Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  خاطره یی از دهلی    نویسنده:  عنایت شریف

 
اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.08.2013

محترم آغای کریم از آلمان اول سلام بعد کلام که امید است تا کنون کدام غلطی املائی و انشائی نکرده باشم اما بعد نکات ذیل به ارتباط نوشته تان:
1-بنده هم صحت کامل و مؤفقیت شما را در زندگی می خواهم.
2-قرار معلوم این بار به فرموده ذیل شما"دوستان و هموطنان وطندوست در هیأت رهبری «پورتال افغان جرمن آنلاین» که محترم نوری صاحب از جملۀ اصلاح کنندگان متون قبل از نشر می باشند، بر زیبایی متن می افزایند" بر زیبایی نوشته تان نیفزوده زیرا "نماندگی" در نوشته تان نمایندگی از دری اصیل نمی کند.
2- شمادر ارتباط به نوشته های من می نوسید که:"وقتی نوشته های اخیر شما در نظر گرفته شود، احساس می شود که یک «سوی تفاهم» از طرف شما باید، رخ داده باشد. به این موضوع وقتی بیشتر متوجه شدم، که به صورت املائی و انشائی نوشتۀ شما، متوجه شدم". این احساس شما که از طرف من «سوی تفاهم» رخ داده باشد به خاطری صدق نمی کند که آغای نوری در نوشته خود به وضاحت از من نام میبرد و باید شما را متوجه بسازم که من پخته نی بلکه سوخته ام از مطالعه زیاد آثار ادبی اصیل زبان ما. اینکه غلطی املائی و انشائی در نوشته هایم نمودار میشود علت آن سریع نوشتن و ممکن هم بعضا غفلت به دقیق خواندن دو باره آن باشد.
3- شما می نویسد که:"آنچه که شما بخود منسوب ساخته اید، و به اصطلاح خود را «توهین» احساس نموده اید، من بیحث خواننده، چنین برداشت گرفته نتوانستم" در این نوشته تان درست آن این است: " به خود «توهین» احساس نموده اید و نه خود را «توهین» احساس نموده اید " شما به حیث خواننده که انرا بیحث نوشته کرده اید یک نفر از هزار نفر هستید و نمی توانید از دیگران نماینده گی کنید.
4- شما به ادامه نوشته تان می نوسید:" بعنوان یک خیر خواه، چون من هم در آلمان با دشواری های زیاد زندگی می کنم و از دوری وطن با فامیل ام رنج می برم، این چند سطر را نوشتم. در حالیکه خودم نیز در جوانی احساساتی محکوم می شدم. وقتی می خواهید نویسنده شوید، که یک نیت شریفانه و سودمند است، درین راه برایتان مؤفقیت عظیم می خواهم، حال احساس می کنم که جوان بودن، عزم قوی، علاقمندی و کار زیاد می خواهد و قرار توصیۀ آلمانی زبان ها، در برخورد و عکس العمل خوانندگان، باید انسان «جلد ضخیم» داشته باشد. دوستانه بعرض می رسانم، که درهیچ نوشته بدون ثبوت کوشش نکنید، به دیگران «مهر خیانت» بزنید و لوخود انسان هر قدر «پاک و صادق» باشد، همین که به چنین کلمات بنویسد".

آغای کریم جملات بالای تان انقدر بی ربط است که اگر بالای آن خوب فکر شود من باید یک احمق باشم. اگر جلد بنده ضخیم نمی بود جر ات نوشتن در این صفحه را به خود نمی دادم.
در خاتمه برایتان افکار عالی خواهانم.

گر بخوانی شعر من ای پاک دین
شعر من از شعر گفتن پاک بین

الله محمد
آلمان


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.08.2013

محترم الله محمد از آلمان!

مقدم بر همه صحت کامل و مؤفقیت شما را در زندگی می خواهم. از مدتی است که بیشتر از سابق به «پورتال افغان جرمن آنلاین» مراجعه می کنم، تا نه تنها معلومات در بارۀ وقایع روز حاصل نمایم، بلکه از روی نوشته های موزون و آموزندۀ هموطنان قلم بدست کهن سال و نامدار وطن ما، بزبان دری اصیل آشنا شوم. نوشته های نوری صاحب برایم رهنمود بوده، نمایندگی از دری اصیل می نماید.
نویسنده نیستم، اما گاه گاه معلومات را از منابع مختلف بحضور هموطنان تقدیم می کنم. در صورتی که لازم بدانید، در فهرست نویسندگان نظر اندازید. هر نوشته ای را که برای نشر فرستاده ام، بعداً متن منتشر شده را با متن ارسالی خود مقایسه می کنم. دوستان و هموطنان وطندوست در هیأت رهبری «پورتال افغان جرمن آنلاین» که محترم نوری صاحب از جملۀ اصلاح کنندگان متون قبل از نشر می باشند، بر زیبایی متن می افزایند و از ایشان سپاسگذارم و قدم بقدم آموخته ام.
این بهبود را با وجود آنکه کم هم باشد، احساس می کنم. بنده هم «مهاجر» هستم.

«مهاجرت» و دوری از اجتماع ما، در پهلوی جوانب «مثبت»، «نجات از خطرات زندگی ناشی از جنگ»، تأثیرات «منفی» نیز می داشته باشد. یکی از آن هم، «تسلط» ممکن ضعیف و خفیف نسل جوان «مهاجر»، بر زبان اصلی «مادر و پدر» است، در صورتیکه انسان بسنین قبل از تعلیم کامل مکتب با والدین مجبور به ترک وطن شده باشد. حتی برای کلانسالان فراموشی های کلمات و اصول املائی وانشائی بعلت دوری طولانی از وطن رخ می دهد که در مکتب، در شرایط صلح آموخته اند.

وقتی نوشته های اخیر شما در نظر گرفته شود، احساس می شود که یک «سوءتفاهم» از طرف شما باید رخ داده باشد. به این موضوع وقتی بیشتر متوجه شدم، که به صورت املائی و انشائی نوشتۀ شما، متوجه شدم، می گویند حالت درد و رنج را از درد دیده و رنجدیده بپرس. از روی کلمات و برداشت شما، تصور می شود که باید جوان باشید. کاش می فهمیدم که در کدام سن هستید. وقتی نوشتۀ محترم نوری صاحب را خواندم، ایشان اصلاً آنچه که در آغاز شما در مورد حمایت از برادران اهل «هنود و سیکها» نوشته اید، با جملات بیشتر و اصول مفصل تر حمایت نموده اند، فقط در یک نقطه که «مراجعه به حکومت هند» مطرح بوده است، یکنوع «هوشداری جدی تر» تذکر رفته است، که نیات نیک در آن نهفته است، نه توهین. اینکه شما خود را «بمبارد» شده احساس می کنید، بیهوده است. آنچه که شما بخود منسوب ساخته اید، و به اصطلاح خود را «توهین» احساس نموده اید، من بحیث خواننده، چنین برداشت گرفته نتوانستم و بعنوان یک خیر خواه، چون من هم در آلمان با دشواری های زیاد زندگی می کنم و از دوری وطن با فامیل ام رنج می برم، این چند سطر را نوشتم. در حالیکه خودم نیز در جوانی احساساتی محکوم می شدم. وقتی می خواهید نویسنده شوید، که یک نیت شریفانه و سودمند است، درین راه برایتان مؤفقیت عظیم می خواهم، حال احساس می کنم که جوان بودن، عزم قوی، علاقمندی و کار زیاد می خواهد و قرار توصیۀ آلمانی زبان ها، در برخورد و عکس العمل خوانندگان، باید انسان «جلد ضخیم» داشته باشد. دوستانه بعرض می رسانم، که در هیچ نوشته بدون ثبوت کوشش نکنید، به دیگران «مهر خیانت» بزنید و لو خود انسان هر قدر «پاک و صادق» باشد، همین که به چنین کلمات بنویسد، ممکن برخوانندگان اثر منفی وارد کند و بدین ترتیب اعتبار نوشته پائین می آید. همین کلمۀ «پائین» را در نوشتۀ نوری صاحب «نازل» دیدم. خودم از تجربۀ خود می گویم، وقتی به زبان آلمانی کمی «بلدیت» حاصل کردم، در بسیاری موارد، مفهوم درست را از زبان ما به زبان آلمانی خوب درک نمی کنم. برخلاف هم، وقتی کلمۀ جدید آلمانی را می آموزم، در زبان دری همه مفاهیم ممکن مترادف آنرا نمی یابم. در خاتمه بحیث یک هموطن با درد، خواهش می کنم، قبول فرمائید، که اولاً در نوشتۀ نوری صاحب هیچ نوع مفهومی برداشت شده نمی تواند، که باعث نا آرامی شما شده است. به نوشته های خوشبینانۀ تان نسبت به آینده ادامه دهید، مؤفق باشید.

با احترام

عبدالمنان کریم


اسم: داکترخلیل الله قدیری   محل سکونت: بن، آلمان    تاریخ: 19.08.2013

خاطریی از دهلی ازمحترم عنایت شریف

شرم آورتر از این قانون کمتر یافت خواهد شد. تعصب وتبعیض در پارلمان اثبات نارسایی آن "وکیلان مردم" وبدون شک ناآگایی آنها از تالرانس دین مقدس اسلام وتاریخ میبباشد.


اسم: افغان جرمن آنلاین    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 19.08.2013

هموطنان گرامی،

هدف از ایجاد دریچۀ نظر خواهی این است که از اینطریق روی مشکلات و درد های کشور با همدیگر افهام وتفهیم صورت گیرد، نه اینکه این امکان موجب توهین همدیگر گردیده و با هم در جنگ و جدل باشیم.

پورتال افغان جرمن آنلاین آروز دارد تا با بحث های منطقی و دور از هرگونه نفاق قومی، زبانی و توهین به همدیگر در خدمت هموطنان قرار گیرد .

بیائید دست دوستی با هم بدهیم و وقت گرانبهای خویش را صرف خدمت به وطن نمائیم.

به امید همکاریهای مثبت شما
اداره پورتال


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 17.08.2013

برادر محترم آغای کبیر صاحب در عالم ناشناسی سلام اما بعد به ارتباط نوشته تان که توسط آن نوشته آغای نوری صاحب را رد کرده اید چند مطلب را ذکر میکنم، هرگاه مسولین این صفحه خویشی ننموده و آنرا به نشر بسپارند:

1-نوشته تان آزادی فکری من را در نوشتن دو باره احیا نمود که در این صفحه تحت اسارت و تهمت قرار گرفته بود.

2- خداوند در تار تار مغزم حاظر و شاهد است که من از نگاه انسانی یک پشنهاد نموده بودم و به سویه ای در نوشته آغای نوری توهین شده بودم که راه نجات را گم کرده بودم. جملات توهین آمیز مثل "سطح پاهین ، جملات نازل، تثبیت بی معنی بودن، خود را واقف سازند، خنده دوامدار، مرض تفکر، از غفلت بیدار شوید و غیره و غیره" لازم ندا شت بی موجب از دهان یک استاد به فرموده شما خارج شود. یک استاد یک شاگرد را نباید با جملات تعقیر آمیز دیمورالیزیشن نماید در غیر آن همان حرف است که علما گفته که اگر کناه من را با بزرگواری که تو داری نبخشی و جزا دهی پس فرق بین من و تو چیست. جزای نا حق زبان و قلم از شمشیر بدتر است.

3- جناب نوری می نویسند: "هیچکسی حق ندارد به آنها به عنوان اتباع هندوستان بنگرد" . اگر ثابت کردن که من در نوشته های خود آنها را اتباع هندوستان تلقی کرده ام حاظرم از نزدش معذرت بخواهم و به ادامه جمله بالا خود من را محکوم به ضد ملی بودن و دشمنی با ذاتگایم می کند.

4- باید قدرت این را داشته باشیم که هر گاه نظر یک فرد را رد میکنیم اندازهً غیر منطقی نوشتن را مراعات کنیم. کسان دیگر اند که دشمن وطن من و تو هستند و ضد ملی فکر می کنند نه من و تو در غربت با یک پشنهاد خشک.

5- نمیدانم در باره این نوشته آغای کبیر "حالا که ظرفیت استفاده و تطبیق این همه قوانین را نداریم عیبی نخواهد بود که در صورت تخطی آنها، همین مراجع را بقسمی Positive Missaction با خبر سازیم" آغای نوری چه خواهد نوشت. اگر مطلب را خوب تعمق کندو فرموده عباسی صاحب را که همه در یک کشتی هستیم و دوست باشیم .

6- نوشته آغای نوری برایم حالت اختناق خلق کرده بود که با نوشته آزاد کننده شما امیدواری پیدا شده قسمیکه هدف این صفحه هم است نظر خود را تحریر دارم.

نفع چیست از شمع کار آموختن
جمله را افروختن خود سوختن

با احترام
الله محمد، آلمان


اسم: ق کبیر   محل سکونت: افریقای جنوبی    تاریخ: 17.08.2013

استاد نهایت گرامی محترم نوری صاحب
بعد از اینکه سه بار مقالهً ملیگرانه تان "مساله حقوقی هندوها وسکهـ های افغانستان یک امرداخلی است" را خواندم، حاظر بودم که سه بار در زیر آن امضا کنم اگر...
اگر روح، روان و نبظ محتوای آن تاپهً تاریخ گذشته ها نمی داشت. گذشته های که افغانستان استقلال، حاکمیت ملی و غرور ملی داشت، گذشته های که افغانستان سیاستمدران به سویهً منطقه و حتی جهان داشت، گذشته های که افغانها وظایف خانگی خود را خودشان انجام میدادند، قوانین مملکت را خودشان مینوشتند، گذشته های ...، گذشته های قبل از کودتای نافرجام هفت ثور.
اگر به آینده برگردیم
Back to the future
خود شما بهتر از هر کسی دیگر میدانید که متأسفانه واقیعت ها دگرگون است. افغانستان آن استقلال، حاکمیت ملی و غرور ملی را دگر ندارد. به سویهً بین المللی، منطقوی و داخلی تقریبأ نیمه اشغال است. به سویهً منطقوی پاکستان و ایران توسط گوداگیان افغانی خود اعم از سنی و شیعه حلقهً تهاجم سیاسی، قومی، مذهبی، زبانی، اقتصادی، فرهنگی و ... خود را موًفقانه تنگ و تنگتر ساخته میروند. خود شما یکی از مبارزین ضد تهاجم فرهنگی ایران هستید و برایتان مانند روز روشن است که چطور مراسم قم در افغانستان مانند برافراشتن بیرق ایران و نصب کردن عکس های رهبران جمهوری ولایت فقیه در چهار راهی ولایات افغانستان تجلیل میشوند. چطور آقای رهین را قدرتی از وزارت اش دور انداخته نمی تواند، سفیر ولایت فقیه چطور ژورنالیستان را برطرف و مقرر می سازد، تخریب زبان دری به نفع فارسی ایران و .....

همه قوانین مملکت از قانون اساسی گرفته تا قوانین نظامی، قوانین نظام عدلی افغانستان، قوانین ...مراجع شود به مجموعه قوانین افغانستان در "آرشیف آثار علمی، تحقیقی و معلوماتی" توسط مراجعی خارجی تهیه و ترتیب شده اند، که در گذشته وظیفۀ افغان ها بود. حالا که ظرفیت استفاده و تطبیق این همه قوانین را نداریم عیبی نخواهد بود که در صورت تخطی آنها، همین مراجع را بقسمی Positive Missaction با خبر سازیم.

این است "حالت موجود"، نوشته شما "حالت باید" را انعکاس میدهد که آرزومندم توسط "اجراآت" مناسب جناب کرزی در آیندهً نزدیک به واقیعت مبدل شود.

برای معلومات بیشتر "حالت موجود"، "حالت باید"و "اجراآت" به لینک آتی مراجع شود:

«ارزیابی نظریات سیاسی پیرامون ایجاد پایگاه های نظامی بوسیلۀ مدل تخنیکی عیار کننده»

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان     تاریخ: 15.08.2013

کرزی در اولین دیدارش با افغان های سیک و هندو: مشکلات تان را حل می کنم

نمایندگان هندو ها و سیک ‌های افغانستان، به گفته خودشان، به روز سه شنبه برای نخستین بار با حامد کرزی رئیس جمهوری کشور دیدار کردند. راویل سینگ معاون شورای سراسری هندو ها و سیک ‌های افغانستان گفته است که در ده سال گذشته، این اولین بار است که آنها با رئیس جمهوری افغانستان دیدار کرده اند. آقای سینگ به بی بی سی گفته است: "رئیس جمهور کرزی، تمام مشکلات ما را با پیشانی باز شنید و تمام مشکلات ما را پذیرفت و وعده داد که آنها را حل خواهد کرد....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.08.2013

برادر محترم آغای نوری بعد از عرض سلام:
قبل از همه به جواب سوال تان " سوالی که می تواند مطرح شود، که آقای الله محمد، چگونه به فکر چنین یک ابتکار افتاده است؟" پرداخته که امیدوار هستم آتش خشم که در نوشته تان نمایان است خاموش گردد.
من بعد از خواندن حسب تصادفی مضمون های نوسنده گان این دریچه از اینکه این هموطنان ما هم مذهب با یکی از مذاهب کشور هند وستان میبا شد به این فکر افتادم که اگر شود دردی را دوا کند.و علت ان هم همان اماتور بودن بنده در نوسنده گی میباشد که شما تحریر نموده اید، در غیر آن من هم همیشه به فکر منافع ملی کشور خود هستم.از اینکه شما از آن به این سویه به علت پخته بودن نوسنده گی تان مرا تحت بمباردمان قرار داده اید بسار تشکر اما مطمعین باشد که موقف بنده هم مانند شما ملی میباشد.

امید وار هستم شناخت همه جانبه ما به فرموده شما از مناسبات بین المللی بتواند در افغانستان صلح و عدالت اجتماعی را در کشور بر قراد کند.

در اخیر باز هم تکرار می نمایم که پشنهاد بنده فقط جنبه انسانی داشته بود نه هیچ چیز دیگر و این تماما نوشته تان در مورد قابل تمجید و معلوماتی بوده اما در مورد بنده صدق نمی کند اگر می کرد انقدر مردی داشتم که انرا تا یید و یا خاموش می نشستم.

امید است فکر و خیال انسانی بنده تا کنون ضرری به منافع افغانستان نرسانیده باشد.

پوشیده نماند آنچه آید به خیال
اسرار آن است کز دلت پنهان است

با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 12.08.2013

مساله حقوقی هندوها وسکهـ های افغانستان یک امرداخلی بوده ربطی بدولت هندوستان ندارد!

افغانستان کشوری است نه تنها آزاد و مستقل، بلکه شهامت، درایت و شناخت فرزندان آن از مناسبات بین المللی و همزیستی بشریت، به این سطح پائین نیست، که شما با این «سادگی» و جملات نازل، قدعلم می کنید.
در بحران اخیر در کشور و منطقه، مردم ما در راه آزادی، بیش از «یک و نیم میلیون» کشته داده اند. کشور ویران است، اما موقف و «هویت» بین المللی آنرا، با افتخار حفظ استقلال و آزادی که در «جنگ استقلال» حاصل نموده است، در عرصۀ بین المللی از دست نداده است. علی الرغم وضعیت غم انگیز ناشی از «بحران»، هیچ قوتی در جهان، تا همین لحظه، کدام «افغانستان» دیگر و یا پارچه های دیگری را بنام های «دول مستقل»، ازین قلمرو، اعلان ننموده اند. . . . . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 12.08.2013

محترم بارز صاحب !
توضیحات شما در مورد نوشتۀ آقای داکتر کاظم بیحد مرموز ، غامض و نا شفاف است . بیائید از در ترا می گویم دیوار تو بشنو ها بگذریم و صاف و روشن و پوست کنده بگوییم که بر کی غضب استید و باشه را بهانه کرده دیدن یار نروید و نوشتۀ داکتر صاحب کاظم را وسیله قرار داده از دردی دیگری نالش نکنید بگویید گپ در کجاست و ما را به رمز و کنایه گیچ نسازید.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.08.2013

محترم بارز صاحب بعد از سلام!
در نوشته شما به ارتباط آغای دکتر کاظم چند مطلب قابل توجه است:
1-هر کس که یک نوشته را می خواند حتماٌ با آن علاقمند است و می خواهد یک بر داشتی از آن کند. این که برداشت چطور میباشد مربوط به سطع فکری، علمی و معلوماتی خواننده میباشد. مسلم است که هر خواننده ها در سطوح فکری، علمی و معلوماتی ،سن و تجربه های مختلفه قرار دارد.
2-به اساس توضع بالا نه تنها با خواندن نوشته های داکتر صاحب کاظم بلکه در تمام ادبیات بشر جای بحث و گفتگو باقی است که به اصطلاح موتور انکشاف فکری بشر در ساحات مختلفه زنده گی می شود.
3-باید در نظر داشت که در این دریچه هیچ کس بالای نوشته های داکتر کاظم بحث و گفتگو هم نکرده.
4-اگر این اتهام شما درست باشد که بعضی ها مطالعه نه به خاطر اگاهی و نوشتن و نه به خاطر روشن ساختن و حل قضایا میکنند ارتباط می گیرد به نقطه اول که هیچ کس جلو ان را گرفته نمی تواند. آزادی فکری یک فردی را که یک چیز می نوسید بایست تا زمانیکه ضرر جسمی از آن هویدا نیست با نوشته روبرو شد.
5 - شما در اخیر نوشته تان چنین نتیجه می گیرد :" به همین لحاظ چئدان اثر موثر بحال ما و کشور ما ندارد" یعنی اینکه نوشته داکتر صاحب هم دردی را دوا نمی کندچون به دقت خوانده نمی شودو اگر به دقت خوانده شود کس برابر داکتر کاظم نمی فهمد.

با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 11.08.2013


دانشمند محترم دوکتور سید عبدالله کاظم
لطفاً احتراماتم را بپذیرید!

اگر نوشته های ارزشمند و آموزندۀ شمارا که همیشه به روش علمی و تحقیقی صورت می گیرد هر کس آنها را بدقت مورد مطالعه قرار دهد فکر میکنم جای زیاد برای بحث و گفتگو باقی نمی ماند.

اما متاسفانه بعضی از ما افغان ها نوشته ها را بخاطر رسیدن به آگاهی مطالعه نمیکنیم و همچنان بخاطر روشن ساختن مسایل و راه حل قضایا و رویدادها نمی نویسیم بلکه بیشتر بخاطر اختلافات شخصی و ارضای درد های ذهنی خصوصی می نویسیم،

به همین لحاظ چئدان اثر موثر بحال ما و کشور ما ندارد. با عرض احترام


اسم: ق کبیر   محل سکونت: موزابیک    تاریخ: 11.08.2013

محترمین هر یک پیر محمد بابر و الله محمد، یک جهان سپاس از حسن نظر تان. انشالله به زودی به جرمنی برگشته که هوای سرد آن، توًًام با کار روزمره شخصی و سایت همه افغان های ملی گرا، دگر وقت آنرا برآیم ندهد که در نظر سنجی ها باعث درد سر دوستان شوم.

محترم پیر محمد بابر،

1. بنده لقب «بابای ملت» را زیر سوال نه، بلکه مرجع و ...را که این القاب را اعطا نموده است، زیر سوال برده ام، ورنه هردو القاب را بدون یک بام و دو هوا استعمال می کردم. انشالله برای رفع سوًتفاهم بزودی از همین افریقا با تأثیرات منفی آن بالایم، دقیقتر به این موضوع تماس خواهم گرفت.
2. هندوستان یکی از بزرگترین دموکراسی های جهان که برعکس پاکستان، ایران و روسیه هیچگاه برای مملکت ما تهدیدی نبوده است. باز هم من پافشاری بالای هندوستان نکرده و پیشنهاد محترم عباسی صاحب و محترم نجیب داوری را پذیرفتم.
3. نظر داکتر صاحب سیدعبدالله کاظم بسیار منطقی است.اگر دوستان موافق باشند، من بعد از برگشتم از سفر با جناب ایشرداس مسوًل سایت کابل ناتهه تلفونی تماس خواهم گرفت تا اگربخواهند با ما در حل این معضله همگام شوند.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.08.2013

باز هم به اجازه تان چند عرض بعد از سلام و احترام:
در عرض عاجزانۀ آغای دکتر کاظم منطق خوب نهفته است که به نظر بنده در نهایت هم افکار بنده و کبیر جان را و هم از عباسی صاحب را پوشش می دهد.

کنون باید یک مکتوب جامع به پارلمان افغانستان، ریاست جمهوری و وسایل جمعی افغانستان فرستاده شده و هم زمان این نامه به مراجع مربوطه ملل متحد و یک کاپی هم به هندوستان و بقیه را به خدا توکل کنیم که وقت ما مفت مصرف نشده باشد و زحمات ما هوایی نباشد.

بنده اگر کسی از نوشته هایم آزرده شده باشد در عالم ناشناسی معذرت می خواهم.

معنی از خویش بیرون آمدن فهمیدنست

فکر چون بیدست و پا شد ناله موزون میکند

با احترام
الله محمد کابلی
آلمان


اسم: نجیب الله داوری   محل سکونت: تورنتو - کانادا    تاریخ: 11.08.2013

جناب آغای کابلی، هر چند مداخله ایران در امر کمک به گروه های ستیزه جو، زیر چتر دفاع از حقوق مشروع اقلیت این وآن در بعضی از نقاط جهان، با مداخله احتمالی هندوستان در امر برآورده شدن حقوق حقه مردم مظلوم هندو باوروسکهـ افغانستان قطعاً و به هیچ وجهه قابل مقایسه نیست. ولی بلاخره مداخله،مداخله است. خواهی نخواهی در مورد اعتراضاتی را بدنبال خواهد داشت. وهمانطوریکه گفتم پاکستان دشمن دیرین هندوستان، برای رسیدن به چنین موقع دقیقه شماری میکند. تا مداخلات شرارت بار خودش را در امور داخلی افغانستان بنوعی توجیه کند.

از طرف دیگردولت افغانستان، یکی از اولین کشورهای تشکیل‌دهنده موسسه ملل متحد، در مشروع بخشیدن منشور این موسسه، نقش مهمی را بازی نموده است. فصل نهم منشور سازمان ملل متحد،اساساتی را برای بر آورده شدن حقوق سیاسی، باشندگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشندگان جهان به‌صورت یکسان تعریف کرده است. حالا اگر کشوری در امر بر آورده شدن حقوق حقه باشندگان اش از این امر تخلف ورزد، تنها وتنها موسسه ملل متحد خواهد بود تا از دولت تخطی کننده بازخواست، ودر امر باز گردانیدن حقوق تلف شده باشندگان همان سرزمین تلاش ورزد.

بااینها حالا که شما اراده نموده ایئد به ارتباط برآورده شدن حقوق حقه هموطنان هندو باور وسکهـ ما و راه یابی نماینده شان به پارلمان افغانستان، نامه یی عنوانی دولت وپارلمان هند تحریر و به آنجا ارسال دارئید. بفرمائید، به دست و قلم تان برکت. ما هم منتظر نتایج مثبت نامه تان خواهیم بود. و در صورت حصول چنین یک نتیجه از دل وجان برای آن کف خواهیم زد.

اینکه جناب کرزی سر خواهش ما اشپلاق میزند، بگذار که بزند، و صدای اشپلاق اش هم بلند وبلند تر باد. در هر حال تاریخ قضاوت خود را خواهد کرد. حذف چوکی هندوباوران وسکهـ های افغان در پارلمان افغانستان در قطار طویل بی کفایتی های کارنامه جناب کرزی بعنوان رئیس جمهور افغانستان اضافه خواهد شد. موفق وپیروز باشید. با احترام


اسم: سیدعبداللله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 11.08.2013


دوستان عزیز سلام و صداحترام به هریک شما که دراین نظرخواهی اشتراک فرموده و دربارۀ حق یک اقلیت هموطن که مورد اغماض قرار گرفته است، واقعبینانه ابراز نظر کرده اید.
اما با تأسف که اغلب نوشته ها قدم بقدم از اصل مطلب دور میرود و بجای بحث روی اصل موضوع، مناظره بیشتر بر مسائل فرعی متمرکز میگردد و آنهم به سوی نیمه دیالوگ کشانیده میشود.
فکر میکنم اگر تلاش ما برآن متمرکز شود تا پیامهای خویش را نخست به گوش اولیای امور در کشور برسانیم، بخصوص به توجه یک عده وکلای پارلمان و رئیس جمهور، کار خوبتر نتیجه خواهد داد و اگر آنها توجه نکردند و موضوع را نا شنیده و یا نادیده گرفتند، آنوقت به استناد بی توجهی آنها میتوان از سازمان حقوق بشر ملل متحد و قدم بقدم به مراجع دیگر صاحب نفوذ تماس گرفت.
باید به عرض برسانم که تنها نوشتن و ابراز نظر ها دریک ستون و یا مقاله کافی نیست، باید اقدامات عملی آنهم در قدم اول توسط خود هموطنان اهل هنود و سیکهـ براه اندخته شود و درعین زمان موضوع در رسانه های داخل کشور بطور منظم منعکس و پی گیری گردد و ازهمه مهمتر «لابیینگ» یعنی تماس با نمایندگان پارلمان و حلقات صاحب نفوذ در داخل کشور ازطریق تماس های شخصی و گروپی برقرار شود. درغیر آن شاید هیچکس از شخصیت های مسؤول به این نوشته ها و نظریات یا دسترسی نداشته باشند و یا آنرا فقط حرف «مفت» حساب کرده و به آن ارزش قائل نشوند و به همین ترتیب بعد از چند روزی همه گفته هابه فراموشی سپرده خواهد شد و بی اثر باقی خواهد ماند. این بود عرض عاجزانۀ من بحضور همه.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 10.08.2013

دوستان با عقل و منطق به ارتباط نوشته داوری توجه تان را به نکات ذیل جلب می نمایم:

1- موضوع حکومت ایران و موضوع هندوهان افغانستان نه تنها از نظر ماهیت فرق دارد بلکه از شکل هم. حق صلب تاریخی پارلمان و احیای مجددبه یک اقلیت کوچک با دخالت سیاسی ایران در امور سیاسی مذهبیون خوددر کشور های دیگر دو قضیه متفاوت است. ضمناٌ هر دو ار نگاه سیاسی در جهان دو حیثیت متفادت دارند.

2- چندین بار ذکر به عمل آمده که از کانال دیپلوماسی موضوع به گوش رهبری ما رسانیده شود و نه دخالت سیاسی یعنی از طریق مذاکره و پرستاری و حفظ روابط حسنه در امور مختلفه بین دو کشور.

3- بگذارید که دولت هندوستان و افغانستان بعداٌ تصمیم بگیرند که این عمل دخالت در امور یک دیگر است و اوضاع را خراب می کندیا خیر نه ما و شما از غارها و مغاره های مختلف جهان.

3- نترسید که یک نامه ما اوضاع منطقه را خراب می کند. خود را بسیار مهم فکر نکنید. ما و شما در زمینه هیچ کاره هستیم که از این جا برای حکومت کرزی خطر را رفع و یا وارد کنیم.

4- کرزی سر خواهش ما اشپلاق می زند آنهم اگر خبر شود.

5- عباسی صاحب معطل چه است نامه را به رییس سازمان ملل متحد همین فردا ارسال دارد و نتیجه مثبت آن را به ماارسال دارد.

با احترام
الله محمد کابلی
آلمان


اسم: نجیب الله داوری   محل سکونت: تورنتو - کانادا    تاریخ: 10.08.2013

دوستان عزیز، هر چند در مقطع های زمانی بعضی رژیم ها از جوانب مذهبی در کشور های ثانی حمایت بعمل آورده اند. ولی متأسفانه که چنین حمایت ها کمتر نتایج مثبت بدنبال داشته، بلکه جوانب منفی آن بیشتر نمودار و حتی هم گاهی به ضرر طرف حمایت شده، تمام گردیده است. که مثال بارز آن حمایت کشور ایران از بعضی جناح های مذهبی شعیه در اقصی حصص جهان میباشد. از طرفی هم توجهه کنیم که در کشور ما بیشتر از سی ملیون مسلمان زندگی دارد، که موجودیت چند هزار هندو باور و سکهـ در مقابل جمعیت سی ملیون مسلمان بسیار- بسیار کمرنگ میباشد. ولی می بینیم که جمهوری های اسلامی ایران و پاکستان در یک رقابت ناسالم با جامعۀ جهانی در پی آزار، اذیت و تخریب نهاد های ملی مردم مسلمان و جمهوری اسلامی افغانستان میباشند. ولی همزمان کشور هندوستان با پیش کشیدن ملیارد ها دالر عنوانی مردم افغانستان در امر بسر رسانی بسیاری از پروژه های عام المنفعه در افغانستان دست یازیده است. بدون شک کمک های کشور هندوستان عنوانی مردم افغانستان، نه بخاطر موجودیت جامعه چند هزار نفری هندو در اینکشور، بلکه روی علایق دیگری صورت پذیرفته، و عموم مردم افغانستان از آن مستفید میگردند. بناءً اگر پای هندوستان روی تبعیضی که علیه جامعۀ هندو باور و سکهـ افغان صورت میگیرد؛ بمیان کشیده شود. همین کمک های بلاعوض چند ملیارد دالری هندوستان به افغانستان کافی است. تا دولتمردان افغان در زمینه توجه نموده و به جامعۀ هندو باور و سکهـ افغانستان نه حق بالاتر، بلکه حقوق باشندگی و خواست های برحق شان را داده و از هرگونه تبعیض علیه آنها دوری جسته شود. ولی طوریکه دیده میشود دولتمردان افغان، مشکلات جامعۀ هندو باور و سکهـ افغان را مسئله داخلی پنداشته و هرگز هم توقع ندارد؛ دولت هندوستان در زمینه پادرمیانی کند. باالمقابل کشور هند و پارلمان هند(لوک سبا) هم این موضوع را کاملاٌ مشکل داخلی افغانستان تلقی نموده، واگر باالفرض ما نامه یا مکتوبی هم عنوانی پارلمان یا دولت هندوستان بفرستیم، نهاد های متذکره با آنکه میان خود شان روی موضوع بحث خواهند کرد ولی علناً کدام عمل یا عکس العملی نشان نخواهند داد. از طرفی هم آنها قبلاً از موضوع آگاهی داشته و اگر در زمینه کدام آجندای میداشتند، بدون فرستادن نامۀ ما تاکنون اقدامات مقتضی را روی دست می گرفتند. زیرا آنها کاملاٌ میدانند که با هندو باوران و سکهـ های ساکن در افغانستان تبعیض صورت می پذیرد. با اینها اگر دولت هند یا لوک سبا در زمینه علناً اقدام کند. این امر مداخله در امور داخلی افغانستان پنداشته شده و اعتراضات بین المللی را ولو در سطح کوچک بدنبال خواهد داشت، و پیش از همه، پاکستان که برای بوجود آمدن چنین فرصت مترصد است، با دهل و کرنا هندوستان را متهم به مداخله در امور داخلی افغانستان خواهد نمود. و چه بسا که آی.اس.آی. در عکس العمل با این موضوع، میله راکت های انتحاری اش را متوجه جامعۀ هندو باور و سکهـ افغانستان نماید.

در نتیجه با آنکه از دید بعضی دوستان حامد کرزی موضوع را شخصاً و منطقاً حل کرده است. ولی خواهش ما از محترم کرزی اینست که یکبار دیگر موضوع را جداً باز نگری نموده و مشکل را حل نمایند.

در غیر آن اگر ریاست جمهوری افغانستان به این مسئلۀ مهم، ارجی قایل نشود؛ آنطوریکه محترم عباسی نگاشته اند. موضوع باید ضمن نامه ای با درج تمام مشکلات و تبعیض های که علیه هموطنان هندوباور وسکهـ ما روا داشته میشود. عنوانی سرمنشی موسسه ملل متحد نگاشته شده و از سازمان ملل خواهان مداخله و کمک شد. بااحترام


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 10.08.2013

نکات ذیل را مدبانه(مؤدبانه) عرض میدارم بعد از بوسیدن رویتان:
پشنهاد تماس دوستانه هندوستان را آغای کبیر نکرده. نامبرده در اثر تاثیر مثبت هوای صاف و طبعیت زیبای افریقا بالایش انرا(آنرا) تایید(تأئید) کرده.

هنوز مسله(مسئلۀ) هنوستان به راه انداخته نشده سنگهای اهل تشیع اسماعیلی، اقوام پامیری، قرغز و قزاق و غیره در راه پیدا شد.
عوضیکه چتلی را پاک کنیم چتلی های دیگر هم بالاش انداخته می رویم.

اول باید دید که زور ما میرسد که هنوستان را فعال بسازیم و یا خیر؟ توجه شود که مااز نظر رسمیت هیچ هستیم و می خواهیم از طریق این هیچ اگر شد یک مسئله را حل کنیم. تنها خود این یک هنر است.

با احترام
آلله محمد کابلی
آلمان


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 10.08.2013

کارکنان محترم بخش نشراتی افغان جرمن انلاین سلام و احترام تقدیم است.

اگر امکان داشته باشد به جای پیام قبلی که بعد از مطالعه اشتباهات زیاد املایی و انشایی را در آن مشاهده کردم نوشته ذیل را که کوشیده ام آن اشتباهات را تا حد امکان اصلاح کنم به نشر بسپارید.

تشکر


نکات ذیل را احترامانه عرض میدارم:

1: مقاله عالی جناب محترم شاغلی سید عبدالله کاظم در مورد هموطنان هندو و سکهه ، در مورد « تبعیض مثبت» و در مورد برخورد نظام های مختلف افغانستان با این اقلیت قومی- مذهبی افغان نهایت معلوماتی و درخور مطالعه است.

من فقط یک موضوع را که چه در نوشته ایشان و چه در نوشته شاغل محترم ایشورداس به آن تماس گرفته نشده ذکر میکنم و آن اینکه در زمان سلطنت چند ماهۀ جبیب الله معروف به بچه سقاو متاسفانه تمام آن حقوق و آزادی ها و تمام فیصله های که در زمان شاه کبیر امان الله خان در مورد هندو ها و سکهه شده بود ملغی اعلان گردید.

سقاوی ها در نیمۀ ماه فبروری سال 1929 فرمان امیر شانرا به مردم اعلان کردند. آن فرمان شامل لیست طویل از احکامی بود که به نظر بچه سقاو باید بدون تأخیر به منصۀ اجرا قرار میگرفت.

به مردان امر شده بود که باید ریش بگذارند ، لباس محلی بپوشند و از پوشیدن لباس اروپایی یا به نظر آنها لباس کفار ابأ ورزند. گذاشتن کلاه شپو کاملا منع گردیده و حکم شده بود تا به جای کلاه های اروپایی ها یا کافران، لنگوته زده شود.

به زنان امر شده بود که در محضر عام بدون معیت والدین و یا شوهران شان ظاهر نشوند و چادری بپوشند.

رژیم جدید در مقابل اقلیت های مذهبی برخورد نهایت سختگیرانه اختیار نموده بود. مذهب سنی– حنفی یگانه مذهب رسمی افغانستان اعلان گردیده به هندو ها و سکهه ها امر شده بود که لباس و لنگوته های را که قبل از دوره امانی برایشان در نظر گرفته شده بود رعایت کنند. در مقابل شیعه مذهبان قیود و ستم روز به روز افزایش میافت و بخصوص هزاره های شیعه مذهب که از برکت شاه عدالت خواه و ترقی پسند مانند دیگر اتباع کشور حقوق و آزادی کسب کرده بودند از همه بیشتر مورد آزار و اذیت قرار میگرفتند. چون در مناطق مرکزی هزاره ها در حمایت از شاه امان الله برخاسته و بر ضد رژیم ارتجاعی و سیاه بچه سقاو قرار گرفته بودند، بچه سقاو تاریخ نویس معروف کشور فیض محمد خان کاتب را برای آرام کردن مردم و پذیرش اوامر و احکام او به مناطق هزاره نشین فرستاد. آن عالم و مرد خردمند که هرگز نمیتوانست خدمات و اقدامات نیک و انسانی شاه امان الله را فراموش کند ، برعکس به هزاره ها از خطرات که از سوی رژیم سقاوی متوجه شان بود هشدار میداد و طبق بعضی منابع به مردم گفته بود که سقاوی ها «شیعه ها را حتی از کافر ، مجوس و هندو هم بدتر میدانند». با برگشت به کابل بچه سقاو شخصا او را زیر مشت و لگد گرفته آنقدر لت و کوب کرد که به اثر آن ضرب و شتم مدتی بعد جان داد.

احکام دیگر شامل آن فرمان در مورد تعیین تنخواه به ملا امامان مساجد و روحانیون، تبدیل جنتری شمسی به قمری، مسدود کردن مکاتب خارجی ها، برگشت بلاتاخیر دختران و زنان افغان به کشور که برای تحصیل به خارج فرستاده شده بودند و غیره بود.

تذکر این دوره را برای آن لازم دانستم که به هموطنان هشدار دهم که ما بعد از یک دوره سیاۀ حکومت های قرون وسطایی مسلمان نما های جهادی و طالبی که قدرت، استعداد و مسلمانی شانرا در آزار و اذیت زنان، اقلیت های مذهبی و قومی و خدمت به دشمنان افغانستان میدانستند ما باز هم وارد یک مرحله سیاه دیگر سقاوی - طالبانی خواهیم شد مگر اینکه متحدانه و عاقلانه عمل کنیم.


2: جناب محترم شاغلی قیس کبیر !

امید سفر به جمهوری افریقای جنوبی و موزابیق خوش بگذرد و از آن لذت ببرید. من قدری تشویش دارم که خدای نا خواسته این سفر کدام تأثیر منفی به حال شما نکرده باشد زیرا در جریان این سفر اول اعطای لقب بابای ملت را به شاه سابق مورد تردید قرار دادید و حالا میخواهید که از کشور هند برای تغییر فیصله ولسی جرگه افغانستان کمک بخواهیم.

پس بار دیگر اگر مسئلۀ قانون شخصیه اهل تشیع مطرح شد از آخوند های جنایتکار قم، و اگر مشکل در رابط با حقوق هموطنان اسماعیلی مذهب ما پیش آمد از بنیاد آغا خان و به همین ترتیب در مورد مشکلات اقوام پامیری، قرغز و قزاق از قزاقستان، قرغزستان و غیره کمک بخواهیم. بیشک !

من در دو پیام قبلی خود در همین صفحه نکاتی را عرض کرده ام، بخصوص در مورد اینکه چرا جناب محترم کرزی نتوانست قانوننامه انتخابات را یکبار دیگر برای تجدید نظر به ولسی جرگه بفرستد که نمیخواهم آنها را دوباره تکرار کنم ولی با در نظر داشت اوضاع و احوال کنونی برای فعلا یگانه راه حل را باز هم فرمان تقنینی رئیس جمهور میدانم که مانند دوره حاضر یک یا دو سناتور را از اقلیت هندو و سکهه به مشرانو جرگه افغانستان معرفی کنند.

ما افغانها اما باید از این دوره درس گرفته و در انتخابات بعدی باید کسانی را نماینده های خود در ولسی جرگه انتخاب کنیم که دست شان به خون مردم بیگناه آلوده نباشد، با گروه ها و رهبران که ناقضین بزرگ عدالت و حقوق بشر اند همکاری نداشته باشند، افراد صالح و وطنپرست باشند که منافع ملی را بر سلیقه ها و منافع شخصی، قومی و لسانی ترجیع بدهند. در غیر آن تنها حقوق سکهه ها و هندو ها نه بلکه حقوق و آزادی های کتله های بزرگ از اتباع کشور از جمله زنان زیر پاه خواهد شد و شورا به جای منافع ملی سال ها در کشمکش روی مسایل قومی، شخصی، سمتی و لسانی خواهد بود. مثال های برجسته این دوره قانون منع خشنونت بر علیه زنان، قانون احصائیه(مسئلۀ تذکره) و لایحه تحصیلات عالی است.

وسلام


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 10.08.2013

با عرض تبریکات عید به اداره محترم این صفحه خواهشمندم غرض رفع سو تفاهم در ارتباط کلمه دیموکراسی که انرا حکومت مردم می گویند چشم دید پاهین بنده را به نشر برسانید.

رییس حزب سوسیال دیموکرات آلمان که بعدا صدراعظم کشور شد در زمان مبارزات انتخاباتی به مردم وعده داد که وی را با نصف کردن بیکاری اندازه کنند یعنی اگر رای خود را به وی دهند برای آن عده که بیکار است کار در سیستم اقتصادی ایجاد می نمایند.
بعد از انتخابش نه تنها بیکاری نصف نشد بلکه زیاد هم شد.
آیا این دیموکراسی یعنی حکومت مردم شد. مردم می خواست نصف شود نه زیاد. آیا این یک دروغ و سو استفاده نبود. سیب شرین است اما مرا از ان ندهند و خود شان چک بزنند.

به همین ترتیب رییس حزب لیبرال آلمان در انتخابات قبل وعده داد که مالیات را تقلیل دهند. به همین خاطر 18 فیصد مردم برای شان رای داد که با اتحاد همرای حزب حضرت عیسی در آلمان قدرت را گرفتن. بعد از انتخاب مالیات پاهین نیامد.
آیا دیموکراسی یعنی دروغ و فریب مردم غرض کسب قدرت.
حرف زیاد است حوصله کم تا طرف مقابل را هوشار افکار خود ساخت.

برادر محترم در مغز افریقا کبیر جان من یک نوشته نا چیز طرح کرده ام که باید انکشاف داده شود و قبلا پهلوانان این سایت انرا به نشر رسانیده است.
با احترام
الله محمد کابلی
آلمان


اسم: ق کبیر   محل سکونت: Mozambique    تاریخ: 10.08.2013

نظر به تجارب شخصی من هیچ امید و انتظار آنرا ندارم که مسوًلین افغانی بدون فشار از خارج کدام اقدام مثمر را در این راستا انجام دهند. خوب محترم عباسی صاحب، ملل متحد به عوض مراجع هندی. بگذاریم که یکبار هموطن ما الله محمد نامه ای آماده ساخته و در همین دریچه نشر کنند، بعداً با مشورهً جناب ایشرداس مسوًل سایت کابل ناتهه، محترم عنایت شریف که تشریف آوری ایشان را به پورتال افغان جرمن آنلاین خیر مقدم می گویم و دیگر صاحب نظران برای اقدامت بعدی تصمیم گیری کنیم.
در آخرین سفرم به وطن با یک آلمانی که در این اواخر مدت زیادی را در افغانستان سپری کرده بود برخوردم. بعد از کمی گفتگو به جواب سوال من که او افغانان را چطور ارزیابی می کند، جواب داد:
چیزی را که میگوند، به آن باور ندارند و در عمل بر ضد هر دوی آن کار میکنند.
در نظر خواهی گذشته اکثریت مطلق حکومت آقای کرزی را از بی کفایت ترین معرفی کردند ولی در این نظر خواهی از وی انتظار دارند که این موضوع باید از طرف ریاست جمهوری افغانستان تعقیب شده و محترم حامد کرزی شخصاً و منطقاً باید موضوع را حل نمایند.
بااحترام


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 10.08.2013

محترم عنایت شریف بعد از عرض سلام و سلامتی فکری تان من در هیچ جا این را ننوشته ام که شما نوشته اید که: " اگر فکر می کنید که همه با مفاهیم حقوق بشر و دیموکراسی موافق اند و هیچ کسی چنین مفاهیم را به غربی ها ارتباط نداده است و حرف های من هم هوایی است، پس نمیدانم چرا به این نظرید که تیر عرایض من به فرموده تان به نوشته شما اصابت کرده است."
من در نوشته 07.08.2013 خود در ارتباط یک نوشته دیگر چنین نوشته ام"کلمات دیموکراسی ، آزدی و حقوق بشر از طرف یک گروه از انسان ها غرض پیشبرد مقاصد سیاسی و اقتصادی شان سوء استفاده میشود" دراین جا من موضوع را عمومی نوشته ام و از غرب و شرق نگفته ام.

« بهر حال آنچه در نظریات برخی روی این موضوع جلب توجه می کند این است که شماری از هموطنان وقتی از جامعۀ غربی و یا تنها از امریکا خوش شان نیاید، هر آنچه را که به شکلی به غرب نسبت داده میشود و یا غرب ادعای پیشرو بودن در آنرا دارد، یکسره رد میکنند.»
من این نوشته تان را گفته ام که نوشته بالایی 07.08.2013 بنده را هدف گرفته چونکه من آن نوشته بالایی را به ارتباط یک نوشته در این دریچه که جامعۀ ما را عقب مانده ترین جامعۀ بشری دانسته است نوشته ام که مدعیان دفاع از دیموکراسی و حقوق بشرهم ناقضین آن است.
به این خاطر بود که نوشتم که تیر نوشته تان به نوشته ام هم خورده و همین طور هم قسمیکه معلوم شد بود.

آغای عنایت شریف این واقعیت را قبول کنید که حرف هایی را که کس به آن عمل نمیکند، نمیتوان بخاطر عملی ناشدن آن نادرست خواند و با آن مخالفت کرد. هیچ عقل سلیم با مفاهیم مخالف بوده نمیتواند. چونکه هیچ عقل سلیم با مفهوم کلمۀ حقوق بشر که جمع حق بشر و یاحق انسان می شود مخالف بوده نمی تواند.
من باحرفهای دیموکراسی و حقوق بشر مخالف نیستم بلکه با کسانیکه از این حرف ها و مفاهیم سوء استفاده می کنند توافق ندارم و من در نوشته ام از یک تعداد انسان ها صحبت کرده ام نه کدام سازمان و یا کشور خاص.

امید است موضوع بین ما حل شده باشد.
با عرض احترام و تبریکی عید
الله محمد
آلمان


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 10.08.2013

آغای عباسی بعد از عرض سلام باید به عرض برسانم که
قدردانی واحترام از نظریات یک نفر و رد آن به مفهوم دشنام دادن ادبی است. نظر را رد کن اما از قدردانی ان بگذر.

کدام مسله افغانستان وطنی و افغانی تا حال منطقی و عادلانه حل شده که دفعتا این مسله افغانی شد. امروز بایدغرض حل مسایل در صورت ضرورت جهانی فکر کرد و هر کس توانست در یک عرصه در حل یک پرابلم کمک کرد از ان استفاده کرد.
حل بعضی مشکلات داخلی می تواند خارجی باشد و بر عکس ان. من که مسله هندوستان را پیش کش کردم چون مسله مذهب مشترک در بین بود.
شما که مسله ملل متحد را پیش کش کرده اید به این مفهوم است که برای حل مسله از تمام ملل جهان کمک می خواهید و می نوسید که" در صورت پیدا نکردن راه حل، ملل متحد مرجع بهتر است" در حالیکه خودتان می گویید که:"کمی ها، کاستی ها، غفلت ها و نا بکاری های مراجع ذیدخل نباید عامل طلب کمک دیگران برای حل مشکلات داخلی خود ما گردد." ضد و نقیض. تبریک می گویم.

با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: رحمن   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 09.08.2013

خوانندگان عزتمند افغان جرمن آنلاین،

جای بسیار خوشی است که محترم عنایت شریف خود در این نظر خواهی سهم گرفت و یکبار دیگر تعهد خود را در برابر مردم وطن تجدید کرد.

اگر چه جناب عنایت شریف با شکسته نفسی همیشگی شان آنرا چند جمله نامید. ولی در این (به گفتهٔ خود شان) چند جمله صداقت، صمیمیت و آگاهی یک ژورنالست و تحلیلگر بی بدیل نهفته است.

جناب عنایت شریف چه در وطن بود، چه در مهاجرت، همیشه طرف مردم و وطن را گرفت و با وقار زندگی کرد. از همین سبب نه در زمان حزب دیموکراتیک خلق افغانستان نه در زمان حکومت های بعدی سر خم کرد.

بناءً این نوشتهٔ کوتاه شان در مورد حق و حقوق اهل هنود ما از دل نیک نام و نیکخوا برخاست و بر دل ها نشست، و اکنون زمینهٔ بحث و گفت و گو را باز نموده است.

تا جائی که دیده می شود نویسندگان مُجرب و خبرهٔ وطن در آن سهم گرفته همه تقریباً بیک صدا از حق این هموطنان ما به دفاع برخاسته اند.

با عرض حُرمت
رحمن


اسم: عنایت شریف   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 09.08.2013

محترم و ګرامی جناب آقای الله محمد

لطفا سلام ها و تبریکی عید را از طرف من بپذیرید. اګر فکر می کنید که همه با مفاهیم حقوق بشر و دیموکراسی موافق اند و هیچ کسی چنین مفاهیم را به غربی ها ارتباط نداده است و حرف های من هم هوایی است، پس نمیدانم چرا به این نظرید که تیر عرایض من به فرموده تان به نوشته شما اصابت کرده است. تیری که به هوا پرتاب شده باشد، صرف به آنچه اصابت میکند که آنهم هوایی باشد.

با عرض احترام


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.08.2013

آغای داوری سلام!
فکر کنید شما کرزی هستید و بنده رئیس حکومت هند.
من نمیدانم در صورتیکه من متقاعد ساخته شوم با شما در زمینه یک صحبت تیلفونی کنم و یا یک نامه دوستانه بنویسم چه خطر و ضرر به این هموطنان دارد.

زیاد هم ترس نداشته باشید. هرگاه چند نفر هم مذهب هموطنان هندوی ما که دوست حکومت ما هم است رئیس جمهور ما را بگوید تاثیر مثبت خود را حتماً دارد.

شما می نوسید: "و محترم حامد کرزی شخصاً و منطقاً باید موضوع را حل نمایند". کرزی موضوع را با امضای خود شخصاً و منطقاً حل کرده. اگر کرزی منطقی حل میکرد حاجت نوشته این و آن نبود.

حالا نوبت دیگران است که آنرا با کرزی حل منطقی کنند.

با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: نجیب الله داوری   محل سکونت: تورنتو - کانادا    تاریخ: 09.08.2013

با سلام و درود برای تمام هموطنان عزیز و دانشمند.

متأسفانه برخورد های خشک مذهبی تعدادی از مسلمانان کوتاه نظر علیه مذاهب وادیان دیگر و تحریکات در امر آزار و اذیت آنها، طی چند دهۀ اخیر تعداد اقلیت های مذهبی در کشور ما روز بروز رو به کاهش و تحلیل نهاده است. موجودیت فامیل های زردشت شاید به یک یا دو فامیل در افغانستان خلاصه شود و در حالیکه روزگاری هزاران یهود در افغانستان زندگی، کار و بار داشت امروز فقط یک یهودی در شهر کابل زندگی دارد.
مشاهده ویدیوکلیپ هایی در یوتیوب از زندگی یهود های افغان تبار در نیویارک و اسرائیل میرساند که این عزیزان با چه شور، شوق و علاقه از میهن آبائی واجدادی شان یاد و هنوز با افتخار خود را افغان میدانند.
به ارتباط هموطنان سکهـ و هندو باور باید اظهار داشت که این نور چشمی ها منحیث هموطنان ما پیوسته در غم، شادی و خوشی با دیگر هموطنان شان شریک بوده، هستند و خواهند بود. به همین ارتباط به یاد می آورم اواخر سال های دهۀ چهل هجری شمسی را، گاهیکه قحطی و خشک سالی در کشور ما بیداد میکرد؛ در محل بود و باش اینجانب، قریه شیوکی، زمینداران هندو باور وسکهـ با مشاهده وضع رقتبار دهقانان، پیشقدم شده و طی چندین سال متوالی مقدار زیاد حاصلات زمین های متعلق بخود شان را به دهقانانی بخشیدند که روی زمین شان کار میکردند.

پارلمان ها بعنوان قوۀ مقننه در هر کشوری در امر تعدیل و تصویب قوانین صلاحیت عام و تام دارند. به همین منظور در بسیاری از کشور های جهان در امر ورود نمایندگان مردم به پارلمان شرایط خاص وضع و نمی گذارند افراد بی دانش و فاقد منطق به پارلمان راه یابند. از جمله در کشور همسایۀ ما ایران فقط کسانی می توانند به پارلمان راه یابند که در پهلوی شرایط دیگر حد اقل تحصیلات شان باید لیسانس باشد. ولی در کشور ما متأسفانه در شرایط هرج و مرج و انارشی نام نهاد دیموکراسی،که هر کم سواد، بیسواد و بی خبر از اوضاع و احوال تأریخی، مدنی، اجتماعی،اقتصادی و جغرافی کشور میتواند با استفاده از زور و زر به پارلمان راه یابد. تصمیم گیری بر بسیاری از قوانین و موضوعات سرنوشت ساز در کشور خدشه دار و غیر عقلانی شده است. حالا آن وکیلی که با صاف کردن گلو و با صدای بلند درخواست حذف چوکی هندو باوران و سکهـ ها را در پارلمان می کند و تعداد بیخبر دیگر که به آن رأی می دهند، از کجا منطق شانرا به کار می اندازند که روزگاری در تمام افغانستان تنها داکتر بالمکنداس هندو باور بود که به معالجه و تداوی تعداد کثیری از مریضان مسلمان، مصاب به امراض یورولوژی می پرداخت.

ناگفته پیداست که با وجود بی دانشی و کم دانشی تعدادی از اعضای ولسی جرگه، تعداد محدودی از اعضای جرگه مذکور فروخته شده سازمان های اطلاعاتی واستخباراتی کشور های همسایه نیز می باشند؛ که پیوسته در صدد بحران آفرینی در میان اقوام مختلف افغانستان هستند. در اینجاست که ریاست جمهوری اخلاقاً وظیفه دارد تا با در نظرداشت منافع ملی و واقیعات موجود کشور به تمام اسناد امضاء شدۀ پارلمان گردن ننهاده، بلکه در مواردی در آن بازنگری نماید. بناءً در حصه حذف چوکی هموطنان هندو باور و سکهـ، آنچه پارلمان غیر مسؤولانه تصویب نموده است، کار خودش است. ریاست جمهوری افغانستان با در نظر داشت سهم هموطنان هندو باور و سکهـ ما در امر رشد غنا های فرهنگی، اقتصادی وعلمی کشور، بخصوص مالیات هنگفتی که این هموطنان از راه تجارت به دولت های افغانستان پرداخته و می پردازند؛ با تجدید نظر در این مورد نه تنها یک چوکی،بلکه چندین چوکی در پارلمان برای آنها اختصاص دهد.
در مورد پیشنهاد تعدادی از هموطنان در امر کشانیدن موضوع به پارلمان و حکومت هند، ضمن مکتوب، باید اظهار کرد که این موضوع، مشکل یا مسئله داخلی مربوط به افغانستان می باشد. افغانستان کشور آبا و اجداد هندو باوران و سکهـ های افغان از هزاران سال قبل تا کنون می باشد. و از طرفی هم هندو باوران وسکهـ های افغانی که در هند سکونت مؤقت دارند، بعنوان افغان شناخته می شوند. بناءً کشانیدن این موضوع به پارلمان و دولت هند کار مناسب نبوده و حتی در شرایط موجود ضرر ها و خطرات دیگری را نیز متوجه این تعداد هموطنان می سازد. موضوع باید از طرف ریاست جمهوری افغانستان تعقیب شده و محترم حامد کرزی شخصاً و منطقاً باید موضوع را حل نمایند. بااحترام


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 09.08.2013


دوستان و هموطنان محترم و عزیز جنابان الله محمد و قیس کبیر!

با قدردانی از نظریات شما که قابل احترام است. بازهم من این معضله را وطنی و افغانی دانسته رجعت آنرا به هندوستان بی لزوم می بینم، کمی ها، کاستی ها، غفلت ها و نا بکاری های مراجع ذیدخل نباید عامل طلب کمک دیگران برای حل مشکلات داخلی خود ما گردد.

در صورت پیدا نکردن راه حل، ملل متحد مرجع بهتر است. البته که هندوستان همسایۀ ما بوده با آنکشور روابط حسنۀ اقتصادی و سیاسی داریم.

آقای لطفی !
من تعصبی را در نظریات هیچ هموطنی درین مورد خاص نیافتم. بلی پارلمان به استثنای چند نفر محدود در اکثریت یا خود جنگ سالار اند و یا نمایندۀ جنگ سالار و یا مافیای سیاسی و یا اقتصادی. اگر تبصرۀ بر پارلمان صورت می گیرد بیان واقعیت است نه تعصب.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.08.2013

عالیقدران دولت ،حکومت و پارلمان کشور هنوستان!
کشور هندوستان و افغانستان تا 1947 با هم همسایه و از هزار ها سال به این سو از نکاه فرهنگی با هم جوش خورده.

ممکن اطلاع داشته باشید که بعد از استرداد استقلال افغانستان در سال 1919هندوهای افغان تا کنون در پارلمان کشور حصه داشتند که در این اواخر این حق شان را رئیس جمهور افغانستان سلب نمود.

این امر تاثر عمیق تمام حلقات فرهنگی و سیاسی کشور را بر انگیخته اما حکومت کابل تا کنون به آن بی توجه است.

چونکه کشور هندوستان همکاری های زیاد اقتصادی و سیاسی با افغانستان دارد می تواند در زمینه، حکومت کابل را از طریق دپلوماتیک متوجه این اشتباه تأریخی شان نموده تا حقوق برادران هم دین تان که افغان هستند دوباره احیا گردد.

امیدوار هستیم این موضوع حق برادران دینی تان طرف علاقمندی تان قرار گرفته با ما به تماس شده تا جزییات زیاد تر موضوع را به اطلاع علیقدران برسانیم


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.08.2013

علاقمندان نوشته آغای شریف و خود آغای شریف بعد از عرض سلام نکات چندی در مورد نوشتۀ تان دارم که امید است به چاپ برسد:

1- بعد از 14 الی 15 سطر به ارتباط موضوع بحث این دریچه می نوسید که: «« بهر حال آنچه در نظریات برخی روی این موضوع جلب توجه می کند این است که شماری از هموطنان وقتی از جامعۀ غربی و یا تنها از امریکا خوش شان نیاید، هر آنچه را که به شکلی به غرب نسبت داده میشود و یا غرب ادعای پیشرو بودن در آنرا دارد، یکسره رد میکنند.»»

این طرز فکر خود شما است که شماری از هموطنان این طور فکر می کنند چونکه تیر نوشته شما به یک ترتیبی به نوشته بنده هم اثابت می کند باید چند چیز رادر گوش تان برسانم.
من به ارتباط یک نوشته در این دریچه که جامعۀ ما را عقب مانده ترین جامعۀ بشری دانسته است مدعیان دیموکراسی و حقوق بشر را هم ناقضین آن شمردم که ادعای دفاع از آن را دارند.

توجه داشته باشید که اکثر کشور های غربی در سه چار قرن گذشته به قتل و چپاول مردمان بومی امریکای مرکزی،امریکای لاتیتن، آسیا و افریقا زده و تا قرن قبل مستمره داشتن. با انکشاف علم و تخنیک متودهای گذشته را گذاشته اند و بنام کشور های عقب مانده و غیره نام ها امتعه های خود را به فروش رسانیده و کوشش دارند بنام دیموکراسی و حقوق بشر سلطه خود را محکم کنند.

شما می نوسید که" همین نکته در مورد تبلیغ کنندګان حقوق بشر نیز صدق میکند . حرف هایی را که کس به آن عمل نمیکند ، نمیتوان بخاطر عملی ناشدن ، نادرست خواند و با آن مخالفت کرد."
هیچ عقل سلیم با مفاهیم مخالف بوده نمیتواند.
باز هم تکرار می کنم که نوشته بالای تان طرز فکر خود تان را نشان میدهد و یا خود تان متوجه نشده اید که چه نوشته اید چونکه هیچ عقل سلیم با مفهوم کلمه حقوق بشر که جمع حق بشر و یاحق انسان می شود مخالف بوده نمی تواند.
متوجه باشید که کشور های مدعیی حقوق بشر 80 فصید اسلحه جهان را برای کشتن حقوق بشر تولید و به فروش می رسانند.

شما می نوسید" نکته دیګر اینکه وقتی سخن از حقوق انسانی و کرامت بشری است، ما خود جزئی از بشریت و جامعۀ انسانی هستیم و اصلاً چرا باید ما احترام به حقوق بشر و یا دیموکراسی را منحصر به غربی ها بشماریم. "
در اینجا شما به اصطلاح هوائی فیر نموده اید چونکه هیچ کس در این دریچه این را نگفته و شما هستید که این فکر را کرده اید. هر چیزی که به فکر تان آمد بدون استدلال قوی دیگران را به آن متهم نکنید.


با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: ق کبیر   محل سکونت: Mozambique    تاریخ: 09.08.2013

محترم عباسی صاحب، امید داشتن به مقامات افغانی کدام دردی را دوا و پرابلمی را حل نمی کند. به نظر بنده پیشنهاد هموطن ما الله محمد یک الترناتیف خوب بوده که نامه ای را برای فرستادن به مقامات هندی آماده ساخته و در همین دریچه نشر کنند که بعد از تأئید صاحب نظران به لسان انگلیسی ترجمه شده و به مراجعی مختلف هندی ارسال گردد.
با احترام


اسم: قدرت الله لطفی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 09.08.2013

قابل توجه دوستان: همین بحث دوستان بخاطر شکایت از طرد یک نماینده هندوها و سیکهای افغانستان در پارلمان روی یک تعصب بناست و حرف ها هم بر اساس تعصب ابراز می گردد. هر نوع جبهه گیری بر اساس تعصب دردی را دوا نمی کند. تعصب در برابر چه؟ تعصب در برابر پارلمان افغانستان! اکثر دوستانیکه علیه موضع پارلمان افغانستان صحبت نموده اند کسانی اند که در گذشته وجود پارلمان افغانستان را قبول نداشتند و آن را بحیث نماینده جنگسالاران نامیده و موجودیتش برای این دوستان خار چشم بوده و این نظریات در همین وبسایت ابراز شده است.

جناب عنایت شریف در نوشته اخیر خویش بجا فرموده است که تبعیض مثبت در "ادارات دولتی" کانادا موجود است اما نه در پارلمان آن کشور. چه خوب بود که جناب کرزی به پیروی از هزاران خودسری های گذشته اش این بار نیز دست بکار می شد و یک نماینده هندو و سک افغانستان را در قصر ریاست جمهوری بحیث مشاور ارشدش می گماشت تا این توازن برهم خورده متوازن می گشت. مثلا وقتی شخص بدنامی همچو کریم خرم نزد پارلمان اعتبارش را از دست داد کرزی از روی لجاجت ذاتیش او را بحیث رئیس دفترش گماشت، اسپنتا را بحیث مشاور ارشد امنیتیش گماشت، سلام عظیمی را بحیث سرپرست در مقامش ابقا نمود ....!

خانه از بیخ و بن و یران است ولی خواجه در غم نقش ایوان است

هدف از این توضیح مختصر انتقاد در مورد انتقادات دوستان است که به این بهانه می خواهند پارلمان افغانستان را که از نظر شان از جنگسالاران و دزدان تشکیل شده بدنام سازند ولی در مورد تعلل و شیطنت های کرزی مهر سکوت بر لب نموده و نمی خواهند در موردش بحث صورت گیرد. بهمین علت همچو جانبداری های غرض آلود هیچ ثمری ندارد.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.08.2013

هم زبان محترم عباسی جان بعد از عرض سلام ارتباط که مسله هموطنان هندو و سکه های مابا هندوستان دارد همانا دین مشترک شان است که به همین علت هم حق مسلم شان پایمال می شود. هندوستان تا قبل از 1947 همسایه ما بود و هیچ کدام احصاییه وجود ندارد که قبل از حمله عرب ها چقدر هندو ها در افغانستان زنده گی میکرد اما آثار بودایی در افغانستان نمایانگر تاثر فرهنگ های زمان مانند دین و مذهب هندوها در منطقه میباشد.

هندوستان به حجم ملیاردها دالر روابط اقتصادی سالانه با افغانستان دارد و کمک های زیادی را تا کنون از نگاه اقتصادی به افغانستان تهیه دیده و روابط خوب سیاسی با هم دارند فلهذا بنده فکر کردم که به این اساس بتوانیم فکر حکومت و پارلمان هندوستان را متوجه حالت برادران و خواهران مذهبی شان در افغانستان ساخته تا از نظر انسانی داخل میدان شوند.

با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: عنایت شریف   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 09.08.2013

علاقمندان ګرامی افغان جرمن آن لاین
( خاطره یی از دهلی ) را اصلا برای صفحه فیس بوک افغان نات نوشته بودم تا به این ترتیب صمیمیت و احترامی را که همیشه در برابر خواهران و برادران هموطن هندو و سیک در افغانستان داشته ام ابراز کرده باشم . خواستم با آن چند جمله مختصر همنوایی خود را درین مورد بیان بدارم که هندو ها و سیک های افغان ، باید در کشوری که مربوط به خود شان است ، از خود صدایی داشته باشند . نشر آن نوشته در وب سایت های وزین کابل نات و سپس افغان جرمن آن لاین ، و بعد هم نظر خواهی خوانندګان در افغان جرمن آن لاین ، افتخار زیادی بمن بخشید . از شما چه پنهان ، اګر میدانستم این نوشته عادی در دو وب سایتی راه خود را باز میکند که در هر کدام آن عده یی از استادان و دانشمندان ورزیده و نویسندګان و ادیبان چیره دست کشور همکاری دارند ، به یقین سعی میکردم روی آن کار بیشتری صورت ګیرد . بهرحال ، از صفحات وزین افغان جرمن آن لاین و کابل نات بخاطر این لطف شان و از همه خوانندګان و داشمندان عالیقدری که در زمینه ابراز نظز فرموده اند بسیار سپاسګزارم.
سخن ها درین مورد وقتی بلند شد که موضوع قایل شدن حد اقل یک کرسی در پارلمان برای هندو های افغان ، از طرف شورای ملی رد شد .
تعین حد اقل کرسی ها در شورا برای اقلیت ها ، موضوعی است که بحث ګسترده و دامنه داری را با اتکا به مسایل حقوقی و قانون ګذاری ایجاب میکند و درین تردیدی نیست که زیر سوال قرار دادن سیستم سهمیه در پارلمان ، از خود منطق و استدلالی دارد که نمیتوان آنرا کاملا نادیده انګاشت . اما درینجا حرف ها در مورد ضرورت قایل شدن بعضی استثنا ها در سیستم انتخاب شدن اعضای شورای ملی است . ( اینکه قانون اساسی حداقل فیصدی زنان را در اعضای شورا تعینن کرده است مثال بارزی درین زمینه است ) بهر حال ، درین مورد دانشمندان ګرامی و بزرګوار ، در دریچه نظر خواهی روشنی کافی انداختند و در باره مفهوم ( تبعیض مثبت ) حرف هایی بیان شد .
اتفاقا روش ( تبعیض مثبت ) در کشور کثیرالقومی کانادا که خواهر دانشمند و محترم فخر النسا در نامه شان به اقامت من درین کشور اشاره کرده اند ، نیز رسمیت دارد و از این روش اقلیت های دینی بشمول مسلمان ها ، و امګرنت ها ( بشول افغانها ) بهره میګیرند . در بسیاری از اداراه های دولتی در کانادا استخدام کنندګان ناګزیر اند که حتما تعدادی از اقلیت ها را در جمله کارمندان خویش داشته باشند و مواردی پیش می آید که باعث میشود همین روش ( تبعیض مثبت یا معکوس ) حتی بر اصل شایسته سالاری رجحان داده شود . اما چون درین موارد ما ( اقلیت ها ) از آن سود میبریم طبعا اعتراضی در برابر این روش در کانادا نداریم .
بهر حال آنچه در نظریات برخی روی این موضوع جلب توجه میکند این است که شماری از هموطنان وقتی از جامعه غربی و یا تنها از امریکا خوش شان نیاید ، هر آنچه را که به شکلی به غرب نسبت داده میشود و یا غرب ادعای پیشرو بودن در آنرا دارد ، یکسره رد میکنند .
صحبت درین مورد نیز بحث جداګانه را ایجاب میکند اما صرف چند نکته را بطور فشرده یادآور میشوم . یکی اینکه اګر کشوری ادعای طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی میکند و خود در مواردی به آن عمل نمیکند ، انتقاد متوجه اعمالی میشود که با پرنسیپ های ادعا شده در تضاد باشد نه متوجه خود پرنسیپ و سیستم . طور مثال اګر واعظی پند های خوبی میدهد اما چون به خلوت میرود آن کار دیګر میکند ، هرګز به آن معنی نیست که محتوای پند ها و عقاید او را زیر سوال بریم . عمل او زیر سوال میرود . همین نکته در مورد تبلیغ کنندګان حقوق بشر نیز صدق میکند . حرف هایی را که کس به آن عمل نمیکند ، نمیتوان بخاطر عملی ناشدن ، نادرست خواند و با آن مخالفت کرد.
نکته دیګر اینکه وقتی سخن از حقوق انسانی و کرامت بشری است ، ما خود جزیی از بشریت و جامعه انسانی هستیم و اصلا چرا باید ما احترام به حقوق بشر و یا دموکراسی را منحصر به غربی ها بشماریم .
خواهر ګرامی فخرالنسا که برای من واقعا قابل احترام اند ، در نامه شان از ( تفکرات پوچ و واژه های واهی تورید شده بیګانګان ) یاد کرده ولی توضیح نداده اند که منظور شان کدام کلمه هاست. یقین دارم که شخصی مثل ایشان با مفاهیم حقوق بشر و دموکراسی حساسیت نخواهند داشت و منظور شان از کلمات پوچ و و واهی ، این دو مفهموم نخواهد بود .
( باید در نظر داشت که درینجا منظور از دموکراسی ، سیاست خارجی امریکا ، عنعنات غربی و یا سیستم اقتصادی غربی نیست ، دموکراسی به معنی ساده و راستین آن مد نظر است ؛ یعنی سیستم سیاسی ایکه در آن بعوض شمشیر و برچه و کلشنکوف ، رای مردم حکومت کند ) .
حکومت متکی به آرای مردم ، البته از خود نارسایی هایی دارد . دموکراسی حکومت اکثریت است و در حکومت اکثریت ، این احتمال هست که اقلیت ها از توجه و التفات کنار بمانند و در صورتیکه برای رفع این نقیصه اقدامی نشود ، آنان برای همیشه محروم خواهند ماند .
در افغانستان هم باید در روشنی اساسات دموکراسی ، از همین حالا راه هایی جستجو شود که اقلیت ها خود را از نظر افتیده و خارج از مسیر اصلی جامعه فکر نکنند و حقوق انسانی و بشری شان بطور کامل رعایت شود.
بهر ترتیب ، حالا چه بخواهیم چه نخواهیم ، جهان در مجموع بسوی نحمل پذیری و احترام به حقوق بشر به پیش میرود و در دراز مدت ، دیګر برای نادیده ګرفتن و مخالفت کردن با این اصل شاید دیر شده باشد . البته ، در افغانستان حالت یک قدم پیش ، دو قدم پس برای مدتی دور از امکان نیست اما هرچه باشد ، هرچند لرزان و نوسانی و آهسته ، افغانستان هم به حیث جزیی از جامعه بشری موانع را از سر راه ، خواهد زدود و در مسیری روان خواهد شد که به تامین حقوق بشر و دموکراسی بانجامد .
خدواند این راه را کوتاه تر سازد و ما را از ګذاشتن قدم ها به عقب ، وارهاند.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 09.08.2013

هموطن آقای الله محمد !

شما خود اصالت و قدامت بود و باش هندوان و سکه ها را در افغانستان تائید نموده اید. پیروان هردو دین افغان بوده نه هندوستانی و مشکل فعلی باید بحیث یک اقدام نادرست داخلی مورد توجه مقامات مسؤول افغان قرار گیرد و موضوع ارتباطی به هندوستان ندارد. مقالۀ محترم عنایت شریف که انگیزۀ ابراز نظریات هموطنان درین کلکینچه گردیده مبین این واقعیت است که هندو ها و سکه های ما هندوستانی نیستند.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 08.08.2013

دوستان نا اشنا سلام! در نوشته های داکتر مصون، داکتر کاظم و دیگران مخصوصا آغای سیستانی در ارتباط هموطنان هندو و سیگ ما محتویات نهفته است که بنده را به این فکر انداخت تا این موضوع به گوش حکومت هنوستان رسانیده شود تاحکومت کابل را از طریق دیپلوماتیک متوجه اهمیت موضوع ساخته تا تجدید نظر کنند. مخصوصا این نوشته آغای سیستانی بسیار پر محتوا است "هندوها اصیل ترین وقدیمی ترین باشندگان افغانستان اند.اینها تمام مشکلات تحمیل شده از سوی مهاجمان مسلمان وغیر مسلمان را تحمل کرده اند ولی دین و کشور خود افغانستان را ترک نکرده اند."

هرگاه این نظر طرف تایید خواننده گان قرار بگیرد اگر کس دیگر حاضر نشد بنده حاضر هستم به صورت مختصر و فشرده یک نامه به پارلمان و حکومت هند در زمینه از محتویات نوشته های شما طرح نموده که بعد از ترجمه انگلیسی فرستاده شود.

با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: داکترسیدعبدالله کاظم    محل سکونت: امریکا    تاریخ: 08.08.2013

لزوم رعایت اصل «اقدام یا تبعیض مثبت»
برای نمایندگی «اهل هنود و سیکهـ های افغان» در ولسی جرګه

جفا در حق یک اقلیت هموطن:
در پیش نویس قانون انتخابات افغانستان که چندی قبل از طرف شورای ملی (ولسی جرګه و مشرانو جرګه) تصویب گردیده بود و رئیس جمهور آنرا برای غور مجدد به شورا فرستاد، برای اقلیت اهل هنود و سیکهـ های افغان یک کرسی در ولسی جرګه به تأسی از اصل «اقدام یا تبعیض مثبت» درنظر گرفته شده بود که متأسفانه حین غور مجدد ضمن حذف «سهمیه احزاب»، این موضوع نیز حذف گردید. با آنکه حذف این ماده در جملۀ موضوعات قابل تجدید نظر شامل نبود، ولی شورای ملی احتمالاً به دلیل اینکه اهل هنود و سیکهـ ها مثل سائر اتباع کشور باید در مبارزات انتخاباتی اشتراک نمایند و در صورت اخذ رأی زیاد می توانند عضویت ولسی جرګه را حاصل کنند، در حذف آن مبادرت ورزید.
از آنجائیکه اهل هنود و سیکهـ های افغان. . . . .


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عارف عباسی    محل سکونت: امریکا    تاریخ: 08.08.2013


کرسی هموطنان اهل هنود و سکهای ما
در ولسی جرگۀ افغانستان

موضوع کرسی داشتن در پارلمان یک بحث واقعاً حقوقی است که محتاج تفسیر علمی می باشد و جوابات در قوانین اساسی هر کشور توضیح شده. برحسب اصول قانونی و پرنسیپ های اساسی در پارلمان برای اکثریت و اقلیت سیاسی، قومی و مذهبی تعداد کرسی تعیین نمی گردد، بلکه کرسی ها با گرفتن آراء عامه احراز می گردد.
در نظام های دیموکراسی پارلمانی فدرالی احزاب مختلف در انتخابات ولایتی و مملکتی به اساس آراء مردم در پارلمان های ایالات و پارلمان ملی راه می یابند و به اساس شمارش آراء چوکی می گیرند. اگر یک حزب . . . .



متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: فخرلنسا   محل سکونت: کلفورنيا    تاریخ: 07.08.2013


با عرض سلام و تقديم تبريکات صميمانه بمناسبت فرارسيدن عيد سعيد فطر خدمت دست اندرکاران پر کار پورتال وزين افغان جرمن آنلاین مي خواهم تبصرۀ کوچکٰي بر نبشته ﺁقاٰي عنايت شريف يکي از ﮊونالستان نخبۀ ميهن داشته باشم.
بنظر من راه رفتن به پارلمان و ساير مقامات عالي ملي و يا دولتي را نبايست بر معيار قوميت و يا مليت سنجيد.
فکر ميکنم از قلم بدستان روشن ضميری چون ﺁقاي شريف که خود هم اکنون در يکٰي از کشور هاي کثيرالاقوام زندګي مي کنند توقع نمي رود که به تفکرات پوچ و واﮊه و واهٰي توريد شده بيګانګان ارزشي قايل شوند، من به عنوان يک افغان بهر ﺁن افغان رأي مي دهم که لياقت، کفايت و اهليت کافي داشته و وطندوست باشد، صرف نظر از اينکه او کيست و از کدام قومست و يا هم پيرو کدام کيش و ﺁیين است. ګمانم به اين ترتيب ما مي توانيم ملت سازي کنيم.

هزار دوست (مسلمان نما)که بيګانه از خدا باشد
فداي يکتن ﺁن بيګانه که ﺁشنا باشد

خلاصه در شرايط فعلي ما به خدام صادق و ملت دوست ضرورت داريم نه نماينده اين و يا ﺁن قوم و يا تبار. هر کس که لیاقت و مثمریت بيشتر را در عرصۀ خدمت به مظلومان و دستګيري بينوايان به اثبات رساند لياقت اشغال کرسي را در همه عرصه علمي، سياسٰی، اجتماعٰي،اقتصادي و فرهنګي دارد. نه به نمايندګي اين يا ﺁن قوم و يا تبار.
خدا کند برادر انديشمندم ازين خرده ګيريم ﺁزرده خاطر نشوند.
موفق دارين باشيد


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 07.08.2013


خوانندگان محترم سلام اما بعد به ارتباط یک نوشته در این دریچه که نوشته اند جامعۀ افغانستان یکی از عقب مانده ترین جامعۀ بشری است به عرض برسانم:

1- کلمات دیمکراسی (دیموکراسی)، آزدی و حقوق بشر از طرف یک گروه از انسان ها غرض پیشبرد مقاصد سیاسی و اقتصادی شان سو (سوء)استفاده میشود.
2-آیا یک دهقان افغان در ده خود بالای خر خود عقب مانده است نسبت به یک اروپای و امریکایی در اوتو بان با سرعت 160 در هوای گرم/سرد. آیا این دهقان ها در قریه یک ملک به انتخاب خود نداشتن. دیموکراسی به یک نوع همیشه در جوامع وجود داشته.
3-آزادی که از آن استفاده شده نتواند مانند سگی است که چف چف کند اما به یک شکلی در زنجیرش کرده باشند به درد نمی خورد
4- کسانیکه داد از حقوق بشر می زنند اما به یک شکلی خودشان از ناقضین درجه یک ان هستند. یک مثال کوچک ان همکاری کشور های مدافع حقوق بشر باناقضین آن در افغانستان در سطع دولت است.
5- ایا(آیا) جامعه(جامعۀ) امریکا مترقی است که بالای مردم بی گناه چاپان بمب اتم انداخت و ویتنام را تکه تکه کرد و روز بروز بنام پیشرفت و ترقی محیط زیست انسانها را کثیف و خراب می کند یا دهقان افغان در ده خود و هوای ازاد ان.
6- به نظر بنده یک جامعه را مترقی و دیگری را عقب مانده گفتن نقض حقوق طبیعی انسان های آن جامعه است هر کس هر قسم خواست می تواند زندگی کند حتما(حتماً) باید دریشی نبوشد (بپوشد) تا مترقی تلقی شود.
حتما(حتماً)باید لپ تپ (لپ تاپ) نداشته باشد (داشته باشد) تا مترقی شود. ترقی در مهمان نوازی هم میشود
7- جامعۀ افغانستان را که عارفان و فیلوسوفان بزرگی مانند مولانا را برای بشر داده عقب مانده گفتن درست نیست
8- جامعه افغانستان را که با خون خود قدرت بزرگ زمانش را شکست داد و کنون هم خواهان حکمرانی بیگانه نیست عقب مانده گفتن نا مردی است.

با احترام
الله محمد
آلمان


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 07.08.2013

محترم آقای نبیل عزیزی!

هرگا کسی قلم بدست می گیرد و چیزی می نویسد، بی تردید مقصدش اطلاع رسانی و روشنگریست، نه مخالفت بادیگران. بالاخص باید کسی که به عنوان حق انسانی از موضع انسانی به دفاع از حقوق اقلیت ترین و محروم تریرین گروه مذهبی کشورش سخن می گوید لابد روشنفکر شناخته میشود و چنین فردی باید اقلاً بعضی از خصوصیات اخلاق روشنفکری را که شجاعت، صداقت و راست گویی است در خود پرورش داده باشد.
1 - شما آقای عزیزی که با اعتقاد به دیموکراسی و اصل آزادی باور دارید و به خود حق می دهید از آقای رئیس جمهور کرزی شدیداً انتقاد نموده و یک نکتۀ مثبت را در کارهایش نبینید، آیا بمن هم حق می دهید که مواضع مثبت وی را بیان نمایم یاخیر؟

اگر بگوئید حق دارم پس این چه کینه و نفرتی است که در دل دارید و در نوشته ای که من به مسئالۀ هندو های افغان پرداخته ام و هیچ نامی از کرزی هم نبرده ام، افکارم را به غیر انسانی بودن محکوم نموده اید،؟ آیا این شدید ترین توهین به انسان نیست ؟

2 - آقای عزیزی اگر ادعای راست گویی و صداقت می نمائید چگونه می نویسید که من به قول شما در نوشته هایم « یک کلمه و یا یک انتقاد» از آقای کرزی ننموده ام، در همین پورتال افغان جرمن بیش از صد مقاله از اینجانب در آرشیف موجود است باید از شما پرسید چند تای آنرا از نظر گذرانده اید که در آنها یک کلمه انتقاد نسبت به کرزی را ندیده اید، در حالیکه اینجانب ضمن دفاع از مواضع اساسی سیاست کرزی بیش ترین و شدید ترین انتقادات را نسبت به او داشته و دارم؟

3 - تازه متوجه شدم که محترم آقای پیر محمد بابر ذهنیت کرزی ستیزی شما را خوب دریافته ولی من نمی دانستم که شما آنقدر علیه آقای کرزی کینه و حساسیت دارید.

بهر حال ما باهم اختلاف فکری و سلیقه ای داریم اما دشمن هم نیستیم زیاد تقصیر از من و شما نخواهد بود زیرا باآنکه چند صباحی است که در جوامع آزاد و دیموکراتیک غرب بسر می بریم ولی طبعیتاً خصوصیات سنت ها و خشونت های جامعۀ قبیله ای کشور ما را با خود داریم، خوب است که شرایطی برای ما فراهم گردیده تا چشم و گوش خود را خوب باز کرده واز طریق بحث ها و گفت و گو ها بر یکدیگر تاثیر مثبت ببخشیم و بکوشیم خصوصیات منفی گذشته را به ارزش های مثبت عصر نوین مبدل نمائیم. تشکر


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: سندییگو، کلیفورنیا    تاریخ: 06.08.2013


تبارز قهر، غضب، عصبانیت در یک دریچۀ که اشخاص محترم و صاحب نظر روی موضوعات بسیار مهم ملی سهم می گیرند مظهر نابخردی است.
نویسنده بدون توهین، تحقیر و هتک حرمت مطالب خودرا در قالب کلمات مؤدبانه ابراز نموده میتواند. رکیک و زشت نوشتن به طرف مقابل آسیب نرسانده خود نویسنده را بیچاره و مریض جلوه میدهد.
من در توضیحات محترم بارز صاحب عیب و نقصی ندیدم و ایجاب چنین شدت کلام را نمی کرد.


اسم: ن. عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.08.2013

محترم آقای بارز
من هیچگونه دشمنی خدا ناخواسته با شما ندارم و چه رسد به سربریدن شما و یا اینکه به گفته شما شیر سفید را سیاه سازام.
من صرف با نظر شما به خصوص در مورد کرزی که برای شما یک قهرمان است مشکلات دارم.
واقعأ امضا نمودن یا تصویب همچو قانونی که بر ضد هموطنان عزیز هندو های افغان می باشد خجالت آور است.
اما جناب شما یک کلمه و یا انتقادی از کرزی نمی نمائید.
دوماً من با که کسی بسیار نزدیک نباشم تو خطاب نمیکنم.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 06.08.2013

دوستان خردمند آقای پیر محمد بابر و عبدالرشید قدوسی سلام!

با همه درد و رنجی که بلاثر بعضی نوشته هایم از جانب کسانی چون آقای عزیزی بر من میرسد، خوشوقتم کسانی مثل شما هستند که با وسعت فکری و قلم زیبا به دفاع از موضع من می شتابند، البته آقایان محترم شما در واقعیت امر آگاهانه مسؤولیت اجتماعی خود را ادا می کنید. این احساس مسؤولیت شمابر من قوت می بخشد تا به گفتن آنچه بنظرم درست میرسد به آن بپردازم.

در اخیر از کسانی خواهش میکنم اگر در رابطه به مسئالۀ حقوق اهل هندو های افغان تا هنوز مصاحبه محترمه خانم فرزانه فارانی را در همین پورتال وزین افغان جرمن نشنیده اند، آنرا بشنوند، بسیار زیباه با زبان دری و بسیار جامعه شناسانه و منطق عالی سخن گفته. سپاس از فرزانۀ فرهیخته با تهیۀ چنین مصاحبه خوب و به موقع.



اسم: انجنیر فضل احمد افغان   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 06.08.2013


تنګ نظری کار عاقلانه نیست ما باید وسعت نظر داشته باشیم ما انسانها را از نګاهء بشیری ببینین نه از نګاه مذهب،قو، منطقه و زبان.

همین تنګ نظریها است که کار مادروطن را به بدبختیها کشانیده و امروز هر بدبختی را که در مادروطن میبینیم همین است که خود را یک افغان و انسان نمیدانیم. ما وسعت نظر را از شاه امان الله غازی بیاموزیم که در مکاتب برای اطفال اهل هنود باز نمودن صنف تدریس مسائیل مذهبی خودشان را امر فرمودند تا در ساعت تدریس قران عظیم الشان برای اطفال مسلمان وقت شاکردان اهل هنود ضایع نشود و مسائیل مذهبی خود را بدانند.

همچنان وقتی من بحیث رئیس تعمیرا ت مقرر شدم برای پست معاونیت جناب محترم انجنیر صاحب اترسنګ را پیشنهاد کردم،وقتی پیشنهاد را به حضور وزیر معارف آقای نعمت الله پژواک بردم برایم فرمودند که حضور رهبر(رئیس جمهور داود خان )از این اقدام من که به یک اقلیت احترام ګذاشته ام نهایت خوش میشود و نیز فرمودند که انجنیر اترسنګ در لیسه حبیبیه شاکرد من و بچه نهایت شریف و وطندوست بود، واقعآ چنین هم بود او در ریاست تعمیرات که باکمال صداقت و پاکی کار میکرد خود را مطلق افغان دانسته همیشه با دهن خندان و شرین با خورد وکلان سلام علیک میکرد و همه بخاطر شخصیت عالی و پاکی او برایش احترام میګذاشتند نه بخاطر معاونیت او.

هموطنان عزیز من بخاطر دارم چندی قبل وزیر صاحب تحصیلات عالی به ولسی جرګه و یا مشرانو جرګه برای استجواب خواسته شده بود تا در مورد بیعدالتیها در نمرات کانکور جواب بدهند خانم انارکلی که یګانه نماینده اهل هنود است بسیار محترمانه از وزیر صاحب پرسیدند که سال ګذشته من پیشنهاد کردم که اهل هنود چون در مسائیل اسلامی معلومات ندارند و در پارچه های امتحان یک قسمت زیاد سوالات در باره مسائل اسلامی است و نمیتوانند جواب بدهند لهذا نمرات شان پائین آمده و باعث ناکامی شان میشود اګر لطف فرموده برای اهل هنود در نمره دادن تنها مسائیل غیر مذهبی در نظر ګرفته شودتا جوانان اهل هنود شامل پوهنتون شده و در آیند مصدر خدمت بوطن شوند. اما وزیر صاحب برایش جواب نداد.

مطلب و عرایض فوق من اینست که اګر تعصبات دینی، قومی،مذهبی،زبانی و منطقوی در مادروطن عزیز ما دوام داشته باشد نه مسلمان کشور و نه هندوی کشور روی خوشبختی را خواهد دید. بیاید در این حالت که کشور عزیز ما با بدبختیهای عالم دست و پنجه نرم میکند اګر به هر دین،مذهب، قوم، منطقه و لسان میباشیم خود راانسان و افغان بدانیم و برای ایجاد صلح، برادری و همزیستی برای آزادی و خوشبختی مادروطن ویرانشده و فرزندان رنجدیده و بلاکشیده آن بکوشیم.
و من الله
توفیق
آمین


اسم: عبدالرشید قدوسی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.08.2013

هموطن عزیز «ن. عزیزی» از آلمان!

برداشت و شیوۀ قضاوت شما را از نوشتۀ هموطن محترم و نویسندۀ صاحبنظر، محترم محمدنعیم بارز از پاریس، خیلی نا مناسب و نا شایسته یافتم. حین مطالعۀ آن، می خواستم فوراً، بحیث یک انسان و متولد در افغانستان، درین رابطه چند سطری بنویسم. اما جناب محترم بارز صاحب، پیشقدم شدند، که حق ایشان هم می دانم. قبل ازینکه چند کلمه خدمت شما بنویسم، برای شما بعرض می رسانم که اصلاً اظهارات شما، برایم خارج از هر نوع «آداب و فرهنگ» متمدن انسانی، تأثر آور بوده است. این در حالی است که از آوان طفولیت دوستان «هندو»، «سیکه؟» و «مسلمان شیعه و سنی» و همچنان از تمام اقوام ساکن در افغانستان، قریب از همه ولایات، دوستان همفکرهم داشته ام.

علاوه از جواب محترم بارز صاحب، در نوشتۀ محترم سیستانی صاحب، معلومات وسیع و قسمتی از حقایق تاریخی در بارۀ کشور ما را نیز مطالعه نمودم، ایشان درست گفته اند: « ...هرکه صاحب وجدان پاک وآگاه است باید از حقوق این مردم امانت کار وراستکار وخدمتکار حمایت کند ونفرین ابدی خود را به آن عده اعضای پارلمان نثار نماید که دست خود را برای تحریم این مردم از حقوق قانونی شان بلندکرده اند.».
اینکه محترم بارز صاحب گفته اند، «- ...هانطوریکه از نام ( دولت جمهوری اسلامی افغانستان) پیداست، دولت و قانون اساسی آن سیکولار نیست ...»، اشتباه ننوشته اند. از جانب دیگر رئیس جمهور کشور، در برابر یک «فیصلۀ» پارلمان کشورخود، که در مقام رهبری امور قرار دارد، خود می داند، که با هر تصمیم، مسؤولیت خود را هم مشخص بداند. ایشان ممکن واقف نبوده اند، که «احساسات» شما تحریک خواهد شد و جملات متضاد، «مفت» متشکل از «توصیف» و «اهانت» بهر طرف بفرستید. گفتار شما را شایسته تبصره نمی دانم، اما ازمعلومات محترم سیستانی، یکبار دیگر ابراز سپاس می نمایم.

با احترام قدوسی


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 06.08.2013

بارز صاحب محترم و گرامی !

از نوشتۀ ن. عزیزی چنین استنباط میشود که ایشان بیشتر در فکر تخریب رئیس جمهور کرزی اند تا در غم حقوق زیر پاه شده هندو ها و سکهه های کشور.

اینها اشخاصی اند که از هر وسیله و هر بهانه به خاطر تخریب کسانی استفاده میکنند که به سلیقه های قومی ،سمتی یا شخصی شان برابر نیست.

این فقط از برکت کرزی صاحب است که در همین دوره کنونی شورا حداقل یک نفر از هندو ها و سکهه ها نمایندگی میکند.

اگر کدام شخصی دیگری بخصوص یکی از رهبران تنظیم های به اصطلاح جهادی به جای کرزی صاحب میبود بدون شک به جای میرمن انار کلی کدام بچه خاله یا عمه خود یا هم کدام قومندان تنظیم خود را به مشرانو جرگه معرفی میکرد.

علل دیگر را که چرا او مجبور شد قانون انتخابات را باز هم به شورا برای تجدید نظر نفرستد در پیام قبلی خودعرض کرده ام و فقط می افزایم که کمبود وقت و زمان یک علت دیگر بود. زیرا کمیسیون انتخابات سر وصدا شکایت داشت که اگر ولسی جرگه ، مشرانو جرگه و ریاست جمهوری هر چه زودتر در مورد آن قانون به موافقت نرسند آن کمیسیون در براه اندازی انتخابات با مشکلات بزرگ مواجه خواهد شد که آمادگی های حداقل را هم شاید گرفته نتوانند.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 06.08.2013

محترم عزیزی !

معلوم است که عقدۀ تان علیه من گوش وچشم و عقل تان را از کار انداخته و الی آنچه واقعیت های تلخ و نا خوشایند جامعه و دولت افغانستان هستند میدیدی و میدانستی که من از خود نساخته ام که به زعم خود به دفاع از حقوق اهل سیک و هندوی کشور بر آمده، افکار مرا به غیر انسانی بودن محکوم نموده ای .
بهتر بود بجای محکوم و ملامت کردن شخص من، کمی نوشته ام را بدقت از نظر می گذراندی و آنچه گفته بودم که جامعه افغانستان یکی از عقب مانده ترین جامعه بشری است، و اگر درست نگفته بودم می توانستی خلاف آنرا ثابت نمائی و دلیل می آوردی که نخیر اینطور نیست جامعه افغانستان مترقیست و اکثریت مردم آن به دیمکراسی، آزدی و حقوق بشر ارزش و احترام قایل اند و همچنان نمایندگان ولسی جرگه.
بلی اگر دلیلی داشتی باید خلاف گفته مرا ثابت می ساختی که قانون اساسی و دولت سیکولار است، بنابران باید نمایدگان ولسی جرگه بر اساس آن تصمیم می گرفتند و آنطوریکه 25 درصد حقی به اصطلاح امتیاز مثبت برای زنان افغان قایل شده اند، برای اقلیت اهل هندوی افغانستان نیز قایل می شدند.
3 - شاید این اعتراض نسبت بمن در ذهن دیگران خطور کند که چرا قبل از هرچیز به دفاع از حق مذهبی سیک ها و هندو های افغان نپرداخته ام، ولی من به قانون و دولتی اشاره نموده ام که اسلامی اند و بر خلاف آزادی و دیموکراسی مذاهب دیگر را در کنار خود برسمیت نمی شناسند و حالا واضحتر می گویم تا زمانیکه سیاست از دین جدا نشده خواه ناخواه یکسلسله حقوق و آزادی های انسان های مذهبی غیر اصلامی و غیر مذهبی نقض و نادیده گرفته می شود. لذا باید علیه همچو یک قانونی دارای تبعیض مبارزه صورت گیرد تا حق هندو ، سیک و دیگر اقلیت های مذهبی، قومی وغیره تامین گردد.
آقای عزیزی من این چیز ها را بخاطر اقناع کردن خودت نمی نویسم میدانم که شما وکسانی چون شما چنان به اخلاق دین خوئی و ایدئلوژی پرستی عادت کرده اید که حاضرید مثل طالب سر مرا ببرید ولی یک حرفم را که حتی اگر بگویم شیر سفید است نمی پذیرید، اما میدانم که در این سایت و جاهای دیگر کسانی هستند که از من وشما کرده شم قوی دارند و حرف درست را از نادرست بخوبی تمیز کرده می توانند.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان    محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 06.08.2013

قبل ازانتشار دین مبین اسلام، مردم مقیم درقسمتهای مرکزی، ولایات شرقی، جنوبی و جنوب غربی افغانستان همه هتدو بودند.همین اکنون هرگوشه بگرام و لوگر راحفرکنید یک بودا می برآید.

هندوهای افغان مردمان بومی این سرزمین میباشند و درمقایسه با هرقوم و گروه دیگر حق اولتر زیست وحق نمایندگی درپارلمان افغانستان رادارند. بیائیداز جانب مردم فتوا بدهیم که هندوهای افغان حق چوکی در پارلمان و هم در شوراهای ولایتی رادارند. دولت فعلی افغانستان ازمردم نمایندگی نمیکند لهذا فیصله های آن غیر مردمی میباشد.

ما مردم افغانستان حقوق هندوهای افغان را درهرجا که هستند برسمیت میشناسیم و به آنها اطمینان میدهیم که برادرهموطن ما میباشند. همینکه یک دولت ملی ومردمی رویکار آید حقوق آنها اعاده خواهد شد. تا آنزمان برادران هندوی ما نباید خاک افغانستان را ترک نمایند.

سیدخلیل الله هاشمیان


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 06.08.2013

قابل توجه خوانندگان ارجمند این دریچه نظرخواهی !

ترقی های عالم روبه بالاست
ما از بالا به پائین می ترقیم

دور نرویم ، در عهد امانی ،هندوها از تمام حقوق ومکلفیت های که یک افغان مسلمان دراین کشور مستحق بود، مستحق شناخته شده بودند. در تمام ولایاتی که اقلیت هندو در آن زندگی داشتند یک نفر هندو در مجلس مشورت ولایت عضویت داشت، درتمام لویه جرگه ها نماینده هندوها عضویت داشت، حتی در هیأت مذاکرات میسوری تحت ریاست محمودطرزی نیز یک نفر هندو بنام دیوان نرنجنداس عضویت داشت .گرفتن جزیه وبستن لنگی زرد برسرکه علامه فارقه هندوها بود ونشانۀ تحقیرو تبعیض شمرده میشد منع گردید.شمولیت فرزندان هندو درمکاتب ملکی وعسکری مجاز شمرده شد.به هندوها اجازه داده شد تا به اعمار مجدد دهرمسالها ومعابدویران خود اقدام کنند..هیچ کس حق نداردهندوها را بزور واکراه مسلمان سازد. در عهد سلطنت ظاهرشاه نیز هندوها در شوری نماینده خود را داشتند.اما در قرن 21 در عهدحکومت حامد کرزی که دیموکراسی وتأمین حقوق اقلیتها شعار اصلی آنرا تشکیل میدهد متاسفانه هموطنان هنود وسیک ازحق داشتن نماینده در شوری محروم شناخته میشوند.ایا بجانیست تا با سرافگندگی بیت فوق را تکرا کنیم؟

هندوها اصیل ترین وقدیمی ترین باشندگان افغانستان اند. اینها تمام مشکلات تحمیل شده از سوی مهاجمان مسلمان وغیر مسلمان را تحمل کرده اند ولی دین و کشور خود افغانستان را ترک نکرده اند. دیگر باشندگان وهمسایه های هندوها با ترس از گردن زدن اعراب شمشیرکش، دین وباورهای قدیمی خود را از دست دادند تا کشته نشوند ویا به اسارت نروند ولی هندوها همه گونه ظلم وزورگوئی ودادن جزیه وتحقیر وتوهین را بجان خریدند ولی حاضر نگردیدند ازدین پدران ونیاکان خود برگردند وبدین دیگری در آیند. امروز یک عده بیخبر از تاریخ واصالت ریشه دار این قوم دراین سرزمین میخواهند این مردم صبور وزحمتکش را از وطن اصلی وحقوق شان محروم کنند وبا آنها بصورت تبعض آمیزی برخورد نمایند که از لحاظ حقوق تاریخی وحقوق انسانی واعلامیه جهانی حقوق بشر وقانون اساسی کشورمحکوم ومردود است.

واقعیت همانست که اقای بابر بیان داشته است. گروه های تنظیمی وبخصوص شورای نظاردر نخستین هفته های هجوم برکابل ،برخانه های هموطنان سیک وهندو در شهر کابل شبانه حمله می بردند وهست وبود آنها راغارت میکردند، وحتی باتهدید به مرگ از آنها سند فروش خانه وملکیت آنهارا میگرفتند.اینها بیم دارند که اگر نماینده اهل هنود در پارلمان راه یابد، مبادا موضوع چپاول دارائی های خود را از سوی افراد شورای نظار مطرح کنند واز غارتگران طالب خسارات واستردادخانه های غصب شده خود گردند، بنابرین براثر توطئه های بزرگان شورای نظار هندوها وسیکهااز حقوق قانونی خود نیز محروم ساخته شده اند.

من از زبان یکی از قوماندان شورای نظاردر1993 درمسکو از غارت دارائی های هندوهای ساکن پروان داستان های تکاندهنده وجانکاهی شنیده ام که صد درصد گفتۀ آقای بابر را تصدیق میکند.
هرکه صاحب وجدان پاک وآگاه است باید از حقوق این مردم امانت کار وراستکار وخدمتکار حمایت کند ونفرین ابدی خود را به آن عده اعضای پارلمان نثار نماید که دست خود را برای تحریم این مردم از حقوق قانونی شان بلندکرده اند.


اسم: ن. عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.08.2013

محترم آقای بارز تشکر از اینکه حقوق هندوهای افغان را از نگاه حقوقی و قانونی تشریح نمودید.
اما صدها افسوس و جای خجالت است از شخصی که شما همیشه به نیکویش یاد میکنید امروز قانونی را توشیح می نماید که خلاف هرگونه قانون و انسانیت است.

هنوز هم از وطنپرستی و مردانگی حامد کرزی یاد می کنیم.
من خجالت میکشم با هموطنان من همچو برخورد های غیر انسانی می شود.
من منحیث یک افغان از برادران هندوهای افغان معذرت میخواهم.


اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 05.08.2013


ستایش از محترم عنایت شریف، که چه زیباه دلبستگی یک هندوی افغان به افغانستان را به تصویر کشیده است. البته بر منی افغان شیگفت انگیز جلوه میکند که آن شخص هندو با آنهمه گذشته دیرینه تباری، مذهبی و فرهنگ هندی ، خصوصیات اخلاقی و عواطف افغانی بر وی غالب بوده است.
مگر از نظر حقوقی و قانونی بر داشت من بر خلاف نظر دیگر دوستانی که تا حال چیز های در باره اهل هندوی افغانستان نوشته اند متفاوت است.
1 - هانطوریکه از نام ( دولت جمهوری اسلامی افغانستان) پیداست، دولت و قانون اساسی آن سیکولار نیست.
2 - بر اساس قانون اساسی ولسی جرگه مرجع نمایندگی سیاسی و قانون گذاری مردم افغانستان است نه مرجع نمایندگی مذهبی.
3 - هر فرد تبع افغانستان با هر تعلق قومی و مذهبی طبق قانون اساسی کشور حق درد، نماینده سیاسی اش را با رای آزاد انتخاب کرده و راهی پارلمان نماید تا در آنجا بر اساس روش و اصول پذیرفته شده قانون گذاری صورت گرفته و از حقوق اتباع کشور دفاع به عمل آید، یعنی ولسی جرگه مرجع نمایندگی مذهبی نیست. ولی در مشرانو جرگه یا سنا، رئیس جمهور میتواند فرد هندو و یا هر فرد دیگری را مطابق صلاحیتی که قانون به وی قایل شده انتصاب نماید.


اسم: دكتور حليم احمدزوي   محل سکونت: فعلابرلين جرمني    تاریخ: 05.08.2013

متاسفانه تصميم كه در قبال عدم ارايه حقوق اهل هنودما چه از طرف شوراي ملي وچه از طرف رئيس صاحب جمهور كه هيچ كس انتظار ان را نداشت كاملا غير عادلانه وغير ملي بود.
ما به سوابق زنده گي مشترك با برادران اهل هنود خويش افتخار مينماييم, مبارزات اهل هنود ما در مقابل هر استعمار و استثمار در پهلوي ساير اقوام چنان ملموس است كه هيچ وجدان إنساني أن را نميتوان ناديده تلقي نمود.

هموطنان اهل هنود ما در ولايات كندهار, ننگرهار, مزار شريف, غزني, پكتيا, لوگر, خوست و پروان زنده گي ابرومندانه داشتند واز كليه مراسم شان كه اكثرا اقوام ديگري با اوشان در رابطه هم كاري مينمودند تجليل مينمودند.

اشخاص مطرح چون جي سنگ, داكتر بالممكن داس, مهرچند ورما, گنگارام, استاد أوتار سنگ غزنوي, كورو لوگري و چرن خوستي و خدمات شان درين مملكت فراموش ناشدني است.

من در حاليكه حقوق اهل هنود را أضافه تر از چيزي كه تقاضا دارند ارزيابي مينمايم أميدمينمايم كه مسؤولين امور تنگ نظري نه نموده حق شان را براي شان تفويض نمايد.


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 05.08.2013

اگر تمام اتباع افغانستان حق اشتراک در مبارزات انتخاباتی دارند چرا هندوان افغانستان از این حق محروم ساخته شوند. اگرآنها می خواهند در پارلمان تنها یک چوکی داشته باشند در حقیقت تن به حق تلفی میدهند.

من فکر میکنم که در تمام مناطق افغانستان که هندوان همراه با مسلمانان اقامت دارند باید هندوان فعالانه در مبارزات انتخاباتی اشتراک کنند و مستحق تمام چوکی های که به دست می آرند باشند. ولی تنها درشهر کابل اگر به تناسب نفوسِ شان یک کرسی داده می شود میتوان آنرا نوعی امتیاز مثبت دانست. شما فکر کنید که اگر دولت هند مسلمانان را از رقابت های انتخاباتی مرحوم کند وحتی یک نمایندۀ شان را هم در پارلمان نپذیرد، دموکراسی را مسخره نکرده است که مسلمانان میخواهند یک اقلیت جامعه خود را بدین شیوۀ غیر عادلانه محروم نمایند. این مسخره کردن دموکراسی است.

به هندوان حق مبارزۀ انتخاباتی بدهید خدا کند ده چوکی را اشغال کنند.آری وګټه پیل وڅټه!


اسم: پیر محمد بابر    محل سکونت: انگلستان     تاریخ: 05.08.2013


اکثر وکلایی که به حذف چوکی برای هندوها و سکهه های افغان در ولسی جرگه رأی داده اند کسانی اند که یا خود و یا گروه و باند شان در دهۀ 90 بعد از هجوم تنظیم های به اصطلاح جهادی به کابل و شهر های دیگر افغانستان خانه ها، دکان ها و ملکیت های هندو ها و سکهه های افغانستان را غضب کردند، به عزت و ناموس شان تجاوز کردند و تعداد زیاد آنها را شکنجه کرده و به قتل رساندند.

جنایاتی که علیه هندو ها و سکهه ها بوسیلۀ تنظیم ها بخصوص شورای نظار در کارته پروان، چنداول، هندو گذر و مرکز کابل جایی که هندو ها و سکهه ها دوکان، مارکیت و تجارت داشتند، صورت گرفته برای همه کابلی ها واضح است. نمایندگان همین تنظیم ها از جمله شورای نظار امروز اکثریت نمایندگان ولسی جرگه افغانستان را تشکیل میدهند.

طوریکه قبلا عرض کردم مقالۀ جناب محترم شاغلی عنایت شریف نه تنها که نهایت جالب است در عین حال نهایت جگرخون کننده هم است. جگر خون کننده به خاطر اینکه ظلم و بی عدالتی ایکه با این قشر و یا گروه قومی – مذهبی افغان صورت میگیرد باید برای همۀ ما هشدار باشد. زیرا جنایتکاران و غلامان بیگانه از هر موقع و هر وسیله کار می گیرند تا وحدت افغان ها و روابط تأریخی بین مردمان ما را صدمه زنند.

در شورای ملی حاضر هم فقط یک خانم از هندو و سکهه مذهبان کشور نمایندگی می کند که میرمن انار کلی است و به حکم شاغلی محترم رئیس جمهور به حیث سناتور مردم سکهه و هندو به مشرانو جرگه معرفی گردیده است.

امید در زمینه نمایندگی شان در شورای ملی نه فقط به خاطر هندو ها و سکهه های افغان بلکه هم به خاطر حفظ روابط نیک و هزار سالۀ که بین مردمان ما از اقشار، اقوام، قبایل و گروه های مختلف وجود داشته و دارد، تجدید صورت گیرد

قانون تشکیل و صلاحیت های کمیسیون انتخابات که به علل مختلف از جمله موجودیت خارجی ها در آن کمیسیون و غیره اختلافات برای مدت مدیدی در دهلیز های شورا و ریاست جمهوری سرگردان بود بعد از فشار احزاب، دفتر ملل متحد در کابل و دیگر سازمان ها یعنی در شرایط خاص توشیح شد. زیرا اکثر احزاب سیاسی و اپوزیسیون رئیس جمهور را متهم میکردند که نمی خواهد این قانون هر چه زودتر تصویب و توشیح شود تا انتخابات به قول آنها مطابق خواست رئیس جمهور یا به تعویق افتد یا هیچ دایر نگردد. رئیس جمهور اگر این بار باز هم این قانون را توشیح نمیکرد آنها او را یکبار دیگر متهم به سنگ اندازی در راه تدویر به موقع انتخابات و تمدید دورۀ ریاست جمهوری اش میکردند.


اسم: دکتور غلام سخی مصئون   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 05.08.2013


دردفاع ازحقوق هموطنان هندو وسیک های افغانستان

اخیراً پارلمان افغانستان به سلسله « شهکارهای ضدملی» هنگام تصویب قانون انتخابات داشتن یک کرسی هندوها وسیک ها راحذف نمودند ورئیس جمهوربا توشیح آن شریک این گناه نابخشودنی گردید. این دستبرد برحقوق هموطنان هندو وسیگ ازطرف دولت طرازجهادی ـ طالبی وپارلمان سوپرارتجاعی،نقض آشکارمعیارهای قبول شده حقوق ملی وبین المللی بوده که باارزشهای دین مبین اسلام،تاریخ وسنن پسندیده ملی ما مغایرت کامل دارد.
افغانستان خانه مشترک تمام اقوام « باهم برادر و برابر » و پیروان مذاهب مختلف میباشد ونقض حقوق هریک ازگلهای این باغ کهن به مفهوم نقض حقوق تمام احاد ملت پنداشته میشود. درحقوق بین المللی ضوابط ومعیارها بخاطر دفاع ازحقوق اقلیت های مذهبی وقومی وجود دارد که دولت افغانستان مکلف به اجراء آن میباشد : ـ منشورسازمان ملل متحد
ـ اعلامیه جهانی حقوق بشرواسناد ناشی ازآن
ـ میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی
ـ اعلامیه حقوق اقلیتهای ملی ، قومی ومذهبی
درصدسال اخیر ازدوره امانیه وانفاذ اولین قانون اساسی تا مرحله جاری وقانون اساسی نافذ، اساسات پی ریزی وتسجیل گردید که متضمن حقوق برادران هندو وسیک ما میباشد. به یاد باید داشت که صحبت از امتیاز دهی نمیباشد بلکه برطبق مندرجات قانون اساسی وهم اسناد بین المللی فوق الذکر، دولت مکلف است ترتیبات اتخاذ نماید تا زمینه مشارکت اقلیتها رادرحیات سیاسی ،اقتصادی واجتماعی را بخاطر تساوی حقوق مساعد بسازد. با تاسف باید خاطرنشان ساخت که احکام ماده 2 و ماده 40 قانون اساسی در رابطه به اجرای مراسم مذهبی وعدم تعرض برملکیت های هندوها وسیکها بصورت دوامدار نقض میگردد و در دهسال اخیر با حضورگسترده جامعه بین المللی که دم ازرعایت حقوق بشر میزنندهیچ گونه تصمیم بخاطر استرداد ملکیتهای آنان که دردهه انارشی جهادی و طالبی غصب گردیده، اتخاذ نشده است.
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا درحالیکه این تصمیم مخالف معیارهای قبول شده حقوقی رامحکوم مینماید ازتمام مدافغان حقوق بشر، عامیان دموکراسی میخواهد که در برابر این تصمیم ننگین صدای اعتراض شان را رساتر بلند نمایند وبخاطرحقوق هندوها وسیک های افغانستان تلاش نمایند.
بااحترام
پوهاند دکتور غلام سخی مصئون
رئیس انجمن حقوقدانان افغان دراروپا



اسم: انجینر محمدهاشم رائق   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 05.08.2013

بازهم تعصب

به ارتباط نوشته نویسنددهً توانا محترم تیمورشاه "تیموری" تحت عنوان :
"مکثی بر تصویب پارلمان مبتنی بر طرد نمایندگان اهل هنود"

لعنت و نفرین باد به شخصی که هنوز هم تعصب در مغز پوچش خطور می کند. بلی همان تعصباتی که ملت بیچارۀ ما را به این روز انداخته، منشاء تمام بدبختی ها همین تعصب است، تعصب از هر نوعی که باشد تعصب مذهبی، قومی، لسانی، سمتی و غیره. بدبخت کسی که در مقامات بلند دولتی و حکومتی، پارلمان، کابینه رتبه های بلند و کرسی های مهم را اشغال نموده اند و ازین اسلحه زنگ زده به نفع خویش استفاده می کنند. خصوصاً. . . .

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: نیما   محل سکونت: المان    تاریخ: 04.08.2013

هندوها و سیک های افغانستان به حذف یک کرسی پیشنهادی در ولسی جرگه پارلمان از قانون انتخابات، اعتراض کردند. آنها همچنان هشدار دادند که اگر به مشکلات شان رسیدگی نشود، به کشورهای دیگر تقاضای پناهندگی می دهند....

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 04.08.2013

I remember that a few decades ago, my mother used to hide milk during our family funeral and wedding. Her response to others seeking the where about of milk was very simple such as “ Laalas’ are not here yet and they like a lot of milk in their teas ”. By the way, my late mother was a devout muslim and Laala was a nickname then for non-muslim Indian Afghan in our neck of the wood.


It is amazing how politically organized religion or the absence of it have changed societies in that neighborhood. Iran under the rule of cleric is not the same as once it was, Pakistan based on it’s foundation seems to have no choice but seek survival advancing religion extremism, all of a sudden Bangladesh is no longer a threat to the neighborhood by simply changing their identity from muslim representation of South Asia to Bengalis and Afghanistan is still an open book in a bloody bouncing.


اسم: ف،هیرمند    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 04.08.2013

حذف نمایندگی سیکها وهندو ها،
دلیل مکدر گردیدن مشروعیت نمایندگی دیگران در شورای افغانستان است

محترم میرعنایت الله آشفته با توجه ایشان به مطلب مهم و حساسی حق مسؤولانه نوشتن را به صورت وطنگرایانه و وطندارمداران ای ادا نموده اند که اینک این قلم با تذکرات آتی ندای ایشان را لبیک میگوید.
اخیراً اعضای شورای «ملی!!» افغانستان در تصامیم ایشان فیصدی سهمیۀ حضور هموطنان شریف ما «سیک ها وهندو ها» درآن شوری را حذف نمودند، علت این انحلال سهم گیری این دو اقلیت مهم و خیلی متبارز مردم افغانستان روشن نیست، بعضاً تجارب نشان داده است که گاهی در کمال پررویی زیر نام «برابری همه فقط زیر یک نام تبعۀ کشور» حقوق و سهم انسانی و قانونی عده ای از اقلیت ها در مجامع تصمیم گیری کشور کنار زده می شود، ولی حتی همین دلیل نیز. . . . .



متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: تیمورشاه تیموری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.08.2013

مکثی بر تصویب ولسی جرگۀ افغانستان مبتنی بر طرد نمایندگان اهل هنود

تعمیر وزارت مالیه واقع در چهار راهی جادۀ پشتونستان را همه خواننده های محترم دیده اند. این تعمیر دو دروازه دارد، یکی دروازه کوچکی است که بطرف جاده مرادخانی باز می شود و دیگری دروازه بزرگی است که از چهارراهی جاده پشتونستان از کنار رستورانت خیبر راه دارد.
اولیای امور دروازۀ کوچک را برای رفت و آمد مأمورین کوچک و مراجعین عادی و دروازه بزرگ را برای رفت و آمد بزرگان از قبیل شخص وزیر و معینان و رئیسان و مراجعین آنها اختصاص داده بودند و برای این منظور یک نفر عسکر در دهن دروازه بزرگ مؤظف بود تا اشخاص بدون دریشی را نگذارد که درین دروازه داخل و به نردبانی که به منزل دوم راه داشت صعود کند.
«ایکاش این امر تا کنون مرعی الاجرا می بود». روزی یکی از وطن داران اهل سیک که شخص مؤقر و مفشن نیز بود دریشی عالی به تن داشت و از وجناتش معلوم می شد که تاجر بزرگی بوده باشد از دروازه بزرگ داخل و پای به زینه گذاشت که به منزل دوم صعود کند. دفعتاً عسکر مؤظف دم رویش ایستاد و گفت اجازه نداری ازین راه بروی! آن شخص که متعجب شده بود گفت چرا اجازه ندارم؟
عسکر گفت برای اینکه دریشی نداری. او گفت یک مرتبه نظر بینداز و ببین، این دریشی نیست! پس چیست؟ آیا دریشی ازین بهتر می شود؟ فردعسکر که به حرف خود محکم و مصمم بود گفت:
«برای اینکه تو هندو هستی». آنقدرغیظ براین وطن دار هندوی ما مسلط شده بود که موهای ریش و بروتش در پرش افتاد اما خود داری کرد و به آن عسکر جاهل چیزی نگفت به عقب برگشت به موترخود نشست و رفت و در اولین فرصت از موضوع به معین وزارت مالیه تیلفون کرد. اما این واقعه و گفت و شنودی که بین آن عسکر و آن تاجر واقع شده بود برعلاوه ایکه سبب تأسف و حتی خجالت وزارت مالیه شده بود برعلاوه موضوع خوبی برای تفریح مأمورین آن وزارت نیز شده بود و برای مدتی دهن به دهن می گشت و یکی دیگری را می گفت تو هندو هستی.

این گذارش را برای این بیان داشتم که حرکت مزخرف آن عسکر پشکی بیسواد که تازه از اطراف دور دست به شهر آمده بود آنقدر موجب تعجب و استهزا شد که در طول ماه ها یاد آوری می گردید و فراموش نمی شد. اما تصویب پارلمان مملکت جمهوری اسلامی افغانستان به مراتب از حرکت آن عسکر جاهل بیسواد مزخرف تر، بی معنی تر و خنده آورتر است.
اهل سیک وهنود افغانستان که دراین سرزمین زندگی می کنند عیناً مانند دیگر اقشار و اقوام افغانستان، افغان اند. و مثل سائر اعضاء پارلمان ازعین حقوق برخوردارند.
اهل هنود و سیک نه تنها در شهر کابل بلکه در تمامی ولایات کشور از سالیان بسیار قبل که شاید به هزار ها سال برسد سکونت ئاشته و خدمت کرده اند. به حکم قرعۀ پشک شامل خدمت زیر بیرق و عسکری شده اند و دوره مکلفیت عسکری را گذشتانده اند. به کسی ظلم وحق کسی را تلف نکرده اند، بلکه مردم راست کار و راست کردار و امانت دار هستند.

سیک ها و هندوها به پیمانۀ وسیعی در ولایات ننگرهار، قندهار، غزنی، لوگر، شمالی پکتیا وغیره از سالیان متمادی موجود هستند. صاحبان جایدادها، و اراضی مزروعی هستند. در لوگر ضرب المثلی است که گفته می شود «هندوی خوشی به از خواجه کلنگار» در شهر در شهرکابل پایتخت مملکت تجارت عمدۀ وارداتی و صادراتی بدست اینها است.

سرای شهزاده که مرکز تجارت اجناس است نود فیصد آن اهل هنود هستند. در دوائر دولتی و بانک ها برای بارها و سال ها به صفت مستوفی و سر محاسب ایفای وظیفه کرده اند. از خورد تا بزرگ شان متکی به خود وخود کفا بوده هیچگاه بار دوش کسی نبوده و نیستند. و در مقابل تمام خدمات شان شدید ترین زجر و تکلیف را در زمان تنظیم های جهادی و طالبان کشیده و تحمل کرده اند که به همه کس معلوم است. اکنون این پاداش دیگری است که درین دوره دیموکراسی به آنها داده می شود.
درهیچ نقطه جهان هیچ دولتی ولو مستبد و مونارشیزم نمی تواند حقوق مدنی و سیاسی یک اقلیت را سلب کند.و کیل صاحب محترم که به این مصوبه مزخرف رأی داده ای هر فرد هندو برابر به خودت حق انتخاب کردن و انتخاب شدن
را دارد.
مصوبۀ خودت علاوه بر اینکه تأثیری به موضوع نمی تواند داشته باشد ننگ و افتضاح دیگری است که بر دامن پارلمان جمهوری اسلامی افغانستان می افتد و بدنامی بزرگی را در تأریخ پارلمان این کشور بجا می گذارد...



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved