Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  قانون منع خشونت علیه زن و مخالفت ولسی جرگه    نویسنده:  صالحه وهاب واصل

 
اسم: عبدالمنان کریم    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 27.06.2013

باز هم در مورد «موقف» زن دراجتماع!

در مطالب قبلی اینجانب، تمرکز فکری بیشتر به موضوع «قانون منع خشونت علیه زن و مخالفت ولسی جرگه» مبذول گردیده است. بیشتر موضوعات مطروحه همچنان، به شرایط گذشتۀ سطح زندگی ومسیر «انکشاف» و تغییرات در «حیات» اجتماعی مختصراً اشاره شده است. وقتی نوشته های بعضی از هموطنان محترم را مرور نمودم، معلومات ارائه شدۀ ایشان،. . . . . .

توجه:
متن مکمل این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را باز نموده مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_baz_ham_dar_mauqef_zan.pdf




اسم: 1 افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.06.2013

خوانندگان محترم!

چون مطالب جدید و عالی دیگر پیرامون مطلب این پنچره تازه به نشر رسیده خوشوقتیم که یک بار دیگر مسدود شدن آنرا برای دو روز دیگر به تعویق می اندازیم. یعنی این پنجره به روز پنج شنبه 27 جون به ساعت 23.59 شب به وقت اروپای مرکزی مسدود میگردد. قلم بدستانی که آرزو داشته باشند در این بحث اشتراک فرمایند از این فرصت اضافی استفاده کنند. با عرض حرمت.
افغان جرمن آنلاین


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: اضلاع متحده امریکا    تاریخ: 26.06.2013

اندر باب موقف زن در جامعه

دانشمندان، صاحبان نظر و شخصیت های محترم نگران احوال، روشنفکران و اصلاح طلبان اجتماعی طی مضامین عالمانه، آموزنده و سودمند در پورتال وزین افغان جرمن آنلاین و سائر سایت های انترنتی و رسانه های دیگر افکار و نظریات خویش را طی نوشته های جامع و عالمانه در مورد این پدیدۀ بی نهایت درد ناک جامعۀ ما یعنی موقف بیحد ناگوار و اسفناک زن توضیح نموده و بیشترین سرزنش موقف پارلمان در مخالفت آن در تسوید قانون منع خشونت علیه زن بود.
به عقیدۀ من این عیب بزرگ اجتماعی بایستی بحیث یک . . . . .


توجه:
متن مکمل این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را باز نموده مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/abasi_a_andarbab_moqef_zan_dar_jameae_afghan.pdf


اسم: سشما غفوری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.06.2013

شیما غفوری
گِلۀ زنان


مقاله محترم داکتر سید عبدالله کاظمی در مورد" قانون منع خشونت علیه زنان" را دردوقسمت مطالعه نمودم. یادداشتهای ایشان در مورد جر وبحث ها و تصمیم گیری ها در رابطه با سرنوشت زن افغان در دوره امانی برای خواننده تصویر روشنتری از وقایع آن زمان بدست میدهد. با تشریحات مستند و مشخص رویداد های آنوقت، ایشان در حقیقت مشعلی را بدست نسل های کنونی سپرده اند، تا در پرتو آن بتوانند حالات کنونی را با حادثات 90 سال قبل مقایسه نموده که خود درسی است برای تصمیم گیری درست تر و بهتر.
.
آنچه در کشور ما متأسفانه معمول میباشد، این است که با وقایع تأریخی کشور برخورد سرسری صورت گرفته، چه بسا که به کتمان و یا تقلب آن پرداخته میشود. از همین سبب است که وقایع تقریباً مشابه در وطن ما چندین بار تکرار میگردند و درسهای روزگار یا در دل کتاب های ضخیم تاریخ و یا هم در زیر خاک مدفون میگردند.

مقاله محترم کاظمی با شیوۀ مستدل و با میده کاری های ضروری بایستی برای قناعت ا شخاص صادق و حقیقت جو و برای وطندوستان کافی باشد، تا اشتباه تأریخ را دوباره تکرار ننموده و سرنوشت زنان افغانستان را دوباره به 90 سال دیگر به عقب پرتاب نکنند.

آنچه باعث تأثر عمیق هر زن میگردد این است که متأسفانه اکثر مرد های بسیار عزیز و محترم کشورم خود را برای تعین سرنوشت زنان افغان از طفولیت تا کهالت مستحق میدانند. ولی طوری که تأریخ گواه است، ایشان همواره در بازی های سرنوشت ساز در سطح فامیل، قبیله، قوم، ملت و بین الملل ناکام بوده که باعث بربادی تمام جامعه گردیده است. زنان افغان در کلیه حوادث ناهنجار مجبورگردیده اند، تا با نتایج تلخ ومرگبار تصامیم آنها بسوزند وبسازند. و گاهی که میخواهند خود لگام سرنوشت شان را بدست بگیرند، به سختی کوبیده شده و سالهای متمادی به عقب رانده میشوند.

زنان افغان از مردهای کشور گله دارند. در این سروده ام شمۀ از این گلۀ ها به سخن آمده اند، که با کمال احترام تقدیم خوانندگان عزیز میگردد. هدف این نوشته آن است تا هر پسر مادرزخمی وطن یکبار دیگر بیاندیشد که چگونه میتوان واقعیت جاری اجتماعی را در کشور تغییر داده وعملأ واردعمل گردد، تا جامعه به سوی شگوفایی و عدالت گام بردارد.

کاش بتابد گهی خورشید صلح
قوتم افزون شود از دید صلح

صلحی که او مهر و صفا آورد
فرصـت ایجـاد و بقا آورد

تا وطنم گــشته شود خـانه ام
نــظم وقرارش سر وسامانه ام

خاد م او دختـر با غـیرتش
تا شومش شوکتِ جان و تنش

جان بـفشانم پی عـمران او
نـم بـزدایم زدوچشـمان او

خندۀ گل زیب لبانش کنم
از سر مهر تازه جوانش کنم

وه اگرم مرد وطن ره دهد
سنگ مـوانع به ره ام مفگند

گر به زبان گویم زبان سوزد م
ورنه میان استخوان سوزدم

مرد وطن کرده وطن را تباه
فرقی نباشد به چه نام وچه راه

اوبکشاند رمه را هرطرف
نعره زند بی هدف وبا هد ف

گاهی چی الوانیِ کتاب اورد
گاهی سیاهی وحجاب آورد

باری یکی دوست، دگر دشمنش
باری عد و گشته، چو جان وتنش

گاهی یکی روسی رفیقش شود
بار ی ز امریکه نفر آورد

بین خود هم در زدن وکندن اند
با قلم و صحبت وتلواری چند

ایزد حـق کاش خمیرش کـند
آدم نـو تازه ضمیرش کنــد

تا بشناسد گُنه و مرز خویش
تبدیلی آرد به ره و طرزخویش

تا نگرد سوی زنان چون بشر
حق بدهـد تا که ببـندد کمر

واکند آن قفل و طـناب زنان
از ید واز پا و زچشـم وزبان

تا زن افغـان بنماید بنا
همـرۀ مردان وطن ملک ما



اسم: عبدالمنان کریم    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 25.06.2013

آزادی زن در جامعۀ افغان! بخش سوم و ختم

در همان جامعۀ عنعنوی، راه آموزش «علم و هنر» و سائر آزادی ها و امکانات تعلیم و تحصیل برای دختران و پسران فراهم ساخته می شد. مکاتب مختلف چون «لیسه»، «مکاتب مسلکی»، دخترانه و پسرانه، در شهر ها و دهات تأسیس می گردید. آهنگ و سرعت و وسعت تأسیس مکاتب، عمدتاً باید تابع حجم کمک های بین المللی بوده باشد. زیرا کشور خود توانمندی اقتصادی برای انکشافات جهشی تصوری در اختیار نداشته است. در مسیر رشد و پرورش نسل جوان، با توجه به خصوصیات عنعنوی و سنتی جامعه با احتیاط کامل، عمل می شده است. نخست مکاتب نمونوی تجربوی برای «دختران و پسران» تا صنوف معین، مخلوط نیز آغاز گردیده بود. تحصیلات در پوهنتون ها،. . . . . . .

توجه:
متن مکمل این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را باز نموده مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_azadi_zan_dar_jamai_afghan_3.pdf


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.06.2013

احقاق حقوق زن بدون نقد آموزه های زن ستیز دینی ممکن نیست! بخش دوم

آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
احساس سوختن بـه تماشا نمیشود

در اخیر نوشتۀ قبلی، با تأکید بر آیۀ چهار و پنج سورۀ العلق، این سؤال مطرح شد، که آموختن، اگر از آن برای انجام اموری در راستای آسان ساختن مشکل ها و بهبود زندگی انسان (از منظر متدینین هستی ـ خدا شناسی) استفاده نشود، چه سودی برای انسان خواهد داشت.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/saded_hashm_ahqaq_hoqoq.pdf

آیا نوشتن و خواندن و یاد گرفتن راه و آغاز کار برای انجام امور دیگری است، یا خود در نفس خود هدف، مقصد و غایت می باشد. اگر هدف و غایت و مقصد است، معنی و مقصود این هدف و مقصد و غایت چیست؟
به معنای ساده تر اگر شاگرد نجاری، نجاری یاد بگیرد، ولی بعداً از آنچه آموخته استفاده نکند، یعنی نجاری را منحیث یک حرفه و کار برای پیشبرد امور معیشتی و زندگی خود و به عنوان یک عضو سالم و فعال در جامعه ادامه ندهد، صَرف سال ها شاگردی و آموختن نظری یا عملی نجاری چه چیزی برای وی آورده است و چه نفعی ـ این بدبخت روز گم و جامعۀ وی ـ از آنهمه زحمت و گاهی هم عتاب و عقاب استاد برده است؟ آیا این همه وقت را او بیهوده و با بی معنائی نگذشتانده است؟؟
منظور از طرح این سؤال . . . . .

توجه:
متن مکمل این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را باز نموده مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/sadeed_s_hachem_ehqaaq_hoquq_zan_p2.pdf


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.06.2013

خوانندگان محترم!

چون دیروز دو مطلب جدید از قلم جناب دانشمند عبدالمنان کریم تازه در مورد این مطلب در این پنچره نشر شده و بخش سوم و اخیر آن هم در راه است مسدود شدن آنرا برای دو روز دیگر به تعویق اندختیم. این پنجره به روز سه شنبه 25 جون به ساعت 23.59 شب به وقت اروپای مرکزی مسدود میگردد. قلم بدستانی که آرزو داشته باشند در این بحث اشتراک فرمایند از این قرصت استفاده کنند. با عرض حرمت.
افغان جرمن آنلاین


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.06.2013

آزادی زن در جامعۀ افغان!(بخش دوم)

توجه خاص اعلیحضرت امان لله خان به تغییرات اساسی در بخش تشکیل خانواده و وضعیت زن، بشمول مقررات ازدواج و غیره، از جمله مندرجات مهم، «ریفرم های» «دورۀ امانی» شناخته شده است، که در دوره های بعدی هم، الی زمان سقوط «رژیم چپی» در افغانستان در سال ۱۹۹۲م، جوانب معینی از آن « پروگرام ریفرم»، تطبیق می گردیده است. اما آنچه به «دورۀ امانی» مربوط است، درباره می توان در مقالات دانشمند محترم داکتر سید عبدالله کاظم، بتفصیل مطالعه نمود، که در «پورتال افغان جرمن آنلاین»، بدست نشر سپرده شده است. برای تسهیل «لینک های» آن به خدمت خوانندگان محترم، گذاشته می شود:

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/kazem_sa_bahs_bar_hoquq_zanaan.pdf

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/kazem_sa_bahs_bar_hoquq_zanaan_p2.pdf

طوریکه در تصویر بخش اول، مشاهده نموده اند، در آن عکس . . . . . .

توجه:
متن مکمل این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را باز نموده مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_azadi_zan_dar_jamai_afghan_2.pdf


اسم: عبدالمنان کریم    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.06.2013

آزادی زن در جامعۀ افغان (بخش آول)

وقتی از حقوق و آزادی زن حرف زده می شود، باید در عین زمان روشن ساخت که هدف از کدام نوع حقوق و آزادی هاست و در چه جامعه قرار داریم . از کجا تا کجا از چه مرحله تأریخی تا چه مرحله تأریخی و یا از چه حالت اجتماعی – فرهنگی به چه حالت اجتماعی – فرهنگی. بخصوص در شرایط و احوالیکه، از قریب دو و نیم دهه به اینطرف درعرصۀ بین المللی، مناسبات بین قدرت های بزرگ دستخوش تحولات وسیع و عمیق جدید و کیفی گردیده است، درپهلوی مسایل مختلف قبلی، با وضاحت بیشتر، در جای «مقابله های آیدیالوژیک» و «رقابتهای تسلیحاتی» در سطح جهانی، گاهی هم از « تصادم های کلتوری» نیز سخن زده می شود. برای صاحبنظران افغانی عاری از مفدیت نخواهد بود، هر گاه تأثیرات احتمالی، تحولات در عرصۀ بین المللی را در افکار و تصورات و انتظارات افغان های «مهاجر» نیز ازنظر دور نداشته باشند.
نباید فراموش کرد. . . . . .

توجه:
متن مکمل این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را باز نموده مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_azadi_zan_dar_jamai_afghan_1.pdf


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 21.06.2013

خوانندگان گرانقدر پورتال افغان جرمن آنلاین!
دریچۀ نظرخواهی پیرامون نوشتۀ محترمه صالحه وهاب واصل تحت عنوان (قاتون منع خشونت علیه زتن و مخالفت ولسی جرکه) به تأریخ یکشنبه 23 جون به ساعت 11:59 شب بوقت اروپای غربی مسدود میگردد.
از نویسندگان و خوانندگانی که خواسته باشند در این مورد بنویسند، خواهش می شود، از فرصت استفاده فرمایند.
با تشکر و عرض حرمت


اسم: شیما غفوری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.06.2013

دین، روشنفکری و مسئلۀ زن در کشور

به نسبت تأخیری که در فرستادن نظرم در مورد مقالۀ میرمن صالحه" وهاب واصل" رخ داده است، قلبآ پوزش میخواهم. اگرچه در روز نشرآن، مقاله شان را مطالعه نموده و از آن فیض بردم، ولی اشتغال در کار های تظاهرات هشتم جون برای پشتیبانی از" قانون منع خشونت علیۀ زنان" و کار های مابعد آن این موقع را تا الحال از من ربوده بود.

من نوشته خواهر ما صالحه جان را خیلی عالی و مفید یافته و به حیث یک ضرورت عینی جامعۀ افغانی ارزیابی می نمایم. زیرا ایشان از روی آیات قرآن با کمال فصاحت کلام ثابت نمودند که موارد تحت بحث قانون، ضد اسلام و مخالف آیات پاک قرآنی نبوده، بلکه در همگونی با آن میباشد.

در ارتباط با مسئلۀ زن در افغانستان این موضوع را بسیار مهم میدانم که آواز دادخواهی زنان در کشور از جانب زنانی که خود هم به دین اسلام اعتقاد و آشنایی دارند، باید بیشتر از پیش بلند گردد و در مقابل بیدادگری ها به استناد آیات الهی و احادیث نبوی پاسخ دندان شکن بدهند تا زنان عادی کشور ما پیکار به خاطر آزادی زن را مشخصۀ خاصِ زنان با علم ولی به اصطلاح زنان "بدون اعتقاد به دین" ندانسته، بلکه کار زنان هوشیار، با تعلیم و در عین حال خداشناس نیز بدانند تا در چوکات محیط خویش جرأت نموده و بر ضد ستم ایستادگی نمایند. باید مردم ما بدانند که استبداد بی حد و حصری که به بهانۀ دین و مذهب بالای زنان افغانستان اجرا میگردد در هیچ کشور اسلامی مانندی ندارد و مغایر اوامر اسلامی میباشد. زنان مسلمان کشور ما باید اطمینان پیدا نمایند که اگر بخاطر حقوق حقۀ انسانی خویش به پا بر خیزند، از دایرۀ اسلام خارج نمیگردند. برخلاف آنها باید درک کنند که تنها ظالم در نزد ایزد متعال گنهکار نیست، بلکه آنهایی که ظلم را بر خود روا میدارند و بر ضد آن مبارزه نمیکنند، هم شامل گناه میشوند.
برای اصلاح جامعه و بهبود وضع زندگی زنان کشور تنها روشنگری و فعالیت قشر روشنفکر کافی نمیباشد. بلکه علاوه بر تعلیم وتربیۀ عمومی و رایگان، لازم است تا قوانینی در این راستا توشیح و توسط ارگانهای زیربط در عمل تطبیق گردند.

فراتر از آن خیلی ضروری میدانم تا اکثریت افغان ها ضرورت اصلاح جامعه را در تنگناه های مختلف زندگی، خود احساس نمایند. که این موضوع خوشبختانه در مورد وضع زنان افغانستان به مشاهده میرسد اگر چه هنوز هم همه گانی نشده است. برای رسیدن به این هدف که مردم در سراسر کشور ضرورت تغییر در وضع و موقف زن را احساس نمایند، لازم است تا روشنگری زنان و مردان کشور آنچنانی صورت گیرد، که برای شان بدیلی (الترناتیفی) داده شود که مخالف اعتقادات دینی شان نباشد. چون مشکل دین در افغانستان همان سنتی بودن آن است که معمولآ مردان جامعه در طول تأریخ آنرا به نفع خویش تعبیر و تفسیر نموده اند، و از نسلی به نسلی رسیده است. لهذا کار هایی چون مقالۀ محترمه صالحه برای روشنگری بسیار مفید و به جا میباشد. اگر روشنفکران از حوصلۀ کافی برخوردار باشند و به درستی نظریات خویش، خود عقیده مند باشند، لازم نیست که عقیدۀ شخصی خودرا بالای زن و یا مردی که در شرایط عقب مانده و جنگ زده ای افغانستان زیست می نمایند، و یا در مهاجرت زندگی می نمایند، تحمیل نموده و پرابلم را از قشر بیرونی آن حل نمایند، بل لازم است تا پرابلم را از درون دیده و یکجا با اشخاصی که با آن پرابلم مواجه اند، با بردباری و در چوکات منطق خود آنها بررسی نموده و راۀ بیرون رفت آن را پیدا نمایند.
اگر قرار باشد که با این مودل پیش برویم، در انصورت روشنفکران می توانند فقط هنگامی چانس مداخله در حل مشکل خانوادگی و اجتماعی افراد جامعه را پیدا نمایند که این مداخلۀ نیک اندیشانه مشکل بزرگترو غیر قابل تحمل را برای زنان ایجاد نکرده و بخصوص به موضوعات عقیدتی شان خللی را وارد ننماید. اینموضوع در هر جامعه چنین است و تنها به جامعۀ افغانی مختص نمی گردد. این کار اگرچه بسیار وقت بگیر بوده و حوصله مندی زیادی را نیازمند است، ولی به نظر من بدون تعمیل آن نمیشود به هدف رسید.
پیشگامان جنبش زنان باید شرایط جامعه و سرعت گام های مردم را به جانب پیشرفت تشخیص داده و کوشش نمایند تا با حرکت به سمت جلو جامعۀ خویش را با خود گرفته و یکجا با آن حرکت نمایند. یک روشنفکر باید نیروی محرکه باشد، نه خود حرکت. وی باید دست افتاده ای را در راه گرفته و اورا قدم به قدم کمک نماید تا بالاخره به پای خویش بایستد وخودش به نوبۀ خود دست گیر دیگری شود، نه اینکه با سرعت در جادۀ روشنفکری چنان بدود که کسی به پایش نرسد. به نظر من ده قدم به پیش با اکثریت جامعه بهتر از صد قدمِ پیشاهنگان بدون مردم است. زیرا در صورت دوم رابطه بین اکثریت جامعه و پشگامان جنبش زنان از هم گسیخته و هردو طرف منزوی و بیکس میگردد. برای اینکه اکثریت جامعه را با خویش داشت، به نظر من باید نه از طریق ترد دین(چنانیکه بعضی از دوستان در مباحثات و نوشته ها مطرح میکنند) بلکه از طریق شناخت دین به پیش رفت.

از این رو سرعت دویدن درجادۀ پیشرفت زنان باید تا اندازه ای باشد که بتوان زنان وطن راچنان کمک نمودکه خوداز آنچه که به بهانۀ دین برآنها تحمیل میگردد، فاصله بگیرند. اگر روشنفکران حالت ذهنی و فکری زنان عادی کشور را درک ننمایند، پس چسان باید از زنان بیسواد و کم سواد توقع آنرا داشت که نظریات و عقاید روشنفکران را درک نموده و آنرا عملی نمایند.
باید تذکر داد که تعداد زیادی از زنان افغان حتی در غرب زیر جبر و ستم شوهران شان قرار دارند. نه تنها آنانی که به اسلام عقیده مند اند، بلکه آنهایی هم که پابند آن نیستند. از اینرو در تعریف کردن روشنگری و روشنفکری باید محتاط بود.
من حضور خانم صالحه وهاب واصل را به حیث شاعرۀ با احساس، معتقد به اسلام و در عین حال زن روشن اندیش و جهان دیده در این عرصه به فال نیک میگیرم. امیدوارم تا بیشتر از این در زمینه تحقیقات نموده و زنان افغان را از دید زنانه اش با حربۀ دین در مقابل خشونت و تظلم در راستای ترقی فردی واجتماعی مجهز گرداند.


اسم: لینا روزبه حیدری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 16.06.2013

تقدیم به همه انهایی که خود را مسلمان برحق میخوانند و دیگران را کافر و بی دین و گمراه و خود را ناجی خداوند بر زمین و دیگران را مفسد فی الارض...اگر واقعا چنین است،قدم پیش گذاشته و ملل اسلامی را از شر فساد و ظلم و خشونت و جنایتی که بر ان حائل است نجات بدهید

من کافر و مردودم، تو خوب و مسلمان شو!
من پیرو شیطانم، تو رو کمی انسان شو!

من گر ز سیاهی ام، من حافظ تاری ام
تو نور و صفا آور، تو ناجی برهان شو!

راه من اگر باطل، راه تو به حق باید
این وحشت و طغیان را، ختمی تو به بطلان شو!

من گم شده در خوابم، خوش آنکه تویی بیدار
این قافله را دریاب، تو پرتو رحمان شو!

من گمره و بی دینم، تو رهبر و فرمانده
رو طبل اناالحق زن، منصور دل و جان شو!

من قدرت درمانده، تو شور قیامی سبز
بشتاب و تمامش کن، ختمی تو به دونان شو!

در این جدل آخر، نور و شب و خفاشان
از عمق جهالت خیز، تو منطق ایمان شو!


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 16.06.2013

خشونت چاشنی جانسوز زندگی زنان افغان است.

دراین مقاله، میخواهم ازوضعیت رقت بار زن افغان در سی سال اخیرسخن برانم.از بدبختی ومظلومیت زنی صحبت کنم که در طول تاریخ مذکر، مورد شقاوت وخشونت و بد رفتاری مرد قرارداشته وهنوز هم که دم از دموکراسی درکشور زده میشود، بازهم در آتش بیداد اپرتاید جنسیتی وبی حقوقی وخشونت وتجاوز میسوزد وحق بیرون رفتن از خانه رابدون چادری وبدون محرم ندارد.در افغانستان جهان زن، جهان تنهایی و جهان بی صدایی است.بگفتۀ بیدل:
گوش ترحمی کو کز ما نظر نپوشد
دست غریق یعنی فریاد بی صداییم

نکته اساسی ایکه در تمام گزارشات رسانه های معتبر بین المللی،چون: بی بی سی، صدای آلمان، صدای امریکا، رادیو بین المللی فرانسه، وروزنامه های معتبر داخلی و سازمان های بین المللی حقوق بشرونهادهای مدافع حقوق زنان و کمیسیون حقوق بشرافغانستان، وزارت امورزنان ، وزارت صحت عامه وهمچنان خبرنامه های نمایندگی سازمان ملل متحد درافغانستان ونیزگزارش سازمان حمایت از کودکان ملل متحد(یونیسف)، نهاد های کمک به زنان وکودکان افغان درکشورهای اروپائی وغیره مراجع قابل اعتبار ملی وبین المللی به چشم میخورد ، اینست که خشونت چاشنی جانسوز زندگی زنان افغان است.

بقیه این مقاله رقتبار را در بخش تحلیل هادر لینک ذیل دنبال کنید

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/a_sistani_khoshonat_chashni_zendagi_zan.pdf


اسم: ص.وهاب واصل   محل سکونت: اروپا    تاریخ: 15.06.2013

با تقدیم سپاس و حرمت خدمت همه عزیزان بزرگواری که با صرف وقت گرانبهای شان قبول زحمت نموده، عقاید و نظریات شان را پیرامون این مقاله مدبرانه و دانشمندانه درج و برداشت و نبشتۀ بنده را در ارتباط با «قانون منع خشونت علیۀ زن» پشتیبان بوده اند، سلام و درود میرسانم.
با تأسف سطح دانش و آموزش در افغانستان از سالیان متمادی به این سو در نازل ترین سطحش قرار دارد. قلت و حتی نبودن امکانات آموزش های نظری، عملی و بصری حتی افکار و عقاید مردم بارِستم بردۀ ما را از حدودۀ انسانی و اصلی اش منحرف ساخته است و چون شدت این جهالت با زورِ ضرب و شتم بر این نسل بیچارۀ قربانی شده تحمیل گردیده است، افکار شان، عمدأ بر مبنای ممکن و پیاده ساختن اهداف شوم بیگانه ها در سیاهی و تاریکی نگهداشته شده است.
در کنار سایر علوم، ملت نا توان ما همچون توتۀ کرباس آلۀ دست این استفاده جویان سیاسی و غاصبان حقوق انسان قرار گرفته، بر مبنای (مذهب و دین) که حساس ترین محور احساسی هر مسلمان است مارا علیۀ خود ما تحریک و از احساسات دینی ما سوءِ استفاده نموده اند.
با هزاران آه و افسوس باید گفت که علم قرآنی در افغانستان، ایران، پاکستان و حتی در عربستان خود، هیچگاهی مبنی بر تحلیل و تدبر محققانۀ اسلامی و تعمق در قرآن پاک صورت نگرفته است. بلکه قرآن عظیم الشأن زیاد تر به شکل افسانوی و شفاهی، از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و این عمل همگون پروگرام رادیو تلویزیون سی سال قبل ما و شما (بگو بشنوم تا چه شنیده یی) رنگ و روال دیگری به خود اختیار کرده است. زیرا هر کسی برای انتقال موضوع، هدف را با زبان خود تا حدودۀ فکری و درکش به نفر بعدی تفسیر و بیان داشته، شخص دوم به سوم و سوم به چهارم و بالاخره این روش تا امروز شکل یک روند قبول شده را بخود گرفته که با استعمال کلمات منتخبۀ هر شخص برای سهولت افهام و تفهیم، معانی از حالت مذهبی بیرون و نا آگاهانه زیر نام دین و مذهب به نوعی جزء کلتور، رسوم و عنعنات مردم، در جامعه متداول گردیده است. بنا بر این ملحوظ امروز متأسفانه دید جهانیان از اسلام به صفت یک مذهب پر از وحشت و دهشت، قتل و قتال، تخویف و خشونت در سراسر جهان به خوبی محسوس است.
شخصیت هایی که در افغانستان فی الحال بر جبین خویش مُهر «عالم دین اسلام» را می زنند اگر قرآن را دقیق شده تعمق کرده باشند حتماً متوجه تفاوتهای شدت حکم و فرض خداوند(ج) در آیات نازل شده گردیده اند. تفاوت در «مُحَکَمات و مُتَشابِهات» است. مطمئن هستم که اکثریت مسلمانان، شاید نسبت عدم تعمق در قرآن عظیم الشأن این آگاهی را در انواع آیات خداوندی حاصل نکرده باشند. به جز از شخصیت های بارزیکه وقت شان را در تحقیق حقیقی علم قرآن به صرف داده اند زیرا قرآن پاک (کلام ایزد یکتا را هر قدر زیاد بخوانیم به همان اندازه خودش را زیاد تر به ما نشان داده واضح میگردد و هر بار متوجه چیز تازه تری میگردیم که با بیست بار مطالعۀ قبلی آنرا ندیده و ندانسته بودیم.
امروز استفاده از احادیث نا تثبیت (که صد در صد مطمئن نیست که از گفتۀ خود حضرت خاتم النبیین (ص) است یا خیر) و هم روایات به حدی رسیده که قِشر بَه دور مانده از تعلیم و تحصیل نسبت ندانستن این تفاوت ها فریب خورده به بیراهه میرود. این یک امر واضح و آشکار است که (تا شکر نچشیده باشی از شیرینی آن خبرت نیست) جهت وضاحت موضوع لازم است بدانیم که
محکمات آیاتی اند که اضافه تر از 20 الی 50 بار در قرآن عظیم الشأن تکرار شده باشند که حتی بعضی از آیات مبارکه تا 90 بار و اضافه تر از آن تکرار شده است. مثال های این آیات را میتوان (نماز، ذکات یا نفقه به خویش و قوم، شرک نیاوردن، عدل و انصاف، علم آموختن زن و مرد، قتل نکردن نفس انسان، ایمان به زندگی بعد از مرگ، ایمان به خداوند و کتب و رسولانش، حج بیت الله شریف و ایمان به روز حشر و چندین آیت دیگر...) نامید که حجم این صفحه بر گنجانیدن آنها ناتوانی میکند
متشابهات آیاتی اند که در وقت و زمان لازم جهت حل مشکلی که حضرت خاتم النبیین محمد(ص) دچار آن بوده، نازل گردیده است و این آیات از یک الی دو تا پنج بار اضافه تر در قرآن کریم تکرار نشده است که مثال های آنرا میتوانیم ( ریش ماندن، تعدد زوجات، پوشاندن سر خانم ها که آنهم اختیاریست، دُره زدن زن که با (شرایط خاص شهادت چهار نفر بالغ با هوش و حواس ذکر گردیده) و چند آیت دیگر است که علمای بزرگ منش حقیقی دین مبارک اسلام که خالصأ قرآن را تعمق جدی نموده خواسته اند که این علم آسمانی را به وجه احسنش به مسلمانان بیاموزند و پیام حضرت الهی را طوری که شاید و باید به بندگانش برسانند، ازین امر مطلع اند.
قابل یاد دهانیست که جست و جو و دریافت «محکمات و متشابهات» کار بنده نه بل نتیجۀ هجده سال تحقیق، تدبر و دقت شباروزی پدر بزرگوارم شاد روان الحاج محمد غوث واصل بوده است که در کنار زبان های مادری شان دری و پشتو زبانهای اردو، ترکی و انگلیسی، زبان عربی را با فصاحت کامل نگاشته و صحبت میکردند. فرزندانش منجمله من افتخار دانستن آنرا از زبان ایشان حاصل نموده عظمت و بزرگی کلام الهی را به طریق روشن بینانه و آگاه آن آموخته و دانسته ایم.
همچنان خواستم توجه شما دانشوران و ادباء را بر نکتۀ دیگری معطوف دارم و آن اینکه:
شخصیت های مذهبی که مواد «قانون منع خشونت علیه زن» رادر مخالفت با آیات مُنزَل قرآنی دانسته، تعدد زوجات و نکاح دختر نا بالغ را شرعی دانسته اند و ادعا نموده اند که این اعمال، اعمال حضرت رسول اکرم(ص) بوده است ... آیا به این هم توجه مبذول داشته اند که حضرت رسول اکرم(ص) علاوه بر این عمل شان، اعمال بسیار نیکی هم داشته اند که برادران مسلمان ما میتوانستند و میتوانند آنها را پیروی نمایند مثلا:
حضرت رسول اکرم(ص) هیچ یک از زنانش را در آتش نسوختانده بود، نکشته بود، گوش و بینی اش را نبریده بود، در برابر زمین و حیوانات دختر و یا زنش را نفروخته بود، زنش را از کار بیرون منع نکرده بود، چشم و گردۀ اطفال بیگناه را نکشیده و نفروخته بود، نفس انسان را قتل نکرده بود، به زن و خواهر و مادر کس تجاوز نکرده بود، هرگز با کسی چه زن و چه مرد از خشونت و قهر و غضب کار نگرفته بود، رشوه خوری نکرده بود، پول و مال یتیم را غصب نکرده بود، دروغ نگفته بود، بی عدالتی نکرده بود. برای جهاد کسی را به انتهار دعوت نکرده بود، لواطت نکرده بود، زنش را در خانه مثل کنیز گذاشته بچه رقصانی و بچه بازی نکرده بود، حضرت محمد پسر نداشت اما هیچ یک از دخترانش را به خاطر دختر بودنش زنده به گور نکرده بود، به روی هیچ زن و دختری تیزاب نپاشیده بود، زن و یا دخترش را به سبب اینکه چرا پسر به دنیا نیاورده با اسپ و گاو و گوساله به طویله زندانی نکرده بود، هیچ زنی را سنگسار نکرده بود، سرقت نکرده بود، از پول کمکی بیوه زنان و کودکان و معیوبین برایش جاه و منزلت نخریده بود، و دها خوی و خواص و اعمال نیک دیگر انسانی که به اساس آن اعمال و کردار نیک و دل بی کینه و خصومتش ایزد کبریا او را به پیغمبری اش گزید. آیا از جملۀ همه اعمال محمد(ص) فقط همین دو سه عملش شرعی و اسلامی بوده؟
نه نه، همه اعمالش انسانی و اسلامی بوده.
پس چرا نباید همه اعمال حضرت رسول اکرم (ص) پیروی شود؟
به هر صورت، گفته های بالا جرقه هایست از روشنان علم قرآنی برای آنعده عزیزانیکه نا آگاه و بدون تحقیق و تدبر و پشتوانۀ علمی و حقوقی که مبنی بر اساسات اسلامی و شرعی باشد قضاوت میکنند و در رسانیدن پیام خداوندی بر بندگان نا آگاهش با تحریف معانی به سود غرایض شهوانی و مادی شان جفا نموده سبب استهزا بر دین و مذهب مقدس ما میگردند.
بهتراین خواهد بود که مسؤولین قضاوت کننده و صاحب صلاحیت برای حفظ نام، موقف و قضاوت بر شخصیت و دانستگی شان نخست خود شان را بطور کامل از قانون مدنی، اساسی، شرعی و اسلامی کشور آگاه ساخته موقف شان را در برابر آفریدگار پیش چشم شان قرار داده درک کنند و بدانند که تحریف در کلام خدا چه عواقبی برای وی و نسلی که از وی باقی میماند میتواند داشته باشد. و در ثانی فیصله هایی به این بزرگی را بر مردم و جامعۀ شان اعلام دارند «که البته این کار بدون آموختن علم، مطالعه، درک و تعمق و دقت در قرآن نا ممکن است».

با عرض ادب


اسم: ف، هیرمند   محل سکونت: اروپا    تاریخ: 14.06.2013

طرز توجه ولسی جرگه به سند تقنینی «منع خشونت علیه زن» هرگز مکث و تعجب را برای آنانی که جایگاه واقعی زن در نظام مرد سالار ما را تشخیص کرده اند، بر نه انگیخت، دلایل این ادعا در نگارش رویدست رقم شده است. به خاطر آوردن آنچه که برسرزن افغان آورده اند، گرچه مو را به تن آدم راست میکند ولی اما در اندیشه و دیدگاه ما محل زن را به همین مشخصه ها ته نشین کرده اند، «تپک خور» و مستوجب تحقیر و خورد کردن، در این جریان دهن زن را چنان بسته اند که گویی زن افغان نیز به تحمل این ستم خالص و خاص ما افغان ها خود را عادت داده باشد.

وقتی در جریان اشغال کابل توسط تنظیمی ها، آن مادر و دختر را با زن ....

توجه:
بقیۀ این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/f_hermand_qasd_zan_stezi.pdf


اسم: جلال پیروز   محل سکونت: هالند     تاریخ: 13.06.2013

با مطالعۀ مقالۀ خانم وهاب و عکس العمل شان نسبت به مخالفت ولسی جرگۀ افغانستان و ازهمه گذشته بتعلیق درآوردن امری که مطابق به حکم قانون اساسی کشور بجانب دفاع از حقوق زنان علیه خشونتهای جاریه تصویب دانشمندان و اهل مسلک حقوق در کشور را در خود داشت - یکبار متوجه شدم ما مردم افغانستان در آستانۀ چنان تحولی قرار داریم که برای اولین بار یک زن افغان می تواند بااراده و تحلیل خیلی رسا از حقوق حقۀ همجنسانش باچنان ادب و چنان حفظ حرمت و کرامت انسانی و اخلاقی دستگاه دولتی را مورد انتقاد قرار بدهد و می خواهد:
یا ریاست جمهوری اعتراف نماید که با جمع متخصصین حقوقی ایکه قانون اساسی و بخصوص قانون منع خشونت علیه زنانرا تصویب نموده اند ملغی قراردهد و اعتراف کند در نافذ کردن آن اشتباه کرده و یا برود دنبال پارلمانیکه کاملا" بر غلط و با زور و ظلم خود شانرا بر ملت تحمیل نموده و بالوسیلهء تحدید نمایندگی ملت را از آن خود گردانیده اند - و آنعده از نمایندگانی را که قیمت و ارزش قانون اساسی را نمیشناسند و یابنابر مناسبت هایی نمی پذیرند به پنجهء همان قانونی بسپارد که بر اساس همان قانون توانسته اند بر سینۀ ملت کرسی نمایندگیی شانرا بزنند.

زمانی بود مردم افغانستان گوسفند وار همه حالات و اوضاع وارده را به قسمت و تقدیر نسبت میدادند ولی امروز با تحمل بیشتر از سی سال جنگ و خونریزی - قبول تلفات و ویرانی- مهاجرت و بیخانمانی توتانمندی بدست آورده اند که باچنان استدلال برحکومت و دولتها میتازند و توجه شانرا در امر بی ارادگی شان جلب و بمحکومییت می سپارند - خانم وهاب که یکی از زنان روش - آگاه نویسنده و شاعر رجستۀ کشور می باشند باچنین نوشتۀ گیرا بیقین جاده ایرا در برابر زنان عاقل و آگاه کشور باز نمودند که هیچیک ازآنها به محض اینکه خودرا به حیث یک انسان در جامعه حقدار بشمارند باید این راه را عاقلانه و مسؤولانه دنبال نموده مسالمت آمیز به مبارزۀ برحق برای کسب حقوق انسانی خود آغاذ و ادامه بدهند . البته نباید فراموش کرد که نوشتۀ محترم داکتر سید عبدالله کاظم که از یک برداشت کاملا" حقوقی برخوردار می باشد - در صورتیکه در دستگاه دولتی کشور مغز باتعقل وجود داشته باشد باید در زمینه اقدامات لازم انجام دهد و افرادی را که مخالف شش مادۀ متذکرۀ قانون منع خشونت و تطبیق آن هستند به کیفر اندیشۀ شان برسانند. بااحترام


اسم: شیما غفوری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.06.2013

خواهران و برادران عزیز،
چهار سال قبل یک فرمان تقنینی برای منع خشونت علیه زنان که شامل چهار فصل و ۴۴ ماده بود، توسط رئیس جمهور کرزی امضا گردید. این فرمان براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان و قانون مدنی سال 1355 تدوین و ترتیب گردیده است.
بعد از چهار سال تطبیق امتحانی و نتایج مثبت آن، این قانون به تأریخ 28 ثور امسال جهت تصویب نهایی به ولسی جرگه ارسال گردید. ولی از جانب یک تعداد از اعضای ولسی جرگه به بهانۀ اینکه این قانون با اساسات دین مبین اسلام در ضدیت است، رد گردیده و به تعلیق انداحته شد.
سؤال در این جاست که چرا چهارسال قبل هنگامیکه این فرمان توسط دانشمندان و علمای حقوقی و دینی پی ریزی گردید و در تمام ارگانهای ذیربط مورد تطبیق قرار گرفت، فرمان اسلامی بوده و حالا به یکبارگی از طرف بعضی از وکلا، مخالف دین اسلام ارزیابی میگردد.
در حقیقت در پس پرده چیزهایی دیگری اند که برای هر بیننده تماشای آن مقدور نیست. اینها کسانی اند که از پیشرفت جامعۀ افغانستان و بالنتیجه از آزادی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور در هراس اند.
در جامعه ایکه خشونت حاکم باشد، افراد آن معلول، احساساتی و بدون پیگیری منطقی در امور بار می آیند. خصوصیت عمدۀ آن جامعه قهرمانی های بی موجب خود سرانه و کوته نگری ها، عقده پردازی ها تعصب و بدبینی ها می باشد. هرگاه زن افغان از زیر بار ظلم و استبداد مستمر و دایمی توسط قانون نجات پیدا نکند، محال است که ما از آیندۀ خوشبخت افغان ها و افغانستان حرف بزنیم. زیرا زن بحیث مادر با همان تجارب و روحیه ایکه دارد، نسل آینده را تربیه میکند.
جنگ ها و مهاجرت های متداوم در کشور اگر از یک جانب باعث بربادی های غیر قابل وصف گردیده است، ولی نسلی را به وجود آورده که طور دیگری می اندیشند. زنان این نسل ولو در دورترین منطقه کشور، میخواهند علم بیاموزند، از دست آوردهای بشری مستفید گردند و به حیث انسان های با ارزش در فامیل و جامعه زندگی نمایند، خود سوزی ها و خودکشی های زنان گواه آن است که زنان نمی خواهند و نمی توانند تحت شرایط کنونی بیشتر زندگی نمایند. ولی چوکات های تنگ جامعه که بخصوص بعد از جنگ های خانمانسوز هرچه بیشتر بر گلوی زنان فشار می آورد، همه خواب ها و خیال های شانرا برای یک زندگی انسانی به سراب مبدل میگرداند. تا دیر نشده، برای آنکه این چوکات ها بار دیگر از هم نشکند و یک جامعۀ اغلب بیسواد و جنگزده دچار تلاطم، سردر گمی و تشتت دوباره نگردد، باید عدالت را بنیاد نمود. عدالت این است که مردان جامعۀ ما سر در گریبان نموده و زنان افغان را که همیشه به مردان وطن وفادار بوده اند، به حق انسانی شان برسانند. یک بار بیاندیشند که در زد و خورد های مردانۀ شان بر سر زنان کشور چه بلا هایی را که نیاوردند. آیا این همه کارهای شان اسلامی بوده است، آیا فروش زنان افغان به خارجی ها، افغانی و اسلامی بوده است، آیا حیف و میل سرمایه های سرشار در یازده سال اخیر انسانی و اسلامی بوده است؟
زنان افغانستان عدالت می خواهند. اولین قدم در راه عدالت همین است که دیگر لت و کوب نشوند، توهین و تحقیر نگردند، قبل از بلوغ و سن قانونی به ازدواج مجبور نشوند امکان انتخاب همسر زندگی شانرا داشته باشند، با پول معاوضه نگردند، مورد تجاوز جنسی قرار نگیرند، اگر زیر بار خشونت قرار بگیرند، قانوناً پناهگاه امنی را داشته باشند و در نهایت مانند یک انسان زندگی نمایند. آیا این توقعات خیلی بلند است که زنان در مقابل قانون و جامعه دارند؟ کدام یک از این خواست ها و آزروها غیر اسلامی است؟. ولی دقیقاً همین موارد ذکر شده از طرف عده ای از وکلاء غیر اسلامی خوانده شده و رد گردیده اند.
قانون منع خشونت علیه زنان با تمام ماده هایش وسیله ای است که زندگی زن و مرد افغان را به سوی هماهنگی، محبت، توازن و خوشبختی خواهد برد.
از اینرو ما تظاهر کنندگان خواهان تصویب قانون منع خشونت علیه زنان با تمام محتویات چهار سال قبل آن می باشیم


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 13.06.2013

یک چیز را باید با وجدان بیدار اعتراف کنیم که طرح قانون منع خشونت علیه زن که به اثر فرمان تقنینی رئیس جمهور حامد کرزی در سرطان 1388شمسی (جون 2009 میلادی) توسط آگاهان حقوق و صاحبان صلاحیت در امور دینی و شرعی تسوید، تصویب و از طرف رئیس جمهور منتخب و بر حال کشور امضاء شده بود، با وجود انتخاب کلمۀ (ضعیف) خشونت که از پیشانی ترشی گرفته تا بریدن گوش و بینی همه زیر عنوان خشونت می آید، یکی از خوبترین قوانین مربوط حقوق و احترام زن بوده است.

دلیل آنرا هم میتوان در اعتبار و مرعی الاجراء بودن آن دانست زیرا ....

توجه:
بقیۀ این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/walinouri_hoshdar_jedi_ba_zanan_afghanistan.pdf


اسم: عبدالمنان کریم    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.06.2013

حضور جناب محترم ق .کبیر از آلمان!

مقدم بر همه مطالب، ازینکه مقالۀ اینجانب را با چنان دقت مطالعه نموده اند، نهایت خرسند و سپاسگذارم. اما نسبت به برداشت ایشان که فرموده اند:«... اما هرچه بیشتر دقت کردم، کمتر نتیجه گرفته توانستم...»، متأسفم. ایشان را حق بجانب می دانم، در وقت نوشتن و قبل از آن، تصور وجود داشت، که در بر رسی با همچوموضوع مهم، که نیمی ازاجتماع ما را تشکیل می دهد، قبلاً عدۀ از نویسندگان محترم، روی این موضوع از دیدگاه های مختلف نوشته بودند، که قابل بحث بوده است. اما از آنجائیکه تا هنوز در بین نویسندگان ما فضای سالم موجود نیست که بتوانیم، بدون خطرعکس العمل «خشن»، نظر مقابل ارائه نموده بتوانیم، چنانچه درآغاز اظهار داشته ام، که «... صد دل را يکی کرده خواستم، روی چند نقطه تماس مستقیم گرفته شود...»
بدون ذکر نام، متون مورد نظر را از نوشته های بعضی در قوس «گیمه» نشانی نموده ام. اما وقتی دیدم که در بارۀ «قانون» مطروح از جانب «دولت» یکی بر «جهات مذهبی» و دیگری، بر «عنعنات» و بعضاً هم بشکلی از «اشکال» محلات را تحت توجه قرار داده بودند، همین حالت باعث گردیده است، که تماس روی موضوعات مختلف، آنهم با احتیاط، محترم ق. کبیر از آلمان را به نتیجۀ ذیل :«... آنقدر جملات را تاب و پیچ داده است و چندین موضوع مختلف را باهم در آمیخته و موضوع و مرام اصلی را نزد خواننده کاملاً مغشوش ساخته اند ...» رسانیده است. این نقیصه را می دیدم، اما مطمئن نبودم که با ذکر اسمای نویسندگان و نظرات «ایشان» که با «محتوای قانون»، نه صلاحیت خود و نه از دیگر نویسندگان را، می دیدم، نتیجۀ واضح تر بدست آمده می توانست.

باز همم از محترم خواننده با این نقیصه معذرت می خواهم!

با احترام

عبدالمنان کریم


اسم: ق کبیر   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.06.2013

نوشتۀ محترم " عبدالمنان کریم" ، تحت عنوان " خشونت علیه زنان عمل جرمی و جنایت است!"، را با دلچسپی و دقت مطالعه کردم. اما هرچه بیشتر دقت کردم، کمتر نتیجه گرفته توانستم. می خواهم از طوالت کلام جلوگیری نموده و بصورت مختصر نظرات خویش را خدمت شان تقدیم دارم.
به نظر من به حیث یک خواننده، عنوان نوشتۀ مذکور، نظر نویسنده را بصورت قاطع بیان کرده است و موقف نویسنده را در زمینه، بصورت بسیار واضح و روشن میرساند و از یک مقاله بهتر است.

نویسنده از نخستین تا آخرین سطر نوشتۀ خود، آنقدر جملات را تاب و پیچ داده است و چندین موضوع مختلف را باهم در آمیخته و موضوع و مرام اصلی را نزد خواننده کاملاً مغشوش ساخته اند.
یک نکتۀ دیگر را هم میخواهم در این مختصر تذکر دهم و آن اینکه هر زمانیکه نوشتۀ یک نویسندۀ دیگر را مورد نقد و یا تبصره قرار میدهیم، شایسته این خواهد بود که لااقل یک پاراگراف از نوشتۀ مورد نظر نویسندۀ مضمون را بصورت کامل نقل کرده و آنرا مورد ارزیابی، تبصره و نقد قرار دهیم، چه در بسا موارد همان یک پاراگراف هم کافی نخواهد بود و امکانات آن موجود خواهد بود که پاراگراف های قبلی و بعدی نوشتۀ نویسندۀ مورد نظر، باهم در پیوند تنگاتنگ قرار داشته باشند که نقل یک پاراگراف و صرف نظر نمودن از پاراگراف های قبلی و یا بعدی، مقصد و مرام نویسنده را بخوبی و وضاحت رسانده نتواند و در نتیجه منتقد، خوانندگان را خواسته و یا ناخواسته به کجراه رهنمایی می کند.


اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 12.06.2013


گردانندگان محترم « افغان جرمن آنلاین» سلام!

مطالۀ نوشتۀ محترم دوکتور سید عبدالله کاظم تحت عنوان « بحث برقانون بار دیگر به نود سال قبل بر میگردد» مرا وادشت تا از شما بخواهم اگر ممکن باشد این نوشته بینظیر را متحدالمالاً به رؤسای هر سه نهاد دولت بفرستید، زیرا در همین فرصتیکه موضوع «قانون منع خشونت علیه زن و مخالفت ولسی جرگه نسبت به آن مطرح است، و بحث های فراوانی موافق و مخالف را در داخل و خارج بر انگیخته دریابند که در این موضوع نود سال قبل چه گذشته است.

این نوشتۀ بسیار زیبا و پر محتوا می رساند که نود سال قبل در شرایط جامعه کاملاً سنتی که در پایتخت کشور بیش از دو سه مکتبی نبود و از پوهنځی ها و پوهنتون ها اصلا خبری نبود و تعداد افراد باسواد به حساب فیصدی نمی گنجید و ملاها و وکلای قانون گذار حتی سواد نوشتن نام خود را نداشتند و از مهرهای فلزی استفاده می کردند.

یک پادشاه منور و باوجدان به اسم امان الله وجود داشت که یک تنه و شجاعانه در برابر کوهی از جهل و خرافات می ایستد، البته نه با زور شمشیر بلکه با زور منطق و از موضع فهم و درایت و با تفسیری از همان شریعت اسلام که همواره در طول تأریخ ملایان به عنوان حربه دفاعی از آن سوءاستفاده نموده اند به قناعت شان پرداخته که تا حدودی به حقوق حقۀ زن قناعت کرده و گردن نهاده اند. ولی در عصر حاضر که در اثر پیشرفت علم و دانش پای بشریت به مهتاب رسیده و هر روز از اختراعات و تحولات محیرالعقول خبر پخش می گردد، متأسفانه نمایندگان به اصطلاح ملت افغان با کینه و بغض علیه زن و حقوق آن سخن میگو یند و بجای ارائه دلایل عقلی و منطقی زور میگویند و بدبختانه هستند بعضی از تحصیل کرده های افغان مقیم اروپا و امریکا که بشکل دیگری ولی در ماهیت امر از موضع ملایان و نمایندگان کمیشن کار و چور و چپاولگر نیز سخن می گویند.

لذا باید نوشتۀ محترم دوکتور عبدالله حد اقل به چند مرجع ای که در بالا از آن نام برده شد فرستاده شود تا بدانند که در آنوقت چه گذشته و در این وقت چه گفته می شود و چه می گذرد.

تشکر


اسم: تیمورشاه تیموری   محل سکونت: شهرک زیزن المان    تاریخ: 11.06.2013

باالاخره فرمان تقنینی که دربارهمنع خشونت برعلیه زنان درسال1388 ازطرف حامدکرزی رئیس جمهور منتخب افغانستان صادرشده بودو مدت 4 سال بصورت دست و پاشکسته نافذبودازطرف ولسی جرگه تائیدوتصویب نگردیده بحالت تعلیق قرارگرفت. محترمه صالحه وهاب بتاریخ 2 برج جون درهمین پورتال درین باره نوشت:ولسی جرگه این قانون رادر تضاد باشریعت اسلامی دانسته درقبول آن مخالفت نشان داده و گفته انداگرامروز ما به این قانون اجازه دهیم فرداازدواج
همجنس گرایان هم قانونی میشود.

یک ملاصاحب بنام ملانیازی، دریکی از تلویزیون ها داد و فریادعجیبی سرداده ومیگفت به دین اسلام و پیغمبر اسلام توهین گردیده. این ملا صاحب آنقدراحساساتی شده بود که به اصطلاح قد،قد خیز میکرد و هی داد میزد که توهین و تحقیرصورت گرفته وجمع کثیریکه در دور و بر او حاضر
بودندبه عقیده آنکه ملاصاحب راست میگوید با گفتن تکبیر او را تائید میکردند.

هرگاه با تعمق نظر انداخته شود در این ملا و ولسی جرگه درهردوی شان احساسات غلبه کرده تا واقع بینی.گفتار و حرکات اینهااز واقع بینی نمایندگی نمیکند. بلکه احساسات سرکش آنها را نشان میدهد که ما نمیتوانیم تمام کارها را خاصتاًامور قانونی را بر مبناءاحساسات به درستی وصحت اجرا نمائیم.اماجناب فاضل دانشمند داکتر صاحب سیدعبدالله کاظم تحت عنوان «بحث برحقوق زنان باردیگربه 90 سال قبل بر میگردمقاله مفصلی انشاد فرموده واز مجالس جرگه ئی شاه امان ا لله غازی یادآوری کرده که مقایسه آن ایام باحالت امروزی ماسبب تاءسف و تاءثر زیاد میشود. همچنان دست اندرکاران دیگرازقبیل مظاهره کنندگان درداخل و خارج وبعضی ازنهادهای مدنی واحزاب واشخاص منور نیز بپاخواسته وازقانون منع خشونت برعلیه زنان حمایت کرده اند.
دراخیربازهم ازتکرمحترمه صالحه وهاب یادآوری میکنم که گفته است :البته درفرمان تقنینی حامدکرزی قانون سازان و قانون گذاران مقامات وشعبات حقوقی ریاست جمهوری رول داشته اند که آنهافاقدعلم وسوادحقوقی وشرعی نبوده اند!
من بنوبه خودضمن اینکه ازقانون منع خشونت علیه زنان جداً طرفداری میکنم ازعلماومشاورین حقوقی ریاست جمهوری که البته صدورآن فرمان تقنینی که مدت 4 سال مرعی الاجرابوده بدون استشاره آنها صورت نگرفته، لطفاًواردماجراشده وازقانونیکه 4 سال قبل تحت نظرشان صادرگردیده وقوانینیکه درآینده صادرمیشوددفاع وبه اعتراضات مغرضین جوابات قناعت بخش ودندان شکن بدهند


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 10.06.2013


برادرِ عزیز جناب احمد کبیر،
"خوشبختانه"بدین دلیل که وقتی طرف آدم در موضوع مورد بحث سؤالی نداشته باشد معنایش این می شود که قناعتِ خاطرش حاصل گردیده است. و اما مثال ویروس ایدز که داده اید شما دو چیز نا مساوی را باهم مقایسه کرده اید و این نوع مقایسه متأسفانه دُرُست نیست. اگر به اندازۀ سرِ سوزن پتاسیم سیاناید را در خون کس داخل کنیدآن شخص می میردولی قانون را انسان ها می سازند و معمولاً توافق صد در صد در آن وجود ندارد و به همین جهت تابع تصمیم اکثریت می شود ولی در مثالی که جناب عالی داده اید صحبتِ اقلیت و اکثریت هرگز به میان نمی آید.
ویروس ایدز طبیعتِ کشندگی دارد ولی قانون طبیعت کشندگی ندارد.
از سوی دیگر در هیچ جای اسلام جواز خشونت بر ضدِ زن داده نشده است. من عنعناتِ افغانی را به همین جهت مطرح کرده ام که اکثر موادِ موردِ مخالفتِ آن قانون در دیگر کشور های اسلامی پذیرفته شده است واگر شما هم صحبت خودرا مشخص تر ساخته می فرمودید که کدام قسمت های آن قانون به نظرِ شما وایرس ایدز است و سببِ آن می شود که قانون را به طور کُل رد کنند، در این صورت کار قناعت دادن یکدیگرِ ما آسان تر می شد.
مسأله برسرِ این است که اگر ما به اساسِ تصور خود و نه به اساس یک نص صریح اسلامی اسلام را به یک جاکت تنگ دوران کودکی بدل کنیم بر سرِ مسلمانی همان حالت را می آریم که پاپ ها و کشیش های عیسوی بر سرِ عیسویت آوردند.
شما باید دلیل مشخص بیارید و بگویید به طور ِِ مثال این مادۀ قانون با این نص صریح آیت یا حدیث اختلاف دارد. کلی گویی متأسفانه در این بحث فایده نمیکند.
اگر شما یادِ تان نیاید من خوب یادم است که ملاهای ما در آغاز با تعلیم و تربیه و مکتب رفتنِ زنان نیز سرسختانه مخالفت کردند و امروز میدانیم که آن مخالفت ها به دلیل عنعنات زیان بار افغانی بود و هیچ ربطی به دین نداشت و دین زن را از آموختنِ علم محروم نکرده و نمیکند، به همین دلیل من عنعنات مثبت افغانی نوشته بودم که ما افغان ها بسیار عنعنه های منفی هم داریم که باید جامعۀ خود را از شرش خلاص کنیم.

امیدوارم این بار توضیح من سببِ قناعتِ تان گردد.
باعرضِ حرمت.
نگارگر


اسم: احمد کبیر    محل سکونت: لندن     تاریخ: 10.06.2013

جناب محترم نگارگر صاحب سلام
جناب شما فرمودید :
"برادر عزیز جناب احمد کبیر،خوشبختانه در یادداشتِ شما سؤالی به من راجع نیست"

از اینکه طرز نظر جناب شما تا اندازی با دیگران متفاوت است، خواستم از متل که "در ترا میگویم دیوار تو بشنو" استفاده کنم، ولی دلیل "خوشبختی" را ندانستم.
بعد فرمودید:
واما،اگرنَوَد وپنج درصدِ یک قانون قابلِ پذیرش باشد و کسانی بر پنج درصدِ آن ایراد داشته باشند ردِّ کاملِ قانون درحقیقت به خاطرِ کیک دردادنِ پوستین است."
جناب نگارگر صاحب
اول هیچ کسی تمامی قانون را رد نکرده ،دوهم موضوع بالا تر و مهم تر ازکیک و پوستین است، مثالی بیاورم، اگر شخصی مبتلا با کم خونی باشد و ضرورت به خون داشته باشد و طبیب به مریض بگوید، خون که به شما ترزیق میشود ٩٥% خون پاک ولی ٥% ان با خون که "ویروس ایدز " دارد مخلوط است، جواب مریض چی خواهد بود ؟

بعد فرمودید:
" ممکن است درآن پنج درصد با درنظر گرفتن عنعنه های مثبت افغانی وایجاباتِ عصر به نوعی توافق رسید که نه سیخ بسوزد و نه کباب"
جناب نگارگر صاحب
موضوع دینی است نه عنعنه افغانی، بهتراست هر دو جانب بالای این موضوع غور و تحقق کند، مظاهره و احساستی عمل کردن شرش از خیرش زیاد تر است.


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 10.06.2013

خشونت علیه زن عمل جرمی و جنایت است!

چندی قبل «مکثی» هم در ارتباط با نوشتۀ یک نویسندۀ محترم افغان، در بارۀ زن برای نشر به آدرس پورتال معتبر ملی، افغان جرمن آنلاین سپردم. انگیزۀ این چند سطر بعد از مرور بر نوشته های دانشمندان و نویسندگان محترم افغان در پورتال افغان جرمن آنلاین، مقدم بر هدفی که در رابطه با نوشتۀ محترمه «صالحه وهاب واصل» داشتم ،که شایستۀ حمایت همه جانبه و دوامدار می دانم، بوجود آمد. وقتی معنی کلمۀ «خشونت» را در فرهنگ «فارسی – آلمانی» جست و جو نمودم، معانی نسبتاً نرم تر، که جنبۀ «بی ادبی»، «زشتی»، بر خورد «سطحی» و عاری از «توجه» دیدم، بعبارت دیگر، در معانی ایکه یافتم، فقط جنبۀ «اخلاقی» بیشتر بشمول «زشت برخورد کردن»، در زندگی خانوادگی و اجتماعی محدود بوده می تواند.

یعنی در مقایسه با آنچه زنان وطن ما در مجموع در چه حالت قرار دارند، عنوان خیلی «نرم» بنظر می رسد، با وجود آنکه . . . . .

توجه:
بقیۀ این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_khushunat_alaihe_zan.pdf


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 09.06.2013


سلام به همه و ستایش از محترمه خانم صالحه وهاب واصل ! ً

دفاع از حقوق زن اساساً دفاع از آزادیست و آزادی عامل عمده تحول و ترقیست، آفرین بر کسانی که در جهت احقاق حقوق زن در افغانستان مبارزه میکنند.
باید اینرا دریابیم از آنجائیکه مبارزه برای حقوق زن در واقعیت امر دفاع از آزادی انسان است بناءً وظیفه هر زن و مرد آگاه افغان است تا از این حقوق انسانی درهمه جا و در همه عرصه ها مبارزه کنند. زن ها را نصحت نکنیم و نگوئیم که شرایط مساعد نیست، زیرا همانطوریکه قرنها گذشته و اگر بازهم صدها سال دیگر بگذرد و زن ومرد افغان شجاعانه در برابر نیروهای باز دارنده مبارزه نکنند، آزادی و ترقی را نصیب نخواهند شد .


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 09.06.2013

برادر عزیز جناب احمد کبیر،خوشبختانه در یادداشتِ شما سؤالی به من راجع نیست واما،اگرنَوَد وپنج درصدِ یک قانون قابلِ پذیرش باشد و کسانی بر پنج درصدِ آن ایراد داشته باشند ردِّ کاملِ قانون درحقیقت به خاطرِ کیک دردادنِ پوستین است. ممکن است درآن پنج درصد با درنظر گرفتن عنعنه های مثبت افغانی وایجاباتِ عصر به نوعی توافق رسید که نه سیخ بسوزد و نه کباب.

من درهر حال فکر میکنم که خشونت مشکل را حل نمی کند بلکه گره دست رابه سوی دندان می بَرَد. ما مردان اگر یک روز خودرابه جای زنان بگذاریم ودرگرمای چهل درجه برای یک ساعت چادری برسراندازیم ویا احیاناً زنی ما را موضوع خشونت قرار داده برسر و صورتِ مان سلّی بکوبدچقدر احساسِ انسانی ما جریحه دار خواهد شد.زن وکودک ازاین دیدگاه با ما هیچ فرق ندارند وعین احساس را دارند. شعربیدل رابه تکرار می آرم که:

قُدرَتِ تربیت ازبازوی تهدید مخواه+ به هَوَس بیضه شکستن نکند پر پیدابا عرضِ حرمت نگارگر


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 09.06.2013

تبصره ای بر نوشتۀ میرمن فرزانه فارانی

دیشب نوشتۀ زیبا، عالی، پرمحتوا و مملو از آرزو ها را به قلم محترم میرمن فرزانه فارانی، زن آگاه و وطن پرست افغانستان تحت عنوان «سکوت شرم آور نهاد های مدافع حقوق بشر در برابر تحقیر علنی زن» خواندم و از احساس عالی و تذکرات بی همتای این هموطن گرانقدر خود افتخار کردم.
دوم از دیدن نوشته ای به قلم میرمن فرزانه فارانی همکار گرامی پورتال عزیز افغان جرمن آنلاین که مدت ها بود اثری از ایشان دیده نمی شد، مایۀ مسرت و خوشی بی پایان من گردید. امیدوارم منبعد خوانندگان این پورتال بصورت متواتر نوشته هایی از قلم ایشان را بخوانند و مستفید شوند. و دیگر از دوری ایشان زمزمه نکنند که :

دیــده ها در مقـــدمت شد فرش راه
ای گرامی گوهر دریای استغنی بیا

محترم فرزانه جان بر یک موضوع فوق العاده مهم انگشت گذاشته اند. امید است نه تنها مسؤولین تلویزیون آریانا که همه تلویزیون ها و رادیو های افغانی کوشش کنند در راه اعادۀ حیثیت زن بلخاصه زن افغان از نشر چنین کلمات مضحک و مزخرف مثل (خاوند) به عوض (میړنه) برای کلمۀ شوهر و (سیاه سر) به عوض (خانم) برای کلمۀ همسر و اعلاناتی از قبیل اعلانی که محترم فرزانه جان بر آن انگشت گذاشته اند، اجتناب نمایند.
هفته ها بود که من می خواستم بر این اعلان مضحک و خجالت بار تلویزیون آریانا و ترجمه های پشتوی سیریال های هندی و ترکی که حیثیت و عزت زن از نگاه استعمال همین کلمات ناموزون احترام نمی شود چیزی بنویسم ولی خوشحالم که یک زن روشنفکر افغان شمشیر قلم بر دست گرفتید و بر این موضوع دردناک تبصره نمودند.
امید است فریاد این میرمن دانشمند را در قدم اول وزارت اطلاعات و کلتور که مسؤول و جوابگوی درجه یک همه رسانه ها میباشد و سپس رسانه ها از هر نوعی که باشند احترام کنند و فعالانه در راع تعمیر این ویرانی اقدام عملی و عاجل نمایند.

هزار و یک سپاس و کور وډاني نثار قلم این میرمن افغان

با عرض حرمت

ولی احمد نوری


اسم: احمد کبیر    محل سکونت: لندن     تاریخ: 09.06.2013


جناب محترم نگارگر شما چنین می فرمائید:

«برادرِ عزیز جناب احمد کبیر،
من طرفدار خشونت نیستم و از سوی دیگر آنچه را خداوند جواز داده است من در حدِ همان جواز قبول دارم.
شاید در برخی حالاتِ استثنایی زن بخواهد همسرِ دوم یک مرد شود و یا در صورت نداشتن اولاد که از نظرِ اسلام هدفِ اصلیی ازدواج است زن خودش بخواهد برای همسرِ خود زنِ دوم بگیرد بنا بر این من مداخلۀ قانون را در این مورد تاآنجا میخواهم که جلو هوسِ مردان را بگیرد؛
اما به زندان فرستادنِ مرد شری است که ضررش برای خانواده بیشتر از سودش است و قانوندان نمی تواند به چنین امری راضی شود.»

جناب محترم نگار گر صاحب سلام
از توزیع (توضیح) نظریات جناب شما تشکر، میخواستم بدانم، چرا دیگر دوستان "استاد تاریخ، استاد اقتصاد، استاد زبان ...." بدون غور دقیق "جواز را که با جرم" تبدیل شده و کاری که شراش (شرش) از خیرش بیشتر است شمشیر های (هایی) را از نیام کشیده و فتوا ی حمله را صادر میکنند. زیاد تر از ٩٥% قانون خشونت علیه زنان به جا و مفید است، و هچ کسی با ان مخالفت ندارد، پس چرا به جای غور، صحبت و تحلیل، "فتوا" و مظاهره را راهی (راه) معقول شمرده "دول" بی سر" دیموکراسی " را دلیل فهم و ذکاوت خود شمرده، فخر فروشی میکنند ؟


اسم: عبدالتواب وهاب    محل سکونت: کالیفورنیا امریکا     تاریخ: 08.06.2013

زن ها در جامعه ما سازنده کرکتر مرد های ما هستند .زنها مادر و خواهر و همسر هستند مرد افغان را را خود زنها ی افغان تربیه می کنند. این عادت احترام به زنها و قوانین احترام به شخصیت زنها. باید از خانه و از طزر تربیه خود زنان شروع شود . زنها خود مردان و پسران خودرا بر تر از خود و دختران خود دانسته برای .خود درد سر می آفرینند.

فکر نمی کنم قوانین نو در یکی دونثل ودر کوتاه مدت تاثیر زیاد بر خواص مزد سالاری در جامعه ما داشته باشد . این تربیت و عادت باید از خانه و دامان مادر شروع شود در غیر آن زنان را جدی نگرفته همان جامعه مرد سالاری که با سوء استفاده از زنان عادت کرده اند پا برجا خواهد بود مخصوصآ با در نظرداشت طبقه دهاتی و عادات و رسوم روستایی که در افغانستان بعد از جنگ حکمفذماست . می بینیم عادات و اخلاق چند زنه دوباره بعد از یک قرن در جامعه معمول شده جنگسالاران و ضاحبان پول با ازدواج های متعدد و خریداری نو عروسان جوان پرداخته این شیوه خشونت و تعدی را دوباره در بین جامعه مودرن افغان شیوع نموده اند . .


اسم: فرزانه .ف   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 08.06.2013

دیری نمی گذرد که نهاد های زیادی تحت عنوان جامعه مدنی و نهاد های مدافع حقوق بشر و حقوق زن از گوشه و کنار سر بلند کرده و دست و آستین برزده اند تا تغییراتی در ساختار جامعه امروزی افغانی رونما سازند .
این نهاد ها در چوکات انجیو های مختلف فعالیت میکنند.
اگر از بحث انجو ها بصورت عمومی بگذریم ....

توجه:
بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/farani_farzana_skoot_sharm_aawar.pdf


اسم: نسیم اسیر   محل سکونت: آلمان     تاریخ: 08.06.2013

چندی قبل در ولسی جرگه، شاهد درگیری وکلا در مباحثه بر قانون منع خشونت علیه زنان بودیم و شنیدیم که این قانون، شدیداً مورد اعتراض و ضدیت یکعده وکلای طالب مشرب قرار گرفت، حتی یکی از وکلا، حضور زنان را در مجلس ولسی جرگه و صحبت وکلای مرد را با ایشان، مغایر شریعت اسلامی دانسته و گناه شمرد.

توجه:
بقیۀ این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/assir_nacim_zan_dar_hessar_shriat.pdf


اسم: ناصر تیموری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 07.06.2013

امید دارم کہ وکلای ولسی جرگہ بہ مسئولیت ھای انسانی و اخلاقی خویش التفات حاصل نمودہ و
قانون منع خشونت علیۀ زن را تصویب و تائید نمایند و در صورت عدم تصویب این قانون
نمایندہ ھا در مغایرت با اصول پذیرفتہ شدہ ای منثور حقوق بشر سازمان ملل، قانون اساسی و ارشادات دین مقدس اسلام عمل خواھند کرد۰
نوشتۀ عالیقدر داکتر صاحب کاظم ( بحث بر حقوق زنان باردیگر بہ ۹۰ سال قبل بر میگردد ) را با علاقہ خواندم و این چند کلمہ از زبان شاہ امان اللہ ” کہ آن شاہ جوان خود را شرعاً و عقلاً و نقلاً مسئول احساس می نمودہ کہ از حقوق قشر دیگری از اتباع کشور اش یعنی بانوان دفاع و حمایت نماید ”، بی نھایت باعث سرافرازی و خوشی من گردید لیکن از جانبی جای بسا حسرت و تأثر است کہ ۹۰ سال بعد تر ما خواھان تغیر و اصلاح ھمان مواردی می باشیم کہ شاہ جوان و با مسئولیت خواھان تغیر و اصلاح آن ھا بود !


اسم: شیما غفوری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 07.06.2013

خواهران و برادران عزیز،

بدین وسیله به اطلاع تان رسانیده میشود که زنان و مردان حومۀ فرانکفورت و شهر های نزیک آن روز شنبه هشتم جون از ساعت سه الی پنج بعد از ظهر در رومر پلاتس( رومر بیرگ) مظاهره ای را برای پشتیبانی از قانون منع خشونت علیه زنان دعوت نموده اند.
سازماندهی تظاهرات را شورای هماهنگی زنان افغان در اروپا، اتحادیه کلتوری افغانها در ماربورگ و انجمن مدد رسانی افغانی(سابق انجمن صنایع دستی افغانی) به عهده گرفته اند. در عین حال افراد ، اشخاص و سازمانهای د یگر نیززحمات قابل قدری را در تنظیم امورعهده دار گردیده اند .

دوستداران وطرفداران عدالت اجتماعی!
لطفآ با تظاهر کنند گان بپیوندید تا صف مشترک دفاع از زنان کشور را با وجود تفاوتها قوت بیشترببخشیم. زبرا زنانِ مربوط همه قومها، زبانها ومذاهب کشور تحت فشار و استبداد اجتماعی و فامیلی قرار دارند.


اسم: دوکتور سید عبدالله کاظم   محل سکونت: اضلاع متحده امریکا    تاریخ: 06.06.2013

بحث برحقوق زنان اکنون
بار دیگر به 90 سال قبل برمیگردد!

نگاه مختصر به موضوع
قانون «منع خشونت علیه زنان» که سه سال قبل در اثر فرمان تقنینی نافذ گردیده بود و اخیراً ازطرف ولسی جرگه به حالت تعلیق درآورده شد، یک جفای نابخشودنی درحق زنان مظلوم بیدفاع افغانستان محسوب میشود. (برای شرح مزید دیده شود : ستون نظرخواهی در پورتال افغان جرمن آنلاین ـ مقاله محترمه صالحه وهاب واصل؛ همچنان نامه سرگشاده «فارو» به وکلای که مانع تصویب قانون منع خشونت علیه زنان شدند و دیگر نوشته ها)
اینکارِ ولسی جرگه که دراین روزها مورد انتقاد شدید جامعه مدنی کشور و مؤسسات حقوق بشر قرار گرفته است، ما را بیاد 90 سال قبل می اندازد که در عصر فرخندۀ شاه عدالت پرور افغان اعلیحضرت غازی امان الله خان با انفاد «نظامنامۀ نکاح، عروسی و ختنه سوری» در سال 1302 (1923) همهمه و غوغا ایجاد کرد و حلقات محافظه کار کشور آنرا یک «بدعت» و حتی بعضی از مواد آنرا مغایر شرع شریف دانسته علیه آن به تبلیغ وسیع دست یازیدند. از آنجائیکه این نظامنامه پس از تصویب شورای دولت وقت نافذ شده بود، برطبق «نظامنامه اساسی دولت علیه افغانستان ـ مصوبۀ لویه جرگه 1301» ایجاب میکرد به «لویه جرگه» ای که در آنوقت حیثیت «مرجع تقنین» را داشت، رویت داده می شد تا با تصویب آن از یکطرف تبلیغات سوء مخالفان پایان می یافت و از طرف دیگر نظامنامه مشروعیت قانونی خود را کسب می نمود.
در ارتباط با نقش لویه جرگه بیمورد نخواهد بود تا یک قسمت فرمان شاهی را که جهت دعوت وکلای لویه جرگه 1303 صادر گردیده بود، در اینجا از نظر بگذرانیم تا با ماهیت واقعی نظام «دولت ملی» در آن عصر پی ببریم، چنانیکه در فرمان آمده است:
«این کمترین عبادالله از بدو جلوس خود تتبع به پیروی سنت سنیۀ محمد (ص) اساس سلطنت وطن عزیز خود را بمشوره وضع نمود، در پایتخت عالی . . . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم به کمک لینک آتی در براوزر اکسپلورر تان باز نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/kazem_sa_bahs_bar_hoquq_zanaan.pdf


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان    محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 06.06.2013

موقف من در موردقانون عدم خشونت بمقابل زن افغان که ازجانب پارلمان افغانستان تصویب نگردید، ازینقراراست :
-- من طرفدار حقوق زن و قطع خشونت بمقابل زن و تصویب قانون مذکور از جانب پارلمان افغانستان میباشم.
-- نوشته و تقاضای محترمه میرمن واصل راتائید وحمایت میدارم و تفصیلیکه جناب استاد سیستانی درزمینه نوشته ، خود را شامل آن میشمارم.
-- شعریکه اقای ولی نوری نشر کرده از خانم بهار سعید است - اما بدوست عزیرم محترم نوری صاحب سفارش میکنم دربدل استعمال کلمه "" میره"" بخانمهای پختون که آنرااستعمال میکنند، قهر نشوند، چونکه خوبترین کلمه درزبان پختو همین کلمه، ""میره"" معادل (شوهر) است. این کلمه رانمیتوان از قاموس زبان پختو زایل ساخت. اما استعمال کلمۀ (خاوند)برای شوهر درست نیست و کلمات عامیانه زبان دری که اقای حفیظ الله سیغانی فهرست کرده، نیز ناموزون بوده درنتیجۀ توسعۀ تعلیم وتربیه زنها بمرورزمان از رواح می افتند . یک موسسه اجتماعی درافغانستان بایددر موازات تصویب قانون حقوق زن، بالای ترویج و استعمال کلمات (میره) و (شوهر) کامپین کنند تا اصطلاحات ناموزون دیگر بمرورزمان متروک گردند.
-- درحالیکه ما طرفدار تصویب قانون رفع خشونت میباشیم ، اما خانمهای دانشمندافغان باید شرایط جامعۀ خودرا درنظرداشته برای حفاظت دوامدار این قانون قدمهای متین بردارند، زیرا مردان بیسواد وکم سواد افغان درجامعۀ ما اکثریت داشته، حتی بمقابل قانون هم قیام خواهندکرد. باعرض احترام - سیدخلیل الله هاشمیان - 6 جون 2013


اسم: حاجی حفیظ الله سیغانی   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 05.06.2013

محترم من، جناب ولی احمد نوری، افغان با درد و و طن پرست کشور،
نوشتۀ کوتاه ولی زیبای شما را در کلکین نظرخواهی ویبسایت افغان جرمن در بارۀ مقالۀ محترمه خانم صالحه واصل خواندم و بسیار حض بردم.
دو نوشته در این کلین نظر مرا بخود بیشتر جلب نمود یکی از استاد بزرگوار اسحق نگارگر که صمیمانه به ایشان احترام دارم و دومی از جناب شما.
هر دو نوشته نکات بس مهم و جالبی را در بطن خود داشتند و دارند. من با شما کاملاً مؤافقم که در قدم اول باید خود خواهران و مادران افغان ما برای دفاع از حق و حقوق مشروع خود اقدام قاطعانه و تلاش نموده به پا خیزند و یک مبارزۀ بی امان را در برابر تاریکی و جهالت آغاز کنند.
شما محترم، در برابر استعمال کلمۀ "خاوند" به عوض شوهر و "میره" (می بخشید حروف پشتو را در کلویئه خود ندارم که میره را با "ر پندک دار" بنویسم) اعلان مبارزه نموده اید، همانطوریکه در برابر کلمه و اسم "افغانستانی" اعلان جهاد نموده بودید و تا اندازۀ ریادی مؤفقیت هم به جانب شما و افغان های "سلیم العقل" بوده و می باشد. ولی من به درخواست شما اضافه میکنم که زنان و مردان افغان باید در برابر کلمات ننگین، ضد انسانی و ضد کرامت بشری ذیل هم اعلان جهاد نمایند و کسانی که این اسم ها را برای زنان و همسران . مادران خود استفاده می کنند قابل تنبیه و مجازات شناخته شوند"
 عیال
 عیالداری
 کوچ
 عاجزه
 سیاه سر
 آپۀ اولادا (این کلمه را در بامیان میگویند) و اگر اولاد نداشته باشند متأسفانه تنها "آپه" میگویند
 و ممکن نام های غیر انسانی دیگر که در همین لحظه بفکرم نمی آید.

در مورد کلمات و اسمای افغان و افغانستان خدمت شما عرض کنم که برای شخص من که پشتون نیستم ولی زبان زیبای پشتو را آموخته ام و برای رفع ضروت به اصطلاح جـُل خود را از آب می کشم. (پشتو را در زمانی که در ترانسپورت قادری در کابل و قندهار کار میکردم آموختم که شکرگذار هستم). به افغان بودنم افتخار میکنم و اعترف میکنم که اصلاً نمیدانم که نیاکان من از کجا به بامیان آمده اند آیا ترک بوده اند؟ آیا قزاق بوده اند؟ آیا قرغز بوده اند؟ آیا تاجک بوده اند؟ من چون بیش از شصت و هشت سال است که از بامیان زیبایم که دوستش دارم به کابل عزیز آمده ام و در همین شهر فرخنده بزرگ شده ام و دری را بدون هر گونه لهجه گپ میزنم اما چون اصلیت نژادم را نمیدانم اگر هویت افغانی مرا این خدا نانترس ها بگیرند من چه خواهم کرد؟ و خود را چه معرفی کنم؟ من به حیث بامیانی غیر پشتون آرزو دارم در تذکره من ده بار اسم افغان را بنویسند و تنها افغان بنویسند. از وکلای پارلمان افغانستان از صمیم قلبم تشکر میکنم که جلو این فاجعه را گرفتند و وظیفۀ ایمانی، وجدانی و افغانی خود را ادا کردند. با وجود کمی ها و کاستی ها و نارسایی ها و مرداری هایی که در دامن این وکلاء شنیده می شود باز خدا خیر شان بدهد که اقلاً یک کار ملی و وطنی شانرا در برابر ملت بزرگ افغانستان اجرا نمودند.
با احترام


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم    تاریخ: 05.06.2013


قُدرتِ تربیت از بازوی تهدیدمخواه ++ بَهوس بیضه شکستن نکند پر پیدا

برادرِ عزیز جناب احمد کبیر،
من طرفدار خشونت نیستم و از سوی دیگر آنچه را خداوند جواز داده است من در حدِ همان جواز قبول دارم.
شاید در برخی حالاتِ استثنایی زن بخواهد همسرِ دوم یک مرد شود و یا در صورت نداشتن اولاد که از نظرِ اسلام هدفِ اصلیی ازدواج است زن خودش بخواهد برای همسرِ خود زنِ دوم بگیرد بنا بر این من مداخلۀ قانون را در این مورد تاآنجا میخواهم که جلو هوسِ مردان را بگیرد؛
اما به زندان فرستادنِ مرد شری است که ضررش برای خانواده بیشتر از سودش است و قانوندان نمی تواند به چنین امری راضی شود.
به هر حال این مسأله که بخشی از فرهنگِ اسلامی بود یعنی تعدد زوجات در گذشته ها برای دفاع از ملکیت بود چون حکومت های مرکزی قوی وجود نداشت زمینداران و ثروتمندانِ بزرگ منفعتِ خود را در کثرت اولاد می دیدند و حتی تعداد زنان نکاحی آزاد و کنیز را از حد چهار بالاتر می بردند. این امر آن ضرورت تأریخی خودرا از دست داده روان است و بنابر این من بر نقش تربیت و انعطاف قانون گذار بیشتر اهمیت میدهم تا به زور و زندانی کردنِ افراد.
امید است پاسخِ من مایۀ قناعت آن برادرِ محترم را فراهم نماید.
باعرض حُرمت.
نگارگر


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 05.06.2013

سلام و ارادت خدمت خانم صالحه وهاب واصل

افتخار است که بالاخره یک زن عالی مقام و فرهنگی افغان قد برافراشت و به نمایندگی از زنان افغان و زنان همه کشور های مسلمان جهان که به عین شکل و روال زیر فشار و شکنجۀ جهالت مردان قرار دارند، برای دفاع برخاست.

خدا کند این نوشتۀ عالی و پر محتوای ایشان بتواند زنان گرانقدر ما را در سر تا سر افغانستان عزیز بیدار سازد تا شیر زنانه برای دفاع از حقوق پامال شدۀ خود به پا خیزند.

میرمن دانشمند افغان محترمه فرزانه فارانی در یکی از نوشته های خود چه زیبا گفته است :
« زنان بدون ارادۀ خودشان نمی توانند آزاد گردند. هر وعده یی که بدون اراده و آگاهی زنان داده شود بجای نمی رسد و نخواهد رسید.» و می افزاید : «زنان باید بدانند که آزادی خود را نمی توانند از مجریان «مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است.....» تقاضا کنند.»

بلی واقعاً خانم هااین مبارزه را باید اول از خود آغاز کنند و دیگر به شوهران خود (خاوند) نگویند و به هیچ کس دیگر هم اجازه ندهند که برای کلمۀ (شوهر) که در پشتو معادل آن وجود دارد و (میړه) می باشد خاوند خطاب کنند که معنی (صاحب)- (مالک) - (اختیار دار) - (صاحب اختیار) و بالاخره (خدا) می باشد، خطاب کنند.
در پشتو به خداوند تعالی (څښتن تعال) میگوئیم که به هیچصورت نباید برای شوهر یا میړه بکار رود.
من هر باریکه این کلمۀ (میړه) را از زبان نطاقان و برنامه سازان تلویزیون های افغانی خاصتاً آریانا و تلویزیون ملی می شنوم دیوانه می شوم و به گویندۀ آن (چه دروغ بگویم) لعنت می فرستم.
انشاءالله به زودی مقالۀ مستقلی پیرامون زن و حقوق وی در جامعۀ انسانی تقدیم خوانندگان خواهم کرد.
فعلاً یک قطعه شعر زیبا را که بدستم رسیده و راستی راستی نمیدانم از که هست؟ به شما خوانندگان عزیز این پورتال، خاصتاً به بی بی صالحه جان عزیز تقدیم میکنم:


ســیـه چـــادر

سـيه چادر مرا پنهان ندارد
نـمای روی مـن عريان ندارد

چو خورشيدم ز پشت پرده تابـم
سياهـی ها نمي گــردد نقابـم

نـمی دارد مرا در پرده پنهان
اگر عابد نباشد سست ايـمــان

تو کز شهــر طـريقت ها بيايی
به موی مـن چـرا ره گـم نمايی

نـخواهـم ناصـح وارونــه کارم
که پای ضعف «تو»،«من» سرگذارم

کی انصافی درين حکـمـت ببينم
گنه از تو و من دوزخ نشينـم؟

به جای روی من ای مصلحت ساز !
به روی ضعـف نفست چادر انداز


اسم: احمد کبیر    محل سکونت: لندن    تاریخ: 05.06.2013

جناب محترم نگار گر صاحب سلام
جای خوشی هست از اینکه بار اول با جناب شما هم صحبت میشوم، نظریات خوهران و باقی دوستان را بالای موضوع مرور نموده، از اینکه گفتار جناب شما را "جاندار تر" یافتم ، خواستم چند سوال در زمینه از جناب شما داشته باشم، در اول با یک موضوع اکتفا میکنم، شما چنین بیان داشتید :

"من میدانم که درمیان وکیلانِ شوراهم ملاها داریم اما ملاها همانند طالبان دو مشکل دارند.
نخست میان امر وجوازدراسلام فرق نمی گذارند. اگر شما ازحکم خدا که گفته رباخواری نکنید سرکشی نموده رباخواری کنید خدا ازتخلف شما بازخواست میکند و تخلف از امرِ خدا ویا دست یازیدن به آنچه خدا نهی کرده است درفقه مجازات یا حد دارد. اما جواز درحالات خاص اجازه داده شده است واگراز جواز استفاده نکردید نزدِ خدا مسؤولیت ندارید. به طور مثال درحالاتِ خاص خدا به مردانِ مسلمان جواز داد که می توانند تا چار زن بگیرند ولی این حکم نیست واگر کسی بیش از یک زن نگرفت خدا از اوبازخواست نمی کند که چرا با استفاده از جوازِ من چار زن نگرفتی. یعنی داشتن یک زن به آنچه خدا ازمردان میخواهد یعنی عدالت مقرون است وچون زن دوم وجود ندارد لذا امکان عدم عدالت کمتر می شود. اما ملاصاحبان این جواز را به حکم بدل کرده اند و بنابراین فکر میکنند که اگر فقه اسلامی این جواز رابه حالت اصلی آن ارجاع کند و محکمه از یک مردِ مسلمان بپرسد که به چه دلیل میخواهی زن دوم و سوم و چهارم بگیری گویا عملی برخلاف اسلام انجام داده است درحالی که اسلام هیچ مرد را مکلف نساخته است که چار زن بگیرد"

از اینکه ربا خوری به صورت "بیرقی " در افغانستان از طریق بانک ها انجام میشود این موضوع را کنار گذشته به مطلب " امر وجواز" که جناب شما اشاره کردید بپردازیم، به فکر بنده یک تعداد محدود "بیسواد " و یا "جاهل " و یا "رند بخاطر شهوت " گرفتن چهار زن را "امر" قلمداد میکنند اما اکثریت "جواز" بودن آنرا قبول دارند، به هر صورت، خوب است از اینکه جناب شما با تفصیل به "جواز" داشتن نه به "امر " عقیده مند هستید.

قانون جدید این "جواز" را که از جانب پروردگار نازل شده به "جناتات و جرم " تبدیل کرده و حکم زندان را لازم دانسته، جواب شما چی خواهد بود؟


اسم: شیما بدخشی   محل سکونت: فیض آباد    تاریخ: 05.06.2013

عزیزان:

مشکل زنان افغانستان از کجا ناشی می شود؟ اندیشیدن بشیوه سیکولریزم مطابق ارزش ها و عنعنات غربی ولی در زبان ادعای افغان و مسلمان داشتن است. سیکولاریزم، افغانیت، اسلامیت و غیره هر یک معرف یک فرهنگ است و هر یک در محدوده خود برای زنان آزادی و مکلفیت دارد. شما دوستان زمانی برای زنان افغان مشکل خلق می کنید که از یک طرف ادعای آزادی مطابق شرائط سیکولاریزم برای آنان دارید ولی از طرف دیگر تلاش دارید آن ها را افغان و مسلمان نگهدارید! شما می خواهید یک پای زن افغان مسلمان را بالای کشتی اسلامی و افغانی قرار دهید و پای دیگرش را بالای کشتی سیکولاریزم! وای از حالتی که هر دو کشتی در حرکت شوند و شاید هم در سمت های مخالف!

تعدادی از دوستان وقتی از آزادی زنان بحث بعمل می آورند هدف شان روی و پا لوچیست که در گذشته با زور تفنگ و برچه اعمال شد. عکس العملی که تولید شد همان بود که با زور قمچین و تفنگ دو باره زنان در اسارت چادری و برقع قرار داده شدند. ای کاش معنی و مفهوم آزادی باین شکل منفی در افغانستان معرفی نمی گردید و زمامداران افغانستان تا این حد نابخردانه عمل نمی کردند تا زنان افغان از عواقب آن در امان می ماند!

این یک حرف کاملاً غلط است که پارلمان افغانستان قانون ضد خشونت علیه زنان را ویتو کرد. در حقیقت امر حکومت افغانستان قانونی را تقدیم پارلمان کرد که بیشتر از نظریات سیکولاریزم غربی ناشی می گردید و در تناقض صریح با دستورات اسلامی بر اساس برداشت افغان ها از دین واقع می شد ولی در عین زمان این حکومت ادعا دارد که در جمهوری اسلامی افغانستان حکومت می کنند. سئوال اینجاست که چطور ممکنست این جنابان موفق شوند که در جمهوری اسلامی افغانستان دستورات سیکولاریزم غربی را بنام دفاع از حقوق زن افغان و مسلمان پیاده سازند. همچنان آن دوستانی که علیه فیصله پارلمان افغانستان اعتراض دارند چطور ادعای مسلمان بودن و افغان بودن را داشته می توانند؟ ما نمی توانیم در قالب و لباس افغانی و اسلامی خویش سیکولار بزییم و سیکولار عمل کنیم. اگر شما با این نظر مخالف هستید، لطفا دلایل تان را ارائه نمائید. قبلاً شنیده بودیم که دو تربوز در یک دست گرفته نمی شود ولی امروز می کوشند سه تا را در یک دست بگیرند!


اسم: سیستانی   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 04.06.2013

قابل توجه خوانندگان محترم این پورتال عزیز

در تاریخ 29 می،خانم دانشمند وبا احساس افغان، خانم شیما غفوری ، ضمن مقالتی صدای اعتراض خود را علیه تصمیم نابجای پارلمان افغانستان بلند کردند واز همه رسانه های ونهاد های مدافع حقوق بشر تقاضا نمودند تا در برابر این تصمیم عقبروانۀ پارلمان صدای اعتراض وانزجار خود را بلند نمایند. خوشبختانه سایت آسمائی برمبنای آن تقاضا، فراخوانی عنوانی تمام افراد آگاه وچیزفهم و سازمانها ونهادهای مدنی بدست نشر سپرد که میتوان لیست طویلی ازدانشمندان،سیاستمداران،شاعران، هنرمندان، سازمانها سیاسی ونهادهای مدنی را در همسوئی با آن فراخوان درآسمائی دید واحساس خوشنودی کرد.

متعاقباً خانم بیدار وقلم بدست دیگر آفغان، صالحه وهاب واصل، در مقالتی محققانه ومستدل خویش برعملکرد نابخردانۀ اعضای بهانه جوی پارلمان نقدی مستند نوشته اندکه در پورتال افغان جرمن در دریچۀ نظرخواهی قرارگرفته است و با خواندن آن میتوان به عمق فاجعۀ قانون نافهمی وقانون نشناسی پارلمان پی برد.

لطفاً بقیه این مضمون را در بخش تحلیل ها در لینک ذیل مطالعه بفرمائید
http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/a_sistani_qanoone_mane_khoshonat.pdf


اسم: هوشنگ    محل سکونت: kabul     تاریخ: 04.06.2013

منتشره وبسایت معتبر گران افغانستان ، دوشنبه ۳جون ۲۰۱۳
بخش خبر ها:

ابراز نگرانی دانشوران افغان، بمناسبت تعلیق
« قانون منع خشونت علیه زنان» در پارلمان!

بیشتر از یک صد شخصیت علمی، روزنامه نگار و فرهنگی افغانستان، در یک معروضه، از تعلیق قانون « منع خشونت علیه زنان» ابراز نگرانی کردند.

در بیانیۀ این شخصیت های موثر و نخبۀ افغانستان، قانون معلق شدۀ «منع خشونت علیه زنان» بمنزله یک گام مهم در ریشه کن ساختن فرهنگ زن ستیزی و سند تقنینی مهم برای مبارزه باتبعیض و ستم جنسینی، تلقی شده است.

امضا کنندگان این بیانیه از « کسانی که خواهان بهروزی افغانستان اند» می طلبد. اجازه ندهند، سرنوشت کشور، بوسیله گروههای افراطی، به گروگان، گرفته شود!

بیانیۀ دانشوران افغانستان، از رئیس جمهور و ستره محکمۀ افغانستان نیز میخواهد، نقش سازنده شانرا در تصویب قانون « منع خشونت علیه زنان» ایفا کنند!

بیانیۀ متذکره، که اخیرا در وبسایت «آسمایی» منعکس شده، توسط شخصیت های سرشناس همچون پوهاند داکتر مجاور احمد زیار، داکتر عارف پژمان، داکتر اکرم عثمان، اکبر کرگر، فرید احمد مزدک، شکریه بارکزی، لطیف ناظمی، صدیق کاوون، پروین پژواک، ایشور داس( گرداننده سایت کابل ناتها) دپلوم انجنیر قیس کبیر( ...امضاء شده است.


اسم: شیما غفوری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.06.2013

خواهران و برادران عزیز،

قانون منع خشونت علیه زنان در ولسی جرگۀ افغانستان رد گردید. معنی آن این است که پارلمان افغانستان می خواهد در مقابل زنان خشونت صورت بگیرد. در حالی که مسودۀ قانون منع خشونت بر علیه زنان مطابق اوامر دین مقدس اسلام تهیه گردیده، توسط خود افغان ها تحریر شده و توسط رئیس جمهور برحال افغانستان که سابقۀ طولانی جهاد و حتی همکاری با طالبان را دارد امضاء گردیده است. این نشان میدهد که پارلمان افغانستان هیچ نوع حقوقی را برای زنان قایل نیست. پارلمان افغانستان میخواهد، حقوق زنان افغانستان بعد از این هم پامال گردد، یعنی پارلمان افغانستان برای زنان افغان هیچ حیثیتی را قایل نمیباشد.

کدام پارلمان؟

پارلمانی که از برکت ممالک غربی که به خاطر حمایت از زنان وارد افغانستان شده اند؛ به اریکه قدرت تکیه زده است. پارلمانی که از برکت کشور های غربی بلند منزل ها، تجارت خانه ها و حساب های بانکی در کشور های خارج دارند؛ پارلمانی که از همین برکت یکی دو زن نه، بلکه زنها را در خانه های شان قطار نموده اند و برای آن که جوان بمانند از ادویه جات مقوی غربی و از رنگ موی و ریش فرانسوی استفاده می نماید؛ حیثیت زن افغان را به سویۀ بازیچه پایین آورده است.

حکم اِعمال خشونت در مقابل زنان از جانب پارلمان در حالی است که هنوز به اصطلاح ناجیان دیموکراسی در افغانستان "تشریف" دارند. اگر این "اندل چوی" قدرت به نفع دشمنان آشکار زنان تغییر موضع نماید باز بالای زنان افغان چه خواهد آمد؟
آیا همین حالا وقت آن نیست که در مقابل این تصمیم پارلمان همۀ افغان ها به پا بر خیزیم؟ اگر حالا اقدام دستجمعی ننماییم ما دیگر حق نداریم دیگر داد از عدالت اجتماعی بزنیم، ما حق نداریم دیگر مقالات بلند بالای فلسفی بنویسیم و کاغذ سیاه نماییم. زیرا ما در حقیقت در وقت لازم حداقل اقدام عملی را به نفع زنان بلا کشیدۀ کشور ننموده ایم.

اگر حالا همه با هم اقدام دستجمعی ننماییم در آینده هر کدام و هر گروپ باز مجبور خواهد شد جدا، جدا در مقابل استبداد به پا برخیزید که بمراتب مشکل تر بوده و نتیجۀ مطلوبی را به بار نخواهد آورد.

هر کسی که واقعآ میخواهد زن افغان، مادر افغان، خواهر افغان و دختر افغان با حرمت و عزت در جامعه زندگی نماید باید بر پا بر خیزد، صرف نظر از این که از کدام قوم است، به کدام زبان صحبت میکند، به کدام سیاست علاقه مند است، پیرو کدام رهبر است. ما باید به صورت دسته جمعی بالای پارلمان افغانستان فشار بیاوریم تا این قانون را بپدیرد و تصویب نماید.

بیایید یک روز را تعیین نماییم تا در تمام دنیا ما افغانها به پاس چادر پاک مادر افغان مظاهرات گسترده را به راه اندازیم و برای تمام جهان نشان بدهیم که حداقل در برابر یک مساله یعنی سرنوشت زن افغان همۀ ما با هم یکجا استیم؛ زیرا در هیچ گوشۀ دنیا به اندازۀ زن افغان هیچ زنی رنج ندیده است، زجر نکشیده است و مقامش در زیر پاشنه های گوناگون لگد مال نگردیده است.

من پیشنهاد مینمایم همانطوری که خواهران و برادران ما در لندن و افغانستان برای این منظور مظاهره یی را به راه انداخته بودند همه افغانها به روز شنبه هشتم جون در تمام کشورهای جهان به شمول افغانستان مظاهراتی را برای پشتیبانی از قانون منع خشونت علیه زنان سازماندهی نماییم. روز هشتم جون به حیث روز بین المللی زن افغان نامگذاری گردد، روزی که در همۀ جهان از حقوق زن افغان پشتیبانی صورت بگیرد. بیرق ما در این روز چادر مقدس زن افغان خواهد بود که سمبول احترام به مقام زن افغان میباشد. زن افغان باید مقام بلند انسانی خویش را دوباره کمایی نماید. باید پارلمان افغانستان قانون منع خشونت برضد زنان را تصویب نماید

از تمام وسایل اطلاعات جمعی خواهشمندم تا در زمینه فعالانه اشتراک بورزند و این پیام را به گوش همه برسانند. این پیام باید به زبانهای مختلف ترجمه گردیده و پخش گردد. هر یک باید خودش مسوولیتش را احساس نموده و برای سازماندهی بهتر ابتکار نماید. این موضوع در عین حالی که کار هیچ کسی به صورت تنهایی نیست، ولی کار هر یک ما میباشد. امیدوارم این پیام به حیث یک انگیزه برای عمل دسته جمعی افغانها نقشی را ایفا نماید. بیایید تا تعصبات را کنار بگذاریم و به خاطر آیندۀ روشن دختر افغان متحدانه عمل نماییم. انشاالله موفقیت به جانب ما خواهد بود، زیرا حق با ماست.


اسم: فارو   محل سکونت: هالند    تاریخ: 04.06.2013

په اروپا کی دمیـشـته افغانانو د تولنو فدراسـیون قانون منع خشونت علیه زنان شدند

توجه:
این مضمون را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/faroe_namae_sargoshada_ba_wokala.pdf


اسم: ن. عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.06.2013


منبع گران افغانستان

کابل:- بیشتر از صد شخصیت علمی، روزنامه نگار و فرهنگی افغانستان، در یک معروضه، از تعلیق قانون «منع خشونت علیه زنان» ابراز نگرانی کردند. در بیانیه این شخصیت های موثر و نخبه افغانستان، قانون معلق شده «منع خشونت علیه زنان» بمنزله یک گام مهم در ریشه کن ساختن فرهنگ زن ستیزی و سند تقنینی مهم برای مبارزه با تبعیض و ستم جنسینی، تلقی شده است.

امضا کنندگان این بیانیه از «کسانی که خواهان بهروزی افغانستان اند» می طلبد، اجازه ندهند، سرنوشت کشور بوسیله گروه های افراطی، به گروگان، گرفته شود! بیانیه دانشوران افغانستان، از رئیس جمهور و ستره محکمه افغانستان نیز میخواهد، نقش سازندۀ شانرا در تصویب قانون «منع خشونت علیه زنان» ایفا کنند!

بیانیه متذکره که اخیراً در وبسایت « آسمایی» منعکس شده، توسط شخصیت های سرشناس هم چون پوهاند داکتر مجاور احمد زیار، داکتر عارف پژمان، داکتر اکرم عثمان، اکبر کرگر، فرید احمد مزدک، شکریه بارکزی، لطیف ناظمی، صدیق کاوون، پروین پژواک، ایشور داس (گرداننده سایت کابل ناتها) دیپلوم انجنیر قیس کبیر (گرداننده سایت افغان جرمن آنلاین) و . . . امضاء شده است.


اسم: نبیل عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 04.06.2013

با ابراز تشکری از خانم فرهیختۀ افغان محترمه صالحه وهاب واصل که صدای زنان ستمدیده و رنجکشیده افغان را با دیگر هموطنان شریک ساخته اند.
در این مقاله نقاط بسیار مهم و حایز اهمیت نهفته است که خانم واصل به آن اشاره نموده که روی آن مکث باید نمود و در جستجوی بیرون رفت باید قدم گذاشت.
امیدوارم که دوستان در این بحث اشتراک نمایند.

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی
که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
با عرض حرمت


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم برتانیه    تاریخ: 04.06.2013

شادمان شدم که یک خانم این موضوع را مطرح کرده است.یادم می آید که باری به مناسبتی دریک صنفِ درسی میگفتم که اگرفردا زن افغان دربرابرخدا بایستد وبگوید که پروردگارا شناخت تو از راه علم بود ومردان جامعه من برخلافِ امرخودت که زن ومردهردورابه امر بالمعروف ونهی عن المنکردستور داده بودی مرا ازعلم محروم نگاه داشتندوخداوند نیزهمانطور که از دخترِ زنده به گورشده عرب می پرسدکه" به کدام گناه کُشته شدی" از شما علمای کرام بپرسد که به چه دلیل زنان راازکسبِ علم محروم نمودید؟

جوابِ شما چه خواهد بود؟ اتفاقاً یکی ازکسانی که درآن پروگرام شرکت داشت ویکی از مولانا صاحبان ولایتِ پکتیکا بود که چون جوابی نداشت خنده کنان برای من گفت:
"استاذه هرڅه چی وایی وایه خو زمو‌‌ُژښڅې موژ ته بلاوې مجوړوه!" وهنگامیکه طرح این موضوعات را از زبان و قلم زنان می شنوم و میخوانم احساس می کنم که زنان اگر نه به همتِ من بالاخره به همتِ خود بلا جور شده اند و دیگر ظلم وخشونت مردهارا تحمل نمیکنند.
حالاکه وکلای شوراقانون خشونت ضدِ زنان را تصویب نمیکنند یک دلیلش همین است که آنان نیز نمیخواهند زنان را بلا جور کنند. من میدانم که درمیان وکیلانِ شوراهم ملاها داریم اما ملاها همانند طالبان دو مشکل دارند.
نخست میان امر وجوازدراسلام فرق نمی گذارند. اگر شما ازحکم خدا که گفته رباخواری نکنید سرکشی نموده رباخواری کنید خدا ازتخلف شما بازخواست میکند و تخلف از امرِ خدا ویا دست یازیدن به آنچه خدا نهی کرده است درفقه مجازات یا حد دارد. اما جواز درحالات خاص اجازه داده شده است واگراز جواز استفاده نکردید نزدِ خدا مسؤولیت ندارید. به طور مثال درحالاتِ خاص خدا به مردانِ مسلمان جواز داد که می توانند تا چار زن بگیرند ولی این حکم نیست واگر کسی بیش از یک زن نگرفت خدا از اوبازخواست نمی کند که چرا با استفاده از جوازِ من چار زن نگرفتی. یعنی داشتن یک زن به آنچه خدا ازمردان میخواهد یعنی عدالت مقرون است وچون زن دوم وجود ندارد لذا امکان عدم عدالت کمتر می شود. اما ملاصاحبان این جواز را به حکم بدل کرده اند و بنابراین فکر میکنند که اگر فقه اسلامی این جواز رابه حالت اصلی آن ارجاع کند و محکمه از یک مردِ مسلمان بپرسد که به چه دلیل میخواهی زن دوم و سوم و چهارم بگیری گویا عملی برخلاف اسلام انجام داده است درحالی که اسلام هیچ مرد را مکلف نساخته است که چار زن بگیرد.
همچنان قرآن درحالت نشوز زن جواز داده است که او را به شرطی که دروجودش داغ زدن نماند تنبیه کن ولی هیچ کس رامکلف نساخته است که زن را بزند واګر کسی زن خود را نزد خدا از او بازخواست نمیکند که من ګفتم بزن تو چرا نزدی که وکیل صاحبان از قانونِ ضدِ خشونت میترسند! دوم ملاهای ما متأسفانه عالم نیستندوکتابِ قدوری که دربارۀفقه اعمال است کفایت میکند که درظرف یک سال آدم را ملا بسازد اما فراموش نکنیم که گفته اند" ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل" ملاهای ما تاریخ اسلام را نمی دانند ونمیدانند که دختران در آن روزگار امنیتِ امروز را نداشتند. جنگها صورت میگرفت ودختران رابه عنوان غنیمت جنگی به قبیلۀ دشمن به اسارت می بردند و جبراً با آنان مزاوجت میکردند ودرنتیجه دختر قبیله نفوس جنگیی قبیله دشمن را زیاد میکرد و به همین دلیل درقبیلۀ خودش او را زنده به گور میکردند تا قبیلۀ خود را ازننگِ داشتنِ دختر نجات بدهند ازاینرو در اسلام سن ازدواج برای دختر وپسر قید نیست ولی آمادگیی جنسی هردوطرف قید است و چنانکه میدانیم این آمادگیی جنسی درافراد مختلف فرق میکند و مثلاً درغرب نیز بعضاً دختران در ده سالگی یا دوازده سالگی ولادت میکنند ولی این استثناء است و قانون را به حساب استثناء نمیتوان ساخت اما چون تعلیم و تربیه برای دختران مهم تراز پسران است وبه حساب پیشرفتِ مملکت نیازِ جامعه به نیروی کار زنان بیشتر می شود من فکر میکنم که دختران کم ازکم تا صنف دوازده باید درس بخوانند بنابر این سن دختران درهنگام ازدواج کم از کم به هژده سال باید رسیده باشد و اگر این سن درصدر اسلام تعیین نشده است برضدِ آن نیز امری وجود ندارد.
امروز درجامعۀ ما پیرمردانِ هفتاد ساله با استفاده از پول دختران چارده، پانزده ساله را به زنی میگیرند ولی به آن دختران گفته نمی شود که اگر خودِ شان نخواهند میتوانندد رهنگام بلوغ که در اسلام بیشترمعطوف به بلوغ فکری است نه بلوغِ جسمی تصمیم ولی خودرا فسخ کنند. امروز ناگزیردرمورد ازدواج باید کفائت موقفِ اجتماعی،کفائتِ سن وکفائت تحصیل را رعایت نمود. اگر اینها رعایت شود هیچ چیزی برضدِ آن دراسلام وجود ندارد و اسلام جواز نمیدهد که دختری را برخلاف اراده اش به شوهر دهند.
اگردولت به راستی دولتِ اسلامی شود و نه به نام چنانکه امروز است دولت میتواند به آن پدرانی که به خاطر فقر و ناداری مجبور می شوند دخترانِ خودرا درمعرض بیع وشری قراردهند زمینۀ قرضه های حسنه را ایجاد و رسم دختر فروشی رامنسوخ نماید. لطفاً اسلام رابه جاکت تنگ دوران کودکی بدل نکنید که نسلهای آیندۀ تان را مجبور سازید که این جاکت تنگ را کنار بگذارند.
آیا پیامبرِ اکرم(ص) نگفت که بهترین نکاح کم خرج ترین آن است؟ درکجا اسلام برای تان امرِ ولور وشیربها وهزار خرافۀ دیگر راداده است؟ اگر باکُشتن این همه مسلمان وکافر بیگناه خداوند شمارا به دوزخ نفرستاد مسلماً کاری به این هم ندارد که شما دخترتان را درچند سالگی به شوی میدهید.
برای منفعت های شخصی به قدر کافی آیینِ محمد(ص)حقیر ساخته اید به خاطرِ خدا دیگر بس کنید.باعرض حرمت.نگارگر (لکه چی بیا می له ښڅو څخه بلاوی جوړې کړې)برای اینکه نگارشِ من به دست زنان و مردانِ بیشتر بیفتد هر کس میتواند آن را درفیس بُکِ خود نیز بگذارد.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved