Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است؟    نویسنده:  عبدالحکیم سامع

 
اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس فرانسه    تاریخ: 18.05.2013

«اشغال» یک نی وصد آسان

یکی از جفا هایی که افراطیت و عوامزدگی به ذهنیت عمومی بعمل می آورد، صدمه زدن به دیدگاه ها و دریافت های واقعبینانه و مورد قبول عام مردم است.

معتاد گردانیدن ذهنیت عمومی به استنباطات، خود ساخته، فاقد قاعده و اصل، مشبوع از افراطیت و عوامزدگی، صدمۀ فاحشی است که وقتی در ذهن مخاطبان ترزیق شد، دیگر به سهولت بیرون نخواهد شد.
این جریان تمام اصول مشروع و مثبت را که محصول زحمات قرون متمادی تمام مدنیت های جوامع انسانی است نزد مردم عوام باطل و بی اعتبار می سازد. بی اعتبار ساختن این اصول نزد مردم پذیرفتن استنباطات سطحی، شتابزده، افراطی، ایدیولوژیزه و سیاسی را ساده و فراهم می کند.
به این ترتیب مخاطبان از دسترسی به حقیقت وقایع و رویداد ها و معلومات و اطلاعات محروم می شوند و آن جوی که افراطیت خواهان آن است یعنی بی نظمی و آشوب طلبی را در تفکر مردم، چیره می سازد، و این کار در حق مردم ظلم صریح و جفاست.

اما برمی گردیم به بخش دیگر اصل موضوع که افغانستان اشغال است یا نه؟
اگر می گوئیم که افغانستان ما اشغال شده است، اگر می گوئیم که افغانستان ما آزاد نیست اول باید بدانیم که «اشغال» چیست؟ و «آزادی» کدام است؟

به طور خلص «اشغال یک کشور یا منطقه تصرف آن به هدف تأمین حاکمیت دایمی اشغالگر در آنجا می باشد»
این مفهوم با مندرجات اسناد اساسی بین المللی مانند منشور ملل متحد تکمیل گردیده است، به استناد مواد مندرج فصل هفتم آن منشور. . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ تحلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر کمپیوتر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/walinouri_eshraal_yak_ney_wa_sad_aassaan.pdf


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.05.2013


اشارۀ کوتاه به نوشتۀ محترم سید هاشم سدید.

از آنجائیکه جناب ایشان در آلمان زندگی دارند، بی ربط نخواهد بود، هرگاه تکیه کلام معروف آلمان ها را که می گویند «Der Teufel steckt im Details»
(ترجمه: «شیطان در تفصیل پوشیده است.»).

متن طولانی شمارا مرور نمودم، همه متن شما قابل مناقشه است و استدلال هایی در آن دیده می شود، که از جانب شما یا باعدم دقت بکار رفته است، یا عمداً با این شیوه، باعث گمراهی خواننده می شوید.
وقتی از «استقلال یک کشور» یا دولت نام برده می شود، علمای بخش بااستقلال و ماهیت «دولت» و یک «حکومت» تفاوت اساسی، می بینند. اینکه یک حکومت، «ضعیف» است و یا «قوی»، «دیکتاتور» است و «دیموکراتیک»، «مذهبی» است و یا «غیر مذهبی»، «روابط» خارجی وسیع دارد و یا محدود. در قدم «اول»، آن کشور بحیث یک «دولت» تا زمانی «استقلال» خود را دارا می باشد، که «نفی» آن، یعنی «حاکمیت» رسمی بر «قلمرو» آن، از جانب یک کشور و یا قدرت دیگر در تصرف و تسخیر رسمی، قبول شده، اعلان نشده باشد.

در موارد دیگر برداشت های شما که از «حقوق بین الدول» دارید، قضاوت را به خوانندگان محترم می گذارم. آنچه شما به «فورمول های منطقی» در حقیقت با تمسخر می نگرید، اینجانب از جمله استقبال کنندگان شیوۀ برخورد شما نیستم. شما که خود تانرا نویسندۀ آثار «فلسفی بکر» (آرشیف پورتال افغان جرمن آنلاین) معرفی می نمائید، اگر در استدلال های « منطقی » تان، با چنین «معیار و سنجش»، برخورد کرده باشید، شایسته توجه بیشتر و نگرانی در معیار « حقیقت » گوئی شما محسوب خواهد شد.

پایان





اسم: سیدهاشم سدید    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.05.2013

پاسخ مختصر به پرسش آقای احمد کبیر
اگر قرار باشد استقلال و عدم استقلال یک کشور را از روی برسمیت شناختن آن کشور از سوی کشور های دیگر تعیین نمائیم، باید حکومت های خلق و پرچم را هم حکومت های آزاد و مستقل به حساب بیاوریم؛ زیرا قسمی که همه خبر داریم این حکومت ها را تمام جهان برسمیت میشناختند.
همینطور اگر قرار باشد اسناد (ماده چهار توافقنامۀ 5 دسمبر 1978 میان افغانستان و شوروی [طرفین عالیین متعاقدین به تأسی از روحیۀ دوستی و حسن همجواری و منشور ملل متحد به مقصد تأمین امنیت و استقلال و تمامیت ارضی دو کشور با هم مشورت نموده و تدابیر مناسب را به موافقت جانبین در زمینه اتخاذ خواهند کرد. به منظور تقویت قدرت دفاعی، طرفین عالیین متعاقدین انکشاف همکاری را در ساحه نظامی به اساس موافقتنامه های که بین شان عقد شده، دوام خواهند کرد.] و ماده 51 منشور ملل متحد) را در مورد حملۀ شوروی به افغانستان معتبر بدانیم، باز هم باید حکومت های خلق و پرچم و افغانستان دوران آن ها را مستقل دانسته و نباید کشور را اشغال شده به حساب بیاوریم.
ظاهر قضیه و حرف های ظاهراً حقوقی مجامع بین المللی به روی کاغذ، که هر کشوری، خاصتاً قدرت های بزرگ همواره آنها را به نفع خود تدوین و تعبیر و تفسیر نموده اند و جهان ـ دو قطبی آنزمان و یک قطبی امروز ـ هم خواهی نخواهی بنابر ملحوظاتی تقریباً همواره ـ بعضی چشم و گوش بسته ـ بدنبال آنها روان بودند و روان هستند، همین حکم را میکند؛ اما آنچه در عمل و در زندگی ما رخ داده است چنین نبود و چنین نیست؛ مانند امروز!
هیچکدام از چهار حکومت خلقی و پرچمی درعمل هیچ نوع استقلالی بنام یک حکومت ملی نداشتند. همه امور کشوری و لشکری کشور به دست شوروی ها بود. نه تنها دفاتر وزارت دفاع، که حتی دفاتر و ادارات ملکی دولتی و نیمه دولتی بوسیلۀ نظامیان، ک. جی. بی و مشاورین سیاسی و فرهنگی و اقتصادی شوروی کنترول و اداره میشد. محوطۀ درونی ریاست جمهوری (ارگ) ـ برای اینکه مردم عوام متوجه حضور محافظین شوروی رؤسای جمهور کشور در ارگ نشوند ـ توسط عساکر کماندوی شوروی محافظه میشد. تمام قوانین مهم کشور بوسیلۀ مقننین شوروی نوشته و تدوین شده بود. کتاب ها و مواد درسی مکاتب و پوهنتون ها همه توسط متخصصین معارف شوروی تهیه و ترتیب میشد. زندان ها را مشاورین شوروی اداره میکردند. سازمان جوانان و سازمان زنان را شوروی ها رهنمائی، اداره و کنترول میکردند. سفارت خانه های افغانی بدون هدایت شوروی نه حرفی داشت که بگوید و نه جرأت تماس گرفتن با کسی را. ریاست های اکسا و کام و خاد بیست چهار ساعت توسط افراد ک. جی. بی. اداره و کنترول میشد. مطابع، رادیو، تلویزیون و سائر نشرات همه زیر نظر شوروی ها بودند. و ...
با در نظر داشت این حقایق تصور داشتن حاکمیت ملی و استقلال و آزادی، فکر میکنم، تصور بجائی نخواهد بود.
مردمی که اختیار ملک و اختیار کار خود را نداشته باشند، آزاد نیستند. قضیۀ افغانستان، هم آنروز و هم امروز، به مثلی: "ریش از خودم، اختیارش بدست دیگران"، میماند و میمانَد.
امروز رئیس جمهور نام نهاد ما میگوید که ما عاجزیم، ناتوانیم، بیچاره ایم، اختیار نداریم، در خیلی از کار ها ما را در نظر نمیگیرند و ...
وضعیت ما در زمان تره کی و امین و کارمل و نجیب هم ـ ارچند این سخنان بکار نمی رفت ـ عملاً همین طور بود.
کودتائی که علیه امین شد، بوسیله عساکر شوروی و از شوروی طراحی شده بود. امین را شوروی کشت و سقوط داد. کارمل را روسها با خود آوردند و به کرسی ریاست جمهوری نشاندند و به حمایت وی پرداختند.
مجاهدین تا آخر حاضر نشدند با حکومات چهارگانۀ خلقی ها به مذاکره بپردازند؛ زیرا این حکومت ها را برسمیت نمی شناختند. آنها همه کارۀ افغانستان شوروی ها را میدانستند. همینطور هم بود!
با حرف ها و مغالطه ها و سفسطه گوئی هائی برخی از مدافعین حکومت های خلق ـ پرچم نمیتوان آنچه را که در عمل در زمان خلق و پرچم صورت میگرفت و وجود داشت، دگرگونه نشان داد.
امروز هم استناد کسانی که شکم شان از برکت آمدن نیروهای خارجی سیر و جیب شان پر است و با تمام قوا تلاش دارند با ذکر این سند و آن فیصله و آوردن مثال های نامربوط از این کشور و آن کشور استقلال افغانستان را توجیه کنند، به ندرت میتواند انسانانی را که به بن قضایأ میپردازند قانع کند.
مسائلی مثل آبادی و ترویج دیموکراسی و حقوق بشر و تساوی حق زن و مرد و آوردن مدنیت و انکشاف و ترقی و توسعه و پیشرفت و آزادی های مدنی ـ سیاسی بحث هائی هستند بجائی هستند، اما جدا از بحث داشتن استقلال یا موضوع اشغال. هموطنان ما، اگر واقعاً در پی کشف یک حقیقت هستند، نباید موضوعات جدا و مشخص را با هم خلط نموده "سنگه ده دبه بندازن".
همچنان بحث "ماندن و رفتن قوای خارجی" و بحث آمدن و نیامدن طالب و سائر حلقات متعصب و بنیادگرا و ضد آزادی های سیاسی ـ مدنی را. هر کدام از این چهار موضوع بحث های جداگانه ای هستند؛ و مستلزم تحلیل و ارزش گذاری مجزا از هم.
برخی از هموطنان ما در بحث اشغال و استقلال، موضوع آبادی و کار و آرامی را پیش میکشند، بدون اینکه فکر کنند که بحث بر سر آبادی و کار و آرامی نیست؛ و بدون این که به سئوال مشخص آقای سامع: " آیا افغانستان اشغال شده است" توجه شود.
پرداختن به مسائل توسعه و پیشرفت و ترقی و آزادی های سیاسی ـ مدنی و ...، و ماندن و رفتن قوای خارجی به/ از افغانستان در صورتی منطقی میبود، که سئوال مشخص در همین موارد مطرح میشد.
بهرحال. من تا امروز در نظر نداشتم که به جواب سئوال جناب احمد کبیر بپردازم؛ زیرا جواب سئوال شان در نوشته های قبلی من آمده بود. اما امروز، چون نوشته اند که منتظر جواب دیگران هم هستند و چون من هم شامل این بحث بودم، فکر کردم شاید منتظر جواب من هم باشند. به همین دلیل ناچار سطوری چند خدمت تان رقم خورد. و هم بدلیل این که اگر جواب نمی گفتم، شاید برخی افراد معلوم الحال موضوع "ایدئولوژی" و حرف های از این قبیل را که کراراً و در هر نوشته یکبار آنرا بکار میبرند، بازهم بکار میبردند و میگفتند: "چون نام شوروی ذکر شده، صاحبان ایدئولوژی سکوت کرده اند."
یکی از دوستان دو سه روز پیش ضمن صحبت گفتند: "این ها که این قدر ایدئولوژی، ایدئولوژی میگویند نمی دانند که لیبرالیسم هم یک ایدئولوژی است!! بگذریم.
اگر چه آقای احمد کبیر با کمی فکر و یک قیاس میشد جواب خویش را از نوشتۀ من پیدا کنند، اما، چون این کار را نکردند، میخواهم بر پایۀ منطق یا استنتاج قیاسی ارسطو، ایشان جواب سئوال خویش را از نوشته های قبلی من پیدا کنند.
توجه کنید. ارسطو میگفت:
انسان فانی است.
سقراط انسان است.
پس سقراط فانی است.
منطق و استنتاج نوشتۀ من هم همین است.
کشور هائیکه ادارۀ شان بدست دولتمردان خود آن ها نیست، محکوم هستند.
ادارۀ کشورما بدست دولتمردان خود ما نیست.
پس کشور ما محکوم است.
این پیام در هر سه نوشته من وجود دارد. اگر در موقع خواندن کمی به نوشته و پیامی که نویسنده میخواهد به خوانندگان خویش انتقال بدهد دقت شود، از حجم سئوال و جواب و بگو و بشنو هائی غالباً بی مورد و درد سر ها، بدون تردید، کاسته خواهد شد.
و این به نفع همۀ ماست!
در اخیر ذکر این نکته را ضروری میدانم که نسبت معاذیری چند روزی خانه نخواهم بود و نوشتن هم شاید برایم مقدور نباشد و نتوانم در صحبت های دوستان سهیم باشم. اگر صحبت های من سبب آزردگی کس یا کسانی شده باشد، معذرت میخواهم. آن ها را بعنوان یک نظر بخوانید و بگذرید!


اسم: احمد کبیر    محل سکونت: لندن     تاریخ: 14.05.2013

برادر محترم جناب سامع صاحب سلام

بنده همچنان به آرزوی صحتمندی وسلامتی جناب شما میباشم، منظور بنده جواب شما به من نی، بلکی عمومی بود،خدا ناکرده جناب شما را از جمله دوستان بیرون نپنداشتم ، صرف از اینکه موضوع "اشغال " که "بدون " خواست شما از جانب این سایت به نظر خواهی گذاشته شده جناب شما را مستلزم به جواب گوی همه نمیدانم.


اسم: عبدالحکم سامع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.05.2013

جناب محترم احمد کبیر! 12/05/2013


امیدوارم صحتمند وسلامت باشید. حرف شما در پرنسیپ درست است. مجبور نبوده ام که به نوشتۀ شماجواب ارائه نمایم. نمیدانستم که شما با این سؤال تان چه هدف خواهی داشت و تا چه اندازه در ذکر کلمات تان جدی و صادق خواهی بود. شما به همه با این کلمات خطاب نموده بودید: «سلام خدمت همه دوستان» ازینکه مقالۀ اینجاب درنظر خواهی گذاشته شده است،امیداست، اینجانب را از جمله دوستان تان بیرون ندانسته باشید. بعنوان دوست چند سطر نوشتم. توضیح اینجانب جنبۀ معلوماتی داشته است. سیاستمدار نیستم که بشمار مورد «رخ های» مطلوب کمک کنم. از جانب دیگرهدف درمقالۀ اولی، تعریف عام از کلمۀ «اشغال» نبوده است، بلکه «حضور فعلی قوای خارجی ودر رأس قوای ناتو وامریکا» بوده است. بهر صورت، در هرموضوع «سیاسی»، مخالف وموافق وجود میداشته باشد. شما بصورت عام، کلمۀ«اشغال» را دیده و به گذشته رجعت نموده اید که اصلاً جواب روشن آن، بتأیخ سپرده شده است. ولی موضوع آخری منتظر جواب تأریخی است. شما خوش باشید.پایان


سامع


اسم: اکبر اچکزی   محل سکونت: قندهار    تاریخ: 12.05.2013

محترم احمد کبیر از لندن،

در جواب شما باید عرض کرد که کلماتی از قبیل اشغال یک اصطلاح قانونی و شرعیست که جواب مطلق بلی یا نی ندارد ولی هر گروه یا هر فرد می تواند در مورد جواب قاطع ارائه نماید. من در اینجا بصورت قاطع به جواب سئوال شما می پردازم: بلی افغانستان در دهه 1980 توسط شوروی وقت اشغال شد ولی کلمه اشغال را در مورد حضور نظامی امریکا و قوای ناتو نمی توان بکار برد که دلائل آن را ذیلاً خدمت تان بعرض می رسانم و از شما خواهشمندم که نظریات خویش را در رد یا تائید آن برای روشنی مطلب ارائه فرمائید:

عللیکه ثابت می سازد افغانستان در دهه هشتاد از طرف شوروی ها اشغال نظامی شد ذیلاً تقدیم می گردد:

دلیل اول: امروز هیچ ثبوتی از طرف روس ها ارائه نشده که حمله نظامی بالای افغانستان را قانونی نشان دهد. وقتی مداخله نظامی روس ها در افغانستان در خود روسیه توسط خود مقامات روسی از جمله گورباچف و تیم او ارزیابی گردید هیچ سندی ارائه نشد که زمامداران روسی بصورت جمعی و بصورت دموکراتیک در این باره تصمیم گرفته باشند. همه زمامداران دوران گورباچف اعلام کردند که این حمله نظر شخصی برژنیف بود ولی برژینف در آن وقت موجود نبود که در دفاع از خود چیزی ابراز نظر نماید. اما گورباچف شخصاً از این مداخله به نمایندگی از روس ها عذرخواهی کرد و نتیجه مداخله روس ها در افغانستان را نه تنها تقبیح کرد بلکه آن را یک زخم خون چکان توصیف کرد!

دلیل دوم: امروز هیچ مقام رسمی روسی نیست که از آن مداخله در افغانستان حمایت کند و حتی خود روس ها این مداخله را رد می کنند. از نگاه افغانی، امروز پرچمی های انقلابی آن زمان، خود از رسالت ننگین شان در حمایت از اشغال روس ها ندامت می کشند و بطور مثال رفیق ببرک کارمل در آخرین روز های زندگی نکبت بارش در یک مصاحبه با مصطفی دانش، روزنامه نگار ایرانی، با قاطعیت اعلام کرد که برای آیندگانش توصیه می کند که هیچوقت خود را در خدمت خارجی ها بشکلیکه وی قرار گرفت، قرار ندهند! همچنان داکتر نجیب الله از طریق تلویزیون کابل با صراحت اعلام کرد: حزب دموکراتیک خلق برای مردم افغانستان وعده کور، کالی و دودی داد ولی اعضای این حزب تا توانست بجای کور گورستان، بجای کالی کفن و بجای دودی مرمی در شکم مردم رساندند!

دلیل سوم: مداخله شوروی در دهه هشتاد از طرف سازمان ملل متحد رد و اشغال قلمداد شد. امروز سازمان ملل متحد نظام حقوقی بین المللی را شکل می دهد. اینکه یک مداخله اشغال است یا خیر، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شورای امنیت اعلام می گردد. در دوران اشغال روسها، سازمان ملل متحد همه ساله علیه مداخله شوروی در افغانستان قطع نامه صادر و از شوروی ها می خواستند که به اشغال خویش از افغانستان پایان دهند. اینکه روس ها و هواداران شان به فیصلجات سازمان ملل متحد وقعی نمی گداشتند یک بحث کاملاً جداگانه است و هیچ ربطی به موضوع ندارد. همچنان امروز شخصی یا اشخاصی یافت می شوند که آن مداخله را اشغال نمی دانند و هنوز هم تاکید دارند که روس ها این کار را در راه ایفای نقش انترناسیونالیزم شان صورت دادند که بحث دیگریست!

مداخله امریکا و ناتو در افغانستان اشغال نیست زیرا:

دلیل اول: امروز رهبری امریکا و اعضای ناتو با همان قاطعیت اول از مداخله خویش در افغانستان حمایت می نمایند و این مداخله را در راه محو آفت تروریزم و رفاه بشریت لازمی پنداشته و بر آن تاکید می نمایند. در داخل افغانستان نیز گماشتگان امریکا و ناتو برهبری کرزی هنوز هم از مداخله امریکا و ناتو پشتیبانی می نمایند ولی با کمی جز و فز های عوامفریبانه مبنی بر اینکه ناتو به بهانه تروریزم نباید به مردم بی گناه صدمه برسانند .... و چنین و چنان و با مگر و مگر های بی پایانی که نه خود معنی آن را می دانند و نه دیگران.

دلیل دوم: فیصله مداخله امریکا در افغانستان با تصویب کانگره امریکا صورت گرفت. این کار صرف و صرف بابتکار جورج بوش صورت نگرفت. سابقه این فیصله نامه که بشکل دموکراتیک در کانگره امریکا تصویب شده امروز موجود است و هیچ مقام امریکائی آن را رد نمی تواند. اینکه تا چه حد این مداخله در افغانستان خوبی ها یا بدی ها داشته است کاملاً یک بحث جداگانه است.

دلیل سوم: مداخله امریکا و شرکای ناتو از حمایت قاطع و مانع سازمان ملل متحد برخوردار بوده و این سازمان از این مداخله امروز با همان قاطعیت دفاع می کند که در آغاز دفاع کرد! وقتیکه سازمان ملل متحد بحیث بانی ااساسات حقوق بین الدول در کل و بصورت خاص صلاحیت تصمیم گیری در مورد تائید مداخلات را داشته باشد، پس این مداخله چون از حمایت سازمان ملل متحد برخورد است اشغال نیست.

بهر صورت، بحث را در همینجا ختم می نمایم و حال نوبت شماست تا نیز نظریات خویش و برداشت خویش را از مداخلات شوروی در دهه هشتاد و مداخلات غرب در دهه دو هزار ارائه فرمائید تا ما مستفید شویم.


اسم: احمد کبیر   محل سکونت: لندن    تاریخ: 12.05.2013


برادر محترم جناب سامع صاحب سلام.

از اینکه طبع آرام بنده را تبریکی دادید جهان سپاس، اما دلیل تبریکی طبع خوشی را ندانستم، طبع آرام نه تنها به صحت مفید است بلکه ضامن حیثیت و وقار آدمی نیز می باشد.

موضوع "اشغال " که "بدون " خواست شما از جانب این سایت به نظر خواهی گذاشته شده به نظر بنده کمی جناب شما را نا آرام نموده، شما مجبور نیستید جواب همه را بگوئید، اما آنچه بنده مطرح نمودم خارج موضوع نیست، بلکه معلوم کردن "رخ های " دوستان موافق و مخالف موضوع "اشغال " است، اگر طبع آرام نمی بود سؤال های زیاد است که از شما بپرسم، مگر کمی حوصله فرمائید ببینیم دیگر دوستان چی گفتنی دارند، "شاید" یک چیزی "بور شود" ١٢ سال گذشت یک چند وقتی دیگر "هم دسرش"

احمد کبیر لندن


اسم: عبدالحکیم سامع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.05.2013

مکثی بر «ثبت يک رويداد ۵۰ سال قبل

به ارتباط نظرخواهی جناب عبدالحکیم سامع »
جناب محترم سید خلیل الله هاشمیان، تحت این عنوان، حکایتی را از «۵۰ سال قبل» نوشته اند، که در مورد حرفی ندارم. ازینکه تذکر داده اند، که «به ارتباط نظر خواهی جناب عبدالحکیم سامع» می نویسند، در حالیکه معلومات ایشان راجالب یافتم، و قبلاً هم، خدمت هموطنان خواننده بعرض رسانیده بودم، که مطلب را تحت این عنوان نوشتم، اما بفکر آن نبودم، که مسؤولین محترم پورتال افغان جرمن آنلاین، این مطلب را در دریچۀ «نظر سنجی» قرار خواهند داد. وقتی ایشان چنین اقدام نمودند، مخالفت نداشته ام، بلکه مانند سائر هموطنان در ادامۀ بحث، تا حد درک و توان و تا جائیکه لازم دانستم، سهم گرفته ام. در آینده نیز، اگر ضرورت بود، نظر خود را باز هم ارائه خواهم داشت.

جناب محترم هاشمیان!

شما علاوه از اینکه از «پشتی مجله...» یاد نموده اید. باور کنید، اینجانب در زندگی ام این مجله را ندیده ام و اگرهم می دیدم، یقیین داشته باشید که . . . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/same_ah_maksi_bar_roydad.pdf



اسم: عبدالحکیم سامع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.05.2013

جناب محترم Ahmad kabir از لندن! 11/05/2013

طبع آرام و خوش شما رابرایتان تبریک می گویم. در مورد سؤال مشخص تعداد کثیری از هموطنان، مطابق میل خود، بطور محسوس مطالب خارج از موضوع را هم مطرح نموده اند، هر یک تا حدی هم به تبلیغ اندیشه های «آیدیالوژیک» بخصوص خود، پرداخته اند. در رابطه با ورود قوای شوروی به افغانستان، یک مجموعۀ وسیعی از معلومات ونظرات، نشر شده در سراسر مطبوعات وقت جهان، وجود دارد. مراجع «رسمی» شوروی و «دولت تحت حمایۀ آن» بصورت واضح، موقف آنوقت آنها را بیان داشته اند. مذاکرات «ژینو» نیز به پیمانۀ وسیع مواد مختلف، در «چوکات» مناسبات بین المللی، بدست می دهد. در جانب مقابل این موضعگیری ها، که همواره ادعا صورت میگرفت که «قوای محدود بنا بدعوت حکومت افغانستان» بخاطر جلوگیری از حملات خارجی، به آ نکشور رفته اند، دوباره پس از انجام وظیفه برمی گردند، موضعگیری ضد وجود داشته است.

در مقابل این موضعگیری، از تنظیم ها و جنبشهای «مقاومت» افغان گرفته، تا حامیان «بین المللی» آنها در زمان «جنگ سرد»، آنرا «تجاوز» یک قدرت «بزرگ» بر یک کشور «کوچک» می دانستند، بجنگ و مقابله ادامه داده شد. نتایج آن عمل، به ارتباط « اشغال»، در آغاز سال 1989م ، یعنی 24 سال قبل، با «عودت» آخرین «عسکر» آنکشور، روشن گردید. روشن نیست که چه عوامل شما را به این فکر انداخته است، تا از بحث در موضوع عدول نمائید.

قوای خارجی، در رأس قوای ایالات متحدۀ امریکا، تا اکنون، بنابر دلال دیگری در کشور افغانها حضور دارند. اخبارعقد انواع «قرارداد ها» با دولت فعلی افغانستان، بگوش می رسد، در عین زمان، از «نیازمندی» تأسیس«9» پایگاًه «مؤقت» استقرار قوای نظامی ایالات متحدۀ امریکا، در افغانستان شنیده می شود، که تحت بحث و مذاکره بین دولتین قرار دارد. بناءً اگر حضور قوای «امریکا»، بمثابۀ «اشغال در زمان استعمار» پذیرفته شود، پس بر اساس، آن حقوق، باید «واشنگتن» هچ نیازی،به عقد قرارداد نمی داشت.

امید است، با ذکر این چند جمله، توجه بیشتر تانرا به تبادلۀ نظر غمخورانه بین هموطنان مبذول دارید.

با احترام
سامع
پایان


اسم: Ahmad kabir   محل سکونت: London    تاریخ: 11.05.2013

سلام خدمت همه دوستان
از دوستان که تا حال نظر خود را ارایه نموده ،لطفآ به خاطر وضاحت دقیق این موضوع یک گام به عقب رفته و با یک جمله نظر خویش را که، آیا افغانستان در سالهای ٨٠ توسط روس ها اشغال شده بود یا نه ؟ بیان بدارند


اسم: نسرین معروفی   محل سکونت: برلین    تاریخ: 10.05.2013



http://www.afghan-german.net/audiovideo/Mosahebat/mosawe_Tajaawoz.mp3

برای شنیدن مصاحبه لطفاَ به آرشیف مصاحبات مراجعه نمائید!

لینک فوق متن مصاحبه ای است که زمانی در همین پورتال صورت گرفته و موضوع آن بحث در مورد وضعیت فعلی افغانستان و سؤال این که آیا در اشغال است و یا نه می باشد.

به امید تحمل دموکراتیک گردانندگان پورتال افغان جرمن آنلاین


اسم: دوکتور محمد صادق ارغندیوال   محل سکونت: هرات- افغانستان    تاریخ: 10.05.2013

به همه دوستان گرامی بخصوص به بزرگوار محترم سید هاشم سدید احترام وسلام های بی پایان تقدیم است.

نظریات هر هموطن عزیز نهایت قابل احترام است. میخواستم به ارتباط نوشته محترم سامع تحت عنوان (( آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است؟)) مقاله مبسوطی بنویسم. اما کمبود وقت و پیشبرد کار ضروریات کلنیک صحی که در یکی از ولسوالی های دور افتاده ولایت غور در آن مصروف میباشم وعجله برگشت بوطن، مانع شد تا مقاله جدیدی درمورد بنویسم. وبا فرستادن نوشته قبلی ام که تحت عنوان (چنبر شایعات آی اس ای وپیروزی سیاست های پاکستان درافغانسان) که با مضمون تحت بحث جاری مطابقت داشته وبرای اول در همین پنجره در اوائل سال 2009 بجواب نوشته پورتال افغان- جرمن تحت عنوان {( قوای خارجی برود یا بماند) آنلاین شده بود} بسنده کردم.

عرضم بحضور دوستان اینست که اشغال بمعنی حضور نظامی قوت های خارجی در یک سرزمین، که طی قرون متمادی اخیر الی فرو ریزی اتحاد شوروی بالای تعدادی از ملیت های جهان تحمیل میشد، دیگر معنی ندارد. در آنوقت کشور اشغال شده در امور محوله داخلی وخارجی آزدی نداشت. نه بیرقی داشت،نه سرود ملی، نه رئیس جمهوری، نه پارلمانی، نه هیت وزیرانی، نه سفیری، نه سفارت ونه هم...

اما کشورما در شرایط فعلی با وجود تمام شکست وریخت های داخلی که مربوط میشود به بیکفایتی ارگ ریاست جمهوری افغانستان، به عنوان کشور آزاد در جهان شناخته میشود. دارای سرودملی، بیرق، رئیس جمهور انتخابی،پارلمان انتخابی، هیأت وزیران، دارای نماینده در ملل متحد و سفارت و سفیران در خارج از کشور میباشد.
یعنی کشور ما در امر موجودیت قوت های خارجی در سطح بین المللی درست همان موقفی را دارد که کشورهای آلمان، جاپان وکوریای جنوبی دارا هستند. اینکه چرا موجودیت قوتهای خارجی در کشورهای آلمان و جاپان به مشکلات کشانده نشد. دوستی در همین پنجره نوشته است که: کشور های آلمان وجاپان همسایه های مغرض ومخربی چون پاکستان وایران در کنار شان ندارند. که من هم گفته شانرا در مورد تائید میدارم.
وقتی در سال 2001 قوتهای خارجی به افغانستان رفتند و مردم این سرزمین را از چنگال وحشت ودهشت طالبان قرون وسطی واشغال پنجابی های پاکستان نجات دادند؛ استقبال این مردم از قوتهای خارجی بسیار زیاد بود. این موضوع را تلویزیون cbc کانادا چندی قبل به بررسی گرفت و اینکه چرا بعداً این قوتها مورد تهاجم جنگجویانی زیر نام طالب قرار گرفتند. سؤالات بی جوابی بمیدان کشیده شد. ولی جواب این سوال اینست که اگر دست آی .اس.آی پاکستان درمیان نبود قوت های خارجی سالهای سال در بارک های شان میخوابیدند و کشور ما مرکز گشت وگذار سیاحان وتوریست های خارجی شده و پولهای زیادی را مردم ما از این درک در امر رشد اقتصاد کشور شان بدست میآوردند.
شرایط افغانستانِ فعلی به موجودیت قوت های خارجی اشد ضرورت دارد. در نبود این قوت ها کشور های ایران و پاکستان میهن ما را میان خود وسر سپرده هایشان تکه- تکه و پاره پاره خواهند کرد.
دست آخر اینکه اگر افغانستان کشور اشغالی باشد، آلمان هم کشور اشغالی است ولی جالب اینستکه تعدادی از هموطنان ساکن آلمان در حین حال که از پول سوسیال دولت آلمان مستفید میشوند با راه انداختن سایت ها، پورتال ها و مصاحبات ا زافغانستان اشغالی نام برده و آب در آسیاب سازمان استخبارات نظامی پاکستان میریزند. بااحترام فراوان.


اسم: محمد انور بلوچ   محل سکونت: دیشو، هلمند    تاریخ: 10.05.2013


قابل توجه داکتر صاحب هاشمیان:

نظر شما زیر عنوان "ثبت یک رویداد پنجاه سال قبل" را با علاقمندی زایدالوصفی خواندم و از مضمون آن دانستگِی حاصل شد. همچنان نظر داکتر همایون کبیر، وزیر وقت معارف هند را خواندم و دانستگی حاصل شد.

در این هیچ جای شک نیست که دوستان ما در نیم قاره هند مبارزات آزادی خواهی های افغان های غیور را همیشه ستوده و از آن پشتیبانی بعمل آورده اند. هر وقت افغان های شجاع از خود علیه اشغاللگران شجاعت نشان داده اند این دوستان با تحسین و چک چک های دائمی شان ستایش نموده اند. ما از این حسن نظر شان قدرانی بعمل می آوریم.

ای کاش روزی برسد که این دوستان ما از خود شجاعت نشان دهند تا ما افغان ها این شجاعت شان را از طریق چک چک و آفرین گوئی های بی پایان خویش تائید نمائیم. در زبان شیرین پشتو ما یک متل معروف داریم: "ژرنده که د پلار ده، هم په وار ده!" سئوال در اینجاست که چه وقت این دوستان ما روحیه آزادی و جهاد را در خود می پرورند و تا کی ایشان از شجاعت و جهاد افغان ها با چک جک تحسین بعمل می آورند؟ باز هم همان گپ است: "اگر هوس است هم بس است!"

روحیه جهاد و کفر ستیزی برای افغان های با شهامت هم اگر هوس باشد بس است و روحیه پسیف برادران هندی و پاکستانی ما هم مبنی بر چک چک و تحسین لفظی از افغان ها هم اگر هوس است، بس است. حال قضاوت را به خوانندگان این فورم می گذاریم .....


اسم: نسرین معروفی   محل سکونت: برلین    تاریخ: 09.05.2013

http://www.afghan-german.net/audiovideo/Mosahebat/mosawe_Tajaawoz.mp3
برای شنیدن مصاحبه لطفاَ به آرشیف مصاحبات مراجعه نمائید!

لینک فوق متن مصاحبه ای است که زمانی در همین پورتال صورت گرفته و موضوع آن بحث در مورد وضعیت فعلی افغانستان و سؤال این که آیا در اشغال است و یا نه می باشد.

به امید تحمل دموکراتیک گردانندگان پورتال افغان جرمن آنلاین


اسم: سید خلیل الله هاشمیان    محل سکونت: امریکا    تاریخ: 09.05.2013

ثبت یک رویداد 50 سال قبل
به ارتباط نظرخواهی جناب عبدالحکیم سامع

آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است؟ نظر شخص من درین باره، البته با احترام کامل به نظرات سایر هموطنان محترم، در یک ترکیب بیت مانند تبارز یافته که از سال 2002 تا سال 2010 در پشتی مجله آئینه افغانستان بالای نقشه افغانستان چاپ و نشر شده است و آن ترکیب ازین قرار است:

کشور تحت اشغال استقلال ندارد
زعـیم تحت اشغال استدلال ندارد

اما به ارتباط سوال آقای سامع یک رویداد حدود 50 سال قبل را در این جا ثبت می کنم : . . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/hashemiyan_s_k_gozaresh_roydad_50_sal_qabl.pdf


اسم: سید هاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 08.05.2013

توضیحاتی که باید داده میشد
به تأسی از سئوال میهن از بدحشان

خلط کردن موضوعات برای مغشوش ساختن یا جهت دادن افکار مردم در مسیری خاصی، یکی از خصوصیت های آشکار مردمان غرضمند و غالباً معاش خوراست. مبلغین حکومت های خلق و پرچم و شوروی و مبلغین احزاب و حرکت های اسلامی را در گذشته و امروز در نظر بگیرید، هیچ یک، هیچگاهی نپذیرفته و نمی پذیرند که غلطی در کار شان بوده است. شهر کابل با خاک یکسان شد و شصت تا هفتاد هزار انسان در یک هفته کشته شدند، ولی همه جوانب درگیر در آن جنگ های شرم آور میگویند: " خدا نکند، ما نبودیم!" این خصلت انسان هائی است که هنوز از نعمت وجدان سالم و آزادی و استقلال در فکر و عمل بی بهره اند. چنین خصلتی را خداوند تنها به بعضی از انسان ها عنایت میکند. یکی مرا طالب میخواند و دیگری کمونیست، یکی مسلمان و دیگری کافر، یکی در خدمت امریکا و غرب و دیگری ضد امریکا و غرب و در خدمت چین و روسیه و ...؛
چرا؟
چون من آنچه را که نادرست می پندارم، . . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/sadid_s_h_taozihate_ke_bayad_daada_meshod.pdf


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 07.05.2013

هموطن عزیز میهن از بدخشان!
06/05/2013
سلام و احترام حضور شما بعرض میرسانم!

اینجانب برداشت شما را «گمراهی» نمی دانم. با وجودیکه خود «مبصر و صاحبنظر نیستم» که شما، به آنها مراجعه نموده اید. بازهم طلب پوزش می نمایم که بدون تخصص چند کلمه خدمت شما بعرض برسانم. اینجانب همچنان، تبصره های تبلیغاتی و «حاشیوی» بعضی هموطنان را «گمراه کننده» یافته ام. شما هم حتماً مشاهده نموده اید، که یک عده یا شعار داده اند و یا زیر سایه «اشعار» تلاش ورزیده اند، تا تفصیلات اشتباه آمیز خود را بپوشانند.

وقتی به سؤال «آیا افغانستان اشغال است؟» با خونسردی ببینیم، باید همین «حضور قوای خارجی» را در افغانستان در طی مدت 12 سال ارزیابی کنیم، که برای چه هدف داخل کشور ما شده اند؟ آیا در نتیجه، کشور به مستعمره، مانند، زمان استعمار کهنه مبدل شده است و یا خیر؟
یک اشغال نسبت به اشغال دیگر، نظر به هدف آن فرق می داشته باشد. نمونه های حضور قوای خارجی در قلمرو های دیگر زیاد است. یکبار پایگاه های نظامی را در گذشته و حال در سراسر دنیا از نظر بگذرانیم، که نیازی به نوشتن زیاد دیده می شود .
اول باید ببینم که وضعیت دولت افغانستان قبل از آن چگونه بوده است.

قوای خارجی، در تحت رهبری امریکا در تحت نام «جنگ با تروریزم» برای جواب مقابل، از خاک افغانستان آغاز نمود، زیرا «طالبان» به تقاضای تسلیمدهی «بن لادن»، جواب عاجل مثبت و بموقع نداد. موازی با حضور قوا در افغانستان که مشغول جنگ اند، در عین زمان در قرغزستان بطور مثال پایگاه ها دارند، آیا قرغزستان اشغال است؟ در آنجا هم عساکر خارجی حضور دارند.

حین حمله و حضور قوای «سنتکوم» امریکا، که ضربه بر «القاعده»، «سقوط حکومت طالبان» را حتمی ساخت، سازمان «ملل متحد» ضرورت ایجاد ادارۀ مرکزی ، نخست «مؤقت» را در افغانستان، حین ادامۀ عملیات نظامی خارجی، ضروری دانست، که «پروسۀ» جدا از قوای خارجی، ضد «تروریزم» شناخته شده می تواند.

ذولت افغانستان، که عملاً در جنگ داخلی از فعالیت باز مانده بود، در طی این مدت بکمک های خارجی دوباره فعال شد و چانس رشد نیروی آنرا مساعد ساختند. دولت آزاد است، ولی ضعیف. دیده شود که در سال 2014م در چه وضعیت خواهد بود.

موجودیت قوای نظامی و امنیتی خارجی، درین 12 سال، بار سنگینی را حمل نموده اند، اما تا حال کدام سند «مستعمره ساختن» افغانستان را بین هم به امضاء نرسانیده اند. بدین معنی که افغانستان آزاد است، اما تا بحال قادر نیست معاش کارمندان دولت خود را خود بپردازد. نوع مجبوریت ها ناشی از جنگ که بعضاً «وابستگی» یا «محتاجی» می دانند، وجود دارد، اما «استقلال» خود را در عرصۀ بین المللی از دست نداده است. به برگشت صلح مؤفق نشده است، بار جنگ فعلاً از جانب خارجی ها تمویل می گردد. تداوم جنگ مانع اعمار مجدد شده است

پایان


اسم: Abdul Qadeer   محل سکونت: USA    تاریخ: 06.05.2013

I think 100% of Afghans that have no ax to grind agree with Mr. Saeed. Those who claim Afghanistan is occupied, I think are those of us who daydream about working with Taliban in their new government. They think that this time Taliban have learned their lesson and would be using the service of Afghans who have lived in Europe or USA and have at least learned a foreign language.

I do not see any other logical reason for preferring the occupation of our country by Pakistan and Pakistani agents than letting the NATO forces stay in the country until we stand on our own feet, have a defense force that can defend us against Pakistan and Iran.


اسم: میهن   محل سکونت: بدخشان    تاریخ: 06.05.2013


سلام به تمام مبصرین و صاحب نظران کشور!

هر چند صاحب نظران دانشمند کشور با دلایلی افغانستان را کشور اشغال شده و یا اشغال نا شده تذکر داده اند، بنده در میان این همه تبصره ها گمراه شده ام و در واقع نمیدانم که این کشور اشغال شده یانی؟
اگر این کشور اشغال شده نباشد، پس چیست؟ آزاد است؟ فرق بین این اشغال و اشغال از طرف شوروی سابق چیست؟


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان     تاریخ: 05.05.2013


با زمــرۀ اجلاف نسازد چـه کـند کـس
این عالم پوچیست و همین هیچ کسی چند

دوست عزیزی طی ایمیلی ضمن این که موافقت شان را با محتوای مقالۀ "حقایقی که شاید قصداً نادیده گرفته میشوند!" اعلام کرده اند، نظر مرا در مورد نوشتۀ دارای عنوان "قوت های خارجی بروند یا بمانند" آقای محمد صادق ارغندیوال پرسیده و ضمناً به شکلی تلویحی یادآور شده اند که شما که همواره از حقیقت حرف می زنید بگوئید که ماندن امریکائی ها در افغانستان در وضعیتی موجود طرف تأئید شما است یا نه؟

این دوست عزیز می خواهد، باوجودی که به ایشان نوشته بودم که حالت موجود را نسبت به آمدن دو باره طالب و دسته های جنایت پیشۀ آزموده شدۀ احزاب به اصطلاح اسلامی یا مجاهدین ترجیح میدهم، من این مطلب را بطور آشکار اعلام نمایم که طرفدار ماندن قوای خارجی در افغانستان هستم یا نه. علاوه براین، دوست عزیز ما، اشاره نموده اند که چون شما تا حال در این مورد ـ در مورد ماندن و رفتن خارجی ها ـ به شکل صریح چیزی ننوشته اید، حتماً از کس یا کسانی هراس دارید! جواب من به این دوست این است، که من در یکی از نوشته های خود ـ یادم نیست کدام نوشته ـ واضح نوشته ام که " مردم ترجیح میدهند هر کسی، حتی اسرائیل، بیاید و ایشان را از شر این ستم پیشگان خدا ناترس بی رحم فساد پیشۀ جنایتکار نجات بدهد." شاید قابل به یادآوری نباشد که من خود را هیچگاه از این مردم جدا ندانسته ام. نام اسرائیل را هم بر حسب برداشت های سنتی ـ فرهنگی ای که جامعۀ دینخو و دین پرور ما از آن دارد و بر اساس این برداشت گویا بدترین مردم اسرائیلی ها هستند، بکار برده ام؛ اگرچه من انسان ها را بر اساس عمل شان به خوب و بد تفکیک می کنم، نه بر اساس ملیت و قوم و نژاد و دین و ... ضمناً در یکی از نوشته هایم خطاب به کشور هایی که افغانان را در جنگ علیۀ شوروی کمک نموده بودند، قبل از سال 2011 ، یاد آور شده بودم که جنگ با شوروی وقت و حکومات دست نشاندۀ آن تنها مسؤولیت و خواسته افغانان، و تنها در راستای تأمین منافع افغانان نبوده است. بناءً این کشور ها اخلاقاً مسؤولیت دارند در ایجاد نظم در افغانستان و نجات مردم از شر شرارت پیشگان مفسد و جنایتکارانی با افکار قرون وسطائی قدم پیش بگذارند! حال هم به همان نظرم! من به هیچ صورت، حتی با آمدن و ماندن نیروهای خارجی در افغانستان، حاضر نیستم حکومات جابرانه و قرون وسطائی انسانان بدوی و فاقد اندیشه های انسانی و سالم را، انسان هایی که تا گلو در جنایت و فساد غرق هستند، پذیرا شوم. اینکه بر سر فقدان حاکمیت ملی و نبود استقلال و آزادی عمل تأکید دارم سخنی کاملاً جدا از این سخن است. طبیعی است که در صورت داشتن یک حکومت مستقلی که دارای آزادی عمل باشد و یک کشور نیرومندی که بتواند در برابر مداخلات سلطه جویانۀ همسایگان از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور دفاع کند، خواهان دیدن هیچ یک از نیرو های نظامی خارجی در کشور نیستم. و اما در مورد اینکه جناب ارغندیوال صاحب شرایط آلمان و جاپان پس از جنگ عمومی دوم و شرایط کوریا را با شرایط افغانستان همسان می بینند، باید به عرض برسانم که در این زمینه من با ایشان موافق نیستم، ولی نظر شان را به مثابۀ نظر یک انسان آزاد، با توجه و احترام به حق آزادی بیان، قابل احترام می دانم.


اسم: عبدالمنان کریم    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 05.05.2013

عوامفریبی مشترک افراطیون «چپ» و «راست» !

شواهد و اسناد بی شمار نشان می دهد، که حلقات افراطی یاد شده، بنابر عطش بیحد برای رسیدن بر اریکۀ یکه تاز قدرت ، به تبلیغات «ارزان» و «کلیشه یی» یکنواخت و خسته آور نیز می پردازند. سخنگویان «مجذوب» آنها، درینجا و آنجا، یا بنابر عدم درک دقیق از تحولات بنیادی در عرصۀ بین المللی، عدم درک از اوضاع عینی داخلی کشور ما افغانستان، عدم توجه به نیازمندی های فعلی عموم مردم ما، نتوانسته اند و یا نمی خواهند، به نبض مناسات جدید، در حال رشد، توسعه و تعمیق پی ببرند و مسائل اساسی را که در برابر نسل کنونی و نسل های آینده مطرح می باشد، در نظر بگیرند. شب و روز مشغول «شعار سازی» و طرح مناقشات و بحث های «انحرافی» دور از موضوع و «پولیمیک» هستند. واقعیتی را که مردم کشور ما، به صلح نیازمند اند وخود، به تنهائی به حل آن قادر نبوده اند، وقعی نمی گذارند، در تلاش تحمیل راه و روش «آیدیالوژیک» خاص خود، بر جامعه می باشند.

همین دو حلقه، از همان آغاز، کنفرانس «بن» و نتایج آنرا، با چنین «شعار ها» به «باد حمله» گرفتند. گلبدین حکمتیار بطور نمونه یک دسته ازافراد خود را . . . . . .


متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_awamfiribi.pdf



اسم: ح افغانیار   محل سکونت: کابل    تاریخ: 05.05.2013


من با احترام کاملی که به کلیه متفکرین و دانشمندان هم میهنم دارم در عین زمان با تار و پود وجودم کشورم، ترقی و پیشرفت و از همه مهمتر استقلال و حاکمیت ملی آنرا دوست دارم و منحیث یک افغان برای حصول آن تا پای جان مبارزه و ایستادګی می نمایم.
در ضمن هر شخص آزادی این را دارد که نظر خودرا آزادانه ابراز نماید که در زمینهٔ مسایل جاریهٔ مربوط به افغانستان نظر من طوریست که:
ما در طول تأریخ چنانچه بزرګان در مقالات شان به تکرار اشاره کرده اند در مقابل هرنوع استعمار مردانه وار جنګیده ایم و کشور خود را آزاد نګهداشته ایم.ای کاش چنین نمی کردیم، کاش میګذاشتیم انګلیس چند سالی در کشور ما می ماند تا از یګطرف در اعمار زیربناهای اقتصادی مانند هند و پاکستان بهره ای نصیب ما می شد و از طرف دیګر روحیهٔ یاغی ګری و عدم اطاعت و نافرمانی و بی اتفاقی و مسؤولیت ناپذیری و قانون شکنی و صدها عادت ناپسند از دل و دماغ مردم ما بیرون می شد و به اصطلاح هوش به سر شان می آمد. و از اینقدر مستی باز می ماندند.
اکنون کشور ما کشور آزاد مردان است، ولی برای دفاع از ناموس خود به ساختن یکدانه غولک و پلاخون هم قادر نیستیم. دشمنان مکار و شیاد از ۴ طرف در کمین، باز صحبت از خود مختاری و آزادی می زنیم. متأسفانه ما افغان ها صرف در ګفتار شجاع ترین مردم جهان هستیم، ولی هر کدام ما، تکرار میکنم هر کدام ما بخصوص اهل دانش و تعلیم و تحصیلکرده های ما میدانیم که اګر یک قوه و یا پشتوانهٔ نیرومند در سطح جهانی نداشته باشیم، کار ما زار ِ زار است. اګر حالا از طرف امریکا اشغال شده ایم، آنوقت از طرف پاکستان و یا یک مردارخور دیګر که به نوکری نمی ارزد اشغال می شویم که تا ابد غلامی یک مزدور را کرده برویم.
من امریکایی نه بلکه یک افغان هستم هر مهری را که بر من میزنند مختارند. ولی این نکته را خوب متیقن هستم چون در بین واقعه قرار دارم، اګر امریکایی ها از افغانستان کاملاً بیرون شوند. ما منتظر فرا رسیدن یک قیامت واقعی در وطن خود باید باشیم. بقیه همه چیز را میګذارم به دانشمندان میهن دوست و آزادیخواه خود که تا می توانند در مورد آزادی و حاکمیت ملی قلم بزنند و صفحات انترنت را پر نمایند. ولی نتیجه یک چیز خواهد شد و میشود. یعنی ګل آلود ساختن آب و اغوا ساختن مردم کم سواد و خوشباور ما و بدتر شدن روز و روزګار مردم و سهل سازی کار همسایه های طماع و شوم.


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: جرمنی     تاریخ: 04.05.2013

حقایقی که شاید قصداً نادیده گرفته میشوند!

وجود اندیشه های ابلیسانه ای کشورگشائی را از روزگاران قدیم تا امروز در کله های انسانهای بیمار و مالیخولیائی نمیتوان منکر شد. زمانی کوروش و داریوش و اسکندر و محمود و چنگیز و تیمور، با چنین اندیشه هائی جنون آمیز و پلید مردمان و سرزمین های بیشماری را مورد تاخت و تاز قرار داده شهرهای زیبا و معمور را با خاک یکسان نموده میلیون ها انسان را از دم تیغ شمشیر های بران کشیدند؛ زمانی هم ـ نه چندان دورـ کشورهای غربی، از جمله بریتانیای کبیر بنام متمدن ساختن کشورهای نامتمدن و وحشی از شمالی ترین نقطۀ اروپا سر از قارۀ آسترالیا و کشور های فلپین و اندونیزیا و هند و افغانستان و چین و ...

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/sadeed_sh_haqayeqe_keshayad.pdf


اسم: ق کبیر   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 03.05.2013

یکی از قاعده های مهم کمیونیکشن ( افهام و تفهیم ) سازنده و اثر گذار در پهلوی قواعد دیگر (لطفاً نظر جناب عباسی را که به تأریخ 24/04/2013 در همین پنجرۀ نظرخواهی نشر شده بود، در پایین این نوشته بخوانید) سطح افهام و تفهیم می باشد. این بدان معنی است که بحث به موضوع آن متمرکز بماند در غیر آن مقصد اصلی و اساسی بحث به کژراهه رفته و اکثراً به ناراحتی و کینه می انجامد.

بعد از تعقیب بحث "آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است" می توان به آسانی درک کرد که در این مورد در دو سطح مختلف سخن گفته می شود. نظر تأئیدی جناب انصاری راجع به این موضوع از جهان بینی شخصی وی در مورد سیاست در سطح جهانی از قبیل گلوبالیزیشن، سرمایه داری، جیوپولیتیک، استثمار مواد خام، تئوری توطئه و دسیسه (کانسپرسی تئوری) و غیره شکل گرفته و در نتیجه گیری از آن به سیاست محلی و منطقوی کشور مراجعه می گردد. درحالیکه سایر نویسندگان با تردید این نظر روی سطح ملی کشور که خیلی آسیب پذیر میباشد، متمرکز شده اند و پیام خطر میدهند. در این جا، جا درد از نوشتۀ های تعدادی از اشترک کنندگان در ایت بحث خاصتاً از نوشتۀ همه جانبه، تحقیقی و مستند جناب ارغندیوال باید ارج گذاشت که همه تشریح واقعیت های انکار ناپذیر کشوذ ما افغانستان است.

از بیانات شاغلی انصاری چنین انتباه گرفته می شود که وی هم در زمرۀ آن افغان هایی میباشد که در غرب نشسته به لغمان فیر میکند، که این درست نیست. نظریات اخیر وی نشان دهندۀ آن است که او بیشتر با استفاده از حقوق دیموکراتیک همین مملکتی که به نظرشان اشغال شده است از طریق انتخابات خواهان یک تغییر صلح آمیز در نظام فاسد افغانستان است، که این نوع تغییر آرزوی اکثریت مطلق مردم افغانستان است.

ما افغان هایی که در خارج از کشور حیات به سر می بریم باید حق اشتراک در انتخابات افغانستان را داشته باشیم تا در وقایع کشور از طریق صلح و دیموکراسی حصه بگیریم. در این زمینه از شاغلی هیرمند خواهش داریم تا با نوشته خود وضاحت داده و ما را مستفیذ بدارند.

تصحیح اشتباهات املایی و انشایی به کژراهه کشیدن بحث ها نمی باشد. این یکی از پروفیل های افغان جرمن آنلاین است که تا حد امکان کوشش بعمل می آید از تکثر اشتباهات جهت جلوگیری از به بیراهه کشیدن خوانندگان مخصوصاً جوانان از نظر غلط نوشتن کلمات و جملات است. زیرا خوانندگان این پورتال بی اندازه زیاد بوده و متوجه درست نویسی و اشتباه نویسی هستند. بطور مثال تنها در 24 ساعت گذشته یک هزار سه صد کلیک بالا این دریچۀ نپر خواهی صورت گرفته است.


اسم: محمد صادق ارغندیوال    محل سکونت: اوتاوا کانادا    تاریخ: 03.05.2013

قوت های خارجی بروند یا بمانند
بخش دوم و اخیر

مطلب تحریری ذیل چند سال قبل در همین پنجره بجواب، سوأل (قوت های خارجی برود یا بماند) نشر شده بود. از آنجائیکه متن این مطلب با عنوان مضمون (آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است؟) کاملاً همخوانی دارد. بناءً از کارمندان محترم پورتال وزین افغان جرمن آنلاین میخواهم آنرا یکبار دیگر، بخصوص بجواب تشویش تعدادی از هموطنان در مورد نشر نمایند.

چنبر شایعات وافواهات آی.اس.آی
وپیروزی سیاست های پاکستان
در افغانستان

و اما ماجرای پخش دین مسیحیت !!؟؟

برعلاوۀ آنکه سازمان های استخبارات نظامی پاکستان و ایران اختلافات قومی، لسانی و سمتی را در کشور ما در هر مقطع زمان و با استفاده از هر امکان باشدت هر چه تمامتر دامن زده و می زنند، روزگاری بنا به توطئه های سازمان مذکور مکاتب ما را بنام مرکز تربیه کمونیزم می سوختاندند که در جریان دهۀ هشتاد میلادی نزدیک به سه هزار مکتب و مدرسه مجهز با تمام وسایل آن بشمول میز، چوکی، تحویلخانه و کتب درسی زیر نام مراکز تربیه کمونیزم به آتش کشیده شد و در پهلوی آن نزدیک به دو هزار مرکز صحی و شفاخانه نیز در سراسر افغانستان حریق گردید، ولی هیچ کس نپرسید که اگر مکاتب به نام تربیه کمونیزم به آتش کشیده می شد مراکز صحی و شفاخانه ها بنام چه حریق میگردید.؟ هزاران کیلومتر سرک و شاهراه و هزاران پل و پلچک چرا تخریب میگردید؟ ولی جواب نزد مجریان آی. اس. آی. یکی بود: هر آنچه مراکز تعلیم و تربیه ملت افغان است و هر آنچه زیر بنای اقتصادی افغانستان را می سازد باید نابود گردد. بنا به تعقیب همین پالیسی دست اندر کاران سازمان استخبارات نظامی پاکستان از یکطرف و سازمان های استخباراتی جمهوریت آخوندی ایران از جانب دیگر حالا ایده دیگری را جهت نابودی مراکز تعلیم و تربیۀ افغانستان بکار می برند و آن عبارت از " نابودی مکاتب، زیر نام نابودی مراکز تعلیم مسیحیت است "

آنهائیکه منطقا ً به این مسئله فکر میکنند، می دانند که. . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/arghandiwam_ms_qowathay_khareji_berawand_ya_bemanand_2.pdf


اسم: محمد صادق ارغندیوال    محل سکونت: اوتاوا - کانادا    تاریخ: 02.05.2013

قوت های خارجی برود یا بماند
بخش اول

مطلب تحریری ذیل چند سال قبل در همین پنجره بجواب، سوأل (قوت های خارجی برود یا بماند) نشر شده بود. از آنجائیکه متن این مطلب با عنوان مضمون (آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است؟) کاملاً همخوانی دارد. بناءً از کارمندان محترم پورتال وزین افغان جرمن آنلاین میخواهم آنرا یکبار دیگر، بخصوص بجواب تشویش تعدادی از هموطنان در مورد نشر نمایند.


چنبر شایعات وافواهات آی.اس.آی
وپیروزی سیاست های پاکستان
در افغانستان

از مدت ها به گوش می رسد که گویا امریکا جهت موجهه نشان دادن موجودیت نظامی اش در افغانستان، دست به ایجاد جنگ های ساختگی در این کشور می زند، و مشاورین غربی مصروف در سازمان های خیریه، در پی ترویج دین مسیح در افغانستان می باشند. این حرف هایی است که نه تنها از زبان عام و خاص در داخل افغانستان شنیده می شود، بلکه امواج آن ماورای اوقیانوس ها چون کانادا، امریکا، اروپا و آستریلیا را نیز در نوردیده است. حالا ببینیم که این آوازه ها و یا شایعات حقیقت دارد و یا اینکه شایعات مذکور ساخت سازمان های استخباراتی کشورهای همسایه و ذیدخل به مسایل افغانستان می باشد.

حقیقت آنست که از مدت شصت و هشت سال بدین طرف. . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/arghandiwam_ms_qowathay_khareji_berawand_ya_bemanand.pdf


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 01.05.2013

افراطیت و تروریزم با هم برادر اند!

در کشور بحرانی افغانستان، از قریب یک قرن بدینسو، بصراحت، شواهد نسبتاً کم وبیش، تمایلات افکار«افراطی»، چه در حلقات «مذهبی» راست و چه در محافل «تحول طلب چپ»، که «طیف» وسیعی را تا «افراطیون چپ و افراطیون راست» یا «رادیکال»، در بر می گیرد، محسوس و مشهود بوده است. همین تمایلات، چه «چپ» و چه «راست»، که با «تخیلات» غیر واقعبینانه توأم بوده است، با تسلط «رقابت های جنون آمیز» در همه «پروسه ها»، مانع «رشد» ضروری و عادی جامعه گردیده است. تا همین لحظه در همه، با تناسب متفاوت «عطش» رسیدن عاجل بقدرت، از مشخصات، مشترک اهداف آنها، شناخته می شود. در هر دو طرف، توجه تبلیغاتی بسوی «بیگانه»، عمدتاً علیه «غرب» متمرکز کردیده، بیک نوع عادت «بلا تغییر»، مبدل گردیده است. همچو «جنون» در عین حال، بر پراگندگی محافل و حلقات مشابه خود آنها نیز افزوده است. این هر دو جناح، حرکات و تلاشهای «دیموکراتیک» را با «مهر زدن ها»، قصد بی اعتبار ساختن دارند. وسیعاً تبلیغات را در افکار عامه، براه می اندازند، که گویا همه چیز زادۀ «توطئه» های سرمایه و بقول «راستی های افراطی» از جانب «استکبار» غرب و «صلیبی هاست». هستند کسانی که، ممکن، . . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_efratiat_wa_terrorism_baham_beradarand.pdf


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 30.04.2013


هموطنان سلام دوباره به شما.

محترم عزیزی صاحب. من نظرات خود را در مورد اشغال ابراز کردم، و سید هاشم سدید صاحب هم نظراتی تحقیقی خود را نوشتند و گفتند که کشور ما اشغال است. وقتی اثبات نشد که بن لادن والقاعده در ۱۱ سپتامبر نقش داشتند پس دفاع خودی ناتو و نبرد علیه تروریسم رد شده و دولت امریکا و ناتو خود دست به ترور دولتی زده و مجرم هستند.
نمیدانم مشکل در کجا است. پس وظیفهء ما دفاع از کشور، استقلال، و آزادی است. راهش وحدت ملی است، و کسانیکه به اشغال اعتقاد ندارند، روی حمله و جنایت ناتو صحه گذاشته و طرفدار بودن ناتو و امریکا در کشور ماست. پس تن به نوکری باید بدهیم و تمام وحشیگری آنها و نوکران داخلی و خارجی آنها را به شمول طالبان که خود محصول دست جهان سرمایه است بپذیریم. راه وحدت ملی بحث و مباحثه است. بشکل سیمینار ها، کنفرانس ها و غیره که میشود رویش بحث نمود.
حالا اختیار به شما است که کدام راه را میروید. من فکر کردم که با تصدیق راه وحدت از طرف شما مشکل اشغال حل شده. و باید راه های وحدت را در عمل دریافت ولی معلوم میشود که چنین نیست. از کنفرانس در مادرید صحبت نمودید. از سخن تان معلوم است که از کنفرانس مادرید آگهی دارید. برای وحدت صدها کنفرانس لازم است. میشود در کارلسروهه در پوهنتون هم کنفرانس گرفت و من کمک میکنم. شما به عنوان همکار سایت افغان جرمن خیلی امکانات دارید که یک حرکت ملی را به راه اندازید.


اسم: ن. عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 30.04.2013

محترم آقای انصاری

بحث روی اشغال بودن افغانستان و یا اشغال نبودن آن است.
تا حال من از قلم هیچ دوستی نخوانده ام یا ندیده ام که در بحث خویش وحدت ملی را رد کرده باشد.
در ضمن شما پیشنهاد دایر نمودن کنفرانس را می کنید پیشنهاد بجا است.
اگر این کنفرانس در مادرید اسپانیه باشد (چه بهتر)

با احترام
با عرض حرمت


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 30.04.2013


هموطنان سلام عرض میدارم.

برادر محترم ن.عزیزی. شما می نویسیدکه «جای شک نیست وحدت ملی یگانه راه نجات وطن است» بلی راز حفظ شرف و حیثیت ما و ملت ماو رسیدن به اسقلال (استقلال) وآزادی در این جمله فوق شما نهفته است. چیزیکه دشمنان بشریت و نوکران شان از آن شدیدأ حراس دارند. وبا(و با) تمام قوا در تلاش اند جلو آنرا بگیرند، که متأسفان (متأسفانه) در کارخود موفق (مؤفق) اند. ولی در تاریخ کشور ما شاهد حماسه آفرینی نیاکان خود هم بوده ایم که تسلیم اسکندر کبیر، چنگیز، (ا)استمار انگلیس،اشغال شوروی نشده و اینبار مقاومت مردم در اشکال مختلف ادامه دارد. مبارزه در جریان است، باید تمام نییرو (نیرو) های پراگنده ملی، دموکرات (دیموکرات) قوای جسمی، روحی، فکری، علمی، و تشکیلاتی خود را واحد ساخته و در انتخابات سهم فعال گرفته و تلاش کنند انتخابات را ببرند. یکی از راهها این است. چطور؟ باید راه یابی کرد. مثلا کنفرانس دآیر (دایر) کنیم و بحث نمایم (نمائیم) و همه راههارا ارزیابی کنیم ا گر (اگر)حاضراید (حاضرید)بسم الله.


اسم: ن. عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.04.2013

جناب آقای انصاری
احساسات شما در مقابل مردم رنجدیده و ستمکشیده افغان قابل قدر است.
اما سوال که چطور قسمیکه شما می فرمائید خود را زحمت دهیم و در مقابل اشغالگران به مبارزه آغاز نمایم و آن هم از فرسنگها دور از وطن.
جای شک نیست وحدت ملی یگانه راه نجات وطن است.
من چند روز قبل در همین دریچه چند سوالی را مطرحه کرده بودم که اگر جناب محترم مرا در قسمت جواب آنها کمک نمایند ممنون سازند.


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 29.04.2013

هموطنان سلام به همه شما.
من منطقأ،چون اعتقاد به انسان وانسانیت دارم وبنی آدم همه اعضائ یکدیگر اند ۰۰۰۰۰۰که ۰۰۰ واز نظر مسلکی هم سوگند کمک وشفا انسانها را خورده ام ، طرفدار هیچ نوع اشغال وتجاوز نیستم.ملت پاکستان وایران خود زجر این اشغال را میکشند وحیات خود شان تحت این اوضاع در افغانستان در خطر دوام دار قرار دارد.ما افغانها متأسفانه بنابر اوضاع تحمیل شده جنگ از۴۰ سال بدینطرف وخیانت بی پایان عاملین ۷و۸ ثور واشغال شوروی وجنایات ناتو، اعتماد به نفس خود را از دست داده ایم،به سرحدی که کشتار،چور ،چپاول،ظلم،انسان ربائ،تجاوز به کودکان وزنان ،اعتییاد به مواد مخدر وتجاوز روزمره ۱۵۰ هزار عسکر وحشی اشغالگران بر ناموس خود را که عاملین همه آنها اشغال گران خارجی ونوکران داخلی شان است حاضریم بخاطر ترس از حاکمیت دوباره طالبان قبول کنیم ولی خود را زحمت نمیدهیم که از تاریخ خود بیاموزیم وبرای وحدت همه مردم برنامه ریزی وکار عملی نمایم وراه استقلال،وآزادی را در قدرت این وحدت دریابیم.آبرومندی ما در وحدت ملت ما ودر آزادی واستقلال ماست.هر نوع طفره روی از این اصول خیانت به ملت بوده ،گناه نابخشودنی است.


اسم: صادق مرور   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 29.04.2013

29/04/2013


جناب محترم غلام انصاری سلام!

دو روز قبل احترامانه خدمت شما سؤالی را مطرح ساختم!

بجای جواب به سؤال این جانب، در خطاب به هموطنان، باز همان ادعا هارا تکرار نمودید، که گویا امریکا، «اسناد» کافی ثبوت در رابطه با اتهام علیه «اوساما بن لادن»، به طالبان ارائه نداشته است. برای منحرف ساختن اذهان عامۀ کشور ما، به گزارش «سی.ان.ان.» در 21 سپتمبر 2001م مراجعه می کنید. هدف چیست؟ آیا شما مصروف ثبوت «بی گناهی» «بن لادن» هستید؟ این موضوع به «اشغال افغانستان چه ربطی دارد؟» «کلنتن» قبلاً در حوادث سفارت های انکشور در افریقا، از طالبان«تسلیمی» این شخص را تقاضا نموده بود. فیر راکت ها را بیاد ندارید؟
موقف «طالبان» قبل از آن واضح بود، که «برادر مسلمان» خود را به «غیر مسلمان» تسلیم نمی کردند، مدعی بودند که در صورت ارائۀ اسناد خود محاکمه می کنند. فقط به این بهانه وقت کمائی می نمودند. درین مورد عبدالستار وزیر خارجۀ وقت پاکستان به ملا عمر هوشداری داده بود، که وقت را ضایع نسازد. اصلاً باید از «بن لادن» ملا عمر را طلب می کردند، زیرا قدرت او در افغانستان بیشتر بوده است. چرا خواننده ها د را به موضوعات عام و «تیوری توطئه» فریب می دهید. ثبوت هم ندارید و مصروف تمرین تبلیغ هستید. سؤال این نیست، که قوای خارجی چگونه وارد افغانستان شده اند. سؤال اینست که آیا قوا برای «اشغال» رفته بودند و یا برای سرکوب هسته های تروریست ها.

ختم


اسم: Abdullah   محل سکونت: Fremont Calfornia    تاریخ: 29.04.2013

احترامآ عرض میشود !
فکر میکنم نوشته ها و تبصره ها باید توجه زیادتر در مورد آوردن صلح باشد بخصوص در شرایط که قوای ناتو تعداد زیادشان از افغانستان اخراج میشوند.تا وقتیکه دانشمنذان ما که دلشان برای وطن و مردمش می تپد. اختلافات صلیقوی خویش را کنار و موضع مشترک پیدا نکنند.با وابستگی شدن افغان ها به کشور های مختلف این اشعال به اشکال مختلف ادامه پیدا خواهد کرد.


اسم: محمد سرور دروازی   محل سکونت: هامبورگ    تاریخ: 29.04.2013

محترم غلام انصاری:

شما الحق بعد از این همه تلاش های عظیم و فداکاری ها ثابت ساختید که هیچوقت پشک بخاطر رضای خدا موش نمی گیرد. براستی هم به تلاش های شما باید مرحبا گفت. حال سئوال اصلی این است که اگر اشغالگرهای امریکائی صحنه افغانستان را ترک کنند شما بطرفداری کدام اشغالگر جانشین رای می دهید؟ طوریکه من به نقل و قول از جناب آقای سید هاشم سدید عرض کردم که بقای افغانستان مستقل در بخش اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و غیره در گذشته هم ممکن نبود و فعلا هم ممکن نیست. آیا بعد از ختم اشغال امریکا شما زیر اشغال پنجابی های پاکستانی زندگی مستقل و آبرومندتری خواهید داشت؟ آیا برای شما اشغال افغانستان توسط شوروی های روس قبول بود و در آینده نیز بنفع چنین اشغالی شعار می دهید؟


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 29.04.2013


مبصرین محترم در موضع و معتقد به اشغال افغانستان سلام!

شما بی جهت زور زده راهی هستید تا کسانی را که حتی برای یک لحظه هم که شده اشغال کشور شان را از سوی اجنبی نمی پذیرند اقناع کنید.
نمیدانم پذیرفتن اینکه کشور افغانستان اشغال شده است چه سودی برای ما در بر دارد؟
احیاناً گیریم به غیر از گروه مزدور و گوش بفرمان دولت پاکستان، یعنی طالبان که تعداد شان از چند هزار نفر بیشتر نخواهد بود، بقیه میلیون ها نفر افغان بپذیرند که افغانستان با توطئه و دسیسه نهاد های بین المللی و دولت های قدرتمند جهان « اشغال » دایمی شده است، اعلام این ابراز نظر چه وضعیت مثبتی به بار خواهد آورد ؟ آیا میلیونهاافغان در مخالفت علیه آنها قیام خواهند کرد؟ فرض محال از این تبلیغ احساسات مردم سازمان نیافته به جوش آمد و خواستند با سنگ و چوب و هر وسیله دیگر نیروهای بین المللی را بقتل رسانده و یا مجبور به ترک کشور نمودند، بعدًا چه ؟ آیا به غیر از رسیدن به حاکمیت دوباره گروه طالبان مزدور و ابزار دست دولت پاکستان کدام نیروی متشکل ملی و مترقی وجود دارد که قدرت را بدست گیرد و به دلخواه من وشما کشور را اداره نماید؟ اگر بگوئید آری لطفاً معرفی کرده و توضیح دهید و اگر سرا غ ندارید و تاحال به غیر از همین جنگسالاران که چون لاشخواران فعلاً در دولت مصروف خورد وبرد هستند، مقصد تان از پافشاری مبنی بر افغانستان «اشغال شده » به جز تبلیغ مایوسی چه خواهد بود؟

خلاصه اگر از کدام مشکل دیگر ذهنیت آزرده ندارید وخود را از حس انتقام جوئی مبرا میدانید ، نوشته مرا که یک مقدار تند و گزنده است نخوانید ولی نوشته های محترم آقای عباسی را که بسیار آرام و شفاف وبا منطق بران است بخوانید وهمینطور نوشته محترم انجنیر داوری را که با استدلال فورمول گونه نوشته در همین صفحه نظر خواهی مطالعه فرمائید.اما میدانم که اعتراف وتن دادن با منطق و موضع مخالف برای بعضی آدم ها حکم خود کشی را دارد. بااحترام


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 29.04.2013

سلام به همه هموطنان.

به تاریخ ۲۱.سپتامبر ۲۰۰۱ سی ن ن CNN خبری ذیل را تیر کرد:«ریس (رئیس) جمهور بوش دستور دادکه طالبان تمام رهبران چون بن لادن والقاییده(القاعده) را تسلیم دهند.طالبان با وجود درخواست دولت امریکا تسلیم دهی بن لادن را بدون سند دلیل قانع کننده قبول نکردنند (نکردند)» دولت امریکا اثبات نقش بن لادن را در واقعه ۱۱ سپتامبر رد نموده وگفتند که ْضرورت نیست چون او قبلا در واقعات دیگری تحت محکمه است.
چند هفته بعد از آن یک سخن گوی طالبان خطاب به دولت امریکا گفت: «ما از شما در مورد اثبات سهم بن لادن در واقعه ۱۱ سپتامبر پرسان کردیم، شما اجتناب کردید چرا؟»
آقای رکس تومب ریس (رئیس) ف بی آی (اف. بی. آی.) در جواب راپورتر موکرر در این موردكفت: « که اف بی آی هیچ اثبات و دلایل برای سهم بن لادن در واقعه ۱۱ سپتامبر در دست ندارد»
خوب هموطنان وقتی بن لادن هیچ نقشی ندارد و نداشت کیها توان این جنایت راداشتند ؟ تاریخ بشریت مملو از جنایات نظیر این است که دولت ها دست به دسیسه میزنند وکار خود کرده را بخاطر رسیدن به یک هدف شوم به دیگران تهمت مزنند. قطع نظر از اینکه طالبان ونوکر های تیوریسن ناتو وامریکا تولید دست خود آنهاست. پس حمله،اشغال و نابودی کشور فقط و فقط بخاطر پیاده کردن سیاست های جیوپولیتیک و تاراج مودا(مواد) خام، نابودی اقتصاد ملی و حاکمیت بازار آزاد بوده و بن لادن فقط بهانه بود. بنأ (بناءً) حمله ناتو برافغانستان از نظر حقوقی وحقوق بین الدول نه دفاع خودی بلکه ترور دولتی وجنایت جنگی است. تشکر از هموطنانیکه بحث رادر حیاتی بودنش می بینند و صحبت می نمایند نه در غلطی های املائ و کجراهی در بحث.


اسم: عبدالحکیم سامع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 28.04.2013

قدرت اشغالی کدام است؟
با طرح عنوان:« آيا افغانستان اشغال است؟»، بتاریخ ۱۵/۰۴/۲۰۱۳ خواستم، تا بعضی مفاهیم و وقایع را، با همه مشکلات و محدودیت ها، و با وجود «حساس» بودن احتمالی موضوع نزد بعضی ها، بنویسم. طوریکه در یک نوشتۀ قبلی هم، تذکر داده شده است، در فکر آن نبوده ام که ممکن، دوستان محترم رهبری «پورتال افغان جرمن آنلاین»، این مطلب را در «دریچۀ نظر سنجی»، بگذارند. البته با این اقدام ایشان مخالفت ننموده، برخلاف، در تزئید معلومات تلاش انسانی صورت گرفته است. نه تنها درین مورد، بلکه بصورت عموم، به نظر هر انسان احترام می گذارم و نظر خود را هم، تا سرحد نهائی توان انسانی، و درک موضوع ارائه خواهم داشت.
در موضوعات تحت بحث، زمانی نتایج سودمند و آموزندۀ بهتر بدست خواهد آمد، که. . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/same_ah_qudrat_eshghahli_kudam_ast.pdf


اسم: محمد سرور دروازی   محل سکونت: هامبورگ    تاریخ: 28.04.2013

اول از هر چیز دیگر می خواهم خدمت عزیزان عرض ادب نمایم و دوم می خواهم توضیحات خویش را در باره این موضوع مهم بیان نمایم.

نوشتجات محترم سید هاشم سدید همیشه برایم از قدر و منزلت خاص برخوردار است. نوشته امروزی شان نیز جنبه تحقیقی داشت و بجای تاکید بالای نظریات شخصی خود و من من گوئی های خود بیشتر بالای واقعیت ها تاکید کرد که بسیار آموزنده بود. من مصاحبه منصور روزنامه نگار با جناب کرزی را و همچنان واقعیت های دیگر را که از این و آن منابع ارائه شدند خواندم و آن را یک کار بسیار خوب یافتم. اما در مورد آن قضاوت نمی کنم و قضاوت را می گذاریم به مردم تا از طریق شرکت در انتخابات قضاوت نمایند.

در قسمت آخر نوشتجات، جناب سید هاشم سدید یک بزرگواری بزرگتر از خود تبارز دادند و آن اینکه معنی و تعریف اشغال را از یک منبع معتبر و از یک منبع قابل قبول ارائه کردند: استقلال یعنی داشتن چندین توانائی های لازم از قبیل توانائی سیاسی، توانائی اقتصادی، توانائی فرهنگی ... و غیره ... در حالیکه از این نگاه افغانستان هیچوقت مستقل نبوده و در آینده نیز نخواهد بود. پس وقتیکه گپ باین سادگی باشد پس بحث بالای اشغال افغانستان توسط امریکا چه معنی و مفهوم داشته می تواند؟

به نظر بنده بصورت بسیار مشخص طرح بحث مهم است: افغانستانیکه مستقل بوده نمی تواند،آیا بهتر است در اشغال امریکا باشد یا روسیه یا ایران یا پاکستان ... یا اشغال مشترک توسط همه آن ها؟ از دوستان شامل بحث صمیمانه توقع می رود که بحث های خویش را واقعی سازند و از ابراز نظر ها بر اساس ایدیال و من خواهم ها بپرهیزند.

خدمت محترم محمد نعیم بارز باید عرض نمایم که من در نوشته های خود صرف و صرف خواستم مساله را توضیح دهم ولی شما، با کمال ادب، معنی توضیح و توجیه را گدود کرده اید و مسیر اصلی بحث را تغییر می دهید. در حالیکه من نظریات شما را از نگاه حقوقی تائید کردم و با صراحت گفتم که از نگاه حقوق بین الدول مداخله غرب در افغانستان اشغال نیست زیرا از حمایت شورای امنیت موسسه ملل متحد برخوردار است ... ولی با کمال تاسف شما این قسمت عمده نظر را نادیده گرفته و فوراً نوشته های مرا علیه خود و به طرفداری جناب غلام انصاری توجیه و قضاوت نمودید. ولی باز هم تاکید دارید که من اصل حرف را در مورد موضوع نزدم. حال سئوال ای زشما جناب این است که چرا شما همیشه متوجه خالی یک گیلاس نیمه پر می باشید؟


اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 28.04.2013


محترم آقای سرور دروازی سلام!

بهتر بود شما از موضع خود به مسئله می پرداختید که «آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است یا خیر؟
نه اینکه وکالتاً در دفاع از نوشته جناب غلام انصاری بر آمده اید، آنهم به غلط و در آغاز متذکر شده اید که اینجانب نیز در نوشتۀ خود دچار غلطی املائی شده ام گویا کلمه ( الی) را نادرست نوشته ام و به زعم جناب شان درستش اینطور (الا) است.
جناب دروازی هیچگاه من ادعا نکرده ام که همه چیز را میدانم و دچار اشتباه نمی شوم مگر معمولاً کلمه (الی) با حروف ا،ل، ی نوشته میشود و عربی است. حرف (ی) که با صدای (آ) تلفظ میشود به همین نسبت بعضاً ایرانی ها آنرا اینطور (الا) می نویسند.
بهر صورت اشتباه درهر موضوعی یک امر طبعی است، اما تکرار اشتباه در یک روز و در یک مورد خاص و با آنکه آن اشتباه را فرد خردمند و دقیقی نشان داده باشد بناءً تکرار آن اشتباه، اشتباه گفته نمی شود بلکه معنایش را همه میدانند.
و اینک می پردزم به مطلب دیگری از نوشته آقای دروازی:
1 - شما بر نظر من از جنبه حقوقی و بر نظر جناب غلام انصاری از نگاه عرفی و تعاملی صحه گذاشته اید ولی در عین حال بدفاع از موضع جناب انصاری سخن گفته و انتقاد تان متوجه من است که از دید شما « غافل از اینکه اصل حقوقی هیچوقت در افغانستان نهادینه نشده، هر پدیده به جز قانونیت معنی و مفهوم دارد.» و مثال هم آورده اید که جناب کرزی هیچوقت بیانات خویش را جنبه حقوقی نمیدهد و ... .»
آقای دروازی جهان و منجمله دولت امریکا تابع و تسلیم این مسئله شده نمیتواند که به برداشت شما چون افغانستان یک کشور سنتی عقب مانده بوده و اجراآت اداری آن بر اساس عرف و تعامل صورت می گیرد، بناءً هر جرم و جنایاتی که از آنکشور علیه امنیت و علیه منافع امریکا و جهان صورت گیرد، آنرا یک امر طبعی تلقی کرده و هیچ عکس العملی از خود نشان ندهند. یعنی هر گاه سازمان القاعده و گروه طالبان با استفاده از افغانستان بمثابه پناگاه اگر مرکز تجارت جهان در نیویارک و جاهای دیگر حمله برده و سه هزار انسان را بقتل رساند و صدها میلیارد دالر خساره وارد کرد اهمیت ندهند به دلیلی که شما می فرمائید چون هنوز مسایل حقوقی در افغانستان « نهادینه» نشده است. پس بگذارند که هر گروه و هر دولت تا «نهادینه» نشده هرچه خواستند انجام دهند و جهان را به آتش کشند.
2 - این نظر شما را نیز رد میکنم که گویا همه دستورات و سخنرانی های آقای کرزی بر طبق عرف و تعاملات داخلی و سنتی انجام می گیرد. نخیر در دنیای امروز هیچ دولتی نمیتواند کاملاً بدون در نظر گرفتن مسایل حقوقی سیاسی و امنیتی جهان و قوانین و حقوق داخلی به امر ونهی بپردازد.
3 - در پراگراف سوم نوشته آقای دروازی آمده که « از نگاه عدالت اجتماعی مداخلات امریکا در شروع قرن بیست ویکم همانند مداخله شوروی در اواخر دهه هفتاد در افغانستان کمتر جنبه مثبت دارد و . . .»
در پاسخ باید گفت جای بسیار تأسف است که شما رویداد یازده سپتمبر 2001 و اقدام امریکا و دولت های ائتلاف بین المللی را در مقابل جنایات سازمان القاعده و گروه طالبان و تجاوز نظامی دولت شوروی در افغانستان همسان و حتی بدتر از جنایات دولت شوروی میدانید. من در این مورد چیزی نمی گویم ولی اگر کمی صداقت و انصاف در خود سراغ دارید لطفاً چند نوشته ای را که اخیراً بمناسبت 7 ثور در پورتال افغان جرمن آنلاین نشر گردیده مطالعه فرمائید.
4 - در اخیر باید گفت به زعم جناب دروازی « مشکل اساسی افغانها در نبود ویا کمبود اخلاقیات مثل صبر و شکیبائی است. و اتتقاد اش متوجه من اینست که حاضر نیستم شکایت و درد یک هموطن را بخوانم و بخاطر همزیستی مسالمت آمیز برای وحدت آنرا تأئید کنم . . . »
چه فهم و برداشتی و چه گله و گذازیی؟ به زعم جناب دروازی باید بین امریکا و شوروی سابق و جنایاتش در افغانستان تفاوت نبینیم، به درد دل غلام انصاری یا نوشته وی مبنی بر اشغال افغانستان از سوی امریکا مهر تأئید بزنیم و بالآخره چشم و گوش بسته با هر نوع نظرات غلط و نادرست صحه بگذاریم تا بدانگونه شود تأمین وحدت و دنیا شود گل و گلزار که ممکن نیست.


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 28.04.2013

اگر از آزادی و استقلال حرف بزنیم،
معنی اشغال هم روشن میشود!
از آنجایی که کلمۀ اشغال ایجاد حساسیت می کند، بهتر دیدم به جای این کلمه از کلمات آزادی و استقلال استفاده نموده ببینیم که آیا افغانستان از سال 2001 تا امروز یک کشور آزاد و مستقل است یا نه!
واقعیت امر این است که افغانستان بعد از کودتای هفت ثور 1357 تا امروز نه آزاد است و نه مستقل. فقدان استقلال در زمان حاکمیت های چهارگانۀ خلق ـ پرچم و حاکمیت دار و دستۀ ربانی و امارت اسلامی طالب مانند آفتاب برای همه روشن است.
برای درک آزادی و استقلال افغانستان بعد از سال 2001 بهتر است به یک سلسله اسناد و مدارک دست داشته و موجود توجه شود. تازه ترین مدرک عکس زیر است. این عکس نشان دهندۀ خفت، حقارت و اسارت یک رئیس جمهور و به تبع آن نشانۀ نداشتن آزادی و استقلال و حیثیت و اعتبار یک کشور و یک ملت است در انظار مردم جهان. وزیر خارجۀ بزرگترین قدرت موجود در افغانستان با چنان جدیت و ابهت از یک رئیس جمهور می خواهد که قدم پیش گذاشت و دست شخصی را که تقریباً چهار درجه از رئیس جمهور منصب پائین تر دارد، بفشارد. به چهرۀ مستحیل ـ از حال خود برگشته ـ ، مستغیث ـ کسی که طلب یاری و دادرسی کند ـ و قابل ترحم آقای کرزی توجه کنید!
آقای اشفاق کیانی بجایش، یک و نیم متر دورتر از رئیس جمهور ما قرار دارد و بجای اینکه قدم پیش بگذارد و مطابق نورم و قواعد دیپلوماتیک جهان احترام لازم را به رئیس دولت یک کشور بجا آورد، دست دراز نموده منتظر است تا رئیس جمهـور یک کشور، آقای کرزی، به خـدمت ایشان برسند و دست شان را بگـیـرنـد و بفشارنـد.
گله از اشفاق کیانی نیست! بحث از احترام لازم یک کشور مستقل و آزاد است که از جانب امریکا بدان توجه می شود یا نه!
شما چــه فکـــر می کنید؟ آیـا بـا یک کشور آزاد و مستـقـل و معـتـبـر چـنـیـن بـرخـــوردی صورت مــی گـیــرد؟
اینجاست که داشتن استقلال کشور ما زیر سؤال می رود و مفاهیم دیگر، مانند اشغال بر سر زبان ها می افتد.

و حال به بخش هائی یکی از تازه ترین مصاحبه های آقای رئیس جمهور، بالاترین مقام سیاسی کشور خویش، با شبکۀ تلویزیونی الجزیره، نشر شده در خبرگزاری بست باستان، 29حمل 1392، که نشان دهندۀ عجز جناب شان در برابر نیروهای خارجی است، توجه میکنیم:

"حامد کرزی: السلام علیکم!
احمد منصور: وعلیکم السلام!
شما از سال 2001 تا کنون مدت دوازده سال رئیس جمهور افغانستان هستید. در طول این مدت در برابر شما سه هدف بزرگ قرار داشت که عبارت بود از نابودی القاعده و طالبان، به میان آوردن صلح و بازسازی کشوری که در طی یک جنگ سی ساله ویران شده بود اما در طول زمامداری دوازده سالۀ شما هیچ کدام از این اهداف برآورده نشد. چرا؟. . . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/sadid_s_h_aazadi_o_esteqlaal_yaa_eshghaal.pdf




اسم: نبیل عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 27.04.2013

آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است؟

فرض می کنیم با آن دوستانی که افغانستان را یک کشور اشغال شده ارزیابی می نمایند هم نظرباشیم.
سوال این جاست که با کدام وسیله و با کدام امکانات و نیرو بر ضد اشغال گران به میدان مبارزه گام نهیم ؟
آیا اعلان این مبارزه از هزار ها کیلومتر دور از کشور، در داخل وطن، گوش شنوایی و پشتیبانی خواهد داشت؟
آیا آن افغانی که سال ها در داخل کشور در اثر جنگ ها، عزیزان خود را از دست داده اند و در بدترین شرایط زندگی روز می کذرانند باز هم در صف شما قرار خواهد گرفت؟
آیا با خارج شدن قوای اشغالگر دست همسایگان افغانستان از سرما کوتاه خواهد شد؟
اگر دوستان به جای تیوری در عمل زمینۀ یک انقلاب را مساعد نمایند و جوابگوی سوال ها باشند.
بسم الله
من هم با شما در این انقلاب هم رکاب خواهم بود.
با عرض حرمت

انقلاب
بارِ دیگـر یک انقلاب کنیم
باقیِ ملک را خــراب کنیم
با مــزاح شعـــارِ آزادی
خلقِ بیچاره را عذاب کنیم
کسی از ما گر انتقاد کند
کافرش در چهار کتاب کنیم
در مقامــاتِ عـمـدۀ دولت
دزدِ ماهر تر انتخاب کنیم
زهـر در آبِ دیگران ریزیم
جامِ خودرا پُر از شراب کنیم
دیگران را به جبهه بفرستیم
خودِ ما چهار پلاق خواب کنیم
انفلاقی به راه انـدازیـــم
سرِ پوقــانـه ها حساب کنیم
فـکـر کـردن چه کار می آید
تاکه باشد توان، شتاب کنیم
ثروتی دست و پااگر شد،خوب
گر نشد دیگـر انـقـلاب کنیم

هارون یوسفی


اسم: صادق مرور    محل سکونت: کانادا    تاریخ: 27.04.2013

هموطن گرامی داکتر صاحب غلام انصاری! 27/04/2013

اجازه دهید بحیث یک هموطن آوارۀ تان، در رابطه به یک نقطۀ شامل مطالب زیاد شما، توضیح بخواهم:

جناب شما، به تأریخ 23/04/2013، می نویسید:
((اول اینکه بن لادن در روز این حادثه در پاکستان در شفاخانه بود دوم اینکه ملا محمد عمر در مقابل این اتهام پیشنهاد نمود که اگر پیوندی و رابطه ای حادثه ۱۱ سپتامبر با بن لادن از نظر حقوقی ثابت شود وی حاضر است بن لادن را به محاکمه حاضر کند اصلاً شنیده نشد۰ خود کوزه و خود کوزه کر و خود گل کوزه.))
ازین جمله می تواند اقلاً نتیجه گرفته شود، که شما از یک طرف ملاعمر را در موضگیری اش «صادق» می دانید، که گویا، در مورد « شک »داشته است. از جانب دیگر، هیچکس از مقامات غربی نگفته بود، که شخص « بن لادن » در « عملیات » در امریکا سهم داشته بوده باشد، شما بحیث داکتر اقامت او را در شفاخانه تذکر می دهید. بخاطر چه؟
«بن لادن» رهبر القاعده بوده است. جالب است، آیا شما 12 سال بعد می کوشید، عدم « دخالت » القاعده را در حادثه استدلال کنید؟
در حالیکه بر اساس گزارش منتشره در « انترنت »، به تأریخ اول نومبر 2004، سه روز بعد از انتخاب دوبارۀ « جورج دبلیو بوش »، به حیث رئیس جمهور، بن لادن خود شخصاً در خطاب به مردم امریکا توضیح می دهد، که بنابر چه دلیل به مفکورۀ این حمله بوده است. چه علت است، که بهانۀ ملا عمر، که اصلاً در جمله مسؤولین آغاز این عملیات، شمرده می شود، باز هم نزد شما، اعتبار دارد.

پایان


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: اضلاع متحده امریکا    تاریخ: 27.04.2013


بازهم میگویم که افغانستان اشغال نیست

برادر محترم و عزیزم غلام انصاری!
نوشتۀ دیروز من یک پیشنهاد دوستانه بوده خواستم شیوه های بهتر، پسندیده تر، معقولتر و مؤثرتر ابراز نظر مخالف را مطابق مقتضیات عصر وزمان بعرض برسانم، در غیر آن خواندن یک نظر مخالف آموزنده، مفید و مسرت بخش است تا رنجش آفرین، من به نظر شما بحیث یک افغان از صمیم قلب احترام دارم . هموطن عزیزم جناب محترم عبدالمنان کریم موضوع را تحلیل همه حانبه و آموزنده نموده جهات مهم قضیه را توضیح نمودند.
اگر شما نوشتۀ مرا بدقت و به غور کامل خوانده باشید و من در تفهیم آن کوتاهی نکرده باشم، این نوشته بدو قسمت تقسیم گردیده، بخش اول توضیح اقدام امریکا و متحدین مبنی بر حملۀ نظامی است بر افغانستان بروی اسناد مؤثق و رسمی مقامات ذیصلاح امریکا و سازمان ملل متحد، و هکذا در بر گیرندۀ نظریات مؤافق و مخالف این حمله از مؤاخذ معتبر.
بخش دوم نظر شخصی خودم است با ارائۀ دلایل مبنی بر اشغال نبودن افغانستان که خود به آن معتقدم.
من کدام تیوری را نساخته و بیان نکرده ام آنچه به . . . . .

متن مکمل این مقاله را در صفحۀ احلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا هم لینک آتی را کاپی نمود در براوزر اکسپلورر تان داخل کرده و مقاله را باز کنید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/abassi_a_bazham_megoyam_afgh_esjghal_nest.pdf


اسم: محمد سرور دروازی   محل سکونت: هامبورگ    تاریخ: 27.04.2013


اول از همه خدمت جنابان محمد نعیم بارز و غلام انصاری سلام تقدیم است. بعد از احترامات چند مطلب را در مورد نظریات شما دوستان بعرض می رسانم:

شما جناب محمد نعیم بارز که املا و انشای غلام انصاری را نقد می کنید، غافل از آن می باشید که متوجه غلطی املائی و انشائی خود باشید. مثلاً شما می نویسید: "وشته های تان بخوبی می رساند که چندان درک لازم از ترمینولوزی اصطلاحات سیاسی و شناخت از مسایل فلسفی و سیستم های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ندارید و الی بی دلیل اعتراض به سیستم سرمایه داری نمی کردید." در جمله فوق شما فرق بین "الی" و "الا" را نمی توانید ... در این جمله شما "الی" غلط بکار رفته است و شکل درست آن "الا" می باشد. مهمتر از آن، من هیچوقت درک نمی توانم که این بحث را به املا و انشاء زبان چرا ربط می دهید ولو املاء و انشاء غلط هم باشد؟ آیا این بحث در مورد دستور زبان است؟ چرا شما یک بحث حیاتی را باین شیوه از مسیر اصلی آن منحرف می سازید؟

بهر صورت، تاکید شما بالای مسائل حقوقی می باشد ولی غافل از اینکه اصل حقوقی هیچوقت در افغانستان نهادینه نشده و هر پدیده بجز قانونیت معنی و مفهوم دارد. در افغانستان مسائل بیشتر از نگاه عرفی و تعاملی مورد نقد و ارزیابی قرار می گیرند تا حقوقی و شرعی. از این نگاه نظریات جناب انصاری موجه و قابل فهم است. نظریات شما از نگاه حقوق بین الدول قابل فهم و موجه است بشرطیکه این اصل در افغانستان نهادینه باشد که نیست. زمامداران کنونی افغانستان از جمله جناب کرزی بحیث فرد اول سیاسی افغانستان هیچوقت بیانات خویش را جنبه حقوقی نمی دهد و همیشه بر رسم و رواج و شیوه دید تعاملی تاکید دارند. همچنان اکثریت بزرگ باصطلاح روشنفکران افغانستان بالای رسم و رواج و شیوه زندگی تعاملی افغان ها تاکید دارند تا بررسی مسائل از نگاه قانونی ملی و بین المللی.

اینکه آیا افغانستان اشغال است یا خیر، باید کمی توجه در کار برد اصطلاحات صورت گیرد. از نگاه عدالت اجتماعی مداخلات امریکا در شروع قرن بیست و یکم همانند مداخله شوروی زمانش در اواخر دهه هفتاد در افغانستان کمتر جنبه مثبت دارد که بتوان آن را تائید کرد ولو این مداخله بر اساس فیصله شورای امنیت سازمان ملل متحد صورت گرفته باشد ولی از اینکه شورای امنیت آن را تائید کرد، قانونیت دارد. خودسری های امریکا در افغانستان از خودسری های شوروی وقت بسیار خشن تر و نامناستر است. شما هم نمی توانید از این موضوع انکار کنید. ای کاش مداخله امریکا دست تروریستان طالب و القاعده را از افغانستان کوتاه می کرد ولی دیده می شود که امریکا باز هم در نظر دارد با همان تروریست ها در مورد افغانستان معامله کند. امریکا به بهانه مبارزه با تروریزم بیشتر تلاش دارد تا خاطر حلقات جنگی امریکا را در نظر گرفته و از طریق تولید و عرضه سلاح اقتصاد ورشکسته این ابر قدرت را سر پا نگهدارد.

بصورت مختصر باید عرض کرد که مشکل اساسی عدم صبر و شکیبائی در ابراز نظر در برابر نظریات مخالف است. در حالیکه شما خود هیچ دلیلی ندارید که مداخلات امریکا در افغانستان را توجیه کند، حاضر نیستید که شکایت و درد یک هموطن تان را بخوانید و بخاطر همزیستی مسالمت آمیز برای وحدت در افغانستان آن را تائید کنید. تا وقتیکه چنین روحیه ای بین افغان ها موجود باشد، افغانستان روی صلح و وحدت را نخواهد دید. حال مربوط شماست که بالای نظریات خود تاکید دارید یا اینکه بخاطر همزیستی و وحدت در افغانستان به وای وای و ناله هموطنان تان هم ارزش قائل می باشید.


اسم: نجیب الله داوری   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 27.04.2013


اگر وجود عساکر خارجی را در یک کشور اشغال بنامیم؛ پس درین صورت بیشتر کشورهای اروپای
غربی بi شمول ابر قدرت اقتصادی آلمان، که عساکر امریکا در آنجا ها عملاً حضور دارند، کشور های اشغالی اند.
به همین ترتیب عساکر امریکا در کشورهایی چون عربستان سعودی، امارات متحده عرب، کویت و حتی پاکستان( که عساکر امریکایی تعدادی از پایگاه های هوایی را در این کشور در اختیار خود داشته و عملاً حضور دارند) و همچنان در ابر قدرت دیگر اقتصادی دنیا جاپان و کوریای جنوبی عساکر امریکایی حضور فعال دارند. پس بنا به تعبیر بعضی ها به ارتباط افغانستان کشورهای اخیرالذکر هم باید مستعمره امریکا باشند.

اما اینکه حضور عساکر امریکا در افغانستان چرا به افتضاح و مسخرگی کشانیده شده و در دیگر کشور ها نه. استنباط و حل این کار نه چندان مشکل بلکه خیلی ها آسان هم است. وآن اینکه درجنی از کشور هایی که در فوق از آنها نام بردم، همسایه های مغرضی چون کشور های ایران و پاکستان در کنار خود ندارند، تا برای آنها شایعه آفرینی، توطئه آفرینی و طالب آفرینی نمایند.
اگر میداشتند، وجود عساکر امریکایی در این کشور ها مثل افغانستان به مسخرگی کشانیده میشد.
جالب اینجاست که تعدادی از افغان های ما در کشور آلمان (که چهل هزار عسکر امریکایی در آنجا حضور فعال دارند) نشسته، برای همان کشور زحمت می کشند و کار میکنند ولی حرف از افغانستان اشغالی میزنند. عجب در عجب.

کم و کاست و ضعف رهبری افغانستان، حیف و میل کمک های خارجی، چور و چپاول منابع ملی و رشوه گیری های اعضای پارلمان ربطی به حضور عساکر خارجی در افغانستان ندارد. جامعۀ بین المللی به ما پول داد تا کشور خود را آباد نمائیم. اینکه سران بی کفایت ما در ادارات دولتی افغانستان بجای استفاده این پول در امر آبادی افغانستان، آنرا دزدیده و می روند به شهر دوبی سرمایه گذاری و عیاشی میکنند، چه ربطی به مسؤولیت های خارجی ها در مورد دارد.

محترم بارز صاحب. حرف شما حقیقت انکار ناپذیر است. پاکستان و ایران خدایی خدمتگار بسیاری در بین ما دارند.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 27.04.2013

محترم داکتر غلام انصاری سلام !

مطلبی را که قبلاً در چهار سطر خدمت تان نوشته بودم، حدس می زدم که برای تان قانع کننده نخواهد بود، ولی این انتظار را داشتم که شما را تکان داده تا حد اقل بر نوشته های دیگران از دقت لازم کار بگیرید، مگر معلوم شد که مسایل را نمی توانید جدی بگیرید، و الی قبل از من کسان دیگری بسیار احترامانه و مفصل جهت اقناع تان پرداخته بودند. حتی یکی از مسؤولین محترم «پورتال افغان جرمن» اغلاط املائی نوشته تانرا اصلاح و نشانی نموده بودند اما شما بار دیگر بعضی از همان غلطی ها را تکرار نموده اید. پس پیداست که بی اعتنائی به حر ف دیگران به عادت شما مبدل گردیده است. لذا بدین ترتیب وای بحال مریض های که جهت تداوی به شما مراجعه می کنند. از اینکه بگذریم:
1 - نوشته های تان بخوبی می رساند که چندان درک لازم از ترمینولوزی اصطلاحات سیاسی و شناخت از مسایل فلسفی و سیستم های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ندارید و الی بی دلیل اعتراض به سیستم سرمایه داری نمی کردید.
2 - از نوشته های تان میتوان دریافت که به نهاد های بین المللی و سازمان ملل هیچ اهمیت و ارزشی قایل نیستید و فکر می کنید تمام دولت های خورد و بزرگ جهان تحت اتوریته دولت اضلاع متحدۀ امریکا قرار داشته و هرچه زمام داران دولت امریکا اراده کنند همه بدون چون و چرا از آن اطاعت میکنند. اگر برداشت شما این طور نبود چگونه می توانستید برغم فیصلۀ سازمان ملل متحد مبنی بر حق دفاع از خود در برابر جنایات سازمان القاعده و طالبان، غیر مسؤولانه حکم قاطع صادر نمائید که افغانستان بوسیله امریکا اشغال شده است؟
3 - اینرا بخاطر بسپارید که در تأریخ روابط بین دول هیچگاه افغانستان کشور اشغال شده و مستعره نبوده است، شاید بپرسید که پس تجاوز نظامی دولت شوروی سابق را چگونه تعبیر می کنید؟
در پاسخ باید گفت: همزمان با کودتای 7 ثور 1357 و به تعقیب آن تجاوز نظامی شوروی، مقاومت مردم افغانستان علیه آنها وجود داشته و چنانکه گفته می شود هرگاه برده ای که علیه حالت بردگی خود به مبارزه بر خیزد از همان لحظه نخست دیگر برده محسوب نمی شود.
اینرا هم بپذیرید که دوران استعمار سال ها قبل دیگر پایان یافته است.
بااحترام


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 26.04.2013

آقائ محمد نعیم بارز ار پاریس.
فکر میکم(میکنم) امروز صبح از پهلوی چپ خیسته اید که باچند جمله ای (جملۀ) دور از انصاف و اخلاق سیاسی پورتال و شرکت کننده گان (کنندگان) بحث خیلی حیاتی و سرنوشت ساز «آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است ؟» را به تهمت میگیرید و چنین مینویسید: «متأسفانه مثلیکه کسانی تازه از خواب سنگین بیدار شده باشند سخن از اشغال افغانستان می زنند و بدینگونه آگاه و یا ناخودآگاه به خواست دولت پاکستان و ایران قلم می زنند». اگر از سیاست جیوپولیتیک سرمایه جهانی و سرمایه،آگاهی ابتدای (ابتدایی)داشته باشید، میدانید که هر دو کشور همسایه یعنی ایران و پاکستان ناتو و امریکارا در اشغال کشور ما همکاری نمودند یعنی در جنایت جنگی حمله به افغانستان سهم گرفتند. من فکر میکنم خواست ایران و پاکستان در موضع گیری ناسالم شما نهفته است چون هر دو از آب خت کردن در افغانستان سود میبرند و شما میخواهید با جملات فوق تان آرزوی آنها را بر آورده سازید.

آقای بارز بخود بیایید و از خواب بیدار شوید. به قول شاعری که میگفت: سخن سنجیده گو تا دوست را دشمن نگردانی ز حرف بی مروت آشنا بیگانه میگردد. از بازی با کلمات بی معنا(معنی) و ابراز نظر بی محتوا خود داری کنید. ممنون از شما خواهم شد.


اسم: محمد نعیم بارز    محل سکونت: پاریس    تاریخ: 26.04.2013


بحث اشغال ویا عدم اشغال افغانستان چیزی تازه ای نیست، بلکه بارها در سطح جهان و از طریق همین « پورتال افغان جرمن» نیز این موضوعی بسیار مهم با نگاه های موافق و مخالف به بحث گرفته شده است.
حالاکه بعد از یازده سال قرار است تا سال 2014 کاملاً قوای بین المللی افغانستان را تر ک گویند و ازاین بابت و ترس از حاکمیت دوباره طالبان اکثریت قاطع مردم کشور به تب لرزه افتیده اند، متآسفانه مثلیکه کسانی تازه از خواب سنگین بیدار شده باشند سخن از اشغال افغانستان می زنند و بدینگونه آگاه یا ناخود آگاه به خواست دولت پاکستان و ایران قلم می زنند.


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 26.04.2013

محترم عباسی صاحب عزیز سلام عرض میدارم،وبه رسم افغانی رویتان را میبوسم.
اولا معذرت میخواهم که با نوشته خود شما را ناراحت ساختم ،هیچ وقت هدف توهین وتحقیر هیچ انسانی را ندارم ولو دشمن باشد . ولی با تیوری ها ونظرات که با حاکمیت آنها جنایت صورت میگیرد ویا جنایت را صحه میگذارند بخود اجازه میدهم یکمقدار تند و ناراحت کننده با طرح کننده گان آن نظرات وتیوری ها شامل بحث شوم،زیرا حاکمیت تیوری ونظرات است که جامعه را به طرف نیستی ونابودی میکشاند.این حاکمیت تیوری اسلام سیاسی است که جامعه مارا دو دسته تسلیم اجانب غرب وشرق نمود وبرای پر کردن جیب های شان حتی از فروش فرزندان شان دریغ نخواهند کرد. وقتی شما حمله نظامی بر کشور ما را برأت تیوریک میدهید بخواهید نخواهید بر یک جنایت تاریخی صحه میگزارید.

با وجدان پاک وبدون سپردن تعهد به باداری ویا قدرتمندی.متجاوزین وجنایت کاران ناتو هیچ رحمی بر انسان وملت ما نکرده ونخواهند کرد وزبان منطق واستدلال شان زور، دروغ، نیرنگ ،دسیسه ،چور، غارت،فریب،تطمیع،تخریب ومتیع ساختن است .وقتی تیوری شما به صورت نا خود أگاه در خد مت این سیاست قرار گیرد من متأسفانه جلو تند روی خود را گرفته نمیتوانم.مثلا درامد غرب از مواد مخدر در کشور ما سالانه ۲۰۰ میلیارد دالر است وهمه تحت کنترول خود آنها صورت گرفته وبه بازار جهانی عرضه میشود وتا کنون در کشور ما ۲ ملیون انسان را معتاد ساخته اند.

آیا تیوری شما به این جنایت صحه نمیگذارد؟به عقیده من بلی میگذارد.خوب هزاران سند در این مورد وموارد دیگر جنایات جهان سرمایه وناتو در انترنت موجود است که در این نظر خواهی جای آوردنش نبوده واز حوصله آن خارج است. ولی ماتوانیم بحث واسباط را در سطح مقالات ادامه دهیم.از مسولین پورتال متشکرم که با اصلاحات املای شان نوشته ام را زیبای بخشیدن.
در اخیر باید تذکر دهم عباسی صاحب که نام نوشته شده مستعار نیست . با عرض حرمت


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 25.04.2013


کمال مسرت است که هموطنان محترم بر مسائل مهم وطن در مباحث سهم میگیرند و با ابراز نظریات مؤافق و یا مخالف زمینۀ آگاهی را بر پهلو های دیگر موضوع که شاید نادیده گرفته شده باشد و یا کدام نظر مشخص دارای نواقص و کمبودی ها باشد برای خوانندگان فراهم می سازند، یا اینکه با استفاده از حق مشروع، مسلم، شرعی و قانونی خود مخالفت خودرا با نظریات دیگران تبارز میدهند که همین خود رسالت و تقوای قلم است.
درین سبیل نباید جبن و هراسی را راه باشد.
صاحب قلم اندیشۀ خودرا بی هراس و دلیرانه با ذکر نام اصلی خود باید بنویسد. داخل شدن در بحثی و مناظره نمودن ایجاب استدلال منطقی و توضیحات قانع کننده را می نماید. در بحث گریز از استدلال موجب اسارت در احساسات میگردد و درب تعرض، توهین و هتک حرمت را می گشاید که در واقعیت تحقیر، توهین و تعجیز قلم است.
قلمی که برایش تقدس اعطا شده و در طول تأریخ خدمتی که قلم برای رهایی ابنای بشر از مصائب نموده جنگ و ستیز نکرده. چه پسندیده خواهد بود که برای حفظ کرامت قلم و آموزنده ساختن نظر بر معیار های استدلال قوی و اخلاق و موازین نویسندگی استوار بوده از وارد آوردن اتهامات بی اساس، توهین و تحقیر پرهیز گردد و همچنانی که بخود بی حرمتی روا نداریم نباید این حق دیگران را نادیده بگیریم.
منظور از گذاشتن یک موضوع در بخش نظرخواهی توسط پورتال تبادل نظر و ایجاد یک مناظرۀ علمی است. گذشته از تأثیرات این نوشته ها در تغییر اوضاع و احوال مملکت، بحیث بیان واقعیت ها مایه تسلی بسی خاطر ها است و چه زیبا خواهد بود که درین تبادل نظرات احترام متقابله حفظ شده ماهم شیوۀ شنیدن توأم با تحمل، بردباری و حفظ کرامت انسانی را بیاموزیم و بین یک مناظرۀ علمی در یک رسانه و محل مباحثی که در آن اصول و قید و بست اخلاقی وجود ندارد سرحدی قائل شویم.
آزادی بیان را هم شرائط و مقرراتی است.
هتک حرمت و اتهامات بی اساس اصلاً از وزن و کیفیت و مؤثریت نوشته می کاهد و در حقیقت یک ذهنیت منفی را در برابر نویسنده ولو که نام مستعار را بکار ببرد ایجاد می نماید.
ابراز نظر مخالف با ارائۀ بهترین، قویترین و محکمترین استدلال حق مشروع یک فرد است و هیچ شخص و مقامی حق گرفتن آنرا ندارد، و لو که حوصلۀ طول و تفصیل نباشد کسی می گوید « به نظر من افغانستان اشغال است» خلاص.
دو روز قبل جناب محترم نگارگر صاحب یک مصرع شعر داکتر اقبال لاهوری را تصحیح نمودند، بالمقابل محترم داکتر زمانی صاحب اظهار امتنان نمودند، محترم وهاج صاحب تبصرۀ خود را در این رابطه بی نهایت مؤدبانه ابراز نمودند و جواب نگارگر صاحب به همان منوال محترمانه بود. برای من این نوع تبادل نظریات مبین فهم و دانش بوده برای دیگران آموزنده است.
هموطن مهربانم!
درین دیار غربت و سلطنت قناعت و مناعت هیچ صاحب قلم و اندیشۀ نوکری این و آن را نپذیرفته تفکرات، برداشت ها تحقیقات و مطالعات خودرا باوجدان پاک نوشته و هدف غرور و کرامت و عزت افغانستان است که هرگز اشغال نپذیرفته، شاید نظرش کامل نباشد، نوکران اجنبی در مقامات بلند دولت قرار دارند و منافع باداران خودرا با حیله، تزویر، مکر و فریب تأمین می نمایند، شما که مؤافق نیستید حق دارید بنویسید و مخالفت خودرا ابراز دارید ولی بدون سند و حجت کسی را نوکر و نابینا نخوانید و دلی را نشکنید البته بی موجب و بی اساس.
اوقات فراغت خودرا به دیدن میز های مدور تلویزیون های مهم امریکایی می گذرانم، شاملین بحث با نظریات کاملاً متفاوت روی موضوعات مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی ابراز نظر می نمایند، بعضاً مباحث داغ چه که جوشان می شود با وصف تفاوت های بیحد عمیق نظریات، شما آثاری از برافروختگی، قهر و غضب را ندیده اصلاً تحقیر و توهین وجود ندارد و بحث در یک فضای نهایت عالمانه و مسالمت آمیز پیش میرود با رعایت اصول آزادی بیان. حتی همین شیوه در تلویزیون های کابل هم متداول است.
امیدوارم این عرایض را دفاعیه نپنداشته یک تذکر دوستانه بدانید.


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 25.04.2013


آیا افغانستان اشغال است؟

محترم عارف عباسی صاحب در نوشته ۲۳ اپریل خود تلاش نموده تا نبودن اشغال را تیوریزه نموده و جنایات چهان سرمایه را که در قرن ۲۱ رنک و روغن های رنکارنک به روخش (رخش) زده اند بخصوص جنایت کشور امریکا و ناتو را تبرءیه(تبرئه) نموده و متاسفانه (متأسفانه) خود را در کنار حامییان (حامیان) جنایت کاری های غرب و ناتو قرار دهد. بحران ساختاری عمیق که دامنکیر جهان سرمایه شده و برای ادامه (ادامۀ) حیات ننکین و ضد بشری خویش فقط ییک راه دارد: حمله چور چپاول غارت تخریب و متیع ساختن کشور های مثل افغانستان، عراق، لیبی (لیبیا)، یمن، سومالی (سومالیا)، سوریه و دهای (ده های) دیکری (دیگری) که در لست خود دارند. من فکر میکردم عباسی صاحب نقاط ذیل را که حق تحلیل سیاسی بخود مید هد (میدهند) و ریالست (ریالیست)است نه خیال پرداز و یا خدای نخواسته نه طرفدار جنایات امریکا میداند و واقف است ولی کوه موش زایید. نقاط کدامند:

۱-آیا نمیدانید که جنایت ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ،از نظر حقوقی یک جنایت بود نه جنک و جنایکار (جنایتکار) باید پیدا و محاکمه شده و به جزای اعمالش برسد. لطفا (لطفاً) این سند را که عاملین کیها بودند ارایه دهید تا ذهنییت (ذهنیت) ما روشن شود.
۲- بن لادن رفیق فامیلی بوش متهم شد که در این حادثه دست داشت. چرا باوجود پیشنهاد ملا محمد عمر مبنی بر ثبوت این قضیه و در صورت اثبات، تسلیمی بن لادن به محاکمه جامعه(جامعۀ) دیموکرات و قانون شناس امریکا به آن توجه نکرد.
۳- نمیدانید که جنایت ۱۱ سيتامبر توسط خود غربی ها و در راسش امریکا برنامه کذاری (گذاری) شد تا بهانه (بهانه ای) برای جهان کشای (کشایی) و حمله به کشور شما پیدا کند. فقط اثبات کنید که عرب ها بودند و پیدا شدن آثار مواد بمبیی درست نیست. و از نظر قانون فزیک یک طیاره میتواند کاخ های محکم والسترت را مستقیم سقوط دهد.
خوب دها سوال (سؤال) دیکر هم است که باید جواب داده شود اکر ۳ سوال فوق را علمی جواب دادید من به تیوری عدم اشغال شما معتقد خواهم شدد (شد). با عرض سلام.


اسم: صادق مرور   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 24.04.2013

جناب محترم سرور از کابل!

با این قدرت ارزیابی شما، باید تمام قدرت های جهان تسلیم شما شوند.
اینکه کشور را بدون شک «اشغال» می دانید و استقلال ملی افغان ها و افغانستان را نمی پذیرید، حق شماست.
لیکن موجودیت «فساد» یا موجودیت «مافیا» می تواند در یک کشور وجود داشته باشد، بدون اینکه توسط کدام کشور خارجی «اشغال» باشد.
یا می تواند وضعیتی هم وجود داشته باشد، که فساد بدون ارتباط با حضور «قوای خارجی» در کشور دیگری، موجود باشد.
اصطلاح « شاخ و دم » و بعد احکام کوتاه شما، با نتیجه گیری های شما، حکایتی را از نو جوانی بیادم آورد، که کدام کسی را پرسیده بودند: « شتر را دیده ای؟ ، گفت « بلی مانند ماهی دو شاخ دارد » عاقلان را اشاره بس است.


اسم: احمد از جرمنی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 24.04.2013

آیا افغانستان اشغال است ؟

در زمانی که روسها در افغانستان آمده بودند تمام رادیو های غربی از بام تا شام تبلیغ می کردند که روسها افغانستان را اشغال کرده اند. و دولت مزدور روس ها هم زمینه را مساعد می کردند تا هر چه بیشتر مردم آواره گردند تا به گفته دلقک کودن ترکی دو ملیون نفر باقی بماند تا نه مقاومتی در برابر خود داشته باشند و نه به خواستهای پیش پا افتاده مردم کسی رسیدگی کند وهر خواستی را ساده و آسان به شیوه روسی سر کوب کنند. اگر در آن زمان و حتی امروز از خلقی و پرچمی پرسیده شود که روس ها افغانستان را اشغال کرده بودند با کالای خود به چشم مردم می در آیند که نی و باز هم نی روسها وظیفه انترناسیونالیستی خود را در برابر مردم افغانستان انجام میدادند. گناهی بر آنها وارد نیست زیرا در اثر تبلیغات دوامدار عشق و دوستی روسها در رگ رگ شان ریشه دوانیده بود مثلیکه مردم به یک عقیده دینی یا مذهبی معتاد میگردند چرچمی ها و خلقی ها هم معتاد شده بودند آنها شاید در یک لحظه زود گذر به درد مردمی که فرزندان خود را از دست داده بودند فکر کرده باشند اما به زودی بر احساسات خود غلبه کرده باشند که ایجاد جامعه نو تلفات جانبی هم دارد. امروز مردم با طیف دیگری از قماش چرچمی خلقی مقابل هستند چشم این طیف را هم عشق امریکائی کور کرده است. بعضی شان ادعا می کنند که حاکمیت ملی سلب نشده است و نهاد های سه گانه با وجود نواقص در سر نوشت مملکت رول دارد در زمان روسها و دست نشانده های شان هم همین نهاد ها غیر از شورای مولی (شورای ملی یا ولسی جرگه)فعال بود در مورد شورا نوکران روس می گفتند ما شورا را در تمام ادارات فابریکه ها و محلات برده ایم و تمام امور ما به شکل شورائی اداره میگردد. انها هم ادعا میکردند که رئیس جمهور ما سفیر شوروی پوزانف را از بارگاه خود اخراج کرد تا چندین نسل ما باید شکر گذار حفیظ الله امین باشیم که دست نشانده نبود و مستقل بود آیا دست نشانده میتواند سفیر اشغالگر را اخراج کند؟ چون ما همه مسایل را از نگاه عشق و دوستی خود به خارجی ها محک میزنیم کسانیکه در رگ رگ شان عشق امریکائی داخل شده است اگر صد سال بعد هم زنده باشند از ایشان پرسیده شود که بالاخره افغانستان اشغال بود یا مستقل باز هم نظر به علایق و دوستی خود حکم صادر خواهند کرد و اکنون در مقابل این ابلیس متکبر که در اضافه تر از 700 محل پایگاه دارد و جهان را اداره میکند کی گفته میتواند که و کدام کشوری می تواند بگوید که امریکا افغانستان را اشغال کرده است. اگر کسی چنین جرئت را به خرچ بدهد تنها از عهدۀ سگان ناتوئی امریکا بدر شده نمیتواند. و آب یخ از دست نوکران بومی امریکا نخواهد نوشید. آیا طرفداران امریکا یا به عبارت ساده موافقین امریکا که اشغال در اثر کوری خود اشغال نمی دانند یک عوض فامیل خود را از دست داده اند؟ آیا همراه وحشی که از اداره (ادرار) کردن بر مرده هم ابا ندارند غیر از کرنش یک و دو گفته می توانند؟ ایا(آیا) کشتار مردم را در اثر حملات طیارات بدون پیلوت این ها هم مانند ارباب تلفات جانبی میخوانند یا زهر چشم گرفتن از مردم سلحشور ما؟ چون وقتم محدود است به این بیت بسنده میکنم تا یک صحبت بعدی
بیدل از شبپره کیفیت خورشید مپرس ـ حق نهان نیست ولی خیره نگاهان کور اند.


اسم: عبدالمنان کریم   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.04.2013

نکاتی چند در بارۀ « اشغال افغانستان»!

سؤال مطروحه در دریچۀ نظر «سنجی» تحت عنوان «آیا افغانستان اشغال است؟»، از همان آغاز ذهن اینجانب را هم بخود «جلب» نمود. تا اکنون درین مورد معلومات مختلف ارائه گردیده است. وقتی نوشتۀ محترم عارف عباسی صاحب را مطالعه نمودم، که در آن معلومات مفید، از ایالات متحدۀ امریکا، در بارۀ سیاست آنکشور «بزرگ جهان»، آنهم آگاهی های «دست اول» تذکر داده اند، برای اینجانب هم، الهام بخشید، تا نکاتی چند را منحیث معلومات، در بارۀ اقدام سال ۲۰۰۱م، حکومت ایالات متحدۀ امریکا، در رابطه با مشی انتخابی آن که تحت «عنوان» «جنگ علیه ترور» و به خاطر «آزادی دوامدار» برای «متحدین غربی» آنکشور، به راه انداخت، خدمت خوانندگان محترم، تقدیم نمایم.
البته چنان انتظار حتمی هم ندارم، که اظهار نظر این جانب، در یک مورد، حتماً از جانب همه مورد استقبال قرار گیرد. داشتن برداشت های متفاوت، به عقیده این جانب، نباید، مانع مباحثات ممکن هدفمند و تبادل افکار سودمند گردد. وقتی این جانب بر عنوان اصلی نظر انداختم، با «جهاتی» متوجه شدم، که ممکن مقدم برهمه جوانب و مسائل مربوط، نخست، روی «وضعیت» یا «Status » کشور، یعنی به حیث یک «دولت» مستقل از نگاه حقوق بین الدول، در مجامع بین المللی، مطرح بوده باشد. آنچه از نوشته های قبلی هموطنان، درک شده می تواند، اینست، که ممکن طراح اولی این عنوان، در بارۀ موضوع «عمل نظامی» محدود فکر نکرده باشد، زیرا موضوع می تواند جدا هم مطرح گردد. بلکه آنچه اگر در نتیجۀ این «اقدام نظامی»، بر «موجودیت» و«استقلال کشور» صدمه رسانیده باشد، دقیقتر ارزیابی شده بتواند. فکر نمی شود، که در مورد صورت وقوع حوادث، «تجاوز» و «مداخلۀ» فزیکی قوای خارجی، در داخل قلمرو افغانستان در حال «بحران» طولانی، شکی نزد کس وجود داشته بوده باشد. ممکن «فکر» کرده باشد، که آیا آنچه که «افغان ها» در سه جنگ با «انگلیس» و بعداً در «مقاومت» علیه «قوای شوروی»، حفظ نموده اند، تا چه حد «صدمه» دیده باشد. البته اگر خود لازم بدانند، می توانند، بجواب هموطنان بپردازند. اینجانب را هم چنان، عقیده برین است، که اقدام «نظامی» و آغاز عملیات «7 اکتوبر 2001م»، که نویسندگان قبلی ذکر کرده اند، طوریکه محترم عارف عباسی صاحب، هم به این متن که: «شورای امنیت ملل متحد حملۀ نظامی را به رهبری امريکا و متحدينش بالای افغانستان منظور نکرد.»، یاد آور شده اند، «جنگ»، سازمان ملل متحد و تحت رهبری آن سازمان نبوده است. این اقدام، کاملاْ از جانب «واشنگتن» به راه، افتاده، دیگران با آن «همبستگی» نشان داده اند. چون در نوشتۀ عباسی صاحب، از نام های هموطنان دیگر نیز تذکر بعمل آورده بود، یکبار دیگر به همه نوشته ها و «نظرات» ارائه شدۀ هموطنان، مرور نمودم. در یکی از نوشته ها، چنین متنی به چشمم مقابل شد: «آنچه به مثابۀ مقدمات، آغاز«جنگ علیه تروریزم» در مناسبات بین المللی از اهمیت فوق العاده برخوردار بوده است، همانا «مشروعیت سیاسی مداخلۀ غربی» شمرده می شود، که براساس قطعنامۀ ۱۳۶۸ مؤرخ ۱۲ سپتمبر۲۰۰۱م «شورای امنیت سازمان ملل متحد»، پس از حملۀ تروریستی روز قبل، در خاک ایالات متحده، به تصویب رسیده است. »
در نوشتۀ دیگر هم چنین متنی را یافتم: . . . . .

متن مکمل این نوشته را می توانید در صفحۀ تحلیلات مطالعه فرمائید یا لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب و نوشته را باز کنید.



http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/karim_am_bazham_nokate_darbarae_eshghal_afgh.pdf


اسم: سرور   محل سکونت: کابل    تاریخ: 24.04.2013

اشغال مگر شاخ دارد یا دم!
افغانستان نوع جدیدی از اشغال را تجربه میکند، اشغال توسط چهل کشور بیدادگر و اشغال فرهنگی ایران و پاکستان.
افغانستان در اشغال کشورهای بیرونی و در اشغال مافیای جهانیست.


اسم: ghulam ansari   محل سکونت: germany    تاریخ: 23.04.2013

آیا افغانستان اشغال است؟

بلی اشغال است، وقتی جامعه همه امور زندکی اش توسط ۴۸ کشور با تمام سازمان های فعال جاسوسی شان اداره مستقیم وغیر مستقیم می شود. و توسط نوکران وفادار و جیره خور در اشکال مختلف اداره می شود. مواد خامش به تاراج رفته و صدها پروژه اش در نیمه راه متوقف می شود.۷۰ فیصد انسان اش زیر خط فقر زندکی می کند، .۲ ملیون انسانش را به مواد مخدرر (مخدر) مصاب ساخته اند. ۹۰ فیصد مواد مخدر دنیا با (به) ارزش ۲۰۰ ملیارد دالر در بازارهای غرب، در آنجا تولید می شود، ۶۰ فیصد اطفالش در گرسنکی و مرض دچار است.این همه حالات فوق در غیاث الغات اشغالکران در حالت «در» شاک آوردن ملت های ضغیف (ضعیف) مثل کشور ماست که هر نوع صلاحیت ملی اش زیر نام های مختلف چون مبارزه علیه تروریزم و غیره غصب شده و برای ادامه حیات ننکین (ننگین) و بحران ساختاری که دامنکیر (دانگیر) شان است از هیچ نوع جنایت و غارت دریغ نمی نمایند. تنهااین واقعیت که جنایت ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ توسط خودجهان غرب پیریزی شده بود و به این بهانه به افغانتان حمله نمودند و به کمک وطن فروشان داخلی کشور ما را اشغال نمودند۰ دال بر غلط بودن این جنک قبلاً پلان شده و تحمیل شده برماست که زخم هایش را تا سالهای درازی التیام نخوهیم توانست.
واققۀ (واقعۀ)11 سپتامبر یک جنایت بود و از نظر حقوقی جنایت کاران باید پیدا و به محاکمه کشیده (کشانده) می شدند۰ وقتی دستکاه (دستگاه) استخبارتی امریګا(امریکا) دوست صمیمی بوش بن لادن را مسؤل (مسؤول) این جنایت اعلان کرد، اول اینکه بن لادن در روز این حادثه در پاکستان در شفاخانه بود دوم اینکه ملا محمد عمر در مقابل این اتهام پیشنهاد نمود که اگر پیوندی و رابطه ای حادثه ۱۱ سپتامبر با بن لادن از نظر حقوقی ثابت شود وی حاضر است بن لادن را به محاکمه حاضر کند اصلاً شنیده نشد۰ خود کوزه و خود کوزه کر و خود گل کوزه.
بااین مختصر می خواهم از تمام هموطنان خواهش کنم که با تصدیق عدم اشغال وجدان خودرا ناپاک نساخته و واقع بین باشیم۰
از کلمۀ قوای دوست نه اشغال همه جنایتکاران و وطن فروشان رنگارنگ خورسند می شوند و سود می برند۰


اسم: عارف عباسی    محل سکونت: اضلاع متحده امریکا    تاریخ: 23.04.2013

آیا افغانستان اشغال است؟

این توضیحات را نه مکثی، نه نقدی و نه تبصره ای بر نوشتۀ هموطن محترمم جناب سامع صاحب بدانید، گرچه انگیزه این ابراز نظر مضمون ایشان است، طوریکه خود شان فرمودند تقاضای نظر خوانندگان را بر نوشتۀ خود نکرده اند و این تصمیم مقامات ذیصلاح پورتال بوده. من به اغتنام از این فرصت و بتأسی
نوشتۀ جناب محترم قدوسی صاحب که بحث را بر چنین موضوعات داغ روز مفید خوانده اند، این که تا کدام پیمانه عرایض من در قالب یک بحث علمی می گنجد نمی دانم، اما انصافاً این موضوع نیازمند بررسی و مداقۀ همه جانبه بوده، مستلزم توضیحات مزید است، البته به یک نوشتۀ کوتاه بدون تفصیلات لازم و ارائۀ دلایل مقنع نمی توان با قهر و غضب و احساسات حکم صادر نماییم که افغانستان اشغال است و یا اشغال نیست. ما البته با موجودیت داکترها و پروفیسور های خود می بالیم و افتخار داریم ولی وقتی در بحثی داخل می شوند زمینۀ فیض بردن از دانش، فهم و مطالعات خود را برای ما بیشتر میسر سازند. جناب محترم پروفیسور داکتر صاحب صدیق نورزوی که من از مدتها بدین سو افتخار معرفت شان را دارم یک افغان با درد، با احساس و وطندوست بوده، خوب می دانم که . . . . .

متن مکمل این نوشتۀ مهم و جالب را در صفحۀ تحلیلات پورتال می توانید مطالعه کنید و یا لینک آتی را کاپی کرده در براوزر اکسپلورر تان داخل نموده آنرا باز فرمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/abasi_a_aya_afghanistan_eshghal_ast.pdf



اسم: عبدالحکیم سامع    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 21.04.2013

«اشغال» دوازده سال اخیر، چگونه براه افتاد!

با طرح عنوان اولی، «آیا افغانستان اشغال است؟»، انتظار داشتم تا دانشمندان هموطن ما بخصوص آنهائیکه در کشور های پیشرفته، از امکان «دسترسی» به حقایق و معلومات و همچنان قابلیت و توانائی بیشتر و بهتر«تحلیل» مسائل مبرم حیاتی را دارا می باشند، درین رابطه تحلیل اساسی تقدیم نمایند. طوریکه قبلاً هم تذکر رفته است، تصور نمی شد، که گردانندگان محترم «پورتال افغان جرمن آنلاین» این «مطلب» را در «دریچۀ» نظر سنجی بگذارند، وقتی چنین شد، اقدام درست شناخته می شود. آنچه انتظار آن دیده نمی شد، عکس العمل محترم پروفیسر نورزوی « Prof. Noorzoy» از «کلیفورنیا» ، با محتوای غیر دقیق با «سؤال»، شناخته می شود. اینکه آیا، قدرت «بزرگ» جهانی، «ایالات متحدۀ امریکا»، با حامیان آن، به «اشغال افغانستان» نیازمند بوده است، ادارۀ واشنگتن می تواند، جواب آنرا ارائه نماید. اما آنچه در نوشتۀ اولی تذکر یافته است، ایجاب می نمود، تا «پروفیسر» صاحب، یک اندازه به سطح بین المللی جواب و یا توضیح ارائه می داشتند…….

متن مکمل این نوشته را می توانید در صفحۀ تحلیلات مطالعه فرمائید یا لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب و نوشته را باز کنید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/same_ah_eshghal_dawazda_saal_tshiguna_etefaq_oftad.pdf


اسم: عبدالرشید قدوسی    محل سکونت: سویدن    تاریخ: 19.04.2013

مکثی بر «آیا افغانستان اشغال است؟»!

با مطالعۀ این عنوان محترم عبدالحکیم سامع، به «حقایق» و مسائلی متوجه شدم، که هرگاه ما فضایی را داشته باشیم که، امکان بحث روی هر موضوع داغ روز را که در برابر جامعۀ ما قرار داشته و یا قرار می گیرد، از جهات مختلف و زوایای دید متفاوت بطور «علمی» بررسی نمائیم، حتماً در امر دریافت راه حل مسائل مبرم ما، عاری از مفیدیت نخواهد بود. اولین «عکس العمل» را، در «دریچۀ نظر سنجی»، در بارۀ این موضوع، بزبان انگلیسی، از «کلیفورنیا» بقلم محترم «پروفیسر نورزوی» مشاهده نمودم. در نخستین لحظه از جملات محترم، چنین انتباه گرفتم، که نزد ایشان، موضوع « اشغال » مطرح است، درعین زمان ممکن هیچ نوع علاقمندی به توضیح مراحل قبل از وقوع حوادث، نداشته اند، که به «دخول قوای خارجی» و نوعی از « مداخله » در کشور در حال جنگ ما منجر گردیده است، بدین معنی که «عوامل» و «نوع اشغال» و «اهداف اشغالگران» را در نظر نداشته باشند. فقط یک حکم خلص از حالتی بیان داشته اند، که درین مدت زمان بیش از ۱۲ سال، بعد از « ورود قوای خارجی» بوقوع پیوسته است. تعداد کشورهای سهیم را در فعالیت های نظامی - امنیتی، بیش از «۴۰» کشور، نام داده شده اند، در چنین حالت، چه نوع «اشغال خواهد بود؟ . . . .

متن مکمل این مقالۀ تحلیلی و خوب را در صفحۀ تحلیلات پورتال مطالعه کرده می توانید و یا لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر کمپیئتر تان نصب و مضمون را باز فمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/qadousi_maksi_bar_aya_afg_eshghal_ast.pdf


اسم: عبدالحکیم سامع   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.04.2013


بجواب محترم Prof. Noorzoy!

مطلبی را که نویسنده، به تأریخ 15/04/2013 تحت عنوان «آيا افغانستان اشغال است؟»، به آدرس «پورتال افغان جرمن آنلاین» فرستاده است، در فکر آن نبوده است، که مسؤولین محترم «پورتال»، آنرا در دریچۀ «نظر سنجی» بگذارند. طوریکه در متن مشاهده می نمائید، بعضی از وقایع و «فکت ها» از «بحران طولانی» و غم انگیز و تباه کن تذکر رفته بود. موضوع طوریکه دیده می شود، بشکل سؤال مطرح شده است. محترم « Prof. Noorzoy»، از «California, US»، به تأریخ 18/04/2013، نظر شانرا، در دونیم سطر، به زبان «انگلیسی» نوشته اند، در آن علاوه از اینکه «طرح سؤال» را به ادعای ایشان، حال «مجاز» ندانسته اند، بلکه «پروفیسر صاحب»، وقت «سؤال» را در 12 سال قبل، لازم می دانسته اند. متباقی جملات ایشان در حقیقت شعار مانند، تحریر یافته است.

البته یک نویسندۀ ساده و عادی که در مقام «پروفیسری» قرار ندارد، از مرم عوام شنیده است: «ماهی را که هر وقت از آب بگیرید، تازه است.». از «جناب پروفیسر» توقع بوده میتوانست، تا از نگاه «حقوق بین الدول» و تعاملات معمول در عرصۀ بین المللی، نظر ایشان را در بارۀ وضعیت فعلی تذکر می دادند، نه اینکه ازین 12 سال چند نمونه از وقایع در شرایط «حضور» قوای «خارجی» نام ببرند.


اسم: سرلوڅ مرادزی   محل سکونت: سټوکهولم    تاریخ: 19.04.2013


ښه موضوع او ښه څېړنه:

ښاغلي حکیم سامع پر ښه موضوع خورا ښې خبرې کړې چې د ملاتړ وړ دی. افغانستان د تل پشان آزاد او خپلواک هیواد دی، خپلواکي او آزادي د افغانانو په خټه کې اخښل شوې او تر هغو چې د افغان خپلواک روح ژوندی وي، افغانستان به هم خپلواک او تلپايي وي!

هغوی چې دلته هلته د افغانستان د اشغال خبره کوي، افغانانو سره يي د دوستۍ او پیرزوینې له مخې نه کوي، بلکې د خپلو ټاکلو موخو او ګټو لپاره په داسې اپلتو لګیا دي. افغانستان نن د نويیمې لسیزې، په ګورنډې منډل شوی او له نړۍ ګوښه شوی هیواد نه دی بلکې د نړۍ له ټولو هیوادونو سره يي سیالي برابره او ملي بیرغ يی د لسګونو هیوادونو په پلازمینو رپانده او سرلوړی دی.

ځیني ساده زړي افغانان او یا هغوی چې خیرن نیتونه لري، د افغانستان برم او حیثیت د یوه خپلواک هیواد پتوګه، په افغان دولت کې د ځینو شتو ستونزو او د ځینو کړیو له ملي ضد هڅو سره غلطوي او دداسې ستونزو او کړیو په ګناه د افغانستان خپلواکي او ازادي تر برید لاندې نیسي او لویه تیروتنه کوي او که داسې څه په لویلاس کوي، بیا نو نه بخښل کیدونکي ګنا کوي!

له سامع صیب څخه مننه


اسم: Prof. Noorzoy   محل سکونت: California, US.    تاریخ: 18.04.2013

This is a question should have been asked in 2001, not 12 years after occupation of Afghanistan where the rights of the Afghan people have been taken away from them through the use of military force, killing, torture, night raids and abuse and disrespect to the religion of Islam and to the Holy Quran. Only those benefiting from the occupation can close their eyes and question whether Afghanistan has been occupied or not.



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved