Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  ادبیات ارگ تند و زیانبار است - جاکوبسن    نویسنده:  افغان جرمن آنلاین

 
اسم: كبير    محل سکونت: لندن    تاریخ: 01.03.2013

اقاي "الكوزي"
مستعار نويس "پشتون ؟؟؟؟"

طرف صحبت شما كيست ؟
شما ميگويد:

"دو تربوز همزمان در یک دست گرفته شده نمی تواند: شما باید بین حامد کرزی و شرف و عزت پشتون و پشتون ولی یکی را انتخاب کنید!"

ولي در شروع چنين ميگويد:

"
حامد کرزی به حیث غلام استعمار غرب نه پشتون ها و نه سائرین را فریب داده می تواند."

اگر نه پشتون ها و نه سائرین فريب مي خورند، حمله بي مورد شما به طرف كي است ؟

كبير لندن


اسم: الکوزی   محل سکونت: لندن    تاریخ: 27.02.2013


قابل توجه دوستان افغان جرمن آنلاین:

حامد کرزی به حیث غلام استعمار غرب نه پشتون ها و نه سائرین را فریب داده می تواند.
اگر امروز پشتون ها با این بد بختی مواجه اند از اثر حامد کرزی بحیث مهره اصلی اشغال بنام پشتون و افغانستان است و بس!
دو تربوز همزمان در یک دست گرفته شده نمی تواند: شما باید بین حامد کرزی و شرف و عزت پشتون و پشتون ولی یکی را انتخاب کنید!


غرب نشی کولای د کرزی په نامه پشتون و غولوی.


اسم: سراج وهاج   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 27.02.2013


جناب آقای ابراهیم خیل سلام مرا بپذیرید.

این دو نوشتهء شما خیلی عالی و هیجان انگیز است. اما یکی باید بر خیزد(همین امروز برخیزد) و این «پرچم داران شرف ملی افغانستان» را رهبری کند...

چرااین شخص شما نباشید؟... یقین دارم که اگر برخیزید، هزاران وطن پرست افغان در کنار شما خواهند ایستاد.

با احترامات وهاج


اسم: ابراهیم خیل   محل سکونت: واشنگتن    تاریخ: 26.02.2013

جوانشیر عزیز،

رویای سیاستمداران افغان که گمان می کردند با دوستی با ایران میتوانند مملکت را از مخمصه میان غرب و ایران دور نگهدارند به واقعیت نخواهد پیوست. نظام منحط ایران یک نظام ایدیالوژیک است و عملکرد آن در برابر افغانستان، یک عملکرد سلطه طلبانه است. ایران افغانستان را به سخن ایرانی ها باغچۀ تولید گوجه فرنگی دارلخلافه تهران می دانند. و همین طور پاکستانی ها افغانستان را چراگاه اسب های خود فکر می کنند.

سیاست کثیرالمحور وزیر خارجه سابق و سیاست مدارا جویانۀ رئیس جمهور کرزی از همین اکنون در برابر ایران به شکست انجامیده است.

افغانستان می رود تا به میدان کارزار و دشمنی و تاخت و تاز ایران در برابر غرب تبدیل شود. نگاه ایران به افغانستان از نگاه یک برادر بزرگ به برادر صغیر و مفلوک فراتر می رود.

برتولدبرشت میگفت: آنکس که حقیقت رانمیداند ابله است، ولی آنکس که میداند و آنرا پنهان می کند، جنایتکار است.

چه باید بکنیم ؟
پاسخ درست و اساسی از موضع منافع ملی و استقلال سیاسی به سلطه طلبی های ایران به گونه اجتناب ناپذیری از دو طریق ممکن است.
یکی بسیج ملی و تقویت نیروهای دفاعی کشور، بگونه ای که هیچ متجاوز و سلطه طلبی نتواند آرزو های زشت و شوم خودرا در این سرزمین به واقعیت مبدل کند،
دوم، ایچاد جبهه های بزرگ و نیرومند در برابر نیات شوم آنانی که چشم به استقلال و آزادی این سرزمین تاریخی دوخته اند.

کامیاب و سزافراز باشید.


اسم: ابراهیم خیل   محل سکونت: واشنگتن    تاریخ: 26.02.2013

سلام به پرچم داران شرف ملی افغانستان ،

_ ما افغانها درمیان دو نیروی شوم ارتجاع خودی و مطامع بیگانه دست و پا می زنیم . نه این قابل قبول هویت ملی ماست و نه آن دیگری .
_ برای رهایی ما جز به خود ، به هیچ کس دیگر نیاز نداریم . اتکای بی مورد به غیر مصیبت ببار می آورد و قبول ارتجاع ازدست دادن هویت است .
_ تنها به مدد آرمان ملی وسازماندهی و توجه دایم به مصلحت ملک و ملت است که می شود از این مهلکه رهید ، جز این هر چه شود تزویر سیاسی و مردم فریبی است .
_ ما از اخگری خورشیدی نمی سازیم که خود ومردم را در آتش تمنا بسوزانیم . چشم ما و متحدان افغانستان بروی مسایل کشور ما باید باز شود ، بعضی از گرفتاری های ما ناشی از گز نکرده پاره کردن است . کاری نشود که همه چیز به آتش قهر مردم کشیده و سوزانده شود و لباس عیش جوانان ما تبدیل به کفن گردد . جهانگشایی سهل و جهانداری دشوار است ، بهتر است هم ما و هم متحدان افغانستان آرام آرام به جبهه ء دیپلماسی باز برگردیم .
امروزه ما دچارخلا سازمانی هستیم ، نه محتاج پول . تلاش و مبارزه محتاج باز اندیشی است و نیز تجدید نظر در همه گرفته ها و داده هاست . باید به واقع نگری مجهز شد قصه سیاست مثل بادها و ابرهاست . باد ها به ابرها شکل می دهند و ابر ها بحسب منطقه باران زا یا عقیم می گردند. مقابله با حوادث سیاسی آماده گی وسازمان دهی می طلبد . این کار دمدمی مزاج ها نیست که با غوره ای ترش و با چاکلیتی شرین می شوند.
اگربزرگی وعز وجاه را طالب هستیم نباید بهراسیم باید فرصت به فراست ها داد .
مبارزه نخست آرمان بلند و متعالی ملی می طلبد و بعد سازمان . و اگر این دو مسلم شد مابقی تحصیل خواهد شد به خودی خود .
_ همسایه های مداخله گر و جنگ افروز ما می خواهند افغانستان استخوان گلوگیری برای آمریکایی ها شود. هنوز صدای شوم جغد جنگ خفه نشده است ، صدای تفنگ آرام نشده است . کفتارهای منطقه انتظار روزهای را می کشند که بار دیگر افغانستان تنها رها شود و منزوی گردد و همین حالا به بهانه بازسازی ویرانگی های افغانستان باهم بمذاکره می نشینند . وظیفه بخردان سیاسی و دیپلمات های مدیر و مدبر این است که در هر قدم و در هر دم از این خطهء تاریخی بدفاع جانانه بپردازند و برای ایجاد نهضت های دفاع از افغانستان سعی و تلاش کنند .
_ آگاهی تنها راه رهایی است . تنها امید ، بیداری نسبی مردم وقبول مسولیت از سوی روشنفکران است که به مردم هیزم تر نفروشند .
_ نظام با وجود صدها دشواری که فرا راهش است ، می خواهد راه خود را باز کند و به کسانیکه دل شان به حال ملت و مملکت می سوزد باید مجال بیشتر بدهد . نباید میهن پرستان به افسرده گی بروند .
_ استغاثه ء بیش از حد جزترویج فرهنگ اتکایی ، اتکا به بیگانه چیز دیگری نیست . غرور و ترو تازه گی مبارزان و میهن دوستان را لطمه می زند .
_ روسای دول بزرگ ، بخصوص روسای جمهور آمریکا چه ببازند چه ببرند به هر حال جایزه نوبل خود را می گیرند . مثل اعلای آن جیمی کارتر ، فاتح جنگ طبس است که اشتباه بر اشتباه افزود و تحسین برتحسین ها دریافت کرد . هرگز نشنیده ایم که یکی از بزرگان سیاست خارجی غرب اشتباه کرده باشد و بگوید اشتباه کردم یا بنویسند که اشتباه کرد .
_ متحدان افغانستان حداقل در کشور من باید از سیاست های عقابی پرهیز کنند ، به هدایت بپردازند نه تحکم . متاسفانه بیشتر سیاست خارجی آمریکا تا به حال بر تحکم بوده است .
_ ما چه ببریم چه ببازیم به این وطن و مردم مقروضیم و تاریخ همه طبقات اجتماعی را خواهد بخشید الی روشنفکران را .
_ وبالاخره بمانند هرملت دیگر افغانها از اضافه خواهی و اضافه گویی و دخالت بیگانه در امور شان بیزارند . چنین بوده وچنین است و چنین خواهد بود .
اضافه خواهی بیگانه وقتی میسر بیگانه می شود که اتکا امر پذیرفته و عادی تلقی شود . تحت هیچ شرایطی نباید به بیگانه متکی شد و راه را به دخالت بیگانه واضافه خواهی بیگانه گشود اگر جز این شود فاتحه استقلال فردی و ملی خوانده شده است . فرهنگ اتکایی در جامعه باید از بیخ و بنیاد زده شود . این سخن به معنی آنست که در هر شرایطی نخست باید خود بود و سپس خود شد و بعد نیروی شد و بر اساس نیروی خود از موضع قدرت و در کمال هوشیاری سیاسی و ملی با همه کس به معامله نشست .
فرود آمدن برفراز بر شدن است ، اکنون ازآغاز هوشیارتر می آغازیم زیرا می دانیم بسیاری از راه ها ما را به مقصد نبرده است .


اسم: رازق مامون   محل سکونت: هندوستان    تاریخ: 25.02.2013

امریکا متحدان «محلی» دیروز خویش در افغانستان را از محاسبات جدید خارج کرده است.

موضوع برخورد با حضور یا عملیات قوای خارجی درافغانستان یا دروردک ولوگر چیزی نیست که با «دستور» از سوی تیم حاکم مختومه شود. تیم حاکم جزء موکب قوت های خارجی به افغانستان درسال 2001 وارد کابل شدند.
این قضیه وابسته به یک نبرد استراتیژیک بین المللی است که موضع گیری دربرابر آن، فراست ونگرشی فراتر از قیاس های بومی و «باید ونباید» از سوی یک اقلیت کوچک که خود دست نشاندۀ «قوای خارجی» است، می طلبد. اساساً مردم افغانستان درین ماجرا قربانی اند. مناقشه بین امریکا و تیم حاکم است. منازعۀ منطقه ای با همکلاسی های خود شان و به اصطلاح پارتنر های خود شان.
امریکا تیم حاکم را از شکم «کنفرانس بن اول» بیرون آورد و همه را ملزم به پذیرش حاکمیتی التقاطی، نا متعهد ونا مطمئن برای آینده افغانستان ساخت. اما از حق نگذریم که تیم حاکم برای هموار کردن شاهراه برای پیاده شدن ارتش های نظامی، استخباراتی و ورود بیماری های پیچیدۀ زدوبند اقتصادی و خانواده برانداز، خدماتی تاریخی انجام داده است.
گروه های «تنظیمی»، قوماندانان، شخصیت های تولید شده در جریانی مشکوک به نام جریان سیاسی «روم»، «پشاور» و یک مشت بیکاره ها در غرب که از جیرۀ «سوسیال» و فراموشی از سوی خانواده، وطن و بیگانه گی با دست آورد های پیشرفتۀ محیط سرمایه داری به فرسوده گی رفته بودند، همه وهمه برای ناتو وامریکا ودر رخ دیگر قضیه به ظهور دوبارۀ طالبان (به عنوان گزینۀ ناگزیر برای غرب) و مشروعیت گیری آنان، خدمات سیاه و تاریخی انجام داده اند.
حالا مشکل چیست؟
در«دهۀ تحول» ، امریکا و متحدان، به نسل اول پارتنر های «محلی» درمیدان بازی کلان افغانستان دیگر نیاز چندانی ندارند. خیال دارند صحنه را عوض کنند. هیچ در بند آن نیستند که افغانستان با وصف تاوان های کمرشکن تاریخی، لااقل درین یازده سال، چهارچوب های جدید حکومت داری را به دست آورده است. این ها مهم نیستند. امریکا در صدد «تغییرسیاسی» در افغانستان است؛ اما تیم حاکم کف دست متحد گردن کلفت خود را خوانده است و به هر درو دیوار خود را می زند که امریکا را به قبول یک رشته سازش ها، معامله های جدید از طریق فشارهای تبلیغاتی وعشوه های رسانه ای وادار کند. مردم، هردو سوی ماجرا را شناخته اندو به آنان به عنوان صفحۀ رسوا شدۀ غیرجاذب نگاه می کنند. بازی منطقه ای باردیگر گرم تر شده و تیم حاکم با بهره برداری ازین «خرتوخری» قصد دارد روی ویرانه های آرزوهای مردم، کمافی السابق کاخ های قدرت خود را مستحکم نگهدارند.
با این تلاش های بی حاصل چیزی به دست نمی آید. بدبختانه ( یا شاید خوشبختانه) پروژۀ بین المللی برای تغییر درافغانستان درهرحالتش تطبیق می شود. چه به زور چه به رضا. شگون بد این کش وگیر برای تیم حاکم از همین حالا چهره نمایان می کند. این دسته ثروت های خویش را درخطر می بینند؛ زیرا غرب عادت دارد که درمقام محاسبه و تحقیق، موی را ازخمیر جدا می کند و اگر کار به ظرافت های نهفتۀ تبلیغاتی بکشد، از رئیس جمهورگرفته تا معاونان و دیگر «نخبه ها» حسنی مبارک های جدید روی تذکره های شفاخانه، برای دیزاین هرچه بهتر صحنۀ دادگاه های «جنایات» استفاده خواهد کرد.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان     تاریخ: 25.02.2013

شماری از دپلومات های ارشد غربی، حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان را یکی از سختگیر ترین رهبران جهان می خوانند که ایالات متحده در عصر حاضر با وی وارد معامله شده است.

این دپلومات های غربی می گویند که پیام ها و بیانات غرب ستیزانۀ حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان نه تنها به سود آن کشور نیست بلکه می تواند افغانستان و افغان ها را بار دیگر از محراق توجه جامعۀ بین المللی دور سازد.

به نظر شما آیا حامد کرزی واقعأ یک شخص سختګیر و جدی است ؟




اسم: جوانشیر   محل سکونت: Kabul    تاریخ: 22.02.2013

نفوذ ایران، در زمان سرور دانش ( سرپرست وزارت تحصیلات عالی) میان جوانان، شروع شد. افتتاح شعبه «دانشگاه آزاد اسلامی ایران» در پایتخت افغانستان، از قدم های بعدی بود! البته سپاه قدس (مربوط سپاه پاسداران ایران) قبلا شعبات اطلاعاتی - جاسوسی شانرا زیر نام، « مجمع اهل بیت» و « بسیج مستضعفان» و نظایر آن گشوده بود! در بخش هنر و فرهنگ، جاسوسان شناخته شده ای از دفتر آیت الله خامنه ای به نام محمد کاظم کاظمی و محمد سرور مولایی، در کابل و بامیان، فعالیت های چشمگیر داشتند! کاظم کاظمی در بخش نشر کتاب و محافل ادبی، علناً فعالیت داشت و سرور مولایی، پوهنتون بامیان ر ا پایه گذاری کرد و اولین رئیس همین پوهنتون، مقرر شد!

نام گذاری یک خیابان اصلی بلخ، به اسم جاسوسان ایرانی بوسیله والی بلخ، نشان داد که ایران نه تنها در سطح وزیر و معاون رئیس جمهور، گماشته و جاسوس دارد، بلکه والی بلخ نیز به رژیم ایران، وابستگی دارد!

چندی قبل، سید مخدوم رهین که در رأس وزارت اطلاعات و فرهنگ گماشته شده، یک سیمینار مشکوک را زیر نام «سیمینار اهل بیت» در کابل افتتاح کرد که مصارف آنرا گویا ایرانیان، پرداخته بودند!

جلالتماب کرزی، بسیاری امور را، با مشورت احمدی نژاد، انجام میدهد، مثلاً، تنظیم قسمتی از بیانیه امسال کنفرانس اسلامی در مصر، یا ملاقات با رئیس امنیت ملی ایران، قبل از عزیمت به امریکا!

نفوذ ایران، با مساعدت و همراهی دولتمردان افغانستان است، مثل تورن اسماعیل خان و سید مخدوم رهین و عبدالله عبدالله و شخص دیگری به نام اسماعیل قاسمیار که اینک از متنفذین شورای صلح افغانستان ست.

گویا کرزی هم بدش نمی آید، پس از امریکا، ایران در کشور ما، نفوذی زیادتر داشته باشد!


اسم: محمد ناصر تیموری   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.02.2013

( در دورانی کہ جنگ معادل نابودی جمعی دانستہ می شود پس باید راھی برای بہبود زندگی وجود داشتہ باشد و نہ نابودی ! )
(برقراری صلح بہ یک سلسلہ پیش شرط ھا مانند تعاملات اجتماعی و سیاسی در جامعہ و باور ھا و عواطف مردم آن جامعہ وابستہ است ! )
(ھمانطوریکہ مشخصہ ھای جنگ سلحشوری؛ ایمان؛ ایثار و ۰ ۰ ۰ می باشد؛ باید برای آشتی و برقراری امنیت نیز مشخصہ ھای
وجود داشتہ باشد ! )
با ذکر آن سہ جملہ در مقدمہ ؛ اینک می خواھم در بارہ ای اصل موضوع مطرح شدہ کہ آیا میتوان بہ تامین
صلح در مملکت عزیز نایل گردید و اینکہ آیا ایران جای پاکستان را در بی ثبات نمودن وطن عزیز خواھد گرفت تذکراتی قرار آتی داشتہ باشم :
۱ -- بہ نتایج نشست سران سہ کشور در لندن و مندرجات اعلامیہ ای مشترک بایست محتاطانہ خوشبین بود زیراکہ بعد از سال ھا
برای شخص رہیس جمھورر افغانستان این امکان میسر گردیدہ کہ مستقلانہ و بہ ابتکار خودش
طرح ھا و دیدگاہ ھای را جہت برقراری امنیت و صلح ارایہ نماید و برایش از ھمکاری و پشتیبانی پاکستان جھت نایل گردیدن بہ
صلح نیز اطمینان دادہ شدہ؛ حالا توپ در میدان افغان ھا است و برد و باخت بہ طرز بازی افغان ھا و علی الخصوص
بہ تصا میم مربی تیم جناب کرزی مربوط می گردد !
۲-- تاریخ کشور عزیز گواہ است کہ فارس ھا و حالا ایرانی ھا در تمام ادعا ھا و اقدامات خود در قبال کشور افغانستان بازندہ بودہ اند
حمایت دولت ایران از این و آن گروہ ھر گز نتایج مطلوب برای سیاستگزاران ایرانی بہ بار نیاوردہ و نیروھای افغانی طرفدار ایران
ھموارہ از بازندہ گان اصلی چہ در کارزار سیاسی و چہ جنگی در کشور ما بودہ و می باشند !
لیکن بر عکس افغان ھا در سدہ ھای اخیر از طرف شرق ( پاکستان ) عقب زدہ شدہ اند و اراضی و قلمرو ھای را از دست دادہ اند !
سلامت ؛ امنیت و حتی موجودیت کشور عزیز چہ در گذشتہ و چہ حالا از جانب شرق در خطر بودہ و می باشد کہ در پھلوی دہ ھا
دلایل ؛ مھمترین دلیل آن تراکم و ازدیاد نفوس در پاکستان و ضرورت بہ قلمرو ھای جدید برای زندگی نمودن می باشد ۰
۳-- صلح کہ نیاز و خواست انسانی مردم افغانستان می باشد زمانی تامین می گردد کہ دولت و مردم افغانستان فرزندان نا راضی
را قناعت دھند کہ آلہ و وسیلہء دستان و اھداف بیگانہ ھا قرار نگیرند و برای آن ناراضیان اطمینان دادہ شود کہ در یک نظام
مردم سالار برای ھمہ ای اقشار جامعہ امکانات تبارز ؛ تشخص و تشبث سیاسی و اجتماعی مساوی وجود دارد !


اسم: فدای افغانستان   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 19.02.2013

سلام و احترامات صمیمی خود را به همه هموتنان عزیز تقدیم میکنم.

من میخواستم راجع به موضوع مهم این هفته بگویم:
تا وقتیکه ملت افغانستان با هم تفاق و اتحاد داشته باشند هیج قدرتی در جهان نمیتواند در موضوعات افغانستان دخالت کند. ما ملت افغانستان باید یکپارچگی خود را دوباره بدست بیاوریم.

این کار در نخست وضیفه هر یک از والدین افغان است که به فرزندان خود یکپارچگی را یاد بدهند.

و بعد از آن وضیفه دانشمندان عالمان دینی ونویسندگان و رسانه های افغانستان است که بر اتحاد افغانها تاُکید جدی داشته باشند.

و باید مردم احساس این را بکنند که ملت افغانستان زمانی آرامی و صلح و پیشرفت رازآن خود میکند که فقط تفاق و همبستگی داشته باشد.

در این راه رسانه ها در داخل افغانستان نقش مهمی دارند زیرا افغانستان متاُسفانه بی سواد زیاد دارد.

مردم باید این را بفهمند و درک و احساس کنند که وابستگی به همسایگان چیزی دیگر بجز جنگ و بوی خون را نمی آورد.

پس بیایم دست در دست هم دهیم و به وطنفروشان اجازه شور خوردن را ندهیم و به اینها بفهمانیم که افغانستان دیگر جای امنی برای وطنفروشان نیست. دیگر کسی فریب آنهارا نمی خورد...

مثلا مردم باید بفهمند اگر یک کشور همسایه ما، با ما همذهب و هم زبان است این به معنی این نیست که این همسایه، خوبی ما و وطن ما را می خواهد. بلکه فقط به منافع کشورش فکر میکند که از پس دنیا نماند...

البته به نظر من وقتی ما از همسایگان خود شکایت مکنیم از دست حکومت و رژیم بد آنها سخن میگویم نه ملتشان. [این نظر شخصی من است.]

هموطنان عزیز باید برای صلح کشور ما بشتابیم، تا که دیر نشده است.

خداوند ملت ما را در پناه خود حفظ کند ودشمنان را نابود.آمین.

پاینده باد کسی که به فرزندان افغانستان علم و دانش می آموزد.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: المان    تاریخ: 17.02.2013

ایران در حال شکل دهی نفوذ بیشتر در افغانستان است

بحث این هفته

در زمانیکه ایالات متحده امریکا برای خارج شدن از افغانستان آمادگی می گیرد، ایران در حال شکل دهی نفوذ بیشتر در افغانستان است. چنانچه اولین حرکت سیاست خارجی برجسته تهران در سال 2013، در هفته اول سال جدید با دو سفر سعید جلیلی رییس شورای عالی امنیت ملی ایران نمودار گشت. اول در دهلی جدید و بعد در کابل در جریان هر دو سفر، موضوع اساسی که مورد بحث قرار گرفت، نتایج خروج نیرو های نظامی امریکا در سال 2014 از افغانستان بود.

به نظر شما ایران حالا منحیث پاکستان دوم بر افغانستان نازل خواهد شد ؟


اسم: حميد عبيدي   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 15.02.2013

اگر کلمات و اصطلاحات را با دقت به کار ببريم در اين صورت بحث و تبادل نظر ها مثمر تر شده ميتوانند
مثلن اگر پرسش چنين فورمولبندي شود: «آيا دست يافتن به صلح در افغانستان در شش ماه آينده ممکن است»
پاسخ ميتواند بلي باشد. و اما مشروط بر اين که جوانب درگير در منازعه حاضر باشند و بخواهند و توانايي آن را داشته باشند تا در چند ماه به يک توافق براي تامين صلح برسند و آن را تحقق بخشند
و اما اگر پرسش چنين فورمولبندي شود:«آيا دست يافتن به صلح در افغانستان در شش ماه آينده محتمل است»
در اين صورت با توجه به مسايل موجود و ابعاد پيچيدۀ آن ها و مواضع طرف هاي گوناگون داخلی و خارجی و میزان تاثیر عوامل گوناگون، پاسخ ميتواند اين باشد که دستيابي به اين امر در يک چنين مدت کوتاهي کمتر محتمل به نظر ميرسد.

یک مثال از ریاضی برای درک تفاوت میان ممکن و محتمل:
اگر شما لاتری شش عددی را خانه پری کنید و بازی نمایید ممکن است برنده شوید و اما احتمال برنده شدن شما نظر به محاسبات ریاضی یک در برابر 14 میلیون است. البته این مثال تنها برای نشان دادن تفاوت میان معنی ممکن (Möglich) (possible) و محتمل wahrscheinlich)(Probable ) ارایه شد.


اسم: احمدشاه   محل سکونت: کابل    تاریخ: 14.02.2013


صلح در افغانستان تا زمانی آمده نمی تواند که دست تنظیم ها و احزاب جنایتکار از قدرت کوتاه نشود.
با موجودیت چند جانی در حکومت و پارلمان ما در ده سال بزرګترین فرصت های تاریخ خویشرا از دست دادیم. امریکا و متحدان داخلی آنان برای زیر بنای کشور حتی یک ګامی هم بر نداشتند. در طول همین یازده سال یک پروژه زیر بنایی نساختند. در مقابل تضاد های قومی و سمتی را شدت بخشیدند و مردم را به جان هم انداخنتند.

تازمانیکه افغان ها از تعبیر سامی اسلام که در جامعه اخوانیزم و سلفیزم در صفوف جهاد رخنه کردند، دور نشوند و به تعبیر بومی اسلام که در بر ګیرینده مذاهب و فرهنګهای متنوع است، واصل نشوند صلح نمی آید.

جنګ این احزاب جنګ هفتاد و ملت است و خاتمه ندارد، به اثر اعمال و فعالیت های این ګروه هاست که کشور ما توسط ناتو اشغال شد.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 13.02.2013

نه تنها در ششماه صلح امکان ندارد، بلکه تازمانیکه شرایط صلح اولا ً بداخل افغانستان تأمین نشود، تا دو سال آینده هم صلح رویکار نمی اید:

شرایط داخل افغانستان: یقین کامل دارم که شخص حامد کرزی صلح می خواهد، اما کسانیکه قدرت بدست آنهاست صلح نمی خواهند: قسیم فهیم صلح نمی خواهد، کریم خلیلی صلح نمی خواهد، شورای نظار صلح نمی خواهد، عطا محمد نور صلح نمی خواهد و رشید دوستم صلح نمی خواهد. اینها هر کدام به دفعات گفتند که "نمیخواهیم دست آوردهای ده ساله ما از دست برود..." این جمله چه معنی دارد؟ اینها می گویند: نمی خواهیم قدرت، چوکی، ثروت و زمین ها و تعمیرات غصب کردگی ما از دست برود. . . تا زمانیکه مهره ها بداخل چوکات قدرت در افغانستان تبدیل نشوند، صلح رویکار امده نمی تواند. امروز در بخش اخبار این پورتال از قول روز نامۀ (محور) دو خبر خواندم، یکی اینکه بقرار احصائیه ایکه روز نامه محور بدست آورده در وزارت های دفاع، داخله و ریاست امنیت ملی بیشتر از 65 فیصذد کارمندان آن پنجشیری می باشند. این روزنامه احصائیه میدهد که اگر چوکی های ریاست در سه مؤسسۀ مذکور مجموعاً 1200 چوکی باشد، از آنجمله 980 چوکی ریاست توسط برادارن پنجشیری اشغال شده است. صلح در نزد اینها از دست دادن قدرت و چوکی است - و یک دلیل که در ده سال گذشته افغانستان انکشاف نکرده اینست که 90 فیصد جوان بچه های شورای نظار که در چوکی های ریاست و بالاتر از آن تا وزارت نشسته اند، مکتب نخوانده و سواد کافی ندارند، اما دپلوم های جعلی ارائه کرده اند و علاوه بر معاش چوکی معاشات امتیازی هم می گیرند و از رشوت و غصب هم بزور تفنگ کار می گیرند. همینطور است جوان بچه های حزب وحدت و من یک مثال آنرا ششماه قبل نشر کردم: شخصی بنام (برناکریمی) از ولایت ارزگان در منطقهء لاس انجلس زندگی می کرد، زبان انگلیسی نمی فهمید ولی کورس های شبانه را تعقیب کرد و بعداً در یک دکان بوت فروشی کار میکرد. ازیک مؤسسۀ معروف تجارتی بنام (فینکس) که بهرکس در بدل جهار هزار دالر دپلوم لیسانس و در بدل شش هزار دالر دپلوم ماستری میدهد، هر دو دپلوم را خریداری کرد و بکابل رفت و از سهمیه حزب وحدت به وزارت داخله بحیث رئیس مقرر شد و بعداز دو سال از سهمیه حزب وحدت بحیث سفیر افغانستان در کانادا مقرر شد و اکنون هم سفیر برحال است. این شخص در افغانستان مکتب را نخوانده و هیچوقت در وزارت خارجۀ افغانستان مأموریت نکرده است: (مربی داری مربی بخور!) آیااین نوع مردم بخاطر صلح چوکی های خود را از دست میدهند؟

خبر دوم که امروز خواندم مصاحبۀ رئیس شورای صلح پاکستان است. قرار بود شورای کابل و شورای پاکستان بتاریخ 10 فروری در کابل باهم ببینند، ولی رئیس شورای پاکستان این ملاقات را بماه مارچ وعده داد، ضمناً تذکر داده که شورای صلح پاکستان به تنهایی با شورای صلح کابل نمی خواهد ببیند، تا زمانیکه جناح سوم (طالبان) اشتراک نکنند. او اضافه کرد که برای رویکار آوردن صلح اشتراک جناح سوم (طالبان) ضروری است و در غیر آن ضیاع وقت خواهد بود. این در حالیست که طالبان تاکنون برای دیدار و مذاکره با شورای صلح کابل و حکومت کابل موافقه نکرده اند. شنیده میشودو شایعه است که حکومت کابل از جملهء طالبان رها شده از پاکستان یک عده را راضی ساخته بنام شورای صلح طالبان در شورای سه جانبه حاضر میسازد، اما این شایعه با بیانات مکرر شهزاده صلاح الدین ؟؟؟ جور نمی آید، زیرا شهزاده صلاح الدین شرط گذاشته که هیأت طالبان باید اعتبارنامه ای به امضاء ملا محمد عمر داشته باشند.
این بود خلاصهء ابعاد داخلی و خارجی شرایط صلح.
دورنمای وضع ازین قرار است که همکاران فوق الذکر کرزی با کرزی و پلانهای صلح او کجدار و مریز ادامه میدهند تا سال 2014. و در انتخابات زیر دست یکنفر از همقطاران خود را برنده می سازند و بعداز 2014 بقدرت اردوی 350 هزار نفری که قوماندهءآن بدست قسیم فیهم و بسم الله خواهد بود نر واری حکومت خود را دوام میدهند و اغلباً کرزی را وادار می سازند تا از افغانستان بیرون برود، که در غیر آن کرزی شاید "انقلابی" شود و به قندهار برود و با طالبان همکاری کند. لطفاً تفصیل هر دو خبر را در بخش اخبار پورتال افغان جرمن آنلاین بخوانید.
الغیب عندالله (شاید من تا سال 2014 زنده نباشم، اما این پیشبینی من زنده خواهد ماند.)
سید خلیل الله هاشمیان


اسم: ص. سعیدی   محل سکونت: انګلستان    تاریخ: 13.02.2013

در مورد اجلاس اخیر پاکستان و افغانستان در لندن

بعد از گردهمآیی و اجلاس اوایل فبروری سال جاری، سه روزﮤ افغانستان – پاکستان در لندن و آن هم تحت اشراف و «قیمومیت» حکومت انگلستان خبر های جداً نا آرام کننده ای در مطبوعات درز کرد و به نشر رسید که گویا جانب افغانی خط منحوس و تحمیلی « ډیورند » را به رسمیت شناخت، هزار ها هزار پوند سترلنگ مصارف درین سفر را جانب افغانی متحمل شده، اینکه پاکستان از وضع و موجودیت عده ای از نیروهای مجبور یا هم مزدور و موجودیت افغانها در پاکستان بهره برداری سیاسی میکند و عملاً صادقانه برخورد ندارند و دربخشی از تحلیل ها و خبر ها مستند ساخته شده بود که پاکستان عملا توانایی های معیین (معین) از جمله قتل های زنجیره ای رهبران مطرح سیاسی و جهادی خارج از تأثیر پاکستان، ممانعت از مصالحه و تفاهم مستقل بین الافغانی و تمویل عملیات خرابکارانه در افغانستان و هند و ... در خرابکاری در افغانستان آنرا بکار برده است، اما در مورد سازندگی و عمل مثبت مبنی بر ممانعت از عملیات نیروهای معیین (معین) افغانی و یا حرکت طالبان در افغانستان عملاً پاکستان ناتوان است.

همچنان خواندیم که وضع و اظهارات جانب پاکستان مبنی بر کار عملی و تحقق تفاهم بین الافغانی در مدت زمانی روشن یعنی شش ماه را در مخالفت به ماهیت پاکستان و اهداف ستراتیژیک آن بوده و خلاف آن تصورات رهبران پاکستانی است که نارامی و ثبات در افغانستان ثبات در پاکستان تنیده و گره محکم زده اند و خارج شدن ازین برداشت و تغییر سیاسیت برای این رهبران پاکستان مشکل و یا ناممکن است و درین راستا تعهدات همکاری پاکستان به روند صلح در افغانستان و منطقه در تضاد (ر) به ماهیت پاکستان دانسته و استدالال شده بود که پاکستان مانند جنگ سرد مبنی بر استفاده از نیرو های دینی و جهادی بخاطر اهداف سیاسی خویش ادامه خواهد داد و عملاً کاری درین راستا با وجود تعهدات به جانب افغانی و جامعهء جهانی نخواهد کرد و باز هم پاکستان صرف امتیاز به دست خواهد آورد و وقت کمایی خواهد کرد. مطالب جداً قابل دقت و تشویش ملت ما بود.

درین راستا مطالب نشر شده مردم ما و بخش (بخشی) از افغانهارا در آنطرف خط « ډیورندلاین » (دیورند)سخت پریشان و مبهوت ساخته بود.
مسأله زمانی بیشتر مورد تشوش و تمرکز بیشتر قرار گرفت که وزیر خارجـــﮥ پاکستان خانم حنا گهر ربانی در اظهارات ویدویویی خویش متصل بعد از کانفرانس لندن مسأله تنظیم امور سرحدی (باردر منجمت) را دست آورد بس مهم این سفر جانب پاکستانی خواند و تأکیدات اینکه پاکستان در گذشته ها حامی تروریزم تلقی شده، این مطالب و ادعا ها را بی اساس (بیس لیس) خواند. شاهد و دلیل ادامهء سیاسیت قبلی جلوه میکند.

درین راستا تأکیدات مبنی بر اینکه که سفر بین افغانستان و پاکستان باید به اساس اسناد هویت رسمی صورت خواهد گرفت و در ویب سایت رسمی صدراعظم انگلستان نیز از مسأله تنظیم امور سرحدی (باردر منجمنت) بحث به عمل آمده است. کاری را که باید به اساس مستند به شواهد تاریخی (تأریخی) در بیشتر از سه دهه پاکستان در تلاش آن بود و پاکستان از زمان تأسیس خویش در نهایی ساختن آن کار میکرد و میکند. مطالب جداً تشویش بر انگیز و سبب تشویش جدی قرار ګرفتند.
همچنان مستدل شد که افغانستان با پاکستان بیش از ۲۶۴۰ کیلو متر و ۳۶۵ معبر دارد چطور میتوان مسأله عبور و مرور در بعضی این معبر ها را به مسأله امنیت ارتباط داد؟ این موضع و این (این) برخورد با شدید (ی) ترین کلمات از جانب مجامع افغانی خاصتلً (خاصتاً) ان (آن)(طرف خط «دیورندلاین» (دیورند)همراه با انزجار رد شد.

همچنان مسأله تربیت نیروی (نیرو) های نظامی افغانی در پاکستان در چنین شرایط و چنان تجارب واقعاً برای مردم ما جداً سوال برانگیز و غیر قابل قبول بوده و است.

مطالبات و تأکید پاکستان بر جانب افغانی که گویا با پاکستان باید جانب افغانی حد اقل همان قرار داد ستراتیژیک را به امضاء برساند که بین افغانستان و هند به امضاء رسیده است. این خبر نیز برای عدهء(عده ای) بخاطر (به خاطری) نا آرام کننده بود که پاکستان دیکته میکند که افغانستان باید با پاکستان چه نوع قرار داد ستراتیژیک داشته باشد؟

از جانب دیگر در جریان و یا هم پایان این سفر حرکت طالبان پاکستانی طرح های (هایی) را برای احیای توافقات عدم تقابل نیرو های طالب با حکومت پاکستانی در میان گذاشته و خواهان مذاکره و تفاهمات قبلی بین حرکت طالب (طالبان) و پاکستان شدند که به این ترتیب نیروهای موجود مسلح و جهادی در پاکستان کماکان لبــﮥ تیز تیغ خویش را متوجه حاکمیت کابل و کار جهادی در افغانستان و یاهم هند تمرکز خواهند داد و تراژیدی به نحوی (نحو) سابق ادامه پیدا کند. به این ترتیب دولت پاکستان فرصت کمایی کند که بعد از سال ۲۰۱۴ فرصت های بیشتر و امکانات بیشتر در افغانستان داشته باشد.

از جانب دیگر اعلام و خبر از جانب آقای «جان کیری» وزیر خارجۀ امریکا که اگر پروسـﮥ صلح در افغانستان نتیجــﮥ لازم نداد امریکا از تمام امکانات استفاده خواهد برد و اینکه این اعلام جانب امریکایی چه ابعاد خواد (خواهد) داشت و تا چه حد مسأله بمب اتوم پاکستان نیز احتوا خواهد کرد و بالاخر آوازه و طرح و آوازهء تشکیل دولت مؤقت در افغانستان قبل از انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان مسایل (مسایلی)اند جداً قبل دقت و اهتمام.

درین ارتیاط اعلامیـﮥ مؤرخ ۱۲/۰۲/۲۰۱۳ وزارت خارجـﮥ دولت اسلامی افغانستان مبنی (بر)اینکه: تا زمانی با دولت پاکستان قرار داد همکاری های ستراتیژیک عقد نخواهند کرد که ثابت شود از پاکستان دیگر تهدید (تهدیدی) متوجه افغانستان نه میشود (نمی شود)... و اعلامیــﮥ توضیحی دفتر ریاست جمهوری دولت اسلامی افغانستان که در سفر لندن جانب افغانی مهمان حکومت انگلستان بودن و مصارف از جانب افغانی صورت نه ګرفته (نگرفته)، مطالب، توضیح واعلامیه های قابل استقبال اند. تیلفون ۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸


اسم: فارو   محل سکونت: هالیند    تاریخ: 12.02.2013

تبصره: روسها افغانستان را بی ثبات ساختند و رفتند!

توجه:
بقیۀ این مضمون جالب و مهم را در صفحۀ تحلیلات پورتال افغان جرمن آنلاین مطالعه فرمائید.
و یا هم لینک آتی را کاپی نموده در براوزر اکسپلورر تان نصب کرده و اصل مقاله را مطالعه نمائید.

http://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/faroe_tabsera_russha_afgh_ra_besobat.pdf


اسم: صبور   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.02.2013


سلام خدمت خوانده گان محترم:

آمدن صلح در شش ماه هم امکان پذیر است و هم نی، این مربوط آنست که ما و جامعۀ جهانی چقدر بالای پاکستان فشار می آوریم تا پاکستان صلح با ما را منحیث ضرورت خود احساس کند.

نی، برای اینکه معادلات جهانی به نفع کی می چرخد و آیا پاکستان حاضر است تااز آنچه در این 35 سال سرمایه گذاری کرده بگذرد و اگر میگذرد روی چه منظور ...


اسم: د ص سعیدی   محل سکونت: انګلستان    تاریخ: 12.02.2013

سلام به شما سوال بس مهم و دارای ابعاد مختلف

مختصر وتلگرافی:

صلح چیست؟ و مصالحهء سیاسي چیست؟
صلحه ماننده همان صلح است که بګویم ما با ایران در مورد آب کدام مشکل نداریم. در عمل بخاطریکه کل آب ما بدون استفاده به ایران میرود؟ بلی صلحه که ما توافق کنیم که به کارد تیز حلال میکني و یا با کارد کُند؟ این که صلح نشد.

صلحی که من درین قدرت مطرح بمانم و قسمتی از مال غنیمت را با شما هم معامله کنم؟ اینکه صلح نشد بلکی تنازع للبقا به هر قیمت است.
صلحی که من ترا حوال دار بګویم و تو مرا کوته والدار؟ اینکه صلح نشد. به مفهوم واقعی کلمه.
صلحی که ملت به حاشیه کشانده شود و توافق در کانفرانس ها شود به چیزی که آن حق و صلاحیت ملت است؟ مانند قانون اساسی، نظام و نوعیت آن و دیګر مسایل اساسي؟ اینکه صلح نشد.
صلح بی هویت سازی و یا ایجاد اتحاد و ائتلاف و جبهه؟ اینکه صلح و مصالحۀ سیاسي به مفهوم واقعی کلمه نه.
صلح و مصالحۀ سیاسی که منافع خارجی ها تأمین و تضمین شود؟ اینکه صلح و مصالحۀ سیاسی نشد...

کاريکه و تیاتری که تا امروز به نام صلح و مصالحۀ سیاسي در افغانستان براه انداخته شده.
مصالحۀ توافق جوانب مختلف مطرح است توافق ابتدایی بر توافق زندګي سیاسي و مبارزه متمدن برای تحقق اهداف سیاسي و به کرسي نشاندن اهداف و برنامه های سیاسی به نحوې که مشروعیت عملی کردن آنرا از درانتخاب آزاد از ملت بدست آورد. مصاحلۀ سیاسي پروسۀ اعتماد سازي و کشیدن افغان از وسیله شدن در دست اجنبی دشمن که این افغان را عوض آبادی و خدمت به مردم و کشور به خراب کاری و اهداف سیاسي خویش به اجازه و یا بدون اجازۀ وی مصروف ساخته.

ګفتنی ها زیاد است در ین مرحله به همین اکتفا میکنم که مصالحه و تفاهم سیاسي که منجر به کشیدن یک شخص از دست دشمن و براه افتادن یک شخص به امر و راه خیر شود ضرورت است و درست و الترناتیف بهتر دیګر ندارد. مصالحۀ سیاسی و تفاهم و خیر و صلح مفهوم وسیعتر از آن است که دولت موجود افغانستان بکار میبرد.

بدون دولتداری خوب، بدون تأمین عدالت، بدون سیاسیت کدری عادلانه و بدون موجودیت حاکمیت قانون، بدون سپردن کار به اهل کار از طریق مشروع و مطابق ارادۀ ملت... مصالحۀ سیاسی به مفهوم واقعی کلمه آمده نمی تواند. در جایکه عدالت نیست صلح آمده نمی تواند.

برای صلح و تأمین صلح بکار ګیری چنان میکانیزم کار و ضرورت است که در وقت کم با مصرف کم دست آورد های علمی و عملی داشته باشیم و این نه به گریه و نه به زاری و نه به کدام معامله خاینانه خارج از ارادۀ ملت شده میتواند.

ما به صلح و تفاهم واقعی سیاسي در کشور خویش نیاز داریم. تازمانیکه دریک جامعه در ستیج سیاسی آن نیرو های موجود سیاسی از طرق مشروع وجود نداشته باشند در آن جامعه صلح دوامدار مستقر شده نمی تواند.

و حال آمدیم در شش ماه صلح:
اول که دقیقاً چنین گفته نشده دوم اینکه اگر پاکستان چنین وعده داده باشد سند واضح است که پاکستان در گذشته بر وضع و طرف جنگ مسلط و مسلط بود و سوم اینکه پاکستان بر وضع قسماً مسلط است و میخواهد بیشتر از وضع بهره برداری و امتیاز بگیرد. واقعیت این است جانب افغانی نباید فریب بخورد. امکانات پاکستان جداً محدود است در خرابکاری دست داشته میتواند اما در سازندگي امکانات آن کم است. به چه معنی؟
نیروهای زمان جهاد علیه روسها و شوروی و کمونیزم به کمک و مساعدت جامعۀ جهانی و جهان سرمایه داری و... ایجاد تقویت و پشتیبانی شدند. درین نیرو های مردم افغانستان بخاطر وطن و دین اسلام قربانی دادند و نظام کمونیزم شکست خورد و اروپای شرقی آزاد شد اما آنهایی که برای این حرکت مساعدت کردند و درین میان پاکستان نان خود را پخت و پذید. مردم ما بدون بدست آوردن از مجاهدات شان قربانی دادند و به اهداف اساسی که در وطن خویش مسلط به سرنوشت خویش شوند و در آرامی زندگی کنند، نرسیدند. در منطقه نیروهای جهادی ایجاد شد و دوام دارند که در مقابل مقامات پاکستاني و ... قدعلم کردند این نیرو ها بدون خواست پاکستان وجود دارند. پاکستان به ایشان مطرح کرد خوب شما هستید و میدان کار زار و جهاد میخواهید. خوب است بروید در افغانستان و علیه هند جهاد کنید بشریطکه ما را مزاحمت نکنید ما شما را نمی بینیم و شما مارا. خوب یگان کاری برای ما هم بکنید ما شما را زمینه ساز مساعد لوژستیکی نیز خواهیم کرد و ... درین شرایط قسمتی ازین حرکات این را بهتر دیدند تا مواجه با پاکستان و نظامیان آن شوند. در صورتیکه پاکستان بخواهد ازین وضع سوء استفاده کند و امتیاز بگیرد و این نیرو ها را گویا معامله و تجارت سیاسي کنند درین صورت بخش عمدۀ ایشان بر ضد پاکستان و حاکمیت آن قدعلم خواهد کرد و پاکستان توان مقابله به آن را ندارد و یا نمی خواهد. هدف پاکستان کسب امتیاز از کشور های جهان و اهداف ستراتیژیک با افغانستان (دیورندلاین و یا پیوستن قسمت های افغانستان به پاکستان) و اهداف ضد هندي دارد. در صورتیکه این معامله را پاکستان صادقانه بکند درین صورت به حرکت جهادی در داخل کشور خویش مواجه خواهد شد و پاکستان توان مقابله به آنرا ندارد و چنین کاری را نخواهد کرد. لذا من درین راستا از جانب پاکستان عملاً صداقت را کم خواهم دید. چیزیکه زمان جواب دقیق آنرا خواهد داد و شش ماه هم چندان دور نیست.
مسأله دیگر که اساس سخن است عدم درک دقیق از رهبری عمودی و افقی حرکت طالب و جهادی امروزی در منطقه و پاکستان است. حرکت طالب حرکت قبل از همه ایدیولوژیک است تا سیاسي. و احزاب دیگر که جهان از آن شناخت دارند احزاب سیاسي اند تا ایدیولوژیکی واین مسأله حالت زعامتی افقی و عمودی حرکت طالب جدا مهم و اساسي برای انکشافات بعدی مسایل سیاسی در کشور ما و منطقه است.
ګفتنی های به همین بدون مرور دوباره اکتفا خواهم کرد چون شب ساعت سه بجه شب است و من فردا کار میروم . الهی در کشور ما و منطقه صلح راستین را که ملت ما بر سرنوشت خویش مسلط شود و در صلح و رفاه زندگی کند، براقرار کن. آمین. بیده الملک و هو عل کل شې قدیر.


اسم: افغان جرمن آنلاین   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.02.2013

افغان جرمن آنلاین

آیا دست یافتن به صلح در افغانستان
در شش ماه آینده ممکن است؟

رهبران افغانستان و پاکستان در سومین دور از اجلاس سه جانبه در برتانیه توافق و تعهد کردند تا شش ماه آینده بر یک راه حل برای عملی کردن روند صلح گام های عملی بردارند.

«حامد کرزی»، «آصف علی زرداری» و «دیوید کامرون» در یک کانفرانس خبری مشترک از تعهد برای تقویت روابط افغانستان و پاکستان و یک میکانیزم صلح تا شش ماه دیگر صحبت کردند.

آیا این تعهدات به نظر شما جنبه عملی خواهد یافت؟ و آیا این طرح در شش ماه آینده تحقق خواهد یافت؟

نظر بدهید؟؟



Copyright by AFGHAN GERMAN ONLINE all rights reserved