Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  لیست 5000 مقتول نظام خلق و پرچم    نویسنده:  ولی احمد نوری

 
اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 26.10.2013

دوست محترم ام شاغلی رحمت آریا!
زحمت شمارا درین تحقیق و تدقیق علمی و خلقت چنین پدیدۀ عالی که بحیث بهترین مؤخذ و منبع تحقیقاتی برای دیگران است از صمیم قلب برای شما و پورتال معتبر افغان جرمن آنلاین تبریک می گویم. ترتیب و تصنیف مرتبط و منظم که با مشخصات اصولی تهیۀ چنین اثری مزین است با تبارز یک احساس سترگ انسانی و نوشتۀ بس زیبا، گیرا و سلیس و روان ایستاده بر پایه های محکم منطق و استدلال برای هموطن با مسؤولیت دردمند و سوگوارپیشکش شده .
آنانکه هردو پا را در یک موزه نموده با کمال بی حیایی، پر رویی و بی شرمی در برابر قضاوت واقع بینانه و مستند اکثریت ایستاده این جنایات بیحد بزرگ و بی سابقۀ تإریخی را با دلایل بی بنیاد و عوام فریبانۀ خود توجیه می نمایند باید واقعیت های درد ناک را درین تحقیق علمی بیابند و دست از لجاحت مضحک بردارند.
آنهایی که می نویسند که من به وطن پرستی هردو حزب شک ندارم، و از نیات عالی شان برای رفاه و سعادت وطن وطندار با اطمینان سخن میراند و ناکامی های شان را نبود تجربه و عدم توافق هردو حزب در نحوۀ تطبیق دستورالعمل ایدیولوجیکی استدلال می نمایند. آیا راه آموختن تجربه کشتن شاگرد سماوارچی، مستری، نداف ، خباز و آهنگر و نجار بود، تعداد کشته شدۀ داکتر و انجنیررا با مجموع تعداد شاملین این دو مسلک مقایسه کنید در آنوقت ما چند داکتر داشتیم و و داکتر شدن و انجنیر شدن آسان نبوده به چه پیمانه زحمت وسالها تحصیل بکار داشت راه معقول تجربه گرفتن استفاده از تجارب این شهدا بود که به بهانه های مختلف بدون محکمه و ثبوت بدیار عدم فرستاده شدند، بنازم این شیوۀ کسب تجربه را. وطن پرستی در سکۀ ضرب شده که یک رو داشته و صرف در بازار منطق پرچم و خلق چلش دارد ورنه این سکه باید دو رو میداشت روی دیگرش « وطن فروشی» می بود.
نقاب پوش دیگری با جیب های پر از نمک و پاشاندن آن بر زخم های ماتمزدگان افغان با تبرئۀ هردو حزب بسنده نشده با ارائۀ مثال های طفلانه حتی تجاوز روس را بر وطن ما و حملات وحشیانۀ هوایی شان را بر مردم بیدفاع افغانستان بنام اینکه امریکا عین کار را می کند دفاع می نماید. نمیدانم کدام افغان با وجدان و با احساس تلفات افراد بیگناه را توسط امریکایی ها موجه دانسته ودر کدام نوشتۀ نویسنده ای «دوستان امریکایی ما » تذکر رفته . اما از یک واقعیت نمی توان چشم پوشید که بادار شما علیه ملت افغانستان می جنگید.
محترم رحمت آریا بدون ضیاع وقت گرانبهای خود و کلاویز شدن با شاگردان مکتب لجاجت و سر تمبگی در مباحث بی حاصل شیوه ای عالمانه پیشه نموده و سندی به این پختگی تهیه نموده که البته صرف تیغه ای کتلۀ عظیم یخ شناور در آب است Tip of the Iceberg..
آریا صاحب! این زحمت شما مستوجب قدر، ستایش و تحسین است.


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 25.10.2013


در کلمات نمی ګنجد چه این جنایت بس بزرګتر از هر کلمه و جمله است.

بلی برای کسانی که در قتل و قتال ها دست دارند یا باعث شهادت بی ګناهان و بی کسان شده اند لازم است که اګر خودها را مرد میدانند دیګر وقت ان رسیده که زهر نوش کنند با خجالت بمیرند نسبت به این که شرم اور زنده می مانند و کاش اقلاً غیرت میداشتند یا داشته باشند.


اسم: رحمت آریا   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 25.10.2013


نام رژیم کودتای ننگین هفت ثور ۱۳۵۷ هـ. ش چنان با خون و قساوت، جنایت و بی رحمی و بیگانه پرستی گره خورده است که جز خائنین و جانیان وابسته به آن، شاید هیچ افغانی نباشد، که درک و برداشت دیگری از آن داشته باشد.

کشتار های سیستماتیک افغان ها بخصوص طی بیست ماه اول عمر نکبت بار این رژیم چنان در حافظۀ مردم و تأریخ سرزمین ما ثبت شده است که بر مصداق قول معروف «شب رفت و سحر نشد شب آمد» علی الرغم سپری شدن سی و پنج سال پس از ام الخیانات ۷ ثور ۵۷، وحشت و دهشت آغازِ حکمروایی حزب دیموکراتیک خلق، سیاه ترین و خونبارترین صفحات تأریخ متأخر ما را تشکیل می دهد...

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/r_arya_5hazar_shahide_be_mazar_wa_be_kafan.pdf

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: وحیدالله   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 25.10.2013

اسلام علیکم ،
چند روز پیش در جریان نمایشگاه کتاب در شهر فرانکفورت حقایق تأرخی از زبان نویسندۀ کتاب زندگینامه Fritz Bauer - څارنوال المانی بعد از جنگ جهانی - مرا به واقعات مشابه کشور انداخت:
از جمله هفت هزار مرد و زن المانی، که در کشتار یهودان دخیل بودند، تنها هفت نفر در محکمه فرانکفورت در سالهای شصت میلادی جزای ملایم دریافتند. متأسفانه قدر زحمات این څارنوال شجاع، که خودش هم یهود بود، کم کسانی تقدیر کردند. او در انزوا با یک مرګ مرموز از این جهان رفت. در مقابل، به اساس حقایق افشاء شدۀ جدید، تعداد زیاد اعضای حزب نازی در وزارت های عدلیه، خارجه و دیګر موُسسات دولتی به وظایف خود ادامه دادند. چه قوای اشغالګر ضرورت به اشخاص مسلکی ضرورت داشت.

یک واقعه ای دیگر هم قابل ذکر است:
هفته گذشته مرحله اخیر محکمه دو شخص مهم رژیم کمبودیا، که بین سالهای ۷۵ـ ۷۹ تقریباً دو ملیون انسان را در راه اعمار جامعه سوسیالستی از بین برد، خاتمه یافت. ولی این محکمه باوجود کمک ملیونی ملل متحد کدام نتیجۀ خاص را ببار نیاورد. هر دو تن که سالخورده شده اند، نمی خواهند واقعات را بیاد داشته باشند. یکی از آنها شاید تا سال آینده زنده نماند. از اینرو مردم کمبودیا علاقۀ زیادی به این روند ندارند. اما سرپرست مرکز اسناد کمبودیا نظر مهم دارد.
او میگوید این محکمه یک نقش ممثل دارد. مردم کمبودیا باید واقعات وحشتناک تأریخی را از یاد نبرند و باید جزء تأریخ شان باشد. به نظر من این نظر در افغانستان هم صدق میکند.

باقیماندگان و شاهدان کشتارهای خلق و پرچم باید ـ اگر چه کار دردآور است ـ در باره شهیدان و قاتلین بنویسند و سخن بزنند. من شخصاً به واقعات غمناک سالهای خونین سرخ علاقه زیاد دارم. از اینرو از بزرگان و جوانان کشور برای مقالات شان سپاسگذارم.

په المان کې یوه رضاکاره موُسسه ده، چه د المانی عسکرو اډوکی پیداکوی، کوښښ کوي په احترام سره د هغوی هویت پیدا کړي او بیرته خاوری ته یې وسپاري. څو کاله مخکې می یوه تن نه، چه پلار یې کمونستانو وړئ وا او څو کالو کې یې ملیونونه پیدا کړي وو، پوښتنه وکړه:
ولی د خپل پلار اډوکی چه خامخا پلچرخی کې پراته دي، نه لټوې؟ هغه هیڅ راته ونه ویل. شکر چه هغه نه وروسته ملیونونه یې هم ولاړل.


اسم: مليحه فايق   محل سکونت: إيلات ورجينا واشنكتنس    تاریخ: 25.10.2013


سلام برادران عزيز و خواهر هاي محترم و سلام براي تمام ملت غيور أفغانستان سر فراز 1

من هم يكي إز جمله هزاران داغديده هاي زمان سياه. و تاريك و ميتوانم بكويم دوره بربريت دوره انسان كشيT دوره وجشت خلاصه هر اسم ميتوانيم بكزاريم اما سؤال دراينجاست إنهائ. را كه نابود ساختند به هر اسم اخواني، شعله، خلق و خرخري يعني برمجي آيا انها إز خون رنك أفغان نبودند آيا مادران و فرزندان شان كناه كرده بودند آيا آنها زادۀ افغانستان عزيز ما نبودند آيا انها باهم نميتوانستند يكروز مصدر خدمت به خاك خود شوند بله آنها فرزندان آينده افغانستان بودند آنها مادران آينده أفغانستان بودند اين ناجائز است كه بگويم آنها كه بودند آنها بشر خلق كننده خداوند يكتا آنها حق زيست داشتند. آنها جنايت مرتكب نشده بودند آنها منازل مردم را غارت ننموده بودند آنها فقد هم عقيده نبودند آيا اين جرم است آيا ميتوان در يك فاميل برادر خود را كشت خواهر خود را كشت اكر آنها هم عقيده تو نباشند بله در سال ها برادر برادر را به خاطر قدرت طلبي كشتند اما اي انسان هاي كه نام حقوق مساوي شرافت روشنفكري را عنوان كرده بودند همين جواب تان براي ملت أفغان بود.
واقعاً شرم أور است برادران عزيزم سر موضوع اينكه آنها كي بودند از كدام قوم بودند فكر نكنيد بيائيد فكر از اين را بكنيم كه از اين ببعد به كدام شكل مي توانيم كه ان انسان هايی كه نه يك بدنامي هزاران بدنامي ها دارنداز افغانستان عزيز دست شان را كوتاه بسازيم بيائيد بأهم كنار بیايیم و كاري كه آنها كردند درسي آموختيم بايد از اين درس استفاده كنيم و دست هاي كثيفي كه هنوز در سرزمين به خاك و خون خفتۀ ما بأزي هاي شرم أور دارند كوتاه بسازيم. معذرت ميخواهم إز كوتاهي که إز من شده به بزرگي خود ببخشيد فرد فرد تان را دوست دارم مليحه فايق


اسم: پلوشه راستکار    محل سکونت: هالند    تاریخ: 25.10.2013

که څوک تله د انصاف په لاس کښی در کړی ***خــپل ټـــــټو او د بــل اس بــــه برابر کړې
تــــو لعنت دی پــــــه دا هسی مــــــنصفی شه ***چــــی د حـــقه و بــاطل و تـــه ګـــذر کړې

امروز وقتی بر طبق معمول سری به سایت های هموطنانم زدم باز به نظر محترم پیر محمد بابر روبرو شدم و شعر فوق از رحمن بابا یادم آمد. که چی زود خون شهداء گلگون کفن دیگر اندیش به دستان سیاه خلق و پرچم فراموش می شود.ودستهای هم برای فراموشی آن بکار می افتد. محترم بابر صاحب ترازوی عدالت را گرفته لاگر های پنهاهندگان هالند را بندی خانه می نامد و آنرا با بندی خانهٔ افغانستان مقایسه می کند. شب و روز وقت و ناوقت اشک تمساح میریزد. از نظر من باید گذاشته شود که فرزندان آنها این جنت هالند را به تناسب افغانستان تجربه کنند و بدانند که روزی روزگاری پدر و یا مادرش عضو سازمان اگسا، کام، یا خاد بوده انسانهای بیګناه را کشته است.

بنده با آنهم به این دایه (بابر)مهربانتر از مادر عرض می کنم که لاگرهای هالند از بسیاری خانه های کابل بهتر است. آنها با پول مالیه دهندگان هالند زندگی می کنند کار های سیاه هم دارند. بسیاری شان حتی موتر های بی ام دبلو و مرسیدس هم دارند. کاش رژیم مذور خلق و پرچم هم با بندی های پلچرخی یک بر هزارم حصهٔ مثقال انسانیت هالندی ها را می کرد.
من خیلی زیاد با خود اندیشیدم تا اگر بتوانم خط ذهنی و راه و روش محترم بابر را پیدا کنم ولی گمان می کنم که سر صد تا خادیست را خاریده است.

بانوشتن کارملوف و مسعودوف!!؟؟ به ظاهر ازاطفال و زنان پناهنده در هالند، ولی در حقیقت و واقعیت دفاع از جانیان دستگاه جهنمی خلق و پرچم است.

هر روز حق ونا حق با جنایت کار خواندن امریکایی ها و مظلوم خواندن کرزی!!؟؟ بد و رد گفتن به آدمکش دیگر بنام حکمتیار به گفتهٔ ایرانی ها سر ما کلاه می گذارد. بناءً من به این نتیجه میرسم که جناب بابر صاحب یک قسم نی یک قسم هنوز هم در تار های خام مسکو پیچیده مشغول بازی است البته من مثل خودشان واری، ایشان را به نوکری متهم نمی کنم شاید هم بادار باشند.
اگر راست گفته باشم از طرف خدا بود اگر اشتباه کرده باشم خدا در گناهایم حساب نکند.

پ راستکار هالند


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 24.10.2013

من هم به نوبۀ خودضمن ابراز سلام و احترام امید میکنم که آنچه مینویسم مخلصانه تلقی شده و باعث رنجش خاطر نشود

و اما بعد - کج فهمی یا غلط فهمی هرچند باعث مشکلات میشوند ولی امر طبیعی است و همانطور هم « کج قلمی» ولی خداوند بزرگ ما را از کج اندیشی دور بدارد.

با این مقدمه کوتاه میخواهم احترامانه عرض کنم که در پیام قبلی فقط خواستم بدانم که چرا به خاطر پدر یا شوهری که جرم اش هم ثابت نشده زنان و اطفال معصوم و بیگناه در لاگر یا کمپ که در حقیقت زندانی بیش نیست برای مدت های طولانی بی سرنوشت نگهداری شوند؟

هیچ مقایسه ای در پیام من صورت نگرفته است و منظورم هم مقایسه نبوده است. زیرا بندۀ حقیر هرچند در مسایل مهم بیسواد محضم ولی همینقدر میدانم که مقایسه اکثر جرائم و جنایات به علت نحوه و چگونگی، اندازه و ابعاد، شدت و وخامت یک جنایت در کل نادرست است.

و این هم یک خاطره دیگر. در آغاز عملیات هوایی قوای امریکا تحت عنوان «جنگ بر علیه تروریزم» که حالا کثافت آن روز تا روز اثبات می شود وقتی خبر کشته شدن پسر خورد سال امیرالشیاطین ملا عمر که تاکنون معلوم هم نیست واقعاً کشته شده یانی، پخش گردید یکعده در سایت های انترنتی هورا کشیدند و ابراز خوشحالی کردند بعضی ها هم گفتند که ملا به پسران دیگران رحم نکرده بود خوب است که داغ و درد دیگران را احساس کند. من شاید یکی از جمله محدود کسانی بوده باشم که با وصف نفرت عمیق از عملکرد ها و خیانت های امیرالشیاطین خوشحالی به خاطر مرگ پسرش را نادرست دانستم.

امید باز هم منظورم « کج فهمیده نشود» و خداوند قضاوت های ما را سالم سازد.

وسلام


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 24.10.2013

باتقدیم سلام و احترام خدمت آقای عمر و یک عزیز دیگر !
آقای عمر ! مقصد من از دو مکتب در متن نوشته بسیار واضح و صریح است، چنانیکه آقای دهزاد از «انقلاب دهقانی و انقلاب کارگری» تذکر داده اند که اول الذکر به «خط پیکنگ یا بیژنگ» و دومی به «خط مسکو» شهرت دارند. باآنکه این دو خط یا به عبارت دیگر دو مکتب از نظریات مارکس و انگلز ریشه میگیرند، ولی در ستراتژی های حزبی خویش از هم فاصله داشته که این فاصله از همان اول به یکنوع رقابت و تقابل ایدئولوژیک بین دو کشور یعنی شوروی وقت و جمهوری خلق چین مبدل گردیده بود. بهرحال در محراق همه ارزش ها در این دو طرز دید یا مکتب فکری فقط ارزشهای ایدئولوژیک و قدسیت حزب قرار داشت که درآن «حب حزب» بالاتر از «حب وطن» بود. منسوبیت و وابستگی به حزب ارزش والاتر و بیشتر از منسوبیت به وطن یعنی «هموطنی» را داشت. در اینحال واضح است که مفهوم «وطن» تحت الشعاع حزب و اصول موضوعۀ آن قرار گرفته و در نتیجه رهبر حزب بجای «وطن» به مرحلۀ تقدس ارتقا نمود. امید است با این مختصر حل مطلب صورت گرفته باشد.
و اما در مورد ایراد گیری های یک برادر عزیز دیگر که همیشه از اصل به فرع بیشترعلاقمند میباشند، مرا بیاد یگان میرزا های وطنی می اندازد که همیشه عادت به اصطلاح به «فی گرفتن» در همه امور داشتند و نزد عوام اغلباً به میرزا های «کج قلم» مشهور بودند. نمیدانم که چگونه میتوان رنج کشته شدن هزار ها پدر و نان آور یک خانواده را با رنجی که یک تعداد فامیلها حین اقامت در یک «لاگر» مدرن با داشتن حداقل تمامی وسایل ضروری و از همه مهمتر با داشتن مصئونیت کامل جانی مقایسه کرد و هردو را در یک ترازو وزن نمود؟ فرق رنج و مشقت وارده ازاین دوحالت از زمین تا آسمان است، به شرطیکه با انصاف قضاوت گردد!
با این حال بازهم من احساس نیک خود را برای آنعده فامیلهای هموطنم که تحت شرایط خاص در لاگر ها منتظر سرنوشت پناهندگی خود میباشند، بااین عبارت در نوشتۀ خود بیان کرده ام: «من هم به حیث یک مهاجر سابقه خود را دراین مشکل با ایشان شریک میدانم و امید میکنم هرچه زودتر از این بی سرنوشتی رهائی یابند».
در پایان این تبصرۀ کوتاه از خدای بزرگ میخواهم تا در راست نگهداشتن قلم به همۀ ما مدد رساند . امید است از این معروضۀ مخلصانه رنجش خاطر ایجاد نشود. با ارادت


اسم: الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.10.2013

بعد از سلام و احترام!

دلتان که این نوشته را چاب می کنید و یا نی،
اما دو نوشتۀ اخیر آغای بابر کاملاٌ منطقی و ارتباط می گیرد به اینکه انسان انسان است، و جرم و ظلم جرم و ظلم است.
یک بغل را که قایم گرفتید بغل دیگر را نباید فراموش کنید.

همین اکنون افغانستان به دالر، زور و کشتن خریده شده. لطفاٌ قصه:

زورم به خر نمی رسد می زنم

در پالانش را نکنید که بد معلوم می شود.

در عالمی که صورت بنیادش آفتست
بیهوده آرزوی چه راحت کند کسی

الله محمد خان


اسم: پیر محمد بابر   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 24.10.2013

یکی از روزها که برای پرداخت مالیه مسکن به شاروالی محل رفته و در چوکی های که برای مراجعین اختصاص داده شده است نشسته و منتظر نوبت خود بودم از پشت سر صدای جوانی توجه ام را جلب کرد که با مامور شاروالی در مورد وضعیت نا مناسب آپارتمانش جر و بحث داشت.

جوان با صدای آرام به مامور شاروالی میگفت که این چهارمین یا پنجمین بار است که به شاروالی آمده تا پرابلم بایلر بخصوص نداشتن آب گرم را راپور دهد و هر بار به او وعده داده می شود که این مسأله را حل می کنند ولی بازهم هیچ کاری صورت نمی گیرد.

مامور شاروالی که معلوم بود از وضع جوان آگاهی کامل دارد در تلاش به خاطر رفع مسؤولیت، به او در مورد زندگی اش در کالاس Calais فرانسه که چندین ماه را در آنجا سپری کرده بود یاد آوری کرده و میگفت که درآن خیمه ها نه آب گرم داشت و نه پول و نه غذا – حالا که همه چیز دارد، باید شکر گذار باشد.

جوان با خونسردی به جوابش گفت که حرف های او به این معنی است که چون چند ماهی را در آن وضع فلاکت بار در کالاس سپری کرده ام پس حق ندارم هیچگاه زندگی آرام داشته باشم و شما حق دارید آن وضعیت را هر باری که نزد شما می آیم به رخم بکشید؟

این قصه را برای این کردم که یکعده از دوستان در اینجا می گویند که چون در زمان تره کی یا کارمل یا امین مردم کشته شده، شکنجه شده و به زندان افگنده شده و دلبندان شان شکنجه روحی شده اند پس برخورد هالند با فامیل های بیگناه افغان و اطفال شان در لاگر هایی که تاثیرات منفی دراز مدت روحی بالای شان خواهد گذاشت قابل توجیه است و فامیل های خلقی ها و پرچمی های که بی سرنوشت اند به خاطر اینکه شوهران و یا پدران شان متهم به کدام جرم اند هیچوقت نباید شکایت کنند.

دوستان اینگونه قضاوت و ابراز نظر در مورد آن فامیل های بیگناه، آن زنان و اطفال معصوم فقط به خاطر اینکه شوهران یا پدران شان خلقی یا پرچمی بوده و تا هنوز جرم شان هم ثابت نشده نهایت بی انصافی و خلاف تمام نورم های پذیرفته شدۀ حقوقی است که در بسیاری حالات به عقده های غیر قابل علاج مبدل خواهد شد.

لطفا در قضاوت های تان تجدید نظر کنید.

وسلام


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 23.10.2013

جناب سید عبدالله کاظم
نوشتار تان در پیرامون نوشته اخیر دهزاد قابل قدر برای هر افغان است، و لیکن نوشته که در ذیل از نوشتار شما کاپی است، اصلا هدف شما از پیروان هر دو مکتب چه بوده است؟
اینک نوشته تان،
در این حال همه می دانند که در بین پیروان هر دو مکتب فوق موضوع »حب وطن« در حاشیه رفته و جای آنرا »حب ایدئولوژی«، آنهم ایدئولوژی وارد شده از بیرون گرفته بود، پس چگونه می توان سخن از »وطن دوستی« آنها بمیان آورد و آرمان هر دو را »سعادت مردم افؽانستان« عنوان کرد، عجب سعادتی که نتیجۀ آن کشتار هزارها هزار انسان بیگناه و صدها هزار مهاجر، معلول، معیوب، مریض روانی و نیز ویرانی شهر و ده و سرازیر شدن قوای متجاوز شوروی در کشور بود!!


اسم: داکترسیدعبدالله کاظم   محل سکونت: اضلاع متحدۀ امریکا    تاریخ: 23.10.2013

نکاتی چند پیرامون نوشتۀ اخیر آقای دهزاد

جناب آقای دهزاد!
از اینکه سؤال های مرا بیجواب نگذاشتید، از شما و نیز از آن دوست محترم که شما را متوجه نوشتن پاسخ ساخته است، ممنونم. البته سعی من همیشه بر آن بوده است تا در نوشتار و گفتار کمتر به احساسات، بلکه بیشتر به واقعیت ها اتکا کنم، ولو که با نظریات طرف مقابل موافق نباشم. شما در توضیحات خود بازهم به مطالبی اشاره فرموده اید که ناگزیرم برهریک آن تبصرۀ مختصر داشته باشم:

1 ـ جناب شما نوشته اید: «چنانچه معلوم است در کشور هالند تعدادی از هموطنان ما به نسبت اینکه قبلاً در ادارات امنیتی مشغول کار بوده اند، به عنوان مظنونین جرایم جنگی و جرایم شدید حقوق بشری دانسته شده اند. . . بیشترین افراد شامل این قضیه بصورت قطع در آن دوره یعنی حوادث 1978 ـ 1979 مرتبط نبوده اند، ولی به همان جرایم مظنون شناخته شده اند...».
در اینجا شما خود اعتراف کرده اید که تعدادی از هموطنان که قبلاً در ادارات امنیتی مشغول کار بوده اند، مظنون یا بهتر گفته شود «متهم» به جنایات جنگی و جرایم شدید حقوق بشری دانسته شده اند، اینکه فرموده اید که آنها در حوادث 1978 ـ 1979 مرتبط نبوده اند، معنی آنرا نمی دهد که ایشان مبراء از مسؤولیت خواهند بود. مهم آنست که هرگاه ایشان بعد از تأریخ فوق متهم به اجرای عین اعمال شده باشند، طوریکه خود شما به آن اشاره کرده اید، پس حکومت هالند حق دارد به اساس قوانین آن کشور تا زمان ثبوت و یا رد اتهام از دادن پناهندگی و یا اخراج آنها از کشور هالند قضیه را در حالت «تعلیق» قرار دهد.
علاوتاً در اعطای پناهندگی .....................


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: المان    تاریخ: 22.10.2013

ښاغلی محترم دوست محمد از بدخشان! نخست از همه سلام ها واحترامات ما را در عالم ناشناسی بپذیرید. از حسن نظرتان نسبت به این پورتال یک جهان سپاس. پیشنهاد شما در قسمت ایجاد یک بخش جدید در مورد ( جنایات جنگی در افغانستان )، یک پیشنهاد بجا و معقول است.این پورتال در صدد ایجاد همچو یک بخش مستقل بوده و کار بالای آن در جریان است. از جناب شما صمیمانه آرزومندیم تا با همکاری های بی شائبۀ تان در زمینه ما را مستفید ساخته و در تکمیل آن ممد واقع شوید.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 22.10.2013


جالب است که مقاله نویس سترگ جهان امان الله جان عمر و اشباح شناس سترگ جهان محمد عارف عباسی امریکایی ها را « دوستان شان» خطاب کرده یک کلمه در مورد جنایات هولناک شان در یازده سال گذشته زیر نام بازی کثیف « جنگ بر علیه تروریزم» به زبان نمیاورند ولی روسها و هر کسی را که با آنها همکاری داشته جنایتکار و با بدترین نامهای دیگر خطاب کرده محکمه شانرا تقاضا میکنند.

محترم شاغلو ، شما به خاطر یکی یا دو نوشتۀ پیر محمد ناله و شکوه کردید که « شکنجه روحی» میشوید وسخنان ما را بی ارزش خوانده جواب به آنرا ضیاع وقت و سیاه کردن کاغذ پنداشته حتی ما را غلامان پاکستان و ایران خطاب کرده به اشباح تشبیه کردید که نمیخواهید با ایشان هم صحبت شوید ولی آیا یکبار به گریبان تان نظر انداخته اید که وطنفروش کبیر کارملوف و آنانی که شما آنها را نوکران روس خطاب میکنید عین برخورد را که شما امروز در مقابل قوای جنایتکار امریکا دارید در مقابل قوای جنایتکار روس داشتند. پس فرق چه شد ؟

آیا این بمباری های کورکورانۀ قوای جنایتکار امریکا که باعث شهادت هزاران هزارن کودک و زن معصوم شده شما را « شکنجه روحی » نمیکند ؟

یا اینکه چون امریکایی ها نسبت به روسهای جنایتکار کمتر کشته اند به نظر شما جنایتکار نیستند ؟

آیا بمباری قرا و قصبات افغانهای بیگناه با بمب های هزار کیلویی یکبار شما را « شکنجه روحی » کرده است یا چون بوسیله « دوستان امریکایی» شما است پس قابل توجیه است و باید نادیده گرفته شده و حتی استقبال شود ؟

امریکایی ها بخصوص سازمان سیا ( سی آی ای) که واقعا سیاه است در زمان حضور قوای جنایتکار روس، کثیف ترین ، افراطی ترین ، بیسواد و جاهلترین نیرو ها را از سراسر جهان جمع کرده تا به مقصد خود یعنی انتقام ویتنام و شکست شوروی به هر قیمت که است نایل شود ولی آنها را امروز به نام القاعده یاد میکنند . آیا یکبار این جنایت امریکا را هم محکوم کرده اید ؟ اگر نه پس فرق شما با آنانی که عین برخورد را با قوای متجاوز روس داشتند در چه است ؟

اینکه بمباری های روسها باعث ویرانی قریه های افغانها شده هیچکس حق ندارد آنرا فراموش کند . من به نوبه خود بار ها در همین سایت وزین نگاشته ام که جنایات روسها و جنایات کسانی که دستش شان به خون بیگناهان آغشته است هرگز نباید فراموش شود و « عدالت انتقالی » باید عملی گردد. ولی شما چرا در همین یازده سال یکبار قوای جنایتکار امریکا را که با استفاده از غلام شان تور پنجاب از زمین و هوا کشور را به دوزخ برای مردم بیگناه ما بخصوص پشتونهای بیگناه مبدل کرده محکوم نکرده و اکنون هم نمیکنید- برعکس آنها را دوستان تان خطاب میکنید ؟ مگر فراموش کردید که کارمل هم روسها را « دوستان شان» خطاب میکرد؟

اگر میخواهید که فقط آنچه را که شما آرزو دارید ببینید ، بشنوید و بخوانید پس ضرورت به این دریچه تبصره ها چه است ؟

آیا بهتر نیست که هر روز به افتخار شما و به خاطر اینکه «شکنجه روحی » نشوید ، بگوییم که :
مرگ بر بمب روسی
زنده باد بمب امریکایی ؟



اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 22.10.2013


جناب بصیر دهزاد

شما از جنایات دورۀ هجده ماه تره کی و امین یاد آوری نموده اید، و لیکن یاد آور شده اید که رهبر ګروه پرچم عفو عمومی اعلام نموده و محبوسین آزاد شدند.

اګر شما به این ګفتۀ تان باور دارید، در اشتباه بوده و در اشتبیاه هستید.اینکه شما از دورۀ حبس تان یاد آوری نموده اید و ګفته اید که در بلاک ۴ پلچرخی زندانی بودید، اګر اشتباه نشده باشد در بلاک چهارم محبوسین جنایی نګاه داری می شدند.

به هر صورت در زمان ببرک کارمل آنعده محبوسینی که از حبس رها شده بودند بنا به ګفته خود تان که به افتخار از کار کردګی آن ظالم جاهل (کارمل) یاد آوری نموده اید، باید ګفت هنوز در منازل خود آرام نکرده بودند که یک عدۀ زیاد آنها دوباره بدون کدام جرم و جرایم دستګیر شده و بعداً په اعدام محکوم شده اند که من از جملۀ آنها کسان زیادی را می شناختم. در مدت ۹سال حاکمیت ګروه پرچم روزمره محبوسین دسته دسته از طرف شب از زندانهای افغانستان کشیده می شدند و اعدام می شدند، در آن مدت سه ماه امین که این قدر افغانها اعدام شده اند، در ان وقت جنګ علیه حاکمیت آن وقت سراسری نبود، در حالیکه در مبارزه علیه اشغالګران وحشی صفت شوروی سابق در حاکمیت ګروه پرچم چقدر افغانها بی ګناه اعدام شده اند؟

هر شب از هر محبس در مرکز و ولایات دسته دسته محبوسین کشیده شده و اعدام می شدند، این ارقام باید نشر شود.

از مبارزه و ترقی یاد نموده اید و از جناح های چپ در افغانستان، آیا اکرام یاری به امر شخصی کارمل از خانه شان کشیده و بی ګناه به شهادت نه رسیده؟
ایا مجید کلکانی به امر کارمل توسط داکتر نجیب بدون محکمه به شهادت نه رسیده است؟
در کشتار مردم افغانستان حزب دیموکراتیک از جمله ګروه های کارمل، تره کی، امین، خیبر، زرغون و دیګران که ۱۴ سال حاکمیت داشتند همه و همه مسؤول اند، و روزی جوابګو خواهند بود.


اسم: عارف پوپل   محل سکونت: ورجینیا اضلاع متحده    تاریخ: 21.10.2013

برخورد با عاملین جنایات جنگی در افغانستان
آشتی، بخشش، خاموشی یا افشا گـری بیشتـــر

دوستان و هموطنان دردمند خواهش و تمنی می دارم که پیش از مطالعۀ این مقال با کلِیک نمودن به لینک پایین به صدا و تصویر این ویدیویِ نجوا جان خواهر دردمند تان که شعر و آهنگ شاعر مردمی برادر محترم مسعود جان سجاد را که واقعاً از دل هر هموطن سروده است تماشا نمایید .

https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=RaaXMDJSgsY

از یکی دو هفته بدین طرف می شود که مقامات قضایی کشور هالند یک لیست پنجهزار نفری از قربانیان کشتارهای بیرحمانۀ گروه های نابکار و فرزندان ناخلف و جنایت پیشۀ خلق و پرچم را اولاً به دسترس مقامات دولت نا دولت افغانستان قرار داده ولی هوشیارانه درعین زمان از طریق نشرات آزاد و انترنتی در اختیار همگانی قرار داد که ازین اقدام نیک و محافظه کارانۀ دولت هالند قدر نموده چه در غیر آن امکان بزیر زدن این راپور از طرف مقامات دولتی و بخصوص شرکای جرم که پست های حساس دولتی را در اختیار دارند از بین می رفت. گر چه باید متذکر شد که نام و اسمای یک تعداد زیادی این قربانیان بی دفاعِ مادرِ وطن از طرف جلادان این بخاک خفتگان (حفیظ الله امین نا امین) در سال 1979 نشر شده بود که با زرنگی خاینانه می خواست بار مسؤولیت را به استاد بی فرهنگ اش لودۀ شرق «تره کی» بار نماید ........................

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: ص .ص   محل سکونت: ک .د    تاریخ: 21.10.2013

نوشته بصیر دهزاد تحت عنوان
پاسخ بر سوالات محترم داکتر س، ع، کاظم راخواندم و بر آن شدم تا نوشته قبلی ایشان را که بتاریخ 7 اکتوبر 2013 نوشته اند و همزمان نوشته محترم س.ع. کاظم مؤرخه 8 اکتوبر رادوباره مرور نموده چند جمله مختصر بنویسم، زیرا توقع آنست تا محترم داکتر صاحب کاظم پاسخ مفصل خواهند نوشت.

بصیر دهزاد مینویسد یک هفته قبل و و ...، این تعجب آور است کسی مطلبی را در سایتی ینویسد و از مطالب بعدی سایت و عکس العمل های مربوط به نوشته اش ضمن احوالپرسی از دوستش مطلع شود، من باور نمی کنم.

بصیر دهزاد. مینویسد:
در جدی1980(جدی 1358) حکومت جدید تحت رهبری شادروان !!؟؟ ببرک کارمل علاوه بر اعلان عفو عمومی و رهایی تمام زندانیان سیاسی، یکروز را بحیث روز عزای ملی اعلان نمود و در تمام مساجد و تکیه خانه ها مراسم فاتحه خوانی و یاد بود از کشته شدگان صورت گرفت. غیر قابل انکار است که حزب دیموکراتیک خلق افغانستان بخصوص فرکسیون پرچم هم بیشترین قربانی هارا در این دوره وحشت داده است که بر حق خواهد بود که نام قربانیان این حزب باید بدون تبعیض و استثنی بخش عمده ای در این لیست داشته باشد.
با آنکه ممکن تعدادی از مرتکبین این دورۀ ترور و اختناق و ارتکاب جرایم ضد بشری هنوز در اینجا و آنجازندگی می کنند و یا مصروف فعالیت های سیاسی اند، ولی بیشترین تعداد از این مرتکبین جرایم ضد بشری زمان حفیظ الله امین یا با اجرای عمل ترور کشته شده اند و یا به نسبت جرایم شدید ضد ملی و بشری بعد از سال های 1980 و در یک پروسه عدلی و قضایی به مجازات مختلف محکوم گردیده اند. تعدادی هم در اولین روز های تحول۰ جدی سال 1358 (دسامبر 1979) کشته شدند که نام های شان برای اکثریت مردم روشن و واضح است و هم در اسناد رسمی دولت وقت وجود دارند. اکنون این سؤال مطرح می گردد که آیا کشته شدگان عاملین جرایم را باید دوباره کشت و کسی که قبلا مجازات شده است، دوباره مجازات نمود؟

بصیر دهزاد که مانند سایر بقایای شاخه پرچم و تره کی ح د خ ا یکی دو روز بعد از تهاجم 6 جدی شوروی آنزمان از حبس رها شده طوری استنباط دارد که ګویا بعد از تهاجم شوروی آنزمان و نصب ببرک در ارګ کابل جنایات ح د خ ا وابسته به شوروی خاتمه یافته، تلاشی است مذبوحانه و خلاف واقعیت های عیان، زیرا :

در 6 جدی عساکر شوروی داخل افغانستان شده ببرک را بر ارګ می نشانند و در همان روز های اول بین 6 تا 8 جدی تام اسرای ح د خ ا وفادار به شوروی را رها می نمایند طوریکه خود بصیر دهزاد اشاره نموده که ایشان به تأریخ 8 جدی رها شده اند، اما همه وطنداران به یاد دارند که حاکمیت آنزمان اعلان نمود که همه اسرا را به تأریخ 16 جدی رهاخواهد نمود که چنان نشد من و امثال من شاهد این مدعائیم، یکی از همکلاسی های پرچمی ما که از ذکر نامش خوداری میکنم اما از ولایت وردګ بود در همان روز های اول تهاجم رها شد و به تمام همکلاسی ها مژده داد که یکی از اسرای صنف ما که محمد طاهر اسم داشت زنده است و با تأکید میګفت حین رهای خود با وی صحبت نموده است از حبس طبق اعلان آزاد می شود من این خبر را به فامیلش به برادران و پدرش ملا صاحب محمد علم خان اطلاع دادم خیلی خوش شدند 16 جدی ګذشت اما تا حال لادرک (شهید)، بعد ګفته شد که اکثر بقایای زندانیان سیاسی مربوط به اخوان و شعله بین 6 و 16 جدی توسط بادران و خود پرچمی ها به شهادت رسیده اند که محد طاهر(شعله) جز قربانیان اند.
دوستان محترم: هموطنان ما دروغ ګویان را می شناسند، مشت نمونه خروار نوشتم.


اسم: پلوشه راستکار   محل سکونت: هالند    تاریخ: 21.10.2013

کبوتر با کبوتر باز با باز ++++ کند همجنس با همجنس پرواز

در این روزها که لیست پنجهزار نفری قربانیان مظلوم افغانستان بدستان ناپاک خفاش صفت، مذدور و آدم کش باند های خلق و پرچم به نشر رسیده، این دون صفتان به عوض آنکه از مردم ما عفو و معذرت بخواهند به زخم های همیشه تازهٔ هموطنان ما نمک پاش می دهند.

یکی از این سور خلقی ها بنام شاه محمود حصین و پرچمی بصیر دهزاد بانوشته های شان می خواهند این لیست را کم رنگ و بدون ارزش حقوقی جلوه دهند. جالب اینجاست که آقای حصین به خاطر رد پناهندگی آن عده ای که خود به گذشتهٔ سیاه و نگین شان اعتراف هم نموده است اشک تمساح میریزد که چرا این لیست نشر شد.

شاغلی حصین!

اینها که در لاگر ای هالند زندگی می کنند در زمستان مرکز گرمی دارند، اولاد های شان مکتب منظم دارند لباس های هر موسم را فراوان دارند، غم ګرسنگی، انتحاری، بیکاری را ندارند. پس شما بیهوده خواب راحت تان را در لندن مرکز امپریالیسم جهانخوار؟! خراب نسازید.

من از جناب شما توقع داشتم که از آن اطفالی یاد می کردید که باند های آدمکش تان نان و نان آور خانهٔ شان را از ایشان گرفته و اکنون در زباله دانی ها برای زنده ماندن مواد غذایی فاسده را می جویند و می خورند.

گفتنی خیلی خیلی زیاد است ولی این درچهٔ کوچک نظر خواهی گنجایش بیشتر را ندارد.

پایان
ګرانۍ میرمن پلوشی راستکاری ستاسو د ښکلی لیکنی څخه مننه، که تاسو غواړی چی اوږده مضامین ولیکی د ځای د کمښت په هکله تشویش مه لری. پورتال کولایشی ستاسو مضامین د تحلبلاتو په څانګه کی آنلاین کړی.افغان جرمن آنلاین پورتال تاسو ګرانی ته ښه راغلاست ویی.
په درنښت
افغان جرمن آنلاین پورتال


اسم: بصیر دهزاد   محل سکونت: هالیند    تاریخ: 21.10.2013

پاسخ و توضیح بر سوالات محترم داکتر سید عبد الله کاظم

یک هفته قبل یکی از دوستان ارجمند من برایم ضمن یک احوالپرسی از مقاله تحت عنوان" مکثی کوتاه بر نوشتهٌ آقای دهزاد" در پورتال وزین افغان- جرمن آنلاین متذکر گردیدند. البته برای من به مانند هر خواننده دیگر جالب بوده است تا این مقاله را از نظر بگذرانم. خواندن اولین پاراگراف این مقاله انگیزه را در من تحریک نمود تا آنرا به تمام عمق، هدف و محتوی آن به مطالعه گیرم. در اولین رده کنجکاوی خود در یافتم که جناب داکتر صاحب عبد الله کاظم بر خلاف تعداد از نوشته جات که از طریق صفحات انترنتی به نشر رسانیده میشوند، مطالب مورد نظر، نقد و تفکر شان را بزرگوارانه وبا حفظ حرمت قلم و نوشته به تحریردر آورده اند و خواستار توضیحات مزید در مواردی گردیده اند. من به چنین شیوه نقد احترام عمیق میگزارم واین را همان شیوه اخلاقی تلقی مینمایم که یک حد فاصل را با شیوه دیگری که نا راحت کننده و خلاف تعامل نویسنده گی است و در یک انتخاب خواندن آن جز " گریز از کوچه" راه دیگیری را نمیبینم، روشن ساخته و من به آن ارج خاص میگذارم.............................

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: دوست محمد   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 21.10.2013

با درود بی پایان بر روان شهیدان مظلوم افغانستان
من پیشنهاد می نمایم که یک لیست جدید شهیدان و مقتولان افغانستان از سال 1357 شمسی به بعد که در صدر آن شهید محمد داود خان و خانواده اش قرار دارد، ترتیب گردد تا ما به فهرست کاملی از شهیدان وطن دسترسی داشته باشیم و همه روشنفکران و تحصیل کرده های افغانستان در ترتیب ان سهم بگیرند.
پورتال افغان جرمن آنلاین می تواند مرجع خوبی برای تهیۀ این فهرست باشد. در آن اسم و تخلص، شهرت کامل، ولایت، ولسوالی و سال شهادت درج گردد، شاید به بسا پرسش ها پاسخ پیدا کنیم.
ما می دانیم که در افغانستان دوستداشتنی ما، در همه چیز حتی در شمار شهیدان هم مبالغه صورت می گیرد. در سال های 1359 و 1360 در ایران نشریه ای بود به نام «راه کارگر» که از طرف یک حزب مارکسیستی ایرانی طرفدار شوروی وقت و طبعاَ از حامیان فکری ببرک کارمل به نشر می رسید. آن نشریه با جمع بندی تعداد شهیدانی که شمار شان در نشرات احزاب سنی و شیعی افغانستان در ایران به نشر می رسید، به این نتیجه رسیده بود که در افغانستان تا کنون دو چند نفوس آن به شهادت رسیده است و طنز گونه نوشته بود که: از تلفات اردوی سرخ به دست مجاهدان افغان بر می آید که همه اردوی سرخ در افغانستان تار و مار شده است!!! واقعاَ در آن سال ها هر دو طرف مبالغه میکرد و رادیو مسکو هم هر روز از تلفات اشرار!! خبر می داد. پورتال افغان جرمن آنلاین می تواند چارتی را ترتیب دهد تا آنانی که از سال 1357 به اینطرف عزیزان شان را از دست داده اند، نام های شان را در آن چارت، درج کنند.

به نظر من ارقامی که ارائه می شود، خصوصاَ شهادت یک و نیم ملیون افغان خالی از مبالغه نیست.
در سال های آغاز جهاد، در اسلام آباد پاکستان دفتری افغانی ای بود به نام شورای ثقافتی جهاد افغانستان که مرحوم صباح الدین کشککی مسؤولیت آنرا بر عهده داشت، یکی از کار های شان جمع آوری نام شهیدان افغانستان بود که نمی دانم سرنوشت آن چه شد و اقای حبیب الله غالب وزیر عدلیۀ کنونی نیز عضویت آنرا داشت. آن شورا در سال های 1365 و 66 لیست شهیدان ولایت تخار را تهیه کرده بودند. تخار با وجودی که شاهد جنگ های شدید بوده است و چند بار میان مجاهدین و دولت خلق و پرچم دست به دست شده است از جمله در سال 1358 تالقان برای چند روز به تصرف گروپ های مجاهدین درامد، باوجود این همه زد و خورد ها، شهیدان آن ولایت در چند سال به سه هزار تن نرسیده بود. اگرچه هم آن لیست کامل نبود؛ اما باز هم نسبی نشان می داد که چقدر مبالغه در ارائۀ ارقام صورت می گرفت. خدا کند این پیشنهاد من مورد پسند و قبول متصدیان محترم افغان جرمن آنلاین قرار بگیرد. با درود مجدد بر روان پاک همه شهیدان افغانستان!


اسم: سید رحمن غوربندی    محل سکونت: المان    تاریخ: 20.10.2013

بی احترامی به قربانیان 7 و 8 ثور و دفاع از قاتلان گناه است

محترم حصین صاحب عرض سلام وادب،

من بر خلاف شما نوشته های شما را چند بار خواندم زیرا در مورد توانایی قلمی تان چیزهای شنیده بودم. من می خواستم شما را از این خواب غفلت بیدار کنم و متوجه بسازم.
گاندهی راست گفته است:
(کسی که خواب باشـد می تـوانــی بیدارش کنی ولـی کسی که نخـواهــد بـیـدار شـود بـیـدار کردنـش مشکل است.)
فهمیده می شود که شما نمی خواهید بیدار شوید. راستی هم من نا آشنا استم برای اینکه نه نویسنده هستم، و نه هم فن نویسندگی را بلد، ادعایی هم در این مورد ندارم. وقتی من به گرافیک شهداء نظر انداختم در همین بیست کوچگ فعلی که شمه از جنایات حزب جنایت خلق و پرچم است، در کمتر از دو سال اضافه از هزار معلم و متعلم بدون محکمه و بارپرس، بی گناه و معصوم قتل عام شده در کشوری که قلت معلم بود کشته شدن این تعداد معلم فاجعهٔ قرن است پس من و امثال من از کجا سواد می داشتیم.

..........................................................................................

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 19.10.2013

در مورد قیام های خود جوش که علیه حاکمیت حزب دیموکراتیک در سال ۱۳۵۷ به وقوع پیوسته می خواهم ابراز نظر نمایم اینکه، قیام مردم غیور کنر، فیام مردم ازاده هرات، قیام چندوال کابل، قیام دختران مکاتب کابل و قیام مسلحانه فرقه ۱۱ ولایت ننګرهار از جملۀ قیام های مردمی بود که کاخ کرملین را در همان وقوع کودتا ننګین ۷ ثور به لرزش در اورد.
اینکه عده ای تحت عناوین مستعار این قیام های را مرتبط به ایران و پاکستان می نمایند معلوم است که اینها از کدام افراد هستند.
به طور مثال من از قیام مسلحانه فرقه ۱۱ ننګرهار یاداوری می نمایم اینکه، قوماندان فرقه ۱۱ ننګرهار در ولایت کنر در قریه کرلیله صدها جوان افغان را بدون کدام ګناه تیر باران کردند، که بعداً مردم محل اجساد قتل شدګان را در جوار پل کرلیله به طور دسته جمعی دفن کردند، که اکنون نیز ان قبر دسته جمعی وجود دارد، وقتی قوماندان فرقه ۱۱ جګړن بهرام الدین بعد از بربریت و کشتار مردم بی ګناه به فرقه ۱۱ مراجعیت می نماید به طور خود جوش علیه ظلم و بیداد که این قوماندان روا داشته بود منسوبین فرقه ۱۱ ننګرهار از جمله تولی انظباط قیام مسلحانه نموده که در اثر ان جګړن بهرام الدین به سزا اعمال خود رسیده و به قتل می رسد و کنترول فرقه را قیام ګندګان بدست می ګیرند، و لیکن از مرکز کمک می رسد و قیام سر کوب می شود، و در نتیجه در حدود یک هزار افسر و سرباز از طرف دولت انوقت دستګیر و به زندان ننګرهار انتقال داده می شود، یک دوست من که در قطار همین محبوسین بود برایم چنین اظهار داشته وقتی افسران و سربازان توقیف شده را به اعدام می بردند افسران زخمی و دیګر توقف شدګان به یک صدا ناله و فریاد می کشیدند که در جوار زندان جلال اباد منازل مسکونی صدا های انها را می شنیدند،که بعدا بنام این قاتل یعنی بنام بهرام الدین در کابل یک مکتب بنام بهرام الدین مسما می شود.
این یک نمونه دوران حاکمیت خلق و پرچم در افغانستان بود که محصول همه کشتار و ویرانی کنونی از کودتا ننګین ۷ ثور منشا ګرفته و این سلسله جریان دارد.


اسم: زکریا خالد   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 18.10.2013

بجواب محترم شاه محمود حصین یکی از خلقی های وفادار،

من یک فراری از جملۀ ملیون ها فراری هستم که از ناچاری، در زمان احزاب دیموکراتیک !! سرزمین مادر را ترک کرده به آلمان غیر دیموکراتیک پناهنده شدم و در حسرت جانسوز وطن درد میکشم. در آن زمان کسانیکه مثل من از مرگ حتمی فرار میکردند حزب (به اصطلاح ) دیموکراتیک شما آنها را جاسوس و اشرار می نامیدند. ولی چه شد که خود محترم حصین به غرب پناهنده شدند.
پس چرا جناب حصین و حزب دیموکراتیک او را که در غرب پناهندۀ شده است، و در اصل دشمن غرب می باشند، اشرار و جاسوس خطاب نمی کنند.
این نشان میدهد که در اصل فقط اعضای خلق و پرچم که ضدیت با امپریالیزم را نیز داشتند پناهنده های پاک هستند و دیگرانیکه از مرگ حتمی که آنها بر مردم روا داشتند، فرار کرده اند، در اصل آنها اشرار و جاسوس می باشند.
گذشته از اینها جناب ایشان که به دفاع از حزب جهان ساز!! و انقلابی !! و دیموکراتیک !! که افغانستان مظلوم را به خاک یکسان کرد و زمینۀ اراذل را مثل جهادی و طالب و...و... از برکت خلق و پرچم مهیا شد که بر سر قدرت آمدند. مگر بنازم به وجدان جناب حصین که چگونه بازهم از موضع جنایی و تخریبی خلق و پرچم به دفاع بر می خیزند. و در برابر حقایق اغماض می کنند. من سخنان غوربندی صاحب را و جناب احمد برنا را سخنان وجدانی و انسانی می شمارم. زیرا هنوز این دوره ها به تأریخ نپیوسته بلکه شاهدان عینی به ملیون ها شکر الحمدالله وجود دارند و کسی نمی تواند دروغ را بجای حقیقت بنشاند و سلام




اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 18.10.2013

جناب محترم آغای برنا بعد از عرض سلام توجه تان را به یک نکته مهم جلب می کنم!

چون ما و شما به صورت مستقیم با جباران دیگر تاریخ که چندی از آن را نام برده اید مواجه نبوده ایم بلکه انسان های دیگر، فلهذا نمی توان این نتیجه را گرفت که ظلم دیگران برای وطن شان بود.

تقریباٌ همه سیاستمداران تاریخ بنام مردم خود، خود را بالای مردم به هزار چل و تریک تحمیل کرده اند و تا کنون می کنند ولو نتیجه آن رقت بار بوده باشد و یا باشد.

ظلم ظلم است چه بنام مردم خود و یا بیگانه. مسله مسله انسان و مفهوم ظلم است که سر حد ندارد.

وجدانم نا راحت می ماند اگر این چند جمله را نمی نوشتم چونکه چیزی که من از هتلر و باندش و بسیاری دیگران در میدیا دیده و خوانده ام بی نهایت متاثر کننده است که اضافه از سی ملیون انسان جان خود را و ملیون های دیگر وطن را از دست دادن خرابی ها را به جای بان.

رنگ ها شکسته ایم همه
به هوا بار بسته ایم همه

خان الله محمد خان


اسم: ahmadbarna   محل سکونت: sweden     تاریخ: 17.10.2013


جناب حصین صاحب سلام !

با عرض معذرت که بنده نه با شما و نه هم با جناب غوربندی آشنا هستم آنچه که به عنوان قضاوت منحیث یک همشهری حق دارم بنویسم و در نظر دهی از غرب یاد گرفتم که نظر نباید سانسور و نباید تحت فشار قرار گیرد ازین رو شکر که جریان دیموکراتیک شما بر اریکه قدرت این رسانه محترم قرار ندارد ور نه بنده را نیز می کشتید و در جدول های انسان کشی تان درج می کردید و با پـُر رویی از جنایات تان دفاع هم می کنید جای بسیار تعجب و تحیر است ؟؟؟؟؟؟

تا جائیکه عقل سلیم اجازه می دهد باید خاطر نشان کنم که نظر محترم غوربندی یکی از نظرات درست و بجا است که شما را بی موازنه ساخته است همین بی موازنگی شما برحق بودن جناب ایشان را تصدیق میکند.

بدبختی که شما و حزب به اصطلاح دیموکراتیک شما و پرچم برای کشور به ارمغان آورد هیچ مغل و هیچ تاتاری هیچ جباری و هیچ هیتلری در جهان نیاورده است زیرا جنایتکاران خونخوار تأریخ حد اقل هر چه می کردند برای وطن شان می کردند ولی شما و جهادی ها همه و همه برای بیگانگان، مردم کشی می کردید.

شما را و حزب منفور شما را همه شناخته اند و آفتاب به دو انگشت پنهان و کتمان نمی شود سفاکی شما اظهر من الشمس است که تمام بدبختی های چهل سال اخیر را شما منشا و منبع شده می توانید که دروازۀ جنایات را خلق و پرچم به دیگران باز کرد شما بودید که انبار باروت را انفجار دادید و وطن را در آتش جنگ غرق کردید.

دیگر نمی توانید با لفاظی به چشم مردم خاک بزنید شما منفور شدگان تأریخ هستید


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 17.10.2013


حصین صاحب محترم!

مضمون چیچکی تان را خواندم بازهم گل خشک استدلال تانرا بدویوار های فهم، دانش و منطق مردم، بگفته هموطنان شمال کشور چسپیدن گرفتید، فرمودید معلم بودید همان گفته بخاطرم گذشت که اگر آن مکاتب بود و آن معلمان حال وطن همین است که می بینیم. بحث را یک لنگه قمچین می کنید اما در فکر آن نیستید که کی قبول کرد و کی نی. خوب یک انسان حق دارد برای تسکین خاطر ندامت کشیدۀ خود بگوید و بنویسد. برای غوربندی صاحب جواب گفتن ضیاع وقت خواهد بود.


اسم: انجمن سالمندان افغان   محل سکونت: کالیفورنیای شمالی    تاریخ: 17.10.2013

هوالرحمن

اعلامیه انجمن سالمندان افغان در بی اریا ـ کالیفورنیای شمالی
به مناسبت انتشار لست شهداء

لست تقریباً پنجهزار نفری شهدای بی مزار و بی کفن کشور که اخیراً از طریق دفتر څارنوالی کشور هالند به نشر رسیده است و بیانگر یک قسمت کوچک جنایات خونبار طی یک دورۀ کوتاه هفت ماهه (از ماه حوت 1357 تا سنبله 1358 شمسی) رژیم سفاک تره کی ـ امین محسوب میشود، موجی از احساسات مردم ستمدیدۀ مارا طوری به حرکت آورده که در سراسر کشور و در اجتماعات افغانی بیرون از کشور شور و هیجان عدالت خواهی را شدیداً به همراه داشته است. با انتشار این لیست در این روزها مراسم اتحاف دعا و یاد از شهداء در همه جا دائر گردیده و قلب داغدار هموطنان را، بخصوص فامیل های سوگمند که پس از گذشت سه دهه هنوز هم منتظر دق الباب عزیزان گمشدۀ خود بودند، با اطلاع از سرنوشت دلخراش آنها، غمهای دیرینه در دل های ایشان چنان تازه شده که گوئی همه مصیبت ها همین امروز اتفاق افتاده است.............................



متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: شاه محمود حصین    محل سکونت: برتانیه    تاریخ: 17.10.2013

در پاسخ به آقای سید رحمن غوربندی

دوست نا آشنایم آقای سید رحمن غوربندی! با همه طعنه زنی ها و ګستاخی های قلمی ات سلام مرا بپذیرید. امیدوارم روزهای با سعادت عید سعید قربان خشم وغضب سیاسي سازماني شما را اندکې فرونشاند. ،به مناسبت فرا رسیدن عید سعید اضحی، به شما، به همه مردم مسلمان افغانستان و کافه (کافۀ) مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم. واما بعد من نوشته ء (نوشتۀ) شما را که به یک بار خواندن هم نمې ارزید خواندم، صرف برای آنکه متوقع بودم که قلم مبارک شما نارسايي های نوشته هایم را برجسته و من از شما چیزی آموزندهء (آموزندۀ) نصیب شوم. دریغا که این نوشته را جز سرهم بندی بسیار ناقص تبلیغات بازاری معمول، و بسیار پیش پا افتاده ء (افتادۀ) بیش نیافتم. شما در احساسات جنګی تان فقط ګفته اید که:
1- من برای جعلی نشان دادن لست (لیست) liste کشته شده ګان (شدگان) دوران «حاکمیت ما» تلاش کرده ام.
2- بنا بر اظهارات شما تلاش من کمرنګ کردن «این موضوع مهم جنايي» بوده است.
در پاسخ تان با اختصار تمام میګویم و در نوشته های من نیز صراحت دارد که من به سالها و لحظه (لحظه ها) نمې اندیشم و به نرخ روز ندګی (زندگی) نمیکنم. من شاګرد تاریخ (تأریخ) وطنم هستم و برای تاریخ و نسلهایی مینویسم که هنوز در راه اند و شاید دیوانګان (دیوانگانی) مثل من و تو درآن کمتر باشند. نسلهایی باشند که تعقل شان بر احساسات چیره شده منطق زمان را بهتر از من و تو دریابند. من در آغاز نوشته ء (نوشته ای) تحت عنوان «پرسشهایی که در مورد لست شهدای ...لاینحل مانده است» در مقدمه (مقدمۀ) آن با صراحت و از روی اعتقاد و باور خود نوشتم که «کشتن انسان به هر حیله و بهانه ای که باشد یک جنایت است» من نوشتم که کشتن انسان چه یک چه هزار و هزارها همه جنایت اند (جنایت است). من در همان نوشته ء اول خود به رفته ګان (رفتگان) اتحاف دعا و به بازماندګانش تسلیت عرض کردم، من نوشتم که من در دوران حاکمیت نجیب الله از فلیکس آرماکورا در حالیکه او حاضر بود تقاضاهای شخصی مرا بشنود، تقاضا کردم که افغانستان از جهت کادر علمی و مسلکی بسیار ناتوان است و لیک هم اکنون صدها جوان وطن در اطاقهای اعدام دقیقه شماری میکنند. تقاضای من اینست که از طریق ملل متحد بر نجیب الله فشار بیاورید تا دست کم به مناسبت سال ممنوع اعدام های سیاسی،(همان سال از طرف ملل متحد سال منع اعدام های سیاسی اعلام شده بود) قوانین اعدام و ماده ء (مادۀ) اعدام را از قانون اساسي حذف کند. خوب این ها همه برای آن بود تا در حد توان خود در همان زندان مقابله با کشتن انسان را در دستور روز خود قرار دهم. از احساسات شما و امثال شما معلوم است که شما ها نه عدالت بلکه انتقام را پیشه کرده اید. به ګفته ء شما پنجهزار و دوازده هزار را ما کشتیم حال دو چند و چند چند آنرا شما به هدف ګرفته اید. اګر قصد همین است دیګر جايي (جای) بحثی باقی نمی ماند، شما بکشید بازماندګان کشته های دست شما، باز در پی انتقام خواهد بود (خواهند بود) و این کشت خون تا نسلها در حرکت خواهد ماند……

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد آصف یوسف    محل سکونت: کابل ماتمسرا    تاریخ: 15.10.2013

سراسيمگی تبهکاران جنگی

دوستان گرانقدر پورتال ملی افغان جرمن آنلاین،
لطفاًاین چکیدۀ قلبی و قلمی شاغلی «کمباور کابلی» را که قبلاً تحت عنوان «سراسيمگی تبهکاران جنگی» در سایت گران افغانستان به تأریخ (۷ سرطان ۱۳۹۰) نشر شده است، به پاس خاک و خون ما در پورتال افغان چرمن آنلاین نیز تکرار نشر کرده ممنون سازید. با عرض حرمت و تشکر

سراسيمگی تبهکاران جنگی
کمبا ور کابلی

اگــر يک روز امـريکـه بر آيــــد
و«آیسف » گور خود را گم نمايـد
جنايت کـار جـنـگــی بـيـم گـيــرد
گلـــويش غــده ای بد خـيــم گيرد
ز ترس، داس و بـيـل کشتکاران
ز ترس، مشت پــولاديــــن ياران
ز ترس دست هــــای پـيـنه بسته
ز بــيــم آرزو هـــای شکـسـتـــه

دمــــار از مــــردم کابــل کشيدن
شبــانـه ، سـيـنـۀ زن هـــا بريدن
. . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 14.10.2013

محترم آقای غنی از هالند تذکری در بارۀ عزیز اکبری (خواهر زاده اسدالله سروری)داده اند که نخست در بخش تحقیق اگسا و بعد در دوره امین به حیث رئیس کام کار میکرد. موصوف اکنون در فرانسه اقامت دارد. حینیکه لست شهداء را مرجع هالندی به نشر سپرد، این مطلب را واضح ساخت که با وفات امان الله عثمان بر طبق قوانین آن کشور دوسیه متهم مذکور بسته شده ولی تعقیب دو متهم دیگر که عبارت اند از : عزیز اکبری (فعلاً مقیم فرانسه) و اسحق حمیدی (فعلاً مقیم آلمان) از صلاحیت قانونی هالند دور است. مرجع هالندی تصریح کرد که آنها اوراق مربوط به دو متهم فوق الذکر را به مراجع فرانسوی و آلمانی ارجاع کرده اند تا آنها را مورد تحقیق و تعقیب قرار دهند. اکنون تقاضای ما از مراجع عدلی و قضائی فرانسه و آلمان اینست که مثل هالند موضوع را مورد بررسی قرار دهند و کسانی را که این جنایات بزرگ را انجام داده و یا در آن دست داشته اند، به جزای اعمال شان برسانند و اقلاً ملت افغان را از جریان اقدامات خود در زمینه مطلع و آگاه سازند.
افغان ها از اجراآت مراجع عدلی و قضائی هالند کمال سپاس و امتنان دارند که در پیگیری جانیان مردم افغانستان سعی و تلاش جدی نموده و امید است که این تلاش را در مورد سائر اشخاصی که اکنون در هالند بسر می برند ادامه دهند و ملت افغانستان را در جریان گذارند.


اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.10.2013

محترم آغای بلوچ کلام زیاد تحریر نموده اید اما بعد از سلام به همه خوانندگان نکات ذیل را بخوانید:
1- واقعیت روز را نی بلکه فکر شما را پیدا کردم لطفاٌ راست راه بروید زیرا بدون پیدا کردن واقیت روز شما را هم پیدا کردن نمی توانستم.
2- فکر نمی کنم که علت سخنرانی نکردن کرزی اجازه ندادن بوده باشد حتماً چیزی دیگری بوده. سازمان ملل متحد آرزومند توهین به هیچ کشور نیست.
3- شما:"طرح تمام همچو سؤالات هیچ ربطی به اصل گپ ندارد."
من: به اصل گپ نی اما به خود سازی شما بلی.
4- "اگر ما خواسته باشیم گپ ها و نوشته های خود را جنبۀ حقوقی دهیم بایست آنرا از موضع و موقف اعلامیۀ جهانی حقوق بشری مطرح سازیم تا پشتیبانی جهانی کسب کنیم. وقتی ما گپ هائی می زنیم که ارزش حقوقی نداشته باشد پس چرا خود را درد سر دهیم؟"

کلمه حقوق از حق می آید و هر کس که در حق خودش و فامیلش خیانت کرده باشد باید به اساس قانون که حق را باید تطبیق کند مجازات شود. طلبیدن حق خودش یک تقاضای سیاسی بوده که ارزش حقوقی دارد این به اساس علم منطق منطقی است.
5- دیموکراتیک یعنی خواهان سیستم دیموکراسی که اصل انتخابات در آن جا دارد، فلهذا نام نهاد چونکه حزب دیموکراتیک خلق افغانستان به زور تفنگ آمد و رهبری آن مخالفین خود رااز بین برد که مطابق اعلامیۀ جهانی حقوق بشر جنایت بود و است.

6- ساختن بمب اتم یک جنایت و جرم است از نظر بنده چونکه هدف اصلی آن در نهایت گشتن است، فلهذا وجود کسانیکه در افغانستان بنام حزب گشتن قبل از گشتن هم یک جرم بود که برای جرم فکر شان این امادکی را داشت.

7- چون موضوع بحث این دریچه یک لست زمان قدرت خلقی های بی وجدان بود، فلهذا هیچ جای شک نیست که این نا مسلمانان بی وجدان هم به همکاری امریکا قتل کردن و می کنند اگر زور تان می رسد بروید جلو شان را بگیرید و در همین صفحه بالای جنایات انهاهم در گذشته کافی نوشته شده شما به ارشیف آن مراجعه کنید.

8- چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. ما همه کرزی را می شناسیم اما زور ما به امریکا تا کنون با قلم های پنسل ما نمی رسد.

9- خون را با هیچ چیز نمی شود پاک کرد چونکه زیر زمین می رود لطفاٌ شعر نگویید.

10- لا اقل برای من وقت ضایع کردن نیست وقتی راجع به آن گذشته دراین دریچه موقع نوشتن داده چونکه آن زمان یک مقطع زندگی من در کابل افغانستان بود و به چشم سر آن جنایت هاو واقعیت ها را دیده بودم.

11- تأریخ سیر خود را می پیماید هیچ کس جلو آنرا گرفته نمی تواند چه توطئه در کار باشد چه نباشد.

حیف از تو دو روزی که مقیم باغی
از بلبل غافلی حریف زاغی
صحبت اینجا موثر است اگه باش
در آب روی تری در اتش داغی

خان الله محمد خان


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 14.10.2013

جناب آقای خان الله محمد خان:

سلام مرا هم بپذیرید. خرسندم که بعد از این طرف و آن طرف کردن نوشته های من توانستید واقعیت روز را پیدا کنید که هیچ ربطی به شخصیت فکری من یا شما ندارد. واقعیت امروز این است که جهان امروزی وقتی هر ساله در شهر نیویارک برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد جمع می گردند کرده ها و ناکامی های دنیا را مطابق منشور سازمان ملل متحد به بحث می گیرد. چون جناب حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان با این واقعیت ها آگاهی ندارد و بسیار چیزهائی را از خود تا و بالا می کند بناء(بناءً) امسال به وی اجازه داده نشد که در این مجمع جهانی سخنرانی نماید. این کار یک ضربه بسیار خورد کننده بر حیثیت افغانستان بحیث یک کشور عضو سازمان ملل متحد بود و این عمل جامعۀ جهانی توهین بزرگ به حیثیت و عزت مردم افغانستان بود.

آیا مندرجات و شرائط اعلامیۀ جهانی حقوق بشر عادلانه و تکمیل است. هرگز نه.
آیا کلیه اعضای سازمان ملل متحد از این اعلامیه و منشور پیروی می نمایند؟ هرگز نه.
آیا طراحان و امضاء کنندگان این منشور از قران مسلمان ها پیروی دارند؟ هرگز نه؟
آیا عربستان سعودی این منشور را امضاء کرده است؟ بلی. طرج تمام همچو سئوالات (سؤالات) هیچ ربطی به اصل گپ ندارد.

اینکه امریکا یا بنگله دیش یا چین یا اسرائیل از این منشور تبعیت یا تخطی می نماید هیچ ربطی به بحث ندارد. چیزیکه مهم است این است که اگر ما خواسته باشیم گپ ها و نوشته های خود را جنبۀ حقوقی دهیم بایست آن را از موضع و موقف اعلامیۀ جهانی حقوق بشری مطرح سازیم تا پشتیبانی جهانی کسب کنیم. وقتی ما گپ هائی می زنیم که ارزش حقوقی نداشته باشد پس چرا خود را درد سر دهیم؟

حال از شما جناب خواهش مندم که بگوئید کدام شخص یا اشخاص حزب نام نهاد دیموکراتیک خلق بعد از به قدرت رسیدن و آن هم مطابق اعلامیۀ جهانی حقوق بشر جنایت کردند و که و در کجا این ادعا را نمود که وجود این ها قبل از جنایات شان جرم بود؟ و به چه شکل؟
در مقایسه با خلقی ها و پرچمی های جانی امروز که امروز است جنایان جهادی ها چون از حمایت باداران امریکائی شان برخوردار اند در ملای عام اعلام می دارند و قبول دارند که بلی ما جنایات کردیم ولی این جنایات در راه خدا و اسلام و دفاع از افغانستان بود. این اظهارات جنابان امیر اسماعیل خان و عبدالرسول سیاف اعتراف به جرم شان است و فوراً باید توقیف و مجازات گردند. جنایت جنایت است و ما نمی توانیم آن را اسلامی و غیر اسلامی سازیم. یا ما نمی توانیم به جنایات رنگ و روغن افغانی و سنت افغانی بدهیم.

حال سؤال این است که کدام مرجع صلاحیت توقیف و مجازات این اشخاص را دارد؟ طبعا جواب حکومت جمهوری اسلامی افغانسنان است. آیا این حکومت برهبری جناب حامد کرزی این توانائی یا استعداد و اهلیت و کفایت را دارد؟ هرگز نه. من وقتی سخنرانی های جناب گرزی را می شنوم اگر آن ها را جانی خطاب نکنم آنها مشتی از جاهل ترین و اوباش ترین گروهیست که صرف و صرف برای اهداف معین زیر چتر و حمایت باداران خارجی شان در کابل به مثابه لاشخوران جمع گردیده اند و هیچ ارزشی برای همچو مسائل قائل نیستند. حتی کرزی بارها اعلام کرده که وی بخاطر وحدت ملی در افغانستان با جنایتکاران ائتلاف می کند. وحدتی از طریق ائتلاف با جنایتکاران تامین (تأمین)گردد خود یک عمل جرمی است.
آیا خون با خون قابل شستن است؟ هرگز نه.
آیا ما می توانیم خون را با آب پاک کنیم؟ بلی.

خواهش انسانی از بازماندگان قربانیان جنگ در افغانستان این است که بجای ضیاع وقت برای بحث در مورد جنایات این یا آن جنایتکار فشار خود را بالای حکومت در افغانستان وارد سازند تا به این موضوع توجه نماید ولی واقعیت ها شاهد زنده است: هر کسیکه امروز در کابل بخواهد به قدرت برسد بجای محاکمه جانیان جنگی با آن ها ائتلاف نموده و حال مجازات آن خیر که به تمجید و توصیف و قهرمان سازی آن ها کارهای بیشتر نکنند.

انتخابات و ائتلاف های جنائی امروز در کابل در چریان است و این جانیان خود را برای احراز قدرت در سال آینده آماده می سازند ولی دوستان ما بجای توجه به این مساله (مسأله)حیاتی روز می خواهد توجه و وقت ما را برای بحث به تأریخ بکشاند و ما باید بالای حفیظ الله امین و نور محمد تره کی وقت خویش را ضایع سازیم. از نگاه من همین شیوۀ کار یک توطئه است.


اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.10.2013

برادر محترم آغای بلوچ سلام!
اول اینکه نام خدا روان نوشته می کنید بنده بعد از این طرف و آن طرف کردن نوشته های تان توانستم شخصیت فکری تان را پیدا کنم.

شما می نوسید:"مطابق اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، عمل یک شخص جنایت یا بشر دوستی تلقی می گردد، نه تعلقات حزبی، سمتی، مذهبی، زبانی، جنسی، عقیدتی ... وی. در این صورت، شما نمی توانید بگوئید که وجود حزب دیموکراتیک در افغانستان جرم بود. شما لطف نموده بفرمائید کدام اعمال این گروه ناقض اعلامیۀ جهانی حقوق بشری مصوبه سازمان ملل متحد بود."

من نگفته ام که وجود حزب دیموکراتیک در افغانستان جرم بوداما اشخاص این حزب نام نهاد دیموکراتیک بعد ازبه قدرت رسیدن مطابق اعلامیۀ جهانی حقوق بشر تا حد امکان خود جنایت کردن که می شود بعداٌ این ادعا را نمود که حتی وجود اینها قبل از جنایات شان جرم بود.

من از شما کدام سوال ندارم و از بی عدالتی های زیاد که می بینم به مواد اعلامیۀ جهانی حقوق بشر مصوبۀ سازمان ملل متحد که یک رهبر جانی را که به مزاق امریکا برابر نباشد محکمه و دیگری را مثل افغانستان دالر می دهد هم باور درست ندارم

آغای داکتر صفی الله صاحبزاده می نوسید:"
با تذکر آنچه رفت مبارزین و مجاهدین ضد استبداد و اشغال شوروی آنزمان وظیفه تأریخی خود را بخوبی انجام داده و هیچ عقل سلیم اجازه نمی دهد تا این مقاوتګران بزرګ و سترګ از آنچه کرده اند پوزش بخواهند." وظیفه تأریخی خود را زمانی بخوبی انجام داده می توانستن که بر سر قدرت رسیدن قتل، استبداد و ویرانی نمی کردن، فلهذا این آدم ها را سترگ گفتن خود انسان را کوچک می سازد. سترگ مردان زیر خاک رفتن تا سترگ مردان دیگر بلند شوند.
نا گفته نماند که دالر های امریکا سترگ تر از این ستر گ مردان بود و است.

ما جام جهان نمای ذاتیم
ما هادی عالم صفاتیم

با عرض احترام به داکتر صاحب صاحبزاده

خان الله محمد خان


اسم: غنی   محل سکونت: هالند    تاریخ: 14.10.2013

سلام به همه درز مره شهدای که در دور حاکمیت تره کی امین به شهادت رسیده است یکی ان چهره شناخته شده موسیقی کشور کمپوزیتور شناخته شده مرحوم نینواز میباشد.همین عزیز اکبری را که ازش نام گرفته شد در آنوقت در بخش تحقیق آگسا کار میکرد که بعدا در حاکمیت صد روزه امین به صفت رییس کام در قتل هایی دست جمعی زنده به گور کردنها یکجا با ما مای خو اسداله سروری دست داشت وهمین اکبری شخصا مرحوم نینواز رااز خانه اش در شهرنو با خود میبرد وتا امروز کسی نمی داند که چه با وی گذشت بهر حال فعلا همین اکبری نام تقریبا 30 سال میشود که در یکی از کشور هایی اروپایی به گمان اغلب درانگلستان زنده گی می کند این فارو چرا تا به حال موفق شده نتوانسته که موصوف را مورد پیگرد قانونی قرار بدهد وتسلیم محکمه بین المللی هاگ بنماید حد اقل رد پای موصوف را پیدا نماید؟سر مرده ها گپ نمی زنم والی وزیر اطلاعات وفرهنگ تره کی امین مرحوم کتوازی نیز درتسلیمی بعضی مخالفین دولت که کارمندانی بر حالی آنوزارت بودند دست داشت. ولی هیچگاهی به میز محاکمه کشانده نشد بهر جال امیدوار هستم تا این نوع افراد هر چه زودتر به سزای اعمالی خود برسند تا نوبت محکمه سرانی مجاهد که وطن ما را وکابل ما رابه ویرانه مبدل نمودند هزاران انسانی بیگناه کشور را شهید تاراج واز وطن فرار نمودند نیزیزسد در انتظاری همچو روزی


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 14.10.2013

باعرض سپاس و امتنان خدمت هموطنان محترم داکتر صفی الله صاحب زاده و خان الله محمد خان بمناسبت توضیحات واقع بینانۀ شان.

هموطن محترم محمد انور بلوچ !

کمال امتنان دارم که نوشتۀ من مورد توجه شما قرار گرفته و افتخار تبصره های شما را کمایی نموده. هر سال یک بار معاینات صحی خودرا بشمول بخش روانی تکمیل می کنم طبیب مربوطه برایم اطمینان داده که به تا حال از این ناحیه مشکل ندارم ولی با پیشرفت سن آینده قابل پیش بینی نیست .
تجارب بیشمار روزگار با نشیب و فراز ها ی آن خوش بختانه مرا از اسارت زندان طرز دید آگنده با تعصب و خصومت رهانیده، گرچه هیچ بشری ادعای قضاوت مطلق سالم را کرده نمی تواند ولی در برابر پهناوری و عظمت غصه های بیکران یک وطن احساسات شخصی رنگ می بازد، بشرطی که مسؤولیت اخلاقی و ندای وجدان حاکم باشد، اگر وقت داشتید و نوشته های سابقۀ مرا مرور فرمایید ملاحظه خواهید فرمود که من در قضاوت ها و بر رسی حوادث حتی الامکان مسؤولیت مسلکی نویسندگی را بدون پیوند بکدام جناح معین و تبعیض انجام داده ام ورنه تا حال گذاره ام درین پورتال نمی شد.
نوشته ها اکثراً به ارتباط مباحث مطرح شدۀ روز قلم زده می شود که فعلاً موضوع لست قربانیان دوران حکومت حزب نام نهاد دموکراتیک خلق است. نویسنده مجبور است برای جلوگیری از پراگندگی روی همان موضوع مشخص بحث نماید، گنجانیدن موضوعات متفاوت در یک بحث افکار خواننده را مغشوش می سازد.
اگر شما مضامین چند روز گذشتۀ پورتال را خوانده باشید عدم پذیرش واقعیت ها و کتمان حقایق را توسط بعضی هموطنان بوضاحت متوجه میگردید.
برادر هموطن!
درینجا موضوع خویش ، قوم، دوست و اقارب و عباسی و بلوچ احساسات و عواطف وضدیت شخصی شان با پرچم و خلق و تنظیم ها و رؤسای مزدور و جنایتکار آن مطرح نیست بلکه انگیزۀ این نوشته ها جنایات ومظالم بس بزرگی است که بحق این ملت روا گردیده و متواتر فریب داده شده و برایش امید های واهی تحت شعار های رنگین و فریبنده خلق گردیده، دو ملیون فرزندش کشته شده و هفت ملیون تبعه اش آواره و بی پناه و ملیون دیگر معیوب و معلول و شهر و ده، قصبه و محلش به تودۀ خاک مبدل گردیده .
عذر خواهی این و آن نباید انگیزۀ سیاسی و پیروزی در انتخابات داشته و بحیث یک ابزار محیلانه از آن استفاده گردد.
آرزو اینست که محکمه ای عادلانۀ مردمی دائر و اشخاصی چون اسمعیل خان، دوستم، جنایتکاران خلق و پرچم و امثالهم مورد مؤاخذه و بازخواست قانونی قرار میگرفتند. واین ملت افغان بود که تصمیم میگرفت که عذر کی را بپذیرد و کی را ببخشد. در نبود قانون خود سری و بی مبالاتی هرچه اسمعیل خان بخواهد می گوید همانطوری که دوسیه های اختلاس و غصبش توسط حکومت عدالت خواه کرزی حفظ گردید.
اجازه بدهید داستان واقعی را به ارتباط این موضوع خدمت بعرض برسانم :
آقای ساکس Sax یکی از مبارزین فعال وسر سخت نهظت مقاومت علیه رژیم سفید پوست نژاد پرست افریقای جنوبی بود. در زمان مبارزات شدید، دلیرانه و انسانی اش مورد سوء قصد قرار گرفته بامبی را در موترش جا دادند که در اثر انفلاق آن آقای ساکس سخت جراحت برداشت و پیروانش اورا برای تداوی به انگلستان فرستادند. نامبرده در اثر این حادثه یک چشم و یک پای خودرا از دست داد اما صحت یاب شده بعد از آزادی افریقای جنوبی در زمرۀ چند قاضی ستره محکمۀ افریقای جنوبی انتخاب شد . روزی در استدیومی مصروف تماشای یک مسابقۀ فتبال بود که مردی کنارش نشست و همرایش احوال پرسی نمود و بعداً گفت آمده ام بخاطری گناه بزرگی که در حق شما مرتکب شده ام معذرت خواسته و امیدوارم مرا به با بزر گواری و بلحاظ آدمیت مورد عفوه قرار دهید. قاضی گفت اول باید بدانم که چه گناهی را در حق من کرده ای. شخص در حالیکه اشک دور چشمانش حلقه زده بود و با گلوی گرفته و بدن مرتعش گفت من همان افسر پولیس استم که بامب را در موتر شما گذاشته و این حال را بالای شما آورده ام .
قاضی چشمان خودرا بست و برای لحظات طولانی مکث کرد و بلآخره دیدگان خود بگشود و آهی پر سوزی کشیده گفت « بخشیده میتوانم ولی فراموش نی». دست افسر پولیس را فشار داد و اشک های خود را پاک کرد.


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 14.10.2013

جناب داکتر صفی الله صاحبزاده:

تشکر از ابراز نظر تان. من فکر می کردم که دوستان اخوانی و هواداران آن جنایات خویش را بر اساس آیات قرآنی بر حق جلوه می دادند ولی امروز شما ادعا دارید که مجاهدین بخاطری بر حق بودند که "جامعه جهانی" آن را تائید می نمایند. حال از شما جناب این سئوال مطرح می گردد که آیا شما وفادار به دساتیر الهی مطابق احکام قرآنی می باشید یا "جامعه جهانی" برهبری ایالات متحده امریکا؟ آیا موقف جامعه جهانی حقانیت مجاهدین را تثبیت می سازد یا آیات قرآنی و شریعت اسلامی؟


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 14.10.2013

قابل توجه دوستان افغان جرمن آنلاین:

سهوا اسم بنده خان الله محمد خان از آلمان در آخرین نظر درج گردیده است. لطفا اسم مرا اصلاح فرمائید. در حقیقت نظر من محمد انور بلوچ در پاسخ به نظر خان الله محمد خان است. اگر این اشتباه از طرف من باشد معذرت بنده را بپذیرید.


اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.10.2013

برادر معزز محمد انور بلوچ،

یک جهان سپاس از نقد شما از نظریات من. مرحبا بر موقف و موضع بی طرفی شما. حال که من دست دوستی با شما از روی صمیمیت دراز کردم بیا که بسیار دوستانه خدمت شما جناب عزیز موقف و موضع خویش را در همچو مباحثات ابراز نمایم تا هیچ راه بز رو برای طفره روی ها در بحث های سیاسی باقی نماند.

موضع و موقف من:
بحث بالای مسائل بر اساس اعلامیۀ جهانی حقوق بشری مصوبه منشور سازمان ملل متحد بعد از جنگ خانمان سوز جنگ جهانی دوم. امروز افغانستان یکی از امضاء کنندگان این منشور است و لازم نیست من در این مورد وقت گرانبهای شما را ضایع سازم.
اینکه منشور سازمان ملل متحد تا چه حد بر حق و نا حق است من نمی خواهم با شما جدل نمایم. شما بر اساس اصول آزادی بیان حق دارید آنرا رد یا قبول نمائید، بدون اینکه مرا به منازعه دعوت نمائید.
من نمی خواهم با شما در این مورد جدل و دعوا نمایم تا خود را به بحیث یک پرچمی یا اخوانی زنجیری ثابت سازم! زیرا تصویب کنندگان اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نه بچه کاکای من بودند و نه هم من با آن ها همدردی و همنوائی دارم. وقتی این مصوبه تصویب شد، من در آن زمان از مادر زاده نشده بودم.

نوبت سر شکاف بوجول می رسد:
برای اینکه من بتوانم خود را یک عضو مثبت جامعه جهانی ثابت سازم، بدون آنکه من خواسته یا نخواسته باشم، با کمال بی طرفی، برای ایجاد صلح در افغانستان، از خواهشات شخصی خود می گذرم و نظر می دهم و بشکل یک شخص بی طرف عمل می نمایم.

طبق اعلامیۀ جهانی حقوق بشر جرم جرم است و فرق نمی کند که شخصی از چه موقف و موضع آنرا مرتکب شده است. مطابق اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، عمل یک شخص جنایت یا بشر دوستی تلقی می گردد، نه تعلقات حزبی، سمتی، مذهبی، زبانی، جنسی، عقیدتی ... وی. در این صورت، شما نمی توانید بگوئید که وجود حزب دیموکراتیک در افغانستان جرم بود. شما لطف نموده بفرمائید کدام اعمال این
گروه ناقض اعلامیۀ جهانی حقوق بشری مصوبه سازمان ملل متحد بود بدون آنکه عقاید شخصی و سلیقه شخصی خود را مبنی بر دین یا بی دینی مطرح سازید. مثلا ممکن است شما به مارکسیزم معتقد باشید ولی باید بدانید که سرنوشت جهان امروز بر اساس عقاید مارکس ورق نمی خورد بلکه مواد اعلامیۀ جهانی حقوق بشر مصوبۀ سازمان ملل متحد مطرح است.

طوریکه من با کمال وضاحت اعلام نموده ام قتل یک انسان بخاطر تعلقات اخوانی یا خلقی بودن و پرچمی بودن او جرم است، من به این گفتۀ خویش ثابت قدم می باشم. هر خلقی یا اخوانی یا پرچمی که مرتکب قتل یک انسان بخاطر تعلقات عقیدتی او شده باشد، جنایت کار است! حال شما لطف نموده ثابت سازید که این موقف بنده در ضدیت با اعلامیۀ جهانی حقوق بشری قرار دارد. من نمی خواهم شما ثابت سازید که این نظر منتفی نظریات اخوانی ها بر اساس عقیده مذهبی شان یا مخالف رسم و رواج افغانیست.

حال لطف نموده بفرمائید که سؤال شما چیست؟


اسم: داکتر صفی الله صاحبزاده   محل سکونت: کوپنهاګن دنمارک    تاریخ: 13.10.2013

بنام خدا هموطنان محترم !

مدت مدیدی است که در ویبسایت های افغانی ما از اظهار نظر و تبصره خودداری نموده ام و تنها ګاهی اوقات با دوستان خوددر صفحه فیسبوک تبادل نظر میکنم.

به هر حال طور معمول به ویبسایت های مختلف مراجعه و اکر کدام مطلب جالب یافتم آنرا میخوانم.
نشر لیست کشتار (شهادت)پنج هزار هموطن ما (مشت نمونه خروار)عکس العمل های متفاوت را بر انګیخت این عکس العمل ها در صفحه فیسبوک هم تبارز نمود و من درین مورد چند تبصره مختصر با دوستان تبادل نمودم.

آنچه مرا وادار کرد در اینجا چیزی بنویسم نوشتۀ جناب عارف عباسی و عکس العمل بقایای دوران وحشت و دهشت نظام کمونیستی وابسته به شوروی آنزمان است، البته عدۀ زیادی از اعضای ح د خ آ آنچه در آن دورۀ سیاه رخ داده اظهار ندامت و یا خموشی اختیار نموده اند اما عدۀ قلیل بدون درک زمان و حکم تأریخ با لجاجت تمام که در حقیقت ګستاخی در مقابل صدها هزار وطندار غمدیده ماست تلاش بیهوده دارند تا بر جنایات نابخشودنی استبداد نوع آسیایی آنزمان پرده انداخته و افکار را منحرف سازند.
یکی از شیوه های ناجایز دور از علم و منطق سفید جلوه دادن جنایات یک دورۀ معین تأریخ با دوره های دیګرست که بحث جاری شاهد این مدعاست.

یکی ازین نمونه ها شخصی بنام محمد انور بلوچ و امثال شان است که نه تنها در تلاش بیهوده در دفاع از خلق و پرچم اند بلکه همزمان سعی دارند تا مبارزین و مجاهدین یک دوره معین تأریخی را که وظیفه مقدس مقاومت و دفاع از ناموس وطن را انجام داده اند همردیف جنایتکاران و مزدوران شوروی آنزمان به حساب درآورند.

در مورد جنایات دوره های خلق و پرچم و تهاجم شوروی آنزمان جامعۀ جهانی توافق کامل داشته، مبارزه و مجاهده در مقابل آن رویداد هارا بر حق می دانند همانطوریکه در مقابل جنایات دوره نازی هتلر جامعه جهانی توافق نظر دارد.

با تذکر آنچه رفت مبارزین و مجاهدین ضد استبداد و اشغال شوروی آنزمان وظیفه تأریخی خود را بخوبی انجام داده و هیچ عقل سلیم اجازه نمی دهد تا این مقاوتګران بزرګ و سترګ از آنچه کرده اند پوزش بخواهند.

در پشتو متل است :
زه درنه پور غواړم ته رانه نور

با عرض احترام و ادب


اسم: خان الله محمد خان   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.10.2013


برادر محترم آغای بلوچ بعد از عرض سلام نکات ذیل رابی طرفانه به عرض میرسانم!

1- شما می نوسید:" امروز من هیچ خلقی و پرچمی را نمی بینم که در دفاع از جنایات خلقی ها و پرچمی ها قلم فرسائی نمایند ولی هر کسیکه علیه جنایات مجاهدین دهن باز کنند متهم به دفاع از خلقی و پرچمی می گردند. این شیوه بحث اشتباهست."

این فکر تان به نظر بنده درست نیست که هر کس علیه جنایات مجاهدین دهن باز کنند متهم به دفاع از خلقی ها و پرچمی ها می گردند. زمانیکه هر کس می گویید باید از همین همه کسان هم مثال بیاورید. چیز هایی که خلقی ها و پرچمی به راه انداختن قابل دفاع نیست.

2- عباسی صاحب مردی نیست که آفتاب را به دو انگشت پت کند و رفیق بنده هم نیست.

3- شما می فرمایید: "درست است که وقتی خلقی ها و پرچمی ها از دستگاه های تبلیغاتی دولتی سوء استفاده می کردند ولی بالاخره مجبور شدند که حقایق را بپذیرند:" زور سیاسی و نظامی پذیرش آورد ور نی من که آدم ها را شناخته ام به آسانی حقیقت را که خلاف منافع اش باشد قبول نمی کند. زوز قالب ندارد. برادران طالب برادران به اصطلاح مجاهد را تا کجاها که نه گریختاند.

4- گورباچف و داکتر نجیب به اساس فقره سوم بنده در سطح ملی و بین المللی مجبور به این کار شده بودن نه چیز دیگر.

5- عبدالرشید دوستم و اسماعیل از هرات هر دو آدمکش هستند و نه کدام چیز دیگر. خدا به اصطلاح سر مردم روز آورده که اینها به زور چاقو و غلطی دیگران به اصطلاح یک چیزی شده اند تا چند وقتی.

6- بی. بی. سی. و انگلیس ها سران آدم خوران هستند این اصل در خون شان است. اروپائیان اضافه از 50 ملیون مردمان بومی قارۀ امریکا را کشتند و خاک آنرا بین خود تقسیم کردند و افریقای سیاه را به حیث غلام آنجا بردند. چند صد سال بعد کشور های آسیایی و افریقایی را تا قرن گذشته مستمعره گرفتند و امروز بنام دیموکراسی و آزادی هر چه که دل شان بخواهد در مقابل کمزوران انجام می دهند.

7- به فرموده شما:"دوستان وقتی در امریکا استتند از جنایات در افغانستان صحبت بعمل می آورند ولی وقتی وارد صحنه سیاسی افغانستان می گردند، از همان جنایت کاران بحیث همکاران خویش استفاده می نمایند".
باور کنید که در عقب این هم همان مردمان فقره 6 نوشته ام است. می گویند خدا را ندیدی به دلیل عقل بشناس.

تا چرخ بساط ثابت و سیار است
خاموشی مرکز و سخن پرکار است

با احترام
خان الله محمد خان


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 13.10.2013


جناب محترم عارف عباسی: وقتی شما تا این حد بالای جرم و جنایات خلقی ها و پرچمی ها تأکید دارید در حقیقت امر و مطابق اصول روانشناسی و جامعه شناسی امروزی مشکل در شماست و این شما هستید که توانائی و استعداد رهائی از زندان جهنمی فکری خلقی و پرچمی زیر چتر و پوشش سوسیالیزم و خدمت به بشریت را ندارید.
مشکل اصلی در اینجاست. امروز من هیچ خلقی و پرچمی را نمی بینم که در دفاع از جنایات خلقی ها و پرچمی ها قلم فرسائی نمایند ولی هر کسیکه علیه جنایات مجاهدین دهن باز کنند متهم به دفاع از خلقی و پرچمی می گردند. این شیوه بحث اشتباهست.

شما از یک طرف ادعا دارید که جهان تغییر کرده و امروز دوران و زمان انترنت است که هیچ چیزی سانسور شده نمی تواند و هیچ قدرتی هم قادر به سانسور نیست ولی علیرغم این حقیقت، هستند روحیه هائیکه استعداد و توانائی آنرا ندارند که مطابق روحیه عصر و زمان فکر و نظر خود را تغییر دهند. و شما تلاش دارید که آفتاب را با دو انگشت پنهان سازید. لطفا در این مورد نیز توجه فرمائید. درست است که وقتی خلقی ها و پرچمی ها از دستگاه های تبلیغاتی دولتی سوء استفاده می کردند ولی بالاخره مجبور شدند که حقیقت را بپذیرند:

- گورباچف در سطح رهبری روس ها اعلام کردند که مداخله و اشغال شوروی از افغانستان این کشور افغانستان را به یک زخم خون چکان تبدیل کردند و دستور خروج قشون سرخ را از افغانستان بدون قید و شرط صادر کرد. کدام سانسور در این مورد صورت گرفت؟

- داکتر نجیب الله بحیث مزدور روس ها به مردم اعلام کردند که شعار کور، کالی و دودی حزب دیموکراتیک خلق افغانستان به فاجعه تبدیل شد: بجای کور قبر، بجای کالی کفن و بجای دودی مرمی نصیب مردم گردید. کجائی این کار نجیب عیب داشت و که آن را سانسور کرد؟

- امروز جنرال عبدالرشید دوستم اعلام می دارد که در جنایات افغانستان هیچ کبوتر صلح، بشمول خودش، نیست و این جنایتکاران باید از مردم افغانستان عذرخواهی نمایند. کجای این کار سانسور می گردد؟

در مقابل این اقدام حنرال دوستم، امیر اسماعیل خان اعلام می دارد که ما مجاهدین از هیچ کسی عذر خواهی نمی کنیم زیرا جنگ ما در راه تعمیل دستور قرآنی و الهیست و هرکسی را اگر ما مجاهدین کشته ایم دستور خدا بود! حال شما لطف نموده بفرمائید که مشکل در مزدوران روس است یا در مورد مجاهدین راه "آزادی"؟ نظر شما در این مورد چیست؟

اخیراً دوستان محترم افغان جرمن آنلاین بسیار بجا متوجه شدند که دستگاه های تبلیغاتی غرب از جمله بی. بی. سی. در راه نفاق افگنی و پخش شایعات نقش برازنده دارند. این توجه بی نهایت بجا و دقیق بود. امروز کسانی دست به تحریف حقایق و واقعیات می زنند که تا دیروز داد از رفع سانسور و تبلیغ علیه سانسور می زدند. اگر این منابع براستی به رفع سانسور عقیده دارند و به آزادی بیان باور دارند، چرا خود باین کارها دست می زنند؟ آزادی بیان درست است ولی پخش دروغ زیر چتر و پوشش آزادی، دیموکراسی، آزادی بیان ... وغیره و پنهان کاری حقایق تأریخی و امروزی بهمان اندازه مردود است که سانسور و دیکتاتوری کمونیست ها!

از شما دوستانه تمنی می رود که علاوه بر اینکه از سانسور آن دوران صحبت می نمائید لطف نموده از چیزهائی نیز صحبت کنید که علنی شدند و نظر سانسوری شما را رد می نماید. همچنان صحبت تان را در مورد کسانی نیز متوجه سازید که امروز منکر حقایق می باشند و آن ها نظریات خویش از طریق انترنت ابراز می دارند. جناب امیر اسماعیل خان امروز جزو قدرت در افغانستان است و مجاهدین پارلمان افغانستان را در ختیار دارند. آنها چرا جرم و جنایات در افغانستان را از مجرای قانونی تعقیب نمی توانند؟ دوستان وقتی در امریکاست از جنایات در افغانستان صحبت بعمل می آورند ولی وقتی وارد صحنه سیاسی افغانستان می گردند، از همان جنایت کاران بحیث همکاران خویش استفاده می نمایند. نظر شما در مورد رفع این مشکل چیست؟


اسم: عارف عباسی    محل سکونت: امریکا    تاریخ: 13.10.2013

به تائید نوشتۀ وطندار محترم آقای سید رحمن غوربندی!

غوربندی صاحب! یکی از دلایل اصرار در ناحق و نپذیرفتن حقیقت شاید هم نشانۀ کدام تکلیف روانی باشد که باید نظر داکتر صاحب کمال سید در زمینه خواسته شود. اگر یک احصائیه گیری و سروی علمی صورت گرفته نظر اشخاص بالاتر از سنین پنجاه و شصت افغان در مورد پیامد های کودتای هفت ثور گرفته شود نتیجۀ آشکار شدن حقایقی خواهد بود که کاملاً در تضاد با اظهارات این ذوات محترم که شما از آنها نام بردید واقع می گردد. اما ایستادن مصرانه در کتمان حقایق و ضدیت با اکثریت جُز تکلیف روانی دیگر چه بوده می تواند؟
این هموطنان با بهره گیری از موهبت آزادی بیان می خواهند همان دهل و سرنای دستگاه فرتوت تبلیغاتی رژیم خود را به قسم عادت به صدا در آورند و به نحو دیگری مردم را شکنجه نمایند. غافل از این که امروز جهان چهره بدل کرده و حهان دیگر است، گسترش وسیع و سریع وسایل ارتباطات جمعی امکانات بیشمار در اختیار بشر قرار داده و تخم مرغ در شرق گذاشته شده در غرب دیده می شود.
زمانی که همه وسایل اطلاعاتی در انحصار شان بود و . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 13.10.2013


جناب عزیز عبدالله زرنج،
چه جای سعادت که هر دو از یک منطقه یا ممکن است از یک کوچه در مورد مسائل دامنگیر افغانستان تبادلۀ افکار می نمائیم. خدا بر کسی غضب نازل فرماید که بحث را از مسیر اصلیش بیراه بسازد.
فکر می کنم هر دوی ما یک هدف را تعقیب می نمائیم و آن اینکه نباید موضوع را از مسیر اصلیش منحرف ساخت.

اگر ما جنایات را خلقی و پرچمی، اخوانی و طالبی، روسی و امریکائی بسازیم و یا مهمتر از همه آن را شیعه و سنی بسازیم در حقیقت ما بحث و خط مشی را از مسیر اصلی اش خارج ساخته و در راه نفاق و شقاق و تباهی بیشتر افغانستان گام بر می داریم. نه خلقی و پرچمی بودن و نه هم مجاهد یا اخوانی بودن جرم است ولی هر خلقی و پرچمی یا اخوانی بر اساس عمل خویش جنایت کار یا بشر دوست شده می تواند.

خون یک خلقی بهمان اندازه سرخ است که خون یک اخوانی. جنایت نسبت به یک خلقی و پرچمی بهمان اندازه منفور است که جنایت علیه یک اخوانی. پرچمی و خلقی هائیکه انسانی را بخاطر عقیدۀ شان از بین برده اند مرتکب یک عمل جنائی گردیده و بر عکس اخوانی ایکه یک خلقی یا پرچمی را بخاطر عقیده خلقی یا پرچمی بودنش مجازات نموده باید بحیث یک جنایت کار تائید گردد. فعلاً بیا بحث بر قربانیانی را که به هیچ یک از این گروه های تبهکار ارتباط نداشتند بجایش بگذاریم.

امروز کسانیکه جنایات علیه بشریت در افغانستان را شکل خلقی و پرچمی می دهند خود در یک عمل جرمی سهیم می گردند که به هیچصورت نباید قبول گردد.
پیشنهاد بنده و نظر بنده بسیار ساده و عام فهم است: بیائید علیه جنایات در افغانستان جبهه گیری نمائیم و نگذاریم وحدت ملی ما با صدمات جبران ناپذیر بیشتر مواجه شود.

کسانیکه در غرب امروز محفلی را در ظاهر در مساجد و تکایای شیعه ها به بهانه جنایات خلق و پذچم برپا ساخته و در مورد جنایات اخوانی ها و طالبان و عمال امریکائی ها مهر سکوت بر لب می گذارند، مرتکب یک عمل جرمی می گردند. اگر ما امروز در مورد خلافت بعد از رحلت پیغمبر اسلام به نتیجه نمی رسیم یا نمی خواهیم به یک نتیجه برسیم، ما اگر ریگی در کفش نداشته باشیم می توانیم در مورد حادثات خانمانسوز موجوده افغانستان به یک نتیجه برسیم بشرطیکه اراده ای برای چنین کار باشد.

چه خوب است که یک محفلی را بخاطر تعزیت داری از کلیه قربانیان چنگ در افغانستان بشکل هماهنگ در کلیه مراکز افغانی بدون در نظر داشت شیعه و سنی و خلقی و پرچمی .... برپا ساخته و بخاطر تأمین وحدت ملی در افغانستان اقدام نمائیم. اینکه هالند در این مقطع خاص تأریخی لیست پنج هزار قربانی دوران خلقی ها را به نشر می رساند، از نظر من در پشت این کار یک توطئه سیاسی در کار است در حالیکه خود حفیظ الله امین بعد از قتل نور محمد تره کی لیست پانزاده هزار نفری (دوازده هزار) قربانی را در در و دیوارهای وزارت داخله به نشر سپرد. حال سؤال این است که نام ده هزار قربانی دیگر نشر خود خلقی ها را حکومت هالند یا هر کشور دیگر روی چه علت و دلیلی مخفی نگهداشتند؟ اگر ما از قربانی های آن دوران صحبت بعمل می آوریم، درد و رنج بیش از شصت هزار قربانی جنگ های داخلی مجاهدین چه می شود؟

اگر شما ریگی در کفش نداشته باشید، با این پیشنهاد بنده چه دلیل موجه برای مخالفت تان دارید؟
نظر به استدلال امیر اسماعیل خان ما بخاطری از قربانی شصت هزار کابلی و تخریب کابل باید چشم بپوشیم زیرا مجاهدین بر حق بودند و قربانیان آنها نا حق؟ نا حق بودن این کابلی ها و تخریب شهر کابل روی کدام دلیل موجه شده می تواند؟
شما مرا قانع ساخته می توانید که من در سوگ کابلی هایی که توسط خلقی و پرچمی کشته شدند باید عزاداری نمایم ولی قربانیان مجاهدین را بگزاریم در یک فرصت دیگر! چرا؟


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 12.10.2013

جناب محترم بلوچ صاحب !

فکر می کنم هم ده بجایش است و هم درختان.
گرچه بحث از نشر لست قربانیان دورۀ کمونیستی آغاز گردید ولی تا حال هیچ یک از شاملین بحث جنایات تنظیمی ها و طالبان را نادیده نگرفته اند. این بحث شامل جنایات علیه بشر است. هیچ جنایتی ارتکاب جنایت مشابه دیگر را توجیه کرده نمی تواند ولو از طرف هر گروه فرقه و حزبی صورت گرفته باشد.

وکیل دعوی یک قاتل به قاضی و شورای داوری گفته نمی تواند که سال گذشته در همین قریه قتل دیگری صورت گرفته بود و قاتل را کشور دیگری پناه داده باید این قتل معاف گردد.

لطفاً بروی منظور های خاص و پس پرده بحث را بیراه نسازید. بحق این ملت در سی و پنج سال بیحد ظلم شده. عدالتی تأمین نگردیده شما حتی جلو چند نوشته را بروی پیوند ها و علایق حزبی تان می گیرید.
هر که درین وطن خون ناحق ریخته جنایتکار است چه کمونیست بوده چه سردمداران فعلی قدرت نمک خوران امریکا چه طالبان سپاه مخفی پاکستان.


اسم: سید عبدالغفور عرب   محل سکونت: دهمزنگ کابل    تاریخ: 12.10.2013

سلام و احترامات بی پایان خویش را خدمت دوستان شریک این بحث تقدیم می نمایم و امیدوارم همه در لباس صحت و عافیت ملبس بوده و روزگار خوشی را سپری نمائید.
بعد از تقدیم احترامات و ادب بی پایان می خواهم یک مسألۀ استخوان سوز و جان گداز را خدمت شما چیز فهم های افغانی تقدیم نمایم. امید است در این مورد نظر خویش را ابراز فرمائید.

اخیراً جناب جنرال دوستم بحیث یک شخصیت مطرح ملی و معاون اول جناب داکتر اشرف غنی احمدزی برای احراز پست ریاست جمهوری در انتخابات سال آینده کشور از قربانیان فاجعۀ افغانستان معذرت خواست و فرمودند که در جنگ های خانمانسوز افغانستان هیچ کبوتر سفید در بین مدعیان قدرت در افغانستان وجود ندارد و هر کس باندازه توانائی خویش در این فاجعه دست داشته است.

از نظر من این یک اقدام خوب بود ... ولی جناب امیر اسماعیل خان فرمودند که کسانی که برای آزادی افغانستان در برابر شوروی وقت جنگیده اند هیچ عیب و کمی ندارند و ضرور نیست که آن ها از کسی معذرت بخواهد!

جناب امیر اسماعیل خان صرف در مورد خود بحیث مجاهد قهرمان و مخالفین ملحد خویش می اندیشد و وی هیچ موجود دیگری را نمی شناسد. وی باور دارد که در افغانستان یا شما مجاهد راه حق هستید و هر چه کردید جهاد فی سبیل الله است و هر کس با شما نبود وی ملحد است و ملحد بحیث مفسد فی الرض و محارب با خدا مردود است و قتلش مباح.
طبق این استدلال امیر اسماعیل خان کلیه قربانیان جنگ های ذات البینی مجاهدین ملحد بودند (حدود شصت هزار کابلی جان های شیرین شان را از دست دادند و کابل به ویرانه بدل شد) و قتل شان روا و بهمین دلیل وی و گروه جهادی او از هیچکسی عذر خواهی نمی کنند و نباید هم بکنند!
این نظر امیر اسماعیل خان شباهت با نظر رفقای خلقی و پرچمی بودند که مدعی بودند یا شما در جمله مترقیون برهبری خلق و پرچم هستید یا دشمن! بی طرف یعنی بی شرف!

وقتی شما دوستان علیه جنایات کمونیست ها با احساسات نیک نظر می دهید و خواستار مجازات آن ها هستید، چطور ممکن است در مورد این موقف امیر صاحب جهاد افغانستان مهر سکوت بر لب داشته باشید؟ تا وقتی شما در این مورد سکوت می کنید، آیا منطقی است که از داعیه شما برای محکومیت خلقی ها و پرچمی ها هواخواهی داشته باشد؟ آیا با این شیوه برخورد به مسائل ما خواهیم توانست به صلح و آشتی در افغانستان دست یابیم؟


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 12.10.2013

برادران افغان سلام ... بعد از احترامات خدمت دوستان عرض می گردد که بحث سر اصل موضوع یک بحث بجاست ولی شیوۀ بحث کاملا دور از انصاف و واقعیت هاست که دلائل آن را ذیلا خدمت شما معززین تقدیم می دارم:

1 - ده کجا و درخت ها کجا؟! اینکه در دوران خلقی ها و پرچمی های روس مشرب و مزدوران و حلقه به گوشان ماسکو جنایات در افغانستان صورت گرفت هیچ بالغ و عاقلی آن را رد یا توجیه نمی تواند اما این بحث چرا در این مقطع خاص تأریخی امروز باین شکل صورت داده می شود؟ حتماً زیر کاسه نیم کاسه ای قرار داده شده است.

2 - اینکه مجاهدین و طالبان به حمایت بی دریغ غرب برای اهداف مشخص و معلوم بالای مردم افغانستان به بهانه دفع و ترد ملحدین کمونیست بی خدای متجاوز تحمیل گردیدند هیچ بالغ و عاقلی آن را رد یا توجیه نمی تواند ولی ما چرا امروز بالای جنایات مجاهدین و طالبان در کل بحث نمی توانیم؟ امروز کور هم می داند که دلده شور است و غرب برهبری ایالات متحده چه کارهائی زیر نام و نشان دیموکراسی و آزادی نمی کنند. باز هم حتماً زیر کاسه نیم کاسه ای قرار داده شده است.

3 - از طریق همین وبسایت از قول یکی از معززین محترم مطلع شدم که برادران شیعه ما در کلیفورنیا مراسم فاتحه خوانی و تعزیت داری بخاطر شهیدان زمان تره کی و امین ملحد برپا کردند!؟ چرا در این وضعیت و شرائط این چنین مراسم بر پا می گردد؟ برای توضیح مطلب دو چیز را خدمت دوستان بعرض ....متباقی نوشته نشده است (افغان جرمن آنلاین)


اسم: سید رحمن غوربندی    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.10.2013

مکثی بر نوشته ښاغلی ش، حصین
«استاد عبدالرسول سیاف در لیست شهدا»

از روزیکه موضوع افشاء شدن لیست پنجهرار قربانی مظلوم نظام های خود کامه و مستبد خلق و پرچم در دریچۀ نظر خواهی این پورتال گذاشته شده تعدادی از رفقا و هم نظران این نظام ها، بر افروخته و عصبانی شده اند و در راه پَل پای گُم کردن و کم رنگ جلوه دادن آن، حتی قصد جعلی نشان دادن این فاجعۀ بزرگ انسانی را دارند، اینها می خواهند آفتاب را با دو انگشت پنهان کنند. با مثال های بی مورد، آن جنایات عظیم و نا بخشودنی را که از طرف رفقای ایشان صورت گرفته است، سر پوش بگذارند.
نوشته های جنابان پیر محمد بابر از لندن، بصیر دهزاد از هالند و شاه محمود حصین از برتانیه و صلاح الدین سعیدی از لندن بسیار جانبدارانه و دور از عدالت انسانی و بشری تحریر شده اند.
نوشتۀ رفیق شاه محمود حصین توجه بیشتر مرا بخود جلب نمود. در نوشتۀ هفتم اکتوبر خود تحت عنوان: ( پرسش هایی که در ارتباط با لیست کشته شدگان سال های 1357 و 1358 لاینحل مانده است) و نوشتۀ تاریخی دهم اکتوبر خویش زیر عنوان: ( استاد عبدالرسول سیاف در لیست شهدای استبداد) همه مردم را و اصل این موضوع مهم و جنایی را تا توانسته اند ندافی کرده اند مثلیکه مردم افغانستان را دوستان و رفقا و همکاران و همرزمان شان برای چندین سال ندافی کردند.
در مقالۀ شاغلی ولی احمد نوری که سرآغاز این بحث است خواندم، در تحقیقی که در مورد شغل قربانیان نموده اند متوجه شده اند که از بین همه اهل کسبه که به هزار ها نفر می رسد تنها نداف ها اعدام نشده اند. از روی نوشتۀ جناب ش، حصین معنی آنرا دریافتم،


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: احسان الله مایار    محل سکونت: ورجینیا اضلاع متحده    تاریخ: 11.10.2013

نشر لیست نا مکمل مقتولین وطنداران ما

بعد مرور سالها باردیگر صدای انسانهای بیگناه و مسلمان افغان از زیر خاک بالا شد و طالب دادخواهی شدند و ما که زنده هستیم یخن مارا گرفته و با یأس سوال میکنند که در این رابطه وظیفه و مسئوولیت شما زنده ها چیست؟
اذعان مینمایم و با تأثرعمیق از تۀ قلب اقرار مینمایم که به جواب شان صرف گفته میتوانم : اگر ادعای بکرسی نشاندن عدالت باشد و انتظار داشته باشی تا ما، مقصدم از کسانیست که در خارج از کشور زندگی میکنیم و جز از قلم دیگر حربه ای نداریم، جانیان بسر زنده و یا وکیل مردۀ شان را در برابر قاضی ای عادل می کشانیم و ادعای حق تان را می نمائیم و روح پاک تانرا شاد میگردانیم با خجالت شمایان را مأیوس ساخته و اعتراف می نمائیم که متأسفانه ما بیچاره تر از شمائیم و خدمتی کرده نمی توانیم.
خوانندگان گرامی! تا جائیکه مربوط به صاحب این قلم است توضیحات مختصر بالا قدرت واقعی بنده را تمثیل می نماید و فکر می کنم در آن تغییری وارد آمده نمی تواند.
من نوشته های چند روز اخیر را با تأثر عمیق خواندم و می بینم که

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 11.10.2013

هموطن محترم شاغلی قیس کبیر

قبل از همه میخواهم از شما و از دو مشر ما داکتر صاحب کاظم و محترم شاغلی عباسی صاحب معذرت بخواهم زیرا میبیم که که با تاکید بر موضع خود شما را ناراحت و قدری خفه ساخته ام.

بنده را یکی از پیام های قبلی محترم عباسی عنوانی شخصی به نام ایوب « سایبان» قوت قلب داده بود که ایشان شاید حتی نظریات افغانهای چون بندۀ حقیر را هم بی اهمیت جلوه نداده و تحمل کنند. و از همینرو مطالب دیروز را نوشتم. اگر میدانستم من اصلآ وارد بحث با ایشان نمیشدم.

ولی به شما احترامانه عرض میکنم که مقصد بنده به هیچوجه بی احترامی یا خدای ناخواسته نادیده گرفتن حرف های شما نبوده بلکه طوریکه دیروز عرض کردم یافتن حقیقت و رعایت انصاف است.

در رابطه با « اشباح» و مسله قوم داکتر عبدالله در دو سه پیام اخیر خود آنچه را میدانستم و «عقلم قد میکرد» بیان داشتم چیزی دیگری برای گفتن ندارم.

در مورد قیام ها همینقدر میگویم که همان قیام را که در کنر و پنجشیر « مجاهدین حزب اسلامی و حزب جمعیت » به رهبری گلب الدین و مسعود در زمان شهید داود خان سازماندهی کرده بودند و مردم را با تحریک احساسات اسلامی و افغانی شان به بلوا میگویید یا قیام با خود همراه ساختن بعد از هفت ثور هم همین رهبران فوق الذکر و همین احزاب عمده اسلامی بود که اینکار را کردند، کسی دیگری نبود.

من در اینکه این قیام ها بعد از هفت ثور مشخصات دیگر داشت با شما مخالف نیستم ولی من فقط میگویم که اکثر این قیام ها به شمول تحریکات در هرات در زمان دولت شهید سردار محمد داود خان آغاز شده بود که تا امروز ادامه دارد. چند روز قبل در میدیا ویدیوی یک عضواسبق مشرانو جرگه پخش شد که دولایت فاریاب با طالبان یکجا شده و او هم ادعا دارد که مردم محل تحت رهبری او قیام کرده اند.

در مورد اینکه شما میگویید کودتای ثور « سر آغاز تمام بدبختی ها» ما و کشور ما است اگر من مخالفت کنم شما مانند عباسی صاحب شاید خفه شوید. زیرا در همین زمینه هم این تنها بندۀ حقیر نه بلکه هزاران هزار افغان نظر دیگر دارند. آنها میگویند که اگر ربانی ، گلب الدین جنایتکار و خاین ملی مسعودوف تفنگ تور پنجاب را به شانه نه انداخته و بر علیه ملی ترین شخص و ملی ترین دولت در سال 1974 قیام یا بلوا نمیکردند کودتای ثور حتی صورت نمیگرفت. این همان قیام ها و بلوا ها بود که باعث تغییر در سیاست سردار شهید محمد داود خان گردیده که نتیجتاً باعث بر هم خوردن بیلانس یا تعادل در رابطه بین شرق و غرب شده و مداخله سریع روسها را باعث گردید. یکی از رهبران جهادی شاغلی مجددی که گاهگاهی از تۀ دل سخن میزند هم این مسله را اعتراف کرده که ویدیوی سخنانش هم موجود است. او گفته که رهبران جهادی چون ربانی ، گلب الدین و مسعودوف بر ضد داود خان قیام کردند. قیام آنها قبل از کودتای ثور شروع شده بود.


دیگر اینکه در نوشته جناب محترم شاغلی کاظم برای من جالب است که برای ثبوت وضعیت یکی از قیام ها حتی سخنان « جنرال چهار ستاره» نبی عظیمی هم نقل قول شده است. این همان نبی عظیمی مشهور به عظیمو است که عباسی صاحب او را مسؤول « شهادت دو میلیون» انسان میداند. من نمیگویم که کتاب و یا سخنان او را به حیث مأخذ نباید ذکر کرد ولی من فقط سوال میکنم که آیا تمام آنچه را که این جنرال « کمونیست» نوشته قبول داریم یا فقط آن قسمت های از نوشته اش را که با سلیقه ما سازگار است ؟ زیرا اگر تمام آنچه را که او در کتاب « اردو وسیاست » نگاشته قبول کنیم پس او همان قیام کنندگان و مجاهدین را مسؤول تمام « بدبختی های کشور» میداند.

در رابط با جنایات روسها و جنایات غیر انسانی امریکایی ها هم باید عرض کنم که این فقط من نیستم که در مورد آن حرف میزنم. مردم حتی در دیوار های کابل مینویسند که امریکای جنایتکار بد تر از روس جنایتکار است. در ذیل ببینید

http://www.rawa.org/temp/runews/plugins/mygallery/images/10/slogans18.jpg

برای فعلاً همینقدر. یار زنده صحبت باقی


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.10.2013


عالیقدران خوانندگان گرامی سلام!
بکس کتاب های بنده دو بار در دوران تحصیلم در اداره رییس صاحب خلقی فاکولته تلاشی شد باور کنید که هنوز که هنوز است ضربان قلبم در آن لحظه که بالا رفته بود به خاطرم است. هم صنفی حزبی ما (پرچم - خلق) برایم یک بار اخطار داد که هر گاه در صنف به اصطلاح اگر شوخی کردم نتیجۀ خوب نخواهد داشت. شوخی من فقط همین بود که از عقب یگان پرزه می رفتم و دختران هم صنفی ما خنده می کردن که این به مزاق برادر ما برابر نبود. این دو موضوع بالا فکر میکنم جانم را نجات داده چونکه بعد آن خاموشی اختیار کردم و بلاخره قصه های دیگر واقع شد مانند داخل شدن افراد مسلح حزبی نصف شب در خانه ما که مجبور به فرار از وطن و زادگاه خود شدم.

منظور از قصۀ بالا اینست که همان طوریکه یکی از دوستان نوشته مسایل شخصی پیش پا افتاده توسط این کوران فکری باعث مرگ و ماتم بسیاری ها شده البته توسط کوران فکری قران در دوران شان هم هر گاه دیگران یک سوره قران را نمی فهمید سرنوشت خوب نداشتن. این مربوط می شد به حالت برادر ما که نصوار در دهنش بود یا نی.

از داکتر صاحب کاظم یک جهان سپاس که بنده را به درجه "خان" ارتقا داده که امید وار هستم بتوانم این وظیفه مهم را به وجه احسن ادا کنم.

تا چند ز داغ، جامه دوزند مرا
یک بار نشد که پاک سوزند مرا

با عرض احترام مخصوص به آغای عباسی
الله محمد


اسم: حنیف رهیاب رحیمی   محل سکونت: ملبورن آسترالیا    تاریخ: 11.10.2013


در زمان وحشیګری های سازمان آدمکش "اګسا" با وجودیکه از زندانی شدن و مفقودالاثر شدن یک، دو، سه انسان بیګناه هموطن و همشهری ام روزانه خبر می شدم و اکثراً منتظر نوبت خود هم بودم، ولی پس از مروری که بر لست منتشرهٔ شهدای رژیم شبه کمونیستی در افغانستان داشتم، از ولایت مربوطهٔ خود جزء چهار نفر دیګر کدام اسم آشنایی را نیافتم. در حالیکه همه میدانند که در آن هنګام صدها جوان بدست آن جانیان شهید و نابود شدند.

بناءً مطمئناً این لست مشت نمونهٔ خروار بیش نیست و انسان های بی شخصیت و بی هویتی که در آن رژیم به وظایف خطیر و پر مسؤولیت ګماشته شده بودند، به حکم خود و به ذوق خود این هموطنان بیګناه ما را قبل از بردن به زندان ها و محکمه، در طول راه به شهادت رسانیده اند.

وقتی می ګویم بیگناه برای مثال قصهٔ یکی از رفقای هم دورهٔ مکتب خودرا می نویسم. نامش صفی الله بود یک جوان آزاده و سرشار، نه به سیاست علاقه و دلچسپی داشت و نه از آن کوچکترین آګاهی.
می ګفت و می خندید و بهترین و صادقترین انسانی بود در بین رفقای ما که همهٔ ما بخاطر شیرین زبانی و مزاق هایش بیحد دوستش داشتیم. صنف دوازده را تمام کرده و مامور دولت بود. هر روز عصر باهم والیبال می کردیم، یکروز تصادفاً چشمم به ساعتش افتاد، بدون هدف کفتم نام ساعتت امپریال است و امپریالیزم هم از همین لغت ریشه دارد. این صحبت مختصر ګذشت ولی در آخر بازی ګفت از همین ساعت بدم آمد و دیګر آنرا نمی پوشم.
پرسیدم چرا؟
جواب داد: پیشتر چه ګفتی نام این ساعت کمونیست رقم یا سوسیالیست بود چه بود؟
ګفتم: نه برادر امپریال صرف یک نام است و هیچ ربطی به کمونیست و سوسیالیست ندارد. اما بازهم دیدم از داشتن ساعتی به این نام چندان خوش نیست. دیګر یادم نیست که با ساعتش چه کرد.
این جوان چندی بعد به جرم اخوانی ګری و بنام ضد انقلاب شکار کدام جنایتکار بی دانش و بی وجدان شد. و تا امروز زنده و مرده اش لادرک. که حتی در همین لیست منتشر شده هم اسمش را نیافتم.
پس معلوم می شود که آن انسان های مست و مغرور از نشهٔ قدرت باد آورده، هر کدام شان صلاحیت کشتن و از بین بردن انسان ها را داشته اند و آنعده ای که از هیچ به همه چیز رسیده بودند، خوب انتقام کشیدند و با این کار وحشیانهٔ شان، وطن را به آتشکده ای مبدل ساختند.

اګر مورد انتقاد هم قرار بګیرم یاد آور می شوم همان طوریکه انسان های خوب و بد در میان هر ګروه، قوم، قبیله وجود دارد، یکعده اشخاصی هم در آن رژیم وجود داشت که دستان شان به خون ناحق رنګین نشده بلکه حتی به انسان های مستحق و بیګناه از کمک و همکاری نیز دریغ نورزیده اند.
اما اینکه رژیم بر ګرده های مردم تحمیل شده بود و کوشش می شد آسیاب ها را چپه بګردانند، نتیجه را همګان دیدند که به بربادی میهن و مردم انجامید که تا امروز یعنی بیش از سی سال بعد از آن واقعه، هنوز هم زخم ها تازه است و از آن خون میچکد.
به ارواح جمیع شهدای وطن درود می فرستم و برای بازماندګان شان که رنج طاقت فرسای فقدان عزیزان شانرا متحمل شده اند، صبر تمنی دارم.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 11.10.2013

محترم الله محمد خان!
جور و آرام باشید با ابن شعار تان که :«زنده باد عباسی!»
منهم با شما همنوا هستم، وقتی او می نویسد:
«درگیری در مباحث بی ثمرضباع وقت پورتال و خواننده های گرانقدر آن است، سیاه ساختن روی سپید کاغذ با لاطائلات گناه است!»
ومن برآن می افزایم که : دفاع ازچرندیات گناه بزرگتر ازآن است و اعتراف به اشتباه بهتر است از اصرار بیهوده برآن! والسلام


اسم: ق کبیر   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 10.10.2013

جناب محترم بابر صاحب سلام!
گرچه واقعاً فرصت کافی در اختیار ندارم، بازهم بصورت مختصر به چند نکته در نظرات شما تماس میگیرم:
1- مستعار نویسی: شما حتماً نظر به دلایل مقنع، مداوم با نام مستعار می نویسید. پیشنهاد ما برای شما این است که لااقل برای یک نفر از مسؤولین سایت خود را معرفی نمائید، تا ما بتوانیم قبول کنیم که شما شبح نیستید و نظرات تانرا همچنان زیر همین نام مستعار به نشر برسانیم. البته شهرت مکملۀ تان نزد ما محفوظ میباشد.
2- در قسمت پشتون بودن یا نبودن داکتر عبدالله، با شما موافقم، اما منظور هموطنان صرف تقلب کاری و بازار تیزی در زمان انتخابات ریاست جمهوری مطرح بوده است و نه قوم و قبیله.
دلیل اینکه پورتال ما و شما بنام (افغان جرمن آنلاین) نامگذاری شده است، این است که این سایت پانزده سال قبل به همکاری یک تعداد افغان ها و آلمان ها راجستر شد و در همان زمان به اتفاق آرا همین نام برایش برگزیده شد، کدام دلیل خاص دیگری نداشته است.
3- توطئه های قبل از کودتای هفت ثور، بر ضد منافع ملی مردم افغانستان طرح ریزی شده بودند که نظر به نداشتن پایگاه مردمی، در نطفه خنثی گردیدند، گلبدین حکمتیار و هم احمد شاه مسعود، حمایت مردم را با خود نداشتند، اما قیام مردم هرات در مقابل کودتاچیان ثور و مشاوران روسی شان، یک قیام خودجوش مردم هرات بود و در آن زمان تورن اسمعیل سلاح فرقه هرات را به مردم تحویل کرد و نه تنها جمعیت اسلامی و دیگر تنظیم ها در آن نقشی نداشتند، بلکه همین تورن اسمعیل شاید حتی نام آنرا نیز نمی دانست. همین گونه است قیام های دیگر در سرتاسر افغانستان که همه از بطن مردم سربلند کردند و همه پایگاه مردمی داشتند و حمایت عام و تام مردم افغانستان را باخود داشتند. شما تبلیغات میان تهی رهبران خلق و پرچم را که هر قیام مردمی را مهر پاکستانی و ایرانی و امریکائی و ارتجاع منطقه و شیونیزم چین و چنان و چنین میزدند، امروز تکرار میکنید. اینکه بعدا از تجاوز روس ها بر افغانستان، قیام های مردمی را به کجراهه بردند و وابسته ساختند، داستان دیگر است.
4- محترم بابر صاحب! ما افغان ها جهت پیاده نمودن عدالت انتقالی در کشور باید از یک مقطعی آغاز کنیم، کودتای خونین ثور سرآغاز همه بدبختی های مردم افغانستان بود و درد و رنج و الم ایکه از همان روز نخست کودتا و قتل عام خانوادۀ رئیس جمهور کشور آغاز شد و تا امروز ادامه دارد، نتیجۀ شوم همان کودتای روسی در افغانستان است. اما این بدان معنی نیست که جنایات بعد از آن نادیده گرفته شوند.
با نشر لیست شهدا، افغان جرمن آنلاین در صدد آماده کردن یک بخش جدید بنام "جنایات جنگی در افغانستان" است که حاوی جنایت "خلق و پرچم"، "تنظیم های جهادی"، "طالبان" و "بعد از آن" می باشد که خدا کند قناعت شما را حاصل نماید.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 10.10.2013

هموطن عزیزم الله محمد !

از لطف شما ممنون و سپاس گذارم.

شما محتوی و مفهوم نوشتۀ مرا بحیث یک افغان مبری از وابستگی ها و هم بستگی ها درک نموده اید.
درگیری در مباحث بی ثمر ضیاع وقت پورتال و خواننده های گرانقدر آنست. سیاه ساختن روی سپید کاغذ با لاطائلات گناه است.

بسلامت باشید


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 10.10.2013

به جواب آن هموطن محترمی که مستعار نویسان را « شبح» دانسته اند:

قبل از همه باید در نظر داشته باشند که نه تنها بندۀ حقیر بلکه در جهان صد ها هزار انسان وجود دارد که بدلایل مختلف زیر نام های مستعار می نویسند، می خوانند، هنرنمایی می کنند، شعر می گویند و نقاشی می کنند. در همین سایت وزین اکثریت کسانی که در بخش تبصره ها می نویسند زیر نام مستعار ابراز نظر می کنند.آنها را « شبح» خطاب کردن توهین است.

در این سایت وزین و سایت های دیگر افغانی اشخاص مختلف ظاهر شده یکی یک نظر می دهد و یکی نظر دیگری. یکی در مورد اوضاع کشور یک موضع دارد و دیگری موضع دیگر. به شرط اینکه این ابراز نظر ها توهین آمیز و بدون دلیل و برهان نباشد موضع خود را مسؤولانه قلمداد کردن و موضع دیگران را «غیر مسؤولانه» پنداشتن، نادرست است.

من برای هر نظری که در این سایت ارائه کرده ام دلیل و سند هم ارائه کرده و در آینده هم اینکار را خواهم کرد.

وقتی شخصی عامل اصلی بدبختی قوم پشتون را که در شرایط حاضر غلامان حلقه بگوش تور پنجاب و نظامیان آنکشور مصنوعی یعنی طالبان، گروه حقانی و گلب الدین جنایتکار اند نادیده گرفته و برعکس جنایتکاران دیگر چون عطا نور و یا رهبران شورای نظار را مسؤول میداند مسلماً سؤال ایجاد می شود.
من هرگز نگفته ام که دیگر جنایتکاران مقصر نیستند. بلکه اگر نوشته های من درست خوانده شود دیده خواهد شد که من تقریباً در هر نوشته گفته ام که این بخاطر غلامان حلقه بگوش تور پنجاب است که جنایتکاران دیگر موقع پیدا کرده اند.

وقتی شخصی در مورد کسانی که بدستور تور پنجاب اطفال مارا، داکتران، معلمان، پرسونل معارف و نرس های بیگناه مارا سر می بُرند، شفاخانه ها، سرک ها و مکاتب را منفجر می سازند و از هیچ عمل زشت در مقابل کشور ما دریغ نمی ورزند سکوت اختیار کرده و حتی یک جمله هم بر ضد آن نوشته نمی کنند ولی برضد یک ژورنالیست یا شاعر بیگناه که در کدام محفل که عبدالرشید دوستم بر پاه کرده یک طنز گفته، ورق ها را سیاه میکند پس باید سوال ایجاد شود که شعوری یا غیر شعوری، دانسته یا ندانسته کاری میکنند که دشمنان وطن ما میخواهند؟

وقتی شخصی که مستعار نویسان را « شبح » خطاب میکند به خاطر چند صباحی که در امریکا سپری کرده و به علت داشتن یک سند چند ورقه که پاسپورت خوانده می شود به خود حق می دهد تا با افتخار هم امریکایی و هم افغان خود را خطاب کرده و هر باری که مستعار نویسان جنایات قوای امریکا را در افغانستان بیان میکنند و از موضع برحق و انسانی ولسمشر کرزی دفاع میکنند مانند اینکه خدای ناخواسته خودش را توهین کرده باشند عکس العمل نشان داده و در مورد سند تولد اوباما از موضع قوم پرستان و افراطیون مذهبی چون « تی پارتی» حمایت می کند ولی داکتر عبدالله را نه به خاطر نقش و سهمش در قتل عام افشار و ویرانی کابل بلکه به خاطر اینکه خود را هم پشتون و هم تاجیک گفته مجرم می شمارد ، پس واقعاً باید سوال ایجاد شود. داکتر عبدالله از چهار سالگی توسط یک پشتون به نام غلام محی الدین خان و یک مادر پنجشیری تربیه شده، و مانند دیگر اطفال آن زوج مهربان از تمام مهر، محبت، فضای گرم فامیلی و شفقت والدین برخوردار بوده است. پس چرا ما حق داریم تا به خاطر یک پاسپورت چند ورقۀ جرمنی، برتانوی یا امریکایی خود را افغان و جرمن یا افغان و امریکایی خطاب کنیم ولی او که مانند یک طفل واقعی غلام محی الدین خان پشتون کلان شده و هیچگونه فرقی بین خود و برادران و خواهران خود احساس نکرده حق ندارد به خاطر پدر پشتون و مادر تاجیک خود را منسوب به هردو قوم با افتخار افغان بداند؟

در مورد دیگر مسایل چون قیام ها و اسماعیل خان من بر اساس منطق، واقعیت ها، دلیل و برهان نوشته ام و در آن هیچگونه سلیقۀ قومی، گروهی یا حزبی را در نظر نگرفته ام و باز هم عرض می کنم که اکثریت آن قیام ها از زمان سردار شهید داود خان به تحریک آی. اس. آی. تور پنجاب و شاه ایران - بعد ها آخوند ها آغاز گردیده بود که تا امروز ادامه دارند. فقط دیروز آن به اصطلاح قیام ها را جهادی ها رهبری می کردند امروز طالبان. اینکه نقش مردم سلحشور و مجاهد افغان در این قیام ها چه بوده بحث دیگری است ولی متأسفانه رشادت، جانبازی، نقش و افتخارات ملت توسط همین جنایتکاران به یغما برده شده و مورد سوء استفاده قرار گرفته و می گیرد.

اگر کسی نقش تور پنجاب و آخوند های شیاد را بر گروه های جهادی که بعدها بر اساس دساتیر و پلان های بادران خارجی شان کابل، اردوی ملی و تمام داشته و نداشته مارا تا مجسمه های بودا، موزیم ملی و کانال های آبرسانی ویران کردند، نادیده گرفته انکار می کند پس به معنی این است که بر تمام واقعیت ها پا می گذارد.

تکرار می کنم که اسماعیل خان ضد روسی و ضد متحدین داخلی شان را با سلاح و پول ایران قهرمان و مجاهد و اسماعیل خان ضد امریکایی را با پول و سلاح آخوند ها غلام و نوکر خطاب نمودن به نظر این بندۀ حقیر غیر قابل قبول است.

به همان شکل که حقانی و همسلکان به اصطلاح جهادی او آن زمان هم یک جنایتکار، جاهل، تروریست و فروخته شده بود و امروز هم است. اگر برعکس آن سخن زنیم منطق را زیر پا خواهیم کرد.
طوریکه بار ها گفته ام اگر از جناب محترم شاغلی کرزی، شاعر ورزیده باختری یا ژورنالیست عوث زلمی، و یا در مقایسه با غلامان حلقه بگوش پنجاب حتی از خاین ملی، عبدالله مربع و یا عطا نور دفاع کرده ام همه به خاطر آن بوده تا انصاف را در نظر بگیرم. به نظر من نهایت بی انصافی است که روز و شب جنایات روسها را تقبیح کنیم ولی وقتی در مورد جنایات غیر انسانی قوای امریکا سخن زده شود آنرا نادیده گرفته و سکوت کنیم به همین ترتیب در مورد دیگر جنایتکاران و خائینان.

وسلام


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 10.10.2013

دوستان عزیز سلام!
زنده باد عارف عباسی
پاینده باد افغانستان اصیل
الله محمد


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 10.10.2013

Regardless of how more than three decades political events in Afghanistan are currently analytically diced, sliced or mixed, the fact remain the same that suffering of Afghans did not happen in one era or one way street.

One of the main cause of destabilization in Afghanistan is the long term implementation of governments based mainly on extreme right and left wing ideologies imported and backed by outsiders. Such ideological core form of nation building from medieval Europe to today’s North Korea, Pakistan and others are the source of spreading fire in the neighborhood.

In a brief comparison between the two school of ideological form of government mainly left wing “khalqi’s/Parchami’s ” and right wing quasi -” Ekhwani ‘s“ in Afghanistan, the conclusion can’t be other than that both side reach to power shedding blood.

On a foot note that even the new “ brilliant of the east “ – Dr. Ashraf Ghany Ahmedzai, with a new praying beads – will not be able to deny that most of the leftist upper echelon of the then government official were not involved in thievery and with their departure had left thousands of heavy pieces of military equipment such as airplanes and tanks behind. All of it sold cheap as a scrap metal to Pakistan under Mujahedeen watch.


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 10.10.2013

با تشکر از نقد کمیته محترم حقوق بشر فارو
شاید نتوانسته ام هدف خود را در مورد تأسیس یک یا دو مرجع ثبت احوال یا «دیتا بانک» به هدف جمع آوری اسناد، شهود و شرح عینی واقعات مربوط به جنایات جنگی و ضد بشری درست افاده کرده باشم. مقصد من آن نبود که همچو مرجع را بدست کسانی بسپاریم که به فرموده شما «خود درگیر سیاست های حزبی» باشند. چطور میتوان سرنوشت بره را بدست گرگ سپرد!
واقعاً پورتال وزین افغان جرمن آنلاین یکی از مراجع معتبر و فعال ملی است که میتواند اینکار و رسالت بس مهم را به کمال صداقت به پیش ببرند. انجمن سالمندان افغان در بی ایریا در شمال کالیفورنیا که اینجانب از مدت هفت سال عهده دار امور آن میباشم، اخیراً اعلامیۀ را تصویب نموده که بزودی شاید درهمین یکی دو روز به رسانه ها و هم به مراجع رسمی افغانی و بین المللی فرستاده شود. دراین اعلامه تمام جوانب موضوع در نظر گرفته شده است .


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 10.10.2013

قضاوت های غیر مسؤولانه و توجیهات دور از واقعیت

درین اواخر یک عده از قلم بدستان و صاحب نظران به ارتباط نشر لست قربانیان سالهای ۱۳۵۷-۵۸ مطالبی را می نویسند که نه تنها از بعید واقعیت هایی است که ملیون ملیون انسان این مملکت (افغانستان) آنرا خوب می دانند درعین حال نمودار یک چشم پوشی عمدی بروی اهداف پنهانی است، که می توان آنرا یک بیحرمتی نابخشودنی در حق ملت افغانستان و دو ملیون جان باخته و قربان شدۀ آن دانست.
بلی پذیرفتن اشتباه، خطاه و گناه تا حال در فرهنگ ما راه نیافته چه رسد به عذر خواستن و اعتراف کردن به گناه ثابت شده که عادت ما نیست، دانا و نادان ما برای گناه کردگی زمین و آسمان، ایران، امریکا، چین و پاکستان و قضا و قدر را ملامت نموده، جامعه ای که هیچ ملامت ندارد..
هموطن عزیز! اگر سرسپردگی و پیوند محکمت به آن دوران ترا وانمی گذارد که به حقیقیت تن دهی و بپذیری که گام اول خطاه، راه رفتگی بیراه و کار کردگی سراپا گناه و جنایت بود حد اقل مگو که مردم قیام نکرد، و خود را سارق افتخارات


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: شاه محمود حصین   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 10.10.2013

اسـتـاد عـبـدالـرسـول سـیـاف هــم در لیست شهدای استبداد است

چندی پیش لوی څارنوال پولیس هالند لیستliste حدود چهار هزار و هشتاد و پنج نفری را بدست رسانه ها سپرد. این لست حاوی نام های افرادی بود که با جرایم مختلف عمدتاً «سیاسی» در فاصله های سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ در دوران حاکمیت جناح خلق حزب دیموکراتیک dymocratic خلق افغانستان دستگیر و بین "اکسا"، بعد "کام" و قومانداني عمومی
څارندوی (پولیس) وقت و محابس آن زمان رد و بدل شده اند.

بی نیاز از توضیح است که هر حاکمیت دولتی صرف نظر از آنکه چگونه به قدرت رسیده و شیوه های حکومت داری آن چگونه است برای حفظ قدرت و تأمین نطم و آرامش در کشور نیاز به اردو، پولیس و ادارات استخباراتي خود را دارد. مخالفت و مقاومت در برابر نظام های حاکم خواسته یا نا خواسته بحران ها و تشنجات داخلی و باالوسیله زمینه سازی نفوذ اجانب را با خود به ارمغان می آورد. وجود دستگاه های استخباراتی



در تمامی نظام های دولتی یک امر طبیعی است. در نظام هایی امارتی، شاهی و جمهوری دوران سردار محمد

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 09.10.2013


حضور محترم شاه محمود حصین عرض میکنم:

انتشار لیست هائی که از سال ها بدین سو در اختیار آرماکورا و دیگران بوده نه کار "خاد" است و نه از "واد" بلکه کار کسانی است که می خواهند با استفاده از هر وسیله ممکنه افغان ها را بر علیه یکدیگر تحریک کنند تا به جای محکوم کردن بازی کثیف امریکا زیر نام « جنگ بر علیه ترویزم» که باعث شهادت هزاران هزار هموطن ما چه بوسیله بمبارد های کورکورانۀ قوای جنایتکار امریکا و چه بوسیله تروریست های واقعی که بوسیله غلام شان تور پنجاب به کشور ما صادر می شود، و به جای دفاع از رئیس جمهور کرزی که می خواهد در سند امنیتی حاکمیت ملی افغان ها و نابودی پناهگاه ها، مراکز و حامی تروریزم در بیرون از سرحدات افغانستان قبل از امضای آن تضمین شود، به سر یکدیگر بزنیم و در زمانیکه از برکت سیاست های غیر انسانی امریکا کشور ما آماج بزرگترین تهدیدات و مداخلات قرار گرفته و در مناطق زیادی از ولایات چون پکتیکا و پکتیا، ننگرهار، کنر و نورستان متصل به خط تحمیلی دیورند به جای تأریخ افغانستان زندگی اجنت انگریز علی جناح و تأریخ تور پنجاب برای اطفال ما درس داده می شود و اصلا شرایط برای محکمۀ جنایتکاران جنگی نسبت این جنگ اعلان ناشده مساعد نیست به مسایل دیگر چون لیست های منتشر شده مشغول گردیم.


اسم: م، نسیم اسیر   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.10.2013

کشتار مردم توسط رژیم خلق و پرجم

فاجعۀ قرن!!!

داغدیدگان افغانستان، در داخل و خارج، با انتشار لیست خونین از دوران رژیم سفاک و آدمکش خلق و پرچم و یافتن اسمای گمشدگان خود در آن لیست سیاه، زخم های التیام نا پذیر خود را تازه یافتند و با ریختن اشک های خونین و فرستادن نفرین و لعنت به آن نوکران شرف باخته اجنبی، محافل فاتحه خوانی و ختم قرآن برگزار نمودند. چنانچه در شهر فرانکفورت آلمان نیز به روز یکشنبه 6 اکتوبر، محفلی به همین مناسبت در مسجد انصار، ترتیب و به من وظیفه سپردند تا با سهم گیری در این سوگ عمومی قطره اشکی بیاد و بود آن واقعۀ اسفبار به زبان شعر
به ارواح پاک شهداء نثار کنم که اینک با شما عزیزان یکجا از نظر می گذرانیم :

فاجعۀ قرن!!!

دردا کـه نـام گـم شدگان، آشکاره شد ** آتش، درون سـیـنۀ مـــا پــر شــراره شد
می ریخت خون زدیــدۀ مردم در انتظار ** دامـــــان صبر منتظران، پـاره پـاره شد



متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: FAROE human rights committee   محل سکونت: The Netherlands    تاریخ: 09.10.2013


نظر سنجی بالای موضوعات مهم روز یکی از ابتکارات خوب وبسایت افغان جرمن آنلاین است.

بدین وسیله ما هم تصمیم گرفتیم با ابراز نظر مختصر شامل بحث کنونی شویم. در واقع هر یک از نوشته های که تا حالا در مورد لیست (تقریبأ) پنجهزار نفری در رسانه ها نشر گردیده بذات خود به رسیدن به حقایق و تطبیق عدالت که آرمان ملت زجر کشیدۀ ماست کمک میکند.

موشگافی آقای حصین در مورد چگونگی دستیابی پولیس هالند به لیست و برخی جهات دیگر آن خالی از دلچسپی نیست. اما آنچه بسیار جالب توجه است نوشتۀ اخیر داکتر صاحب گرامی عبدالله کاظم بنام "مکثی کوتاه بر نوشتۀ آقای بصیر دهزاد" می باشد.

با سؤالات خویش داکتر صاحب کاظم می خواهند باب یک بحث مهم را باز کنند. اگر این بحث نه از زاویۀ سیاست حزبی بلکه در چوکات پرنسیپ های حقوقی و واقعیت های انکار ناپذیر تأریخی جواب بیابند به مثمریت این نظر سنجی می افزایند.

در یک نکته می خواهیم فرموده های اخیر داکتر صاحب کاظم را دوستانه نقد کنیم. فراموش نباید کرد که فرستادن معلومات در مورد قربانیان جنایات سه دهۀ اخیر به سیاسیونیکه خود بنحوی در گیر سیاست های حزبی آن دوران بوده اند، خالی از خطراز بین رفتن اسناد نبوده و اگر حرف خود را بسیار نرم تر فرمولبندی کنیم به تطبیق عدالت در مورد این لیست (تقریبأ) پنجهزار قربانی کمک نخواهد کرد.

پیشنهاد ما اینست که یک پلاتفرم آنلاین برای جنایات سه و نیم دهۀ اخیر ایجاد گردد تا کاپی همه اسناد، خاطرات بازماندگان قربانیان و سایر معلومات ذیربط در آن جابجا گردد. در این صورت معلومات از صندوق های کهنه و آرشیف های شخصی برامده و در دسترس اهل تحقیق، مؤرخین و فعالان حقوق بشر قرار میگیرد. البته حق ورود به چنین پلاتفرم باید صرف به آنانی داده شود که با نام و شهرت اصلی خود کود لازمه را بدست آورده و با همان کود داخل پلاتفرم گردیده و از معلومات موجود دیدن کند. این نکات تخنیکی را بخاطر جلوگیری از استفادۀ ناروا از محتوی پلاتفرم اضافه کردیم.

از نظر ما پورتال افغان جرمن آنلاین به حیث یک رسانۀ ملی بیطرف با علاقمندی ایکه به داعیۀ عدالت دارد و با تجارب تخنیکی که در اختیار دارد، دارندۀ شایستگی و توانائی برای ایجاد همچو پلاتفرم در چوکات پورتال می باشد.

منتظر عکس العمل سایر هموطنان و عکس العمل پورتال افغان جرمن آنلاین می باشیم.


اسم: Sayedi   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 08.10.2013


سلام احترامات خوانندهء عزیز و محترم شاه محمدد حسین (حصین)!

همه میدانیم که این لیست دیروز نیست. چنین مطالب و جنایت یک نفر کم و یا صد نفر کم و یا بیش وجود داشت و صورت ګرفته و کسې اجراء کرده و کسې کف زده و کسې دهن جوال را ګرفته و کسې هم ساکت مانده و کسې هم چیغ زده اما سلاح مقاومت نګرفته که هم به سهم و اندازهء خویش مسؤول است و درین شک و تردید نیست. اما سوال (سؤال)مرکزی درین است که آیا این تنها جنایات (جنایاتی) است که در ظرف ۴۰ سال ګذشته تا حال صورت ګرفته و می ګیرد؟ و چرا این جنایات یک مقطع کوچک و چرا بعد از آن تا امروز مورد بحث و افشاء ګري قرار نمی کیرد. می دانیم که مسأله(مسألۀ) انتخابات است و نیرو های معین و برخې از چپی های قماش دیګر دیروز درین راستا با شدت کار می کنند. باک ندارد باید متخلف بداند که که دست حق رسیدنی است و اما انصاف این بود که این محدوده را وسعت داد نه بخاطر انتقام و نه بخاطر تشنج و نه بخاطر انتخابات ریاست جمهوری و نه به طوری که درین لیست ها به نحوی دست زده شود که بخش (بخشی) از قربانیان [حذف] عمداً حذف شوند بخاطریکه خود از طراز و جملهء حزبی های پرچم و خلق بودند. جرم و جنایت و قربانی در حساب آنوقت چندان سرحد ایدیولوژیک نمی شناخت سرخ و سبز و زرد همه کسانې که بر حاکمیت خطر ایجاد می کرد به اساس افکار (اشتی (آشتی) ناپذیری طبقاتی، دولت وسیلهء فشار یک طبقه بالای طبقهء دیګر و تقسیم عادلانه نعمات مادی و .....) بستن (بستند)، کشتند و نابود کردند. در مواضع و طرح ها و نوشته ناید (نباید) جنین (چنین) برخورد کرد که خوانند از پشت کوه پایین شده و از خود مغز و محاسبه و شناخت ندارد.

درهمین ارتباط و به ارتباط اعترافات متخلفین مطلب مرتبط داشتم که با استفاده از فرصت درین جا آنرا به نحوی مرتبط دانسته و ذیلاً آنرا جای میدهم تشکر:

د جناب حامد کرزی د اعتراف په هکله چې نړۍ ورته :
دُم اسیسمنت اف ح کرزی، د غندنې اعتراف د حامد کرزی، د غیر عادلانه تحلیل، د ناتو په حق کې منزجروونکي اظهارات ، سپکاوی زمونږ د وینو او پیسو او نور بدتعابیر ترې دلته نړۍ کې وشول نو د فرصت څخه په استفاده زه هم دادې پرې خپل نظر اضافه کوم:

دجناب ح. کرزی اعتراف بشپړ نه دی چې تمام پړه پر بهرنیو اچول کیږي. بهرنی خپله ونډه او داخلی خپله ونډه لري تمام پړه په بهرنیو اچول انصاف نه دی او نه يې څوک مني.

ددې مانا داشوه چې زه ددې وطن حاکمیت کې نه وم او اصلي واګې مي نه لرلې؟ دا خو د منلو وړ نه ده.
دا خبر چې حاکمیت چې یوه برخه يې اصلی بهرنیانو او یوه برخه يې مهاجر بهرنیان او بله برخه يې د افغانستان د مقدس جهاد ټیکه داران او بله برخه يې سره او شنه ایدولوګان وه ددې وطن په خرابې او د خلکو په آزار کې برخه لري او اوسنی حاکمیت او دهغه بهرنی متحدین په خپلو تعهداتو کې افغانستان کې پاتې راغلی او د اوسنۍ بن بست عامل مخکې له دې چې مسلح مخالفین وی همدا بی کفایته او به ډیرو مواردو کې غیر مشروع حاکمیت دی. داخبر بیا کامل او د منطق لرونکی اعتراف دی. بې پایانه پای


اسم: داکترسیدعبدالله کاظم   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 08.10.2013

مکثی کوتاه برنوشتۀ آقای بصیر دهزاد

نوشتۀ آقای دهزاد تحت عنوان «تذکری چند در بارۀ لیست کشته شدگان 1978 و 1979» قابل تأمل و در خور توجه است که به حیث یک «فعال حقوق پناهندگان افغان درهالند» از مسائلی یاد آور می شوند که بعضی نکات آن ایجاب توضیح مزید را می کند. امید است جناب ایشان لطف فرموده به برخی از این موضوعات روشنی بیشتر اندازند تا خواننده از عمق مسائل آگاه شود:

1 ـ ایشان مدعی شده اند که: «تعدادی از قربانیان سیاست های تبعیضی 1 ـ اف درهمین سال های 1978 ـ 1979 چه در ادارات تحقیق و چه در زندان ها شکنجه شده و ماه ها بدون تعیین سرنوشت و یک پروسه غیر عدالت مندانه بسر برده اند و اکنون یکبار دیگر با سیات تبعیضی دستگاه های هالندی خورد و خمیر می گردند...».
اکنون سؤال می شود که آیا. . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: شاه محمود حصین   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 08.10.2013

پرسشهای لاینحل مانده

پرسشهائیکه در ارتباط با لست کشته شدگان سالهایی «۱۳۵۷ و۱۳۵۸»لاینحل مانده است

بخش دوم

برگردیم به لیست های ارائه شده: در افغانستان ما، ده نفر و صد نفر دروغ گفتن عیبی ندارد. بسیار عادی ده را صد و صد را هزار می سازند و اما یک لوی څارنوال یک کشور متمدن اروپايي چگونه با بی مسؤولیتی تمام از لیست پنجهزار نفري سخن می گوید.
در شماره بندی های خودش ۴۷۸۵ نفر نشان داده می شود و این در حالی است که ده ها نام تکرار و حتی لست ۴۹ نفری به تکرار آمده است.
توجه کنید شروع از صفحه ای ۱۳۵ در آغاز اسمای آن کادر های خلقی آمده است که بنام «توطئه ۲۲ میزان ۱۳۵۸» دستگیر و محکوم به اعدام شده اند. این لیست جمعاً ۴۹ نفر است. نفر چهارم لست دوست محمد آمر سیاسی قوای هوای است که نامش خط خورده و لیک شماره اش برجا است. دوست محمد هم اکنون نیز زنده و فکر می کنم هنوز در داخل کشور است. همین لیست ۴۹ نفری اعدامیان که رفقا: عبدالولی معاون استخبارات چهار صد بستر، عبدالحسیب استاد پوهنځی اقتصاد، رسول کوهسان رئیس جنگلات، آقا گل بائیس رئیس تجارت داخلی، استاد ذکریا استاد پوهنځی ادبیات، عوض ولد میر احمد دوهم بریدمن خانه ای خلق، لعل پاچا رئیس موسسۀ بیهقی و استاد عبدالسلام استاد پوهنځی ادبیات در رأس آنست به تکرار در شروع از صفحه ای ۱۴۸ باز آمده است. این تنها نیست یک لیست ۲۹ نفری دیگر شروع از نام محمد ولد کلبی نیز به تکرار در صفحه ای ۴۹۶ درج شده است. تعداد نام هایی که به تکرار درین لیست جا گرفته اندک نیست. این امر نشانگر یک اشتباه قلمی است یا سوء قصدی در کار است؟
به تکرار میگویم که ……..



متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: ندا شامخ    محل سکونت: هالیند     تاریخ: 08.10.2013

سلام به خدمت هموطنان حق بین و احترام و دعای عاجزانه به روان پاک شهدای بی مزار و بی کفن وطن.

با کمال درد و تأسف دیده می شود که هنوز هم اعضای بدنام احزاب منفور خلق و پرچم حتی در چنین موقع عزای عمومی به خاطر کشته شدگان و قربانیان جنایات آنها نیز بجای تمکین و درخواست معذرت از مردم باز هم نقاب حقوق بشری بر چهره کشیده، اکت و ادا های دیموکرات بودن و تمثیل بشر خواهاهی می کنند.

یکی از این چهره های شناخته شده همین آقای بصیر دهزاد است که در نوشته اش در همین پنجره می خواهد با ناز و ادا های دیموکراتیک روی رفقای بدنام و جنایتکارش را سفید نموده و دستان خون آلود شان را به نحوی بشوید.

از اینگونه عناصر جداً خواهش می کنم که اگر ذره ای از حیا و شرم دارند، در این عزای بزرگ و دریای غم و اندوه بیگران مردم و بازماندگان این شهدای میهن، ما را آرام بگذارند.

به لحاظ همان خدایی که شما اورا به رسمیت نمی شناسید ولی خالق مظلومان که ملت مظلوم افغانستان است و خالق گنهکاران که شما هستید از تظاهر و فریب دست بکشید و از گنهان و جنایات تان ندامت و از محضر ملت بزرگ افغانستان و خدا طلب معذرت نمائید!


اسم: بصیر دهزاد   محل سکونت: هالیند    تاریخ: 08.10.2013

07/10/2013

تذکری چند در بارۀ لیست کشته شدگان 1978 و 1979

آنچه من بحیث یک فعال حقوق پناهندگان افغان در هالند در آگاهی کامل هستم که تعدادی از قربانیان سیاست تبعیضی 1- اف در همین سال های ۱۹۷۸- ۱۹۷۹ چه در ادارات تحقیق و چه در زندان ها شکنجه شده و ماه ها را بدون تعیین سرنوشت و یک پروسه غیرعدالت مندانه بسر برده اند و اکنون یکبار دیگر با سیاست تبعیضی دستگاه های هالندی خورد و خمیر می گردند. ارتکاب این اعمال و مسؤولیت های مجرمین اصلی سال های ۱۹۷۸-۱۹۷۹ متأسفانه بر سرنوشت پناهندگی این افراد سایه افگنده است یعنی هموطنانی که در سال های بعدی و در حاکمیت بعدی در دستگاه های امنیتی بعدی کار می کردند.

مسألۀ کشتار های بدون محاکمه در بین سال های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ تنها منوط بر لیست های

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: کبیر   محل سکونت: ننګرهار    تاریخ: 07.10.2013

حصینه وروره!

د اصلی لست په 145 صفحه او شماره 4441 کی عبداسمیع ولد محمد رفیق د ټړون ښار اوسیدونکي لیکل شوۍ!

د ټایپیدلو کال او شماره ۷.۶.۱۳۵۷ . جلال اباد د ۱۳۵۸ کال په میزان کی په تړون ښار ونومول شو.


اسم: Sayedi   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 07.10.2013


دوست محترم سوال (سؤال) کرده اند که اګر رهبران و مسولین(مسؤولین) قبلی از ملت معذرت بخواهند و از اشتباهات صورت ګرفته معذرت بخواهند شما آنهای (آنها) را میبخشید؟
به علت ارتباط این موضوع به همین لست قربانیان جنایت دورهء معین از تاریخ (تأریخ) معاصر کشور ما این جواب (را) درین جا نیز مناسب دیدم.

سوال جالب و خوبی است.
جواب: ملت خرگوش امتحانی لابراتوار نیست که کسي امتحان کند و باز معذرت بخواهد و با بخشیده شود. بلی بخشیدن به معنای عدم ګرفتن انتقام که کار انفرادی است - مردانګی و شهامت است.
اما فراموش کردن ګذشته خیانت به خون شهدا(شهداء) است و نباید فراموش کرد. بلی نباید به مفهوم انتقام متوجه بود و همیشه به ګذشته مصروف بود. باید با اموزش (آموزش) از ګذشته اصلاً به حال و اینده (آینده) متمرکز شد.

اما سخن مرکزی کې (که) میخواهم تاکید (تأکید) کنم بلی باید ګذشته را نباید فراموش کرد. عدم فراموشی به معنای کینه و انتقام و مرتکب شدن دیګر بی عدالتی های درست نیست. امااز جانب دیګر نباید دیګر این افراد مسؤول جنایت به صورت فزیکی ګستاخي استادن در امام و مقدم و پیشوای ملت داشته و نباید توقع استادن به جای امام و پیشوا را داشته باشند.

خوب بخشیدم خو دیګر حق زعامت را نداری.
خوب بخشیدم به انتقام نمی برایم.
خوب بخشیدم در کینه و بعض زندګی نمی کنم،
اما امام و پشوای ما نیستي و شده نمی تواني.
این است اصل و این باید اساس کار و برخورد به مسایل و ګذشته باشد.

در ګذشته عدم تفکیک مسؤولیت جزایی، مسوولیت (مسؤولیت) اخلاقی، ایمانی، وجدانی و سیاسی کار خطا است.
هستند کسانی کې (که)از همه لحاظ زاویه های فوق مسسؤول(مسؤول) اند. هستند کسانی که در بعضی موارد فوق مسؤول اند. همه را به یک جوال انداختن تأثیر معکوس (کنتراپرودکتیف ) دارد و خطا است.
هر که مرتکب شود خطا و بی عدالتی دیګر را مرتکب میشود.
بحث طولانی اما همین مختصر امید جواب حاصل شده باشد.

سعیدی لندن ۷-۱۰-


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 07.10.2013

نکات ذیل را احترامانه عرض میکنم:

مقالۀ جناب محترم شاغلی سید هاشم سدید را خواندم و آنرا منطقی و استوار بر واقعیت های کشور یافتم. بندۀ حقیر در بخش ابراز نظر ها در مورد مقالۀ جناب محترم داکتر کاظم تحت عنوان ( برای نجات کشور از بحران سیاسی چه باید کرد؟) چیز های نوشته ام که از جمله در نوشتۀ کوتاهی مورخ 22.09. 2013 خود در روشنایی مقالۀ محترمه میرمن شیرجان که از روزنامۀ هشت صبح اقتباس شده است نظراتی مشابه به آنچه محترم سدید در مقالۀ شان ابراز کرده اند ارائه کرده بودم. من با ایشان کاملا موافق هستم که بدون محاکمه جنایتکاران جنگی و آنانی که دست های شان به خون هزاران هزار هموطن ما آلوده است صلح و ثبات ممکن نیست و طوریکه ایشان فرموده اند « بی اعتنائی به عدل و انصاف ... به مرگ حق و عدالت منتج میگردد».

اما سوال مهم این است که کی در زمان حاضر قادر به محکمۀ جنایتکاران سه دهۀ اخیر اند ؟ دوستم ؟ عبدالله ، خلیلی ، مارشال خود خوانده فهیم، سیاف یا ملا محقق ؟ و سوال دیگر اینکه آیا این اخلاقی است که این جنایتکاران محاکم فرمایشی شانرا برای محکمه این یا آن گروپ و رهبران شان دایر کنند؟

دیروز حین ثبت و راجستر کاندیدان برای انتخابات آینده ریاست جمهوری در بین شان کسانی را دیدیم که مردم از همین حالا آنها را به نام های سه قصاب( عبدالله و معاونین اش) ، سه ملای خونخوار ( عبدالرب سیاف و معاونین اش) ، متفکر دوم جهان ، قاتل دوم جهان و متعصب دوم جهان ( اشرف غنی و معاونین اش ) و غیره یاد میکنند . حالا با درنظرداشت اینکه تیم های دیگر چون تیم نواسه برادر سردارد شهید محمدداود خان و یا تیم داود سطلانزوی در اوضاع و احوال کنونی و این گیر ودار چانسی برای موفقیت هم ندارند پس در صورت موفقیت سه قصاب یا سه ملای خونخوار و یا دومین قاتل جهان میتوان به محکمه اسدالله سروری یا دیگر جنایتکاران امید داشت ؟

چندی قبل در پروگرام آزاده جرګه که مشترکا ً توسط بی بی سی و رادیو تلویزیون ملی افغانستان برودکاست میشود یکی از رهبران سابق حزب دیموکراتیک خلق افغانستان سلیمان لایق ابراز نمود که « در بازی قدرت ها ، در بازی احزاب، در بازی مداخلات نیرو های بزرګ بین المللی در اینجا ، در رقابت جهانی ، که کی پرستیژ دارد و کی ندارد یک ملت قربانی شده ، یک ملت زجر دیده ، بیوه ها و یتیم ها را حالا ما حساب نمیتوانیم..... ». او گفت که او طرفدار « عدالت انتقالی» است و خودش حاضر است داوطلبانه به محکمه رود ولی او هم مانند بسیاری افغانها سوال میکند که این کار را کی باید انجام دهد و کی در شاایط حاضر قادر به آن است ؟ ( پروگرام آزاد جرگه در سایت پشتو ی بی بی سی قابل دسترس است ).


بر علاوه چون موضوع در مورد جنایات جنگی است خواستم در مورد دو مقالۀ مهم دیگر به قلم داکتر صاحب محترم شاغلی کاظم و استاد محترم نوری صاحب که در این سایت نشر شده اند نیز قدری تماس بگیرم.

در مورد قیام های که محترم کاظم در مقالۀ شان ذکر کرده اند باید بگویم که اکثر آن قیام ها نه بعد از « انفلاق ثور» بلکه در زمان ریاست جمهوری شهید محمد داود خان و درست بعد از اینکه ربانی ، مسعود و حکمتیار تفنگ تور پنجاب را با افتخار « به شانه انداخته» و بدستور و مطابق پلان مشترک سی آی ای و آی اس آی علیه کشور و وطن شان ایستاده شدند ، در خوست ، کنر ، نورستان ، پنجشیر و دیگر حصص کشور آغاز گردید. حالا اگر آن قیام ها را که بر ضد ملی ترین و وطنپرست ترین رهبر افغان و دولت او آغاز گردیده بود غیر ملی و به تحریک دشمنان وطن میدانیم چرا از ادامۀ آن طرفداری میکنیم در صورتیکه همان دشمن لعین یعنی تور پنجاب و میجر های پنجابی برای مقاصد شان در عقب آن قیام ها قرار داشته و ادامۀ آن ها را سازماندهی و رهبری میکردند؟

طوریکه در بخش ابراز نظر ها در مورد تورن اسماعیل خان عرض کردم «قیام» که با قتل معلمین بیگناه ، با سوختاندن مکاتب و کتب درسی ، قتل متعلم به جرم اینکه چرا قلم سرخ با خود داشته ، قیام که با چور و چپاول د افغانستان بانک و سرمایه های بیت المال آغاز شده باشد و در عقب آن دست های پلید رژیم شیاد آخوند ها قرار داشته باشد باید مورد سوال قرار گیرد و برای دریافت حقایق در مورد آن بحث مجدد صورت گیرد نه اینکه تقدیر شود.

اسماعیل خان ضد روسی و ضد متحدین داخلی شان را با سلاح و پول ایران قهرمان و مجاهد و اسماعیل خان ضد امریکایی را با پول و سلاح آاخوند ها غلام و نوکر خطاب نمودن به نظر این بنده حقیر غیر قابل قبول به نظر میرسد.

به همان شکل که حقانی و همسلکان به اصطلاح جهادی او انزمان هم یک جنایتکار ، جاهل ، تروریست و فروخته شده بود و امروز هم است. اگر برعکس آن سخن زنیم منطق را زیر پاه خواهیم کرد


در مقالۀ جناب محترم شاغلی نوری در مورد آزادی و زنده ماندن اسدالله سروری رئیس سابق ریاست اگسا صحبت شده اشت. در این زمینه باید عرض کنم که اسدالله سروری و رهبران حزب دیموکراتیک خلق بخصوص آن بخش که در کودتای درون حزبی برعلیه داکتر نجیب الله و پلان پنج فقره ای صلح ملل متحد مطابق پلان روسها دست داشتند بر اساس زدو بند ها و قرار داد های که روسها با خاین ملی مسعودوف از سال 1982 داشتند جان به سلامت بردند.

وطنفروش کبیر کارملوف ، برادرش محمود بریالی ، نجم الدین کاویانی ، جنرال نبی عظیمی و دیګر جنرالان، روسای خاد که در کودتا سهم داشتند یا به طرفداری آن قرار ګرفتند ، فرید مزدک مشهور به موږګ با برادرش جنرال یار محمد قاتل وزیر امنیت دولتی غلام فاروق یعقوبی و قاتل جنرال باقی رئیس ریاست پنجم خاد بدون کوچکترین مشکل از افغانستان بیرون شده و در کشور های غربی پناه جستن در حالیکه هزاران هزار مردم بیگناه کابل به وحشیانه شکل شکنجه و قتل عام میشدند.

اگر تاثیر و سایه روسها و بخش کودتاچیان که مسعودوف را در گرفتن کابل یاری رساندن نمیبود او با اسدالله سروری میتوانست همان کاری را کند که با قومندانان حزب اسلامی مانند سید جمال و 42 تن از همراهان او در بیست و چهارم ماه دسمبر سال 1989 در درۀ فرخار نمود. ولی طوریکه می بینیم خاین ملی اسدالله سروری را زنده نگهداشت ولی به اصطلاح جهادی های همسنگر خود را به وحشیانه ترین شکل و مطابق محکمه صحرایی به قتل رساند.

این همان خاین ملی است ک مطابق گفته های صد ها دریور افغان که در شرایط نهایت مشکل بخصوص بعد از خروج قوای شوروی که کابلی های بیگناه با مشکلات نهایت بزرگ اقتصادی بخصوص کمبود مواد خوارکه و سوخت مواجه بودند، به دزدان خویش امر کرده بود که در وقت گرفتاری دریوران ، آنها را به روی سرک خوابانده و موتر هایشانرااز روی شان عبور دهند تا برای دیگران عبرت شود که به قول او به « حکومت کمونیستی کمک نکنند» ولی روسها و کاروانهای نظامی شان که برای مردم ما مرگ و ویرانی به بار میاورد برای هشت سال تمام از همان راه استفاده کرده و بدون کوچکترین مشکل عبور میکردند.

برای ثبوت لطفاً ویدیوی ذیل را مشاهده کنید:

در این ویدیو بعد از دقیقه 2:15 گفته میشود که مسعودوف به روسها وعده داده بود که کاروانهای نظامی آنها در امتداد راه سالنگ و به قول روسها جمهوری خود مختار مسعود؟! مورد حمله قرار نخواهد گرفت. افسر روسی اندری اوفچینیکوف میگوید که: "ما و مسعود و همراهان او از عین راه استفاده میکردیم و هیچ گونه مشکلی باهم نداشتیم باهم صحبت میکردیم و به یکدیگر دست و سلام میدادیم". بعداً روسی دیگر الکساندر پیاخوفسکی میگوید که: “احمد شاه مسعود به ما حمله نمیکرد و مشکلی با ما نداشت. قوای او ایستاده بودند و هیچ حملۀ به ما نمیکردند و دشمنی با ما نداشتند. او ( مسعود) بیشتر از نجیب الله میترسید».


http://www.youtube.com/watch?v=pyhWVOyEdtY





اسم: BBC   محل سکونت: England    تاریخ: 07.10.2013

ژنرال دوستم: به خاطر جنگ‌ های داخلی معذرت می ‌خواهم

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: شاه محمد حصین   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 07.10.2013

پرسشهای لاینحل مانده

پرسشهائیکه در ارتباط با لست کشته شدګان سالهایی «۱۳۵۷ و۱۳۵۸»لاینحل مانده است

بخش اول

در آغاز این مبحثِ قسماً جنجال برانګیز، نخست به همۀ آن خانواده هایی که عزیزان شان را از دست داده اند عرض تسلیت نموده برای رفتګان فردوس برین و برای باز ماندګان شان صبر جمیل آرزو می کنم. نمی خواستم درین لحظات درد آور که بر زخم های مردم ما باز نمک پاشی کرده اند وارد این بحث شوم. در لست ارائه شده از بهترین دوستان و همراهان من بیشمار وجود دارند و بدون شک شمار قربانیان در آن چشمګیر است. کشتن انسان به هر اتهام وهر بهانه ای که باشد جرم و جنایت است. بادرد و دریغ!

حوادث طوفان زا و فاجعه آفرینی که در نزدیک به چهار دهه اغلب تحمیل شده از بیرون بر کشور ما آمد بهترین های مارا از ما ګرفت و کشت و کشتار به نام ها و شیوه های هزار و یکرنګ به آن حدی دامنه و ګسترش یافت که اشک ها بر ماتم های مرګ زا خشکیده و قساوت و بیرحمی ګلوی عاطفه و صله رحمی را بریده است. درین میان بیګانه شدن و بر حلقوم انسان وطن خود کارد ګذاشتن از بد روزګار، رسم دولتمداری و تلاش برای رسیدن به دولتمداری ګردیده است. در همین ظلمت فاجعه آفرین وهستی سوز و انسانیت بر انداز، توطئه ها و دسایس و فتنه سازی و اکاذیب الهام یافته از منافع ګروهی و سازمانی و سیاسی پردۀ سیاهی بر حقیقت روزګار ما کشیده است. از یکسو درد و رنج وعذاب ناشی از بګیر و ببند و قتل و جنایت که هیچ دولت و دستګاهی درین چهار دهه از آن مبری نیست و از سوی دیګرغبار سیاه دروغ و فتنه ګری های سیاسی و سازمانی موجب ګشته است که نه تنها نسل موجود کشور از حقایق تلخ روزګار خود بی خبر باشد بلکه نسل های بعدی هم نتوانند راه خود را درین ظلمت غبار آلود که به آنها به میراث می ګذاریم به آسانی دریابد.

من به عنوان یک شاګرد تأریخ وطنم افغانستان . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: فارو   محل سکونت: هالیند    تاریخ: 07.10.2013

په اروپا کی دمیـشـته افغانانو د تولنو فدراسـیون

فدراسـیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا
Federation of Afghan Refugee Organizations in Europe
29/09/2013
فقط با تأمین عدالت میتوان زخمهای دل بازماندگان شهدا را التیام بخشید!
تاریخ سه ونیم دهۀ اخیرمملو است از روز های ماتم. گاهی دو روز ماتم با هم مصادف میشوند. امروزهفتم میزان در حالیکه ملت ما ماتمدارخون پنجهزارشهیدش است که توسط رژیم تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق به وحشیانه ترین شکل کشته شده اند، به سیاه روز دیگری یعنی سالروز بقدرت رسیدن طالبان نیزاندیشیده به آنانیکه پروژۀ طالبان را طرح وتطبیق نمودند، لعنت میفرستد. بحران حقوق بشرکه با کودتای خونین هفت ثورآغازیافت با فجایع شش جدی وهشت ثورتوسعه پیدا کرد وبا . . . . . .


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: ولی احمد نوری    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 07.10.2013

اسدالله سروری
یک تن از عاملین کشتار افغانها هنوز آزاد است

اسدالله سروری رئیس خون آشام دستگاه استخبارات و امنیت ملی نظام منفور و آدم کش کمونیستی افغانستان و محمد عزیز اکبری رئیس استخبارات داخلی (خواهر زادۀ اسدالله سروری) از زمرۀ عاملین کشتار ده ها هزار فرزند این سرزمین هنوز زنده و آزادند.

سروری رئیس سازمان مخوف اگسا در دورۀ سردمداری نور محمد تره کی و حفیظ الله امین عامل کشتار ده ها هزار انسان بیگناه افغانستان که لیست صرف پنج هزار تن آنها در این روز های اخیر افشاء شده اس، در سال ۱۹۹۲ میلادی بعد از سقوط نظام کمونیستی دستگیر شد.....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: فارو   محل سکونت: هالیند    تاریخ: 06.10.2013

فدراسـیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا

لیست پنجهزار قربانی، مشت نمونۀ خروار

امروز لوی څارنوالی هالند به افشاء و انتشار لیست نام های پنجهزار اعدامی سیاسی سال های 1357 و1358 پرداخت. این لیست را پولیس ملی هالند یک سال قبل در جریان تحقیقات در مورد جنایات جنگی امان الله (ع) مدیر تحقیق در "اگسا"، "کام"، "خاد" و "واد"، از یک زن افغان 93 ساله مقیم هامبورگ آلمان بدست آورده است. زن 93 ساله ایکه این لیست را نگهداری می کرد، اظهار نموده که لیست مذکور توسط داکتر آرماکورا نمایندۀ ملل متحد برای حقوق بشر به وی تسلیم داده شده بود. غرض از انتشار این لیست و نشر یکتعداد زیاد مکاتیب و استعلام های انتقال و نگهداری زندانیان سیاسی را نمایندۀ څارنوالی هالند در تلویزیون این کشور چنین توزیع کرد: " دادن معلومات به بازماندگان قربانیان در مورد سرنوشت عضو ناپدید شدۀ فامیل شان یک وجیبۀ اخلاقی می باشد. چون لوی څارنوالی هالند امکان آنرا ندارد که به بازماندگان هر قربانی مسقیمأ معلومات بدهد، انتشار لیست یگانه راه ممکن برای دادن معلومات به قربانیان است." سفیرهالند در کابل کاپی این لیست را به رسانه ها تسلیم نموده است.

لوی څارنوالی هالند این لیست و مکاتیب و استعلام های انتقال و تسلیمدهی محبوسین را در یک وبسایت خاص بنام www.warcrimes.nl غرض اطلاع عام قرار داده است. این وبسایت به سه زبان انگلیسی، هالندی و دری بوده چند بخش دارد. معلومات در مورد اینکه این اسناد اصلی چگونه و در چوکات کدام پروژه بدست پولیس هالند افتاده است را با مراجعه به ........

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: فرهاد لبیب    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.10.2013

نمک تازه و زخم کهن
خبری دردناک و حیرت آوریست.

روزنامه "هشت صبح " در شمارۀ 27 سنبله خود فهرست اسامی حدود پنج هزار نفری را به نشر سپرده که آنها از سال 57 تا سال 58 توسط حکومت وابسته به روس اعدام و سر به نیست گردیده اند.
این روزنامه اسناد ذکر شده را، بر اساس تحقیقات پلیس "هالند" گرفته که منبع آن شخصی بنام "ع، امان الله" که گفته شده متهم به ارتکاب جنایت علیه بشریت است تهیه شده است.

بعد از نشر این اسناد حامد کرزی "جلسه خاص مشورتی" را بر گذار و تصامیم پیوست را در این جلسه اتخاذ نمود.
به تأریخ هشتم میزان سال جاری مطابق 30 سبتمبر در سراسر کشور مراسم دعا خوانی برگذار شود. برای دو روز به رسم عزا داری بیرق این کشور به حال نیمه افراشته قرار گیرد.
همچنان در این مجلس تصمیم گرفته شد که در ساحۀ پلچرخی کابل مسجدی و بنای یاد و بود تأسیس و اعمار گردد.

باری جهت کوتاهی کلام از ملاحظات تخنیکی و تکتیکی (محل، زمان و منبع انتشار) گذشته و به این چند پرسش اکتفا می کنم:

1 – آیا آقای "حامد کرزی" قبل از نشر این لست در روزنامۀ "8 صبح" از وقوع چنین جنایاتی در افغانستان آگاهی داشته است و یا خیر؟

2 – آیا این فهرست اسامی قربانیان، بخشی از همان لستی است که در زمان حکومت سه ماهه "حفیظ الله امین "به دیوار های وزارت داخله آویخته شده بود؟ و یا لست جدید و جداگانه ایست ؟ (گفته می شد که در آن لست اسامی دوازده هزار قربانی درج بود).
3- آیا .......
4- آیا .......

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 06.10.2013

بازی با خون شهیدان وطن
خیانت ملی است!!!
تشکر از سایت محترم استقلال

در کشور غرقه در خون ما که بیشتر از سی سال یا سه دهه است که خون هموطنان بی گناه و بی دفاع و مظلوم واقع شدۀ ما بنام های گوناگون و به شیوه های مختلف ریخته شده و می شود هنوز، با خون بیشتر از دو میلیون شهید وطن همچنان بی باکانه و غیر مسؤولانه بازی می شود.
لیست پنج هزار(۵۰۰۰) شهید بعد از سپری شدن سه دهه و آنهم از طرف پولیس و مقامات قضائی کشور هالند به نشر می رسد:
" این اسناد حاکی از آن است که پولیس ‌هالند در سال ۲۰۱۰ تحقیقی را زیر نظر و رهبری یکی از څارنوالان لوی ‌څارنوالی‌ هالند دربارۀ شخصی به ‌نام «امان‌الله. ع» آغاز کرد. این شخص به ارتکاب جنایات علیه بشریت در سال ‌های ۱۳۵۷- ۱۳۵۸ در افغانستان متهم بود..."
اما، وا !!! اسفا !!!! دریغا !!! و دردا !!! که از طرف حکومت موجودۀ افغانستان، مقامات قضائی، لوی څارنوالی کشور، وزارت داخله، ولسی جرگه و مشرانو جرگۀ مملکت، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و رئیس جمهور کشور در دوازده سال گذشته نه تنها هیچ کاری در زمینه صورت نگرفت، بلکه . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 06.10.2013

روگردان یک فاجعۀ بس
دردناک وطن

هر کشوری در ادوار مختلف تأریخ نشیب و فراز هایی را تجربه نموده، گهی فراز بوده و آورندۀ بسی درخشندگی های تمدن با انکشاف و ارتقای ثقافت، فرهنگ و علوم متداوله و زمانی هم محکوم شدن به جور طبیعت نابکار با بار آوری های ویرانی و نابودی، ولی فجیح ترین و درد ناکترین همه، اتفاقات ناگواریست که ساخته و پرداختۀ انسان بوده و بیشتر زادۀ خشم و غضب بشریت بر بنیاد حرص و آز و یا کسب افتخارات، قدرت بیشتر و فرونشاندن عطش خودخواهی و غرور است که توسط تهاجمات و جنگ ها و اشغالگری ها بر کشوری از درون یا بیرون تحمیل گردیده.

موقعیت خاص گذرگه بودن این سرزمین کوه پایه های سر بر افراشته و معبر اتصال قاره ها زایاندۀ بسی حوادث شوم، غم انگیز و . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 06.10.2013


شرحی در حاشیۀ انتشار لست شهداء

لست پنجهزار نفری شهدای مظلوم ما که اخیراً از طریق دفتر لوی څارنوالی هالند به نشر رسیده است، بیانگر یک قسمت بسیار کوچک جنایات جنگی می باشد که طی یک دورۀ کوتاه هفت ماهه (حوت 1357 تا سنبله 1358 ـ برابر با مارچ تا اکتوبر1979) توسط رژیم سفاک خلقی ـ پرچمی صورت گرفته است. با آنکه تا هنوزهیچ اقدام رسمی در پیگیری این جنایات که با کودتای منحوس ثور1357 آغاز و در طول سه دهه طی چند دوره به اشکال و انواع مختلف ادامه داشته است، صورت نگرفته ولی امید می رود که با نشر این اسناد دامنۀ تحقیقات و رسیدگی به آن در داخل و خارج کشور گسترش یابد و پرده از روی سیاه کاریهای رژیم های سفاک برداشته شود.
با ابراز تأثر عمیق از همچو حوادث و عرض تسلیت به همه هموطنان عزیز، بخصوص فامیل های سوگمند که بعد از سه دهه اکنون از شهادت عزیزان گمشدۀ خود اطلاع می یابند و با اتحاف دعا به روح پاک شهدا، می خواهم به بعضی رویداد های مهم که در مدت هفت ماه فوق الذکر صورت گرفته و برجریان حوادث اثر گذاشته است، مختصر روشنی اندازم......

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: م. نسیم «اسیر»    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.10.2013

05/10/2013

لست گمشدگان !!!

انتشار تکان دهندۀ اسمای پنجهزار انسان که در دوران زعامت غیر انسانی خلق و پرچم، قربانی هوا و هوس نو به دولت رسیدگان وطنفروش گردیده اند، مو بر اندام راست می سازد. این پنج هزار انسان، اکثراً استادان، دانشمندان، محصلین، کارمندان، سرمایه های معنوی مملکت و یا پدران نان آور و فرزندان جوان خانواده هایی بوده اند که چشم امید همه، به بازوهای توانای شان دوخته بود.
امشب دل افسرده را در سینه گریان یافتم
در نغمه های خفته اش، سوز نمایان یافتم

پرسیدمش از درد او، از آه گرم و سرد او
در رنـگ و روی زرد او درد فراوان یافتم

گفتا که این درد ومحن، درد عظیم است وکهن
درد شهیدان وطن، کـز جــــور دوران یافتم

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...


Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved