افغان جرمن آنلاین  
ÎÈÑæäå

 

+++ كريم خليلی و امضای سند خيانت در تهران
+++ کارتون هفته
+++ پاکستاني چارواکي وايي دطالبانو دمشر ملا عمر پخوانئ وياند محمد ياسر يي نيولئ دئ
+++ په 2009 کال کي به هم دافغانستان کشاله دوام وکړي
+++ معاون قوماندان آيساف : امنيت افغانستان آنقدرها که گفته مي شود خراب نشده است
+++ بیشترین موارد شکایت از سوى زنان را فرار از منزل و تجاوزات جنسی تشکیل میدهد


كريم خليلی و امضای سند خيانت در تهران
ما كدام خليلي را باور كنيم . خليلي باميان كه صحبت از صفحه جديد سياسی جامعه هزاره با جامعه غرب ميكرد يا خليلي تهران را كه پيمان استراتژيك با حكومت ايران بسته است؟

Nach oben 04.01.2009 کابل پرس - فرهاد بامی

خلليي باميان

همزمان با سقوط حاكميت طالبان در كابل صفحات شمال و حوزه جنوب غرب ، باميان بعنوان يكي از زون هاي مهم افغانستان در مركز نيز مطرح گرديد كه از اسارت طالبان رها شد . اين ولايت مانند مزار شريف و مناطق شمالي شاهد فجايع درناك،نسل كشي ها وجنايت آشكار عليه بشريت توسط طالبان بود . علاوه بر آن قلب تپنده خود « مجسمه هاي ارزشمند بودا» يكي از ميراث هاي نامدار فرهنگي سازمان يونيسكو وجهان را از دست داده و بشدت مجروح وزخم دار بود . دركنار آن هزاران خانوار بي خانمان ، داغدار وعزادار شدند . يكاولنگ ، شيبرتو ، قرغنه تو ، شيدان ومركز باميان از جمله مناطقي بودند كه بكلي در آتش خشم وجهل سپاه طالبان سوختند واين مناطق توسط ملا غني وعبيد الله آخوند وزير دفاع طالبان بعنوان سر زمين سوخته و مفتوح العنوه اعلام شد.

در روزهاي اول سقوط حاكميت طالبان ، باميان بعنوان مركز اقتدار هزاره ها و يك طرف معادلات سياسي كشور مورد توجه دنيا قرار گرفت و انتظار مي رفت اين شهر به سوگ نشسته وداغدار بزودي تحت زعامت رهبر و پيشواي خود « كريم خليلي» ؛ كه آن روزها ژست مرد پيروز ميدان نبرد با تروريزم را ميگرفت باز سازي ومردم داغدارش لباس غزا را از تن مجروح وخسته خود بيرون خواهند كشيد ؛ با تحولي كه در افغانستان رونما گرديد و جامعه جهاني به رهبري ايالات متحده آمريكا طرح حكومت پس از طالبان را در « بن » پايه ريزي كردند ، آقاي خليلي بعنوان يكي از چهره ها و شخصيت هاي جهادي نيز در يك چرخش صدو هشتاد درجه ي ، از باقي رهبران جهادي فاصله گرفت. او در ملاقات هايش با دیپلمات هاي خارجي كه آن روزها در باميان سفرهاي زيادي انجام ميدادند ، صحبت از فصل جديد سياسي در صفحه ننگين افغانستان كرده با افتخار ميگفت ، ديگر هزاره از اسارت تاريخي و آيديالوژيكي حكومت ايران رها گرديده داراي دوستان و همپيمانان جديدي شده است . اين سخنان تا حدودي براي عامه مردم قابل درك وفهم بود زيرا وي در چندين نوبت از ملاقات با نمايندگان وزارت خارجه ايران در باميان امتناع نموده و حتي اجازه ورود آنها را در آن شهر نداد.

وي در مصاحبه هايش با رسانه هاي خارجي بار ها از حكومت ايران بعنواني حامياني شوراي نظار و جمعيت اسلامي ياد ميكرد كه سال هاي سال با حزب تحت رهبريش ( حزب وحدت ) در همين ولايت جنگيده بودند. او از همه پيشگام تر و هوشيارانه تر با صراحت لهجه اعلام كرد ، جامعه هزاره با محوريت باميان همسو با جامعه جهاني فصل جديدي را آغاز كرده است . او هميشه از « فصل جديد » ، در روابط سياسي و واجتماعي مردم هزاره به افتخار ياد ميكرد و خود را بعنوان آغاز گر روابط جديد ميان جامعه هزاره و جامعه غرب بدور از مداخلات حكومت آيديالوژيكي ايران ميدانست .

خلليي كه آن روزها سخن از فصل نو و صفحه جديد سياسي براي هزاره هاي هميشه در بند ملا هاي آيديالوژيكي ايران مي زد ، توجه جوانان وشماري از تحصيل كردگان هزاره را به سمت خود بيش از پيش معطوف ساخت و از سوي آنها به عنوان موقف جديد سياسي رهبريي هزاره در پاليسيي ها و تعاملات با قضاياي جاري كشور تلقي گرديد ؛ و از او رهبر ي با درايت و مدريت سياسي ساخت . اين درحالي بود كه وي با زيركي تمام حلقه هاي عريان وابسته به ايران را نيز از هرم رهبري هزاره ها فرسنگها دور ساخت ؛ اين اقدام خليلي( دوري از حلقه هاي عريان وابسطه به حكومت آخوندي ايران ) بيش از پيش مورد توجه جامعه هزاره قرار گرفت . زيرا جامعه هزاره كه تجربه بيش از دو دهه جنگ را با خود دارد اكنون ميفهمد ، كه حكومت آخوندي و ايديالوژيكي ايران نه تنها بعنوان يك دوست و همپيمان آيديالوژيكي برايش مطرح نيست كه در بسياري از موارد بعنوان دشمن قسم خورده جامعه هزاره عمل كرده است .

جنگ سرنوشت ساز غرب كابل ميان عبدالعلي مزاري و احمد شاه مسعود بصورت واضح نشان داد كه حكومت آخوندي ايران نسبت به جامعه هزاره موضع خصمانه داشته و بالعكس با تمام قوت خود از احمد شاه مسعود حمايت كرد . در ان زمان آقاي خليلي بعنوان سخنگوي آقاي مزاري نيز هميشه از موضع حكومت ايران انتقاد ميكرد و ايران را بعنوان حامي اصلي احمد شاه مسعود و سياف ميشناخت . دوري عبدالعلي مزاري رهبر حزب وحدت بهترين پاليسي بود كه درتاريخ هزاره تاثير فراواني را برجاي گذاشت . پس از كشته شدن آقاي مزاري آقاي خليلي بعنوان جانشين او نيز اين پاليسي را ادامه داد و به همين دليل از سوي جامعه هزاره بگرمي استقبال شد ه و كسانيكه تا ديروز در كنار عبدالعليي مزاري مي جنگيدند در كنار آقاي خليلي استادند .

آقاي خليلي در يك اقدامي بي نظيرش باميان را بعنوان مركز اقتدار جامعه هزاره برگزيد و جنگ را با شوراي نظار از اين ولايت آغاز نمود و باميان در يك مقطع كوتاه بعنوان مركز اقتدار جامعه هزاره يك جانب مطرح معادلات سياسي افغانستان مطرح شد . خليلي در آغاز نيز موضع سرسختانه اي نسبت به ايران داشت تا آنجا كه از رفتن آقاي ابراهيمي نماينده ويژه خامنه اي در باميان با قوت تمام ممانعت كرد و اورا كه از مسير پنجاب (آن زمان در اختيار محمد اكبري مخالف سر سخت آقاي خليلي قرار داشت)كه ميخواست وارد يكاولنگ شود ، برگرداند . و بالآخره بعنوان مخالف پاليسي هاي حكومت فاشيستي ايران مطرح شد .

اما اين فصل جديد سياسي كه خليلي از آن سخن ميگفت ، عمري چنداني پيدا نكرد واين طفل تازه بدنيا آمده در همان آغاز كودكيش در آغوش شاهزاده گان وشريف زاده گان مذهبي خفه و جان باخت؛ حلقه هاي تعليمات ديده و حرفه اي دستگاه استخبارات ايران به راحتي رهبري جامعه هزاره را تسخير و خليلي را در آغوش اسارات بار باداران شان قرار دادند . حلقه هاي وابسته به حكومت آخوندي ايران باز هم رهبريي جامعه هزاره را هدف گرفتند. حضور ناگهاني سيد محمد سجادي ، سيد يزدان بخش هاشمي ، سيد انور علا رحمتي و... بدستور حكومت ايران آقاي خليلي را ديگر گون ساخته ودر اولين گام خود ، زمينه سفر آقاي خليلي را در تهران فراهم ساخت. بعد از سفر وي كنسولگري ايران بعنوان مركز كنترل كننده عوامل آن كشور در باميان افتتاح شد و باز هم نگون بختي هزاره تكرار شد . حلقه اسارت جامعه هزاره اين بار بصورت بسيار محكم تنگ تر كرديد . آقاي خليلي در يك سخنراني خود در مشهد درجمع هزاران نفر از مهاجرين تمام گفته هايش را فراموش كرد و از حكومت ايران بعنوان حكومت دوست وبرادر خود نام برد . در اين كه ميان خليلي و حكومت ايران چه گذشت بحث نميكنم ولي يك چيز هويدا شد كه ديگر خليلي تهران آن خليلي باميان كه علم مخالفت با حكومت ايران را بلند كرده بود ، نبوده و پاليسيش يكصدو هشتاد درجه تغيير كرد. تاريخ هزاره يك بار ديگر تكرار شد باز هم هزاره در دام اسارت حكومت فاشيستي ايران قرار گرفت.

پس از سيزده سال و بروز تحولات گوناگون در كشور باز هم خليلي بازيي ديگري را اغاز كرد . همين كه وي در كرسي معاونت رياست جمهوري ( سهم داده شده اجلاس بن به هزاره ها )با شعار هاي فريبنده و دلچسپ ( اكنون فصل جديد سياسي آغاز شده است )، تكيه زد اين بار نيز توجه بسياري از روشنفكران جامعه هزاره و حتي بيرون از جامعه هزاره را به سمت خود جلب نمود .او در حاليكه از يك ائتلاف با جبهه متحد خارج شده ودر كنار كرزي قرار گرفته بود ، شعار هايش را نيز تكرار نموده باز هم از صفحه جديد سياسي سخن گفت. اينگونه وانمود ميكرد كه ديگر بازگشت به سمت ايران وجود ندارد و هرگز سال هاي هفتاد وپنج را تكرار نخواهد كرد . باز هم در مصاحبه هاي خود با رسانه ها صحبت از خصومت حكومت ايران با جامعه هزاره ميكرد . كريم خليلي در يكي از مصاحبه هايش با هفته نامه مشاركت ارگان نشراتي حزبش اين بار پا را فرا تر گذاشته از روابط نزديك با حزب كار انگليس با حزب وحدت خبر داده و با اطمنان گفته بود ، جامعه هزاره اكنون دوستان جديد وهم پيمانان نو در جامعه غرب برايش دست وپا كرده است ؛ انگار سرنوشت « سزيفوارانه » جامعه هزاره هرگز تغيير نمي كند دريك چشم بهم زدن باز هم دلالان سياسي و حلقات وابسته به جمهوري اسلامي ايران اين بار از آستين شيخ يوسف واعظي و سيد انور اعلا رحمتي بيرون آمده هرم رهبريي هزاره را به محاصره گرفتند . ديگر خليلي آن خليلي باميان نيست وي يكصدوهشتاد درجه فرق كرده است . انگار وي اصلا باميان را نديده ونميشناسد . البته اين موضوع براي عامه مردم بسختي قابل درك است كه همه آنچه در باميان بعنوان فصل جديد سياسي ، دوستان جديد و صفحه نو از سوي كريم خليلي مطرح مي شد ، جزفريب و نيرنگ چيزي بيش نبوده است. اين اصلاحات جديددر قالب ادبيات دلپذير وفريبنده او صرفا به منظور رسيدن وي به قدرت و حاج نبي( برادرش) به شهرك و پول مي تواند قابل تحليل باشد .

خليلي در تهران

هرچند در دو روز اول اقامت در تهران كريم خليلي بابي مهري زيادي احمدي نژاد رييس جمهور ايران مواجه شد اما ناگهان كريم خليلي وارد مطبوعات ايران شده بصورت بسيار گسترده ملاقات ها وديد بازديد هاي وي را با مقامات و مهاجرين افغنستاني مقيم ايران باز تاب دادند؛ او در سفر خود در مشهد كه توسط هواپيماي شخصيي احمدي نژاد رييس جمهور ايران ومحافظين وي صورت گرفت ، در جمع اندكي از مهاجرين صحبت از دست آورد هاي مهمش با مقامات ايران نمود . او از جمله دست آوردهايش را اعطای ويزاي كار در بدل بطلان كارت هويتي مهاجرين دانست كه خشم آنان را در پي داشت ؛ زيرا دولت ايران براي بطلان كارت هويتي مهاجرين افغانستاني سال هاي سال تلاش كرده بود كه هر بار با مخالفت كميشنري عالي ملل متحد در امور پناهندگان روبرو شده بود .

اين روزها مهاجرين افغانستاني مقيم ايران صحبت از اين مي كنند كه كريم خليلي در بدل اين خيانت بزرك و تاريخي ( بطلان كارت هويتي در بدل ويزا) چه امتيازاتي را به نفع شخصي خود بدست آورده است ؛ زيرا كارت هويتي ( آمايش ) از پشتوانه ملل متحد برخوردار است و اين سازمان معتبر بين المللي ( كميشنري عالي ملل متحد ) مي توانست از حقوق مهاجرين دفاع نمايد. اما در صورت بطلان اين كارت هيچ نهادي بين المللي نمي توانند از حقوق آنها دفاع نمايند وپرونده مهاجرين رسما بدست معاون رييس جمهور پيچيده شده است .زيرا دولت افغانستان خود ( باامضاء اين سند خيانت ) دست اتباعش را كوتاه كرده و زمينه اخراج آنها را از ايران مهيا ساخته است . حال سوال اينجاست با اينكه كريم خليلي در سخنرانيش بارها صحبت از موجوديت نه ملييون انسان زير خط فقر و بي خانمان در كشور ميكرد ، با چه منطق سياسي و انساني اين موضوع را تحلييل مي كند ؟ اگر واقعا از راه دلسوزي اين سند خيانت را امضاء كرده است ؛ اين ساده لوحي بزرك است . مگر حكومت ايران به كدام تفاهم نامه اش با افغانستان تا كنون عمل كرده است كه به اين عمل كند . اين حكومت بعد از جمع آوري كارت ها( كارت آمايش ) به راحتي ميگويد : معذرت ميخواهيم ما ديگر كارگر خارجي آنهم از نوع افغانستاني لازم نداريم ؛

همچنان معاون رييس جمهور دو روز پيش در كابينه ضمن اراء گزارش خود از سفر به ايران با افتخار گفت :« جانب ايران از تاريخ عقد تفاهم نامه دست از اخراج اجباري مهاجرين فاقد مدارك بر خواهد داشت و تا فصل گرما تعهد داده است كه از اخراج اجباري مهاجرين فاقد مدرك دست بردارد » . اين درحاليست كه در اين روزها صدها تن از مهاجرين فاقد مدارك از شهرهاي اصفهان و شيراز به زور جمع آوري و زير شكنجه از مرزهاي دوغارون زرنج اخراج مي شوند .

بالآخره گپ وسخن از متن سفر كريم خليلي در حاشيه آن زياد است . برخي ناظرين امور سفر خليلي را در تهران بيعت مجدد و معذرت خواستن وي از رهبران ايران ميدانند . زيرا او كه خودرا آغاز گر فصل جديد سياسي ميان جامعه هزاره با جامعه غرب ميدانيست تيرش به سنگ خورده اكنون براي بقا بر گرده جامعه هزاره از رهبران ايران كمك ميجويد . اين طيف از تحليلگران معتقدند ، وي نتوانيسته كوچكترين اعتمادي غربيها را نسبت به خود بدست آورد زيرا غربيها بخوبي آگاهند خليلي نه توانايي رهبري جامعه هزاره را دارد و نه دست از حكومت ايران بر ميدارد .

برخي تحليلگران سفر اقاي خليلي را در راستاي پيمان شانگهاي قابل بررسي دانسته ميگويند ، خليلي به دستور رييس جمهور كرزي و جلب حمايت ايران از او در انتخباتات رياست جمهوري افغانستان در ايران سفر كرده است . زيرا موضع گيري هاي اخير رييس جمهور كرزي در برابر نيروهاي آمريكا نشان ميدهد كه وي از موضع گيري باراك اوباما بشدت خشمگين ومايوس بوده در صدد همپيمانان جديد مانند پيمان شانگهاي است و ايران يكي از اعضاء برجسته آن پيمان به شمار مي آيد . اين طيف از تحليل گران باور دارند ، خليلي با خود بسته پيشنهادي رييس جمهور كرزي را به ايران برده كه در آن از ايران خواسته شده است در پيمان شانگهاي از او حمايت كند . از جانب ديگر از رهبران ايران خواسته شده است كه در مورد حمايت بي حد و حصرخود از جبهه ملي ( فراكسيون مخالف رييس جمهور كرزي ) ، تجديد نظر نمايد .

برخي تحليلگران سفر كريم خليلي را در راستاي حمايت رهبران ايران از خود عنوان كرده مي نويسند ، كريم خليلي كه در انتخابات آينده خود را در تيم رييس جمهور كرزي نمي بيند ، تلاش ميكند در ميان رهبران هزاره گوي سبقت را بروبايد زيرا او از ميان رهبران درون قومي ( جامعه هزاره ) كه بيشتر شان مورد حمايت ايران هستند ، اين بار خود ميخواهد چانسش را به آزمايش بگيرد .بنا بر اين از رهبران ايران خواسته است در ميان رهبران جامعه هزاره و شيعه از او حمايت اقتصادي وسياسي نمايد . همزمان با سفر كريم خليلي، محمد اكبري و سيد حسين عالمي بلخي دو تن از رهبران جامعه تشيع و عضو پارلمان افغانستان نيز در ايران به سر مي برند.

به هر حال دليل هرچه باشد سفر وي در ايران براي جامعه هزاره پيام هاي زيادي داشته است . اول اينكه بصورت واضح نشان داد كه خليلي به هيچ يك از گفته هاي خود صادق نيست . زيرا او كه تا ديروز صحبت از فصل جديد سياسي و صفحه نو در روابط خارجي جامعه هزاره ميكرد جز فريب ودروغ چيزي بيش نبوده است زيرا نه او آغاز گر فصل جديد سياسي براي هزاره شده مي تواند و نه تواناي خلق صفحه جديد سياسي در روابط خارجي هزاره ها را دارد . اين سفر نشان داد كه كريم خليلي تا چه اندازه به جامعه هزاره وفا دار بوده و تا چه حد روابطش با ايران استوار است . استقبال بي نظير از وي توسط مقامات ايران در تهران و شهر هاي قم ومشهد نشانگر اين واقعيت است ، او هرگز از ايران نبريده و هنوز هم حلقه اسارت ايران را بگردن دارد . هنوز هم شيخ واعظي و سيد انور علا رحمتي هستند كه گرداننده اصلي او به شما ر مي آيند .

دوم ، خليلي با امضاء توافق نامه با جانب ايرانيش تاريخ گذشته جامعه هزاره را لكه دار ساخت زيرا تا كنون هيچ يك از رهبران هزاره پاي اينگونه اسناد كه از آن بوي خيانت ملي به مشام برسد ، امضاءنكرده و گذشته هزاره ها از اينگونه خيانت هاي ملي صاف و پاك بوده است . اسناد تاريخي افغانستان نشان مي دهند . در آخرين سخن عملكرد كريم خليلي و شيوه رفتارش در اين اواخر خصوصا در سفر به تهران جامعه هزاره را شوكه ساخت . در باميان مردم سوال ميكنند ، ما كدام خليلي را باور كنيم . خليلي باميان كه صحبت از صفحه جديد سياسی جامعه هزاره با جامعه غرب ميكرد يا خليلي تهران را كه پيمان استراتژيك با حكومت ايران بسته است؟




کارتون هفته

Nach oben 04.01.2009 افغان کارتون

بدون شرع




پاکستاني چارواکي وايي دطالبانو دمشر ملا عمر پخوانئ وياند محمد ياسر يي نيولئ دئ

Nach oben 04.01.2009 دآزادی رادیو

پاکستاني چارواکي وايي دطالبانو دمشر ملا عمر پخوانئ وياند محمد ياسر يي نيولئ دئ. ياسر په ٢٠٠٧ ميلادي کال کي دطالبانو له خوا دتښتول شوي ايټالوي خبريال دانيل ماسترو جيوکومو په بدل کي دافغانستان حکومت خوشي کړئ و. دپاکستان يو استخباراتي چارواکي چي دنامه له ښودلو يي ډډه کړي اسوشئتد پرس خبري آژانس ته ويلي استاد محمد ياسر په پيښور کي نيول شوئ. ياسر تر ٢٠٠٥ ميلادي کاله پوري دملا عمر وياند پاته شوئ و او په هماغه کال پاکستانيو چاروکو نيولئ و او افغانستان ته يي حواله کړئ و.




په 2009 کال کي به هم دافغانستان کشاله دوام وکړي

Nach oben 04.01.2009 دآلمان غږ

که دبيارغوني مرستندويان دي، که سياستوال او که پوځيان دي،هيڅ څوک دا ګومان نه کوي چي په 2009 ميلادي کال کي به په افغانستان کي حالات ښه سي.

په کابل کي دنړيوال سوله ساتي ځواک قوماندان جنرال Hans Lothar Domröse، دافغانستان دراتلونکو حالاتو په هکله وړاندوينه کوي او وايي: «طبعاً به وضع په ټوله هيواد کي لاناکراره سي. په اسطلاح دښه حالت راتلو ترمخه اول حالت بد ترکيږي.»

پداسي حال کي چي په افغانستان کي 65000 بهرني سرتيري په پوځي دندو بوخت دي، دطالبانو دريژيم د نسکورېدو څخه اوه کاله وروسته داسلامپاله جنګياليو پاڅون تر بل هر وخت اوس زور اخستی. په تېر مېلادي کال کي په افغانستان کي 270 بهرني سرتيري ووژل سول او تر 1000 زياتو اولسي وګړو خپل ژوند دلاسه ورکړی.

دامريکا دنوي ټاکل سوي اولسمشر باراک اوباما لپاره دبهرني سياست په ډګر کي افغانستان لومړيتوب لري. باراک اوباما، چي غواړي په افغانستان کي دامريکايي سرتيرو شمېر زیات کړي، په ټاکنو کي دبريا وروسته دافغانستان په هکله ويلي ول: «دترهګرۍ پر ضد جګړه په افغانستان کي پېل سوې وه او بايد بېرته په افغانستان کي پای ته ورسيږي.»

دغه نوي امريکايي سرتيري به په افغانستان کي دراتلونکو اولسمشرۍ دټاکنو دامنيت ساتلو دنده هم په غاړه ولري. ښايي طالبان کوښښ وکړي چي پدغه ټاکنو کي خلل رامنځ ته کړي تر څوپدې هکله داسي شکونه راوږېږوي چي ايا ټاکنو ډيمو کراټيک مشروعيت درلودی او که څنګه؟ داچي په افغانستان کي داولسمشرۍ په راتلونکو ټاکنو کي به امريکا داوسني اولسمشر حامد کرزي ملاتړ وکړي او که نه، لا نده څرګنده. دا پداسي حال کي ده چي دافغانستان اوسني اولسمشر حامد کرزي څو واره مخالفينو ته دخبرو اترو وړانديز کړی دی.

کرزي ويلي: «که ملا محمد عمر دافغانستان اساسي قانون ومني اوپه افغانستان کي دسولي او سوکالۍ دراوستلو لپاره ځان و خبرو اترو ته چمتو وښيي، نوزه به د هغه سره خبرو ته کښېنم.» که څه هم دتېر ميلادي کال په دوبي کي دځينو طالبانو سره خبري اتري تر سره سوې، خو دطالبانو مشر ملا محمد عمر د کال په پای کي په يوه پېغام کي وويل چي هغه به دافغان حکومت سره هيڅ خبري نه تر سره کوي. او نه يې هم کړي دي.

دامريکا لوی درستيز جنرال مايکل مولن هم پدې باور دی چي دافغانستان ستونزه يوازي د پوځي لاري نه سي هوارېدای. مولن وايي:«که موږ په افغانستان کي دحکومتدارۍ او بيارغوني په ډګر کي پرمختګ ونه کړو نو زموږ دسرتيرو زياتول به هم کمه فايده ونه کړي.» کمه خبره چي مولن کوي دا څه نوې خبره نده.خو دا خبره هم رښتيا ده چي په افغانستان کي دبيارغوني په ډګر کي نړيوالو کومي ستري برياوي نه دي تر لاسه کړي. په افغانستان کي دمخدره موادو توليد او راکړه ورکړه زياته سوې، بې قانوني او جرمونه زيات سوي او اداري فساد یوه طبعي خبره ګرځېدلې ده. دا پداسي حال کي ده چي د افغانستان په سلو کي اويا وګړي اوس هم په ورځ کي د دو ډالرو څخه په لږو پيسو ګذاره کوي.

په 2009 ميلادي کال کي افغانستان نه يوازي داچي يوې نوي پوځي تګلاري ته اړتيا لري، بلکي پرمختګ، اقتصادي خوشالي او دوګړو لپاره روزګار ته اړتيا لري. دغه يوازنۍ لاره ده چي ددې مخ ونيول سي چي نور زيات وګړي داورپکو په ډلو کي شامل سي. په افغانستان کي د امريکا د سرتيرو دزياتوالي په هکله دامريکا لوی درستيزجنرال Michael Glenn Mullen وايي:«زه دقيق نه سم ويلای.خو په مجموع کي به دشلو او دېرشو زرو په شاوخواکي دسرتيرو زياتوالی راځي.»

دجنرال مولن له خولې به امريکا تر 30000 پوري نور سرتيري افغانستان ته ليږي. که داسي وکړل سي نو دا به په افغانستان کي دامريکايي سرتيروشمېر دوه برابره کېدل وي.




معاون قوماندان آيساف : امنيت افغانستان آنقدرها که گفته مي شود خراب نشده است

Nach oben 04.01.2009 صدای آلمان

معاون قوماندان نيروهاي ناتو درافغانستان که با ارتش 50000 نفري اش عليه شورشيان مي جنگد، گفته است که وضع امنيتي در سال گذشته آنچنان که ادعا مي شود، خراب نشده است. بريد جنرال بريتانيايي جيم ديوتن، به پاسخ خبرنگاران در ويديويي که در انترنت انتشار يافته است، گفته است: چند "حمله چشمگير" که شورشيان در سال گذشته انجام دادند، اين نظریه را به وجود آورد که وضع امنيتي خراب گرديده است.

بنا به اظهار معاون آيساف وضع امنيتي در کابل بهتر گرديده است و تعداد حملات نسبت به سال 2007 " بسيار پايين تر" مي باشد. وي افزوده است، علي الرغم آنچه که ما گاهي مي شنويم، اشتراک مساعي همآهنگ شده بين شورشيان براي به محاصره کشيدن شهر کابل وجود ندارد. جنرال نامبرده اشارتي به ولسواليهاي باز پس گرفته شدهء موسي قلعه و گرمسير نمود که هر دوي آنها در ولايت هلمند قرار دارند.

جنرال جيم ديوتن، درعين زمان قبول کرده است که در برخي نقاط ديگر وضع امنيتي خرابترگرديده است. به ويژه در شاهراه هاي بزرگ، آزادي حرکات با موانع مواجه است. جنرال نامبرده افزوده است که البته از لحاظ امنيتي ما در موقعيتي نيستيم که دلخواه ما مي باشد، لاکن مي اين نظر را نيز رد مي کنم که وضع امنيتي به طور قابل ملاحظه اي خرابترشده است.

نيروهاي آيساف با نيروهاي ائتلاف تحت فرماندهي ايالات متحده امريکا همکاري نموده و درعين زمان به نيروهاي امنيتي افغانستان آموزش مي دهند تا عليه شورشيان بجنگند.

ديوتن، که قبلاً در عراق کار مي کرده است و از اواخر سال گذشته در افغانستان تقرر يافته است ميگويد: جنگجويان در سال گذشته به پيمانه زيادتري از تاکتيکهاي تروريستي استفاده کرده اند. مثلاً حملات انتحاري را بيشتر مورد استفاده قرارداده اند. درعين زمان آنها کوشيده اند "اهداف نرم" را مورد حمله قرار بدهند. به طور مثال آنها واحدهاي پليس را که در مقايسه با آيساف و اردوی ملي افغانستان کمتر محفوظ و کمتر مسلح اند، مورد حمله قرار داده اند.

ديوتن گفته است که در سال آينده با آمدن نيروهاي امريکايي بيشتر و شايدهم نيروهاي سايرکشورها ، ارتش افغانستان بيشترتقويت مي گردد. وي درعين زمان تاکيد کرده است که پايگاه هاي جنگجويان در مناطق مرزي پاکستان، هم براي نيروهاي افغانستان و هم براي نيروهاي بين المللي چلنج ها را به وجود مي آورند.

ديوتن در پايان افزوده است: با وجودي که با عمليات بزرگتر نيروهاي امنيتي پاکستاني عليه پناهگاه هاي شورشيان در مناطق مرزي اين کشور، اوضاع بهتر شده است، اما تا آنچه مطلوب هست، هنوزفاصله زيادي وجود دارد.




بیشترین موارد شکایت از سوى زنان را فرار از منزل و تجاوزات جنسی تشکیل میدهد

Nach oben 04.01.2009 سایت خبری وخت

کمیسیون مستقل حقوق بشر امروز در محفلی که به هدف دفاع از حقوق زنان و بالا بردن آگاهی مردم و کاهش خشونت علیه زنان در هوتل ستاره به راه انداخته شده بود اظهار داشت که طی سال روان حدود 2558 مورد شکایت از سوی زنان به این کمیسیون رسیده است.

سیما ثمر رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر ضمن ابراز مطلب فوق به رسانه ها گفت: (بیشترین موارد شکایت را قضایایی از قبیل فرار از منزل، خودسوزی، قتل و تجاوز جنسی تشکیل می دهد و به قضایای که به این کمیسیون راجع شده 147 مورد آن قضیه فرار از منزل میباشد.) وی هدف از تدویر این کنفرانس را آگاه ساختن خانواده ها و کاهش مشکلات در خانواده ها دانسته افزود: (گراف خشونت های خانواده گی به مقایسه سال های قبل در سالروان بالا رفته و موجودیت رسانه ها و کمیسیون باعث این شده که مردم حاضر به ثبت کردن شکایت خود درین کمیسیون شده اند.)

خانم ثمر افزود در حال حاضر مردم بسیار نسبت به گذشته آگاه گردیده اند و تمام قضایای خود را سریعا به حکومت می رسانند. وی همچنین در مورد غفلت در دادگاه های قضایی مبنی بر رسیدگی به دوسیه ها به خبرنگاران گفت: (غفلت و عدم کارایی سیستم عدلی دولت باعث شده تا مردم اکث&