Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  نظر شما چیست ؟    نویسنده:  عارف عباسی

 
اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 27.03.2013

محترم بارز صاحب مهربان!

البته با فهم و دانشی که دارید نیک میدانید که من شمارا دوست خوب خود میدانم، این تبادل نظرات دوستانه و محترمانه است، خدا کند سر دل خوانندگان نریخته و سودی از آن متصور نباشد، من بالای هر تبصرۀ شما جواب دارم، متیقن نیستم که قناعت شما را فراهم بیاورد و بحث بدون نتیجه بدرازا بکشد.
سال گذشته در سفرم به پاریس آرزوی دیدار شما را نمودم، بزرگوار محترم نوری صاحب این فرصت را برایم میسر ساخت، خانۀ شما در طبقۀ فوقانی یک تعمیر چند منزله قرار داشت، نازدانۀ امریکا آمده، فکر کردم وسیلۀ تا و بالا شدن برقی میسر است، با یأس دریافتم که این خیال است و محال، با زانو های دردمند چهل زینه را با کوتاهی نفس پیمودم تا افتخار بغل کشی با شما دستیاب شد. بعد از مصافحۀ مختصر سر خورجین سیاست باز شد و شما در رفاه منزل تان یکسره و یک ډنډه از کرزی صاحب دفاع نمودید، انتصاب شان را در «بن» بحیث زمامدار بخیر افغانستان وانمود ساخته و برای جمیع اعمال شان توجیهات داشتید. به دلایل و عرایض من توجه نفرمودید، تا که آفتاب غروب کرد و خروس نامراد بانگ شب نمود، چای سرد شد و کیک ناخورده ماند، تعداد زیاد کتب تان را بمن تحفه دادید که وزن محموله را بلند برد و کرایۀ اضافی پرداختم و بحث ما به نتیجه نرسید، ترسم از آنست که هرچه بنویسم و هرقدر دلیل بگویم در دل سنگ کرزی پرور شما اثری نداشته باشد، هموطنان آنرا کج بحثی نپنداشته آزرده خاطر نشوند. لذا با این عرایض دستان مبارک شما را فشرده رخصت می خواهم.


اسم: ناصر تیموری    محل سکونت: آلمان     تاریخ: 27.03.2013


با اغتنام از فرصت باقی ماندہ می خواھم بہ دو نکتہ اشارہ نمایم :

اول در رابطه با انتخابات پیشرو در سال ۱۳۹۳ هجری شمسی: چگونگی برگزاری انتخاباتی شفاف و فراگیر که همزمان با تکمیل شدن پروسۀ انتقال مسؤولیت های امنیتی از جانب قوت های ناتو و ایساف به قوای امنیتی افغانی است؛ مسیر سیاسی آینده را مشخص و تعیین خواهد نمود روی این ملحوظ انتخابات سال آینده را بایست بصفت نقطۀ عطف جهت انتقال قدرت سیاسی از شخصی به شخص منتخب دیگر بدون خونریزی و بدون اعمال فشار دانست؛ جای هیچگونه تردید نباید باشد که چه در داخل و چه در خارج از افغانستان شخصیت هایی با ظرفیت های بزرگ وجود دارند که از هر لحاظ واجد شرایط کاندید شدن برای احراز مقام ریاست جمهوری می باشند لیکن در شرایط بحرانی و حساس امروزی به گمان این کمترین باید بالای دو شخصیت زیادتر تمرکز نمود که یکی جناب داکتر لودین است که سابقۀ جهادی دارد و دیگری جناب داکتر خلیلزاد است که یک سیاستمدار مسلکی و باتجربه می باشد و هر دو شخصیت به دیموکراسی و قانونمند ساختن دولت اعتقاد دارند و امید بسیار دارم که بلاخره مردم افغانستان به حقوق انسانی خود که انتخاب رئیس جمهور و نماینده ها یکی از آن حقوق و وجایب است، ملتفت گردند و این نکته قابل تذکر است که بکار بردن کلمات رهبر و یا زعیم و یا حتی ولسمشر و یا رئیس جمهور از طرف مردم با روحیۀ نظام دیموکراتیک مغایرت دارد و چه بهتر می بود که بجای آن کلمات کلمۀ پر طنینی ” وکیل الرعایا ” بکار میرفت و بلخصوص بکار بردن کلمات رهبر و زعیم حکایت و قصه ای”چوپان و رمه” را در ذهن زنده می کند!

دوم در رابطه با جلالتماب کرزی صاحب که من برای شان احترام زیاد دارم و تردیدی ندارم که برای وطن ما آرزوهای نیک دارند لیکن چند نکته قابل یادآوری است؛ در تاریخ کشور ما هیچ دولتی از چنان الطاف و پشتیبانی وسیع جهانی بهرمند نبوده ولی با کمال تاثر
دستاوردهای دولت در تمام ساحات بسیار اندک بوده بطور مثال بعوض توجه به مسایل اقتصادی و اجتماعی توجه را به سیاست بازی آنهم بدون یک ستراتیژی علمی مبذول داشته و از جانبی برگزیدن ھمکاران جوان کہ سابقہ و تجربہ ای کاری نداشتند مشکلی بر مشکلات ایشان و دولت ایشان افزودہ و از جانبی نمی دانم با وجود صدھا سفر بہ خارج اگر ھر سفر حداقل دو تا سه روز را در بر گیرد
آیا رئیس جمهور وقت برای رسیدگی به امور مملکت را داشته اند چه حاصل جمع روزهای سفر جناب ایشان به خارج مساوی به هفت سال می شود پس علل این ھمہ سر درگمی و پراکندگی را بایست در مدیریت سراغ نمود۰

تبصرہ ھا و مقالات ھموطن ھا مبین و حکایتگر علاقمندی و توجہ شان بہ سرنوشت ملک مشترک است
و علی الخصوص از جناب عباسی صاحب و جناب بارز صاحب کہ بہ صورت ( Kontrovers) و بہ شکل دوستانہبالای مشکلات وطن شان بحث می نمایند کہ اینچنین بحث ھا بسیار سازندہ می باشد۰



اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 27.03.2013

محترم آقای عباسی سلام!

از شما سپاس گذارم که اصول بحث را برای رسیدن به حل مسایل مورد اختلاف مد نظر قرار داده و مؤدبانه انتقاد تانرا ارائه میدارید. این روش شما جانب مقابل را نیز وامیدارد که با رعایت احترام بحث را دنبال نماید. با این تمجید مختصر از شما اشارتاً می پردازم به چند مطلب :

1 - شما به یک اصل اساسی که جامعه است و مورد بحث ما بوده نپرداخته اید، نمیدانم چرا نمی پذیرید که از درون همین جامعۀ افغانستان، (کرزی ها)، (دوستم ها)، (حاجی محقق ها)، (سیاف ها)؛ (گلبدین ها)، (حضرت ها)، (گیلانی ها) و . . . بوجود آمده اند و از درون همین جامعه دولت حاضر که از جملۀ فاسد ترین دولت های جهان شناخته شده است بوجود آمده و یاساخته شده است.

شما نمیتوانید مردم و دولت را دو چیز و یا دو پدیدۀ کاملا ً بی ارتباط و جدا از هم بدانید و بگوئید:
«مردم خوب است، و دولت بد است.»
مگر ده ها هزار افراد شامل دولت از کدام کشور دیگری آمده اند؟

2 - آیا باوجود ادعای اسلامی و سالم بودن مردم نمی شنوید که روزانه چقدر جرم و جنایات عجیب و غریبی صورت می گیرد. زنها بصورت عموم از سوی مردها لت و کت می شوند، گوش و بینی شان بریده می شود، وحشیانه به قتل می رسند، به آنها تجاوز جنسی صورت می گیرد و حتی به طفل شیر خوار تجاوز می شود.
سالهاست چقدر عملیات انتهاری صورت گرفته و می گیرد و هزاران انسان بی گنای هموطن شان را به قتل می رسانند و . . . آیا همچو مردم و جامعه را سالم گفته میتوانیم ؟

3 - محترم آقای عباسی : من بارها گفته ام و شما نیز بخوبی میدانید که دولت در همه جا ترکیبی از قدرت های درون جامعه است. به وضعیتی که در سال 2001 کشور ما قرار داشت بنظر من تعیین و یا رویکار آمدن کرزی به حیث رئیس ادارۀ مؤقت نسبت به آقای سیرت و نسبت به جمع قدرتمندان شخص بهتر بوده و است.
کشور ما به گذشت چند صباح دیگری نیز نیاز دارد تا تعداد تعلیم یافته ها بالا رود و احزاب واقعاً سیاسی و ملی بوجود آیند که بستر جامعه از وضعیت موجود تغییر یابد. آنوقت شاید کمی من و شما نزدیک به آرزوی خود شویم.

4 - آقای عباسی صاحب : من نسبت به آقای کرزی انتقاداتی داشته و دارم اما به این باورم که کرزی خائن ملی و وطن فروش نیست، مزدور بیگانه و گوش بفرمان امریکا نیست، فکر نکنید که از سال 2001 تا امروز همه کاره و حرف اول را امریکا در مورد افغانستان میزند، نخیر کرزی و قسیم فهیم هم حسابی دارای قدرت اند و به همین لحاظ دولت امریکا علیرغم اختلاف با کرزی نمی تواند او را باکسی دیگر عوض نماید.

5 - اگر از حق نگذریم تا حال در تأریخ کشور هیچ زعیمی حوصلۀ کرزی را از خود نشان نداده و آزادی بیان را طوریکه دولت کرزی در ظرف یازده سال رعایت و تحمل کرده هیچ زعیم و دولتی در گذشته تحمل نکرده اند. و این حوصله و گذشت کرزی ترس هزاران ساله تأریخی مردم نسبت به دولت را از بین برده و این چیزی است بسیار پر اهمیت و با ارزش،البته توأم با معقولیت.

6 - در مورد آقای عزیز لودین از هین نوشتۀ اخیر تان هم معلوم است که به او بسیار خوشبین هستید. من هم برایش ارج و احترام قایلم اما فکر نکنید همینکه احیاناًاو و یا هر کس دیگر بجای کرزی بکرسی ریاست جمهوری نشست هر چه بخواهد میتواند عمل نماید،

بر داشتن این همه ریشه های قدرت مخرب از دولت کار آسانی نیست. بسیار دشوار می نماید از کسانی چون دوستم و غیره که نام برده اید رئیس جمهور آینده بتواند آنها را از قدرت کنار زند و همینطور وکلای استفاده جوی ولسی جرگه را متوجه وظایف شان کرده و نگذارد که برای چور و چپاول به وزارت خانه ها سر زنند و حق را به نا حق مبدل نمایند.

ولی با شما کاملاً مؤافقم که ما نباید نظاره گر و بی تفاوت باشیم. با عرض احترام


اسم: Qasem   محل سکونت: Germany    تاریخ: 27.03.2013

Salam to all, just the existence of Nato and before the existence of Taliban was the reason that the Warlords could not do anything.

Karzai and Khalilzad worked out that they have been surviving.

Shoma waqe-an feker me konid, ke aan-ha ra Karzai dar Quti karda ke az Sag jangi hai khod bogzarand?

I am so disappointed Mr. Barez


Note: Mr Ludin are doing the same job like Mr. Karzai
He is getting just tausend of Dollars, without to achieve anything and has no moral to give ab his job.

Mrs farzana farani did an interview with him, he is just talking like Mr. Karzai

Qasemi


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 27.03.2013


دوست محترم ام آقای نعیم بارز!

گرچه افغان جرمن آنلاین ختم بحث را اعلام نمود، به پاس احترام به شخصیتی چون جناب شما خموشی را بی حرمتی دانستم.

بارز صاحب! آنچه نوشتم نقل از نوشته و اظهار نظریات جناب شما بود من از خود نه چیزی ساخته، نه بافته و نه تراشیده ام. شما فرمودید که مردم افغانستان افکار «ثابت» دارند و من با دلایل عرض نمودم که درست نیست، شما بحران زدگی و جنگ زدگی را عامل ناسالم بودن جامعه بر شمردید، من عرض کردم که یکی از عوامل این حوادث تبارز گروه ها، حلقات، و اشخاصی گردید که خون ریختند، چور کردند و چپاول نمودند و به ذرایع مختلف حق مخلوق خدا را پامال نمودند و توسط قدرت های خارجی و زد و بند کرزی صاحب بر جامعه با قوت بیشتر تحمیل گردیدند، نا سالم بودن اینها جامعه را در کل نا سالم نمی سازد و پیروی مردم از این حلقات دلایل خاص خود را دارد که نیازمند بحث مطولی است. من بعرض رساندم که این قماش فراری توسط نفوذ خارجی و زد و بند، معامله گری و مصلحت گرایی کرزی صاحب اگر کرمکی بودند به اژدها تبدیل شدند.

من با شما مؤافقم که دوستم یک ملیون رأی گرفت، اما شما به حکایۀ من توجه نفرمودید که اگر دوستم محاکمه شده و محبوس گردیده و قانون بالایش تطبیق میگردید در آنصورت با شناختی که از جامعه و مردم خود دارم قبول کنید که قادر به گرفتن یک هزار رأی نمی شد، بلی اگرحال بهمین منوال باشد شاید دوستم در انتخابات آینده پنج ملیون رأی بگیرد و رئیس جمهور شود و مخصوصاً که حالا با ائتلاف نا میمون و قربت جستن با دیگر حلقات فساد پیشه، هم اندیشان وهم کیشان خود یار و مددگار شده است.

بارز صاحب!
از دیر زمانی است که در نوشته های شما من یک پیام نهفته را می یابم، شما همواره جانب کرزی صاحب را گرفته ایشان را بنحوی تبرئه می نمایید، اما تا حال نفهمیدم که این موقف گیری شما بر معیار های منافع ملی مملکت بنا یافته یا توصیف از نیرو واستعداد خلاقۀ نیرنگ بازی، حیله گری، داد و ستد، معامله گری و مصلحت گرایی شخص کرزی است که تا حال تأریخ چنین نابغه ای ندیده، شما که می فرمایید با این مصلحت ها به آرامی گذرانید، منظور تان آرامی، رفاه و آسوده حالی و مصونیت مردم است یا آرامی و بیهراسی شخص کرزی برای بقای قدرتش. استدلال می فرمایید که اگر چنین نمیکرد این اشخاص به جنگ متوسل می شدند، شما تصور می کنید که با موجودیت قوای نظامی متحدین و در رأس ولی نعمت واقعی شان امریکا این اشخاص جرأت توسل به جنگ را داشتند؟
بازهم یک حکایه، وقتی قسیم فهیم در سال 2004 از وظایف دولتی سبکدوش شد، قهر و غضبش بر افروخت متمردانه گفت چنین میکنم و چنان خواهم نمود، به یکی از یاران قدیم هدایت سوقیات نظامی از شمال بسوی کابل داد، یار بیوفایش داستان را بکابل اطلاع نمود، خلیل زاد از قصه آگاه شده به مارشال چنین اخطار جدی داد که مارشال الیه از واهمه پناهگاه می پالید و جزئی ترین حرکتی از سویش دیده نشد.
به احترام به آزادی قلم و گفتار اگر رفتار چوتار مآبانۀ زعیم مورد پسند شما واقع گردیده، و از آن بحیث فراست، درایت، نخبگی و پختگی یاد می نمایید، حق مسلم شما است، اما اگر خیر من الناس مطرح باشد و منافع افغانستان، بیشترین گناه بگردن کرزی می افتد نه در امور داخلی درایتی نشان داد و نه در روابط خارجی فراستی، این تنها نظر من نیست، اکثریت را عقیده برآنست، نوشته های هموطنان در مخالفت بطرز دید شما خوب بخاطرم است.

گلۀ دوستانۀ من از شما اینست که شما بدون سند و بدون هیچ نوع ارتباط، موضوع دیگری را در میان آورده اید که درین مورد تا حال هیچگونه تبصره از طرف من صورت نگرفته، تا حال از شخص داکتر عزیزالله لودین در مورد آمادگی شان برای کاندید شدن نشنیده ام، این موضوع پیشنهاد و ابتکار گردانندۀ یک تلویزیون است، که مورد استقبال اکثریت هموطنان قرار گرفته و تا حال کسی جویای نظر شخصی من نگردیده و من هم اظهار نطری نکرده ام، بحیث یک افغان به عقیدۀ من شایستگی هایی که از یک کاندید توسط ملیون ها هموطن نگران به آیندۀ وطن توقع میرود، داکتر لودین آنرا دارا است، البته در موقع مفید و مناسب با استفاده از حق مشروع قانونی ام نظر خودرا درین مورد ابراز خواهم نمود.

احترامات قلبی مرا قبول فرمایید.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 26.03.2013


محترم آقای عباسی صاحب سلام !

در بخش جمعبندی در مورد نوشتۀ من تحت عنوان (انتخابات سالم را باید از اجتماع سالم انتظار داشت) طوری ابراز نظر فرموده اید که اگر کسی بار دیگر نوشتۀ مرا از نظر نگذراند نوشته شما چنین می رساند که گویا من ذات و شعور افغان را که خود نیز شامل آن می باشم، به بحث گرفته ام و به عقلانیت و شعور جامعۀ افغان باور ندارم .

چنانکه فرموده اید «در جامعۀ افغان مانند سائر جوامع انسان با عقل بادرک و شعور تمیز خوب را از بد زندگی می کند ولو که بحرانات بی سابقه و دراز مدت را پشت سر گذاشته اند. افکار بشر بشمول بشر افغانستان ثابت و راکد باقی نمی ماند. . . »
محترم آقای عباسی، اصلا من در هیچ جا ذات انسان، عقلانیت و شعور افغان و آدمی را مورد بحث قرار نداده ام، چون نه تنها از صلاحیتم خارج است، بلکه اگر کسی در مورد بشر چنین بیندیشد که عقل و شعور افغان از عقل و شعور انسان دیگری در جای دیگری کمتر است، بدون تردید نظرش فاشیستی است.
فقط به این باورم که بنابر عوامل متعدد و عقب ماندگی تاریخی جامعۀ افغانی در حال حاضر یک جامعۀ ناسالم است. اگر چنین نباشد چگونه ممکن بودعبدالرشید دوستم که شما وی را غیر سالم میدانید می توانست رأی یک میلیون انسان قوم خودش را بدست آرد و یا به اشارۀ او به آقای کرزی رأی بدهند؟ و همینطور حاجی محقق و دیگران که شما از آنها نام برده اید؟

آقای عباسی شما همواره تمام شر و فساد کشور را به بی کفایتی آقای کرزی نسبت میدهیدو باور دارید که اگر کس دیگری مثلاً جناب عزیز لودین رئیس جمهور شود همه چیز برحسب دلخواه تان خواهد شد اولاً صرف بر اساس آن صفاتی که در او می بینید بقدرت نخواهد رسید تا اینجا هم که رسیده به توجه آلمان و آقای کرزی بوده. زیرا در هر کشوری کسی که بخواهد رئیس جمهور شود باید تشخیص و محاسبه قدرت را درست بداند.

شما: آقای کرزی را ملامت می کنید که با عبدالرشید دوستم و یا کسان دیگر معامله می کند. بلی در سیاست مهم تشخیص نیرو های داخل جامعه و جلب توجه حامیان خارجیست. تا با تبانی و مبارزه با آنها کار نماید و آقای کرزی این هوشیاری و بازی سیاسی را بلد است و با همین تشخیص توانسته یازده سال با عناصر بسیار مخرب به آرامی کار نماید و همینکه نگذاشته آنها به جنگ متوصل شوند مهمترین موفقیت آن بحساب می آید.

در جای دیگر نوشته تان فرموده اید « جامعه نا سالم نبوده اشخاص ناسالم وجود دارد»
نخیر افراد ناسالم در سالم ترین جوامع وجود دارد این هم نیست مهم آنست که در جامعۀ ما بر عکس کمی افراد سالم وجود دارد ولی در کل وضع جامعه درست نیست، اگر جامعه سالم می بود افرادی که شما از آنها مثل دوستم و دیگران نام برده اید نمیتوانستند بر سرنوشت کشور و مردم حاکم شوند.
بااحترام


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.03.2013


پورتال افغان جرمن آنلاین احتراماً به اصلاع خوانندگان عزیز می رساند که پنجرۀ نظرخواهی در مورد نوشتۀ جناب دانشمند گرامی محمد عارف عباسی فردا 27 مارچ به ساعت 23.55 دقیقه شب به وقت اروپا مسدود میگردد.
اگر دوستان آرزو داشته هنوز هم در باره اظهار نظر فرمایند از این فرصت استفاده فرمایند.

با عرض حرمت


اسم: عارف عباسی    محل سکونت: لاس انجلس امریکا    تاریخ: 26.03.2013

انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری
« نظر شما چیست؟»

با تقدیم این جمع بندی و نتیجه گیری از پورتال وزین افغان جرمن آنلاین خواهشمندم تا ختم این بحث را اعلام و از بخش نظر خواهی بردارند.
با اظهار امتنان، سپاس و قدردانی از جمیع هموطنان محترمی که درین نظر خواهی سهم گرفتند و با ارائۀ نظریات سودمند و پیشنهادات علمی و عملی خود بحث را مفید و جالب گردانیدند مرا در ارائۀ این نتیجه گیری یاری نمودند.
قابل یاد آوری میدانم که انگیزۀ اصلی این نظر خواهی غم فردای وطن و سرنوشت مردم آن بود که انتخابات آینده بهر منوالی که صورت گیرد بحیث یک موضوع حاد ملی ارزش غور و مباحثه را دارد، مسلماً مدعایی دیگری در آن نهفته نبود که دانایان همه آنرا آگاهانه دریافتند.

اول- انتخابات:
عالی جنابان که مستقیماً بموضوع تماس گرفتند اهمیت انتخابات را در تعیین سرنوشت. . . . .

متن مکمل این نوشته را در صفحۀ تحلیلات پورتال مطالعه فرمائید و یا لینک ذیل را کاپی نموده در براوزر کمپیوتر تان برده باز نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/abasi_a_nazar_shoma_tshist_II.pdf


اسم: ناصر تیموری   محل سکونت: ھرات / آلمان    تاریخ: 23.03.2013

« تعداد محدودی توانائی طرح ریزی ھای سیاسی و تطبیق کردن آن ھا را دارا می باشند لاکن ھمہ ای ما توانائی قضاوت نمودن را بالای آن طرح ھا و طرق تطبیق آن ھا را دارا می باشیم »
<” پرکلیس" سال ۴۳۰ قبل از میلاد >

دیموکراسی یک پدیدۀ انسانی و یک دستاورد بزرگ سیاسی است که در بستر آزمون های موفق بشری شکل گرفته که هدف نهائی آن رسیدن به آزادی است و فلاسفه از آزادی برداشت های متفاوت دارند یکی مانند افلاطون آزادی را رهائی خویشتن از نفسانیات دانسته؛ دیگری چون کانت آنرا با عقلانیت وابسته ساخته و فیلسوف دیگر بنام هیگل آزادی را به پیشرفت علم و دانش و خود آگاهی فردی نسبت داد، لاکن مراد و مقصد این نوشته پرداختن به تعریف های فلسفی و لغوی از آزادی و دیموکراسی نبوده، بلکه منظور در این جا مجموعه آزادی های سیاسی مانند آزادی بیان، مذهب، مشارکت در حکومت، آزادی و . . . و چگونگی تحقق یافتن آن ها در اجتماع سیاسی و جامعۀ سنتی افغانستان است۰

مردم افغانستان در درازنای تأریخ خود شاهد قدرت بدون مھار قانون بوده اند و از جانبی چه ادبیات نظمی و چه افسانه های محلی بازتاب دهندۀ حکایاتی از سرنوشت های خونبار و عبرت انگیز قدرتمندان بوده است و مردم به درستی بدون هیچگونه ابهامی درک نموده بودند که ”قدرت بدون نظارت مایۀ تباهی است”۰

سید جمال الدین افغان در زمرۀ اشخاص محدودی شمرده می شود که افکار مشروطه خواهی (دیموکرسی ابتدائی) را در رابطه با اتحاد جهان اسلام به طور ضمنی اشاعه داد و از طرف دیگر می توان ادعا کرد که قرأت رحمانی دین مقدس اسلام که به کثرت گرائی، مدارا و غیره ارج می نهد و احترام میگذارد سازگار و همنوا با روحیه دیمکراسی می باشد، تأریخ عرفانی کشور افغانستان گواه است که در عرفان اسلامی همیشه عشق به خدا جانشین ترس از خدا شده بود و ذهن و فکر مردم این مرز و بوم پیوند عمیق و ناگسستنی با کلمات الهام بخش ”الرحمن الرحمیم” دارند.
اکنون مرحله گذار به دیموکراسی است و در افغانستان قانون اساسی ای وجود دارد که بسیاری راه هارا برای تعمیق دیموکراسی گشوده است ولی در عین حال بعضی موانع چه به شکل نهاد ها و چه به اشکال دیگر مانند پدیدۀ طالب ها قوت یافته اند که با مؤلفہ ھای نظام دیموکراتیک سر سازگاری ندارند، برای برطرف نمودن موانع سر راهِ دیموکراسی باید دولت دیموکراتیک دست به اصلاحات بنیادی یازیده و به ذهنیت سازی در راستای دفاع از مردم سالاری بپردازد، به خواست ھا و مطالبات نسل جوان توجہ کردہ و بہ ھر اعتراض و لو نا منسجم و پراکنده ھم باشد اشد توجه را مبذول بدارد چه در صورت بی توجهی، جوانان خود را مجبور احساس خواهند کرد که به طرف مشارکت های غیر متعارف پناه برده و مشکل دیگری بر مشکلات دولت بیافرینند۰

ماهیت و نوعیت فعالیت ها و تشبث های اقتصادی رکن پر اهمیت دیگری در رابطه با تحقق هر چه بیشتر مردم سالاری است، دولت باید برای بخش اقتصاد خصوصی تسهیلات و امکانات را جهت حرکت، ابتکار و نوآوری فراهم نموده و احساس امنیت را در سکتور خصوصی جهت سرمایه گذاری تقویت و حمایت نماید، افغانستان به توسعۀ اقتصادی نیاز مبرم دارد که جهت نیل به این هدف اول باید وضع اقتصادی افغانستان را در ارتباط با اوضاع اقتصادی جهانی ارزیابی و بررسی کرد و دوم با وضع قوانین شفاف مشکلات و بی اعتمادی ها را از ساختار های اقتصادی بر طرف
نمود، بزرگ ترین عامل بی ثباتی در یک نظام مردم سالار بی کاری و عدم توجه دولت به این معضلۀ بشری می باشد و دولت بایست مبارزه با بیکاری را در صدر پلان کاری خود قرار دهد.

در فرجام دیموکراسی یعنی حکومت قانون که بر نهادهای قضاوت مردم اتکا داشته باشد و در آن نظام تفکیک قوای ثلاثه اجرائیه، قضائیه و مقننه تأمین گردیده باشد، مشخصه های یک نظام متکی بر مردم سالاری در رقابت آزاد بر سر احراز چوکی ها و یا کرسی ها چه در دولت و چه در شورای ملی، تضمین و تأمین انتخابات آزاد و منصفانه و بھرہ مندی از آزادی های مدنی و سیاسی می باشند، و اصول دیموکراسی به مثابه یک دستورالعمل سیاسی عبارت از قانونیت، انتخابات آزاد، آزادی، تفکیک قوای ثلاثه و مشارکت مردم است.

سر منزل مراد دیموکراسی قانونمند ساختن دولت و جامعه است که سر انجام دولت و مردم را وادار به پابند بودن و احترام نمودن به یک اجبار و یا یک اوتوریته به نام قانون می نماید، آن هم قانونیکه توسط خود مردم و یا توسط نماینده های شان به اساس نیازهای داخلی و خارجی فیصله و وضع می گردد.

در روشنائی اجراآت دولت بر اساس قانون و تقسیم امور دولتی، اعتماد مردم به دولت تعمیق و گسترش پذیرفته و اعتماد متقابل میان اتباع ایجاد گردیده و در نهایت باعث ایجاد فضای تفاهم و مسؤولیت پذیری خواهد شد و به پراکندگی سیاسی و بحران اجتماعی در جامعه فائق خواهد گردید.
دیموکراسی وسیلۀ رسیدن به هدف والای آزادی اسن، که بزرگترین آرمان مردم افغانستان می باشد.



اسم: احمد سعیدی   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 20.03.2013

آیا واقعا رئیس جمهور کرزی شخصیت استقلال طلب، حامی منافع ملی ومبارز ضد امریکائیست؟ تحلیل روانشناسی وتجزیه اناتومی وجود ایشان اگر به سالهای بر گردد که بدون اجازۀ خلیل زاد سفیر آمریکا یک مکتب را هم افتتاح نمکیرد وبدون بوی کشیدن سگ های امریکائی کسی حق ورد به قصر وچانس ملاقات با ایشانرا نداشت وبادیگارد ها هم آمریکائی بود جواب کاملا منفی است؟ وهم إعتراض اینکه طالبان با خارجی های در پاریس کافی می نوشند وبا امریکا رابطه دارند.

بلی مردم بار ها گفته اند طالبان جاده صاف کنان شرکتهای نفتی توتال ویونیکال اند ولی شما برادر میگوئید. وحالا حق دارد در هر جائی کافی بنوشند و اگر میل نصوار چلم کردند به دیار شما هم میایند اما بد بختانه که شما آنهارا با بغل وشکم پر بسوی شورای صلح وامنیت ملی میفرستید و این عالی جناب بار ها در واشنگتن واسلام آباد سفر کرد تا طالبان از لست سیاه کشیده شوند وتحریم های شان لغو واز زندانها رها شوند والا صلح ممکن نیست حالا که سفارشات شان عملی شده میخواد طالبان بسته بخد مت شان بیاورند واز سفر ها ونشست های طالبان در خارج در رنج است.جناب عالی شما باعث خارج شدن طالبان از لست سیا ورفع تجریمها شدید.

سران طالبان را از لست سیاه خارج ساختید برای شان در قطر دفتر ساخیت وحین بر گشت افتخارانه گفتید گشایش دفتر طالبان من حیث آدرس محل مذاکره یک از دست آورد های سفرش بوده وبا اعزام مکرر أعضای شورای عالی صلح پنج رهبر دیگر طالبان را رها ساختیدچطور ادعا میکنید که طالبان با آمریکا ار تباط دارند طالبانیکه پیوسته گفته بودند بعد از رهای از زندانها باز هم با حامد کرزی صحبت نخواهند کرد.

حامد کرزی شعار داده است که حکومت إئتلافی با حزب اسلامی وطالبان تشکیل، قوانین اسلام را تطیبق ودست مداخله خارجی هارا در امور نظام داری کوتاه میسازد.؟.وی در دور دوم انتخابات وعده سپرده بود که بعد از پیروزی بخواست طالب وحکمتیار تن میدهد وحضور نیرو های خارجی را محدود میسازد.؟کس نیست پرسان کند که چه تحولی بعد از پیروزی در وجود شما رو نما خواهد شد.

فهم ودانش دینی شما افزایش میابد؟کفایت ودرایت حکومت داری شما ارتقا میابد.عقیدۀ شما به اسلام بیشتر میشود؟کدام یکی؟ وحال کدام مانع پیش روی شما قرار دارد که در آینده نخواهد بود؟ به گمان اغلب جناب حامد کرزی آمادۀ بازی سیاسی بزرگ است.او میخواهد با تسلیمی حکومت به طالبان وبقایای حزب اسلامی وما جرا جوئی با نیرو های غربی خودرا شخصیت ملی نشان داده لقب تحت الحمایه بودن را از سرش دور سازد.به همه حال حامد کرزی نه طالب وحزب اسلامی را یکجا ساخته میتواند ونه حکومت بهتر از حال خواهد داشت.طوریکه معلوم میشود او تنها حمایت نا راضیان دولت چون حرب اسلامی وطالبان را با خود دارد وبس.

ارغندیوال ومولوی هاشمی... وبا سپردن وعده های غیر عملی مانند وعده هائیکه به دوستم ومحقق داده میخواهد آراء مردم را جلب وبار دیگر بر چوکی تکیه زند. حامد کرزی میداند بعد از ختم دوره ریاست جمهوری چه بلای بر سرش میاید ومیداند با محاکمه جعلی اختلاسگران کابل بانک دیگر فامیلش به غرب جای نخواهد داشت چون همه متهم به رشوت وفساد وقاچاق مواد مخدر بوده مورد پیگرد قانونی قرار میگیرند، همان است که میخواهد با خارجی ها از سر پر خاش پیش آمده آینده خودرا در مناطق تحت کنترول مخالفین دولت تضمین نماید. حامد کرزی وشورای علماء: حامد کرزی حربه ووسیله را درست شناخته ملا هائیکه در بدل چوکی وپول فتوا صادر میکنند ما نند فتوای اخیر که اگر فرامین وخواستهای رئیس جمهور عملی نشود چه بلای که دوباره بر سر ملت نمیآورند از یکطرف با خارج ساختن نیرو های ناتو خلاء امنیتی ایجاد میکند تا مخالفین مسلح براحتی نفس بکشند واز طرف دیگر نیرو های امینتی را علیه خارجی ها تحریک واز شورای علماء درین زمینه فتوا مگیرد که افغانستان اشغال شده بار دیگر جهاد مگر نمیداند ملائیکه از دست پی آر تی نان خورده باشد فتوایش اثر ندارد.

ای کاش این علماء بجای فتوا حاضر میشدند که آماده اند از کشور دفاع کنند ودر مقابل دشمنان دور ونزدیک افغانستان می رزمند.اما متأسفانه همین ملا ها وهمین مظلومیت احکام دین وایه های قرآن که به نفع هر قدرتمندی توجیه میشود. هدف ازین ماجرا جوی چیست؟

بلی نجات از افتضاح از محاکمه پنج سال زندان برای کسانیکه صد ها ملیون دالر اختلاس کرده اند نجات از محاکمه بخاطر ترور معنوی وفزیکی شخصیت های کشور ودفاع از سر مایه های هنگفت که از سفارتها وکشور های دور ونزئیک تحفه گرفته اند به همین دلیل مناطق را نا امن میسازند مردم را تحریک میکند وروابط را با جامعه جهانی تیره میسازد تا طبق ماده 143 حالت اضطرار را مساعد وانتخابات را به تعلیق در آورد اصل مطلب همین است ورنه سر سپرده ترین فرد به آمریکائیها همین است.



اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 17.03.2013

محترم آقای عباسی صاحب سلام!

در پاسخی که شما به نوشته محترم ناصر تیموری ارائه داشته اید در پایان از من نیز نامبرده شده است، برای اینکه از نوشته گذشته من تعبیر سوء نشده باشد میخواهم بگویم موضوعی که از قلم شما به نظر خواهی گذاشته شده واقعاءً بسیار مهم و جای بحث فراوان دارد. بالاخص نکات بعدی را که شما در هورد یاد آور شده اید هر کدام ارزنده و بقول محترم دوکتور سید عبدالله کاظم ایجاب یک سیمینار بحث و گفتگو را می نماید، اما از آنائیکه در وضع پراکندگی ما افغان های خارج از کشور و نبود یک تشکل که بتواند از لحاظ سازماندهی و مسایل مالی به آن رسیدگی نماید. برگذاری چنین مجلسی را بسیار دشوار میدانم، لذا اگر افراد صاحب نظر در همین دریچه نظر خواهی سهم بگیرند نیز غنیمت خواهد بود تا بعد از مجموع نظرات یک پیشنهاد موثر ارائه گردد . تشکر


اسم: صلاح الدین سعیدی   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 16.03.2013

یادداشت پورتال:
جناب صلاح الدین سعیدی مطلب طویلی در بارۀ موضوع مطرح شده در این پنجره نوشته اند که به نسبت طوالت متن از حوصلۀ نظرخواهی و حوصلۀ خوانده خواننده، آنرا در چند بخش به نشر می رسانیم.

بخش اول

سلام به شما خوانندهء معزز و جناب عارف عباسی!
(دربحثی که در سایت وزین افغان جرمن آنلاین – نظر شما چیست؟)
بحثی که شما جناب عباسی به راه انداخته اید در تنویر و یافتن مواضع درست و یا تعمق بیشتر مساعدت و کمک بی شایبه نموده و مفید است.
از نظریات دوستان مستفید می شویم. درین راستا به بخشی از افاده هایی متمرکز شده خود را وارد می سازیم، می آموزیم و در مواردی که ضرورت است، تلاش داریم الترناتیف، و یا نظر مشابه ارایه نموده و یا هم جوانبی از عین قضیه را انکشاف دهیم که خواننده بتواند انتخاب داشته باشد.
در ملاحظات مؤرخ ۱۴/۳/۲۰۱۳ جناب محمد اکبر یوسفی سفارش اهتمام بر بخش علمی مسأله که باید در مورد توضیحات و تنویر صورت ګیرد، برای انتخاب هموطنان مساعدت کند سفارش خوب است. اما اینکه در پهلوی این وجانب علمی قضیه بحث در مورد مشخصات شخص مناسب و اینکه به نظر شان این مشخصات را کدام شخص دارد سخن اساسی خواهد بود.

اینکه خواننده آنرا می پذیرد و یا نه، این به انتخاب خوانندهء مشکل تراش امروز است، که حتی در آغاز جمله آخر آنرا میخواند.
به یعنی آن دیموکراسی و محرمیت و انتخاب محرم در جای و وقت دیگر است، نه درین مرحله که ما بحث و صحبت آزاد داریم.

مشخصات را کي دارد؟ در گفتن این شخص که مستدل ارایه شود باید مشکل نباشد. اینکه منطق سخن ارایه کردن است و انتخاب به خود شخص تعلق دارد. اما چیزیکه شما از دیموکراسی و انتخاب سری بودن مسأله بحث نموده اید آنرا در جای و مرحلهء دیګر دقیق میدانم نه درین مرحله.

پایان بخش اول
ادامه دارد


اسم: همایون حبیب زاده   محل سکونت: افغانستان    تاریخ: 15.03.2013

همایون حبیب زاده

بز در غم جان کندن، قصاب در غم چربو
به گفته عام حکومت افغانستان اضلاع متحده و کشور های همسایه و در نهایت جامعۀ جهانی تلاش دارند تا طالبان را به میز مذاکره بکشانند و به این گونه صلح و ثبات در افغانستان تأمین شوند و مردم زجر دیدۀ افغانستان بیش از این شاهد خشونت ها و انفجارها و زد و خورد ها نباشند.
در همین حال مخالفین تشنه به قدرت حکومت افغانستان به عوض تلاش های بیشتر برای تأمین صلح و ثبات در افغانستان داد از براه اندازی انتخابات به موقع می زنند. آنهایی که سال ها افغانستان را ویران کردند و مانند برخی از رهبران جهان مردم خود را به خاک و خون کشانیدند، حال نیز به فکر این استند که چه گونه در قدرت باقی بمانند و بر سرمایه های گزاف شان که حسابش را چهل مستوفی گرفته نمی تواند بیفزایند.
از جانب دیگر افغانستان در کنار سایر کشور های جهان به میدان رقابت میان هند و پاکستان مبدل شده است.........

توجه:
بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/habibzai_boz_dargham_jankandan_qasab_dargham_tsharbu.pdf


اسم: جلیل غنی   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 15.03.2013


درنگی بر پیشنهادات استاد سیرت

سیزده ماه دیگر به انتخابات ریاست جمهوری افغانستان باقیمانده است و از همین حالا بازار تبلیغات و بازی های سیاسی برای جلب حمایت و پشتیبانی مردم گرم است و مبارزات انتخاباتی بطور غیر مستقیم آغاز گردیده است. گروهی در جرمنی و تعدادی در پاریس و گروهی هم در مادرید پایتخت هسپانیه گرد هم آمدند و نظریات و پیشنهاداتی را معرفی داشتند و تنظیم های جهادی و جبهۀ ملی ، ائتلاف ملی و احزاب سیاسی و مذهبی و اشخاص منفرد و هم گروه های دیگری که در بیرون و داخل افغانستان تازه شکل میگیرند ، و حتی هنوز هویت رسمی هم پیدا نکرده اند، مبارزات و تبلیغات انتخاباتی را از همین اکنون آغاز کرده اند .

توجه:
بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/ghani_ja_darange_bar_peshnehade_sirat.pdf


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا، امریکا     تاریخ: 15.03.2013

دوست گرامی و دانشمند آقای عباسی!

در کلکین نظر خواهی بمناسبت انتخابات آینده در افغانستان مطالبی را مورد بحث قرار داده اید که با سرنوشت آیندۀ مکتوم وطن مشترک ما مستقیماَ پیوند دارد و از اینرو هر کسیکه علاقه به خاک مشترک ما دارد ناگزیر بایست نظر به توان خود در اعمار سالم آن سهم بگیرد.
در بین بار متنوع امتعۀ سیر زندگی و گذشت آن که همه در مغز انسان انباشته شده یکی از آن خاطره ها از رویداد ها است.
ضمن نقل این نامه در ذهنم خاطره ای از دوران متعلمی ام در مکتب تداعی نمود که فکر میکنم ذکر آن اصلا از ساختمان ذهنی و وجود فکری ام نمایندگی میکند.

متعلمین مکتب همه در اطاق بزرگ کنفرانس گردهم آمدند و از طرف مدیر مکتب اعلام گردید که امروز، سردار محمد نعیم خان وزیر صاحب معارف به مکتب تشریف می آورند و با طلاب مکتب از نزدیک می بینند. همه منتظر ورود وزیر معارف بودیم و بین خود مشغول قیل وقال بودیم که دروازۀ بزرگ اطاق کنفرانس باز شد و جوان خوش سیمائی با یک تعداد دیگر از همراهانش وارد اطاق شد که از طرف متعلیمن با چک چک ها پذیرائی شد. وزیر صاحب معارف در بارۀ اهمیت علم و دانش صحبت کرد که محتوای آن بخاطرم نیست، لیک در اخیر یکی از شاگردان صنف پائین را سوال کرد که پادشاه تان کیست؟ آن طفل، اگر ادعا نمایم که من بودم، شاید بعضی ها بگویند که ببین دورغ را میخواهد خودرا مطرح نماید از اینرو میگویم آن طفل، بدون لحظۀ تأمل گفت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه و اشاره به عکسیکه به دیوار نصب بود، نمود.
دوستان گرامی! توجه فرمائید که این قلم از روزیکه چشم به جهان باز نمودم با نظام شاهی درافغانستان سر و کار داشتم و قسمت عمدۀ عمرم را در پرتو همان نظام خجسته با موفقیت در خدمت و زیبائی های غیر قابل تشریح از آن ارزش ها سپری نموده ام و از ساعتیکه نظام نامیمون امروزی به وطن فقیر ما رخنه کرد صلح و سلم و آزادی از افغانستان مانند ما پر کشید و رفت و جای خودرا به جغد های استخوان خوار یله نمود. پس چطور میتوانم جفا به آن پدیده های زیبای گذشته نمایم، من که دوران خدمت زیر بیرق خودرا در بالاحصار کابل گذشتانده ام و در ختم خدمتم دست بالای قران آسمانی گذاشته و زیر لوای آن حلف وفاداری بوطن و پادشاه افغانستان را در مقابل خدا ادا نموده ام، امروز سرنای جمهوری را بصدا درآورم. نه خیر این خیانت را نمیکنم و علی الخصوص بااین شکل نظام وارداتی ملوث با تمام کثافتهای ممکن در جهان نمیخواهم سهم داشته باشم.
افغانستان امروز که در سال 2001 با پول سبز امریکائی تولد شد و ملت افغان بی صدا و هردم شهید از یک دست بدست دیگر فروخته میشوند تنها و تنها میتواند خداوند وسیلۀ را بوجود آورد تا ازاین وضع نجات یابد.
چون افغانستان و ملت آنرا دوست دارم و آنقدر فراست دارم که اذعان نمایم دنیای زیبای گذشته بازآمدنی نیست، محمد ظاهر شاه زیر خاک شد و گریه به بازگشت آن بیهوده است پس ملت افغان باید زیر پا نشود و هر نظامیکه حاکم، در صورتیکه خدمتگذار خاک و ملت باشد، باید جستجو و به پا ایستاده شود.
فکر میکنم که اساس خدمتگذاری بالای سه اصل گذاشته شده است که باید هرآنکه خواستار قدرت درافغانستان باشد به آنها دقیق ایمان داشته باشد: ایمان به خداوند – پیوند ناگسستنی بدون امتیاز و تبعیض به مردم و عشق به وجود افغانستان.

بیجا است اگر توضیح دهم که ایمان به خداوند کدام فاکتور را در بر میگیرد، صرف میگویم که متقی بودن یکی از شاخه های اصل ان بوده که همه گندگی های امروز را در افغانستان رد میکند.

و من الله التوفیق


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.03.2013

دوکتور محمداکبر یوسفی

در رابطه با « نظر شما چیست؟» نوشتۀ محترم عارف عباسی صاحب!

حضور دوستان محترم اشتراک کننده درین بحث به عرض می رسانم که اینجانب طرفدار مباحثات « ستیزه یی » و « جدال علمی » نیستم.
اما روی یک نقطه که از خلال نوشته های دوستان الهام گرفته شده می تواند، می خواهم یادآور شوم، اینکه بخصوص آن هموطنان ایکه صلاحیت علمی و همچنان تجربۀ عملی از تطبیق انواع تخنک دیموکراسی دارند، برای هموطنان از تجارب، معلومات ارائه کنند.

اگر می خواهند، باید برای هر مقام و وظیفه طبق شرایط در مورد، اهلیت، مشخصات و خصوصیاتی را جمعبندی نمایند. بناءً اگر به اصول « دیموکراسی» پای بندی دارند، هر تبعه که حق کاندید شدن و رأی دادن را دارد، باید خود مستقل، از طرق معمول این کار را انجام دهد. برای اینکه در برابر هموطنان ایکه می خواهند کاندید شوند، از هر نوع تبعیض خودداری شود، شخصاً لازم می دانم که نام نگیرم. وقتی اگر مستحق رأی باشم، باید بدانم که رأی خود را بطور « سِری » به صندوق کاندید می اندازم. بناءً به هر کاندید باید خود گوش دهم، و تصمیم انتخاب بگیرم.

پای


اسم: امان الله عمر   محل سکونت: ویرجینیا     تاریخ: 14.03.2013


ټولو ته سلانونه

محترم عارف عباسی شخص قابل اعتماد مردم افغانستان است و دیده می شود که روشنفکران کشور با نظریات نامبرده موفق اند و لیکن در عمل از ما کار ساخته نیست. آن اینکه ما همه میدانیم که عباسی صاحب قبلاً در تلویزیون پیام برنامه داشتند و روی علل گوناگون و به اثر عقدۀ شخصی فعلا مذکور از بیان حقایق که از پردۀ تلویزیون به نشر می رسید دور نگه داشته شده اند.

در ساحۀ عمل هستند کسانیکه توانایی آنرا دارند تا در تأسیس یک شبکه تلویزیون جدید دست بکار شوند و مدیریت آنرا به محترم عارف عباسی بسپارند، ضرورت است تا همچو حرکت آغاز و ثمر دهد.
در مورد اوضاع افغانستان باید گفت که اضلاع متحدۀ امریکا و ناتو از افغاستان هر گز خارج نمی شوند و این سیستم انتخابات ادامه داشته می باشد.

امریکا تنها برای حامد کرزی در روند اوضاع افغانسان داخل نشده است و نظریات ناهمگون اداره فعلی کابل در ستراتیژی امریکا صدمه وارد کرده نمی تواند.

مردم افغانستان به یک دوست قوی در بین همسایگان حریص و طماع نیاز مبرم دارد و این نیاز در چوکات نظام فعلی بر آورده شده نمی تواند و چیزی قابل دید است آن اینکه افغانستان دیگر به عقب نمی رود.


اسم: ناصر تیموری    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.03.2013

فسانہ گشت و کہن شد حدیث اسکندر / سخن نو آر کہ نو را حلاوتیست دیگر ” فرخی سیستانی ”
آقای الکوزی ,
نظریات شما در بسا موارد قابل تمجید است و ھر فرد از اتباع افغانستان بدون شک و تردید مانند شما خواھان یک دولت دیموکرات, متعھد بہ منشور حقوق بشر و دیگر میثاق ھای بین المللی ,مترقی, از حق حاکمیت بھرہ مند, مدافع حقوق زن ھا , مدافع حقوق اقلیت ھا , مدافع حقوق اصناف و اقشار بی بضاعت , دارای روابط حسنہ با تمام ممالک جھان, اینکہ در آن فردیت متبارز باشد و فرد بصفت تبعہ و یا شھروند دارای وجایب و مسوولیت ھا باشد و ۰ ۰ ۰ می باشد۰
در شرایط بحرانی حاضر کشور باید تشریک مساعی ھمہ برای حفظ تداوم و ثبات سیاسی باشد و ضامن تداوم و ثبات نیز دیموکراسی می باشد پس بایست از اصل دیموکراسی با تمام نیرو و توان پشتیبانی و دفاع کرد و از طرفی می دانیم کہ ھر دولتی دو وظیفہء اساسی دارد :
” اول : جلب و حفظ وفاداری مردم و دوم : تامین رضایت جمعی ” کہ این وظایف دولت در قبال مردم در یک نظام مردم سالار بہ بھترین وجہ و شکل آن انجام می پذیرد۰
محترم عباسی صاحب بہ صفت یک فرد علاقمند بہ سرنوشت کشورش در مقالہء خویش اوضاع کشور را مورد ارزیابی و بررسی قرار دادہ اند و از ھموطنان خواستہ اند کہ در ارتباط با انتخابات سال ۱۳۹۳ ھجری و کاندیدان احتمالی و دیگر موارد تبصرہ ھای داشتہ باشند و این پشنھاد ایشان قابل ستایش می باشد۰
در فرجام این نکتہ شایان تذکر است کہ میان واقعیت ھا گرچہ ناگوار و نا خوش آیند باشند با آرمان ھا , آرزو ھا و خواست ھا بایست تفاوت قایل گردید و از جانبی واقعیت ھای اجتماع و جامعہء افغانستان بہ وضوح از کمبود ھا و خلا ھای اقتصادی , اجتماعی , فرھنگی و سیاسی حکایت می نمایند و جناب بارز صاحب در مقالہء شان بہ وضاحت بہ مواردی اشارہ نمودہ اند۰
دیگر اینکہ گذشتہ نگری باعث ایجاد سردر گمی و تزلل در تصامیم عملی و منطقی برای آیندہ شدہ میتواند ,” اگر شخصی حین راہ رفتن ھمیش بہ عقب بنگرد و نہ بہ پیش رویش بالاخرہ بہ زمین افتادہ و افگار میشود ” پس چہ بھتر کہ توجہ را بہ امروز و آیندہ مبذول بداریم۰
ایکاش وقت می داشتیم کہ در مورد مسایل ریشہ یی و فکت ھا کہ طرف علاقہء جناب شما است بہ تبادل نظر می پرداختیم اما با کمال تأسف چنان فرصت با ارزش برای ما میسر نمی گردد۰
آرزوھای نیک من با شما ھموطن با احساسم است


اسم: میرعنایت الله آشفته   محل سکونت: هامبورگ - جرمنی    تاریخ: 13.03.2013

میر عنایت الله آشفته از هامبورگ آلمان
فرزند متعلق به ملت واحد افغانستان محمد عارف عباسی مثل گذشته ها باز مطلب اساسی را مطرح بحث قرار داده است!
فرزند دلسوز دیگر وطن جناب محترم ولی احمد نوری مرد آگاۀ وطن و سخت فعال سیاسی، فرهنگی و ملی گرای کشور با تحلیل همه جانبه، یک کتاب گفتنی را خُلص در مطلب خویش استادانه بیان نموده اند. آنچه مرا وا داشت که به دنبال این مطلب، سهم خود را ادا نمایم، پاراگراف اخیر نوشتۀ نوری صاحب است که مینویسند :- حالا دیده شود که چه معجزه ای رخ خواهد داد و از این لحاظ انتخابات آینده در محراق توجه همه قرار گرفته که آیا راد مرد شجاع، از خود گذر، آگاه و دانا از بطن جامعه بر خواهد خاست و با یک تعداد همکار شریف و وطن پرست این کشتی شکسته را از طوفان مدهش بحر پر تلاطم قهقرا و نابودی نجات بخشیده افغانستان جای خود را به حیث یک مملکت مستقل، ممثل ارادۀ ملت با وقار و با عزت افغانستان در جامعۀ ملل خواهد یافت.
باید بگویم بلی نوری صاحب، افغانستان واقعاً سرزمین مرد خیزاست ویقین دارم صد ها فرزند آگاه، وطن دوست، سیاست مدار و شایستۀ گُمنام وجود دارد. اما، حضور قوای ائتلاف و حمایت سیاسی، مالی و نظامی کشور های مداخله گر از چهره های منفور و ضد ملی، کار را به مشکل مواجه ساخته است. که بدون شک همکاری شخصیت های مستقل، ملی گرا و تحت فشار قرار دادن سازمان ملل متحد و حمایت آن نهاد معتبر جهانی میتواند،در ظهور معجزه و کمک به مردم دردمند ما، زمینه ساز خوب بوده و میتواند نظر مراجع تصمیم گیرندۀ قدرت های بازیگر جهان را، علیۀ جنایتکاران ملیونر حاکم وتحت الحمایه قوای ائتلاف، به نفع اکثریت خاموش ملت افغانستان، تغییرداد. و در یک انتخاب معقول و متکی بر حمایت ملیونی ملت افغان که فارغ از جنگ سالار و عُمال بیگانه باشند، یاری ومدد رسانند. در غیراین فشار وارد کردن، و کار منسجم و متحدانۀ کُلیه وطندوستان ملی گرا به مراجع تصمیم گیرندۀ جامعۀ جهانی، حلقات استعمار جاسوس و غلان نیازدارند، که به حد کافی در اختیار دارند.


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 13.03.2013


مکثی بر نگرانی های وطن پرستانۀ جناب عارف عباسی

از بدو آغاز گذاشتن مقالۀ جناب عارف عباسی در پنجرۀ نظرخواهی پورتال افغان جرمن آنلای، که حاوی اندیشه ها و نگرانی ایشان منحیث یک فرزند وطن پرست افغانستان میباشد، می خواستم درین نظر خواهی سهم بگیرم و چیزی بنویسم، ولی متأسفانه مصروفیت های غیر مترقبۀ خانودگی این آرزومندی را به تأخیر انداخت، چون بحث باهمه گرمی آن جریان دارد خوشبختانه هنوز هم دیر نشده است.

محترم عباسی صاحب طبق معمول به تأسی از نگرانی های معقول و وطن پرستانۀ ایشان برای آیندۀ میهن و کشور این موضوع بی نهایت مهم و حیاتی را مورد بحث قرار دادند.

انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری افغانستان را می توان با خوش بینی نگریست که اگر بخت با افغانستان و مردمش یاری نماید می توان زمامداری منتخب آینده را که توسط آرای اکثریت ملت انتخاب خواهد شد به حیث سر آغاز یک زندگی نوین افغانستان حساب کرد که همراه با رویکار آمدن فرزندان صدیق، با مسؤولیت، با احساس، با وجدان بیدار، با اهل و با کفایت با ادای حلف وفاداری قلبی به منافع علیای ملی، تمامیت ارضی، استقلال، عزت و وقار آن و با ارادۀ ناشکن خدمتگذاری صادقانه برای اصلاح و بهبود و مبارزه جدی و قانونی علیه کلیه مفاسد حاکم بر جامعه و تابعیت مطلق از قانون و گسستن هر پیوند دیگری بجز پیوند خدمت بوطن و مردمش خواهد بود.

این زمامداری و ادارۀ حاکم درین برهه مورد آزمون بس بزرگ تأریخی قرار خواهد گرفت که نیرو های نظامی خارجی، افغانستان را ترک نموده دیگر سرش بر زانوی ناز پرور بیرونی ها قرار نداشته همه مسؤولیت ها را خود افغان ها و اروی افغانستان به دوش خود حمل خواهد کرد و به جهان ثابت خواهد ساخت که افغان ها مردم با شهامت، صاحب غیرت، مناعت و وقار بوده همه دزد و رهزن و فاسد و خود فروخته نیستند، و این دیگران بودند که با بلیون ها دالر کمک خود و برای سود جویی های خود شان در این کشور شرکای دزد و فاسد و قاچاقبر پرورانیدند.

با نهایت تأثر و تأسف که روی دیگر سکه حاوی یأس مطلق است، چه واقعیت های عینی جامعه نوید بخش یک آیندۀ نه تنها درخشان نخواهد بود بلکه بسی بدبختی ها و سیاه روزی ها را باخود خواهد داشت. حتی از تحلیل و ارزیابی تمایلات سیاسی گروه های دست پروردۀ بیگانگان که بر جامعۀ افغانستان بنام واقعیت های مجازی تحمیل گردیده اند خطر تجزیۀ افغانستان نیز احساس می گردد.

با ذکر نام انتخابات یکبار دیگر چهره های آشنای اشخاص و سازمان هایی در مخیله مجسم می گردد که سوابق علنی انواع جنایات را داشته اند. هم کشته اند وهم بسته اند. هم ویران کرده اند و هم غارت و چپاول نموده اند. اگر سازشی به نام صلح صورت می گیرد در آن رفاه و خیر و صلاح وطن مضمر نبوده صرف به شرکای مؤسسۀ مشترک المنافع مفسدین اضافه می گردد.

با دروسی که از گذشت زمان آموخته ایم بازهم نا امیدی را در دل راه نداده به شهادت تأریخ در دشوارترین مراحل زندگی این سرزمین تحولاتی معجزه آسایی رخ داده که افغانستان را در بحرانی ترین لحظات زندگی اش از سقوط و قهقرا و نابودی نجات بخشیده است.

با مقایسۀ توانمندی های ملت بی دفاع و بی وسیلۀ افغان و قوای قهار، سفاک و خون آشام سرخ شوروی قبول شکست ننگین شوروی از تخیل بعید بود، ولی دیدیم و مشاهده کردیم که عقیدۀ راسخ ملت غرور آفرین افغانستان به سر سپردگی های متعدد مردمان آن در طول تأریخ برای مبارزه علیه تجاوز بیگانه و حراست آزادی و سربلندی این خطه از یک جانب و تحلیل و ارزیابی احوال سیاسی جهانی برای پشتیبانی از این قیام ملی مردم افغانستان و ورشکستگی اقتصادی شوروی در تحمل بار سنگین این جنگ نا فرجام این رؤیا را به واقعیت مبدل ساخت و ملت افغان یک بار دیگر زنجیر اسارت بیگانه را درهم شکست. نه تنها خود را آزاد گردانید بلکه افتخار رهایی و آزادی را به بسی ممالک تحت استعمار شوروی بخشید.

دور تنظیمی ها با تمام جنایات و بربریت و انارشی و بی تفاوتی جهانی در برابر همه فجایع ضد انسانی حالت بس ناامید کننده را ایجاد نمود، که عروج جریان طالبانی مردم افغانستان را از اسارت این جانیان و ویرانگران عقب گرا رهانیده و افغانستان از خطر تجزیۀ قطعی نجات یافت. طالبان با همه وحشت و بربریت و کردار عصر حجر وطن را به سوی تاریکی و عقب گرایی سوق داده توسط قوای امر بالمعروف و نهی عن المنکر استبداد نوین را خلق و افغانستان را در سلطۀ مستقیم پاکستان و اعراب قرار دادند تا اینکه واقعۀ یازده سپتمبر 2001 افغانستان را از ظلمتکدۀ طالبانی نجات داد.

تهاجم نظامی امریکا و متحدین تحت نام دیموکراسی و اقتصاد بازار آزاد آشنایان و گماشتگان قدیم خود را بر اریکۀ قدرت قرار داده زمینۀ پخش فساد و جنایات مختلف را فراهم آوردند، در نتیحه معضلۀ افغانستان بغرنج و بغرنج تر گردیده ابعاد بیشماری پیدا نموده سر کلاوه از نزد خارجیان و ارگان های دولت گم شد. با فرو ریختن بلیون ها دالر و مرگ هزاران خارجی و ده ها هزار افغان دست آورد قابل ملاحظه ای در زدودن فقر رخ نداده به صدها هزار نفر بیکار و ملیون نفر معتاد مواد مخدره، مملکت همان دست نگر و محتاجی که بود به همان منوال باقی مانده صرف با پول کمکی سطح تقاضا و توقعات مردم توسط عاید تصنعی بالا رفت. فرهنگ غارت و چپاول متداول گشته قانون شکنی از بالا به پائین رسم معمول گشت. منافع ملی قربان جاه طلبی ها و استمرار قدرت دولتمردان توسط معامله گری ها و مصلحت گرایی ها شد.

حالا دیده شود که چه معجزه ای رخ خواهد داد و از این لحاظ انتخابات آینده در محراق توجه همه قرار گرفته که آیا راد مرد شجاع، ازخود گذر، آگاه و دانا از بطن جامعه برخواهد خاست و با یک تعداد همکار شریف و وطن پرست این کشتی شکسته را از طوفان مدهش بحر پر تلاطم قهقرا و نابودی نجات بخشیده افغانستان جای خود را به حیث یک مملکت مستقل، ممثل ارادۀ ملت با وقار و با عزت افغانستان در جامعۀ ملل خواهد یافت.

پایان


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 13.03.2013

کنفرانس اول بن و سیرت و ملت:

در کنفرانس اول بن جناب عبدالستار سیرت با اکثریت 9 رای در برابر دو رای برای کرزی به ریاست موقت اداره امور افغانستان انتخاب گشت ولی جناب داکتر زلمی خلیلزاد بحیث نماینده فوق العاده پرزدینت بوش این انتخاب را بخاطری وبتو کرد که قرار اظهار داکتر صاحب خلیلزاد سیاست خارجی امریکا ایجاب می کرد که در راس اداره امور افغانستان یک پشتون درانی الاصل باید قرار داشته باشد، حتی انتصاب یک پشتون غلجائی هم قبول نبود. از جناب کرزی و جناب سیرت اکیدا توقع می رفت که در برابر این ویتوی جناب داکتر خلیلزاد اعتراض می کردند. کرزی باید بهر قیمتی می شد از قبولی این مسئولیت که بدستور نماینده فوق العاده امریکا صورت گرفت بخاطر احترام به مردم افغانستان خودداری می ورزید و از جناب عبدالستار سیرت نیز توقع می رفت که با ابراز احترام باراده ملت افغانستان علیه بر طرفی خویش باین شکل اعتراض می کرد ولی جناب عبدالستار سیرت با کمال معصومیت اعلام کردند که بخاطر وحدت و یکپارچگی افغانستان این کار را کرد ولی تاریخ ثابت ساخت که این تصمیم جناب شان اشتباه بود و جناب کرزی خلاف اراده ملت افغانستان کارهائی کردند که امروز جهان شاهد آنست! با در نظرداشت این واقعیت باید اقرار کرد:
خشت اول چون نهد معمار کج - تا ثریا می رود دیوار کج.

تائید بعضی دوستان وطن دوست بر انتخاب جناب داکتر زلمی خلیلزاد بحیث رئیس حمهور آینده افغانستان، با احترام کامل به شخصیت عالی جناب داکتر خلیلزاد و زندگی پر افتخار خانوادگی او، مرا در فکر یک سئوال می اندازد و آن اینکه قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان مشعر است که رئیس جمهور افغانستان در پهلوی سائر شرائط مندرجه در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان باید یک افغان باشد و همسر وی نیز خارجی بوده نمی تواند و باید افغان باشد. سئوال اول این است که آیا جناب داکتر زلمی خلیلزاد افغان است یا خیر؟ سئوال دوم: خانم جناب داکتر زلمی خلیلزاد یک یهودی اسرائیلی الاصل می باشد، آیا هنوز هم جناب ایشان می توانند مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان بحیث رئیس جمهور آینده افغانستان در صورت برنده شدن کار نماید؟ دوستانیکه جناب داکتر خلیلزاد را پیشنهاد می تمایند، آیا قانون اساسی افغانستان را خوانده این پیشنهاد را ارائه می دارند یا اینکه برای آنها قانون و مقررات افغانستان هیچ ارزش ندارد؟

موضوع نفاق بر اساس تعلقات قومی و مذهبی: تا بحال هر بدبختی ایکه در افغانستان بالای مردم افغانستان آمده بر اساس معرفی سیاست های قومی و مذهبی از طرف خارجی ها بوده است. در کنفرانس بن جناب داکتر خلیلزاد بحیث کسیکه متولد افغانستان بود نباید باین کار دست می زد ولو این دستور از خود قصر سفید واشنگتن آمده بود. اما بدبختانه در کنفرانس اول بن دست اندرکاران آن کنرانس قصدا و عمدا تعلقات قومی و مذهبی را مطرح ساختند. اگر ما خواسته باشیم در مورد آینده افغانستان گپ بزنیم باید گذشته افغانستان را خوب دانسته و آن را مطرح سازیم. هر کسی در نظر دارد بالای گذشته خاک اندازی کند اشتباه می کند.

در زمان داکتر نجیب الله فقید، زور زور گپ ها تا و بالا می شد. داکتر نجیب الله فقید یک پیشنهاد عالی را بخاطر وحدت ملی در افغانستان مطرح ساخت: بیائید بالای کثافت کاری های گذشته سنگ بزرگ گذاشته آن را فراموش کنیم ولی سئوالیکه در آن زمان از جناب داکتر صاحب فقید پرسیده می شد و وی جواب داده نمی توانست این بود: اگر ما کثافت را زیر سنگ بزرگ مخفی سازیم با بوی و تعفن آن که بالا می شد چه می توانست کرد؟

تشکر از توجه تان و بامید آینده ایکه اهلیت و کفایت انسانی بدون تعلقات قومی، مذهبی، زبانی، جنسیتی .... مدنظر باشد و رئیس جمهور آینده افغانستان کسی باشد که از بالاترین تقوای انسانی بهره مند باشد. آمین یا رب العالمین.


اسم: انجنیر نجیب الله داوری   محل سکونت: تورنتو- کانادا    تاریخ: 13.03.2013

محترم آقای الکوزی صاحب !
سلام واحترام متقابل تقدیم است.
در نامه محترم عباسی از تعدادی شخصیت های نام برده شده است که قرار است در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری افغانستان در سال2014 وارد مبارزات انتخاباتی شوند. که من هم بنوبه خود درمیان قطار طویل کاندیدان احتمالی، داکتر بشردوست،داکتر احمدزی، داکتر خلیل زاد و علی احمد جلالی را شخصیت های مطلوب برای بدست گرفتن سکان رهبری افغانستان یافتم؛ و نظرم هم اینست که این شخصیت ها باید با همکاری یکدیگر ودر یک ائتلاف وارد میدان شوند. اینکه این شخصیت ها قبلاً با کرزی همکار بوده اند، درست. ولی مخالفت اینها با سیاست های غلط کرزی موجب کنار رفتن واستعفی شان از پست وزارت های مربوطه شده بود. روی این اصل در حالیکه امواج کثیف و بوی گنده فساد اداری دم ودستگاه اداره حامد کرزی در سراسر افغانستان سایه انداخته است. حامد کرزی با پر رویی تمام خارجی ها را متهم به دزدی کمک های بین المللی میمناید.شاید خارجی ها بعضاً در ین نوع دزدی ها دست داشته باشند. ولی توجه کنیم که در ماه اکتوبر 2004 وقتی رمضان بشر دوست خواست که دست تعدادی ازخارجی ها را که از طریق سازمان های انجویی مصروف فعالیت بودند، کوتاه و تمام مایملک انجو های دزد وچپاولگر را مصادره و دونر ها را متقاعد سازد تا کمکهای شانرا از طریق وزارت پلانِ دولت افغانستان در اختیار مردم افغانستان قرار دهند، جناب کرزی روی افکار وخیال های واهی خودش، طرح رمضان بشر دوست را نپذیرفته، و د رهمین راستا رمضان بشر دوست را وادار به استعفی از پست وزارت پلان نمود.

2 – درهنگام تصدی علی احمد جلالی منحیث وزیر داخله افغانستان، مامورین وزارت داخله مؤفق به رد یابی و دستگیری تعدادی از قاچاقبران عمده و به اصطلاح گردن کلفت مواد مخدر گردیدند. وزیر موصوف مصمم بود که نه تنها قاچاقبران دستگیر شده را محکمه، بلکه اسمای شانرا در رسانه ها نیز افشا نماید. وقتی این خبر به حامد کرزی رسید، جناب کرزی نه تنها اینکه با محکمه و افشای نام قاچاقبران مخالفت کرد،بلکه فرمان آزادی قاچاقبران را به آغای جلالی داد. جلالی که نمیتوانست به امر کرزی خلاف منافع ملی عمل نماید، بجای اجرای امر کرزی، از پست وزارت داخله استعفی داد.

3- اشرف غنی احمد زی که اقصاد دان معروف بین المللی، استاد سابق پوهنتون های اروز دنمارک، جان هاپکینزو برکلی آمریکا، از مامورین برجسته وسابق بانک جهانی میباشد. موصوف از 2002 الی 2004 منحیث وزیر مالیه در دولت حامد کرزی وظیفه اجرا نموده است. بعد از سقوط دولت طالبان که افغانستان با تورم پولی بسیار شدید مواجهه بود. اشرف غنی، با تدبیر توانست تورم مذکور را مهار وپول جدید را جانشین پول سابق نماید. هر چند جناب غنی دردولت فعلی همکار حامد کرزی میباشد. ولی دارای کدام صلاحیت اجرایی نمیباشد. از طرف دیگر با وجود همکاری ظاهری اشرف غنی با کرزی، هیچ یک از طرح ها و برنامه های اشرف غنی در هنگام مبارزات انتخاباتی اش درسال 2009 مورد توجه کرزی قرار نگرفته است.
به ارتباط زلمی خلیل زاد، حضور شما به عرض میرسد: برخلاف بارک اوباما( شما از او در نامه تان نام برده ائید) که از پدر کنیایی ومادر آمریکایی در ایالات متحده آمریکا متولد شده و هیچ وقت طور متوالی در کنیا زنده گی نه نموده است، بجز از سیاحت های کوتاه مدت. زلمی خلیل زاد از پدر لغمانی و مادر بلخی( یعنی از پدر ومادر افغان) در شهر مزرا شریف ولایت بلخ افغانستان تولد شده و نزدیک به بیست سال در داخل افغانستان زنده گی نموده است، اوباما شاید هیچ زبان بومی (کنیایی) را بلد نباشد، ولی خلیل زاد به هردو زبان بومی ورسمی افغانستان یعنی پشتو ودری روان حرف میزند. مسئله دیگر اینکه، اکثراً خلیل زاد را مقصر آوردن کرزی به قصر ریاست جمهوری افغانستان میدانند. ولی خود خلیل زاد اخیراً گفته است که ائتلاف شمال برهبری یونس قانونی در کنفرانس بن بالای کرزی بجای داکتر ستار سیرت اسرار میورزید. اینجانب هم این گفته خلیل زاد را تائید میدارم ، زیرا بنده در جنوری 2002 در شهر پشاور پاکستان از زبان یکی از بزرگان و عضو کنفرانس بن، این گفته را مستقیماً شنیده بودم. ثانیاً خلیل زاد ادعا دارد که " بخاطر نجات میهن اش، افغانستان، از شرایط ناگوار کنونی، داخل اقدام شده است". شاید این ادعای خلیل زاد درست باشد. زیرا وی با سابقه کارش در دولت ایالات متحده آمریکا، وتأمین هنگفتی که از طرف دولت مذکورمیشود کدام ضرورت مادی ندارد. ثالثاً بسیاری از افغانهای که از افغانستان مهاجر واکنون در کشور های مختلف غربی زنده گی میکنند، بعد از مدت معین شهروند یا ستیزن همان کشور شده اند، به هیچ وجه از میهن اصلی شان افغانستان دل کنده نمیتوانند و نسبت به احوال سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان بی تفاوت بوده نمیتوانند. که جلالی، احمدزی و خلیل زاد هم نظر به اظهارات و فعالیت های شان از این قاعده، مستثنی بوده نمیتوانند. ولی اگر قرار باشد که تمام افغانهای خارج از افغانستان وبخصوص افغانهای ستیزن در غرب را نسبت به سرنوشت افغانستان عزیز بی تفاوت قلمداد کنیم پس پورتال وزین افغان- جرمن و بسیاری از سایت های دیگر انترنتی ستون نظر خواهی و حتی نشرات شانرا ببندند. در حالیکه قضیه کاملاً برعکس است؛ زیرا بهترین نوشته ها، نظریات وایده های وطن خواهی را افغانهای مهاجر دور از میهن، در انترنت آنلاین مینمایند. صراحت نظر من به ارتباط عضویت خلیل زاد در دولت آینده افغانستان اینست: که موصوف منحیت یکی از شخصیت های قابل احترام وشناخته شده آمریکا، میتواند در امر کمک های جامعه بین المللی در آینده افغانستان رول بسیار مؤثر و مثمر را بازی کند.
به ارتباط ماده سوم نامه شما،مثل اینکه جناب سرکار منظور بنده را درست درک نکرده ائید. منظور من از این نبودکه افغانستان با همسایه هایش روابط دوستانه نداشته باشد. بلکه منظور من این بود که دولت کرزی طی یازده سال اخیر در ساخت زیر بنا های اقتصادی کشورکوتاهی کرده و نتوانسته- که از آب فراوان، دشت های بیکران و آبشار های بیحساب، به نفع مردم ما بهره برداری کند. یعنی با سرمایه گذاری در ساخت بندهای ذخیره آب، کشیدن نهر ها بطرف دشت ها، وبکار اندازی توربین های برق آبی در آبشار ها، ملت ما را از برق وارده تاجیکستان،ازبکستان وترکمنستان بی نیاز؛ وهمینطور با تبدیل ملیون ها هکتار دشت به زمین زراعتی و تولید گندم، تهدید پاکستان را در امر بستن بنادر تورخم و سپین بولدک درامر جلوگیری ازصدور آرد، از سر ملت ما دور سازد. به هر حال، بار دیگر درست هی جی گی خواهم نوشت.
واما به ارتباط خط دیورند وشناخت آن از طرف افغانستان، من چیزی در نامه قبلی ام نه نوشته بودم. ولی برای خاطر جناب عالی، عرض میدرام که سازمان استخبارات نظامی پاکستان نه تنها به ارتباط افغانستان اهداف بالا تر از خط دیورند را در سر میپروراند؛ بلکه در آرزوی تاسیس خلافت اسلامی فراگیر تحت رهبری پاکستان بشمول کشور های اسلامی آسیای نیز میانه میباشد. که بدینترتیب حد اقل توقع سازمان استخبارات نظامی پاکستان در رقابت با هند، رسیدن به دریای آمو میباشد. بناً اگر افغانستان در شرایط کنونی یک بار نه، بلکه ده بارهم رسماً خط دیورند را به رسمیت بشناسد. پاکستان هر گز از دست درازی و شیطنت در امور داخلی افغانستان دست بردار نخواهد بود. گفته اید که((پاکستان بصورت عام و پشتون های پاکستان بصورت خاص همیشه نسبت به این سیاست های سرکاری افغانستان حساسیت نشان داده و نشان می دهد و در آینده نیز نه تنها نشان خواهد داد بلکه برای نابودی افغانستان از هیچ وسیله و امکان دست بردار نخواهد بود)) اگر هدف شما از اقلیت بسیار-بسار- بسیار ناچیز پشتون های پاکستان باشد، که در مکاتب آی .اِس .آی تربیه شده اند؛ حرف وحساب آنها جداست . ولی اکثریت نسبت به تمام پشتونهای پاکستان با وجودیکه بیش از صد قبل از بدنه اصلی افغانستان جدا شده اند؛ هنوز خودشانرا با کمال افتخار افغان میدانند. مثل اینکه جناب شما گاهی بیانیه ها واعلامیه های رهبر بزرگ پشتونهای پاکستان « محمود خان اڅکزی» را نشنیده اید که پیوسته خواهان ایجاد واحیای لوی افغانستان میباشد، و به همین ترتیب محمود خان اڅکزی در همدردی با پشتونهای جناح شمالی خط دیورند، بار ها به صراحت اظهار داشته است که: اگر سردمداران پاکستان از حمایت طالبان دست بردارند، فردا در افغانستان امنیت وصلح برقرار خواهد شد.
ماده پنجم نامه تان نیز به نوشته های من کدام ربطی ندارد. مگر حضور محترم شما عرض میگردد که : با درنظر داشت سی وپنج سال جنگ، خونریزی و بازتاب های سخت ناخوش آیند وبدبختی تمام عیار ناشی از جنگ در کشور عزیز ما افغانستان؛ هر قوم وملیت ساکن در افغانسان خواهان صلح و امنیت وهمزیستی مسالمت آمیز میان خود و همسایه های شان میباشند . ولی متأسفانه که تعدادی از همسایه های کینه توز وشرور پیهم دامنه جنگ وبد بختی را روی بهانه های مختلف در کشور ما بدرازا میکشند. شاد وسلامت باشید.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 12.03.2013


محترم آقای ناصر تیمری سلام !

سپاس گذار از همنوائی شما وتمجید فراوان از موضیگیری منطقی و آزاداندیش شما. در امور اجتماعی. این دومین بار است که نوشته های زیباه و پر محتوای تان از نظرم میگذرد، یکبار درباره انتخاب ( ملک الشعراء و اینبار در باره انتخابات ریاست جمهوری که پیش روست.
من کاملاً بانظر و استدلال شما موافقم. فقط عجالتاً در یک جمله میخواهم بگویم در کشور ما و در میان مردم ما قدرت و ثروت تاثیر گذار است تا اهلیت و لیاقت و کار آئی شخص . بااحترام


اسم: سعيدي   محل سکونت: uk    تاریخ: 12.03.2013

جناب الكوزى و خواننده معزز سلام. من.زمانيكه ميخوانم در بن اول اكثريت جنين انتخاب داشت و بايد جنين وجنان ميشد وجناب سيرت اكثريت داشت و ..... تعجب ميكنم كه اصل مرجع تصميم را فراموش كرديم و ان ملت است. كوته والدار و حوالدار ، مخلص و ارتباطي هاى استخبارات جهان به بن دعوت شدند و اين ادارات تصميم كرفتند. اين را به اقليت واكثريت. ، قوم و نزاد دخلى نيست ونه ميتوان به اين ترتيب احساسات قومي راتحريك عمدي ويا غير عمدي ايجاد كرد اين انصاف نيست. شخصيت جناب سيرت به جاى خودش..

نسبت. داغ بودن موضوع منتظر رسيدن به كمبيوتر نه شدم اين متن را از تيلفون نوشتم. حروف كامل درفون نيست.


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 12.03.2013

دوستان:

صرف و صرف بخاطر شرکت در بحث!

بعضی دوستان می خواهند بگویند که افغانستان بالای سرنوشت خویش حاکم بوده و اگر آن ها تصمیم درست مبنی بر انتخاب اشخاص مناسب در رهبری بگیرند، افغانستان گل و گلزار می شود. شنیده می شود که شاید جناب ستار سیرت خود را در پست ریاست جمهوری کاندید نماید و وی یک شخصیت ملی است! همچنان ادعا می گردد که جناب داکتر زلمی خلیلزاد امریکائی افغان الاصل کاندید پست ریاست جمهوری افغانستان در سال 2014 می باشد!

اگر دوستان ما براستی هم به سیاست علاقمند باشند، باید شرافتمندانه اقرار کنند که نه جناب سیرت و نه جناب خلیلزاد اراده و شخصیت مستقل دارند. در سال 2001 در کنفرانس بن جناب ستار سیرت با اکثریت آرا بحیث رهبر دوره انتقالی تعیین شد ولی جناب خلیلزاد بحیث نماینده فوق العاده جورج بوش اعلان نمودند که سیاست خارجی امریکا ایجاب می کند که یک فرد از قوم درانی پشتون قندهاری یعنی حامد کرزی ظاهرا پشتون بجای ستار سیرت ازبک باید در راس قدرت در افغانستان قرار گیرد!

در صورتیکه ما چنین تاریخ درخشانی را بحیث یک واقعیت انکار ناپذیر در دست داشته باشیم، چرا ما باز هم خود را فریب دهیم که افغانستان تحت اشغال امریکا باز هم می تواند افراد دلخواه و افغان دوست را انتخاب نمایند؟


اسم: ناصر تیموری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 11.03.2013


عباسی صاحب بسیار مشفق و محترم؛

تشکر از تذکرات جناب شما در ارتباط با محترمین داکتر لودین و داکتر سیرت.
بسیار امید دارم کہ جواب جناب داکتر عزیز اللہ لودین مثبت باشد و ایشان یکتن از کاندید ھای ریاست جمھوری در سال ۲۰۱۴ میلادی باشند و ایشان باید اطمینان داشتہ باشند کہ بسیاری از ھموطن ھا بہ شمول این کمترین با تمام قوا و امکانات از ایشان در مبارزات انتخاباتی حمایت خواھیم نمود۰


اسم: Dr. Sal Sayedi   محل سکونت: uk    تاریخ: 11.03.2013


آقای نعیم بارز و خوانندهء محترم سلام
متخلف و دارندۀ موضع خطاV حد اقل به دو نوع تقسیم شده میتوانند. متخلف و خطاء کار عمدي و مباهات کننده به خطاء و خطاء کار غیر عمدی، معذور و به گمان اینکه مُخطی نیست. نوع دوم که درآن عدم مباهات به خطا میباشد حالت خوب است و قابل این است که در مورد تبادل نظر شود و مسایل مستدل تشریح ساخته شود که این هم هدف ماست. اگر کسی میگوید که قصد بد نداشت و ما تأکید کنیم که نه بدی. این روش خوب نیست و نمی خواهیم درین مورد تأکید به بدی کس داشته باشم.
حوصله و عدم حوصله در مورد و چنین اتهام بزرگ که من نوشته ام جای ندارد و گفتنی من نه چوت انداز و نه هم تصادفی و نه هم علت کدام مریضی روانی من است. نه فضل فروشی میکنم و چنین قصدی دارم. دقیقاً میدانم چه نوشته ام.

۱/ من میدانم که شما با الفاظ مستقیم چنین نه نوشته اید اما به یقین گفته میتوانم که متن وعنوان شما :«انتخابات شفاف را باید از اجتماع سالم انتظار داشت!» یعنی: «دیموکراسی برای جامعۀ افغانی نیست.» و درین برداشت خویش از نوشتۀ شما تردید ندارم.
اگر شما در دل چنین نمی اندیشید. باشد خوب است. اما جملۀ مذکور همین معنی را میدهد. در دیموکراسی که یکی از ارکان اساسی آن یعنی حاکمیت مردم وانتخابات نفیه شود به صورت واضح رد دیموکراسی است.

۲/ بلی همین هم یکی از مشاکل اساسی است کشور ماست. دولت های مشروع دولت های قوی و دولت های قوی مشروع توان و قوت قاطعیت درعمل را مطابق به مشروعیت سیاسی دارند. اما در حاکمیت های غیر مشروع که اکت و تمثیل مشروعیت میکنند با تمام ارادۀ نیک، مجبور به معامله گری مسخ شده و معامله گری میشوند که قاطعیت عمل را ندارد، مصلحت گرا و در موارد متخلف و حافظ و ارتقا دهندۀ تخلفات در عرصه های مختلف از قبیل سیاسیت کدری متکی به روابط جیبی، قومی و سمتی ګرفته تا معافیت در برابر قانون برای زور مندان و . . . که لست عریض و طویل است.
آقای محقق و دوستم و ..... در نتیجۀ معامله گری های و ګذشت های غیر مشروع و عدم موجودیت قانون و به اساس: (تو مرا حوالدار بگو و من تورا کوته والدار میگویم) به این تخلفات دست یافت درین به صورت اساسی گناه ملت نبود. صندوق، رنگ، قلم، فورمه، مأمور و ناظر همه دردست حاکمیت بود و هرچه خواست همان کرد. صندوق و فورمه بانتایج آن بدست همین حاکمیت تنظیم و ترتیب و اجرا شد. باز هم توهین است اگر گناه را به گردن ملت انداخت واین مجاز نیست.

تخلف را افراد فزیکی میکنند و ملت و قوم و سمت و نژاد و جامعه را ناسالم خواندن دید نادرست واصلاً قابل قبول نیست. اگر عینی نگر باشید از استعمال این جمله و افاده باید معذرت بخواهید. اما باک ندارد. صدهایی هستند که همه دار و ندار این ملت را به توهین گرفته و در بر اندازی همه افتخارات به شدت کار میکنند. اگر یکی اضافه و یکی کم شود چندان تأثیر اساسی نخواهد کرد. من به یقین میدانم که اگر به عمق مسأله متوجه شوید به اشتباه خویش پی خواهید برد و دلم گواهی میدهد که شما قصداً کدام توهین به ملت افغان ندارید و نه هم مضریت هدف شما است. اما شهامت پی بردن به اشتباه کمی مشکل است. باشد اختیار به شما است. در مورد آنچه نوشتم و آنچه استدلال کردم اندکترین تردید ندارم و به آن معتقدم. اما هر کس فکرش ونظرش. سلامت باشید. در بحث تعداد کثیری از خواننده های نیز هدف اساسی است که خواننده مطلب و هدف خود را انشاءالله که گرفت. تشکر - سعیدی ۱۱/۳/۲۰۱۳



اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 10.03.2013

از سهمگیری برادر محترم ام ناصر تیموری درین بحث مهم و آینده ساز دنیای سپاس و امتنان دارم . اما لازم می افتد که یک موضوع را تصریح نمایم. سیرت صاحب در بیانیۀ تلویزیونی از کاندید شدن خود چیزی نگفته اند، صرف فرمودند که باثر تقاضای دوستان رهبری مؤقتی جریان نو بنیاد را قبول کرده اند، شاید این خود فراهم آوری مقدمات برای شمول شان در مبارزات انتخاباتی بحیث کاندید باشد. اما من تا حال از کاندید شدن شان اطلاع ندارم و درینمورد تذکری نداده ام . داکتر صاحب لودین را مسکینیار صاحب بحیث یک کاندید شایسته پیشنهاد کرده اند، اینکه خود شخص لودین صاحب حاضر به قبول این مسؤولیت باشند اطلاع ندارم. بعد از تماس مستقیم با ایشان میتوانم نظر قاطع ارائه نمایم.
در مورد فرمایشات بارز صاحب محترم عرایضی دارم که در ختم بحث بحیث نتیجه گیری خدمت هموطنان تقدیم می نمایم.


اسم: ناصر تیموری   محل سکونت: آلمان     تاریخ: 10.03.2013

با ارزیابی ھا و بررسی ھای قناعت بخش ھموطن محترم جناب بارز ھمنوا می باشم ایشان با واقع بینی و با توضیحات دور اندیشانہ توجہ را بہ واقعیات غیر قابل انکار و مسلط در اجتماع و جامعہء افغانی معطوف می نمایند۰
اینکہ کدام شخصیت را بہ صفت کاندید در انتخابات سال ۲۰۱۴ میلادی برگزید و یا از کدام شخصیت حمایت کرد یکی از دشوارترین تصامیم و مسوولیت ھا پیشروی منورین و اقشار دیگر در اجتماع و جامعہء متشتت و پراگندہء سیاسی افغانستان می باشد۰
عباسی صاحب از دو شخصیت جناب سیرت و جناب لودین بہ عنوان کاندیدان احتمالی تذکر بہ عمل آوردہ اند با وجودیکہ بہ ھر دو شخصیت احترام دارم لاکن بہ فکر قاصرم چانس موفقیت ایشان در این آشفتہ بازار بسیار بسیار ضعیف است و از جانبی داکتر لودین تا الحال آمادہ گی اش را جھت شرکت در انتخابات اعلان نکردہ بہ ھر حال در نھایت باید بالای کاندیدی و حمایت از وی
بہ توافق رسید؛ داکتر جلالی باید ھشتاد سالہ باشند و از جانبی شخص اکادیمیک می باشد ؛ داکتر غنی احمدزی نیز یک شخص اکادیمیک است ھر دو در وظایف مشورہ دھی و تحلیل ھای علمی بسیار موفق می باشند اما در ادارہ و رھبری حتی در سطح وزارت کامیاب نبودہ اند۰
کاندید دیگر جناب داکتر خلیلزاد کہ یک سیاستمدار با تجربہ است؛ می باشد لیکن برای بسیاری بخاطر کارنامہ ھای سیاسی اش قابل قبول نیست و حتی گروہ ھای متعدد و متضاد محلی نیز تا بہ الحال کاندیدی را معرفی ننمودہ اند !
بہ فکر من این ھمہ پراگندگی سیاسی امروزی ناشی از ضعف در اصول سرمایہء اجتماعی است
کہ آن سہ اصل سرمایہ اجتماعی عبارت است از ”اعتماد اجتماعی؛ بنیادھای اجتماعی و ارزش ھای فرھنگی” پس باید مردم و
دولت و علی الخصوص روشنفکران و روشنگران بہ تقویت پایہ ھای سرمایہ اجتماعی توجہء بیشتر مبذول بدارند ۰
در فرجام باید از کاندیدی پشتیبانی نمود کہ مردم را بہ منزل مراد ( تحقق دموکراسی) برساند ۰
ضرب المثلی داریم : ” گر حکم شود کہ مست گیرند در شھر ھر آنچہ ھست گیرند ”


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 10.03.2013

دوستان عزیز او درنو لوستونکو:

گیدی گیدی سلامونه.

بیائید بجای بحث سر شخص و افراد و حتی گروها، بالای مسائل بشکل اساسی و معیاری بحث کنیم تا باشد افغانستان نیز بحیث عضو سالم جامعه جهانی به سوی یک زندگی شرافتمندانه اگر نرسد اولین قدم ها را بر دارد. رسیدن به هر هدف و آرزو یک پروسه است نه یک حادثه. ما برای اجراء و انجام یک پروسه به هزاران عمل خورد و ریزه بحیث خشت آن آسمان خراش نیاز داریم و تعقیب آن حوصله حضرت نوح می خواهد و هر سکنه این کشور بنام افغانستان باید باین نتیجه رسیده و این درس را آموخته باشد که عجله در کار کار شیطانیست، فرق نمی کند که این عجله را شهید مرحوم مغفور سردار محمد داود خان بتاریخ 26 سرطان سال 1352 از طریق کودتای سفید خویش صورت داده باشد یا رفقای خلقی و پرچمی ما بتاریخ هفتم ثور 1357 از طریق کودتای سرخ خویش، یا مجاهدین راه اسلام ما بشمول طالبان ماسک پوش امروزی از طریق اعمال شوم سیاه خویش! لفاظی ها هرگز نخواهد توانست، سفید را سبز، سرخ را سفید، یا سیاه را آبی سازد! پس لفاظی کار خوب نیست.

راه های نجات:

توسل به زور و دیکتاتوری یا پیروی از شیوه های دموکراسی؟
در تاریخ بشری هر دو استفاده گردیده و نتیجه هم داده است. اما امروز رسیدن به هدف از طریق زور قبول نیست و هیچ فردی یا مملکتی یافت نمی شود که آن را تائید کند. اگر توسل به زور و دیکتاتوری برای یک هدف عالی صورت گرفته باشد، کار خوبیست ولی بدبختانه در افغانستان همیشه استفاده از زور برای تامین منافع شخصی و خانوادگی و گروهی صورت گرفته که هیچ وقت نتیجه نداده و نتیجه آن هم این است که افغانستان امروزی قرار دارد.

اگر در تاریخ افغانستان استفاده از زور برای یک هدف ملی و عالی صورت می گرفت، ما هر گز شاهد حوادثی از قبیل 26 سرطان و هفتم ثور نمی بودیم زیرا قول اردوهای افغانسنان و ملت هوشیار و بیدار افغانستان باید جلو حادثه را قبل از وقوع حادثه گرفته می توانستند. هم بتاریخ 26 سرطان و هم بتاریخ هفتم ثور ملت افغانسنان بحیث تماشاچی نظارت داشتند و هیچ نمی فهمیدند که گپ از چه قرار است تا اینکه سر و صدای کودتا چیان از یگانه رادیوی سرکاری افغانستان ظاهر و به مردم تبریکی داده شد و مردم هم به علل مختلف چک چک کردند و هیچ کس هم نمی فهید که چرا آن ها چک چک می کنند! بناء دیکتاتوری در افغانستان بهر شکل و شمایلی باشد، مردود است و دوستان ما وقت خود و دیگران را بالای آن ضایع نسازند.

اجرای دموکراسی در اکثر کشورهای جهان نتیجه داده است ولی مشکل در افغانستان در مورد اجرای دموکراسی این است که زمامداران افغانستان دموکراسی را وسیله نیرنگ و چالبازی برای تامین منافع شخصی و گروهی شان قرار داده و از آن سوء استفاده می کنند. در حالیکه این شیوه نه دموکراسی است و نه هم حکومت مداری. دوستان ما باید خوب درک کنند که امریکا و کشورهای غربی وارد افغانستان نشده اند که در افغانستان دموکراسی را پیاده سازند. بر خلاف روس ها که شعار از اجرای سوسیالیزم می دادند، امریکا هیچوقت اعلام نکرده که آنها وارد افغانستان شده اند که افغانستان را به یک کشور دموکرات تبدیل سازد. امریکا از شروع اعلام کرد که آنها بخاطری وارد افغانستان شده اند یا قبل از آن اعلام کردند که آنها برای قلع و قمع کردن لانه های تروریستی در افغانستان وارد این کشور می شود ....

قبل از آن امریکا یا از راستی یا از روی چال و فریب از طالبان کرام تقاضا کردند که دوشمن امریکا را در افغانستان جای ندهند ولی طالبان افغانستان به پیروی از سنن قبول شده و پسندیده افغانی و اسلامی و به گل روی یک عرب تروریست افغانستان و خود را قربان ساختند: آن ها از اوسامه تیر نشدند ولی از هر چیز دیگر گذشتند! خوب دقت کنید که گناه اصلی باید متوجه که باید باشد؟ پس در اینجا کمی فکر لازم است: آیا دفاع از ارزشهای مقدس افغانی و اسلامی ما تا این حد ارزش دارد که ما از هر چیز دیگر بگذریم و باز هم با افتخار اعلام کنیم که ما اگر هیچ چیز نداریم ولی یک افغان با افتخار و یک مسلمان با خدا هستیم و همین برای ما هر چیز است؟ این افتخار افغانی و مسلمانی با خدائی که باعث تباهی و دربدری ما می گردد، چه بدرد ما می خورد؟

مطلب دوم در مورد دموکراسی، قرار برداشت بعضی دوستان، این است که دموکراسی زمینه چور و چپاول و غارتگری ... توسط دزدان و غارتگران را مساعد ساخته است. این دوستان ما اشتباه می کنند و آن ها اصلا از دموکراسی بوی نبرده و دموکراسی را غلط معنی می کنند. در کشورهای دموکراتیک بر اساس ضوابط دموکراتیک، مقابله علیه خلافکاران با شدیدترین شکل و صورت انجام می شود. اینکه جناب کرزی بجای مقابله با خلاف کاران همراه آنها برای حفظ چوکی و قدرت خویش معامله می کنند، گناه کرزی است و هیچکس دیگر نه!

هستند دوستانیکه در این مورد بجای اعتراض بالای کرزی بحیث بانی و منشاء این بدبختی ها بحث را بشکل قومی و مذهبی مطرح ساخته و صرف و صرف عامل بدبختی افغانستان را بدوش اقلیت های قومی که طی سه دهه جنگ های افغانستان سر بلند کرده و خواستار حق و مساوات خویش در افغانستان مدرن و کنونی می باشند، می اندازند. خواهش این است که: اول بحث را بشکل اساسی مطرح سازید و از قومی و مذهبی سازی آن زیر هر کلمه و جملات رنگی و خوش آیند، جدا خودداری نمائید. امروز کور هم می فهمد که مقصد از این دوستان از جنگ سالاران، سقاوی ها، و غیره و غیره کیست و چیست و ثانیا بجای طفره روی و کح بحثی ریشه مشکل را بشکل واقعی مورد بحث و ارزیابی قرار دهید.

اگر هر سئوالی در این مورد داشته باشید، من بحیث یک همکار در بحث تان حاضرم توضیح بیشتر ارائه کنم. از شما دوسنان توقع می رود که در بحث تان از تهمت زنی و افتراء جدا پرهیز کنید. بیائید بحث را بشکل ملی مطرح سازیم که در آن از الف گرفته تا یا سهم و حق شرکت را داشته باشد. این شده نمی تواند که من با یک خلقی یا پرچمی یا مجاهد ازبک یا هزاره یا تاجیک باین خاطر بحث نمی کنم که آنها ملحد، دزد، راهزن ... و غیره است ولی هر که از من و از قوم من و از گروه مورد نظر من باشد، خوب است، ملی است، بخاطر آبادی افغانستان است! یکی از ریشه اساسی بدبختی های افغانستان همین طرز فکر است و بس. تشکر از توجه تان و بامید ادامه این دیالوک.


اسم: Qasemi   محل سکونت: Germany    تاریخ: 10.03.2013

You are absolutely right Mr. Barez saheb, we Afghans are very famous to find some another for our own ....
WS

Qasem Qasemi


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 10.03.2013

محترم دوکتورسلاح الدین سعیدی سلام!

اگر حوصله خواندن و اندیشیدن را ندارید، لطفاً بار بی اعتائی خود را بر من حواله نکنید.

1 - توجه کنید: من نوشته ام « نگوئید دیموکراسی برای ما چیزی لوکس و پیش از وقت است. و استدلالی در جهت ضرورت و اهمیت آن نیز آورده ام. یعنی باآنکه کشور و مردم ما هیچگونه آمادگی نظام دیموکراسی را نداشته، من ضرورت دیموکراسی را توصیح نموده ام.

2 - هیچ دولتی در هیچ کشوری مجزا از مردم بوجود نمی آید و اگر دولتی خلاف خواست و نیاز مردم به زور دولت بیگانه بوجود آید دوام نمی آورد، مردم علیه آن به مقاومت بر می خیزند چنانکه علیه کودتا چیان 7 ثور 1357 و قوای دولت شوروی سابق بر پا خاستند.

دقت کنید وضعیت انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان ولسی جرگه در کشور نشان داد هشتصد هزار نفر به عبدالرشید دوستم جنگسالار رای دادند و یک میلیون نفر به جنگسالار حاجی محقق رای دادند و. . . از مدت یازه سال بدینسو پایه های قدرت دولت را چه در پارلمان و چه در نهاد های دیگر همین ها تشکیل داده اند.

حال از شما می پرسم این همه جنایاتی که شب و روز در کشور صورت می گیرد آیا همه را امریکائی، ایرانی و پاکستانی انجام می دهند؟ این همه تجاوز به زنها و اطفال را امریکائی ها و پاکستانی ها انجام می دهند؟

در تمام نهاد های دولت بشمول پارلمان و نهاد عدلی و قضائی فساد موج می زند. بنا بر این آیا چنین جامعه ای را سالم گفته می توانیم؟


اسم: دوکتور صلاح الدین سعیدی   محل سکونت: انګلستان    تاریخ: 10.03.2013

سلام به شما خوانندهء معزز
سلام به شما آقای بارز
در چند سطری که درین مختصر ذیل خواندم بدون خواندن کامل نوشتهء شما به دو مطلب شما اعتراض شدید دارم:
به عنوان شما که اجتماع افغانها را غیر سالم خوانده اید. حاکمیت های غیر سالم اند اما مردم قربانی دادند و بیچاره شدند و دست آورد را افراد چالاک فریب کار و محیل بدست آورد و بر سر مردم، بر سر قوم و منطقه تجارت ناجایز جریان دارد و توان ملت دارد که نا توان شده.

اعتراض دوم همانا توصیهء شما و عده ای از حکام موجود از یک دهن که دیموکراسی برای افغانستان لوکس است. نه این خطا است و نادرست. معیار چیست؟ اگر نظام دیموکراتیک حاکمیت مردم، توسط مردم و در خدمت ارزش های مردمی است و معیار ها انستیتوت دیموکراسی که باید درست فعال شوند باز درین صورت دیموکراسی برای افغانستان زود نیست و نه هم لوکس.
این فهم فهم نادرست. آیا کشور هند و جامعه هند غریب است و دیموکراسی برایش لوکس است؟
نه نیست.
حکام و قدرتمندان حیله گر و نوکر صفت که به مقام موجودیت احزاب سیاسی که جز کار ساختار دیموکراسی و نظام ان است به صورت جدی موانع ایجاد شد و نقش زعامت تحمیل شده درین راستا بس منفی است. لذا فهم مذکور درین راستا دقیق نیست. با دیموکراسی کسانی مشکل دارند که آنرا جدی تلقی میکنند کسانی که دیموکراسی را روپوش تخلفات خویش قرار داده اند دیموکراسی مشکل نیست. بقیه مضمون شما را نه خوانده ام به همین اکتفا میکنم. تشکر امید مورد قناعت و تعمق آنچه را نوشتم با تعمق بیشتر در موضوع مساعدت خیر کرده باشم. بقیه اختیار به شما.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 10.03.2013


هفتۀ گذشته در امریکا دو موضوع تازه خلق گردید که از لحاظ اهمیت و ارتباط با بحث کنونی قابل تذکر پنداشته می شود.

اول- بیانیۀ جناب محترم پروفیسور داکتر عبدالستار سیرت از طریق تلویزیون آقای خطاب پیرامون ایجاد یک تشکل سیاسی در شمال کلیفورنیا همبستگی و همنظری یک عده عناصر روشنفکر و اصلاح طلب در داخل افغانستان به آن، به گفتۀ سیرت صاحب،.

سیرت صاحب درین بیانیه اوضاع سیاسی و اجتماعی افغانستان را از سه ده باینسو بطور جامع و عالمانه تحلیل نموده و در بسی موارد مخصوصاٌ کنفرانس «بن» بعضی حقایق نا گفته شده را توضیح کردند.
فشردۀ این بیانیه چنین خلاصه میگردد که به عقیدۀ سیرت صاحب دوام این حالت بحران افزا بوده نه تنها بضرر افغانستان است بلکه خطرات و هراس فروپاشی تمامیت ارضی وطن را بار خواهد آوردTبهمان نحوی که شیرازۀ وحدت ملی ازهم گسیخت. دیموکراسی را که بهیچ وجه در چنین شرائط امکانات تطبیق ندارد، به نظر سیرت صاحب، ابزار نامطلوب برای بقای قدرت زورمندان داخلی با حمایت بیرونی ها خواند، بهره برداری مؤسسات بزرگ اقتصادی از تخصیصیۀ اعمار مجدد افغانستان با همدستی و همکاری حلقات نو به ثروت رسیدۀ داخلی به مملکت افتخار مفسدترین کشور جهان بخشیده و در تولید هیروئین در مقایسه با دیگران به درجۀ اول قرار دارد. از قانون و تطبیق قانون اثر و خبری نیست. لذا در چنین شرائط هیچ انتخاباتی شفاف، عادلانه و ممثل ارادۀ مردم بوده نمیتواند.
سیرت صاحب راه بیرون رفت را گذار از این انتخابات دانسته و ایجاد حکومت مؤقت را برای مدت چند سالی پیشنهاد می نمایند و آنرا برای آوردن اصلاحات بنیادی که آرزوی همگانی است بصواب و خیر و رهایی وطن از این مخمصه می پندارند.

تحلیل همه جانبۀ این پیشنهاد را تا نشر خط مش رسمی این جریان به آینده موکول می نمایم.

دوم- آقای نبیل مسکینیار گرداننده و مدیر مسؤول تلویزیون آریانای افغانستان در یکی از پروگرام های تلویزیونی خود آقای داکتر عزیزالله لودین را با سوابق پاک کاری شان از زمان جهاد تا امروز و شجاعت و شهامت شان را در ایستادگی علیه اشخاص مشهور با الفساد یک شخص مطلوب برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری پیشنهاد نموده اند.

هر دو موضوع فوق مستلزم بحث است. هموطنانی که در بدو مرحلۀ این نظر خواهی خواستدار سؤالات مشخص گردیدند با کمی حوصله مندی مشاهده میفرمایند که حالا تحولات خود سؤالات مشخص برای بحث آفرید.
1- امکانات عملی به تعویق انداختن انتخابات آینده؟ چگونه و توسط چه نوع اقدامات عملی؟.

2- میکانیزم و مرجع تطبیق پیشنهاد تشکیل حکومت مؤقت. توسط قوۀ فشار داخلی؟ امریکا و متحدین ؟ و یا شورای امنیت ملل متحد و کنفرانس بین المللی دیگری؟.

3- مرجع تعیین اراکین حکومت مؤقت و جوابدهی حکومت مؤقت به کدام مرجع.

در مورد آقای لودین که در پاکی، اخلاق، ایمانداری، صداقت، شجاعت و بیهراسی شان شکی نیست نکات آتی مورد توجه قرار میگیرد:

1- چون مردم قوۀ واقعی تصمیم گیرنده است، آیا در تحت شرائط حاکم چنین خصائل نیکو و شائستگی ها بحیث معیار های ارزشمند باعث تصمیم قاطع مردم برای رأی دادن به نیکو کاران شده میتواند؟ و یا تا هنوز مردم در بند اسارت عواطف قومی، مذهبی و نفوذ مراجع زور و ثروت با حمایۀ بیرونی ها قرار دارند؟.

2- جوانان اصلاح طلب، قشر روشن فکر آگاه، دانا و با مسؤولیت برای پشتیبانی از چنین ذوات فداکار و وطندوست چه نقشی را ایفا نموده میتوانند؟.

3- گر چه خریداری رأی برای اشخاصی چون لودین صاحب مطرح نیست، آیا با جیب خالی و دست خالی میتوانند داخل کارزار انتخاباتی به مقابل کسانی بایستند که ملیون ها دالر باد آوردگی را به شاخی باد مینمایند؟
چگونه سهم گیری تاجران واقعی ملی و عوام الناس را برای کمک جلب نموده و صندوق اعانۀ ملی را برای سهمگیری همگانی باز نمود و در کل چگونه می توان پشتی بانی مردم را برای ذواتی چون لودین صاحب و مانند شان جلب نموده یک مبارزۀ ملی انتخابی را براه انداخت؟.

این موضوعات بحث آفرین بوده بر واقعیت های عملی استوار است. منتظر نظریات و پیشنهادات شما.


اسم: م، نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 10.03.2013

6/3/2013

انتخابات شفاف را باید از اجتماع سالم انتظار داشت!

مساله انتخاب رئیس جمهور که در همه جوامع دارای نظام های دیموکراسی یک امر داخلی می باشد و درتعیین مشروعیت حاکمیت ملی هر کشوری منجمله کشور جنگزده و جامعه سنتی افغانستان نیز راه ورسم درستی میتواند باشد، اینرا نگوئیم که هنوز دیموکراسی برای ما چیزی لوکس و پیش از وقت است، اگر تا پنجا سال دیگر تحت رژیم های دیکتاتوری بسر بریم بازهم همانقدر از دیموکراسی، آزادی و حاکمیت قانون بدور خواهیم بود که امروز از آن بدوریم، پس تا دیرنشده بهتراست از یک طرف مدعیان مستحق حاکمیت هرکدام بخت ووزن شان را درترازی ( رای مردم) دریابند و از سوی دیگر با تمام کم و کاست و ناهنجاری های که در روند انتخابات روی میدهد مردم رفته رفته برای رسیدن به احقاق حقوق شان از روش دیموکراسی وحاکمیت قانون شناخت و اطمینان پیدا کرده وبالاخره رئیس جمهور دلخواه شان را انتخاب خواهند کرد.

آیا ما مردم افغانستان که . . . .

متن کامل این مقاله را می توانید به کمک لینک ذیل مطالعه فرمائید و یا این لینک را از اینجا کاپی کرده به براوزر کمپیوتر تان داخل نموده اصل مقاله را در صفحۀ تحلیلات باز کنید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/barez_naym_entekhabat_shafaf_wa_ejtemahe_salem.pdf


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 09.03.2013

محترم انجنیر صاحب نجیب الله داوری:

سلام فراوان خدمت تان تقدیم است.

اگر پاراگراف آخر تانرا در شروع می نوشتید، فهمیدن نظریات تانرا برای خوانندگان تان بسیار بسیار آسانتر می ساختید. من نوشتۀ شما محترم را خواندم و صرف و صرف بخاطر شرکت در نظرخواهی و باحترام شما می خواهم چند مطلب را خدمت شما جناب تقدیم نمایم:

اول: شما از یک طرف از افراد و اشخاصی از قبیل داکتر علی احمد جلالی، داکتر اشرف غنی احمدزی، داکتر رمضان بشر دوست، و داکتر زلمی خیلزاد بحیث افراد دلخواه تان یاد می کنید ولی از کرزی و باند نابکارش نکوهش بعمل می آورید. فکر می کنم که شما فراموش کرده اید که داکتر علی احمد جلالی، بحیث وزیر داخله کرزی مدت کافی کار کرد، داکتر اشرف غنی احمد زی بحیث وزیر مالیه قبلی و تا امروز فرد شماره یک دست راست کرزی در اداره امور کار می کنند، داکتر رمضان بشردوست نقشش را بحیث وزیر پلان در حکومت کرزی ایفا کرد و زلمی خلیلزاد نیز در تعیین سرنوشت افغانستان در مسیری که روانست نقش کلیدی داشت. بجز داکتر رمضان بشردوست هر سه شخصیت های مورد نظر شما امریکائی بوده و آنها هیچ وقت کاری نمی توانند که منافع ملی کشور متبوع شان یعنی امریکا را لطمه بزند. اینکه آنها افغانی الاصل می باشند، هیچ تاثیری بالای موضوع ندارد و نمی تواند هم داشته باشد. مثلاً بارک اوباما یک کینائی الاصل است. شاید هیچ کینائیی یافت نشود که از اوباما برای پست ریاست جمهوری کینیا کف بزند! صداقت رمضان بشردوست باین دلیل ارزش ندارد که وی در نظر دارد افغانستان را با شیوه خلفای راشدین در شانزده قرن پیش اداره نماید. هیچ جای شک نیست که خلفای راشدین مردم خوبی بودند ولی افغانستان را از قرن حاضر به قرن وسطی بردن یک کار ناممکن است! من نمی فهمم که جناب داکتر صاحب چطور خواهد توانست با سفیر امریکا یا سفیر روسیه در خیمه ملت در پارک شهرنو دیداری داشته باشد. ولو داکتر صاحب رمضان بشردوست این را بخواهد، طرف مقابل حاضر نیست که چنین کند. در آن صورت باز هم گپ همان گپ است که خانه دختر خبر نه ولی دنگ و دهل خانه بچه گوش همسایه ها را کر می کند!

دوم: ما گفتۀ معروف داریم که "خانه از بیخ و بن ویران است ولی خواجه در غم نقش ایوانست." تا وقتیکه مشکلات اساسی مطرح و به بحث گرفته نشود، حل معضله افغانستان با چنین سطحی نگری ممکن نیست. مثلاً، اگر ما باور داشته باشیم که امریکا امروز افغانستان را اشغال نموده ولی همزمان باین باور باشیم که امریکائی ها ما را از این اشغال نجات دهد، این طرز فکر معنی و مفهوم ندارد. اگر هدف نجات افغانستان از طریق امریکائی ها باشد، پس دوستان امریکائی ما زیر نام های جناب کرزی، اشرف غنی احمدزی، علی احمد جلالی و زلمی خلیلزاد، هر چه در توان داشتند، کردند. پس شکایت از چیست؟ در شکل دادن افغانستان بشکل کنونی آن تنها کرزی دست نداشت. هر چه کرزی کرد و می کند با شرکت فعال افراد مورد نظر شما صورت گرفت. نمی ندانم که هدف شما در اینجا چیست. اگر با صراحت بیشتر در این مورد معلومات دهید، خوب خواهد شد.

سوم: افغانستان از نگاه موقعیت جغرافیائی هیج امکان ندارد که با ایران، پاکستان، روسیه ... و غیره کشورهای منطقه روابط دوستانه نداشته باشد. اگر افغانستان به یکی از ایالات امریکا هم تبدیل گردد و پایتخت امریکا از واشنگتن به کابل هم انتقال کند، باز هم افغانستان به کمک های همسایه ضرورت دارد. برق کابل از تاجیکستان و ازبکستان خواهد آمد ... مسیر ترانزیتی افغانستان از راه کراچی یا اصفهان ایران خواهد بود و این ایالت تازه به دوران رسیده امریکا باید نگرانی های بین المللی روسیه و چین را در منطقه در نظر گرفته و عمل نماید. وقتی شما مفاهیمی از قبیل استقلال، آزادی ... و غیره را در مورد افغانستان مطرح می سازید نمی دانم هدف شما چیست؟ امروز بارک اوباما رئیس جمهور امریکا، بحیث یگانه ابر قدرت جهان، اگر خاطر و نگرانی های چین را در روابط خویش مدنظر نگیرند، چین قادر است امریکا را در یک روز از پای درآورد! امروز نود در صد اشیای مورد ضرورت امریکا در مغازه های امریکا از طریق چین تامین می گردد. افغانستان تا وقتی با کشورهای همسایه خویش رابطه صمیمانه و دوستانه نداشته باشد، در منطقه و جهان زندگی نمی تواند.

چهارم: مساله خصومت پاکستان نسبت به افغانستان: اکثراً تبلیغ می گردد که پاکستان نسبت به افغانستان خصومت می ورزد ولی من با این نوع گپ ها از اساس مخالف هستم. منشاء خصومت سیاست های سرکاری افغانستان است. افغانستان از زمان ایجاد پاکستان تا امروز هیچوقت حاضر نگردیده استقلال و هویت ملی پاکستان را بخاطر تعلقات قومی پشتون ها برسمیت بشناسد. پاکستان بصورت عام و پشتون های پاکستان بصورت خاص همیشه نسبت به این سیاست های سرکاری افغانستان حساسیت نشان داده و نشان می دهد و در آینده نیز نه تنها نشان خواهد داد بلکه برای نابودی افغانستان از هیچ وسیله و امکان دست بردار نخواهد بود. حال برای افغانستان دو راه وجود دارد: راه اول- نابودی پاکستان و فتح پاکستان تا بندر کراچی و راه دوم - قبولی استقلال و هویت ملی پاکستان با تائید خط دیورند بحیث یک سرحد شناخته شده بین المللی!

اگر افغان های سرکاری بخاطر تامین منافع این یا آن کشور خارجی چنین توقع داشته باشد که امریکا این کار را برای افغان های "وطنپرست" انجام دهد، چنین توقع اصلا اشتباه است. پاکستان همیشه متحد اعتمادی امریکا در منطقه عمل کرده و می کند. مدتی افغان های سرکاری با کمک و تحریک روسیه شروع به کارهائی کردند ولی به تخریب کامل افغانستان منجر شد. امریکا در مورد سرنوشت افغانستان و پاکستان تا حدودی دلچسپی و علاقمندی دارد که منافع ملی امریکا تامین گردد. امروز باز هم پاکستان بسیار بهتر و خوبتر می تواند در این راه امریکا را یاری دهد. پس مشکل گپ در کجاست؟ چرا امریکا افغانستان را بالای پاکستان ترجیح دهد؟

پنجم: افغانستان از اقلیت های قومی کشورهای همسایه ساخته شده است. اکثریت پشتون ها در پاکستان و یک اقلیت در افغانستان قرار داده شده اند. اکثریت تاجیک ها در تاجیکستان و یک اقلیت شان در افغانستان قرار داده شده اند. اکثریت ازبک ها در ازبکستان و یک اقلیت شان در افغانستان قرار داده شده اند ... وقتی پشتون های افغانستان بحیث حق مسلم شان اتحاد خویش را با پشتون های پاکستان جستجو می کنند، یک کار خوب است و آن ها حق هم دارند بکنند ولی مشکل این گپ این است که این کار برای دیگران نیز مثال شده و هر یک از اقلیت های قومی افغانستان تلاش خواهند کرد در راه اتحاد با اقوام خویش در آن سوی مرز تلاش نمایند. نهایت امر این نوع سیاست باعث تباهی افغانستان می گردد! چرا افغان ها روحیه همزیستی با دیگران را در منطقه و جهان در پیش گرفته نمی توانند؟


اسم: ناصر تیموری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.03.2013

ضمن ستایش از نوشتہ ای عباسی صاحب بسیار محترم و تبصرھای
ھموطنان بسیار محترم من نیز می خواھم در رابطہ با تغیرات و انکشافات در وطنم اشاراتی داشتہ باشم :
اول - افغانستان بہ تداوم سیاسی نیاز مبرم دارد جھت نیل بدین مأمول باید بہ آمادہ ساختن ذھنیت ھای مردم و بہ قناعت دادن افغان ھا در راستایی دفاع از دیموکراسی
(کہ یک دستاورد بزرگ بشری و یکی از انسانی ترین و موفق ترین شکل دولت داری می باشد) دولت و منورین اقدام نمایند زیراکہ بدون تعمیم دیموکراسی نمی توان بہ تداوم و ثبات سیاسی دست یافت و باید بہ صورت جدی برای موافقین و مخالفین نظام مردم سالار تفھیم شود کہ دیموکراسی نہ با اکثریت قاطع و
مطلق و نہ بہ اشکال مسلحانہ در شکل و ماھیتش قابل تفویض و تغییر است ۰
دوم - برای تامین صلح و ختم جنگ در پھلوئی قناعت دادن مخالفین مسلح جھت پیوستن بہ
نظام و اینکہ تصامیم و اعمال خود ایشان باعث مداخلۀ نظامی و کنار گذاشتن شان از قدرت بودہ ، می بایست و می باید دولت افغانستان شماری از کارھای خانگی را انجام می داد بطور مثال
زمینہ ھای بازگشت آبرمندانہ ای افغان ھا را از پاکستان و ایران فراھم می نمود و با این کار زمینۀ
مداخلہ ای ھمسایہ ھا را می خشکانید و رفع میکرد۰
ایجاد احزاب سیاسی بر مبنای واقعیت گرایی و نہ آرمان گرایی میتواند عامل ثبات سیاسی و
شکوفائی شود و کمبود و خلای احزاب افغانی فراگیر چہ در شورای ملی و چہ در مبارزات انتخاباتی بہ وضوح ملاحظہ می شود و حتی در شورای ملی ائتلاف نیرومند و مبتکری جھت مقابلہ با سیاست ھای حکومت شکل نگرفتہ و وکلا بہ اشکال انفرادی تصمیم می گیرند۰
دولت برای مقابلہ و مبارزہ با بیکاری باید طرح ھا و مشوق ھای می داشت بطور مثال اعلان می
نمود کہ در ظرف دو سال برای یک میلیون بیکار زمینہ ھای اشتغال را آمادہ می سازد و واضح و مبرھن است کہ بی کاری عامل بی ثباتی میباشد۰
سوم - تردیدی نیست کہ بیرون شدن قوای خارجی از افغانستان تغییرات و تأثیراتی اقتصادی ،
اجتماعی و حتی روانی بہ دنبال خواھد داشت ؛ چقدر ارزشمند و خوب میبود کہ اتباع افغانستان خروج
قوای خارجی را بہ فال نیک گرفتہ و با ھم دلی و اشتراک مساعی و با اتکا بہ ارزشھای والائی افغانی و با الھام گرفتن از تجارب و آزمون ھای موفق بشری بہ اعمار مجدد و ایجاد جامعہ ای بر مبنای
حق خود ارادیت و حق انتخاب آزاد کہ در آن ھمہ ای اقشار در برابر قانون از حقوق مساوی بھرہ مند باشند، مبادرت ورزند ۰
امید دارم کہ ھموطنانم در انتخابات پیشروی شخصی را انتخاب نمایند کہ طرح ھای جامع برای
تامین امنیت؛ تعمیق دیموکراسی ، مبارزہ با بیکاری و ۰ ۰ ۰ پیشکش نماید و آرزو دارم کہ آن رئیس
جمھور منتخب دارای اوصاف انسانی والا بودہ و چیزھای را کہ برای خود نمی خواھد برای دیگران نیز نخواھد و پر ارزش ترین صفت برای یک شخص در رھبری دولت دوراندیشی است و
اینکہ نتایج و تأثیرات سخنان و تصامیم امروزی اش را در بیست سال و یا دہ سال و یا حداقل در پنج سال آیندہ ارزیابی و بررسی کردہ بتواند۰


اسم: انجنیر نجیب الله داوری   محل سکونت: تورنتو- کانادا    تاریخ: 09.03.2013

سلام واحترام حضور همه هموطنان عزیز، خصوصاً آنهائیکه در آرزوی افغانستان آزاد، سربلند ومتکی بخود فکر وتلاش مینمایند.

شرایط خاص و سرنوشت ساز میهن عزیز و باستانی، برهرهموطن دیانت شعار و میهن پرست حکم میکند که از گوشه گیری، گوشه نیشنی و اصطلاح « به من چی» خود را کنار کشیده و در یک سنگر متحد علیه آنچه بقا و تمامیت ارضی میهن عزیز ما را تهدید میکند بپا خیزد . یازده سالی که گذشت بهترین لحظات و فرصت تاریخی در راه باز سازی زیربنا های کشور ما بود؛ ولی متأسفانه موجودیت رهبری سست عنصر، ماخولیا و بی باور به مردم افغانستان و کمک های جامعه جهانی، این فرصت تاریخی مفت ومجانی از دست رفت. نتیجه اینکه ما هنوز هم از نگاه اقتصادی و تأمین ضروریات اولیه مردم وابسته به خارج هستیم . یعنی با آنکه کشور ما دارای دشت های بیکران، آبشار های فراوان و منابع آبی سر شار میباشد ،ولی اگر امروز تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان سویچ های برق شانرا بطرف کشور ما خاموش نمایند، شهر های ما تاریک، و به همین ترتیب اگر پاکستان دروازه های سرحدی تورخم وسپین بولدک را ببنند و نگذارد که لاری های حامل آردو گندم بطرف کشورما عبور نماید. فغان مردم ما از گرسنگی به آسمان خواهد رفت. با وجود تمام نا رسایی های تیم حاکم طی یازده سال اخیر، بنا سبوتاژ تیم مذکور در همکاری با سازمانهای استخباراتی و اطلاعاتی کشور های همسایه، گناه این همه فرصت سوزی ها به گردن جامعه جهانی بخصوص ایالات متحده امریکا احواله. تاجائیکه حتی حرفها، چرندیات و چتیاتی که از دهان جناب کرزی بیرون میشود نیز جزء توطئه ایالات متحده امریکاشمرده میشود.فراگیر شدن این مقوله خنده آور بجایی رسیده است که حتی اخیراً تهیه کننده و صاحب امتیاز یکی از معروف ترین تلویزیونها جهانی جامعه افغانها که از امریکا نشرات دارد، نیز به گونه ای آنرا ابراز کرد. یعنی بنا به تفکر این تهیه کننده گرامی و تعداد دیگر از هموطنان خوشباور به افواهات سازمان های استخباراتی کشور های همسایه؛ آمریکا به کرزی یاد میدهد تا بگوید که : از ایران رشوت اخذ نموده است، بخاطر تحصیلات میرویس جان( پسرش) گریه سردهد، شیر جنگل است، از روسها سلاح مطالبه نماید. راکت پراگنی پاکستانی ها را درولایت کنر تبلیغات رسانه ها بخواند، در جنگ میان آمریکا و پاکستان- طرف پاکستان را بگیرد. و...

به همه حال. آنچه گذشت، گذشت؛ با آنکه فرصت ها سوخته واز دست رفته طی یازده سال اخیر قابل افسوس است . ولی بایست نسبت به آینده خوشبین بود و در یک جبهه متحد علیه تمام نابرابری ها و دسایس مافیاقدرت، و سازمان های استخباراتی واطلاعاتی کشور های همسایه به پا خاست.
روی همین اساس روشنفکران و همه وطنپرستان در انتخابات آینده ریاست جمهوری افغانستان باید ازشخصیتی حمایه و طرفداری نمایند که در راه آزادی ، استقلال، اعتلا، پیشرفت، ترقی میهن عزیر در حمایت بالقوه جامعه جهانی( الی زمانی که افغانستان از هر حیث خود روی پا بایستد) از دل و جان بکوشند و نباید فرصت های کوتاه و باقی مانده را در آینده از دست دهد، بناً در همین مسیر ودر امر انتخاب یک رئیس جمهور باکفایت وطنپرست و خدمتگذار در پنج سال آینده باید همه دست بدست هم داد و کسی را به این پست مهم برهبری مردم انتخاب کرد که در راه خدمت بمردم قبلاٌ امتحان ا ش را داده و منافع ملی را بالاتر از هرمنافع دیگر در صدر اجراات اش قرار دهد.
بناً بخاطر اجرای یک انتخابات آزاد، و دور از تقلب باید:-

1 - با درنظر داشت اوضاع جوی کشور در فصل بهار و نامناسب بودن راه های ارتباطی و مواصلاتی با ولایات، ولسوالی ها و ولایات دور دست در این برهه فصلی، اجرای انتخابات بتاریخ 16 حمل، زمان مناسب برای اجرای انتخابات نیست. جهت رفع این مشکل بخاطر حصه گرفتن تمام هموطنان در این فرایند ملی تاریخ انتخابات باید از ماه حمل به یکی از ماه های سرطان یا اسد تغیر داده شود.

2- در صورت تغیر تاریخ انتخابات از فصل بهار به فصل تابستان، حامد کرزی بعد از پوره شدن دوره معین پنج ساله ریاست جمهوری یعنی 31 جوزای سال 1393 ، بلا فاصله صلب صلاحیت، و قدرت باید به شخصیت ثالث، الی انتخاب رئیس جمهور جدید آنچه که در قانون اساسی به آن اشاره شده است، انتقال گردد.

3- ترتیبی داده شود تا تمام افغانهای خارج از کشور در انتخابات سهم بگیردند. البته در کشور های اروپایی، ایالات متحده آمریکا، کانادا و آستریلیا با در نظر داشت اصول دموکراسی و مردم سالاری در این کشورها، در صورتیکه مقامات مسؤ ل این کشور ها پروسه رأی دهی را زیر نظر داشته باشند. امکانات دزدی رأی و تقلب در پروسه رأی دهی غیر ممکن به نظرمیرسد. ولی درکشورهای ایرا ن وپاکستان، امکان اینکه سازمان های استخباراتی و اطلاعاتی ایندوکشور رأی افغانهای مهاجر را به نفع شخصن منتخب مورد نظر خودشان بدزدند، زیاد است. در این زمینه باید هموطنان عزیز نظریات سازنده وموجهه شانرا از طریق همین دریچه ارائه بدارند.

4- گفته میشود که کار دوره ای رئیس کمیسون انتخابات در آینده نزدیک به پایان رسیده و قرار است که رئیس کمیسیون انتخابات جدید و اعضای جدید، جای رئیس واعضای کمسیون انتخابات سابق را بگیرد. بناً ضرور بنظر میرسد تا رئیس واعضای جدید کمیسیون انتخاباتی، از میان شخصیت های شناخته شده ملی، مقیم در داخل یا خارج ازافغانستان انتخاب گردند. که البته من بنوبه خود محترم عارف عباسی را منحیث رئیس جدید کمیسیون انتخاباتی، پیشنهاد مینمایم.

5- موجودیت مشاورین خارجی در پهلوی اعضای پنج نفر اعضای کمیسیون انتخابات، نیز از شرایطی است که حضور چند مشاور بیطرف بین المللی درجریان پروسه انتخابات نباید از نظر انداخته شود.

6- با وجود تمام اتهامات مبنی بر اشغالی بودن افغانستان، پروسه اجرای دموکراسی در این کشور بیشتر از هر کشور دیگر در منطقه شفافیت بیشتر و روشنتر داشته وبرخلاف تعدادی از کشور های منطقه چون ایران، کاندیدان پست ریاست جمهوری درافغانستان مجبوریت گذشتن از فلتر های متعدد و هفت خوان رستم را ندارند. ولی این پروسه نباید باعث ایجاد انارشی در تعداد کاندیدان پست ریاست جمهوری شود. طوریکه در انتخابات دوره قبل چهل نفر کاندید وجود داشت، دراین میان کسانی بود در مناظره های تلویزیونی نه تنها اینکه از جواب به سؤالات عاجز بودند، بلکه بعضی شان حتی نمیتوانستند خودشانرا درست معرفی نمایند. در اینجا باید طوری تجویز گرفته شود که از ورود سیاهی لشکر به حیث کاندید جلوگیری، وفقط به شخصیت های ملی و شناخته شده اجازه کاندید شدن داده شود.

7- مسئله مهمتر از همه پروسه شفاف رأی دهی در جریان انتخابات میباشد. صورت استفاده از کارت های رأی دهی و یا هم استفاده از تذکره نفوس هنوز لاینحل ومغشوش در مغشوش اشت. همچنان مسئله توزیع تذکره های الکترونیکی در ظرف یکسال باقی مانده در سراسر کشور، که میتواند صورت استفاده از کارت ها وتذکره های جعلی را به حد اقل برساند، هنوز روشن نیست.

8- تهدید و حمله به مراکز رأی دهی در روز انتخابات، بصورت تمام عیار جریان انتخابات عادلانه وشفاف را بخصوص در مناطق پشتون نشین زیر سؤال میرد. و امکان تکرار سناریوی انتخابات پارلمانی در ولایت غزنی در جریان سال 2010 در چنین مناطق بیشتر، متصور است.

9- بیطرفی رئیس واعضای فعلی کمیسیون انتخابات هنوز در پرده ابهام قرار دارد، از فحوای سخنان نور محمد نور سخن گوی کمسیون انتخاباتی با تلویزیون های بین المللی داخل افغانستان،تلویحاً چنین برداشت میگردد که کمیسیون مذکور هنوز هم تحت تاثیر وکنترول رئیس جمهور عمل میکنند . در صورت ادامه این وضع، دور از امکان نیست که بازهم نتیجه انتخابات به نفع مافیای قدرت و کاندید مورد نظر حامدکرز ی اعلان گردد،

درمیان شخصیت های که جناب عباسی در نامه شان از آنها منحیث کاندید ریاست جمهوری نام برده است چون:-
1- جبهه متحد ملی( عطا محمد نور، ضیأ مسعود، محقق، رشید دوستم و امر الله صالح) باید گفت که تعداد این اشخاص طی یازده سال اخیر در تبانی با حامد کرزی و تعداد دیگر، مافیای قدرت دولت فعلی را میسازند. از موضع گیری های اخیر عطا محمد نور والی بلخ در راستای منافع ایران در منطقه، از جمله مخالفت شدیدآغای نور علیه پایگاه های نظامی آمریکا در افغانستان برداشت میگردد، که جناب نور یا بخاطر حمایت ایران از وی در انتخابات آینده مانور بازی میکند. ویا هم اینکه ایشان خلاف منافع ملی مردم افغانستان توسط ایرانی ها جذب گردیده است. با آنکه زلمی خلیل زاد همولایتی عطامحمد نور نتوانسته است حمایت آغای نور را به نفع خودش جلب نماید ، ولی اگر احتمالاًعطا محمد نور رئیس جمهور آینده افغانستان انتخاب شود. ایشان افغانستان را دو دستی به ایرانی ها تقدیم خواهد کرد. در میان بقیه شخصیت های معروف جبهه مذکور امر الله صالح تنها شخصیتی است که با دست درازی ارباب سیاست کشور های همسایه در امور داخلی افغانستان مخالفت شدید اش را ابراز، و همچنان ایشان ضمن اشتراک در مجالس عمومی داخل وخارج افغانستان و ابراز نظریات ملی بدون هرگونه تبعیض قومی ولسانی توانسته اند منیحث یک شخصیت ملی تبارز نمایند.

2- داکتر عبدالله عبدالله و محمدیونس قانونی قبلاً در انتخابات سالهای 2004 و 2009 کدام دست آوردی نداشتند.اینکه کدام یک، دوباره به میدان باز خواهد گشت و چه دست آوردی خواهد داشت، معلوم نیست. ولی اگر هرکدام از این آغایان برنده باشد. آینده پنج سال آینده افغانستان بعد از 2014 معلوم است. یعنی ادامه کابینه جهادی، قومی وغیر تخصصی.

3- هنوز زود است که به ارتباط حنیف اتمر، شهلا عطا، فوزیه کوفی و بریالی نیازی ابراز نظر کرد. که در صورت برنده شدن چه برنامه های رویدست خواهند داشت. ولی شانس برنده شدن اینها خیلی کم است.

4 – شخصیت های اساسی و کلیدی که مردم افغانستان روی آنها حساب میرند، یعنی علی احمد جلالی، داکتر اشرف غنی احمدزی، داکتر رمضان بشر دوست و داکتر خلیل زاد، اگر دریک جبه یا یک ائتلاف با همکاری یکدیگر وارد میدان انتخاباتی شوند. در صورت برگذار شدن یک انتخابات شفاف، امکان برنده شدن شان وشکست مافیای قدرت و چپاولگر خیلی زیاد است. بخصوص اینکه اینها همه قبلاٌ صداقت شانرا نسبت به مردم افغانستان ثابت و دارای توانایی وتخصص در شئون مختلف اجتماعی- سیاسی- اقتصادی ونظامی میباشند. ولی اگر اینها بطور جداگانه ومنفرد بازی را شروع نمایند، برگشت دوباره مافیای چپاولگر برسر قدرت خیلی زیاد است.


اسم: داکتر سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 09.03.2013

نوشته جناب عباسی صاحب بسیار عمیق و در عین حال دارای ابعاد وسیع است که نمیشود آنرا فقط در چهار چوب «نظرخواهی» مطرح کرد، بلکه موضوع ایجاب یک سیمیار اقلاً دو سه روزه را میکند که از شخصیت های صاحب نظر دعوت بعمل آید و برای هریک ساحه مشخص ابراز نظر و تحلیل سپرده شود و درختم مختصر ی از مجموعه نظریات دریک اعلامیه به نشر برسد و کاپی آن به رسانه ها و نیز شخصیت های مؤثر ، بخصوص به مقامات ذیصلاخ افغانی و مراجع ذیربط بین المللی رسانیده شود. واقعاً افغانستان در سراشیب یک بحران چند جانبه قرار دارد؛ اگر طی این یکی دو سال به آن توجه مبذول نشود، خطرات بسیار جدی حتی موجودیت کشور را تهدید خواهد کرد.


اسم: عبد الله زرنج   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 07.03.2013


محترم عباسی صاحب واقعاٌ موضوع بس مهم را مورد بحث قرار داده اند، با این همه زد و بند ها، معامله گری ها و اعمال نفوذ زورمندان مسلح و سرمایه داران و قوم و قوم بازی ها و مداخلات بیرونی ها انتخابات ریاست جمهوری به غیر از فریب دادن دنیا و ملت افغانستان چیز دیگری نخواهد بود و به یقین بازهم دوام قدرت چهره های آشنا بوده امیدی برای بهتر شدن اوضاع مملکت متصور نیست و حال از این بدتر شده حتی خطرات بیشتر برای آیندۀ افغانستان پیش بینی می گردد. قدرتی که این شرائط را تغییر بدهد به نظر نمی رسد. این دیموکراسی نام نهاد که از دست آورد های افتخار آمیز امریکا و متحدینش محسوب میگردد برای بقای قدرت مفسدین و جنایتکاران وسیله ای بیش نبوده و به هیچ وجه زمینه ساز نقش مردم در سهم گیری فعال و مسؤولانه در انتخابات نمی شود. ملت اعتماد، اعتبار و باورمندی خودرا با دیدن و شنیدن دروغ، ریا و فریبکاری از دست داده همه بی تفاوت گردیده و صد دالر را غنیمت شمرده رأی خودرا می فروشند.

آوردن اصلاحات و تغییرات اساسی بحیث یک آرزو وجود دارد اما اینکه کدام مرجع و قدرتی آنرا در عمل پیاده میکند معلوم نیست، آیا مردم توان به پا ایستادن و تغییر این زمستان مرگبار، سیاه و تاریک را به بهار افغان دارند و یا دولت سازان بیرونی به اشتباهات، ناکامی ها، جنگ بی نتیجه و خسارات مالی و جانی شان متوجه گردیده با انعقاد کنفرانس بن سوم و تصویب شورای امنیت ملل متحد یک دورۀ مؤقت را برهبری و گردانندگی چهره های نو غیر منسلک و ماهران فنی و مسلکی ایجاد نمایند که البته توان آنرا دارند تا باشد که مردم به یک قدرتی بنام قانون آشنا گردیده راه برای تطبیق راستین دیموکراسی هموار گردد و اگر انتخاباتی صورت میگیرد عادلانه و مبری از هر نوع دستبرد و سوء استفاده باشد.


اسم: سید خلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلیفورنیا، امریکا    تاریخ: 05.03.2013

عباسی صاحب محترم

سه ماه قبل در بیولتن ماهوارنوشتم که از گروپ کرزی شهزاده صلاح الدین، خلف استاد شهید کرزی، و قیوم کرزی کاندید میشوند، اینکه کدام یک به سروکدام یک بزیر قرارمیگیرد هنوز تحت مناقشه میباشد - اغلبا صلاح الدین بحیث رئیس وقیوم کرزی معاون کاندید خواهد شد. بهمین سبب حامدکرزی صلاح الدین را بحیث رئیس شورای صلح مقررکرد تا بیشتر مشارلیه قراربگیرد. بنظر من همین گروپ نسبت بسایر کاندیدها چانس بیشتردارد، زیرا کرزی بالای همین موضوع کارمیکند ومقام معاونی دوم را به محقق پیشنهادکرده اند اما تثبیت نشده، یکنفر ازهزاره ها رابحیث معاون دوم می آورند. از گروپ حزب اسلامی هرکس که کاندیدشود چانس ندارد - در صورتیکه کاندید شدن صلاح الدین همراه قیوم کرزی تحقق یابد، عطامحمد نور نیزچانس برنده شدن را ندارد.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 05.03.2013

برادر محترم انوری صاحب!

احترامات مرا بپزیرید ، از حسن نظر و قضاوت منصفانه و بی طرفانۀ شما کمال امتنان دارم. در اطلاعات جمعی نادیده گرفتن و جواب ننوشتن به هموطنی به نظر من تکبر و خود خواهی جلوه می نماید انسان ناگزیر است با مراعات موازین اطلاعاتی به نظر یک هموطن چه پسندیده باشد و یا نا پسند چیزی بنویسد اما مطرح نمودن موضوعاتی که هیچنوع ارتباط منطقی و عقلانی با نوشتۀ اصلی ندارد کار را مشکل ساخته درب صحبت های بیهوده باز میگردد.
بشما اطمینان میدهم که مرا سر هیچ گونه خصومت وبا الکوزی صاحب که نام اصلی شان نیست ندارم و معرفت قبلی هم وجود ندارد . امید وارم توضیحات دوستانۀ شما قناعت الکوزی صاحب را فراهم نموده ، از سر کم موی من دست بردارند.


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 05.03.2013

معزز محترم عباسی صاحب:

ای کاش مطابق اصل گپ نوشته شما که به نظر خواهی گذاشته شده نظر خواهی صورت می گرفت و شما هم در این نظر خواهی طوریکه لازم بود شرکت می کردید. شما از یک طرف ادعا دارید که بصورت عام می خواهید در مورد افغانستان نظر خواهی داشته باشید ولی وقتی دوران سردار محمد داود شهید مطرح می گردد شما فورا عکس العمل نشان داده و می فرمائید که این موضوع به او و دوران او ربط ندارد و نباید هم داشته باشد، در مورد سر دار محمد ظاهر خان ربط ندارد و نباید هم ربط داشته باشد، در مورد تاریخ افغانستان ربط ندارد و نباید هم ربط داشته باشد .... پس سئوال هم همین است که نظر خواهی عمومی تان روی چیست؟ اگر عمومیست پس چرا یک قسمت عام مسائل مربوط به افغانستان از بحث کشیده شود و صرف و صرف دوران کمونیست های بی خدا و مجاهدین دزد زنده مطرح گردد؟ آیا تاریخ، مشکل و مسائل افغانستان چرا باین خاصیت باشد؟ آیا تاریخ افغانستان با کمونیست ها و مجاهدین که شما نمی خواهید شروع و ختم شد؟ اگر براستی هم بصورت عام می خواهید بحث کنید، چرا حملات خود را تا این حد محدود و مشخص می سازید؟


اسم: هاشم انوری   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 05.03.2013

محترم الکوزی صاحب سلام و احترم مرا هم بپذیرید!
جناب الکوزی صاحب فکر میکنم شما نوشتۀ محترم عباسی صاحب را بدقت مطالعه نفرمودید، و یا اینکه کدام مسلۀ دیگر و یا خدای نخواسته عقده گشائی بین شما و جناب عباسی صاحب جریان دارد،زیرا تا جائی که من از آغای عباسی از لابلای پروگرامهای پربینندۀ شان در طی چند سال از طریق تلویزون پیام افغان و هم از لابلای صحبت های کاملأ بیطرفانه و گاهگاهی از سخنان طنزگونۀ شان با بعضی از بینندگان برنامۀ مقبول شان شناخت دارم (و خدا شاهد است که یکبار هم به برنامۀ شان زنگ نزده ام و ایشان هم از من جز اینکه همکار قلمی همدیگر در پورتال وزین افغان- جرمن هستیم کدام شناخت ندارند، قسمیکه من از جناب شما شناخت ندارم)ایشان یک افغانِ است که مانند میلیونها افغان وطندوست (نه وطنپرست زیرا پرستش منحصر به خداوند تعالی است) دیگر بفکر آرامی و آزادی افغانستان از چنگال یک مُشت مفتخوار است که بالای دارائیهای ملت زانو زده اند و خود را وارث و مالک کُل میدانند. و اینکه شما معیار وطندوستی ووطنفروشی را مطرح کردید برایم کمی جالب و مبهم آمد، زیرا موضوع مقالۀ جناب عباسی صاحب (باز هم عرض کنم اگر دقیق شده باشید) جستجوی راههای حل قضیه نافرجام افغانستان است، اگر من اشتباه نکنم. بناعأ در عالم ناشناسی از جناب شما منحیث یک برادر کوچک تان خواهشمندم تا یکبار دیگر مقاله را مرور نماید انشاءالله برداشت تان مثبت خواهد بود ومن امیدوار هستم که سوء ضن و خداینخواسته کینه توزی قلمی ایکه بین شما بزرگواران ایجاد شده رفع میگردد. در اخیر اینکه جناب شما از نظر بنده مبنی بر مشخص بودنش در رابطه به مقالۀ عباسی صاحب اظهار قدردانی نموده اید یکدنیا ممنون.
جناب الکوزی صاحب یک موضوع را باید در نظر داشته باشیم که همۀ ما و شما سوار یک کشتی هستیم و هدف ما هم آرامی و پیشرفت زادگاه ماست. پس بیآید با ارجگذاری به نظریات یکدیگر که آنهم در محور منافع ملی افغانستان میچرخد، یکدیگر را در این عالم غربت از طریق نوشته های خود به آغوش بگیریم، تا بتوانیم حد اقل میراث نیکی از خود بجا بگذاریم.
بااحترام


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 05.03.2013

توضیح مختصر پیرامون تبصره های

محترم الکوزی صاحب!
هموطن بسیار محترم و عزیزم الکوزی صاحب!
گرچه خلاف تصمیم قبلی که جوابی تا ختم این بحث خدمت شما تقدیم نکنم، ولی نخواستم که خموشی مرا بی تفاوتی و خدا نا خواسته بی حرمتی تلقی نموده باعث آزردگی شما نگردم، ناگزیر توضیحات آتی را به ارتباط تبصره های بی ارتباط شما بعرض میرسانم.
اگر نوشتۀ مرا که الحال در نظر خواهی گذاشته شده بدقت کامل خوانده باشید و به محتوای صحبت که بالای انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری در افغانستان بود عاقلانه پی برده باشید که بنا بر اهمیت این انتخابات و تأثیرات همه جانبۀ آن بالای اوضاع و احوال افغانستان طالب نظریات دانشمندان و اهل خبرۀ وطن شدم.
نویسندگان این پورتال و خوانندگان آن لطف خداوند همه ذوات صاحب فهم، دانش و بصیرت بوده بالای نوشتۀ من و ارتباط تبصره های شما به آن قضاوت سالم می نمایند.
در این مضمون نه بصورت اشاره نه کنایه مستقیم و غیر مستقیم من از عالی بودن درجۀ وطن دوستی و افغان دوستی خود تذکری نداده ام، اینکه شما بدون هیچنوع ارتباط منطقی و عقلانی این موضوع را مطرح نموده اید و گریبان مرا گرفته اید برایم سخت مایۀ تعجب است. من به تمام معنی حوصلۀ بُرد و بحث علمی و منطقی را دارم و آنرا جزء رسالت نویسندگی خود میدانم، اما جواب گفتن و تبصره نمودن بالای مطالبی که اصلاٌ در نوشتۀ من وجود ندارد و من قطعاٌ به آن تماس نگرفته ام کار دشوار و گمراه کننده و باعث ضیاع وقت خوانندگان است. بازهم شما به موضوع کاملاٌ بی ارتباط دیگری که عبارت از وطن دوستی مزدوران روس است و آنرا به پشک شویان و سگ شویان افغان مقیم امریکا مقایسه فرموده اید بازهم برایم مایۀ بهت، حیرت و تعجب است که ده کجا و درخت ها کجا، شما می توانستید مضمون عالمانه و خردمندانۀ خود بنویسید و نظریات خود را بی هراس تبارز دهید بدون اینکه نوشتۀ مرا که مطلب و منظور آن مبرهن است وسیله قرار داده و موضوعات بکلی بی ربط را به آن وصله بزنید.
شما برادران و خواهران مهاجر تان را در امریکا جفا کارانه و بی انصافانه خلاف تمام موازین ادبی تحقیر و توهین نموده از همان شیوه های فرسودۀ تبلیغاتی حزب تان استفاده نموده اید.
هیچ افغانی در امریکا سگ و پشک نشُسته ولی افغان با شهامت و با وقار و با عزت برای امرار معیشت و کسب رزق حلال به دشوار ترین کار ها تن داده تا خودرا از محنت کمک دارالمساکین امریکا وارهانند. جنرال ارکانحرب ما بحیث محافظ امنیتی مؤسسات خصوصی شب تا صبح کار کرده، وزیر، معین و اراکین بلند پایۀ افغانستان تکسی رانده اند و یا بحیث مستخدم و یا پیشخدمت ایفای وظیفۀ شرافتمندانه نموده اند، گرچه عاید بدست آمده غرور و احساس جریحه دار شان را التیام نبخشیده اما همۀ این همه مشقت ها را پر افتخارتر از زندگی ننگین غلامی بادران شما دانسته اند. اگر سگ و پشکی شسته اند از برکت خیانت وطن فروشانی بوده که خاک را سودا نمودند و اولاد با وقار، عزتمند، باغرور و آزادۀ آنرا به ملیون ها کشتند و آوارۀ دیار اجنبیان ساختند و وطن که تازه راه ترقی و انکشاف خودرا می پیمود به ویرانۀ مبدل از آن بجز دود وخاکستری چیزی باقی نماند.
به کمال افتخار به اطلاع شما میرسانم که امروز به هزاران فرزند با استعداد و ساعی افغان در امریکا بدرجۀ دکتورا در شقوق مختلف نائل آمده اکثریت تحصیلات عالی مسلکی دارند که در تأریخ مهاجرین در امریکا موفقیت این نسل نو بی سابقه است. به یقین کامل میگویم که هیچ افغانی برضا و رغبت وکسب منافع مالی تارک وطن دوست داشتنی و عزیز خود نشد بلکه عامل آن شرائطی بود که همرزمان و همسنگران شما درین وطن خلق کردند و به عذر و زاری قوای متجاوز روس را به افغانستان دعوت نموده و وطن را زیر ضربات دهشتناک قوای نظامی سرخ تباه ویران نمودند و به خود فروختگی و غلامی تان زیر نام انتر نشنلیزم سوسیالیزم افتخار می نمودید. نمیدانم که شما در انگلستان از کدام مدرک اعاشه میفرمایید .
باشما مؤافقم که به مقایسۀ دهۀ اخیر چور و چپاول در زمان نظام کمونستی صورت نگرفته ولی این حزب همه دار و ندار و هستی و داشتگی وطن را مخلصانه بپای روس ریخت و استقلال آنرا سودا نمود
من بار ها گفته ام که در حزب دموکراتیک خلق عناصر وطن دوست، شریف و و بیگناه وجود داشته که دست شان به خون مردم آلوده نبوده اما این بیچاره ها بی خبر از معاملات پس پرده و جاسوسی بزرگان، رهبران و مؤسسین حزب خود بودند که با احساسات پاک و معصومانۀ شان بیباکانه بازی گردید وقتی بیدار شدند که دیر شده بود. جنایات این جزب بحدی پهناور و گسترده بود که همه را در لحاف وطن فروشی پیچانده تشخیص بیگناه و وطن پرستی دشوار بود .
امروز بهزاران عضو مکتبی و فلسفی حزب شما که شعار های آتشین « امپریالیزم جهانخوار» از دهن های کف آلود شان بلند می شد بحیث ترجمان و مخبر در خدمت کاپیتالیزم امریکا قرار دارند .
الکوزی صاحب !
معیار های وطن دوستی و افغان دوستی بسیار آشکار است. من در نوشتۀ خود از خائن هیچ کدام از دوره های پارینه پشتی بانی نکرده بودم، نوشتۀ من با تمام وضاحت ارتباطی به مرحوم اعلیحضرت محمد ظاهر شاه و یا شهید داوود خان نداشت .
بازهم تبصره ها و سؤالات شما بی اساس ،بی مورد و بی ارتباط بوده اگر آرزوی مشاجره با من داشتید بدون ارتباط بخشیدن تبصره های تان به موضوع بحث فعلی مضمونی می نوشتید ودر آن قهر و غضب خودرا تبارز داده عقده گشایی می فرمودید.
پایان


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 03.03.2013

دوست معزز و محترم جناب عباسی صاحب:

از صداقت و راستی شما در بحث یک جهان ممنون.
اینکه به گفته شما من بحث در مورد نوشته جناب سیستانی را به بیراهه کشانیدم، صد در صد با شما موافقم ولی نگفتید که من بحث را از کدام مسیر به بیراهه کشانیدم. در آن بحث من مذبوحانه کوشیدم که بحث را از شیوه افغانی و معیار های افغانی بسوی مسیر حقوق بشری بسویه جهانی بکشانم.
اگر از نگاه شما مسیر بحث بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر راه بیراهه است، شما کاملاً حق بجانب می باشید. ولی شما نمی توانید بگوئید که شما بحیث یک افغان اعلامیه جهانی حقوق بشر را قبول ندارید.
مشکل کل از همین جا ناشی می شود. شما چرا نمی توانید اعلام نمائید که اعلامیه جهانی حقوق بشر برای شما بحیث یک افغان وطن پرست هیچ معنی و مفهوم ندارد؟

بحث ما در اینجا بالای نظریات سیستانی نبود. بحث بالای نظریات سیستاتی خوب یا خراب آرشیف شد و پایان یافت. شما چرا موضوع مورد بحث خود تان را به بیراهه می کشانید؟
بحث با جناب سیستانی را با شما چه؟ شما چرا آن بحث مرده به بیراهه شده را یکبار دیگر زنده می سازید و چرا نمی توانید بحث را بالای این مبحث خویش صورت دهید؟
من به احترام شما و احترام به نظریات شما در این مبحث که بابتکار شما صورت گرفت خود را زحمت دادم ولی شما چرا توانائی شنیدن نظریات مخالف تان را ندارید؟
و چرا نمی توانید مخالفین تان را با ارائه منطق در ملای عام از طریق انترنت شکست دهید؟

چرا شما نمی توانید معیار وطن دوستی تان نسبت به افغان و افغانستان را ثابت سازید؟ من قبلا عرض نمودم هر کس در روی کره زمین افغان و افغان دوست اند ولی معیار و محک برای هر کس فرق می کند.
معیار و محک برای وطن دوستی شما نسبت به افغانستان چیست؟ دست نشاندگان روس معیار افغان و افغانستان دوستی شان را "سویتیزم" فکر می کردند، معیار وطن دوستی برای رهزنان جهادی صرف و صرف شکست روس در افغانستان بود و بس و آنها هیچ برنامه ای برای افغانستان بعد از روس جز بی ناموسی، چور و چپاول، غارت ... نداشتند.
معیار وطن دوستی طالبان صرف و صرف اجندای آی اس آی پاکستان با حمایت پولی سعودی وهابی و مشاورین یهودی صهیونیست ها بود .... معیار وطن دوستی و وطنپرستی شما در چیست؟ علت چیست که در این مورد با وضاحت صحبت نمی توانید؟


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 03.03.2013

جناب محترم الکوزی صاحب!

با عرض سلام و احترام به نظریات شما در ختم این بحث و در نتیجه گیری اگر لازم دیدم عرایض خودرا بحضور شما تقدیم خواهم کرد ، زیرا تجربۀ یک ماه قبل مضمون دانشمند محترم سیستانی صاحب و موقف جناب شما بحث را به بیراهه کشاند و تا ختم این موضوع نمیخواهم با جناب شما بیک بگو مگوی بی حاصل در گیر شوم . از نوشتۀ شما فهر و غضب و کم و تُم تحقیر و توهین پیداست و حتماٌ در مباحث گذشته من شما را آزرده خاطر ساخته ام و شما برای انتقام گیری منتظر فرصتی بودید . برادر! معضلات افغانستان بحی بزرگ، پیچیده و بغرنج بوده که نیازمند توجه جدی است ، درینجا موضوع تول و ترازوی وطن دوستی و وطن فروشی این وآن مطرح نیست. بدون شناخت واقعی از جناب شما چگونه بخو حق قضاوت داده شما را وطن فروش ویا وطن « خر« بگویم. تا ختم این بحث از من توقع جوابی را نداشته باشید.


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 03.03.2013

معزز محترم هاشم انوری:

شما بحیث یک وطن دوست و افغان واقعی به نمایندگی از ملیون ها افغان اصیل و وطن دوست در مقایسه با جناب عباسی مشخصتر صحبت نموده و معیار وطن دوستی تان را با ارائه یک مثال بسیار مشخص مبنی بر تطبیق عدالت انتقالی ابراز نموده اید که قابل درک است. تعریف تطبیق عدالت انتقالی در افغانستان نیز مشخص ساخته شده است: به محاکمه کشاندن و مجازات مجاهدین دیروزی و جنگ سالاران امروزی، قرار تعریف و معرفی اراکین سیاست خارجی امریکا مقیم قصر سفید در واشنگتن! ولی سیاست خارجی امریکا با یک مشکل بدون توضیح مواجه است: تا دیروز که پای منافع امریکا جهانخوار در جنگ سرد با کمونیزم سرخ مطرح بود، هر جنگ افروز جنایتکار تروریست بحیث مجاهد افغان قدر و تائید می شد ولی اکنون که آن اهداف برای امریکا برآورده شده، دوستان قصر سفید نشین افغان های مجاهد، همان همکاران قدیمی شان را تروریست و جنگسالار می خوانند... گپ در اینجا تمام نمی شود. سیاسیون امریکا با کمال نیرنگی و تر دستی از یک طرف این شرکای شان را جنگسالاران قلمداد می کنند ولی عملاً با آن ها در حکومت پوشالی افغانستان همکار می باشند!؟

گپ را کوتاه می سازیم: تا وقتیکه ما باین اساس و معیار گز و پل کنیم، فکر کنم به هیچ جای نخواهیم رسید. اگر هدف اجرای عدالت انتقالی آوردن صلح و ثبات در افغانستان است، این عدالت بدون قید و شرط زمانی و مکانی و بدون اگر و مگر گوئی ها مورد اجراء قرار گیرد. اگر ما اجرای این عدالت را صرف و صرف در مورد افراد و اشخاص سه دهه اخیر محدود می سازیم، فکر می کنم که مشکل افغان و افغانستان را بیشتر می سازیم. مثلا عوامل و دلائیلی که آغاز بحران در هفتم ثور 1357 شد چه بودند؟ افغانان وطن پرست و ملی چرا در آن تاریخ نتوانستند از وطن شان در برابر یک مشت خود فروخته های روسی دفاع کنند؟ افغانستان دارای یک اردوی بسیار منظم و مجهز بود، چرا قول اردوهای افغانستان نتوانستند جلو قیام جگرن اسلم وطنجار، قوماندان قوای زره چهار پلچرخی، و عبدالقادر، قوماندان قوای هوائی بگرام را که بشکل باغیگری بود بگیرند؟

از نظر بنده تجزیه و تحلیل مسائل افغانستان عمیقتر از آنست که دوستان ما مطرح ساخته و می خواهند بالای آن بحث نمایند. تا وقتیکه مشکلات بصورت جامع و در کل مورد نقد و ارزیابی قرار نگیرد، هر نوع تحلیل های سلیقه ای و دلخواه مشکلی را بر مشکل افغانستان می افزاید. مشکلات افغانستان عمیقتر از تحولات سه دهه اخیر است و باید مورد توجه قرار گیرد. من نظر خویش را ارائه کردم، حال دل شما که مرا یک وطن فروش می خوانید یا وطن خر!


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 03.03.2013

محترم عباسی صاحب:

وقتی شما موضوعاتی از قبیل وطن دوستی و افغان دوستی را مطرح می سازید باید توضیح دهید و تعریف از وطن دوستی و افغان دوستی تان چیست؟.
اعضای حزب دیموکراتیک خلق افغانستان زیر رهبری شوروی ها به همان اندازه وطن پرست و وطن دوست بودند که سگ و پشک شویان امریکائی می باشند.
هیچکس در جهان یافت نمی شود که افغان دوست و وطن دوست نباشد. من می خواهم مثالی را خدمت شما ارائه نمایم:
یک شوهر و یک فرزند نسبت به زن (برای شوهر) و مادر (برای فرزند) محبت دارند ولی فرق است بین عشق شوهر نسبت به زن و فرزند نسبت به مادر.

این که شما یک وطن دوست و افغان پرست می باشید هیج جای شک و شبه نیست ولی شما باید ثابت سازید که چرا شما نسبت به یک مزدور روس یا مزدور امریکا وطن دوست تر می باشید.
وطن دوستی از نگاه شما جناب عالی چه مفهوم و معنی دارد؟
تا وقتی که شما در این مورد با ارائه مثال مشخص مبادرت نورزید، عمومیات گوئی تان مبنی بر افغانستان دوستی و وطن دوستی هیچ معنی و مفهوم ندارد.
شما باید مشخص صحبت کنید که هدف تان از افغانستان دوستی و وطن دوستی چیست؟

سردار محمد ظاهر شاه یک وطن دوست بود و همچنان سردار محمد داود خان! در حالیکه عملا سردار محمد داود خان علیه وطن دوستی سردار محمد ظاهر خان قرار گرفته و افغانستان را از اثر وطن دوستی خویش به مرحله کنونی رساند.
من هیچ شک ندارم که شما به همان اندازه وطن دوست و افغان دوست هستید که عمر خطاب!
چرا شما وطنپرستان نتوانستید در مورد وطن دوستی و افغانستان دوستی تان همکار باشید؟
شما لطف نموده بصورت مشخص واضح سازید که وطن دوستی شما از چه قرار است و افغانستان را به کجا می خواهید برسانید؟


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: سانتا باربارا، کلیفورنیا    تاریخ: 02.03.2013

محترم یا محترمه برادر ویا خواهر عزیزم لمر جباری!

با اظهار امتنان صمیمانه از تبصره و یا پیشنهاد شما باید توضیح نمود که بعضی مراحل خاص در حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وطنی دارای اهمیت خاص و برازنده بوده، خیلی وسیع و پهناور و کثیر الابعاد می باشد که طرح سؤوال مشخص از اهمیت موضوع کاسته بحث بزرگی را کوچک و وسعت مطلب را به اختصار می کشاند.

من از دو تحول قریب الوقوع در کشور یاد نمودم که عبارتند از بیرون برآمدن نیرو های نظامی خارجی باهمه تشکیلات، مؤسسات و خدمات وابسته به آن و انعقاد سومین انتخابات ریاست جمهوری در کشور. هر دو خواهی نخواهی تأثیرات گوارا و ناگوار خود را بالای آیندۀ کشور دارد، لذا هر هموطن متفکر و صاحب نظر طرز دید خاص، تبصره ها، پیشنهادات و گفتنی های خودرا در قبال این دو موضوع دارند که در کل آنرا مورد بحث قرار می دهند بدون اینکه افکار خود در پهناوری چنین موضوعات به یک سؤوال مشخص معطوف گردانند.

از خود ممتحن تراشیدن و سؤوالی را مطرح نمودن در واقعیت دانش دیگران در آزمون قرار دادن است و بذات خود بی حرمتی به ارباب اندیشه است.

مردم امریکا از دو دور بحرانی ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش بستوه آمدند و انتظار دور نوین را با تغییرات و اصلاحات بنیادی داشتند، پدیدۀ این نارضایتی ها خلاف توقع مؤسسات تبعیض پیشه انتخاب سیاه پوستی بحیث رئیس جمهور بود.
در هر کشوری مخصوصاٌ در افغانستان انتخابات ریاست جمهوری با همه تأثیرات سیاسی، اقتصادی و احتماعی آن بی نهایت مهم است. دلایل بی حسابی برای انتظارات مردم از این انتخابات وجود دارد. درین مرحله و در خود نحوه و چگونگی انتخابات موضوعات متعددی نهفته است که هر صاحب نظری بالای آن نوشته میتواند بطور مثال برانگیختن، تشویق و تنویر مردم که این انتخابت را باید جدی بگیرند، نقش فعال و سهمگیری شان چگونه نتایج را تحت تإثیر قرار خواهد داد و یا بی علاقگی، بی تفاوتی و رأی فروشی چه جفای بزرگ در حق وطن است و تجارب تلخ گذشته، نفوذ حلقات زورمند، دسایس، تزویر، حیله و مداخلات خارجی و امثالهم هر یک بحثی را می سازد.

از جناب شما هم متوقعم که اولین پیاله را دُرد نسازید نظریات سودمند خودرا پیرامون یکی از صدها بُعد این مرحلۀ مهم و حیاتی با ما سهیم شوید و منتظر سؤوال مشخص نشوید تبادل مزید نوشته های ماو شما و اختلاف نظریات بحثی به این اهمیت و وسعت را متأثر ساخته آنچه من آرزو دارم دستیاب نمیگردد.

با عرض حرمت .


اسم: هاشم انوری   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 02.03.2013

بعد از عرض سلام و احترام فراوان خدمت شما عباسی صاحب، خواستم در رابطه به مقالۀ پرمحتوای شما که حاوی موضوعات مهم، جامع، حیاتی و منعکس کنندۀ خواست اکثریت مردم افغانستان است، ابراز نظر نمایم.

محترم عباسی صاحب شما به تحولات ایکه در آینده نه چندان دور در کشور عزیز ما افغانستان بوقوع میپیوندد اشاره نمودید و فرمودید که این تحولات از دو حالت خالی نیست، یکی خیر و صلاح و رفاه مردم افغانستان و دیگری خداینخواسته یأس و ناامیدی.

نظر اینجانب هم مانند نظریات میلیونها افغان وطندوست و ملیگراکه جز منافع والای کشور و رفاه ملت از چنگ جنگسالاران خداناترس، چیز دیگری برایش مقدم نیست استوار میباشد. پیشنهاد شما در رابطه به "خواست های اکثریت مردم" که در قلم چهارم اش مبنی بر تأمین عدالت اجتماعی با محاکمۀ جنایتکاران جنگی و ناقضین علنی حقوق بنی آدم اشاره نموده اید، بسیار عالی، بجاو دلنشین است، اما سالیان متمادیست که همۀ ما و شما بقدر توان کوشش نمودیم واز طرق گوناگون در جوامع مختلف دنیای پیشرفته صدا بلند نمودیم که ناقضین حقوق مردم افغانستان باید به جزای اعمال شان برسند، که نرسیدند و روز بروز ادعا های شان هم افزون شده میرود. نمیدانم راه حل چه خواهد بود شاید بقول جناب شما معجزۀ در کار است.

منهم به تائید گفتۀ شما بعرض میرسانم تا کسی معجزه آسا داخل میدان معرکه شود و زنگ را به گردنهای این پشکان بیآندازد تا مردم افغانستان از شر این چهره های خسته کن و قبیح رهائی یابند.

بامید پیروزی مردم افغانستان و نابودی بیشرمان و سیه رویان تاریخ
بااحترم


اسم: میرعنایت الله آشفته   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 01.03.2013

اجلاس هـله پتۀ افغانستان، هند و امریکا در دهلی

پس از دیدار سه جانبۀ چند روز پيش آقایان کمرون، زرداری و کرزی در لندن نشان دهندۀ حساسیت سياست های منطقه ای و منافع متضاد قدرت هاست:

اينكه افغانستان میدان رقابت هندوستان و پاکستان است، یا لابراتوار قدرت های بازیگر جهان، شاید هم در اثر ندانم کاری سیاست مداران افغانستان و کشورهای همسایه، جغرافیای منطقه با دوام جنگ های فرسایشی به ضرر همه، منجمله به ضرر افغانستان واحد و یک پارچه در تغییر باشد!

جواب این سوالات قبل از همه متوجه مسؤولان دولت و همه سیاسیون کشور می گردد، که تا چه حدی مسؤولیت پذیر اند و تا کدام حد آمادۀ تغییر مثبت در اوضاع به نفع منافع ملى کشور مي باشند. پاکستان تقلا كنان از برتانیه می خواهد که نقش سیاسی هند در کشور افغانستان را محدود نماید و برعکس، هند در باره نقش پاکستان در قبال افغانستان، صرف نظر از داشتن روابط خوب امریکا با چین و روسیه مصروف تدارک برنامه های تلافی جویانه می باشد. دولت سعودی، دولت هاى منطقۀ خلیج و دولت ایران نیز در رقابت سهم قابل ملاحظه ای دارند.
خريدارى طياره هاى جنگى ساخت فرانسه به ارزش ملیارد ها دالر توسط دولت هند و پیشنهاد آقای کمرون برعلاوه به خرید طیاره هاى كشتار بيشتر انسان ها، توليد برتانيه، برای دولت هندوستان تشویق کننده بود، که طبیعتاً باعث تشنج بیشتر قدرت های اتومى در منطقه و باعث كشمكش مزيد ميان همسایگان افغانستان می گردد.
این همه انکشاف اوضاع درحالى به وقوع می پیوندد که سیاست خارجی اضلاع متحدۀ امریکا با تأسف کاملاً تابع ملاحظات تکتیکی، ثلیقه يی و شعارهای مقطعی و نه بلند مدت و ستراتيژيك احزاب جمهوری خواه و دیموکرات، جهت كسب توافق ذهنيت جامعۀ امريكا آنهم صرف در ظاهر امر قرار گرفته است.

هموطنان دردمند و صبور افغان:
آیا ادارۀ فاسد آقای کرزی نقش مؤثرى در زمینه منحیث یک دولت مستقل، انجام داده می تواند؟
......

خوانندۀ عزیز شما می توانید متن مکمل این نوشته را به کمک لینک آتی مطالعه فرمائید یا لینک مذکور را کاپی نموده به براوزر کمپیوتر تان نصب و باز نمائید.


http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/ashofta_m_e_ejlas_afg_hend_wa_america_dar_delhi.pdf



اسم: آریا نژاد   محل سکونت: کابل    تاریخ: 01.03.2013

بیائید برای کشور خود به انتخابات سالم بیاندیشیم!
هر چند بر مبنای قانون اساسی کشور برگزاری انتخابات سراسری، شفاف و عادلانه جزء مکلفیت های اساسی دولت جمهوری اسلامی افغانستان به شمار می رود. اما نقش مردم در همکاری با نهاد های زیربط، تسهیل روند این کارزار و در نهایت امر مشروعیت بخشی به یک انتخابات مطابق معیار های دیموکراتیک حائز اهمیت و تاثیر گذار می باشد.
بر بنیاد گزارش رسانه های همگانی کمسیون مستقل انتخابات از آمادگی های این اداره در خصوص افتتاح مراکز ثبت نام رأی دهنده ها خبر داده و فهرست نزدیک به 7 هزار مرکز ثبت نام را به نهاد های امنیتی سپرده تا برای تأمین امنیت این مراکز تدابیر لازم را اتخاذ نمایند و گفته اند اگر امنیت در ساحات مورد نظر تأمین نگردد مرکزی برای ثبت نام واجدین شرایط رأی دهی باز نخواهد شد.

متن مکمل این نوشته را به کمک لینک آتی می توانید مطالعه فرمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/arianejaad_biyaed_ba_entekhabat_biyandeshem.pdf


اسم: لمر جباری   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 01.03.2013

نویسنده ګرامی جناب محترم عباسی صاجب مثل همیشه خیلی زیبا و شیوا نوشته اند اما ای کاش سوال مشحصی در آن مطرح میشد که بحث ها روی آن میچرخید
امید است با تبصره های اولی ، کم کم بحث از کلیات و موضوعات عمومی به سوال مشخص کشانیده شود
با احترام



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved