Skip to main content

تحليل ها و پيام ها

Go Search
صفحه نخست
خبرونه
تحليل ها و پيام ها
آثار علمی و تحقیقی (حبیبه)
مرکز دیجیتال سازی کتب
قاموس کبیر افغانستان
  
افغان جرمن آنلاین > تحليل ها و پيام ها  

نظریات شما درمورد مطلب آتی:
  تبصرۀ شما در مورد مطالب نشر شده، سال 2015     نویسنده:  افغان جرمن آنلاین

 
اسم: سیدعبدالله کاظم   محل سکونت: کالیفورنیا    تاریخ: 31.12.2015

بدینوسیله حلول سال نو عیسوی را به همه دوستان و عزیزان قلم بدست و نیز خوانندگان گرامی این پورتال وزین و همه دست اندرکاران آن که بازحمات شباروزی خود این مرجع معلوماتی را فعال و مثل همیش پرمحتوا نگهداشته اند و از فیض آن تعداد کثیری از مردم بهره مند می شوند، تبریک و تهنیت گفته از خدای عز و جل برای ملت مظلوم افغانستان و همه هموطنان گرامی در هر جا که استند، و همه نویسندگان و خوانندگان این پورتال صحت، سلامت، سعادت و سال پر از خوشی و آرامی خواهانم ارادتمند همه عبدالله کاظم


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 31.12.2015

الله محمد سال نو را که دقایق چند وارد میدان می شود برای همهً دوستان این صفحهً به آرزوی سلامتی و خوشی شما عزیزان سال صلح آمیز در روی زمین آرزومند است.

از بارگاه ایزد متعال استدعاء دارم تا رحمت و بخشایش خود را بالای ملت غریب افغان انداخته و انرا از شر منافقان داخلی و خارجی با یک معجزه خلاص نموده که اساس اصلی نفاق هستند.

بر بام بر آمد آن بهار اقبال
تا ماه نوش کند ز چرخ استقبال

در کارگهً آب و گل شکل و مثال
ساریست فلک بیخبراز نقض و کمال

این کاسه و کوزه صنعت استاد است
جز گردش هیچ نیست در چرخ کلال

فیلسوف و عارف جاویدان بیدل


اسم: ډاکتر شفق   محل سکونت: ډنمارك    تاریخ: 31.12.2015

قدرمنوورونو او خویندو!
تاسو او ستاسو دکورنیوټولوغړوته د ۲۰۱۶ز، کال درارسیدوله کبله دزړه له کومی مبارکي وایم.
درنو دوستانو!
لکه چی ټول پوهیږۍ تیرکال زمونږ دوطن دخلکو لپاره دډیرومصیبتونو کال وو. ډیری وینی وبهیدی، دوطن ډیرشازلمیان شهیدان شول . ډیری مېندی بُوری، ډیری خوېندی کونډی او ډیر ماشومان یتیمان شول. دوطن دپرمختګ هیلی هغسی چی تمه ئي کیده پوره نه شوی. اوله بده مرغه وطن لا هم داورپه لمبوکی سوځي او خدای خبردې چی دا په وینو لړلی غمیزه به لا څومره دوام ولري .
ددی غمیزي علتونه ډیرزیات دی چی تاسی له مانه پری ښه پوهیږۍ اودټولویادول هغه دچاخبره په منو کاغذ غواړي ، خویو عمده علت ئي دافغانانو ترمنځ نفاق دي. که ټول افغانان اقلاً دعمومی ملی ګټوپه خاطر یوه خوله واي، اودخپلو شخصی، ګروهی، قومی اونورونارواء ګټو څخه ئي ملی ګټي نه قربانولې، باور وکړۍ چی ددنیاء په مخ به یو قدرت هم ددوی مخه نه وای نیولی .
راځۍ له یوه بهرنی نیك دوست (نریندرا مودي) څخه ئي زده کړو چی وائي :
(تاسې پښتون، ازبک، تاجک، هزاره، مسلمان او هندوان کېدای شئ خو تاسي وياړلي افغانان یاست چې د يو افغان ملت په حېث ژوند وکړئ)
او دخپلو مشرانو دا نصیحت هم مه هیروۍ چی ویل به ئي : (یابه یوکیږو، کنه ورکیږي).
نوراځۍ راتلونکې ۲۰۱۶ ز، کال د(ټولوافغانانودیووالي اوورورۍدټینگښت کال )ونوموو، اود زړه داخلاصه دوطن دلوړوګټو اودخپلو اولادونودښی راتلونکی په خاطر یوبل ته دوروۍ غیږه خلاصه کړو اوپه یوه خوله ، یوزړه اوټینگ عزم دخپل وطن دساتلو په سنگر کی ودریږي اودُښمنانو ته وښیوو چی ټول باتورافغانان دیوی خاوري، ګران وطن افغانستان اولادونه، اوددښمن په مقابل کی یوه خوله یو لاس اویوموټې دي، اوقسم خوړلی، شریر دښمنان ئی په خپلو شیطاني موخوکی هیڅکله نشي بریالی کیدلې.
۲۰۱۶ز، کال (دټولوافغانانودیووالي اوورورۍ دټینگښت کال ) دي ټولوته نیکمرغه وي !


اسم: داکتر خلیل الله قدیری   محل سکونت: بنُ آلمان    تاریخ: 31.12.2015

مضمون پرمحتوی و قابل مکث عمیق آقای محمد فقیر فقیر:
ٌده جان زدن شش قاته در جماعتی برگزیده
اگر اشرف غنی این مغز متفکر دوم دنیا و عبدالله یا سرسالارء سالاران تخریب افغانستان و تعدادی از نمایندگان پارلمان آقای کرزی یا رئیس جمهور پرتاب شده از طیاره در کابل تنها کلمۀ افغان را در تذکره های الکترونیکی بزودی نگذارند درج شود معنی آنرا دارد که آنها در خدمت بیگانگان اند و سد راه ملت سازی همه مردم افغانستان واحد اند.

با سلامهای زیاد به گردانندگان وبسایت افغان جرمن آنلاین


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 31.12.2015

جناب آقای استاد سید هاشمیان! سلام و عرض ادب دارم.
از اینکه بخاطر مریضی در شفاخانه بسر می برید، موجب نا راحتی و خفګان بنده و همه مخلصین شما ګردیده، اُمید واریم جناب عالی و همچنین همۀ اساتید و بزرګان منجمله آقای داکتر سید ع.کاظم صحت و سلامتی خویشرا باز یافته و هر چه زودتر به آغوش ګرم خانواده و پورتال زیبای افغان جرمن با نیرو و قدرت بیشتر دوباره تشریف فرما ګردید.
دُعای خیر همه هموطنان تان بدرقۀ زندګی آبرومندانۀ شما باد.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 31.12.2015

بعد از سلام و تشکری از داکتر صاحب کاظم!

آیا هندوستان اینقدر از وضع افغانستان بی خبر است یا خود را به در بی خبری می زند و یا با این حرف ها این باند را بالای مردم افغانستان که همه دشنام برایشان می فرستن آغا و بادار می سازد.

آغای نارندرا موندی صدراعظم هند می فرماید:

" سلام به رهبری رییس جمهور پیشین حامد کرزی صاحب! که کشور را به فراست و عزم خود از روزهای تاریک ناامیدی بیرون کشیده و بسوی آینده پر امید آورده است. احترام به رییس جمهور غنی و رییس اجرایی داکتر عبدالله که با کشور داری شان، که تنها یک میهن پرست بزرگ میتواند این را داشته باشد".

باقی مانده بیانیه این آدم مست از قدرت هم یک قسم معلوم می شود که توسط کدام افغان از درون ارگ نوشته شده باشد.

حرفی ننوشتم که دلی خون نشد انجا
از نامهً من در پر طاءوس خبر گیر


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 31.12.2015

ازهموطن دانسمند محترم جناب آقای عبدالحق فاریابی معذرت میخواهم که تا حال بسوالات شات پیرامون (فرهنگ زبان دری)جواب ارائه نتوانسته ام - درین رخصتی طویل من از ده روز به اینطرف در بستر قراردارم که آقای قیس کبیر وهمه کارکنان این پورتال از وضع من خبردارند-چهار روز از یک بابت بشفاخانه بودم - بابت دیگر که یک "وایروس" ساری است، درمنطقۀ ما بسیارمردم رارنج داده واثرات آن برمن کاملا زایل نشده است. همینکه بهتر شوم بخدمت میرسم - با عرض احترام - هاشمیان -30 دسامبر


اسم: فريدون سلام زاده   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.12.2015

موضوع اقای صديق فرهنگ، سيد قاسم رشتيا و محمد هاشم ميوندوال
آقای وطندوست در پورتال نوشته است: فکرمیکنم درین دو سال سر موضوغ آقای رشتیا و فرهنگ درین پورتال بحث ادامه دارد...
من در باره ادعای صديق فرهنگ نسبت به قوم میوندوال سوال دارم.

فرهنگ برادر سيد قاسم رشتيا وزير در وقت محمد ظاهرشاه بود و شيندم پسرکاکای داکتر صاحب سيد کاظم میباشد.
فرهنگ در خاطرات خود راجع به محمدهاشم ميوندوال چيزهای زياد نوشته است. مطلب نو اين است. فرهنگ در کتاب خاطرات خود در صفحه 385 نوشته: " ... ميوندوال هنگام برخورد با وکلای پشتوزبان خود را پشتون قلمداد نموده و جکومت قبلی داکتر يوسف خان را حکومت فارسی زبانان خوانده بود، اما در ملاقات با وکلای سمت شمال، با ايشان اظهار داشته بود که وی نسلا ازبک میباشد و پدرش از ترکستان روس به افغانستان هجرت نموده و چون در مقر سکونت اختيار کرده بود، خانواده اش زبان پشتو را آموخت و پشتوزبان شد...." اين موضوع در شورا افشا شد و ميوندوال رای خود را در شورا از دست داد. فرهنک در اين کتاب از بسياری افراد نام میگيرد که برای بدست اوردن اميازات، ملت خود راتعيير دادند و خود را پشتون گفتند از جمله از ببرک کارمل، داکتر عبدالظاهر صدراعظم سابق و ... نام میبرد. واقعيت مساله چيست؟ اتهام فرهنگ درست است؟


اسم: فريدون سلام زاده   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.12.2015

موضوع اقای صديق فرهنگ، سيد قاسم رشتيا و محمد هاشم ميوندوال
آقای وطندوست در پورتال نوشته است: فکرمیکنم درین دو سال سر موضوغ آقای رشتیا و فرهنگ درین پورتال بحث ادامه دارد...
من در باره ادعای صديق فرهنگ نسبت به قوم میوندوال سوال دارم.

فرهنگ برادر سيد قاسم رشتيا وزير در وقت محمد ظاهرشاه بود و شيندم پسرکاکای داکتر صاحب سيد کاظم میباشد.
فرهنگ در خاطرات خود راجع به محمدهاشم ميوندوال چيزهای زياد نوشته است. مطلب نو اين است. فرهنگ در کتاب خاطرات خود در صفحه 385 نوشته: " ... ميوندوال هنگام برخورد با وکلای پشتوزبان خود را پشتون قلمداد نموده و جکومت قبلی داکتر يوسف خان را حکومت فارسی زبانان خوانده بود، اما در ملاقات با وکلای سمت شمال، با ايشان اظهار داشته بود که وی نسلا ازبک میباشد و پدرش از ترکستان روس به افغانستان هجرت نموده و چون در مقر سکونت اختيار کرده بود، خانواده اش زبان پشتو را آموخت و پشتوزبان شد...." اين موضوع در شورا افشا شد و ميوندوال رای خود را در شورا از دست داد. فرهنک در اين کتاب از بسياری افراد نام میگيرد که برای بدست اوردن اميازات، ملت خود راتعيير دادند و خود را پشتون گفتند از جمله از ببرک کارمل، داکتر عبدالظاهر صدراعظم سابق و ... نام میبرد. واقعيت مساله چيست؟ اتهام فرهنگ درست است؟


اسم: هیواددوست   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 29.12.2015

دانشمند محترم آغای سیستانی !

اگر درمورد همین تجار افغانی معلومات بیشتر ارائه نماید ممنون میشویم .متاسفانه برای ترور شاه امان + غازی، پسر سقو، يکی از تاجران قندھاری را تطميع کرده بود تا با ھمکاری ھفت نفرقندھاری ديگر، شاه امان + غازی را به قتل برسا ند کاتب در ذيل وقايع ٢٦ حمل ١٣٠٨ مطابق
١٥ اپريل ١٩٢٩،مينويسد که سقو:« موسی خان قندھاری رئيس شرکت تجارت افغان وآلمان را با ھفت نفر ديگر از قندھاريان به قتل امان + خان برانگيخته و به مژده و نويد عطای زيادی ايشانرا تطميع ومامور کرد که او را ھک ٤ سازند.»


اسم: خلیل الله قدیری   محل سکونت: بنُ آلمان    تاریخ: 29.12.2015

مقاله دوست محترم سید عبدالله کاظم بتاریخ ۲۹ دسمبر ۲۰۱۵ میلادی تحت عنوان ٌشرحی در بارهء بیانیهء ببرک کارمل وتهاجم قوای شوروی و قتل امینٌ.

از معلومات در این مورد از جنابشان خیلی ممنونم.
سوالی که همیشه در این مورد هنوز هم دارم اینست که چرا تاحال از طرف به اصطلاح ٌمجاهدین راهء حقٌُ کرزی و اشرف غنی وعبدالله تاوان جنگ از روسیه یا میراث شوروی سابق از راهء بین المللی تقاضا نشده و نمیشود؟؟؟؟
با عرض حرمت.


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.12.2015

آخرین توضیح پیرامون افسانۀ سرمگسک هاشمیان و تدوین
فرهنگ دری موسوم به قاموس کبیر افغانستان

جناب محترم آقای فاریابی،

می خواهم، البته به اجازۀ شما، مطالبی را که در آخرین نوشتۀ تان مطرح نموده اید، به شکل اختصار و ذیلاً جواب عرض کنم:

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: هیواددوست   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 28.12.2015

محترم آقای رحمن !
فکرمیکنم درین دو سال سر موضوغ آقای رشتیا و فرهنگ درین پورتال بحث ادامه دارد و شما از آن بی خبر هستید.

زهر دادن رشتیا به میوندوال ، فرودش غیر قانونی پسته افغانی ب تاجر هنوستانی ، انتخاب وزرا به صدراعظم های دوره دیموکراسی ، رشوتخوری وی، اضافه نمودن ماده 24 در قانون اساسی و مشاور بودن فرهنگ با کارمل و متهم شدن امین فرهنگ به جاسوسی برای آلمان ، داشتن چندین دوسه در محاکم ، اینها توشته بنده نبوده قسمی ار خاطرات خودشان ودیگری توسط نویسندگان شناخته شده ،از همین پورتال نشر گردیداست.

کدام پرچمی ،خلقی و افراد گلبدین و شورای نظار محاکمه شده که اینها ها محاکمه گردد همه میگویند ما پاک هستیم با تمام جنایات شان.

نمیدانم چه چیز باعث رنجش خاطر شما قرار گرفته که در انتقاد شما قرار گرفتیم . یا شما هم کدام مناسبتی به آن دلسوزان کشور(!) دارید؟
لذا بهتر است موضوعات را درست دنبال کرده و بعد کسی را مورد انتقاد قرار دهید. با حوصله باشید


اسم: دوکتور غروال   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 28.12.2015

په افغانستان کښی حالت ورځ په ورځ نور هم بحرانی کیږی او مسلسل بیګناه خلک شهیدان کیږی دا فجایع خاتمه نه مومی داسی ښکاری چی افغانستان د همسایه ممالکو او امریکا ، روسيی ، غربی نړۍ او سعودی عربستان زهرناکو مسابقو کښی به قربانی شي إإإ

تر څو چی خرڅ شوی فاسد او قاتلان کمونستان ، تنظیمونه او خرڅ شوی فاسد مصنوعی دیموکراتان دامریکا او غربی نړۍ له خوا د خپلو زهرناکو اهدافو لپاره حمایه کیږی او پاکستان لکه د پخوا په شان د خرڅ شوو تنظیمونو رهبری او نمایندګی کوله او اوس د خرڅ شوو طالبانو رهبری او نمایندګی کوی او روسیه طالبانو د حمایه کیدو هڅی کوی نو افغانستان به ډیر ژر د بین المللی اهدافو لپاره قربانی شی إإإ ټول ملی افغانان دا خطرناکه حالت باید درک کړی او د افغانستان نجات لپاره په افغانستان او سراسر جهان کښی په صلح امیز شکل سره خپل اوازونه راپورته کړی تر څو چی افغانستان ملت د کاملله تباهی ختمه شی او د افغانستان تمامیت او استقلال وساتل شی او افغانستان کښی صلح او امنیت برقرارشي إإإ 


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 27.12.2015

محترم آغای سیستانی صاحب !

بعد از عرض سلام و احترام از اینکه ما را به همکاری مورخ محترم محروم کاتب صاحب در کوچه ها و پس کوچه های تاریخ زمان حبیب الله کلکانی با فجایح آن بردید و خواهید برد از زحمات تان تشکری می
کنم.

مسازید جنگ و مریزد خون
مباشید کس را به بد رهنمون

شهنامهً حکیم ابو القاسم فردوسی



اسم: رحمن   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 27.12.2015

محترم ښاغلی هیواددوست!
من به تمام هموطنانی که در این پورتال می نویسند بدون تبعیض و امتیاز احترام قایل استم. هر شخص نظر خود را باید مستقیم بنویسد. طوری که ابعاد نامعلوم قضیه روشن شود، دریچهٔ نظر خواهی هم همین مسٔله را دنبال می کند.
نظری را که محترم غلام حضرت نوشته بودند به جا و معقول بود.
شخص شما باید با دلایل محکم، ثابت شده جواب میدادید با قهر وغضب بعد از چند جملهٔ نامرتبط چنین نوشتید:
«به کسانیکه ماما و کاکایش متهم به زهر دادن آقای میوندال است و موصوفه صفخات این پورتال را بر وصف آن خائینین سیاه مینماید بی جواب خواهیم بود»
هیچ محکمهٔ تاحال آنها را خائین نه شناخته پس چنین پیشوند و پسوند در رسانه های اجتماعی قابل قبول نیست. باز اگر گیریم که آنها زهری به میواندوال خورانده باشد به خانم محترم ملالی نظام چه ارتباط دارد؟ جرم یک عمل شخصی است، کس دیگری نباید به آن جرم مجازات شود.
شما اگر اسناد، شواهد، شاهدانی به دسترس داشته باشید مستقیماً به نام و نشان آنها بنویسید.
اگر باز هم چنین نوشته های (ده در کجا و درختان در کجا) نوشته کنید، من از مسؤولین پورتال خواهشمندم تا از نشر آن جلو ګیری نمایند.
با عرض احترام
رحمن غور بندی


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 27.12.2015

متوجه نوشته ای محترم داوود مومند شدم ، راست بګویم من فقط و فقط برای لحظه ای خندیدن به این دریچه داخل میشوم و می بینم که قاضی صاحبان، مرده شویان، کفن دوزان و تابوت شکنان و تسلیخګران نه زنده را و نه شهید و مرده و مردار را آرام میمانند.
برادران و خواهران ګرامی بر من قهر نکنید، امروز مردم جهان به کجا رسیده و ما در چه حالتیم.نمیشود که صحبت های مفید و آموزنده سر داده شود تا از آن لذت برد؟ توهینات به کرامت انسانی، قلم و نویسندګی به کلتور بلند و غیره از حد ګذشته است. هر چند بار ها خواهشاتی صورت ګرفته که عفت را پاره ننمایی ولی به بعضی ګوش ها نمیرسد چنان که یکی از دوستان درین دریچه نوشته اس که .... خود صفت خویش ادا میکند و یا اینکه
با سیه روز چه سود ګفتن وعظ.... نرود میخ آهنین در سنګ
باز هم التجا مینمایم، عزیزان من که بیایید که یک ساز نو سر دهیم تا از آن خوشی ها نصیب ګردد. معذرتم را لطفا بپذیرید اګر جسارت کرده باشم.


اسم: بیکمراد تاش   محل سکونت: جوزجان    تاریخ: 27.12.2015

داکتر صاحب محمد عثمان تره کی ، داکتر صاحب کاظم،کاندید اکادمیسن سیستانی صاحب در مسایل تاریخی برای افغانستان فقیر اما عزیز ما از غنیمت های روزگار هستند و نوشته های شان برای نسل جوان و پیر دارای اهمیت خاص است. به تصویر کشیدن روز سیاه و ننگین 6 جدی در رویدادی که داکتر صاحب کاظم در 5 جدی در زندان پلچرخی شاهد آن بود، نه تنها خوشی زاید الوصف مردان پرچمی را از تجاوز روس ها بر حریم کشور ما برملا می کرد ؛ بلکه خوشی زنان پرچمی را نیز به نمایش می گذاشت و تشکر فراوان از افغان جرمن آنلاین که این روز سیاه را به سان سایر رویدادهای مثبت و منفی کشور فراموش نمی نماید و حتی مقالات نویسندگان افغان را از آرشیف برای تجدید خاطره ها دوباره آنلاین می کند.مضمون جالب دیگر از داکتر صاحب تره کی بود که به یکی از پیامدهای ننگین 6 جدی اشارت داشت و آن اینکه دشمن تاریخی افغانستان یعنی پاکستان در شرایطی که سخت در انزوای سیاسی قرار داشت به فرموده آن استاد دانشمند تاریخ و سیاست در صف مقدم « دفاع جهان آزاد» قرار گرفت. این حرف از منطق و صحت بالا برخوردار است و واقعا تجاوز شوروی به کشور ما ، جان تازه به پاکستان بخشید و آن کشور 30 سال ترقی کرد و ما 50 سال عقب افتادیم. اما آنچه من خویشتن را با آن استاد بزرگوار هم نظر نمی دانم مخالفت پنجابی ها با استقرار حکومت پشتون تبار در افغانستان است. اگرچه این اصطلاح « پشتون تبار و تاجیک تبار و ترک تبار و هزاره تبار» از هر حنجره ای که براید، ضربه زدن به نام نامی افغان است و چه جایی که آن را یک استاد تاریخ و سیاست بگوید، اما حقیقت این است که اگر سیاست پنجاب را تبار حکومت در کابل تعیین دارد، برای پنجاب و پاکستان یک حکومت پشتون تبار ( با معذرت که این اصطلاح استاد تره کی را استفاده می کنم) به صرفه است. به این دلیل که اگر در کابل هم حکومت پشتون تبار نباشد، پشتون های آن طرف خط دیورند که خویشتن را سال ها قناعت می دادند که همتباران ما در کابل حکومت دارند و حکومت کابل متکای معنوی آن ها است ، از آن محروم می شوند وشاید سبب قیام های پشتونی در پاکستان گردد، از همینرو پاکستان برای دفع این خطر تلاشش همین بوده است تا در کابل حکومت پشتون تبار ( باز هم با عرض معذرت قبلی) روی کار باشد. و استاد بهتر می دانند که گزینهء پنجاب برای حکومت در کابل انجنیر صاحب گلب الدین حکمتیار بود ؛ نه استادبرهان الدین ربانی و جنگ های کابل هم بعد از پیروزی مجاهدین از سال 1992 به بعد، جنگ کابل و پاکستان بود و پاکستان مستقیما از آن حمایت می کرد و به انجنیر صاحب حکمتیار همکاری های لوژیستکی می کرد و سپس ظالبان را که پشتون تبار خوانده می شوند ، خلق کرد و تا حکومت تاجیک تباران را سقوط نداد، پاکستان آرام ننشست. اگر پاکستان استاد برهان الدین ربانی یا قوماندان احمدشاه مسعود را می خواست ، عوض جنگ جلال آباد ، جنگ بدخشان را سازماندهی میکرد. زیرا هر آگاه به مسایل نظامی می داند که فاصله کابل به جلال آباد چقدر نزدیک است و اکمال نظامی جلال آباد با وجود یک قول اردو و فاصله نزدیک با قول اردوهای ولایات جنوبی، پیروزی برای پاکستان را دشوار می کرد ، اما در بدخشان با آن طبیعت کوهستانی اش و فاصله از کابل و همجواری اش با پنجشیر و فرخار و تمویل جنگ از طریق چترال که از دید دنیا هم مثل جلال آباد مکشوفتر نبود ، به آسانی می توانست بدخشان را تصرف کند و پیروزی که در آن دوران تصرف یک ولسوالی بود با تصرف ولایتی به مساحت چند برابرلبنان و اسرائیل و چند شیخ نشین دیگر، استاد ربانی و مسعود تاجک تبار را بر قله پیروزی می نشاند ؛ اما پاکستان ولایتی را انتخاب کرد که احزاب پشتون تبار در آن قدرتمند بودند و جمعیت و شرای نظار در آن یک قاری اسرار الله داشت و یک شهزاده مظلومیار. بناء با تحلیل استاد بزرگوار موافق نیستم و این تحلیل نشانه بارز قومی دارد نه اکادمیک؛ خصوصا وقتی که استاد در همین نوشته شان از سفر هیأت مجاهدی به مسکو یاد کرده وفرموده اند که اکثریت اعضای آن را اعضای جمعیت و شورای نظار تشکیل می داد. این رویاد اگرچه به به دهه اخیر قرن بیت ارتباط می گیرد ؛ اما آنقدر کهنه هم نشده است که استاد تره کی در مرود چیزی بگوید و ما بدون جستجو قبول کنیم. نام های هیأت که در همان زمان در مطبوعات برونمزی و رادیوها یادآوری گردید و مصاحبه هایی هم با اعضای هیأت صورت گرفت عبارت بودند از 1- استاد برهان الدین ربانی2- آیت الله العظمی محمد آصف محسنی 3- مولوی صاحب معظم محمد نبی محمدی 4- قاضی صاحب بزگوار محمد امین وقاد5- ارجمندی پیر صاحب سید حامد گیلانی 6- برادر حضرت صاحب حشمت الله مجددی7- حجت الاسلام مرتضوی 8- حجت الاسلام باقر9- حجت الاسلام و المسلمین سید هادی هادی. بناء استاد محترم که اکثریت آن هیأت را اعضای شورای نظار و جمعیت می گویند ، بفرمایند بگویند که اکثریت در نزدشان چه معنی دارد. فراومش نکنم که مسعود خلیلی هم به صفت ترجمان بود ، مگر ترجمان و تایپست را هم می توان عضو بلند پایه هیات دانست، به خاطر این از تایپیست یاد کردم که تایپستی که در چند سفر در در قرن بیست مرحوم سردار نعیم وزیر امورخارجه را به سازمان ملل همراهی نموده بود، در سوانح خود می نگاشت که عضو هیات عالرتبه ملل متحد به اسامبله عمومی شماره (؟) سازمان ملل متحد. خدا کند رد سخنان داکتر صاحب محمد عثمان تره کی ، از حد گذری به شمار نرود. من چنین فکر می کنم که گفتم.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 27.12.2015

بعد از عرض سلام به استاد محترم داکتر صاحب روستار تره کی!

از مضامین تحلیلی عالی تان مخصوصاٌ "کانفرانس ژنو و توطئه ضد صلح ائتلاف چپ و راست" باز هم مستفید شدیم خداوند (ج) عمر طویل برایتان بدهد.

من با این گفتار تان کاملاٌ هم نظر هستم که:" واقعیت اینست که تا زمانیکه مسئولین اینهمه جنایت پست های کلیدی فرماندهی در حکومت را بکمک خارجی دراختیار داشته باشند صلح ، همچنان یک آرزوی دور دست باقی خواهد ماند. فقط یک حکومت غیر وابسته که پروسه تشکیل آنرا ملل متحد نظارت نماید، میتواند روزنه صلح را از طریق . مذاکره با مخالفین باز کند.

نفس در سینه ام موجیست از بحر پریشانی
حبابم را لباس بحر تنگ آمد بعریانی

عالم عرفان بیدل


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 27.12.2015

برادر ارجمند محترم داود مومند،
مباحثات زیادی درین صفحات در مورد کار روایی های شخصیت های نیمۀ دوم قرن بیستم افغانستان مطرح گردید که البته نظریات مخالفین و موافقین در مورد آنان منتشر شده است، ولی چیزی که بیشترین موجبات تعجب و نا باوری را در زمینه فراهم نمود، همانا تعریف، تمجید و تأیید نظرات معدودی از نویسندگان از جانب اشخاص فاقد معلومات عمومی و آگاهی مستند تاریخی و نتیجتاً، عدم ارائۀ اسناد، مدارک و ثبوت شهادت مستدل، بوده که باید قناعت و رضایت مندی آن نویسندگان را فراهم ننماید. ولی عجبا که ده ها نوشتۀ این دریچه ها سند اند که طرفین «ممدوح و ستایشگر» با هم تبادل افکار نموده و به منزلۀ « تو مرا ملا بگو و من تر آخند» اصلاً به این باور نبوده اند که « بر زمینت میزند نادان دوست».
باری، بجا فرموده اید که افلاطون متفکر یونانی هزاران سال قبل رنج مدح خویش را از زبان نادانی بیان نموده که هزاران سال بعد از آنهم، فلسفۀ چنان عالی در منطق و مذهب خبرگان با انصاف خریدار دارد. این را هم ازین خواهر داشته باشید:« از سقراط حکیم یونانی سوال شد که ادب از کی آموختی؟ گفت از بی ادبان! آنچه را آنان پیشه کردند، من بر عکس اجراء نمودم».
با نا امیدی منهم در دعای خیر شما و برادر محترم آقای الله محمد سهم گرفته و «آمین» می گویم.
با عزت باشید.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 27.12.2015

آمین
یا رب العالمین

برسان خود را به داد جاهلین که من هم از آن مستثنا نیستم.

از کجا آیًنه با مردم موافق میشود
شخص را تمثال خود دام علایق میشود


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 27.12.2015

گریه افلاطون از ستایش جاهل
در اساطیر ماضیه رقم گردیده که شخصی به افلاطون ،فیلسوف یونان پیام آورد که فلان شخص در مورد علم ، فضیلت و حسنات تو سخن میگفت .
افلاطون با استماع این سخن زار زار بگریست ، مخبر از علت گریه فیلسوف جویا شد .
افلاطون در جواب گفت که چه خطا و اشتباهی از من سر زده که مورد ستایش و تحسین این شخص جاهل قرار گرفته است .
عبرت حاصله از حکایت فوق این است که ستایش جاهل و کژ اندیش مایه ای نگون ساری و افسردگی و تذلیل روح و روان آزادگان و صاحبان علم و معرفت و فضیلت است .
پروردگار عالم مردمان صاحب معرفت و فضیلت ما را از ستایش جهال و کژاندیشان در حفظ و امان خود داشته باشد .
آمین


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ایالات ویرجینیا امریکا    تاریخ: 26.12.2015

داود مومند!
خطاب کردن ( لیونی )به یک رهبر یک ریس جمهور به یک صدراعظم و بالاخیره به یک خدمتګار وطن دلالت به بی دانشی بی سویه ګی فرد میکند، نزد بنده موقف و منزلت ان فرد که این ګونه جفا در حق یک خدمتګار وطن میکند، عین موقف جنرال بابر پاکستانی دوشمن همیشګی افغانستان است. جنرال بابر هم مرحوم سردار محمد داوودخان را به عین جملات خطاب مینمود،
مومند ګله!
میدانم ګناه مرحوم سردار محمد داوودخان در این بود که وی یک عده تیل و تایر فروشان را از ماحول پوهنتون کابل مرکز اموزش و پرورش نسل اینده کشور رانده و به کیفر اعمال ناشایسته شان رساندند، این رانده شده ها در کوچها و بازار سرګردان مثل لوفرهای اینطرف و انطرف بی مسولیتانه ګاهی در این در و ګاهی در ان در سر میزدند.
من نظر بخواهش یک محترم ولامقام من که از من خواهش نمود تا در باره خودت چیزی نه نویسم ولی خودت مکررآ از چوکات ادب برامدید، و بچرندیات مثل سابق ادامه میدهید،
نمیدانم مشکل شما روانی است یا کهن سالګی. مومند جانه، انقدر که من فامیل اقای ناشر را میشناسم به هزارم حصه خودت انها را نمی شناسی، امدنم به امریکا به اثر تشویق و همکاری فامیل اقای غلام نبی خان ناشر سابق معاون مشرانو جرګه که بمن حیثیت کاکا دارد، بود.
مومند خانه! میدانم که اسدالله امین برادرزاده و داماد خفیظ الله امین که یک وقت سکرتر اقای سرور ناشر در شرکت سپین زر بود، اسدالله امین در زمان حکومت روایی حفیظ الله ریس ادار بدنام کام ( خاد ) مقرر وی قاتل هزارها هموطن است، اقای غلام سرور ناشر در موضوع سوختاندن ګدام پخته شرکت سپین زر که میلیونها دالر خساره به دولت رسید، زندانی ګردید، اقای ناشر یکی از معتمیدین بسیار نزدیک پادشاه سابق و حفیظ الله امین بود، موصوف بعد از کودتا ۷ ثور ۱۳۵۷ بدستور مستقیم حفیظ الله امین از حبس رها ګردید، وی در یک موضوع بزنس به حفیظ الله امین شریک بود، وقتیکه به جرمنی غرض فروش ان اشیا که حفیظ الله امین به وی داده بود امد، وی در انجا مسکن ګذین ګردید و یک مقدار پول حفظ الله امین را به امین مسترد نکرد. نمیدانم که هدف شما از طرح نمودن این ګونه مسایل که مایار چی کرده، من چی کردم و خودت چی کردی چی هدف داری، چی چیز را میخواهی بخور مردم بدهی. فکر میکنم به طرح کردن این ګونه مسایل یک عده بزرګان را شعوری بدنام میسازی، ای کاش یک فرد خوش نام در باره این افراد چیزی مینویشت تا وزن انها زیادتر میشد، نه یک شخص تیل و تیوپ فروش دولتی مدیر خدمات پوهنتون کابل. که سوابق شان مثل افتاب به دیګران روشن است،
یک شاعر چی خوب ګفتند.
مدیر د لوازم دی خدمت د ده لازم دی
یا وی په سینما کی یا وهی چیری چالدار
نوکر یم د بادار.
خوانندګان محترم!
محبس دهمزنګ در وقت نادرشاه تهداب ګذاری شده اینکه در انجا برای یک عده محبوسین بخاطر رفع احتیاجات انسانی جاهای محصوص ساخته شده بود کار خوبی بود، ان جاها در وقت صدارت هاشم خان شاه محمودخان که پدران یک عده بزرګواران امروز ما والیان انوقت ولایت کابل و مسولین درجه یک ان محبس بودند در انوقت نیز عینی حال و احوال بود، این خیمه های و اوطاق های خورد تنها در در زمان ریاست جمهوری شهید داودخان در ان محبس ساخته و نصب نشده بود بلکه تاریخچه ان به سابق میکشاند،چرا این بزرګواران که امروز ادعا و شکایت از ان اوطاقها دارد چرا در ان وقت که خودشان و اعضای فامیل شان در قدرت بودند به این موضوع به اصطلاح انها غیر انسانی ؟ برخورد انسانی نکرد و متوجه این نقیصه نشدند، راست ګفتند : کور خود بینا مردم.

چا غوږ کښی راته وویل چی جانان مه یاده وه
د سرو شونډ د پاسه سور پیزوان مه یاده وه.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 26.12.2015

محترم آقای قیس کبیر مدیر مسؤول افغان جرمن آنلاین،
بعد از عرض احترام، ممنون که جواب ایمیل مرا مبنی بر حذف مضامین سالهای متمادی تقبیح اشغال مادر وطن در سالگرۀ منحوس 6 جدی، «ظاهراً» بصورت مختصر در دریچه ابراز نمودید. باور بفرمایید که این قلم بر حسب عادت عمری به اصول، مقررات، پرنسیپ و پالیسی نشراتی هر تشکیلی، سخت پابندم. اینکه مضامین منتشرۀ این شاگرد در افغان جرمن، منحیث یک مؤسسۀ نشراتی دارای یک پالیسی آشکارا، در حقیقت ملکیت آن تشکیل محسوب میگردد، هیچ جای شکی نیست. ولی پالیسی منتشرۀ افغان جرمن که دارای مواد و قواعد نشراتی می باشد و کاملاً بدسترس همگان در خود وبسایت قرار داشته است، یقین بیخبری و اغماز از هر مادۀ آن، مثل بیخبری از قانون معذرت شناخته نمی شود. روی این ملحوظ چگونه خود اولیای افغان جرمن، اقلاً از یکسال به اینطرف روی بعضی از مواد بسیار مهم نشراتی که با آبرو و شرف نویسندگان پورتال و حتی حریم خانوادگی آنان سرو کار دارد، پا گذاشته و مقررات تعیین و نشر شدۀ خود را تخریب و معدوم مینمایند؟!
با استناد به نوشته های دریچه ها و حتی بعضی مقالات و با در نظر داشت آزادی فکر و بیان، میتوان بر بیشمار موضوعات انگشت گذاشت که عفت قلم، کرامت والای انسانی و اخلاق مطبوعاتی به حوالۀ الفاظ و دشنام های رکیک و تهمت های غیر اخلاقی بدون اثبات به تعداد زیادی از نویسندگان، سخت اغماض، پامال و تخریب گردیده است.
اینک برعلاوۀ انتشار قسمتی از پالیسی نشراتی بصورت فیتۀ متحرک بر بالای صفحات دریچه ها، در خود متن روش نشراتی افغان جرمن هم، در حدود یک و نیم دهه در مادۀ پنجم، قسمت 1 چنین میخوانیم:
((پنجم- 1- پورتال افغان جرمن آنلاین خود را به اصول نشراتی قبول شدۀ جهانی پابند می داند. به این اساس حق آزادی بیان، اندیشه و عقیده و افکار نزد ما سرحدی را نمی شناسد. این مرزها اگر مشخص شوند، حفظ کرامت و حیثیت دیگران، احترام به انسان و شرف انسانی، ممانعت از تعرض به دیگران، ممانعت از نشرات خلاف آداب و اخلاق انسانی و افغانی، کثرت گرائی، رعایت حرمت به عقاید دینی، و احترام به دگراندیشی و رعایت آن می باشد. ما به تنوع اندیشه ها و افکار معتقد هستیم و به این باوریم که دسترسی به افکار متنوع می تواند جوانب مثبت و منفی همه اندیشه ها را به آسانی فراهم بسازد.))
حال وقتی خود پورتال چنین یک ماد ل مهمی را که بر احترام به کرامت والای انسانی در مجموع، استوار است و با اصول نشراتی قبول شدۀ جهانی«جزئی از مواد اعلامیۀ ارزشمند حقوق بشر» را علی الرغم هوشدار نویسندگان و اعتراضات آنان به خاطر پامال چنین اصولی، اغماض ابدی نموده و بنام آزادی های بیان «؟!» شرف نویسنده و خواننده و مربوطین آنان را به لیلام میگذارد، پس شایسه است که قلم بدستی چون من هم با سابقۀ طولانی بیشتر از 13 سال، ادعا نماید که مضامین نشر شده « 5 مضمون» به ارتباط 6 جدی را از صفحات افغان جرمن بر دارید. ولی شاید سوال شود که چرا چنین تصمیمی از جانب اینقلم اتخاذ شده است:

1- چند ماه قبل یکی از نویسندگان بظاهر محقق وبسایت در صفحۀ تبصره ها اعلام نمود که با موجودیت بیشتر از 200 نوشتۀ این قلم در آرشیف افغان جرمن«بیشتر مبارزات برای حقوق بشر، حقوق زن افغان و تقبیح و افشاء جنگ های خونین و اعمال مجرمین جنگی در افغانستان»، همه غیر قابل مطالعه بوده و با تکرار مکررات، نوشته های بی ارزشی اند که به منزلۀ « نشخوار» بیهودۀ عین موضوع، کاملاً خالی از ارزش مطالعه میباشند.
نظریات و ارزیابی چنین ادعاهایی از جانب یکی از نویسندگان یکه تاز مورد پسند شما، به نظر تعداد زیادی از خوانندگان، در حالیکه طرف مقابل هم همکار این وبسایت بوده است؛ ایجاب نوشتن چند سطری را برای حمایت از هر نویسنده ای در مجموع، «خوب است تا از وبسایت دیگری که سخت مورد انتقاد هر روز آن قرار دارید، بیاموزید» از جانب اداره مینمود که نشان دهید که شما در حالیکه آثار قلمی این جانب را آرشیف نموده اید، قضاوت دیگری در مورد آن مضامین دارید بدون بهانۀ «مسئولیت نوشته بر عهدۀ نویسنده است». ولی چون در سکوت آن حملات را استقبال نمودید، گویا با «سکوت علامت رضاء»، واهی نوشتن و بیهوده قلم زدن این جانب را هم قبول و باور نمودید. پس حال بر عکس عقاید تان چگونه 5 مضمون مرا در تقبیح از روز 6 جدی، اشغال افغانستان عزیز، در یکروز منتشر نموده ارج می گزارید؟!!
2- این قلم در عرصۀ دو ماه دوبار نوشتۀ یکی از اعضای هیأت تحریریۀ شما را که با وجود نام مستعار وی برای کوبیدن ملی گرایان و همکاران وبسایت شما، هردو وی را «دقیقا» می شناسیم، در سکیپ و ایمیل برای تان ارسال داشتم که از من تقاضای ترک همکاری با افغان جرمن را نموده بود، ولی شما با اینکه نوشتید«البته به انگلیسی مثل همیشه» که در سویس تشریف دارید و در باز گشت، اقدامی در زمینه می نمایید، پس چه شد؟! میشد که برای نگهداشت همکاری یک قلم بدست سابقه دار ترین، چند سطری در دریچۀ تبصره ها بنویسید و در مجموع اعلام نمایید که چنین پیشنهاداتی برای عدم همکاری نویسندگان، جایز نبوده و روا نیست، ولی البته چنین نکردید، یعنی که به پیشنهاد آن عضو افغان جرمن قلباً موافقه نموده و«صحه» گذاشتید.
3- تبصره و نصیحت جدید تان به آقای داود ملکیار که منطق و قضاوت والای ویرا نا دیده گرفته به وی نوشتید که حرف دیگران را گوش نکند، یا الله! مگر این شخص شما نبودید که همکاری برای تنظیم و اصلاح و آنلاین نمودن مضامین را که برای عده ای از نویسندگان مدت هاست که اینقلم، کاملاً «رضاکارانه »، با وجود آنچه در بالا ذکر شد و منجمله همکاری با آقای داود ملکیار را هم، هنوز بدون چشم داشتی از جناب تان، ادامه میدادم، با تغییر کود های نشراتی، بدون اطلاع که حقم بود، از من «صلب» نمودید؟ً! من هنوز منتظرم تا ثابت نمایید که مضمون ایشان به قرار توقع شما«؟!» اول در افغان جرمن اقبال نشر نیافته است! تاریخ انتشارات را البته مدتیست که خدمت تان ارسال داشته ام، ولی اغماض عادت شماست. می بینیم که مضامین 14 سال قبل را بدون تشریح و اجازۀ نویسنده از سایت دیگری، به عنوان مضمون روز نشر می نمایید و انتشار مضمون را در سایت دیگری بهانۀ نا حق می آورید. ماشاالله!

پس با تشریحات بالا، چگونه نظر تان تغییر نموده و 5 مضمون این قلم که در حقیقت ثابت نمودید که صفحات بی ارزشی اند از تکرار مکررات و به منزلۀ «نشخوار»، در چنین روز سیاه سر نوشت ساز یک ملت مظلوم به نشر میرسانید؟! فکر نمیکنید که با طرف گیری، بی اعتنایی، اغماض در مسائل و تبختری که دارید، نویسندگان شریف، سابقه دار و همکاران صادق را به تدریج درین وبسایت آزرده نموده و چون اینقلم، یک یک مرخص می فرمایید؟

به آرزوی مؤفقیت.



اسم: جلال   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 26.12.2015

بنظر بندہ، كتاب خاطرات مرحوم عبدالملک خان عبدالرحیمزی به نام ارمغان زندان و سلسله مقالات اخير جناب محمد داود ملكيار به نام رد اتهامات و شرح واقعيتها، بایداز جمله نوشته هاى برگزیدہ ای سال جاری درین پورتال انتخاب شوند۰ ضرور نيست نظر من درستترين باشد. مگر من جواب بسیار سوالہا در مورد عقبمانیہایی اقتصادی و فلاکتہایی اجتماعی کشور در عصر حاضر را ازآنہا دریافتم٠ والله اعلم.


اسم: Abdullah   محل سکونت: California    تاریخ: 26.12.2015

داود خان شخصیتی است که در تاریخ افغانستان نامش ، به حیث شخصیت وطنپرست ، پرکار ، روز وشب دلش بخاطر وطن ومردمش می طپید، با تکمیل و سروی پروژه های بزرگ ، سر خود را به ابر قدرت های جهان خم نه کرد مردانه وار زیست و قهرمانانه خودش و فامیلش به مقام شهادت رسید.

هر افغانیکه خون پاک مادرش را خورده باشد از آن انکار کرده نمیتواند.
زندگی ساده داشت یک پول از بیت المال را خیانت نه کرد هر افغان باید به آن افتخار نماید.
بهر بهار گلی بیرون آرد سر
گلی برفت که نه روید به صد بهار دگر


اسم: هیواددوست   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 26.12.2015

کودتای میوند وال !

باید متذکر شد که آقای میوندوال خودش جرئت کودتاکردن را نداشت ازینکه به اثر تشویق آقای مرستیال و به اصطلاح عام بازار سرخ وسبز را برایش ، نشان دادن و آماده گی قوای هوائی تحت نظر عبدالرزاق خان و دیگر نیرو های نظامی توسط خود مرستیال و همکاری کشور پاکستان ، میوندوال هم ازینکه دروقت صدارتش یک صدراعظم ناکام بوده و از طرف رشتیا و فرهنگ با دادن زهر و پروپاگند اجنت سی آی ای و بی کفایتی ، در اذهان مردم جایگاهی خوبی نداشت و ازینکه میدید پاکستان هم پایش در ین کودتا دخیل است کودتا را برای خود چانس عالی دانسته و میدانست ( با گرفنن آن سم) عمرش کوتاه است و بد نام ازین دنیای فانی خواهد رفت ذوق زده میگردد.

البته موصوف آنرا باید میدانست با ناکامی یا افشای آن هر نوع شکمجه و مرگ را مد نظر میگرقت . به گفته عوام کودتا کردن یا تخت است یا تابوت .

طوریکه داودخان در شب کودنا ار رفقایش، خواهش کرده بود در صورت ناکامی کودتا اورا به قتل برسانند تا مورد استجواب اشخاص بی کفایتی مانند سردار ولی نه گردد.

لذاازینکه بعضی ها نوشتند که داود خان از یعضی موضوعات بی خبر بود از خوشبینی و آشتی بین طرفداران ان دو شخصیت بود ورنه باید این کودتاچیان که با همکاری پاکستان بروی صحنه میخواستندبیایند باید هیچ رحمی به آنان نمی شد اما باز هم داود خان ار صبر و حوصله کار گرفت واز اعدام بسیاری شان چشم پوشی کرد.

پرچمی ها باز هم وجدانی داشتند که اعتراف کردن، که در قتل خیبر ،داود خان رولی نداشت و نا حق وی را در اوایل روز های کشته شدنش متهم ساخته بودند.

پرچمی ها حق ویا نا حق مظاهرات بر ضد رژیم نمودند اما از طرفداران آقای میوندوال یک شخصی پیدا نشد دست به تظاهری نمایشی هم بزند زیرا او کدام پایگاهی مردمی و حزیی نداشت و متاسفانه اشخاصیکه میخواهند نام میوندوال را درین چندین سال، وسیله قرا داده و اهداف خودشان را پیش ببرند نا کام هستند. با عرض احترام


اسم: هیواددوست   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 26.12.2015

آقای محترم رحمن !

من درهیچ جای ننوشتم که خانم ملالی نظام کدام جنایتی مرتکب شده لذا آن برداشت شخصی خود شماست که بسیار سطح در موارد قضاوت میکنید و برداشت غلط مینماید .

امید وار هستم نوشته ها را به دقت خوانده و تیصره بنویسید، نه از کسی بی اندازه پشتیبانی نماید و نه کسی را متهم به چیزیکه ننوشته گناه کار قلمداد کنید.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 26.12.2015

چشم های سردار داؤد در انتخاب اشخاص کور بود
بعد از اینکه پادشاه سابق تحت فشار داؤد خان و حلقه مربوطه اش مجبور شد شاه محمود خان غازی را از صحنه دور ساخته و داؤد خان را در رأس حکومت قرار دهد ، سردار داؤد خان در سال اول دوره صدارت خود مرحوم محمد اسمعیل خان مایار نایب الحکومه قطغن را که یکی از پروزن ترین و مانند والی علی احمد خان از معروف ترین والی های تاریخ معاصر کشور ما بود از وظیفه سبکدوش نموده و به عوض او حاکم بدخشان سردار جمعه گل صدیقی را بحیث نایب الحکومه قطغن و بدخشان منصوب نمود .
سردار جمعه گل صدیقی از زمره فاسق ترین ، کثیف ترین و بد نام ترین مامورین عالی رتبه کشوراست که تاریخ وطن بیاد دارد .
وی زمانیکه حاکم بدخشان بود به ناموس یکی از اربابان آن دیار تجاوز نمود ، البته آن ارباب با غیرت و شجاع انتقام خود را به شدید ترین شکل از سردار جمعه گل گرفت که البته برای یک انسان دنی ، بی کلتور و نا مسلمان و دایم الخمر وبی خاصیت مانند جمعه گل صدیقی چندان تفاوتی نداشت .جمعه گل آدم رشوت خور و ظالم نیز بود چنانکه هژده هزار نفر باشندگان قطغن را در حفر یک کانال بزرگ مجبور ساخت که ماها بصورت بیگار و بدون مزد ، کار کند .
گرچه سردار داؤد خان شخصا آدم با غیرت و با ناموس بود ولی در انتخاب اشخاص با قبول استثنأ چشم کور داشت و مردم افغانستان به حق او را **** سردار خطاب میکردند .
داؤد خان بجای اینکه جمعه گل ملعون را مطابق و به پیروی ازعدالت فاروق اعظم جزای شرعی میداد ، بر عکس آن مکروب جامعه را به عوض یک انسان با وقار مانند مایار صاحب جنت مکان ، خلد آشیان مقرر نمود، مایاری که مانند جناب عبدالله خان ملکیار در هرات با تبعید شدگان سیایسی سلوک انسانی و شرافتمندانه داشت .
از زبان مرحوم محمد سرور ناشر ریس سابقه شرکت سپین زر که خود قربانی دسایس شخص سردار داؤد که عقده شدید و سرطانی از ناحیه اقامتش در هوتل سپین زر که جناب ناشر اجازه نداد در سویت مخصوص پادشاه اقامت گزیند ، گردید ،در آلمان از فجایع و جنایات سردار جمعه گل شنیدم که قلم از تحریر و بیان آن عاجز است .
اکنون ذوات محترمی که حتا گناه ظلم یک کارمند بسیار پایین رتبه دولت را بدون در نظرداشت سلسله مراتب اداری مستقیمأبه دوش شاه سابق می اندازند ، پرسان میشود در مورد انتخاب و انتصاب یک خاین بزرگ ، به یکی از مهمترین کرسی های دولت توسط قهرمان خیالی شان یعنی کودتاچی بزرگ و غاصب قدرت از راه نا مشروع کودتا چگونه ابراز نظر میفرمایند ؟
خداوند به سردار پرستان چشم و دیده بصیرت و شعور و وجدان عدالت طلبی و حق پسندی اعطاء کند.
آمین یا رب العالمین والعا قبت اللمتقین


اسم: قیس کبیر   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 26.12.2015

محترم محمد داؤد ملکیار سلام، متأسفانه چون در سفرم، نتوانستم بخش هفتم سلسلۀ مقالات تانرا به زودترین فرصت ممکن آنلاین نمایم. افغان جرمن آنلاین را مفکوره بر این است که همۀ مقالات تحقیقی از هر جانب را نشر نماید، تا حقایق تأریخی تا اندازۀ امکان روشن گردند. خوانندگان خود شان قضاوت کرده می توانند که کی از بغض و عداوت کار گرفته است و کدام یک فقط جهت روشنی ساختن موضوع... شما هیچگونه تشویش ازین بابت نداشته باشید که خدای نخواسته مضامین تان سانسور شوند. اگر بخواهید کلید دخول نگارندگان مستقل را در اختیار تان می گذاریم. فقط یک خواهش دارم که زیاد به پروپاگند های منفی دیگران وقع نگذارید، خود تان تجربه کنید....

محترمه میرمن نظام، ایمل شما را جهت دور نمودن مضامین سابقۀ تانرا گرفتم. اگر لطف نموده یکبار قانون نشراتی ما را از نظر بگزرانید، برای شما واضح می شود که میدیای نشر شده در افغان جرمن آنلاین مال این وبسایت می باشد. معذرت ما را بپذیرید...

با احترام


اسم: محمد داؤد ملکیار   محل سکونت: کلیفرنیا    تاریخ: 25.12.2015

به مدیریت محترم پورتال افغان جرمن آنلاین!
بعد از ادای سلام و تمنیات نیک، توجۀ شما را یکبار دیگر به درخواست دیروز خود جلب نموده و خواهان همکاری دوستانۀ شما می باشم. طوریکه به شما معلوم است دیروز 24 دسمبر حدود ساعت 12 ظهر، به وقت آلمان، قسمت هفتم نوشتۀ خود را تحت عنوان (رد اتهامات و شرح واقعیت ها) به دو آدرس، یعنی ایمیل آدرس پورتال و ایمیل آدرس محترم قیس کبیر ارسال نمودم. و بعد از 6 ساعت صبر، دو باره نوشتۀ مذکور را به دو آدرس فوق الذکر ارسال کردم. ولی تا بحال که 24 ساعت میگذرد، هنوز چانس نشر نیافته است. فکر کردم که رخصتی های روز کرسمس و مصروفیت های خانوادگی سبب شده تا آنلاین شدن آن نوشته به تعویق بیفتد.
باید علاوه کنم که بعد ازین قسمت صرف یک قسمت دیگر باقی مانده که در هفتۀ آینده تهیه خواهد شد. و قصد دارم بعد از نشر قسمت آخر در هفتۀ آینده، بحث روی این قضیه را بکلی خاتمه داده و به موضوعات حاد فعلی کشور عطف توجه نمایم.
لذا از آن پورتال محترم خواهشمندم که قسمت هفتم را که تکمیل کنندۀ شش قسمت اول می باشد، و کمافی السابق، در این نوشته، پالیسی نشراتی پورتال و احترام به شخصیت افراد (حتی کسانیکه اذیت و آزار شان به ما رسیده)، جداً مراعات گردیده است، با همکاری دوستانۀ تان، آنلاین و نشر نمائید. از همکاری تان قبلاً اظهار امتنان می نمایم.
داؤد ملکیار


اسم: رحمن   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 25.12.2015

جناب محترم هیواددوست صاحب،
تبصره بر یک مضمون، خبر، تبصرهٔ یک شخص حق مسلم هر خواننده و نویسنده است.شما حق این حق را دارید
اما منفور خواندن کسی، دعای بد در حق کسی، در شبکه های اجتماعی هیچ گونه لزومی ندارد.
اگر کاکا، ماما، و هر شخصی خیانت کرده قوانینی موجود است هر کس میتواند با اسناد به ادارات څانوالی، قضاء مراجعه کند و یا آنچه خیانت به حساب می آید با شواهد غیر انكار پذیز در رسانه ها نشر شود.تا جرم اثبات گردد.
من ګمان می کنم هیچ قانون امروزی کسی را به جرم کس دیگری مورد باز خواست قرار نمی دهد.
اگر شما اسناد و شواهدی مبنی بر خیانت خانم مد نظر دارید آنرا لطفاً به نام و نشان او نشر کنید.
خواهشمند است جهت پرنسیب و حیثیت پورتال از این نوع تبصره های کجدار خوداری کنید.
من از مسؤولین پوتال خواهشمندم که همچو نوشته های هر دو جانب را از نشر باز دارند.
با احترام
رحمن غوربندی


اسم: هیواددوست   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 25.12.2015

محترم آقای غلام حضرت خان احترامات مرا بپذیرید!

کسانیکه کلمه های توهین آمیز را نثار، آن شهید وطن میکند و تمام اعضای فامیلش هم شهید گردیده که از او دفاع نماید. لذا کلمه نفرین بر آنعده اشخاص درست و بجای میباشد و اگر کسی انتقاد دارد میتواند با الفاظ مودبانه مثل آقای داود ملکیار آنرا بیان دارد.

کودتا کردن هم حق مسلم آقای میونوال بوده، او شاید فکر میکرد که به دوران 3.5 ساله صدارتش کدام کاری مهم انجام نداده و آنرا با این عمل میخواست ، جبران نماید.
اما هرکس باید بداند اگر کودتا افشا میشود اعدام را مد نظر داشته یاشد که باید به جرئت و مردانگی آنرا ابراز نماید.

اما آن ویدیو های آقای ملکیار ناقص بوده و بی ارزش است.

لدا شما انتقاد نماید و یا احترام برای تان جواب ارائه خواهد گردید.

به کسانیکه ماما و کاکایش متهم به زهر دادن آقای میوندال است و موصوفه صفخات این پورتال را بر وصف آن خائینین سیاه مینماید بی جواب خواهیم بود. با احترام


اسم: ایاز نوری   محل سکونت: Holland    تاریخ: 24.12.2015

به دو شخصیت نهایت ګرامي ما!

استاذ سید خلیل الله هاشمیان صاحب!
استاذ محمد ظریف امین یار صاحب!

« مجاهد در افغانستان به معنی: فاسد، فاسق، شیطان!» از جناب هاشمیان

« سقوط داوطلبانه مجاهدین!» جناب امین یار

این دو نوشته شمایان را تحت یک عنوان مطالعه نمودیم. من قاصر پارسال طی سفرم به کشور عزیز ما به چشم سر دیدم که منفور ترین و مجرم ترین کلمه یا در بین مردم زخمی زخمی افغانستان همین کلمه ( مجاهد ) بود. به خصوص این سران این ګروه در بین کافه ملت قهرمان افغان به اندازه آخر مورد انزجار قرار داشتند و این وضعیت را خود این افراد و حامیان شان هم تماشا میکردند. احساسات وطن خواهانه شما دو استاد با این نوشته های حقیقی، علمی و مستند شما، قابل تمجید فراوان است.
قلم تان رسا باد


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 24.12.2015

برادر محترم، غلام حضرت بعد از عرض احترامات،
نوشتۀ نهایت خردمندانۀ شما را در مورد منطق استدلال و انتقاد سالم بر نوشته ها درین دریچۀ نظریات و مخصوصاً بر نوشته های شخص خاصی که مورد پسند و تائید دایمی اختیار داران این دریچه ها هست، مطالعه نمودم. این شخص نه تنها بر مضامین آقای داود ملکیار که نهایت مستند، مستدل، با معرفی شهود عینی و البته با یک صلابت و روشنگری خاص در بیان تاریخ، مراعات عفت قلم و کرامت انسانی، موضوعات را خردمندانه در پناه دری اصیل افغانستان عزیز در زمینۀ کار روایی ها و جنایات مشهود عصر استبداد جمهوری داود خانی، انتقادات نا مفهوم و واهی حواله مینماید، بلکه با مهارتی که در بیجا نویسی با اغلاط املایی و انشایی نهایت تأسف آور و ترحم انگیز دارد، ذهن و فکر منسجم خوانندگان را هم به بیراهه می کشد. در حالیکه حق انتقاد سالم و مستدل و مستند بر هر مفکوره و نظری آزاد است.
در حقیقت تا زمانیکه پالیسی «عملی» مطبوعاتی این وبسایت تقاضای حمایت از چنین اشخاص و نوشته های مستهجن، نا مفهوم و مملو از هتک حرمت به قلم و بیحرمتی به کرامت انسانی را به حد اعظمی داشته باشد، و با نشر هجویات آنان همه تعهدات بالای دریچه ها را مثل همیشه پامال نماید، همین آش خواهد بود و همین کاسه.یقین مطالعه نمودید که این شخص با طرز تحریر مبتدی خاص خود از کلیفورنیا زیر چادر پنهان گشته، گویا یقین خود به افغانستان برای ساختن مکاتب برای مردم «!؟» خویش تشریف برده و مدتی نمایان نمی گردید، با حمله بر «حریم شخصی» محترم داود ملکیار به وی امر نمود که به افغانستان برود و برای پدر مرحوم خویش مکتب بسازد و افغان جرمن البته مثل همیشه، علی الرغم تعهدات بالای صفحۀ دریچه ها، آنرا نشر نمود. اینک نمونۀ بارزی از بیحرمتی و پامال وسیع کرامت انسانی در حق دو شخصیت تاریخ افغانستان، میوند وال و داود خان که اوراق تاریخ و شهود، اعمال آنان را در قسمت ملت افغانستان ارزیابی و آشکار نموده است، بازهم مطالعه نمایید، البته اگر بتوانید معنی لغات و املاء و انشاء نهایت طفلانه را دریابید:

اسم: هیواددوست محل سکونت: امریکا تاریخ: 18.12.2015
مرمی پوچک !

آقای ملکیار طوریکه دیده میشود وقت خود را به گفته عوام سری مرمی پوچک وقف کرده است شما اگرتمام مصاحبه های وی را بشنوید ضدونقیض است یکی میگوید بچشمم دیدم ناخن های میوند وال صاحب کشیدن بعد خانمش در آن مصاحبه آنرا رد میکند یکی میگوید زیر لگدهای صمد اظهر جان داد دیگری میگوید، زیری مشت های غوث الدین فایق ،ودیکری میکوید به چشم سر دیدم داودخان همرای بوت های خود به دهانش میزد ،عیسی خان یکبار دوست آقای میوندوال، بعد محتاط که با عبدالالله و قدیر نورستانی دشمنی دارد عیسی نورستانی راهم جز شکنجه کران قلمداد میکند.
خلاصه داودخان هیچ کاری نداشت فقط برای میوندوال توطئه میساخت و آنهم کسی با زهر دادن رشتیا توان هیچ کاری را نداشت .
برای مزید اطلاعات آقای ملکیار بگویم رئیس تحقیق آقای میوندوال فاروق خان لوی درستیزنظام شاهی بود نه صمد اظهر.

از اقای ملگیار خواهش میشود که برود ییک کاری خیر دست بزند که فایده اش یه محروم پدرشان برسد. او میخواهد که پدر بزرگوارخویش را با موضوع میوند وال برائت دهید آفتاب به دوانگشت پت نمی شود داود خان برای مردم معلوم است کارکرد های آقای میوندوال در دوره صدراتش.
زیادتر روح آن مرحوم را نیازارید ارین قصه هاکدام فایده حاصل کردن نمیتوانید.
شما میتوانسستید یک مکتبی بنام پدرتان تاسیس میکردید که اولاد وطن از ان بهره مند میگردیدو دعای به ان مرحوم (که توسط کمونیستها آزاد شده بود) کرده و روحش را شاد میساخت . با احترام

محترم آقای غلام حضرت، حال مشاهده میکنید که آن پشتیبانی از کرامت والای انسانی، احترام به عفت قلم و مراعات مسائل شخصی و چندین وعدۀ دیگر که در بالای این دریچه ها در حال حرکت اند، نوشته ای بر روی یخ بوده و افغان جرمن هرگز احترامی برای آن قایل نمی باشد.
همیشه با عزت باشید،


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ایالات ویرجینیا، امریکا    تاریخ: 24.12.2015

درود های فراوان به قلم راسا و توانا استاد معظم اکادمیسسن اقای عظم سستانی، و داکتر صاحب بزرګوار استاد سید عبدالله کاظم!
نمی توانم بکدام زبان از شما و استاد محترم دوکتور سیدعبدالله کاظم اظهار سپاس نمایم.
شمایان واقعآ فرزندان صدیق و حقیقی افغانستان هستید، از برکت قلم توانا شما بزرګوارن است که ما امروز از تاریخ چندین دهه اخیر به شکل واقعی و حقیقی میاموزیم، شما روحدادهای چند دهه اخیر کشور را بیدون تعصب بشکل ریالستیک بخور مردم و تاریخ اموزان کشور میدهید.نسل های اینده کشور این زحمات شما را فراموش نخواهد کرد بلکه به ان ارج خواهد ګذاشت،
شمایان در تنویر اذهان ما و اینده ګان این کشور نقش مهم و ارزنده را بازی نمودید، موفقیت و سلامتی تانرا را از بارګاه ایزد متعال خواهانیم، قلم تان همیشه رسا باد.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 24.12.2015

به ارتباط مقالّۀ جناب استاد داکترمحمد ظریف امین یار
"" سقوط داو طلبانۀ مجاهدین""
این مقاله یک گزارش مستند و مستدل است از تپ وتلاش خاینین جهادی تحت رهبری ریش قلابی سیاف و یک عدۀ دیگر که خود را خودشان مجاهد میخوانند. امیدوارم بلکه احتراما سفارش میکنم خوانندگان این پورتال وزین، مقالۀ داکترصاحب امین یار رابخوانند، زیرا بسیار بموقغ حرض و آز مجاهدین نامنهاد را برای غصب قدرت افشا کرده است.
در هفتۀ گذشته من هم مقاله ای تحت عنوان "" مجاهد در افغانستان به معنی : فاسد - فاسق -شیطان" نوشته بودم- در آن مقاله نام بسم الله نا بسم الله هم درجملۀ فاسقین ذکر شده بود- یک دوست هم سن وسال من که در سنین 90 سالگی در ایالت فلوریا بسرمیبرند، آن مقاله را خوانده و یک ویدیو کاست از یک صحنۀ بچه باری بسم الله محمدی در پنجشیر رابرایم روان کرده اند- صحنۀ عجیبی است که بسم الله چه حرکاتی در مقابل بچۀ رقصندهادا کرده است.
آن دوست موسفید در یادداشتی که بضم ویدیو ارسال کرده، نوشته است که : "" وقتی بسم الله خودش بسن وسالِ همین بچۀ رقصنده بود، او را کسان دیگر می رقصاندند وبسم الله بحیث یک رقصندۀ بسیار مشهور درپتجشیر ازتصرف یک بچه بار دربدل عرضۀ پول نقد به تصرف دیگری قرارمیگرفت.اکنون او هم تخلص محمدی و هم لقب مجاهد کبیر را دارد..."" فاعتبروا یا اولی الابصار. - با عرض احترام - سیدخلیل الله هاشمیان




اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 24.12.2015

از اینکه همه ما افغان ها ولی در مجموع همه ای مردم قاضی ها میباشیم و هستند، « کارل ګوستاف یونګ » میګوید: « برای این که فکر کردن کار مشکل است لدا هر یک حکم صادر میکند » این یک مرض روانی است. در مورد روانشناس « یونګ » لطفا خود در لینک ذیل مطالعه فرمایید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 23.12.2015

سلام به همه خوانندگان!

بازهم دروغ!

تنها، و تنها یک دروغ می تواند ثابت کند، که گوینده آن آدمی است که نمی شود به او اعتماد کرد. کسی که یک دروغ گفت، می تواند به سادگی هزار دروغ بگوید!
من اگر گفته ام هاشمیان چشم ملا عمر، این انسان بی فرهنگ، زن ستیز و دشمن آزادی، کسی که انگیزه اصلی کشتار هزار ها انسان در کشور ما شده است، مانند خلقی ها و پرچمی ها و رهبرانی که خود را مجاهد می خوانند، را بوسیده است، و تا امروز به نحوی از انحاء از این جریان متعصب، خونریز، ویرانگر و آلت دست پاکستان (منحوس ترین دشمن و بدخواه افغانان و افغانستان) پشتیبانی می کند و می خواهد میان اقوام مختلف کشور با نوشته های غرض آلود و تفرقه انداز خویش ـ شاید دستوری ـ ایجاد نفاق کند، مستمسک به نوشته های خودش چنین حرفی را میزنم. شما مقالات وی را بخوانید، از برخی مقالات وی چنان گند تعصب و شوونیزم به مشام تان خواهد رسید که دل تان را بهم خواهد زد.
بوسیدن چشم ملا عمر را گذشته از این که خبر آن را در پروگرام تلویزیونی خود نشر نموده بود، زمانی نه چندان دور خودش در همین دریچه اعتراف نموده است.
من اگر حرفی میزنم، آن را ثابت می کنم. ثابت می کنم که آنچه گفته ام دروغ نیست، اما هاشمیان چون دروغ می گوید، قادر به اثبات سخن خود نیست. می گوید: "آقای هاشم سدید، یک تن از مائویست های مربوط به جریان شعله جاوید... است " من از این شخص که می گوید دروغ نمی گویم، می خواهم این ادعایش را به اثبات برساند و در این خصوص سندی، حداقل برای داوری شما، ارائه کند. اگر شما، آقای فاریابی، در پی یافتن حقیقت هستید، از وی بپرسید که چه سند یا مدرکی در خصوص شعله ئی بودن من دارد؟
تنها نوشتن در یک وبسایت سند شعله ئی بودن یا پرچمی بودن یا ... کسی نمی شود. یا تنها دید و وادید با یک شعله ئی یا ... اگر این طور می بود، هاشمیان را باید، با دید و وادید هایش با پرچمی ها در هالند، هم یک پرچمی خواند! انتقادی که من از یکی از سخنان مائوتسه دون نموده ام، شاید در تاریخ کمتر افغانی آن انتقاد را نموده باشد. کدام شعله ئی به چنین کاری دست میزند؟ نوشته من و انتقادی که برخی از پیروان شعله از من نموده اند، هنوز هم در برخی از پایگاه های اینترنتی موجود است. یکی اعتراضات من به هاشمیان همین است که وقتی دعوای فضل و دانش و تحصیل داری، باید مانند یک انسان صاحب فضل و دانش و تحصیل سخن بزنی و با مدرک استدلال کنی، نه مانند یک "سرنی چی" فقط پف کنی!
هیچ کدام از ما ها خدا را ندیده ایم، ولی از قرائن هر یک می دانیم، به استثنای آنانی که اصلاً به وجود خدا باور ندارند، که باید خدائی وجود داشته باشد. من شخصاً نمی توانم با مدرک ثابت کنم که هاشمیان در آن زمان پورتال افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان را خوانده است یا نخوانده است، اما با شناختی که از وی دارم، و از آنجائیکه او هر روزه به وبسایت ها و پورتال های که می شناسد و گاهی به آن ها نوشته فرستاده است، دست کم یکبار سر می زند، می توانم بگویم که او این اعلامیه را خوانده است. در نوترین نظرش در دریچۀ ابراز نظریات پورتال افغان جرمن آنلاین از تازه ترین نوشتۀ من یاد می کند. باید به این نکته تعمق کرد که او از کجا فهمیده است که من در آن نوشته عنوانی شما و عنوانی خوش چیز هائی نوشته ام؟ مولوی، چه زیبا گفته است: "آفتاب آمد دلیل آفتاب/گر دلیلت باید از وی رو متاب. او در آن زمان هم مانند امروز، بدون کدام شک، هر روز بدان پورتال سر می زده است. عادت بد چیزی است. من خودم از روزی که اولین مقاله ام را در پورتال افغان جرمن آنلان گسیل داشتم، بعداً به گفتمان دموکراسی افغانستان و از آن بعد به پورتال افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان، تا امروز، روزی نیست که به این سه وبسایت سری نزنم. و اینک به پورتال آریانا افغانستان!
از همه بدتر! نوشته می کند: "من تا حال دوبار نوشته ام که اعلان آنها راندیده ام، زیرا در حدود پنجسال قبل، یعنی پیشتر از نشر اعلان آنها، بخاطر نشر مقالات ضداسلام و ضد وحدانیت درویبساست آنها، رسما وبا ارسال یک اعتراضیه با ویبسایت مذکور قطع مراوده کرده بودم..."
من از شما و از تمام خوانندگان این نظر وی صمیمانه خواهش می کنم که یکبار به پورتال افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان مراجعه کرده چوکات "آرشیف نویسندگان و موضوعات" را کلیک کنید و بعد از آن در ردیف "ه" نام هاشمیان را؛ و ببینید که یازده مقالۀ وی که در آنجا موجود است به کدام تاریخ ها نوشته شده است (مقالات قبلی وی را شاید برداشته اند). از پنجم ماه می همین سال عیسوی به بعد! هاشمیان می گوید که از پنج سال و به خاطری نشر مقالات ضد اسلام به این پورتال مراجعه نکرده است. اگر چنین است، این همه مقاله ــ یازده مقاله ــ به قلم وی چگونه در این پورتال رسیده و نشر شده است؟ بروید، لطفاً، و ببینید که آیا این شخص چگونه انسانی است و آنچه من در بارۀ وی می گویم، درست است یا نه! دروغ شاخ دارد یا دم؟؟ این استاد ادبیات فراموش کرده است، یا شاید هنوز نمی داند که:
دروغ آدمی را کند شرمسار/دروغ آدمی را کند بی وقـار/راستی موجـب رضای خـداست/ کس ندیدم که گم شود از راه راست!
ولی چون در خانۀ ذهن هاشمیان کس نیست، هزار حرف هم اگر بار بار گفته آید ، حتا اگر به سودش هم باشد، بس نیست!
نه تنها این که، خلاف سخنان امروزی اش، پورتال افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان را "پورتال وزین" نیز می خواند!! و به آقای معروفی نوشته می کند: "عمرت دراز باد دانشمند معروفی". این لقب را شاید کمتر از یک سال پیش به من هم داده بودند. در حالیکه من از سالیان درازی است که از خرافات دین و برخی مطالب و نظریات دیگر ادیان نقد می کنم.
اگر قطع رابطۀ وی با پورتال افغانستان آزاد ـ آزاد افغانستان حقیقتاً به خاطر آن مقالات و به شکل اعتراض بوده است، چرا بعد از گذشت کم و بیش چهار سال دو باره به این پورتال ــ که هیچ تغییری در سیاست نشراتی اش نداده است ــ بر گشته و بازهم مقاله نوشته است و اگر پورتال مذکور یک پورتال بااهمیت و گرانقدر و متین و گرانسنگ، یعنی "وزین" نیست، چرا آن را "وزین" خوانده است؟ و اگر معروفی و من انسان های احمقی هستیم، چرا در آن ایام ما را "دانشمند" می خواند؟ کلمه ای که من بار ها نوشته ام اصلاً نمی توان به انسان اطلاق کرد!!! زیرا دانش انسان در برابر عظمت هستی و خدای در حدی نیست که بتوان او را صاحب دانش خواند!!
در مورد استعمال کلمات ناشائست، شما مقالۀ او را که در وبسایت "تول افغانستان" نشر شده و در آرشیف این وبسایت موجود است بخوانید و مقالات مرا هم. بعد قضاوت کنید که کدام مقالات با کلمات مستهجن تر نوشته شده اند. من تنها در یک نوشته یک کلمه را که شائستۀ نوشتن نبود، نوشته بودم که فردای آن از نوشتن آن معذرت خواستم. بیشتر از این باعث زحمت و در سر نمی شوم.
چون چارچ لاپ تاب نزدیک به خلاصی بود. نوشته را بدون مرور ارسال داشتم. می ترسیدم که کارم دو باره نشود (یک بار چنین شده بود). بعداً وقتی کابل به برق وصل شد و نوشته را مرور کردم متوجه شدم که یک جمله ناتمام بود. آن را تکمیل نموده دو باره گسیل می دارم. امید به نشر برسد!


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 23.12.2015

جناب محترم هیواد دوست! بعد از سلام.
هیچ کس از داشتنِ اوصافِ وطن دوستی سردارِ رنګین منکر نمیباشد، فرق است بین نقدِ منصفانه و نفی لجوجانۀ یک شخص در مورد یک شخصِ دیګر.
اینکه شما مخالفینِ نظر خود را نفرین می کنید به معنی این است که یا نفرین را نه می شناسید یا از خدا نه می ترسید و یک هموطن و برادر خویشرا به جرمِ ! اختلاف نظرِ سلیقه و نظر، نفرین می کنید و یا اینکه خورجین استدلال و منطقٍ تان سُراخ شده، بجای ارائۀ جواب معقول به نفرین پناه می برید، که من ، شما و همفکرانت را به خداوند وامی ګذارم.مطلب دیګر اینکه، به فرض اینکه ګپ های آقای داؤد ملکیار کُلاً غلط، چهل و دو سال پیش همۀ افغانها از طریق نشراتِ رسمی شنیدند و خواندند که میوندوال به جرم انجامِ کودتاه دستګیر و بعد از دستګیری و اعتراف به جرم خود، در زندان با نیکتائی، خود را حلق آویز نمود ( این چه زندانِ زیبا و آسوده و مُدرنِ بود که یک زندانی با نیکتائی میتوانست در آن بسر ببرد).سؤال اینست که آیا اِقدام به انجام کودتا جرم محسوب میشود؟
جناب هیواد دوست! هیواد دوستی و داؤد دوستی شما زمانِ ثابت خواهد شد که رفقای جفاکار داؤد و مزدوران کرملین همچو حسنکِ شرق ( که در افغان بودن و حتی آریائی بودنش شک و تردید وجود دارد) و سایر نا مردان را نیز مورد نوازش ( نفرین) قرار بدهید. اُمیدوارم که دیګر از غارِ تان بیرون نیائید و یا اګر بیرون می آئید مجهز به آلاتِ منطق و استدلال باشید نه مجهز به پوست و شاخ و خنجرِ سنګی.


اسم: نیستانی   محل سکونت: سدنی    تاریخ: 23.12.2015

مبارز خستگی ناپذیر، جناب استاد هاشمیان!

از توجه به عرایض این جانب در ارتباط با کتابخانهٔ سیار در ولایت بامیان اظهار سپاس می کنم.

فکر میکنم اگر متصدیان پورتال افغان-جرمن وظیفهٔ یافتن آدرس آقای حسینی را به عده گرفته و وسیلهٔ انتقال کمک به وی شوند، خدمت بزرگی را انجام خواهند داد. بنده، بنا بر علالت و ضعف جسمی، توانائی انجام چنین کار مهمی را ندارم ولی حاضرم به چنین پروژه ای تا حد توان کمک مالی و اخلاقی نمایم.

با احترام

نیستانی


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 23.12.2015

به ارتباط مقالۀ جناب محترم آقای عبالحق فاریابی، تحت عنوان :
"چرابجای فحش وتحقیر از منطق وبرهان کارنگیریم؟" :
طبیعت بشر چنانست که از حقیقت و عدالت، ولوبضررخودش باشد، تمجید وتقدیر میکند. من نه جناب عبدالحق فاریابی را میشناسم ونه محترم مولوی صاحب مقیم ولایت نامدار فاریاب را، ونه محترم عبدالحی خان را - ولی مسرت دست داد وخوش شدم که افغانها در ولایات دورافتادۀ وطن عزیزما نشرات پورتال وزین افغان - جرمن آنلاین را میخوانند، بلکه چاپ وتکثیرمیکنند، و درحلقه های کوچک با دانشمندان می نشینند ومقالات را مورد تحلیل و ارزیابی قرارمیدهند. امیدوارم ازین روش مفید و اخلاقی در سرتاسر افغانستان تقلید شود. سلامها توام بااحترامات و تمنیات نیک خودرا بجناب مولوی صاحب و مریدان شان تقدیم میدارم.

آقای هاشم سدید، یکتن ازمائویست های مربوط به جریان (شعلۀ جاوید) بجواب آقای عبدالحق فاریابی درویبسایت مخصوص خودشان مقاله ای نوشته که مثل هر وقت دیگر ازنوک قلم پرنویس او بعنوان هاشمیان فحش و دشنام چکیده است که من به آن جواب نمیدهم و به مصداق ضرب المثل معروف از "خاموشی" کارمیگیرم.
اما در یک مورد تبصره رالازم میدانم که او تا حال چند بار تکرارکرده که چهار سال قبل در ویبسایت مخصوص خودشان اعلانی مبنی بر تقاضای همکاری برای تدوین یک قاموس زبان دری نشرکرده وهاشمیان در آن مورد به همکاری حاضر نشده است.
من تا حال دوبار نوشته ام که اعلان آنها راندیده ام، زیرا در حدود پنجسال قبل، یعنی پیشتر از نشر اعلان آنها، بخاطر نشر مقالات ضداسلام و ضد وحدانیت درویبساست آنها، رسما وبا ارسال یک اعتراضیه با ویبسایت مذکور قطع مراوده کرده بودم. ازجانب دیگر نشرات . اعلانات پورتال "شعله ای ها" را غیر از گروه خودشان کس دیگر نمیخواند- ایکاش آن اعلان در یک پورتال دیگر هم نشر میشدکه اگر من میدیدم، صرفنظر ازملحوظات ایدیالوژیکی، محض بخاطر همکاری در یک پروژۀ فرهنگی، داو طلب میشدم.

حالا هم دیرنشده و من از آقایان معروفی، سدید وموسوی وهمه افغانهای مربوط به گروه (شعله) دعوت میکنم در خدمت ملی (فرهنگ زبان دری)که یک بخش (قاموس کبیر افغانستان) است ،داوطلبانه سهیم شوند- از ردیف /ب / گرفته تا /ی/ هر ردیف را که خوش میکنند، بهر یک شان یک ردیف سپرده خواهد شد تا مطابق به (قاموس دری -انگلیسی ) مرحوم استادنگهت تکمیل کنند - هرنوع پیشنهادی که راجع به نام این پروژه یا مسایل مربوط به آن داشته باشند، مطرح سازند تا از طریق مشوره حل وفصل گردد.
ما حاضریم بالای اختلافات ذات البینی خود، بخاطر یک خدمت عام المنفعه، خاک بریزیم -درین پروژه منفعت و داد وگرفت مادی و مالی وجود ندارد- فداکاری محض، وطن دوستی وفرهنگ دوستی و کار عملی مطرح است - بهریک ازهمکاران این پروژه حیثیت واحترام مساوی قایل میباشیم.

اگرچهار سال قبل اعلان ویبسایت آقای سدید را من و کسان دیکر ندیدیم، و کسانی هم که دیده بودند حاضر به همکاری نشده بودند، اینک جهار سال بعد عین پروژه احیا شده؛ بیائید که دسته جنعی آنرا پیش ببریم. با عرض احترام - سیدخلیل الله هاشمیان


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 23.12.2015

به ارتباط سوال محترم آقای محمد ولی نیسان :
:آیا میتوان کاری کرد ؟"
بلی، درحدود توان میتوان کاری کرد، مثلا:
1) اگر آدرس آقای صابر حسینی بدست آمده بتواند، میتوان یک تعداد کتابهای فالتو واضافی را که در کتابخانۀ هرافغان وجود دارد ، از طر یق پوستۀ زمینی به آدرس او ارسال کرد.
2) اگر آقای صابر حسینی یک حساب در یک بانک نزدیک بخانه اش افتتاح کند و نمبر حساب ونام آن بانک را به پورتال وزین افغان -جرمن آنلاین بفرستد، افغانهای مهاجر دراروپا و امریکا میتوانندیکمقدار پول در حدود توان به آن حساب انتقال دهند تا آقای صابر حسینی از پس انداز چند ماه یک موتر سایکل خریداری کند تازود تر بهمه قریه جات ومراکز تدریسی رسیده گی بتواند.
3) اگر ماافغانها پروژۀ "خدمات فرهنگی" آقای صابر حسینی را کمک کنیم تا سرپا بایستد، این نوع خدمات در ولایات دیگر نیز توسط جوانان با احساس تاسیس خواهد شد.
4) بنظرمن،کارخیر، کار مفید،کار اسلامی واخلاقی بهتر ازین نیست که برای سوادآموزی اطفال ومردم ولایات دورافتادۀ وطن خود به آقای صابر حسینی کمک کنیم.
5) من حاضرم هرماه یک پارسل کتاب وهم یکمقدار پول نقد به این پروژه کمک کنم- هکذا این موضوع را به توجه امریکایی های بشر دوست برسانم.
ابتکار ودلسوزی آقای محمد ولی نیسان که این خدمت بشری را بتوجه افغانها رساندند، قابل تقدیر میدانم، و امیدوارم برای پیداکردن آدرس پوستی آقای صابر حسینی دست بکار شده نتیجه را از طریق این پورتال باطلاع افغانها برسانند. با عرض احترام سیدخلیل الله هاشمیان -23دسامبر 2015


اسم: مزمل شینواری   محل سکونت: لاس انجلس    تاریخ: 23.12.2015

محترم محمد ایاز خان نوری صاحب
څو ورځی دمخه می ستاسی د مکتب د شمول داستان ولوست .
زه ستاسی په اجازه دهمدی داستان یو څو کرښی په لنډیز سره رانقلوم او خپله تبصره پری کوم . تاسی لیکلی دی : « زما پلار د ډګروال په دریمه رتبه د ملی دفاع وزارت د دیوان حرب د ریاست مرستیال وه . ..یوه ورځ ماته پلار وویل ایازه ! ته اوس اوه کلن شوی یی سبا دی مکتب کښ اچوم ..... په هغه ورځ ماته هرڅه عجیبه معلومیدل ، ما ځان سره ویل مکتب یعنی څه دپاره ؟ زه دلته ولی راغلی یم ؟ زه بیرته کور ته ځم ..... زموږ د قرآن کریم استاذ یعنی مولوی صاحب یو ظالم انسان وه .... د مکتب مرستیال هم ډیر ظالم وه ، که یو شاګرد به په لوی جنایت یعنی غیر حاضری نیولی شو احمد شاه خان د مکتب مستیال به داسی وهلو چی دهلک چیغی به اسمان ته جګیدی ... ما یو ځل دخپل پلار نه هیله وکړه چی کوم بل مکتب ته می تبدیل کړی خو هغه وویل خیر دی بچیه په همدی مکتب کښ درس ته دوام ورکړه . زموږ مکتب د ارګ په دری کیلو مترۍ کښ یعنی د پادشاه د ګیری لاندی واقع وه ، اصل د پو شتنی ځای ارګ وه
... زه پخپل آزاد منطق او قضاوت احمشاه خان هم نه ملامتو م هغه د کرغیړن او ظالم حاکم سیستم محصول وه ....یوه ورځ مظاهرو ته ولاړو یوه شاګرد په زوره ناری کړی : مرګ بر ظاهر کل ، مرګ بر ظاهر شاه .» محترمه وروره اوس زما عرایضو ته غوږ ونیسه :
دا چی ستاسی محترم پلار ډګروال او د دیوان حرب مرستیا ل وه څرګندیږی چی ډیر لایق او تعلیمیافته او با تجربه سړی وه ولی په ډ یر تأسف باید ووایم چی ستاسی محترم والد صاحب په ابتایی او د مکتب نه دخه په مقدماتی ښوونه او روزنه کښ چی باید د پنځه کلنی د عمر نه شروع کیږی د غفلت نه کار اخستی دی تر دی چی تاسی حتا د مکتب نوم هم نه وه اوریدلی . آیا د ظاهر شاه ګناه وه چه پدی برخه کښ خپل لایق او تعلیم یافته ډګروال نه وه تنویر کړی؟
ستا د قرآن شریف استاذ مولوی صاحب ظالم سړی وه، هغه ملا چی د خدای او ًقرآن معظم نه ډار ونلری او د قرآن په ارشاداتو عمل ونکړی نو پاد شاه چی د خدای بنده څنګه کولای شی چی هغه د خدای په لیاره روان کړی ؟ که پادشاه داسی ملایان په درو ووهی او مخ یی تور کړی بیانو د امان ا الله غوندی دکفر فتوی پری صادریږی .
دا چی ستاسی مکتب د ارګ په دری کیلومتری کښ وه د هغو مکتبونو سره چی په سل یا زر کیلومتری کښ وه، د پاد شاه د مسولیت په ارتباط ستاسی له نظره څه کیفی تفاوت لری ؟ او اصلأ د قانونی نظره د پادشاه رول او مسولیت په دی کښ څنګه مطرح کیدای شی؟
د یوه دولت په چوکات کښ وجایب او مسولیتونه د سلسله مراتب د لوایحو په په اساس تقسیمیږی او هر مامور په هره ساحه ، موقعیت او موقف کښ د خپلو وظایفو مسوول او خپل مافوق ته جوابده دی مثلا معلم سرمعلم ته، سرمعلم معاون ته ، معاون مدیر ته ، مدیر د ثانوی تدریساتو معاون ته ، د تدریساتو معاون رییس ته ، رییس دوهم معین ته ، دوهم معین لمړی معین ته ، لمړی معین وزیر ته ، وزیر د صدراعظم دوهم معاون ته، د صدراعظم دوهم معاون لمړی معاون ته او لمړی معاون صدراظم ته ًقانونا مسوول دی . متاسفانه تاسی د یوه کردکی منطق او ستاسی د مکتب د موقعیت په اساس ، ټول مسوولیت بادشاه ته راجع کړی او په مجرده او جزمی قضاوت مو ظاهر خان مسوول ښودلی دی .
تاسی د مکتب د وضعی نه خپل محترم پلار ته هم شکایت او د تبدیلی هیله څرګنده کړی وه ولی محترم ډګروال صاحب هم ستاسی ،نه عرض منلی او نه ستاسی دمکتب د اوضاع نه یی ریاست تدریسات ته شکایت کړی دی . آیا د خپل محترم پلار د بی غوری ګناه هم د ظاهر خان په غاړه اچوی ؟ دی ته تاسود خپل آزاد منطق او قضاوت نوم ږدی ؟
د ظاهر خان په دوره کښ به د چپیانو لخوا په مظارو کښ د ظاهر کل او ظاهرخان مردباد رذیلانه چیغی پورته کیدی آیا د سردار داؤد په صدارت او په اصطلاح جمهوری دوره کښ ممکنه وه چی څوک ووایی داؤد خان کل مرده باد ؟ خیال ا ست و محال است و جنون .تاسی دملی شخصیتونو جهنمی جزاګانو او اعدامولو ته د داود په په دوره کښ د کوم آزاد قضاوت په رڼا کښ ارزیابی کوۍ ؟
که څوک تله دانصاف په لای کښ ورکا
خپل ټټو او دبل آس په بابر کا


اسم: هیواددوست   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 23.12.2015

آقای راستگواحترامات برای تان تقدیم میکنم .

واقعآ یک افغان ،شهید داود خان را بنام های که بعضی ها،شما ذکر کردید آنرا یاد نمی کند کسیکه تمام زندگی خود را کار کرد تا سطع زندگی اکثریت مردم بلند برود و آخر مردانه وار مقابل ابر قدرت شوروی و نوکرانش استاده شد خود و فامیل هود را قربان وطن خویش کرد.
نفرین یه آن نوکران اجنبی و کند ذهن که ده بار نوشته شد که این مصاحبه های داود ملکیار اگر توجه شود یک مصاحبه ، مصاحبه دیگرش را رد میکند و غیر از ضیاع وقت کدام چیزی خواننده حاصل نمی کند .
بغیر از 2-3 نفر کند ذهن که توصیف و تمجید میکند.
موفقیت های تان را آقای راستگو از خداوند آرزو کرده موفق باشید با عرض احترامات .


اسم: ایاز نوري   محل سکونت: Holland    تاریخ: 22.12.2015

محترم کلیوال صاحب، سلام!
تاسو ماته داسو لیکلي دي:
«په دی کی هیڅ مسلمان سره هیڅ شک نشته چی د کائناتو د ستر نظام په اسرارو یواځی د دی نظام خالق پوهیږی او د انسان پوهه ډیره کوچنۍ او نیمګړی ده، خو له بده مرغه په هغه څه چی پوهیږو هفه هم په سمه توګه سر ته نه رسوو او شاید همدا به د دی لامل وی چی ورځ تر بلی د نوو او سختو حالاتو سره مخا مخ کیږو .»

زه دلته ستاسو نظریې سره په بشپړه توکه موافق یم، چې هغه څه، چې زمونږ غلم پرې غالب دئ، د هغوی سره هم مسوولانه چلند نه کوو. د بیلګې په توګه د ډېر اولاد راوړل دې مشکلې دنیا ته!! زه قاصر همداء اوس درې اولاده لرم د هر اولاد تر منځ زما پر مسوولانه احساس پنځه پنځه کاله واټن ما عملي کړ، هر اولاد مې دوه کاله او دوه میاشتې خالصه د مور د ټي شودې ورودې او نوره ما او مور یې په کلک تصمیم دا دروازه د اولاد راوړلو پسې بنده کړله. اوس مې دا هر اولاد لکه د بزکشي آسونه...!! جوړ او سالم دي. یعنی خلقت دلته په یوه معین انداز کې انسان ته اختیار هم ورکړاي دئ. اما مونږ تاسو وینو، چې د هم دغه د ډېرو بی ضرورته اولادو د زېږولو د موضوع سره ډېر ډېر انسانان جاهلانه چلند کوي او بد او مشکل ژوند تیروي.

د محترم غلام حضرت صاحب عالمانه لیکنه ستاسو په پته ما ولوستله. بلې، انسان یو فاعل (عمل کوونکی) مختار دئ په معین چوکاټ کې، چې له دغه خپلو اختیاراتو نه سالمه استفاده وکړي، زمونږ د دغې مشکلې نړي ستونځې به تر ډېره راکمې شي.

په درنشت


اسم: داد خالقداد    محل سکونت: المان    تاریخ: 22.12.2015

قوماندان خالق داد پغمانی دیگران را مستعار نویس خطاب می نمائیدو می نویسد".... اينبار به جائی رسانيد که از ھمان زندان چرکين مستعار نويسی به نام" داد... خالق " تولد يافت" اینه چشم سفیدی.... بگفته عوام " بگیرش که نگیرید " و یا که چلو صاف به آب پاش می گوید: " در گور غار هایت..."
پیشنهاد من به قوماندان صاحب این است که اگر ثابت کردی که واقعاً به نام "خالق داد پغمانی" وجود فزیکی داری ودر مونشن بود و باش داری!!! من 100 مرتبه از خودت معذرت میخواهم، ولی همه می دانند که سر کله ات از کانادا بیرون می برآید....

درویش معروفی در نوشته خویش بودنه بازی و بجل بازی را آنطور تشریح نموده که تو گوئی از پدر, پدر بودنه باز و بجل باز بوده...


اسم: بیکمراد   محل سکونت: جوزجان    تاریخ: 22.12.2015

به جناب داکتر صاحب هاشمیان، احترامانه عرض می دارم که : هیچگاه کلمه « اباته» را برای خودنمایی مطرح نکرده ام و آن را دلیلی آورده ام بر اهمیت ابتکار « قاموس کبیر افغانستان» که حتی داکتر زبانشناس هم اشتباه می کند و شما هم که طهران، اطلس و بلوط را مثال آورده اید همه اسمای جامد اند. ایکاش از مشتقات نیز مثال می آوردید. اشتباه در مشتقات طوری که آن استاد محترم می دانند این است که غلطی به سایر کلمات مشتق شده از آن ساری و جاری می شود و به « تئوری های مخابره» ضربه می زند.
در مورد جملهء رکیک تان اختیار خود شماست. اما انصافا شما به حیث استاد و کلان یک خانواده جملهء نوشته شده تان را می توانید در جمع شاگردان تان یا خانوادهء تان با صدای بلند بخوانید. یک بار آن را بلند بخوانید، حتما رخسار مبارک تان از خجالت گلگون می شود که چگونه همچو عباراتی از قلم شما چکیده است.« زیرا از مناسبت و آشنا شدن عمر صمد با داکتر عبدالله و تحفۀگوشتی که او به ولینعمت خود عرضه کرده بود- آن نوع گوشت لذیذاکنون پیدانمیشود.این چوکی بلجیم خیرات همان گوشت است و قبول کردن چنین خیرات نیز جاغری مانند جاغر عمر صمد بکار دارد.»


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 22.12.2015

محترم راستګو صاحب، شما بی حد کوتاه ولی پرمحتوا چند مساله را کاملا درست ارزیابی کرده اید. مسایل داوود خان، میوندوال،ملک خان و حتیا خان محمد خان و غیره آنقدر ساده و معمولی نیست که هر کسی آنرا از روی دسترخوان خویش ببیند و در مورد چیزی بنویسد. این مسایل ابعاد داخلی و مهم تر بین المللی دارد. نظر شما را کسانی میتوانند درک کنند که از درون خویش برایند و به آیینه ای جهان نظر اندازند. من مستند از توطه های ګروپ رشتیا، افراد دارالانشاء شاهی و دیګران خبر دارم که برعلیه داوود خان متواتر طرح میګردید و از موضوع، محترم حسن شرق هم خبر است. این موضوعات بسیار وسیع اند. اقلا در یک موضوع که بعدا باعث استعفای کابینه ای داوود خان ګردید، یک همصنفی من یعقوب پسر عمه ای جنرال مسغنی و خودم خواهر زاده ای غلام حیدر خان عدالت وزیر کابینه ای داوود خان قربانی و تحت محکمه ای سه ساله ای نطامی قرار ګرفتیم، بدون موجب و بی ګناه. این داستان ها خیلی طولانی اند. در اخیر داوود خان شهید را چنان تنها ساختند که فقط یک مثلث داوود، مستغنی و عدالت باقی ماند که باالاخره در سال ۴۲ استعفا نمود. در بعد بینالمللی آن کلیسا و سویس شریک اند. با تاسف که حوصله ای نوشتن را ندارم چه دو بار مسمومم کردندم و دو بار فلج ګردیدم، یقوب صنفی ام در اثر مسمومیت اول جان سپرد. مثلث نام ګرفته از موضوعات، البته بعد استعفای کابینه خبردار شد. در بازدیدم با داودخان به همراهی مامایم عدالت در سال ۱۹۶۶هردو به من ګفتند که تو و یعقوب قربانی یک سیاستی ناجوانمردانه و دنی علیه ما ګردیدید. آقای شرق که خبر کامل دارد، لطفا سکوت را بشکنانند. در اخیر هر چند در دوره ای داوودخان سه سال محکمه را ګذشتاندم و باعث تباهی حیاتم ګردید ولی هرکه بر شخصیت پاک و اعلی و وطنپرست و مردم دوست داوود خان یک حرف بدی مینویسد به همه انسانهای شریف جهان توهین مینماید.از اینکه این و آن صدمه دیده اند، کار توطه ګران بوده است تحت نام داوود خان و بس.
با حترام دوباره به شما


اسم: عین الدین راستگو   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 22.12.2015

عبدالله شکاک
جای مسرت است که خودت به شخصیت و مبارزه ملی استاد هاشمیان احترام دارید که در این حساب خودت و من و هزاران افغان دیگر در یک صف قرار میگیریم. استاد هاشمیان خدمتگار پر افتخار افغانستان بوده و است . خداوند خودت و محترمه ملالی جان و دیگر دوستان محترم خود را در حفظ و پناه حلقه ای تان نگهدارد. اختلاف من با شما و حلقه شما به هیچ صورت شخصی نییست من نه شما را شخصاً میشناسم و نه محترمه ملالی موسی نظام را. اختلاف من با حلقه شما که با دعوی ها و شکایت های متداوم شما و حلقه ای تان در همین پورتال وزین افغان جرمن آنلاین به روشنی ثبت است، در مسائل ذیل است:
1. به نظر من سردار داود خان شهید یک قهرمان ملی بود و منحیث انسان خالی از اشتباه و کمبود نبود و وی باید از دیدگاه دوران خودش سنجیده شود نه با معلومات امروزی و نه با طرز دید شما و حلقه شما که افراطی ماب وی را دیکتاتور و دیوانه خطاب میکنید ( همانطوری که پاکستانی ها رسماً در مورد نشرات میکردند). شما وی را عامل بدبختی افغانستان حساب میکنید در حالیکه به نظر من وی کوشید جلو تجاوز شوروی را با انقلاب سفید بگیرد.
2. به نظر من شهید میوندوال یک افغان ملی بود و آرزو و قصد خدمت به افغانستان داشت و ظاهرشاه و دشمنان میوندوال خاصتاً مشاورین شاه سید قاسم رشتیا و صدیق فرهنگ وی را تخریب کردند و بعداً در دوران جمهوری داود خان او هم منحیث انسان شاید خواسته و ناخواسته در یک کودتا برابر شد، و زمینه برای شوروی ها و کمونیست ها مساعد شد. شوروی ها و کمونیست ها که از نزدیکی احتمالی میوندوال و همکاری احتمالی وی با داود خان در ترس بودند وی را کشتند. شما و حلقه شما به طرز افراطی عقیده دارید که میوندوال بی گناه بود و داود خان وی را کشت.
3. به نظر من مرحوم ملک خان یک افغان ملی و خدمتگار جدی بود که سردار داود خان شهید وی را شناخت و برایش موقع خدمت داد. ملک خان با یافتن اختلاس ها و سوء استفاده ها از طرف درباریان تخریب شد. مثلاً سید قاسم رشتیا خودش در کتاب خود از برخورد شدید با ملک خان در مورد اختلاس در انحصارات یاد میکند. بعداً غرور ملک خان از حد زیاد شد و با داود خان که حامی اصلی وی بود در تضاد شد. و امر برطرفی اش توسط ظاهر شاه داده شد. امروز کتاب ملک خان توسط عناصر مختلف برای توطئه برضد داود خان مورد استفاده قرار میگیرد و به نظر من هیچ سند اعتباری شمرده نمیشود. شما و حلقه شما از ملک خان شخصیت بی مثال تاریخی ساخته اید و کتاب وی را که اصل نوشته های وی نیست مأدخذ طلائی فکر میکنید.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 22.12.2015

به ارتباط بیانات آقای بیکمراد
من دریک مقاله "اعاشه و اباطه" نوشته بودم- آقای بیکمراد /باطه/را به /اباته/ تصحیح کرد - ومن از آقای بیکمراد تشکر کردم. اما آقای بیکمراد تاحال دوبار این موضوع را بقسم یک خودنمایی مطرح ساخته است. باردوم او مدعی شد که هاشمیان در مقالات سابق خود نیز /اباطه/ توشته واینک بار اول املای صحیح این کلمه را ار من(بیکمراد) آموخته است :
1) در صورتیکه او مقالات سابق مرا ندیده و سندی در زمینه ندارد، دست خالی چرا چنین ادعایی را به پیش انداخته است ؟
2) فرض کنیم که من درمقالات سابق خود هم /اباطه/ نوشته باشم، اینک از تصحیح شما تشکر کردم، بیشتر ازین چه توقع دارید؟
3) آقای بیکمراد یک آدم گنجوس( سخت و ممسک) و "چشم تنگ" بنطرمیرسد، چونکه املای یک کلمه راتصحیح کرده، به "تشکر" قناعت ندارد، گویاباید مناره ای بنام او ساخته شود!
4) زبان دری تحت نفوذ زبان عربی قرارگرفته دربعضی موارد دری زبانها بین /ت/ و/ط/ فرق نمیتوانند- بطور مثال تا دهۀ 60 میلادی ایرانی ها (تهران) را (طهران) مینوشتند- درین اواخر بارتباط (فرهنگ زبان دری) دو کلمۀ (اطلس) و (بلوط) مطرح قرارگرفت. اصولا هر کلمه ای که حرف /ط/ داشته باشد، باید عربی پنداشته شود- اما چرا /بلوط/ را به /ط/ مینویسند، درحالیکه چوب بلوط ازپیداوار خاص حنگلهای افغانستان و منطقۀ مااست - نمیدانم که درخت بلوط در عربستان هم میروید یا خیر، اما نهال درخت بلوط یقینا از عربستان به افغانستان نیامده، پس چرا بلوط را به /ط/ می نویسند ؟

کلمۀ /اطلس/ مثلا(اوقیانوش اطلس) و هم پارچۀ (اطلس) را چرا در افغانستان به /ط/ می نویسند؟ و کسانی هم هردو را به /ت/ می نویسند - مثالها زیاد است ومن بهمین سه مثال اکتفا میکنم- هدف من از مطرح ساختن این موضوع اینست که ما در زبان دری مشکل املا نداریم، مشکل املا درزبان دری به ارتباط کلمات وام گیری شذۀ عربی است که درنتیجۀ قدامت 1400 سال (مفرس) شده اند، یعنی تابع دستور زبان دری قرارگرفته اند. همین کلمۀ /اباته/ در فرهنگ حسن عمید درج نشده ، اما در فرهنگ محمدمعین درج شده است.
موضوع دومی که آقای بیکمراد برای سومین بار مطرح ساخته قضیۀ عمر صمد سفیر جدید افغانستان در بلژیک (مرکزناتو) است . خانم سابق عمرصمد بروز روشن دردفتر کار وزارت خارجه با وزیر خارجۀ وقت(داکتر عبدالله)زنا میکرده است- عمر صمد بدین خاطر به حیث سفیر در کانادا مقرر شده بود- شخصیکه ناموس خود را به چوکی فروخته باشد، چطور میتوان بالای او اعتماد کرد که در مرکز ناتو سفیر افغانستان باشد. آقای بیکمراد خانم مطلقۀ عمر صمد را دختر و همشیسرۀ خود قلمداد کرده است، اختیار خودشان است - من آن زن و هم شوهر او را نمیتوانم برائت بدهم- لهذا این رویداد را بار دیگر و بار دیگر درموقعش افشا خواهم کرد- اگر آقای بیکمراد خودش بوکالت داکتر عبدالله یا عمر صمد میخواهد از آن زن معذرت بخواهد، دروازۀ پورتال باز است. درین صورت سخن به اخلاق اسلامی و افغانی میکشد که در شعاع ارزشنهای هر دو اخلاق، عمر صمد وخانم سابقش و داکتر عبدالله را نمیتوان برائت داد. کسانیکه طرفدار حفظ و دوام اخلاق اسلامی و افغانی در افغانستان نمیباشند، گویا دروازۀ زنا و فحشا را باز میگذارند و من خود را از آنجمله نمی شمارم - بااحترام سیدخلیل الله هاشمیان

یادداشت : صوت یا حرف (همزه) در جملۀ اصوات زبان دری شامل نیست ومن درنوشته های خودم حرف همزه را چه در وسط کلمه باشد یا در آخر کلمه، رعایت نمیکنم. هاشمیان


اسم: عبدالله شکاک   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 22.12.2015

ارجمند راتگو نام
نخست به مقتضای فطرتت ،تفتین مکن .
من به استاد هاشمیان در عالم غیاب به معیار پدر خود ، حرمت قایل هستم .استاد هاشمیان که بیشتر از بیست و پنج سال بهترین و طلایی ترین ایام عمر خود را از طریق نشریه مترقی و انقلابی آیینه افغانستان بحیث منادی منهاج حق و حقیقت مردم ووطن خود سپری نمود . استاد هاشمیان مانند داکتر رمضان بشردوست خدمتگار فی سبیل الله وطن و مردم خود است ، ولی ابراز حقایق فوق بدین معنی نیست که جناب شان بعضا در قضاوت و ابراز نظر مرتکب اشتباه نگردند ، فرستادگان خداوند نیز از این امر ، مستثناء نبودند چنانکه باری موسی مورد عتاب خداوند قرار گرفت .
ثانیا بخوان و بدان که مفهوم شعارت « دلم بایسکلم » به اطعمه هاضم غیر منهضم میماند .این شعار در محیط و ماحول و زمان و مکانی که در ان زندگانی داری ،در منافات کامل قرار دارد .زیرا
امروز تو در عصری و جهانی زندگانی داری که ادعاها و نظریات و تیوری ها و دکترین ها روی اصول و پرنسیپ و موازین علم ومنطق و اجتناب از تلوث قرار دارد ، خواه این منطق صوری است و یا دیالکتیکی اعم از « سوبژکتیف و آبژکتیف » .
شعبده بازان سیاسی هم وجود دارند که از روی خبث باطن و نیات پلید و وتحمیق اذهان مردم ، شعار های خود را روی پایه های موریانه جورده متلون سفسطه و مغالطه بنا میکنند ولی سفسطه ماهیتأ مغالطه و تفتین و تلوث است ،نه مناطقه و حجت و برهان .
متدسفانه چندین بار ملاحظه کرده ام که تو نوشته های وطن پرستانه یک خانم مبارز و حقگوی افغان یعنی ملالی نظام را مورد تمسخر و استهزاء قرارداده ، نیات وطن خواهانه اش را ، تفتین مآبانه به اقاربش ، رشتیا و فرهنگ مرتبط ساختی.
من خانم دومی را نمی شناسم که همپایه این زن شجاع درین ویب سایت بزرگ از نوامیس ملی وواقعیت های مسلم و انکار نا پذیر تاریخی ووطنی و مردمی خود دفاع کرده باشد .
چنین استنباط میگردد که ریموت کنترول شعار هایت در کدام رصد خانه دور از منزلت قرار دارد.
توصیه من بحیث یک مو سپید به تو این است که : بیندیش بینداز
خداوند ترا در تأمین آرزوی فوق یاوری نماید .


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 21.12.2015

قدر من ورورجناب غ حضرت صاحب ! د سلامونو او نیکو هیلو تر رسولو وروسته ، عرض دی چی زه په دی هکله چی انسان ذاتأ او د انسانی خصلت له مخی د خیر د لاری پیرو او د همدی لاری لاروي دی هيڅ شک نه لرم او بلکل د تاسو سره هم نظر یم، خوله بده مرغه له دی نه هم انکار نه شی کیدای چی همدا انسان د خپل عمر په ټولو اوږدو کی تر دی حده د نفس اماره د تاثیر لاندی راغلی دی بی له کومی اړتیا یی د خپلو نفسی غوښتنو د پوره کیدو د پاره نورو ته ستر زیانونه او تاوانونه رسولی او د بی ځایه غرور له کبله یی دا ښکلی دنیا د نورو هم نوغان (انسانانو) د پاره دومر ه بدرنګه او بی خونده کړیده چی بی شمیر انسانان همدا اوس د ژوند نه بیزار او مرګ ته تر جیح ورکوی. تاسو هم د رحمان بابا او نورو شاعرانو د آثارو لوستل د شاعر کیدو د پاره ضروری بللی او زه هم تاسوسره هم عقیده یم . رحان بابا هم چی کله د ستم چلیدل وینی نو داسی فرمایی :
په سبب د ظالمانو حاکمانو ــ کور او ګور او پیښور دری واړه یو دی .داچی زما شعر مو لوستلی او نیک نظر مو راکړی یوه دنیا مننه . په ډیر درنښت


اسم: فريدون سلام زاده   محل سکونت: Germany    تاریخ: 21.12.2015

محترم محد داود مومند
از تبصره که به مساله "آيا محترم ميوندوال فکر کودتا داشت؟" تشکر میکنم.
ميرمحمد صديق فرهنگ در کتاب خاطرات خود مدعی شده است که محترم ميوندوال فکر کودتا داشت. تا جايکه من تاريخ خواندم بعد از جنگ دوم جهانی شماری از نظامی ها، رجل سياسی و حتا روشنفکران که تحول میخواستند، دست به کودتا زدند. در جهان از اسيا تا امريکای لاتين صدها کودتا رخ داده است. اينها میگفتند که راه ها بسته است و يگانه راه کودتا است. شماری مخالف کودتا بودند و آنها هم دليل و برهان دارند....
شما درست میگويد که کودتا تنها در انحصار محمد داود نبود. کودتا عليه محمد ظاهرشاه و يا محمد داود. پرسش من اينست آيا محترم ميوندوال فکر کودتا داشت. عليه کی بحث جداگانه است.


اسم: داد خالقداد   محل سکونت: المان    تاریخ: 21.12.2015

انجینر معروفی می نویسد:

"وبسایت ما ھمان قسمی، که در اھداف نشراتی و ايدآلھای خود ممتاز و بی رقيب است در بين تمام صفحات انترنتی و کلاسيک افغانھا در داخل و خارج افغانستان از نگاه ذوق و سليقه و املاء و انشاء نيز پيشقدم و راھنمای و راھگشای است. چهبسا تحليلگران در داخل و خارج که از تحليلھای سياسی و عالمانۀ پورتال بھره می برند و چه نخبگانی که بدون مطالعۀ مطالب پورتال لب به سخن نمی گشايند و سر ميز مدور نمی نشينند.
در برابر عظمت و جايگاهِ شامِخ اين وبسايت، ھيچ کسی که ذره ای از وجدان و انصاف دارد،
نمی تواند سر تعظيم خم نکند!!!!!!"

جواب: متل آلمانی است: خودصفتی بوی بد دارد... اما انجینر صاحب، از خود صفتی تیر شده، مبالغه، اغراق و غلو را عقب زده و از تب زیاد به هزیان گویی مبتلاء گشته که یگانه جواب معقول فقط "جرت" گفتن است و تمام....


اسم: Abdullah   محل سکونت: California    تاریخ: 21.12.2015

درین روز ها کتاب بنام ( دوره طلایی پنجسال جمهوریت ) را به دسترس هموطنانی که در جستجوی حقیقت هستند به دسترس شان قرار دادم.

درآن موضوع پلان های 5 ساله و هفت ساله داود خان توسط آقای فروغ نوشته شده و همچنان فشرده مصاحبه داکتر رحیم شیرزوی در باره سفر داود خان به پاکستان، تسلیم دهی رهبران جهادی و..... و در باره 7 موضوع که از طرف احزاب افراطی چپ وراست و آنانیکه که با آمدن رژیم جمهوریت منافع خودرا از دست داده وبر ضد رژیم جمهوریت و داود خان در ین 40 سال تبلیغ نموده اند جواب ارائه گردیده است و کوشش میشود که از طریق این پورتال هم به زودی نشر شود . بااحترام


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 21.12.2015

ښاغلی محترم سلطان جان کلیوال ته سلامونه او ښې هیلی وړاندی کوم.
غوښتل می ستاسی د وروستی شعری لیکنی په هکله درسره د زړه خواله وکړم، چه البته ښاغلی ایاز نوری وار له مخه او ستاسی د شعر په هکله ئې ښکلی لیکنه در ته وړاندی کړه.
ښاغلی کلیوال صاحب!موږ داسی اوریدلی دی چه انسان اشرف د مخلوقاتو دی. په عربی ژبه کی کله چه د صفت د صیغې سره د "الف" حرف یا توری یو ځای شی، یانی مخکی له صفت نه الف استعمال شی نو معمولی صفت په تفضیلی صفت اوړی، مثلاً کبیر- اکبر یا صغیر - اصغر.
شریف مانا نژدې او اشرف مانا ډېر نژدې.سؤال را منځته کیږی چه څه ته نژدې؟
خپل پاک فطرت ته نژدې ، یا شاید داسی هم تعبیر شی چه نژدې د شر غونډۍ ته او نژدې د خیر غونډۍ ته، که د خیر پر لیاره روان شو د خیر غونډۍ ته رسیږی او که د شر پر لیاره روان شو د شر غونډۍ ته به رسیږی، خو داسی ښکاری چه انسان فطرتاً د خیر د لیاری لاروی دی او د شر څخه کرکه او نفرت لری، د انسان فرق د حیوان سره په همدې کی دی چه حیوانان یو د بل څخه سخت ویریږی خو انسانان یو د بل څخه نه ویریږی، دا چه کله یو انسان په ځینو خاصو شرائطو کی د ځینو خاصو علتونو له کبله په ځینو خاصو غیر انسانی کارونو ګوتی پوری کوی دا به هیڅکله د انسانیت عمومی تعریف او موقف او موقعیت ته صدمه و نه رسوی، ځکه د ځینو انسانو جنایتکارانه اعمال د انسانبت پاک فورمول د جنجال سره نه شی مخامخ کولای او انسان په مجموع او تهداب او په نهاد کی د شر مخالف دی خو د شر خواته ورتګ ئې هم خپل د صلاحیت او ارادې محصول دی.بناً عرض می دادی چه موږ او تاسی باید د خپل انسانیت او پاک فطرت د ښکلی او ستر ماموریت څخه منکر نه شو او د شر د لیاری د څو کسو لارویانو په اعمالو و نه شرمېږو او دومره مأیوسه هم نه شو چه انسانیت او فطرت هغوی ته ور تسلیم کړو، بالآخره داسی ورځ راتلونکی ده چه هغوی ( د شر د لیاری پیروان) به انسانی فطرت ته تسلیم شی. یو بل وړوکی عرض می دادی چه د شعر ویل شاید ډېر لذت او خوند ولری او ددې مزې څکل د هر چا حق دی خو د لویو شاعرانو لکه عبدالرحمن بابا او مولوی او سعدی د اشعارو لوستل په حقیقت کی د شعر او د ټول انسانیت یو خوږ او معنوی او حتی علمی تفسیر دی او د هغوی د اشعارو په لوستلو او لږ غوندی عمل کولو، به موږ هر یو، یو بریالی شاعر ( د ژوند په مفهوم پوه) او یو بریالی انسان و اوسو. مننه.


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 21.12.2015

محترم ورور ایاز نوری صاحب ! زما سلامونه هم ومنئ . داچی زما د شعر په رابطه کی مو د قرآن عظیم الشان د مبارک آیات ژباړه وړاندی کړی مننه کوم . په دی کی هیڅ مسلمان سره هیڅ شک نشته چی د کائناتو د ستر نظام په اسرارو یواځی د دی نظام خالق پوهیږی او د انسان پوهه ډیره کوچنۍ او نیمګړی ده، خو له بده مرغه په هغه څه چی پوهیږو هفه هم په سمه توګه سر ته نه رسوو او شاید همدا به د دی لامل وی چی ورځ تر بلی د نوو او سختو حالاتو سره مخا مخ کیږو . په دی هیله چی خپله نیمګړی پوهه په سمه توګه و کاروو .نوری صاحب که رښتیا درته و وایم د پښتو ژبی په ګرامر خصوصأ د «یا» ګانو په کارولو کی ډیری ستونزی لرم، زیار به و کاږم چی سمی یی استعمال کړم له دقت او پاملرنی نه مو ډیره مننه. په درنښت


اسم: پلوشه ....   محل سکونت: هالند    تاریخ: 20.12.2015

خانم محترم و عالی قدر ملالی موسی نظام سلام بر شما،
فهمیدم نوشتن چند سطر از طرف من خوش تان نیامده و یک قسمت اعظم آن را به تاپه زدن همیشگی مثل(آنانیکه سخت از افشای اسم اصلی در هراس اند، به مشاهده می رسد. زمانیکه مستعار نویسان این قسمت های افغان جرمن، القابی به ارتباط حق بینی، راستکاری و امثال آنرا انتخاب می نمایند، خوانندگان، مخصوصاً که سبک شناس هم هستند، از خود می پرسند که آیا کتمان و دوری از هویت اصلی اشخاص کاملاً شناخته شده، انسان را از «حقیقت» دور نمی سازد؟ مخصوصاً که انتخاب اسم های مستعار والا مرتبت برای خود انسان، آدم را بیاد این گفتۀ نغز می اندازد که: مشک آن است که خود بوید، نه اینکه عطار گوید.)
طفره رفته اید. البته من از شما خفه و عصبی نیستم. زمانیکه جواب مقنع پیدا نشود این کلمات کلیشه شده دوای آرام بخش خوب اند، انسانها می توانند خود و حقاقیق را در آن پنهان کنند.
هموطن عزیز خانم موسی نظام، کسی به نام مستعار نوشته می کند هراس دارند که ترسِ، ضَرَری به خود شخص و فامیلش در میان باشد. یا نوشته های شان حمل کنندهٔ کلمات زشت و ناپسند جامعه باشد. شما خو نه مافیای مواد مخدر استید نه رئیس کدام کشور مستبد پس چی لوزمی دارد من خود را پنهان کنم. باز گیریم که شما درست بگوید این یک نام مستعار باشد.وقتی پیام تخریش کننده برای شما نداشته باشد چی عیبی دارد. بنده فکر می کنم که در آن نوشته خدانا خواسته توهین و حقارتی در کار نبود صرف شما را متوجه تخریب یک سایت ملی می ساخت.
محترمه ملال موسی نظام! شما از شخصی به نام نریمان از امریکا نوشته اید. من آنرا در گوگل سرچ کردم، با این معرفتی که شما از آن دارید نیافتم وقتی گوگل نیافت من او را چه طور بیابم این بدان معنی است که شما خواننده گان عزیز و من را پشت نخود سیاه فرستادید.
محترما! من از لابلائی نوشته ها میدانم که یک عده از نویسندگان مجرب، آگاه و توانمند ما جنگ نیابتی دو سردار فقید را (که خداوند از گناهان کرده و نا کردهٔ شان بگذرد) به پیش میبرند. حیف این همه انرژی، وخت که در این زمان اساس به آن مصرف میشود. (البته بنده هردوی آن ذوات محترم را احترام می گذارم) از قدیم ها گفته اند: «جنگ که در بگیرد تر و خشک می سوزد».تا جایکه این هیچ مدان تصور می کنم از لا بلای نوشته های شان میخوانم این جنگ برنده و بازندهٔ ندارد صرف ضیاع وخت خود و خوانندگان است.
البته یک نیمه بازنده دارد که پورتال افغان جرمن آنلاین میباشد.
شما در گذشته در حال حاضر و در آینده از یک نام نیک، شهرت خوب و پاک، مبارزهٔ خستگی ناپذیر حقوق ما زنان بر خوردار استیدکه بنده به آن افتخار می کنم.
با احترامات فایقه
پلوشه ( این بار از تخلصم صرف نظر کردم چون بد تان آمده بود.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 20.12.2015

محترم فریدون زاده
جناب شما نوشته اید : « بدون شک میوندوال شکنجه شده ، اما سوال این است آیا میوندوال کودتا میکرد و یا نه ؟
و بعدأ پاراگرافی را از کتاب فرهنگ به ارتباط ملاقاتش با شهید میوندوال و اینکه او با فکر تدسیس یک جمعیت سری میخواست از طریق کودتا سلطنت را سقوط بدهد نقل قول فرموده اید .
در پاراگراف فوق مطالب ذیل قابل تدمل است .
یک : صحت و ثقم گفتار فرهنگ که به سرحد دشمنی با شهید میوندوال مخالف بودچنانکه من در جریده وزین مساوات و اخبار روزگار شاهد این مخالفت ها بودم و سرانجام شهید میوندوال با منطق قوی و بی نظیر خود ، فرهنگ را بیچاره و زبون ساخت قابل سوال است .
دو : فرهنگ از فکر کودتای شهید میوندوال علیه رژیم سلطنتی صحبت میکند .
حالا اینگه جناب شما میفرمایید که آیا میوندوال کودتا میکرد و یا نه ؟
وضاحت ندارد که منظور جناب شما از کوتای میوندوال کدام کودتاست ؟
کودتا علیه رژیم سلطنتی که فرهنگ از آن صحبت میکند و یا کودتای نامنهاد علیه داؤد شاه که رژیم کودتایی دارد شاه مدعی آن است ؟
تمسک جتاب شما به ادعای فرهنگ چنین میرساند که منظور شما فکر کودتا علیه پادشاه سابق است ولی از تذکر شکنجه شما در مورد شهید میوندوال چنین استنباط میگردد که شما از اتهام کودتای نام نهاد میوندوال علیه داؤد شاه صحبت میکنید .
به هر صورت ، مرحوم میوندوال مانند مرحوم وزیر صاحب عبدالملک خان متهم به خیانت ملی کودتا گردید و مرحوم میوندوال و یک عده رجال بزرگ ملی نه تنها به شیوه رژم های فاشیستی و ستالینی شکنجه گردید بلکه نابود گردیدند .
جناب محترم فریدون خان ! به فرض محال برای یک لحظه قبول کنیم که میوندوال کودتا میکرد ، سوال اصلی و اساسی درین جا خواهد بود که اگر کودتا یک خیانت بزرگ ملی بود چرا لیونی سردار به معاونت ایادی کی جی بی بار اول سنگ تهداب کودتا یعنی این خیانت ملی را در کشور گذاشت و از راه نامشوع یعنی کودتا مانند داره ماران در نیمه شب به عصب قدرت توصل جست ؟
مگر در لوح محفوظ نوشته شده بود که کودتا کردن تنها حق خدایی لیونی سردار است ؟
باعض حرمت


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 20.12.2015

هموطن محترم جناب آقای عباسی صاحب!

سلام این برادر تان را از زیر آسمان سیاه با ستاره گان الماسی آن که امید است فردا آبی و افتابی باشد بپذیرید.

فرموده تان کاملاٌ به نظر من منطقی است که انصافاً یافتن راه در پس کوچه های ترکیبات فارسی و عربی "غاور" بودن به هر دو زبان را ایجاب می نماید.

بنده "غاور" بودن شما را "غالب" تصور کردم چونکه در فرهنگ لغات آن را نیافتم که امید است همینطور باشد.

وگر بنده چابک نباشد بکار
عزیزش ندارد خداوندگار


اسم: عین الدین راستگو   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.12.2015

محترم عبدالله شکاک
واقعیت مثل روز روشن است و دروغ پردازان که اصل موضوع را تغیر میدهند و برضد استاد هاشمیان دسیسه میکنند به هیچ جائی نمیرسند. غیر از محترم شکاک که دشمنی اش را با استاد هاشمیان بار ها ثابت کرده است هر هموطن بیطرف دیگر که این موضوع را ،بر اساس اصل گفته ها نه بر چرخش های دروغین شکاک و امثالهم، تحقیق کنند خواهند دید که اصل موضوع چیز دیگری است و اصلا محترم بیکمراد یا فهمیده و یا نفهمیده پای محترمه ملالی موسی نظام را دخیل کرده و توقع بیجای معذرت خواهی دارد.‌ کرونولوژی این واقعه چنین است:
1- استاد هاشمیان یک مضمون عالمانه و به موقع در مورد کنفرانس قلب آسیا نوشت و رئیس جمهور غنی را بنا بر دلایل ملی منافع افغانستان از رفتن بر حذر داشت.
2- محترم بیکمراد با لحن توهین آمیز بر استاد هاشمیان انتقاد کرد که توقع وی و حتی معلومات وی از مورد کنفرانس قلب آسیا ناقص است و بیجا نوشته است.
3- اینجانب نوشتم که استاد هاشمیان به محترم بیکمراد جواب ندهد چون ایشان از دوستان و همفکران سفیر جدید افغانستان به بلجیم عمر صمد است.
4- استاد هاشمیان با همان به رسم و شیوه وطنی از یک واقعه که بین عمر صمد و داکتر عبدالله در دوران وزیر خارجه بودن داکتر عبدالله شده بود و تمام وزارت خارجه و کابل افغانستان از آن باخبر اند بدون نام گرفتن اشاره کرد.
خواننده های محترم قضاوت کنند که در کجای این نام محترمه ملالی موسی نظام آمده است که حالا این محترمان فتنه انگیز از استاد محترم هاشمیان توقع بیجای معذرت دارند؟
محترمه ملالی موسی نظام خودش دوهفته قبل در چندین ویب سایت یک مقاله شدید نوشته و داکتر عبدالله و شیکپوشی و مصارف وی را نکوهش کرده است.
عبدالله شکاک با تاریخچه اش معاف است،


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 20.12.2015

سلام جناب محترم غ. حضرت صاحب , حق به شما که احساسات نتنها ضعف استدلال یک فرد را انعکاس میکند بلکه ترس خصلت گرفتن دیکتاتوری نیز موجود شد میتواند إ اما یک خاطرة چشم دید را به شما عرض میکنم : بمن درسال ۲۰۰۳ یک ژورنالست اطریشی به افغانستان رفته بود واین ژورنالست در کابل وسمت های دیگری افغانستان دیدن کرد و در اخیر چنین نتیجه گیری کرد.
ژورنالست گفت که زیادتر منورین پله بین هستند ونظر به موقع موقف خودرا تغیر میدهند و دو رویه هستند و در بحث ها شف شف زیاد مروجهستند اما مردمی بی سواد در حرف های خود صادق هستند و من درک کردم که اگر اینها نمی بودند افغانستان ازبین رفتنی بود تاکه منورین این خصلت های منفی خودرا از خود دور نکنند افغانستان به پای خود استاده نمی شود و سابق اتحاد شوروی همین افغانهای شمارا به مرام های خود استعمال کردند و الان هم افغانهای شما چانس طلای خودرا زیری پای کرد إ ژورنالست اضافه کرد که من از شما نظری خوب نداشتم چرا دائيم الفاظ زشت استعمال میکردی و اینها را قاتلان , وطن فروش و فاسد تاکید میکردی و الان از شما دربارة نظرداشتن خراب معذورت میخواهم وشما حق به جانب هستید که از شف شف کار نمیگیرید و مستقیمآ این تخریبات را بنام میگیریدإ

بلی من اطلاعی کامل دارم که محترم ملکیار دردی زندانی شدن قبله گاه مرحوم اش مانند دیگران جنایت میبیند و تلاش دارد بوسیلة این دردی باحق را ضمیر های منورین را بیدار سازد و شخص پرستی و پله بینی را از خود دور کنند و به الفاظ روشن حق حق بگویند و جنایت و قتل را جنایت و قتل ودر مقابل اش عملی اقدام کنندإ

چند روز قبل یک ډرامی چاپلوسی دیگر ( سابق تبلیغات را به طالبان فروخته شده از بی بی سی میکرد) به حیث مشاور پیدا شده و خودرا ژورنالست مسلکی بی بی سی ( که دراین دستگاه با وایس اف امریکا اشخاصی وظیفه گرفته میتوانند که انها تبلیغات زهرناک ایشان را به ابتکارات خاص بدون چون و چرا پیاده کنند ) می نویسد که در افغانستان همه چیز خوب است و تنها ان جوانان افغانستان را ترک میکنند که انها سابق ترجمانان بودند و اموختگی به معاشاتی ډالری داشتند اما این پروپاگندچی بی بی سی فکر میکند افغانها احمق هستند و انها فراموش کرده که برای اکثریت ترجمانان ان وقت ویزه داده شده وافغانستان را به ویزه ترک کرده !!

تا هنوز معلوم نشد که متفکر اول وسوم جهان کیها هستند اما در کابل هر چیز ممکن است و این متفکری دوم کابینه و مشاورین نالایق , فاسد ودروغگوی استخدام کرده واین هم با هدایت مانند که رای ملت را زیری پای کرده و به عوض ان خودرا به امر جان کیری تسلیم و حکومت حلقة قاتلان , جنایتکاران و فاسد را اعلان کرد إ این است استعداد متفکری دوم جهان إإإإ


اسم: عبدالله شکاک   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 20.12.2015

هم وطن محترم بیکمراد تاش
گلایه جناب شما از محترم استاد صاحب هاشمیان و تقاضای معذرت قابل درک است ولی جناب شما عامل اصلی بروزاین شر و فساد را که همانا شخصی است بنام عین الدین راستگو کاملا فراموش کرده اید .
این راستگو نام با رقم کردان اباطیل و اکاذیب مفتری و دور از واقعیت خود ، محترم استاد هاشمیان را تحریک نمود و استاد هاشمیان
صاحب مطلب خود را متکی بر معلومات دروغین راستگو نام متکی ساخت.
البته اگر استاد هاشمیان صاحب که یک خدمتگار صادق مردم ووطن ماست بمن اجازه بدهد من بحیث یک شاگرد غیر مستقیم شان از جناب شمامعذرت خواسته ، طلب بجشایش خواهم نمود. اما تاریخچه این دریچه ثابت میسازد که این راستگو نام که بیسواتر از نگارنده این سطور میباشد و به اصطلاح الف به جگر ندارد دایم خود را در حا لت طیران طیور مایعات و موقف فرمایشات و هدایات هوقی و ... توی قرارداده که نتیجه حاصله آن سرافگندگی است و بس .
این راتگو نام میگوید « دلم بایسکلم » این است منطق راستگو نام درین دنیای متمدن و دنیای عقل و منطق و معلومات و دانش ، متأسفانه نه بایسکل انتیک وی قابل مرمت میباشد و نه خودش لیاقت و اهلیت کنترول بایسکل خود را دارد.
به عقیده اینجانب چون راستگو نام منشاء اصلی مغالطه و شر و فساد است وی باید هم از جناب شما وهم از استاد هاشمیان شرافتمندانه نه تنها طلب پوزس نماید بلکه به رسم و شیوه وطنی خط بینی بکشد .
با عرض حرمت


اسم: عین الدین ر استګو   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.12.2015

محترم بیکمراد
دو سوال
۱- آیا شما اینجا برای حمله به هاشمیان تشریف آورده اید ?
۲- تبصره هاشمیان در مورد عمر صد و دکتر عبدالله بود
خواهر محترمه خودش یک مقاله اخیر خود داکتر عبدالله را خوب معرفی کرده است

عین الدین راستکو

امریکا


اسم: فريدون سلام زاده   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 20.12.2015

در رابطهبا نوشته جناب داود ملکيار. بدون شک ميوندوال شکنجه شده، اما سوال اينست آيا ميوندوال کودتا میکرد ويا نه؟ ميرمحد صديق فرهنگ که در دوران موسی شفيق وزير خارجه بود، در کتاب خاطرات خود که در همين نزديکیها چاپ شده است در صفحه 430 آن می نويسد:" ميوندوال به بلگراد آمد و از من ملاقات خواست. چون تنها شديم وی موضوع را چنين مطرح کرد که اوضاع در افغانستان برای انقلاب مساعد گرديده و به زودی سلطنت واژگون خواهد شد ..." در صفجه 434 همين کتاب مینويسد: "از گفتگويی که بين اينجانب (فرهنگ) و ميوندوال در بلگراد صورت گرفت چنين معلوم ميشد که مشاراليه در سال های اخير دوره شاهی به تاسيس يک جمعيت مخفی اقدام کرده بود که هدف آن سقوط دادن شاه و بدست گرفتن قدرت از طريق کودتا بود ..."


اسم: ایاز نوري   محل سکونت: Holland    تاریخ: 19.12.2015

شاغلی لیکوال او شاعر سلطان جان کلیوال، سلام!

ستاسو په قلم مو وروستی ستاسو نظم « په ځان مې شک دئ » تر عنوان لاندې ولوست، چې ستاسو د یوه ژور زړه سوانده احساس نمایش ته راولي. ما اوس دلته د قران کتاب راخلاص کړ او د سوره بقره د (۳۰) آیت مستقیمه ژباړه لیکم:
« او یاد کړه اې محمده! هغه وخت، چې وویل پروردګار ستا پرښتو ته، چې بیشکه زه ګرځوونکی یم په ځمکه کې د یوه خلیفه، نو وویل پرښتو آیا ګرځوې ته په ځمکه کې هغه څوک، چې فساد به کوي په دې کې او تویوي به (په ناحقه) وینی، حال دا، چې مونږ تسبیح وایو سره د ثتا ستا او نسبت د پاکي کوو تاته، وویل الله بیشکه زه پوهېږم په هغه اسرارو، چې تاسو پرې نه پوهېږئ.»
اوس کلیوال صاحب، تاسو فکر وکړئ، چې د یوه هیواد یو باچا یا یو حکومتي مسوول د ورځې د یوه ژوندي نفس بر ناحقه قتل کوي او د شپې خپل کټ ته ځي او لکه یو بل نه مسوول کس آرام خپل خوب کوي...!؟ دا څنګه؟ پس دلته آیا یوه بله اراده هم موجوده ده؟، دا اوسنی وضعیت، چې زمونږ په دې نړی کې روان دئ، دا ورځني په مسلسل ډول د انسان وژل او ناحقه قتلونه؟؟... بلاخره زه خو اقرار کوم، چې زمونږ له پوهې نه لوړ مسایل دي.

یادونه: که تاسو محترم پخپلو لیکنو کې پشتو ګرامري قاعدو ته مثلأ د (ی) ګانو سم مراعات ته توجه وکړئ، بهتره به وي.
په درناوي


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 19.12.2015

هموطن محترم جناب آقای نیک مراد!

مصروفیت های گوناگون اظهار سپاس و امتنان مرا خدمت شما به تأخیر انداخت که معذورم دارید . از تصحیح متنازع الفیه به « متنازع فیه » تشکر می کنم( من نوشته بودم) . چون در عربی معمولاً دو صفت و یا اسم و صفت را با علاوه نمودن الف و لام وصلت می بخشند مثلاً واجب الاحترام، زائد الوصف، جامع الکمالات و روح القدس . چون تنازع عربی و فیه هم عربی است تصور کردم تحت این قاعده می آید چون نوشتن آن به همین شیوه متداول است. انصافاً یافتن راه در پس کوچه های ترکیبات فارسی و عربی غاور بودن به هردو زبان را ایجاب می نماید.
شما اگر تا تدوین « قاموس کبیر افغانستان» منتظر نه مانده بحیث یک مصحح داوطلب به این خدمت ادامه دهید مسلماً بهر گیران زیادی خواهد داشت . دنیا مکتب آموزش است.



اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 19.12.2015

محترم هاشمیان صاحب بعد از سلام، سلامتی تان را خواهانم!

شما در مضمون "مجاهد درافغانستان به معنی: فاسد، فاسق، شیطان!" می نوسید:

" ما در افغانستان از جملۀ – 30 ملیون نفوس 25 ملیون فقیر، گرسنه و پای لچ داریم شما را چه -کرده که نمی توانید پولها و دارایی های غصب شدۀ خود ها را ازین مجاهدین ملیاردر تحصیل کنید ؟؟؟"

این 25 ملیون فقیر، گرسنه و پای لچ به یک تشکل و مقاومت معقول در سطح ملی و بین المللی توسط همین به فرموده شما پای لچ ها و پای پوت ها مانند ما ضرورت دارند.

باری یک برادر محترم بنام "نیستانی" از سیدنی یک مقالهً تحریر نموده بودند و در آن این جمله را نوشته بودند:

"آنچه مورد ضرورت است همانا تشکل یک اراد ه ملی قوی و فرا قومی و طرح یک برنامه مشترک ملی است. سوال این است که این اراد ه ملی و فرا قومی و این برنامه مشترک ملی را چگونه میتوان بوجود آورد. روشنگری و مناظره و تبادله افکار در این باب نخستین قدم در راه تشکل چنین اراده و طرحی خواهد بود".

یک مرد غیر از بنده چیزی ننوشت تا امکانات همچو یک تشکل را لا اقل بحث می کردیم.

با امکانات وسایل جمعی که دست بدست هم داده شود "مقاومت کبیر افغانستان" را هم در این مرحلهً سخن ممکن به پا آورد.

در افغانستان یک دیوانه نیمه مطلق و یک عاشق خودش شب و روز مردم را تاریک و از خود را روشن کرده اند.


فراموش نکنید که در عقب این فاسق ها و فاسد های ملی رفقای شیطان بین المللی هم است. یعنی یک دست دست دیگر را می شوید.

این صبح امیدی که طرب مایهً هستیست
بادی به قفس فرض کن آهی بجگر گیر

ب ، ی، د، ل


اسم: بیکمراد تاش    محل سکونت: جوزجان    تاریخ: 19.12.2015

خواهر فاضلهء من میرمن ملالی موسی نظام را سلام و احترام تقدیم می کنم. لقب « فاضله» را برای نخستین بار شاید در کتاب قرائت فارسی صنف ششم ابتدائی در وصف بانوی بزرگ « گوهر شاد بیگم» خوانده بودم که اگر حافظه یاری کند ، آن کتاب گوهر شاد بیگم را به مثابه زن فاضله و کامله وصف می کرد، شما هم با نوشته های روشنی بخش تان مستحق آن صفت هستید.کمبودات مثل پیشنهادات هردو اشتباه است ، کلمات دری را نباید به (ات) عربی جمع بست.
و سلام و احترام به استاد محترم صالحه وهاب اصیل وباید عرض کنم من در حدی نیستم که رهنما قرار بگیرم و در مورد ادبیات دری معلومات اندک دارم اما بدون «شک وشبهه» سخت علاقمند هستم تا با داشتن قاموسی، مشکلات ما حل گردد و دست نگر غیر در مسایل فرهنگی خویش نباشیم و به همت فرزندان افغان این کار صورت بگیرد. من اگر توانستم کلمات ترکی دخیل در زبان پشتو و دری را جمع آوری می کنم و به خدمت شما می فرستم. و به محقق و مترجم عزیز آقای احمد فؤاد ارسلا سلام عرض می دارم و یادآور می شوم که دانشمند ادبیات دری متاسفانه نیستم و پالیدن در گوگل هم لیاقت کار ندارد ؛ اما با شما صد در صد همنوا هستم که طرفدار « قاموس کبیر افغانستان » هستم و می باشم ، این ابتکاری است مهم و سرنوشت ساز که افغان جرمن آنلاین آغاز کرده است ، دیگران باید آن را همکاری کنند. و حق استادی داکتر صاحب هاشمیان در جایش محفوظ ؛ به حیث یک ریش سفید او را باید احترام کرد؛ اما توهینش به یک بانوی افغان که من ّباموصوفه هیچ اشنایی و شناخت ندارم با خواندن آن جملات رکیک به حیث یک انسان رگ های وجود مرا لرزاند ؛ بلی داکتر صاحب هاشمیان چنین نوشته اند : « زیرا از مناسبت و آشنا شدن عمر صمد با داکتر عبدالله و تحفۀگوشتی که او به ولینعمت خود عرضه کرده بود- آن نوع گوشت لذیذاکنون پیدانمیشود.این چوکی بلجیم خیرات همان گوشت است و قبول کردن چنین خیرات نیز جاغری مانند جاغر عمر صمد بکار دارد.»
استاد هاشمیان باید از همه خوانندگان معذت می خواست و حتی باید رسما به پورتال افغان جرمن آنلاین می نگاشت تا آن نوشته اش همراه با معذرتخواهی از دریچهء «نظریات » حذف می گردید. این کار، بزرگی او را نشان می داد و حرمت نهادن به یک زن را که خواهر من است و دختر استاد هاشمیان. مگر شما هم در این مورد خاص با من همنظر نیستید؟؟!!


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 19.12.2015

سلام و عرض ادب دارم خدمت برادران عزیزم هریک آقای هیواد دوست از امریکا و جناب داکتر صاحب غروال از اطریش.
منحیث یک هموطن بسیار بسیار کوچک تان خاضعانه عرض کنم که بررسی مسائل و موضوعات سیاسی و اجتماعی با عصبانیت و احساسات و در فضای افراط و تفریط، یک امر نا مناسب و غیر مدبرانه بنظر میرسد. این آقای ملکیار ( که بنده با خودش و افکارش آشنائی ندارم) با قربانیان متهم به انجام کودتای موهوم، پیوند خانوادګی و فامیلی دارد، و بنظر میرسد که این مسائل را از سالها به این سو مورد کاوش و تحقیق قرار داده، با وجود نزدیکی و پیوند، ایشان این مسائل را با روحیۀ بسیار مردانه و بدور از ابراز احساساتِ منفی با متانت و وقار و حوصله و حتی منطقی پیګیری نموده و می نماید، بخصوص نوشتۀ اخیرش که در دفاع از ادعای نزدیک به حقیقت، به رشتۀ تحریر در آمده، سخت قابل توجه و اعتنا میباشد.
جناب آقای هیواددوست! من اګر بجای پسر جنرال ملکیار یا میوندوال میبودم از این اظهارِ مظلومیت طبیعی یا تصنعی دست می کشیدم ولی به شرطیکه ظالمینِ در حقِ میوندوال و جنرال و مرستیال و سایرین آدم های فریب کار و مزدور و خود فروخته و رفقای کودتاچیان بعدی نه میبودند.این منصفانه نیست که با تظاهر به وطن پرستی، یک متهم به کودتا را سرکوب کنم و فردا با کودتاچیانِ مست و ملحدِ دیګری در یک سُفره بنشینم و شروع کنم به ګوشت خوردنِ مردم و تاریخ.بی پروا عرض کنم که یک شئ خوب، یک شخص خوب، یک حالتِ خوب، یک دورۀ خوب، تا زمانِ خوب است که صلابت و سلامتِ خویشرا تا آخر حفظ کند در غیر آن صفتِ آن حسنات سلب خواهد شد، نمونه های اینګونه واقعیت ها را در همین دوران خود، هر کدام ما مشاهده نموده ایم.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 19.12.2015

هموطن فاضل و محترم، جناب بیک مراد تاش، سلام بر شما، از همان آغاز تبصره های خردمندانۀ تان درین دریچه ها و نشر مضمونی از شما، این قلم که احترام و ارزشمندی زیادی به اشخاصی که با بیطرفی، منطق، استدلال، ارج گزاری به کرامت والای انسانی و مراعات عفت قلم و شایستگی در تحریر یکی از السنۀ ملی افغانستان عزیز، اقدام بورزند، قایل می باشم، از معلومات آفاقی و آموزنده در نوشته های تان مستفید گردیده ام. خداوند به شما خیر و برکت نصیب نماید.
در شرائطی که مملکت و مقدرات آن در انحصار و گروگان گیری جمعی بی اعتناء به منافع ملی مردم مظلوم آن سخت قرار دارد و آیندۀ روشنی را برای آن در افق تاریک فردا نمی توان جستجو نمود، مشاهده میگردد که جمعی هنوز هم که داستانی یا نوشته ای را از خاطرات و یا مشاهدات، غالباً برای سیاه کردن صفحات وبسایت ها و مطرح بودن، به هر قیمتی، بروز میدهند، از چند نفر هزاره، جمعی ازبک، تعدادی پشتون و یا گروپی از ترکمن ها درینجا و آنجا سفسطه سرایی مینمایند که چیزی جز انگیزۀ تفرقه و شقاق بین اقوام شریف وطن ویران چیز دیگری نمی تواند باشد. چرا باید در شرح رویدادی نگوییم که تعدادی از هموطنان افغان را در کجا دیدیم؟ حتی جسارت اینان تحت القاب داکتر و پروفیسر و امثالهم، تا حدودی پیش می رود که اصالت اسم هموطنان را مطرح مینمایند. یا الله! ملت افغانستان که از مجموع اقوام شریف آن متشکل است، دقیقاً همه به حکم قانون از حقوق و وجایب مساوی بر خوردارند، ولی همین طور که می بینیم، دست هایی که برای تخریب وحدت ملی به نحوی فعال اند، با نام و ارزش والای این اقوام بازی میکنند.
ضمناً، چونکه میزان دانشمندی شما در ادبیات در نوشته های تان آشکار است، لطف نموده این قلم را به دانستن معنی لغت جمع «کمبودات» که برای این شاگرد غیر آشنا و مجهول جلوه می نماید و تجسس در لغت نامه ها نتیجه ای نداد، رهنمایی نموده، بر ممنونیت من بیفزایید.
با تقدیم احترامات مجدد، با عزت باشید.


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 18.12.2015

قدرمن ورور داود ملکیار صاحب ته د زړه له کومی سلامونه او احترامات وړاندی کوم !
تر ټولو د مخه باید و وایم چی کورمودان او ښه چاری، په رښتیا هم چی د قدرت لیونی انسانان او له عقدو ډک زمامداران نه یواځی په خپله کورنۍ کی په چا رحم نه شی کولای ، بلکی په ټول هیواد کی هم د خپل نظر او عمل مخالین نه یواځی داچی تحمل کولی نه شی ، هره شیبه په همدی فکر کی وی چی په څه ډول یی له خپلی مخی نه لری کړی او د خپل دګم د چلولو دپاره لاره همواره کړی . دا ډول انسانان په دی نه پوهیږی چی د نورو سره د مفاهمی او مشوری له لاری د خپل وطن او وطنوالو خدمت نسبت ظلم او تیری ته ډیره ګټورتیا لری ، نو همدا علت دی چی د بی ګناه انسانانو وژل او ربړول ورته د خپل قدرت د ساتنی یواځنی وسیله بریښی . زمونږ ټول تاریخ له همداسی زړه بوګنونکو پیښو نه ډک دی ، د قدرت د لاس ته راوړلو او ساتلو د پاره پلار په زوی او زوی په پلار بلوسیدلی ، ورور ورور وژلی او داسی نوری په سلګونو ترخی او له غم نه ډکی پیښي . و مو لیدل چی د هماغو شکنجه کونکو ډلی ټپلی د سردار صاحب سره څه وکړل ؟ بیا مو داهم ولیدل چی د دوی خپل منځی حالت څنګه شول او له بده مرغه تر دا ننه د دی وطن په مظلومانو باندی څه تیریږی؟ په لنډیز سره باید دا ومنو چی: تر څو پوری چی رښتیا ، رښتیا و نه ګڼو او تر څو پوری چی په پټو سترګو د مستبدینو له ملاتړ او طرفداری نه ځانونه آزاد نه کړو تر هغی به همدا ویر او همدا ماتم وی . یو ځل بیا تاسو ته د حقایقو په را سپړلو کی بری او حوصله غواړم . په درنښت


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 18.12.2015

آخرین ملاقات من با جنرال صاحب خان محمد خان
مضمون بسیار جالب ، پر محتوی و مستند جناب ملکیار تحت عنوان « رد اتهامات و...» مرا به یاد ملاقاتی انداخت که یک هفته قبل از دستگیری شان با مرستیال صاحب بعمل آورده بودم .
مرحوم تورن جنرال خان محمد خان مانند وزیر صاحب عبدالملک خان و مرحوم جنرال صاحب مستغنی یکی از نهال های دست سردار داؤد خان بود. بدبختانه لیونی سردار « عنوانی که که از طرف مردم سمت مشرقی و سمت کندهار به وی اعطاء شده بود » ملک خان را به اتهام کودتا به زندان انداخت ، جنرال صاحب خان محمد خان را به شهادت رسانید و جنرال مستغنی را از صحنه دور ساخته و یک سردار خشره و چوکره یعنی حیدر رسولی رابر وی ترجیح داد . سالیان بسیار قبل شنیده بودم که مرستیال صاحب باری حیدر رسولی را تحت الحفظ به مرکز فرستاده بود .
شهید خان محمد خان که در اردو بنام مرستیال معروف بود ، بعد از دوره ولایت ننگرهار به تقاعد سوق داده شد . موصوف در دوره ولایت ننگرهار شخصیت خود را بحیث یک انسان دارای تفکر ملی و شخصیت جذاب مردمی و ولسی تبارز داد ، وی ارتباطات وسیعی با توده های مردم برقرار ساخت و زعماء افغان های ماوراء خط استعماری دیورند او را بحیث یک ناسیونالست و حامی بزرگ احقاق حقوق افغان های آنسوی خط استعماری دیورند میشناختند و با روابط و منا سبات نزدیک داشتند . بقول شاعر :
د خیبر دره خو لیار د تلو راتلو ده
په کابل او پیښور کښ افغان یو دی
بخاطر دارم که یک عده محصلین پوهنځی طب ننگرهار در تلاش بودند که یک حرکت سیاسی را تحت زعامت شهید مرستیال صاحب به راه اندازند .
من بار اول بعداز نشر یکی از مضامین تند انتقادی خود در یکی از جراید آزاد آنوقت که مورد توجه جنابشان واقع گردیده بود ، نظر به امر مرستیال صاحب خدمت شان شتافته و ملاقاتی در منزل شخصی شان با ایشان بعمل آوردم ، جاب شان مرا در مبارزه قلمی مورد تفقد و تشویق و تهییج قرار دادند .
آخرین باری که من به ملاقات مرستیال صاحب شهید مؤفق گردیدم همانا در دوره جمهوریت قلابی لیونی سردار و یک هفته قبل از دستگیری شان بود .
منزل مرستیال شهید در عقب شفاخانه زایشگاه در روی تپه شهرآراء واقع بود که سالیان قبل مکتب ابتداییه غازی ایوب خان در آنجا قرارداشت ومن فارغ التحصیل همان مکتب ابتاییه بودم .
در آن روز مرستیال صاحب با لطف فراوان از من پذیرایی نمودند .
جناب شان از زعامت داؤد خان کاملأ راضی به نظر میرسدندو فرمودند که ایت تغییر در حقیقت کاری است که داؤد خان را در مقام ثانی میرویس بابای ثانی قرار میدهند و این همان عبارتی بود که جنرال صاحب عبدالسلام خان و دیگران از زبان شهید مرستیال صاحب شنیده بودند .
یک هفته بعد در شکردره در منزل خسر خیل های خود بودم که از زندانی ساختن و اتهام کودتا و خیانت علیه شخصیت های بزرگ ووطن دوست کشور ما منجمله مرستیال صاحب که از سرمایه های معنوی ملت ما بود از طریق رادیو اطلاع یافتم در حالیکه *** سردار خودش به معاونت ایادی کی جی بی مانند بچه سقو از طریق دزدی سیاسی به غصب اقتدار پرداخت ، با این تفاوت که بچه سقو از طریق اغتشاش غصب اقتدار نمود و داؤد از طریق کودتای که ماهیتأسرخ بود .
جای تأسف است که یک عده کوردلان به این جنایت ***** سردار و به شهادت رساندن شخصیت های ملی با دیده بی تفاوتی نگاه میکنند .
کام یزید داده ای در کشتن حسین
بنگر کی را به قصد کی دلشاد کرده ای


اسم: Dr. K. Gharwal   محل سکونت: Vienna    تاریخ: 18.12.2015

افتخار به شخصیت محترم ملکیار صاحب که جنایت های ظالمانة تحت رهبری کودتاچی شهید سورخ محمد داود خان را بعد از تلاش های زیاد مستند افشا گیری میکند و این محترم توسط این ابتکار خصوصیات ملی خودرا نشان میدهد و به اثبات می رساند که همه افغانهای با سواد وطن فروش نیستند مثلیکی رژیم کمونستها , تنظیمها , طالبها و رژیم بعدی تا امروز ملت را به تباهی روبرو کرده ودر اختیاری ممالک اجنبی انداخته وافغانهای ملی هنوز وجود دارند که قتل ها و شکنجه ها از شخصیت های ملی توسط اسناد مستندافشاگیری کنند واینوع ابتکار دلیرینه به اثبات می رساند که تمامیت و استقلال افغانستان توسط اینوع خائينین هیچگاه از بین رفتنی نیست و قربانی ملت زیری پای شده نمی تواند إإإ


اسم: احمد فواد ارسلا   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 18.12.2015

به ترتیبی که در افغان جرمن آنلاین چندین بار تذکر داده شده و به ما شاگردان معلوم است ، استاد گرانقدر و با دانش و مسلکی ، استاد هاشمیان ، با وجود سن بالاتر از هشتاد ، با وجود مریضی و با وجود نوشتن مقالات بسیار مهم و موشکافانه و به موقع در افغان جرمن آنلاین و دیگر مطبوعات افغانی ، هنوز هم با جدیت و زحمت در رهبری و هدایات و هم در تایپ لغات و تشریحات قاموس کبیر افغانستان با جدیت فغالیت دارند. امید است محترم بیکمراد که شخص دانشمند ادبیات دری و فعال لایق در پالیدن گوگل و طرفدار قاموس کبیر افغانستان به نظر می آیند در این پروژه افغانی سهم بگیرند و با یاری استاد هاشمیان ما شاگردان سهمگیر در این پروژه را کمک و رهنمائی کنند.

با احترام


اسم: هیواددوست   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 18.12.2015

مرمی پوچک !

آقای ملکیار طوریکه دیده میشود وقت خود را به گفته عوام سری مرمی پوچک وقف کرده است شما اگرتمام مصاحبه های وی را بشنوید ضدونقیض است یکی میگوید بچشمم دیدم ناخن های میوند وال صاحب کشیدن بعد خانمش در آن مصاحبه آنرا رد میکند یکی میگوید زیر لگدهای صمد اظهر جان داد دیگری میگوید، زیری مشت های غوث الدین فایق ،ودیکری میکوید به چشم سر دیدم داودخان همرای بوت های خود به دهانش میزد ،عیسی خان یکبار دوست آقای میوندوال، بعد محتاط که با عبدالالله و قدیر نورستانی دشمنی دارد عیسی نورستانی راهم جز شکنجه کران قلمداد میکند.

خلاصه داودخان هیچ کاری نداشت فقط برای میوندوال توطئه میساخت و آنهم کسی با زهر دادن رشتیا توان هیچ کاری را نداشت .

برای مزید اطلاعات آقای ملکیار بگویم رئیس تحقیق آقای میوندوال فاروق خان لوی درستیزنظام شاهی بود نه صمد اظهر.

از اقای ملگیار خواهش میشود که برود ییک کاری خیر دست بزند که فایده اش یه محروم پدرشان برسد. او میخواهد که پدر بزرگوارخویش را با موضوع میوند وال برائت دهید آفتاب به دوانگشت پت نمی شود داود خان برای مردم معلوم است کارکرد های آقای میوندوال در دوره صدراتش.
زیادتر روح آن مرحوم را نیازارید ارین قصه هاکدام فایده حاصل کردن نمیتوانید.

شما میتوانسستید یک مکتبی بنام پدرتان تاسیس میکردید که اولاد وطن از ان بهره مند میگردیدو دعای به ان مرحوم (که توسط کمونیستها آزاد شده بود) کرده و روحش را شاد میساخت . با احترام


اسم: صالحه وهاب واصل   محل سکونت: هالند    تاریخ: 18.12.2015

دوست گرامی بیکمراد صاحب بزرگوار درود بر شما
تبصرۀ کوتاه اما قاطع و پُر مفهوم تان را در ارتباط با «اباطه» و «اباته» مطالعه نموده آموختم. در ضمن خوشحال شدم که شما به شکل غیر مستقیم حمایت و طرفداری تان را از ایجاد «قاموس کبیر افغانستان» نشان داده اید. هیچ جای شک و شبه نیست که ما همه انسانیم و انسان ها از اشتباه خالی نیستند. ما انسان ها نه تنها در مسائل ادبی و فرهنگی تکمیل نیستیم بلکه در هر عرصۀ دیگر زندگی کمبودات و خالیگاه های خود را داریم که از دیگران میتوانیم بیاموزیم. خوشا به حال آنانیکه اشتباه کسی را دیده با ژرفنگری، انتقاد سالم و آباد کننده، شخص اشتباه کننده را راهنمائی نماید که شما این هنر را خوب می شناسید، مهم اینست که هدف منتقد واقعاً اصلاح طرف مقابل باشد نه فضل فروشی.
تیم کاری «قاموس کبیر افغانستان» همچنان مردمان کم تجربه هستند و این اولین باریست که کار چنین پروژۀ وسیع و اهم را در پیش گرفته اند. از سالیان متمادی به این طرف همیشه به امید آن بوده ایم که بالاخره یک گروه متحد دانشمند و کارآگاه با دید عمیق مشکلات افغانان را درین ساحه درک کرده، اقدام به همچو کاری بکنند که صلاحیت آن را دارند. اما با صد آه و افسوس این آرزوی ما که تمام ملت افغانستان را در بر میگیرد، فراتر از اذهان ما رفته نتوانست. امروز که ما با همه کم تجربگی اما با عزم قوی و همت بالا به شکل آماتور به این کار آغاز کردیم، با تأسف خاصتاً در اوایل به جای تشویق و راهنمائی با یک سلسله ضدیت ها و مخالفت های ناجوانمردانۀ قلمبدستان روبرو شدیم که سبب تأثر نهایت ما گردید. گرجه امروز الحمدلله شخصیت های با درک و توانای را با خود داریم که از همکاری های شان بی حد سپاس گزاریم.
به هر حال تیم کاری «قاموس کبیر افغانستان» از آغاز تا انجام به راهنمائی های عالمانه و دانشمندانۀ هموطنان ذیصلاح و با تخصص ضرورت مبرم داشت، دارد و همیشه خواهد داشت. این اندوخته ادبی و فرهنگی مربوط به یک فرد و یا یک گروپ و یا یک شهر نه بلکه مربوط به همه ملت افغانستان است. هر کسی که حتی از یک کلمه گرفته تا حد توانش هرقدر که میتواند برای این قاموس مینویسد و همکاری میکند، گویا حق وجدانی اش را در برابر مادر وطنش اداء نموده است.

با تشکر مجدد


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 18.12.2015

برادر نهایت محترم آغای بیکمراد تاش !

سلام جداگانه و مخصوص خود را با این جواب روشن و عالی تان در ارتباط نام تان تقدیم می دارم و دعا می کنم که خداوند پاک شما را از سر فامیل و ما کم نکند. انسان خوب به نظرم خوردید.

در ارتباط فاصله حرف "ت" و "ط" و دلیل استاد ما صحنه بسیار زیاد به اصطلاح کاوبایی شده. دیده شود که با باز شدن یک چشم ما چه وقت دود از دهن میله خارج می شود و خودت چپه.

گفتم چه سازم باربط هستی
آزاد طبعان گفتند بگسل

بحر سخن بیدل


اسم: بیکمراد تاش   محل سکونت: جوزجان    تاریخ: 18.12.2015

برادر محترم آقای الله محمد را سلام و احترام صمیمانه تقدیم می دارم و می گویم اختیار نام را ما وشما نداریم ، بلکه از طرف والدین یا بزرگان محل برای ما گذاشته می شود و من به همین نام راضی هستم و تخلص را شخص خودش انتخاب می کند یا دوستان و استادان بر وی می گذارند. در سمت شمال کشور نام هایی که به مراد ختم شود بسیار است مثل : آق مراد ، تاشمراد، خال مراد، نیکمراد و حتی بابه مراد. مولانای بلخی مرید بود و شمس تبریزی مرادش. بیک هم لقب ترکی است و محمود طرزی نام خود را در سراج الاخبار در زمان امیر شهید، « محمود بیک طرزی» نوشته می کرد. تاش در ترکی سنگ را می گویند. آق تاش یعنی سنگ سفید ، خوب است که شما آن را هموزن آش گفته اید ؛ نه چیز دیگری.
اما نام مبارک شما را هروقت که می خوانم ثواب کمایی می کنم. الله جلت عظمته و محمد صلی الله علیه وسلم. که نام شما ، ما را به به یاد خدای بزرگ می اندازد و یاد فرستادهء برگزیده اش. اما اگر تجزیه و تحلیل گردد ، مثلی که از عبد الله و عبید الله و سیف الله و غیره ترکیب ها «اضافی و اسنادی» مفهوم هایی برداشت می گردد ؛ از آن بر داشت نمی شود؛ اما نامی مشهوری است در افغانستان . و سپاس و تشکر از داکتر صاحب هاشمیان به خاطر نادرست خواندن کلمه « اباطه» اما چه خوب بود برای اینکه این کلمه را به همه خوانندگان ذهن نشین می کردند ، می نوشتند که : من این کلمه را سال ها است به اشتباه می نویسم و چشم دردی را عذر نمی آوردند زیرا در کیبورد کمپیوتر حرف های (ت) و (ط) باهم در فاصله بسیار دور واقع شده اند و حرف راستی همین است که شماری زیادی از نویسندگان در افغانستان به شمول استادان بزرگ «اباته» را به غلط« اباطه» می نویسند. اگر باورتان نمی شود در گوگل « اعاشه و اباطه» بنویسید، می بینید که سایت های وزارت دفاع ، وزارت داخله ، تحصیلات عالی ، سفارت افغانستان در هالند، و ... همه « اباطه» می نویسند. به مجلات وکتاب های قبل از عصر کمپیوتر هم که بروید با همین « اباطه» بر می خورید. خوب بود که استاد می فرمودند که من این کلمه را تا امروز اشتباه می نوشتم، بعد از این آن را صحیح می نویسم و دیگران را هم می گویم که « اباته» بنویسد و همین است «صواب» مقابل «خطا».


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 18.12.2015

خانم و یا آقای مستعار نویس، بنام پلوشه راستکار،
میدانید ازیکسال به اینطرف درین دریچه ها که فضل خدای بزرگ شما دقیقاً آنرا مطالعه هم می نمایید، نقاضت وسیعی در ادعا های بعضی از نویسندگان، مخصوصاً آنانیکه سخت از افشای اسم اصلی در هراس اند، به مشاهده می رسد. زمانیکه مستعار نویسان این قسمت های افغان جرمن، القابی به ارتباط حق بینی، راستکاری و امثال آنرا انتخاب می نمایند، خوانندگان، مخصوصاً که سبک شناس هم هستند، از خود می پرسند که آیا کتمان و دوری از هویت اصلی اشخاص کاملاً شناخته شده، انسان را از «حقیقت» دور نمی سازد؟ مخصوصاً که انتخاب اسم های مستعار والا مرتبت برای خود انسان، آدم را بیاد این گفتۀ نغز می اندازد که: مشک آن است که خود بوید، نه اینکه عطار گوید.
حال پلوشه جان محترم نهایت راستکار که طرز نوشتۀ تان نام خدا بسیار آشنا است و شاید خواهر و یا برادر سکۀ همـــان «نریمان از امریکا» باشید، کسی نگفته است چرا مضمون عالی و آموزندۀ هموطن دانشمند و گرامی، محمد معصوم هوتک در این ویبسایت اقبال نشر یافته است و هم چنان که یقیناً عملیۀ فروش رباط افغانی در مکۀ مکرمه چیزی جز یک «خیانت ملی آشکارا» نمی تواند باشد. ولی آیا مضمونی که یک و نیم دهه قبل با مطالعات و ابراز نظر دقیق و افشاگرانۀ دانشمندی چون محترم معصوم هوتک در همان زمان اقبال نشر یافته است، جایز است که بدون اینکه در تبصره ای بالای صفحه، مرقوم گردد که این «مشاهدات» در 14 سال قبل صورت گرفته است و نویسندۀ محترم اخیراً به زیارت خانۀ خدا تشریف فرما نگردیده اند، در حالیکه برداشت خواننده دقیقاً غیر آن بوده است؟
خانم و یا آقای محترم، اگر بدون دقیق شدن در محتویات و درک مطلب، مثل همین حالا، بخواهید بحث هایی را که ذهنیت خوانندگان را از حقایق به دور و منطق و استدلال را تیره و تار میسازد، ادامه دهید، وجود مبارک را خسته و و قت نهایت گرانبها را به هدر می دهید و هیچ قوتی برای ادامۀ کار های خانه باقی نمی ماند.
خداوند در ادامۀ انتخاب القاب مستعار متعدد عالی و ناب، شما را مثل همیشه یار و مددگار باشد.


اسم: پلوشه راستکار   محل سکونت: هالند    تاریخ: 17.12.2015

کار کنان خوب افغان جرمن آنلاین،
من نه تنها این پورتال را زمانیکه از کار خانه بیکار شوم از نظر می گذرانم بلکه به سایت های ملی دیگر هم سر میزنم. بدینوسیله به معلومات خود کم و تم اضافه می کنم.
از قلم توانای محترمه ملالی موسی نظام زیاد آموختم، ولی در این روزها معلوم میشود که این خانم آگاه، نا آگاهانه دست به تخریب این پورتال میزند.
مثلاً به جناب محترم هوتک مینگارد« بعد از عرض احترام، مضمون نهایت افشاگرانۀ شما در زمینۀ فروش ملکیت تاریخی افغانی در خاک عربستان سعودی، یعنی رباط حاجی خانۀ افغانان در مکۀ مکرمه توسط عمال برهان الدین ربانی، البته که منحیث یک راپور برای هم وطنان از ارزش زمانی مهمی بر خوردار بوده است، ولی نشر مکرر آن بعد از مدت تقریباً 14سال، ذهنیت اکثر خوانندگان را چنین رهنمون گشته که گویا این ماجراء درین اواخر به وقوع پیوسته است.»
حالا اگر این نوشته مهم و افشاگرانه است و هنوز هم ارزش خبری را دارد تكرار احسن آن چه عیبی دارد؟
خانم نظام به مخاطب خود هوتک صاحب مینگارند:
(اعتقاد و باور برین است که جناب تان با گذاشتن تاریخ چند روز قبل که « دقیقا» تحریر مقاله را به زمان حال پیوند می دهد، سهمی نگرفته باشید، با آنهم چون این نوشته در صفحۀ برگزیده ها از جانب اولیای امور این وبسایت قرار گرفت، گمان همه گان برین شد که گویا شاید، موضوع در وقت حجاج این سال در چند ماه بوقوع پیوسته است.)
با فروش حاجی خانه یک خیانت ملی صورت گرفته باید مستمر در اخبار، جراید، صفحات انترنت، فیسبوک به طور وسیع نشر شود تا مردم خائینین ملی را به شناسند. حتی من خود از آن تا نشر مجدد خبر نداشتم شاید هزاران دیگر نیز.
بناءً من این تبصرهٔ محترمه ملالی موسی نظام را تخریش کننده یافتم، هرچه در بارهٔ منطق آن فکر کردم جواب قناعت بخشی برای آن نیافتم.
من زیاتر به این باور شدم که خانم ملالی از این نوشته ها هدف خاصی را دنبال می کنند.
در خاتمه آفرین به کارکنان این سایت که به مخربین خود هم بها میدهند و نظر شان را نشر می کنند.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 17.12.2015

برادر محترم بیکمراد تاش سلام های گرم بنده را بپزیرید!

گرچه باید در ارتباط مضامین نشر شده در این دریچه تبصره شود اما ما یگان فول میزنیم که امید است سردار آغا فول ما را نگیرد.

اسم مقبول شما را که با مضمون های دلچسب تان می خوانم همزمان این سوال برایم خلق می شود که ایا معنی اسم شما همان چیزی را که من فکر می کنم باشد. یعنی "بیک" آن به معنی "بزرگ" انگلیسی، "مراد" به معنی "آرزو" و "تاش" آن به وزن "آش" چه معنی دارد.

ای معانی شناس هفت کتاب
اصطلاحات معنوی دریاب


اسم: عین الدین راستگو   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 17.12.2015

منحیث یک خواننده دایمی پورتال وزین افغان جرمن آنلاین و یکی از خواننده های دایمی مقالات مستند و تحقیقی استاد معصوم هوتک که مقالات و موضعگیری های با پرنسیپ و ملی وی برای همه افغان ها در جریان سال ها ثابت شده است عرض میدارم:
1. کار درستی کردند که اعترا ض خود را در مورد نشر مقاله خود با مسئولین پورتال در میان گذاشتند. و معلوم میشود که مسئولین پورتال هم به اعتراض آنها احترام کرده و اصلاح لازم را کرده اند. من با هوتک صاحب هم نظر هستم که محترم عزیزی کار نادرست کرده است.
2. اما محترم معصوم هوتک که از همکاران این پورتال خدمتگار واقعی افغانستان بوده اند باید در دام چال دشمنان این پورتال نیفتند.
3. یک تعداد اشخاص که سابقه مخالفت و جنگ و جدائی با این پورتال را دارند هر روز پیره میدهند و پلان و مجلس سکایپ میکنند و منتظر نشسته اند که چیزی بیابند تا پورتال را مورد حمله قرار بدهند.
4. یک روز با استناد به اسناد غیر مستند بر تحلیل منطقی استاد محترم سیستانی حمله میکنند. استاد گرانمایه و با درایت و عالم محترم سیستانی نوشته بود که اگر بر اساس معلومات موجود در مورد روز توقیف شدن ملک خان بحث شود این ادعا درست نیست. حال مدعیاتی با اتکا به اسنادی میشود که نه درست بودن آن ثابت است وحتی نشر خال خال آن برای تائید یک اجند قابل سوال است. و با اتکا بر این مدعیات بر استاد سیستانی حمله میشود.
5. روز دیگر جمعی دیگر که هیچ قدمی در همکاری با اقدام بی مثال و تاریخی افغان جرمن آنلاین در ایجاد قاموس کبیر افغانستان نه برداشته اند با استناد ساختگی به آن استاد محترم دیگر را مورد حمله قرار میدهند.
6. و روز دیگر استاد هوتک را بخاطر اشتباه که قبلاً در بین استاد هوتک و افغان جرمن آنلاین حل شده بود ، به دام می اندازند تا وی جملاتی در هجو افغان جرمن آنلاین بنویسد.
7. اگر انتقاد و تذکر صادقانه و از دل باشد همه باید بپذیریم به شمول افغان جرمن آنلاین، اما گر چال و نقشه باشد باید متوجه باشیم.


اسم: محمدمعصوم هوتک   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 17.12.2015

خواهر گرامی ملالی موسی نظام،
بعداز تقدیم سلام واحترام باید به عرض برسانم که مضمون رباط افغانی را من دوباره نشرننموده ام. هموطنی بنام (عزیزی) آنرا به افغان جرمن آنلاین فرستاده بود و عنوان مضمون را تغیر داده وعکسی نیز به آن افزوده بود.مسئولین ویبسایت بدون مشوره من آنرا نشرنمود،که این وضاحت را درپایان صفحه اول مضمون متذکره از طرف ایدیتور درج شده است. من بعد از خواندن آن به مسئولین ویبسایت تماس گرفتم وآنها لطف نموده، عنوان را اصلاح وعکس را پاک نمودند.من اراده نشر مجدد این مضمون را نداشتم و با نظر شما موافقم که نشر مجدد مضمون آنهم بدون تبصره ذهنها را مغشوش میسازد، ولی مطبوعات ما چنین کارهای (خپل په سر) میکنند و ماهم درحالت ناتوانی فرار داریم. این مضمون جندی فبل در ویبسالت دیگر نیز بدون خبرداشت بنده نشرگردیده بود وبعضی از خوانندگان چنین تصور کرده بودند که من درانسال باز بزیارت حرمین شریفین مشرف شده بودم. توقع من از مسئولین ویبسایت ها اینست که هنگام نشر مجدد مطالب نویسنده آنرا مطلع گرداند. بااحترام


اسم: داکتر نبي مصداق   محل سکونت: کابل    تاریخ: 17.12.2015

برادر بسیار محترم آقای بیکمراد، بعد از عرض سلام تشکر میکنم که به ګفته شما از نزد من هم « ناصواب» توزیع به توضیع نوشته شده بود و شما آنرا با محبت و دوستي وطن دارانه اصلاح کردید. ممنون از لطف تان.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 17.12.2015

برادر نهایت گرامی محمد معصوم هوتک سلام بر شما،
بعد از عرض احترام، مضمون نهایت افشاگرانۀ شما در زمینۀ فروش ملکیت تاریخی افغانی در خاک عربستان سعودی، یعنی رباط حاجی خانۀ افغانان در مکۀ مکرمه توسط عمال برهان الدین ربانی، البته که منحیث یک راپور برای هم وطنان از ارزش زمانی مهمی بر خوردار بوده است، ولی نشر مکرر آن بعد از مدت تقریباً 14سال بدون کدام تذکری، ذهنیت اکثر خوانندگان را چنین رهنمون گشته که گویا این ماجراء درین اواخر به وقوع پیوسته است. البته محتویات مضمون ارزش خبری خود را دارد، ولی در هنگام نشر دوبارۀ هر نوشته ای، برای خوانندگان باید طی تبصرۀ مختصری با ارایۀ تاریخ قبلی، ذهن آنانرا وظیفتاً روشن ساخت.
گرچه نهایت درجه اعتقاد و باور برین است که جناب تان با گذاشتن تاریخ چند روز قبل که « دقیقا» تحریر مقاله را به زمان حال پیوند می دهد ، سهمی نگرفته باشید، با آنهم چون این نوشته در صفحۀ برگزیده ها از جانب اولیای امور این وبسایت قرار گرفت، گمان همه گان برین شد که گویا شاید، موضوع در وقت حجاج این سال در چند ماه بوقوع پیوسته است.
چند ماه قبل هم، مضمون 8 سال قبل هموطنی با «تاریخ جدید روز» و بدون کوچکترین توضیحی، کاملاً مانند یک نوشتۀ روز از طرف وی منتشر شد که خود نویسنده را متأثر، متعجب و نا راضی ساخت.
گرچه مشاهده میگردد که این وبسایت مضامینی که را که چند روز قبل در وبسایت دیگری منتشر شده باشد، لایق نشر نمی داند، ولی دیده شد که چنین قیدی را در مضامین سالها قبل در نظر ندارند.
ناگفته نماند که این حاجی خانه که در اواسط قرن 18میلادی به امر احمد شاه بابای درانی اعمار گردیده، از جانب تاریخ سازان شوقی، قدامت و قرون عمر طولانی خویش را هم از دست می دهد. یا الله!
همیشه با عزت باشید،


اسم: زمری کاسی   محل سکونت: سویس    تاریخ: 16.12.2015

زما دېر ګران او دروند ورور ایاز جانه، تاسو ته په په دی لیک کښی سلامونه او ځولۍ ځولۍ ګلونه در استوم له مننی سره ګد چه زما لیک ته د الهام صاحب په هکله مو ژوره کتنه ګړې ده. د الهام صاحب کسې زیاتې دی، خو یو دا چه زهلیکونکی نه یم، زما مسلک انجنیری دی، کاش زه په هغه وقتونو کښی پوهېدلم لکه بیوګرافی لیکونکي د ده د ژوند خاصه برخه مې نظر لاندې نیووه، نو یو لوی کتاب به د ده دې زوند نه جوړېده، نه یواځې د ده، دغسې د ده دې ټولو دوستانو، له بدې مرغې چه زموږ په ملک کښې نه دا رواج وو او د چا زده هم نه وو، یواځنی شی چه رواج او د ټولو زده وو او لوی رواج یی درلوده چه تر اوسه هم دوام لری فقط د یو بل تخریبول او بد ویل ، کنځلې او یو بل ته په سپک نظر کتل. زه ستاسو نظر ته په درنه سترګه ګورم، کاش داسې وشی چه کم دوست او ورور د موږ له ډېرو لیکونو نه یو مشرح لیک جوړ کړی او نشر ته یی وسپاری. درنښت


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 16.12.2015

محترم هاشمیان صاحب بعد از سلام!

کار کردن شما با یک چشم بسته مرا به یاد "جان واین" کاوبای فلم های کاوبای امریکای انداخت. زنده باشید اما چشم تان که خوب هم بود یگان کلمه را که به چشم من می خورد به عجله می نوشتید. به هر صورت صحت خوب برایتان خواهانم.

مرا مظهر بود چشم کتبها
ازو ظاهر شود پنهان و پیدا

عطار


اسم: بیکمراد تاش   محل سکونت: جوزجان    تاریخ: 16.12.2015

جناب غ. حضرت صاحب از سویدن من هم متقابلا سلام و احترام عرض می کنم. من باور دارم که اگر کسی از اهل فرهنگ و آشنا به رموز شعر و شاعری وظیفه یابد تا از میان شاعران 50 سال اخیر افغانستان عزیز ، و از جمله همه ایشان ، ده شاعر بزرگ را معرفی کند، حتما او در جمله ، شاعر بزرگ سلیمان لایق را نام خواهد برد ؛ ولی اگر بخواهد که شاعر بزرگی که به فرمودهء شما به انفلونزای کمونیستی و کرملینی مبتلا است ، مشخص گردد، بازهم سلیمان لایق در صدر قرار خواهد گرفت و اما اگر خواسته شود شاعران بزرگی را نام برید که همیش پای به وضو اند، در آن وقت نام سلیمان لایق حذف می گردد و حیدری وجودی یا جلال فرهیخته و یا عبدالاحد تارشی صدرنشین می گردند. اما چه خوب که شاعر بزرگ را منحصر در هنر شاعری اش بدانیم و مصاب بودنش را به انفلونزای کمونیستی و امپبریالیستی و یا پای به وضو بودن را شرط نگذاریم. شاید هم اگر از شما انجمن شاعران سویدن بخواهد ده شاعر بزرگ افغانستان را دعوت کنید، گمان نکنم که شما نام سلیمان لایق را حذف کنید. اما اینکه در آن دروران فجایع بزرگ چرا مهر بزرگ بر لب زده بود؛ هر قدر فکر کردم کدام دلیلی نیافتم و خود را به همین قناعت دادم که در دوران فجایع بزرگ هجوم و کشتار طالبان ، امروز نویسندگانی اند دارای لقب بزرگ ، اما یک مقاله هم بر ضد طالب ننوشتند و نویسندهء بزرگ هم خوانده می شوند، بناء این نویسنده بزرگ که قلمش را در برابر جنایات طالب حرکت نداد، آن شاعر بزرگ هم شاید در وضعی مثل وضعی نویسندگان بزرگ معاصر وحشت طالبان گیر مانده بود. تشکر زیاد از شما که انتقاد مرا برای نوشتن صحیح کلمات «درست» گفته اید؛ از این چه پاداشی بالاتر و تشویقی والاتر. اما هدف اساسی من از ذکر آن نادرستی املایی کلمات ، صرف به این جهت بود که بعضی وطنداران عزیز ابتکار « قاموس کبیر افغانستان» را زیاد مهم نمی پنداشتند و من به خاطر اهمیت آن قاموس ، اشتباهات بزرگان را نشان دادم تا به اهمیت آن قاموس پی ببریم و بکوشیم که در قاموس هم اشتباه رخنه نکند!! از لطف شما تشکر دوباره که انتقاد مرا خواندید و مرا واداشتید تا در آنچه می نویسم کمی فکر کنم و متوجه باشم کدام کلمه را به چه مناسبت به کار برم.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 16.12.2015

مضمونی تحت عنوان « یک خاطره و چند تبصره» نوشتم که به تأریخ 11 ماه نومبر سال 2015 میلادی در پورتال افغان جرمن آنلاین افتخار نشر پیدا کرد.
خاطره مختصر من حاکی از مشاهدات من در دو عید حین گذر از مقابل منزل مرحوم عبدالملک عبدالرحیم زی بود. گرچه متیقن بودم که گذر اول من در عید رمضان و دومی به عید قربان بود اما سنه به حافظه ام نبود آن را تذکر دادم.
اما چنذی نگذشته بود که این خاطره وصرف یک تبصرۀ نوشته ام مورد عطف توجه مؤرخ محترم آقای سیستانی قرار گرفته چنین فرمودند که « واما در موردخاطره اقای عباسی باید عرض کنم که ملکخان در روز 16 رمضان سال 1336 زندانی شده است ‏وچهارده روز بعد که مصادف با عیدفطر بوده، صف کشیدن رجال دولتی در دروازه خانۀ ملکخان باقطار موترهای که ‏از دیپوی کارته چهار تا دارالمعلمین (بطول 2کیلومتر) دردوطرفه سرک پارک شده بودند، ممکن است مربوط به عید ‏فطر یک سال قبل یعنی سال 1335 بوده باشد،زیرادرعید فطر 1336 که ملکخان به اتهام کودتا دوهفته قبل زندانی شده ‏بود، فکر نمیکنم که کسی ازرجال ملکی یا نظامی ، اینقدر جرئت داشته باشد که رفتن به خانه یک متهم کودتا را به ‏قیمت زندانی شدن خود بخرد؟ درافغانستان بجز اهل خانوادۀ مصیبت دیده ،کسی دیگر از ترس حکومت و ضبط ‏احوالات جرئت نمیکرد تا حیات خود را به خطر اندازد و به دیدارملکخان(زندانی متهم) صف بکشند! ‏»
گرچه توضیحات لازم را در صفحۀ نظر سنجی به عرض رساندم ولی امروز در بخش هفتم کتاب «ارمغان زندان» خواندم که مرحوم عبدالملک خان می گوید « داود روی یک فرمان محتوی تهمت های ناحق که، تحت شماره 2478 مورخه 14 سرطان 1336، بساعت ده بجۀ شب (در شب عرفه و رخصتی عید قربان و هم چنان در غیر وقت رسمی) عنوانی من، محض بامضای خود) فرمان عزل و نصب وزرا بامضای شاه قانوناً صادر می شد)تحریر نموده و مرا از کار وزارت معزول نمود ،همان چیز را بطوریکه در فوق گفته شد از طریق رادیو و جراید نیز پخش و نشر کردید»
براساس این بیان توسط شخص عبدالملک خان عزل و حبس شان به تأریخ 14 سرطان سال 1336 هحری شمسی که مصادف به شب عرفه است(عید قربان) به ساعت ده بجۀ شب صورت گرفته نه 16 رمضان سال 1336 ( قرار اظهار آقای سیستانی). بنابرین خاطرۀ نوشته شده ای من از مقایسه مشاهدات من از گزارشات عید رمضان و عید قربان در مقابل آن منزل بوده و در آن اشتباهی بوقوع نه پیوسته ودر واقعیت ذهن مصحح مغشوش گردیده. تفاوت زمان میان عید فطر و عید اضحی کم و بیش دو ماه است. یعنی عبدالملک خان در عید رمضان آزاد و در عید قربان همان سال ( 1336) محبوس بوده .
قبل از قلم برداشتن و نفی نمودن سخن شخصی باید منقد مخصوصاً یک مؤرخ در مورد ارائۀ تأریخ ثقۀ یک واقعه توجه نماید.


اسم: سیدخلیل الله هاشمیان   محل سکونت: کلفورنیا    تاریخ: 16.12.2015

انتقاد آقای بیکمراد راجع به املاء کلمۀ (اباته) که من انزا (اباطه) نوشته بودم درست و بجاست وعلتی هم دارد که چندان عذرموجه نمیباشد- من بتاریخ 11 دسامبر عملیات چشم داشتم که همکاران محترم ادارۀ این پورتال از آن خبر دارند - چشم راست من امروز 15دسامبر هنور بسته است . من آن مقالۀ (حاجیخانه مکه ) راکه تاریخ ان شاهد است درحالت یکچشمه نوشته بودم و در دوصفحه یک اشتباه املایی واقع شده بود- از تصحیح آقای بیکمراد خان متشکرم. با احترام سیدخلیل الله هاشمیان


اسم: ایاز نوري   محل سکونت: Holland    تاریخ: 15.12.2015

محترم افغان مظلوم شخصیت او لیکوال زمری کاسي صاحب، سلام!

ستاسو په قلم مو د خدای بخشلي پوهاند عبذالرحیم الهام په باب په زړه پورې لیکنه ولوستله. زه فکر کوم، داسی مسایل او د سترګو لیدلای حال دا پخپل ماهیت کې د اهمیت وړ دي. تاسو پخپله لیکنه کې که څه هم په لنډون، لیکن لوستونکي ته مو یو شه انځور د الهام صاحب د شخصیت په هکله تقدیم کړئ دئ. هغه د الهام صاحب سفر او د شیبر په غاښي کې د هغه معامله د هغه د یوه هیواد وال سره، چې د هغه د رواني تسلیت لپاره د سګرټو د کاغذ نه ورته د سرغوږي د علاج ګولی جوړول او ورکول!! که یو اړخ ته یې خندا وګڼو، لیکن بل اړخ د موضوع د مرحوم الهام صاحب یوه ژور انسان دوسته کرکټر هم نمایش ته راځي. د پوهاند صاحب د مرحومې خانمې د وفات صورت حال او د هغه له نوښته چلند او د زړه قوت یې ...یعنی د داسی نه عادي پېښې پټ ساتل د وخت د حساس والي له کبله، دا زه یوه ځانګړیتیا ګڼم د الهام د شخصیت لپاره. دغه څو نظمونه یې، چې تاسو پخپله لیکنه کې راوړي، ښیي، چې په نظم جوړولو کې هم شه برلاسی کس وه.
که تاسو ما سره موفق یاست، نو که وخت مو لاره یا ته یا محترم بهاتد صاحب د مرحوم الهام بشپړ «ژوند لیک» په دغه درانه پورتال کې نشر ته ورکړئ، سره د عکسونو یې، د هغه مرحوم روح به نور هم خوشحاله شي.
په افغاني مینه


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 15.12.2015

جناب آغای بیکمراد! سلام عرض می کنم.
انتقاد شما در رابطه با درست نه نوشتن ها درست، و امید تان به اصلاحِ املاء و انشای ما با چاپ قاموس کبیر درست، امّا لقب دادنِ "شاعر بزرګ" تان به کسیکه در قبال فجایع بزرګ، مُهر بزرګ بر زبانِ شاعرانۀ خود زده بوده، یک قضاوت نا درست بنظر میرسد.ثناګویانِ هفت ثور و شش جدی به هیچ صورتِ حق ادعای شاعر بودن را نمیتواند داشته باشد، البته این حقِ هر کسی میباشد که مثلاً در حمام با خود یک ترانه را زمزمه کند و از آن لذت ببرد ولی حق ندارد با این حنجرۀ ذُکامی اش به یک ستودیوی عمومی و رسمی جهت ثبتِ صدای خود، مراجعه کند، جای تعجب و تأسف است که آدمک هائیکه با ویروسِ انفلاوزای کرملینی و کمونستی! مبتلاء اند باز هم می کوشند که در جمعِ آدم های سالم، جائی پایِ برای خود ایجاد و با تنفسِ آلودۀ خود فضای عمومی تاریخ را آلوده تر نماید.


اسم: بیکمراد   محل سکونت: جوزجان    تاریخ: 15.12.2015

هر روزی که سری به شبکه های مجازی ، سایت ها و پورتال های نشراتی افغان ها می زنم، بیشتر به اهمیت یک فرهنگ یا قاموس دیجیتالی پی می برم و ارزش ابتکار « قاموس کبیر افغانستان» توسط پورتال افغان جرمن آنلاین ، برایم برجسته تر می شود و می بینم که حتی بزرگان و زبان شناسان ما هم در استعمال کلمات اشتباه می کنند. از جمله امروز با غلط مشهوری در مقالهء « پیرامون حاجیخانه در مکه مکرمه» برخوردم که « اباته» را که دارای مشتقات « بیتوته» و « مبیت- خوابگاه» است به غلط «اباطه» نوشته است که هیچ اساسی در زبان فارسی و عربی ندارد. بناء آنلاین شدن قاموس کبیر افغانستان مانع بزرگی در سد راه این غلط نویسی ها خواهد شد. چندی قبل یک دیپلومات سابق افغان در همین پورتال در عنوان مقاله اش عوض « بالمثل» بل المثل» نوشته بود و یک نویسندهء محترم دیگر « متنازع فیه» را « متنازع الفیه» نوشته بود یعنی الف و لام تعریف را بالای حرف «فی» جا داده بود که به گفته شاعر بزرگ سلیمان لایق در جمله « لایجوز» می آید. چون از شاعر ذکر خیر شد، شاعر بزرگ دیگری هم در همین پورتال نوشته بودند « المعنی فی البطن الشاعر» که باید (فی بطن الشاعر) می نوشت . برخی گمان می برند که با آوردن الف ولام تعریف هر کلمه عربی می شود، در حالی که الف و لام تعریف کلمه را از عربی بودن می کشد. به هرترتیب این اصلاحات برای این است تا به خوانندگان محترم یاد آوری گردد که افغان ها چقدر به یک فرهنگ دیجیتالی مدرن نیاز اشد دارند تا به یک «کلک» طرز نگارش صحیح کلمه و معنای آن را بدانند و منت کش همسایه ها نباشند. این کار پر افتخار را « قاموس کبیر افغانستان» بر عهده گرفته است ؛ ولی مهم این است که در آن دقت فراوان شود تا خدا بخواهد خالی از هر اشتباه باشد.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 15.12.2015

برادر محترم جناب نیستانی صاحب سلام!

مطلب اینکه به ایجاز بگویم اگر کرزی فکر درست می داشت روزگار افغانستان به این روز نمی رسید.

بهر صفت که تاًمل کنی گرفتاریست
تو خواه محو خرد باش و خواه در زنجیر

مرحوم بیدل


اسم: ولی نیستانی   محل سکونت: سدنی    تاریخ: 14.12.2015

هموطن گرامی آقای الله محمد!

از توجه شما به عرایض این جانب سپاسگذارم. مع هذا، بنا بر ایجاز کلام شما، به اصل مطلب آن عزیز پی برده نتوانستم تا پاسخی خدمت به عرض رسانم.

با احترام

نیستانی


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.12.2015

لطفاٌ اگر نشر شد این شود که در قبل آینه با می کند یکجا شده

بعد از عرض سلام و احترامات!

در مقالهً "آمادگی ها برای ضربه کاری نهائی؟؟؟" آمده:

" نبیل، مانند کرزی، فکر می کند که ناکامی پی در پی سیاست مسالمت آمیز در قبال پاکستان در سال های متمادی، باید
ثابت ساخته باشد که اسلام آباد از افغانستان خواهان امتیازات جزئی سیاسی نه، بلکه خواستار امتیازاتی است که در نهایت امر، سلب استقلال (خاصه آزادی سیاست خارجی) افغانستان و اتکای کامل کابل به اسلام آباد را متقاضی می باشد."

مفهوم سیاست خارجی که شامل مجموعهً تمام اقدامات، اهداف و اعلامیه های یک دولت در برابر کشور های دیگر و کنفدراسیون ها بوده و در علوم سیاسی اساساً تحت تاًثیر رهبر و رهبری یک کشور بوده، غیر ممکن به نظر می خورد که سران پاکستان خیال کرزی و نبیل را به سر بپروانند. مخصوصاً با در نظر داشت روابط نزدیک افغانستان با امریکا و غرب و همه کشور های دیگر جهان.

اگر سیاست افغانستان در مقابل پاکستان مسالمت آمیز نمی بود باید قهر آمیز می بود یعنی افغانستان در مقابل پاکستان قوای نظامی به کار می برد تا اهداف خود را بر آورده کند به این معنی که چون افغانستان خودش قوای مثلاٌ هوایی نداشت باید از ناتو کمک می خواست که با پاکستان قهر آمیز بر خورد کند، فلهذا کرزی و نبیل فکر می کنند که پاکستان به فکر سلب استقلال (خاصه آزادی سیاست خارجی) افغانستان است.

رقم این فکر به متفکرین درجه یکصدو نودو چهار جهان که همین قدر کشور وجود دارد می ماند.

سواد نسخهً ما سخت افتاده است
خیال حیرت آینه میکند تحریر


اسم: بیکمراد   محل سکونت: جوزجان    تاریخ: 13.12.2015

داکتر صاحب نبی مصداق! مقاله و تحلیل عالمانه ای نوشته اید؛ اما بهتر بود ؛بلکه صحیح همین بود تا « توزیع» می نگاتشتید. نه «توضیع» ؛ برخی نویسندگان گاهی میان توزیع و توضیح و توضیع ، خلط می کنندو هر کدام از کلمات یاد شده ، جای استعمال خود را دارد. در عین حال یقین کامل دارم که شما با نوشتن صد ها مقاله فرق آن ها را می دانید؛ بلکه به خاطری این تذکر را نوشتم که مبتدیان گمان نبرند که « توضیع» صحیح است و دیگر اینکه هر انسان جایز الخطا است و من هم گاهی کلمات را ناصواب می نویسم و در کلماتی که با شک دچار گردم ، حتما به قاموس مراجعه می کنم. خدا کند به زودی « قاموس کبیر افغانستان» آنلاین گردد و به بهره برداری سپرده شود ، تا از این اشتباهات کوچک با یک « کلک کردن» همه نجات یابیم.


اسم: عزیزکهگدای   محل سکونت: سان دیگو -کلیفورنیا    تاریخ: 11.12.2015

دانشمند گرامی وهنردوست محترم آقای غلام حضرت صاحب سلام و احترام تقدیم میدارم ! ازلطف ومهربانی شایان شما فوق العاده ممنون ومتشکرم. مسرورم ازاینکه هموطنی بتاریخ، هنر وادب وطن مالوف ارج میگزارد، جای بسا افتخار است .نظربفرمودۀ شما کاش حالا درهمان سن وسالی میبودم که بتازگی قدم بحیات فامیلی میگذاشتم، لاکن حیات فامیلی را سالهای دراز پشت سرگذاشته، اولادهای مان رابلطف پروردگار بثمر رسانیدیم وخود تحصیلات عالی رادراروپا به اکمال رسانیدم ودرهمه احوال از خالق بزرگ شکر گزاریم .تاریخ چراغ آیندۀ بشراست ، هرچیزی ممکن از اذهان ناپدید گردداما حافظۀ تاریخ است که هیچ چیزرا به باد فراموشی نمی سپارد . باردیگراز قدردانی خالصانۀ محترم تشکر مینماییم . به آرزوی صحت وسلامتی شما . بااحترام


اسم: قاسم باز   محل سکونت: ویرجینیا امریکا    تاریخ: 11.12.2015

راجع به مسله فروش رباط افغانی!
از برادر محترم و عزیز القدر اقای محمد معصوم هوتک جهان سپاس که به مسله فروش اقامتګاه زاهدان حج افغان تماس ګرفت،اقای معصوم هوتک که موضوع فروش رباط افغانی در مکه مکرمه که توسط یک عده وطن فروشان معلوم الحال به نشر سپرده از صمیم قلب تشکری و کور ودانی میګویم.
کسانیکه وطن را بفروشد، توپ و تانک اردو ملی که حیثیت ناموس دارد بفروشد، اسلام عزیز را بفروشد، طیاره اریانا را به قیمت ناچیز بفروشد به انها روباط فروختن هیچ ارزش ندارد.
اقای محترم معصوم هوتک.
من شاهد زنده استم که یکی از روزها حاجی صاحب خدا پرست و دین دوست حاجی صاحب ( عبدالحق ) تاجر مشهور لیلامی فروش که از امریکا لباسهای لیلامی و بوتهای لیلامی امریکا به افغانستان تجارت میکرد، نزد پدر مرحومم امد و از ترمیم رباط به پدرم ګفت ، پدرم هم همین موضوع را به مرحوم سردار محمد داوودخان ګفت، سردار داوودخان از پشنهاد اقای تاجر عبدالحق خان به خوشی استقبال کرد و دو مرتبه وی را در قصر ریاست جمهوری بحضور پزیرفت، مرحوم داوودخان به تاجر عبدالحق ( مشهور به حاجی ملا ) وعده سپرد هر انچه که از دست ما شده میتواند دولت جمهوری حاظر است بشما کمک نماید و وعده هر نوعه همکاری داد. من قاسم باز چند بار به همرای پدرم بخانه تاجر ملا عبدالحق که منزل شان در سرای غزنی کابل و دوست صمیمی پدرم و برادرانم بود رفتیم من شحصآ وی را از نزدیک میشناسم ، وی واقعآ یک افغان خیر اندیش بود. اګر زنده است خداوند عمر دراز نصیبش کند و اګر فوت نموده جنت نعیم جایش باد.


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 09.12.2015

جناب محترم و دوست عزیزم آقای عزیزاللّه کهګدای هنر دوست!عرض سلام و ادب و ارادت دارم.نوشتۀ چند هفته پیش تان در رابطه با خطاطی و خطاطان ، برای ما یا من بسیار جالب و آموزنده بود، ازین خاطر از جناب عالی تقاضا نمودم که اګر ممکن باشد بنده را از رؤیت بعضی یا بسیاری از این خطاطی ها مستفیض و مستفید فرمائید، ولی انتظار بنده طولانی ګردید، حدس زدم که استاد کهګدای بتازګی داماد یا پدر شده و فرصتِ دیدن و خواندنِ نوشتۀ این حقیر را نیافته اند و با توجه به هنر دوستی و طینتِ پاکِ استاد، بعید بنظر میرسد که تقاضای یک هموطن فقیر خود را مورد بی اعتنائی قرار داده باشد، تا اینکه حدسم درست و بجا ثابت ګردید البته با کمی تفاوت، که اُمید وارم سفرِ خوشِ داشته بوده اید. قسمت دوم نوشتۀ شما که مکمل نوشتۀ اولی تان میباشد بسیار مورد توجه و استفادۀ بنده و شاید همه خوانندګان عزیز قرار ګرفتند. کمپیوتر و تکنالوژی بیست سال آینده هم نخواهد توانست همچو آثار لذت بخش و دلپذیر خلق نماید.
از توجه و غریب نوازی شما یک دنیا متشکرم. همیشه مؤفق و شادکام باشید.


اسم: عزیزکهگدای   محل سکونت: کلیفورنیا- سان دیگو    تاریخ: 09.12.2015

آقای محترم و گرامی جناب غلام حضرت صاحب باعرض سلام و ارادت !
ازلطف ومهربانی و تقدیرشما درمورد مضمون خطاطان و خوشنویسان یک جهان سپاس .مدتی درسفروتهیۀ نمونه های خط خطاطان وخوشنویسان سپری شد وامیدوارم به بزرگواری خویش معذورم دارید اینک نمونه ها را تکمیل و جهت نشر ارسال نمودم. درمورد آدرس انترنیتی جایگاه این خطاطان را که خواسته بودید . مأسفانه چنین چیزی درانترنت نیامده است ، اگرباشد بکمال افتخار خدمت تقدیم میکردم . عم بزرگوارم حافظ نور محمد کهگدای مورخ کشور طی سالهای متمادی بیش از ٧٠سال یادداشتهای تاریخی خود را در١٠ کتابچه ضخیم تحریر داشته که بمرورزمان وشرایط ناگوارکشور پوسیده شده واکثراً بمشکل خوانده میشود.من آنرا ازپسرشان بدست آورده و مسلسل تایپ و به پورتال وزین افغان جرمن آنلاین جهت مطالعۀ هموطنان گرامی بنشر فرستاده ام و هنوزهم ادامه دارد . باعرض حرمت


اسم: سید مسعود فارانی    محل سکونت: آلمان    تاریخ: 07.12.2015

اظهار امتنان و شکران از بزرگان و فرهیختگان صاحب قلم و صائب نظر!
ایشان هر یک : جناب بزرگوار زمری کاسی ، جناب بزرگوار ایاز خان نوری ،جناب بزرگوار استاد داکتر سید خلیل الله هاشمیان ، جناب بزرگوار بیگمراد تاش ، خانم فرهیخته استاد شیما غفوری و جناب انجنیرقیس کبیر که با دید وسیع، منصفانه از نوشتۀ بنده یاد آوری نموده اند اظهار امتنان دارم .
قلم ایشان را مثل همیشه توانا و پـُر بار، ازبارگاه خداوند بزرگ (ج ) تمنا دارم.


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.12.2015

حسب تصادف به شعر فلسفی مرحوم رازق فانی به عنوان "گلۀ آ د م ا ز د ا ر و ین" بر خوردم که در سه مقطع بسیار روان فلسفه خلقت را به سویه بسیار عالی و بالا تفسیر نموده و در آخیر نشان می دهد که در اصل حیوانات اشرف مخلوقات است نه انسان ها که خود شان خود را اشرف مخلوقات ساخته اند.

داروین چون رخت زین عالم کشید
روح او را حضرت آ د م بدید

در مقطع دوم داروین به حضرت آدم دلیل می آورد که یک شادی را دیدم که مشابعت زیاد دارد به انسان فلهذا نظریه انکشاف تدریجی خود را اساس گذاشتم.

شادی از موضوع خبر شد و به داروین چنین گفت:

د ا د د شنا می بنام آ د می
گفت: ا ی فرزند خام آ د می

درحق بوزینه بهتان کرده ای
نسبتش با نسل انسان کرده ای

هیچ بوزینه کتب سوزی نکرد
مامنی از دست بوزینه نسوخت

خرمن بوزینه از کینه نسوخت
تیرباران، هم نژاد خود نکرد

بسکه آن بوزینه برمن طعنه زد
ازخجالت آب گشتم در لحد

چون عفت قلم اجازه نمی دهد در آخر هم شادی خشم خود را بالای قبر داروین خالی می کند.

خداوند مرحوم رازق فانی را بیامرزد که در عالم نا شناسی با وی اشنا شدم.


اسم: فضل احمد افغان   محل سکونت: کانادا    تاریخ: 05.12.2015

ډیرګران او محترم شخصیت او شه لیکوال جناب نوری صیب له ډیری شی تبصری نه مننه کوم او د دوی نظریاتو ته د قدر په سترګه ګورم او ورسره مؤفق یم خدای دی ژوندی لره او بریالی اوسی
خدای دی مل شه
په درناوی
افغان


اسم: ایاز نوري   محل سکونت: Holland    تاریخ: 05.12.2015


بما چه که؟ ملا محمدعمر بمیرد ویا ملا اختر محمد منصور زخمی شود
هموطنان عزیز اگر ما قبول میکنیم که جهاد،شکست اتحاد جماهیر شوروی وقت، وارد نمودن جنگسالاران نابکار، ایجاد پدیده سیاۀ طالب و طالبیزم در پاکستان تحت رهبری عربستان سعودی و اسامه بن لادن و بالاخره تجاوز م در مادروطن عزیز ما افغانستان و حال وارد شدن پدیده سیاه و ۲۰۰۱ آکتوبر ۷ بیشرمانه امریکا و بریتانیا بتاریخ م یک دسیسه برای رسیدن اهداف ۱۸۷۸ وحشی دیگری در کشورعزیز ما بنام داعش ازآغاز کودتای ننگین هفت ثور شوم امریکا به منابع نفتی آسیائی مرکزی بعد از شکست اتحاد جماهیر میباشد، مذاکرات صلح بنام طالبان و ارتباط دادن آن با مرگ ملا محمد عمر و حال زخمی شدن ملا اختر محمد منصور نیز دسائیس محیلانه و شیطانی امریکا،عربستان سعودی و پاکستان میباشند که برای اغفال ملت مظلوم و درد دیده افغان که به جز از پوست و استخوان چیزی در وجود شان نمانده و هر روز منتظر مرگ اند و یا رخت سفر از دیارعزیزخود بسته اند چیزی بار به پاکستان سفر کرد و با ۲۱ دیگری نیست ما شاهد بودیم که جناب حامد کرزی در دوره سیزده ساله خود شوردادن دم روبای مکار با آستینهای خالی چپنش به مادروطن خود باز گشت و جناب داکتر اشرف غنی بعد از تقررش توسط آقای جانکری وزیر خارجه امریکا بحیث رئیس جمهور دولت افتراق ملی با آغوش باز به پاکستان سفر و چون سلفش با جوال پر از دروغهای پاکستان بوطن بازگشت و امروز شاهد میباشیم که در نقاط مختلف مادروطن عزیز ما بیرقهای سفید طالبان به بیرقهای سیاۀ داعش تبدیل میگردد درس نمیگیریم و نمی فهمیم که چرا کانفرانس اخیر ناتو به سردمداری امریکا در عوض همکاری در نظارت از سرحدات که تروریسها را از آن وارد افغانستان میسازند بنازم این فیصله و تعهد همکاری را، آیا این خود بیانګر بازی دیگری در ،تعهد میسپارند که از سرکها نظارت میکنند تطبیق پلان محیلانه و شیطانی شان در امر غافل نگهداشتن رهبران دولت افتراق ملی و ملت مظلوم افغان از گسترش فعالیتهای توسعگرانه داعش تحت نام مذاکرات صلح با طالبان نمیباشد؟
دغه پورته څو جملې، اما یو کتاب معنی په کې پرته...!!
محترم ورور لیکوال او وطنپال شخصیت فضل احمد افغان، سلام!
ستاسو دغه لیکنه حقیقتأ، چې د قدر وړ ده، نړیوال استعمار رشتیا، چې مونږ د افغانستان ملت سخت ګیر کړي یو. د پاکستان دولت اصلأ د شیطان انګلیس یو «نوکریوال» د هندوستان او افغانستان د شریفو خلکو د ټکولو لپاره یوه متروکه ده او بس!!
نړیوال استعمار خپل ژور اقتصادي پلانونه په سیمه کې تعقیب کوي. د طالبانو تحریک لکه پرون، چې استعمال شو، نن هم د استعمار له خواء په مهارت سره د افغان ملي ضد ګټو لپاره استعمالیږي. بلی ستاسو د فرمایش پر تایید د افغانستان حاک باید له ماضي نه پوره زده کړه وکړي، خپل ملي وحدت ته په عمل کې نور هم متوجه شي، سوله ایزې مظاهرو ته مخه کړي او د ملي ضد دسیسو مخه ونیسي.
قلم نور اوچت غواړم.


اسم: ایاز نوري   محل سکونت: Holland    تاریخ: 05.12.2015

محترم افغان حساس شاعر او لیکوال مسعود فاراني صاحب، سلام!

د ګرانو افغان شخصیتونو جناب زمری کاسي صاحب او جناب استاذ هاشمیان صاخب د شکلو تبصرو په تایید، ستاسو وروستی لیکنه مو د « جزئیات زبانی » تر عنوان لاندې ولوستله. واقعأ، چې لیکوالي هم یو حساس هنر ده. ستاسو په درانه فرمایش زه اعتراف کوم، چې په نثر لیکلو کې غلطی را څخه شوي دي. ستاسو د توضیح پر بنسټ د بیلګې په توګه همداء د ( ان شاء الله ) کلمه ما تل یو ځای ( انشاء الله ) لیکلې ده، جې الله پاک دې د هغې ناسمې معنی نه راته معافي وکړي. هیله ده، تاسو جناب دغه خپلې عالمانه او په ضمن کې ضروري موضوع یعنی سم لیکلو ته دوام ورکړئ او افغانان به ورنه مستفید شي.
قلم مو بریال غواړم.


اسم: ارمان    محل سکونت: کابل     تاریخ: 05.12.2015

سلام و احترام تقدیم تمام اعضای این ص&#