افغان جرمن آنلاین  
ΞΘΡζδε

 


مرور روزنامه های کابل

Nach oben 05.01.2009 برشنانظری

دوشنبه 05 – جنوری

روزنامه ویسا با عنوان برجسته یی به نقل از یک قوماندان امریکایی نوشته است که امریکا نمی تواند تاکتیک های عراق را در افغانستان پیاده کند.

روزنامه مطلبی هم درمورد شیوه مصرف کمک های بین المللی در افغانستان به نشر رسانده و نوشته است که بخش اعظم این کمک ها غارت می شود.

روزنامه سرمقاله شماره امروز خود را به رخداد های غزه اختصاص داده و دردهای مردم فلسطین را منعکس ساخته است.

روزنامه دولتی هیواد با اشاره به مشکلات اقتصادی مردم و روند توزیع کمک ها به مستحقین نوشته است که روند توزیع کمک ها باید عادلانه باشد.

روزنامه مطلبی هم درمورد روند مبارزه با مواد مخدر به نشر رسانده و نوشته است که در این زمینه باید تلاشهای بیشتری صورت گیرد.

روزنامه همچنان به مسئله هماهنگی در زمینه کاهش خشونتها و جنایات تاکید کرده است.

روزنامه های دولتی اصلاح و انیس نیز برخی مطالب تحلیلی را به نشر رسانده اند.

اصلاح در مقاله اصلی خود از ایران انتقاد کرده است که جریان آب آشامیدنی را به باشنده گان نیمروز قطع کرده است.

اما انیس به مشکلات دهقانان توجه کرده و نوشته است که باید به دهقانان کمک های زیادی صورت گیرد تا درسال آینده خوب حاصل بردارند.

روزنامه اراده با عنوان درشتی در بالای صفحه اول شماره امروز خود با اشاره به ادامه روند فساد اداری در افغانستان نوشته است که برای قوماندان شدن دریکی ازولایات باید یک صد هزار دالر امریکایی رشوه داده شود.

روزنامه درمطلب دیگری گفته است که سفر رئیس جمهور پاکستان برای دومین بار به افغانستان به تعویق افتاد.

روزنامه به نقل از مقامات پاکستانی نوشته است که این سفر قرار بود در این نزدیکی ها صورت گیرد، اما به وقت نامعلومی به تعویق افتاده است.

روزنامه آرمان ملی اظهارات تاج محمد وردک وزیر پیشین داخله افغانستان را به نشر رسانده که گفته است، خبر دریافت جسد سردار محمد داوود خان واقعیت ندارد.

روزنامه به نقل از آقای وردک نوشته است کسی که خود را نواسه سردار محمد داوودخان معرفی کرده است، می خواهد به این بهانه جایداد های وی را به فروش برساند.

سرمقاله روزنامه هم به تحلیل نشرات رادیو تلویزیون ملی افغانستان اختصاص یافته و نویسنده پرسیده است که آیا رادیو تلویزیون دولتی برمبنای منافع ملی عمل می کند.

روزنامه هشت صبح به نقل از جنرال پترویس امریکایی نوشته است که جنگ افغانستان نیاز به تعهد درازمدت دارد.

هشت صبح نیز به تلاشهای مبارزه با مواد مخدر توجه کرده و در این میان از کشف و ضبط مواد مخدر در هرات خبر داده است.

روزنامه مطلبی هم درمورد ایجاد موانع امنیتی به نشر رسانده و نوشته است که این موانع اکثرا در شهرها مردم را خسته ساخته است.




كريم خليلی و امضای سند خيانت در تهران
ما كدام خليلي را باور كنيم . خليلي باميان كه صحبت از صفحه جديد سياسی جامعه هزاره با جامعه غرب ميكرد يا خليلي تهران را كه پيمان استراتژيك با حكومت ايران بسته است؟

Nach oben 05.01.2009 کابل پرس - فرهاد بامی

همزمان با سقوط حاكميت طالبان در كابل صفحات شمال و حوزه جنوب غرب ، باميان بعنوان يكي از زون هاي مهم افغانستان در مركز نيز مطرح گرديد كه از اسارت طالبان رها شد . اين ولايت مانند مزار شريف و مناطق شمالي شاهد فجايع درناك،نسل كشي ها وجنايت آشكار عليه بشريت توسط طالبان بود . علاوه بر آن قلب تپنده خود « مجسمه هاي ارزشمند بودا» يكي از ميراث هاي نامدار فرهنگي سازمان يونيسكو وجهان را از دست داده و بشدت مجروح وزخم دار بود . دركنار آن هزاران خانوار بي خانمان ، داغدار وعزادار شدند . يكاولنگ ، شيبرتو ، قرغنه تو ، شيدان ومركز باميان از جمله مناطقي بودند كه بكلي در آتش خشم وجهل سپاه طالبان سوختند واين مناطق توسط ملا غني وعبيد الله آخوند وزير دفاع طالبان بعنوان سر زمين سوخته و مفتوح العنوه اعلام شد.

در روزهاي اول سقوط حاكميت طالبان ، باميان بعنوان مركز اقتدار هزاره ها و يك طرف معادلات سياسي كشور مورد توجه دنيا قرار گرفت و انتظار مي رفت اين شهر به سوگ نشسته وداغدار بزودي تحت زعامت رهبر و پيشواي خود « كريم خليلي» ؛ كه آن روزها ژست مرد پيروز ميدان نبرد با تروريزم را ميگرفت باز سازي ومردم داغدارش لباس غزا را از تن مجروح وخسته خود بيرون خواهند كشيد ؛ با تحولي كه در افغانستان رونما گرديد و جامعه جهاني به رهبري ايالات متحده آمريكا طرح حكومت پس از طالبان را در « بن » پايه ريزي كردند ، آقاي خليلي بعنوان يكي از چهره ها و شخصيت هاي جهادي نيز در يك چرخش صدو هشتاد درجه ي ، از باقي رهبران جهادي فاصله گرفت. او در ملاقات هايش با دیپلمات هاي خارجي كه آن روزها در باميان سفرهاي زيادي انجام ميدادند ، صحبت از فصل جديد سياسي در صفحه ننگين افغانستان كرده با افتخار ميگفت ، ديگر هزاره از اسارت تاريخي و آيديالوژيكي حكومت ايران رها گرديده داراي دوستان و همپيمانان جديدي شده است . اين سخنان تا حدودي براي عامه مردم قابل درك وفهم بود زيرا وي در چندين نوبت از ملاقات با نمايندگان وزارت خارجه ايران در باميان امتناع نموده و حتي اجازه ورود آنها را در آن شهر نداد.

وي در مصاحبه هايش با رسانه هاي خارجي بار ها از حكومت ايران بعنواني حامياني شوراي نظار و جمعيت اسلامي ياد ميكرد كه سال هاي سال با حزب تحت رهبريش ( حزب وحدت ) در همين ولايت جنگيده بودند. او از همه پيشگام تر و هوشيارانه تر با صراحت لهجه اعلام كرد ، جامعه هزاره با محوريت باميان همسو با جامعه جهاني فصل جديدي را آغاز كرده است . او هميشه از « فصل جديد » ، در روابط سياسي و واجتماعي مردم هزاره به افتخار ياد ميكرد و خود را بعنوان آغاز گر روابط جديد ميان جامعه هزاره و جامعه غرب بدور از مداخلات حكومت آيديالوژيكي ايران ميدانست .

خلليي كه آن روزها سخن از فصل نو و صفحه جديد سياسي براي هزاره هاي هميشه در بند ملا هاي آيديالوژيكي ايران مي زد ، توجه جوانان وشماري از تحصيل كردگان هزاره را به سمت خود بيش از پيش معطوف ساخت و از سوي آنها به عنوان موقف جديد سياسي رهبريي هزاره در پاليسيي ها و تعاملات با قضاياي جاري كشور تلقي گرديد ؛ و از او رهبر ي با درايت و مدريت سياسي ساخت . اين درحالي بود كه وي با زيركي تمام حلقه هاي عريان وابسته به ايران را نيز از هرم رهبري هزاره ها فرسنگها دور ساخت ؛ اين اقدام خليلي( دوري از حلقه هاي عريان وابسطه به حكومت آخوندي ايران ) بيش از پيش مورد توجه جامعه هزاره قرار گرفت . زيرا جامعه هزاره كه تجربه بيش از دو دهه جنگ را با خود دارد اكنون ميفهمد ، كه حكومت آخوندي و ايديالوژيكي ايران نه تنها بعنوان يك دوست و همپيمان آيديالوژيكي برايش مطرح نيست كه در بسياري از موارد بعنوان دشمن قسم خورده جامعه هزاره عمل كرده است .

جنگ سرنوشت ساز غرب كابل ميان عبدالعلي مزاري و احمد شاه مسعود بصورت واضح نشان داد كه حكومت آخوندي ايران نسبت به جامعه هزاره موضع خصمانه داشته و بالعكس با تمام قوت خود از احمد شاه مسعود حمايت كرد . در ان زمان آقاي خليلي بعنوان سخنگوي آقاي مزاري نيز هميشه از موضع حكومت ايران انتقاد ميكرد و ايران را بعنوان حامي اصلي احمد شاه مسعود و سياف ميشناخت . دوري عبدالعلي مزاري رهبر حزب وحدت بهترين پاليسي بود كه درتاريخ هزاره تاثير فراواني را برجاي گذاشت . پس از كشته شدن آقاي مزاري آقاي خليلي بعنوان جانشين او نيز اين پاليسي را ادامه داد و به همين دليل از سوي جامعه هزاره بگرمي استقبال شد ه و كسانيكه تا ديروز در كنار عبدالعليي مزاري مي جنگيدند در كنار آقاي خليلي استادند .

آقاي خليلي در يك اقدامي بي نظيرش باميان را بعنوان مركز اقتدار جامعه هزاره برگزيد و جنگ را با شوراي نظار از اين ولايت آغاز نمود و باميان در يك مقطع كوتاه بعنوان مركز اقتدار جامعه هزاره يك جانب مطرح معادلات سياسي افغانستان مطرح شد . خليلي در آغاز نيز موضع سرسختانه اي نسبت به ايران داشت تا آنجا كه از رفتن آقاي ابراهيمي نماينده ويژه خامنه اي در باميان با قوت تمام ممانعت كرد و اورا كه از مسير پنجاب (آن زمان در اختيار محمد اكبري مخالف سر سخت آقاي خليلي قرار داشت)كه ميخواست وارد يكاولنگ شود ، برگرداند . و بالآخره بعنوان مخالف پاليسي هاي حكومت فاشيستي ايران مطرح شد .

اما اين فصل جديد سياسي كه خليلي از آن سخن ميگفت ، عمري چنداني پيدا نكرد واين طفل تازه بدنيا آمده در همان آغاز كودكيش در آغوش شاهزاده گان وشريف زاده گان مذهبي خفه و جان باخت؛ حلقه هاي تعليمات ديده و حرفه اي دستگاه استخبارات ايران به راحتي رهبري جامعه هزاره را تسخير و خليلي را در آغوش اسارات بار باداران شان قرار دادند . حلقه هاي وابسته به حكومت آخوندي ايران باز هم رهبريي جامعه هزاره را هدف گرفتند. حضور ناگهاني سيد محمد سجادي ، سيد يزدان بخش هاشمي ، سيد انور علا رحمتي و... بدستور حكومت ايران آقاي خليلي را ديگر گون ساخته ودر اولين گام خود ، زمينه سفر آقاي خليلي را در تهران فراهم ساخت. بعد از سفر وي كنسولگري ايران بعنوان مركز كنترل كننده عوامل آن كشور در باميان افتتاح شد و باز هم نگون بختي هزاره تكرار شد . حلقه اسارت جامعه هزاره اين بار بصورت بسيار محكم تنگ تر كرديد . آقاي خليلي در يك سخنراني خود در مشهد درجمع هزاران نفر از مهاجرين تمام گفته هايش را فراموش كرد و از حكومت ايران بعنوان حكومت دوست وبرادر خود نام برد . در اين كه ميان خليلي و حكومت ايران چه گذشت بحث نميكنم ولي يك چيز هويدا شد كه ديگر خليلي تهران آن خليلي باميان كه علم مخالفت با حكومت ايران را بلند كرده بود ، نبوده و پاليسيش يكصدو هشتاد درجه تغيير كرد. تاريخ هزاره يك بار ديگر تكرار شد باز هم هزاره در دام اسارت حكومت فاشيستي ايران قرار گرفت.

پس از سيزده سال و بروز تحولات گوناگون در كشور باز هم خليلي بازيي ديگري را اغاز كرد . همين كه وي در كرسي معاونت رياست جمهوري ( سهم داده شده اجلاس بن به هزاره ها )با شعار هاي فريبنده و دلچسپ ( اكنون فصل جديد سياسي آغاز شده است )، تكيه زد اين بار نيز توجه بسياري از روشنفكران جامعه هزاره و حتي بيرون از جامعه هزاره را به سمت خود جلب نمود .او در حاليكه از يك ائتلاف با جبهه متحد خارج شده ودر كنار كرزي قرار گرفته بود ، شعار هايش را نيز تكرار نموده باز هم از صفحه جديد سياسي سخن گفت. اينگونه وانمود ميكرد كه ديگر بازگشت به سمت ايران وجود ندارد و هرگز سال هاي هفتاد وپنج را تكرار نخواهد كرد . باز هم در مصاحبه هاي خود با رسانه ها صحبت از خصومت حكومت ايران با جامعه هزاره ميكرد . كريم خليلي در يكي از مصاحبه هايش با هفته نامه مشاركت ارگان نشراتي حزبش اين بار پا را فرا تر گذاشته از روابط نزديك با حزب كار انگليس با حزب وحدت خبر داده و با اطمنان گفته بود ، جامعه هزاره اكنون دوستان جديد وهم پيمانان نو در جامعه غرب برايش دست وپا كرده است ؛ انگار سرنوشت « سزيفوارانه » جامعه هزاره هرگز تغيير نمي كند دريك چشم بهم زدن باز هم دلالان سياسي و حلقات وابسته به جمهوري اسلامي ايران اين بار از آستين شيخ يوسف واعظي و سيد انور اعلا رحمتي بيرون آمده هرم رهبريي هزاره را به محاصره گرفتند . ديگر خليلي آن خليلي باميان نيست وي يكصدوهشتاد درجه فرق كرده است . انگار وي اصلا باميان را نديده ونميشناسد . البته اين موضوع براي عامه مردم بسختي قابل درك است كه همه آنچه در باميان بعنوان فصل جديد سياسي ، دوستان جديد و صفحه نو از سوي كريم خليلي مطرح مي شد ، جزفريب و نيرنگ چيزي بيش نبوده است. اين اصلاحات جديددر قالب ادبيات دلپذير وفريبنده او صرفا به منظور رسيدن وي به قدرت و حاج نبي( برادرش) به شهرك و پول مي تواند قابل تحليل باشد .

خليلي در تهران

هرچند در دو روز اول اقامت در تهران كريم خليلي بابي مهري زيادي احمدي نژاد رييس جمهور ايران مواجه شد اما ناگهان كريم خليلي وارد مطبوعات ايران شده بصورت بسيار گسترده ملاقات ها وديد بازديد هاي وي را با مقامات و مهاجرين افغنستاني مقيم ايران باز تاب دادند؛ او در سفر خود در مشهد كه توسط هواپيماي شخصيي احمدي نژاد رييس جمهور ايران ومحافظين وي صورت گرفت ، در جمع اندكي از مهاجرين صحبت از دست آورد هاي مهمش با مقامات ايران نمود . او از جمله دست آوردهايش را اعطای ويزاي كار در بدل بطلان كارت هويتي مهاجرين دانست كه خشم آنان را در پي داشت ؛ زيرا دولت ايران براي بطلان كارت هويتي مهاجرين افغانستاني سال هاي سال تلاش كرده بود كه هر بار با مخالفت كميشنري عالي ملل متحد در امور پناهندگان روبرو شده بود .

اين روزها مهاجرين افغانستاني مقيم ايران صحبت از اين مي كنند كه كريم خليلي در بدل اين خيانت بزرك و تاريخي ( بطلان كارت هويتي در بدل ويزا) چه امتيازاتي را به نفع شخصي خود بدست آورده است ؛ زيرا كارت هويتي ( آمايش ) از پشتوانه ملل متحد برخوردار است و اين سازمان معتبر بين المللي ( كميشنري عالي ملل متحد ) مي توانست از حقوق مهاجرين دفاع نمايد. اما در صورت بطلان اين كارت هيچ نهادي بين المللي نمي توانند از حقوق آنها دفاع نمايند وپرونده مهاجرين رسما بدست معاون رييس جمهور پيچيده شده است .زيرا دولت افغانستان خود ( باامضاء اين سند خيانت ) دست اتباعش را كوتاه كرده و زمينه اخراج آنها را از ايران مهيا ساخته است . حال سوال اينجاست با اينكه كريم خليلي در سخنرانيش بارها صحبت از موجوديت نه ملييون انسان زير خط فقر و بي خانمان در كشور ميكرد ، با چه منطق سياسي و انساني اين موضوع را تحلييل مي كند ؟ اگر واقعا از راه دلسوزي اين سند خيانت را امضاء كرده است ؛ اين ساده لوحي بزرك است . مگر حكومت ايران به كدام تفاهم نامه اش با افغانستان تا كنون عمل كرده است كه به اين عمل كند . اين حكومت بعد از جمع آوري كارت ها( كارت آمايش ) به راحتي ميگويد : معذرت ميخواهيم ما ديگر كارگر خارجي آنهم از نوع افغانستاني لازم نداريم ؛

همچنان معاون رييس جمهور دو روز پيش در كابينه ضمن اراء گزارش خود از سفر به ايران با افتخار گفت :« جانب ايران از تاريخ عقد تفاهم نامه دست از اخراج اجباري مهاجرين فاقد مدارك بر خواهد داشت و تا فصل گرما تعهد داده است كه از اخراج اجباري مهاجرين فاقد مدرك دست بردارد » . اين درحاليست كه در اين روزها صدها تن از مهاجرين فاقد مدارك از شهرهاي اصفهان و شيراز به زور جمع آوري و زير شكنجه از مرزهاي دوغارون زرنج اخراج مي شوند .

بالآخره گپ وسخن از متن سفر كريم خليلي در حاشيه آن زياد است . برخي ناظرين امور سفر خليلي را در تهران بيعت مجدد و معذرت خواستن وي از رهبران ايران ميدانند . زيرا او كه خودرا آغاز گر فصل جديد سياسي ميان جامعه هزاره با جامعه غرب ميدانيست تيرش به سنگ خورده اكنون براي بقا بر گرده جامعه هزاره از رهبران ايران كمك ميجويد . اين طيف از تحليلگران معتقدند ، وي نتوانيسته كوچكترين اعتمادي غربيها را نسبت به خود بدست آورد زيرا غربيها بخوبي آگاهند خليلي نه توانايي رهبري جامعه هزاره را دارد و نه دست از حكومت ايران بر ميدارد .

برخي تحليلگران سفر اقاي خليلي را در راستاي پيمان شانگهاي قابل بررسي دانسته ميگويند ، خليلي به دستور رييس جمهور كرزي و جلب حمايت ايران از او در انتخباتات رياست جمهوري افغانستان در ايران سفر كرده است . زيرا موضع گيري هاي اخير رييس جمهور كرزي در برابر نيروهاي آمريكا نشان ميدهد كه وي از موضع گيري باراك اوباما بشدت خشمگين ومايوس بوده در صدد همپيمانان جديد مانند پيمان شانگهاي است و ايران يكي از اعضاء برجسته آن پيمان به شمار مي آيد . اين طيف از تحليل گران باور دارند ، خليلي با خود بسته پيشنهادي رييس جمهور كرزي را به ايران برده كه در آن از ايران خواسته شده است در پيمان شانگهاي از او حمايت كند . از جانب ديگر از رهبران ايران خواسته شده است كه در مورد حمايت بي حد و حصرخود از جبهه ملي ( فراكسيون مخالف رييس جمهور كرزي ) ، تجديد نظر نمايد .

برخي تحليلگران سفر كريم خليلي را در راستاي حمايت رهبران ايران از خود عنوان كرده مي نويسند ، كريم خليلي كه در انتخابات آينده خود را در تيم رييس جمهور كرزي نمي بيند ، تلاش ميكند در ميان رهبران هزاره گوي سبقت را بروبايد زيرا او از ميان رهبران درون قومي ( جامعه هزاره ) كه بيشتر شان مورد حمايت ايران هستند ، اين بار خود ميخواهد چانسش را به آزمايش بگيرد .بنا بر اين از رهبران ايران خواسته است در ميان رهبران جامعه هزاره و شيعه از او حمايت اقتصادي وسياسي نمايد . همزمان با سفر كريم خليلي، محمد اكبري و سيد حسين عالمي بلخي دو تن از رهبران جامعه تشيع و عضو پارلمان افغانستان نيز در ايران به سر مي برند.

به هر حال دليل هرچه باشد سفر وي در ايران براي جامعه هزاره پيام هاي زيادي داشته است . اول اينكه بصورت واضح نشان داد كه خليلي به هيچ يك از گفته هاي خود صادق نيست . زيرا او كه تا ديروز صحبت از فصل جديد سياسي و صفحه نو در روابط خارجي جامعه هزاره ميكرد جز فريب ودروغ چيزي بيش نبوده است زيرا نه او آغاز گر فصل جديد سياسي براي هزاره شده مي تواند و نه تواناي خلق صفحه جديد سياسي در روابط خارجي هزاره ها را دارد . اين سفر نشان داد كه كريم خليلي تا چه اندازه به جامعه هزاره وفا دار بوده و تا چه حد روابطش با ايران استوار است . استقبال بي نظير از وي توسط مقامات ايران در تهران و شهر هاي قم ومشهد نشانگر اين واقعيت است ، او هرگز از ايران نبريده و هنوز هم حلقه اسارت ايران را بگردن دارد . هنوز هم شيخ واعظي و سيد انور علا رحمتي هستند كه گرداننده اصلي او به شما ر مي آيند .

دوم ، خليلي با امضاء توافق نامه با جانب ايرانيش تاريخ گذشته جامعه هزاره را لكه دار ساخت زيرا تا كنون هيچ يك از رهبران هزاره پاي اينگونه اسناد كه از آن بوي خيانت ملي به مشام برسد ، امضاءنكرده و گذشته هزاره ها از اينگونه خيانت هاي ملي صاف و پاك بوده است . اسناد تاريخي افغانستان نشان مي دهند . در آخرين سخن عملكرد كريم خليلي و شيوه رفتارش در اين اواخر خصوصا در سفر به تهران جامعه هزاره را شوكه ساخت . در باميان مردم سوال ميكنند ، ما كدام خليلي را باور كنيم . خليلي باميان كه صحبت از صفحه جديد سياسی جامعه هزاره با جامعه غرب ميكرد يا خليلي تهران را كه پيمان استراتژيك با حكومت ايران بسته است؟




احتمال انتقال آتش جنگ به شمال

Nach oben 05.01.2009 فارسی رو

فارسی رو : در پي بالاتر رفتن گراف دوباره خطر در مسير كوهستاني خيبر به سوي گذرگاه مرزي تورخم، كاروان هاي تداركاتي نيروهاي ناتو- امريكايي كه ازين مسير مي گذرند، بار ديگر با چالش نا امني و ربودن لاري هاي پر از مواد لوژستيكي و تخنيكي، رو به رو شده اند. اساسا اين پرسش مطرح است كه با وصف واريزي پول و منافع به جيب پاكستان، چرا اين مسير تاريخي، براي كاروان هاي امريكايي- ناتو به يك خطر زنده مبدل شده است؟ با توجه به سرشت حاكمان در پاكستان و منافع سرشاري كه در بدل عبور بدون موانع ومزاحمت كاروان هاي خارجي نصيب حكومت و مردم آن كشور مي شود، مي توان اين طور نتيجه گرفت كه ايجاد خوف و خطر در مسير خيبر به سوي ننگرهار، عوامل ديگري غير ازحكومت پاكستان مي توانند نقش داشته باشند. يعني پاكستان به اصطلاح عوام هرگز نمي خواهد « به روزي خود لگد بزند.

حدس زده مي شود كه نيروهاي امريكايي سرانجام تصميم گرفته اند كه راه اصلي انتقال تداركات به ميدان هاي جنگ درافغانستان را از مسير كراچي – تورخم تغيير داده و ازين پس به سوي راه روسيه – آسياي ميانه دور بدهند. اين اقدام درقدم اول، پاكستان را از لحاظ اقتصادي و سياسي كم اهميت مي سازد وحتي ممكن است مناطق مرزي آن كشور با افغانستان به مراكز يك جنگ مرموز ودوام دار مبدل شوند وبحران انساني وامنيتي درين منطقه به شدت افزايش يابد. اين چيزيست كه انگليس و پاكستان با آن مخالف اند ونفوذ استراتيژيك انگليس در منقطه و هستي پاكستان را تهديد مي كند. پس احتمال وجود دارد كه اين دو كشور به سختي كوشش خواهند كرد كه خطر و بي نظمي را در امر انتقال تداركات از مسير روسيه – آسياي ميانه به سوي افغانستان با كشانيدن جنگ طالبان به سوي شمال افغانستان ( مسيرجديد تداركات امريكا- ناتو) شايع كنند.

عرصه كالا هاي توليدي انگليس در سراسر اروپا گسترده است. اما محصولات چيني در اروپا چندان چشمگيرنيست؛ درعوض، بازار هاي امريكا را انباشته است. انگليس سعي دارد با گسترش حضور اقتصادي چين به كمك پاكستان، هم موضع استراتيژيك پاكستان را به نفع خود درمنطقه تضمين كند و از سوي ديگر، زمينه را براي يورش كالايي چين به سوي آسياي ميانه وافغانستان وايران مساعد كند. اين ممكن است يك توافق نانوشت ميان انگليس وچين باشد. در بدل اين سياست استراتيژيك، انگليس ها از چين، مبالغ بزرگي را به عنوان كميشن دلالي به جيب مي ريزند. حفظ بازار هاي با ثبات از لاهور تا مانچستر، قابل درك است. مثلا درافغانستان، صنعت مرگبار كشت خشخاش و توليد مواد مخدر به عنوان اقتصاد مسلط حفظ مي شود اما پاكستان به عنوان توليد كننده بزرگ گندم درمنطقه عرض اندام كرده است. اساسا شرايط جوي و آب وهواي پاكستان براي پرورش كشتزار هاي خشخاش بسيار مساعد است و اين كشور به علت داشتن هواي وفضاي مناسب و حاصل برداري چهار فصل، براي كشت خشخاش يك مكان طبيعي است. تسخير بازار هاي مصرفي منطقه همچنان زمينه رابراي عرضه فراگير وبدون موانع كالا هاي بي كيفيت انگليسي و پاكستاني فراهم مي كند.

گذشته ازين، براي تاجران افغان كه محصولات مختلفي را از طريق بندر كراچي پاكستان به سوي افغانستان مي رسانند، از ده ها سال به اين سو، موانع ومزاحمت هاي دست وپاگير وضع شده است. اما براي محصولات چيني از پاكستان به سوي افغانستان وايران هيچ مانعي وجود نداردو محصولات چيني حتي يك بار هم در گرفتن بازار هاي منطقه با مزاحمت وكارشكني از سوي پاكستان رو به رو نشده اند. درين حال، تغيير عبور كاروان هاي كالايي غرب از مسير پاكستان به سوي افغانستان، پاكستان را درقدم اول، از عوايدمفت و بهترين كالا هاي با كيفيت غربي محروم مي سازد. اين تغيير شايد نوعي مانور جديد از سوي امريكا در رقابت هاي اقتصادي منطقه تلقي شود.

با توجه به اين وضع، مقابله بر سر بازارها و حفظ حضور قدرت ها در منطقه استراتيژيك افغانستان وارد مرحله جديدي شده است. دقيقا انگليس ها و حكام پاكستان واقف اند كه تغيير استراتيژيك عبور كاروان هاي غربي از مسير پاكستان به مسير روسيه، از روي سنجش ها وپاليسي هاي جديد صورت مي گيرد. پس مقابله با وضع كنوني، يك امرطبيعي است. اين مقابله از نحوه نصب سيستم حكومتي دركاخ ارگ كابل شروع مي شود و با رقابت هاي بين المللي در محور افغانستان ومنطقه گره مي خورد. هرچند مايه دقت است كه سازمان استخباراتي پاكستان و ارتش آن كشور به سختي سعي كرده اند تا از اجرايي شدن اين تغييرات جلوگيري كنند اما وضع درداخل پاكستان به گونه اي پيش آمد كه استخبارات وارتش پاكستان در بحبوحه بحران زعامت درآن كشور درطي يك سال اخير، موفق نشدند تا بر بي اعتمادي و سوء مديريت يكديگر فايق آيند. اين تصور وجود دارد كه مجموع جريان هايي كه از چندي به اين سو درزمينه چه گونه گي برخورد با پاكستان درمجامع بين المللي كار مي كنند،‌ به اين نتيجه رسيده اند كه پاكستان در بازي هاي بعدي بين المللي به حيث جزيره ثبات و آسيب ناپذير ديگر مطرح نيست و سمت فشار هاي جهاني از افغانستان به سوي پاكستان درحركت است.

گروهي به اين نظرند كه توجه امريكا وجرمني درتفاهم با روسيه به ولايات شمال افغانستان به خصوص ولايت كندز بيشتر شده است. انگليس و پاكستان از ايجاد يك پايگاه بسيار كليدي امريكا در سمت شمال نگران اند؛ زيرا اين مسير، روبه سوي تمامي ذخاير انرژي آسياي ميانه دارد وبازار دست ناخورده تركمنستان وحوزه قفقاز را در تيررس خود دارد.




چه کسی نامزد اپوزیسیون ( جبهه ملی ) در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان خواهد بود؟

Nach oben 05.01.2009 فارسی رو

اپوزیسیون افغانستان در ماه های اکتوبر – نوامبر، مانند گذشته ، به خاطر یافتن متحدین سیاسی هم در داخل کشور و هم در خارج از ان نگران بود. برهان الدین ربانی رهبر جبهه ملی افغانستان در نیمه اول اکتوبر از تهران دیدن نمود و در انجا با عده از شخصیت های رسمی ایران ملاقات های انجام داد. به احتمال زیاد ، رهبر جبهه ملی افغانستان سعی میکند حمایت جانب ایران را در استانه انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان بدست اورد.

تحلیل گران پیشبینی میکنند ، که بعد از آغاز کمپین تبلیغاتی انگلیسها در باره مذاکرات با طالبان در مکه مکرمه ، تهران ، ظاهرآ ، در باره تغیر مشی خود فیصله نموده است. در عین حال اکثر کارشناسان ایرانی ، و همچنان ، عده از شخصیت های سیاسی جمهوری اسلامی نسبت به شرکت احتمالی عربستان سعودی در حل بحران افغانستان برخورد مثبت نموده اند.

یک ماه بعد ، در نیمه اول ماه نوامبر ، برهان الدین ربانی اعلامیه پرسروصدا ( شخصآ ، نه از طریق نماینده خود سنگچارکی ، طبق معمول ) درین باره ، که جبهه ملی در اینده نزدیک کاندید خود را برای مقام ریاست جمهوری تعین خواهد کرد ، صادر نمود. قابل تذکر است ، که اقای ربانی مدت یک سال میشود ، که وعده تعین کاندید ایتلاف را در "اینده نزدیک" میدهد. گفتنی است، که نشست مطبوعاتی رهبر جبهه ملی درست بعداز آن صورت گرفت، که عده ای از رسانه های افغانستان از ملاقات رئیس جمهور حامد کرزی با یکی از سران جبهه جنرال دوستم یاد اوری نموده بودند. به این ترتیب، اگر ملاقات کرزی با دوستم میتوانست از موجودیت اختلاف در بین سران جبهه ملی حکایت کند، نشست ربانی با خبرنگاران و اظهارات وی در مورد نامزد واحد، هدف برعکس داشت.

برخی تحلیل گران به این عقیده تمایل دارند ، که پروفیسور ربانی از نامزد تحت حمایت امریکا – علی احمد جلالی – در بدل کسب مقام معاونیت ریاست جمهوری برای "نفر خود" حمایت خواهد کرد. قرار برخی معلومات ، جلالی قرارگاه غیر رسمی انتخاباتی خود را در خانه یکی از رهبران جبهه ملی در کابل مستقر ساخت&#