند وبجایش بیعدالتی وتوحش را که سبب این جنایت شده است غیر مستقیم برحق جلوه دهد. او با داشتن قلم خوب، بدبختانه تشخیص خوب ندارد ازهمینرو در تشخیص ناشیانه اش سخت می لنگد. سدید نمیداندکه خاشاک در برابر طوفان مقاومت کرده نمیتواند بلکه طوفان سبب نابودی خاشاک میگردد. باوجود داشتن قلم خوب داشتن اشتباهات فراوان نابخشودی را در گذشته نیز مرتکب شده است اما اینبار ، متاسفانه بار انسانیت را از دوشش بر زمین گذاشته و بار بی مسؤولیتی را با افتخار ترجیح داده و بدوش گرفته است. هم اکنون سید هاشم سدید در صف نیازی ها، بغلانی ها ،سیمین حسن زاده ها زلمی زابلی ها و استانکزی ها عبدالله نورعباد ها ودیگران تنزیل یافته است.
اکنون در حدی دامن قلم اوشان لکه دارشده است که در هشتاد صفحه و چهل من کاغذ نمیتواند آن لکه بدنام را ازدامن قلمش بزداید.
ببینید کی میتواند این عمل سدید را در ردیف اشتباه او قلم دادکند زیرا اشخاص یاد شده مثل نیازی ها با اینکه در چند جمله شهادت فرخنده بزرگ را تردید کرده بودند و زمانیکه متوجه طوفان شدند بزودی خواستند اعتراف کنند تا ازحالت منفور بودن در جامعه خارج شوند، بدبختانه اعتراف آنها کارساز نشد. اینک که سید هاشم صدید با چنین پافشاری وخیره سری مبسوط بر جعل مرکب اش ادامه میدهد چگونه اورا جامعه قلم سدید سابق بشناسد؟ اگر درین موضوع سکوت سنگین را انتخاب میکردند بهتر ازین ادعا های سبک وزن ایشان بود.
نکته دیگر اینکه امت ایشان جناب نعیم بارز که از اندوخته هایی !!! خام شان گفته های را بروز داده اند تا دست سدید افتاده را بگیرد ندانسته سبکسری بود که ندانسته بروز دادۀ است. دفاعیه محترم نعیم بارز بسیار سوال برانگیز وسبکتر از کار پیشوایش صدید میباشد.
اگر سخنان مرا دور از واقعیت میدانید لطفا ًبه مقالۀ های نشر شده درهمین سایت از قلم عبدالقادر آسیابان و بخصوص میر عبدالواحد سادات مراجعه کنید تا از ثقلت موضوع صحیح آگاه شده باشید.


اسم: صالحه وهاب واصل   محل سکونت: هالند    تاریخ: 21.04.2015

برادر بزرگوار جناب عبدالله گرامی درود بر شما
سپاسگزارم از تبصرۀ دلسوزانه و پر و محتوای تان در ارتباط با فجیعترین قتل تأریخ (قتل فرخندۀ شهید)
نوشتۀ نخست جناب محترم سدید صاحب را به جواب نوشتۀ بنده خواندم، ابهامی که در ذهن ایشان از انتخاب عنوان شعر و تبصرۀ کوتاه من درین ارتباط ایجاد شده بود و ایشان طی مقالۀ از من درخواست وضاحت نموده بودند، نوشته، توضیحات لازم ارائه کردم.
مرگ فرخنده حقیقت یک شهادت آشکار است و انکار از آن یک امر نامکن بوده، است و میباشد. من به نظر ایشان و هر شخصیت دیگری که درین باره ابراز نظر می کنند احترام میکنم، ولی بر مبنایی اینکه هر کسی یک فرد جدا با افکار و برداشت های جدا و متفاوت است و زاویه های مختلف به موضوعات و حادثات و واقعات می بینند، وقتی با نظر شان موافق نباشم، خودم را مجبور به قبول نظر شان نمی دانم.
مخالفت سدید صاحب بزرگوار در انتخاب اسم شعر من بود که بعد از شرح موضوع هم ایشان به اختلاف نظر شان با استحکام کلام باقی ماندند، اما در جوابیۀ اخیر شان که طی مقالۀ هشت صفحه یی نوشته شده است موضوع مطلقاً دیگریست که با سؤال شان در مقالۀ اولی شان مطابقت نمی کند. چونکه این جا موضوع را متکی به علل و عوامل قتل فرخندۀ شهید و اینکه چه باعث شده که این جوانان چنین عکس العملی را انجام داده اند، ساخته اند که ازیک طرف موضوع مطرح در بحث ما نبود و از جانب دیگر ختم مباحثه را هم در اخیر اعلام داشته اند. به هر حال من به نظر هر هموطنم احترام می گزارم تا زمانیکه منافع ملی کشور ما آز آن متضرر نگردیده باشد و یا نگردد. در صورتی که چنین باشد هر افغان مسؤولیت دارد که صدایش را بلند کند.
با حرمت


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 20.04.2015

سلام و سپاس به/از شما جناب بارز صاحب محترم

نوشتۀ شما محترم به حواب هموطن گرامی ما، آقای عبدالله از هالند، مرا دچار مشکل بس عظیمی ساخت. به همین دلیل، با وجود میل بیحد به نوشتن جواب، واحترام زیادیکه، بدون تعارف و تکلف، به شخصیت قاطع و اصیل شما محترم دارم، نتوانستم به موقع تشکرات خویش را خدمت تان به عرض برسانم.
رسم بد تکلف و تعارف، تو از من تعریف کردی من از تو تعریف می کنم،آن قدر در دریچۀ نظریات همومیت یافته است، که اگر شخص حساسی مثل من بخواهد بجد کار ارزشمند کسی را تعریف کند، اولین چیزی که سبب آزارش ـ یا مانع نوشتن جواب ـ می شود همین اندیشه است که مبادا این طرز برخورد با نوشتۀ آن کس هم در زمزۀ همان نوشته هایی بر مبنای تعارف و ادای دین به حساب آید.
این مطلب را از برای آن نوشتم که هم شما محترم و هم دیگران به این فکر نیفتند، که تعریف از نوشته های شما محترم هم از همان طرز تفکر، یا رسم "تو به من و من به تو" بر می خیزد ـ ارچند خود شما محترم بهتر از هر کسی می دانید که چه شور و صداقت و منطقی در شما و در نوشته های تان نهفته است!
نوشته های شما محترم، شریفانه، واقعاً بسیار با صلابت و عمیق و ارزشمند هستند.
این موضوع را میخواستم قبلاً خدمت تان به عرض برسانم، اما ابراز این مطلب، به دلیلی که گفته شد، برایم دشوار بود.
نوشته های قاطع،اصیل و قوی نشان از عظمت روحی و اخلاقی نویسنده دارد.
برای درک چنین نوشته ها، انسان باید همان صولت و قدرت روحی و اخلاقی را داشته باشد؛ یا عاری از غرض و کدورت و کژاندیشی و فارغ از تعلق، یا به قول حافظ، "سخن شناس" باشد!
به آرزی سلامتی و شادکامی آن عزیز ارجمند؛ همراه با فامیل نجیب.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 18.04.2015

فرار یک متهم قضیهٔ زجرکشی فرخنده
کابل::روز گذشته رسانه‌ها گزارش دادند که یکی از متهمان اصلی پرونده زجرکشی فرخنده، با پرداخت سی هزار دالر رشوه به یک افسر پولیس، فرار کرده است. این گزارش از قول کمیته حقیقت‌یاب قتل فرخنده به نشر رسیده است. چندی پیش جنرال ظاهر، مسوول پرونده زجرکشی فرخنده، به رسانه‌ها گفته بود که برخی از پول‌داران تلاش می‌کنند متهمان قتل فرخنده را از بند رها کنند. رویداد فرار یک متهم به وضوح نشان می‌دهد که پولیس کابل و تمام لایه‌های جنایی و استخباراتی آن، تا چه حد مستعد فساد‌اند. شبکه‌های فساد مالی و اداری، به تمام لایه‌های پولیس کابل و دیگر شهرهای کشور رخنه کرده است. این واقعا نگران‌کننده و شرم‌آور است.

وزیر داخله، رییس تحقیقات جنایی و دیگر مقام‌های این وزارت وعده کرده بودند که پرونده قتل فرخنده را با جدیت دنبال می‌کنند. رییس‌جمهور و رییس اجرایی نیز چنین سخنانی بر زبان رانده بودند. شوک اجتماعی‌ای که قتل فرخنده ایجاد کرد و اعتراض‌های گسترده‌ای که به آن شد، این باور را در افکار عمومی ایجاد کرده بود که حداقل پولیس کابل و ریاست جنایی وزارت داخله موضوع را جدا پی‌گیری می‌کنند. اما وقتی چشم رسانه‌ها دور شد و رویداد بدخشان تلکس‌های خبری را اشغال کرد، شبکه‌های فساد مالی، فرصت یافتند تا با افسران رشوه‌خوار معامله کنند. روشن است که یک افسر به تنهایی دست به قمار نمی‌زند و همه پول را نمی‌گیرد. فساد در اداره‌های دولتی شبکه‌ای است. بدون تردید افسران متعدد در قدمه‌های مختلف پولیس کابل، در فراری دادن متهم دست دارند.

وزارت داخله و ریاست جنایی این وزارت باید به افکار عمومی گزارش بدهند. مقام‌های عدلی و قضایی هم در رسیدگی به پرونده زجرکشی فرخنده، کوتاهی کردند. بیشتر از سی روز از این حادثه گذشته است. تا حال باید اولین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده زجرکشی فرخنده برگزار می‌شد. نفس تاخیر در برگزاری محاکمه، به شبکه‌های فساد فرصت داد تا کار خودشان را بکنند. تاخیر برگزاری اولین جلسه دادگاه، هیچ توجیه عقلانی ندارد. از کجا معلوم که شبکه‌های پرنفوذ فساد مالی و اداری، مقام‌های قضایی را وادار به تاخیر در پرونده قتل فرخنده نکرده باشند.

زجرکشی فرخنده، مصداق محاکمه خیابانی، آدم‌سوزی، خودسری و بی‌قانونی بود. این رویداد به هیچ‌وجه یک قتل ساده نبود. این حادثه کل مشروعیت کارکردی نهاد دولت را در کابل زیر سوال برد. این حادثه نشان داد که اصل محاکمه یک متهم در یک دادگاه با صلاحیت رسمی حتا در ذهن برخی از افسران پولیس رسمیت ندارد. این حادثه بی‌پیشینه در تاریخ کابل نشان داد که حتا برخی از مجریان قانون، متولیان فرهنگ و قانون‌سازان نیز، به این باوراند که محاکمه خیابانی و به آتش کشیدن یک متهم به قرآن‌سوزی، مجاز است. این اوج وحشت است. انتظار می‌رفت و می‌رود که سران دولت برای برگرداندن اعتماد افکار عمومی به مشروعیت کارکردی حکومت، به پرونده قتل فرخنده توجه کنند. انتظار می‌رفت و می‌رود که رییس‌جمهور و رییس اجرایی هر روز صبح وقتی به کار شروع می‌کنند در مورد آخرین تحولات این پرونده، از مراجع مسوول سوال کنند. اما خبر فرار یک متهم، افکار عمومی را مایوس کرده است. جنبش خودجوش دادخواهی برای فرخنده باید فشار بر حکومت را حفظ کند. اگر این پرونده، آن طوری که لازم است، به بررسی گرفته نشود و مجرمان به جزا نرسند، آدم‌سوزی، محاکمه خیابانی و خودسری رایج می‌شود. آن وقت هیچ کسی در کابل احساس امنیت نخواهد کرد. بقای جامعه شهری و حاکمیت قانون، با سرنوشت این پرونده گره خورده است.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 18.04.2015

نوشتۀ جناب آقای صالح محمد وتبصرۀ مختصر و مستدل شانرا به ارتباط "مرحوم استاد خلیل الله خلیلی درآئینۀ نگارها"خواندم و به واقعبینی و حقگویی این دانشمند محترم آفرین میگویم - با عرض احترام هاشمیان - 18 اپریل


اسم: جواد حسن زاده   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 17.04.2015

به ارتباط تایید نظر نعیم جان بارز

من در سال 2014 با محترم سدید صاحب تلفنی گپ زدم. نوشته های سدید صاحب مساوی با نوشته های شوپنهاور، هگل و ایمانول کانت است. من با فلسفه جرمنی بلدیت دارم و کل نوشته های جناب سدید را از افغان جرمن و حتی از سایت گفتمان دانلود کرده و خوانده ام. از دانشمند بودن و فیلسوف بودن سدید صاحب واقف هستم. خداوند به ایشان عمر طولانی عطا فرماید.


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 17.04.2015

تحفه ای ناخواسته ای شخصی از کرخ را تصادفا خواندم، دران بجز ادعا، اتهام و دشنام کمتر از حقایق اثری دیدم. یک جمله ای مشهور است که در قرون وسطی اروپا بخاطری تاریکترین دوران خود را میپیمود که متمسک بدین بودند، یا بعباره ای دیگر کلیسا برزندگی مردم حاکمیت داشت، اما مسلمانان برعکس بخاطر پایبندی بدین یا حاکمیت شرعیت بود که در ترقی مادی و معنوی قرار داشتند. وحالت هردو بخاطری برعکس شد که هردو راه برعکس را درپیش گرفتند.

دانشمندان، نخبگان و تاریخدانان اروپایی خود به این حقیقت اعتراف دارند که روشنی علم و ترقی از ریاضی و هندسه و ادبیات گرفته تا طبابت و تخنیک و امثالهم. قرطبه یونورستی اولین پوهنتون یا دانشگاه در اروپا است که در اندلس مسلمان بنا نهاده شده است. اینهم اقرار خود اروپاییهاست و فلمهای دوکومنتاری دریباره ثبت شده که پاکسال و نیوتن و گالیله و امثالهم بخاطری مشهور شده اند، که به کتابهایی دسترسی یافته بودند که کلیسا از دست مسلمانان بعد از سقوط اندلس ربوده و بدون درج مولفین اصلی، آنها را نزد خود مخفی داشته بودند.

درحقیقت امتیاز کشفیات این دانشمندان که بنوبه ای خود هم قربانی جهالت کلیسا شده اند به دانشمندان مسلمان میرسد. مثالها بسیار است که حتی فلمی از هالیود هم درینباره در سالهای اخیر ثبت شده است، بی اطلاعی از چیزی دلیل عدم وجود وی نمیشود. المهم خود اروپاییان منصف وجود علم اساس یا وجود علم تجربی و مطالعه ای سیستماتیک را مرهون مسلمانان میدانند.

کسیکه دنیا را از محدوده ای کوچک خود که آنهم نامی از چیزی دارد و ماهیتا مملو از ضد آنست، معذور است که برهمه چیز بدگمان و مفختر بر بیخبریهای خود باشد. گناه مزخرفات یکی را هم نمیتوان بگردن دیگری انداخت. صحبت باقی ان شآالله و توکل علیه.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 17.04.2015

محترم آقای عبدالله از هالند!

قبل از هر چیز هر انسان باید جایگاه خود را تشخیص دهد !

نوشته محترم آقای هاشم سدید گذشته از سبک صریح و شفاف، در سطح یک متخصص در مسایل جامعه شناسی، شناخت از مکتب های سیاسی، در باب قتل وحشتناک فرخنده چنان تحلیل و بررسی دقیقی در هشت صفحه انجام داده که از عهده سه چهار متخصص امور اجتماعی فراتر و از حد یک کتاب قطور نیز بیشتر بوده است. علاوه از کیفیت عالی نوشته، متود و روش نقد مذکور چنان بی طرفانه و صادقانه و توام با رعایت احترام صورت گرفته که من تا کنون نظیرش را در نوشته های فغان های محترم دیگر ندیده ام.
مهمتر از همه در زمانیکه چنین تراژیدی وحشتناک صورت گرفته و همه تحت تاثیر جنبۀ عاطفی و احساسی قرار واقع شده اند، آقای سدید این شجاعت اخلاقی را نیز از خود نشان داده است که راه و روش فرخنده را هم مورد ارزیابی قرار داده تا باشد که دیگر انسان ها با ساده انگاری اسیر دام و دانه نشوند. و یا خود را در میان گله گرگ ها نه اندازد.
در یک جمله از دید من آقای سدید کوچکترین جایی برای اعتراض باقی نگذاشته، اگر کم و کاستی می داشت، مطمیناً از چشم محترم صالحه وهاب نادیده نمی ماند واین توانائی داشت که خود به آن می پرداخت.


اسم: فضل الربی فضل   محل سکونت: کرخ    تاریخ: 17.04.2015

اسلام دین کاملی است ؟



متاسفانه ما خیلی از مفاهیم را بدون اینکه روی آنها فکر بکنیم و یا تحقیقی بکنیم به عنوان یک سری اصول و پیش فرضها قبول میکنیم و هیچ چیز به اندازه پیش فرضهای غلط خط فکر انسان را به سوی منجلاب جهل امتداد نمیدهد. یکی از مفاهیمی که هر روزه شنیده ایم و قبول کرده ایم این است که اسلام دین کاملی است. آیا هرگز به این فکر کرده ایم که این کمال اسلام به چیست؟! چرا اسلام کامل است؟ آیا دین ناقصی وجود دارد؟

در اکثر موارد افراد مذهبی مفاهیمی که به آنها توسط سوداگران مذهب تلقین و تزریق شده است میمون وار تکرار میکنند، خود این افراد از ریشه و پشت پرده این مفاهیم مذهبی اطلاعی ندارند، کمال دین اسلام یکی از همین مفاهیم است. مسیحیان و یهودیان در تمام شاخه هایشان دین و علم را دو پدیده جدا میداند و از دین انتظاراتی دارند که از علم ندارند! از دین انتظار ندارند به دنیای فیزیکی آنها بپردازد و روش های زندگی زمینی را به آن ها بیاموزد و این دست آورد سالها تلاش و مبارزه انواع و اقسام دانشمندان و مبارزان و آزادیخواهان این مردم است، تکلیف و جایگاه دین در میان ملل پیشرفته جهان بسیار روشن و ثابت است. کلیسای مسیح هرگز خود را در مقابل مجامع علمی دنیا قرار نمیدهد، بعنوان مثال واتیکان در مقابل ادعاهایی که در مورد پدیده تکامل میشد، اظهار میکند که داستانهای انجیل و آموزه های دینی تنها میتوانند دانسته های اخلاقی و آموزشی باشند، و به عنوان مثال داستان آدم و حوا را یک داستان سمبلیک میدانند، و اعتقاد ندارند که این ماجرا ها واقعا در دنیا و زمان فیزیکی اتفاق افتاده باشد.

اما در جوامع اسلامی چون همواره اندیشه کشی و تکفیر اشخاص و مردتد خواندن وجود داشته و عده کثیری از دانشمندان این جوامع مثل راضی، الکندی، پور سینا، فارابی، حافظ و سایر این متفکران همگی در زمان خود تکفیر شده اند و از طرف مذهبیون تندرو زمان خود همواره مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند پیشرفت چندانی در فلسفه و طرز فکر این جوامع پیش نیامده است. مسلمانان امروزی مثل مسلمانان 600 سال پیش فکر میکنند و هنوز تکلیف و جایگاه علم و مذهب در بین این افراد هنوز مشخص نیست! حال اگر پیشرفتهایی در این جوامع دیده میشود، مثلا اگر در ایران زنان آنقدر که زنان در عربستان از طرف مردان به رعایت حجاب مجبور نمیشوند، این ریشه در تک روی های افرادی دارد که خواسته اند این مردم را به زور پیشرفت دهند، و الا اندیشمند و نخبه و دانشمند و دگر اندیش در میان این مردم جایگاهی نداشته اند که بخواهند پیشرفتی حاصل کنند!

به همین دلایل مسلمانان هنوز ننشسته اند فکر بکنند و تصمیم بگیرند که آیا نوح و یونس و موسی و خضر، آدم و حوا و یوسف و ذوالقرنین شخصیت های اسطوره ای ملل سامی هستند که به کتب و افکار آنها اضافه شده اند یا شخصیت های تاریخی و واقعی ای که روزی روی این زمین راه میرفته اند؟! هنوز نمیدانند که آیا 7 آسمان وجود دارد یا این تنها یک معنای استعاره ای دارد؟! از دل همین آشوب زدگی تفکر مذهبیست که مفاهیمی همچون کمال دین اسلام بر می آید و کسی نمیداند که این ناگهان از کجا آمده است. حقیقت این امر این است که کامل بودن دین اسلام در اصل در مقابل ناقص بودن علم و خرد بشری مطرح میشود.

یعنی اسلام کامل است چون علم ناقص است! و به همین دلیل بهترین برنامه برای زندگی و جهانبینی همانا اسلام است و نه علم و عقل!

مسلمانان و سایر مذهبیون بر روی این مسئله پافشاری دارند که عقل بشر ناقص است و این نقص شایستگی خرد و عقل را برای راهنما و ریشه تفکرات بودن نفی میکند. در مورد این موضوع در شرح سفسطه ای با عنوان «عقل بشر ناقص است! علم ناقص است!» توضیحات کامل داده شده است.

البته شایان ذکر است که بسیاری از مسلمانان دلیل کامل بودن اسلام را این میدانند که در اسلام از طریقه شکار ملخ و آداب شستشوی مدخل و استبراء گرفته تا طریقه نزدیکی حرف به میان آورده شده است و علمای اسلام جدول لگاریتمی دقیقی در مورد شکیات نماز بوجود آورده اند. اما این افراد باید بدانند که در ادیان دیگر نیز اشخاصی مثل مجلسی ها یافت شده اند که این مزخرفات را در دینشان گسترش دهند. بعنوان مثال یهودیان نیز آداب و سنن کاملی برای مراسم دستشوئی رفتند دارند که کمتر به آن توجه میکنند و تشابه میان آن قوانین مضحک یهودی و قوانین اسلامی که در رساله های علما(!) ی دینی یافت میشود مثال زدنیست!. مثلاً در میان یهودیان ارتودکس لمس آلت تناسلی برای پاکیزه کردن بعد از تخلی جایز نیست، چون ممکن است موجب تحریک جنسی شود. بنابر این اگر کمال اسلام به این مزخرفات است که ادیان دیگری پارا بسیار فراتر نهاده اند. چگونه است که اسلام کامل است و بقیه ادیان ناقص هستند؟ بازهم همان داستانی که ادیان مکمل یکدیگر هستند و مسیحیت یهودیت را کامل میکند و اسلام مسیحیت را و این ها در امتداد یکدیگرند؟ در سفسطه «ادیان همه یک چیز میگویند» به این مسئله اشاره خواهیم کرد.

گروهی نیز بر این باورند که کمال اسلام از آن جهت است که اسلام تمامی قوانین و مفاهیم لازم را برای زندگی بشر در تمام جنبه های زندگی وی در خود دارد؛ و بنابر این نیازی به هیچ مفهوم غیر اسلامی ای برای زندگی وجود ندارد. بسیار جالب است که بدانیم کتابخانه های ایران و سایر بلاد دیگر نیز با استناد به مفاهیم مشابهی توسط عمر خلیفه دوم مسلمین به آتش کشیده شد. عمر معتقد بود هر آنچه ما بدان نیاز داریم در قرآن وجود دارد. بنابر این در بقیه کتابها اگر چیزهای خوبی نوشته شده است، حتما آن چیزها در قرآن هم وجود دارد، و اگر هم چیز خوبی نوشته نشده است، پس ما نیازی بدان کتابها نداریم. همانطور که در بخش دموکراسی چیست؟ شرح داده شد، دلیل اصلی تضاد اسلام با دموکراسی همین جزم اندیشی و مطلق اندیشی و جهالتی است که در اسلام نهفته است.اما نکته این است که اگر معنی کامل را بدین تفسیر و مفهوم دریافت کنیم، دیگر عبارت «اسلام کاملترین دین است!» معنی نخواهد داد و از لحاظ منطقی غلط است. زیرا کامل تر و کاملترین با توجه به این معنی غلط میباشند. کامل در این حالت یک صفت عینی (Objective) و یک مفهوم مطلق است، و پسوند تر را نمیتوان بدان چسباند. و البته لازم به توضیح نیست که این ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه اسلام بدین مفهوم نیز کافی است، تا چه حد بی اساس و بی پایه است.

این مقاله را برای مطالعه هموطن ما اقای جلال از جرمنی ، پست کردم .


اسم: عبدالله   محل سکونت: هالند    تاریخ: 14.04.2015

بخواهرگرامی خانم صلحه وهاب واصل شاعر بسیار عزیز سلام میرسانم!
خواهرجان توجه کنید که بخاطر فجیعترین قتل تاریخ که دور از کرامت وانسانیت بود دوشیزۀ جوان فرخنده مبارک را که بشهادت رسید. تعدادی بنابه خصلت اصلی شان آگاهانه در صف دفاع ازچنین قتل ایستادند وبر زخم بزرگ خانوادۀ عزادارافغانستان نمک پاشیدند و نه تنها بی تفاوتی بلکه این شهادت کبرا را به هیچ گرفتند. بقول معروف کسانی که در بین جامعه ومردم یکبار خام شد آنها را کسی نمیتواند دوباره در ذهن جامعه پخته بسازد. مثلا ً عوامفریب تیکه دار دین ملا ایاز نیازی ملا امام مسجد وزیر اکبر خان را یا عوامفریب دکاندار دین ملا عبدالله نورعباد ملا امام مسجد شیرپور را یا ملای چپ سید هاشم سدید را یا بی بی ملا سمین حسن زاده را یا ملابچه بغلانی را یا ملابچه استانکزی را یا ملابچه زلمی زابلی و غیره را که در سوگ ماتم ملی خواستند غرض خود خواهی برای کسب بیشتر شخصیت سازی خویش حرفی زده باشند متأسفانه که اشخاص یاد شده از فرط کبر و غرور به دلایل بسیار مسخره خواستند تا این حادثه را بسیار ساده و پیش پا افتاده جلوه دهند. و شخصیت چنین بزرگ را به هیچ گرفتند.

آنها از خامی، عظمت این حادثه را درک کرده نتوانستند بلکه به نحوی این شهادت کبرا را می خواستند کم رنگ بسازند خوشبختانه حقانیت این شهید بزرگ، همچون چراغ روشن تمام زوایای تاریک را روشن ساخت که در قدم اول این اشخاص خود در بین مردم و تأریخ منفور شدند و برعکس فرخندۀ بزرگ جاودانه مانند مشعل تابان درخشیدن گرفت این درخشش خفاشان را در گودال سیاه شان آفتابی ساخت.
خواهر بزرگوارم خانم صالحه وهاب نباید جواب این ملا های چپ و راست را بدهید توجه کنید که یکی از آنها ملای چپ سیدهاشم سدید خود را خود افشاء کرده است. کسیکه در 8 صفحه افسانه سرمگسک بگوید و هنوز هم بر خامی خود پا فشاری کند شما از چنین آدمی چه توقع می توانید داشته باشید.
بگذارید جامعه و مردم او را شناخته اند. او در بین جامعۀ انسانی شخص خام شده است.

وسلام


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 13.04.2015

بنظر بنده امتیاز نویسنده ای مقاله ای که آقای فضل الربی فضل آنرا پست کرده ( آرش بیخدا یا بقول خودش زندیق ) درینست که اقرار میکند خدا را قبول نداشته و بنا لازم ندارد که دینی را هم قبول داشته باشد. نه مانند بعضیها که با کمال تاسف جمله ای خندآوری را تکرار مینمایند که دین را ( درمجموع ) وحتی قرآن شریف را باید مطابق شرایط عصر عیار و اصلاح نمود، بهر نیتیکه باشد و از هر دیدگاهیکه به آن دیده شود. سوالی را که یک مسلمان بحق اراءه نموده میتواند، این بوده میتواند که آیا حکمی واقعا در نصوص معتبر شرعی وجود دارد و همچنان چنین حکمی بر شخص و حالت معینی شرایط شرعی تطبیق آنرا در بر دارد یانه... برای دریافت چنین جواباتی ناچار باید دروازه های نصوص را با دانش کافی فهم و درک آنها دق الباب نمود. این دین که کامل شدن آن در خود قرآن بیان شده، برای این نازل شده تا انسان مسلمان! در هر زمان و مکانی، زندگی خود را مطابق آن عیار سازد، نه برعکس آن. دین الله سبحانه و تعالی را حتی خود پیغمبر صلی الله علیه وسلم بدون حکم الله تغیر داده نمیتوانست. والسلام


اسم: فضل الربی فضل   محل سکونت: کرخ    تاریخ: 13.04.2015


متن کامل مقاله را از لینک بالا باز و بخوانید.

مقاله در مورد سگسار است .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 13.04.2015

ترکیه از صدسال است که به سرطان سیکولاریزم مبتلا بوده که به تار و پود این مملکت ریشه دوانده است. بقایای همین سیستم که عبارت از یکتعداد صاحبمنصبان مخلوع اردو و استخبارات، کمالیستها و نشنلیستها اند، چندین مرتبه کوشش به کودتا و ترور آقای رجب طیب اردگان صدر اعظم سابق و ریس جمهور فعلی ترکیه نموده اند که الحمدالله هربار افشا شده و مجرمین بعد از محاکمه و اثبات جرم در پشت میله های زندان قرار گرفته اند. همچنانکه سرطان را نمیتوان بدون بستن رگهای آن دفعتا از بدن جدا نمود، آوردن اصلاحات هم در یک شب منافات با عقل سلیم داشته امکانات عملی بودن آن کم است. منتها الحمدلله بتدریج آثار آزادی از چنگال سیکولرهای مستبد مشهود شده میروند.

در مکاتب و پوهنتونهای ممالک غربی ( به استثنای مکاتب فرانسه ) چادر پوشیدن دختران الحمدلله هیچ مشکلی نیست، اما در پوهنتونهای ترکیه و پارلمان آن ممکن نبود، مگر الآن ثم الحمدلله این مشکل مرفوع شده است. قبل ازآن کشیدن هیءات رهبری محکمه عالی از انحصار سیکولرهای کمالیست کاری بود که بخودی خود امکان نداشت ولی و با درایت اجراء شد. مهمتر از همه خارج ساختن اردو از انحصار سیکولرهای مستبد، با برطرفی سرلشکر آن و مقرری شخص مسلمانی در جایش را، خبرای سیاسی بحیث کارنامه ای که در صدسال ممکن نبود، قبول کرده اند. الله بزرگ را شکر که باوجود سبوتاژهای ممتد خارجی و داخلی از طرف دشمنان آزادی وترقی ملتها و عناصر انارشیست و نادان که اکثر متشکل از علویها و کمونستان میباشند، ملت ترکیه با بصارت و هوشیاری، خوب و خراب را ازهم تفکیک کرده و الحمدلله چندین بار است که رضایت خود را از حزب عدالت و توسعه که هدف آن واضحا احیای مجد و شکوه ترکیه ای مسلمان با برقراری رفاع عامه و عدالت است، نشان میدهند. ماشآالله لاقوة الا بالله. الله بزرگ بیشتر کمکشان نماید و مملکت ماراهم از دست پیشپا بینان و کورمغزان تاریکدل رهانیده، زمامداران صاحب بصیرت، دلسوز بحال ملت و صاحب همت بلند نصیب کند، آمین. اگرچه گفته اند که زمامداران عرق اجتماع اند، لکن، وماذلک علی الله بعزیز.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 12.04.2015

محترم آقای جلال !
بهتر است درباره هر مساله ای یک حد اقل معلومات بدست آورده بعد ابراز نظر نمائید!.

کشور ترکیه در اثر انقلاب مصطفی کمال اتاتورک از نظام دینی مذهبی به نظام سیکولار مبدل شده است و تاکنون طبق قانون اساسی نظام سیکولار در آنکشور مستقر است. هر حزب سیاسی برای رسیدن به حکومت حق فعالیت دارد و طبق برنامه اقتصادی وغیره می تواند در مبارزات انتخاباتی شرکت کرده و بر اساس کسب رأی اکثریت به چوکی های شاروالی، پارلمان و ریاست جمهوری برسد و طبق برنامه ای که قبلاً در موارد مختلف ارائه داشته و مورد حمایت مردم قرار گرفته به فعالیت آغاز نماید. اما حق ندارد نظام سیکولار را تغییر دهد ویا خلاف آن اجرا أت نماید. بر اساس همین نظام کشور ترکیه در میان کشور های اسلامی در همه امور پیشرفت و درخشندگی خاصی دارد.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 12.04.2015

محترم انجنیر قیس کبیر و محترم فرید سلام!

نوشته ای را که در ذیل می بینید قبلاً داخل بخش نظر خواهی شده بود اما کدام کس که کلید وصلاحیت داخل نمودن و خارج کردن نوشته ها را دارد. آنرا از صفحه مذکور بیبرون نموده است ، چنانکه جریان را به محترم آقای نوری و قیس جان گذارش دادم ، این کار یک امر عادی وساده نیست. وقتی یک نویسنده نوشتۀ خود را با اعتمادی که بالای گردانندگان سایت دارد می فرستد. باید مطمئن باشد که در نوشته وی دست بازی نمی شود.
شما در نظر بگیرید، اگر کسی در مخالفت نوشته کسی را خارج کرده و با اضافه یک جمله کفر گویی ویا کدام مطلب زشت دیگر دوباره آنرا داخل می نماید و آنگاه کسانی نوشته را مطالعه کرده نویسنده را محکوم به کفر گویی و یا ملامت به مطلب زشت می نمایند، نویسنده چگونه از خود دفاع خواهد نمود.
خلاصه کاری که در مورد نوشتۀ من صورت گرفته بسیار غیر اخلاقی و انسانی و بیشرمانه ست. لطفاً به این قضیه رسیدگی نموده تا گر ممکن باشد فردی مرتکب این عمل زشت شناسائی شود و کلید چنین صلاحیت از وی گرفته شود. همچنان اگر ممکن باشد هرچه زودتر یک اقدام تخنیکی صورت گیرد تا کسی نتواند نوشته کسی را بدون موافقه وی از صفحه خارج و یا به آن چیزی زیاد و یا کم نماید.
قبلاً تشکر از شما.

با قدر دانی از محترم مسعود فارانی که در چنان باب مهم زمینه بحث را فراهم کرده اند.
و همچنان ستایش از نوشته بسیار زیباه و منطقی محترم ملکیار!

شرایطی را که محترم فارانی از موضع اسلام در باب اجرای حکم سنگسار آورده اند. معلوم است که هیچ شهادتی نمی تواند بر وفق شرایطی باشد که گذاشته شده است اما:

1- آیا این حکم که در طول تاریخ و در تمام حاکمیت های اسلامی اجرا شده، می توانید بگوئید حتی یک فقره هم درست اجرا شده است؟

2 - آیا از دیدگاه آقای فارانی بحیث یک فرد روشنفکر ولو «با شرایط لازمی شهادت . . . » اجرای حکم سنگسار یک عمل وحشیانه و غیر انسانی نیست؟
3 – آیا فکر می کنید با نوشته ای که ارائه فرموده اید، بنابر دشواری شرایط شهادت بعد از این مردم دست ملا را گرفته و خواهند گفت صبر کنید ببینیم شاهدان چگونه افرادی بوده و شرایط لازمی شهادت را بجا آورده اند یا خیر؟

4 – محترم آقای فارانی کاش همین یک مشکل سنگسار در حاکمیت های دینی مذهبی و یا جوامع که نفوذ آخند وملایان در آن بسیار است وجود می داشت و با نوشته شما مشکل حل وفصل می شد. معلوم است که ده ها مشکل در مسایل حقوقی و جزایی بین نظام های دینی مذهبی و خواست های برحق انسانی وجود دارد. مثلاً تفاوت حقوق زن و مرد و در صورت طلاق زن، تعلق گرفتن اولاد به پدر نه به مادر. . . بنابر این آیا بهتر نخواهد بود بجای بحث بیهوده بر سر اینکه تحت چه شرایطی سنگسار مجاز است؟ این بحث را دنبال نمائیم که در تجارب تاریخی نتایج عملی کدام نظام اجتماعی کا را و نسبتاً مورد رضایت اکثریت مردم قرار گرفته است. مثلاً تصویری از نظام عربستان سعودی و ایران آخندی ارائه داریم واقلاً آنرا با نظام سیکولار ترکیه مقایسه نمائیم. بااحترام





اسم: محمد داؤد ملکیار   محل سکونت: کلیفرنیا    تاریخ: 12.04.2015

با تائید نکات جالب در نوشتهء جناب محترم بارز، از دوستان محترم این پورتال خواهشمندم تا با لبیک به درخواست بارز صاحب، به تحلیل و مقایسهء نظام های تیوکراسی و سیکولار و کار آیی هر کدام پرداخته و با ترویج این بحث آزاد، زمینه را برای روشنگری هرچه بیشتر درین موضوع مهم و حیاتی در داخل کشور هموار سازیم. با اظهار امتنان. داؤد ملکیار


اسم: الماس وحیدیار   محل سکونت: اندونزیا    تاریخ: 12.04.2015

به ارتباط نوشته آقای فارانی

من از شما چند سوال دارم. آیا می توان رسم و رواج زن ستیز و انسان ستیز جهود از چند هزار سال قبل از امروز را زیر نام جزای الهی آنرا اسلامی نامید؟. آیا می توان خداوند پاک را به این شکل فجیع بدنام کرد؟ که شما بدنام می کنید!
آیا رسم و رواج قوم جهود و قوم عرب بادیه نشین با منطق و تمدن انسانی برابری ای دارد؟ (توجه کنید که من از دین چیزی نمی گویم صرف از رسم و رواج می گویم)

چرا جنایت و حیوان صفتی را دینی و الهی می نامید؟

افغان یک انسان آزاده و دیندار و ناموس دار بوده، است و خواهد ماند. رسم ناموسداری افغانی از پیش از اسلام وجود داشت. پس با مفکوره های غلط لطفآ قلب انسانهای پاک را نشکنید!


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 12.04.2015

فکر نکنم چشمپوشی ازین واقعیت ممکن باشد، که عروج اقتصادی و اجتماعی ترکیه در سالهای اخیر، از برکت رجوع دوباره ای مردم و حکومت بطرف اسلام تحت قیادت حزب عدالت و توسعه ( AKP ) و روگردانی از نظام مستبد و دین ستیز یا سیکولار اتاترک بوده است، نه برعکس آن. بااحترام


اسم: حامد فارانی   محل سکونت: Kabul     تاریخ: 10.04.2015

مقاله محترم مسعود فارانی خوانم که درباره سنگار نوشته بودند که در هفته پیش بسیار آموزنده و واقعیت اسلام را نشان می دهد که اسلام چقدر به انسان وانسانیت تا آخرین لحظه به انسان امکان می دهد که باصوال دین محاکمه شود ونه کسانی که از اسلام دین وحشت وهراس ساخته اند با احترام حامد فارانی


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 08.04.2015

یک گفته ای اینشتین بعضا ناخودآگاه بذهن خطور میکند، که دو چیز را انتهایی نیست:

** قدرت خداوند ج (لله سبحانه و تعالی)
** و جهالت بعضی انسان ها.


اسم: حمید عبیدی   محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 07.04.2015


نگاهی بر مقاله شرایط سنگسار آقای فارانی

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: صالحه وهاب واصل   محل سکونت: هالند    تاریخ: 07.04.2015

پاسخ به نکته های چیدۀ محترم هاشم سدید از نوشتۀ بنده

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 07.04.2015

عاقلان را اشاره کافیست.
گفته اند که بدی در اشتباه بزرگسالان نظر به اطفال درینست که بزرگسالان بخاطر درست نشاندادن اشتباهشان، آنرا تکرار مینمایند. ای چه بسا که بدتر از پیشتر...

برای قضاوت بالای نوشته ای لازم است دیده شود که کی نوشته، چی نوشته و برای چی نوشته؟
بعضی نوشته ها با مقدمه چینی خوب شروع شده ولی اصل مطلب نامطلوب ونازیبا میباشند، یا اینکه اصل مطلب خوب نوشته و یا کاپی شده، اما مقدمه ای نویسنده است که پرده از نیات وی برمیدارد. شناخت ازشخصیت نویسنده هم برای دانستن هدف نوشته هایش ممد بدی نمیباشد. البته که به صلاحیت علمی و اخلاصش محتوی نوشتارش شاید کفایت کند.
مطرح نمودن موضوعات عاطفی و نامرتبط در طلب جلب همفکران و همدردان، برعلاوه ای دور شدن از موضوع و ضیاع وقت، از اعتبار نویسنده هم میکاهد.
بامتهم ساختنهای دیگران که نمیشود خامیها و کمیهای خود را پنهان کرد. گذشته ازآنکه با وجود آزادی بیان، افتراء بستن بدیگران، جرم واضح بوده، خطر پیگرد قانونی را نیز در پی داشته میتواند.
روی نکات مهم، ان شاالله که قبلا کافی صحبت شده. بنظر بنده نظر دکتور یوسفی در زمینه، پشتوانه ای منطقی داشته، نقل خوب و آبرومندانه ای برای نویسندگان تلقی شده میتواند. والسلام


اسم: مسعود فارانی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 06.04.2015

توضیحاتی به چند نقد

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: حسام الدین ثوابی    محل سکونت: هرات افغانستان    تاریخ: 06.04.2015

به توجه محترم هاشم سدید و محترمه خانم صالحه وهاب واصل واهب!
ملاحظه میشود که هر دو محترمان در صدد اند به یک صورتی از شهادت فرخندۀ شهید و ارزش آن کاهشی به عمل آورند وفشار لازم را تقلیل دهند فشاری که به دلیل قتل شنیع موصوفه بر جناح های متعدد فکری و ارگان های دولت وارد شده است، تا به این شکل مردم به این دو شاعر، نوسینده و باریک بین صلوات بفرستند و مرحبا بگویند، مساله این است که آیا اگر به تعابیر آقای سدید فرخنده برای تعویذ و یا رد تعویذ به نزد تعویذگر میرفته و یا آن نامراد جهت مجادله علیه تعویذ گری به نزد آنان حضور می یافته این ها مگر قتل او را توجیه مینموده است؟ در عقب شرح و دلیل آوری شما این نیت اشاره دارد که فرخنده در آن جا نمی رفت که کشته نمی شد.

آقای سدید خلاف جریان عقلانی حمایت از یک مظلوم شنا میکند طوریکه قبلاً نوشته بودم به تاکید تحریر میدارم که فرخنده هر اندیشه وهر باوری که داشته حق مسلم او مبنی بر علاقه به اندیشۀ مورد پسند خود را دارا بوده است باور به وهابیت و یا غیر آن و روشنفکر و یا مغایر آن به هیچ صورتی از جنایتی که بر علیه وی صورت گرفته کم نمیکند و یا وحشت و بربریتی که در شکل به قتل رسانی او به عمل آمده تخفیفی نمی دهد وهمین طور معصومیت و مظلومیت موصوفه که از وی یک سمبول بیدفاعی زنان وطن ستمدیده ما برافراشته،تنزیلی نمی دهد وباز محترمان ! خود شما می نویسید که او( به قول اقاربش) به تعویذ وتعویذگری باور داشته وباز می نویسید که اوچون وهابی بوده برای مجادله علیه تعویذگری در آن زیارت میرفته است این تناقض گوییو ضد ونقیض نویسی آخر برای چه؟ مردم به دنبال سوال های که شما پاسخ های آنرا تحریر فرمودید نرفته اند بلکه مردم به دنبال نبودن امنیت و عدالت برای زنان و قتل افراد بیگنا توسط افراد وحشی بوده است شما در این جریان با تغییر دادن هدف اصلی مجادله علیه استبداد سنتی، حواس مردم را در امری معطوف می نمایید که به پرسش اصلی ربطی ندارد وسعی میکنید بهانه وسبب کشته شدن فرخنده را در اندیشۀ شخصی او جستجو نمایید واز تقصیر جهل و بربریتی که بر عقل مردم سایه افگنده کم کنید سبحان الله خود سوچ کنید که شما خانم و آقا در کجای این جریان عدالت خواهی قرار دارید خداوند عادل بزرگ است .

رحمت خداوندبر شهیدان


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 05.04.2015


عبد الظاهر داعی در مورد تعویذ بعد از شهادت فرخنده

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 05.04.2015

آقای علی حسین هزاره !
ازینکه افغان بودن را قبول ندارید به شما عرض شود که این پورتال فقط برای تمام افغان هااست که بهر قومی که بسته باشند ازینرو کسیکی از جمله افغانها نیست بناً درین سایت جای ندارد....
افغان جرمن آنلاین


اسم: علی حسین هزاره   محل سکونت: دشت برچی    تاریخ: 04.04.2015

آقای علی حسین هزاره !
ازینکه افغان بودن را قبول ندارید به شما عرض شود که این پورتال فقط برای تمام افغان هااست که بهر قومی که بسته باشند ازینرو کسیکی از جمله افغانها نیست بناً درین سایت جای ندارد....
افغان جرمن آنلاین


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 04.04.2015

د ګرانو او عزتمنو وروڼو نه جلال خان, بارکزی صاحب, عبدالولي خان او ستر استاد هاشميان صاحب نه ډيره زياته مننه.
هلمند ته تللی وم او د سفر پر مهال ډير زيات سرګردان وم نو ايله نن مې وکولای سول چې د ګرانو او د قدر وړ وروڼو ليکونه ولولم.
زما هم همدا هيله ده چې که چيرې يو څوک يو داسې شی ليکي چې هغه کې اسلام ته او لوړو شخصيتونو ته پکې اهانت شوی وي او يا هم داسې يو بې مورده او له اصلي لارې نه يوه ګوښه شوې ليکنه وي چې هغه کې نه دنيوي ګټه وي او نه هم اخروي نو نبايد خپره سي.
موږ خو خپله هيله څرګنده کړه نو د پورتال د محترمو چلوونکو نه هيله کيږي چې دوی هم د احتياط نه کار واخلي.
الله دې ټولو ته هدايت ورکړي.


اسم: صالحه وهاب واصل   محل سکونت: هالند    تاریخ: 04.04.2015

توضیح کوتاهی بر عنوان (مرگ فرخنده هزاران فرخندۀ دیگر زاده است)

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: جلال    محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 04.04.2015

جناب نجیب الله بارکزی جزاک الله خیرا با سخنان جامع و واضحتان بارک الله فیک و فی اهلک و اعوانک، آمین. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 04.04.2015

خدمت آن اوقیگکی که ادعا دارد کاری خلاف قرآن نکرده. مشکل بزرگ در قبول نکردن خلافت حضرات ابوبکر صدیق، عمر فاروق و عثمان ذی النورین رضی الله عنهم نبوده، بلکه مسءله کافر ومرتد خواندن آنها نعوذبالله توسط روافض میباشد، که خدا نکند شما هم یکی از آنها باشید. اگر شما صحابه کرام بخصوص خلفای راشیدین و مادر مومنان بی بی عایشه ای صدیقه و بی حفصه را مرتد و بدکار نمیدانید و قرآن را تحریف شده نمیدانید، خطتان از روافض جدا است. ولی اگر شما هم چنین عقیده ای داشته باشید، قرار گفته خودتان گور و گردنتان، اما مردم شما را بشناسند و بدانند که با شما چی معامله ای کنند، بهتر ازآنست که در تاریکی و اغفال باشند. فعلا که صدای روافض بلند شده از برکت کاکاست که انگور در تاکهاست. از برکت همکاری و سهمگیری آخوندان دروغگو و معامله گر با همانیکه بظاهر شیطان بزرگش میخوانند، ودر زیر لحاف مثل معشوقه در آغوشش خوابیده اند، میباشد. در جمله ای دزدان و جنایتکارانی که به چوکیها و امتیازات نصب شدند، از جمله ای بدترینها یکی هم اینها بودند. تشویش نداشته باشید. اگر شما جرمی مرتکب نشده باشید، ان شاالله کسی با شما غرض نخواهد داشت. ولی اگر مرتکب جرم و جنایتی بوده باشید، متیقن باشید که ان شاالله به عون و مدد الهی از چنگال محاسبه و مجازات فرار نخواهید توانست. چنانچه که عبدالعلی مزاری بانی رقصمرده و میخ بسر زدنها و سایر فجایع و بیناموسیها به جزای اعمال شومش رسید. توکل علی الله، و ماذلک علی الله بعزیز.


اسم: نجیب الله بارکزی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 04.04.2015

خدمت علی حسین هزاره...
از تبصره خصمانه ذیل تان که در آن تمام اساس اسلام را مورد حمله قرار داده اید تآسف میکنم. این جای خجالت است که چرا مؤسسین دین مقدس اسلام و یاران درجه یک پیامبر بزرګ اسلام به این سبکی یاد شود و از طریق یک وبسایت وزین، محبوب و ملی بنشر سپرده شود؟؟؟
باید پورتال افغان جرمن با وجود که آزادی بیان و عقیده را احترام میګذارد و تبادل نظرات را بدون سانسور به نشر می سبارد، باید باوجود آن در بعضی موارد حساسیت بر آنګیز و زننده، تفرقه افګنانه و توهین به مقدسات دینی و مذهبی، تعرضی به ارزش های تاریخی، فرهنګی و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانان عزیز محــــــــــــــدودیت ها و خطوط سرخ ایجاد نماید.
توهین با یاران پیامبر، به ازواج مطهر پیامبر بدون شک توهین به خود پیامبر است که نباید از طریق این پورتال محبوب اجاز نشر یابد.
کسانیکه حضرت محمد ص را طوری جلوه میدهند که در آنتخاب همسر و یاران خویش اشتباهی را مرتکب شده است و آنحضرت ص را به نحوی میخواهند فاقد اعتبار ثابت بسازند دشمنان اسلام هستند، این اشخاص به اصل و نسب با نام های مستعار اصلا عقیده ای مذهبی ندارند و من مطمین هستم که این هادر افغانستان بسر نمی برند و از نام های مستعار استفاده میکنند.
آقای علی حسین هزاره که از نامش پیدا است، خود را پیرو امام علی رض و امام حسین و به همین ترتیب تا دوازده امام میداند، و به اجماع عمومی هم معتقد نیست و به ادعای خودش هرچه که مطابق به قرآن و احادیث باشد می پذیرد. باید بګوید که در کدام آیت و حدیث اسامی دوازده امام آمده است؟
ولی که خود را پیرو علی رض میداند و در عین علی رض در عین حال خود را بر علی فوقیت میدهد ... زیررا علی رض به خلافت هرسه خلیفه متذګره بیعت نمود است ولی آقای هزاره آن را قبول ندارد و در ایمان و عقیده اسلامی به ذعم خودش از علی وحسین جلوتر قرار دارد...
وقتیک عثمان رض را قبول ندارید پس قرآن کریم را که توسط عثمان رض جمعاوری شده است چطور قبول میکنید؟؟؟
این آدم به بحث نمی ارزد و بیشتر نمیخواهم در مورد تبصره نمایم.
بازهم از ګردننده ګان محترم پورتال ملی افغان جرمن تقاضا میکنیم در تطبیق آزادی بیان باید مسائل مذهبی را جدی بګیرند...


اسم: س.ع. کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 04.04.2015

با یک گل بهار نمیشود و با نوشتن یک کتاب هیچ نویسنده به افتخار بشریت مبدل نمیگردد. کمائی کردن این لقب راه بسیار دراز و دشوار در پیش دارد. من داکتر خالد حسینی را از بسیار نزدیک می شناسم، جوان بسیار نیکو سرشت، متواضع، مؤدب است.او با نوشتن ناول "گدی پران باز" به اوج شهرت رسید که برای ما افغانها قابل افتخار میباشد. برای من فرقی ندارد که او از کجای افغانستان است، ولی بغرض معرفی باید بگویم که او بیک خانواده سرشناس هرات تعلق داشته و پدر مرحومش یک دیپلومات افغان بود و خالد حسینی از سن ده سالگی نخست در پاریس و بعد در امریکا بزرگ شده و درامریکا در رشته طبابت دکتورای خود را بدست آورده است. اگر او را از نزدیک بشناسید، به یقیین که فریفتۀ اخلاق او می شوید. خدا او را با همه جوانان ما به پناه و عصمت خود داشته باشد.


اسم: علی حسین هزاره   محل سکونت: کابل    تاریخ: 04.04.2015

برادر عزیز جلال از جرمنی. بیاکه بدون هیچنوع تقیه و دو روئی صحبت کنیم. غرض معلومات شما. من یک شیعه دوازده امامی هزاره هستم و به هیچصورت خلافت ابوبکر، عمر و عثمان را قبول ندارم و دلیل اسلامی و شرعی هم دارم.

بحیث یک مسلمان، ایمان من به قرآن و سنت پیغمبر (ص) است هر چیزی خارج از فرآن و حدیث پیغمبر باشد قبول ندارم و این عین ایمان و اسلام من است. من بخاطری خلافت ابوبکر، عمر و عثمان را قبول ندارم که در تعیین آنها بحیث خلیفه هیچ آیه قرآنی یا حکم پیغمبر نیست. در صورتی که آنها از طریق اجماع امت رویکار آمده باشند، سنت و حرف های آنها نیز برایم هیچ ارزش ندارد.

بعد از رحلت پیغمبر (ص) ابوبکر و عمر از طریق اجماع امت رویکار آمدند. اجماع امت هیچ صبغه قرآنی و مذهبی ندارد. وقتیکه اجماع امت نه در قرآن باشد و نه هم حکم پیغمبر، پس من چرا خلافت آنها را بر اساس "اجماع امت" قبول کنم و اگر آن را قبول نکنم، چرا من خلاف اسلام حرکتی را انجام داذه باشم؟ در کدام قسمت قرآن یا طبق کدام حدیث پیغمبر من باید خلافت این سه خلیفه را قبول کنم؟

قرار عقیده راسخ من، حضرت علی (ع) در غدیر خم بحیث جانشین انتخاب شد. اگر شما آن را قبول ندارید گور و گردن شما. من هیچوقت بخود این حق را نمی دهم که شما را بخاطر این امتناع تان مورد طعن و لعن قرار دهم و شما هم به هیچصورت حق ندارید که مرا بخاطر قبول نکردن ابوبکر، عمر و عثمان ملامت کنید. من می دانم و آخرتم.

زمامداران بنام سنی در افغانستان از نظر من مجرم هستند زیرا آنها همیشه مذهب و اسلام باطل خویش را از طریق زور و فشار حکومتی بالای مردم شیعه و سائز مسلمانان غیر سنی تحمیل کرده است و این خطای خود را درج قانون اساسی افغانستان نموده اند. این عمل آنها بهیچصورت قابل تائید نبوده و مردود است. من هیچوقت قانون اساسی افغانسنان را که در آن مذهب حنفی را بالای من شیعه تحمیل می کند قبول ندارم و اگر قبول کنم پیش خدا پیغمبر در آخرت خجالت می کشم.

امروز اشرف غنی احمدزی هم بر اساس رای مردم روی کار آمده است ولی من زعامت شان را قبول ندارم و من هیچ جرمی را نظر به قانون اساسی افغانستان انجام نداده ام. این یک حق مسلم من بحیث یک مسلمان است که انتخاب ابوبکر و عمر و عثمان را بر اساس اجماع امت قبول نکنم و من حق دارم که انتخاب اشرف غنی را بحیث رئیس جمهور نپذیرم.

حال شما لطف نموده بر اساس آیه مبارکه قرآنی یا حدیث پیغمبر ثابت بساز که من کار غیر اسلامی را انجام داده باشم. اگر شما جناب باین فکر و ذکر هستید که با زور مذهب و اسلام خویش را بالای من تحمیل می توانید، بسم الله. می خواهم ببینم که شما با کدام جرائت و زور این کار را می توانید. اگر شما فکر می کنید که مرا فراری ایران ساخته می توانید، لطف نموده مرد میدان شو و ثابت بساز که با کدام زور و غیرت می توانی این کار را انجام دهی.


اسم: حسام الدین ثوابی   محل سکونت: هرات افغانستان    تاریخ: 04.04.2015


آقای سید هاشم سدید و خانم صالحه وهاب، واصل، واهب!

بحث شما در بارۀ موقف اندیشه یی و فکری شهید فرخنده معنای جانبی را منتقل می سازد، به این مفهوم که مثلاً اگر فرخنده «وهابی!» می بود، پس درجۀ شهادت او تقلیل می یافت و یا اگر فرخندۀ شهید روشنفکر می بود، قتل او هم قابل توجیه می شد و هم رنگ و نمای مرگ یک «انقلابی!» را نصیب و مفتخر میشده است؟

عزیزان! شما هر دو، فرخندۀ معصوم را به هویت هایی نسبت می دهید که خود این هویت ها را قطعاً نمی شناسید،
نه آقای سدید از وهابی و وهابیت درکی دارد و نه خانم وهاب واصل واهب روشنفکر را می شناسد.

اول باید دانست که فرخنده اگر هرکسی می بود از اهمیت و وحشت قتل او کاسته نمی شد ولی امری که به روشنی در ابراز نظرات هر دو محترمان دیده می شود افراطی گری در شناخت وهابیت و افراطیگری در نسبت دادن فرخندۀ شهید به روشنفکر گری است.

این بحث آقای سدید و خانم وهاب واصل واهب با ناشیانگی از موضوع شهادت فرخندۀ مظلوم یک قضیۀ ناراحت کنندۀ تخریبی سر و سامان می دهد و یک رخداد سراسری مردم مارا که دیگر به یک مودل پیکار شریفانۀ خواهران ما مبدل شده است به لجن می کشاند!!

این چه بحث و تبصره هاست؟؟
آخر شما حتی در همین قضایا هم از منفعت کسب شهرت صرف نظر نمی کنید. الله برای پُر کردن چشم حریصان خاک گور را تهیه دیده است و السلام


اسم: علی حسین هزاره   محل سکونت: دشت برچی     تاریخ: 03.04.2015

دوستان عزیز، سلام فراوان خدمت شما. بعد از سلام یک عرض چوچه دارم که خدمت شما تقدیم می داریم و امیدوارم به بزرگواری تان آن را خوانده و بعد نظر دهید.

فرخنده براستی هم که قربانی جهالت و نادانی در شهر کابل، پایتخت افغانستان، حدود پنجصد متری ارگ ریاست جمهوری و کم و بیش دو کیلومتر از وزارت داخله افغانستان در روز روشن جام شهادت نوشید، بود. دوستانیکه نسبت باین فاجعه نوشتند و آن را رد کردند، آدم در این فکر می افتد که افغان ها براستی هم برشد فکری رسیده اند اما این یک خیال و خواب است.

فاجعه بزرگتر از شهادت فرخنده چیست؟ فرهنگ زنده کشی و مرده پرستی افغان هاست. امروز اگر فرخنده زنده می بود، این قدر شعر و نثر و ادبیات در مورد او نوشته نمی شد زیرا فرهنگ زنده کشی و مرده پرستی مانع آن می شود. فرخنده مرد و خدا او را مغفرت کند. بیائید در مورد زنده های خویش توجه کنیم که به سرنوشت فرخنده شهید فقید مواجه نشود.

بعد از این مقدمه چینی می رسیم سر اصل مطلب. اگر در افغانستان یک نفر هم در راه دفاع از زن و حقوق زن در افغانستان شهکاری کرده باشد، این شخص جناب خالد حسینی است. وی خالق شهکار ادبی "A Thousand Splindid Suns" است که یکی از شهکاری های ادبی جهان محسوب شده و امروز هر که این شهکار ادبی او را خوانده باشد، نمی تواند بر استعداد و توانائی او در خلق همچو شهکار ادبی در دفاع از حقوق زن در افغانستان مرحبا نگوید. وی در حقیقت امر نام افغان و افغانستان را در ساحه ادب و نویسندگی زنده ساخت.

اخیراً وی در فسبوک خویش تاثرات عمیق خویش را نسبت به تراژیدی مرگ فرخنده به زبان انگلیسی در چوکات کلمات و ادبیات شهکارانه ادبی ابراز داشته است ولی جنابی بنام سلیم باختری از روی جهالت و نفهمیدگی وی را متهم به پشتون ستیزی نموده و بی محابا تاخت و تاز خویش را بالای قوم هزاره آغاز نموده است باین بهانه که هزاره ها رقص مرده را در کابل انجام دادند، و بدتر از آن هم اینکه خالد حسینی را به اتهام هزاره بودن مورد تاخت و تاز قرار داده است! ای کاش خالد حسینی هزاره می بود تا منی هزاره مجسمه ای از او در دشت برچی ساخته و خاطرات او را برای نسل های آینده هزاره جاویدانی سازم. تشکر از جناب خلیل الله هاشمیان که در افشای جهالت این جناب متعصب بنام سلیم باختری حقیقت را ابراز کرد.

جناب خالد حسینی زنده است و افتخار بشریت است. در صورتیکه ما در برابر افراد و اشخاصی از قبیل سلیم باختری سکوت نمائیم در حقیقت نقش کسانی را ایفا می نمائیم که مرگ فرخنده را تماشا می کردند و فکر می کردند که قتل او یک صحنه نمایشی و تفریحی است. جناب سلیم باختری نسبت به دانشمند بزرگ خالد حسینی عین جرم را مرتکب می شود و آن اینکه او را به پشتون ستیزی متهم می کند در حالیکه او پشتون ستیز نیست، او را بجرم جنایاتی که در کابل صورت گرفته، متهم می سازد در حالیکه او هیچ ربطی به آن ندارد ... بدتر از همه اینکه وی با این جهالت خویش قوم هزاره را مورد تاخت و تاز قرار می دهد در حالیکه در جنایات کابل قوم هزاره متهم نیست. جرم یک امر شخصی و گروهی است. هیچ قومی در افغانستان به خاطر جنایات گروه های جهادی قابل نکوهش نیست.

شما دوستانیکه سکوت حاضرین قتل فرخنده را در خیابان فرخنده کابل به نکوهش می گیرید، با سکوت خویش در برابر جهالت های اشخاص و افرادی از قبیل سلیم باختری ثابت می سازید که فرق بین شما و آنهائیکه قتل فرخنده را با سکوت و بی تفاوتی تماشا کردند نیست.

اگر فکر می کنید که من اشتباه می کنم، خواهشمندم مرا متوجه سازید. من از دل و جان دانشمند کبیر و بزرگ خالد حسینی را دوست دارم و هر سه شهکار ادبی او را خوانده ام و وی فخر انسان و بشریت است.


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 03.04.2015

فکر کنم****.

مقوله از یک دوست ایرانی بیادم هست که انسان نمیتواند تمام نقشهارا خوب بازی کند... گذشته ازانکه طرز خرام بعضیها چنان مشخص است که زیر هیج لباسی مخفی مانده نمیتوانند. الحمدلله.
ناصبی چی معنی دارد؟ ناصبی به بکسانی میگفتند که دشمنی خود را در مقابل علی کرم الله وجهه و اهل بیت حضرت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم اظهار میکردند، گروهی که در حقیقت از ۱۱۰۰ سال الحمدلله دیگر وجود ندارند.

روافض به چی کسانی میگویند؟ در سال ۱۲۲ ه ق که زید بن علی زین العابدین علیه الصلاة و السلام در مقابل یک حاکم اموی قصد قیام داشت، از شیعه های پدر خود کمک خواست. آنها گفتند در صورتی همرایت کمک مینماییم که حضرات ابوبکر و عمر رضی الله عنهم اجمعین را رد نماید. زمانیکه او ازینکار انکار کرد گفتند تو را کمک ننموده بلکه تر رفض یا رد مینماییم. امروز روافض به شیعه های اثناعشری میگویند که حضرات ابوبکر، عمرو عثمان رضی الله عنهم را مرفوض و مرتد دانسته تنها حضرت علی کرم الله وجهه را خلیفه برحق و اولین امام از جمله ای دوازده امام میدانند.
کلمه ای ناصبی را امروز تنها روافض یا پیروان ولایت فقیه استعمال نموده و تعریف مشخصی ازآن هم ندارند، بلکه هرکه را مخالف عقایدشان باشد، به این نام یادنموده اند که امام ابو حنیفه رحمه الله هم را هم درانجمله یاد نموده اند. فتواهایی که برا ی ازبین بردن آنها در کتبشان موجود است درجه ای بغض و عداوت را در سینه هایشان نشان میدهد.

چرا این مسایل را ذکر کردم؟ بخاطریکه یکعده با کمال تاسف بظاهر لاف دوستی و برادری زده، و لکن در خفا مثل موریانه بیخ و بنیاد جوامع اهل سنت را در حال خوردن هستند. ایکاش به همین دو و دشنام و کشیدن کوفتهای حق و ناق خود در همان تکیه خانه ها و تهکویها اکتفا میکردند. ایکاش میخ بسرکوبیدنها و سینه بریدنها و رقص مردها توسط پیروان عبدالعلی مزاری به اشاره جمهوری صفوی آخوندی واقع نمیشدند. کاریکه امروز هم در عراق و سوریه و یمن جریان دارد. ایکاش اقلا از انجام چنین جنایات اظهار پشیمانی و توبه صورت گرفته و مجرمین به جزای اعمالشان میرسیدند. گذشته ازآنکه جمهوری صفوی همجو سرطان خبیث در دستگاههای اطلاعاتی، فرهنگی و اداری مملکت چی توسط پیروان خود و چی توسط اجنتان رشوتخور رخنه دوانده اند...
مگر ان شاالله زمان خواب گذشته و مردم جهان به چالها و خرامزاگیهای آخوندهای رافضی صفوی پی برده اند، الحمدلله.

باید یادآور شد که اقدام اخیر حکومت افغانستان مبنی بر اظهار همجهتی آن با سایر کشورهای اسلامی و عدم همجهتی با تجاوزات ظالمانه و بشرمانه ای همسایه ای بخیل و کینه توز، از جمله اقدامات هوشمندانه و دوراندیشانه ای جناب رءیس جمهور بوده، که ان شاالله بهیچوجه ارآن پشیمان نخواهد شد. توکل علی الله تعالی


اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 03.04.2015

آقای سدید که نوشته هایش را با سبک نگارشش می پسندم و شاید کم نوشته ای باشد که از ایشان نخوانده باشم ؛در تازه ترین نوشته اش در مورد فرخندهء شهید مطلبی را نوشته است که که من آن رااز روشنفکری به دور می دانم. و آن قضاوت از روی لباس یک شخص است. آقای سدید می نگارد : « ...از طرز لباس پوشیدن آن مرحوم فقید معلوم بود ، که او یک زن مدرن و روشنفکر نبوده است.» اگر هرکس را به اساس لباس و سیمای ظاهری اش روشنفکر و مدرن خواند ، برای بسا کسان در این کاروان ، جای نخواهد ماند. آقای سدید که در همین مقاله اش خود را یکی از روشنفکران افغانستان خوانده است، شاید برخی روشنفکران روشنفکر تر ،وقتی واژه یا کلمه « مرحوم» را در مقاله اش بخوانند با خود بگویند چگونه روشنفکر است که این کلمه ای را که فاناتیک ها به کار می برند به کار برده است ، « مرحوم» یعنی چه؟
یا اینکه در دریچه نظریات در مورد معنای اصلی «مرنجان» می نویسد : «قصۀ اصلی چه بوده، خدا می داند،» روشنفکرتر ها هم این جمله را از یک کسی که ادعای روشنفکری می کند، نمی پذیرند.
حتی اگر ایشان همین سیمای را داشته باشند که فوتوی شان را گاه گاه در سایت « گفتمان» دیده ام ، کسی اگر نوشته هایش را نخوانده باشد و از افکارش اطلاع نداشته باشد ، گمان می برد که چون ریش مبارکش با ریش های برخی از اعضای خاندان (آل سعود) مثل ملک فیصل و فرزندانش مشابهت دارد ، گمان برد که از جمله وهابیان آل سعود است ، این هم نمونه قضاوت از روی لباس و سیمای ظاهری.
دور نمی روم همین « ناهید فرید» عضو پارلمان از ولایت هرات با آن دانش و فصاحتی که دارد وبا آن لباس زیبایی که همیش می پوشد، مگر او هم روشنفکر و مدرن نیست.؟!
شاعری سال ها قبل گفته است :
مقصد از قطع و برید جامه نیست
مانع علم وعمل عمامه نیست.


اسم: جان محمد الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 03.04.2015

دوست های عزیز و مشترکین محترم وبسایت وزین افغان جرمن آنلاین بحیث یگانه وبسایت طرفدار هویت پرافتخار ملی افغانستان مخصوصا در دفاع از نام و نشان موسس افغانستان یعنی احمدشاه بابای کبیر از تهمت های ناروا که موضوع این بحث نیست. می خواهم چند مطلب را خدمت تان توضیح دهم.

فاجعه 28 حوت 1393 وجدان بشری را بدرد آورد. این جنایت یک جنایت ضد انسانی بود و هیچ انسانی در برابر این فاجعه بی تفاوت مانده نمی تواند. و طبیعتا آن را محکوم می کند، بدون در نظرداشت اینکه فرخنده شهید از کدام قماش عقیدتی بود. من قتل فرخنده را صرف و صرف باین خاطر تقبیح می کنم که وی یک انسان بود و هیچ انسانی نباید باین بی حرمتی از بین برود ولو اگر فرخنده در سوختاندن قرآن هم دست می داشته باشد که نداشت.

رسیدگی باین جرایم وظیفه حاکم باصلاحیت شرع است، نه فتوای یک تعویذ و اجرای فتوا توسط چند اوباش روی سرک. در اینجا بی تفاوتی و عدم مداخله حکومت باصطلاح وحدت ملی زیر نام و نشان "وحدت ملی" بیشتر زیر سئوال می رود. این حکومت از یک طرف ادعا می کند که با داشتن قوای عسکری بسیار قوی قادر به دفاع از تمامیت ارضی مملکت است و قرار است از عربستان سعودی در یمن دست به اقدام شود ولی قدرت نجات یک دختر بی دفاع را در قلب کابل ندارد. پس معلوم است که بعضی لاف و پوف ها دروغ است و ما نباید فریب بخوریم.

هستند دوستانی که باین فاجعه شکل عقیدتی می دهند و مساله را از نگاه باورهای دینی به بررسی می گیرند و بحث هائی از قبیل وهابیگری های ناصبی عربستان و شیعه گری های رافضی ایران را بدون هیچ دلیل موجه به بحث شامل می سازند. این نوع بحث ها تیزاب پاشی بالای موجودیت افغانستان بحیث یک کشور مستقل است و بس. این دوستان نه کاری علیه رافضی های ایران می توانند و نه هم چیزی را علیه وهابی های سعودی. خدا خیر این مملکت را پیش کند که قصه پاکستان تمام شد و حال نوبت ایران و عربستان رسید. موضوع بحث شهادت مظلومانه یک دختر افغان زمین است که قتل آن به هیچصورت به رافضی گری های ایران و وهابیگری های سعودی نباید ربط داده شود. هم رافضی های ایران و هم ناصبی و وهابی های سعودی و اجنت های شان می خواهند آب را در فضای مجازی افغانستان گل آلود نموده و ماهی صید کنند. ما باید بیدار و هوشیار باشیم که فریب این توطئه ها را نخوریم.

امروز در یک اقدام بی سابقه حکومت بی تدبیر افغانستان یک بازی خطرناک دیگری را روی دست گرفت و آن اینکه حکومت عین و غین اعلام کردند که در جنگ یمن از عربستان سعودی حمایت می کنند و نام این حمایت را هم دفاع از حرمین شرفین نام داد. آیا باصطلاح رهبران این کشور کمی فکر دارند و تاریخ خود را می دانند؟ زهی جهالت و زهی بی تدبیری. شما جنابان عین و غین با هزاران مشکل در داخل افغانستان مواجه هستید و حتی دفاع از فرخنده را در قلب شهر کابل ندارید، پس چطور می توانید که در دفاع از حرمین شرفین جانب عربستان سعودی را بگیرید؟


در پایان قتل مظلومانه شهید فرخنده را به اعضای فامیل او، و به تمام انسان های بی دفاع و مظلوم تسلیت می گویم و صبر جمیل برای بازماندگانش می خواهم.
عواقب این ماجراجوئی های چیست؟ رنج و عذاب کشیدن بیشتر و بیشتر مردم بی دفاع و مظلوم ساکن افغانستان. سئوال اصلی این است که که و در کجا حرمین شریفین را مورد تهدید قرار داده است که جنابان عین و غین در دفاع از آن دست و پاچه را بر زده اند؟


اسم: شاه ولی بیگ   محل سکونت: عشق آباد     تاریخ: 03.04.2015

خواهران وبرادران ارجمند سلام!
شهادت خانم والامقام فرخنده، تمیزی هوشیاری برای ما شد تا مسلمانان واقعی را از مسلمانان غیر واقعی تفکیک کرده بتوانیم. گرچه این امر را فرخنده آرزوداشت ودرزندگی وسیع عمومیت بخشد متأسفانه نتوانست به شکل وسیع این مفکوره عالی اش را در جامعه پخش کند، مگر شهادت این خانم بزرگ توانست آرمان عالی اورا وسیع در جامعه عمومیت بخشد اینک شهادت این بزرگوار موضیع واقعی مسلمان وغیر مسلمان را برای ما نشان داد که کی مسلمان وکی مخالف اسلام زیر نام تظاهری مسلمان پنهان بود.
خواهران وبرادران محترم آنانیکه دم از اسلام وانسانیت میزدند و خود را بر جامعه بنام مجاهد برتر میدانستند وامتیازات بیشتر طلب داشتند مانند سیمین حسن زاده ، عبدالرب سیاف، تورن اسماعیل ، عطامحمد نور ، ملا ایازنیازی ملا عبدالله نورعباد، مجاورین زیارت شاه دوشمیره (رح) ملاهای تعویذ نویس، هریک در برابر این جنایت نا بخشودنی چه کردند؟ بخصوص سیاف وتورن اسمعیل که بخاطر منافع شان همچون شتر ها غـُلغـُله داشتند ولی در برابر این جنایت که به نفع آنها نبود سکوت اختیار کردند وحتی در پشت پرده به تخریب وبد نام کردن این شهادت مقدس حسینی یزید وار پرداختند.
از تمام نویسندگان محترم، بنده بحیث یک هم وطن درد کشیده وعزادارشهادت خواهرمقدسه خود را فرخندۀ را هرچه بیشترموشگافی کنند مسلمانان وغیر مسلمانان زیاد تر افشاگردند ونیز آرزو دارم تا آنها را مورد پرسش قراردهند که هرچه بیشتر این مسلمانان دورغینکه مثل جوگ خون مردم مسلمان را می چوشند برملا گردند. وسلام


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 03.04.2015

استادبزرگوار جناب داکترصاحب هاشمیان سلام وحرمت به شما!

توضیحات محققانه وافشاگرانۀ اقای احمدسیاوش در مورد یکی از جعلیات تاریخی آقای محبوب الله در مورد بنای خرقۀ مبارک قندهار را منهم خواندم ومتن مستدل وی مثل شما مورد تائید من واقع گردید،خداوند برقلم ایشان برکت نهد تا بازهم به موقع جلو دروغ های اشخاص وافراد مغرض را بگیرد ونگذارد که کسی تاریخ ما را بنابر عقده های شخصی ویا اتنیکی لکه دار نماید.

احمدشاه بابا ،موسس وبنیان گذار افغانستان نوین است وبقول الفنستون انگلیس:« اگردر تمام آسیا شاهی مستحق ستایش ملتش باشد ، این شاه جز احمدشاه درانی کسی دیگری بوده نمیتواند.» بنابرین تخریب چنین پادشاهی که برای ما افغانها با عمر کوتاهش باقبول خطرات جانی وحیثیتی، افتخاروسربلندی کمائی نمود و یک کشور وسیع یعنی یک امپراتوری چنانکه آقای سیاوش حدود اربعه اش را نشان داده به یادگار گذاشت ، نباید از سوی عناصر مخرب ومغرض مورد توهین وتخریب نابجا قرار بگیرد . فرزندان حق شناس این وطن وظیفه دارند تا از مفاخر تاریخی وملی خویش که احمدشاه بابا یکی از نامدارترین این مفاخر بشمارمیرود ، به موقع وبدرستی دفاع نمایند چنانکه آقای احمدسیاوش این کار را انجام دادند.من نیز از خواندن همین پرگراف آقای محبوب الله هنگامی که در سفر بودم سخت متاثرشدم ودرنظرداشتم تا پس از بازگشت به خانه در تردید آن اقدام نمایم، خوب شد که آقای سیاوش این کار را قبل از من بخوبی انجام داد.

من سخنان آقای احمدسیاوش را مو به مو مطابق روایت های تاریخی مؤرخان برجسته ای چون: فیض محمدکاتب در سراج التواریخ،وداکتر گنداسنگه درکتاب احمدشاه درانی، ومحمودالحسینی مورخ دربار احمدشاه بابا درتاریخ احمدشاهی وتحقیقات فرهنگ در کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر میشمارم وبرآن مهر تائید میگذارم.از شما استاد بزرگوار وحساس در مسایل ملی نیز سپاسگزارم که به یاد این حقیرفقیرسراپا تقصیر افتادید و وادارم ساختید تا این چند سطر را بنویسم.
با عرض حرمت مجدد خدمت شما


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 03.04.2015

بسم الله الرحمن الرحیم
برای اهل تحقیق کارخانگی باشد که رافضی چی معنی دارد، از کجا و چی وقت منشاء گرفته و امروز کیها دارای چنین نظریاتی میباشند... از نظر علمای اهل سنت تا جاییکه من شنیده و خوانده ام هیچکسی حق ندارد به اهل تشیع گروها و در مجموع کافر خطاب نماید. بلکه بصورت انفرادی نظر و عقیده ای هر شخصی دیده شود که آیا قرآن را تحریف شده میداند، آیا صحابه کرام از جمله حضرات ابوبکر صدیق، عمر فاروق، عثمان ذیالنورین رضی الله عنهنم اجمعین را مسلمان و میداند یانه؟؟؟ دیگر اینکه آیا امامان مقامشان برابر پیغمبران ویا بالاترازآنها بوده، عالم برغیب بوده و آیا منکر چنین عقیده را مسلمان میدانند و یا خیر؟؟؟ آیا مادر مومنان بی بی عایشه صدیقه را مسلمان و بری از بهتان میداند؟؟؟ اگر جوابها منفی باشد، آنهارا برادران و خواهران دینی خود دانسته و اگر حضرت علی کرم الله وجهه را بیشتر از دیگر صحابه ( نه پیغمبر ) دوست داشته باشند، کار خودشان بوده، اگر چه اهل سنت هم دوستدار علی و سید شباب اهل جنة حسن و حسين و خديجه و فاطمه رضي الله عنهم اجمعین میباشند... ولی اگر جوابها در مقابل سوالاتی که قبلا ذکر شده جوابات مثبت باشند، چنین مردمی از نظر اهل سنت به شهادت قرآن وسنت مسلمان نبوده با آنها معامله همچو مسلمانان جایز نمیباشد. باوجود این عقاید، روافض یک عقیده و عادت دیگر هم دارند، که آنرا تقیه مینامند، یعنی در جاییکه ضعیف باشند یا شرایط ایجاب نکند، منکر چنین عقاید کفری شده در حالیکه در خفاء بر آنها استوار بوده مهمتراز همه اینکه اعمالشان برآن گواهی میدهد... چرا این مطالب را درینجا بیان مینمایم؟ بخاطریکه یکعده هنوزهم از سادگی اهل سنت مخصوصا مردم افغانستان استفاده کرده، در پی پیاده نمودن اهداف شوم حکومت آخوندی صفوی را که عملا خودرا خطرناکتر دشمن جهان اسلام ثابت نموده است،میباشند. چنانچه اگر بی ادب و ناشی ای رسوا شود، شیرینکلامکی را میفرستند تا مردم بیدار نشوند، اگر تهدید و چال نتیجه نداد، رشوه و تطمیع را پیشکش مینمایند، همه اش بخاطر بلعیدن سرمایه های مادی و معنوی جهان اسلام و تطبیق انقلاب ولایت فقیه در جهان اسلام. جالب اینست که ایرانیها ازین جنایات و چرندیات بیزار شده میروند ولی بعضی اتباع مملکت ما دوان دوان در خدمت اند. چند روز قبل مضمونی تحت نام طابوت طلایی فرخنده خواندم که جالب نوشته و به نکات مهمی اشاره کرده اما در یک مقطع که محور موضوع است جمله متناقض میشود: بدین شکل که شاید فرخنده زیر تاثیر نظریات ( گمراه کننده ای ) وهابیت که تعویذ و فالبینی و زیارت رفتن را ناجایز میدانند، قرار گرفته باشد. خودش چی میگوید و دمبوره اش چی میگوید. اولا که مذهبی بنام وهابیت وجود ندارد و مذهب رسمی حکومت سعودی مذهب امام احمد بن حنبل میباشد که از جمله ای چهار مذهب مشهور اهل سنت و جماعت میباشد. ثانیا برهمگان واضح است که جادو و فالبینی و رمل اندازی اعمال کفری بوده و حاجت خواستن از قبور کار غیر شرعی و خلاف عقیده ای توحید میباشد. پس چرا قبل ازینکه هنرش را بیان کنی، مردم را با بیان موهوم یک افتراء، ازآن پیش از پیش مترسانی و میرمانی. در حالیکه همین عقیده ای امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله و سایر اءمه ای اهل سنت وجماعت رحمهم الله بوده غیرازین چیزی دیگری نمیباشد... در مقاله ای استاد هاشمیان در مورد تپه ای مرنجان در جریان تمجید و تشویقشان از یک نویسنده ای محترم متوجه نامشان که عبدالولی یا غ حضرت شدم. دیشب تصادفا جوابیه ای آقای عبدالولی را در پورتال دیدم، بعداز خواندن آن به این نتیجه رسیدم که آقای عبدالولی چنانچه از انتخاب بعضی کلماتشان و طرز قسم خوردنهایشان هویداست، اگر چه معلومات دینی بسیار ندارد، اما در پهلوی خوشقریحگی و طبعخوشی مسلمان بادرد و بااصالتی هم میباشد که بعضی صداهای اکثریت خاموش این مملکت را بلند مینماید. در پی آن بودم تا در کلکین نظرخواهی از طرز فکر و نوشتشان تشکر وقدردانی نماییم، که به مضمون ایشان تحت نام تپه مرنجان برخوردم، که مرا غرق در دریای حسرت و افسوس ساخت. تازه برادری بدست آورده بودم و دوباره از دستش دادم. جناب ایشان با وجود لطافت طبع و آزادی مزاج که برای بی ادبیکه ذیلا ازآن ذکر شده، شاید بخاطر همفکر بودنش در همین کلکین دوبار تقاضای آزادی نظر ودرد دل نموده، اما از تاسیس پوهنتون اسلامی در کابل توسط حکومت سعودی ( مهم نیست در تپه ای مرنجان باشد یا خیرخانه ) چنان مردم را میترساند، گویی که شهر کابل را بم اتومی در حال انفجار دادن است. آیا شخص ذکی و باریکبینی چون عبدالولی خان تهاجم فرهنگی، دینی و فزیکی جمهوری آخوندی صفوی را تا حال هم متوجه نشده است؟ در حالیکه افغانهای پدر سوخته در ایران بیشرمانه و پیش چشم عالم تحقیر و شکنجه و اعدام میشوند، در حالیکه افغانها درانجا شانس رفتن به پوهنتون و دانشگاه را ندارند ودرحلیکه اهل سنت هیچ حق و امتیازی ندارند، افغانستان پر است از کمیته های خمینی و از مدارس ساخت قم و نجف. ما با کمک الله سبحانه و تعالی، ان شاالله بهیچکس اجازه نمیدهیم که در مورد خاک و اولاد ما با اشاره ای یک همسایه ای مغرض و کینه توز نظر بدهد و مزاحمت کند. عربستان سعودی اگر هرچه باشد، به مردم ما شرک و خرافات را ان شاالله درس نخواهد داد، مصایبیکه منجر بقتل جاهلانه و فجیع خواهر مظلوم ما فرخنده شد. برعکس این آخوندهای صفوی رافضی اند که مشغول پخش و نشر چنین خرافات و بدعتها بوده ، در پهلوی آن بصورت بیشرمانه درپی نابودی فرهنگی، دینی، سیاسی و جغرافیایی مردم و مملکت ما چی که در تمام منطقه میباشد. توکل علی الحی الذی لایموت


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 03.04.2015

تقبیح خرافات، تعصب، وحشت و جنایت آری، قهرمان سازی بیجا، نه!

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عبدالولي   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 03.04.2015

سلام واحترام به جناب صالح محمد و جلال خان و آنهائیکه از نوشته های لجبازانه و طفلانه و خسته کنندۀ محبوبولا خان مینالند عرض شود که هر هموطن ما حق دارد که ابراز نظر کند، ولی بنده یک پیشنهاد دارم، ما و شما و همۀ هموطنان عزیز در یک سالون بزرګ نشسته ایم و درین سالون به تعداد حاضرین، دستګاه تلویزون قرار دارند، این تلویزون یا تلویزونها دارای ده ها کانال مختلف میباشند و هر کس اختیار دارد که مسابقۀ بُزکشی را تماشا میکند یا برنامۀ آشپزی را که در آن آموزش تهیۀ منتو یا دال یا مربای پیاز و یا.......نمایش داده میشود.
بناً هر کس طبق سلیقۀ خود کانالها را تعقیب میکند و اګر یک کسی به کانال این و آن اعتراض دارد معقول ترین راه اعتراض اینست که از مشاهدۀ آن کانال خودداری ورزد. محبوبولا و امثالم را بګذارید با کانال خود درد دِل کند. مسئلۀ دیګر اینست که چون بنده متأسفانه آدم بدبینی هستم، فکر میکنم کسی بنام محبوبولا اصلًا وجود خارجی ندارد، این شاید یک شبکۀ مزدور و استخدام شدۀ باشد که فقط میخواهد از یکطرف احساسات شما را جریحه دار کند و سوی دیګر سنګ کینه و دشمنی خود را بر فرهنګ مورد علاقۀ شما به شدت بکوبد، اینها جند شیطان اند، و از جناب جمال خواهش میکنم که کلمۀ رافضی را استعمال نکند، کلمۀ رافضی زمانی قابل استفاده میباشد که آل سعود با این افکار سیاه و پلیدش از صفحۀ هستی محو شوند، با محو آل سعود وهابیزم هم محو و نابود میشود که در نتیجه کلمۀ رافضی هم محو میشود. تشکر.


اسم: سید خلیل الله هاشمیان    محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 03.04.2015

هموطن دانشمند محترم جناب شاغلی صالح محمد خان
جناب شما دربیانات متعدد خود درین کلکین نظریابی شرافت اسلامی وحوصلۀ دانشمندی تانرا که شایستۀ یک معلم و مربی میباشد آشکار و ثابت ساختید- من نظرات جناب شما را باساس جهانبینی و شناخت خودم از دین مبین اسلام تصدیق وتائید میکنم - خداوند بشما صحت خوب و عمر دراز نصیب کند.
تهمت آقای محبوبالله را بالای موسس افغانستان نوین ، بابای ملت، مرحوم امپراطوراحمد شاه درانی، جدآ رد وتقبیح میکنم واز توضیح جناب آقای احمد سیاوش استقبال مینمایم- از جناب کاندید اکادمیسین استاد سیستانی صاحب توقع دارم با مروری از نوشته آقای سیاوش بالای جنبۀ تاریخی این موضوع روشنی اختصاصی اندازند تا گونگی موضوع نزد همه افغانها روشن گردد.با عرض احترام- هاشمیان 2 اپریل


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 02.04.2015

جناب احمد سیاوش رب العالمین به شما جزای خیر بدهد. باعزت باشید، که از شخصیت نامدار جهان اسلام دفاع کردید. نامه از شاه ولی الله محدث دهلوی خطاب به احمدشاه بابا وجود دارد بدین مضمون که اگر امیر مسلمان بزودی اقدام نکرده و برای دفاع از مسلمانان در هند در مقابل مرهته ها نشتابند، شاید که نشانی از مسلمانان در هند باقی نماند. در نتیجه جنگ مشهور پانی پټ به تارومار شدن مرهت صورت گرفت، الحمدلله. مرهتها همان قومی ظالمی اند که امروزهم در چوکات حزب بی جی پی هندوستان یا حزب مردم هندوستان متجمع اند. همان هندوهای سرسختیکه در اواخر قرن گذشته مسجد بابری را تخریب نموده و در پی ساختن مندر درآن مکان شدند . بنا معلوم است که چی کسانی از نام و شخصیت این مجاهد بزرگ که الله به عزت و اجرش بیافزاید، هراس دارند. والسلام


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: میونشن المان    تاریخ: 02.04.2015

اسلام و «اسلامیزم»

احصائیه سال ۱۴/۲۰۱۳ حدود, ۷.۲ میلیارد انسان را در جهان ما خبر داده است. بر اساس ارزیابی های، «سازمان ملل متحد»، در سال ۲۰۱۵، حدود ۷۸ میلیون در جمع باشندگان روی زمین تزئید پیشگوئی شده است. یقین است که همهٔ ما، به این واقعیت واقف هستیم که جوامع در کشور های مختلف، تحت حاکمیت های سیاسی متنوع، زندگی دارند. عموم پیروان عادی ادیان، در جهان امروز، از جانب هیچ قدرت، عقاید خود را در خطر نمی بینند، برخلاف پیروان همه ادیان را، که به خدای واحد معتقد اند، "خدا شناس» و «خدا ترس» و بشر دوست می دانند. دورۀ جنگ های «صلیبی»، صدها سال قبل، بغیر از «افراطیون»، دیگر از طرف هیچ انسان معقول، بعنوان افتخار محسوب نمی گردد، فقط جز تأریخ است.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: احمد سیاوش   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 02.04.2015

قابل توجه خوانندگان ارجمند به نوشته های محبوب الله!

یکی از اشتراک کنندگان در نظریات برامرسنگسارآقای محبوب الله است که علیه آقای صالح محمد ازقندهار بیش از دیگران دراین نظردهی سهم گرفته است.به نظرمیرسد که وی برای اذیت کردن وخوردساختن صالح محمد،بحث را ازمسیراصلیش خارج می کند و بامثالهای که بظاهر رنگ تاریخی – دینی دارد، به یکی ازشخصیت های محبوب پشتون یعنی احمدشاه درانی، مؤسس دولت معاصر افغانستان توهین روا داشته است که ما به وی اجازه چنین توهین بیجا را نخواهیم داد.

به این نوشته اش که در تاریخ 29 مارج در بخش نظرات گذاشته توجه کنید:
«....خرقه مبارک را احمد شاه بابا از بخارا آورد. تهداب تعمیر خرقه مبارک در قندهار توسط شخصی باید گذاشته می شد که در عمر خویش مرتکب بدکاری (لواطت) نشده باشد. چشم همه بسوی احمدشاه بابا دوخته شد. چون احمدشاه بابا دارای اخلاق و وجدانی انسانی بود، از گذاشتن تهداب خرقه مبارک خوداری کرد تا اینکه صابر شاه کابلی حاضر شد تهداب تعمیر خرقه مبارک را در شهر قندهار بگذارد....»

یک آدم نا آگاه از تاریخ فکر میکند که این شخص این مثال را صادقانه از روی تاریخ بیان کرده است، درحالی که تاریخ چنین روایتی مملو از دروغ وبهتان را درحافظه خود ثبت نکرده است. هدف راوی از ذکر این مثال، آلوده نشان دادن احمدشاه بابا به فسق ولواطتت است؟؟؟ که یک توهین بزرگ به آن شاه بزرگ ونامدار افغانستان است.شاهی که در 25 سالگی زعامت یک کشور از هم پراگنده را با اقوام سلحشورمختلف بدوش گرفت ودر پایان سلطنتش از آن یک امپراتوری بزرگی ساخت که از رود خانۀ آمودرشمال تا بحرهند در جنوب واز دامغان در غرب خراسان تا دهلی در شرق پهنائی داشت.

تاریخ گواهی میدهد که صابرشاه دراوایل جنوری 1748 از طرف صوبدارلاهور (شهنوازخان) در یک مشاجره لفظی کشته شد ولی خرقه مبارکه را احمدشاه در 1768 بعد از تعیین رود آمو بحیث سرحد میان قلمرو امیر بخارا وافغانستان توسط شاولی خان بامیزائی از بخارا یا فیض اباد بدخشان به قندهار آورد.(رک:افغانستان درپنج قرن اخیر،صفحات 125، 142، 156،نیز تاریخ احمدشاه درانی از گنداسنگه) . بنابرین وقتی خرقه شریف به قندهار آورده شد،از قتل شخصیت روحانی صابرشاه ، 20 سال میگذشت، معلوم است که مرده نمیتواند تهداب بنایی را بگذارد، که احمدشاه بابا دستور اعمار آن راداده بود وبنابرین آقای محبوب الله(یا هرکه میخواهد باشد) نباید فکر کند که اجمدشاه بابا هم مثل خودش آلوده به فساد بوده وهرچه او میگوید ومینویسد،دیگران چشم بسته آنرا می پذیرند بلکه هستند کسانی که دروغ را از راست تمیزمیدهند و نیاتش را از این کج بحثی ها بدرستی درک میکنند.
از گردانندگان پورتال محترم افغان جرمن تقاضا میگردد تا متوجه نیات سوء برخی اشخاص سهیم دراین بحث باشند وجلو سخنان توهین آمیز به شخصیت های ملی- تاریخ افغان را بگیرند.


اسم: سلام وطندار   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 02.04.2015

سیمین غزل حسن ‌زاده، معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ برکنار شد. خانم حسن ‌زاده در کامنتی از طریق فیس ‌بوکش، قتل فرخنده را توجیه کرده بود. مصدق خلیلی، سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ به سلام‌ وطندار گفت که خانم حسن‌ زاده در فرمانی از سوی ریاست جمهوری، از سمت اش برکنار شده است. اما سیمین حسن ‌زاده به سلام ‌وطندار گفت که تا کنون او را در جریان برکناری ‌اش قرار نداده‌ اند.
توجیه قتل فرخنده توسط خانم حسن ‌زاده، موجی از اعتراض ‌ها را در شبکه ‌های اجتماعی در پی داشت. فعالان مدنی خواهان برکناری فوری خانم حسن ‌زاده شده بودند. به شمول حسن ‌زاده، مولوی ایاز نیازی، زلمی زابلی عضو مشرانو جرگه و حشمت استانکزی سخن‌ گوی قومندانی امنیهٔ پولیس کابل نیز قتل فرخنده را توجیه کرده بودند. حشمت استانکزی نیز به این دلیل از کارش سبک ‌دوش شده است.


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 02.04.2015

برادر صالح محمد و برادر عبدالولی برکت در کلامتان. ضرب المثل قدیمی را همه شنیده اند که پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است. یک آیت قرآن کریم واضحا امر مینماید که( پس از اهل ذکر ( اهل علم ) بپرسید اگر که نمیدانید. النحل 43 ). مشکلی بعضیها درینست که بدون تعلیم، استاد استادان شده شوق تعلم بسرشان میزند. بعضی دیگر اصلا نمیخواهند که چیزی بفهمند، بلکه یگانه وظیفه ای محوله ای آنها، مغشوش ساختن افکار عوام است و بس، البته از هر طریق ممکن. باقی به نکات مهم خودتان به تفصیل اشاراتی کرده اید که حاجت تکرار نیست. والسلام
در نظر تعلیم و تعلم عوضی آمده، که اگر خودتان قبل از نشر آنرا اصلاح نموده و یا این نظر را به امتداد آن نشر نمایید، تا نزد اهل قلم سوءتفاهمی رخ ندهد. ممنون


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 02.04.2015

با عرض احترام بخدمت داکتر صاحب کاظم !ا
مرحومه بینظیرجان در جملۀ شاگردان مادر کلانم در مکتب امانیه بود و هم رشتۀ قومی و خون شریکی داشتند- مرحومه مادر کلانم میگفت :" یک شرط بینظیر بعد از انکه مجبور شد بازواج بچۀ سقو تن دهد این بود که باید بزنهای بندی در ارگ و بزنهای خاندان محمد زایی بطور عمومی تجاوز صورت نگیرد- بچۀ سقو در ینباره بدرباریان خود اوامر صادر کرد، اما امر او تنها بالای بندی های داخل ارگ تطبیق میشد چونکه بینظیرجان خودش نیز مراقبت میکرد - اما والی محسن و دیگر اراکین بچه سقو بالای یکعده زنان خانوادۀ امیر حبیب الله خان که در بیرون ارگ زندگی میکردند، تجاوزمیکردند و درین باره حکایاتی شنیده ام که قابل گفتن نمیباشد.
لهذا با ضرب المثل پرمعنی شما موافقم گه "" سنگ درجای خود سنگین است""
با احترام هاشمیان 2 اپریل ا


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 02.04.2015

با ابراز سپاس از برادرم عبدالولی خان.
انچه برای همه واضح است اینست که انسان موجودی است کنجکاو و همین کنجکاوی وی سبب تکامل و دستآورد های حیرت انگیز امروزی است، اگر کنجکاوی نبودی پس انسان نیز مانند حیوانات به همان زندگی ابتدایی خود ادامه میداد. بهر حال، کنجکاوی خوب است و اما نباید کسی را توهین کرد. توهین را نه تنها دین اسلام نمیپذیرد بلکه فطرت انسانی آنرا نمیپذیرد. اگر انسان فکر کند، ادیانی که غبل از اسلام پیروانی داشته اند و اکنون نیز میلیونها پیرو دارند، اگر دقت شود هیچیک ازین ادیان توهین به انسانرا نپذیرفته و اساسا دین جهت اعتلای زندگی انسان ایجاد شده و چه رسد به ادیان آسمانی که یا به شکل صحیفه و یا به شکل کتاب بالای شخصیت های مافوق شخصیت انسانهای عادی نزول یافته تا انسانرا از تاریکی جهل و خرافه پرستی به سوی نور و هدایت رهنمایی کند. پس هر کسی ولو اگر مسلمان هم نباشد و اما حتما پیرو یک دستوری خواهد بود و همان دین یا دستور یا مفکوره خود ویرا اجازه نمیدهد تا به دیگران و به افکار دیگران توهین صورت گیرد چون هیچ انسانی توهین را نمیپذیرد لهذا دیگران را نیز باید احترام نماید و چه رسد احترام به دین و آیین اسلام.
چیزی که انسان را به سوی تباهی میکشد همانا عناد در مقابل شخص یا اشخاص و عناد در برابر حقایق است، همچنان افراط و تفریط در پیروی از عقاید و افکار.
اگر من مولانای روم را دوست دارم این خوب است چون دوستی من با مولانا و یا دوستی هرکسی با مولانا ارزش معنوی انسانرا نشان میدهد و برعکس دوستی انسان با یک انسان خرافاتی نیز پستی انسان را ابراز میدارد، و اما دوستی من با مولانا نباید در حدی باشد که سبب کجفکری من شود.
خواهر ما فرخنده شکنجه شد، کاز نهایت بد بود، همه انسانهای واقعی آنرا مردود دانستند، بعضی ها اشتباه کرد و از آن دفاع کرد و اما کفر نورزیده اند که ما آنها را تکفیر کنیم، آنها معذرت خواستند، کاری خوبی کردند، انسان موجودیست نهایت عاجز و این هر وقت امکان دارد که اشتباه کند ولو هر قدر بزرگ باشد. و اما امروز مرگ فرخنده را هر کس به نحوی از انحا به نفع خود و یا به نفع سیاسی گروپش توجیه میکند، حتی به ضد اسلام از آن استفاده میکنند در حالی که:
1- کدام خطیب به این اوباشها فتوا داده که این دخترک به شکل وحشی کشته شود؟
2- در کدام جای قرآن همین شکل زجر آمده است که بدون پرسان کسی محاکمه صحرایی شود و آنهم به این شکل؟
3- کدام محکمه در اجرای این امر شرکت داشته؟
احدی نمیتواند که اینرا به ثبوت برساند که این کار توسط گروپ از علما صورت گرفته. خود آنهای که بحث را کج میبرند میگویند که این کار ساخته یک تعویض نویس بوده و اما باز هم موضوع را به طرف اسلام میکشاند که گویا این حکم اسلام بوده و اسلام العیاذبالله دین وحشت است. آیا این تعویض نویسان علمای دین اند؟ نخیر، اینها را دین خود مردود میداند.
حتی اگر عالمی مانند خطیب مسجد وزیر محمد اکبر خان این عمل را خوب گفته است، پس این گفته وی مربوط وی میشود یا مربوط اسلام؟ اگر عالمی به شکل احساساتی نظریه ای داد، اینجاست که تبر دین ستیزان دسته میابد و شروع میکنند به غوغای بیجا و بی مورد که گویا دین اسلام چنین است و چنان و اما خوب میدانند که این حرف دین نیست بلکه حرف یک شخص بوده است.
خواهش من حتی از معاندین اینست که کمی سر خود را در گریبان شان پایین کنند و به شکل یک انسان(ولو به هر دین و مذهبی ایمان دارند) فکر کنند که چه میگویند و به نفع کی سخن میگویند. اگر کسی برادرش را به خاطر مسلمان بودنش توهین میکند برای من خنده آور است و من بیباک ام چون من میدانم که پیغمبر بزرگوارم، پیغمبر محبوبم، پیغمبر که از جانب خداوند به من هدایت آورده است نیز از جانب معاندین توهین و تحقیر شده و حتی شکنجه شده و زمانی من یا یکی از برادرانم از جانب معاندین امروزه توهین و تحقیر شود من نه اینکه به اندازه یک ذره درد احساس میکنم بلکه خورسند میشوم چون من در ادای مسولیت دینی تحقیر شده ام و با پیغمبر محبوبم در یک صف قرار گرفته ام.
پس حر حرف بیباک خود نویسنده را توهین و تحقیر میکند نه مارا و نه دین را.
ما هزاران شهیدی داریم، در همیجا در قندهار که همین حالا من خودم بودوباش دارم برای تان قسم میخورم که در ولسوالی پنجوایی یک فامیل را به صورت کلی نابود ساختند، حتی طفلکان معصوم را در پهلوی مادرشان در حالت خواب با گلوله از بین بردند و بعدا آنها را به آتش کشیدند، من خود آن خانه را به چشم خود دیده ام، و اما کدام جامعه مدنی به ضد امریکا و یهودیان آواز بلند کرد که چرا. در همین قندهار در قریه ای که من زندگی میکنم که محله جات نام دارد( مردم آنرا ماله جات میگوید) یک نفر که دو سال قبل از زندان گوانتانامو رها شده شما باور کنید که در پاها و شکمش تا امروز نیز آثار دندان سگ معلوم میشود که وی را بالای سگها در زندان شکنجه کرده. همین کس قصه میکند که یک جوان را بنام حنیف که با ایشان بود بالای سگ ها چنان شکنجه کردند که وی زیر دندان های سگ مرد. کجاست این حقوق دانان و مدافعین حقوق بشر و جامعه مدنی. اگر حرف های مرا کس باور ندارد میتواند به قندهار بیاید و در قریه محله جات خودش با وی صحبت کند. تنها همین کس نیست بلکه ده ها و صد ها چنین کسان وجود دارد و هزاران شهیدی داریم که به واسطه همین امریکایی های حیوان صفت و دروغگو از بین رفته اند.
خداوند آنانی را که نور معرفت به چشمانشان نرسیده، هدایت فرماید و توفیق عنایت فرماید که همه چیز را با نور معرفت ببینند نه با نظر عناد و یا هم با فکر افراطی.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: المان    تاریخ: 02.04.2015

نحوۀ اعدام سنگسار!

از مدتی به این طرف، بر یکی از موضوعات "جزائی" بشکل "سنگسار" از جانب نویسندگان محترم ، بخصوص در "پورتال افغان جرمن آنلاین"، با تعبیرات مختلف، چه بشکل "تحقیقاتی" و چه بعنوان نظر و موقف سیاسی، مباحث جریان دارد. در حالیکه این نویسنده، بحث درین مورد را در شرایط و احوالیکه در کشور ما، "ثبات سیاسی" و حکومت "مقتدر" لازم وجود خارجی مطمئن ندارد، بحث روی قوانین خاص را، قبل از ایجاد ثبات سیاسی و ختم جنگ، تا حدی قبل از وقت دانسته، بدین سبب، در بحث سهم نگرفته است. صرفنظر از اینکه در بسیاری از موارد، تبصره های نا مطلوب و غیر دقیق نیز صورت گرفته است.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عبدالولي   محل سکونت: سویدن     تاریخ: 01.04.2015

سلام به همه دوستانِ قلم دوستان. منحیث یک برادر بسیار کوچک تان نکات چند که در واقع درد دل یک هموطن فقیر تان میباشد، به عرض میرسانم. کارنیوال یا نمایشګاه الکترونیک فرهنګی و اجتماعی افغان جرمن و یا هر سایت معقول دیګری به مثابه یک پایګاه مردمی باید تلقی شود که درین پایګاه همه هموطنان با طرز تفکر و عقاید ګوناګون بدون اینکه چهرۀ یکدیګر را مشاهده نمایند، به چګونګی چهره های درونی یکدیګر بخوبی پی میبرند. این سماوار یا به اصطلاحِ بزرګان کابلی ما سماوات، محل ګردهمائی غیر حضوری هموطنان بادرد و با احساس میباشد. عرض شود که ما چرا دچار درد شده ایم؛ جواب بسیار ساده است، بیست نفر ( میلون) در یک ساختمان پنج طبقه زندګی میکردیم، این ساختمان صد سال پیش اِحداث شده بود ( طبق نقشۀ روز و یا هم کمی پیشتر از مُد روز ) ، صد سال زیر این اپارتمان مشترکاً زندګی کردیم، این اپارتمان به هفتاد و چهار دلیل هر روز فرسوده تر و فرسوده تر میشد، و به هفتاد و چهار دلیل هم نتوانستیم که سیستم برق و آب رسانی و مرمت کاری و سیستم تهویه و سایر اموراتیکه متضمن ادامۀ حفظ این اپارتمان از آسیب های احتمالی و حتمی بوده، را مدیریت کنیم، همۀ
بیست نفریکه درین اپارتمان زندګی میکردیم مسئول حفظ و نګهداری این ساختمان بودیم و باز هم به هفتاد و چهار دلیل نتوانستیم به مسئولیت خویش طوریکه شاید و باید عمل کنیم، در نتیجه اپارتمان بر اثر باران و برف و هفتاد و چهار آفت دیګر به این مصیبت ګرفتار شد و قسمت اعظم این اپارتمان فروریخت، در نتیجۀ این فروریختن بعضی ها زیر آوار ماندند بعضی ها بیرون بهت زده و حیرت زده به آرزوی اِعمار مجدد اپارتمان توسط این شرکت و آن شرکت به سر بردند و میبرند.
از قرار معلوم این رویداد تلخ به هفتاد و چهار دلیل یک رویداد اجتناب ناپذیر میبوده باشد، اګر غیر ازین میبود که باید میبود. حال عرض من اینست که این فاجعه رُخ داده ، رطوبت و نمِ ناشی از طوفان اجتماعی و سیاسی حتّی به مفاصل و استخوانهای ما هم سرایت کرده بناً این فریاد کشیدن ها و این شمشیر کشیدن ها بروی یکدیګر، فاصلۀ ما را با تحقق امیدها و آرزوهای ما در ساختن مجدد این اپارتمان، بیشتر و بیشتر میسازد، این فریاد کردن ها زیرا بیهوده میباشد که مقصر اصلی نه من هستم و نه تو و اګر بنا باشد که مقصر اصلی تشخیص و معرفی شود باز هم بسیار ساده و آسان میباشد ( هر بیست نفر ما) مقصر هستیم. بناً محکوم کردن یا بری ساختن یک شخص یا شخصیت و یا اشخاص یا شخصیت ها ضیاع وقت میباشد. و امّا عرض آخرم اینست که بیائیم دست از افکار وارداتی همچو لبرالیزم برداریم، و به افکار محلی و سنتی توأم با معیار های انسانی و بشری بچسپیم که این یګانه راه نجات و ادامۀ زندګی ما میباشد، جای بسیار مسرت و شکر ګذاری میباشد که بخاطر ابراز عقیده و افکار سالم و سازندۀ خویش همچو سماوارها در اختیار ما ګذاشته شده تا بین خود درد دل کنیم، البته بهتر خواهد بود که این درد دل کردن ها بیشتر انګیزه و هنګامۀ ملی داشته باشد نه درد دل های غالباً شخصی و فردی. این قابل قبول است که بر اثر ویران شدن اپارتمان مشترک ما هر کدام ما دچار مشکل شدیم ولی نه باید بی انصافی کنیم و درد دست شکستۀ خویش را بر درد دست شکستۀ دیګران بیشتر تلقی کنیم، همۀ ما به نوع مبتلاء به درد هستیم ولی فریاد و نالۀ ناشی از درد را نه باید طوری آهنګین کنیم که موجب خود فریبی ما ګردد، امروز مردم دنیا سه دسته اند، آنهائیکه دیګران را فریب میدهند، آنهائیکه خود را فریب میدهند و آنهائیکه فریب هر دو را خورده اند ، که مردم منطقۀ ما ازین ګروه سووم میباشد. مهم است بدانیم که درین شرایط حساس، احساسات سرکش خویشرا کمی کنترول کنیم و با هر پدیدۀ خوش آیند و نا خوش آیند کمی علمی و ملی و عاقلانه برخورد کنیم و نګذاریم که پدیدۀ ( کشته شدن احمقانۀ فرخنده) بیش ازین آلۀ دست مزدوران بی فرهنګ لِبرال دموکراسی ګردد، این مزدوران میخواهند که کُل هستی فرهنګی و دینی ما را قربانی این پدیده نمایند، فرخنده قربانی جهل چند نفر جهال شدند ولی به کسی نباید اجازه داد که داشتنی های دوست داشتنی های ما را قربانی افکار و اهداف پلید خود نماید و به این ملا و آن ملا بتازد، این روشنفکران! بی خاصیت و موسمی در اوج وحشی ګری کمونیزم ( کمونیزم هم مولود لبرالیزم میباشد) کجا بودند و در اوج وحشی ګری لِبرالیزم، که هم اکنون ادامه دارد، چرا دچار سرطان حلقوم شده اند؟ حرف اخر اینکه اولین قدم محکم و استوار فکری ایکه منحیث چراغ راه و تشخیص کانون مشکلات اجتماعی و سیاسی به رسمیت باید شناخته شود اینست که خود را به تئوری توطئه مجهز کنیم و بس. تشکر غ حضرت سویدن


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 01.04.2015

جناب آیه ای از قرآن شریف را اولا با شماره ای غلط ذکر کردند و خواستند با ترجمه و تفسیر غلط دلیلی برضد خود قرآن بدست آورند. قرار خواهش فعلی جناب محبوب الشیطان کفرگرا، دفاع قرآن توسط خود قرآن صورت گرفته که ظاهر آیت، سیاق آن آیت و آیات قبلی و بعدی آن و عمل و گفتار هیچ دلیلی بر نکاح متعه نبوده است و غیر ازآن هم هیچجایی دیگری از قرآن جایز دانستن آنرا تایید نمیکند. بهرحال نکاح متعه برای مدتی در زمان پیغمبر جایز بوده، اما قسمیکه در پوستهای قبلی ذکر در روز خیبر، حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم حرام بودن آنرا اعلان نمود. بهرحال بعضیها دوست دارند آنقدر دروغ بگویند، به امید اینکه روزی مردم آنرا راست بدانندپندارند. اما مثل مشهور بیجا نیست که دروغگو حافظه ندارد. فکر کنم سخنان مهم گفته شده باشند. قسمیکه قبلا هم ذکر شد، ان شآالله کافی خواهد بود تا مرورا به نوشته قبلی که الحمدلله مستند موجود اند، مراجعه شود. تا دیده شود که درینجا بحث علمی بهدف رسیدن بحقیقت جریان دارد و یا اینکه بعضیها با پناه بردن به الفاظ دور از ادب، دور از واقعیت، توهین به مرده ها و زندهای بری، کوشش در برانگیختن احساسات با الفاظ بی ارتباط و اکثرا بی ارتباط در تقلای نجات از غرق شدن در امواج منطق و برهان، با چنگ زدن به این خس و خاشاک میباشند، که در حقیقت خودش بذات منظره ای دیدنی و فرحتبخشی میباشد. توکل علی الله. وما علینا الاالبلاغ المبین


اسم: محبوب الله   محل سکونت: کابل    تاریخ: 01.04.2015

نام خدا جلال از جرمنی. بالاخره ثبوت و دلیل این جناب اسلامگرا در دفاع از اسلام: "این دین را علما و دانشمندان کرام طی 1400 سال در کتابها مستند و بشکل زنجیره ای ثبت نموده اند." بلی، آقای جلال حرف های تان کاملا درست است. یکی از این علما هم ایاز نیازی ملعون وهابی و موئد آنهم سیمین حسن زاده ملحد رافضی است که با الهام از رافضی های ایرانی برهبری خامنه ای مفعول توده ای از ایران و زمامداران سعودی زن فروش از عربستان وعظ می نمایند و از طریق تعویذ نویس مسجد شاه دوشمشیره و ولگردهای کوچه و بازار کابل در افغانستان دست بکار می شوند!

در دفاع از قرآن آیه از قرآن معرفی کن. طوریکه من خدمت دوستان علاقمند بحث عرض نمودم که آیه قرآن را حضرت پیغمبر منع قرار داده نمی تواند. پیغمبر اسلام رسالت تبلیغ آیه را داشت اما شما از این ناصبی های ملعون می شنوید که از روی تهمت بالای پیغمبر اسلام می فرمایند که او علیه قرآن چنین و چنان کرد. حضرت پیغمبر یک ناصبی وهابی نبود که چنین بدعتی را مرتکب شود.

این افراد و اشخاص سخت فاسد العقیده اند و برای دو روز زندگی دنیوی بهر نکبتی ایکه بتوانند دست بزنند می زنند حتی اکر رد آیات صریح قرآنی هم باشد. شما دوستان تا وقتیکه خط فکری تان را از شر این شروران نجات ندهید، سرنوشت فرخنده شهید مظلوم بار ها بار ها تکرار خواهند شد و نیازی های وهابی و رافضی های حسن زاده آن را با تهمت به قرآن و اسلام تائید خواهند کرد.


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 01.04.2015

بزرگترین هدیه برای باطل عزتبخشیدن جر و بحث نمودن با وی است، چون چیزیکه اصلا وجود ندارد، با ایجاد غالمغال و درهم برهم نمودن مسایل به امید اظهار وجود میافتد. در حالیکه با خاکبادکها موضوع اصلی مخفی شده نمیتواند. مثل شاگردان تنبل که جواب سوال امتحان ندانند اما با نوشتن کلمات بیسرو پا میخواهند معلم را فریبانده و اگر نمره کامل حاصل نشد، یک نیم نمره ای نصیبشان شود، در حالیکه معلمان دقیق بخاطر جوابات غلط و چوته انداز یک نمره ای منفی مینویسند. کاسه ای چینی که صدا میکند - خود صفت خویش ادا میکند. بنده بنکات مهم اشاره نمودم که اگر کسی خواهان حقیقت باشد، ان شاالله برایش کافیست. باقی کسیکه به قرآن و پیغمبر و صحابه ای کرام توهین نموه خود را مسلمان و دیگرانیرا که برای وی اتمام حجت نموده اند از اسلام دور میداند، قرار فرموده صالح محمد خان استاد، ذلیلتر و حقیرتر از ابوجهل میباشند. دوستانیکه این سطور را تازه میخوانند، ان شاالله کافی خواهد بود که نظریات قبلی اینجانب و جناب کفرگرا مغضوب الله را یک مرور سطحی کنند. به این نشد که کسی چیزی نوشت و همان آخر کار شد. این دین را علما و دانشمندان کرام طی 1400 سال در کتابها مستند و بشکل زنجیره ای ثبت نموده اند. به عاقلان و جویندگان حقیقت، ان شاالله یک اشاره کافیست تا برای قناعت خود به مراجع معتبر دینی مراجعه نماید. البته مراجع معتبر و شناخته شده ای دینی، نه مفتریات ساخت قم، کاشان و واتیکان. در اخیر یک حدیث شریف را به تایید سخن برادر دعوتگر صالح محمد خان یاد آور میشوم، که هیچکسی نیست که در مقابل دین به مقابله برخیزد، بجز اینکه شکست بخورد. توکل علی الله تعالی


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 01.04.2015

برادر شريفم جلال خان
با ابراز سپاس از شما, فقط ميخواستم بګويم که ما فقط مسؤليت خويش را به صفت مسلمان ادا نموديم و اما زمانی که جانب مقابل بدون کوچکترين اعتنا به ارزش های اسلامی و بدون در نظرداشت عفت قلم دهن باز ميکند برای من باکی ندارد. حضرت مولوی رحمت الله عليه به چنين اشخاص توصيه ميفرمايد که:
ګوش کر بفروش ديګر ګوش خر
کاين سخن را در نيابد ګوش کر
تاريخ بشری در هر زمان و در هر مقطع از حيات مادی بشری شاهد موجوديت معاندينی بوده است, هر ګاه عناد چشم انسان را در مقابل نظريه و يا نظريات و همچنان در مقابل عقيده و دين بپوشاند, ديګر کسی توان آنرا ندارد به وی بياموزاند و راه درست را به وی نشان دهد چون وی مانند ابوجهل عناد ميورزد. اما يکی از روايان چنين ميرساند که ابوجهل نسبت به ابوجهلان اين زمان کمی بهتر بوده, چون وی خود اظهار داشته که وی عناد ميورزد:
از ابوجهل پرسيده شد که ای عمرو! با اين همه دلايل چګونه تو ايمان نميآوری, وی در جواب ګفت. اګر کسی مرا بګويد که اين پسرت حرامزاده است من قبول دارم و اما اکر کسی به من بګويد که اين محمد (صلی الله عليه وسلم) پيغمبر نيست, اين را من نميپذيرم چون من به يقين ميدانم که وی پيغمبر است اما من عناد شديدی که در مقابل وی دارم هرګز اينرا اظهار نخواهم کرد. پس وی با داشتن جهل و عناد بيش از حد ازين عناديان بی همت اين زمان بهتر بود اما اين ابوجهلان نه شهامت انکار علنی از اسلام را دارند و نه سر پذيړش اسلام را.
اينها را به خداوند بګذار, ما و شما ديديم و تاريخ بشريت هميشه شاهد بوده که کسانی که در مقابل حق قرار ګرفته اند با بيشرمی کامل نابود شده اند, مانند خلقی ها و پرچمي ها, نظام کمونيستی و عطاترکها و ديګران.
کسی را که خدا نخواهد پس وی چګونه راهياب شود (و من يضلله فلا هادي له).


اسم: محبوب الله   محل سکونت: تایمنی کابل    تاریخ: 01.04.2015

ملیون ها درود بر روح پر فتوح فرخنده شهید. برای اینکه ما روح پر فتوح فرخنده را شکل ابدیت داده باشیم، پیش نهاد من به شما این است که بعد از این بجای استعمال کلمه "سلام" در آغاز صحبت، از کلمه "فرخنده" استفاده نمائید. بیائید تغییر کنیم و بجای کلمه "سلام" از کلمه "فرخنده" استفاده کنیم زیرا قرآن واضحاً به ما هدایت داده است که اگر قومی خود تغییری در خود ایجاد نکند خدا کاری از دستش ساخته و پرداخته نیست.

بحث شکاف کاری بوجل بر اساس منطق و انسانیت. من در اینجا بحثی را حتی پیش از قتل فرخنده بالای بعضی اصول بنام اسلام آغاز نمودم تا ثابت سازم که موضع و موقف اسلامگراها، نه مسلمان ها، موضع و موقف فاجعه و جنایت است ولی موقف مسلمان ها موضع بر حق ولی از این موضع شان سوء استفاده صورت می گیرد. جناب صالح محمد از کندهار، باساس درک من، یک مسلمان با من بحث را آغاز کرد ولی در نیمه راه یک اسلام گرا بنام جلال از جرمنی، از طریق تروریزم و بازاری گری دست به کارهائی زد که اسلام و اصول آن را مسخره ساخت!

جناب جلال از جرمنی اقرار می کند که: "گذشته ازانکه در روز فتح خیبر حضرت محمد صلی الله علیه وسلم اعلان نموده که گوشت خراهلی و نکاح موقت یامتعه تا روز قیامت حرام قرار داده شده اند. " این جناب اسلامگرا، نه مسلمان، چه را می خواهد ثابت سازد؟ عقیده این جناب می گوید که چیزی بنام متعه قبلاًٌ وجود داشت ولی در روز فتح خیبر نکاح موقت یا متعه تا روز قیامت حرام قرار داده شده اند. این جناب گفته نمی تواند که "گوشت خر اهلی و نکاح موقتا یا متعه" در کجا حلال بود که محمد در فتح خیبر آن را تا روز قیامت حرام قرار داد. اگر نکاح موقت و خوردن گوشت خر در قرآن حلال بوده باشد، این پیغمبر چیست و کیست که علیه قرآن عمل نماید؟ آیا پیغمبر تا این اندازه جاهل بوده که علیه دستور قرآن عمل نموده باشد؟

اگر متعه بر اساس آیه 24 سوره نسا قرآن عظیم الشان جایز بود، پس این محمد با کدام صلاحیت و قوت توانست که خلاف آیه قرآن چنین کفری را مرتکب شود؟ واقعیت امر این است که پیغمبر خدا هیچوقت این کفر را در برابر قرآن مرتکب نشد. این عمر بود که این بدعت را صورت داد. در اینجا بحث بحث قرآن و پیغمبر نیست بلکه بحث سر عقاید افراد و اشخاص از قبیل جلال از جرمنی است که بخاطر زندگی دنیوی شان سر خدا، قرآن، اسلام ... می رید و هنوز هم ادعا دارد که مسلمان است.

خطاب به شما جناب جلال از جرمنی. شما می خواهید که بحث را از مسیر اصلی آن تغییر داده و هدف خویش را بیان دارید اما شما غافل از آن می باشید که این تلاش شما ارزش ندارد. یاد ایامی بخیر که شما با پشتیبانی سیای امریکا و اسلحه اسرائیلی یهودی و حمایت ملحدین سعودی در افغانستان به بهانه شکست کمونیزم جهاد اسلامی انجام می دادید. و به همین بهانه شهروندی جرمنی را بدست آورید

امروز روز منطق و حقانیت است. نه شما، نه لعنتی های رافضی ایرانی و نه هم ناصبی ها و سلفی های ملحد سعودی قادرند ازاسلام و مسلمانی بنفع منافع شخصی و خانوادگی شان استفاده نمایند. شما نمی توانید بحث را از مسیر اصلی آن خارج و مرا در بحیث شیعه و سنی درگیر سازی. بحث من تحقیقی و علمی است که حد و مرزرافضی گری های ایران و شیعه ایزم و ناصبی گری و سلفی گری های سعودی های ملعون و سنی ایزم، نمی تواند مانع گردد.


شما چطور می توانید با من داخل مشاجره و مباحثه گردید؟


اسم: قمریلدا کرزی   محل سکونت: مونشن    تاریخ: 31.03.2015

درود به روح پرافتخارت فرخندهٔ شهید!

سلام ودرود بتووروح پاک توفرخندهٔ بی آلایش ونیک طنیت هرروزی که میگذرد ماجرای قتل دهشت انگیز،المناک وخونین تو،یک دخترمعصوم وتنها بدست یک گروپ وگروه جاهل ونابخرد بی احساس وخون آشام دروجود خواهران ومادران توزنده وبیدارتر میشود، موج میزند، هیجان می آفریند. من درعالم خیال ورویأ با تو درگفتگوام ، دیشب دلم هوای توکرد وبا تو درصحبت را گشودم ، اگرها ومگرها خاطرآزرده وتن دردناک ات را اذیت کرد مرا عفوکن که پرسیدم :این بیت شعر رانخوانده ای ؟
زشیخ شهر،جان بردم به تزویرمسلمانی
مدارا گربدین کافرنمیکردم چه میکردم
پرسیدم چرا با این جاهلان ونابخردان ،دکانداران دین وخون آشامان وآنهاییکه ازانسانیت، انصاف واسلامیت آگاهی ندارند مدارا نکردی ومانند مسلمان نما های کاذب تزویرو ریأ نکردی ؟ تولبخند نمکین زدی، ودر جوابم گفتی :
ـــ هرگزنی .... : وقتی من حافظ قران ام ،من یک مؤمنه ومسلمانم ، به تزویرومداراضرورت ندارم ،التماس والتجاه کلر من نیست، خواستم این مسلمان نما ها، این حلقه خطاکاران را متوجه سازم که دستان شان بخون صدها انسان بیگناه آلوده است، زبان شان درکذب ودروغ وحیله وفریب سرآمد زمان است.
اگرمن خیانت وجنایات شانرا برملا نمیساختم به یقین که زنده میماندم اما چه زندگی ننگین آور ،وآنها فتوای کاذب وبهتان فاجعه باررا برمن وارد نمیساخت ومن درزیرچادرسیاه وتاریک مانند قلب وضمیراین سیه دلان زندگی رانپذیرفتم وبه خواهرانم و هموطنانم آگاهی دادم تا نگذارید بنام دین ومذهب وقرآن، بحق شما جفاکنند واین ظالمان خود راحاکم وفرمان روایان احکام الهی قراردهند. تو که دلسوزانه برای نجاتم ازین درندگان مدارا را تجویز میکنی، آیا اگر من مثل منصورحلاج که با مرگش مردم خواب برده را با وجدان شان یکجا بیدار کرد، یقین دارم که مرگ من بی نتیجه نمی ماند من خدایم را نیک میشناسم که اینبار مرا برای این قربانی پذیرا شده است من به امر خدایم برای این ملت بخواب رفته اذان بیداری خواهم شد.
پس شما ای مردم برای عدالت خواهی بپاه خیزید ونگذارید ازحقوق خوبی که پروردگارعالم هدیه کرده به نفع خواسته های حریصانه وشوم خود بهره برداری کنند.
با خود گفتم فرخندهٔ شهید یادت جاویدان است خاطرات پـُردرد ورنج تو نه تنها ثبت خاطرپریشان ماست بلکه باخون قرمزی وسرخ اناری ات آنرا ثبت تاریخ سیاه وپـُردرد ورنج وطن ما کردی توزنده استی واسمت برای هرزن مفهوم زندگی رادرخشانترمیسازد مطٔمن باش . روحت شاد وبهشت برین نصیبت باد با احترام قمریلدا کرزی


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 31.03.2015

استدلالات محبوب الله خان همانند الهیاری ( شیطانیاری ) است که به دشمنی صحابه و اهل بیت مشهور است.وقتیکه قم پول را بالایش بند کرد، خامنه ای را مفعول مینامد. درینکه خامنه ای یک رافضی جنایتکار است شکی نیست، اما اینکه آیا واقعا مفعول بوده یا نه مورد بحث ما نیست. در صورتیکه محبوب الله خان این ادعای خود را با شهود عینی ثابت نکند قاذف بوده نظر به شریعت اسلامی باید هشتاد دره خورده، بحیث فاسق معرفی شده، تا وقت مرگ دیگر شهادتش قبول نمیشود.این در جایش باید فراموش نشود.
اینکه در آیت متذکره( النساء) 24 هدف از استمتاع، مستفید شدن از خانم نکاح شده میباشد، نه جواز دانستن نکاح موقت یامتعه، سیاق خود آیت و آیات قبلی و بعدی آن ظاهر است. متعه درینجا اصلا مطرح نیست. کسیکه قبول ندارد، مشکل خودش است. گذشته ازانکه در روز فتح خیبر حضرت محمد صلی الله علیه وسلم اعلان نموده که گوشت خراهلی و نکاح موقت یامتعه تا روز قیامت حرام قرار داده شده اند. روایت این حدیث را خود حضرت علی کرم الله وجهه نموده است.
در مورد اینکه یک نفر دیگر خواهان برطرف ساختن یک ملاامام مشهور از امامت نموده باید گفت که امام مسجد خود را مقتدیان همان مسجد تعین مینمایند نه کدام نفر بیرونی، چه رسد بکسیکه مسجد را بدوربین هم نبیند، برعکس برآلا از نظریات اتاتورک مشهورترین دشمن مسلمانان و جهان اسلام قدردانی نموده و آرزوی تطبیق نظریات اور را در سرزمین مسلمان ما دارد بسر میپروراند.


اسم: ملیحه نایاب   محل سکونت: آسترلیا    تاریخ: 31.03.2015

آیا قتل شهید فرخنده مظلوم، خشمانه تر و ظالمانه تر ازسنگسار نبود ..؟

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: رزاق مامون   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 31.03.2015

فراخوان، برای تحریم امامت ملا ایازی

به ملا ایازی افهام شود تا زمانی که برای رفع خطای کبیرۀ خویش گردن پوزش به درگاه مردم خم نکند؛ باید از مسجد برون برود.

این ملای خرابکار و فاقد روحانیت را که بانگ دروغ و بی وقت سر میدهد؛ تحریم کنید. سایه هایی از اعصار وحشت، در کمین خانۀ روح این جاهل متراکم شده است و هراز چند گاه، جرقه یی از دوزخ درون خود را بروز می دهد. ازین نماینده مسموم اندیشی سوال شود که اگر دخترت، به جای فرخنده دستخوش چنین سرنوشتی می شد؛ فی البداهه فتوای تو چه گونه میبود؟

مردی که برای قیام و بغاوت دریک جامعه زخمی و محتاج ترحم فراخوان میدهد؛ بی تردید با جریان های تروریست رابطه دارد. امنیت ملی آیا از زبان بازی ملا ها هراس دارد؟ تاریخ افغانستان از ملای لنگ تا ملای کور، درد ها کشیده و نسل های انسانی از نیش خدنگ های زهری این جماعت مفت خور، از یک آینده یی مسعود و مصئون محروم گشته اند.

بینش ملا ایازی برین اصل نا اصل استوار است که هرکسی را میتوان اتهام زد و منکوب کرد؛ زیرا ممکن است اتهامی داشته باشد؛ شاید اتهامشان فاش نشده و حتی امکانِ ارتکاب جرمی در آینده موجود باشد. دهان گشادی ملاایازی عادی نیست ومیتواند به روابط مشکوک وی با دسته جات تروریستی که تازه به تازه تحت نام داعش درافکارمردم گردش دارد؛ در پیوند باشد. امنیت ملی چرا این شخص را زیر دوربین نظارت قرار نمیدهد؟

به راستی قابل درک است که دولت لرزان ونوپا درافغانستان با این پروژه ها باید محتاطانه برخورد کند؛ اما برای دهن دریده گی های داعشی، درقانون اساسی افغانستان احکام صریح وجود دارد.


اسم: محبوب الله   محل سکونت: تایمنی    تاریخ: 31.03.2015

نوشته صالح محمد خان از کندهار:

"در ابتدا قبل از نزول آیه ششم سورت مومنون این عمل موجود بود و اما بعدا در حیات رسول صلی الله علیه وسلم منع قرار داده شد."

نوشته جلال از جرمنی:

" ثانیا اینکه ازآن هیچکسی از پیغمبر صلی الله علیه وسلم گرفته تا به صحابه ای کرام و تابعین رضی الله عنهم و سایر علما، استدلال به حلال بودن نکاح موقت یا متعه ننموده است، بلکه از ظاهر و سیاق خود همین آیت به سادگی میتوان به حرام بودن نکاح موقت یا متعه متوجه شد."

صالح محمد اقرار می کند که نکاح موقت بود اما بعد حرام شد ولی جلال از جرمنی بکلی از بودن آن منکر است و نکاح موقعت یا متعه را زنا می خواند. نام خدا و مرحبا باین مسلمانی و آفرین بر همچو وجدان بخواب رفته. اگر قرار باشد که متعه حکم و معنی زنا را دارد پس چرا این کار در قرآن آمد؟ که راست می گوید؟ یکی از این دو نفر حتماً دروغگو است.

باز هم نوشته جلال از جرمنی:

"ثانیا اینکه ازآن هیچکسی از پیغمبر صلی الله علیه وسلم گرفته تا به صحابه ای کرام و تابعین رضی الله عنهم و سایر علما، استدلال به حلال بودن نکاح موقت یا متعه ننموده است،"

آیا این باین معناست که نکاح موقت یا متعه در قرآن امده است اما پیغمبر صلی الله علیه وسلیم گرفته تا به صحابه ای کرام و تابعین رض الله علهم و سایر علما استدلال به حلال بودن نکاح موقت یا متعه ننموده است. این چه رقم ایمان و اعتقاد است؟

اصل گپ از این قرار است: متعه یک دستور قرآنی است و در سوره نساء آیه 24 (تشکر از اینکه اشتباه مرا اصلاح کردند که سهوا 34 نوشته بودم) در قرآن موجود است و قرآن تحت شرائط خاص این عمل را جایز دانسته است، نه فرض. اگر پیغمبر یا صحابه یا شما و من این کار را انجام نمی دهیم هیچ گناهی را مرتکب نشده ایم و اگر کسی هم این کار را نحت شرائط خاص انجام دهد کار غیر اسلامی را مرتکب نشده است. بعین شکل اگر کسی توان رفتن به حج را ندارد و حج نمی رود هم گناه نکرده است زیرا فرض بودن حج شرائط خاص دار. بعین شکل جهار زنی. مسلمان اگر چهار زن بگیرد کار اسلامی کرده و اگر کسی هیچ زن هم نگیرد هیچ گناهی را مرتکب نشده است. اگر از حکم نکاح موقت سوء استفاده شد و حرام شد، عین حکم در مورد چهار زنی حرام شد. هر کسی که از این حکم قرآنی سوء استفاده کند، چهار زن گرفتن قطعاً حرام است .... اگر کسی نماز را بخاطر فریب و کارهای خطا صورت می دهد، کاملاً حرام است و کسی که از روی منافقت و شرارت نماز می خواند بالکل نماز خواندنش حرام است.

سئوال می شود که فرق بین زنا و متعه چیست؟ بسیار سئوال عالیست و جواب آن مثل آفتاب روشن است. فرق بین زنا و متعه عین فرق بین زنا و نکاح دائمی است. وقتی نکاح موقت صورت می گیرد عین کش وفش و شهود و ایجاب قبول طرفین صورت می گیرد ولی در زنا این کار دور از انظار عامه بدون هیچ مراسم و شهودی در خلوت صورت می گیرد. خوبی یا فایده متعه چیست و خرابی زنا در چیست؟ در متعه مسئولیت پذیری است. اگر زن حامله می شود، پارتنر او مثل یک شوهر مکلف به مراقبت و غمخواری طفل و زن است در حالیکه در زنااین کار ممکن نیست. اینکه این کار خوب یا بد است یا اینکه از این کار مثل هر کار دیگر حسن استفاده یا سوء استفاده صورت می گیرد، بحث کاملاً علیحده است.

باز هم در این صورت همان سئوال بجایش باقیست که اگر اصطلاحی یا کلمه ای در قرآن بنام "متعه" آمده باشد، پس این کلمه قرآنی چه معنی دارد؟ اگر معنی متعه نکاح موقت نیست پس چه معنی دارد؟ خدا در قرآن نباید یک کلمه بی مفهوم و بی معنی را جابجا کرده باشد. و اگر معنی کلمه متعه نکاح موقت باشد، آیا این باین معناست که الله جل جلاله در قرآن اشتباه کرد اما پیغمبر صلی الله علیه و سلم و سائر علما بجز حضرت عمر (رض) استدلال به حلال بودن نکاح موقت یا متعه ننموده است. بعضی از دوستان در کفر خویش آنقدر پیش می روند که حضرت عمر را بالاتر و برتر از قرآن قلمداد نموده و کارهای غیر قرآنی یا کفر او را به پیغمبر نسبت می دهند تا مبادا حضرت عمر ملامت ساخته شود ولی باز هم عین دوستان ادعا دارند که آنها پیرو قرآن و تابع سنت پیغمبر است و مهتر از همه مسلمان هستند.

آفتاب را آدم نمی تواند با انگشت پنهان سازد و پنهان ساختن کلمه یا مفهوم متعه در قرآن را شما جناب جلال از جرمنی نمی توانید از طریق دروغ و تهمت بالای قرآن حذف کنید. شما جناب صالح محمد کمی به گپ رسیده اید و بحا و درست اقرار می کنید که این کار در قرآن است اما بعداً توسط پیغمبر منع و غلطی قرآن اصلاح شد. ولی شما نیز در ارائه دلیل تان مثل آنانیکه قتل فرخنده را بنام اسلام و قرآن انجام دادند می لنگید ولی این جرات اخلاقی و اسلامی را ندارید که اظهار به لسان و اقرار به قلب کنید که بلی متعه در قرآن است اگر کسی از جمله پیغمبر آن را منع کرده باشد خلاف قرآن رفتار نموده و کفری را مرتکی شده است.

استدلال شما جناب جلال از جرمنی نشان می دهد که به پیروی از خمیتی ملعون در قم و نجف و جانشینان او بنام خامنه ای مفعول ملحد مارکسیست می خواهید از قرآن و اسلام لنگ حکام بسازید و بالای آن تجارت سیاسی نموده و ایمان و وجدان خود را بفروشید. غرض مزید معلومات شما خامنه امام موجوده شیعه های سیاسی و سرکاری ایران موجود دوران بچه گی خود را در مفعولیت و دوران جوانی خویش را بحیث یک توده ای دو آتشه در ماسکو تیر نمود و امروز تحت عبا و قبای شیعه ایزم می خواهد خود و جهان را فریب دهند اما فایده نمی کند.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان    محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 31.03.2015

هموطن محترم آقای سلیم باختری - سلامها و تمنیات نیک مرا بپذیرید.
در قسمت اخیر عبارت انگلیسی آقای خالد حسینی یک فقرۀ عامیانه شامل است که اگربمعنی عامیانۀ این فقره دقت نشود، معنی عبارت مغشوش میشود. این فقره چنین است :
... PASSES FOR... = ..STANDS FOR...
بنابراین ترجمۀ عبارت مذکور نزد من ازینقراراست :
"غمگین شدم ازاینکه حمله دریک قریه ای بزعم مردم دورافتاده و محافظه کاردرجنوب افغانستان صورت نگرفت، بلکه درکابل یک شهر مرکزی که افکار مردمان مترقی را در بر دارد، صورت گرفته است."
درعبارت آقای خالد حسینی هیچ کنایه ای به پشتونها وجود ندارد، مقصد از تاثر اواینست که اگر چنین جنایتی " دریک قریۀ دور افتاده و محافظه کاردر جنوب افغانستان" مثلا پکتیا یا خوست رخ میدادکه آنجا مردم بیشتر بمسایل خرافی (از قبیل تعویذ وچف و دعا) معتاد میباشند، چندان قابل گله گذاری نمیبود، اما وقوع این حادثه در مرکز مدنیت افغانستان بیشتر قابل تاثر و تاسف است.
من دوهموطن محترم آقایان خالد حسینی و سلیم باختری ، هردو رانمی شناسم- اما سالیانی در پوهنتون کابل مضمون انگلیسی را تدریس میکردم، لهذا نظر خود را بهردو برادر تقدیم کردم. با احترام- هاشمیان 30 مارچ


اسم: محبوب الله   محل سکونت: کابل    تاریخ: 31.03.2015

برادر محترم صالح محمد خان از کندهار. تشکر از توضیحات تان. اما توضیحات شما مرا قانع نساخت و من خواهشمندم توضیحات بیشتر ارائه کنید تا مرا رهنما باشید.

شما اول گفتید که هر کسی از یک آیه قرآن منکر شود او کافر است. این ادعای من نیست، این ادعا از خود شماست. اما در اینجا شما موقف اولی خویش را تغییر دادید و ادعا دارید که "در ابتدا قبل از نزول آیه ششم سورت مومنون این عمل موجود بود و اما بعدا در حیات رسول صلی الله علیه وسلم منع قرار داده شد." لطف نموده دلیل و آیه را نام ببرید که این ادعای شما را تائید کند. دلیل شما باید بر اساس آیه قرآن باشد، نه حدیث پیغمبر، نظر صحابه ... آیه قرآن باید توسط آیه قرآن ملغی شده باشد.

این بار شما برای رفع مسئولیت حضرت عمر (رض) مسئولیت کفریت را متوجه رسول صلی الله علیه و سلم ساختید. آیا رسول صلی الله علیه و سلم این قدرت و صلاحیت را داشت که دستور آیه قرآن را رد کند؟ اگر بلی، بفرمائید مطابق کدام آیه قرآن؟

اگر من بخواهم یک مسلمان حقیقی شوم طبعاً من قرآن را می خوانم و در موجودیت قرآن فکر می کنم که حدیث پیغمبر (ص) هم ضرور نیست. اگر من صرف و صرف پیرو قرآن باشم و آیه 24 سوره نسا را هم تائید کنم و با سنت پیغمبر که خلاف صریح قرآن است سرپیچی نمایم، آیا من مسلمان هستم؟ شما مرا در یک دو راهی عجیب و غریب قرار داده اید: بکو، نکو! آیا بکنم یا نکنم؟ خدا فرموده بکو، پیغمبر فرموده نکو! چطور ممکن است؟

حال قبول می کنم که پیغمبر (ص) این حکم الهی را منع کرد. آیا این باین معنی است که حضرت خالق عالم در قرآن اشتباه کرد و نافهمیده آیه ای نازل کرد که نباید می کرد و حضرت رسول (ص) متوجه این اشتباه خدا شد و آن را اصلاح کرد تا مبادا مسلمان ها به پیروی از قرآن بیراه بروند؟


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.03.2015

تشکر جناب هاشمیان صاحب. لطف نمودید.
چون رابطۀ رهین با جمهوری اسلامی ایران هم از حرکات و سنکات وی، هم از کار های که کرده و می کند و هم از روی گفته های هزاران هموطن ما، هموطنان شریفی که همه به صداقت شان ایمان و اعتماد داریم به اثبات رسیده است،این سخن که معین وی، سیمین حسن زاده، نیز با ایران ارتباط دارد و به دستور جمهوری اسلامی ایران به ترویج فرهنگ و اندیشه های آخوندهای ایرانی می پردازد نمی تواند حقیقت نداشته باشد.
من در روزی که او در تلویزیون طلوع با گردانندۀ پروگرام و یک خانم دیگر صحبت می کرد، ناظر صحبت هایش بودم. گذشته از اینکه صحبت هایش آشکار کنندۀ سطح پائین فهم و دانش وی بود، حرکات دست و سر و شانه و چشم و ابرو، و داد و بیدادی را که او به راه انداخته بود و تنها یک مطلب را که: "ثابت کنید و ثابت کنند" ده بار تکرار می کرد، در حالیکه یک طفل شش ساله هم می داند که ابراز نظر در زیر یک پیامی فئس بوکی خاص نمی تواند با آن پیام بی ارتباط باشد، مرا به همان اعتقاد رساند که جناب شما دارید!
آیا، منباب مثال، همین پیام من به جناب عالی می توانست بدون ارتباط به پیام شما باشد؟ همین یک استدلال بسیار ساده را سیمین حسن زاده، معین یک وزارت، نمی تواند بفهمد!! عقل و درایت او در این حد است!!
بنابر همین برداشت ها است که من هم از مسئولین دولت، اگر چه می دانم که حکومت و پارلمان موجود نه خواست، نه حوصله و نه توان رسیدن به خواسته های بر حق مردم را دارند، خواهش کردم که او را که لیاقت کرسی معاونیت یک وزارت را ندارد، از کار برکنار کند؛ آزرویی که خود می دانم هیچگاهی جامۀ عمل نمی پوشد؛ زیرا برای انجام چنین کار های باید مردان ملی و مستقلی که واقعاً در برابر ملک و مردم احساس مسئولیت کنند و به ساز دیگران نرقصند، برسر کار باشند؛ نه کسانی که تنها به خود و به منافع شخصی و گروهی و قومی خود و منافع بیگانه ها بیندیشند!
از آقای مبارز یاد کردید. او با یکی از ماما هایم دوست بود. من یک بار او را در منزل همان مامایم دیده بودم. از همان زمان محبت این انسان شریف در قلب من جای گرفته است. آره، چه ظلمی از این بزرگتر و مصیبت بارتر که چنان شخصیتی از کار برکنار می شود و چنین انسانی به جایش نصب می گردد؟؟!
دعای من همیشه همین است که نه کرزی، نه احمدزی و نه عبدالله هیچ گاهی روی خوبی و خوشی را نبینند، باقی تا همین مردم گوسفندی هستند، ما و شما هم باید به خون دل خوردن ادامه بدهیم و اگر گاهی ناله ای به دل گره شد، راه همین سایت را پیش بگیریم!
حق نگهدارتان


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 30.03.2015

کسی خواسته بود که طبق فرمایش قم و نجف با استناد به ترجمه و تفسیر غلط آیت 34 سوره ای النساء ازدواج موقت را حلال معرفی نموده و در عین حال جراءت به مورد سوال قراردادن خلیفه ای راشده حضرت عمر فاروق نماید. اولا اینکه آدرسشان غلط بوده آیت مورد نظر نمره 24 بوده کهو ثانیا اینکه ازآن هیچکسی از پیغمبر صلی الله علیه وسلم گرفته تا به صحابه ای کرام و تابعین رضی الله عنهم و سایر علما، استدلال به حلال بودن نکاح موقت یا متعه ننموده است، بلکه از ظاهر و سیاق خود همین آیت به سادگی میتوان به حرام بودن نکاح موقت یا متعه متوجه شد. و اگر به آیت بعدی آن که امتداد همین حکم بوضاحت ثابت میسازد که که حکم الله ازدواج دایمی بوده نه دوستگیری مخفی و عشقبازی محض. چون الله سبحانه و تعالی درین آیت دیگر میفرماید که کسانیکه توانایی نکاح زن آزاد را ندارند، میتوانند با کنیزان که آسانتر بود ازدواج نمایند و اگر توانایی این را هم نداشتند، حکم الله به قایم داشتن عفاف و صبر نمودن تا به کشایش از جانب الله سبحانه و تعالی شده اند، نه ازدواج موقت... احادیث صحیحه متعددیرا که به تایید این حکم میباشند بجایش میگذاریم.
۞ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

و نکاح زنان شوهردار نیز (برای شما حرام شد) مگر آن زنانی که (در جنگهای با کفّار، به حکم خدا) متصرّف شده‌اید. این حکم خدا بر شماست، و هر زنی غیر آنچه ذکر شد شما را حلال است که به مال خود به طریق زناشویی بگیرید نه آنکه زنا کنید، پس چنانچه از آنها بهره‌مند شوید آن مهر معیّن که حق آنهاست به آنان بپردازید، و باکی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید (و بدانید که) البته خدا دانا و آگاه است.



Muslim Pro - Zitat aus dem Heiligen Koran: An-Nisaa (4:24) - http://www.muslimpro.com


اسم: صالح محمد    محل سکونت: کندهار    تاریخ: 30.03.2015

خدمت برادرم محبوب الله خان
آیه سی و چهارم سوره مبارکه نساه مساله دیگری را بیان میکند، آنچه را شما پرسیده اید در آیه بیست و چهارم سوره مبارکه نسا است.
1- رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در مورد صحابه مبارک میفرمایند که( صحابه مانند ستارگان اند، هر که به عقب آنها اقتدا کرد یعنی هر کسی از آنها پیروی کرد حقیقتا که راهیاب شد). این خود میرساند که صحابه کسانی نبودند مانند ما که هر چیز را از دید خود میبینیم و پیرو نفس خود شده ایم، هر آنچه نفس بخواهد آنرا انجام میدهیم، در حالی که اصحاب کرام کسانی بوده اند که خداوند عظیم در مورد آنها میفرماید که (رضی الله عنه و رضو عنه) خداوند از ایشان راضی است و ایشان از خداوند. هر عمل آنها مطابق اعمال رسول کریم صلی الله علیه وسلم بوده و هیچگاهی از آن سرپیچی نکرده اند.
2- این چیز را که شما میگویید، آنرا متعه مینامند. در ابتدا قبل از نزول آیه ششم سورت مومنون این عمل موجود بود و اما بعدا در حیات رسول صلی الله علیه وسلم منع قرار داده شد.
بخاری شریف جلد دوم صفحات 606 و 830 از حضرت علی رضی الله عنه روایت میکند که ( ان رسول الله صلی الله علیه وسلم نهی عن متعه النسا یوم خیبر و عن اکل لحوم الحمرالانسیه):یعنی رسول کریم صلی الله علیه وسلم متعه زنان را در غزای خیبر منع فرمودند و همچنان گوشت خر های خانگی را.
از حضرت سبره بن معبد روایت است که در روز فتح مکه با نبی کریم صلی الله علیه وسلم یکجا بودم که اعلان کردند : ای مردم! من به شما در مورد استمتاع زنان اجازه داده بودم اما یقینا الله جل علی شانه همین استمتاع را تا روز حشر حرام قرار داده.
از عبدالله ابن عباس رضی الله عنه روایت است که متعه در ابتدای اسلام رواج داشت تا وقتی که آیه مبارکه (الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمنهم . مومنون آیه ششم) شرف نزول یافت.
حضرت عمر رضی الله عنه بالا منبر در مقابل تعداد کثیری از اصحاب کرام تحریم متعه را اعلان نمودند و اما هیچ یک از صحابه کرام اعلان وی را رد نکردند، پس اگر این منع را صحابه از قبل نمیدانستند پس چرا یک نفر هم از اصحاب کرام در مقابل چیزی نگفت و سکوت اختیار کردند.در حالی که در مورد تقلیل مهر یک زن حتی در مقابلش برخاسته و اعتراض کرد.
خداوند عظیم الشان در پایان مسایل تحریم و تحلیل صفات (علیم) و (حکیم) را ذکر نموده اند تا پاسخی باشد در مقابل اعتراضات دشمنان اسلام. به این معنی که آیات مبارک از جانب کسی نازل گردیده که علیم است و و ذاتیست که دارای حکمت عظیم الشان است و هر حکمی را که امر میفرمایند جز سعادت و خیر و بهبود ضرری دران نهفته نیست.

در اخیر یکبار دیگر باید گفت که ما نباید اصحاب کرام را مانند خود فکر کنیم، هر عمل آنها مطابق احکام الهی و ارشادات رسول کریم صلی الله علیه وسلم بوده است، اگر حکم به کاری نموده است پس باید پذیرفت که حکم شان مطابق قرآن و ارشادات آنحضرت صلی الله علیه وسلم است و عین شکل نهی شان از امری.
امید به خطا نرفته باشم.


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 30.03.2015

برادر شریفم جلال خان
از شما نیز یکجهان سپاس، واقعا تکان دهنده است زمانی مسلمانان موضوعاتی را دامن میزنند که به سود یهودی ها و به ضرر جوامع اسلامی است. شما خود میدانید که هیچ انسان واقعی، هیچ مسلمان آگاهو هیچ مرجع اسلامی عمل به شهادت رسانیدن خواهرم فرخنده را توجیه نکرده و نمیکند و اما به شکل آگاهانه و بی باکانه بالای قوانین و احکام اسلامی به نفع یهودان میتازند و گویا رب کاینات را مورد انتقاد قرار میدهند العیاذبالله که جای تاسف است.
طوری که در بالا ذکر نمودم که هیچ انسان واقعی و هیچ مسلمان آگاه این عمل شیطانی و غیر اخلاقی و غیر اسلامی و انسانی را توجیه نکرده و نمیکند و اما زمانی یهودیان به سردمداری امریکا و پیروانش اعمالی زشت تری را انجام میدهند، آنگاه هیچ کسی نمیپرسد که چرا و به چه علت. شما یقین کنید که آن قتال و وحشتی که از جانب امریکا درین مملکت من و تو انجام شده باور کنید که به مراتب وحشیانه بوده است، انسان ها را در قریه جات بالای سگ ها دریده اند، در همین جا در قندهار شما بیایید و بپرسید که این یهودی ها چه جرمهای را نموده اند.
در قریه چک وردک در سال گذشته نیم یک فامیل را به شکل نهایت ظالمانه به شهادت رسانیدند در حالی که آنها در خواب بودند، در گردیز در قریه خطابه (بعضی ها آنرا ختاوه مینامند) در شبی که دوستان برای یک فامیل سوغات آورده بودند که ما به زبان پشتو آنرا پوش میگوییم، یعنی سوغاتی قبل از عروسی و در همان شب دو برادر همین دختر (عروس) را و خود همین عروس را و یک طفل را به شهادت رسانیدند، در اروزگان، در ولسوالی ناوه ولایت هلمند و هزاران مناطق این کشور و اما احدی را ندیدم که این جنایت را تقبیح کرده باشد.
حال همین فاجعه را به اشکال گوناگون انعکاس میدهند، یکی میگوید که حقوق زن تا حال به این منوال است و دیگری تعبیر دیگری میکند و اما کسی نیست که بپرسد که آیا حقوق حقه دیگران درین مملکت فلاکتبار تامین شده است که فقط زنها بی بهره مانده اند؟ در قریه کنصف ولسوالی اندر ولایت غزنی یک نفر را در حلقه ای بستند و زنده سوختاندند و اما هیچ کس خبر نشد.
من زیاد تر به ولایات و ولسوالی های مختلف سفر های دارم چون وظیفه چنین ایجاب میکند، من زیاد تر این اظلام و وحشت ها را چه از جانب امریکا و انگلیس و چه از جانب طالب و یا چه از جانب حکومت افغانستان.
من نمیدانم چرا مسلمانان امروز در یک تحجر فکری قرار کرفته اند و آنچه به ضد ایشان به اجرا در میآید میپذیرند و برعکس بر ضد خود و دین خود مبارزه دارند گویا اینها سعادت را در پیروی از یهودی ها و غربی ها میبینند در حالی که خداوند عظیم الشان به صراحت میفرماید (ولن ترضی عنک الیهود و لالنصاری حتی تتبع ملتهم) حتی اگر از دین وی پیروی کنی اما باز هم از شما نخواهند خرسند شد و تا آنجا به دشمنی شان با مسلمانان ادامه خواهد داد تا همه هستی مادی و معنوی شانرا تباه کنند.
به بهانه حقوق زن شما میبینید که چه بی عزتی و بی همتی جریان دارد و امروز حتی در همین پورتال از جانب مسلمانان میخوانیم که زنا نباید یک جرم تلقی شود، اما طوری که شما نوشتید که نمیدانم این کسان در مورد مادر و خواهر و همسر خود چه نظر دارند؟ آیا اینها حاضرند که کس با خواهر یا مادر و یا همسر و یا دختر و یا یکی از زنان فامیلش در پیش چشمانش زنا کند؟
خداوند همه آنهای که در جال فریب یهودی ها گرفتار شده اند بیرون سشازد و راه درست انسانی را به ایشان نشان دهد.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: گلفورنیا    تاریخ: 30.03.2015

جناب محترم آقای سیدهاشم سدید
مقالۀ شما راخواندم وقبلا نیزدربارۀ خانم سیمین حسن زاده و بیانات غیرمسئولانۀ او تبصره های احتجاجیه ازجانب یکعده هموطنان خوانده ام،اما من شخصااین خانم راندیده ونمیشناسم . شنیده گیهای خود را اینک بشما حکایت میکنم- یکتن از فارغان فاکولته ادبیات که درین وزارت کارمیکند و با من ازطریق ایمیل تماس دارد، راجع بکثافات دورۀ کار وزیررهین چند بار چیزهایی بمن نوشته ویکبار دربارۀ این خانم نوشته بود که بسفارش سفسرایران مقرر شده وبسیار زود دوست شخصی وخصوصی رهین گردید چونکه خانم ها را بدسترس او قرارمیداد- او این زن را فاسق و فاسد دانسته میگفت لیاقت چوکی مدیریت را ندارد- من همان روایت را عینا بشما رساندم.
و اما پیرامون تبصرۀ نا بخردانۀ او که جناب شما اقتباس فرموده اید و در میدیا نیز منعکس شده، من این بیانات اورا طفلانه واحمقانه تشخیص داده ام وتعجب میکنم زنی باچنین طرز تفکر چطور بچوکیی نشسته که قبلا دوست محترمم جناب اقای عبدالحمید مبارز نشسته بود، و میگویم : تفو برتوای چرخ گردون تفو . با عرض اخترام - هاشمیان -


اسم: محبوب الله   محل سکونت: کابل    تاریخ: 30.03.2015

برادر عزیزم صالح محمد. از نوشته شما دانستگی حاصل شد. اما توضیحات شما باعث می گردد که آدم سئوال های دیگری را از شما بپرسد. شما باور دارید که: "مسلمان در پذیرش احکام دین مکلفیت دارد و نپذیرفتن قرآن و یا حصه از قرآن یا آیه از قرآن کفر است."

آیه 34 سوره نساء نکاح موقت در اسلام را جائز قرار داده است اما حضرت عمر خلیفه دوم آن را منع کرد. آیا قبول دارید که حضرت خلیفه دوم مسلمان ها کافر است؟ اگر شما حضرت عمر را تائید می نمائید لطف نموده بفرمائید که حضرت عمر از کجا این صلاحیت را کسب کرد که علیه دستور صریح قرآنی عمل کند؟


اسم: قاسم قاسمی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 29.03.2015

قضاوت بر تو ای هموطن با وجدان :
اينست چهرهء واقعی يک عالم دين و مبلغ راهء حق و عدالت..!

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: پروفیسر استاد عبدالستار سیرت   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 29.03.2015

بسم الله الرحمن الرحیم

وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

با تأسف و تأثر روز پنجشنبه 28 حوت 1393 هجری شمسی خواهر فرخنده بنت محمد نادر توسط تعدادی جاهل به ضرب مشت ، لگد ، سنگ و چوب در محل شاه دو شمشیره (رح) شهر کابل به قتل رسید و جسدش به آتش کشیده به دریا انداخته شد. رئیس ، هیأت مدیره و اعضای مجمع علمی مراکز اسلامی (معلم) این عمل فجیع ضد اسلامی ، غیرانسانی ، جاهلانه و وحشیانه را به شدید ترین شکل تقبیح نموده ؛ مراتب نفرت و انزجار خود را نسبت به چنین اعمالی ابراز میدارند و از درگاه الله مهربان (ج) برای خواهر فرخنده مقام و ارزش شهید و بهشت برین را و برای خانواده مصیبت رسیده و مردم داغدیده افغانستان عزیز صبر جمیل و اجر جزیل التجامینمایند .
با تجربه از واقعات جنائی بزرگ در گذشته به جز تعیین هیأت تعقیب و تحقیق از طرف حکومت و بعداٌ فراموش نمودن قضیه نتیجه مثبت دیگری را شاهد نبودیم به یقین از حکومت غرق در فساد چهارده سال گذشته ،امید عدالت و مجازات قاتلین توقع بیجا خواهد بود . بنا برین دست دعا به درگاه خداوند یکتا و بی نیاز( ج) بلند مینماییم آن ظالمان ،خونخواران ، رهنمایان و پشتیبانان شانرا که مرتکب چنین جنایتی شده اند به کیفر اعمال شان برساند تا عدالت برقرار و پند ودرسی برای دیگران گردد.
باید یادآور گردید که اعمال جاهلانه و وحشیانه چون قتل خواهر فرخنده نتیجه بی دانشی از دین مبین اسلام ، افکار خرافاتی ، باور های جنگ ، کشتار ، بی اهمیت دانستن مقام و جان انسان خصوصا مقام زن ، حضور حکومتی غرق در فساد ، نبودن امنیت و تأثیر قدرت ها و باور های بیگانه غیر اسلامی و افغانی میباشد.
در اخیر باز هم از درگاه الله رحمان ورحیم التجا مینماییم تا مردم و وطن ما را به شاهراهی رهنمون گرداند تا چنین واقعاتی هرگز رخ نداده وحکومتی عادل با عقیده ناب اسلامی و انسانی در افغانستان حکمروا گردد تا فساد ، نا امنی ، بی قانونی ، ظلم ،ستم ، تجاوز ، کشتار و ده ها بدبختی دیگربرای همیش ازین دیار رخت سفر بسته و صلح ، امنیت ، اتفاق ، اتحاد ، آزادی ، آبادی و ده ها پدیده نیکو و پسندیده دیگر جایگزین آن گردد .
ومن الله التوفیق
پروفیسر استاد عبدالستار سیرت
رئیس مجمع علمی مراکز اسلامی (معلم)


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 29.03.2015

حادثه شهادت خواهر فرخنده زیر زره بین اسلام و موقف علماء در قبال آن

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 29.03.2015

جناب استاد بزرگوار صالح محمد خان بارک الله فیک و ماشاالله به این صبر و در عین حال شفقت تان در مقابل بی ادبان. شما در مقابل کسانیکه از فقر دانش و استدلال در مقابل شریعت محمدی صلی الله علیه وسلم دلایل موهوم و افواهات اقوام گذشته را پیشکش مینمایند، خود را پیرو بهتر راه پیغمبران معرفی کردید، بدین معنی که شخصی به حضرت عیسی علیه السلام دشنام میداد ولی آنحضرت علیه السلام باوی با الفاظ خوب و ملایم صحبت میکرد. در ینحالت شخص دیگری دلیل این وضعیت عیسی علیه السلام را ازوی پرسید. ایشان فرمودند که او همانچیزیرا بر من میاندازد که با خود دارد و من هم آنچیزی را که من با خود دارم بر او نثار مینمایم.
اما تعجب من درین است که بعضی نظریاتی که بینهایت غیرمودبانه و غیر مسءولانه میباشند، چطور میتوانند از کنترول گردانندکان محترم این پورتال بگذرند. نظریاتی که اگر از ادب و انسانبت دور اند، کاش که پر از دلایل اشتکانه و دور از منطق نمیبودند و باوجود هردو ملاحظه فوق، ایکاش ار واقعیت وحقیقت بهره ای میداشتند.
بهرحال اگر چنین اشخاص وقیحیکه جهانرا در آیینه ای خود و صفات خود میبینند، دارای چنین مواقف خصمانه و در عین حال مضحک نباشند، پس چی کسانی باشند. والسلام


اسم: کمیته تداراکات تظاهرات    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 29.03.2015

هموطنان ګرامی ،و همه ای انانی که به درد و مرګ انسان ، احساس وو جدان تان متضرر میګردد .
قرار است به تاریخ ۳۱ مارچ روز سه شنبه به اشتراک فعال همه نهاد هایی مدافع حقوق زنان ، اګاهان سیاسی ، شخصیت هایی فرهنګی و سایر افغانان با احساس در شهر فرانکفورت ګردهم ایی بزرګی براه انداخته شود و از همه احترامانه تقاضا بعمل میاید تا با اشتراک شان یکبار دیګرعمل جنایت کارانه قاتلین فرخنده جوان را که با قساوت تمام وی راشکنجه و بعدا به قتل رساندند و سر انجام با بی رحمی سوختانند ، تقبیح نموده و همچنان روان شهید فرخنده را ګرامی بداریم :
وقت بعد از ظهر سه شنبه ۳۱ مارچ
از ساعت :
« ۴» الی « ۷» بعد از ظهر
محل برګذاری :
Römeberg
Frankfurt
PLZ ,67354
با نمرات ذیل تماس ګرفته میتوانید :
01788866476
01739992667
015753440665


اسم: گروپ کاری کمپاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 29.03.2015


کمپاین به رسمیت شناختن روز ۱۹ مارچ (۲۸ حوت) به حیث «روز فرخندۀ همبستگی ملی با زنان افغانستان»

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 29.03.2015

برادرم محبوب الله خان
این برایم مشکل و ناممکن است که بدانم شما منحیث یک مسلمان میتوانید آنچه من مینویسم درست بخوانید و درست درک کنید یا خیر. زبان مادری من پشتو است اما من زبان دری را درست میدانم و اما نمیدانم شما در کدام مشکل قرار دارید که سخنان مرا نمیتوانید درست درک کنید. من قبلا شماره وار نوشتم تا درست درک کنید و اما بعدا دانستم که شما باز هم مرا درک نکردید. امید اینبار بتوانم شما را درست بفهمانم:
1- علوم دین بالای همه مسلمانان فرض است نه تنها بالای ملا ها و علمای دین.
2- مسلمان در پذیرش احکام دین مکلفیت دارد و نپذیرفتن قرآن و یا حصه از قرآن یا آیه از قرآن کفر است. من نمیتوانم بگویم که من مسلمانم و اما زکات را نمیپذیرم العیاذ بالله و یا نماز را نمیپذیرم العیاذ بالله. کقر ورزیدن به این معنی نیست که فقط انسان در مقابل وجود خدا کفر ورزد بلکه انکار از یکی از احکام دین کفر است. شما میتوانید این مساله را به پوهنتون ازهر که مرکز عمومی فتاوی در جهان اسلام است راجع کنید تا جواب بدست آرید.
3-آیا من همین حادثه دلخراش و غیر انسانی که در کابل رخ داد خدای ناخواسته تایید کرده ام که معذرت بخواهم؟ من در مورد کدام غلطی معذرت بخواهم؟
4- در مورد سنگسار من قبلا به قدر کافی صحبت نموده ام و همه را به شکل واضح بیان نموده ام و ضرورت نمیبینم که دوباره و بار بار بالای یک مساله صحبت نماییم. سنگسار نه اختراع طالب است و نه اختراع من و تو، این حکم خداوند و رسولش است، من به شما گفتم که سوره نور را بخوانید و تمام مشکل تان حل خواهد شد و اگر شما سورت نور را قبول ندارید پس حکم خداوند واضح است.
5- حادثه غیر انسانی که سبب شهادت خواهرم فرخنده شد کوشش نکنید آنرا با احکام قرآنی خلط کنید. آیا کدام مفتی و کدام عالم امر به چنین عمل نموده است؟ آیا اسلام چنین چیزی را امر نموده است؟ نخیر، من خدمت تان عرض کردم که سنگسار حکم قرآنی است که شرایط اجرای آنرا خداوند مهربان نهایت دشوار ساخته است تا بنده دوباره به خداوند رجوع کند و دوباره به این عمل قبیح دست نزند.
این عمل شرم آور را هیچ مسلمانی تایید نمیکند و اگر مانند کسانی که تایید کردند این به این معنی نیست که گویا آنها از مقام عرش صحبت نموده اند و گویا آنها فقط کسانی بوده اند که تایید کرده اند و شما آنرا با احکام اسلامی خلط میسازید.
نه اسلام این عمل را توجیه میکند و نه هم قرآن و نه هم یک فرد مسلمان.
خداوند همه ما و شما را در درک از اسلام و در پیروی از اسلام که یگانه راه سعادت است توفیق عنایت فرماید و از گزند و از شر یهودیت در امان دارد.


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 29.03.2015

آیا سیمین حسن زاده مستحق ابقاء در مقامش می باشد؟

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: فخرالنسا فیضانی   محل سکونت: xxx    تاریخ: 29.03.2015

دشمـن دانـا بلـنـدت مـی کـنـد

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد ایـاز نـوري   محل سکونت: هالند    تاریخ: 29.03.2015

تېره پنجشنبی ۱۹ د مارچ د پلازمینې کابل په زړه کې د شاه دوشمشېره د تاریخي جومات شمال ته د اړوند زیارت په منځ کې یو شمېر زمونږ خپلو هیواد والو، چې بهرنی په کې شامل نه وه، زمونږ په یوې ۲۷ کلنې خور یرغل ورووړ او بدون د پوښتنې او تحقیق یې هغه خپله وطنواله، تر دې کچې په سوکانو، لګدو، ډبرو، اوسپنیزو ډانګونو او پاس د بام نه پر ځمکه بیرته د راګوزارولو، بیا یې د موټر د ټیر پرې تیرولو او بلاخره د کابل سیند ته د هغی د جسد (چې لا به سا په کې چلیېده؟؟) ....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محبوب الله   محل سکونت: کابل    تاریخ: 29.03.2015

صالح محمد خان. جناب ایازی هم چیزی در دفاع از قران و خدا از روی احساسات و لجاجت افغانی خویش گفت و علیه فرخنده شهید راه اسلامی و انسانی شهادت داد ولی بعدا بخاطر حرف های مزخرفش در دفاع از قرآن و خدا معذرت خواست و گفت که وی در ابتدا از روی جهالت از اسلام و قران دفاع کرد ... بعد از انکه فهمید که در دفاع خویش از روی جهالت اشتباه کرده است معذرت خواست. این کار نشان داد که این جناب حیله گر از وجدان برخوردار بود و معذرت خواهی کرد.

شما هم در ابتدا در دفاع از قرآن و خدا علیه کسانی که حکم سنگسار را علیه زنان رد کرد اقدام کردید و قهر آمیز مسلمانی شان را مورد سئوال قرار دادید ولی تا هنوز هم من نخواندم که شما اقرار کردیه باشید که شما نیز مانند جناب نیازی اشتباه کردید. سنگسار فرخنده هم مطابق دستور قرآنی بشکل جاهلانه صورت گرفت ولی عاملین آن امروز منتظر اجرای حکم اعدام خویش اند!

آیا شما این اخلاق اسلامی و انسانی را دارید تا از موقف خویش در دفاع از اسلام به تائید اوباش ها و ملحدین از قماش قاتلین فرخنده اظهار ندامت کنید، یا باز هم تکرار می کنید و بشکل مرغ یک لنگه شعار می دهید که هنوز هم در دفاع از اسلام و قرآن بر حق هستید؟ اگر ایاز نیازی معذرت خواست، چرا شما نمی توانید معذرت بخواهید؟

اینکه سنگسار خوب یا خراب است بجایش باشد اما شما باید بگوئید که در افغانستان کدام شخص این صلاحیت را دارد که سنگسار را اجراء کند؟ در دین عیسویت هم سنسگار آمده است اما حکم سنگسار باید توسط کسانی اجراء شود که معصوم و بی گناه باشد. زنی را پیش حضرت عیسی آورد تا سنگسار شود. حضرت عیسی پذیرفت تا حکم سنگسار اجراء شود. در اجرای حکم سنگسار شرط است که کسی این حکم را اجراء کند که مرتکب هیچ گناهی نشده باشد. خوشبخنانه در بین تمام عیسویت چنین شخصی یافت نشد و زن از این مجازات نجات یافت.

خرقه مبارک را احمد شاه بابا از بخارا آورد. تهداب تعمیر خرقه مبارک در قندهار توسط شخصی باید گذاشته می شد که در عمر خویش مرتکب بدکاری (لواطت) نشده باشد. چشم همه بسوی احمدشاه بابا دوخته شد. چون احمدشاه بابا دارای اخلاق و وجدانی انسانی بود، از گذاشتن تهداب خرقه مبارک خوداری کرد تا اینکه صابر شاه کابلی حاضر شد تهداب تعمیر خرقه مبارک را در شهر قندهار بگذارد.

آیا شما حاضر هستید حکم سنگسار اسلامی را بالای کسیکه محکوم باین گناه شده باشد اجراء کنید یا به پیروی از احمدشاه بابا از این کار منصرف می شوید؟ آیا از کار احمدشاه بابا پیروی می کنید یا از شیطان؟


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 29.03.2015

الله قیل و قال را دوست ندارد. باز هم از جناب صالح محمد استاذ جهان سپاس. جزاه الله خیرا. شعر قدیمیست که: کاسه ای چینی که صدا میکند - خود صفت خویش اداء میکند... شخصی از حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم پرسید و گفت میخواهم داناترین مردمان باشم. آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: تقوای الله پیشه کن, دانا ترین مردمانی. بیشک ترس از الله است که انصاف و صداقت در گفتار و کردارو توانایی پذیرش حقیقت را به انسان بخشیده، نتیجتا فراگیری علم را بوی آسان میسازد.
فکر کنم ان شاالله کافی خواهد بود که اگر کسی با نظر انصاف سر در گریبان خودنموده و ببیند که در کدام درجه ای از دانش، صداقت و ادب قرار دارد. یکی از فواید نوشتن اینست که مثل سند باقی میماند و بزودی فراموش نمیشود، ان شاالله.
بهترین فرموده است که زگهواره تا گور دانش آموز.


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 29.03.2015

کاسی صاحب ډيره مننه.
کور ودان د تاسو له ليکنې نه, که تاسو غوندې کسان نوي نو دا لويديځوال بيا دا ځوان نسل ډير ژر غولوي. جلال خان هم ښه سوچ او فکر لري او هغه عين درد احساسوي چې زه او ته احساسوو, هغه هم همدا خبره کوي چې تاسو کوی.
تاسو خو بهر کې ژوند کوی, پوهيږم احساسات مو له دې ظلمونو نه ندي ليرې او همدا علت ده چې دا ليکنه مو کړې, خو چې دلته يې نو نو بيخي زړه به دې شين وي. نه قانون سته, نه پوښتنه سته, چې شا او خواته دې ګورې يو وحشت ده. د دې پيښې په شان کليو کې بيخي زياتې پيښې کيږي خو څوک خبريږي نه.
پوهه نسته, مکتب سوځول کيږي,معلم وژل کيږي, پوه انسان او هغه څوک چې کولای سي يو ښه لارښود وي هغه هم وژل کيږي يا رټل کيږي, تاسو وينی چې څوک او کوم کسان واکمنان دي, دا کوم کسان چې وروسته کې ونيول شو او بيا اعدام شو دا ټول د مارشال فهيم خلک وه او که هغه ژوندی وای بيا خو چا ورته غږ هم نسوای کولای.
همدا اوس ښارونو کې ټولې منطقې ويشل سوي دي. که پغمان کې يو شرکت وغاړي چې يو پوهنتون جوړ کړي نو سياف يې نه پريږدي تر څو د ده حق ورنکړي....
خبرې ډيرې دي, خو د دې ټولو مسائلو تر شا لکه تاسو چې وويل د غرب و داخلي مزدورانو لاس ده او ملايان مو هم هغسې چې تاسو ورته اشاره وکړه.
الله دې د دې ملت چاره وکړي.


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 28.03.2015

ګران ورور صالح محمد خانه تاسو ته سلامونه او مننه له ستاسو منطقی او دروند لیک نه، په دی کړکیو کی لږ څه سخت دی چه لوی بحث تر سره کړو. زه یو واری په ۱۹۶۴ کال کی درس لپاره سویس ته راغلم. او زه حیران په دی پاتی شوم چه ولی خبیس لینن دوه کالونه په سویس کی تربیه شو او یوه مرداره او خرابونکی ایدیولوژی ءی روسیه او کرا کرا زموږ وطنونو خواته واستول شو. یو څو بی ادبی دی معاف احمق انسانان ،ی وموندل چه له دغی لاری نه زموږ وطنونه خراب کړی او بیا ددی ځای شیطانان دی ملءیکو په توګه زموږ وطنو ته به راشی چه موږ ءی درته آبادوو. ما سره او په انترنت کی اسناد پراته دی چه یو امریکاءی ګروپ او یو لړ اروپاءی ممالک متعصبین ءی تربی لاندی ونیول او دی لپاره چه خپل اموال او سلاح خرځی کړی. زموږ ډیر رهبران په پیسو اخستل شوی دی او یو غوټسری ءی هم شخصا پیږنم. زه چه وایم ددوی ګناه ده چه خلګو ته ءی سمه لاره او انسانیت نده شودلی. زموږ ملاین هم برته د مانزه او یو ځه بحثونه چه نن کوچنیان هم پی پوهیږی زیات ءی شی نده زده. موږ هر شی لرو خو لکه ما غوندی بی عقلان هم دیر دی. ډاکتر اقبال سل و لس کاله مخ کی په ډاګه ءی ویلی چه که وطن دی غواړی آباد کړی نو اروپایان به ستا لوی دشمن وی. ډ فرخندی وژل زه ءی سخت ژوبل او شرمولی یم. که دینی رهبران خلکو ته ءی سم مکتب ورکاوه نو دا کار نه کیده. دوی خپلی پیسی ءی واخستلی او امرونه ءی ورکړل چه ووژنی. بلی خوا نه دا خلګ په جچنګ کی زیږیدل شوی دی او په وژلو کی لوی سوی دی او دا ټول پر موږ باندی تحمیلی کار شوی. زه په دی مثایلو کی ډیر وارد یم او تاسی ما ته خپل ایمیل پته راکړی زه به تاسو ته هغه ځه کم ۱۵۰ صفحی اسناد در واستوم چه دی حقوق بشر محکمی ته می دی سویس او اروپا د جنایاتو پر ضد می استولی دی. په۱۹۹۶ کال کی می اروپاءی مجلس کی چه د غږیدو وقت ءی راکړی وو، په ډاګه می وویل چه عدالت اجتماعی، حقوق بشر او دیموکراسی دا ټول دروغ دی او ثبوت می هم وروړاندی کړ. خلاصه دا چه
زما ګران ورور زه د جهان په رذالتونو دیر سخت پوه یم او دا اوس بوخت یم چه یو کتاب لیکم. اروپا یوه پیړی امریکا ءی غولولی وه. په ۲۰۰۱ کال کی می امریکی ته ولیکل چه تاسو باندی لوبی کیږیږ زموږ د وطن د خرابولو او د خلګو تر مینځ د شخړو اچولو پلانونه پیړی پیړی مخ کی طرح شوی وو. دا ټول دیری اږدی کیسی دی چه سلګن صفحو کی هم نه جایږیږ اوس دومره بس دی له تاسو نه می هیله ده که اروپا ته راغلی ماسره ووینی. زه د ۷۳ کالونو عمر یم او دیر ژور بی له باټو تحقیقات می کړی دی. درناویو سره
ه


اسم: محمد ایاز نوری   محل سکونت: Holand    تاریخ: 28.03.2015

هموطن کرامی عبدالله امینی از کابل!
معلومات شما راجع به سیمین غزل حسن زاده درین دریچه مهم بوده، من اتفاقا دیشب در تلویزیون آریانا این شخصیت کماشته شده از طرف شبکه های جاسوسی غیر، یعنی ایران را در گفتکو با سخن گوی حزب همبستکی ملی تماشا کردم، خانم حسن زاده خیلی سراسیمه و احساساتی صحبت میکرد، و به تکرار میگفت که از مقام دولتی اش استعفاء نمیکند...!!
بلی جناب امینی صاحب!
کشور ما از دست این قماش جواسیس افغان ما به این حالت وحشتبار رسیده است. برکت باد به قلم روشنکر تان در کابل به خون افتیده
با احترام


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 28.03.2015

اغای جلال من نګفتم که محمد بن موسی از جمله ای فراعنه بود. دوم اینکه من از قرآن مجید اصول زندګی اجتماعی را یاد ګرفتم که موءدبانه بدون دروغ، ریا، تعصب و تهمت و غیره و غیره زندګی اجتماعی خود را پیش ببرم و علم آموزی کنم. در ًقرآن مجید حکم نشده که ۲۴ ساعت انرا بخوانم و بس، من سه باری که تا آخر خواندمش چنین چیزی نیافتم. مطلب اصلی من این بود در آنوقت هم سحر جادو و مردم فریبی منع بود. شما تهمتی بر من بستید که خلاف حکم الهی است. شما خود را درست معرفی کنید و آدرس تان را بدهید که به حضور تان مشرف شده روی موضوع حرف بزنیم و بحث روی اسناد بزنیم.درین دریچه بحث به سوء تفاهم میکشاند. فراعنه در زمان خود مطابق زمان دانش ریاض و هندسه و فیزیک را داشتند که از یک قرن تا حال بالای آن زمان مطالعات جریان دارد. فسفور را میشناختند، سیماب مس و آهن وغیره در اختیار شان بود. موضوع اصلی روی جرایم و احکام بود و قوانین که در اصل جلو مردم فریبی را کرفته باشند. من به خداوند و احکامش و پیمبرانش عقیده و ایمان دارم و نه به ملا و حضرت. خدا نګهدارتان


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 28.03.2015

کاسی صاحب
د تاسو د خبرو يوې برخې سره موافق يم چې دلته فرخندې خورې باندې ظلم سوی او له حده زيات ظلم, خو بلې برخې سره نه, ولې تاسو د دوی دا غلط عمل او غير انساني عمل له يو اسلامي حد سره برابروی چې جلال خان ورور هم همدلته نيوکه لري او بس.
که ښه ځير سو اصلا سنګسار د زنا قباحت څرګندوي او که شرايط د اجرا ته يې وګورې نو د الله پاک رحم او مهربانۍ درته په څرګند ډول ښکاره کيږي. سورت نور کې الله پاک انسان ته داسې فرمايي:
1- کله چې تاسو ښځو سره مخامخ کيږی نو سترګې مو ټيټې کړی او همدا شان ښځو ته هم حکم فرمايي. تر څو غريزه په انسان غالب نسي او انسان نه غلط عمل تر سره نشي.
2-کله چې يو بل کور ته ورځئ نو درې وارې دروازه وټکوی يا غږ وکړی نو که چا ځواب درنکړو نو بيرته ولاړ سی او کور ته مه ننوځی.
3-که چا يو پاک لمنې بي بي پسې تهمت وتړي او څلور شاهدان ونلري نو اتيا درې دې ووهل سي. شاهدان هم پاک او امين خلک وي نه کوڅه ډب.
4- خو بيا که څوک دومره بد اخلاق او بې حيا سي چې د خلکو په حضور د چا له خور يا مور يا لور سره دا قبيح عمل ترسره کړي نو رجم يې کړئ. (راځی چې لږ انساني سوچ وکړو, که زما او تا د لور يا خور يا مور سره زما او ستا تر سترګو لاندې داسې يو عمل تر سره کړي نو زه او ته به څه وکړو.)
خو رجم يا سنګسار حکم ته د اجرا د شرايط سره په کتو دې نتيجې ته رسيږو چې الله پاک نغواړي د ده بنده يزا وويني بلکه د توبې دروازه يېې ورته پرانيستې ساتلې ده تر څو دی وکولای سي الله ته بيرته رجوع وکړي او دا شنيع عمل تکرار ونکړي او خپل انساني حيثيت او د نورو حيثيت او شرافت تر پښو لاندې ونکړي.
که څوک وايي دا ډير ظلم ده نو الله پاک دا خبره ردوي او وايي چې تاسو د سزا ورکولو په وخت زړه مه سوځوی او د الله د امر نه سر مه غړوی چې دا سړی د خلکو حيثيت او شرافت يې تر پښو لاندې کړی. د انسان اصلي ارزښت د ده معنويت جوړوي نا مادي وجود. نن چې زما خور فرخنده شهيده شوې خو د ده معنويت ته وګوره چې ټول مملکت يې ښورولی او حتی نړۍ يې ښورولې ده او پارلمان او رياست جمهوري کې يې داسې غوغا پورته کړې چې تاريخ په ياد نلري, پارلمان ورته جلا پروګرام پر مخ وړي, دا ټول د دې (نه وايم د هغې ولې فرخنده ماته ژوندۍ ده او زما زړه کې زما د خوږې لور جای لري) معنويت ده چې دنيا يې ريږدولې ده. خو زنا بيا تر دغې وژنې نه هم بد ده پدې خاطر چې زنا نه يواځې د يوه انسان بلکه د يو خاندان او يو قوم د معنويت وژنه ده, ته نو اوس قباحت ته يې ګوره, خو سره له دې الله پاک داسې سخت شرايط يې جوړ کړي چې امکان د اجرا يې ناشونی کړی ده او دا د ده رحمت ده.
اصلي خبره خو دا ده چې دا غير انساني عمل د فرخندې پر ضد نه د مفتي نه د يو عالم لخوا او نه د محکمې لخوا سوی نو زه نه پوهيږم چې موږ ولې دومره ناتوان سوي يو چې د يهوديانو او يهودي پلو عناصرو ډنډورې ته غوږ نيولی حال دا چې يو څو لوپر او کوڅه ډب او بې هويت او بې شخصيت کسان دا عمل يې ترسره کړی, نو د اسلام د دين څه رابطه ده دلته.
تنوير صاحب ډيره ښه ليکنه يې کړې او که ويليام يو کار وکړي نو وايي دا د ويليام کار ده خو که احمد يو کار وکړي نو وايي اسلام ......
موږ الله پاک خلق کړي يو, موږ ته يې د هوسا او په عزت او آبرو د ژوند کولو طريقې يې راښوولي دي, که موږ هغه باندې عمل وکړو نو دا جنجالونه به نوي.
دا چې دولت او واکمنان ټول ګوډاکي دي او اسلامي قوانين نسي تطبيقولای نو دا خو دوی پورې اړه لري نه اسلام پورې.
که زما او ستا پوليس اسلامي علم باندې پوه وي او خپله وظيفه وپيزني نو ولې داسې پيښې وشي, پوليس موجود او په کلاشينکوف مجهز خو يوه ۍ نسي ژغورلی, نو دا د دوی ګناه ده که د اسلام. مولوي صاحبان د خلکو اسلامي مسؤليتو باندې په ټول عمر بحث نکوي, نه اسلامي قوانين او حدود خلکو ته بيانوي, حج او اوقاف اوس ويښ شوی او اوس قانون جوړوي. نو بيرته همدې خبرې ته راځو چې اسلام د خدای قانون ده خو عمل کوونکي نلري.
هيله لرم چې د يهوديانو ډنډورو ته غوږ مه ږدی بلکه قرآن ته متوجه سی چې زموږ رب څه ارشاد فرمايي.
دوی چې مملکتونه ويجاړوي, د القاعدې تر نامه لاندې په زرهاوو بې ګناه افغانان يې له منځه يوړ, عراق کې څه حال ده, دلته دا داعش او طالب او نورې ډلې له کومه سوې, دا ټول د دوی حرکتونه دي, همدا اوس کابل کې دا د مافياوو ډلې د جا لخوا جوړ سوي دي, دی سياف نه ويني, صدام حسين يې پر دار وځړاوه خو سياف نسي ځړولای.
دا مې پدې خاطر وويل چې دا کړکيچ همدوی جوړ کړی, حقوق بشر تش په نامه ارګان د جنګي مجرمينو ليست ورکوي او حال دا چې هغه عالي جنابان ټول په داسې چوکيو کې کار کوي چې خوار ملت هيڅ هم نسي کولی او کړکيچ ټول همدغه مجرمين جوړ کړي. هر بدماش او لوپر چې ګورې يا د شورای نظار کس ده يا د سياف او هرات کې بيا د تورن اسمعيل, قندهار کې خو بيا رازق پادشاه ده او.څوک نر نده چې د ده د اجازې پرته سا وکاږي.
الله دې خير پيښ کړي.


اسم: عبدلله امينی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 28.03.2015

سيمين غزل حسن زاده معين وزارت اطلاعات و فرھنگ دولت مستعمراتی کابل، جاسوس نظام آخندی در افغانستان است. او قبلاً در زير سايۀ واواک (سازمان جاسوسی ايران) تعليمات خود را تکميل کرد ودر راديو دری برون مرزی صدا و سيمای جمھوری اسلامی ايران به کار آغاز نمود. اين راديو از طرف واواک برای به دام انداختن افغان ھا به راه انداخته شد. بعد از تجاوز امريکا به افغانستان، ايران سيمين غزل حسن زاده را به افغانستان فرستاد تا جريانات افغانستان را متواتر در اختيار ايران بگذارد. سيمين غزل حسن زاده در زمان حامد کرزی خاين و به پيشنھاد سيد مخدوم رھين جاسوس ديگر ايران به حيث معين مقرر شد تا دل واواک شاد گردد.
سيمين غزل حسن زاده فاجعۀ سوختاندن فرخنده توسط وحشيان اخوانی جمعيتی - شورای نظاری را تأئيد کرد و گفت "ھيچ نيروئی در برابر ايمان راسخ مردم مان تاب مقاومت ندارد. من با جان و دل از باورھای دينی مان پاسداری خواھيم نمود". در زير فشار زنان با شرف و افکار عامۀ کشور به دروغ اظھار ندامت می نمايد و از ھموطنان ظاھراً معذرت می خواھد. اين بی وجدان با آن که موضوع را دريافته و به عمق جنايت پی برده بود، جانب
انسان کشان را گرفت و سوختاندن فرخنده را به حق دانست. چطور ممکن است که اين جاسوسه از حقوق زنان افغان دفاع نمايد؟ در مکتب جاسوسی – آخنديی که او تعليم ديده، از او يک جاسوس و ميھن فروش مسلکی بار آمده است. در مقامی که است، بايد از ظلم و بی عدالتی حمايت کند و گرنه معين يک وزارت دولت مستعمراتی
تعيين نمی شد. سيمين غزل حسن زاده ادعا می دارد که "من از عمق فاجعه بار آمده بی اطلاع بودم". او با اين حرف می خواھد خيانت عظيمی را که مرتکب شده، کتمان کند عذر خواھی وی صرف يک مکر آخندی است. اخوانيت ھرگز معذرت نمی خواھد، بلکه بيشتر جنايت می آفريند.
از زنان با شھامت کشور تمنا می شود که سيمين غزل حسن زاده را برای ھميشه از مجامع زنان طرد نموده و ھويت کثيف او را بيش از پيش افشاء نمايند.


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 28.03.2015

اگر بطلیموسها را هم به سلسله ای فراعنه قبول کنیم نهایت آنها با با تاسیس مصرف اسلامی در سال 647 میلادی توسط اعراب میباشد.
محمد بن موسی خوارزمی ( قطربلی ) یکی از دانشمندان اهل سنت مسلمان در دوران عباسیها بوده که عضو دارلحکمة بین سالهای 780 الی 850 میلادی زندگی کرده و عضو دارالحکمه ای خلیفه مامون الرشید عباسی بود.
نمیدانم که قید ( در آنزمان ) در جمله دوم آغای کاسی که به امتداد جمله ای اول که در باره ای زمان فراعنه است و شروع همین جمله ای دوم هم به مصر زمان فراعنه متعلق است، با محمد بن موسی خوارزمی که تقریبا 150 سال بعد ازآن در بغداد اسلامی بوده، دلالت به چی خواهد کرد؟؟؟ خیر باشد.
وقتی سحر و جادو حرام باشد، چی کسی میتواند قبول کند که علمای دین باعث نشر و ترویج چنین حرامی باشند، بجز کسیکه ازین امور فرسنگها فاصله دارد.
قصه های قرآنی که با آیات درج اند افسانه نبوده، اسناد تاریخی اند که الله متعال نکات عمده ای تاریخ بشری را برای درک بیشتر خواص انسانی و گرفتن عبرت از اشتباهات آنها و غیره مصالح برای انسان امروزی بدون زحمت در دسترس قرار دارد. برای خواندن مکالمه ای موسی علیه السلام و فرعون و ساحرین از جمله ای چندین سوره به اوایل سوره زیبای شعراء مراجعه شود.
بهتر خواهد بود که اگر گردانندگان محترم پورتال کلکینچه ای مستقلی را در مورد خرافات و عقاید باطله ای که بنام دین داخل عقاید تعداد زیادی از مسلمانان شده و آنها را از مسیر توحید و سنت حضرت محمو مصطفی صلی الله وسلم دور ساخته است، ترتیب نمایند.
ازانجاییکه کلکینچه ای فعلی در مورد یکی از حدود الهی میباشد، شایسته نیست که مسایل اکادمیک را با احساسات، به اصطلاح عوام بازارتیزی و عدم معلومات موثق مورد مباحثه قرار دهیم. باقی برمیگردم به همان جملات جامع و زیبایی که جناب صالح محمد خان استاد قبلا اشاره نمودند.
در اخیر باید بعرض برسانم که بنده منحیث یک مسلمان کسانیرا دین بازیچه دانسته کوشش دارند پروژه های ناتکمیل کمونستانرا با ملایمت و الفاظ فریبنده ولی طبق یک پروگرام منظم و ترتیب شده توسط مراجع و موسسات معلوم الحال بر مملکت مسلمان افغانستان تطبیق نمایند، گوشزد نمایم که اگر حافظ این دین الله نمیبود، صدها سال قبل باید اثری از اسلام و مسلمانان در جهان باقی نمیماند. و اگر این دین دین منطق و برهان نمیبود، دشمنان آن هیچگاهی ضرورت نمیافتند، که برای تخریب آن متوسل به دروغ، چال، فریب، گریز از حقایق و دور نگهداشتن مردم از مراجع موثق و معتبر آن نمیشدند. توکل علی الله


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 28.03.2015

محترم جلال راستی که شمارا خداوند هدایت به راه درست کند تا بفهمید که این موضوع شما با انچه من نوشته ام، دو موضوع مختلف اند. ښما لطفا داخل تحقیقات علمی شوید و از افسانه ها بیرون آید. این جواب آخرین من است. احترام


اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 27.03.2015


جناب صالح محمد استاد من با شما کاملا موافقم، جزاک الله خیرا. شما به نکات اساسی در این مورد واضحاً اشاره نمودید، که حاجت تکرار نیست.

باقی بعضی از دوستان ادعاها و تبصره هایی می کنند که غیر اظهار تأسف بر ضیقی نظر، فقر معلومات و در عین حال عناد شان، لایق چیز دیگری دیده نمی شود. الله هدایت شان کند و مارا هم. آمین

در ضمن می خواستم در مورد اشاره ای یکی از نظر نویسان به عرض برسانم که این فرعون بود که جادوگران را برای مبارزه با موسی علی السلام دعوت نموده بود، ولی زمانیکه آنها در مقابل معجزات موسی علیه السلام شکست جادو های خود را دیدند گفتند:

ایمان آوردیم به رب العالمین، رب موسی و هارون.
چون دانستند که کار پیغمبر معجزه بوده و از سحر فرق دارد.
فرعون هم آنها را به جرم ایمان آوردن شان به الله، ظالمانه به شهادت رساند.

حضرت پیامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلم هم می فرماید: کسیکه نزد عراف (کسیکه به کمک سحر گمشده مردم را جست و جو می کند) برود، چهل روز نمازش قبول نمی شود و کسیکه او را تصدیق کند، به تحقیق کافر شده است به آنچه که به محمد ( صلی الله علیه وسلم ) نازل شده است.
جادو در اسلام حرام بوده و مرتکب آن کافر است.

والسلام


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: زیوریخ سویس    تاریخ: 27.03.2015

به ارتباط جادو و اجنه و تعویذ و ازین قبیل اعمال که افراد جنایت کار در عقب آن می باشند به اساس اسناد موثق در زمان فراعنه ای مصر اګر کسی به این کار ها دست میبردند بالای شان حکم اعدام به علت مردم فریبی صادر می شد. در آن زمان مصر یکی از چهار قاره به حساب میرفت که ریاضی یا فرمول مشهور دو مجهوله ای الجبر برای اولین بار توسط محمد بن موسی کشف ګردید. من نمی دانم که این اعمال جادوګری و شعبده بازی و غیره چه طور در اسلام داخل شده است و چطور رهبران دینی اګر پشتوانه این اعمال جنایت کارانه نباشند، اجازه میدهند که در دین اسلام رایج است؟؟؟؟؟؟؟؟؟


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: زیوریخ سویس    تاریخ: 27.03.2015

قتل فرخنده ای نازنین یک شکل سنګسار
این جنایت و قتل فجیع به دولت ارتباط ندارد بلکه به اخلاق و تربییه ای جامعه که به دست ملا ها و رهبران دینی است ارتبات دارد. در قانون حیوانات شکاری حکم ٍابن است که حیوان شکاری همینکه حیوانی را شکار میکند فورا به ګلوی حیوان شکار شده دهن و دندان های خودرا رسانده و سخت با فشار محکم میګیرد تا به دماغ حیوان شکار شده خون و اکسیجن قطع ګردد و دماغ آن حیوان زودتر بمیرد و عذاب کشته شدن را دیر حس نکند. فکر کنید که حیوان این احساس را دارد . حال از برای خدا خود بګویید که انسان چه هست. من برایش نام ندارم. و این همه ګناه مطلق رهبران دینی است!

2 Min · Gefällt mir


اسم: صالح محمد   محل سکونت: کندهار    تاریخ: 27.03.2015

خداوند عظيم الشان ميفرمايد: کنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله. ترجمه: شما بهترين امت هستيد که به سود انسانها آفريده شده است, امر به معروف و نهی از منکر ميکنيد و به خدا ايمان داريد. پس با پيروي و اطاعت از آيه مبارکه فوق وظيفه خود ميدانم که فقط سبب شوم تا برادرم را و خواهرم را نجات دهم و اګر خداوند بخواهد ویرا راهياب ن&#