Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  برای نجات کشور از بحران سیاسی چه باید کرد؟    نویسنده:  سید عـبد الله کاظم

 
اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 22.09.2013

۲۲/۰۹/۲۰۱۳
لویه جرگه «یک نهادسنتی عنعنوی»،
یا اکنون «حیثیت مجلس مؤسسان» را داراست؟

از مدتی بدینسو، مبحثی از جانب محترم دوکتور سید عبدالله کاظم، براه افتاده و در دریچۀ نظر سنجی «افغان جرمن آنلاین»، گذاشته شده است. هموطنان زیادی نظرات خود را در بارۀ مطالب و تصورات مختلف، ارائه داشته اند، که حاوی مطالب آموزنده می باشد. بطور مشخص از نظرات و معلومات وسیع سیاسی - اقتصادی محترم دوکتور کاظم، محترم ف. هیرمند حقوقدان هموطن و نظرات محترم محمد نعیم بارز که همیشه مسائل روز جامعۀ ما را با شیوۀ فهما مطرح می سازند، فیض برده ام. انگیزۀ ارائۀ این چند سطر، برایم از نوشته های این سه شخصیت محترم ایجاد گردید. در قدم اول در مطابقت با مفهوم ارائه شدۀ محترم ف. هیرمند، و توضیح ایشان در رابطه با «تعدیل قانون اساسی»، که در اظهار نظرات محترم دوکتور کاظم افاده شده است، در شرایط کنونی، همچنان، خیلی مؤثر نمیبینم، باوجود آنکه بنا بر اهمیت قانون، در جهت «حفظ نظم» اجتماعی، در پرنسیپ «تعدیل قوانین»، به صلاحیت مردم جامعه است، هر زمان میتواند مطرح شود، اما شرایط خاص عملی آنرا هم میطلبد.

آنچه درین مطلب کوتاه می خواهم به نیت «تکمیلی» در بارۀ «جرگه ها» و یا «لویه جرگه ها»

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: پتیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 22.09.2013

چون این صفحه در حال مسدود شدن است خواستم از آنانی که دانسته یا ندانسته تبلیغات شوم تور پنجاب را زمزمه میکنند خواهش کنم که نوشتۀ بنده حقیر را که دیروز تحت عنوان ( جماعت شیطانی در بنگلدیش و وحشت طالبان در افغانستان – یک مقایسه) نوشته ام یکبار دیگر بخوانند و اگر چهره شانرا بعد از مطالعه آن در قالب لودیسپیکر جنرال حمید گل و جنرال مشرف ندیدن پس از آنها خواهش میکنم که ندانسته به آن گونه لودیسپیکر مبدل نشوند.

اردو ، پولیس و امنیت ملی قهرمان افغان را به نامهای « شمالی ټلوالی » و «اردوی پنجشیری ها» و «شورای نظار» و اداره امنیت ملی را حتی به نام شاخۀ سازمان استخبارات هند خطاب کردن کاری است که جنرال حمید گل و غلامان تور پنجاب میکنند پس ندانسته و طوطیوار آنچه را دشمنان افغانستان میگویند و میخواهند تکرار نکنید.

اینکه فیصدی پشتونها در قوای مسلح نازل است تقصیر نه عطا نور است ، نه جنرال بسم الله خان ، نه شورای نظار و نه کسی دیگری. بلکه طوریکه در نوشته دیروز خوداحترامانه عرض کردم به خاطر این کار و مشکلات دیگر پشتونها فقط و فقط غلامان حلقه بگوش تور پنجاب یعنی طالبان وحشت و بربریت ، حقانی و گلب الدین جنایتکار را مقصر بدانید.
وسلام


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 22.09.2013

جناب پیر محمد بابر: شما با گرفتن موضع های متضاد خود را در یک معضله عجیب و غریب قرار داده اید. آیا شما چطور خواهید توانست به ایدیال خویش از طریق تقویت اردوی ملی زیر قومانده جنرال بسم الله خان محمدی و افراد و اعضای "شمال تلوال" بحیث سرباز این اردو نایل گردید؟ من فکر می کردم که تمام تلاش شما محو نقش "شمالی تلوال" از اردوی ملی بود. امروز چه شد شما بالای کلیه عقاید و ایدیال های تان پا گذاشتید و سرچپه نظریات خویش را ثواب تلقی کردید؟ آیا اردوی ملی مقتدر زیر فرمان سردار محمد داود خان توانست جلو کودتای استخوان سوز هفت ثور رفقا را بگیرد؟ اگر جواب شما منفیست پس چه تضمینی داده می توانید که این بار این اردوی ملی مقتدر آینده و بقای افغانستان را زیر قیادت جناب کرزی تضمین کند؟ طوریکه عملا ثابت گردیده شماری از روشنفکر نماهای لندن نشین و اردوی ملی مقتدر از سبک داود خانی باعث فاجعه در افغانستان بوده اند.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 22.09.2013

چون هموطنان گرامی که مشغول بحث در این صفحه میباشند از آخرین یا آخرین ترین پیام ها و نوشته های شان حرف میزنند من هم به نشانۀ کلام آخر میخواهم نکات ذیل را احترامانه عرض کنم :

قبل از همه باید گفت که جناب نهایت محترم شاغلی داکتر صاحب کاظم با سوال اخیر شان از محترم بارز فکر کنم به موضوع طرح شده در مقالۀ شان خود جواب ارائه کرده اند. جناب محترم شان سوال کرده اند که «آیا فکر می کنید در کشور هائی که از طریق «غیر مستقیم» رئیس جمهور انتخاب می شود، در آنجا دیموکراسی تحقق نمی پذیرد؟».

این سوال شانرا من چنین طرح میکنم: آیا فکر می کنید در کشور هائی که از طریق مستقیم رئیس جمهور انتخاب می شود و صلاحیت هائی برابر و مشابه به کرزی دارد در آنجا دیموکراسی و احترام به قانون تحقق نمی پذیرد؟

ثانیاً در روشنایی مقاله نهایت عالی محترم هیرمند که لیست از اقدامات را به جای « تعدیل نظام» ردیف کرده اند میخواهم عرض کنم که ما طوریکه ایشان فرموده اند واقعاً در شرایط « عادی » قرار نداریم. ملت ما از چهار دهه بدینسو با یک جنگ اعلان ناشده ویرانگر و خونین مواجه است که جان میلیونها انسان را گرفته ، کشور و داشته و نداشته ما را برباد کرده و کشور را تا سرحد سقوط به پیش برده است.

از اینرو من باز هم با احترام تکرار میکنم که این نحوه و شکل نظام ، صلاحیت های رئیس جمهور و لویه جرگه عنعنوی افغانها نیست که معضله خلق میکند این همان جنگ اعلان ناشدۀ خانه برانداز است که تمام کشور را به سوی تباهی سوق داده است و وضعیت نهایت غیر « عادی» را در کشور به میان آورده است، و به خاطر همین وضعیت غیر « عادی» است که یکعده به فکر تغییر نظام و حتی فدرالی ساختن کشور و عدۀ دیگر به تغییر صلاحیت های رئیس جمهور، برخی هم به فکر عدم کارایی بودن قانون اساسی کنونی و لویه جرگه های عنعنوی مردم افغانستان که یکی از سنن نهایت عالی و پسندیده افغانها طی هزاران سال بوده ، شده اند و بلاخره این همین وضعیت غیر « عادی » است که باعث شده جنایتکاران جنگی ، مافیای مواد مخدر و زمین با استفاده از آن بر اریکه های قدرت چنگ بزنند.

برای بیرون رفت از این وضعیت غیر عادی طوریکه محترم هیرمند هم اشاره کرده اند تقویت قوای مسلح کشور بخصوص اردوی ملی را از همه بیشتر مهم میدانم. زیرا این اردوی ملی افغان است که میتواند به کمک جامعه جهانی سپر مطمئن در مقابل جنگ اعلان ناشدۀ چهار دهه گذشته شود.

شخص من ابتکار نهایت عالی رئیس جمهور کرزی را در رابطه با انتقال تدریجی مسؤولیت های امنیتی به افغانها و انتصاب یک شخصیت نهایت وطنپرست و دانشمند چون اشرف غنی به حیث رئیس کمیسیون پروسه انتقال تقدیر میکنم. این پروسه اجازه داده تا افغانها به قوای مسلح شان باور و تکیه کرده و مسؤلیت دفاع از نوامیس ملی شانرا خود بدوش بگیرند. اینکه ما هنوز هم به کمک جامعه بین المللی ضرورت داریم به خاطر این نیست که اردوی ما توانایی ندارد بلکه به خاطر موجودیت پناهگاه ها ، مراکز و کمپ های تروریزم بین المللی در خاک کشور مصنوعی و تروریستی پاکستان است که از چهار دهه بدینسو برای ما و کشور برادر هند تروریست و افراطیون مسلمان تربیه و صادر میکند. این مسلۀ مهمی دیگر است که وطنپرستان و بخصوص سیاسیون افغان باید برآن نهایت تکیه کرده و کمر ولسمشر کرزی را بسته کنند زیرا او میگوید که امریکا که به بهانۀ مبارزه بر علیه تروریزم به افغانستان آمده است تا کنون صداقت خود را با در نظر داشت آن کمپ ها و پناهگاه های تروریستان در آنسوی سرحد تحمیلی دیورند ثابت نکرده است. برعکس همان کشوری را که مرکز ثقل تروریزم بین المللی است متحد و شریک خود میداند که در حقیقت اعتراف به شراکت در جرم است.

در یک جمله این مداخله مستقیم از بیرون را که بوسیله صدور تروریزم و افراطی گری اسلامی از چهار دهه بدینسو تحمیل میشود جلوگیری کنید و بعد خواهیم دید که همین نظام فعلی با همین صلاحیت های رئیس جمهور هم میتواند از هر نظام دیگر بهتر کاریگر تمام شود. در غیر آن هر نظام و هر نوع و شکل دولتی با ناکامی مواجه خواهد شد.


با اغتنام از فرصت میخواهم از جانب محترم شاغلی نصیر تیموری از جرمنی تشکر کنم که مقالۀ میرمن حسینه شیرجان را با ما شریک ساختند. کاش این آرزوی این خانم دلسوز و عدالتخواه که جنایتکاران چهار دهه گذشته به حیث یک « هدیه به مردم و کشوری که بسیار دوست دارند» از فعالیت های جنایتکارانه و دخالت در سیاست دست بکشند در این وضعیت « غیر عادی » میتوانست تحقق یابد. زیرا همین وضعیت کنونی به آنها اجازه داده که با بیشرمی و چشم پاره گی نه تنها از دخالت در امور سیاسی ابا نورزند بلکه مردم را بیشتر به گروگان گیرند و مانند یک بار کثیف وشوم بر دوش شان تحمیل شوند.


نوت: آنچه محترمه میرمن حسینه شیرجان در مورد جنایتکاران اظهار نموده اند یک آرزوی نهایت انسانی و نهایت وطنپرستانه است که در کشورهای مختلف جهان از جمله افریقای جنوبی و جرمنی بعد از اتحاد المان شرق و غرب تجربه گردیده است. در آن دو کشور متهمین به جرایم ضد مردمی از اشتراک و سهمگیری در مسایل سیاسی یا منع شدند یا خودشان داوطلبانه این کار را کردند. به طور مثال در جرمنی رهبران سابق جمهوری المان دیموکرات یعنی رهبران حزب بر سر اقتدار یا حزب متحده سوسیالیست بر اساس درخواست جمعی اعضای آن حزب که اکنون فکر میکنم به نام ِ( حزب چپ المان یا Die Linke ) یاد میشود قبول کردند تا از هرگونه مداخله و سهمگیری در مسایل سیاسی ابا ورزند و به یک نسل جدید و جوان از سیاسیون موقع دهند. متاسفانه کشور ما المان هم نیست و آن وضعیت و انتقال صلح آمیز که در جرمنی صورت گرفت به دلایل که احترامانه در فوق عرض کردم ئر کشور ما هم نمیتواند صورت گیرد.

با احترام


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 21.09.2013

خوانندگان گرانقدر پورتال افغان جرمن آنلاین!
دریچۀ نظرخواهی پیرامون برای نجات کشور از بحران سیاسی چه باید کرد؟
نوشتۀ جناب سید عـبد الله کاظم به تأریخ 22.09.2013 سپتمبر به ساعت 12:00 شب بوقت اروپای غربی مسدود میگردد. از نویسندگان و خوانندگانی که خواسته باشند در این مورد بنویسند، خواهش می شود، از فرصت استفاده فرمایند.
با تشکر و عرض حرمت


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 21.09.2013

موضوع «لویه جرگه» از مدت ها باینطرف ذهنم را بخود مشغول گردانیده، احکام مصوبۀ قانون اساسی در مورد تشکل و ترکیب اعضای لویه جرگه در واقعیت عدول از اساسات لویه جرگه های عنعنوی بوده و ایجاد یک وسیلۀ اضافی، سهل و آسان برای تأمین بعضی مقاصد سیاسی است. گذشته های افغانستان و مواردی که چرا لویه جرگه ها منعقد گردیده ثبت تآریخ کشور است( به استثنی لویه جرگه های فرمایشی دوره های بعدی). زمانی که دولت دربرابر یک معضلۀ حاد قرار گرفته اتخاذ هر گونه تصمیم را بالاتر از صلاحیت خود دانسته اهمیت موضوع مراجعه به آراء عامه را ضرورت دانسته تا ارادۀ مردم بنحو دیمو کراتیک در چوکات یک سازمان عنعنوی معتبر تمثیل گردیده فیصلۀ نهایی مربوط رأی اکثریت جرگه باشد . در لویه جرگۀ سنتی باید نمایندگان انتخابی مردم سهم بگیرند ، حکومت هم صلاحیت انتصاب یک عده از علما، دانشمندان و اهل خبره را داشته باشد که تعداد آن محدود باشد. موضوعات بس بزرگ و مهم ملی که به لویه جرگه محول میگردد در واقعیت بالاتر از صلاحیت هر سه قوۀ دولت پنداشته شده محتاج نظر و فیصلۀ ملت است. درینصورت اشتراک نمایندگان ولسی جرگه، مشرانو جرگه و جرگه های ولایتی در لویه جرگه بی لزوم بوده، اصلاً این مؤسسات موجود است و باید بالای موضوع مطروحه بحث و فیصله نمایند ولی اهمیت موضوع فیصله را بالاتر از صلاحیت این سازمان ها دانسته رأی مردم گرفته می شود که ملت نمایندگان خودرا سوا از نمایندگان پارلمان و شورا های ولایتی را درین جرگه بفرستند که فرقی در بین وجود داشته باشد و حکومت حق انتصاب تعداد محدود اشخاص را داشته باشد. پس چرا نمایندگان این سه قوا در لویه جرگه اشتراک نمایند.
اگر لویه جرگه میخواهیم باید مطابق اصول عنعنۀ متداول و پذیرفته شده باشد ورنه با ترکیبی که در قانون اساسی تصویب گردیده بنظر من این نوع لویه جرگه بی لزوم است . من با نظر محترم بارز صاحب مؤافقم که پارلمان بحیث یک نهاد معتبر دیموکراتیک ممثل ارادۀ مردم است و در بسی موارد فیصلۀ این خانه نهایی و مرعی الاجرا باشد و در مسائلی که فیصلۀ آن بالاتر از صلاحیت سه قوۀ دولت شناخته می شود یا لویه جرگۀ تأریخی ویا بهتر است مانند ممالک دیگر به ریفرندم Referendum یا رأی مستقیم مردم مراجعه گردد.
خلاصه جرگه بشکل واقعی عنعنوی آن یا پیدا نمودن علی البدل بهتر .


اسم: Nasser Temori   محل سکونت: Deutschland    تاریخ: 21.09.2013

نخست از جناب محترم دوکتور کاظم سپاسگزاری می نمایم کہ با کمال لطف و محبت ھموطنان خویش را با دیدگاہ ھا و برداشت ھای خیر خواھانہ و عملی در ارتباط با آیندہ ای کشور عزیز بھرہ مند نمودند ۰

شک و تردیدی نباید داشت کہ تمرکز قدرت در دست شخصی و گروھی زمینہ ھای سؤ استفادہ از قدرت را بہ نفع آن شخص و یا آن گروہ فراھم می نماید کہ جھت برطرف نمودن این مشکل می توان از تجارب برخی از کشور ھا آموخت و توضیحات جناب محترم دوکتور کاظم در برطرف کردن این مشکل و جنجال سرنوشت ساز می تواند بسیار چارہ ساز و گرہ گشا باشد چہ انتخاب رئیس جمھور از طریق مجلس مؤسسان و یا لویہ جرگہ و یا با ھر نام دیگر ، کم مصرف ترین و بی جنجال ترین انتخاب و روش خواھد بود ۰

در پھلوی بسیاری از مشکلات و جنجال ھا ی انباشتہ شدہ دوستان بہ مشکل دسترسی بسیاری از گروہ ھا بہ سلاح اشارہ نمودند، بسیار واضح و مبرھن است کہ موجودیت سلاح مانع بزرگ سر راہ یی تحقق یافتن دیموکراسی و حکومت قانون است ؛ منابع امنیتی در غرب بر آورد کردہ اند کہ در دو کشور افغانستان و پاکستان حدود اضافہ تر از ھفدہ ملیون میل اسلحہء کلاشینکوف موجود است کہ از جملہ دو و نیم ملیون آن بہ دسترس دولت ھای افغانستان و
پاکستان قرار دارد و بقیہء آن بہ نزد مردم و علی الخصوص بہ نزد گروہ ھای مخالف دیموکراسی و آزادی قرار گرفتہ و از جانبی این منابع وضاحت می دھند ، اینکہ دسترسی انسان بہ اسلحہ و یا حمل اسلحہ خطر استفادہ از آن را در حالات عصبانیت ، استرس ، نزاع و ۰ ۰ ۰ ؛ شصت فیصد بہ تناسب انسانیکہ سلاح با خود ندارد ، افزایش می دھد ۰
امید کہ پورتال وزین افغان جرمن آنلاین در رابطہ با چگونگی خلع سلاح گروہ ھا و طرق جمع آوری سلاح ، بحثی جداگانہ را مطرح نماید ۰

مشکل دیگر کشور عزیز چگونگی برقراری ارتباط میان مردم شھر و قرا و قصبات و و لسوالی ھا است کہ متأسفانہ این رابطہ در جریان دھہ ھای اخیر بہ کلی بر ھم خوردہ ، و اینکہ با کدام روش ھا می توان دو بارہ زمینہ ھای اعتماد متقابل را ایجاد نمود، چہ بدون ھمکاری و حمایت مردم دھات تحقق یک نظام قانونمند غیر ممکن خواھد بود ، این مشکل ایجاب بحث گستردہ تر و عمیق تر را می نماید ۰

و در فرجام لینک یک خانم محترمہء ھموطن را بہ نام حسینہ
شیرجان کہ در ارتباط با بحث ھموطنان است و بسیار مسؤلانہ نگاشتہ بہ این وسیلہ خدمت ھموطنان قرار می دھم ۰

) مداخله سازنده در نظام سیاسی، ثبات افغانستان را تعیین می‌کند(





متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 21.09.2013

بارز صاحب عزیز سلام

تشکر از حوصله مندی شما و همه دوستان محترم که این بحث را دنبال کرده و بر آن تبصره نموده اند. من هم برای آخرین بار در این بحث به یکی دو نکته اشاره میکنم:

1 ـ لویه جرگه ها در طول زمان در کشور مراحل تکاملی را پیموده و لویه جرگه در کشور ما اکنون حیثیت مجلس مؤسسان را پیدا کرده است. حتمی نیست که همیشه به شکل عنعنوی آنرا دائر کنیم.
یکی از اشکال اختصاصی لویه جرگه را می توان به مقصد انتخاب رئیس جمهور در قانون اساسی تعریف و تشخیص نمود.
در باره چگونگی آن بحث بیشتر لازم است.

2 ـ آیا فکر می کنید در کشور هائی که از طریق «غیر مستقیم» رئیس جمهور انتخاب می شود، در آنجا دیموکراسی تحقق نمی پذیرد؟

3 ـ من هم مثل شما در آغاز از یک نظام ریاستی حمایت میکردم، ولی وقتی دیدم که این نظام در کشور ما تهداب دیکتاتوری را می گذارد و مثل بعضی کشور های عربی و افریقائی به بیراهه می رود و بیرون کردن کشور از دست یک زمامدار و گروپ او مشکل و حتی ناممکن می شود، آنوقت نظرم تغییر کرد. شاید من به اشتباه رفته باشم و شما درست بگوئید و من بر نظر خود و شما به نظر خود بااحترام


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 20.09.2013


محترم آقای دوکتور کاظم سلام!

تشکر از شما که با حوصله فراخ و قلم توانا مبحث بسیار ارزشمند و آموزنده را پیش کشیده و تا کنون در دفاع از موضع تان و پاسخ به سؤالات دیگران پرداخته اید. همچنان تشکر از گردانندگان محترم « پورتال افغان جرمن آنلاین» که فرصت بیشتری به این مورد نظر خواهی قایل شده اند.

اینجانب برای آخرین دفعه نظرم را بعرض می رسانم :
انتخاب رئیس جمهور از طریق لویه جرگه زیاد سؤال برانگیز است زیرا لویه جرگه یک نهاد سنتی عنعنوی بوده که ممکن بر اساس شرایط و مقتضیات گذشته های تأریخی جامعه افغانی موثر بوده باشد ولی در عصر حاضر و موجودیت قانون اساسی با نهاد های یک دولت دیموکراتیک چندان مناسب و موثریت ندارد، چه اگر از گذشته های بسیار دور تأریخی بگذریم در همین سال های اخیر معلوم شده، کسی که لویه جرگه را فرا خوانده آنچه دعوت کننده خواسته تمام خواسته هایش را از آنطریق به تصویب رسانده است. طبیعتاً دعوت شدگان تصمیمات خلاف خواست دعوت کننده نمی گیرند.

اما انتخاب رئیس جمهور از طریق رأی مستقیم مردم اساساً تمثیل دیموکراسی است و از آنطریق رئیس جمهور قدرت مردمی خود را دریافت میدارد و در جریان مبارزات انتخاباتی که افراد، احزاب، و گروه ها شرکت می ورزند، هر کدام برنامه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شان را ارائه می نمایند واحساس ضرورت می نمایند که برای جلب آرای مردم نه تنها در شهرها از طریق رادیو، تلویزیون و سخنرانی های مستقیم به تبلیغات بپردازند بلکه به دور ترین نقاط کشور رفته مردم را برای شرکت در مبارزات انتخاباتی و رأی دهی بر انگیزند. بدین ترتیب رفته رفته مردم در روند انتخابات به ارزش رأی خود پی برده و برای احقاق حقوق شان درک و آگاهی بیشتری پیدا میکنند. تجارب کشور های دارای نظام های دیموکراسی اینرا بخوبی نشان داده است.

ممکن مردم در انتخاب خود یکی دو بار اشتباه کنند ولی از تجربه خود می آموزند که از طریق کدام شخصیت و کدام برنامه منافع شان تأمین شده می تواند خلاصه اینست شیوه های روند تکامل دیموکراسی.

با احترام


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 20.09.2013

برادر محترم جناب هیرمند صاحب سلام

از لطف شما ممنون، ولی گمان میکنم نوشتۀ مرا اگر به دقت بنگرید، سؤال در مورد انتخاب رئیس جمهور تاحدی حل خواهد شد. در پیشنهاد من رئیس جمهور به وسیلۀ یک لویه جرگه اختصاصی انتخاب می شود که درآن نه تنها اعضای شورای ملی (ولسی جرگه و مشرانو جرگه) بلکه همه اعضای شوراهای ولایتی و ولسوالی باایزاد یک تعداد نمایندگان جامعه مدنی، اهل خبره و نمایندگان حلقات علمی و مسلکی اشتراک خواهند داشت. به این اساس ماهیت این لویه جرگه میتواند به رئیس جمهور صلاحیت انحلال پارلمان را بدهد.

در مورد صلاحیت های رئیس جمهور تشویش من از این ناحیه است که اگر شخصی در رأس کشور قرار گیرد که مثل کرزی که مصلحت ها و نیز به موقف خود بیشتر بیندیشد، در انصورت کشور تدریجاً بسوی دیکتاتوری و ادامه قدرت در دست یک نفر و یا یک گروپ متمرکز خواهد افتاد که آنها بیشتر به منافع خصوصی و شخصی خود فکر خواهند کرد و بالترتیب یکی برخواهد خاست و دیگری از همان قماش بجایش خواهد نشست. آنوقت حال مردم زار خواهد شد و کشور در چنگ یک تعداد مشخص گیر خواهد ماند و رهائی از آن کار ساده نخواهد بود. شما عنقریب شاهد آغاز اینکار خواهید بود. بازهم از من یک نظر بود تقدیم هموطنان عزیز کردم تا هرآنچه لازم دانند، اختیار دارند

با احترام


اسم: ف، هیرمند    محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 20.09.2013

باز هم مکثی بربحث تعدیل نظام

دانشمند عالیقدر، داکتر صاحب سید عبدالله کاظم!
از اینکه نوشتۀ ناچیز این حقیر را مطالعه نموده اند، کمال سپاس پیشکش می کنم، مگر آن تحریریه های بنده لایق آن همه تحسین، تشویق و ذره نوازی ایشان را نداشته است، خالصانه ممنون محبت هایتان استم.

در بارۀ مکث های داکتر گرامی پیرامون نکته ای چند از تحریریۀ اخیرم عرایضی دارم که با حرمت تمام ذیلاً رقم می کنم:

در طرح یا پروژۀ نظام پیشنهادی ایشان هم رئیس جمهور مستقیماً انتخاب نمیگردد وهم صدراعظم انتخابی نیست و تنها پارلمان است که به اثر انتخاب مستقیم مردم تعیین میگردد، در این صورت پس پارلمان است که اصولاً حایز مشروعیت بلند مردمی (دیموکراتیک) و معتبر میباشد، نه رئیس جمهور ونه صدراعظم و در این میان بنا بر موقعیت ضعیف ناظر بر اصل مشروعیت، رئیس جمهور صلاحیت انحلال پارلمان را نیز نخواهد داشت و ندارد، لذا پارلمان . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: جواد حسن زاده   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 20.09.2013


برای نجات افغانستان از بحران تنها باید بر تعلیم و تربیه مؤثر و نوع دوستی تمرکز داشته باشیم. افغان ها باید به مؤفقیت های غربی ها برسند و در عمل دست بر روی هیچ افغان دیګر بلند نکنند. مانند قانون پشتونوالی باید یک قانون نو را همه افغان ها به وجود بیاورند و آن قانون افغانوالی است که هیچ افغان آسیبی به دیگر افغان نرساند.

در زمانیکه مردم افغانستان در حفظ حیات یکدیگر و احترام به کرامت انسانی کوشا نشوند، برای مدت زیادی آلت دست اجنبی ها قرار گرفته و جان برادران و خواهران مظلوم خود را برای شاد کردن دشمنان افغانستان می گیرند.

شعار و عمل افغان باید این باشد:
"تفنگ را بر زمین بگذار و کل غیرت، شهامت و فکر خود را در حفظ افغانها بکار بگیر" در غیر آن ناپاکان زیادی با توسل به اسم های مقدس وطن، شهید، خداوند، فرآن و شریعت به جنایات ضد بشری خود ادامه خواهند داد.

اگر هزار بار گرگ های درنده خو و دشمنان وطن جنایات خود را زیر نام مقدس دین بپوشانند باز هم بار هزار و یکم ملت بیچاره افغانستان فریب نام دین را می خورند و حال آنکه واقعاً دین سیاست نیست، جنایت نیست و صرفاً دین درست کاری و اخلاق است.

پس آنانیکه بنام دین می کشتند دهشت افکنان ضد خدا استند.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 17.09.2013

«هر امری که در تخریش ثبات شکنندۀ موجود و برهم زدن آن اثر منفی داشته باشد باید از آن جلوگیری کرد».


جملۀ فوق را از نوشته جناب محترم شاغلی ف. هیرمند بدون دلیل انتخاب نکرده ام. آنچه ایشان در مقالۀ تحلیلی شان بیان داشته اند من کوشیدم طی چند روز گذشته با نگارش چندین نوشته در این صفحه عرض کنم که مقصد اصلی با در نظرداشت شرایط و اوضاع کنونی ، صف بندی قوا و فاکتور یا عامل خارجی همین بر هم خوردن ثبات نسبی کنونی بوده است.

نمیخواهم باز هم عدم صداقت کشور های خارجی بخصوص امریکا در امر مبارزه بر علیه تروریزم ، سیاست دوگانه شان ، علل مصلحت گرایی های رئیس جمهور ، موجودیت جنایتکاران جنگی که محور های اصلی قدرت را در دست گرفته و رئیس جمهور منتخب را به اندازه یک توت اهمیت نمیدهند و غیره را دوباره تکرار کنم ولی در روشنایی نوشته جناب محترم هیرمند میخواهم به آنچه قبلا ً نوشته ام همینقدر اضافه کنم که برای محدود ، حذف یا تعدیل بعضی از صلاحیت های رئیس جمهور مندرج در قانون اساسی مطابق همان قانون به تدویر لویه جرگه ضرورت است. حالا در این اوضاع و احوال کنونی و در موجودیت زورمندان ، جنایتکاران جنگی و جواسیس بیگانه کجا این تضمین وجود دارد که از لویه جرگه فقط برای همین تعدیل یا محدود ساختن بعضی صلاحیت های رئیس جمهور استفاده شود؟

یک مثال از همین روز های نه چندان دور. قانون منع خشونت بر علیه زنان بر اساس فرمان تقنینۀ رئیس جمهور مرعی الاجرا بود. یکعده اما تلاش کردند با کمی تغییرات آنرا از تصویت ولسی جرگه هم بگذرانند تا قوت و تاثیر بیشتر کسب کند. متأسفانه چنین به نظر میرسد که کسانیکه این ابتکار را رویدست گرفته بودند یا گرفته اند، موضع و صف بندی های وکلاء را در ولسی جرگه یا در نظر نگرفته یا از آن به صورت درست واقف نبودند. زیرا دیدیم که به جای تصویب حتی همان فرمان تقنینی هم تحت سوال قرار داده شد، مظاهراتی بر ضد آن براه افتاد و استفاده از آن قانون خلاف اسلام و شریعت اعلان گردید.

از همین رو است که من در پیام مورخ هفتم سپتمبر خود احترامانه عرض کردم که تا زماینکه قدرت های مافیایی یا ارگان های نیرومند دیگر جنب دولت وجود داشته و در داخل دولت دولتی دیگر داشته باشند هیچ نوع سیستم و شکل دولتی از برکت آنها در امان نخواهد بود و با ناکامی مواجه خواهد شد.

جناب محترم ف هیرمند لیستی از اقدامات و کار هایی را که باید عملی شوند ردیف کرده اند و طوریکه در فوق عرض کردم من از جمع شان همان مسألۀ مهم « ثبات شکننده» کنونی را انتخاب کرده ام و برای این مأمول یعنی تأمین کامل ثبات وامنیت از همه بیشتر بر از بین بردن پناهگاه ها، مراکز و کمپ های تروریستان در آنسوی خط تحمیلی دیورند و توقف صدور تروریزم از همه بیشتر تأکید میکنم زیرا جنگ افغانستان جنگ داخلی نه بلکه جنگ اعلان ناشده ایست که توسط «ستون پنجم» کشور مصنوعی و تروریستی پاکستان بر علیه مردم و وطن ما جریان دارد.
(امروز در بخش اخباز این سایت وزین آمده است که « بیشترین طالبان کشته و دستگیر شده در نورستان اتباع پاکستان هستند») پس بدون مؤفقیت در این عرصه تأمین ثبات، صلح و امینت، تطبیق پلان های بزرگ اقتصادی، سرمایه گذاری و انکشاف ناممکن است که بنوبۀ خود راه را برای مافیای مواد مخدر، مافیای زمین و اعمال غیر قانونی و جنایتکارانه هموار میسازد.

ما همه میدانیم که عملی شدن این کار بدون حمایت بین المللی بخصوص ایالات متحدۀ امریکا غیر ممکن است. در این زمینه من باز هم از موضع رئیس جمهور جناب کرزی حمایت میکنم که گفته است در قرارداد امنیتی در قسمت جلوگیری از صدور تروریزم به افغانستان و امنیت کشور تضمین داده شود.

وسلام


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 17.09.2013

سلام به شما
دیموکراسی بدون حاکمیت قانون مردود است. درین مورد نوشته های مفصل داشتم اما یکی دو سطر دیګر به مفهوم تحصیل حاصل و تکرار احسن:

به افغانستان در دههء اخیر همان دیموکراسی، اقتصاد بازار آزاد، و آزادی بیان رسید که اکثر آن صد سال قبل در جهان دیګر وجود داشت و اکثریت مسایل آن دنیا دیګر کنترول، مهار و تحت نظارت قانون قرار ګرفته.
از ساده آغاز کنم:
اقتصاد بازار آزاد که درآن عرضه و تقاضا همه چیز را تعیین کنند(کند. و خاصتاً در شرایط حاکمیت مافیایی بر تمام ساحات کشور و جامعه، در حالت (حالتی)که بستر های لازم حقوقی ایجاد نه شد و توانایی های رقابت آزاد وجود ندارد و... این نوع اقتصاد وسیاسیت اقتصادی مردود است و قابل قبول نه می باشد. سبب نفرت و درست نیست.

آزادی بیان بدون داشتن حقوق و وجایب هردو مردود است(.)
دیموکراسی و نظام دیموکراتیک بدون ایجاد سیستم های لازم آن و زمینه های لازم آن با قوانین مطابق به شرایط افغانی و استفاده از تحارب (تجارب) بشری. که در افغانستان نه شد. نیز مردود است.
مثلا: قانون انتخابات و سیستم و روش های انتخابات. در شرایط (شرایطی) که همه چیز دردست حاکمیت، انتخاب وانتصاب کمیته های مربوط سازمان ده و کنترول انتخابات به دست دولت و مصارف و معیار های مصارف در انتخابات قابل کنترول نیست و معیار های متین قواعد و شرایط انتخاب کننده معلوم نیست. دزد و صاحب خانه هر دو صدا دارند دزد و دزد. هم حاکمیت و افراد دست اول ګرداننده شکایت از اداره دارند و هم [هم] ملت و هم بمبارد شده شکایت دارد و هم بمبارد کننده. هم چور کننده و هم چور شونده فریاد ووایلا دارد و.... این وضع فریبنده است و قابل قبول نیست. وضع ومشکل افغانستان مشکل ناامید کننده نیست اما کار به دست افراد چالاک، فریب کار و متعهد به منافع دیګران افتاده و مشکل را مشکلتر ساختند واین پروسه و تراژیدی ادامه دارد. مشکل افغانستان اګر کار به اهل سپرده شود راه حل دارد و نا امید کننده نیست.
راه حل در دست هر یک از ما است تا در حد توان صدای خود را بلند کند(کنیم) و از هر وسیله ګپ و سخن حق را با ګذاشتن کلاه خود به پیش خود و با الله تعالی را در هرکار حاضر وناظر دانسته با تمام صداقت ادای رسالت کند [کنیم). در فهم خود و دیګران کوشا و حداقل زمینه ساز خیر و تنویر لازم شود(شویم). تنویر و فهماندن خود به ګپ حق و تلاش صادقانه برای آن بدون تعصب و پیش داوری مانند آغاز کار بانیت نیک هم کار است و باید با عمل که امکان داریم همراه شود.
درین مبحث کار دوستان خیر خواه و خیر اندیش از جمله جناب داکتر کاظم نزد مردم والله تعالی قابل پاداش او اجر است. صدا های خیر را بلند تر و بلند تر کنیم.

وحال درین ارتباط ام(هم) یک قول و حالت حاکمیت را امروز خواندم: با خورد سالان مشکل ندارم و باکلان سالان دلتنګ شده(صحبت مشابه کرده) معنای این ګپ که دیګر از منطق سخن دیګران دلتنګ شده و خوردان را خوب فریب داده میتواند.
آیااین چنین معنا(معنی) دارد؟ من به همین مفهوم بحث این جناب شخص دست اول کشور را فهمیدم. الهی به حال این ملت رحم در حالت بس دشوار و دست های مکار قرار ګرفته و دشمن هر روز برای فتنه و وسعت فتنه روز شماری میکند و عدهء (عده ای)از بیشتر از زمامداران افغانی صرف و صرف به قدرت و چوکی خویش می اندیشند و رسالت انسانی را اصلاً فراموش کرده اند.
چه زیبا و برحق ګفته:
اینما تکونوا یدرککم الموت ولوکنتم فی البروج المشیده:
در هر جای باشید مزهء مرګ را چشیدنی اید ولو در قصر و ارګی باشید. لذا باید به رسالت انسانی و اسلامی و افغانی [باید] متوجه شد. سپاس


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 17.09.2013


محترم داکتر سید عبدالله کاظم

اینکه ګفته شده در اصلاح میان مردم هیچګاه کوتاهی مکن، بدین ملحوظ از خدمات تان مردم ما مستفید می شوند و این خود در پیشرفت و ترقی کشور می انجامد. هر چند می ګویند، با چشم احترام به کار دیګران احترام کن، من هم به همه قلم دستان و هموطنانم که برای وطن عزیز خود به طور حقیقی ان خدمت می نمایند، احترام دارم.

شما در مورد ایجاد پست صدراعظم در شرایط کنونی و مبرم کشور تأکید دارید، و برای ان از قلم داستان خواسته اید تا در این مورد دست به کار شوند.
من به نظر شما احترام دارم، و منحیث یک هموطن افغان تان می خواهم در این مورد نظر خود را بشما و هموطنان محترم شریک سازم، اینکه پارلمان افغانستان در شرایط کنونی چی نوع ترکیب دارد همه ما می دانیم،از اینکه در شرایط جنګ من در داخل افغانستان بودم و تجربه مستقیمی که از قریه جات افغانستان در شرایط که جنګ علیه قشون سرخ در جریان بود دارم، و ان اینکه پارلمان امروزه از همان امران و قومندانان دیروزی تشکیل شده، و در اینده نزدیک نیز همین امران در پارلمان حضور خواهند داشت،چون اینها در دهات از خود ګروپهای مسلح دارند، که از طرف همین ګروپهای از مردم رای جمع اوری می شود، من به یقین کامل و بنا بر تجربه شخصی خود برایتان اطمینان می دهیم که در اینده نزدیک اګر مجهزه نشود همین اشخاص و یا اطرافیان انها در پارلمان افغانستان حضور خواهند داشت، در این راستا ریس دولت اینده افغانستان به این سادګی نخواهند توانست این سیستم را از بین ببرد، بنآ معرفی صداراعظم و کابنیه پیشنهادی ان به پارلمان چی هدفی متوان داشته باشد؟
شرایط سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشور تقاضیا می کند، قدرت در دست یک نفر متمرکز باشد، و اګر این قدرت تقسیم ګردد، ضرر ان زیاد است.
در دو دوره ریاست جمهوری ښاغلی حامد کرزی چیزی که باعث بدنام کردن قوت متمرکز شده همانا است که عملآ قدرت در تقسیم است، همین اکنون هر والی و قوماندان امنیه ولایت با اثر این تقسیم انتخاب میګردد، مردم ما از مزایای دموکراسی نسبی هم برخوردار نبوده، و تاکید به اینکه قدرت روی تعدیل قانون اساسی تقسیم ګردد، افغانستان را بسوی ترقی سوق نمی دهد،بدین معنی تقسیم قدرت شکل رسمی به خود می ګیرد.
شرایط افغانستان در داخل چنین است که در فوق ذکر ګردید، هر چند جریان های جدید سیاسی برای اجرا برنامه های سیاسی و اقتصادی خود به شدت به همکاری نخبګان جامعه نیاز دارند، بدین معنی بازخوردهای که نخبګان جامعه با برنامه شان می دهند انها قادر می شوند نقاط ضعیف خود را اصلاح نمایند و لیکن کسانیکه قدرت سیاسی را در دست دارند،و یا ریس دولت اینده با ترکیب ناهمګون سیاسی که بوجود خواهند امد، برای انها اصلاح از بیرون نتیجه مثبت نخواهد داشت، بدین ملحوظ این طرح در شرایط موجوده کشور به نفع مردمان ان نخواهد بود.
ترکیب ناهمګون پارلمان در حال و اینده نزدیک افغانستان در دست امران و قوماندانان در ګروه باقی خواهد بود، با همچو یک ترکیب معرفی صدراعظم و حکومت پیشنهادی کدام مشکل افغانستان را به طور عملی ان حل کرده نمی تواند. این پارلمان و پارلمان اینده افغانستان چنان بوده و خواهد بود که هر یک از اعضای پارلمان کنونی و اینده به نفع تنظیمی و حزبی خود کار خواهند کرد، منافع ګروهی انها بر منافع ملی کشور مقدم بوده، که در جمع اینها عده ای هستند که صلاحیت تصمیم ګیری را ندارند و لیکن در وضع جاری اینها به نفع وطن خود بوده اند که در وضع فعلی تاثیر قابل ملاحضه در تدوین نکات اساسی و مبرم کشوری ندارند، و قدرت در دست همین امران متمرکز است، این یک حقیقت روشن است که نمی شود از ان انکار کرد، شما اګر ترکیب پارلمان افغانستان را تحت غور قرار دهید، دیده می شود که ما نمی توانیم با تعدیل قانون اساسی، و یا ایجاد حکومت موقت مشکلات اساسی افغانستان را حل نمایم،خیزش های که بر ضد مردم افغانستان صورت ګرفته و درحال اجرا است نباید از فکر دور انداخت، اکنون زمان ان فرا رسیده است که از احساسات قدرت فرو ایم و جایګاه خود، ایران و پاکستان را در محاسبات سیاسی دریابیم، طوریکه دیده شده ایران و پاکستان چنین چیزی را می خواهند، تا اقوام افغانستان را به شکل دولتی ان تقسیم نمایند و لیکن بر دیګر الفاظ و مفاهیم همچو یک چیزی را بیان داشته اند و می خواهند، این وطن را پارچه پارچه نمایند.
قانون از حقوق مردم ساخته می شود و در تدوین قانون مناسبات داخلی افراد مورد بحث بوده می تواند، که اکثرآ از حقوق افراد در قانون ذکری به عمل می اید و لیکن در افغانستان حقوق مردم هیچګاه داده نشده است، بنآ راه حل موقت درد افغانستان را دوا کرده نمی تواند ، بر ماست تا بینادی راه حل را جستجو کنیم تا باعث ختم جنګ و ترقی کشور شود.


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: اضلاع متحدۀ امریکا    تاریخ: 17.09.2013

نظری به عمق موضوع «تعدیل نظام»

از مدت سه هفته است که نوشتۀ این کمینه تحت عنوان «برای نجات کشور از بحران سیاسی خطیر چه باید کرد؟» به دریچۀ نظرخواهی دراین پورتال گذاشته شده است و خوشحالم که تاحال درحدود هشتاد تبصره از جانب هموطنان عزیز و علاقمند در زمینه ابراز گردیده که از فیض همه نظریات شخصاً مستفید شده ام.
نوشتۀ اخیر جناب آقای ف. هیرمند تحت عنوان «آسیب های تعدیل نظام» در میان نظریات دیگر به این دلیل توجه بیشترم را جلب کرد که به نقاط مهم و مسلکی تماس گرفته و جنبه های حقوقی وعملی موضوع را بررسی و موشگافی کرده است. باید اذعان دارم که رشتۀ مسلکی من حقوق نیست تا در مسائل بغرنج حقوق اساسی صلاحیت بحث عمیق را داشته باشم، ولی تاجائیکه قانون اساسی و نظام سیاسی کشور با حیات جامعه و افراد مستقیماً ربط دارد، میتوان دربارۀ آن فکر کرد و نظر داد. کمال مسرت دارم که دراین بحث با یک حقوقدان ورزیده و وارد در مسائل کشور جناب آقای ف. هیرمند به تبادل نظر می پردازم که ازمطالعۀ مقالات پرمحتوای شان در این پورتال همیشه فیض برده ام. با این مقدمۀ کوتاه برمیگردم به ذکر بعضی مسائل که توضیح مختصر را ایجاب میکند:

1 ـ جناب هیرمند صاحب چنین پنداشته اند که . . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: داکترسیدعبدالله کاظم   محل سکونت: اضلاع متحدۀ امریکا    تاریخ: 16.09.2013

قانون و حاکمیت قانون پایه های اساسی دیموکراسی وعدالت

هدف از این نوشته بررسی نقش قانون و حاکمیت آن در نهادینه شدن دیموکراسی و تأمین عدالت فردی و اجتماعی در یک جامعۀ دارای نظم و ثبات است و انگیزۀ این بررسی را ابراز نظر یک هموطن عزیز تشکیل میدهد که در دریچۀ نظر خواهی چنین نوشته بودند: «در شرایط موجود افغانستان قانون عملاً نه چیزی را کم و نه چیزی را زیاد می کند، بلکه این انسان ها و قدرت ها اند که قانون را می سازند، دولت را تشکیل می دهند و هرکس بر طبق قدرت و توانائی اش در آن جا می گیرد و به نفع خود کار می کند. در قدم دوم و سوم ملیون ها مردم بیچاره ای مطرح هستند، آنهم برای آنکه کار بجائی نرسد که دست به شورش و قیام زنند».

اینکه بر طبق نظر فوق: قانون نقشی چندان بازی نمی کند و فقط انسان ها و قدرت اند که به نفع خود کار می کنند و قانون در دست آنها می چرخد و در مقابل مردم بیچاره ای قرار دارند که در صورت نا امیدی دست به شورش خواهند زد، یک واقعیت مسلم است که خصوصیات بارز یک جامعه دچار بحران و فاقد حاکمیت قانون را به نمایش می گذارد، واقعتیت تلخی که نهال دیموکراسی و عدالت را دراین ریگزار سوزان از ریشه می خشکاند و بدست طوفان خودسری و مطلق العنانی نابود می سازد.
این عین حالتی است که اکنون. . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 15.09.2013

جناب محترم داکتر صاحب عبدالله کاظم، سلام ها و احترامات شائقه بنده را بپذیرید. جواب مختصر ولی پر محتوای شما را گرفتم. حقیقت های افغانسنان اظهر و من الشمس است مشروط بر اینکه ما خود را در موضع صم بکم عمی ... قرار نداده باشیم. تلاش شما در راه "توضیح" و "بیان" واقعیت های افغانستان و "ریشه یابی" این واقعیت ها یک رسالت انسانی و مدنیست و من بحیث یک شاگرد شما آن را نه تنها تائید بلکه به طرفداری شما موضع گیری می کنم. من بخاطری این کار را می کنم که جناب عالی شما واقعیت های افغانستان را بیان می دارید و مهمتر از آن در ریشه یابی آن می کوشید. این رسالت رسالت یک انسان ایدیال است. موضع شما را در این راه مبارک باد عرض می نمایم.

ولی با وجود این همه گپ ها من شدیدا با این نظر تان که باور دارید که گپ های تان "متوجه کسانیکه امروز در صدر قدرت قرار دارند و یا به حیث انسان های آگاه داد از دانش و صداقت به وطن می زنند..." مخالفم. امروز کسانیکه در راس قدرت افغانستان قرار دارند بیشتر در فکر زر اندوزی و پرورش شخصیت های کاذب برای خود و همکاران شان می باشند، فرق نمی کند که این اشخاص و افراد به کدام قوم و مذهب تعلق دارند. آزموده را آزمودن خطاست. تلاش شما را برای آگاهی بخشیدن نسل های بعدی این کشور بدون قید و شرط تائید می نمایم.

موفقیت و پیروزی شما را از ایزد متعال تمنا می کنم و در راه رسیدن به اهداف عالی شما خود را سهیم و شریک می بینم. موفقیت و بهروزی شما را از ایزد لایتزال می خواهم.


اسم: ف، هیرمند   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 15.09.2013

آسیب های تعدیل نظام


نوشتۀ مفصل محترم دکتور سید عبدالله کاظم زیر عنوان «برأی نجات کشور از بحران کنونی چه باید کرد» حاکی از حس وطنخواهی، و مسؤولیت ایشان نسبت به فردای کشور و نگرانی برأی آیندۀ مردم شریف افغانستان میباشد. اما مشکل این است که معضلات وطن به جان برابر ما در یک تعدیل قانون اساسی یا اصلاح قانون اساسی حل نخواهد شد. اگر چنین امری علاج بحران وطن ما هم باشد، نیاز به آن خواهد داشت تا اهل سلک آن در زمینه نظرعلمی و صائب خویش را ابراز بدارند. چه به گمانم «حقوق اساسی و نهاد های سیاسی» (تفسیر، تبیین، تحلیل، تشخیص اساسات تعدیل و شرأیط و اسباب اصولی متون و مندرجات مواد قانون اساسی و نیز نهاد های معنوی و مادی سیاسی) یکی از آن شعبات بسیار مهم حقوق عمومی علوم حقوقی است که پیوند و رابطۀ نزدیک با علوم سیاسی دارد. آن حقوقدان و سیاست دانی که در این کسب تبحر داشته باشد، خواهد توانست تا نسخۀ مطمئن برأی ما بدهد، موصوف نیزناگزیر خواهد بود، نهاد های معنوی ومادی اجتماع مارا بشناسد تا تجویزی که توسط او طرح میگردد با اوضاع و احوال کشور مریض ما مطابق و مناسب باشد، به این ترتیب وی ناگزیرخواهد بود، به جامعه شناسان مراجعه کند تا ساختار های متعدد موجود در جامعه را به ارزیابی بگیرند. اما اگر شرأیط و اوضاع در حالت عادی قرار نداشته باشد، تشخیص ضرورت های اولی و ارجحیت ها، بسیار سهل هم نخواهد بود، نه برأی اهل ترتیب و تعدیل قانون و نه برأی اهل دست اندر کاران علم الاجتماع.

در این پراگراف نظر مختصر به عمق درونمایۀ نگاه جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم می اندازم: .....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 15.09.2013

دوستان عزیز سلام!

مانند تیم قهرمان فوتبال ما، ما هم توپ های فکری همنوا و غیر همنوای خود را به هم دیگر می رسانیم به امید اینکه در روشنی آن حرکتی مفید اجتماعی و سیاسی در کشور ما ایجاد شود.

بنده معتقد به این هستم که تاریخ ما، ما را جبراٌ باید به طرف خوب سوق دهد چونکه کافی از بد بد دیده ایم.

در اظهار غیر از سخن نیستم
جهانی ز من است و من نیستم
همه عرضم و کس خبردار نیست
چه سازم جهان جای اظهار نیست

الله محمد


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 15.09.2013


جناب بلوچ صاحب!

از لطف و مرحمت شما ممنونم و شکر خدا را بجا می آورم که هموطنان با احساس و دانشمند مثل شما عزیزان داریم که اگر چیزی دیگر از دست ما ها نمی آید، اقلاً می توانیم با درد دل ها و تبادل افکار غصۀ های درونی خود را ناشی از دوری و مصیبت وطن کم کنیم.

با خطاب جناب شما موافقم که می فرمائید:
«شما با ارائه منطق می خواهید، کسانی را قانع سازید که به منطق باور ندارند».

شاید این تلاش هم بیهوده نباشد، ولی عرض حال ما متوجه دو قشر جامعه است:

اول ـ متوجه کسانیکه امروز در صدر قدرت قرار دارند و یا به حیث انسان های آگاه داد از دانش و صداقت به وطن می زنند،

دوم ـ به نسل جوان کشور که آیندۀ وطن بدست آنها است.
اگر گفته ها و نوشته های ما بتواند با ارائه دلایل موجه و خارج از تعصب و تعرض و حرف های تحریک آمیز، ذهن آنها را روشن سازد و در خود آگاهی آنها ممد واقع شود، کار بزرگی را در این مقطع تأریخ خود انجام داده ایم.

چشم امید همه بسوی ما است که ما بتوانیم با مسائل وطن و شیوه های تماس با یکدیگر دلسوازنه و واقعبیانه برخورد نماییم، نه آنکه بر یکدیگر بیمورد بتازیم و امید نسل جوان را از خود منتفی سازیم.

بار دیگر از لطف شما ممنون


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 15.09.2013


استاد محترم جناب کاظم صاحب.

من از حضور شما بحیث یک دانشمند و منطق تان مبنی بر دانش و تحقیق استفاده زیاد می نمایم. نظر من در مورد شما این است که هزار مرحبا بر شما که بحیث یک چیز فهم این مملکت در مباحث با کمال شهامت و جرأت شرکت می کنید.

من در مورد علم و دانش شما هیچ گفتنی ندارم. ای کاش چند تن دیگر مثل شما این جرأت را بتوانند و در مباحث مثل شما سهم خویش را اداء نمایند.
سکوت در برابر قضایای کشور نه تنها قابل قبول نیست بلکه یک کار غلط است. بدبختانه اکثریت افغان های چیز فهم بخاطر وحدت ملی به زعم خود، مشکل کشور را بیشتر می سازند.

همچنان نظر تان را تحت عنوان " یه جواب گلایه یک دوست" خواندم و دانستگی لازم حاصل شد. من با شما هم عقیده هستم که ما با تحلیل منطقی از حال و گذشته افغانستان باید سهم خویش را ادا نمائیم.
همینکه شما با کمال شهامت بحیث یک محقق گذشته و حال افغانستان را به نقد می گیرید بسا جای سپاس و شکران است.
همینکه شما اعلام می دارید که یک جنگ سالار جنگ سالار است و دادن القاب انسانی و مدنی به جنگ سالاران و جنایت کاران کار درست نیست، در حقیقت شما خدمت بزرگی را انجام داده اید و از شما خواهشمندم که در اجرای این رسالت تان احساس خستگی ننمائید.

این کار شما یک رسالت روشنگریست و نتیجه کار تان برای آینده افغانستان مفید است. هیچ شخص چیز فهم علیه این منطق عالی شما ایراد منطقی گرفته نمی تواند. مطمئن باشید.
این جنایت کاران افغانستان را به یک گودال کثافت تبدیل نموده اند. وظیفه آنهاست که این کثافت را یا پاک نمایند یا نوش جان فرمایند.

مشکل بحث شما در چیست؟ شما با ارائه منطق می خواهید کسانی را قانع سازید که به منطق باور ندارند.
امید است این توقع را از این جنایت کارهای خود فروخته نداشته باشید. این جنایت کاران باید طوری که هستند در تأریخ افغانستان درج و سجل گردند و شما با این کار تان در حقیقت دینی را که در برابر نسل های آینده دارید بخوبی ادا می نمائید.

مشکل افغانستان این است که فرق بین تیرزن و ... تیزن خلط گردیده است. مشکل از گذشته شروع می شود. ای کاش ما یک تحلیل منطقی از تأریخ افغانستان توسط اشخاصی همچو شما در دست می داشتیم.

از شما عاجزانه توقع می رود که دین تان را در تشخیص افراد و اشخاص، چه در حال و چه در گذشته، ادا فرمائید. اگر همین شیوه کار شما برای نقد مفاهیم و حوادث نهادینه گردد، هیچ دلیلی نیست که افغانستان بسوی راه پیشرفت در حرکت نیافتد. از نظر بنده علاوه بر نقش افراد و شخصیت ها فرهنگ در افغانستان نیز مشکلزاست. ما چرا فرهنگ خود را که شامل عقاید و باور های دینی و مذهبی نیز می گردد نقد نتوانیم؟ موفق و پیروز باشید.

با احترام تمام


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 14.09.2013

جناب بلوچ صاحب محترم
از سی و سه سال به اینطرف است که تفنگ سرنوشت وطن و مردم ما را در قبضۀ خود دارد که گاهی بدست جوانان حزبی و گاهی هم بدست کسانیکه بنام های مختلف از دهنۀ پرخون آن صحبت میکنند. این واقعیت نه کشف من است و نه از شما، بلکه همه آنرا هرروز به سرو چشم می بینیم.
بهرحال رهائی از این دام زورگویان تفنگ بدست سؤال عمده جامعه ما را می سازد. وقتی از جنگ سالار صحبت میشود یعنی دارندگان تفنگ و کسانیکه خود را بوسیله تفنگ بر شانه های اکثریت قاطع مردم تحمیل میکنند، بعضی ها همین گروه ها را ناجی کشور محسوب میدارند و مدعی اند که حکومت کردن حق مسلم آنها است و اگر این حق به آنها داده نشود، به کوه ها بالا میشوند یعنی بار دیگر به تفنگ دست می برند که نتیجۀ آن درنهایت همان وضع 1992 خواهد بود.
برادر عزیز! متأسفانه حکومت افغانستان به روی مصلحت ها و نیز جامعۀ جهانی با تمام تلاش نتوانستند دراین مدت 12 سال تفنگ را از دست تفنگداران بیرون کنند و حتی به آنها تفنگ بیشتر دادند و گروه های مسلح شانرا ظاهراًدر جمع وزارت دفاع شامل نمودند و اما در واقع آنها ماهیت خود را نگهداشتند و قوماندان اصلی شان همان جنگ سالار محلی یا منطقوی بود.
شما خود فرمودید که «هیچ کسی به حرف ها و منطق ما و شما از آلمان و امریکا توجه نمی کند»، پس راه حل چیست؟ من تا حدی توان نظر خود را ارائه کردم و اما میخواهم از شما بشنوم که جناب شما چه راه حل را پیشنهاد میکنید؟
امیدوارم ما را از نظر صائب خود مستفید سازید.


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: نیمروز    تاریخ: 14.09.2013


شاغلی محترم داکتر صاحب عبدالله کاظم،

شما بالاخره به شکل واقعی گپ زدید و آن اینکه امروز "تفنگ" است که سرنوشت افغانستان را تعیین می کند که:
-- امروز در اختیار هر "خس" و "خاشاک" افغان قرار گرفته، نه "منطق" شما از امریکا در حالت زار غربت و مهاجرت یا حکومت پوشالی شاغلی کرزی!

-- امروز هر خانواده کابل مسلح است و آتش یک خاشه گوگرد سبب می گردد که کابل بسوزد. یاد ایامی بخیر که نام نامی سردار محمد داود شهید فقید از ارگ کابل و کلاه سردار عبدالولی از دفتر کارش بحیث یک جنرال نخبه، افغانستان را اداره می کردند.

-- امروز حرف های نواسه و کواسه اعلیحضرت همایونی محمد ظاهر شاه را کسی ارزش قایل نیست و هر قدر نواسه سردار محمد داود فقید بر خاندانی بودنش تأکید بورزد کسی نمی شنود!

همچنان هیچ کسی به حرف ها و منطق ما و شما از آلمان و امریکا توجه نمی کند. پس سؤال به صورت مشخص متوجه شما جناب عالیست که راه حل مسأله با در نظرداشت واقعیت های کنونی افغانستان در چیست؟

هیچکس نمی گوید که جنگسالاران خوب است یا یک شخص ملی و وطنپرست در افغانستان حاکم نباشد.

بیائید مسائل را بشکل واقعی آن به بحث بگزاریم.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 14.09.2013


دوستان عزیز سلام

در یکی از تبصره های خود به ارتباط همین مقاله نوشتم:
«کسانیکه بهار عرب را مثال می آورند، باید بدانند که شرایط افغانستان بسیار از آن کشور ها تفاوت دارد. در آنجا ها اسلحه و گروپ های مسلح مطرح نیستند و اما در کشور ما کافی است با آتش یک گوگرد از یک کنج کابل، شعلۀ آن بسرعت به همه ساحات شهر سرایت کند و همه جا را بسوزاند».

دیروز روزنامۀ وزین 8 صبح مقاله ایرا تحت عنوان «ما مسلح استیم» به نشر رسانید که در آن آمده است:
«ما یکی از ملت های مسلح جهان استیم. روزی که تیم ملی قهرمان مسابقات کشور های جنوب آسیا شد، از بام بسیاری خانه های کابل، شلیک های شادیانه صورت گرفت، حتی در گولائی مهتاب قلعه، خیرخانه و برخی از بخش های دیگر شهر، افراد مسلح از خانه های شان به روی جاده آمدند و شلیک هوائی کردند.
اعلامیه های پولیس و امنیت ملی را کسی جدی نگرفت و شلیک های هوائی از چهار شنبه شب تا صبح پنجشنبه ادامه یافت. در گذشته تصور می شد که مردم در روستاها و ولایات مسلح هستند، اما رویداد های چهار شنبه شب به اثبات رسانید که در بسیاری از خانه های کابل سلاح و جنگ افزار وجود دارد....»

متن مکمل این مقالۀ مهم که موجودیت سلاح غیر قانونی را در دست مردم و گروه ها در شهر کابل بیان می کند، یک زنگ خطر برای آینده است که باید مقامات در این مورد اقدام جدی نمایند. اگر مدیریت محترم پورتال در بخش اخبار متن مکمل این مقاله را نشر کند، بهتر خواهد بود. این موضوع را خواستم به حیث یک تبصرۀ کوتاه خدمت علاقمندان این دریچه بعرض برسانم.


اسم: ناصر تیموری   محل سکونت: ھرات / آلمان    تاریخ: 13.09.2013


« رند عالم سوز را با مصلحت بینی چکار ** کار ملک است آنکہ تدبیر و تأمل بایدش» (حافظ)

در فرھنگ کشور ما ھمیشہ بہ تدبیر و حکومت داری خوب و سالم اشارہ گردیدہ و می توان
چنان اشاراتی را از ورای سخنان و ابیات مولانا، سنایی، خوشحال ختک ، پیر روشان ، جامی ، حافظ ، بیدل و سایر اندیشمندان و مبارزین بہ بسیار وضاحت دریافت نمود.

یک تن از این دانشمندان خواجہ نظام الملک طوسی بود کہ در دورہ ھای سامانیان و غزنویان و سلجوقیان بہ صفت وزیر ارشد ایفای وظیفہ می نمود و از این شخصیت تاریخی و با تجربہ کتابی بنام سیاست نامہ بہ دسترس نسل ھای بعدی قرار گرفتہ است کہ مطالعہ این اثر می تواند رھنمودی خوبی جھت آموختن طرز ادارہ و شناخت روحیہ ای مردم این مرز و بوم برای یک مسؤول سیاسی و اداری در کشور ما باشد۰

مردم افغانستان چہ در گذشتہ و چہ حالا در آرزوی تأمین عدالت اجتماعی و قانونمندی بودہ و می باشند ، پس چہ بھتر کہ نسل رسالتمندکنونی بہ این تقاضا ھا یعنی قانونمند ساختن ادارہ و اجتماع لبیک گفتہ و بہ آن تقاضا ھا جامہء عمل بپوشاند۰

تقسیم قدرت بہ اشکال افقی و عمودی آن بہ پروسہء قانونمند ساختن ادارات و اجراآت کمک بھتر خواھد نمود و در نھایت رئیس جمھور و وزیر ارشد را مجبور خواھد نمود کہ در انتخاب و انتصاب ھمکاران بہ صورت بھتر و دقیق تر توجہ نماید۰

قانون را رعایت نمودن و احساس مسؤولیت نمودن بایست در ادارات و اجتماع نھادینہ شود و بہ
صفت وجیبہء ملی و اخلاقی تبلیغ گردد ، در مورد احساس مسؤولیت نمودن روزی دوستی یک
خاطرہ خویش را این طور بیان داشت کہ در د ھہء پنجاہ خورشیدی مردم ولایت سمنگان بر علیہ قوماندان امنیہ آن ولایت دست بہ تظاھرات یازیدند و قوماندان امنیہ نیز با اسلحہ در قوماندانی سنگر گرفتہ بود و در آن زمان مرحوم شفیق نو صدراعظم شدہ بودہ ، چون ولایت سمنگان والی نداشت ، مرحوم شفیق برای والی بغلان ھدایت داد تا بہ سمنگان رفتہ و بہ آن مشکل رسیدگی نماید کہ صدراعظم تا زمان ختم آن غایلہ و حاصل نمودن قناعت مردم و فرستادن
قوماندان امنیہ بہ کابل یازدہ بار با والی بغلان تلفنی تماس گرفت ، منظورم از این یادآوری وضاحت دادن بہ احساس مسؤولیت و توجہء یک مقام حکومتی در حفظ جان و امنیت مردم بود۰
ھمانطوریکہ جناب داکتر صاحب کاظم اشارہ نمودند تقسیم کارھا و برخی از صلاحیت ھا با در
نظر داشت سلسلہ مراتب در از میان برداشتن بسیاری از مشکلات و سوء تفاھم ھا کمک میکند کہ ناشی از اتخاذ تصامیم عجولانہ و غیر مسؤولانہ بودہ باشند۰
بہ ھر صورت این بحث یک بحث بسیار آموزندہ برایم است و ھموطنانم توجہ ام را بہ مسایل بھتر و نو تر معطوف داشتند.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 12.09.2013


دوستان عزیزسلام

از نوشته های هریک شما لذت می برم که هموطنان گرامی با چه اشتیاق در جستجوی راه حل برای کشور اند و گاهی دنبال مفکوره سرگردان اند و گاهی در پیدا کردن شخص مناسب برای مقام ریاست جمهوری.
هردو تلاش بجا است و اماضیقی وقت ما را در تنگنا قرار داده و اگر به راه حل های طولانی بیندیشیم، فرصت از دست میرود و در راه حل های فوری گزینۀ دیگر نداریم، جز پیدا کردن یک کاندید خوب برای مقام فوق.

بعضی دوستان گمان میکنند که من شخصی را می شناسم که برای شان معرفی کنم.
بلی! من چند تنی را می شناسم در داخل کشور که شایسته این مقام اند، اما آنها توانائی رسیدن به مقام را ندارند و نمی توانند رأی لازم را در این آشفته بازار سیاست کشور برای خود تدارک نمایند، لذا ما مجبوریم از میان «بدترین ها» یک بد و یا بدتر پیدا شود که چانس رسیدن به قدرت را داشته باشد، ولی دستش به خون مردم و ویرانیهای دو دهه کشور آغشته نباشد.

باید چند روز دیگر انتظار کشید و دید که کی ها در میدان می آیند و چند کاندید و بعد مجبوریم از یکی حمایت زبانی و قلمی کنیم، زیرا ماحق رأی نداریم.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.09.2013

برادر محترم آغای رحیم سلام!

من که قدرت تجزیه و تحلیل داکتر صاحب کاظم را در نوشته هایش درک کرده ام می توانست هر شخصی را که گذشته تخریب کشور را نداشت نام بگیردو یک چند کلمه هم عمومی راجع به شخص تبصره کند. یعنی اینکه خواننده را و یا نصحیت کننده را نشان می داد این خوبش و این هم از نظر من بدش اما اختیار آخر را خودت داری که به کی رای بدهی.

قسمیکه نوشته ام داکتر اشرف عموماٌ گذشته خوب دارد و من فکر نمی کنم اگر مطلب شما را درست فهمیده باشم که هر چه بانک جهانی بگوید قبول کند بدون در نظر داشت منافع ملی کشور.

در مرحله کنونی کشور غرض گذار صلح آمیز شخصی که با در نظر گرفتن علاقهً دیگران از کله خود هم استفاده کند حدس قریب به یقین دارم که همین داکتر اشرف خواهد بود.

آغای داکتر بشر دوست هم انسان خوبی است که نمی دانم خود را کاندید می کند و یا خیر اما مدار سیاسی وی نسبتاٌ خوردتر است.

الله محمد


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 12.09.2013

نیکي هیلي او ښه چاري ټولو ته
پیاوړي لیکوال ، دروند او ملي شخصیت عارف عباسي صاحب ته سلامونه او نیکي هیلي وړاندي کوم.
ستاسو اند او موخي د افغانستان د ابادي او پراختیا سبب کیداي شي،افغانان تمه لري چي ستاسو نیک نظریات د افغانستان د پرمختیګ په بهیر کښي ګټور تمام شي.
د افغانستان اوسني ګړکیچ څخه د وتلو لاره یوازي او یوازي د یو لوي ملي ، مترقي او دیموکراتیک سیاسي خوڅښت د جوړیدو له لاري کیداي شي، او دیته اړتیا لیدل کیږي، تر څو یو ملي فکري او عملي محور رامنځته شي. اوس پوښتنه دادي چي څرنګه کیداي شي، داسي یو پراخ سیاسي محور جوړ کړاي شي چي د اوسني ګړکیچ څخه د وتلو لاره روښانه کړي؟
د ملي، مترقي او دیموکراتیکو روښنفکرانو، لوستونکو فرهنګیانو، متنفذو، اغیزمنو شخصتونو او نیک نامو سیاستوالو په ګډون ښايي یو لوي سیاسي تشکل سر راپورته کړي، چي اولس له ماتي څخه د ژغورولو تر پولي ورسوي، ځکه افغانستان باید وژغورول شي، دا هیواد د څو تکراري څیرو او ډلو په لوبه کښي ګیر پاتي دي، په دي درشل کښي ګڼو روښنفکرانواو فرهنګیانو خپل رسالت نه دي تر سره کړي،د اوسني ګړکیچ څخه د وتلو په لاره کښي افغاني رسنۍ باید خپل وطني رسالت ادا کړي، په ځانګړي ډول یو شمیر خپلواک رسنیو چی د افغانستان په دننه کښي فعالیت لري، همداسي د ګران افغانستان او افغان جرمن انلاین ملي او مترقي ویبپاڼي باید په دي حساس وخت کښي خپل تاریخي رول ادا کړي.
زما موخه دادي تر څو ملي او دیموکراتیکو قوتونو او اشخاصو په یو منظم سیاسي جوړښت کښي منسجم شي، او د افغانستان له پاره یو علمي، سیاسي، اقتصادي او ټولنیز طرحه رامنځته کړي، تر څو د افغانانو سیاسي رهبري ته ځان ورسوي.
په دي اړه پیاوړي لیکوال او نیک نومي ملي شخصیت ښاغلي محمد عارف عباسي، داسي نظر یی ورکړي.
اگر راه معقول و اساسی انتخاب گردید و نجات وطن از آن متصور بود ما در استقبال آیندۀ بهتر قرار داشته عنصر زمان فاقد اهمیت گردیده تحت الشعاع هدفمندی ملی ، رهایی و زنجیر شکنی قرار میگیرد.
د ملي شخصیت او پیاوړي لیکوال عباسي صاحب نظر د قدر وړ دي،تر څو افغانانو وتوانیږي داسي یو پراخ سیاسي تشکل رامنځته کړي چي د افغانستان په دننه او بهر کښي ټولنیز وزن ولري.
د افغانستان په دننه او بهر کښي ملي او دیموکراتیکو سیاستوالو او پوهانو د داسي یو سیاسي بهیرڅخه ملاتړ کوي.
په ډیر درنښت


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 11.09.2013

سلام واحترامات خدمت خوانندګاه معزز تقدیم است.
بحث میکنیم و تلاش داریم چیزی ومطلب برای خواننده بدهیم و مطلب از مقابل مستفید شویم درین داد و ګرفت نه توهین و نه تحقیر و نه فضل فروشي هدف است و نباید باشد. هدف من چنین است و توقع هم چنین است. خدواند را موفق سازد که عملاً چنین شود.
مسأله مطرح شده و معضله و مشکل کشور ومردم ما وراحل حل ویاراه های حل. دوستان نظر میدهند و درین افهام و تفهیم هریک نظر خویش را مینویسد و اکثریت را خداوند متعال و تجارب زندګي چنان سواد سیاسی و درایت و پختګی داده که یکی اول جمله مینویسدودیګری اخرش را میخواند. خواندن پشت ورق، وسط سطر ها و مفاهیم نزدیک ودور هم برای اکثریت حالا ممکن است.
درمسایل کشورما، معضلات و تراژیدی ګذشته و جاری آن وراه های بیرون رفت عوامل زیاد فرعی و اصلی مؤثر است. درین میان اکثریت تلاش خیر دارند که به هر وسیلهء ممکن از نشست ودید وبازدید های به افراد موافق و مخالف ګرفته با مراجع مختلف داخلی وخارجی تا حقایق کشورو راه های حل را عام ساخته و ګوش همه برسانیم وادای رسالت کنیم. درین میان من هم مانند قطرهء درین بحرتپیدن دارم و کوشش میکنم.
دولت افغانستان ومسؤولین آنرا بهتر از مسؤولین دولت پاکستان میدانم. داشتن حکومت و حاکمیت افغانی را بهتر از نداشتن میدانم. انقلاب وتحولات انقلابی را به اصلاح ترجیج نمی دهم. دنبال کردن کار های نیک ولو ۳۰-۴۰ فیصد کارهای که به پول ګزاف و مصارف مالی وجانی و قرضه های به نام مردم افغانستان ایجاد شده و به میان آمده نفیه کردن افراط ومضر میدانم. برخورد متمدن را درین راستا با رساندن ګپ درست به هرکس بهتر میدانم. من به مفکوره و کلمه (بې شرف ) باورندارم و انرا نادرست میدانم. هرانسان شرف وحیثیت و جوانب خوب دروجود خود دارد که انرا باید تشویق ترغیب ومساعدت خیر کرد. تأکید من به مشی مصالحهء سیاسی به معنای قبول برنامه ونسخهء حرکت طالب نیست. این دهها مطلب مشابه که درست میدانم با نشست های ولو با ... حقایق منطق آنرا رساند وادای رسالت کرد واین برخورد درست.
امدیم به اصل موضوع:
هستند کسانی درحاکمیت امروزی کابل که در ۱۳ سال ګذشته فرصت های طلایی عصر را به هدر دادند و هنوز هم دعوا دارند که ما آنچه کردیم ممکن بود و بعد از ما راه ما را ادامه داده و ما ادای رسالت کردیم.
من میګویم: حاکمیت های قبلی افغانی هریک ....... چنین کردند و چنان و هریک ازما درین چنین و چنان به نحوی مسؤولیم. یکی با اجراء، دیګر با ایجاد موانع درامرخیر، دیګر با کف زدن و دیګر با دهن جوال را ګرفتن و دیګر با یاری کردن و دیګر با تبلیغ کردن و .... راه حل باید به خطا های متوجه شد و راحل بیرون رفت را صادقانه مطرح، خود و دیګران را فهماند.
اما آنهای که در ویب سایت افغان جرمن ویا بیرون از آن تلاش برائت دادن حاکمیت را با امکانات محدود و مداخله امریکا و همین دیګ و همین کاسه و ترکیب نامتجانس وفشار و .... دارند و دیګران را به سکوت وامیدارند که همین منطق نادرست را قبول کنند. اول خو اینکه این تلاش است برای برائت دادن حاکمیت. بحث من بالای آن بحث به اصل موضوع مطرح جناب د. سید کاظم است. و دیګر ادای رسالت است تا افکار خواننده به بد راهه کشانده نه شود که این حاکمیت کرد وخوب کرد و هیچ مشکل ندارد و .... همین قدر توانست و ووو. این منطق قوی نیست و رد میباشد وبه موضوع ارتباط مستقیم دارد.
امید دوست ما خفه نه شود و به منطق سخن اندیشیده و حق نظر را برای ما خاصتاً خود مارا به آن مجبور ساخته، بدهد.
از طول کلام معذورم خواهند داشت. تشکر از حوصله مندي شما.
د. سعیدي


اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: کابل    تاریخ: 11.09.2013

ښاغلی الله محمد،
که تاسی لطف وکړی او د ښاغلی اشرف غنی احمدزی د "عادلانه نظام لار" ولولی نو دا به درته واضح شي چې ولې ښاغلی کاظم د ستاسې د مطلوب شخص نوم نه دی اخیستی. ښاغلي غنی احمدزی چې څه فرمایلی او د عادلانه نظام نوم یې پرې ایښی د نړیوال وجهي صندوق او د نړیوال بانک د نظریاتو د مطلق تکرار نه پرته بل څه نه دي. ددې موسسو سفارشونه چې کومو هیوادونو منلي هغه د غټو ستونزو سره مخامخ شوي. د ښاغلي کاظم د دریځ دلیل هم کیدلی شي چې همدا موضوع وي. په دې کې شک نشته چې غني احمدزی صاحب پوه سړی دی او ډکټورا لری خو ددې معنی دا نه ده چې د هغه کړنلار چې په "د عادلانه نظام لار" پامفلټ کې په تفصیل بیان شوی د افغانستان د اقتصادی-اجتماعی ودې دپاره مفیده ده. زه په زغرده وایم چې دا نسخه لکه نورو هیوادونو ته چې مضره وه زموږ هیواد دپاره به هم مضره وي. مونږ د امریکا د نوو لیبرالانو افراطی سرمایدارۍ ته اړه نه لرو. افغانستان یو رهبري شوي اقتصاد ته ضرورت لري د کوم مزایا چې مونږ د سردار داود خان په صدارت او داعلیحضرت ظاهر شاه په سلطنت کې ولیدل. هغه وخت افغانستان په لسو کلونو کې د یومطلق وروسته پاتی هیواد نه په یو وافعی مخ په انکشاف هیواد بدل شو.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.09.2013

دوستان و هموطنان محترم سلام اما بعد!

چونکه بعضی تبصره های بنده در این دریچه به نشر رسیده خواستم به ارتباط نوشته خانم محترم فخرالنسا فيضانى خاطر نشان بسازم که بنده بعد از در خواست نظریات خوانندگان در مورد "برای نجات کشور از بحران سیاسی چه باید کرد؟" این سوال را از آغای کاظم طرح نمودم که همان شخصى را که واجد شرايط مندرج در مقاله شان باشد بجامعه معرفى دارند. متاسفانه در دفعه اول ارزشی به سوالم قایل نشدند اما در دفعه دوم جوابی دادند که اصلاٌ قناعت بخش نبودکه بنده به جوابش چند جمله ذیل را تحریر نمودم
"هر گاه ما این جواب را بدهیم که باید نخست صفات شخص را که دارای اهلیت و کفایت باشد، بررسی کنیم و پیدا کردن آن شخص کار یک نفر نیست، بلکه باید همه در جست و جوی آن باشیم و عنقریب هم انتخابات باشد آن نفر ژورنالست ممکن خاموشی اختیار کرده و فرار را با این منطق از قرارترجع دهد."


قسمیکه دیشت بین یک گروپ از مطرحان کاندیدهای ریاست جمهوری افغانستان به فیصله رسیده داکتر اشرف یکی از این اشخاص است.
من انتظار داشتم که لا اقل کاظم صاحب این شخص را که گذشته خوب و علمی دارد ذکر بکند. نامبرده در این اواخرنه تنها به حیث رئیس انتقال در تمام ولایات افغانستان شناخت خوب در اثر سفرهای خود پیدا کرده بلکه جامعه بین المللی هم وی را با شخصیت خوب می شناسند.

این انتظار از داکتر صاحب کاظم داشتم که با علمیت که دارند لا اقل یک تشخیص خوب به کسانیکه نصحیت شان به انتخاب خوب کرده است نشان دهد.

الله محمد


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 11.09.2013

سلام خدمت خوانندگان وقلم بدستان کشور وجامعه افغانی و احترامات خاص خدمت داکتر سید ع. کاظم. از ترشحات فکری هریک شما مستفید شدم و بحث جالب است. تلاشهای خیرخواهانهء جناب داکتر سید ع. کاظم انشاء الله که نزد الله تعالی وملت قدر دارد.
بلی همان یک شعر پشتو است که میګوید: اګر خانه ام سوخت باکی ندارد اقلا دیوار هایش پخته شد.
این واقعیت تلخ است اما به قیمت بس ګزاف ملت ما شعور سیاسی و فهم سیاسی بلنددارد و قوهء تفکلیک وشناخت اش بلند رفته. درموارد هم مضر است که ما را سخت مشکوک ساخته و به هردست داز شده ولو به به خیر به چشم تردیدمیبینم. این حق ما و درسایهء تجارب تلخ ماست. مطمیناً چنانچه درنوشتهء شخصیت پًرکار جناب عباسي آمده شناخت مردم ما از وطن دوست وخدمت ګار تا فریب کار دقیقتر شده ودر انتخاب سخت محتاطیم و سخت حساسیم.
اینکه با اراده ونیت نیک چیزی بریا دادن داریم و چیزی میګیرم و درین راستا از جانب درست و منطق سخن طرفداری میکنیم نشانه و علامت خوب است.
دوست از عدم توافق روشنفکران شکایت داشته. این به نحوی قابل درک است اما حتمی نیست همه به همه چیز توافق کنیم. اما توافق به اینکه درموارد عدم توافق داریم و توافق به اینکه حتمی نیست نظر منه همه قبول کند. عدم توافق ب ایینکه ازمثلا از طریق هوا ویا از طریق زمینی مثلا به کابل سفر میکنیم و دهها موردیکه عدم توافق باشد مشکل نیست. اما در قواعد کار باید توافق کرد. بحث را از ین ناحیه به نا امیدي کشاندن که روشنفکران چنین ویا چنان اند و درین راستا نا امیدي رابه باز اوردن بحث خوب نیست.
بقیه بحث مذکور باید به فورم وضع سیاسی و راه حل نهایی باید همیسه در نظر داشت ګرفته شده و.....


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 11.09.2013

سلام بر همه !

تائید مطلق یا نفی کامل نظرات غیر از سیاه کردن صفحه هیچ خیر و اثرمثبتی بحال کسی ندارد. زمان زمان دم و دعا هم نیست، ولی تا چه زمان باید خیال پردازانه نوشت و این خیال موهوم را در سر خود و دیگران پرورید که اگر یک فرد ناشناخته ا ی که از او نام هم نمی برند سر بلند کرده کاندید مقام ریاست جمهوری شد و مردم بیکباره گی او را ناشناخته با رای خود رئیس جمهورش نمایند، آنگاه رئیس جمهور، از این آرمان گرایانی که در غرب نشسته اند با عذر و زاری بخواهد قدم رنجه نمایند بکشور برگردند و آنطوریکه در ذهن دارند، کشور را بسازند و در کمترین وقت در همه زمینه ها افغانستان را در جایگاه بالاتر از امریکا و جاپان قرار دهند.
آخر تا چه وقت به زعم خود مردم را به امید موهوم نگاه میدارید. اصلا نیروهای داخل کشور و دولت های ذیدخل در امور افغانستان را بکلی نادیده گرفته اید، فقط در میان یک جنگل یک درخت را می بینید یعنی در دولت تنها صاحب قدرت رئیس جمهور کرزی را وبس.
توجه فرمائید محترم آقای سعیدی چه می نویسند بجای اینکه نوشته محترم دوکتور کاظم را که موضوعی اصلی است از نظر گذرانده و به آن پرداخته باشند، خطاب بمن ده ها مطلب را عنوان کرده و یکی را هم درست توضیح نداده اند. مثلاً در سطر نخست بمن نوشته ا ند :
1 - « نوشته های شما تماماً و بصورت عمده در تلاش دادن برائت به حاکمیت موجود است».
2 – می فرمایند : «در لندن یکسال قبل با مسئوولین دست اول کشور تلاش کردم قناعت بدهم که افغانهای خارج از وطن را در سرنوشت وطن کمی سهیم سازند و حد اقل حق رای دادن را در انتخابات از آنها سلب نکنید اما قبول نکردند»
شاید آقای سعیدی تا حال نشنیده اند که «حق گرفته می شود حق داده نمی شود» باید بدانند تا زمانیکه ما افغان های خارج کشور بدون تشکل و فعالیت های سازمان یافته قرار داشته باشیم ولو بصورت فردی بسیار فعال هم باشیم، دولت افغانستان ما را تحویل نمی گیرد و ممکن در آینده همین رفت و برگشت بدون ویزه بکشور را هم ازما بگیرند.
آقای سعیدی شما که دسترسی به مسئوولین درجه یک دولت افغانستان دارید و بقول خود تان در خواست تان را قبول نمیکنند. چگونه می فرمائید که نوشته های اینجانب تا ثیری در«برائت» بخشید ن به حاکمیت داشته باشد، آنهم کسی مثل من که شاید سلامم را یک کاتب دولت هم قبول نکند.



اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 11.09.2013

بازهم با نهایت احترام خدمت خواهر مهربان ، وطندوست و دانشمندم محترمه داکتر صاحبه فیضانی بعرض میرسانم که سه دهه جنگ، ویرانی، بربادی و پراگندگی از یک جهت بحران آفرین و مصیبت زا بوده ولی از جهت دیگر ملت افغانستان را در برابر آزمون های مختلف قرار داده و هر دوره با مشخصات ملعونش عالمی از تجربه و دروس آموختنی با خود داشته. حالا ملت میداند که صادق کیست و خائن کدام وطن پرست کی بوده و وطنفروش کیها، دسیسه چیست و خدعه چه سان، و این ملت از کوره های آتشین خشم زمان پخته و مجرب بیرون شده، اگر مبارزۀ در افغانستان براه می افتد از عالمی تجربه و فهم برخوردار بوده بمراتب قوی تر، عملی تر، مؤثر تر و مؤفقتر از مبارزاتی خواهد بود که توسط مللی براه افتاده که چهل سال را در سلطۀ استبداد یک نظام گذرانیده باشد.

پیشنهاد من پیروی و تقلید از دیگران نبوده بلکه آموختن از کامیابی ها و ناکام های شان است. من برای مردم خودم ووطنم سخن می گویم با فهم اینکه هر کشور مطیع شرائط و احوال خود است. افغانستان با در نظر داشت واقعیت ها بصوب بحران قهقرایی روان است.
بحران و جنگ زدگی و در اعماق قهر تلاطم گرداب روزگار بودن ضرورت مقاومت و نهضت آزادی خواهی و اصلاح طلبی را برای رهایی ازین شرائط مبرمتر و ضروری تر می سازد و نباید آنرا معذرتی برای غفلت و بی تفاتی شمرد.

اگر مردم متوجه خطرات زد وبند ها و معامله گری های جاری نشوند و برای نجات وطن تدبیری نکنند هست و بود مملکت و بقای ملتی بنام ملت افغان محکوم بفناه خواهد بود.


اسم: فخرالنسا فيضانى   محل سکونت: کلفورنيا    تاریخ: 10.09.2013

با تجديد احترامات فايقه خدمت والا گهران فاضل و خبير افغان محترمان داکتر صاحب کاظم وآقاى عباسى صاحب،
ممنونم از پاسخ هاى پر ارزش و قناعت بخش تان، البته با افتخار بايد بگويم که من خودم يکتن از حاميان جدى برنامه هاى عالى مطروحه شما عاليجنابان ميباشم و در تعميم اين مفکوره هاى حياتى هرآنچه در توان دارم بکار ميبندم .

بنظرم درکوتاه مدت برنامه پر محتواى جناب داکتر صاحب کاظم راه گشاه است. مشروط بر آنکه جناب ايشان با فراست خداداد علمى و سياسى که دارند يا شخص خود راکانديد نموده و يا هم شخصى را که واجد شرايط مندرج در آن مقاله مبسوط سودمندشان باشد بجامعه معرفى دارند تا هموطنان ما در زمينه تدقيق نموده تصميم مناسب اتخاذ کنند ودرچاه نيافتند .

و اما جناب عباسى صاحب من با شما موافقم که در دراز مدت و بطورطبعى و مسالمت آميز مانيز ميتوانيم از جنبش هاى اخير مدنى منطقوى الهام بگيريم و حرکت هاى مشابه رابازيرکى خاص اجتماعى و فرهنگى در کشور خود براه اندازيم انشالله، و لى اين واقعيت را نبايد فراموش کرد که آنکشور ها درگير سه دهه جنگهاى خونين خارجى و داخلى نبوده اند . بلکه آنهااسير نظام هاى پوسيده استبدادى خود بوده اند و بلاخره بکمک تکنالوجى در بالا بردن سطح آگاهى عامه ازشر مستبدان تا حدى توانستند خود را برهانند. البته ميزان تلفات و صدمات معنوى ، انسانى و فرهنگي آن جوامع درسير زمان حکومت هاى خودکامه استبداديشان هر گز قابل مقايسه با وضع اسفناک ميهن و ملت آفت رسيده ما در قريب چهاردهه اخير نيست .

بهر حال خاتمتآ ميخواهم بصراحت توضيح دارم که من شخص منفى بافى نيستم وهدفم زير سوال بردن برنامه هاى عالى و سازنده شما عاليجنابان که بهزار خون دلخوردن و مطالعه دقيق آنرا تهيه وازين طريق بخدمت هموطنان عرضه داشته ائيد نيست ،بلکه هدفم روشنى افگنى بيشتر بر مطالب حساس و زير بنايى ميباشد که در ذهن هر افغان دلسوز و علاقمند بفرداى درخشان افغانستان انباشته شده است .و فکرميکنم اگر متفکرين قلمپرداز و خبير سياسى ما به حل آن توجه نماينددر جلب اعتماد بيشتر هموطنان نقش ارزنده را بازى خواهد کرد.

بازهم صحتمندى کامل و طول عمر بار تان رااز بارگاه خالق توانا التجامندم
و من الله التوفيق و عليه التکلان


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 10.09.2013

با اغتنام از این فرصت کوتاه می خواهم بهترین و صمیمانه ترین تمنیات خودرا خدمت محترمه داکتر صاحبه فخر النساء فیضانی، که خود شخصیت محترم و دانا اند، به خاطر ابراز لطف و ذره نوازی شان و همچنان علاقمندی و سهم گیری شان درین بحث اظهار نمایم .
به ارتباط تبصرۀ اخیر شان که متوجه من بوده باید بعرض برسانم که اطلاق کلمۀ «انقلابی» را در پیشنهاد خود موزون نمی دانم، آرزوی من پیمودن و انتخاب راهی است که دیگران برای آوردن تغییرات و اصلاحات در ممالک دیگر پیموده اند. بلی طرح، انسجام و دنبال نمودن چنین مبارزات طبعاً وقت بکار دارد. این وطن در طی سی و چند سال در خون غطور بوده در آتش می سوزد و بگفتۀ محترم داکتر صاحب کاظم اگر چند سال دیگر برای بیرون شدن از گمراهی و پیدا کردن راه صواب صرف می گردد در نهایت امر بخیر و صلاح و سود جامعه خواهد بود. من در قدم اول بیداری و احساس مسؤولیت و درک رسالت ملی اکثریت ناراض و بی تفاوت قشر منور، آگاه و دانای کشور را می طلبم که از جا بجنبند و بپاه بایستند و فارغ از هرگونه تعصبات و تبعیضات زهر آگین بصورت منظم و منسجم از طریق مبارزات دامنه دار در بیداری مردم خدمت نموده طلسم استعمار، استبداد، انحصار و اسارت مشت فروخته شده و مزدور را با نیروی ملی و مقاومت مسالمت آمیز درهم شکنند و زمینۀ حاکمیت راستین ملی را فراهم سازند. به نظر من این راه عملی، بنیادی و اساسی بیرون رفت از بحران است.
یک وطن آباد و آرام شاید در یک هفته ویا یک ماه ویران گردد و زنجیر بردگی بگردنش آویزان، ولی آبادی و آزادی اش سالهای دراز نیاز دارد، اگر راه معقول و اساسی انتخاب گردید و نجات وطن از آن متصور بود ما در استقبال آیندۀ بهتر قرار داشته عنصر زمان فاقد اهمیت گردیده تحت الشعاع هدفمندی ملی ، رهایی و زنجیر شکنی قرار میگیرد.
تا بکی ما افسانه های گاندی و نلسون ماندلا و داکتر مارتن لوتر کینگ و هزاران مبارز آزادی خواه و اصلاح طلب را در گوش فرزندان خود زمزمه کنیم به یقین کامل که مبارزین بمراتب بهتر مطابق شرائط خود ما درین وطن داریم که اگر زمینۀ تبارز شان فراهم گردد.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 10.09.2013


خوانندگان و نویسندگان محترم!

به نسیت ورود نوشته های جدید در این دریچه تاریخ بسته شدن آن برای اقلاً یک هفتۀ دیگر به تعویق افتاد.
تاریخ جدید مسدود شدن آن در آینده به اطلاع شما خواهد رسید.

با احترام

افغان جرمن آنلاین


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 10.09.2013

دوستان عزیز سلام
ادارۀ محترم پورتال ختم نظر دهی را فردا شب اعلام فرموده اند. بدینوسیله با استفاده از فرصت از همه عزیزان گرامی که در مورد نوشتۀ این کمینه ابراز نظر فرموده و مرا از فیض دانش خویش مستفید ساخته اند، صمیمانه تشکر میکنم. اینکه در آخرین روز خواهر گرامی محترمه داکتر فخر النسأ سؤال های پرپیج و بحث طلب را مطرح کرده اند، باید عرض کنم که جواب «کافی و شافی» به آن نه تنها برای من بلکه گمان میکنم که برای همه مشکل خواهد بود زیرا به اصطلاح «با یک گل بهار نمیشود» و «طفل نوزاد» را نمیتوان در یک روز به جوان پرقدرت تبدیل کرد و نهالی را دریک روز بارور ساخت.
مشکلات افغانستان نیز مثل همین مثال ها به وقت و زمان ضرورت دارد و کار ساده نیست. آنچه دراینکار مهم پنداشته میشود،همانا قدم گذاشتن بیک سمت و راه سالم است که ما را به هدف برساند یعنی اجتناب از گمراهی. طوریکه ما طی این دوازده سال مهم که اکثر آنرا یک «دورۀ طلائی» از نظر شرایط مسما میکنند، دولت و دولتمردان ما نتوانستند از آن بهره برداری لازم به نفع کشور و مردم نمایند و هنوز که هنوز است به سمت «گمراهی» طی طریق میکنند.دراین موقع که همسایگان دور و نزدیک ما مثل کرگس های لاشخور انتظار بیحالی و سستی ما را میکشند تا کشور ما را زیر چنگال خود گیرند، کوشش نکنیم که از حمایت یک کشور بزرگ خود را بی نصیب سازیم، زیرا از زهر چشم آن احتمالاً کرگس ها جرأت هجوم را نخواهند کرد. گرگس ها میکوشند با زمینه سازی خروج هرچه سریع تر آنها، میدان را برای خود «شغالی» و خالی سازند.
البته این وضع شامل حال کرگسان قدرت و ثروت اندوزان داخلی ما نیز خواهد بود که به کمک یاران و حامیان قدیم خود بساط سالهای قبل را بار دیگر هموار سازند و آنچه از بدنۀ نیمه حال این کشور باقی مانده است، آنرا نیز به غارت برند. دراینجا نقش بیداری مردم بسیار مهم است تا نگذارند کرگسان داخلی زمام امور «سلطانی» را در کشور بدست گیرند. اکنون وظیفۀ ایمانی و وجدانی هر هموطن است تا رأی خود را به صندوق شخصی بیندازند که از این قماش اشخاص نباشد. امید من آنست تا مردم داخل کشور بااستفاده عاملانه و آگاهانه از حق رأی خود در این راه پیشتاز شوند، ورنه هرچه ما در این دیار بگوئیم و نسخه نویسی کنیم جز حرف چیز دیگر نخواهد بود و السلام این بود جواب بسیار کوتاه و پایان بحث.


اسم: فخرالنسا فيضانى   محل سکونت: کلفورنيا    تاریخ: 09.09.2013

استاد گرامى، جناب داکتر صاحب سيد عبدالله کاظم، محترم آغاى عباسى صاحب و جمله دست اندر کاران پورتال وزين افغان جرمن را صميمانه سلام و احترام خالصانه تقديم باد.

بحث جالب و حياتى را پيشکش نموده ائيد، برايم مثل هميشه نبشته هاى شما الهام بخش، جالب، بکر و ارزنده ميباشد، بنظرم گشودن باب مناظره سالم علمي ميان قلمبدستان ميهندوست پردرد و درک خدمت بس بزرگيست، اين موفقيت را بشما تبريک ميگويم ،التجامندم خداوند توفيقات مزيد واجر جزيل در زمينه نصيب تان کند.

و اما مقاله مبسوط و راهگشاى علمى وعملى جناب داکتر صاحب کاظم را تحت عنوان "راه حل کدامست؟" توام با تبصره هاى مثبت و منفى ساير نگارندگان محترم با علاقمندى خواندم واقعآ ديدگاهاى مختلف و مناظره گونه دوستان موضوع را دلچسپتر و آموزنده تر کرده است.
بنظرم تحليل و ارزيابى دقيق و موشگافانه اکادميک استاد کاظم از بسيارى جهات عمليترين پلان و راه حل واقعى در شرايط حساس کنونى است و من آنرا تائيد ميکنم ولى در طرح عالى جواب سوالها ذيل را نيافتم، خرسند ميشوم اگر جناب داکتر صاحب به پاسخش بپردازند.
١­ دست اجنبى هاى دور نزديک شامل بحران سياسى کشور را چگونه ميتوان ازقضايا افغانستان کوتاه ساخت؟ يعنى قناعت آنها را طورى فراهم کرد که هر نوع تحول سياسى منافع آنها را در آينده بخطر مواجه نميسازد.

٢­ محدود ساختن قدرت منبع اصلى داخلى شرارت، که همانا جنگسالاران گروهى و تنظيمى ميباشند چطور بايد اجرا شود، طوريکه عملآ ميبينيم اينها چون سرطان خبيثه در تاروپود سياسى و اجتماعى ما جا گرفته اند و هرگز حاضر نيستند داوطلبانه ازمواضع قدرت عقب کشند حل اين معضله اساسى چگونه صورت خواهد گرفت؟

٣­ قراريکه تجاربى تحولات قريب نيم قرن اخيرکشورنشان داده است، اين ابرقدرتها و ابترقدرتهاى حسود(همجوار) خارجى اند که بکمک عمال شرفباخته داخلي شان مقتدارات سياسى ،اقتصادى وفرهنگى کشور ما را رقم زده اند و افغانستان امروز علنن به لانه جاسوسى و استخباراتى جهانى مبدل شده اين سازمان هاى جهنمى را چگونه ميتوان مهار کرد؟

بلاخره طوريکه واقعيت هاى تلخ تاريخي اخير راجناب آغاى عباسى درمقاله عالمانه شان "پيوند هاى نامقدس" به زيبايي و مهارت خاص قلمي شان توضيح داشته اند و من بدين مناسبت ازجناب شان متشکر و با آنها موافقم ولى فکر ميکنم برنامه مبارزات انقلابى ايشان در دراز مدت ميتواند راهگشا باشد و زمانبراست بنظرم مردم ديگرخسته شده اند وبقول شاعر

يکدم دل ما غمزده گان شاد نشد
ويرانه ما از ستم آباد نشد
داديم بسى در رهى آزاد جان
اما چى نتيجه ميهن آزاد نشد

آيا جناب عباسى صاحب برنامه عاجل پس از خروج نيروى هاى امريکا و ختم دوره شاهى قلابى کرزى خان در سال ٢٠١٤ دارند؟

خوشحال ميشوم اگر برنامه قصير المدت شانرا توضيح دهند.
شاد و سرفراز دوجهانى باشيد


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 09.09.2013

من بانظر محترم سیستانی صاحب در مورد ارزیابی عالمانۀ جناب محترم فاضل دانشمند داکتر صاحب سید عبدالله کاظم مؤافقم. واقعاً تحلیل عالمانه و آموزنده است. اما در مباحث باید بین اختلاف نظر و تفاوت نظر اندکی تأمل صورت گیرد. عشق وطن، سوزش درد جانکاه ملت است که هر فرزند صدیق و غیر آلودۀ افغان را وا میدارد که با وصف پائین بودن سطح دانش و عدم تساوی درجۀ علمی اندیشه های صادقانۀ خودرا در راه نجات وطنش با جرأت و شهامت ابراز نماید. درین ارتباط موضوع مطرح ساختن، خود نمایی و فضل فروشی مطرح نیست. اظهار نظر متفاوت حق مسلم همگی است.

من شاید با ده ها نظر شما طرزدید متفاوت داشته باشم که حق اظهار آنرا کسی از من گرفته نمی تواند ولو که من کاندید اکادمسین نیستم ولی درجات علمی و القاب را نباید معیار وطن دوستی قبول کرد و دلیل شده نمی تواند که من وطنم را کمتر از داکتر صاحب کاظم و سیستانی صاحب دوست دارم، همین عشق وطن و گذشتۀ نا ملوث من است که انگیزۀ بیان ناله های پر سوز من گردیده من هم راه نجات وطن می پالم.

اگر خدای ناخواسته بگویم سیستانی صاحب و یا داکتر صاحب غلط گفته اند خود مظهر جهالت است، هدف مشترک وسر منزل مقصود معلوم است ،کسی پای پیاده طی طریق می کند و کسی با مرکب و اشتر و دیگری با موتر و طیاره..
من نظر هموطنم امان الله عمر را تائید میکنم که ای کاش برای اعتبار بخشیدن ، شنیدنی ساختن و مؤثر ساختن صدای خود سازمان متشکل «اصلاح طلبان بیرون مملکت» میداشتیم تا راه نجات به توافق همگانی طرح ونه تنها به دولت افغانستان بلکه به مراجع بین المللی پیشنهاد میگردید و نظریات پراگنده در یک نظر واحد با مشخصات ملی گرایی و وحدت ملی برای ایجاد اصلاحات بنیادی پیشکش می شد.


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 09.09.2013

خوانندگان ارجمند این صفحه سلام!

معذرت میخواهم که من دیرتر به این بحث جذاب وآموزنده شرکت میکنم؛ دلیل آن علاوه برعارضۀ کمردردی شدید، مصروفیت در تهیه جوابی مستند به یکی از مقالات مخربی بود که در سایتهای تول افغان ودعوت نت به نشر رسیده بود و شخصی آنرا با طرح چند سوال به من فرستاده ومنتظرجواب بود. جواب آن سوالها، مقالتی است از این قلم زیرعنوان "نشراکاذیب خواننده را گمراه ونویسنده را رسوا میکند" که در سایت های افغان جرمن آنلاین ودعوت نت وتول افغان بدست نشر سپرده شده است.

اما من بحث های داغ براین نوشتۀ عالمانه ووطن دوستانۀ اقای داکتر عبدالله کاظم را دنبال میکردم واز مطالعه نظریات خوب هموطنان می آموختم . به نظرم انگیزۀ نگارش مقالۀ داکترصاحب کاظم، از تب وتاب ونشست وبرخاست های عناصر استفاده جو وغیرمستحق در رهبری ومقامات بلند دولتی ، منشاء میگیرد که با وجود 12 سال سوء استفاده وسوء اعمال خود با سرنوشت مردم وحیف ومیل کردن کمک های جامعه جهانی به مردم افغانستان، هنوز هم نمیخواهند از شانۀ این مردم بدیخت وفقیروبیکار وناتوان پائین شوند وانتظار دارند تا بازهم به خر تازی درمیدان افغانستان بی صاحب ادامه دهند.

داکترصاحب کاظم خود این علتها را برمیشمارد ومینویسد:«... با آنکه هنوز چند هفته به آغاز ثبت نام کاندیدها باقی مانده است، اما بازار ائتلاف ها و معامله گری های سیاسی بین فعالان علاقه مند به قدرت بسیار گرم شده است و هر یک می خواهد به این مقام که از نظر صلاحیت های قانونی کمتر از یک« فرعون زمان » نیست، اقلاً برای مدت پنج سال دست یابد. کنار آمدن ها و ائتلاف های معامله گرانه در جهت رسیدن به این مقام بیشتر از برای آنست که رئیس جمهور کشور با صلاحیت قانونی خود ونیز بوسیلۀ اندک نفوذ در پارلمان به سهولت هرچه دلش بخواهد، انجام داده می تواند و کسی مانع اجراآت «مطلق العنان »او شده نمی تواند. هر کس جانشین او گردد، به مثل خانوادۀ حامد کرزی یعنی برادران و برخی وابستگان او از گمنامی به شهرت و از ناداری به ملیونری می رسند و نیز کسانی که اکنون در طول دوازده سال به این امتیاز دست یافته اند، بازهم می کوشند تا بر آن بیفزایند و یا دست کم امتیازات خود را بدون نگرانی از آینده و بازجوئی حفظ کنند.همین انگیزه است که عدۀ آزمندان قدرت و ثروت را وامیدارد تاهرچه دارند، در پای رسیدن به این مقام بریزند واز هر راهی که ممکن باشد، به این کرسی «سلطانی» تکیه زنند. بعضی از این اشخاص که قبلاً در مقامات عالیۀ دولت طی چندین سال قرار داشته اند و طعم شیرین قدرت را چشیده اند، دیوانه وار برای رسیدن به این مقام تلاشمی کنند. عده ای دیگر با پرروئی و بدون توجه به سوابق بدنام خویش پا به پیش می گذارند و می خواهند با استفادهاز نام جهاد، قوم، مذهب، زبان و منطقه با صد حیله و فریب خود را برشانه های مردم تحمیل نمایند و چون به تنهائی موفق به اینکار نمی شوند، دست به ائتلاف ها و گروه سازی ها بنام های مختلف می زنند. گاهی هم سر و کلۀ آنها از کشورهای همسایه و گاهی هم از کشورهای اروپائی بالا می شود تا به مردم بیچاره نشان دهند که آنها از حمایت کشور های بیرونی برخوردارند.وهمین ها هستند که آواز تغییر نظام را از «ریاستی» به « پارلمانی » وادارۀ «متمرکز» را به «غیرمتمرکز» بلند می دارند و داعیۀ فدرالی شدن و انتخابی شدن والی ها را سر زبان ها می اندازند.»

داکترصاحب سید عبدالله کاظم نظام موجوده را شبیه خندق کثیفی میداند که در آن فقط بقه ها ومیکروبها میتوانند رشد وتکثر کنند، نه ماهی های رنگه،ونتیجه میگیرد که دریک نظام کثیف وآلوده، «هیچ دست پاک و صادقی بکار نمی رسد و بزودی مثل ماهی در آب کثیف ازبین میرود.»

توصیه نویسنده به نسل جوان وآنهای که درغم نجات کشور از این خندق کثیف اند،اینست که : «اگر میخواهید کشور از مصیبت جاری نجات یابد، باید مجدانه بکوشید تا اشتباهات گذشته تکرار نشود و رأی خود را به یک شخص واجد شرایط ملی، صادق به مردم، عامل در امور، پاک نفس، مسلمان واقعی، با دانش و کوشنده در راه تأمین عدالت، ثبات و حاکمیت قانون و همچنان پابند و متعهد به این تؽییر مهم بدهید که هرگاه او به مقام ریاست جمهوری برسد، از هیچ نوع تلاش برای ایجاد این تؽییر از مجرای قانونی یعنی تعدیل قانون اساسی بوسیله لویه جرگه مضایقه نکند. این بار فریب اشخاص معلوم الحال را نخورید و فقط به منافع ملی ونجات کشور و مردم از چنگال هیولاهای قدرت فکر کنید و نگذارید که آنها شما را به نام قوم، زبان و مذهب ازهم متفرق سازند و کشور را درنهایت به تجزیه و بربادی بکشانند.»

من متوجه هستم که داکتر صاحب کاطم، منحیث یک دانشمند برازنده،مجرب و دلسوزکشور، علت های بحران جاری در کشور را با زبان ساده وکلام پخته بیان کرده وراه برون رفت آن را نیز نشان داده است،بنابرین من با هرکلمه وهر جمله و هر سطر وهرپراگراف ودر مجموع با کل طرح شان موافقم وجائی برای افزودن وکاستن در آن نمی بینم.اگر برخی از هموطنان با نظرات ودیدگاه داکتر صاحب موافق نباشند ، این حق شان است،ولی واقعیتها همین است که داکتر صاحب بدون حب وبغض شخصی بیان کرده است. برخی هم برای آنکه خود را مطرح کرده باشند، باطرح های داکتر صاحب کاظم سرمخالفت جنبانده اند که البته آن نظریات با حرمت متقابل با جواب وتوضیح مجدد داکترصاحب روبرو شده وشاید قناعت کرده باشند، ولی آنچه مهم است اینست که این نظریات تا چه اندازه خواهد توانست در افغانستان توجه طبقۀ با سواد وجوان را بخود جلب کند وبدان عمل کنند؟
در هرحال،

حافظ وظیفۀ تو دعا گفتن است و بس
در قید آن مباش که نشنید یا شنید
ختم


اسم: افغان جرمن آنلاين    محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 08.09.2013

خوانندگان گرانقدر پورتال افغان جرمن آنلاین!
دریچۀ نظرخواهی پیرامون برای نجات کشور از بحران سیاسی چه باید کرد؟
نوشتۀ جناب سید عـبد الله کاظم به تأریخ 10.09.2013 سپتمبر به ساعت 12:00 شب بوقت اروپای غربی مسدود میگردد. از نویسندگان و خوانندگانی که خواسته باشند در این مورد بنویسند، خواهش می شود، از فرصت استفاده فرمایند.
با تشکر و عرض حرمت


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 08.09.2013


با عرض احترام خدمت محترم دوکتور صاحب کاظم!

میدانم که در این بحث شما را بسیار خسته و حتی ناراحت ساخته ام، اما گستاخانه بازهم شما را رها نخواهم کرد زیرا از شما می شود چیزهای آموخت و دیگران نیز استفاده خواهند نمود.
بهر حال شما میدانید که قانون اساسی بسیار کم رنگ از شرایط و مقتضیات درون جامعه و تفکر قانون گذاران افغان بوده و بیشتر همانطوریکه شما گفته اید با الگو و نمونه برداری از قانون امریکا ساخته شده است.

در تشکیل دولت و تعیین مجریان قانون همچنان چه قبل از قاون و چه بعد از آن، نقش و اثر امریکائی ها تعیین کننده بوده است. آنهم نه بر اساس ضرورت و شایستگی افراد بلکه با معیار اینکه کدام فرد و کدام گروه جنگی و قومی توانایی جنگی داشته و به حیث نیروی پیاده نظا م در کنار قوای هوایی امریکا در جنگ علیه طالبان خدمت نموده اند.

البته این نوع معاملات چیزی تازه ای نبوده که در تشکیل دولت در قدم نخست نیرو های بالفعل را به حساب آورده اند و بعد از آنها کسان دیگر را. . . این شیوه همواره رسم جهان بوده است.

خلاصه از دید من در شرایط موجود افغانستان، قانون عملاً نه چیزی را کم و نه چیزی را زیاد می کند. بلکه این انسان ها و قدرت ها اند که قانون می سازند، دولت تشکیل می دهند و هرکس بر طبق قدرت و توانایی اش در آن جا می گیرد و به نفع خود کار می کند، در قدم دوم و سوم میلیون ها مردم بیچاره ای مطرح هستند، آنهم برای آنکه کار بجایی نرسد که دست به شورش و قیام زنند.

با عرض احترام مجدد.



اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 07.09.2013

در انگلستان جایی که من زندگی میکنم چندی قبل در مورد چگونگی خدمات صحی و اشکال مختلف این خدمات از جمله ملی، خصوصی، مخلوطی از خصوصی و ملی یا دولتی، نقش شاروالی ها یا شورا های محلی، حکومت مرکزی و سازمان های غیر دولتی در تأمین و فراهم کردن این خدمات به مردم محل و بلاخره نقش خود مردم محل بحث های داغ میان رهبران و اعضای حزب حاکم، اپوزیسیون و سازمان های مختلف بخصوص گروه های خیریه جریان داشت.

در آن زمان یکی از رهبران اتحادیه های کارگری مربوط به اتحادیه کارمندان بخش صحت عامه که مخالف خصوصی سازی بخشی از خدمات صحی است گفته بود که این سیستم ، نوع و شکل خدمات نیست که باید مقصر شناخته شوند بلکه عده ای در رهبری خدمات صحی اند که بر اساس داشتن روابط و علایق با شرکت های خصوصی تولید ادویه و وسایل طبی سیستم موجود را ناکارآمد و کار کارمندان صحی را در موجودیت سیستم فعلی غیر موثر نشان میدهند.

عین مثال در رابط با سیستم ، شکل و نوع دولت هم صدق میکند. تا زماینکه قدرت های مافیایی یا ارگان های نیرومند دیگر جنب دولت وجود داشته و در داخل دولت دولتی دیگر ایجاد کنند هیچ نوع سیستم و شکل دولتی از برکت آنها در امان نخواهد بود و با ناکامی مواجه خواهد شد.

سیستم و شکل دولتی پاکستان و هند یکی است ولی از روز ایجاد کشور مصنوعی و تروریستی پاکستان بوسیله انگریز تاکنون این نظامیان اند که کشور را کنترول میکنند. همان سیستم و شکل دولت ملکی که بزرگترین دیموکراسی و یکی از قدرت های جهانی را در کشور برادر هند ایجاد کرده در پاکستان بزرگترین مافیای نظامیان را ایجاد نموده که حمایت از تروریزم و افراطیزم اسلامی را بزرگترین فکتور برای بقای شان میدانند.

به عین شکل در ایران این سیستم و نوع و شکل دولت نیست که ایران را در تقابل با تمام دنیا قرار داده و آنکشور نهایت غنی از لحاظ منابع طبیعی را به دوزخ برای اکثریت مردم ایران مبدل کرده است بلکه این ارگان های غیر منتخب چون شورای نگهبان، رهبر مذهبی و غیره اند که تمام کنترول کشور را بدست داشته که میتوانند جلو تطبیق هر اقدام رئیس جمهور و پارلمان متخب را بگیرند.

در افغانستان ما هم این به اصطلاح رهبران جهاد، جنایتکاران جنگی و قومندانهای سابق جهادی اند که مافیای بزرگ غضب زمین ، مواد مخدر و سؤ استفاده از موسسات دولتی را ایجاد کرده و تا زمانیکه قدرت بی سرحد آنها وجود داشته باشد هر نوع شکل و سیستم دولتی با ناکامی مواجه خواهد شد. همانطوریکه ولسی جرگه و شورا های محلی انتخابی زیر کنترول آنها قرار داشته و به وسایل حمایت از منافع آنها مبدل گردیده است.

نوت: من قبلا هم نوشتم و باز هم عرض میکنم که پیام دیروز بنده در جواب به نکاتی بود که شاغلی نهایت محترم داکتر صاحب عبدالله کاظم در پیام مورخ 02.09.2013 شان اظهار نموده بودند و همانطوریکه دوستان از « سلطان » ، «شیر و روبای خانه »،«مصلحت خوایی» و چگونگی تبدیلی تورن اسماعیل خان یاد کردند بنده حقیر هم خواستم موضع خود را در زمینه ابراز کنم. امید تیم محترم نشراتی افغان جرمن انلاین قبل از حذف یک پیام بنابر تقاضای شخصیت های محترم در این سایت یکبار دلیل نگارش نظریات دیگران را هم در نظر بگیرند. وسلام


اسم: پیرمحمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 07.09.2013

قابل توچه تیم نشراتی سایت وزین افغان جرمن انلاین !

نوشتۀ دیروز بنده که اکنون از این صفحه بر اساس تقاضای جناب محترم شاغلی عباسی حذف شده در جواب نکاتی بود که داکتر صاحب عبدالله کاظم به تاریخ 02.09.2013 اظهار نموده بودند.

پس آیا نوشته آن محترم هم باید حذف شود ؟

وقتی نویسنده های محترم از « مصلحت گرایی و مصلحب جویی » محترم کرزی یاد کرده او را« سلطان» « شیر و روباه خانه» یاد کرده و از « شجاعت سلطان» یاد کرده که تمام آن در مورد کرزی است نه در مورد سیستم و شکل و نوع دولت پس آیا آنها هم باید حذف شوند ؟ و آیا دیگران حق ندارند در جواب آن چیزی بنویسند ؟


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 07.09.2013

نا پدید شدن اعتماد میان اګاهان سیاسی ، نه بود هماهنګی سیاسی و فرهنګی در جامعه ، عدم اعتماد فزایند مردم بر احزاب سیاسی و عدم اعتماد در مورد پروسه موجود باعث شده تا روشنفکران ملی و مترقی در حالات پراګندګی سیاسی بسر برند، در سایت وزین و ملی افغان جرمن انلاین دانشمندان افغان هر یک محترم داکتر عبدالله کاظم، محترم عارف عباسی و سعیدی- سعید افغانی در مورد اینکه برای نجات کشور چه باید کرد ؟ نظریات مختلف در خور مردم افغانستان داده شده که با هم، هم اهنګ نبوده و هر یک از دید خود اوضاع جاری کشور را تحلیل و رقم زده اند، که ناشی از پراګندګی سیاسی و نبود یک تشکل بوده است، هر یک محترم داکتر عبدالله کاظم، محترم عارف عباسی و محترم سعیدی- سعید افغانی در مورد شورش موجوده و ګسترش شورش که مساله اساسی و عمده افغانستان را تشکیل می دهد اینها چیزی نګفته اند، وقتی روشفنکران ملی و صاحب نظر ما از موضوع اساسی طفره می روند و در این راستا از یک ستراتیژی ملی حرفی برای ګفتن ندارند، و هر یک به ملت مراجعه می نمایند، ګویا ملت افغانستان راه حل را جستجو نموده و ما به عقب ان در حرکت شویم، در افغانستان و هر ګوشه دنیاه مردم و ملتها از منورین و روشنفکران خود الهام می ګیرند که در این راستا ملت را قشر سیاسی یک جامعه اګاهی سیاسی می دهد، تجربه ګذشته نزدیک کشور ما نشان می دهد که این روشفنکر بود که ملت را به خون اغشته کرد، باید ګفت که این روشنفکر است که جامعه را از مشکلات نجات می دهد، مساله اساسی در افغانستان ،مساله شورش است که چطور متوان شورش را ارام کرد و برای ان لازم است تا برای شورش موجوده، ضد شورش، مسیر و تناسب ان را مورد ارزیابی قرار داد و باید روشن کرد که اکنون تناسب ضد شورش در ګجا قرار دارد، ایا در مسیر درست در حرکت است؟ چیزی که جوانان افغانستان از ما می خواهد ان است تا در این مورد که چطور متوان حرکت ضد شورش را به جهت درست ان رهنمایی کرد و در این راستا هر سه دانشمند مذکور نظر خود را در خور مردم نه داده اند، که چه باید کرد؟، اینها از نه بود هماهنګی در جامعه بین المللی در قبال ضد شورش موجوده چیزی نګفته اند، طرح هر یک انها برای نجات کشور قابل فهم نبوده است. اینکه جامعه بین المللی در قدم نخست فاقد تعریف مشترک از مشکلات افغانستان است، ما باید اولویت های مبرم کنونی را شناخت و در مورد حل ان زمینه مباحث روشنفکران ملی، مترقی رافراهم نمایم، در راستا اولویت های که باید شناخت که نیاز مبرم با ان دیده می شود از طرف دولت، حکومت، احزاب سیاسی، و جامعه بین المللی اولویت های ضد و نقیص وجود دارند، بر ماست تا روشن سازیم که اولویت
فوری افغانها چه است؟ مردم به چی نیاز دارند؟ اګر بیان داریم که مردم به نظم و قانون نیاز دارند و این دو پدیده نسبت به امنیت مفهوم وسعتیری دارد، ایا درست خواهد بود این طرح در خور مردم داده شود؟ امنیت جز متشکله نظم و قانون را تشکیل می دهد، نظم و قانون در افغانستان در کدام مرحله قرار دارد و اجرا ان چطور صورت می ګیرد؟ در این مورد دانشمندان ما به طور واضع نګفته اند که چطور ملت افغانستان وتحت کدام سیستم سیاسی و اقتصادی می توان یک برنامه ضد شورش را اماده کرد، اګر دولت و حکومت می خواهد امنیت را بدون تطبیق نظم و قانون تامین کرد، امنیت مذکور نا پایدار خواهد بود، طوریکه ما شاهد ان هستیم. ما در شرایط کنونی به حکومت نظم و قانون نیاز داریم و اینکه چطور ما می توانیم به ان برسیم ضرورت به تعدیل قانون اساسی و یا ساختن اداره موقت نیست، اینکه ما حکومت را از دایره ریس جمهور جدا سازیم و برای تعین حکومت یک اداره دیګری را بسازیم، این خود یک مشکل دیګر خواهد بود که برای فرصت طلبان در کمین شرایط را اماده خواهد کرد که روی محاسبات قومی چانه زنی نمایند و باعث کشمکش سیاسی و قومی شوند، اینکه محترم داکتر عبدالله کاظم نوشته کرده اند(آنها در انوقت فکر نکردند که با ازبین رفتن احتمالی این شخص، تمام اتکای آنها ازهم می
پاشد و کشور دچار آشوب میشود) این بدین مفهوم است با رفتن محترم حامد کرزی ریس جمهور کنونی ګویا همه چیز از بین رفته و کشور دچار اشوب میشود، با کنار رفتن حامد کرزی افغانستان دچار اشوب نه میشود بلکه این کشور بسوی استقرار و ترقی سوق داده خواهد شد ، و روند انتخاباتی چاره درست ملی است که براه انداخته شده است، برما است تا در این روند موثر تمام شویم تا بتوانیم جامعه را از شورش که دیګران ایجاد نموده نجات دهیم، افغانستان نیاز به تدوین یک ستراتیژی ملی و منطقوی که مبنای ان بر اساس ضد شورش ګیری و پیشرفت اقتصادی قرار داشته باشد که توسعه همکاری منطقوی را شامل می شود دارد، هر چند محترم عارف عباسی به طور واضع ګفته اند که افغانستان نیاز به یک تشکل سیاسی دارد و لیکن نګفته اند که روی کدام برنامه متوان به ان دسترسی پیدا کرد، و چطور متوان ان را ایجاد کرد؟
طوریکه در مقالات محترم داکتر عبدالله کاظم و محترم سعیدی- سعید افغانی دیده می شود اینها از جمله اصلاح ګرایان ای هستند که می خواهند از درون نظام سیاسی را به سوی اصلاح و ترقی سوق داد، محترم داکتر عبدالله کاظم از ارسالی نامه به محترم حامد کرزی ریس جمهور یاداوری کرده که دلالت با ان دارد که نامبرده خواسته از درون نظام را بسوی اصلاح سوق دهد، و محترم سعید- سعید افغانی از اصلاحات مثبت و اجرا شده ۳۰ فصید یاداوری نموده اند که نمی دانم این ارقام را از کجا بدست اورده اند؟ نمی شود روند حرکت جامعه را بطور کاملآ مسدود کرد، و نقش افراد را در روند پیشرفت یک کشور نادیده ګرفت، بدین مفهوم که پول های مصرف شده جامعه بین المللی در پیشرفت نسبی افغانستان نمایان است. اینکه اینها از اصلاحات از بیرون نظام حرفی زده اند، به نظر من اصلاحات در درون نظام از طریق ارایه نظریات در شرایط کنونی که جنګ در جریان است ناممکن به نظر می رسد، در شرایط مبرم کنونی این چاره اجرا عملی ندارد و روشنفکران ما نمی توانند از درون نظام فاسد را اصلاح کرد، تا اینکه نقش عملی در اجرا برنامه اصلاحی خود نداشته باشند
و اینک در جریان انتخابات ریاست جمهوری داکتر صاحب از زد و بندهای اتیلاف های سیاسی یاد نموده اند که از نوشته ان پیدا است که این اتیلاف های قابل تایید جناب داکتر صاحب نمی باشد و در اخیر اضافه می کند که ملت برای یک شخص خوب رای دهند، این شخص خوب مجبور است از درون اتیلاف سیاسی بیرون اید و نمی توان از زد و بندهای اتیلاف های سیاسی چشم پوشي نمایم، شرایط امروزی در افغانستان چنین است که شخص برنده ریاست جمهوری را نمی توان در وسط قلمداد نمود، در شرایط کنونی وضع سیاسی و اجتماعی کشور از ما می طلبد تا از مسایل عمده و اساسی که همانا شورش و تناسب ضد شورش در افغانستان است باید راه حل را جستجو نمایم نه اینکه در مسایل فرعی افکار جوانان را مغشوش نمایم
امان الله عمر


اسم: Sayedi S   محل سکونت: uk    تاریخ: 07.09.2013

دوست عزیز نعیم بارز سلام به شما وخوانندهء معزز
نوشته های شما تماماً و به صورت عمده در تلاش دادن برائت به حاکمیت موجود است. با تمام دقت آنرا درک میکنم. اما باور کنید که چنین نیست. شما مشکل اساسي را در عدم آګاهی جامعه، مداخله امریکا، حمایه از والی های و عناصر متضاد در حاکمیت و... همه و همه تلاش برای برأت حاکمیت فعلی وسیستماتیک تلاش حد اقل کم ساختن مسؤولیت شان را دارید. نمی دانم چه تعهد موجود است امید اشتباه کرده باشم.
از اول: ايا جامعهء هند روشن است وسواد کامل دارد که دیموکراسی وترقی دران به سرعت و بسیار خوب کار مکیند. حتمی نیست همه ماستر و داکتر باشند. اصل درین راستا برای عام درزندګی سیاسی شعور ودانش سیاسی و سواد سیاسی است. مردم ما چنین سواد سیاسی را دارند. قربانی دادند ومیدهند و عدهء چالا وفریب کار مانند سالهای قبل در ۱۲ اخیر هم مردم و جامعهء جهانی را فریب دادند و فرصت هایخوب راضایع کردند.
مداخله امریکا: بلی امریکا بی جازمانی مداخله کرد که افرادبی کفایت را از خارج به سرملت دیسانت و نصب کرد. من به کمک جهانی باور وضرورت میبینم اما کمک و نصب کردن ترجمان نیرو های خویش بر سرملت بدنن ګرفتن مشروعیت و بدون اراده ملت این مداخله است و نتیجه نمی دهد ونه خواهد. اګر رییس جمهورم باید صلاحیت داشته باشم اګر نه استعفا میدهم. از همه یک سخن ویک قصه ماهیت مسأله را روشن میکند: بمبارد ها در افغانستان محبوبیت حکومت مارا خدشه دار میسازد. و جانب امریکایی آقای اوباما میګوید نه ما برای کشتن به افغانستان نه رفته ایم. این ماهیت و تحت الذهن جانب افغانی را روشن میسازد. بجای دفاع ازمردم خویش از حملات کرو کور و بمباردمان. بدبودن این بمباردهای کور و کر را بخاطر ازبین رفتن محبوبیت حاکمیت خویش تعبیر میکنند و جانب خارجه مسأله را بخاطر بد بودن به ذات خویش بد میګوید و رد میکند.
ګروه های متصاد در حاکمیت حالت نامطلوب است. اما آنقدر هم نه. تیم واحد کلید ساز یعنی شورای وزرا به دست یک مرکز وباید کلید میساخت و بسازد. اما شما به محتوی واجندای جلسات شورای وزیران درسال ګذشته نګاه کنید بر چار حلسه تبصره داشتم و جزییات را بیام کردم.
بلی مشاکل و عوامل آن زیاد است اما آنچه به ما مربوط است وآن عامل بی کفایتی حاکمیت و غیر مشروع بودن وعدم صداقت است عامل بس جور دهند و مشکل است. بیاید یک مثال دیګر میګویم شما به دوستان خویش درحاکمیت ترجمه وارسال کنید: بیایید سلاح را به زمین بګذارید وبه زندګی صلح آمیر خویش بپردازد .....
ترجمه: بیایید تسلیم شوید و صدارت و ریاست من قبول و تسلیم تجاوز به خانه ها و بی عفی های جاری تحت عملیات تصفیه های قومی ولساني و ... شوید وشما خبر دارید بر مردم درمحلات در خانه ها درتلاشي های افراد تا دندان مسلح چه میګذرد. خدا به هیچ مسلمان نیاورد که زن کسې را مرد نامحرم به صورت فجیع تلاش و ... کند. الهی به حال این ملت رحم کن. به لحاظ خدا یک کم سر به ګریبان. این است حالت و این است وضع و عامل آن درموارد زیاد این حاکمیت.داسلام په تمه تمه د کافر کانې وشوې- هیځ تمیز کولای نه شو قیامتونو کې مو شپې دي. لذا باید چشم و ګوش را باز کرد. هریک از نظام ها و افراد که وحاکمیت های که کرده اند ویا میکنند با رویاروی مسایل را مطرح و تنویر کرد. چیزی دیګری از دست ما ساخته نیست. در لندن یک سال قبل با مسوولین دست اول کشور تلاش کردم قناعت بدهم که این افغانهای خارج از وطن را در سرنوشت وطن کمی سهیم سازند و حد اقل حق رای دادن را در انتخابات ازانها سلب نه کنند اما قبول نه کردند. چنین وضع که ما در خارج خود مینویسم و خود میخوانیم یک مفاد دارد که خود را میفهمانیم وبس. بقیه امور دردست کسانی است که چشم و ګوش شان بسته وزد وبند های دیګر خارچ از تصورات ما دارند.
افغانستان روز های سخت دشواری را در پیش دارد ونباید درګفتن حقایق ماست مالی کرد. مواخذه دنیا واخرت خواهم شد.
بر ماست تا خدمت ګاران خویش را با سخن خوب تشویش و منحرفان را به انحراف شان متوجه ودر صورت عدم اصلاح افشاء و تجرید کرد. این رسالت را باید اداء کرد. بقیه بالاتر از اختیار ماست. تشکر


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 07.09.2013

جناب محترم بارز صاحب سلام و عرض ادب به شما!
با آنکه ساعتی قبل نوشتم که آخرین تبصرۀ من در موضوع مورد بحث میباشد، اما دیدم که تبصرۀ اخیر شما را قبل از معروضۀ من حالا نشر کرده اند، لذا به سلسله بحث بر موضوع خواستم توجه شما به دو نکتۀ مهم جلب کنم:
1 ـ در مورد سلب اعتماد وزرا، طوریکه در مقالات قبلی خود به تفصیل بیان داشته ام که مشکل معامله گریها در آن مورد از نارسائی قانون به وجود می آید، طوریکه قانون برای ولسی جرگه صلاحیت پولیس، څارنوال و قاضی را داده است. آنها هم تحقیق میکنند ، هم اقامه دعوا و هم در مسند قضاوت می نشینند. اینجا ست که تفویض چنین صلاحیت به یک اورگان، ولو جمعی باشد چه رسد بیک شخص ، همین لجام گسیختگی را بار می آورد. من در زمینه مثال امریکا را در مقالات گذشته بطور نمونه آورده ام که دیده شود قانون آن کشور چگونه این صلاحیت ها را تقسم کرده تا عدالت برقرار شود و حق بجایش قرار گیرد. لطفاً دو مقالۀ قبلی مرا در پورتال تحت نام نویسنده مطالعه فرمائید.
2 ـ شما نوشته ایدکه نباید این همه توقعات را از یک شخص داشت و این نوع خواست ها و انتظارات را انسان از خداوند میداشته باشد. تشکر از شما که به این نکته مهم اشاره کردید و اکنون خود درمی یابید که اعطای صلاحیت های بیش از توان یک شخص است که موجب بروز مشکلات میگردد، زیرا همین صلاحیت ها است که مسئولیت ها را بار می آورند و درنتیجه توقعات را بالا می برند. دراینحال لازم است تا از تمرکز صلاحیت ها بدست یک شخص کاست تا فشار کار و رسیدگی لازم به مسئولیت ها برشانۀ او چنان گرانی نکند که او توان رسیدگی لازم را نداشته و بالاخره به مثل اداره کرزی امور پاشان و ازهم گسیخته گردد. بناً تفویض یک قسمت صلاحیتها به یک شخص مسئول دیگر، آنهم بااستقلال قوای اجرائیه این بار را کم کرده و رئیس جمهور را قادر می سازد تا به حیث رئیس هر سه قوه با عاملیت لازم رسیدگی کند.
با عرض این مختصر میرسم به پایان عراض در این زمینه، تشکر از حوصله مندی هریک شما عزیزان


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.09.2013

عالیقدر محترم داکتر صاحب کاظم!

بنده را با بزرگواری تان که از نوشته های تان اشکارا است با بحث آزادم در ارتباط نوشته های تان ببخشید. این را شرافتمندانه برایتان عرض کنم که توجه اصلی من در همچو بحث های بدون ترس لغات، مفاهیم و ارتباط اصولی آن می باشد نه شخص نویسنده. این به این مفهوم که من هیچ گاه در تبصره هایم بازی کنندۀ شطرنج را نمی دیدم بلکه حرکت مهره ها را.

امید وار هستم ما را ترک نکرده و همرای ما باشید که بحث بدون شما کیف ندارد. میدانم سن تان زیاد شده و همانقدر امیدوار هستم بخشندگی تان هم تا بنده با قلب و روح آرام بخوابم که در مقابل همچو بزرگواری نوشته هایم گستاخی فکر نشده باشد.
از خداوند پاک و متعال برایتان صحت و خوشی های زیاد خواهانم.

در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم
ساغر می ز کف تازه جوانی بر من آر

این هم تحفه من به شما

آب دریا را خورشید بجوشاند
تا بر آردش سوی چرخ و شود شرین

الله محمد


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 06.09.2013

دوستان عزیز !
اگر ما در فاصله های دور ازهم زندگی میکنیم، بازهم جای خوشحالیست که اکنون با پیشرفت تکنالوژی زمینۀ تبادل افکار دوستانه و خیرخواهانه بین ما ازطریق همین پورتال عزیز باز گردیده و ازطریق همین دریچۀ نظر خواهی احساس میکنم همه دور یک میز نشسته و از نظریات و افکار یکدیگر با کمال دلسوزی به وطن مألوف می آموزیم،از ارزش های فرهنگی و ملی خود دفاع میکنیم و به دشمنان وطن و مردم جواب می گوئیم.
طوریکه معلوم است همه در صدد اصلاح اوضاع هستیم، نه برای برانداختن این دست آوردهای 12 ساله که پس از پایان دوره های سیاه از کودتای ثور تا ختم طالبان دریچۀ امید بسوی آینده را برای مردم و کشور ما باز کرد و اما با تأسف که در اثر ندانم کاریها اکنون بسوی بیراهه روان است. هدف ما اینست تا بکوشیم نظام را با آوردن اصلاحات از بیراهه دور و از خطر آن برحذر سازیم و نگذاریم که وطن بار دیگر دستخوش حوادث ناگوار شود. اینکه تاچه حد تلاش های ما هموطنان مهاجر در اصلاح اوضاع کشور تأثیر دارد، سؤالیست جداگانه، و اما بیتفاوت نشستن گناه است. خداوند این پورتال وزین راو سائر سایت های ملی را با همکاران و گردانندگان عزیز شان بیش از پیش موفق و کامگار داشته باشد تا ما عناصر پراگنده را بتوانند دورهم جمع و در فضای دوستی بهم نزدیک سازد با احترام این بودآخرین تبصرۀ من در موضوع مورد بحث.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 06.09.2013

محترم عارف عباسی، شما حق به جانب استید، هر دو نوشته در نظریات عمومی نشر خواهند شد.
هیأت نشراتی
////////////////

قابل توجه هیأت محترم نشراتی افغان جرمن آنلاین!

نوشته های محترم پیر محمد بابر و محترم قیس کبیر به موضوغی که بنظر سنجی گذاشته شده هیچنوع ارتباط نداشته دوری جستن از اصل مطلب و تغییر مسیر تفکر خوانندگان است. این دو نوشته باید تحت عنوان تبصره ها بر نشرات سال ۲۰۱۳ پورتال نشر می شد.
امیدوارم در آینده به این اصل که « هر سخن را جایی ...» مراعات گردد.



اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 06.09.2013

سلام و احترام برهمه!

حیرانم اگر راست و صریح بنویسم، دوستان برنجند و اگر سکوت اختیار کنم وجدانم مرا آرام نگذارد. با این حال ناگذیر باید گفت:

از دید من قانون پدیدۀ خود کار نیست بلکه این انسان ها اند که بر اساس سطح فهم و درک اجتماعی شان روابط اجتماعی خود را تنظیم و قانونمند می سازند و وظیفه کنترول درست و صحیح قانون هم از وظیفه جامعۀ مدنی و نهاد های دولت بوده، خاصتاً ولسی جرگه که هم مرجع قانون گذاری است و هم صلاحیت نظارت بر اجرای درست قانون را به عهده دارد. ولی اگر نهاد های دولت از آگاهی لازم بهره مند نباشد و احساس مسؤولیت در برابر مردم و کشور نداشته باشد که ندارد صلاحیت کم یا زیاد در قانون بروی کاغذ به رئیس جمهور چندان تاثیر بر اوضاع کشور نخواهد داشت.
اما محترم دوکتور کاظم، صلاحیت زیاد رئیس جمهور را در قانون اساسی «علت» مشکلات موجود در کشور دانسته و به این نظر اند که تا این مسأله به مثابه علت اصلی رفع نشود جنجال و گرفتاری های موجود حل نخواهد شد.

اینجانب بالعکس بحران و جنجال های کشور را در عدم آگاهی جامعه، دخالت های نادرست امریکائی ها تشکیل ادارۀ موقت از افراد و عناصر متضاد و حمایت از بعضی گروه ها، والی ها و غیره میدانم که تا امروز به شکلی از اشکال ادامه دارد و به نظر من تا این عناصر متضاد در دولت باشند جنجال های درون دولت به این زودی ها از بین نخواهد رفت ولو هر نوع قانونی بوجود آید.

ببینید هرگاه خواست های شخصی نمایندگان ولسی جرگه از سوی وزراء بر آورده نشوند از آنها سلب اعماد می کنند، مشکل در قانون نیست مثلاً وقتی رئیس جمهور یک شخص را بخواهد بجای وزیر داخله سلب اعتماد شده تعیین نماید، مجبور باید معین ارشد آنرا از پیروان قسیم فهیم تعیین نماید و همینطور در همه موارد و مسایل.
توجه کنید تفاوت بین نمایندگان و رئیس جمهور را در نظر گیرید که در بسی موارد مثلاً دفاع از حقوق زنان، دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق هندو های افغانستان و غیره فرامین و موضع گیری های آقای کرزی خلاف موضع گیری های نمایندگان ولسی جرگه بسیار مثبت و انسانی بوده.

خلاصه اگر وضع جامعه و موجودیت نیروهای مخرب، تاثیرات مثبت و منفی دولت های خارجی و در راًس دولت امریکا را در نظر نگیریم و از یک فرد کرزی بدون حمایت حزبی و قومی انتظار داشته باشیم که همه مسایل را بر حسب دلخواه ما حل و فصل نماید، این نوع انتظارات از همان نوع خواست ها و انتظاراتی اند که انسان از خداوند می داشته باشد.

بلاخره ناگفته نماند، کسانی که از اراده سخن می زنند، باید بدانند که تنها ارادۀ بدون قدرت کافی نیست، قدرت داشت تا خواست ها را تحقق بخشید، سردار محمد داوود خان اراده داشت، نیت خیر داشت وطن خویش را دوست داشت و کودتا کرد، ولی چه به بار آورد؟ غیر از اینکه کشور به سمت و سوی دیگر کودتاگر ها و خونریزی ها کشانده شد.


اسم: ق کبییر   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 06.09.2013

محترم پیر محمد بابر، بعد از اینکه تورن اسماعیل از هرات دور شد، کرزی صاحب سيد حسين انوري را جانشین وی ساختن، یعنی از زیر باران در زیر ناوه نشستن. لطفأ به حیث مدافع کرزی صاحب به لینک های آتی مراجع کنید:

1:استراتیژی خطرناک ایران درهرات باستان، پلان های شوم از دست رفته را انوری از نو گرفته ؟؟
http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/J_Bami.pdf

2:بعد از سنگسار والی هرات
http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/Hakim_Norzai_Herat.pdf

3:سيد حسين انوري؛ هرات اود اېران ستراتيژيکه ملګرتيا
http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/hamed_shindandi_hussain_anwari_herat.pdf

4:هرات فلسطین آینده افغانستان

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/aref_zarabin_herat_falastine_ayenda_afg.pdf

این دفاع شما بسیار ضعیف است:
«اگر کرزی با ایرانی ها روابط دارد و پول میگیرد این زیرکی را هم دارد که آنرا از امریکایی ها پنهان نمی کند و از آن روابط و پولها بر علیه منافع شان کار نمیگیرد ...»

چون کرزی اختیار هرات را توسط سيد حسين انوري در اختیار ایران گذاشت.


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 06.09.2013

چندی قبل حین بحث در مورد مقالۀ محترم سلیم چند تن از دوستان در اظهارات شان فرمودند که کرزی فقط از یکی دو سال بدینسو تحت فشار نا رضایتی های فزاینده مردم بر علیه « باداران خارجی» خود قرار گرفته است.

بندۀ حقیر با تکیه بر واقعیت ها عرض کردم که آنچه دوستان میگویند وآنچه اسناد و اخبار قابل دسترس میگوید کاملا ً با هم فرق دارند. مثلا من لینک دو خبر را برایشان پست کردم که گواهی آن است که جناب محترم شاغلی رئیس جمهور نه دوسال قبل طوریکه دوستان ادعا دارند بلکه حداقل شش سال قبل جنایات، بخصوص بمباری های وحشیانه امریکا را با شدید ترین الفاظ محکوم کرده بود.

من همچنان در پیام های قبلی خود عرض کردم که در افغانستان از سه دهه و بخصوص بعد از سقوط اولین نظام جمهوری در هفت ثور 1357، عامل خارجی البته به تقصیر خود ما افغانها نهایت برجسته شده است.

همان جنایتکاران که حضور برجستۀ شانرا در نظام دوستان تقصیر کرزی میدانند بوسیله خارجی ها به قدرت رسیده، تاکنون هم از آنها به حیث متحدین شان قدر میشود و از آنها به حیث عامل فشار بر کرزی و هرکسیکه جنایات آنها بخصوص امریکایی ها را محکوم کند استفاده به عمل میاید.

در این بحث وقتی باز هم گفته میشود که در شش یا هفت سال اول ریاست جمهوری شاغلی کرزی خارجی ها کاملاً از او دفاع میکردند من مجبور میشوم احترامانه عرض کنم که این واقعیت ندارد. در پیام قیلی حادثۀ هشتم جوزای 1385 را به حیث « مشت نمونۀ خروار» عرض کردم ولی صد ها مثال دیگر وجود دارند که خارجی ها همانطوریکه در مبارزه برعلیه تروریزم عدم صداقت شانرا به علت نادیده گرفتن کشور مصنوعی و تروریستی پاکستان به حیث « مرکز ثقل تروریزم» ثابت کردند در رابط با کرزی به حیث رئیس جمهور منتخب ، حقوق بشر و دیموکراسی هم با در نظر داشت دفاع از جنایتکاران جنگی و تکیه بر آنها ثابت کردند که آنها فقط و فقط در فکر منافع خودشان اند و از هر وسیله حتی حمایت از جنایتکاران جنگی و بزرگترین ناقضین حقوق بشر برای تحقق اهداف آشکار و پنهان شان استفاده میبرند.

شاغلی محترم داکتر صاحب کاظم به طور مثال از تورن اسماعیل یاد کرده اند من خدمت شان عرض میکنم که یازده سال گذشته نشان داده است که اگر برای کرزی همان شرایط که در زمان برطرفی اسماعیل خان از هرات مساعد شد در مورد هر جنایتکار و جنگسالار دیگر مساعد شود باور کنید اگر زوراش برسد از آن به شکل درست استفاده خواهد کرد. اسماعیل خان زمانی بر طرف گردید که او به قول مردم « پایش را از گلیمش بیشتر دراز کرده » و با رژیم آخوند ها بدون اطلاع امریکایی ها روابط مخفی استخباراتی و نظامی بر قرار کرده و در مقابل ابر قدرت امریکا که او را از قبر بیرون کرده و بوسیله بی 52 های شان بر اریکه قدرت رسانده بود قرار گرفت.

اگر کرزی با ایرانی ها روابط دارد و پول میگیرد این زیرکی را هم دارد که آنرا از امریکایی ها پنهان نمی کند و از آن روابط و پولها بر علیه منافع شان کار نمیگیرد ولی تورن اسماعیل نه این استعداد و زرنگی را دارد و نه یک گذشته پاک.

دستهای پرقدرت در هرات بلافاصله خصومت های قبلی بین اسماعیل خان و پسراش میرویس صادق را از یکطرف و قومندانان محلی چون قومندان امان الله و دیگران و همچنان شخصی را به نام ظاهر نائب زاده را برافروختند که در نتیجه جنگهای در شیندند و دیگر ولسوالی های هرات آغاز شده و همچنان طی یک زد و خورد مسلحانه پسراش میرویس صادق به قتل رسید. از این برخورد کرزی با نیرنگی استفاده کرده و او را از آن ولایت کلیدی برطرف و برای اینکه طرفداران پرقدرت خان را در کابل بتواند رام کند به او چوکی وزارت را پیشنهاد کرد.

مثال فوق را با این امید عرض کردم که برای رسیدن به واقعیت و برای رسیدن به یک نتیجه در بحث ها باید واقعیتهای جامعه را در نظر بگیریم و الی مشکل خواهد بود حوادث ، شخصیت ها و اوضاع کشور را به شکل لازم و واقعی آن بررسی بتوانیم.

وسلام


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 06.09.2013


توضیحات بیشتر بر تبصرۀ کوتاه بر مقالۀ «پیوندهای نامقدس»

چه پسندیده و مثمر است که احوال مملکت با همه پراگندگی ها، شاریدگی ها و نا بسامانی ها در یک فضای محترمانه و صمیمانه به بحث گرفته شود. انگیزۀ اصلی این تبادل نظر سرزمینی است که عشق آن در تار و پود وجود هر افغان بدون در نظر داشت زمان و مکان ریشه دوانده.
کمال مسرت دارم که نظریات نویسنده مورد توجه استاد محترم داکتر صاحب سید عبدلله کاظم قرار گرفته توضیحات مزید شان پیرامون هر بخش نظریات من بحث را بیشتر آموزنده و مفید ساخته که اصلاً تعاطی نظر باید بر همین سبیل باشد.
آنچه نوشتم نظر شخصی من بوده مولود تفکرات خودم است، که اظهار آنرا با قبول ارزش های آزادی های قانونی حق خود می دانم، ولی به هیچوجه. . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.09.2013

محترم آغای کاظم صاحب!

توجه تان را به چند مطلب خواهانم:

1- شما بی اندازه دور از واقعیت شخصیت آغای کرزی با نوشتن همچو نامهً(نامه ای) پرداخته و تقریباً در هر جمله(جملۀ) آن وی را دشنام داده ایت (اید) که من فکر میکنم بعد از چند سطر خواندن نامه را اصلاٌ مطالعه نکرده. اگر من شخصیت کرزی را می داشتم و رییس (رئیس) می بودم حتماً این کار را می کردم.

2- نامه طوری نوشته شده که گویا شما کرزی را رییس (رئیس) جمهور ساخت ایت (ساخته اید) و از سفر آسمان بر گشت ایت (برگشته اید) و راه نجات را به وی نشان میدهید که گویا توسط دزدان قوای خارجی دزدان همکار خود را از بین ببرد. شما اگر خاموش می نشستید ثواب در حق خود کرده بودید. کرزی چاه را بهتر از من و خودت می بیند دعا کردن در حق همچو نادان گناه است بلکه بدوا(بددعا) کردن لازم است.

3- بنده حرف های زیاد در سال 2004 با حکومت کابل داشتم و حتی بزرگترین پروژه(پروژۀ) زراعتی را غرض انکشاف این سکتور مهم اقتصادی غرض کار یابی به ملیون ها انسان و رضایت شان از دولت می بود دو به دو به مهمترین وزیر حکومت نشان دادم تااز کمک های جهانی به صورت اساسی استفاده شده بتواند اما متاسفانه(متأسفانه)طرف مقابل قادر به کوردینشن(کوردینیشن) همچو چیزی نبود.
منظور اینکه من عملاٌ وارد میدان شده بودم. من مرد عمل و قلم هستم حرف مفت خوشم نمی آید.

4-گمان شمادر ارتباط دلیل گفتن تان درست است که کافی است اما نه درست. در خواندن مقالات طولانی اگر دلچسب باشد نه تنها احساس خستگی نه می کنم بلکه آهسته آهسته می خوانم که خلاص نشود

داکتر صاحب محترم تشکر که به من سلامتی آرزو کرده اید این را به شما هم آرزومندم که از همه چیز کرده به ما و شما مهم است.

با تقدیم سلام و احترام به شما ارجمند

چو ز خود بخود نظری کنی روی از خود و گذری کنی
تو مگر چنین هنری کنی که بگویمت چه علامتی

الله محمد


اسم: عبدالعلی هزاره   محل سکونت: بامیان    تاریخ: 06.09.2013


قابل توجه جناب داکتر سید عبدالله کاظم. صحتمندی و کامیابی شما در زندگی روزمره آرزویم است.

نوشته های شما بیشتر بشکل عندی بر اساس باید و شاید استوار است ولی امروز عصر و زمان ارائۀ نظریات بشکل آفاقی است که کمتر من در نظریات شما آن را مشاهده می کنم.

بعبارت دیگر بیا از باید و شاید گفتن ها بر اساس پند و موعظه های اخلاقی بگذریم و اوضاع و احوال مملکت را طوری که است ارزیابی کنیم.

آیا جناب شما و تیم کاری جناب کرزی قادر هستید طبق دلخواه خود حکومت کنید؟
اگر بلی چطور؟
و اگر نه چرا؟
کرزی و تیم شما می خواهند مطابق نظریات ارائه شدۀ شما حکومت کنند ولی این کار برای شان ممکن نیست.

در این صورت راه حل شما بشکل آفاقی آن چیست؟


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 06.09.2013

دوستان عزیز سلام
از نظریات صائب شما سپاسگذارم. از نوشتۀ پراحساس و بامحتوای جناب داکترصاحب سعیدی مستفید شدم و نوشته های شانرا با علاقمندی خاص همیشه میخوانم. خداوند همچو اشخاص را همیشه درپناه خود داشته و توان مزید برای خدمت به وطن و مردم اعطا کند.
درمورد سؤال برادر محترم جناب الله محمد که چرا من در سال 2007 نامه به کرزی نوشتم، دلیل آن واضح است:
اگر بینی که نابینا و چاه است
وگر خاموش بنشینی گناه است
اکنون خود قضاوت کنید که آیا من گنهکارم یا کسانیکه تا دیروز حرفی نداشتند و اکنون دست به قلم برده و زبان به سخن گشوده اند؟
نامۀ من در آنوقت که هنوز اوضاع با این شکل وخیم و مغلق نشده بود، برای یک گوش شنوا میتوانست راه گشا باشد.
حافظ وظیفۀ تو دعا گفتن است و بس
درقید آن مباش که نشنید یا شنید
من وظیفۀ وجدانی خود را انجام دادم، باقی کار اوست
من آنچه شرط بلاغ است باتو گویم
تا خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال
گمان میکنم به همین اندازه دلیل گفتن کافی باشد. اما از جناب شما برادر محترم می پرسم که آیا شما زحمتی به خود داده و آن نامه سرگشاده راقبل از تبصره در مورد آن مرور کرده اید یا اینکه حوصلۀ خواندن چند صفحه را ندارید و در خواندن مقالات طولانی احساس خستگی میکنید؟ راجع به اینکه در مورد نقش وظیفوی وزیر خارجه که تحت الشعاع تشبثات وافر رئیس جمهور در امور روابط خارجی کشور بسیار تنزل کرده است، این موضوع مثل آفتاب روشن وآشکار بوده اینکه شما آنرا نمی بینید، مشکل را من حل کرده نمیتوانم. در بارۀ پیدا کردن طبیب «حاذق» و بکار گماردن او درخدمت وطن و مردم، برای شما و همه کسانیکه دراین راه زحمت میکشند، آرزوی موفقیت میکنم که در داخل کشور رأی خود را به چنان شخص والا بدهند. کور از خدا چه میخواهد، دوچشم بینا. به سلامت باشید


اسم: دوکتور سعیدي    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 05.09.2013

دوکتور سعیدي سعیدافغاني

راه حل کدام است؟


دانشمند محترم شخصیت غمخوار کشور داکتر سید عبدالله کاظم نوشتۀ عریض و طویلی را در ویبسایت های افغاني از جمله افغان جرمن آنلاین به تأریخ ۲۹/۰۸/۲۰۱۳ تحت عنوان (برای نجات کشور از بحران سیاسی خطیر چه باید کرد؟) به نشر رسانیده اند.
جناب شان مطالب بس مهم، اساسي و مشکلات را انگشت نما و در اخیر در عنوان کوچک (راه حل چیست؟) که دقیقاً منظور شان (راه حل کدام است؟) را نیز پیشکش می دارند.
برخورد درست با مسایل ایجاب می کند که از مشکل شناخت درست داشت، مشکل را تعریف کرد و راه حل را هم پیشکش نمود. چیزیکه جناب داکتر کاظم درین نوشته تلاش نموده اند.
تمرکز، شریک ساختن نظر و مکث بر همۀ بحث باز شده توسط جناب شان، برایم از لحاظ زمانی طاقت فرسا و پرداختن به آن را از حوصلۀ خواننده نیز خارج میدانم. لذا بر بخش اول بحث شان سطحی گذر نموده و بیشتر به بخش بعدی یعنی (راه حل چیست؟ راه حل کدام است؟) متمرکز می شوم.
امید تلاش برای مختصر بودن موجب اعتراض به معنی عدم باز کردن این و یا آن موضوع باید بیشتر موشګافی میشد، نگردد. بحث من تقابل نبوده بلکی در موارد . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 05.09.2013

تبصره کوتاه بر تبصره کوتا ه بالای مقالهً ییوندهای نامقدس:

1- در تبصره باز هم از یک نامه به رییس جمهور افغانستان در سال 2007 ذکر رفته که:" چرا کشور روبه بحران میرود، علل و عوامل آن چیست ؟چگونه میتوان کشور را از این مصیبت نجات داد؟"
به کسیکه خودش در اثر بی کفایتی علت عمده بحران باشد انهم در سال 2007 نامه فرستادن تشخیص درست نبوده زیرا آب در سال 2004 از سر پریده بود و همه متوجه بی کفایتی حامد کرزی شده بود. در همین سالها حامد کرزی علت بحران را به غرب پاکستان قلمداد می کرد و خواهان دخالت عسکری پیشتر در کشور می شد که اوضاع را زیادتر خراب کرده رفت. برای کرزی مهم حفظ خودش و باندش بود نه ملت و افغانستان و این را تا امروز موفقانه پیش برده.
تشخیص فرستادن نامه به همچو یک شخص ثابت شد که غلط بود.

2-تبصره کننده محترم می نویسد:" دراینجا دیده میشود آنچه را که جناب عباسی صاحب خودسری، بی مبالاتی، خود کامی و مطلق العنانی میدانند،همه نتایجی منفی اند که از تمرکز قدرت قانونی در دست یک شخص بی کفایت به وجود آمده و ریشۀ در قدرت
سلطانی رئیس جمهور دارد."

چطور می شود به همچو یک شخص بی کفایت در سال 2007 نامه فرستاد و یا اینکه نوسنده تا آن زمان هم حریف را نشناخته بود با وجودیکه تمام دنیا وی را شناخته بود. چطور این ماهی پاک خود را در آب کثیف بقه ها با نامه خود انداخت.

3- "طورمثال تشبث مستقیم رئیس جمهور در روابط خارجی چنان گسترده است که نقش وزیر خارجه را تا سرحد یک رئیس پایان آورده و شخصیت های خارجی ولو در هر رتبه باشند، میخواهند فقط با رئیس جمهور صحبت کنند و به وزیر خارجۀ کشور ارزشی قایل
نیستند، به همین ترتیب در ادارات دیگر".
من فکر نمی کنم که از نگاه پروتوکل دولتی این ادعا درست باشد و وزیر خارجه فعلی یکی از اعضای عمده بانداست که از روز اول تا امروز موقف دوستی به سویه خود ریس جمهور دارد.
این غیر ممکن است که به وزیر خارجه یک کشور با اهمیت بین المللی کس ارزش قایل نشود.

4- عباسی می نویسد:"تحدید صلاحیت های رئیس جمهور و تعدیل قانون، باتمام احترام به استاد محترم داکتر صاحب سیدعبدالله کاظم، گره گشای معضلات بغرنج افغانستان نبوده بمثابۀ گولی مسکن درد بوده علاج اساسی نیست، اطبأ حاذق درکاراست تا این دانۀ خبثه را ازبطن جامعه بیرون کشد".

محترم کاظم در جواب می نویسد:" باید عرض کنم که من نقش اطبأ ی حاذق را در اینکار نفیه نمیکنم و آنرا لازم میدانم، اما باید گفت که طبیب هرقدر حاذق باشد، نمیتواند دانۀ خبیثه را در روی جاده و یا یک دکان از بطن مریض برون کند، تازمانیکه یک
اطاق عملیات با وسائل مجهز و همکاران ورزیده در یک شفاخانه و یا کلنیک موجود نباشد".

یک طبیب حاذق این را هم حتماٌمیداند که باید در دوکان دلاک سرطان را با قیچی وی عملیات نکند. در این جا محترم کاظم طبیب حاذق را مثل کرزی فکر کرده که شرایط را درست تشخیص داده نتوانسته و یا بهتر بگویم نمی توانست. وزن افغانستان بعد از 11 سپتامبر بالا تر از قوت کرزی بود که رهبریش می کرد و در منطقه بیرق افغانستان را تا ابر ها بالا می کرد.
اما ادعای این اشخاص بالا تر از قدرت فکری شان.

در جامه و دلق نیست جز پنبه نهان
وین جامه و دلق نیز در پنبه نهان
ذات و صفت این است که کردیم بیان
زین بیشتر از خلق و حق افسانه مخوان

الله محمد


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 05.09.2013


تبصرۀ کوتاه بر مقالۀ «پیوندهای نامقدس»

اولتر از همه از ادارۀ محترم پورتال وزین «افغان ـ جرمن آنلاین» ممنونم که نوشتۀ اینجانب را تحت عنوان «برای نجات کشور از بحران سیاسی خطیر چه باید کرد؟» به نظر خواهی گذاشتند و زمینه تبادل نظر های مفید را در موضوع مورد بحث فراهم کردند و نیزسپاسگذارم از دوستان عزیزی که با تبصره های پرمحتوای شان بحث را دلچسپ و آموزنده ساختند و با کمال علاقمندی دیالوگ را دنبال نمودند. درهمین سلسله امروز نظرم به نوشتۀ دوست عزیز وگرامی ام جناب محترم محمدعارف عباسی تحت عنوان «پیوند های مقدس» افتاد که برایم بسیار دلچسپ و ارزنده بود. اینک به هدف رنگین شدن بیشتر بحث، خواستم پیرامون بعضی مطالب آن نوشته تبصرۀ مختصر داشته باشم. ولی قبل از آن میخواهم به توجه برسانم که بسا مطالب مهم را در نامه سرگشادۀ خود عنوانی آقای حامد کرزی رئیس جمهور کشوردر ماه جولای 2007 باطرح دو سؤال عمده گنجانیده ام: یکی «چرا کشور روبه بحران میرود، علل و عوامل آن چیست؟» و دیگر. . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 05.09.2013

برادر محترم آغای حکیمی بعد از عرض سلام!

من مخالف حدس شماهستم که کشور افغانستان راه درازی الی بزرگ شدن اطفال و نواسه های نسل سیاسی و اقتصادی امروزه کار دارد تا صلح، تعادل اجتماعی و یک حکومت قوی بر قرار گردد.

با وجودیکه شما یک حدس زده اید اما دیدن تاریخ آینده کاری بسا مشکل است که غیر از خداوند کسی دیگر دقیقاٌ آنرا گفته نمی تواند. اگر اجازه بدهید که من هم یک حدس بزنم که صد ملیون سال بعد زمین هیچ نیست.

متفکرین غربی که دیموکراسی را منوط به پیشرفت و انکشاف اقتصادی یک جامعه می دانند به دلایل مختلف اساس عمومی داشته نمی تواند.

اساس اقتصاد سرمایه داری را باید عرضه و تقاضا به اساس فلسفه اقتصادی آن عیار بسازد اما جهان امروز شاهد است که بزرگترین کشور سرمایه داری جهان آنرا بامتحدین خودبه زور بمب و کشتن عیار می سازد تا ماشین های اقتصادی شان چربی نوش جان کنند، چونکه شاه رگ شان است.

پس ره راستان و نیکان رو
که جهان پر خسان و اشرار است

با عرض احترام به خودت و امریکای که سر زمین ملت های دیگر بود که توسط اروپایا ن3/5 صد سال قبل چور شد و افریقایان را به حیث غلام کشتی کشتی آوردند.

الله محمد



اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 04.09.2013

Hello to all,

It is enjoyable to read excellent analysis from some of the participants in Afghan-German Online site relating to the present liquid political situation in Afghanistan. Most heavy weight writers seems to seek solution either looking for an ideal personality to lead or proposing to transfer some of the power from the top to different or additional branches of government. Such reform minded political maneuvering will bear better fruit in the absence of foreign powers influence in Afghanistan which is not reality.

Most thinkers, analysts and think tanks of western powers that have presence in the affair of Afghanistan believe that democracy will be eventually created by advancing economical system of capitalism. Unfortunately in Afghanistan such fundamental concept have been burdened on the shoulder of personalities that some of them are human right violators, religion fanatics, outright criminals, semi-illiterate or hire for an agenda.

I assume that people of Afghanistan have a long way to wait until children and grand children of today’s economical and political elite enter into mirages with each other in order to solidify their class status for stability and hope of stable government!!!


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.09.2013

آغای غلام رسول بعد از عرض سلام!

تا جاییکه علم بنده می رسد کسانیکه از طریق این دریچه اظهار نظر و یا پیشنهاداتی دارند کسانی نیستند که اشتباهات دولتی و سیاسی که منجر به خرابی اوضاع در افغانستان،که در گذشته و حال است، شده باشند.

هر گاه در اظهار نظر و یا پیشنهادات شان در این دریچه شما اتحاد نمی بینید به این معنی است که در اثر بحث بلاخره نظر قوی و منطقی جای خود را در بین همه خواهد یافت.

نا گفته نماند که منطق شما انقدر غلط هم نیست، هستند کسانیکه به هر قیمت شده منطق معقول و درست را به دلایل مختلف که خداوند می داند چرا گوشش می کنند که رد کنند که منظور شما هم همین خواهد بود. خداوند چشم و گوش اینها را و از ما و شما را برای پزیرفتن حقیقت باز کند. حقیقت تاریخ سی ساله افغانستان این است که این اشخاص ظرفیت فکری اداره افغانستان را ندارند اما تفنگ دارند. افغانستان یک مرد تاریخی کار دارد که فهم هم داشته باشد و در مقابل اینها استاده شود و قناعت شان بدهد که چند چند به نفع شان است هر گاه کنار بروند زیرا جامعه به صلح سیاسی و اجتماعی ضرورت اشد دارد
بزرگترین قدرت جهان قدرت داشتن بالای نفس سیر نشدنی خوداست.

بازار ظلم گرم است از پهلوی ضعیفان
آتش بعزم اقبال دارد شگون ز خس ها

با احترام به خودت و کابل

برادرت
الله محمد


اسم: غلام رسول   محل سکونت: کابل    تاریخ: 04.09.2013

شاغلی محترم عباسی: تا وقتیکه شما اتحاد "مقدس" خود را بوجود آورده نمی توانید بهتر است علیه اتحاد نامقدس دیگران جبهه گیری نکنید. در صورتیکه اتحاد مقدسی بوجود آمده نتواند و شما هم قادر به ایجاد آن نیستید پس مذمت اتحاد نامقدس دیگران چه معنی و مفهوم خواهد داشت؟


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.09.2013

بعضاٌ بعضی نوشته ها و مقاله ها واقعاٌ جنبش قوی داردکه لااقل قلم کوتاه مرابه هیجان می اندازد که امروز یکی از انها را بنام "پیوند های نا مقدس" مطالعه نمودم.سطح تبصره نوسینده خطوط اساسی مشکل افغانستان را واقعبینانه ترسیم و راه حل آن را توسط یک مرد میدان می داند. یک چیز را هما به آغای عباسی اطمینان بدهم که آن روز آمدنی است که این مرد داخل میدان شود. انکشافات که من در افغانستان دیده ام مجال به نواسه ها نخواهد داد.

سکندر چو بر تخت بنشست گفت
که با جان شاهان خرد باد جفت
که پیروزگر در جهان ایزدست
جهاندار اگر زو نترسد بدست
بد و نیک ما بگذرد بی گمان
رهایی نیابد ز چنگ زمان

با احترام
الله محمد


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 04.09.2013

پیوند های نا مقدس

بسی سودمند و امید بر انگیز است که رویداد ها، تحولات و انکشافات سیاسی روز افغانستان توأم با آینده نگری در داخل وطن به بحث همگانی کشانیده می شود. چه زیبا خواهد بود که مناقشات بی حاصل شخصی و گور کاوی ها جای خود را به مطالب بدرد بخور جامعه داده راه پالی برای حل معضلات عدیدۀ وطن صورت گیرد.

جناب محترم داکتر صاحب سید عبدالله کاظم با دلسوزی خاص و احساسات پاک در نوشتۀ پر محتوای خویش حالت کنونی را عالمانه و مکتبی تحلیل و ارزیابی نموده اند و تنها به تحلیل بسنده نشده راه بیرون رفت را پیشنهاد و با نتیجه گیری ختم صحبت نموده اند.
صحبت از بازار گرم مبارزات انتخاباتی بمیان آمد و از رویداد ها و گذارشات مبنی برایجاد اتحاد ها و ائتلافات عجیب و غیر قابل باور یادآوری شد. بلی این ائتلافات در واقعیت ازدیاد و استحکام حلقه های زنجیری است که ملت سی و چند ملیونی افغانستان را از سی و چند سال بدینسو به اسارت کشانده. این محافل در اکثریت توسط جلادان، خونخواران وحشی با عبا و قبای انسانی، دزدان، رهزنان، جواسیس چندین جانبه و بیگانگان آدمیت تدویر، تنظیم و رهبری می گردد. این اتهامی نیست که این قلم وارد می کند بلکه تأریخ زنده شهادت میدهد که . . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: ناصر تیموری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.09.2013

ضمن ستایش و ھمنوایی با نکات تذکر یافتہ در نوشتہء جناب پوھاند داکتر کاظم کہ با بینش و دور اندیشی ژرف و احساس مسؤولیت بہ موارد بسیار پر اھمیت تماس گرفتہ شدہ است ،
امیددارم مقامات کنونی و کاندید ھای ریاست جمھوری بہ نکات مطرح شدہ در این نوشتہ ، اشد توجہ را مبذ و ل نمایند.
تردیدی ندارم کہ تقسیم و تفویض برخی از مسؤولیت ھا و وظایف ریاست جمھوری برای وزیر ارشد و سایر وزرا و والی ھا بہ ریاست جمھوری ، زمینہ ھا و فرصت ھای بیشتر را جھت توجہ و رسیدگی بھتر بہ کار ھا میسر می نماید ۰
بہ باورم در شرایط و حالات بحرانی امروزی وظیفہ و مسؤولیت اخلاقی افغان ھای وطن دوست است کہ در ایجاد فضای اعتماد و ھمبستگی و ھمدلی میان ھموطنان تلاش نمودہ و در راستای
تقویہءاحساس اعتماد بہ نفس و مسؤولیت پذیری دین اخلاقی و وجیبہء ملی خویش را در قبال مردم اداء نمایند ۰


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 03.09.2013

محترم دوکتور سید عبدالله کاظم
احترامات بنده را بپذیرید
شما خوب فرموده اید اینکه برای نجات کشور از بحران سیاسی چه باید کرد؟
یک عده دوستان در مورد مباحث بحران سیاسی کشور که چه باید کرد ابراز نظر نموده اند، این خوب و ارزنده است و لیکن یک عده دیګری اګاهانه و یا غیر اګاهانه خواسته اند موضع ګیری بی جا نموده و بحث مورد نظر را به طرف دیګری سوق داده اند.
که این خصایل سیاسی نشی از پراګندګی سیاسی روشنفکران افغانستان بوده است.
در مورد نبشته تان که برای نجات کشور چه باید کرد، من هم منحیث یک افغان در حد صلاحیت خود می خواهم ابراز نظر نمایم اینکه، بحران سیاسی کشور مربوط می شود با کسانیکه به سیاست سر و کار دارند،یعنی احزاب سیاسی افغانستان، احزاب مطرح سیاسی افغانستان به سه بخش عمده تقسیم شده اند که تاثیر ګذار اند.
۱- انهایکه ګویا نظام دیموکراتیک را با ایدیالوژی تجدید شده در سیوسالیزم با پیروی از نظام سیوسال امپریالیزم شوروی وقت می خواستند که افغانستان را از راه رشد غیر سرمایه داری بسوی ترقی هدایت نمایند، ما همه شاهد ایم که این یک تجربه ناکام بود، که حوادث ناګوار امروزی محصول همان سیاست که در شرایط عینی و ذهنی کشور مطابقت نداشت نیز است .
همچو سازمانهای سیاسی که می خواستند با پیروی از اندیشه مایو تسه دون در افغانستان از پاین به بالا حرکت کنند، و انقلاب دیموکراتیک نوین می خواستند، این سازمانها نتوانستند در داخل افغانستان خود را بسیج نمایند و دیده شد که روی عوامل،و علل ګوناګون که مورد بحث ما نیست با پارچه های متعدد تشکیلاتي منقسیم ګردیدند.
۲- سازمان های سیاسی که برای ایجاد یک دولت اسلامی در افغانستان مبارزه میکردند و در این راستا توانستند قدرت خود را در افغانستان به نمایش ګذارند، که ایجاد نظام های متعدل و غیر متعدل اسلامی از اهداف این سازمان های بود و است که مردم افغانستان خواستار پذیرش همچو نظام های که روند رشد اقتصادی کشور را کند کرده اند نستند.
۳- سازمان های سیاسی که خود را سوسیال دیموکراتیک می نامند در افغانستان به ان سطع نستند که بتوانند رول یک محور را بازی نمایند، و در اتیلاف های سیاسی با دیګر جریان سیاسی در امده اند.
این سه ایدیالوژی و جریان های سیاسی که در فوق ذکر شد، همه احزاب امروزی از بدنه همین احزاب تولد یافته اند.
برای نجات کشور از بحران سیاسی افکار و اهداف این سه ګتګوری سیاسی باید مدنظر ګرفته شود.
یک دوست ما در همین بحث ابراز داشته اند که نیاز مبرم کنونی است تا از داخل افغانستان حرکات سیاسی را براه انداخت، این بدان هدف نیست که روشنفکران و دانشمندان که در خارج از افغانستان بسر می برند، بالا اوضاع کنونی تاثیر نداشته اند.
در مورد باید ګفته که کیش شخصیت در تاریخ بسیار ارزنده است که اشخاض می توانند روند پیشرفت جامعه را تیز و کند سازند.
برای رفع بحران از وضع کنونی دایر کردن لوی جرګه و یا دایر شدن اداره موقت نیست،تولد یک جریان جدید سیاسی که سراسری باشد می تواند ما را در این راستا یاری رساند.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 02.09.2013

دوستان عزیز سلام
من نمیخواهم بسیار حاضر جوابی کنم ، ولی به دلیل توصیۀ اداره محترم پورتال و توضیح مزید مجبورم مطالبی را بعرض برسانم
میگویند : « بیک حلوا گفتن دهن شرین نمیشود»، چطور امکان دارد که به مجردیکه یک دوست محترم لطف کند و مرا در خیال کاندید آن مقام عالی سازد و ازمن بخواهد که تیم کاری خود را معرفی کنم. اینکار چه مشکل را حل میکند، چون من اصولاً در آن موقف قرار ندارم لذا من نمیخواهم بحث را به «هوابندی» بکشانم، اما این تقاضای آن هموطن عزیز از کسانیکه خود را کاندید میکنند، بسیار بجا و لازمی است، نه تنها تیم کاری ، بلکه خط مشی دقیق خود را رسماً بیان دارند تا مردم از نظریات و وعده های او آگاهی یابند و در صورت مفید بودن نظریاتش به او رأی دهند. بیان خط مشی کاندید در حقیقت تعهد او در اجرای اموریست که به آن وعده داده است (البته در صورت موفقیت و رسیدن به مقام)
محترم جناب بارز صاحب فرمودند که در مورد سه صفحه اول نوشتۀ من «مقداری طور دیگر نظر دارند»، این حق مسلم ایشان است، اینکه در مورد آقای کرزی چه فکر میکنند، نظر شان قابل احترام است. در مورد انتخاب رئیس جمهور من پیشنهاد یک لویه جرگه اختصاصی را با قاعده بسیار وسیع کرده ام، نه لویه جرگه با تعداد محدود مندرج قانون اساسی و نوشته ام : «اینکه وسعت قاعده این لویه جرگه که مختص به انتخاب رئیس جمهور است، چگونه باشد تا نمایندگان اقشار وسیع مردم درآن اشتراک نمایند، بحثی است که ایجاب غور و تحقیق مزید را مینماید». نگرانی شما در مورد معامله گری ها بجا است و به همین دلیل من در پیشنهاد خود «لویه جرگه اختصاصی با قاعده بسیار وسیع» را مطرح کرده ام. اگر سائر موارد پیشنهاد مورد تأئید باشد، آنوقت میتوان در ساختمان لویه جرگه اختصاصی با ذکر جزئیات آن بحث کرد.
دراتباط با تبصره جناب بابر صاحب عرض میکنم که وقتی از «شهامت» صحبت میگردد، مقصد در قدم اول شهامت در تطبیق جدی قانون است و اینکار هرگز به معنی «تهور» نیست ، بلکه جز وظایف یک مقام عالی کشور است. میدانم که دست و پنجه نرم کردن با جنگ سالاران و مافیا کار ساده نیست،« دل شیر میخواهد» تا دراین سفر قدم بگذارد. اینکار از عهده کسی بدر آمده نمیتواند که در ظاهر شیر و در باطن روباه باشد. من این توقع را از کرزی نداشته ام که او فوری پایه های دار را آماده کند و یک عده را که ولو مستحق دار هستند، فوری بدار بکشند. نه خیر! اما این توقع را باید از یک رئیس جمهور داشت که اقلاً همان گتگوری اشخاص را از قدرت برکنار کند، نه آنکه خود را در حلقۀ دام آنها اسیر سازد و سرنوشت ملت را بنام «مصلحت» بدست آنها بسپارد، به خواست آنها عمل کند و از قدرت آنها برای تقویه خود استفاده نماید و به صدای مردم بیچاره گوش ندهد. گردن نهادن به آنچه «واقعیت های جامعه» خوانده میشود، جامعه را بطرف «سکون» می کشاند و چانس تحول را به حیث یک نیاز جدی جامعه از بین می برد. من طرفدار تحولات بسیار فراتر از شرایط عینی و ذهنی جامعه نیستم، اما یکی دو قدم به پیش نهادن در حقیقت گذار بطرف تحول و تغییر تدریجی مثبت است. وقتی ما از تحول و تغییر صحبت میکنیم، لازم است تا نیاز اکثریت جامعه را درنظر گرفت، نه آنکه توجه را در جهت تغییر برای یک اقلیت خواهان قدرت و ثروت مبذول داشت و با خواسته های آنها عمل کرد. شاید گفته شود که کرزی توانائی اینکار را نداشت، ولی به نظر من با موجودیت قوای خارجی مخصوصاً در شش هفت سال اول که از حمایت مطلق امریکا و ادارۀ جمهورخواهان برخوردار بود، میتوانست همچنانیکه اسماعیل خان را از هرات دور کرد ، دیگران را نیز بجای شان بنشاند . او اینکار نکرد، برعکس با همین زورمندان ائتلاف نمود و نتیجه آنرا امروز ما به سر و چشم مشاهده میکنیم. اینست واقعیت ها.


اسم: عبدالعلی هزاره   محل سکونت: بامیان    تاریخ: 02.09.2013


جناب داکتر صاحب عبدالله کاظم:

نظریات و پیشنهادات شما را در مورد انتخابات سال 1993 خواندم و هیچ اعتراضی در نظر موجود نیست ولی مشکل نوشتۀ شما این است که شما نمی خواهید یا نمی توانید نام یک شخصیت ملی دلسوز را ارائه کنید.

بیا کوتاه سازیم. من از شما بحیث کاندید رئیس جمهوری آینده پشتیبانی می کنم. حال خواهش من از شما این است که اعضای تیم کاری تان را معرفی کنید تا در مورد آن بصورت مشخص بحث صورت گرفته بتواند.

اگر نظر شما را خلص سازیم:
در گردن پشک باید زنگ انداخت اما که باید این کار را بکند؟ غرض معلومات شما جناب عالی باید عرض کرد که لکچر اکادمیک در یک صنف درسی یک چیز است ولی عملی ساختن آن چیز دیگر.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 02.09.2013

محترم آقای دوکتور کاظم لطفاً احتراماتم را بپذیرید!

این نوشته شما در فرصت بسیار مناسب که بحث هایی در ارتباط به مسألۀ انتخابات در کشور به راه افتیده، ارائه شده است و چه خوب که به دریچه نظر سنجی گذاشته شده است، تا باشد که از سوی افراد خردمند و صاحب نظر به بحث گرفته شود، البته من در بارۀ مطالب سه صفحۀ نخست این نوشتۀ شما، یک مقدار طور دیگری نظر دارم که جای بحث آن در این محدوده نمی گنجد ولی در قسمت بقیه مسایل می شود به اختصار و شماره وار ابراز نظر نمود:
! - در قسمت « طرفداران تشکیل حکومت موقت و نظام فدرالی و فدرالی شدن، هر دو موضوع با در نظر داشت اوضاع داخلی و خارجی چنان مستدل و منطقی فورمول بندی شده که اگر کسی غرض شوم و سوء استفاده شخصی را در نظر نداشته باشد به تحلیل وارزیابی شما موافق خواهد بود، فقط با تأئید موضع شما اینرا هم در مورد گلبدین یاید گفت او خوب میداند که از طریق انتخابات آزاد شانس رسیدن بمقام ریاست جمهوری را ندارد، خواست وی اینست تا از طریق به اصطلاح « شورای اهل حل و عقد» حکومت موقت را تشکیل دهند و تحت اداره آن خود در انتخاب تقلبی بقدرت برسد. اما افغانستان به عقب بر نمی گردد و در اوضاع جاری رسیدن وی به قدرت خواب و خیال است.

فدرال طلبان نیز همان جنگسالارانی هستند که میدانند از طریق انتخابات شانس رسیدن بریاست جمهوری را ندارند لذا میخواهند باستفاده از انگیزه های قومی، محلی و سنتی جایی برای خود در قدرت بیابند ولی اینها هم خیال خام را در سر می پرورند.

در قسمت « راه حل چیست؟»
این بخش که موضوع اصلی است، بسیار زیبا، محکم و بجا رقم یافته است، اما در دو مورد من طور دیگر فکر میکنم، از یکسو با دوکتور محترم موافقم که نظام ریاستی در افغانستان مشکل آفرین است، مثلاً نهاد اجرائیه بحیث رکن سوم دولت می باید مثل قوه مقننه و عدلی و قضائی ریاست مستقل داشته باشد ولی نهاد اجرائیه از دوازده سال بدینسو در کشور مستقل نیست و ریاست آنرا رئیس جمهور به عهده دارد، به این علت وقتی مشکلی بین قوۀ اجرائیه و مقننه واقع می شود پای رئیس جمهور به موضوع کشیده می شود، در حالیکه قوۀ اجرائیه یا حکومت می باید تحت عنوان صدراعظم یا هر اسم دیگر وجود داشته باشد تا در برابر، اعتراضات و سؤالات پارلمان و رئیس جمهور پاسخگو باشد. که غایب است. بهتر این خواهد بود که مطابق سیستم فرانسه رئیس جمهور با رأی مسقیم مردم انتخاب شود و صدراعظم از جانب رئیس جمهور به پارلمان معرفی گردد که با اخذ رأی اکثریت نمایندگان پارلمان و تأئید رئیس جمهور به وظایفش بپردازد.
اما طوریکه جناب محترم دوکتور کاظم می فرمایند که رئیس جمهور با رأی پارلمان یا ولسی جرگه انتخاب شود من با نظر ایشان موافق نیستم زیرا تجربه نشان داده است که نمایندگان مردم به قول یکی از افغان ها «کمشن کار اند» بیشتر به منفعت شخصی و گروهی شان اهمیت قایل اند تا به منافع ملی. بدین ترتیب کسی که پول زیاد به آنها پیش کش نماید ولو احتمالاً مزدور دولت بیگانه باشد با خرید رأی اکثریت نمایندگان که تعداد شان دو صد و چهل و نه نفر است با بیش از یکصد و پنحاه نفر بحیث رئیس جمهور انتخاب خواهد شد ولی رئیس جمهور که با رأی مسقیم مردم انتخاب می شود جلب رأی میلیون ها نفر کار آسانی نیست یک چنین شخصیت دارای اعتبار زیاد بوده و همچنان مجبور است منافع ملی را رعایت کند و الی از سوی مردم و همه نهاد ها مورد اعتراض واقع شده و نمی تواند برای دور دیگری رأی مردم را بدست آورد.
دوم – در قسمت اینکه گفته شده رئیس جمهور جدید با دایر کردن لویه جرگه آن مادۀ از قانون اساسی که نظام افغانستان را ریاستی شناخته است، پیشنهاد حذف آنرا نماید. باید گفت با شناختی که از خصلت قدرت جونی انسان داریم چگونه ممکن خواهد بود رئیس جمهور جدید خود بخواهد که از صلاحیت قانونی اش کاسته شود؟
اما فقط در یک صورت ممکن است و آنهم از سوی رئیس جمهور کرزی زیرا وی دومین دور ریاست جمهوری خود را می گذراند اگر بخواهد این مشکل را حل کند با دایر کردن لویه جرگۀ که قرار است جهت تصمیم گیری در مورد « سند امنیتی» بین افغانستان و ایالات متحدۀ امریکا صورت گیرد این موضوع را نیز داخل اجندا نماید، شاید تصویب شود.


اسم: پیر محمد بابر   محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 02.09.2013

باز هم چند نکته دیگر :

در افغانستان ولسی جرگۀ انتخابی به لودیسپیکر جنایتکاران جنگی، قاچاقبران، مافیای زمین و مواد مخدر مبدل شده است.

از قانون عفو عمومی جنایتکاران جنگی تا اعلان روز شهید به نام یک جنگسالار و غیر صادق، تا رد قانون منع خشونت بر علیه زنان، تا تصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع تا حذف چوکی اهل هنود و سیکهه در قانوننامه انتخابات همه به وسیله همین ارگان قانونگذار انتخابی صورت گرفته است.

پس در صورت موجودیت مافیا، جنایتکاران و گروه های پر قدرت غیر مسؤول در جنب دولت چه تضمینی وجود دارد که تغییر در صلاحیت های رئیس جمهور دردی را دوا کند وقتی شورای ملی که به اصطلاح انتخابی است به جای خدمت به مردمی که آنها را انتخاب کرده در دو دورۀ گذشته چنین در گرو گروه های غیر قانونی و جنایتکاران قرار داشته است؟

دوستان همچنان در مورد «شهامت» و « شجاعت سلطان» سخن زده اند هر چند در مورد رئیس جمهور کرزی چند هفته قبل زیاد بحث کردیم ولی ما نباید شجاعت را با تهور اشتباه کنیم.

کرزی چه باید میکرد که به نظر ما « شهامت » خود را ثابت میکرد؟ امر محکمۀ جنایتکاران جنگی را میداد؟ چرا کرزی امری را صادر کند که تطبیق و عملی نمودن آن غیر ممکن است؟ آنانی که چوکی های معاونین او، ولایت و وزارت را اشغال کرده اند بوسیله او به قدرت هم نرسیده اند و او صلاحیت بر طرف کردن شانرا هم نسبت به دلایل معلوم ندارد. اگر امر محکمه شانرا صادر کند خودش را یا از بین می برند یا به محبس می اندازند.

حوادث روز هشتم جوزای 1385 را از یاد نبرید. جنایتکاران شورای نظار جمع جمعیتی ها به بهانۀ یک حادثه ترافیکی شهر را چور و چپاول کرده عکس های کرزی، خانه ها و دکانها را به آتش کشیده، مال بیت المال و مردم بیگناه را غارت و کابل را عملا تحت کنترول قرار دادند. رهبری آن آشوب را یونس قانونی و برادراش بدست داشتند و سران شورای نظار تا زمانیکه کرزی به نزد بحران الدین ربانی عذر نکرده بود مداخله نکرده مردم را گذاشتند که هر چه دلشان میخواهد انجام دهند. آن فقط یک درس برای کرزی بود که نه امریکایی ها به دادش میرسند و نه قوای پولیس و اردو. پس وقتی از شهامت و « شجاعت سلطان » یاد می کنیم واقعیت های جامعه را از یاد نبریم و به یاد داشته باشیم که همین جنایتکاران که از یازده سال بدینسو جلو هر اقدام نیک کرزی را گرفته و شورای ملی را به لودیسپیکر شان مبدل کرده اند بوسیله امریکایی ها به قدرت رسیده و تاکنون به حیث متحدین قوی امریکا یاد شده و در برلین و پاریس، مونشن و توکیو با آنها در مورد شیوه و نوع دولت آینده مشوره میکنند.
به قول سناتور امریکایی دانا روباکر که عکس احمد شاه مسودوف جنگسالار معروف را در دفتر خود آویزان کرده است این رهبران اتحاد شمال است که منافع امریکا را تضمین می کنند پس امریکا باید از آنها مشوره بگیرد.

وسلام



اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 02.09.2013

هموطنان سلام اما بعد!

همان طوریکه نویسنده مضمون این دریچه خود را مکلف میداند با نظر دهنده گان تبادله افکار نماید بر عکس آن هم صدق می کند، فلهذا می خواهم چند مطلب را تذکر داده باشم.

نه تنها افغان ها بلکه همه انسان هااین خصوصیت را دارند که وقتی همچو یک موضوع مهم مثل انتخاب رهبر یک کشور در میان باشد سوال نام شخص خوب برای این مقام در فکر شان خطورکند. ضمناٌ سوال بنده به حیث یک انسان شده بود نه افغان. هر گاه مقاله را یک ژورنالیست انگیسی، چینی و یا طور مثال فرانسوی به زبان مادری خود می خواند و نویسنده آن در جلویش می بود من فکر می کنم که حتماٌ سوال می کرد که کی و یا کدام شخص می تواند در شرایط فعلی که هم از نظر داخلی و خارجی قابل قبول همه باشد از نظر شما طرف سوال قرار گرفته می تواند.

هر گاه ما این جواب را بدهیم که باید نخست صفات شخص را که دارای اهلیت و کفایت باشد، بررسی کنیم و پیدا کردن آن شخص کار یک نفر نیست، بلکه باید همه در جست و جوی آن باشیم و عنقریب هم انتخابات باشد آن نفر ژورنالست ممکن خاموشی اختیار کرده و فرار را با این منطق از قرارترجع دهد.

همچو یک مرد را نباید بیابیم بلکه آن مرد خودش باید بر آید و در ضمن جهت طرح سوال بنده هم از کسانی بود که فعلاٌ به حیث کاندید مطرح هستند که لا اقل مشل دیگران در تاریخ جدید ما تاریخ بد ندارند.

اگر فکر می کنید این شخص خود شما هستید بفرمایید این گز و این میدان اما نصحیت من برای تان این است که به تکلیفش نمی ارزد.

بیرون این بیابان پر می زند غباری
ای محرمان ببینید امید ما نباشد

با احترام

الله محمد


اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: کابل    تاریخ: 02.09.2013

از اقای رهیاب رحیمی ممنونم که مرا به "اشتباهات کوچک تایپی" ام متوجه ساختند. من تبصرۀ کوچک خویشرا دوباره خواندم و در ان فقط به یک "اشتباه تایپی" متوجه شدم. باید عرض نمایم که من ادعای نویسندگی را ندارم بناء اشتباهات انشائی در انچه مینویسم حتما موجود خواهد بود. مطلب من از سهم گرفتن در مناظرات اینست که نظریات خود را با هموطنانم بزبان خویش شریک سازم واین کار را یک امر سالم میدانم. اگر اشتباهات املائی و/یاانشائی از من سر میزند متمنی ام که هموطنانم مرابه بزرگواری خویش ببخشند.


اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 01.09.2013


دوستان عزیز تشکر از ابراز نظرهای شما در این دریچه!

به تأسی از توصیۀ ادارۀ محترم پورتال مبنی بر سهم گیری فعال نویسنده مقاله، خود را مکلف میدانم که در باره سؤالات شما عرایض مختصر تقدیم دارم تا بحث به شکل بهتر ادامه یابد.

این یک واقعیت غیر قابل انکار است که مبارزه میتواند در داخل کشور به نتیجۀ بهتر منتج شود، ولی نباید از این حقیقت نیز چشم پوشید که امروز با تکنالوژی پیشرفته فاصله ها کم شده و پیام ها و نظریات برق آسا در همه جا پخش می شوند. لذا انعکاس صدا و ندا زود در فضا بازتاب می یابد چه این صدا و ندا از خارج کشور باشد و یا از داخل. اگر مبارزه را فقط منحصر به رفتن به افغانستان بسازیم و کسانی را که در خارج کشور اقامت دارند در دو راهی قرار دهیم که یا باید به افغانستان بروند و فعالانه در مسائل اشتراک نمایند و یا اینکه دهن ببندند و خاموش بنشینند، کار صواب نخواهد بود. آیا نظر دادن و بررسی کردن مسائل ولو از خارج کشور باشد، بهتر از خاموش بودن نیست؟ متأسفانه بسیاری از هموطنان بیرون از کشور به همین بهانه که یا باید به کشور رفت و یا خاموش بود، بهتر دانسته اند که مهر سکوت بر دهن بگذارند و در کنج عزلت خود را آرام و آسوده گیرند. وقتی دلیل را بپرسید، همین جواب را ارائه میدهند که گویا از خارج نمیتوان نقش بازی کرد. بهرحال من با استاد پژواک مرحوم در این زمینه کاملاً همنوا هستم که چنین گفته اند:

به پیری گر ز دستم کار سر افشان بر نمی آید
رهین طبع خویشم، خامه را شمشیر می سازم

از من پرسیده شده که: «آیا آن شخصی را که شما به مردم گوشزد می کنید، تشخیص داده اید و اگر بلی، کی خواهد بود و یا لااقل کی بوده می تواند؟»
ما افغان ها خوش داریم که با یاد کردن هر موضوع نام اشخاص نیز گرفته شود، ولی فراموش می کنیم که باید نخست صفات شخص را که برای اجرای یک کار مهم دارای اهلیت و کفایت باشد، بررسی کنیم و پیدا کردن آن شخص کار یک نفر نیست، بلکه باید همه در جست و جوی آن باشند تا شخص مورد نظر را از بین یک تعداد بیابند. اگر یک شخص صفات لازم را بر می شمارد و در عین زمان یک شخص را معرفی میدارد، آنوقت همه آنرا «بریدن لباس برابر بجان یک شخص» تعبیر کرده و اصل پیشنهاد در ورای اینکار اهمیت خود را از دست می دهد و مردم اصل موضوع را گذاشته، بحث های طولانی را در مورد آن شخص آغاز می کنند که در نتیجه بحث از موضوع دور شده و به قضاوت های مختلف در مورد آن شخص متمرکز می گردد و در نهایت با ادامه همچو حالت هم اهمیت موضوع از بین می رود و هم بحث در بارۀ شخص مورد نظر به بیراهه کشانیده می شود. از آنرو بهتر است این وظیفه را کسان دیگر دنبال کنند و در جست و جوی اشخاصی باشند که عاملیت، کفایت و سائر اوصاف را بطور مقایسوی و نسبی نظر به دیگران داشته باشند.

در بارۀ اینکه آیا نوع نظام و یا دولت است که اشخاص را آلوده می سازد و یا اشخاص هستند که نظام و دولت را به فساد و آلودگی می کشانند، باید عرض کنم که این دو موضوع باهم ارتباط متقابل دارند یعنی هر دو بر یکدیگر اثر می گذارند. در یک نظام قانونمند نقش منفی اشخاص مورد بازپرس قرار می گیرد و آنها به سرعت قانوناً مؤاخذه می شوند و از اعمال فساد انگیز شان جلوگیری بعمل می آید، به شرطی که در اجرای قانون قاطعیت و جدیت موجود باشد و این خود بر میگرد به شخص و یا اشخاص مجری قانون. برعکس اگر نظام مطابق به شرایط عینی و ذهنی جامعه نباشد و خلا های آن موجب بروز فساد گردد، در آنصورت خلاهای نظام زمینه ساز فساد خواهد بود و حتی خوبترین اشخاص را بطرف فساد متمایل خواهد ساخت. لذا بین نظام و خصوصیات مجریان امور رابطه مستقیم وجود دارد که نمی توان گفت کدام اصل و کدام فرع است، همان طوری که بین مرغ و تخم مرغ پیوند متقابل برقرار میباشد.


اسم: حنیف رهیاب رحیمی   محل سکونت: ملبورن آسترالیا    تاریخ: 01.09.2013


باعرض سلام و ارادت خدمت مسؤولین محترم دریچهٔ نظر سنجی،

یک خواهش کوچک و دوستانه دارم امید در صورت امکان پذیرفته شود.

نویسندگان و دانشمندان و سایر اهل قلم که درین دریچه نظریات شان را درج می نمایند، گاهگاهی اغلاط کوچک تایپی از نظر نویسنده پوشیده می ماند و اکثراً به مشاهده می رسد که به یک اصلاح کاری بسیار کوچک ضرورت دارد.

این اشتباه در نظر دهی خودم، که امروز در مورد نوشتهٔ استاد بزرگوار داکتر صاحب کاظم به نشر رسیده نیز یکی دو جای صورت گرفته، و یک مثال دیگر آن در نوشتهٔ بسیار زیبا و جامع محترم عبدالکریم رحیم در همین صفحه می باشد که دارای تقریباً ده اشتباه کوچک تایپی بوده و باید اصلاح می شد. باوجودیکه دوستان می دانند صرف یک اشتباه تایپی است ولی اگر شما عزیزان با صرف کمی از وقت گران بهای تان بتوانید همین گونه اشتباهات تایپی را قبل از نشراصلاح بسازید، به عقیدهٔ من بر همگان منت بزرگی می گذارید.
و مفاد آن این خواهد بود که نوشته ها کاملاً بدون عیب و با کیفیت بهتر به نشر می رسد.

از توجه تان در این مورد اظهار سپاس می نمایم


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 01.09.2013

آغای بابر بی شک واقعاٌ بی شک منطق نوشته تان آنقدر قوی بود که برادر تان را هیجانی ساخت که این چند جمله را تحریر کند.

اگر ز آئینۀ دل غبار بر دارند
عبیر پیرهن کعبه جوشد از رنگش

باعرض سلام و احترام

الله محمد


اسم: پیغام   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 01.09.2013

جناب داکتر صاحب کاظم۰ برای نجات کشور ازبحران سیاسی چه باید کرد؟ وحدت ملی نه به زبان بلکه در عمل.ندادنی ارقامی تقریبی غیر دقیق به نام اقلیت واکثریت از طرف داکتر صاحبان بخصوص در شرایط اساس فعلی که کلید بحران است. تخریب نکردنی اقوام زیر نام های مختلف .فاصله گرفتن از افراد انگشت شمار نویسنده و بیمار قومگرا .


اسم: احسان الله مایار    محل سکونت: ورجینیا امریکا    تاریخ: 01.09.2013

آیا وضع شکسته و ریختۀ وطن و ملت ما علاج دارد؟

نوشته های دانشمند گرامی داکتر سیدعبدالله کاظم با تحلیل اکادیمیک آن برای این قلم منبع گرامی ای آموختن و اندیشیدن است. حسب معمول سایت " افغان جرمن آنلاین" را پیشتر از دیگر سایتها باز کردم و نبشتۀ داکتر کاظم را با آغاز : " بنام خداوند جان وخرد" و عنوان : " برای نجات کشور از بحران سیاسی خطیر چه باید کرد؟" از نظر گذشتاندم. در این نبشته که سیستماتیک زیر عناوین جداگانه با " منشاء اصلی مشکل" آغاز و در " نتیجه" اختتام یافته واقعاَ چنان با متانت و ثبات بالای هر کدام آن بحث صورت گرفته که بگفتۀ دوست دانشمند آقای سیستانی " بدلم چنگ " زدند.
می آئیم بدون حاشیه روی و بیحد مختصر بالای اصل مطلب :
خوب میدانم که نظر دادن در مورد علاج وطن ما یک عملیۀ ساده نیست، لیک معتقدم تا . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 01.09.2013


این ساختار ، شکل ، نوع و شیوه دولت است که شخصیت ها یا گروه هایی از انسانها را آلوده به فساد میسازد و یا اینکه شخصیت ها و گروه هایی از انسانها است که اگر هر نوع دولت و سیستمی هم به میان آید آنرا با اعمال شان با ناکامی مواجه خواهند کرد؟

شخصاً من با در نظرداشت وضع کنونی کشور بیشتر امکان دوم را تایید میکنم.

تصور کنید که با همین ترکیب ولسی جرگه کنونی یک وزیر یا یک والی نهایت فعال و شایسته از جانب وکلا استیضاح و سلب اعتماد میشود یا قانون منع خشونت علیه زنان رد میگردد و صد ها مثال دیگر. اگر رئیس جمهور با صلاحیت های کنونی باشد میتواند با فرمان تقنینی حداقل چنین اقدامات را به تاخیر انداخته یا رد کند در غیر آن این کار هم ناشدنی است. باز هم تکرار میکنم با در نظر داشت وضع کنونی وطن.

برعلاوه اگر گروه ها و شخصیت هایی چون عطا محمد والی بلخ یا رهبران به اصطلاح جهادی که منافع ملی برای شان بی ارزش است و بیشتر بر سیستم های مافیایی تکیه می زنند بدانند که چوکی ریاست جمهوری دیگر آن ارزشی را ندارد که برای آن تلاش شود و اتحاد ها و ائتلاف های نامقدس را برای تصاحب آن تشکیل دهند، آنها در آنصورت ولایات، ولسی جرگه و بلاخره چوکی صدارت یا «وزیر ارشد» را طوری عیار خواهند کرد که باز هم یا در دست شان باشد و یا بدون خواست آنها کوچکترین کاری نتواند.

از همین رو من در بحث در مورد خلیلزاد، شاه سابق و کرزی عرض کردم که در شرایط کنونی و با این بازی کثیف امریکا زیر نام «مبارزه بر علیه تروریزم» که فقط جنگسالاران، جنایتکاران جنگی، مافیای مواد مخدر و زمین از آن و از حضور شان نفع برده اند اگر فرشته هم زمام امور را بدست گیرد و هر نوع شکل حکومتداری برقرار شود با شکست مواجه خواهد شد.

پس این شکل یا نوع نظام یا سیستم نیست که وطن را با بحران مواجه کرده است بلکه این قدرت های مافیایی جنب دولت و رئیس جمهور منتخب است که با استفاده از نام جهاد مردم مظلوم افغانستان طی یازده سال گذشته از برکت بی 52 های امریکایی و حضور قوای ناتو از هر اقدام نیک که به خیر وطن ولی در تضاد یا تقابل با منافع شخصی و گروهی آنها است جلوگیری کرده اند.


اسم: Akbari   محل سکونت: germany    تاریخ: 01.09.2013

shaghalo lwastonko nazar ba dir sha almi wi,magar tar hagha chi jangsalaran khali salah nashi ,aw ya laaqal da intikhabato da kandid pa sifat warta ijaza warnkra shi,tarzo chi dai pa ainda ki da insanano da qanon pa lihaz bigonah sabit shi.pa osani halat ki ba hich dard dawa nashi ,pa ghair da nori tibahi.da zaka chi di jangsalarano za nadi kari.chi nor warta da momlikat da taqsim haq ham pa qanoni dawal warta warkral shi.padarnawy
Akbari


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 01.09.2013

محترم داکتر صاحب کاظم بعد از سلام!

شما می نوسید که:"نگاهی به اوضاع جاری کشور بخصوص در آستانه انتخابات ... جناح های معلوم الحال و نشست های عقب درهای بسته.... که گمان نمیرود به نتیجه برسد.... و اما دراین روزها مجالس پیهم دیگربا اشتراک زلمی خلیلزاد علی احمد جلالی وقیوم کرزی از جانب حکومت و رشید دوستم، محقق، ضیأ مسعود، عطا محمد نور، عبدالله عبدالله، یونس قانونی،اتحاد « حنیف اتمر، امرالله صالح، صلاح الدین ربانی و تعدادی دیگر...دراین خانه و آن خانه دائر میگردد.. و مشترکاً در نصب یک شخص به مقام ریاست جمهوری اقدام نمایند. تاجائیکه خصوصیات این اشخاص و گروپ های معامله گر به همه معلوم است، خودخواهی و... که همین چهره های آشنا طی دو دهه اخیر ملت را بنام قوم، ... گروگان گرفته اند و با قدرتی که از این راه بدست آورده اند، هیچ کسی را نمی گذارند تا چانس خدمت صادقانه به وطن و مردم را بیابند. آنها میخواهند خود را به هرشکل که است، برمردم حاکم سازند."

با در نظر داشت فکر درست بالای تان و فکر ذیل پایین تان:"ملت مظلوم، اما نجیب افغانستان باید اکنون به خود آید و برای نجات وطن در این مرحلۀ حساس و سرنوشت ساز به کسی رأی دهد که در وسط قرار داشته باشد.....اگر میخواهید کشور از مصیبت جاری نجات یابد، باید مجدانه بکوشید تا اشتباهات گذشته تکرار نشود و رأی خود را به یک شخص واجد شرایط ملی، صادق به مردم، عامل در امور، پاک نفس، مسلمان واقعی، با دانش و کوشنده در راه تأمین عدالت، ثبات و حاکمیت قانون و همچنان پابند و متعهد به این تغییر مهم بدهید".

آیا شما این شخص بالا را که به مردم گوشزد می کنید تشخیص داده اید و اگر بلی کی خواهد بود و یا لااقل کی بوده می تواند.

توجه داشته باشید که بسیاری اشخاص که در بالا اسم شان ذکر شده از نظر من و خودت واجد آن مقام عالی نیستند اماهستند مردمان زیادی که بر عکس ما فکر میکند در داخل افغانستان مخصوصا در ساحات نفوذ این اشخاص. اما باز هم و ظیفه ما هم است در صورت امکان این اشخاص را متقاعد بسازیم که این شخص که شما امید است از آن اسم برده بتوانید چند چند به نفع شان است اگر رای خود را به وی دهند.

پیش دانا علم معنی خوانده ام
بر دو عالم اسب دولت رانده ام

والسلام
الله محمد


اسم: شیرشاه   محل سکونت: ترکیه    تاریخ: 01.09.2013

محترم عزیزی صاحب بسیار به جا روی نوشته پرمحتوأ داکتر صاحب کاظم اشاره کردیدو همچنان تشکر از جواب داکتر صاحب کاظم.این بحث مرا بیاد بیانه حامد کرزی انداخت که میگفت "ما شیر هستیم، شیر". برای تماشا بیانه شیرزی آغا به این لینک مراجعه نمائید:

https://www.youtube.com/watch?v=u4XSOkWgNts

رونق دیگر نموده در وطن ، دوران شیر
هر طرف بینی که شیر است و هواداران شیر
شیری ما تا لوی جرگه آمده از باغ وحش
تا که رسم زندگی آموزد از یاران شیر
هر که را هر جا ببینی غرغرو غر می زند
می کند اکتی که گویی رفته در تمبان شیر
بقه و شغال و روباه دست یاری داده اند
موش را بنگر که خود را کرده است سلطان شیر
می سپارد میهن ما را به دست دیگران
من به عمر خود ندیدم این چنین پیمان شیر

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: کابل    تاریخ: 01.09.2013

اینجانب با سایر مبصرین در بارۀ نوشتۀ اقای کاظم و علمیت شان موافقم. اما در مورد گلایۀ شان از اقای حامد کرزی که بمشورۀ شان توجه نه کردند عرض میشود که کسی به حرف افراد غیر مسلح و بدون حمایت گروهی و یا حامیان شخصی گوش نمیدهد. با انکه با اقای کاظم هیچ معرفتی جز خواندن مقالات شان ندارم یقین دارم که دل جناب شان بحال این ملت بیچاره میسوزد و از نوشته های شان چنین استنباط میشود که توانائی علمی خدمت بوطن را هم دارند. اما تنها با ابراز نظر از امریکاو اروپانمیتوان کاری کرد و نه کسی به حرف ما مهاجران در دیار غربت گوش میدهد. اگر قصد خدمت موجود باشد باید خود را به انانیکه میخواهیم خدمت نمائیم نشان داد،عملا در رنج و غم شان شریک شد، در پیشاپیش مبارزه برای ازبین بردن بیعدالتی قرار گرفت و حاضر به تحمل تعایب برای نجات این ملت شد. من که مدتیست در کابل کار مینمایم احساس میکنم که مردم- صاحب قدرتان و بینوایان- وقعی به نظریات ما مهاجران در اروپاوامریکا نمیگذارند. زیرا با بینوایان نیستیم و زور گویان مارا چلیجی به قدرت خود نمیدانند. پس چه باید گرد؟ اگر هدف مبارزه است. کابل جای مبارزه است، نه امریکاو اروپا. ازینجاست که صدای تامین عدالت بایست بلند شود. و برای رسیدن باین مامول بایست دست به کار دستجمعی زد: حزب یا گروه فشار در کابل تاسیس کردو قانونا مانعی هم دراین راه وجود ندارد. نصایح علمای ما از امریکا واروپابگوش کسی نمیرسد بناء بر جریانات کشور تاثیری هم ندارد.


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم    محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 01.09.2013

برادر عزیز و گرامی جناب رحیمی صاحب!
ازلطف شما سپاسگذارم. از من پرسیده اید که آیا میتوان راه و چاره ای سراغ نمود که طرح از تیوری به عمل پیاده گردد؟
خدمت عرض کنم که مرحلۀ اول هماناارائه پیشنهاد است تا هموطنان گرامی آنرا مطالعه و مورد نقد و ارزیابی خویش قرار دهند. هرگاه پیشنهاد به نظر شان موجه افتاد، آنگاه وظیفۀ موافقان خواهد بود تا در راه اجرای آن عملاً قدم بگذارند. خوشحالم اینکه این پیشنهاد مورد مطالعه اشخاص مسئول ریاست جمهوری قرار گرفته ولو که عملی شدن آنرا دور از واقعیت های موجود افغانستان و حتی «ضیاع وقت» وانمود کرده اند. ولی طوریکه در اخبار پورتال نیز از روزنامه وزین 8 صبح نوشته ای اقتباس گردیده تحت عنوان «بحث نوع نظام در افغانستان» مورخ اول سپتمبر 2013 که درآن محتوای پیشنهاد من بدون ذکر مأخذ به بحث گرفته شده است که این نشان دهندۀ اهمیت وتوجه یک رسانه مهم در داخل افغانستان میباشد. اما با تأسف که روزنامه 8 صبح موضوع را چنان ارائه کرده که گویا این طرح شامل اجندای کاری «اتحاد انتخاباتی» بوده باشد، درحالیکه «اتحاد انتخاباتی » طوریکه از نام آن پیدا است، تا حال بحثی پیرامون آنچه من پیشنهاد کرده ام، ارائه نداشته است. تمرکز آنها فقط روی موضوع رسیدن به تفاهم جهت معرفی یک کاندید واحد بوده است، نه برموض